PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده می باشد و در این حالت شما تصویری را مشاهده نمی کنید برای مشاهده کامل متن و تصویرها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نظرات, پرسش و پاسخ مبحث مدیریت سرمایه



FENCER
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۲۳:۱۵
استراتژی بنده در سه جمله :

1. ضرر نکردن

2.حفظ اصل پول

3.سود بردن (انجام درست اصل 1 و 2 حتی بدون اصل 3 برای بنده عین سود کردنه)

hamed89
۱۳۹۰/۰۸/۲۰, ۲۳:۳۲
استراتژی بنده در سه جمله :

1. ضرر نکردن

2.حفظ اصل پول

3.سود بردن (انجام درست اصل 1 و 2 حتی بدون اصل 3 برای بنده عین سود کردنه)

استراتژی کی این موارد نیست؟ :دی

FENCER
۱۳۹۰/۰۸/۲۱, ۰۰:۲۱
خیلیا !!!! اگر استراتژي داشتند زیان نمیکردن !!! بیشتر افراد یک استراتژی دارن اونم سود کردن
بعضیا این استراتژی فقط تو ذهنشون هست اما در عمل ....
یک عده دیگه هم پس و پیش میندازن....

و در نهایت شرط ، قدرت و توان عمل به استراتژی هست نه صرف داشتنش

ناشناس
۱۳۹۰/۰۸/۲۱, ۱۴:۱۴
درود بر شما
1- استراتژی؛ مفهومی که از علوم نظامی وارد دانش مدیریت شد و پس از مدتی با سرک کشیدن در علوم مختلف تبدیل به یک Buzz Word شد. دقیقاً همان اتفاقی که برای مفاهیم و اصطلاحات دیگری همچون سیستم، مدیریت، دموکراسی و... افتاد و می افتد. بگذریم

2- از لحظه ای که وارد بورس شده ام فراوان بار شنیده ام که لازمه موفقیت، داشتن "استراتژی" است. اگر در علوم نظامی یا مدیریت به کتب مرجع مراجعه شود همه چیز شفاف و واضح است که استراتژی چیست و بر چند نوع است با شرح و تفصیل کافی. اما به بورس که میرسیم استراتژی فقط در یک کلمه خلاصه می شود؛ اول و آخر بحث همین جاست.

3- راستی شما که این مطلب را می خوانید بنیادی هستید یا تکنیکال؟ بلندمدتید، کوتاه مدت یا میان مدت؟ نوسان گیر هستید یا روی سهم می مانید؟ زیرخاکی دوست دارید یا با همین "رو خاکی" ها روزگار می گذرانید؟

امیدوارم این تاپیک طرحی نو در اندازد و این چهارچوب نخ نمای کهنه را بشکند.
باسپاس

مصطفي
۱۳۹۰/۰۸/۲۱, ۲۳:۴۳
سلام

مديريت سرمايه اين چيزي نيست كه تو كتابها گفتند يا تو كلاسهاي آموزشي دربارش صحبت شده . مديريت سرمايه كاملا پيچيده و حرفه ايي . و من اينجا اين مطلب اعلام ميكنم كه با توكل بر خدا و به كمك يكي از دوستان سيستمي را در بازار فاركس پياده سازي كرديم كه در نوع خود بي نظير .اين برنامه طوري كه ما در آن واحد به كل بازار فاركس دسترسي داريم . در همه جفت ارزها و در همه تايمها .
و كل بازار در مدت كمتر از سي دقيقه بطور كامل بررسي ميشه و بر اساس استراتژيي كه تعريف كرديم اقدام به گرفتن پوزيشن ميكنيم . مديريت سرمايه ايي كه با كمك يكي از دوستانم كه اصلا در هيچ فرومي مطلب نزده طراحي كرديم

اسمش گذاشتيم مديريت سرمايه به شيوه كازينو .

اين نوع مديريت سرمايه رو به هيچ وجه نميتونم توضيح بدم . فقط اين خواستم بگم كه دوستان يك مقدار به مسئله مديريت سرمايه دقيق باشن و خوب دربارش فكر كنند .

پي نوشت : همين دوستم با اين سيستم تونست تو مدت سه ماه 13000 پيپ از بازار بگيره .

دوستان از برنامه نپرسند كه جوابي داده نخواهد شد .

موفق باشيد .

سيد ياسر شريعت
۱۳۹۰/۰۸/۲۳, ۱۱:۴۴
برگرفته از سایت http://ratio.bourseblog.ir/

رفتارهای وارن بافت در بازارهای در حال سقوط

Warren Buffett's Bear Market Maneuver

Source: Investopedia

Translated By : Alireza Sadri

رفتارهای وارن بافت در بازارهای در حال سقوط

در زمان رکود اقتصادی ، بسیاری از سرمایه گذاران از خود می پرسند : " پیشگوی اعظم معبد اوماها چه استراتژی را برای حفظ شرکت برکشایر هاتاوی در مسیر صحیح اتخاذ می کند؟ " پاسخ این است که جناب مستطاب وارن بافت ، که به عنوان موفق ترین سرمایه گذار تمام دورانها شناخته شده ، به ندرت استراتژی سرمایه گذاری دراز مدت خود مبتنی بر ارزش ذاتی دارایی را تغییر می دهد و در نظر او کف قیمت بازار یک فرصت برای خرید شرکت های خوب و با قیمت های معقول است. در این مقاله ، ما به فلسفه سرمایه گذاری بافت و معیارهای انتخاب سهام با تاکید خاص بر کاربرد آنها در بازار رو به پایین و وضعیت اقتصاد رکود خواهیم پرداخت .

فلسفه سرمایه گذاری بافت

بافت دارای مجموعه ای از مفروضات جزمی و مشخص در مورد آنچه یک سرمایه گذاری خوب به شمار می رود می باشد. این مجموعه در حقیقت بیشتر بر کیفیت کسب و کار تمرکز می کند تا رفتارهای کوتاه مدت قیمت سهم یا جهت حرکت بازار. مقیاس های کلی و بلند مدت وی به جای تمرکز بر قیمت سهم به ارزش ذاتی و بنیادین آن کسب و کار توجه دارد.
بافت به دنبال کسب و کاری است که دارای "مزیت رقابتی" پایداری باشد به این معنا که شرکت دارای جایگاه و سهم در بازار ، نام تجاری معروف و یا یک مزیت خاص که باعث برتری بر رقبا شود باشد مانند جلوگیری از دسترسی آسان رقبا به بازار و یا کنترل منابع کمیاب .

بافت از یک استراتژی مخالف جهت بازار (Contrarian)اما بهگزینی شده استفاده می کند: وی با استفاده از معیارهای سرمایه گذاری خود برای شناسایی و انتخاب شرکت های خوب اقدام می کند و می تواند معاملات بزرگ (میلیون ها سهام) را هنگامی که بازار و قیمت سهام تحت فشار عرضه هستند و فروشندگان زیادی وجود دارند به ثمر برساند.

علاوه بر این ، او نکات زیر را فروض درست تلقی می کند:

ü اقتصاد جهانی پیچیده و غیر قابل پیش بینی است.

ü اقتصاد و بازار سهام همگام و هماهنگ حرکت نمی کنند.

ü با انتشار اخبار جدید مکانیسم های بازار فوراً نسبت به اعمال تغییرات در قیمت اقدام می کنند.

ü بازده سهام در دراز مدت با هیچ بازده دیگری قابل مقایسه نیست.

حیطه فعالیتهای سرمایه گذاری بافت

سرمایه گذاری برکشایر هاتاوی(متعلق به وارن بافت) در طول سال ها شامل صنایع زیر است :
بیمه ، نوشابه سازی، هواپیمای جت خصوصی، شکلات سازی،کفش، جواهرفروشی، انتشارات، مبلمان، فولاد، انرژی و ساختمان سازی
چنانکه می بینید صنایع ذکر شده با هم تفاوت های زیادی دارند،پس معیارهای مشترک بین آنها برای تمییز سرمایه گذاری خوب از بد چه هستند؟

معیارهای سرمایه گذاری بافت

شرکت برکشایر هاتاوی متکی به تیم بررسی و تحقیقات و تجزیه و تحلیلی است کهمی تواند از میان اقیانوسی از داده ها تصمیمات سرمایه گذاری را هدایت کند. در حالی که همه جزییات مربوط به تکنیک های مورد استفاده آنها افشا نشده است اما با مطالعه سرمایه گذاری های آنها10 معیار مشترک میان سرمایه گذاری های برکشایر هاتاوی می یابیم :

Ø شرکت مورد نظردر یک صنعت و یا اقتصاد خوب و رو به رشد باشد.

Ø باید از مصرف کنندگان انحصاری و یا مشتریانی که به نام تجاری آن شرکت وفادارهستند برخوردار باشد.

Ø نباید از طرف رقبایی که درارای منابع فراوانی از هر حیث هستند ضربه پذیر باشد.

Ø شرکت درآمدی با روندی رو به بالا با حاشیه سود خوب و مداوم داشته باشد.

Ø از نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهم پایین و یا از نسبت درآمد به بدهی بالایی برخوردار باشد

Ø باید بازده بالا و پایداری را در سرمایه گذاری های خود داشته باشد.

Ø شرکت باید سابقه خوبی در حفظ بخش عمده درآمد برای برنامه های رشد شرکت به جای تقسیم سود نقدی داشته باشد.

Ø هزینه های نگهداری و بهره برداری و هزینه های فعالیت شرکت ، هزینه های سرمایه یا جریان سرمایه گذاری نقدی آن بالا نباشد.

Ø این شرکت باید سابقه سرمایه گذاری دوباره درآمدها در فرصت های کسب و کار خوب و کسب سود مناسب از آنها را از خود نشان داده باشد.

Ø شرکت باید برای تنظیم قیمت های خود نسبت به تورم آزادی عمل داشته باشد.


استراتژی سرمایه گذاری با فت

بافت خریدهای متمرکز انجام می دهد به این ترتیب که در زمان های رکود ، او میلیون ها سهام یک شرکت را با قیمت معقول می خرد بافت سهام شرکتهای متکی بر فروش فن آوری را خریداری نمی کند چرا که او کسب و کار و یا صنعت آنها را درک نمی کنند ، در دوران رونق dotcom ، او از سرمایه گذاری در شرکتهای فناوری اجتناب کرد چرا که معتقد بود اطلاعات کافی از عملکرد آنها برای مقاصد او در جهت تحلیل اینگونه شرکتها وجود ندارد.

در زمان رکود بازار در سال 2009 ، اگرچه بافت میلیاردها دلار به صورت نقدی برای سرمایه گذاری مهیا داشت، در نامه خود به سهامداران برکشایر هاتاوی اعلام کرد که پول نقد اگر بیش از حد نگه داشته شود در دوران بهبود اقتصادی توسط تورم ارزش خود را از دست خواهد داد.

بافت تنها با شرکت های بزرگ وارد معامله می شود چون او به سرمایه گذاری های عظیم برای کسب بازده مورد نظر و ثبت نتایج بسیار عالی در ابعاد بزرگ برای حفظ نرخ رشد شرکتش نیازمند است.

روش بافت برای انتخاب یک سهم در بازارهای رو به نزول بر اساس سرمایه گذاری گسترده در سهم های ارزنده در زمانهایی که قیمت آنها بسیار پایین است استوار شده است و در این حالت حتی بافت به دلیل دارا بودن نقدینگی بالا سهم های مورد نظرش را به قیمت مناسب تری از میانگین بازار خریداری می کند.

توانایی او برای تامین میلیاردها دلار در تزریق پول نقد به سرمایه گذاری های به او قدرت و فرصتی می دهد که برای دیگران قابل دستیابی نیست.

نتیجه گیری

استراتژی بافت در مقابله با بازار نزولی اینست که آن را به عنوان یک فرصت برای خرید شرکت های خوب با قیمت های معقول و منطقی تلقی میکند. بافت یک مدل سرمایه گذاری توسعه داده که برای او و سهامداران برکشایر هاتاوی در طی مدت زمان طولانی به خوبی کار کرده است. استراتژی سرمایه گذاری او بلند مدت و انتخابی است ،در مدل وی مجموعه ای دقیق از الزامات قبل از تصمیم گیری برای هر سرمایه گذاری لحاظ شده است.بافت همچنین از پول نقد فراوانش به عنوان "حربه ای همیشگی " جهت خرید میلیون ها سهم در یک زمان استفاده می کند.

تصمیم کبری
۱۳۹۰/۰۸/۲۳, ۱۲:۴۸
استراتژی بنده در سه جمله :

1. ضرر نکردن

2.حفظ اصل پول

3.سود بردن (انجام درست اصل 1 و 2 حتی بدون اصل 3 برای بنده عین سود کردنه)

میشه توضیح بدی چیکار میکنی تا ضرر نکینی؟
فقط فعل ضرر نکردن که نمیشه استراتژی!
بعنوان مثال شما سهم خودرویی تو سبدت داری، فردا اول صبح اعلام میشه که واردات خودرو ازاد شد. یا تعرفه واردات خودرو به صفر کاهش یافت.
اونوقت این استراتژیتون چگونه به شما کمک میکنه؟

*سامان*
۱۳۹۰/۰۸/۲۳, ۱۷:۰۳
میشه توضیح بدی چیکار میکنی تا ضرر نکینی؟
فقط فعل ضرر نکردن که نمیشه استراتژی!
بعنوان مثال شما سهم خودرویی تو سبدت داری، فردا اول صبح اعلام میشه که واردات خودرو ازاد شد. یا تعرفه واردات خودرو به صفر کاهش یافت.
اونوقت این استراتژیتون چگونه به شما کمک میکنه؟
منتظر جوابم

FENCER
۱۳۹۰/۰۸/۲۴, ۲۱:۱۷
میشه توضیح بدی چیکار میکنی تا ضرر نکینی؟
فقط فعل ضرر نکردن که نمیشه استراتژی!

دوست عزیز ، ضرر نکردن یعنی شما در هر زمان سمت هر سهمی به هر قیمتی نروید .

تونستم منظورم رو برسونم؟

ناشناس
۱۳۹۰/۰۸/۲۵, ۲۳:۳۵
جلسه پنجم :

برنده بازی رولت کیست :
در جلسه قبل بعد از اینکه به این نتیجه رسیدیم که اگر در این بازی یک یا چند دست بازی کنیم ،هر دست بازی ما نتیجه ای کاملا تصادفی خواهد داشت و درست است احتمال برد ما 48.5٪ است اما چون تعداد دور بازیها کم است امکان دارد ،یک یا دو یا سه دست یا حتی بیشتر پشت سر هم برنده شویم (یا سه دست پشت هم بازنده شویم) و در حالت برد سه دست بهترین کار این است که کل مبلغ برنده شده را برداشته و دیگر از بازی رولت منصرف شویم (البته اگر بتوان بر طمع غلبه کرد و منطقی برخورد نمود) چون اگر تعداد بازیهای ما بالا برود به قسمی که آمار و احتمال بتواند در آن فعال شود ما در هر صد دست 48.5 دست خواهیم برد و 51.5 دست خواهیم باخت و با پول حاصل از برد 48.5 دست ضرر باخت 48.5 دست را چبران خواهیم نمود و در آخر سه دست کامل بازنده خواهیم بود که باید این ضرر را پرداخت کنیم ،اما اگر همه بازیکنان طبق این منطق بازنده میباشند برنده کیست ؟
بله ،کاملا صحیح است برنده صاحب کازینوست که صاحب خانه صفر یا سبز رنگ میباشد که با احتمال 3٪ در هر بازی برنده میباشد ،اما آیا 3٪ احتمال در هر بازی اهمیت دارد و میتواند کسی را برنده کند ،پاسخ این است ،هم بله و هم خیر !!!!
اگر قصد فقط یک یا چند دست بازی باشد احتمال بسیار بالا دارد صاحب 3٪ شانس در هیچ دستی برنده نباشد اما اگر تعداد دستها زیاد باشد به قسمی که آما و احتمال بتواند فعالیت خود را انجام دهد صاحب 3٪ شانس در هر 100 دست بازی سه دست برنده بی چون و چرا خواهد بود (پاسخ فوق را با رنگ دیگر مشخص نمودم تا به جای خود از آن استفاده کنیم ،شما هم این بخش را به خاطر بسپارید)

اما این بین ما شانس 48.5 درصد داریم و صاحب کازینو شانس 3٪ ، با این 3٪ شانس آیا میتوان رقم قابل توجهی پس انداز کرد ،برای پاسخ به این پرسش امکاناتی که یک کازینو برای جذب اعضا در اختیار مشتری به رایگان قرار میدهد را برایتان لیست میکنم :

هزینه نوشیدنی رایگان
هزینه شام نهار صبحانه رایگان
هزینه اتاق رایگان
استفاده رایگان از اتومبیل های کازینو
امکان آوردن مهمان از یک تا سه نفر
و اگر فکر میکنید اینها کافی نیست هزینه سفر از کشورهای دیگر و تورهای تفریحی را نیز کازینو تقبل میکند

البته مشخص است نسبت به نوع کازینو و مبلغی که در آن شرط بندی میشود و .... این امکانات تفاوت دارد اما هدف من از ذکر مطالب فوق این بود که تنها با 3٪ شانس برد صاحب کازینو میتواند به مقادیری که ذکر شده فقط هزینه تبلیغ بدهد پس درآمد را خودتان محاسبه بفرمایید ،
اما این بین این مطلب هم مطرح است که در این کازینوها چون مقدار زیادی معاملات انجام میشود طبیعیست که درآمد حاصل از 3٪ شانس پیروزی نیز زیاد باشد ،این مطلب پذیرفته است و قصد من از به کار بردن این مثال مقایسه درآمد یک کازینو با یک تریدر نیست (هرچند که یک تریدر در صورت استفاده از سرمایه ایی مشابه سرمایه بکار رفته در کازینو میتواند درآمدی بیش از یک کازینو داشته باشد که از بحث فعلی خارج است و فعلا این عرض را نشنیده بگیرید) غرض صرفا این است که بگویم 3٪ شانس برد شانس بسیار خوبی برای برد میباشد و با آن چه کارها که نمیتواند کرد .
اما حال که به این نتیجه رسیدیم که 3٪ یا خیلی بهتر از آن 5٪ شانس پیروزی شانس خوبی برای برد میباشد بیایم یک مقدار از تخیلمان استفاده کنیم و وارد بازی جدیدی شویم :
فرض کنید حاصل ده سال تلاش ما 30 میلیون تومان پول است و شغل ما کاریست که مجبوریم روزانه 12 ساعت کار کنیم و با کلی ارباب رجوع سرو کله بزنیم و طبیعیست که رئیسی هم این بین وجود دارد که از همکار ما بیش از ما خوشش میاید و خلاصه هیچ چیز سرجای خود نیست ،در حال نفرین بر بخت خود هستیم که به ناگاه پری مهربانی جلویمان ظاهر میشود ،چشمهایمان را میمالیم ،ابتدا با شک به این که شاید به جای پری مهربان ،جن لئیم درشت اندامی باشد چشمها را مالیده و بسم الله میگویم ،خیر غیب نمیشد ،آرام آرام از زیر چشم به پاهای این موجود مینگریم ،خوشبختانه نه سم وجود دارد و نه پاها گرد است ،از بابت جن خیالمان راحت میشود ،هنوز برخود مسلط نشده ایم که پری فتح باب میکند ،هرچند صدای خیلی ملایمی ندارد ،اما کمی خشونت صدا را به پیشنهاد وسوسه انگیز میشود بخشید ،
پیشنهاد پری اینست ،کیسه ای داریم 6 مهره سبز و 4 مهره قرمز داخل آن میاندازیم و کیسه را به هم میزنیم سپس یک مهره بیرون میاوریم اگر مهره سبز بود پری ده میلون تومن به ما میدهد و اگر قرمز بود ما ده میلیون تومن به پری ،عجب شانسی به ما رو کرده ،احتمال برد 60٪ داریم ،اگر صاحب کازینو با 3٪ احتمال برد صاحب آن ثروت افسانه ایی میشود پس ما با 60 درصد برد چه ها خواهیم کرد
البته در کنار این مطلب توجه بفرمایید که طرف مقابل در کازینو افرادی هستند اگر نگوییم با ظاهری مانند گرگهای خونخوار حداقل به زیبایی پری موصوف نستند و در باطن هم نه تنها تمایلی به برد ما ندارند که اگر بر خانه معکوس ما شرط بسته باشند آماده هر کاری برای عدم برد ما هستند اما در اینجا مصاحب ما پری زیبا روییست که با لبخندی دلنشین پیشنهادی وسوسه انگیز به ما میدهد و..... زبان در حال چرخیدن به سمت پاسخ مثبت است که ناگهان چشممان به ناخنهای بلند و کج و معوج پری میوفتاد و ناخداگاه تامل میکنیم ،یاللعجب پری و ناخنهایی به این شکل و شمایل ،ناخنهای مانیکور کرده پیش کش اما حداقل در بساط پری ناخنگیر برای کوتاه کردن ناخنها پیدا نمیشود؟ ...
از دوستان خواهش میکنم مقداری در ارتباط با پیشنهاد پری فکر بفرمایید تا ببینیم آیا باید به وی پاسخ مثبت داد یا خیر ؟
جلسه دیگر که در خدمت خواهم بود بیشتر این موضوع را موشکافی خواهیم کرد .......



درود بر شما
از مطلب جالبتان در مورد بازي رولت لذت بردم و نظر من در مورد پرسش مطرح شده:
پاسخ اين پرسش در تئوري مطلوبيت نهفته است. يعني آنكه فرد دو گزينه پيش رو دارد، عدم قبول پيشنهاد كه بازدهي صفر دارد، قبول پيشنهاد كه خود دو حالت دارد بيرون آمدن مهره سبز با احتمال 0.6 و بيرون آمدن قرمز با احتمال 0.4 . فرد مورد نظر بايد منحني مطلوبيت خود كه نشان دهنده رجحان او براي كسب پول است تشكيل دهد و با توجه به ميزان مطلوبيت صفر تومان،به دست آوردن 10 ميليون تومان و از دست دادن 10 ميليون تومان نسبت به رد يا قبول پيشنهاد اقدام كند.

با سپاس

سپه
۱۳۹۰/۰۸/۲۶, ۰۹:۱۰
درود بر شما
از مطلب جالبتان در مورد بازي رولت لذت بردم و نظر من در مورد پرسش مطرح شده:
پاسخ اين پرسش در تئوري مطلوبيت نهفته است. يعني آنكه فرد دو گزينه پيش رو دارد، عدم قبول پيشنهاد كه بازدهي صفر دارد، قبول پيشنهاد كه خود دو حالت دارد بيرون آمدن مهره سبز با احتمال 0.6 و بيرون آمدن قرمز با احتمال 0.4 . فرد مورد نظر بايد منحني مطلوبيت خود كه نشان دهنده رجحان او براي كسب پول است تشكيل دهد و با توجه به ميزان مطلوبيت صفر تومان،به دست آوردن 10 ميليون تومان و از دست دادن 10 ميليون تومان نسبت به رد يا قبول پيشنهاد اقدام كند.

با سپاس

اگراین اصل احتمال صادق باشد که تعداد تکرار ازمایش به تعداد زیادی انجام شود و
پری مهربان علی رغم داشتن ناخنهای زشت به قول وقرار خود پای بند باشد
قبول کردن مطلوبیت زیادی دارد
البته این نظر من بود راجع به قبول یا رد پیشنهاد پر مهربان و نه پاسخی بر نوشته جناب ناشناس

بابای دارا
۱۳۹۰/۰۸/۲۶, ۱۸:۵۵
سلام و عرض ادب خدمت جناب Holy

از طرف خودم به جهت فتح این باب - مدیریت سرمایه - تشکر می کنم،

در مورد سوال پری و مهره ها!

اگه مطالب گذشته رو خوب فهمیده باشم موارد ذیل بنظر قابل ارائه می باشد.

نکته اول )
تعداد مهره های درون کیسه این پری خانوم 100 عدد است، برای تحقق موفقیت و غلبه مهره های سبز به قرمز ما باید بتوانیم 100 انتخاب داشته باشیم که در اینصورت 60% موفقیت و 40% شکست و در نهایت 20% خالص موفقیت بدست خواهیم آورد

اما ...
از آنجایی که فقط یک انتخاب داریم پس بنظر من شانس برنده شدن کاملا تصادفی _ و نه طبق قوانین احتمال _ است که می شود 50%

نکته دوم )
این شرطبندی یا انتخاب تصادفی قرار است بر روی 33% دارایی انجام گیرد که حاصل 10 سال تلاش ماست یعنی 10 میلیون تومان بنظر من این انتخاب قابل توجیه نیست در صورت رد پیشنهاد پری، درسته که 33% سود نکردیم ولی چیزی رو هم از دست ندادیم و این بنظر من یجورایی میشه استراتژی

ورود به معامله ای که احتمال موفقیت بر شکست بیشتر باشد

HOLY
۱۳۹۰/۰۸/۲۶, ۲۰:۲۶
عرض سلام دارم خدمت دوستان عزیز
ممنونم از جناب ناشناس عزیز ،جناب سپه عزیز و بابا دارا عزیز که در بحث شرکت کردند
تا حدود زیادی پاسخ مشابه فرمایش جناب بابا داراست ، که حتما فردا شب در این رابطه بحث میکنیم البته یک نکته وجود داره که شاید من تو طرح مطلب فراموش کردم بگم ،پری مارو مجاز به هر تعداد معامله که میخوایم میکنه
(قطعا دوستان بهتر از من میدونند که در تمام این نکات منظوری نهفته که تا پایان داستان این نکات کمکمون میکنه به هدف مطلوب برسیم)
موفق باشین

ناشناس
۱۳۹۰/۰۸/۲۶, ۲۰:۵۴
با درود
در مورد پاسخ آقاي دارا چند نكته مبهم براي من وجود دارد:
1- در صورت مسئله هيچ اشاره اي به اينكه "تعداد مهره هاي درون كيسه پري خانوم 100 عدد است" كه پيشفرض پاسخ ايشان مي باشد نشده است.
2- عبارت "شانس برنده شدن كاملا تصادفي-و نه طبق قوانين احتمال است"، يك جمله انقلابي است كه كل علم احتمال را زير سوال مي برد! مگر احتمال چيزي غير از مدلسازي پيشامدهاي تصادفي است؟؟
با سپاس

ناشناس
۱۳۹۰/۰۸/۲۶, ۲۰:۵۷
عرض سلام دارم خدمت دوستان عزیز
ممنونم از جناب ناشناس عزیز ،جناب سپه عزیز و بابا دارا عزیز که در بحث شرکت کردند
تا حدود زیادی پاسخ مشابه فرمایش جناب بابا داراست ، که حتما فردا شب در این رابطه بحث میکنیم البته یک نکته وجود داره که شاید من تو طرح مطلب فراموش کردم بگم ،پری مارو مجاز به هر تعداد معامله که میخوایم میکنه
(قطعا دوستان بهتر از من میدونند که در تمام این نکات منظوری نهفته که تا پایان داستان این نکات کمکمون میکنه به هدف مطلوب برسیم)
موفق باشین
درود بر شما
جسارتاً مسئله اي كه طرح فرموديد يك مثال كلاسيك از مباحث تصميم گيري و سرفصل "تئوري مطلوبيت" است. نمونه آن در كتب مختلف از جمله كتاب پژوهش عملياتي(مدلهاي احتمالي) دكتر منصور مومني، انتشارات سمت، فصل دوم صفحه 58 موجود است. تنها راه پاسخ دهي به اين سوال مدلسازي مطلوبيت تصميم گيرنده است.
با سپاس

بابای دارا
۱۳۹۰/۰۸/۲۶, ۲۰:۵۸
با تشکر از لطفتون جناب Holy

من اینجوری مجسم می کنم که با پیشنهاد پری مخالفت کردم و اون هم برای برانگیختن حس طمع من پیشنهاد جدیدی مطرح کرده و اونم اینکه می تونم هر تعداد معامله که بخوام انجام بدم :)

در پاسخ باید عرض کنم که چون حجم معامله همون 10 میلیون هستش باز هم قضیه تغییری نکرده چون انتخاب هنوز هم تصادفی می شه و احتمال برنده شدن 50%
با این تفاوت که من :

در انتخاب اول 33% سرمایه
در انتخاب دوم 50% سرمایه
و در انتخاب سوم 100% سرمایه رو برای معامله وارد می کنم

فکر می کنم با توجه به فرمایشات شما در تاپیک مدیریت سرمایه من باید طوری معامله کنم که بتونم 100 معامله داشته باشم
و این یعنی در هر بار 300،000 وارد معامله کنم ( اگه پری قبول کنه ) :-?

اینطوری من 100 معامله انجام می دم و در نهایت 3،000،000 معادل 10% بازده خواهم داشت ;)

کاش یه پری پیدا می شد با این پیشنهاد موافقت می کرد =P~

بابای دارا
۱۳۹۰/۰۸/۲۶, ۲۱:۱۸
درود بر شما
جسارتاً مسئله اي كه طرح فرموديد يك مثال كلاسيك از مباحث تصميم گيري و سرفصل "تئوري مطلوبيت" است. نمونه آن در كتب مختلف از جمله كتاب پژوهش عملياتي(مدلهاي احتمالي) دكتر منصور مومني، انتشارات سمت، فصل دوم صفحه 58 موجود است. تنها راه پاسخ دهي به اين سوال مدلسازي مطلوبيت تصميم گيرنده است.
با سپاس


با درود
در مورد پاسخ آقاي دارا چند نكته مبهم براي من وجود دارد:
1- در صورت مسئله هيچ اشاره اي به اينكه "تعداد مهره هاي درون كيسه پري خانوم 100 عدد است" كه پيشفرض پاسخ ايشان مي باشد نشده است.
2- عبارت "شانس برنده شدن كاملا تصادفي-و نه طبق قوانين احتمال است"، يك جمله انقلابي است كه كل علم احتمال را زير سوال مي برد! مگر احتمال چيزي غير از مدلسازي پيشامدهاي تصادفي است؟؟
با سپاس

سلام ناشناس جان!
یاد دوستان قدیمی کردی آقا
ممنون که یادداشت منو نقد کردی حالا خدمتت عرض کنم که منم چند واحد پژوهش عملیاتی و چند واحد دروس مالی در مورد منحنی بی تفاوتی (مطلوبیت) پاس کردم و البته آمار و احتمال
ولی ...
عزیز دلم در اقتصاد خرد بحث منحنی بی تفاوتی ( مطلوبیت ) به تفسیر اومده
منحنی بی تفاوتی در مورد قیمت کالاها و محدودیت درآمد بحث می کنه و به مصرف کننده امکان انتخاب کالاهای خودش رو با توجه به میزان درآمدش می ده و 3 حالت انتخاب داره که بعید می دونم با یادداشت من مغایرتی داشته باشه
اگه نیاز به مباحثه بود بفرمایید ادامه بدیم ( فقط شرمنده من تا دو ساعت دیگه به سیستم دسترسی ندارم شما بفرمایید من جواب می دم)

در خصوص تعداد مهره ها تا جایی که من نگاه کردم در سوال جناب Holy عدد 100 رو دیدم حالا شما نوشتی 10 فرقی نمی کنه
در مورد تصادفی بودن برنده شدن، اگه به یادداشت های جناب Holy و کتاب های مربوطه مراجعه بفرمایید شما برای یه پژوهش آماری نیاز به جامعه آماری داری؛ بنظر شما، نتایج بدست اومده از یه جامعه آماری با یک عضو چقدر قابل اطمینانه؟ :-?
پس نتیجه میشه تصادفی

البته معمولا من حرفهای انقلابی زیاد می زنم شما بدل نگیر :D

ناگفته نماند که جناب Holy به گزاره های سوال یه مورد جدید اضافه فرمودند و اون مجاز بودن تعداد انتخاب هاست
من فکر می کنم ناشناس جان هدف جناب Holy از طرح این بحث چیز دیگه ای غیر از ارائه علوم آکادمیک آمار باشه

اندکی صبر سحر نزدیک است

HOLY
۱۳۹۰/۰۸/۲۶, ۲۱:۴۷
درود بر شما
جسارتاً مسئله اي كه طرح فرموديد يك مثال كلاسيك از مباحث تصميم گيري و سرفصل "تئوري مطلوبيت" است. نمونه آن در كتب مختلف از جمله كتاب پژوهش عملياتي(مدلهاي احتمالي) دكتر منصور مومني، انتشارات سمت، فصل دوم صفحه 58 موجود است. تنها راه پاسخ دهي به اين سوال مدلسازي مطلوبيت تصميم گيرنده است.
با سپاس

ازتون ممنونم دوست خوبم
قطعا مثالهای بنده مثالهای نو و تازه ایی نیست و منتها ازتون اجازه میخوام یک کم دیگه بریم جلو ،فکر میکنم دو یا سه جلسه دیگه خیلی مسائل روشن میشه ،
بعد اگه احساس کردین با راه حل دیگه یا به طریق دیگه میتونیم جواب بهتری بگیریم بنده هم خوشحال خواهم شد مطرح بفرمایین تا هم دوستان و هم من استفاده کنیم .
براتون آرزوی سلامت و سود دارم ناشناس عزیز

HOLY
۱۳۹۰/۰۸/۲۶, ۲۱:۴۹
با تشکر از لطفتون جناب Holy

من اینجوری مجسم می کنم که با پیشنهاد پری مخالفت کردم و اون هم برای برانگیختن حس طمع من پیشنهاد جدیدی مطرح کرده و اونم اینکه می تونم هر تعداد معامله که بخوام انجام بدم :)


ممنونم بابا دارا عزیز
بله جالبه ،پیشنهاد خوبیه ،فردا شب که میخوایم داستان رو ادامه بدیم به شیوه ایی که شما فرمودین و نقل قول کردم ادامه میدیم .... ممنونم

ناشناس
۱۳۹۰/۰۸/۲۶, ۲۲:۰۸
ازتون ممنونم دوست خوبم
قطعا مثالهای بنده مثالهای نو و تازه ایی نیست و منتها ازتون اجازه میخوام یک کم دیگه بریم جلو ،فکر میکنم دو یا سه جلسه دیگه خیلی مسائل روشن میشه ،
بعد اگه احساس کردین با راه حل دیگه یا به طریق دیگه میتونیم جواب بهتری بگیریم بنده هم خوشحال خواهم شد مطرح بفرمایین تا هم دوستان و هم من استفاده کنیم .
براتون آرزوی سلامت و سود دارم ناشناس عزیز
من نيز از شما سپاسگزارم و بي صبرانه مشتاق ديدن پاسخ ديگر اين مسئله كلاسيك هستم.

داش مهدی
۱۳۹۰/۰۸/۲۷, ۰۰:۳۷
سلام ناشناس جان!
یاد دوستان قدیمی کردی آقا
ممنون که یادداشت منو نقد کردی حالا خدمتت عرض کنم که منم چند واحد پژوهش عملیاتی و چند واحد دروس مالی در مورد منحنی بی تفاوتی (مطلوبیت) پاس کردم و البته آمار و احتمال
ولی ...
عزیز دلم در اقتصاد خرد بحث منحنی بی تفاوتی ( مطلوبیت ) به تفسیر اومده
منحنی بی تفاوتی در مورد قیمت کالاها و محدودیت درآمد بحث می کنه و به مصرف کننده امکان انتخاب کالاهای خودش رو با توجه به میزان درآمدش می ده و 3 حالت انتخاب داره که بعید می دونم با یادداشت من مغایرتی داشته باشه
اگه نیاز به مباحثه بود بفرمایید ادامه بدیم ( فقط شرمنده من تا دو ساعت دیگه به سیستم دسترسی ندارم شما بفرمایید من جواب می دم)

در خصوص تعداد مهره ها تا جایی که من نگاه کردم در سوال جناب Holy عدد 100 رو دیدم حالا شما نوشتی 10 فرقی نمی کنه
در مورد تصادفی بودن برنده شدن، اگه به یادداشت های جناب Holy و کتاب های مربوطه مراجعه بفرمایید شما برای یه پژوهش آماری نیاز به جامعه آماری داری؛ بنظر شما، نتایج بدست اومده از یه جامعه آماری با یک عضو چقدر قابل اطمینانه؟ :-?
پس نتیجه میشه تصادفی

البته معمولا من حرفهای انقلابی زیاد می زنم شما بدل نگیر :D

ناگفته نماند که جناب Holy به گزاره های سوال یه مورد جدید اضافه فرمودند و اون مجاز بودن تعداد انتخاب هاست
من فکر می کنم ناشناس جان هدف جناب Holy از طرح این بحث چیز دیگه ای غیر از ارائه علوم آکادمیک آمار باشه

اندکی صبر سحر نزدیک است
با سلام خدمت تمامی دوستان وتشکر از جناب holy که ما رو مجبور کرد بعد از مدتها یه تکونی به مخمون بدیم، بحث اونقدر جذاب بود که یکی از منفورترین کارهای زندگیم( باز کردن کتاب فرآیندهای تصادفی) را برای شرکت در بحث انجام دادم.(البته دیگه برام منفور نیست، خدا رو چه دیدی شاید یکم هم شیرین شد)
اما جواب سوال از دیدگاه بنده حقیر:
سوالی که جناب holy مطرح کردند در منابع با نام زنجیره ورشکستگی قمارباز مطرح شده(gambler ruin chain) ، به این صورت که دو فرد A و B با سرمایه aوb ریال وارد شرطبندی میشن و در هر مرحله بازنده به برنده یک ریال میده تا سرمایه یکی به صفر برسه و بازی طبیعتا در این مرحله متوقف میشه، یعنی بازنده ورشکست میشه و سرمایه فرد برندهa+b میشه. البته مثال ذکر شده حالت خاصی از مسئله کلی هست که در آن سرماهیه یک طرف بازی(فرشته) بینهایته یا به عبارت دیگه هیچوقت ورشکست نمیشه اما احتمال داره که ما ورشکست بشیم، اما احتمال ورشکستگی ما چقدره و به چه ÷ارامترهایی بستگی داره؟
جواب اینکه ما با احتمال 4/6^3=0.29 {(احتمال شکست تقسیم بر احتمال پیروزی) به توان سرمایه ما} احتمال صفر شدن سرمایه ما وجود داره، یعنی بعد از n مرحله شرطبندی سرمایه ما با احتمال 0.29 به صفر میرسه، و با احتمال های متفاوتی میتونه 10 میلیون، بیست میلیون، 30 میلیون و ....برسه
حالا مطلبی را که جناب ناشناس عنوان نموده اند کاربرد پیدا میکنه یعنی یک فرد با توجه به منحنی بی تفاوتی سرمایه گذاریش (ریسک و ریوارد) حاضر به قبول این معامله باشد و فرد دیگری این معامله را قبول نکند. به شخصه با این شرایط حاضر به شرطبندی نیستم مگر اینکه اختیار خروج از بازی با من باشد
در ضمن مطلب جناب بابای دارا که عنوان کردند حاضر به شرط بندی با مبلغ 300000 تومان هستند همکان کم کردن احتمال ورشکستگیه که در این حالت ما باید توان رو از 3 به 100 تغییر بدیم و در این صورت احتمال ورشکستگی ما تقریبا صفره و معمله کاملا توجیه پیدا میکنه و بیشتر افراد با هر منحنی مطلئبیتی حاضر به پذیرش اون هستند، البته که فرشته باید خیلی فرشته باشه که معامله را قبول کنه.
بامنتظر راهنمایی ونقد پاسخم از جانب دوستان و اساتید بزرگوار هستم
با تشکر

ناشناس
۱۳۹۰/۰۸/۲۷, ۰۹:۳۲
با سلام خدمت تمامی دوستان وتشکر از جناب holy که ما رو مجبور کرد بعد از مدتها یه تکونی به مخمون بدیم، بحث اونقدر جذاب بود که یکی از منفورترین کارهای زندگیم( باز کردن کتاب فرآیندهای تصادفی) را برای شرکت در بحث انجام دادم.(البته دیگه برام منفور نیست، خدا رو چه دیدی شاید یکم هم شیرین شد)
اما جواب سوال از دیدگاه بنده حقیر:
سوالی که جناب holy مطرح کردند در منابع با نام زنجیره ورشکستگی قمارباز مطرح شده(gambler ruin chain) ، به این صورت که دو فرد A و B با سرمایه aوb ریال وارد شرطبندی میشن و در هر مرحله بازنده به برنده یک ریال میده تا سرمایه یکی به صفر برسه و بازی طبیعتا در این مرحله متوقف میشه، یعنی بازنده ورشکست میشه و سرمایه فرد برندهa+b میشه. البته مثال ذکر شده حالت خاصی از مسئله کلی هست که در آن سرماهیه یک طرف بازی(فرشته) بینهایته یا به عبارت دیگه هیچوقت ورشکست نمیشه اما احتمال داره که ما ورشکست بشیم، اما احتمال ورشکستگی ما چقدره و به چه ÷ارامترهایی بستگی داره؟
جواب اینکه ما با احتمال 4/6^3=0.29 {(احتمال شکست تقسیم بر احتمال پیروزی) به توان سرمایه ما} احتمال صفر شدن سرمایه ما وجود داره، یعنی بعد از n مرحله شرطبندی سرمایه ما با احتمال 0.29 به صفر میرسه، و با احتمال های متفاوتی میتونه 10 میلیون، بیست میلیون، 30 میلیون و ....برسه
حالا مطلبی را که جناب ناشناس عنوان نموده اند کاربرد پیدا میکنه یعنی یک فرد با توجه به منحنی بی تفاوتی سرمایه گذاریش (ریسک و ریوارد) حاضر به قبول این معامله باشد و فرد دیگری این معامله را قبول نکند. به شخصه با این شرایط حاضر به شرطبندی نیستم مگر اینکه اختیار خروج از بازی با من باشد
در ضمن مطلب جناب بابای دارا که عنوان کردند حاضر به شرط بندی با مبلغ 300000 تومان هستند همکان کم کردن احتمال ورشکستگیه که در این حالت ما باید توان رو از 3 به 100 تغییر بدیم و در این صورت احتمال ورشکستگی ما تقریبا صفره و معمله کاملا توجیه پیدا میکنه و بیشتر افراد با هر منحنی مطلئبیتی حاضر به پذیرش اون هستند، البته که فرشته باید خیلی فرشته باشه که معامله را قبول کنه.
بامنتظر راهنمایی ونقد پاسخم از جانب دوستان و اساتید بزرگوار هستم
با تشکر
با درود
در فرمولی که ذکر فرمودید توان را برابر با 3 در نظر گرفته اید(این عدد 3 چه چیزی را نشان می دهد؟). اگر توان، سرمایه را نشان می دهد که سرمایه 30 میلیون تومان است و احتمال همواره نزدیک به صفر خواهد بود.

داش مهدی
۱۳۹۰/۰۸/۲۷, ۰۹:۴۰
با درود
در فرمولی که ذکر فرمودید توان را برابر با 3 در نظر گرفته اید(این عدد 3 چه چیزی را نشان می دهد؟). اگر توان، سرمایه را نشان می دهد که سرمایه 30 میلیون تومان است و احتمال همواره نزدیک به صفر خواهد بود.
سی میلیون تومان تقسیم بر مبلغ شرط بندی که 10 میلیون است
برای توضیحات بیشتر و اثبات فرمول میتونید متن لاتین زیر رو دانلود کنید
www.columbia.edu/~ks20/FE-Notes/4700-07-Notes-GR.pdf

بابای دارا
۱۳۹۰/۰۸/۲۷, ۱۴:۴۷
سلام آقا مهدی یا داش مهدی
یه سوال برام پیش اومد که شما در فرمولتون فکر می کنم لحاظ نکردید

می دونید که برداشتن مهره ها از کیسه کاملا تصادفی، یعنی در هر بار برداشتن ممکنه 50% سبز یا قرمز باشه درسته؟
سرمایه ما به 3 بخش تقسیم شده و می دونید که اگه قرار باشه احتمال کار خودش رو انجام بده و ما 60% برنده و 40% بازنده و در نهایت بطور خالص 10% برنده باشیم باید این امکان وجود داشته باشه که ما بتونیم هر 100 مهره رو از درون کیسه برداریم.
و این در حالیه که ما 3 بار می تونیم مهره برداریم. به احتمال 50% در هر بار می تونیم بازنده باشیم و اگه هر سه بار بازنده باشیم دیگه سرمایه ای نخواهیم داشت. و یا بالعکس؛ من فکر می کنم کاملا تصادفی باشه

سوال )

فرمودید که اگر اختیار خروج از معامله با شما باشه حاضرید قبول کنید؛ چه زمانی از معامله خارج می شید:-/

اگر در اولین معامله بازنده بودید خارج می شید؟ که در اینصورت 33% از سرمایه ای که طی 10 سال کار سخت جمع کردید از دست دادید! :-?
من فکر می کنم اگر کتاب کیش و مات رو نخونده باشید دوباره هم معامله خواهید کرد ;)

یا اگر در اولین معامله برنده بودید خارج می شید ؟ چقدر احتمال وجود دارد که شما در اولین معامله برنده باشید؟
بیش از 50% :-/

HOLY
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۰۱:۱۴
با سلام خدمت تمامی دوستان وتشکر از جناب holy که ما رو مجبور کرد بعد از مدتها یه تکونی به مخمون بدیم، بحث اونقدر جذاب بود که یکی از منفورترین کارهای زندگیم( باز کردن کتاب فرآیندهای تصادفی) را برای شرکت در بحث انجام دادم.(البته دیگه برام منفور نیست، خدا رو چه دیدی شاید یکم هم شیرین شد)
اما جواب سوال از دیدگاه بنده حقیر:
سوالی که جناب holy مطرح کردند در منابع با نام زنجیره ورشکستگی قمارباز مطرح شده(gambler ruin chain) ، به این صورت که دو فرد A و B با سرمایه aوb ریال وارد شرطبندی میشن و در هر مرحله بازنده به برنده یک ریال میده تا سرمایه یکی به صفر برسه و بازی طبیعتا در این مرحله متوقف میشه، یعنی بازنده ورشکست میشه و سرمایه فرد برندهa+b میشه. البته مثال ذکر شده حالت خاصی از مسئله کلی هست که در آن سرماهیه یک طرف بازی(فرشته) بینهایته یا به عبارت دیگه هیچوقت ورشکست نمیشه اما احتمال داره که ما ورشکست بشیم، اما احتمال ورشکستگی ما چقدره و به چه ÷ارامترهایی بستگی داره؟
جواب اینکه ما با احتمال 4/6^3=0.29 {(احتمال شکست تقسیم بر احتمال پیروزی) به توان سرمایه ما} احتمال صفر شدن سرمایه ما وجود داره، یعنی بعد از n مرحله شرطبندی سرمایه ما با احتمال 0.29 به صفر میرسه، و با احتمال های متفاوتی میتونه 10 میلیون، بیست میلیون، 30 میلیون و ....برسه
حالا مطلبی را که جناب ناشناس عنوان نموده اند کاربرد پیدا میکنه یعنی یک فرد با توجه به منحنی بی تفاوتی سرمایه گذاریش (ریسک و ریوارد) حاضر به قبول این معامله باشد و فرد دیگری این معامله را قبول نکند. به شخصه با این شرایط حاضر به شرطبندی نیستم مگر اینکه اختیار خروج از بازی با من باشد
در ضمن مطلب جناب بابای دارا که عنوان کردند حاضر به شرط بندی با مبلغ 300000 تومان هستند همکان کم کردن احتمال ورشکستگیه که در این حالت ما باید توان رو از 3 به 100 تغییر بدیم و در این صورت احتمال ورشکستگی ما تقریبا صفره و معمله کاملا توجیه پیدا میکنه و بیشتر افراد با هر منحنی مطلئبیتی حاضر به پذیرش اون هستند، البته که فرشته باید خیلی فرشته باشه که معامله را قبول کنه.
بامنتظر راهنمایی ونقد پاسخم از جانب دوستان و اساتید بزرگوار هستم
با تشکر

درود و سلام بر داش مهدی عزیز
داش مهدی عزیز خیلی سپاسگزارم از زحمتی که متقبل شدید ،نظرات خوبی داشتین ممنونم
فقط داش مهدی عزیز تصور میکنم یک اشتباه تایپی در فرمول وجود داره و اینجوری میشه اصلاحش کرد که احتمال ورشکسته شدن مساوی است با احتمال باخت
تقسیم بر احتمال برد باضافه احتمال باخت و مجموعا به توان تعداد بازی (و از اونجا که احتمال برد + احتمال باخت در این بازی خاص چون تساوی وجود ندارد مجموعا یک هست میتونیم بگیم احتمال ورشکستگی در این بازی خاص برابر با احتمال باخت به توان تعداد بازیست) که طبق این فرمول ما باید چهار دهم رو به توان سه برسونیم
اما اگه بخوام دلیلی ارائه کنم ،فکر میکنم شاید مثال پرتاب سکه رو راحتتر بتونیم تست کنیم ، طبق فرمولی که ارائه فرمودین برای اینکه احتمال ورشکست شدن رو حساب کنیم باید احتمال شکست تقسیم بر پیروزی به توان تعداد بازی محاسبه بشه ،حالا فرض کنین ما همین مثالی پری رو به جای مهره با سکه میخوایم انجام بدیم ،جواب ما چون احتمال شکست نیم و احتمال پیروزی نیم هست پس تقسیم بر هم یک خواهد شد و اگه یک رو به توان سه برسونیم پاسخ یک خواهد شد به عبارتی قطعا در این بازی شکست خواهیم خورد با این حساب ،حتی اگه تعداد بازی فقط یک دست باشه بازهم طبق فرمول احتما شکست یک خواهد بود درصورتی که میدونیم ما 50٪ در بازی اول شانس داریم ،اما اگه فرمول رو اون بخشی که عرض کردم بهش اضافه کنیم و محاسبه کنیم
در سه بازی احتمال ورشکستی یک هشتم و در یک بازی یک دوم خواهد بود که تصور میکنم صحیحتر باشه.
من واقعا از شما سپاسگزارم که زحمت ارائه فرمول رو کشیدین و همینطور مفهوم زنجیره ورشکستگی قماربازان رو مطرح فرمودین و در آخر بازهم تاکید میکنم اشتباه تایپی چیز بسیار مرسومی هست و بنده هم در نوشتارم زیاد دارم و این موضوع چیزی از ارزش لطف شما کم نمیکنه .
براتون آرزوی موفقیت دارم

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۰۲:۲۷
سلام خدمت جناب آقای دکتر holy بزرگوار

من به این جمله واقعا ایمان دارم آقای دکتر;)

در کازینو هیچ وقت رولت بازی نکنید و اگر خواستین بازی کنین یکی دو دست بیشتر نباشه و اگر بردیم بدون طمع بازی رو ترک کنیم چون اگه ادامه بدیم قطعا ما بازنده خواهیم بود...

داش مهدی
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۰۲:۴۵
با سلام خدمت تمامی دوستان گرامی
و سلام وتشکر ویژه از جناب Holy عزیز که ما رو مورد لطف خودشون قرار دادن
همچنین پوزش به دلیل اشتباهات تایپی و همچنین نثر ضعیف مطالبم که احیانا نتوستم منظورمو درست منتقل کنم،
واما پاسخ به سوالات و ابهامات اساتید گرامی Holy و بابای دارا:
یکبار دیگه مسئله اصلی ورشکستگی قمرباز رو(سعی میکنم ایندفعه بهتر از قبل) با مفروضات اون توضیح میدم
دو فرد A و B با سرمایه a و b ریال وارد شرطبندی میشوند که در آن احتمال برد A برابر p و احتمال برد B برابر q=1-p است و برنده بازی از بازنده در هر مرحله یک ریال دریافت میکند و انقدر شرطبندی را ادامه میدهند تا زمانیکه سرمایه یک طرف صفر شود و طبیعتا دیگر نمیتواند به بازی ادامه دهد، در این مرحله سرمایه فرد دیگر برابر با a+b میشود و بازی خاتمه می یابد. دقت شود که هیچ یک از دو طرف اجازه خروج از بازی را قبل از اتمام بازی ندارد.
و اما مسئله ما و پری زیبا که شکل خاصی از مسئله ورشکستگی قمار باز است که سرمایه یک طرف (پری) برابر بینهایت است را در زیر خلاصه میکنیم:
A= من، B= پری، a=3، و b=بینهایت، همچنین p برابر 0.6 و q برابر 0.4 است.
در این صورت احتمال ورشکست شدن من یا همان صفر شدن سرمایه من از فرمول زیر به دست می آید(استثنائا فرمول غلط تایپی نداشت):
احتمال ورشکستگی= (q/p) به توان a که همان 29 درصد میشود،
اما استاد Holy عزیز، احتمال 0.4 به توان 3 که شما ذکر فرمودید مربوط به حالتی است که در سه بازی اول، هر سه بازی را ببازیم که طبیعتا منجر به ورشکستگی کامل میشود. اما هر دنباله ای از نتایج بازی که تعداد شکستها سه مرتبه از تعداد پیروزی ها بیشتر شود منجر به ورشکستگی ما میشود؛ مثل
{ش ش ش} یا {پ ش ش ش ش} یا {ش پ ش ش ش} یا{ پ پ ش ش ش ش ش} و ......
که همانطور که میدانید بینهایت دنباله از نتایج بازی ها وجود دارد که منجر به ورشکستگی میشوند، برای به دست آوردن احتمال کل ورشکستگی باید از فرمول های حد مجموع سری هندسی و یک سری عملیات جبری استفاده کنیم تا در نهایت به فرمول بالا برسیم. نتیجه ای هم که درمورد پرتاب سکه گرفته میشود کاملا درست است به شرطی که مفروضات مسئله را زیر پا نگذاریم ، یعنی اختیار خروج با یک طرف نباشد. مطمئن باشد در صورت مسابقه با پری در بازی پرتاب سکه در نهایت سرمایه ما صفر میشود.
اما دوست گرامی بابای دارا:
کتاب کیش و مات را متاسفانه مطالعه نکرده ام، لطفا مشخصات کتاب را بفرمایید در اسرع وقت نسبت به تهیه و مطالعه آن اقدام میکنم،

مفروضات مسئله عنوان شده توسط جناب عالی با مسئله ورشکستگی قمارباز اندکی تفاوت دارد ، اگر با مفروضاتی که در بالا ذکر کردم ابهامی باقی مانده در خدمتم،

اگر اختیار خروج با من باشد حد ضرر را بیست میلیون قرار می دهم یعنی به محضی که سرمایه ام به بیست میلیون رسید از مسابقه کنار می کشم، مثلا اگر بازی اول را ببازم درست است که 33 درصد سرمایه ام از دست رفته ولی برای حفظ مابقی به شرط بندی ادامه نمیدهم( گفتنش خیلی آسونه ولی در عمل تا پای سرمایه آدم وسط نباشه نمیشه گفت که چه تصمیمی میگیرم)، همچنین اگه سرمایه ام از یه حدی بیشتر شد حد ضرر را بالاتر میبرم، مثلا اگر سرمایه ام به 100 میلیون رسید حد ضرر را برابر 70 میلیون قرار میدهم( البته توجیه منطقی نداره چونکه سرمایه ام در چند بازی قبل برابر 70 بوده ومن حاضر به ادامه بازی بوده ام وبه لحاظ منطقی نتیجه بازیهای بعدی مستقل از بازیهای قبلی است).
در ضمن چون لطف نموده و کتاب کیش و مات رابه من معرفی نمودید به شما خواندن کتاب های قمارباز شاهکار داستایوفسکی و همچنین مالی رفتاری ترجمه دکتر احمد بدری را به شما و دیگر دوستان فرهیخته پیشنهاد میدهم.
با تشکر مجدد از تمامی دوستان و پوزش به دلیل طولانی شدن مطلب، بیصبرانه منتظر نظرات همگی شما وبه خصوص درس های جدید استاد Holy گرانقدر درباره مدیریت سرمایه می مانم.

بابای دارا
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۰۸:۱۳
مهدي جان

كتاب كيش و مات
نوشته لاري لوين
ترجمه مهدي سوهاني
نشر ني نگار

اين كتاب در سه بخش به نگارش در اومده كه در دو بخش نخست به بررسي اشتباهات معامله گران پرداخته و توصيه هايي جهت پرهيز از زيان هاي بزرگ به آنها ارائه مي كند
در بخش سوم به بررسي علم سايكو _ سايبرنتيك مي پردازد و با ارائه چندين تمرين سعي مي كند به خواننده بياموزد كه ذهن انسان همچون موشك هاي هدايت شونده، برنامه ريزي شده است و مي تواند ...

بابت كتاب قمار باز ممنون در اولين فرصت كه برم نمايشگاه كتاب، حتما اونو تهيه مي كنم.

دوستان مشهدي از نمايشگاه كتاب غافل نشيد <:-p

بابای دارا
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۶:۲۶
جناب Holy يه سوال در مورد بحث لبه استراتژيL-)

مي خواستم بدونم چطور مي شه لبه يه استراتژي رو محاسبه كرد؟

بعنوان مثال اگه استراتژي من در ورود به معامله، استفاده از سيگنال Break Out در روند ها و اضافه كردن حجم معاملات در صورت ادامه روند و تريلينگ كردن Stop Loss و خروج، با سيگنال واگرايي در Macd باشه لبه استراتژي من چند مي شه :-/

بوف کور
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۷:۲۰
سلام به همه
اقا انقدر پری پری کردید تا منم رفتم درسا خوندم ببینم این پری کیه که .... :d
خلاصه سرتونو درد نیارم بعدش داشتم کار مشقت اور اشپزی انجام می دادم و به پری فکر می کردم یهو دیدم ووووووووووای غذام سوخت
اومدم از توی جا قاشقی که 6 تا فاشق و 6 تا چنگال توش بود قاشق بردارم چنگال شد دوباره یکی دیگه چنگال شد بعدی بازم چنگال شد همینطوری که به پری بد و بیراه می گفتم و نگران استاد هولی عزیزم بودم یهو دیدم ای دل غافل پری داره سر استادمونو کلاه می زاره وقتی اینجا نسبت قاشق به چنگال 50 به 50 بوده و سه انتخاب همش چنگال شده اونجا هم ممکنه
استاد نمی شه به جای پری یکی دیگه بیاد سراعتون ما اعصاب نداریما :)

بوف کور
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۷:۲۸
استاد به پری بگید 100 تا انتخاب بهتون بده هر انتخاب به اندازه کل پول تقسیم بر مهره ها پول رد و بدل شه :d

HOLY
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۲۱:۰۸
جناب Holy يه سوال در مورد بحث لبه استراتژيL-)

مي خواستم بدونم چطور مي شه لبه يه استراتژي رو محاسبه كرد؟

بعنوان مثال اگه استراتژي من در ورود به معامله، استفاده از سيگنال Break Out در روند ها و اضافه كردن حجم معاملات در صورت ادامه روند و تريلينگ كردن Stop Loss و خروج، با سيگنال واگرايي در Macd باشه لبه استراتژي من چند مي شه :-/

سلام بابا دارا عزیز
تنها راه حل ما برای محاسبه دقیق لبه ،تست استراتژی هست ،باید استراتژیمون رو ابتدا بک تست بگیریم (بر مبنای تایم فریم مورد نظرمون این بک تست از چند هفته تا چند ده سال میتونه تغییر کنه به عنوان مثال من استراتزی شخصیم که تایم اصلی دیلی و تایم پوزیشنم ساعتی بود رو بک تست ده ساله با ده جفت ارز گرفتم ) اما بعد از اینکه از این مرحله رد شدیم دیدیم احتمال برده باخت بیشتر هست برای اطمینان باید فوروارد تست گرفت که باز برمبنای تایم فریم معاملات ما متفاوته (من برای همون استراتژی 6 ماه فوروارد گفتم ) با انجام این کار تعداد معاملات برنده و بازنده شما مشخص میشه و احتمال برد شما در هر معامله هم مشخص خواهد بود و علاوه بر اون اطلاعات مفید دیگه ایی مثل Draw Down (کاهش موجودي حساب د رنتيجه يک يا چند معامله پي د رپي نا موفق)
یا Consecutive loss(شکست پی در پی) که اینهم فاکتور بسیار مهمی است خواهد شد(زمانی که ما از قبل بدونیم مثلا در این استراتژی امکان داره 6 تا شکست پشت سر هم داشته باشیم) بعد از 3 یا 4 شکست دو دل نمیشیم که نکنه استراتژی مشکل داره و اطلاعات آماری دیگه ایی از این دست .
موفق باشین

HOLY
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۲۱:۱۳
سلام به همه
اقا انقدر پری پری کردید تا منم رفتم درسا خوندم ببینم این پری کیه که .... :d
خلاصه سرتونو درد نیارم بعدش داشتم کار مشقت اور اشپزی انجام می دادم و به پری فکر می کردم یهو دیدم ووووووووووای غذام سوخت
اومدم از توی جا قاشقی که 6 تا فاشق و 6 تا چنگال توش بود قاشق بردارم چنگال شد دوباره یکی دیگه چنگال شد بعدی بازم چنگال شد همینطوری که به پری بد و بیراه می گفتم و نگران استاد هولی عزیزم بودم یهو دیدم ای دل غافل پری داره سر استادمونو کلاه می زاره وقتی اینجا نسبت قاشق به چنگال 50 به 50 بوده و سه انتخاب همش چنگال شده اونجا هم ممکنه
استاد نمی شه به جای پری یکی دیگه بیاد سراعتون ما اعصاب نداریما :)


استاد به پری بگید 100 تا انتخاب بهتون بده هر انتخاب به اندازه کل پول تقسیم بر مهره ها پول رد و بدل شه :d

درود بر بوف عزیز ،
بوف عزیز خیلی سپاسگزارم که هوای بنده رو دارین ،
والا بوف عزیز ،دیشب و امشب من ابا لباس رسم منتظر اومدن پری نشستم و پری نیومد ،البته اخلاقش رو میدونم اهل بدقولی نیست ،یک کم سرش شلوغ بوده ،اما فردا شب که بیاد حتما اول پیشنهاد شما رو ارائه میدم اگه قبول کنه که کار خیلی راحت میشه :-)

بوف کور
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۲۱:۲۹
استاد هدف از داستان شما اینه که ما فکر کنیم در مورد مدیریت سرمایه البته تا اونجایی که بنده متوجه شدم
پس به این فکر می کنیم که چطور با پری بازی کنیم که حتی تا اخرین دست بازی پولی در حسابمان مانده باشد و بهترین راه به نظر بنده همین بود که در هر دست بازی تنها 3 درصد از پولمونو به خطر بیندازیم که تا اخر بازی که صد حرکته از اونجایی که 60 به 40 به نفع ماست ما قطها برنده این بازی خواهیم بود
بدترین حالت این است که چهل مهره اول به نفع پری خارج بشه با این حساب ما 12 میلیون از پولو از دست دادیم و 60 حرکت بعدی 18 میلیون به دست خواهیم اورد و نهایتا 6 میلیون سود خواهیم کرد

امروز داشتم در مورد این روش در بازار جهانی فکر می کردم
البته در مورد یک روش خاص خلاف روند
ببینید طبق بررسی هایی که در مورد یورو دلار انجام دادم بیشتر حرکت های شارپ 150 پیپ می باشد که در 70 درصد مواقع بازگشت داشته اند
در مورد این حرکت خلاف روند می شه ازش خوب استفاده کرد
مثلا فرض بگیریم در تایم 30 مین کندل های سفید شروع به حرکت می کنند ما از اوسط راه در حال زدن کلید سل می شویم
اگر بنا را بر این بگذاریم که هر حرکتی برای ادامه دار بودن نیاز به بازگشت و کسب انرژی می باشد پس در یک کندل صعودی هیج تضمینی برای ادامه صعود نیست اما تضمین قطعی برای برگشت و دریافت انرژی جنبشی برای ادامه حرکت می باشد و می توان از این بازگشت ها سود قطعی گرفت
حال برای این که نمیدانیم که کی این برگشت شکل می گیرد با مدیریت سرمایه و تقسیم مناسب پوزیشن ها می شه به سود های کم اما مطمئن دست یافت
تا نظر استاد چی باشه

HOLY
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۲۱:۵۳
داش مهدی عزیز
از لطفی که در پاسخگویی دقیق داشتین بسیار سپاسگزارم.
تا حدود زیادی متوجه فرمایشاتتون شدم ،اما یه چند مورد کوچیک برام باقی مونده که اگه صلاح بدونین ،برای اینکه زیاد وقتتون گرفته نشه ،هر بار یکیش رو مطرح میکنم
(شرمنده ام دوست عزیز ،دانش کم بنده است و لطف زیاد شما که اجازه میده پرسشهامو مطرح کنم)
اولین پرسشم این هست ،
طبق فرمایش شما ،


A= من، B= پری، a=3، و b=بینهایت، همچنین p برابر 0.6 و q برابر 0.4 است.
در این صورت احتمال ورشکست شدن من یا همان صفر شدن سرمایه من از فرمول زیر به دست می آید:
احتمال ورشکستگی= (q/p) به توان a
ما مفروضات و فرمول بالا رو داریم ،حالا عرض من اینه ،فرض بفرمایید ،شخصی به ما بازی جدیدی پیشنهاد میده که تنها تفاوت اون با این بازی قبل در تعداد مهره های سبز به قرمز هست یعنی در بازی قبل ما 60 مهره سبز داشتیم و 40 مهره قرمز و در صورت بیرون اومدن مهره سبز برنده بودیم ،اما این بار 40 مهره سبز خواهیم داشت و 60 قرمز و بازهم برد ما در صورت بیرون آمدن مهره سبز خواهد بود
طبق فرمول و فرمایش شما دفعه قبل کیو تقسیم بر پی میزانش چهار ششم بود و زمانی که به توان سه رسید مقدار بیست و نه صدم به عبارتی 29 درصد شد ،
اما در حال حاضر اگر برطبق فرمول بخوایم محاسبه کنیم حاصل کیو به پی مقدارش شش چهارم خواهد شد (بیشتر از یک و در نتیجه وقتی به توان سه میرسد بازهم بیش از یک خواهد بود ) که توان سوم اون ، دویست و شانزده ، شصت و چهارم خواهد شد که تقریبا معادل 3.375 خواهد شد به عبارتی 337.5 درصد .
اما بهتر از بنده میدانید که در مبحث احتمالات بیشترین احتمال وقوع یک پیشامد تصادفی 100% خواهد بود (معادل یک) و نه بیشتر ، به همین دلیل اکثرا در فرمولها مخرج کسر مجموعه حالات ممکن فرض میشود که صورت هر چقدر هم بزرگ شود در نهایت توان رسیدن به مخرج کسر را خواهد داشت و نه بیشتر و این عاملی خواهد شد که نهایتا عدد ما به یک یا صد درصد برسد و نه بیش از آن و به همین دلیل بود که من تصور کردم که شاید در مخرج پارامتر دیگری بوده که البته طبق فرمایش شما اینگونه نبوده و بنده عذرخواهی میکنم .
داش مهدی عزیز نظر شما راجع به عرایض بالا چیست ؟
بابت تمام لطفی که به بنده دارین کمال تشکر رو میکنم و اگر احساس کنم پرسشهای من ذره ای باعث تکدر خاطر دوست عزیزم میشه قطعا مطرح نخواهم کرد و این پرسشها رو صرفا پرسش دانش آموز از استادش تلقی بفرمایید.
بسیار سپاسگزارم

HOLY
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۲۲:۱۶
استاد هدف از داستان شما اینه که ما فکر کنیم در مورد مدیریت سرمایه البته تا اونجایی که بنده متوجه شدم
پس به این فکر می کنیم که چطور با پری بازی کنیم که حتی تا اخرین دست بازی پولی در حسابمان مانده باشد و بهترین راه به نظر بنده همین بود که در هر دست بازی تنها 3 درصد از پولمونو به خطر بیندازیم که تا اخر بازی که صد حرکته از اونجایی که 60 به 40 به نفع ماست ما قطها برنده این بازی خواهیم بود
بدترین حالت این است که چهل مهره اول به نفع پری خارج بشه با این حساب ما 12 میلیون از پولو از دست دادیم و 60 حرکت بعدی 18 میلیون به دست خواهیم اورد و نهایتا 6 میلیون سود خواهیم کرد

امروز داشتم در مورد این روش در بازار جهانی فکر می کردم
البته در مورد یک روش خاص خلاف روند
ببینید طبق بررسی هایی که در مورد یورو دلار انجام دادم بیشتر حرکت های شارپ 150 پیپ می باشد که در 70 درصد مواقع بازگشت داشته اند
در مورد این حرکت خلاف روند می شه ازش خوب استفاده کرد
مثلا فرض بگیریم در تایم 30 مین کندل های سفید شروع به حرکت می کنند ما از اوسط راه در حال زدن کلید سل می شویم
اگر بنا را بر این بگذاریم که هر حرکتی برای ادامه دار بودن نیاز به بازگشت و کسب انرژی می باشد پس در یک کندل صعودی هیج تضمینی برای ادامه صعود نیست اما تضمین قطعی برای برگشت و دریافت انرژی جنبشی برای ادامه حرکت می باشد و می توان از این بازگشت ها سود قطعی گرفت
حال برای این که نمیدانیم که کی این برگشت شکل می گیرد با مدیریت سرمایه و تقسیم مناسب پوزیشن ها می شه به سود های کم اما مطمئن دست یافت
تا نظر استاد چی باشه

درود بر بوف عزیز
بوف عزیز حقیقتش کاملا بر من مشخص بود که جنابعالی اطلاعات وسیعی در زمینه مدیریت سرمایه دارین و فرمایشاتتون در دو پست قبل و پیشنهادتون کاملا مزاح بود به همین دلیل من هم با ادامه مزاح شما خواستم محیط تلطیف بشه ............
اما در ارتباط با فرمایش دومتون ،حقیقت قضیه اینه که من یه مقدار با پوزیشنهای خلاف روند مشکل دارم ،علتش هم اینه که همونطور که تو تاپیک مدیریت سرمایه هم عرض کردم طبق بررسیهای طولانی مدتی که برروی چارتها انجام شده به این نتیجه رسیدن که اگر بدون هیچ استراتژی اضافه ایی و صرفا در جهت روند وارد بازار بشیم احتمال بردما 5% بیش از باخت خواهد بود ،و مفهوم مخالف این عرض این خواهد بود که اگه مخالف روند وارد شیم 5% از کل شانسمون که در اثر استراتژیمون بدست میاریم رو داریم کم میکنیم ، یا به قول جفری کندی
وقتی در جهت روند حرکت میکنیم انگار هم جهت با باد داریم پیاده روی میکنیم و باد هم به ما کمک میکنه که سریعتر و البته راحتتر راه پیمایی کنیم و حرکت بر خلاف روند مشابه پیاده روی خلاف جهت باد خواهد بود که هم سرعتمون رو کم خواهد کرد و هم انرژی بیشتری از ما خواهد گرفت (البته باز میدونم که در جریان این عرایض هم هستین و بیان این مطالب از جانب من صرفا جهت این بود که بگم به چه دلیل با پوزیشن کانترترند مشکل دارم)
اما این بین یک مطلب میمونه و اونهم اینکه احتمال داره این استراتژی شما اونقدر قدرت داشته باشه که کاهش اون 5% به علت خلاف روند بودن رو خنثی کنه و در اون صورت بحث کاملا متفاوت خواهد بود ،که خوب باید زحمت یک تست استراتژی رو بعد از کامل شدن تقبل کنین و به امید خدا اگر نتیجه خوبی در تست هم بگیرین ،بسیار ایده خوب و جدیدی خواهد بود ......

بابای دارا
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۲۲:۴۳
سلام بابا دارا عزیز
تنها راه حل ما برای محاسبه دقیق لبه ،تست استراتژی هست ،باید استراتژیمون رو ابتدا بک تست بگیریم (بر مبنای تایم فریم مورد نظرمون این بک تست از چند هفته تا چند ده سال میتونه تغییر کنه به عنوان مثال من استراتزی شخصیم که تایم اصلی دیلی و تایم پوزیشنم ساعتی بود رو بک تست ده ساله با ده جفت ارز گرفتم ) اما بعد از اینکه از این مرحله رد شدیم دیدیم احتمال برده باخت بیشتر هست برای اطمینان باید فوروارد تست گرفت که باز برمبنای تایم فریم معاملات ما متفاوته (من برای همون استراتژی 6 ماه فوروارد گفتم ) با انجام این کار تعداد معاملات برنده و بازنده شما مشخص میشه و احتمال برد شما در هر معامله هم مشخص خواهد بود و علاوه بر اون اطلاعات مفید دیگه ایی مثل Draw Down (کاهش موجودي حساب د رنتيجه يک يا چند معامله پي د رپي نا موفق)
یا Consecutive loss(شکست پی در پی) که اینهم فاکتور بسیار مهمی است خواهد شد(زمانی که ما از قبل بدونیم مثلا در این استراتژی امکان داره 6 تا شکست پشت سر هم داشته باشیم) بعد از 3 یا 4 شکست دو دل نمیشیم که نکنه استراتژی مشکل داره و اطلاعات آماری دیگه ایی از این دست .
موفق باشین

سلام جناب Holy

بابت راهنمایی که فرمودید تشکر می کنم
من در مورد Draw Down , Consecutive Loss , Back test, Forward Test که فرمودید اطلاعاتی ندارم و در بخش های مربوطه سایت، مطلبی ندیدم، لطفا داخل پرانتز اگه به روند مطالب تاپیک خدشه وارد نمیشه یه توضیحی یا لینک آموزشی، ارائه بفرمایید.

بازهم سپاسگذارم

HOLY
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۲۳:۱۳
بابا دارا عزیز
پی دی اف کاملی در این زمینه داشتم که متاسفانه چندی قبل هارد لپ تاپ کرش کرد و .....
اما میتونم اینگونه خدمتتون توضیح بدم ،که هر استراتژی بعد از اینکه تدوین شد(یا در اصطلاح اهل فن ،بسته شد) به مرحله تست اون میرسیم ،اولین قدم در تست گرفتن ،تست اون استراتژی توسط دیتاهای قدیمی هست ،مثلا من از سال 2000 به بعد شروع به تست استراتژیم میکنم اینجا دو حالت داریم یا استراتژی من قابل تبدیل به اکسپرت هست(میشه اون رو تبدیل به برنامه کامپیوتری کرد) که در این صورت کار خیلی سادست و در عرض چند دقیقه بک تست ده ساله و بیشتر انجام میشه و یا این قابلیت وجود نداره (به عنوان مثال اکثر استراتژی هایی که از الیوت استفاده میکنن این قابلیت رو ندارند ولی استراتژی مثل تقاطع دو مووینگ این قابلیت رو داره ) اگر این قابلیت وجود نداشته باشهباید توسط نرم افزار دیتا رو به اون تاریخ ببریم و بعد کندل به کندل بیایم جلو درست انگار در حالت زنده داریم ترید میکنیم استراتژیمون رو اجرا کنیم و پیروزی یا شکست و همینطور تعداد پیپ و .... یا داشت کنیم ،اکثر نرم افزارهای تحلیل تکنیکال این قابلیت رو دارند ،اما بهترین نرم افزار برای این کار فارکس تستر هست که تمام مراحل رو خودش ثبت میکنه و در آخر به ما گزارش کامل میده
اما این کار اسمش بک تست یا بک وارد تست هست ،اگر استراتژی از این کار موفق دراومد باید وارد فوروارد تست بشیم ،برای فوروارد تست باید یک حساب دمو باز کنیم و دقیقا طبق استراتژیمون ترید کنیم و این کار رو هم به مدت 3 یا 6 یا 9 ماه ادامه بدیم البته اگه مثلا تایم اصلی ما روزانه باشه بهتر اینه حداقل 6 ماه رو در نظر بگیریم ولی اگر تایم اصلی ما یک دقیقه باشه خوب زمان کمتری لازمه ،باید استراتژی ما از این مرحله هم موفق بیرون بیاد تا بتونیم بهش اعتماد کامل داشته باشیم .
اما دراو دان ،فرض کنین استراتژی شما 60 درصد برندست و 40 درصد بازنده و سرمایتون ده میلیون تومن ،شما وقتی شروع به کار میکننین ،امکان داره ابتدا یه سری ضرر بکنین و تا یه حدودی سرمایتون بیاد پایین(فرضا به علت بازار ساید ) اما از اون به بعد کم کم سرمایه میرسه به مقدار اولیه و افزایش پیدا میکنه ،یا میتونه اول سرمایه زیاد بشه و بعد کم بشه و دومرتبه افزایش پیدا کنه(چون استراتژی شما در تست برنده بوده همیشه در آخر بالاخره سرمایه شما زیاد خواهد شد) اما این بین چه حالت اول باشه چه حالت دوم ،در یک جایی
کمترین میزان سرمایه در اثر ضررها ثبت خواهد شد ،اون زمانی که کمترین میزان سرمایه رسیدین ،میزان دراو دان رو نشون میده ،مثلا سرمایه ده میلیون شما در یک جاهایی تا7 میلیون هم کم شده ولی دیگه پایینتر نرفته و بعد اومده بالا ،این 7 میلیون به عنوان دراو دان برای ما مهم هست ،
اما ارزش این چیه ،ارزشش اینه که اگه در اثر دراداون در تست فرضا سرمایه شما تا یه میلیون پایین بیاد این زنگ خطره که این استراتژی دراودان بالا داره و امکان داره در آینده با یک حرکت بازار این یک میلیون رو هم از بین ببره .
اما لاس متوالی : ببینین ما در هنگام ترید امکان داره چندین بار پشت سر هم بدون حتی یک پیروزی ،شکست بخوریم ،این از نظر روانی فشار بسیار زیادی برروی تریدر میاره و اکثر تریدرها بعد از شکست 3 یا 4 یا 5 که متوالی هم باشه دلسرد میشن و به استراتژیشون شک میکنند ،اما اگه شما در حین بک تست متوجه شده باشین که استراتژیتون در خیلی موارد 7 بار شکست پی در پی بدون حتی یک پیروزی داشته اما در نهایت برنده شده و استراتژیتون سودده بوده ،دیگه در زمان ترید واقعی که کلی فشار بر ذهن سنگینی میکنه 3-4 شکست متوالی برای شما مهم نخواهد بود و با ثبات بیشتری کارتون رو ادامه میدین.
امیدوارم مطلب رو رسونده باشم
موفق باشین

داش مهدی
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۲۳:۳۰
با سلام خدمت استاد گرامی Holy و عرض تشکر جهت توجه بیش از حد شما به عرایض حقیر
جناب Holy احتمال ورشکستگی در حالت کلی از رابطه زیر به دست می آید(افرمول را ادر WORD Equation تایپ کردم ودر اینجا کپی کردم، امیدوارم درست نمایش داده شود):


((λ^(a+b)-λ^a ))⁄((λ^(a+b)-1) ), p≠q, λ=q/p
b/(a+b), p=q

برای مورد خاص بازی با پری، باید حد عبارت بالا وقتی b به سمت بینهایت میل میکند را به دست آوریم. در حالتی که q کمتر از p باشد همان فرمول ذکر شده در مطلب قبلی صحیح میباشد. برای حالتی که q بیشتر از p باشد، حد فوق به سمت یک میل میکند. برای p=q هم واضح است که جواب حد برابر یک میشود.
عرض پوزش دارم به دلیل تنبلی مفرط فقط فرمول آخر را تایپ کرده بودم و بسیار برای من جای خوشحالی دارد که مطالب چنین موشکافانه مورد بررسی شما قرار میگیرد. فقط استاد خطاب دادن بنده از سوی جناب عالی موجب شرمساری حقیر میشود، عاجزانه تقاضا دارم در آینده از همان داش مهدی استفاده نمایید.
با تشکر

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۳۰, ۲۰:۱۶
سلام آقای دکتر عزیز

من فکر می کنم این قضیه پری آخری شاید منجر به دو نتیجه رفتاری بشه:-?

1- پری اون بیچاره را وسوسه می کنه بره یه پولی قرض بگیره و دوباره روز از نو و بازی از نو شروع میشه:(

2- یا اینکه شخص مقابل دیگه از پری می ترسه و ریسک نمی کنه و تمام..=((:((

HOLY
۱۳۹۰/۰۸/۳۰, ۲۲:۵۴
با سلام خدمت استاد گرامی Holy و عرض تشکر جهت توجه بیش از حد شما به عرایض حقیر
جناب Holy احتمال ورشکستگی در حالت کلی از رابطه زیر به دست می آید(افرمول را ادر WORD Equation تایپ کردم ودر اینجا کپی کردم، امیدوارم درست نمایش داده شود):


((λ^(a+b)-λ^a ))⁄((λ^(a+b)-1) ), p≠q, λ=q/p
b/(a+b), p=q


برای مورد خاص بازی با پری، باید حد عبارت بالا وقتی b به سمت بینهایت میل میکند را به دست آوریم. در حالتی که q کمتر از p باشد همان فرمول ذکر شده در مطلب قبلی صحیح میباشد. برای حالتی که q بیشتر از p باشد، حد فوق به سمت یک میل میکند. برای p=q هم واضح است که جواب حد برابر یک میشود.
عرض پوزش دارم به دلیل تنبلی مفرط فقط فرمول آخر را تایپ کرده بودم و بسیار برای من جای خوشحالی دارد که مطالب چنین موشکافانه مورد بررسی شما قرار میگیرد. فقط استاد خطاب دادن بنده از سوی جناب عالی موجب شرمساری حقیر میشود، عاجزانه تقاضا دارم در آینده از همان داش مهدی استفاده نمایید.
با تشکر

سلام داش مهدی عزیز
بسیار سپاسگزارم از لطفی که در پاسخگویی داشتین و همینطور سپاسگزارم از عزت نفس شما
داش مهدی عزیز با اجازه شما اگه ایرادی نداشته باشه از نتایج فرمولی که ارائه دادین در ادامه تاپیک اصلی استفاده میکنم .
یک نکته مبهم کوچیک دیگه برای من مونده که با اجازتون ظرف چند روز آینده مصدع خواهم شد.
بازهم از لطف شما سپاسگزارم

HOLY
۱۳۹۰/۰۸/۳۰, ۲۲:۵۶
سلام آقای دکتر عزیز

من فکر می کنم این قضیه پری آخری شاید منجر به دو نتیجه رفتاری بشه:-?

1- پری اون بیچاره را وسوسه می کنه بره یه پولی قرض بگیره و دوباره روز از نو و بازی از نو شروع میشه:(

2- یا اینکه شخص مقابل دیگه از پری می ترسه و ریسک نمی کنه و تمام..=((:((

درود بر آمن عزیز
جالب بود ،امشب بالاخره تکلیف باید روشن بشه :)

بابای دارا
۱۳۹۰/۰۹/۰۴, ۰۰:۵۴
جناب Holy بسیار سپاسگذارم، نحوه بیان مطلب بسیار عالی و بیاد ماندنی بود
همانطور که در پیام خصوصی عرض کردم، یادداشت شما در خصوص مدیریت سرمایه، جواب خیلی از سوال های منو داد و منتج به درآمد زایی و بهینه شدن استراتژیم شد.
اما یه سوال ...

مقدمه _

شما فرمودید که حد ضرر رو باید بین 3 تا 5 درصد کل سرمایه در نظر گرفت.
اگه به فرض همون 100 مهره رو در نظر بگیریم ما می تونیم جدای از برد یا باخت 20 بار معامله با 5% حد ضرر داشته باشیم در صورتی که طبق نظریه آمال و احتمار ما باید 100 بار معامله کنیم یعنی حد ضرر سرمایه رو 1% بگیریم که 60 بار مثبت و 40 بار منفی و در نهایت 20% خالص بازده بوجود بیاد.
ممکنه مدت زمان موفقیت نهایی طول بکشه ولی بفرموده خود شما بطور حتم موفقیت در پی خواهد بود.

در اینحالت ما حد ضرر رو 1 % سرمایه در نظر می گیریم که با توجه به در نظر گرفتن استراتژی، حجم معامله رو تغییر می دیدم تا ضمن حفظ استراتژی، ضرر ما بیشتر از 1% نشه
بعنوان مثال روی یه سیگنال که حد ضررش در حالت 0.1 لات میشه 30 دلار و مدیریت سرمایه می گه نباید بیشتر از 15 دلار ضرر کنم اینجا باید حجم معامله رو به 0.05 لات کاهش بدیم.

خب حالا سوال
اگه من بیام بجای 1% سرمایه برای حد ضرر از 3 الی 5 درصد سرمایه استفاده کنم بازهم آمار و احتمال می تونن کار خودشون رو انجام بدن یا خیر؟

ببخشید طولانی شد

HOLY
۱۳۹۰/۰۹/۰۶, ۰۰:۰۱
جناب Holy بسیار سپاسگذارم، نحوه بیان مطلب بسیار عالی و بیاد ماندنی بود
همانطور که در پیام خصوصی عرض کردم، یادداشت شما در خصوص مدیریت سرمایه، جواب خیلی از سوال های منو داد و منتج به درآمد زایی و بهینه شدن استراتژیم شد.
اما یه سوال ...

مقدمه _

شما فرمودید که حد ضرر رو باید بین 3 تا 5 درصد کل سرمایه در نظر گرفت.
اگه به فرض همون 100 مهره رو در نظر بگیریم ما می تونیم جدای از برد یا باخت 20 بار معامله با 5% حد ضرر داشته باشیم در صورتی که طبق نظریه آمال و احتمار ما باید 100 بار معامله کنیم یعنی حد ضرر سرمایه رو 1% بگیریم که 60 بار مثبت و 40 بار منفی و در نهایت 20% خالص بازده بوجود بیاد.
ممکنه مدت زمان موفقیت نهایی طول بکشه ولی بفرموده خود شما بطور حتم موفقیت در پی خواهد بود.

در اینحالت ما حد ضرر رو 1 % سرمایه در نظر می گیریم که با توجه به در نظر گرفتن استراتژی، حجم معامله رو تغییر می دیدم تا ضمن حفظ استراتژی، ضرر ما بیشتر از 1% نشه
بعنوان مثال روی یه سیگنال که حد ضررش در حالت 0.1 لات میشه 30 دلار و مدیریت سرمایه می گه نباید بیشتر از 15 دلار ضرر کنم اینجا باید حجم معامله رو به 0.05 لات کاهش بدیم.

خب حالا سوال
اگه من بیام بجای 1% سرمایه برای حد ضرر از 3 الی 5 درصد سرمایه استفاده کنم بازهم آمار و احتمال می تونن کار خودشون رو انجام بدن یا خیر؟

ببخشید طولانی شد

سلام دوست عزیز
باعث خوشحالی هست که عرایض بنده تونست کمکی هرچند ناچیز به دوستی بکنه ،امیدوارم همیشه پر سود و موفق باشید
در ارتباط با فرمایشتون باید عرض کنم ،جنابعالی کاملا صحیحج میفرمایید ،ما صرفا زمانی میتونیم قطعا و مطمئن بگیم در 100 مهره ما که از درون کیسه برمیداریم 60 تا سبز خواهد بود و 40 تا قرمز که 100 بار این کار رو انجام بدیم و البته یک نکته کوچیک دیگه هم هست و اون اینکه اصطلاحا جایگذاری هم نداشته باشیم ،یعنی هر مهره رو که برمیداریم بعد از مشخص شدن رنگ دیگه در کیسه نندازیم و نزد خودمون نگه داریم ،اینجوری درست آخرین مهره رو که برمیداریم حساب ما
60 سبز و 40 قرمز خواهد بود که خوب البته بازارهای مالی رو اگه بخوایم مقایسه کنیم جزو اون دسته ایی میشن که در هر بار معامله احتمال برد ما اگه استراتژیمون ثابت باشه ،ثابت خواهد بود به عبارتی مثل حالت که مهره هارو بعد دیدن رنگ درکیسه قرار میدیم ،اما اگه بخوایم مهره هارو جایگذاری کنیم و بعد از دیدن رنگش دوباره درون کیسه بندازیم ،امکان داره از نظر ذهنی این شک برای ما بمونه که نه تنها با صد بار که با بیش از صد بار هم شاید واقعا به نسبت 60 به 40 صرف نرسیم یا به نسبت4 به 6 به عبارتی ،اما از دید آمار وقتی تعداد انجام ازمایش بالا باشه به عددی خواهیم رسید که بسیار نزدیک این عدد خواهد بود ،
من متاسفانه حضورذهن ندارم ،اما در جایی در نت نتیجه دقیق آزمونرتاب سکه رو نوشته بود(البته این صرفا یک آزمایش اما حقیقی بود و آزمایش بعدی میتونه متفاوت از این باشه اما خوب میدونیم که در تعداد بالا اگر پرتاب انجام بشه باید مشابهت داشته باشیم و نه صرفا یکی بودن) که مثلا با تعداد 10 باربه تعداد 6 در مقابل 4 رسیده بود با با 50 پرتاب به 48 در مقابل 52 یا در هزار پرتاب به 502 در مقابل 498 یعنی دائما نسبت این دو به هم با افزایش تعداد پرتاب به عدد یک یا نسبت 50 به 50 نزدیکتر میشد اما با هزار بار پرتاب هم صرفا عدد یک نبود بلکه نزدی به یک بود به عبارتی عددی بود که با افزایش تعداد ازمایش به سمت یک میل میکرد ،
اما در بحث بورس اگه بخوایم این قضیه رو پیاده سازی کنیم ،باید عرض کنم بازهم صحیح میفرمایید ،اگر ما تعداد معاملاتمون رو بخوایم افزایش بدیم و از 5٪ به 1٪ میزان ضرر در هر دست رو کم کنیم ، شانس بقامون رو افزایش میدیم ،اما اینجا یک بحث دیگه هم داریم ،اون هم آپتیمیزیشن هست یا اپتیموم کردن سود به عبارتی تطبیق سود بیشتر با احتمال حذف شدن کمتر ،اینجوری میتونم عرض کنم که اگه ما تا یه جایی میزان سرمایه هر معامله رو کم کنیم شانس بقامون بالا میره و در کنارش البته درصورت برد سود کمتری هم خواهیم کرد اما اگه این کار رو نکنیم بعد از مدتی کلا ورشکسته میشیم ،اما از یک جا به بعد اگر این کم کردن میزان سرمایه ادامه پیدا کنه ،قطعا سود ما کمتر خواهد شد اما اونقدر تاثیر زیادی بر بقای ما در بازار نخواهد گذاشت(تاثیر خواهد داشت ولی نه اونقدری که ارزش سود کمتر رو داشته باشه) بنابراین ما میریم به دنبال اینکه نقطه اپتیمم رو پیدا کنیم یعنی جایی که تا اون نقطه اگه میزان سرمایه گذاری رو کم کنیم بر بقای ما ارزش چشمگیر داره و اون نقطه طبق بررسی ها نقطه ای معادل 3تا5 درصد خواهد ،که در ادامه با فرمول هم خدمتتون عرض خواهم کرد،اما قبلش این نکته ضروریه بگم که ما موارد دیگه ایی هم در مدیریت سرمایه داریم ،مثلا اگر میزان خاصی از سرمایه رو از دست بدیم تا انتهای ماه بهتر هست ترید نکنیم (که این باز از باب روانشناسی و بدست آوردن سود اپتیمم شده که در تاپیکش در ادامه بحث عرض خواهم کرد) یا موارد دیگه ایی که باید در مدیریت سرمایه لحاظ کنیمو صرفا موضوع با رسوندن ضرر به اینکه در هرمعامله 3-5 درصد از دست ندیم تمام نخواهد شد که البته این میزان هم حدبالاش بیشتر برای پوزیشن تریدر و حدپایینش برای سوئینگ تریدر هست و دیلی ترید و اسکلپر عدد دیگری دارند(که اون هم علتش بازهمین بحث روانشناسی و اپتیمم شدن هست که در تاپیک عرض خواهم کرد)
اما عرایض قبل رو اگه بخوام ریاضیش کنیم باید عرض کنم ،
اگر ما مدیریت سرمایه رو به 3٪ برسونیم تعداد بازی بازنده ما نسبت به برنده باید بیشتر از حدود 33 بازی باشه که مارو حذف میکنه و احتمال این اتفاق برابر خواهد بود با 4/6 به توان 33 ( طبق فرمول دوستمون ،داش مهدی عزیز ) که معادل 0.000001 خواهد شد(چیزی نزدیک این عدد) به عبارتی 0.0001٪ که خوب میبینیم عدد و احتمال بسیار کوچکی برای ورشکستگی ماست ،حالا اگه شما مدیریت سرمایه رو به یک درصد تغییر بدین ، میزان سودتون هم با سرمایه گذاری کمتر طبیعیست که کمتر خواهد شد و اینجا اما این احتمال مثلا دورقم هم به اعشارش اضافه تر میشه باوجودیکه
ریسک پایننتر میاد اما اونقدر برای ما انتفاع نخواهد داشت که حاضر بشیم از سودمون بگذریم چون ریسک بلیمون هم در حالت 3٪ بسیار بسیار کم هست به عبارتی نقطه اپتیمم به نظر باید بالاتر از 1٪ باشه ،اما این در ارتباط با معامله سوئینگ تریدرهاست در ارتباط با اسکالپر ها میزان مدیریت سرمایه کمتر ، بهتر خواهد بود اما علت کمتر کردن این میزان فرار از ورشکستگی نیست بلکه بحث اپتیمم شدن از بابت روانشناسی ترید هست که بعدا بهش میپردازیم و اگر اینجا مطرح کردم صرفا از این بابت بود که اشاره ای برای بعد باشه .
امیدوارم منظورم رو رسونده باشم
براتون ارزوی موفقیت دارم

بابای دارا
۱۳۹۰/۰۹/۰۷, ۰۸:۰۳
تشكر مي كنم جناب Holy

يه نكته اي كه مدنظر من هست اينه كه اگر حد ضرر برابر 1% سرمايه باشه، با توجه به لبه استراتژي كه كار مي كنيم ما قطعا برنده اين بازي خواهيم بود.
قاعدتا ورود به معامله زماني انجام مي شه كه حد سود بيشتر از حد ضرر ما باشه و در نتيجه معمولا بطور متوسط، سود ما در هر معامله 1.5 % سرمايه خواهد بود حالا بعد از معامله اول بالانس حساب اضافه ميشه و به همين ترتتيب 1% سرمايه نيز روند رو به رشدي رو خواهد گرفت اگه درست بگم n+1 مي شه

فرض كنيد در يه دوره 1 ماه بعنوان ماه پايه كه ما قادر باشيم 100 معامله انجام بديم و اگه لبه استراتژي ما 10 باشه ما 20% خالص سرمايه اوليه خودمون كه در روند افزايشي بالانس حساب احتمالا بيش از 20% بازده داشتيم رو بدست خواهيم آورد.

اين مقدار بازده مي تونه به عنوان حاشيه امن معاملات ما قرار بگيره تا در ماههاي آينده با همون 3 الي 5 درصد حد ضرر و تجربه بيشتر، بجاي سرمايه كه اولين اصل حفظ اون هست، از اين حاشيه امن در حد ضرر هامون استفاده كرده و به كار خودمون ادامه بديم.

اين روشي كه من جديدا مي خوام شروع كنم لطفا نظرتونو بفرماييد.
متشكرم

HOLY
۱۳۹۰/۰۹/۰۷, ۲۲:۵۱
تشكر مي كنم جناب Holy

يه نكته اي كه مدنظر من هست اينه كه اگر حد ضرر برابر 1% سرمايه باشه، با توجه به لبه استراتژي كه كار مي كنيم ما قطعا برنده اين بازي خواهيم بود.
قاعدتا ورود به معامله زماني انجام مي شه كه حد سود بيشتر از حد ضرر ما باشه و در نتيجه معمولا بطور متوسط، سود ما در هر معامله 1.5 % سرمايه خواهد بود حالا بعد از معامله اول بالانس حساب اضافه ميشه و به همين ترتتيب 1% سرمايه نيز روند رو به رشدي رو خواهد گرفت اگه درست بگم n+1 مي شه

فرض كنيد در يه دوره 1 ماه بعنوان ماه پايه كه ما قادر باشيم 100 معامله انجام بديم و اگه لبه استراتژي ما 10 باشه ما 20% خالص سرمايه اوليه خودمون كه در روند افزايشي بالانس حساب احتمالا بيش از 20% بازده داشتيم رو بدست خواهيم آورد.

اين مقدار بازده مي تونه به عنوان حاشيه امن معاملات ما قرار بگيره تا در ماههاي آينده با همون 3 الي 5 درصد حد ضرر و تجربه بيشتر، بجاي سرمايه كه اولين اصل حفظ اون هست، از اين حاشيه امن در حد ضرر هامون استفاده كرده و به كار خودمون ادامه بديم.

اين روشي كه من جديدا مي خوام شروع كنم لطفا نظرتونو بفرماييد.
متشكرم

سلام بابا دارا عزیز
خوب ما یه مقدار هنوز از بحث مدیریت سرمایمون مونده اونجا مشخص خواهیم کرد که برای هرنوع تریدر چه میزان ریسک به عبارتی چه میزان سرمایه در معرض خطر مناسبه و برای اسکلپ حتی تا 0.5٪ هم کاهش خواهد داشت(البته یکی از گزینه ها نیم درصد خواهد بود) البته نمیدونم 100 معامله در ماه فقط مثال عددیست یا بر مبنای استراتژیتون این عدد رو بیان فرمودین (که روزانه 5 عدد خواهد بود بطور متوسط (روزهای فعال بازار البته))چون از روی این تعداد میشه باز مشخص کرد که شما جزو کدوم دسته تریدرها قرار میگیرین
البته باز این رو هم اضافه کنم که برمبنای یک نظریه معروف که جناب ماینر مبدع اون بودند ما دودسته ترید داریم که به تایپ 1 و دو تقسیم میشند و اینها شرایطی خاصی دارند که پاسخ به یک سری پرسشها مشخص میکنه ما جزو کدوم دسته هستیم و بر مبنای اون نیز باز میزان مدیریت سرایه ما تفاوت خواهد کرد
اماهمچنین دقیقا متوجه نشدم که نظرتون از در یک ماه 20٪ سود بدست آوردن صرفا یک مثال عددیست یا واقعا قصد انجام عملی این مطلب وجود داره که اگر مورد دوم باشه بد نیست یه فکری راجع به این بفرمایین که شما در سال چند درصد بازدهی رو از بازارهای مالی (چه بورس خودمون یا فارکس یا کامادیتی یا فیوچرز و ... ) متصور میدونین (البته با فرهاد61 عزیز یه بار این صحبت مطرح بود)
ودرآخر این رو هم اضافه کنم که ما تقریبا میشه گفت با تفاوت ریسک بسیار کم میتونیم از 3٪ سرمایه به جای 1٪ استفاده کنیم (طبق دلایلی که در پست قبل خدمتتون به شکل ریاضی ارائه کردم) اگه واقعا به لبه ای که داریم اطمیناان داریم(استراتژیمون تست شدست با همون شرایطی که قبلا عرض کردم) تغییر از 3 به 1 درصد تغییر محسوسی از بابت احتمال ورشکستگی نمیده مثلا 0.0001 ٪ در حالت سه درصد به 0.0000001٪ در حالت یک درصد(در حالت سه درصد ریسک رو کامل حساب کردم و عدد حقیقیست اما در حالت 1٪ حساب نکردم ولی چیزی در همین حدود خواهد بود و بیشتر عرضم اینه این کاهش ریسک تاثیری بر ما نداره)
اما برای روشنتر شدن قضایا ،بنده مطلب رو ادامه میدم ،شما هم به عرایض من فکر کنین باز اگر موردی بود باهم حلش میکنیم.
البته درآخر این رو هم اضافه کنم بنده کلا از راههای نو استقبال میکنم ،علیرغم تمام عرایض بالا میشه این روش رو هم امتحان کرد و باز راجع به اون در همین تاپیک صحبت بفرمایین .
براتون ارزوی موفقیت دارم

has456
۱۳۹۰/۰۹/۰۸, ۱۶:۱۴
جناب آقای Holy عزیر

ابتدا از زحمتی که می کشید در مبحث بسیار زیبای مدیریت سرمایه از شما سپاسگزارم . سوال من این است که در مثالی که ارائه فرمودید برای مپنای 200 تومانی حد ضرر 185 را در نظر گرفته اید . همانطور که فرمودید حد ضرر را نباید خیلی نزدیک به قیمت خرید انتخاب کرد چون با کوچکترین نوسانی ما از بازار خارج خواهیم شد و نباید خیلی دور هم باشد که لطمات خود را دارد . برای تعیین این حد ضرر آیا فرمول محاسبه ای وجود دارد که (چطوری حد ضرر هر سهم را بدست بیاوریم ؟) یک نقطه مناسب را برای خروج از سهم پیدا کنیم؟

با سپاس

yasesepid
۱۳۹۰/۰۹/۱۰, ۱۳:۴۶
سلام خدمت جناب holy
اول از همه کمال تشکر و قدردانی خودم رو نسبت به ارسال های مفید و آموزشی شما ابراز داشته و صمیمانه براتون آرزوی موفقیت و بهروزی دارم .
ثانیا به عنوان یک شاگرد تازه کار و تحت آموزش یه سوال داشتم خدمتتون :
اینطور که من متوجه شدم ( البته به عنوان یه شاگرد تنبل کلاس ) مدیریت سرمایه ای که استارت آموزش اون رو در سایت شما زدید , انتخاب یک استراتژی را پیشنهاد میکنه که با انتخاب لبه 3 تا 5 درصد و یک حد ضرر شروع به سرمایه گذاری در بازار میکنیم و بقیه پول به صورت نقد باقی میمونه تا در صورت ضرر های متوالی همچنان قدرت حضور در رقابت و بازار را داشته باشیم . حال یه سوال برای من این وسط پیش اومده که در صورت شروع صعود سهم میتونیم از بقیه نقدینگی استفاده کنیم و به صورت پله ای خرید رو طبق همون فرمول و مشخص کردن لبه و حد ضرر انجام بدیم یا صرفا یه اوردر توسط فرمول فرستاده شده و بقیه به صورت نقد باقی میمونه ؟
یا شاید به کل برداشت من از بحث اشتباه بوده !!؟؟

HOLY
۱۳۹۰/۰۹/۱۰, ۲۲:۴۷
سلام خدمت جناب holy
اول از همه کمال تشکر و قدردانی خودم رو نسبت به ارسال های مفید و آموزشی شما ابراز داشته و صمیمانه براتون آرزوی موفقیت و بهروزی دارم .
ثانیا به عنوان یک شاگرد تازه کار و تحت آموزش یه سوال داشتم خدمتتون :
اینطور که من متوجه شدم ( البته به عنوان یه شاگرد تنبل کلاس ) مدیریت سرمایه ای که استارت آموزش اون رو در سایت شما زدید , انتخاب یک استراتژی را پیشنهاد میکنه که با انتخاب لبه 3 تا 5 درصد و یک حد ضرر شروع به سرمایه گذاری در بازار میکنیم و بقیه پول به صورت نقد باقی میمونه تا در صورت ضرر های متوالی همچنان قدرت حضور در رقابت و بازار را داشته باشیم . حال یه سوال برای من این وسط پیش اومده که در صورت شروع صعود سهم میتونیم از بقیه نقدینگی استفاده کنیم و به صورت پله ای خرید رو طبق همون فرمول و مشخص کردن لبه و حد ضرر انجام بدیم یا صرفا یه اوردر توسط فرمول فرستاده شده و بقیه به صورت نقد باقی میمونه ؟
یا شاید به کل برداشت من از بحث اشتباه بوده !!؟؟

سلام دوست عزیزم
برای من واقعا جای خوشحالی داره که مطالب بتونه برای شما عزیزانم مفید باشه ،
اما اگه بخوام فرمایش شما رو بازنویسی کنم ،شاید بتونم اینجوری بگم ،بنده سعی کردم عرض کنم ،ما برای کارمون در بازارهای مالی نیاز به یک استراتژی داریم (که میتونه صرفا تکنیکال هم نباشه) که در اون احتمال برد بیش از باخت باشه و این استراتژی اگه در جهت روندباشه حداقل به شما لبه 5٪ خواهد داد ،حال اگه استراتژی خوبی داشته باشین میتونین این لبه رو افزایش هم بدین ،
همچنین نیازی نیست ما فقط یک معامله باز داشته باشیم ،ما میتونیم هم زمان تعدادی معامله باز داشته باشیم ،منتها مطلب اینه که اگه تریدری هستیم که تایم معامله ما روزانه به بالاست ،بهتر اینه جوری معاملات رو تنظیم کنیم که در هرکدوم از معاملات در اثر ضرر بیش از 3-5٪ سرمایمون از بین نره ،
این کل عرایضم تا اینجا بود،که اگه طولانی شدو حدود ده جلسه طول کشید فقط صرف این بود که خواستم این مطلب کاملا ثابت بشه و برای دوستان اطمینان ایجاد بشه ،
اما اینکه چندتا معامله همزمان میتونیم انجام بدیم ،چقدر میتونیم رو کل سرمایه در ماه ریسک کنیم و ... بقیه عرایضم خواهد بود که حتما در تاپیک اصلی در جلسات بعد صحبت خواهم کرد .
با آرزوی موفقیت برای شما دوست عزیز

HOLY
۱۳۹۰/۰۹/۱۰, ۲۳:۰۶
سلام دوست عزیز
حد ضرر مبحث مهمی هست ،هم سهل است و هم ممتنع ، هم میشه به سادگی حد ضرر تعیین کرد و هم میشه این کار رو بسیار پیچیده انجام داد ،اما چه ساده و چه پیچیده در کل به استراتژی ما بر میگرده ،ما از هر استراتزی استفاده کنیم ،همون استراتزی برامون حتما قوانینی میزاره که حد ضرر رو بتونیم مشخص کنیم ،
من توضیحی در ارتباط با حد ضرر در این لینک ،در پست 291 دادم که چون ابتدا اون رو در ورد تایپ کرده بودم اگه بخوام دوباره اینجا نقل قول کنم یه مقدار فونت ها بهم میریزه ،لذا با عرض معذرت همونجا باید مطالعه بفرمایید
http://forums.boursy.com/showthread.php?700-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D9%86%D8%B8%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D 9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D9%80%D 9%80%D9%80%D8%B2-holy/page20

اما سوای مطالب بالا ،حد ضرر باید جایی در نظر گرفته بشه که اگه قیمت از اون محدوده گذشت ،تحلیل ما نقض بشه ،من این مطلب رو در پاسخ به دوست بسیار عزیزی که در پی ام مطرح کردند ،پاسخ دادم که برای مطالعه دوستان ،اینجا هم نقل میکنم


سلام دوست عزیز
عذرخواهی میکنم یه مقدار پاسخ فرمایشتون دیرشد.
از لطفی که به بنده دارین بسیار سپاسگزارم ،خوشحالم تاپیک مدیریت سرمایه مورد توجهتون واقع شد
در ارتباط با حد ضرر باید خدمتتون عرض کنم ،واقعیتش اینه که ،خود تعیین حد ضرر بسیار مهم هست ،یعنی ببینین مکان صحیح یا اینجوری بگم مکان ایده آل برای حد ضرر رو همیشه باید تعیین کنیم ،حد ضرر ما نباید به این سبک باشه که بایک نوسان منفی کوچیک از بازار مارو بیرون ببره ( ماینجور حدضررهارو اصطلاحا تایت یا بسته یا محدود میگن که متاسفانه نه تنها کمک کننده نیست که میتونه حتی برای ما دردسر هم درست کنه)،بلکه حد ضرر جایی باید قرار بگبره که اگه قیمت از اونجا گذشت تحلیل ما نقض بشه و زمانی که قیمت از حد ضرر گذشت دیگه با یک نوسان یک روزه یا دوروزه برنگرده ،اگه بخوام براتون مثال بزنم باید گفت ،فرض کنین قیمت در حال ریزش هست جایی ما احساس میکنین این ریزش تموم شده و حتی موج یک صعودی تشکیل شده و بعد در انتهای موج اصلاحی دو هستیم ،خوب حالا اگه بخوایم وارد بشیم حد ضرر رو درست میزاریم زیر شروع موج یک که اگه حد ضرر بخوره یعنی هنوز موج نزولی اصلی تموم نشده اینجا با یک یا دو روز نوسان دیگه مشکل حل نخواهد شد ،شکل زیر مصداق این مطلب هست
http://up1.iranblog.com/images/3lol2wfd2vr9b6vj98.png
یا مثلا الگوی سرو شونه اگه داریم ،با شکست خط گردن وارد میشیم و حدضرر رو باید زیر شونه راست گذاشت ،که اگه قیمت از اونجا بگذره یعنی دیگه کلا الگو نقض شده و به اون هدف ما نمیرسه ،و کار ما از یک روز یا دوروز نوسان میگذره ،اینجا بهترین کار اینه با حدضرر خارج بشی
http://up1.iranblog.com/images/hbhkww43jaoy9c795fv2.png
ببینین در دو مثال بالا اگه ما از حد ضرر عبور کنیم کل تحلیلی که بر مبنای اون سهم رو خریدیم زیر سئوال رفته و مشخصه حرکت بازار چیز دیگه ایی هست ،حالا اگه ما حد ضرر رو دائم بیاریم پایین واقعا امکان داره از یه جایی بازار برگرده و ضرر هارو پوشش بده و حتی ما رو به سود برسونه،اما این صرفا یک احتمال و از نوع ضعیف هست ،اینجا منطقی که ما بر اون مبنا وارد بازار شدیم دچار تغییر شده پس بهترین کار این خواهد بود ما هم از بازار بیایم بیرون تا با منطق جدید و تحلیل جدید مجدد بتونیم وارد بشیم ،اما کل این عرایض برمیگرده به اینکه حد ضرر رو خوب و درست و به اندازه انتخاب کنیم و نه اونقدر کوچیک که سریع از بازار خارج بشیم و نه اونقدر بزرگ که ضرر زیادی درصورت رسیدن به اون متحمل بشیم
امیدوارم تونسته باشم مطلب رو برسونم

rezaafshari110
۱۳۹۰/۰۹/۱۱, ۱۸:۰۴
سلام استاد گرامی اولا تشکر می کنم از وقتی که برای آموزش و بالا بردن سطح دانش بچه های این سایت گذاشتید.
استاد یک سوال داشتم از محضرتون:در مثالی که راجع به مپنا زدید اگر فرض ما 10 میلیون تومان داشته باشیم و تصمیم گرفته ایم در سبد خودمون 5 تا سهم داشته باشیم(هر سهم 2 میلیون تومان)
حالا برای سهولت کار هر 5 سهم رو همون 200 تومان وحد ضرر رو 185 تومان فرض می کنیم که با کارمزد 18 تومان میشه.حالا 3درصد 2 میلیون میشه60 هزار تومان و 60 هزار تومان تقسیم بر 18 تومان
میشه حدودا 3500 سهم.خب طبق فرمایش شما ما باید 3500 سهم 203 تومانی میخریم که میشه 710500 تومان.حالا تکلیف اون 1289500 تومان باقی مونده چی میشه؟
یعنی ما از 10 میلیون تومان فقط باید 3552500 تومان رو برای 5 سهم باید بپردازیم؟

با تشکر فراوان

مهراز
۱۳۹۰/۰۹/۱۱, ۲۰:۰۶
سلام و عرض ادب خدمت تمامی دوستان که خواندن نوشته هاشون تو این محیط دوستانه ؛لذت بخش و اموزنده است.
در مورد مطلب 3% ریسک و معاملات فارکس که در بحث مطرح شده بود کمی برای من گنگ بود و ترجمه ای که برای خودم کردم به صورت ذیل بود امیدوارم چنانچه در برداشت اشتباه کردم رفع خطا بفرمایید:
این بخش فرمایش شما :قذم سوم استفاده از فرمول : اگه 0.1 لات باشه حجم ما ،میتونیم 150 پیپ ضرر کنیم حال که ضرر ما و اسپرد 25 پیپ هست پس تا 6 برابر اون (150/25) میتونیم حجم رو بالاتر بیاریم ،پس حجم مورد نظر 0.6 lot خواهد بود

برداشتی که از جمله بالا (اگه 0.1 لات باشه حجم ما ،میتونیم 150 پیپ ضرر کنیم)میکردم این بود که اگه با 0.1 لات میشه 150 پیپ ضرر کنیم با 0.6 لات 6 برابر ضرر میکنیم یعنی 900 پیپ.

اینطور برای خودم تصحیح کردم که اگه 0.1 لات باشه 25 پیپ حد ضرر رو برای این معامله ( با توجه به نمودارها یا تحلیل هامون در نظر گرفتیم با توجه به حد ضرر سرمایه 150 دلاری پس میتونیم تا 0.6 لات حجم رو بالاتر بیاریم.

ما حد ضرر سرمایه ای 150 دلار را داریم و در معامله ای که میخواهیم انجام بدهیم برای 0.1 لات با احتساب اسپردمون 50 پیپ

(چون هر پیپ یک دلار سود یا ضرر است) 150تقسیم بر 50 میشود 3 و ما 0.3 لات میتوانیم سرمایه گزاری کنیم .
زمانی که برای معامله حد ضرر مجموع 25 پیپ را در نظر گرفتیم یعنی برای هر 0.1 لات سرمایه گزاری، 25 پیپ حد ضرر
پس 150 تقسیم بر 25 میشود 6 و ما 0.6 لات میتوانیم سرمایه گزاری کنیم.


با فارکس از طریق نوشته های شما و بوف عزیز دارم تازه اشنا میشم ممکنه این برداشت من به علت عدم اگاهی بنده باشه.پیشاپیش از وقتی که برای اموزش بنده میگزارید ممنون و سپاسگزار هستم.

HOLY
۱۳۹۰/۰۹/۱۱, ۲۳:۳۲
سلام استاد گرامی اولا تشکر می کنم از وقتی که برای آموزش و بالا بردن سطح دانش بچه های این سایت گذاشتید.
استاد یک سوال داشتم از محضرتون:در مثالی که راجع به مپنا زدید اگر فرض ما 10 میلیون تومان داشته باشیم و تصمیم گرفته ایم در سبد خودمون 5 تا سهم داشته باشیم(هر سهم 2 میلیون تومان)
حالا برای سهولت کار هر 5 سهم رو همون 200 تومان وحد ضرر رو 185 تومان فرض می کنیم که با کارمزد 18 تومان میشه.حالا 3درصد 2 میلیون میشه60 هزار تومان و 60 هزار تومان تقسیم بر 18 تومان
میشه حدودا 3500 سهم.خب طبق فرمایش شما ما باید 3500 سهم 203 تومانی میخریم که میشه 710500 تومان.حالا تکلیف اون 1289500 تومان باقی مونده چی میشه؟
یعنی ما از 10 میلیون تومان فقط باید 3552500 تومان رو برای 5 سهم باید بپردازیم؟

با تشکر فراوان

سلام دوست عزیز
خواهش میکنم ،وظیفم رو انجام میدم
ببینین دوست عزیز ،ما وقتی از مدیریت سرمایه استفاده میکنیم ،تمام موارد در اون لحاظ شده (بر مبنای نوع مدیریت سرمایه یک سری متغییرهایی مثل حداکثر تعداد سهام ،یا درصد کلی از دارایی که میتونیم سهام بخریم و از این دست مسائل ) دیگه اینجا ،برای این جایی وجود نداره که ما اول خودمون بیایم و بگیم خوب من فقط 5 تا سهم میخوام با ان شرایط ....
بلکه باید خودمون رو تابع اون مدیریت سرمایه کنیم تا بر مبنای نوع خرید و فروش ما بهمون بگه هم زمان چندتا سهم میتونی انتخاب کنیم یا هم زمان چقدر از پولت میتونه درگیر بازار یا چقدرش آزاد باشه ،ما هنوز به این بحث نرسیدیم که به امید خدا وقتی وارد بشیم همه چیز روشن خواهد شد
همونطور که در پایان جلسه دهم مشخص کردم تا اینجا صرفا خواستیم بگیم ،اول ) مدیریت سرمایه چقدر اهمیت داره دوم) اگه بخوایم سهمی بخریم که در صورت ضرر بیش از 3٪ سرمایمون از بین نره چجوری باید اقدام کنیم.
و ایشالا بقیه مطالب رو هم در آینده نزدیک تقدیم خواهم کرد .

HOLY
۱۳۹۰/۰۹/۱۲, ۰۰:۰۹
سلام مهراز عزیز
از مشارکتتون تشکر میکنم ،
دوست عزیزم ،ما دوجور تناسب داریم (قطعا شما و تمام دوستان بهتر از بنده میدونین واین صرفا یک یادآوریٍ) اون زمان که بنده تحصیل میکردم به نام تناسب مستقیم و تناسب معکوس معروف بود ،در حال حاضر نمیدونم واقعا اسمش همونه یا چیز دیگه ایی اما مثالش این بود ،
در تناسب مستقیم : اگه مثلا از شیر آبی در دو ساعت 8 لیتر آب خارج شود در 6 ساعت چقدر آب خارج خواهد شد ،که خوب بعد از تناسب بستن پاسخ طبق شکل زیر 24 خواهد شد

http://up6.iranblog.com/images/fvdyg72rpzh0azi5j2v5.png

اما تناسب معکوس : اگه مثلا دیواری را دونفر بنا در عرض 8 ساعت میسازند ،حال اگر تعداد بناها 4 نفر شود دیوارد در چند ساعت تمام خواهد شد؟ پاسخ طبق شکل زیر 4 ساعت خواهد بود

http://up6.iranblog.com/images/kddhbuc3l5r3xiqtxod.png

به عبارتی در تناسب مستقیم افزایش مولفه اول باعث افزایش مولفه دوم میشود اما در تناسب معکوس افزایش مولفه اول باعث کاهش مولفه دوم خواهد شد(یا کاهش مولفه اول باعث اوفزایش مولفه دوم )
و خلاصه اینکه ارتباط دو مولفه برعکس هم میباشد
در مورد محاسبه حجم هم باید از تناسب معکوس استفاده بفرمایید چون هرچقدر حجم بالا رود باعث میشود ما از فضای کمتری به عنوان استاپ لاس (درصورت ثابت بودم مقداری از سرمایه که برای ضرر در نظر گرفتیم) استفاده کنیم ،
من از فرمول استفاده نکردم تا بیشتر مطلب مفهومی باشد ،اما میتونیم از فرمول هم استفاده کنیم

http://up6.iranblog.com/images/6s2qaeej66w1u5eqklbb.png

من خودم عذاب آور ترین کار برام در ذهن نگه داشتن فرمول هست برای همین از همون راهی که همیشه خودم استفاده میکنم عرض کردم ،اما خوب این واقعا سلیقه ایی هست شاید خیلی از دوستان استفاده از فرمول رو بیشتر بپسندند ،به همین دلیل سعی کردم اون تناسب رو به شکل فرمول بنویسم ،امیدوارم مفید واقع بشه .
براتون آرزوی موفقیت دارم

rezaafshari110
۱۳۹۰/۱۱/۰۷, ۱۸:۰۷
مقدمه ای بر بسته سرمایه (استراتژی، تنوع و مدیریت ریسک)

در دنیای مسائل مالی و سرمایه گذاری، یک بسته سرمایه (Portfolio) عبارت است از مجموعه ای از داشته و اندوخته های مالی نظیر انواع سهام شرکت ها، اوراق قرضه و یا مشارکت، سپرده های بانکی، کالاهای اولیه که به آسانی قابل تبدیل به پول هستند مانند طلا، قراردادهای آتی و انتخاب که یک سرمایه گذار برای کسب اهداف مالی کوتاه، میان و یا بلند مدت خود آن ها را نگه داری می کند.

طرح ریزی استراتژیک.
سرمایه گذار ابتدا هدف سرمایه گذاری خود را مشخص می کند و سپس به دنبال نقشه راهی برای رسیدن به آن هدف است. تهیه این نقشه راه را طرح ریزی استراتژیک نامیم. برای مثال سرمایه گذاری را در نظر بگیرید که قصد دارد بسته سرمایه خود را به گونه ای تنظیم کند تا پشتوانه مالی دوران بازنشستگی اش باشد. در این صورت وی تمایل دارد از سرمایه گذاری های ریسکی اجتناب کند. بر همین مبنا استراتژی محتاطانه ای را در پیش می گیرد و سهام هایی را در ترکیب بسته سرمایه اش استفاده می کند که در بلند مدت دارای بازدهی خوبی باشند و احتمالا از اوراق قرضه و یا سپرده های پس انداز بانکی نیز در بسته خود به طور قابل ملاحظه ای استفاده می کند.

http://images.boursy.com/imported/2012/01/151.jpg

تنوع.
یک سرمایه گذاری ایده آل سرمایه گذاری ای است که کمترین ریسک و بیشترین سود را به ارمغان بیاورد. ولی اغلب سرمایه گذاری های پر سود ریسکی هستند. لذا سرمایه گذاران در ترکیب بسته سرمایه خود از انواع مختلف سرمایه ها که در شرایط مختلف بازارهای مالی و سرمایه متفاوت از یک دیگر عمل می کنند استفاده می کنند، تا از در خطر قرار گرفتن کل سرمایه اشان در هر شرایطی که برای بازارهای مالی و رمایه ممکن است در آینده به وجود آید جلوگیری کنند. برای مثال اگر یک بسته سرمایه کاملاً از یک یا چند سهام تشکیل شده باشد که همگی به طور مستقیم به قیمت نفت بستگی داشته باشند، این بسته سرمایه می تواند در شرایطی که قیمت نفت کاهش می یابد، به شدت نزول کند. ولی اگر درصد خاصی از بسته سرمایه ب قیمت نفت بستگی داشته باشد از طرفی از سود محتمل بخاطر بالا رفتن احتمالی قیمت نفت سود حاصل می شود و از سوی دیگر در شرایط بد قیمت نفت کل بسته سرمایه دچار مشکل نخواهد شد.

مدیریت ریسک.
از آنجائی که هدف عمده مدیریت ریسک در یک بسته سرمایه کاهش دادن آن است، ابتدا ضروریست مشخص کنیم که چه انواعی از ریسک بسته سرمایه یک سرمایه گذار را تهدید میکنند. به طور کلی دو نوع ریسک وجود دارند:

ریسک طبیعی (Systematic Risk). این ریسکی است که مربوط به کل اقتصاد و بازارهای مالی می شود و ربطی به یک یا چند سهام و یا کالا ندارد. برای مثال جنگ، ناپایداری های سیاسی، رکود اقتصادی و تغییرات نرخ بهره عموماً عواملی هستند که بر تمام سهام ها تاثیر گذارند. بطور کلی می توان گفت هر چیزی که باعث تغییر در کل بازار بشود یک عامل ریسک طبیعی بازار بشمار می رود.

ریسک غیر طبیعی (Unsystematic Risk). این ریسکی است که به یک یا چند سهام و یا کالای خاص و یا به یک صنعت یا بخش اقتصادی خاص مربوط می باشد و بر تمام بازار به طور تعیین کننده ای تاثیر گذار نمی باشد. برای مثال بالا رفتن قیمت آهن صنایع مصرف کننده به این ماده اولیه را شدیداً دچار اسیب می سازد ولی صنایع آموزشی و یا شرکت های اینترنتی کوچکترین آسیبی نخواهند دید.

برخی از کارشناسان معتقدند برای آن که یک بسته سرمایه به خوبی متنوع شده باشد و ریسک را مینیمم نماید لازم است 25 تا 30 سهام از شرکت های مختلف در آن کنجانده شده باشند. تنوع کمتر ریسک بسته سرمایه گذاری را افزایش می دهد و تنوع بیشتر سود احتمالی بسته را کاهش خواهد داد.

rezaafshari110
۱۳۹۰/۱۱/۰۷, ۱۸:۰۸
نظریه مدرن بسته سرمایه
(Modern Portfolio Theory)

اگر تلاش می کنید که استاد سرمایه گذاری شوید، این بدان معناست که به دنبال راهی می گردید که با کمترین ریسک سود خود را افزایش دهید. البته، این گونه سرمایه گذاری تقریباً غیر ممکن است با این همه افراد زمان زیادی را صرف تدوین استراتژی ها و روش هایی برای رسیدن به سرمایه گذاری ایده آل میکنند. ولی هیچ کدام از این روش ها به اندازه نظریه مدرن بسته سرمایه مقبولیت نیافته اند. در این مقاله ما نگاهی داریم به این نظریه و نکات قوت و ضعف آن و این که چگونه این نظریه می تواند کیفیت سرمایه گذاری افراد را ارتقا بخشد.
شالوده نظریه
نظریه مدرن بسته سرمایه (Modern Portfolio Theory) به عنوان یکی از مهم ترین و تاثیر گذارترین نظریات اقتصادی مربوط به سرمایه گذاری و امور مالی توسط هری مارکوویتز (Harry Markowitz) در سال 1952 تحت عنوان "انتخاب بسته سرمایه" در مجله مالی (Journal of Finance) ابداع و منتشر شد. طبق این نظریه توجه به ریسک و سود احتمالی یک سهام خاص کفایت نمی کند و با سرمایه گذاری در چند سهام، سرمایه گذار می تواند از یک طرف سود سهام های پر سود و احتمالاً ریسکی را بدست آورد و از جهت دیگر ریسک کل بسته سرمایه را با سهام های کم ریسکتر کاهش دهد. این نظریه که به طور کمی منافع تنوع (Diversification) در سرمایه گذاری را اندازه گیری می کند، معمولا با این جمله هم توصیف می شود: "بهتر است تمام تخم مرغ ها را در یک سبد قرار نداد!".
ریسکی که بیشتر سرمایه گذاران متحمل می شود از ناحیه سود است، به این معنا که ممکن است از سود حاصل از میزان پیش بینی شده انحراف پیدا کنند. لذا ریسک بنا به تعریف عبارت است از درصد انحراف استاندارد از سود متوسط. هر سهام برای خود انحراف استاندارد از سود متوسط خاصی دارد که در نظریه مدرن بسته سرمایه ریسک آن سهام نامیده می شود.
یکی از نکات کلیدی نظریه مدرن بسته سرمایه این است که اگر سهام چند شرکت با یکدیگر به طور مستقیم رابطه نداشته باشند و یا به عبارت دیگر نسبت به هم مستقل باشند، در اینصورت ریسک بسته سرمایه متشکل از ترکیبی از این سهام ها کمتر است از ریسک هر یک از بسته های سرمایه ای که فقط از یکی از این سهام ها تشکیل شده باشد. برای مثال دو سهام متفاوت را در نظر بگیرید که سودسهام یکی به طور مستقیم با قیمت نفت رابطه دارد و سود سهام دیگری به طور معکوس با قیمت نفت رابطه دارد. هر بسته سرمایه متشکل از این دو سهام در هر شرایط بازار نفت سودآور خواهد بود و از ریسک کمتری نیز برخوردار است.
به طور خلاصه این نظریه بیان می کند که تنها انتخاب سهام خوب کافی نیست و سرمایه گذار باید به دنبال ترکیبی متناسب از سهام های خوب باشد که تغییرات این سهام ها نسبت به یکدیگر مستقل باشند.
دو نوع ریسک
بنابر نظریه مدرن بسته سرمایه دو نوع ریسک وجود دارند: ریسک طبیعی که عبارت است از ریسکی که با تنوع کاهش نمی یابد و به شرایط بازار بستگی دارد، برای مثال ریسک هایی که از شرایطی چون جنگ، رکود اقتصادی، تورم، تغییر نرخ سود بانکی و غیره بوجود می آیند. ریسک غیر طبیعی یا ریسک خاص که به ریسک مخصوص هر سهام به طور ویژه اطلاق می شود و مربوط به فعل و انفعالات بازار نمی باشد. این ریسک را می توان با تنوع بخشیدن به بسته سرمایه کاهش داد (نمودار 1 را ببینید).

http://images.boursy.com/imported/2012/01/151.jpg

نمودار 1
در یک بسته سرمایه که به خوبی متنوع شده باشد ریسک هر سهام به مقدار خیلی کمی روی ریسک کل بسته سرمایه تاثیر می گذارد، در عوض این تفاوت بین ریسک های هر یک از سهام های موجود در بسته سرمایه است که یکدیگر را خنثی کرده و ریسک کلی بسته سرمایه را تعیین میکند. به همین دلیل است که تنوع سهام ها در یک بسته سرمایه باعث کاهش ریسک آن می شود.
مرز کارآمدی
اکنون که به فایده تنوع پی بردیم، سئوال این است که چگونه و تا چه حد بایستی در طراحی بسته سرمایه خود تنوع را به کار برد؟ این سئوال ما را ناچار بب بحث در مورد مفهوم دیگری به نام مرز کارآمدی می کند. فرض کنید که سهام تعدادی از شرکت های موفق را برای بسته سرمایه خود انتخاب کرده ایم، برای هر سطحی از سود تنها یک ترکیب از این سهام ها کمترین ریسک را برای بسته سرمایه ما تضمین می کند و همینطور برای هر سطحی از ریسک تنها یک ترکیب از این سهام ها بالاترین میزان سود را برای بسته سرمایه ما به ارمغان می آورد. این ترکیبات را می توان در یک نمودار به تصویر کشید که در آن هر نقطه منحنی ترکیب خاصی را از سهام ها نمایش می دهد. این منحنی را مرز کارآمدی بسته سرمایه نامند. برای مثال اگر بسته سرمایه ما تنها از دو سهام، یکی سهام گوگل که سهامی پر ریسک و با احتمال سود بیشتر و دیگری سهام کوکاکولا که سهامی کم ریسک ولی با سود احتمالی کمتر است، تشکیل شده باشد، مرز کارآودی در نمودار 2 نمایش داده شده است.

http://images.boursy.com/imported/2012/01/151.jpg

نمودار 2
هر بسته سرمایه که ترکیب آن در بالای منحنی مرز کارآمدی قرار گیرد، یعنی با ریسکی کمتر، سودی بیشتر را تضمین کند کارآمد نامیده می شود. در عمل یک سرمایه گذار حداکثر می تواند بسته سرمایه خود را جایی نزدیک به منحنی مرز کارآمدی طراحی کند. معمولاً بیشترین مقدار ریسکی که سرمایه گذار می تواند انجام دهد موقعیت بسته سرمایه را روی منحنی تعیین خواهد نمود.
نظریه مدرن بسته سرمایه این ایده را گسترش می دهد و پیشنهاد می کند که قسمتی از بسته سرمایه به سرمایه گذاری بدون ریسک تعلق داشته باشد، یعنی سرمایه گذاری هایی نظیر خرید اوراق قرضه. در این صورت بخش های دیگر بسته سرمایه می توانند ریسکی تر انتخاب شوند تا احتمال سودآوری کل بسته سرمایه افزایش یابد.
دیگر جنبه های نظریه مدرن بسته سرمایه
این نظریه از بدو پیدایش تاثیر زیادی بر طرز تلقی سرمایه گذاران نسبت به مفاهیمی چون ریسک، سود و مدیریت بسته سرمایه گذاشته است. این نظریه نشان مدهد که چگونه تنوع می تواند باعث کاهش ریسک کل بسته سرمایه شود و به همین دلیل بسیاری از مدیران مالی شرکت های سرمایه گذاری عمیقاً به تبعیت از این نظریه معتقد و ملتزم می باشند.
علیرغم تمام جنبه های مثبت نظریه مدرن بسته سرمایه، این نظریه نقائصی نیز دارد. برای مثال این نظریه سرمایه گذار را ملزم می سازد که از معاملات ریسکی و بعضاً بسیار سودآور مانند بازار آتی صرفنظر کند و یا آن ها را محدود سازد. همچنین این نظریه مبتنی برا وجود سهام های است که نسبت به یکدیگر مستقل باشند. ئلی عملاً تاریخ بازارهای بورس نشان داده است که هنگام بروز بحران های مالی وضعیت بازارهای بورس به طور کامل به هم می ریزد و سهام ها همگی به طور وابسته ای تغییر می کنند. استفاده از این نظریه مستلزم تسلط بر برخی جنبه های نسبتاً پیچیده مدیریت بسته سرمایه است که خارج از توان افراد غیر متخصص می باشد. به علاوه در مورد گسترش این نظریه و خرید سرمایه گذاری های بدون ریسک باید گفت که بسیاری از چنین سرمایه گذاری ها نیز در عمل مقداری ریسک و انحراف از سود پیش بینی شده را در خود دارند. مثلاً تورم سود اوراق قرضه را تحت تاثیر قرار می دهد. لذا تصور وجود سرمایه گذاری بدون ریسک تا حدی غیر واقعی می باشد. مسئله دیگر این سئوال است که چه تعداد سهام شرکت های متفاوت بایستی در یک بسته سرمایه گنجانده شوند. در این مورد هی اتفاق نظری وجود ندارد و به نظر می رسدکارشناسان از تعداد انگشت شمار تا بیش از 100 سهام شرکت های مختلف را پیشنهاد کرده اند.
نتیجه
جوهره نظریه مدرن بسته سرمایه این است که بسیار دشوار است که سرمایه گذاری بتواند بیش متوسط کل بازار سود ببرد و تنها کسانی که تن به ریسک می دهند می توانند به طور متوسط از کل بازار بهتر سرمایه گذاری کنند، ولی ایشان نیز وقتی بازارهای مالی، کالا و سرمایه دچار بحران می شوند به شدت ضرر خواهند کرد. و عملکرد سرمایه گذاران بزرگی چون وارن بافت (Warren Buffet) ما را متقاهد می سازد که نظریه مدرن بسته سرمایه با تمام مزیت هایش تنها یک نظریه است و سود واقعی و عالی نسیب سرمایه گذارانی می شود که دقت، فکر و زمان زیادی را صرف تصمیم گیری های خود کنند.

داش مهدی
۱۳۹۰/۱۱/۰۷, ۱۹:۰۴
نظریه مدرن بسته سرمایه
(Modern Portfolio Theory)



سه نکته:
1- تشکر از شما جناب افشاری که زکات علم را می پردازید.

2- زیباتر بود منبع را نیز ذکر می کردید و حقوق معنوی مولف را رعایت می کردید. به حقوق دیگران احترام بگذاریم تا به حقوقمان احترام بگذارند.

3- ظاهرا مولف یا مترجم مطلب کوچکترین آشنایی با مباحث و ادبیات رایج مالی در کشورمان ندارد. این را از همان عنوان نوشته( نظریه مدرن بسته سرمایه) می توان به راحتی فهمید. پرتفولیو یک واژه پذیرفته شده در متون مالی کشورمان است، اگر چه کسانی که وسواس استفاده از واژگان سره فارسی در ترجمه متون دارند به جای پرتفولیو از واژه های جایگزین بدره یا سبد سهام استفاده می کنند. این عدم استفاده از لغات تخصصی در سرار متن خواننده را ازار می دهد. مثل استفاده از ریسک طبیعی و مرز کارآمدی و ....
با تشکر و با ارزوی غنای هر چه بیشتر دانش مالی کشور