PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده می باشد و در این حالت شما تصویری را مشاهده نمی کنید برای مشاهده کامل متن و تصویرها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ازدواج!



mhjboursy
۱۳۹۶/۰۴/۲۹, ۰۳:۱۱
http://forums.boursy.com/imported/2017/07/e6wu_bmestart-1.jpg





وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ.
و از آیات او است این که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید، که در کنار او آرامش یابید، /:.Heart.:/ و میان شما دوستی و مهربانی قرار داد، /:.Heart.:/ که در این حقیقت نشانه هایی است برای مردمی که می اندیشند.
سوره روم، آیه 21

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۴/۲۹, ۰۳:۲۴
سلام...
پیش تر این موضوع در کارگاه مطرح شده بود...
انصافا خیلی هم هوادار دارد... (خودم یکی از طرفداران این مبحث هستم. :x )
اصلا کیست که در مورد این موضوع حرفی برای گفتن نداشته باشد؟؟؟؟؟
خیلی ها ازدواج کرده اند و تا به آدم می رسند می گویند تو از این کارها (غلط ها! :d) یک وقت نکنی ها!!!!
برخی از ازدواجشان راضی اند.
برخی هم که ازدواج کرده اند می گویند زن گل ماتم است... خار و گل با هم است... و خانه ی بی بلا؟؟؟؟ :d
عموم جوانان که ازدواج نکرده اند (چه دختر چه پسر) تمایل دارند ازدواج کنند...
البته دیده ام جوانان ِ پسری که دوست دخترهایی داشته اند/دارند و تمایل دارند همین جوری تا آخر عمر زندگی کنند... (اروپایی... به قول خودشان... البته در خود اروپا هم نرخ ازدواج همچین پایین نیست! ازدواج رسمی را هم می گویم...) البته همان طور که گفتم در پسر ها دیده ام... وگرنه دخترهایی که دوست پسر دارند آن طور که دیده ام باز به هر حال تمایل به ازدواج دارند...


حالا یواش یواش ان شاء الله در این جستار مطلب بگذاریم و از خودمان و تجربیاتمان و دیدگاه هایمان و افق هایمان بگوییم.

یا علی @};-

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۴/۲۹, ۰۳:۳۷
خوب شد برایش یک جستار جدید ایجاد کردم...
آنجا هم جسته گریخته می شد و حرف ها نصفه نیمه می ماند و مدام باید چند صفحه می رفتی عقب و جلو...
و هم اینکه جلوی (نظم) نوشته های اصلی را می گرفت...

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۴/۲۹, ۱۲:۱۸
http://forums.boursy.com/imported/2017/07/arrowdown-1.gif دانلود سخنرانی دکتر شاهین فرهنگ با موضوع ازدواج موفق - 208 مگابایت (http://cdn.p30download.com/?b=p30dl-audio&f=Ezdevaj.Movafagh.Mp3.24kbps_p30download.com.rar)



این پیوند برای پیش از ازدواج است. مطالبی که به خاطر دارم در آن گفته شد: خواستگاری، روش های شناخت پیدا کردن از همسر، تحقیق خواستگاری، من چه روحیاتی دارم و باید دنبال چه همسری بگردم؟، سن ازدواج و ...

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۴/۲۹, ۱۲:۳۳
یک پرسش:

از چه راهی باید همسر پیدا کرد؟

در بالا (آن پیوندی که ارائه کردم) که خیلی محکم می گفت شما تمام چیزهایی که می خواهید در همسر آینده تان داشته باشید را از خدا بخواهید، خدا عینا همان را به شما می دهد!

البته من به خدا اعتقاد دارم و مطمئنم که همه چیز دست او است... ولی... از طرف دیگر می گویند از تو حرکت که از خدا برکت... (با توکل زانوی اشتر ببند...)

===========================

در ایران متاسفانه سایت همسریابی نیست. (هست؟ معرفی کنید.)

برخی می روند خواستگاری و آنجا تازه آشنا می شوند... (درست است؟ من گمان کنم خواستگاری مال زمانی است که شما می خواهید (خواست) یعنی آشنا شده اید... نه اینکه می روید تازه ببینید عروس خانم چه شکلی است!!!)

در مورد خودم به شخصه تو چند وقت اخیر خیلی مورد برایم معرفی شده است... ولی هیچ کدام را نپسندیدم... (از فامیل و دوست خانوادگی و غریبه و ... توسط دوستان و اقوام...)

حالا گمان کنم دو راهکار برایم مانده... یا بروم در این دنیای مجازی بگردم دنبال یک نفر... یا اینکه بروم تو خیابان شماره بدهم... که زیاد از این راهکارها خوشم نمی آید... بعدا وقت شد عرض می کنم چرا.... نگر شما چیست؟

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۴:۰۰
قناعت = رضایت
=========

می دانید حرف من چیست؟
من می گویم آدم باید پیش از ازدواج تا جایی که می تواند چشمش را باز کند...
پس از ازدواج هم کلا چشمش را ببندد. یعنی اگر چیزی هم دید سعی کند نادیده بگیرد.
پیش از ازدواج چشمهایت را باز کن و پس از آن ببند.

(البته نمی گویم آدم حواسش به زندگی اش و حفظ زندگی اش نباشد ها! نه. ولی در مواردی مانند کنکاش گذشته و شخصیت طرف و ... چشمش را ببندد. آدمی که به گذشته ی طرف مقابلش (پس از ازدواج) گیر می دهد اشتباه می کند. آدمی که به ظاهر طرف مقابلش (پس از ازدواج) گیر می دهد اشتباه می کند. آدمی که به روحیات طرف مقابلش (پس از ازدواج) گیر می دهد اشتباه می کند.)

بگذارید این جوری بگویم...
آدم از زندگی اش چه می خواهد؟
من مطمئنا بهترین دختر دنیا را نمی توانم پیدا کنم که (از نگر عاطفی و ظاهر و ...) بیشترین سازش را با من داشته باشد و خیلی به هم بخوریم و فلان و بهمان...

چرا؟؟؟
چون انتخاب هایم محدود است...
مطمئنا خیلی خیلی خیلی زور بزنم 30-40 نفر را بیشتر نمی توانم از نزدیک ببینم (بروم خواستگاری/با هم صحبت کنیم و از هم کسب اطلاع کنیم و...)
برای دختر ها هم همین است... دیگر تاپ ترینشان هم باشد 30-40 تا خواستگار بیشتر ندارند... (حالا بماند که برخی اوقات این عدد به 1 تا 2 هم محدود می شود! ;) :d )

پس:
مطمئنا هر چه من انتخاب کنم نقص های زیادی خواهد داشت!
مطمئنا!
مطمئنا کسی که آخر سر گیرم می آید سازگارترین انسان روی این زمین با من نیست! مطمئنا! مطمئنا این وسط یک مقدار خیلی زیادی عدم تفاهم ها و سوء تفاهم ها و برخوردها به وجود خواهد آمد...
پس باید تلاش کنم با همان کسی که پیدا می کنم بیشترین حال را ببرم و از در کنار او بودن و با او زندگی کردن بیشترین لذت و آرامش را ببرم...

دقیقا مانند سایر مسائل دنیا...
مطمئنا من پولدار ترین و مرفه ترین آدم دنیا نیستم و بهترین کار را ندارم و بهترین درآمد را ندارم و بهترین خانواده را ندارم و بهترین خوراک و پوشاک و مسکن و ... را ندارم...
حالا چه؟
بیایم عزا بگیرم که فلان ندارم و بهمان ندارم؟
نه!
بیایم حال دنیا را ببرم...
با هر آن چه که دارم!
اگر پرادو دارم از داشتنش لذت ببرم.
اگر پرایدیو دارم از داشتنش لذت ببرم...
اگر با اتوبوس این ور و آن ور می روم از همین لذت ببرم!
اگر برای تفریح می روم پاریس و بر می گردم ازش لذت ببرم... اگر می روم بوستان ِ سر کوچه ازش لذت ببرم...

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۴:۲۴
دوست شدن: آری؟ یا نه؟
==============

من مخالفم.
خلاصه نگرهایم:

اگر دوست آدم همسر آینده اش شود به او مشکوک می شود. (مطمئنا طرفم که با من این گونه رابطه ای را آغاز کرده از این بابت هیچ منعی نداشته. نه منع دینی داشته و نه منع خانوادگی و نه منع دیگری... حالا اگر ما دو تا با هم رابطه مان کم رنگ شود، آیا او نمی تواند دوباره همین کار را انجام دهد؟؟؟)

اگر دوست آدم همسر آینده اش نشود طعم دو تا عشق متفاوت را انسان می چشد و آدم نمی تواند به همسرش تمام عشقش را هدیه کند. (یک مقدار عشق و خاطرات زیبای پیشین بخواهی نخواهی در ناخودآگاه آدم هست. البته ممکن است خاطرات بد زیاد باشد ولی مطمئنا خاطرات شیرین هم هست...) (آدم یک جورهایی مانند انسان طلاق گرفته می شود.)

معمولا روابط دوستی پنهانی است. (البته از جنبه ای شاید هیجان و زیبایی اش را همین پنهانی بودن افزایش دهد ولی) پنهانی بودن باعث ایجاد استرس می شود. پنهانی بودن، راحتی و آرامش و لذت را کاهش می دهد. (پنهان بودن از یک جنبه خوب است و از یک جنبه بد. از این جنبه که یواشکی و خصوصی و دو نفره و راز مانند است زیبا است و از این جنبه که باید مواظب باشی کسی بویی نبرد یا جایی پیدا کنی که کسی نباشد و... استرس زا و کاهش دهنده ی لذت است. به خصوص در بلند مدت)

در دوستی هیچ تعهدی نیست. پس مسئولیتی هم نیست. (خیلی راحت من می توانم فردا رابطه ام را با طرفم قطع (Cut) کنم. حتی مطمئنا او به پدر مادرش هم نمی گوید.) این خودش استرس زا است. (البته معمولا مرد ها از این عدم مسئولیت بیشتر استفاده هم می کنند تا اینکه ناراحت باشند! و دختر ها اذیت می شوند... ولی مرد های بی مسئولیت هم در بلند مدت این مسئله برایشان اذیت کننده است... دقیقا مانند کار کردن... در کوتاه مدت ممکن است آدم از کار نکردن خوشحال می شود... ولی آدم بی کار در بلند مدت خودش اذیت می شود...)

آدم تنوع طلب می شود. (آیا آدمی که تنوع طلب شده می تواند به یک نفر راضی شود؟ آیا آدم تنوع طلب می تواند راحت ازدواج کند و تشکیل خانواده دهد؟) (یکی از دوستانم که دیگر خیلی این کاره بود و همزمان با چند نفر دوست بود می گفت هر گلی یک بویی دارد... @};- بعد مادر پدرش که نمی دانستند دنبال زن هم بودند برایش... نمی دانم... آیا می تواند او با یک نفر برود زیر یک سقف؟ پس هر گلی یک بویی دارد چه می شود؟ یا اینکه تا آخر عمرش می خواهد همین جور هر گلی یک بویی دارد باشد و تشکیل خانواده ندهد و فرزند دار نشود و... نمی دانم...)

و...

امام قلی خان
۱۳۹۶/۰۵/۰۲, ۰۲:۴۸
محمد حسین خان تاپیک ازدواج به ماچه؟چرا میخواهی خودت و چند نفر آدمی را بدبخت بنمایی؟اگر یک طوری ات می گردد و اذیت میباشی راه های دیگر و مناسب تر می باشد که خودت را خلاص بنمایی.اما ار کله ات به تیر برق بتونی برخورد نموده است و بر تصمیمت پافشار می باشی بدان که همین چندرغاز که در بورس پس انداز نموده ای را باید بدهی به زنت تا برود بعدا. زن برای من و تو چه می شود؟اگر هم اختلاف نگردد بعد مثل من عذاب خواهی کشید. مجردی خیلی خوب می باشد. همه آنها که می گویند زن بگیر حسود و مغرضند.پدر و مادرها هم از خودخواهیشان می باشد و در ناخوداکاه میخواهند نوه داشته باشند تا یک جوری نسلشان بماند.همین موفقیت که داری که قبلا گفتی چه و چه می سازی و درس که خوانده ای و کذا و کذا کرده ای و یک جوری تکنیکال یاد گرفته ای و شب ها بیدار می باشی و کسی حساب کشی نمی نماید همه اش از مجردی می باشد. چرا کفران نعمت می نمایی؟ آن هم آمده ای فکر نموده ای بورس می باشد و اینجا باید تحلیل بنمایی. بدان و آگاه باش که آخرش با اینکه با مغز به تیر برق خورده ای با تریلی از رویت رد خواهد گشت ازدواج.آنها که چه میگویند آنها که از ازدواج میگویند حرفهایشان کودکانه می باشد و همه اش شعر است.یک جوری نکن که بعد نتوانی خلافش بکنی.زن گرفتن را همه بلدند اما مجرد بودن را همه بلدنیستند. اگر نیت خیر داری از این افکار پایت را بیرون بگذار و در همین بورس نصرت بکن. اینها را من از سر خیرخواهی به تو بازگو نمودم حالا می خواهی خودت را نابود بنمایی برو جلو
با تشکر

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۵/۰۲, ۰۳:۱۰
محمد حسین خان تاپیک ازدواج به ماچه؟چرا میخواهی خودت و چند نفر آدمی را بدبخت بنمایی؟اگر یک طوری ات می گردد و اذیت میباشی راه های دیگر و مناسب تر می باشد که خودت را خلاص بنمایی.اما ار کله ات به تیر برق بتونی برخورد نموده است و بر تصمیمت پافشار می باشی بدان که همین چندرغاز که در بورس پس انداز نموده ای را باید بدهی به زنت تا برود بعدا. زن برای من و تو چه می شود؟اگر هم اختلاف نگردد بعد مثل من عذاب خواهی کشید. مجردی خیلی خوب می باشد. همه آنها که می گویند زن بگیر حسود و مغرضند.پدر و مادرها هم از خودخواهیشان می باشد و در ناخوداکاه میخواهند نوه داشته باشند تا یک جوری نسلشان بماند.همین موفقیت که داری که قبلا گفتی چه و چه می سازی و درس که خوانده ای و کذا و کذا کرده ای و یک جوری تکنیکال یاد گرفته ای و شب ها بیدار می باشی و کسی حساب کشی نمی نماید همه اش از مجردی می باشد. چرا کفران نعمت می نمایی؟ آن هم آمده ای فکر نموده ای بورس می باشد و اینجا باید تحلیل بنمایی. بدان و آگاه باش که آخرش با اینکه با مغز به تیر برق خورده ای با تریلی از رویت رد خواهد گشت ازدواج.آنها که چه میگویند آنها که از ازدواج میگویند حرفهایشان کودکانه می باشد و همه اش شعر است.یک جوری نکن که بعد نتوانی خلافش بکنی.زن گرفتن را همه بلدند اما مجرد بودن را همه بلدنیستند. اگر نیت خیر داری از این افکار پایت را بیرون بگذار و در همین بورس نصرت بکن. اینها را من از سر خیرخواهی به تو بازگو نمودم حالا می خواهی خودت را نابود بنمایی برو جلو
با تشکر
سلام بر قلی خان عزیز و دوست داشتنی؛

(در نظرسنجی شرکت نکردید؟ پیش از نوشته ی شما 8 نفر شرکت کرده بودند الان هم 8 است... از طرف دیگر انتظار داشتم شما لا اقل گزینه ی «ازدواج کردم و پیشنهاد می کنم نکنید» را بزنید...)

ببین... آش کشک خاله است...
بخوری پایت است...
نخوری هم باز پایت است...

حرف هایت یک سری حرف حساب هست ها... قبول دارم... ولی از آن طرف، شدنی نیست...
زن نگیر که اعصابت و پول هایت می رود در حکم این حرف است که یک نفر بگوید غذا نخور که شکم درد نگیری و دل پیچه نشوی...
مگر می شود؟ مگر می شود آدم غذا نخورد؟ خوب حالا ما تلاش می کنیم شکم درد نگیریم، ولی حتی اگر شکم درد هم بگیریم و مطمئن باشیم که می گیریم باز غذا خوردن باید سر جایش باشد...

حالا شما گفتی راه های دیگر...

راه دیگر فقط یکی است و آن هم دوست شدن (حالا شرعی اش هم می شود ازدواج موقت) است.
ما در بالا بررسی کردیم که دوست شدن (یا حتی ازدواج های موقت) خلا های عاطفی و روحی آدم را کامل بر طرف نمی کند و آن آرامش و لذت توامان که آدم مد نگرش است را هم نمی تواند به صورت کامل برای آدم به همراه بیاورد...

دوستی... و تشکیل خانواده ندادن (ازدواج نکردن، فرزند دار نشدن) علاج نیست! مسکّن است! مسکنی که کار را بدتر می کند! می آید ابرویش را درست کند می زند چشمش را هم کور می کند... مانند کسانی که به خاطر مشکلات و غم ها و استرس هایشان به مواد مخدر پناه می برند... که در کوتاه مدت غمشان از بین می رود... ولی در بلند مدت یک غم هم به غم هایشان اضافه می شود... (نمی دانم، شما هم دور و اطرافتان پیر پسرهایی که همین جور با دوستی سر کرده اند را دیده ای؟ یا نه؟ آنهایی که من دیده ام به هیچ وجه به نگر نمی رسید در آرامش و لذت باشند...)

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۵/۰۲, ۰۳:۱۵
محمد حسین خان تاپیک ازدواج به ماچه؟چرا میخواهی خودت و چند نفر آدمی را بدبخت بنمایی؟اگر یک طوری ات می گردد و اذیت میباشی راه های دیگر و مناسب تر می باشد که خودت را خلاص بنمایی.اما ار کله ات به تیر برق بتونی برخورد نموده است و بر تصمیمت پافشار می باشی بدان که همین چندرغاز که در بورس پس انداز نموده ای را باید بدهی به زنت تا برود بعدا. زن برای من و تو چه می شود؟اگر هم اختلاف نگردد بعد مثل من عذاب خواهی کشید. مجردی خیلی خوب می باشد. همه آنها که می گویند زن بگیر حسود و مغرضند.پدر و مادرها هم از خودخواهیشان می باشد و در ناخوداکاه میخواهند نوه داشته باشند تا یک جوری نسلشان بماند.همین موفقیت که داری که قبلا گفتی چه و چه می سازی و درس که خوانده ای و کذا و کذا کرده ای و یک جوری تکنیکال یاد گرفته ای و شب ها بیدار می باشی و کسی حساب کشی نمی نماید همه اش از مجردی می باشد. چرا کفران نعمت می نمایی؟ آن هم آمده ای فکر نموده ای بورس می باشد و اینجا باید تحلیل بنمایی. بدان و آگاه باش که آخرش با اینکه با مغز به تیر برق خورده ای با تریلی از رویت رد خواهد گشت ازدواج.آنها که چه میگویند آنها که از ازدواج میگویند حرفهایشان کودکانه می باشد و همه اش شعر است.یک جوری نکن که بعد نتوانی خلافش بکنی.زن گرفتن را همه بلدند اما مجرد بودن را همه بلدنیستند. اگر نیت خیر داری از این افکار پایت را بیرون بگذار و در همین بورس نصرت بکن. اینها را من از سر خیرخواهی به تو بازگو نمودم حالا می خواهی خودت را نابود بنمایی برو جلو
با تشکر
واقعا آدم باید بترسد...
من که ازدواج نکرده ام واقعا از این وحشت دارم که فردا روزی یک زن غرغرو یا اعصاب خرد کن یا لجبار را خدا بگذارد تو کاسه ام... /:.zzzzzz.:/ /:.sadsmiley.:/
یعنی یک کابوسی می شود که نمی شود هیچ کاری اش هم کرد... :(
مثل یک سری سهم آشغال می شود تو سبدت!
که می دانی خودت مضخرف و آشغال است! ولی نمی توانی آن سهم ها را طلاقشان بدهی برود...

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۵/۰۲, ۰۳:۳۰
معیار ازدواج
======

یکی از معیار های ازدواج برای من -البته ممکن است برای شما عجیب باشد- این است که طرفم خوش انرژی باشد. هم از این جهت که هاله اش به هاله ی من بخورد. (هاله -> روحیاتش) هم از این جهت که آدم افسرده و غمگین و بی حالی نباشد.
من معتقدم زن قلب خانه است... یعنی انرژی و شور و حرارت و زندگی را به سایر اعضای خانواده می بخشد... اگر این قلب خودش بی انرژی و افسرده باشد، چگونه می خواهد به بقیه هم حال بدهد؟ (زندگی کل آن خانواده می شود ضد حال!)

حالا این معیار من است... دیگر...

امام قلی خان
۱۳۹۶/۰۵/۰۲, ۰۳:۳۴
محمدحسین خان سلام
همین الان که رفتم و آمدم زنم آمد و کلی بحث و حرف مزخرف و کذا و کذا. که رفتم و دوباره آمدم.
من از تجربه خودم فقط نمی گویم. آنچه تو در اینه میبینی من در خشت خام می بینم. عمرم تمام است و غرض ندارم.
چه ضمانتی می باشد که با ازدواج به آرامش برسی؟حتما می پرسی به مجردی چه ضمانتی می باشد.اما لااقل شناخته شده می باشد و سالها با آن بوده ای و داری کنار می آیی. چه آش کشک خاله ای؟ که گفته است باید حتما زن بگیری؟ گشنگی چه ربطی به زن دارد؟ مغلطه ننما. گشنگی می کشد اما دیده ای کسی از بی زنی مرده باشد؟ پس منطقی باش. چرا شدنی نمی باشد؟ چه دوستان مجردی که دارم و حالا پیر شده اند و برخی پشیمانند ولی من میبینم آنها حالشان بهتر می باشد در جمع.به آن جوانی و عشق و حالهایش منگر. به این بنگر که 50 سال باید کله ات را بغل یک نفر آدمی بگذاری.حتی اگر نخواهی اش. دیگر در پیری آن جذابیت ها نمی باشد. من اگر جوان بودم حاضر نبودم 50 سال باز با همین زنم باشم. تازه میگویند زن من خوب می باشد. اما من که خیر ندیدم.جون که بود خوشگل بود و ای کاش گول خوشگلی و خوش حرفی اش را نمیخوردم.بوعلی سینا یک زن هم نگرفت. روی چه حسابی باید یک نفر آدمی که با تو متفاوت می باشد را 50 سال حمل بنمایی؟هیچ دو آدمی مانند هم نمی باشند.گفتن ها زیاد است.من هرچه میخواهی توجیه بیاوری میدانم خودم. اینها شعر است.آن رفیق زنجانی ام که اینجا می باشد و زنش تازه مرده و هر روز میرویم پارک هر روز عاقلتر و شنگول تر میگردد. اولش ناراحت بود حالا اما حالش خوب گشته است. حتی هفته پیش گفت میخواهد در تلگرام برای پیرمرها کانال بزند. فیلسوفها را بنگر که یا زن نگرفته اند یا طلاق داده اند و بعدش نفس راحت کشیده اند. هر چیزی خوبش خوب می باشد اما وقتی 99 درصد بد می باشد خیلی بعید است آن یک درصد گیر تو بیفتد.الان در فامیل خودم از هر 10 نفر 5 تا طلاق گرفته اند و 4 تا حسرت آن 5 نفر را میخورند. اما وای بحال یک جوان اگر اینها ببینندش. هی میگویند چرا زن نمیگیری.گول عوام را مخور.بخاطر چند بار عشق بازی دستت را دراز نکن و خودت را بدبخت ننما.الباقی اش شعر است. 99 درصد برای عشق و حال زن میگیرند. آنها که چه میگویند دروغ میگویند.همین داماد من هم آمریکایی می باشد وگرنه اگر فارسی درست می فهمید با دخترم نمی ساخت. اینها بافتشان فرق میکند همین که می بیند زنش بچه هایش را بزرگ می نماید و غذا میپزد و وفا دار می باشد برایش بس می باشد چون ندیده اند. اما اگر می دید که این زن با این که یک نفر جراح می باشد هر روز با ننه اش چرت و پرت می گویند خودش را نجات می داد.
با تشکر

امام قلی خان
۱۳۹۶/۰۵/۰۲, ۰۳:۴۷
معیار ازدواج
======

یکی از معیار های ازدواج برای من -البته ممکن است برای شما عجیب باشد- این است که طرفم خوش انرژی باشد. هم از این جهت که هاله اش به هاله ی من بخورد. (هاله -> روحیاتش) هم از این جهت که آدم افسرده و غمگین و بی حالی نباشد.
من معتقدم زن قلب خانه است... یعنی انرژی و شور و حرارت و زندگی را به سایر اعضای خانواده می بخشد... اگر این قلب خودش بی انرژی و افسرده باشد، چگونه می خواهد به بقیه هم حال بدهد؟ (زندگی کل آن خانواده می شود ضد حال!)

حالا این معیار من است... دیگر...


حالا که نوشته ای معیار من از ازدواج معلوم می باشد دیگر تصمیمت را گرفته ای و حرف زدن فایده ای ندارد.دیگر نمی شود بیدارت کرد چون سحر و جادو گشته ای و باید مدتی بگذرد تا یک چوب در فرقت بخورد تا بیدار گردی.اما بدان دو سه ماه اول همه چیز خوب می باشد و دو سه سال اول معمولی و بعدش دیگر کسالت و گرفتاری می باشد. برای یک قابلمه جهت سوپ خوردن کارخانه قابلمه سازی را نمیخرند و قابلمه ساز نمی گردند. دنیا عوض گشته است.محمدحسین خان بیدار بگرد. کقزوی را می توان فروخت. زن را نمی شود راحت تمام نمود. اگر زن من اوراق بها دار بود میان مدتی از شرش راحت می شدم و با نقد می گشتم و دیگر در این بازار سهم نمی خریدم.

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۵/۰۲, ۰۳:۵۳
مغلطه نیست.

شما گمان کردی وجه تشبیهی که در آن مثال گرفتم مرگ و حیات است. که نتیجه گرفتی قیاس مع الفارق است. نه. این گونه نیست.
وجه تشبیه اصلی یا فرعی بودن است.

بگذار اصلا مثال های دیگر بزنم که وجه تشبیه کامل مشخص شود:

نمی توان به خاطر اینکه راه سفر دراز است اصلا سفر نکرد.
نمی توان به این بهانه که مردم عموما حسود هستند و پشت سر آدم حرف می زنند روابط اجتماعی با کسی نداشت! و کلا مردم را گذاشت کنار...
نمی توان چون خودرو آلودگی تولید می کند دیگر از خودرو استفاده نکرد.

اینها همه مسائل فرعی است نسبت به یک مسئله ی اصلی.
این وجه تشبیه است. نسبت به مثال اصلی که عرض کردم:
نمی شود گفت زن نگیریم چون زن معمولا اعصاب آدم را خرد می کند.

Mehdi1400
۱۳۹۶/۰۵/۰۲, ۰۴:۰۰
سلام محمد حسین

پیش فرض های امام قلی خان همه اشتباه است
خام نشوی
برو ازدواج کن
همانطور که تو دنبال زن خوب میگردی باید خودت هم خوب باشی و
قرار نیست تو زن بگیری. زن گرفتنی نیست. زن را باید یافت و با او بخش عمده ای از زندگی را به اشتراک گذاشت.
نیاز به جستجو دارد و توکل

مرد زن را حمل نمیکند. این چه حرفی است آخر
یعنی مرد را در حد حمال و زن را در حد بار پایین اورد این امام قلی خان
زندگی کردن از جنس حمل کردن نیست بسیار فاصله است بین این دو

به نظرم اگر در زندگی منطق و احساس حاکم شود لذت بخش است
80 درصد منطق و 20 درصد احساس
مثلا همین دعوای امام قلی در سن 80 سالگی با همسرش
به نظرم گفتگو بین اینها به صفر میل کرده است
یا بارها بر سر مسئله ای تکراری بحث کرده اند و به راه حل نرسیده اند و حوصله ادامه را ندارند
ولی اگر بحث بشود و منطق حاکم شود و از یک مسئله عبور کنند و به مسئله بعد و بعد و بعد
آنگاه زندگی شیرین میشود


امام قلی خان خودش تجربه نا موفقی داشته تازه آن هم در پیری، آنگاه یک تجربه نا موفق را تعمیم میدهد به کل
شاید هم در پیری کمی معرکه گیری کرده زنش حالش را گرفته چه میدانم
بنده ازدواج کرده ام و تجارب بسیار موفقی دارم از ازدواجم
وقت کردم مینویسم

مغزت را در اختیار امام قلی خان نگذار
بدبخت میشوی

امام قلی خان
۱۳۹۶/۰۵/۰۲, ۰۴:۰۱
مغلطه نیست.

شما گمان کردی وجه تشبیهی که در آن مثال گرفتم مرگ و حیات است. که نتیجه گرفتی قیاس مع الفارق است. نه. این گونه نیست.
وجه تشبیه اصلی یا فرعی بودن است.

بگذار اصلا مثال های دیگر بزنم که وجه تشبیه کامل مشخص شود:

نمی توان به خاطر اینکه راه سفر دراز است اصلا سفر نکرد.
نمی توان به این بهانه که مردم عموما حسود هستند و پشت سر آدم حرف می زنند روابط اجتماعی با کسی نداشت! و کلا مردم را گذاشت کنار...
نمی توان چون خودرو آلودگی تولید می کند دیگر از خودرو استفاده نکرد.

اینها همه مسائل فرعی است نسبت به یک مسئله ی اصلی.
این وجه تشبیه است. نسبت به مثال اصلی که عرض کردم:
نمی شود گفت زن نگیریم چون زن معمولا اعصاب آدم را خرد می کند.

من جواب همه اش را می دهم که گفته ای:
نمی توان به خاطر اینکه راه سفر دراز است سفر نکرد.
نمی توان به این بهانه که مردم عموما حسود هستند و پشت سر آدم حرف می زنند روابط اجتماعی با کسی نداشت!
نمی توان چون خودرو آلودگی تولید می کند از خودرو استفاده نکرد.
------------------
اما می توان با هواپیما رفت و مرض ندارم با ماشین بروم راه دراز را
اما می توان مراقب بود و روابط را کاهش داد
اما می توان خودرو برقی یا وسیله نقلیه عمومی سوار گشت.
..........
چرا نمی شود گفت زن نگیر وقتی فقط یک بار زنده می باشی؟ بعدش من فقط از اعصاب خردی اش نگفتم محمد حسین خان
اصلا ب چه درد می خورد با یک نفر آدمی همه اش بودن؟ اگر باز 5 سال یکبار می شد تجدید بنمایی باز یک چیزی.وقتی هیچ سهمی همیشه سود نمی رساند. ماندن بایک آدم هم حتما همیشه سود نمی رساند.
خودم الان حرف ندارم زن ترامپ را بعد از سقط شدنش بگیرم برای خودم و اوکی از احمدخان گرفته ام که دخترش را هم متعه ی او بنمایم بعد از سقط شدن دامادش.اما من و احمدخان دیگر غرق شده ایم. یک زن و دو زن دیگر فرقی نم ی نماید. بعدش هم من آخر عمرم می باشد دیگر حد اکثر 4 5سال دیگر زنده باشم.

امام قلی خان
۱۳۹۶/۰۵/۰۲, ۰۴:۰۶
سلام محمد حسین

پیش فرض های امام قلی خان همه اشتباه است
خام نشوی
برو ازدواج کن
همانطور که تو دنبال زن خوب میگردی باید خودت هم خوب باشی و
قرار نیست تو زن بگیری. زن گرفتنی نیست. زن را باید یافت و با او بخش عمده ای از زندگی را به اشتراک گذاشت.
نیاز به جستجو دارد و توکل

مرد زن را حمل نمیکند. این چه حرفی است آخر
یعنی مرد را در حد حمال و زن را در حد بار پایین اورد این امام قلی خان
زندگی کردن از جنس حمل کردن نیست بسیار فاصله است بین این دو

به نظرم اگر در زندگی منطق و احساس حاکم شود لذت بخش است
80 درصد منطق و 20 درصد احساس
مثلا همین دعوای امام قلی در سن 80 سالگی با همسرش
به نظرم گفتگو بین اینها به صفر میل کرده است
یا بارها بر سر مسئله ای تکراری بحث کرده اند و به راه حل نرسیده اند و حوصله ادامه را ندارند
ولی اگر بحث بشود و منطق حاکم شود و از یک مسئله عبور کنند و به مسئله بعد و بعد و بعد
آنگاه زندگی شیرین میشود


امام قلی خان خودش تجربه نا موفقی داشته تازه آن هم در پیری، آنگاه یک تجربه نا موفق را تعمیم میدهد به کل
شاید هم در پیری کمی معرکه گیری کرده زنش حالش را گرفته چه میدانم
بنده ازدواج کرده ام و تجارب بسیار موفقی دارم از ازدواجم
وقت کردم مینویسم

مغزت را در اختیار امام قلی خان نگذار
بدبخت میشوی
مهدی 1400 خان سلام
سهم خوب که به من در خصوصی معرفی نمی نمایی هیچ. حالا هم آمده ای محمد حسین خان را داماد نمایی. همینطور که میگویید امام قلی هان تجربه ناموقی داشته و تعمیم به کل می دهد. خودتان هم تجربه موفقتان را به کل تعمیم داده اید. من از دعوای خودم و زنم نمی گویم فقط. آمار طلاق را ببین.
با تشکر

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۵/۱۲, ۰۱:۴۲
دوست داشتم بیشتر به این جا سر می زدم... ولی متاسفانه مشغله ی بورسی نمی گذارد.
(اگر به نوشته ی دوستان هم جواب ندادم به همین خاطر بوده. حمل بر بی احترامی نشود.)

============================

الان داشتم دنبال سایت همسریابی می گشتم که این نوشته را دیدم:


رئیس مرکز تشخیص و پیشگیری پلیس فتا ناجا خبر داد:






تنها یک سایت در زمینه همسریابی مجوز فعالیت دارد سه شنبه 12 مرداد 1395 - ساعت 15:29

https://www.cyberpolice.ir/sites/default/files/imagecache/150_120/news/580_436%281%29_0.jpg


رئیس مرکز تشخیص و پیشگیری پلیس فتا ناجا با اشاره به اینکه در حالیکه برخی افراد با ثبت‌نام در سایت‌های همسریابی به دنبال سوژه‌های مناسب برای ازدواج هستند، گفت: متاسفانه شاهد هستیم که تعداد زیادی از افرادی که در این سایت‌ها ثبت‌نام می‌کنند به دنبال دوستی، ازدواج موقت، ازدواج دوم و حتی سوء‌استفاده و کلاهبرداری هستند.


سرهنگ دوم علی نیک‌نفس با بیان اینکه گردانندگان این سایت‌ها نیز همواره ادعا دارند فعالیت آنها قانونی بوده و مجوز دارند، تصریح‌کرد: حتی برخی از این سایت‌ها گاها پا را فراتر گذاشته و ادعا می‌کنند که آنها برای مشروعیت فعالیت خود در خصوص همسر‌گزینی از مراجع معظم و معزز تقلید استفتاء نموده و این عزیزان مهر تائید بر فعالیت آنها در فضای سایبر زده‌اند.

وی افزود: در حالیکه بنا بر استعلام پلیس فتا از دفاتر مراجع عظام تقلید ادعای کذب این سایت‌ها ثابت شده و مشخص گردیده که هدف گردانندگان سایت‌های همسریابی بیش از آن‌ که حل مشکلات ازدواج جوانان باشد، کسب درآمد است و برای آنها اصلا" مهم نیست که در این راه آبروی افراد ثبت‌نام کننده در سایت آنها برود و یا برای این عزیزان از سوی مجرمانی که در این سایت‌ها ثبت‌نام کرده‌اند مشکلاتی به وجود آید.

سرهنگ نیک‌نفس با اشاره تشکیل پرونده‌های متعدد کلاهبرداری و هتک حیثیت مرتبط با ثبت‌نام در سایت‌های همسر‌یابی در پلیس فتا گفت: این امر خود گواه غیر قانونی بودن فعالیت سایت‌های همسر‌یابی بوده و گویای این است که این سایت‌ها با چه انگیزه‌ای فعال شده‌اند.

وی با بیان اینکه در سال‌های گذشته پلیس فتا بارها به شهروندان خصوصا بانوان برای ثبت‌نام در این سایت‌ها هشدار داده بود، گفت: ثبت‌نام و فعالیت در این سایت‌ها به هیچ عنوان بدون اطلاع و همراهی خانواده‌ها نباشد و به تنهایی قرار ملاقات‌های حضوری با افراد دیگر در سایت‌های همسر‌یابی نگذارند، زیرا بسیاری از کاربران این سایت‌ها از هویت و مشخصات جعلی استفاده می‌کنند و چهره واقعی و نیات خود را پنهان می‌سازند.

سرهنگ نیک‌نفس با بیان اینکه تنها یک سایت از سوی سازمان ذیربط تائید شده و مجوز فعالیت در خصوص همسریابی دارد و آن هم سامانه ملی همسان گزینی به آدرس http://hamsan.tebyan.net است، گفت: تنها این سایت تا کنون توانسته است مجوز فعالیت و تائیدیه های لازم را دریافت کند و هیچ سایت دیگری برای فعالیت همسریابی در کشور مجوز ندارد.

از پلیس فتا است.
تنها سایت همسریابی ایران تبیان است. باقی سایت ها کلاه برداری هستند. (پول یا مشخصات می گیرند و تهش هیچ...)
این سایت تبیان را رفته اید؟ واقعا مسخره است... واقعا...
نوشته برای ثبت نام باید بیایید اینجا ما با شما مصاحبه کنیم!
آخر... چه بگویم...

==================

خوب...
برای من چه راهی می ماند؟
اطرافیان که هر چه گزینه داشتند رو کردند... گمان کنم 20-30 مورد شد... با عکس هیچ کدام هم حال نکردم... باز همین اطرافیانم می گویند برو با طرف صحبت بکن شاید ازش خوشت آمد! /.:blinksmiley.:/
آخر وقتی خوشم نمی آید بروم چه کار؟ دیگر خودم را که می شناسم... یک حداقلی که دوست دارم باید در قیافه اش باشد که بعد بروم با او صحبت کنم! نه؟ حالا این حداقل که می گویم خودم را دست بالا نمی گیرم و چیز عجیب غریبی هم منظورم نیست... ولی هر کسی یک جور همسری به دلش می نشیند. شاید یک نفر از دید خیلی ها بی ریخت باشد ولی به دل من بنشیند و همین طور برعکس. یادم می آید چند بار مادر و خواهرم یکی را در تلویزیون نشان می دادند و می گفتند فلانی چقدر خوشگل است... در حالی که به نظر من یکی از زشت ترین هنرپیشه های تلویزیون می آمد! منظورم از حداقل این است. یعنی یک مقدار حداقل طرفم باید به دلم بنشیند که بعد بروم با او صبحت کنم...

(الان که نگاه می کنم می بینم در محیط دانشگاه و محیط کار هم از کسی خوشم نمی آمد... /:.hmmsmiley.:/ چه می دانم... شاید مشکل دارم...#:-S)

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۵/۱۲, ۰۱:۴۷
نتایج نظرسنجی هم جالب شد.


https://vgy.me/GBNX3i.png
https://vgy.me/GBNX3i.png

4 نفر مثل خودم اند. /:.winksmiley02.:/
10 نفر متاهل داریم! که 80 درصدشان (راضی اند و) ازدواج را به دیگران هم توصیه می کنند! /:.wubsmiley.:/
3 نفر هم کلا نه ازدواج کرده اند و نه دوست دارند ازدواج کنند... :-/ چرا؟ :-?

امام قلی خان
۱۳۹۶/۰۵/۱۳, ۰۹:۲۶
دوست داشتم بیشتر به این جا سر می زدم... ولی متاسفانه مشغله ی بورسی نمی گذارد.
(اگر به نوشته ی دوستان هم جواب ندادم به همین خاطر بوده. حمل بر بی احترامی نشود.)

============================

الان داشتم دنبال سایت همسریابی می گشتم که این نوشته را دیدم:



از پلیس فتا است.
تنها سایت همسریابی ایران تبیان است. باقی سایت ها کلاه برداری هستند. (پول یا مشخصات می گیرند و تهش هیچ...)
این سایت تبیان را رفته اید؟ واقعا مسخره است... واقعا...
نوشته برای ثبت نام باید بیایید اینجا ما با شما مصاحبه کنیم!
آخر... چه بگویم...

==================

خوب...
برای من چه راهی می ماند؟
اطرافیان که هر چه گزینه داشتند رو کردند... گمان کنم 20-30 مورد شد... با عکس هیچ کدام هم حال نکردم... باز همین اطرافیانم می گویند برو با طرف صحبت بکن شاید ازش خوشت آمد! /.:blinksmiley.:/
آخر وقتی خوشم نمی آید بروم چه کار؟ دیگر خودم را که می شناسم... یک حداقلی که دوست دارم باید در قیافه اش باشد که بعد بروم با او صحبت کنم! نه؟ حالا این حداقل که می گویم خودم را دست بالا نمی گیرم و چیز عجیب غریبی هم منظورم نیست... ولی هر کسی یک جور همسری به دلش می نشیند. شاید یک نفر از دید خیلی ها بی ریخت باشد ولی به دل من بنشیند و همین طور برعکس. یادم می آید چند بار مادر و خواهرم یکی را در تلویزیون نشان می دادند و می گفتند فلانی چقدر خوشگل است... در حالی که به نظر من یکی از زشت ترین هنرپیشه های تلویزیون می آمد! منظورم از حداقل این است. یعنی یک مقدار حداقل طرفم باید به دلم بنشیند که بعد بروم با او صبحت کنم...

(الان که نگاه می کنم می بینم در محیط دانشگاه و محیط کار هم از کسی خوشم نمی آمد... /:.hmmsmiley.:/ چه می دانم... شاید مشکل دارم...#:-S)

محمدحسین خان با عکس که نمی توان حال نمود که می گویی با هیچ کدام حال ننموده ای.حالا که تیر آهن 18 پس کله ات برخورد نموده است لااقل برو برخی را ببین.چرا که همه خوشگلی فقط صورت نمی باشد. مورد بعدی هم این می باشد که برخی بد عکس می باشند اما خوشگل می باشند. برخی هم خوشگل می باشند که اگر خوشگل دیدی اول یا یک دستگاه کارواش خانگی فشار قوی بخر و یا ببر یک کارواش یا یک جایی که افت فشار آب نداشته باشد و بعد با آب جوش فشار قوی بر او بگیر.چون این روز ها ماله کشی و آرایش بیداد می نماید.زن یابیدن در اینترنت هم بدرد نمی خورد.اگر لااقل می خواهی زن بگیری بسپار به مادرت. هیچ کس بهتر از مادرها پسر ها را نمیشناسد. البته دخترها را فقط خدا می شناسد.مهریه هم اندازه یک سهمی از دارایی ات بده.روی سود فلان سهم حساب ننما و کم بده که اگر نخواستی یا طلاق خواست نقدی بدهی و نجات بیابی.500 میلیون همین حالا حاضر می باشم به علاوه خانه بدهم زنم برود و من بروم با این زن مرده زنجانی که نزدیک ما ساکن می باشد یک جایی را مجردی با هم اجاره نماییم. اما دیگر این زنها در این سن جایی نمی روند و تا سراشیبی قبر با من همراه خواهد بود. فعلا هم خوراک های سبک و غیر پرتیینی و کافور مصرف بنما تا چیزهای دیگر در تصمیم گیری هایت اثر نگذارند.
با تشکر

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۵/۱۴, ۰۱:۴۶
http://forums.boursy.com/ (https://en.wikipedia.org/wiki/File:Prostitution_laws_of_the_world.PNG)
Prostitution legal but regulated

Prostitution legal and not regulated; organised activities such as
brothels and pimping illegal

Illegal to buy sex, legal to sell sex
Prostitution illegal

No data





خیلی معذرت می خواهم مورد بالا را قرار دادم. می دانم مربوط به ازدواج زیاد نیست ولی باز بیشترین جایی که مرتبط بود همین جستار بود...
در باره ی کارهای بد است! :d کارهای بد بد...
به نقل از ویکی پدیا (https://en.wikipedia.org/wiki/Prostitution)است. (بعید است نوشته اش اشتباه باشد. یعنی دلیل وجود ندارد. و از آن طرف چون آمار خیلی رایجی است اگر اشتباه باشد آدمهای زیادی برای اصلاحش درخواست می دهند.)
در جاهای سبز این مورد قانونی است و در جاهای آبی هم منع قانونی ندارد. (ولی قانونی هم برایش نیست.)
جاهای نارنجی که خودشان هم نمی دانند چه گفته اند! :d
اما تعجب من که باعث شد در اینجا هم قرار بدهم در مورد جاهای قرمز است که در آنجا ها کارهای بد بد غیر قانونی (illegal) است. حالا من ایران و عربستان و مالزی و قطر و ... را کاری ندارم. آمریکا چرا غیر قانونی است؟؟؟؟ :O :O :O :-/ :-? نگاه کنید انگار به غیر از یک ایالت آمریکا باقی جاهایش قرمز است! :O از طرف دیگر بعید می دانم آمارش اشتباه باشد...

چه بگویم؟؟؟

کسی می داند جریانش چیست؟

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۵/۱۴, ۰۳:۰۳
سلام محمد حسین

پیش فرض های امام قلی خان همه اشتباه است
خام نشوی
برو ازدواج کن
همانطور که تو دنبال زن خوب میگردی باید خودت هم خوب باشی و
قرار نیست تو زن بگیری. زن گرفتنی نیست. زن را باید یافت و با او بخش عمده ای از زندگی را به اشتراک گذاشت.
نیاز به جستجو دارد و توکل

مرد زن را حمل نمیکند. این چه حرفی است آخر
یعنی مرد را در حد حمال و زن را در حد بار پایین اورد این امام قلی خان
زندگی کردن از جنس حمل کردن نیست بسیار فاصله است بین این دو

به نظرم اگر در زندگی منطق و احساس حاکم شود لذت بخش است
80 درصد منطق و 20 درصد احساس
مثلا همین دعوای امام قلی در سن 80 سالگی با همسرش
به نظرم گفتگو بین اینها به صفر میل کرده است
یا بارها بر سر مسئله ای تکراری بحث کرده اند و به راه حل نرسیده اند و حوصله ادامه را ندارند
ولی اگر بحث بشود و منطق حاکم شود و از یک مسئله عبور کنند و به مسئله بعد و بعد و بعد
آنگاه زندگی شیرین میشود


امام قلی خان خودش تجربه نا موفقی داشته تازه آن هم در پیری، آنگاه یک تجربه نا موفق را تعمیم میدهد به کل
شاید هم در پیری کمی معرکه گیری کرده زنش حالش را گرفته چه میدانم
بنده ازدواج کرده ام و تجارب بسیار موفقی دارم از ازدواجم
وقت کردم مینویسم

مغزت را در اختیار امام قلی خان نگذار
بدبخت میشوی

سلام مهدی جان؛ خوبی؟
آقا از خودت نگفتی؟ چقدر هست ازدواج کردی؟ (به قول مهران مدیری) چطور با هم آشنا شدید؟
=============
صحبتت خیلی قشنگ بود. این که گفتی:

قرار نیست تو زن بگیری. زن گرفتنی نیست. زن را باید یافت و با او بخش عمده ای از زندگی را به اشتراک گذاشت.
لذت بردم. @};-
============
اما در مورد این :

نیاز به جستجو دارد
از چه راهی؟
من الان دیگر دارم یواش یواش از سن مطلوب ازدواج می گذرم. می خواهم هر چقدر شده زودتر ازدواج کنم. با یک خانم خوب که همراه و مکملم باشد...
و این نیاز به جستجو دارد.
اما از چه راهی؟

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۵/۱۴, ۰۳:۰۳
محمدحسین خان با عکس که نمی توان حال نمود که می گویی با هیچ کدام حال ننموده ای.حالا که تیر آهن 18 پس کله ات برخورد نموده است لااقل برو برخی را ببین.
چرا که همه خوشگلی فقط صورت نمی باشد.
مورد بعدی هم این می باشد که برخی بد عکس می باشند اما خوشگل می باشند.

برخی هم خوشگل می باشند که اگر خوشگل دیدی اول یا یک دستگاه کارواش خانگی فشار قوی بخر و یا ببر یک کارواش یا یک جایی که افت فشار آب نداشته باشد و بعد با آب جوش فشار قوی بر او بگیر.چون این روز ها ماله کشی و آرایش بیداد می نماید.

زن یابیدن در اینترنت هم بدرد نمی خورد.
اگر لااقل می خواهی زن بگیری بسپار به مادرت.
هیچ کس بهتر از مادرها پسر ها را نمیشناسد.
البته دخترها را فقط خدا می شناسد.

مهریه هم اندازه یک سهمی از دارایی ات بده.روی سود فلان سهم حساب ننما و کم بده که اگر نخواستی یا طلاق خواست نقدی بدهی و نجات بیابی.500 میلیون همین حالا حاضر می باشم به علاوه خانه بدهم زنم برود و من بروم با این زن مرده زنجانی که نزدیک ما ساکن می باشد یک جایی را مجردی با هم اجاره نماییم. اما دیگر این زنها در این سن جایی نمی روند و تا سراشیبی قبر با من همراه خواهد بود.
فعلا هم خوراک های سبک و غیر پرتیینی و کافور مصرف بنما تا چیزهای دیگر در تصمیم گیری هایت اثر نگذارند. :D:D:D
با تشکر
سلام بر قلی خان عزیز؛
همه ی جذابیت همسر به چهره اش نیست... قبول...
ولی باید یک حداقلی باشد که آدم جذب شود... چه می دانم... دیگر خطوط قرمز را رد نکرده باشد... /:.winksmiley02.:/
حالا من نمی خواهم در مورد تک تک مواردی که بهم معرفی شده صحبت کنم... ولی وقتی طرف را هر جور می چرخانم (در اندیشه ام) می بینم به دلم نمی نشیند... چه کارش کنم؟ مطمئنا وقتی با او صحبت هم بکنم باز به دلم نمی نشیند...
یا وقتی یک نفر مثلا تا کمر من است... (حالا همه ی خصوصیات خوب را هم داشته باشد... نجیب و خانه دار و با دین و یامان باشد و به دلم هم بنشیند) می خواهمش چه کار؟ (من قدم بلند است. 189-188 هستم.)

در مورد مادرم هم... دیگر بنده خدا هر چه گزینه داشت گذاشت روی میز... به دوست هایش گفت آنها هم هر چه می شناختند معرفی کردند... (البته همان طور که گفتم من یک مقدار شاید مشکل دارم... شاید یک مقدار دارم سخت گیری می کنم... چون کمال گرا هستم...)

در مورد آن دو تا توصیه ات هم (یعنی ماله کشی و غیر پروتئینی :D ) حرفت درست است. /:.winksmiley02.:/ به هر حال ما تلاشمان را می کنیم با دید عقل پیش برویم نه احساس. تا خدا چه خواهد؟

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۵/۱۴, ۰۳:۰۹
من یک سوالی کردم از همه ی دوستان که کسی جواب نداد. (اگر اشتباه نکنم البته... چون حافظه ام زیاد جالب نیست.)

یک بار دیگر هم می پرسم هر کسی هر نگری دارد لطفا بفرماید:
شما از چه روشی همسرتان را پیدا کرده اید یا پیدا می کنید؟
به نگرتان چه روشی درست است؟


بگذار این گونه بپرسم:
شماره دادن. آری یا نه؟ درست است یا غلط؟
اگر یک نفر به دختر یا خواهرتان شماره بدهد ناراحت نمی شوید؟ کار بدی نیست؟ (در ذهن من یک کار بد جا افتاده است این کار.... ولی الان انگار باید رویش فکر کنم.)

========================

صبح با خانواده صحبت می کردیم خواهرم گفت توی اینستاگرام هم می توانی بگردی... گفت مثلا بیایی تو فالوورهای من بگردی بعد بروی توی فالوور های آن فالوور ها بگردی... (که حالا بعدا اگر از نگر ظاهری از کسی خوشم آمد با او صحبت کنم و ...)
(کلا این حالت ها را من بیشتر دوست دارم... همان طور که گفتم بهترین حالت برای من این بود که یک سایت همسریابی بسیار گسترده در ایران می داشتیم که قشنگ من در آن می گشتم و مناسب ترین همسان نسبت به خودم را پیدا می کردم... مخصوصا از نگر روحی. یعنی روحیاتی مانند درون گرا یا برون گرا بودن سمعی یا بصری یا لمسی یا جنبشی بودن و ...)



نگرتان؟

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۵/۱۴, ۰۳:۲۴
یک مقاله برای انتخاب همسر، که هر چند بیشتر نوع نگاهش از سمت دختر خانم ها است ولی نکاتش بد نیست و خواندنش ضرری ندارد:





هفت خوان مهم در انتخاب همسر (http://www.beytoote.com/wedlock/danestani/mportant2-mate-choice.html) مجموعه: دانستنیهای قبل از ازدواج (http://www.beytoote.com/wedlock/danestani.html)

http://forums.boursy.com/imported/2017/08/za4997-1.jpg (http://www.beytoote.com/wedlock/danestani/mportant2-mate-choice.html)

دنبال همسر مناسب هستید؟ آرزو دارید شریک زندگی تان را پیدا کنید و کسی در شان و مرتبه خودتان همدم بقیه عمرتان شود؟ برای این کار باید قبل از هر چیز از هفت خوان بگذرید! هفت خوان ازدواج 1) قدم اول این است که خودتان را درست بشناسید و مطمین باشید که واقعا تصمیم دارید ازدواج کنید یا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دلیل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصیتش؟ یا صرفا برای اینکه از خانه پدری فرار کنید؟ کسی که خودشناسی می کند، برای زندگی خودش هدف قایل می شود، برنامه ریزی می کند، آرزوهایش را روی کاغذ می آورد و جاهای خالی زندگی اش را شناسایی می کند.
کسی که خودش را خوب می شناسد، کمتر تحت تاثیر حرف دیگران مسیر زندگی اش را تغییر می دهد و دوست دارد خودش بداند با زندگی اش چه کار می کند. به عنوان مثال، یک دختر 17 ساله دوست دارد در سن 30 سالگی جراح زنان و زایمان باشد، در شیراز زندگی کند ویک بچه داشته باشد. اولا این که کسی که می خواهد پزشک متخصص بشود، باید همسری انتخاب کند که شرایط بخصوص شغلی او را درک کرده و بتواند او را حمایت کند. از سوی دیگر شاید لازم نباشد او هم جراح باشد اما باید از تحصیلات دانشگاهی برخوردار باشد. در ضمن، برای چنین دختری که زودتر از 30 سالگی نمی خواهد بچه دار بشود، ازدواج زودرس یا حاملگی زودرس مزیت خاصی ندارد. در ضمن اینکه دوست دارد در شیراز زندگی کند، تا حدی تکلیف خواستگاری که می خواهد او را به تبریز یا کانادا ببرد را مشخص می کند. با خودتان رو راست باشید، و در تصمیمتان راسخ باشید.
2) مرحله دوم این است که همسر آینده تان را بر اساس خواسته ها و موقعیت فعلی خود تصور کنید. تصور کردن همسر ایده آل با توجه به آرزوهایتان نسبتا راحت است. همیشه از خودتان این سوا ل را بپرسید: آیا من برای شخصی که به عنوان همسر ایده آل خودم تصور کرده ام، همسر ایده آلی هستم؟ خیلی ساده است. هر ترازویی دو کفه دارد. اگر می خواهید کفه طرف مقابلتان سنگین باشد، ابتدا باید کفه طرف خودتان را سنگین کنید. کسی که می خواهد با یک فرد تحصیل کرده هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نیز تحصیل کرده و هنر دوست باشد.
3) در مرحله سوم باید یکسری معیارهای غربالگری اولیه برای همسریابی انتخاب کرده و آنها را آزمایش کنید. رایجترین معیارهایی که برای این منظور به کار می روند عبارتند از: تفاوت سن، تفاوت قد، تفاوت ظاهر، تفاوت تحصیلات، تفاوت طبقاتی، تفاوت قومی، تفاوت زبانی و در نهایت تفاوت دینی. نکته مهم این است: این شما هستید که تعیین می کنید یک ویژگی برایتان مهم است یا خیر.

مثلا برای یک نفر ممکن است ازدواج درون قومی خیلی مهم باشد ولی برای کس دیگر اصلا اهمیت نداشته باشد. نکته دیگر این است که تفاوت آدمها در یک قالب نسبی مطرح می شود تا مطلق. مثلا به نظر یک نفر قد 170 کوتاه است و به نظر شخص دیگری ایده آل است. پژوهش ها نشان دادند که کسانی که حرف مردم برایشان مهم است بیشتر به ظاهر طرف مقابلشان اهمیت می دهند. قدم اول این است که خودتان را درست بشناسید و مطمین باشید که واقعا تصمیم دارید ازدواج کنید یا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دلیل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصیتش؟ یا صرفا برای اینکه از خانه پدری فرار کنید؟ 4) مرحله چهارم عبارتست از دیدن و دیده شدن برای ایجاد جاذبه اولیه. در کشورهایی که محیط های مختلط کمتر است، پسرها ممکن است به کمک مادر و خواهرانشان برای پیدا کردن همسر مناسب متوسل شوند. ولی متاسفانه چنین امکانی برای اکثر خانمهای جوان کمتر وجود دارد. به همین دلیل توصیه من این است که محیط کار، تحصیل یا تفریح خود را به گونه ای انتخاب کنید که حداکثر احتمال ممکن را برای دیده شدن توسط همسر احتمالی آینده تان به شما بدهد. به عنوان مثال کسی که می خواهد با یک موسیقیدان ازدواج کند، یا در کلاسهای متعدد موسیقی شرکت می کند یا عضو انجمنی می شود که موسیقی دانان معمولا عضو آن می شوند. کار دیگری که می توانید بکنید این است که چند خصوصیت اصلی که برای همسر آینده تان در نظر دارید به نزدیکان و دوستان بگویید ممکن است آن ها فردی را با این مشخصات بشناسند و یا در آینده اگر با چنین کسی برخورد کنند بلافاصله به یاد شما می افتند و می توانند نقش معرف را داشته باشند.
5) مرحله بعد یا دوست شدن با کسی است که فکر می کنید ممکن است با او ازدواج کنید یا خواستگاری کردن از این فرد است. در بسیاری از جوامع (چه شرقی و چه غربی) معمولا خواستگاری توسط جنس مرد صورت می گیرد و معمولا یک زن نمی تواند از یک مرد تقاضای دوستی و یا ازدواج بکند وگرنه به سبکی متهم می شود. به هر حال، فراموش نکنید وقتی با کسی به قصد ازدواج دوست شدید یا از او خواستگاری کردید، فکرتان فقط مشغول ظواهر امر (مانند کافی شاپ رفتن و کادوهای رمانتیک دادن یا نحوه چای آوردن عروس خانم موقع خواستگاری و مراسم عروسی) نباشد. به اصل موضوع دقت کنید.
http://forums.boursy.com/imported/2017/08/za4996-1.jpg
6) مرحله ششم که به نظر من مهمترین مرحله انتخاب همسر است، بردن نهایت استفاده از فرصتها برای شناخت بهتر همسر احتمالی تان از طریق برقراری ارتباط کلامی یا غیر کلامی می باشد. امروزه حتی خانواده های نسبتا سنتی و مذهبی با حرف زدن و معاشرت زوجهای آینده در طول دوران نامزدی شان مخالفت چندانی ندارند. در طول این جلسات، از طرف مقابل خود باید سوال بپرسید. سوالهای تعیین کننده. این سوالها از هر فرد به فرد دیگر فرق می کند اما به عنوان نمونه چهار تا پنج مورد از آنها را برایتان می گوییم:

الف) می توانید بپرسید: هدف شما در زندگی چیست؟ سه تا از بزرگترین آرزوهای زندگی تان را بگویید . ب) مثلا: هدف شما از ازدواج چیه؟ چرا می خواهید با من ازدواج کنید؟ پ) من شغلم ایجاب می کند که در خارج از منزل کار بکنم. می خواستم بدانم راجع به این موضوع چی فکر می کنی؟ ت) در خانه پدر و مادری شما تقسیم کارهای منزل به چه صورت بوده؟ دوست دارید در زندگی ما چطور باشد؟ پرسیدن این سوال ها کمک کننده است، اما فراموش نکنید که ما در دنیای ایده آل زندگی نمی کنیم، بنابراین اگر تصمیمتان بر این شد که با فردی ازدواج کنید (بخصوص برای خانم ها) فراموش نکنید حتما شرایطی را که برایتان مهم است سر عقد مطرح کرده و تعهد لازم را از همسر آینده تان بگیرید. این تنها سندی است که می تواند در صورت عدم سازش همسرتان در موارد یاد شده از شما حمایت کند. از سوال مهم تر، ارتباطات غیر کلامی است. مثلا اینکه آیا رفتارش طوری که می خواهید با مهربانی و عاطفه هست یا نه؟ آیا آداب اجتماعی را در حدی که برای شما مهم است بلد هست اگر نه، آیا در این حد با او احساس صمیمیت می کنید که این مورد را با او در میان بگذارید؟ علاوه بر آن باید از خودتان بپرسید: از هم صحبتی با او خسته شدید یا لذت بردید؟ اینکه اگر اختلاف نظری پیش آمد می توانید با صحبت کردن مسیله را حل کنید و یا بر سرش به تفاهم برسید؟ آیا می ترسید مسیله ای را با او در میان بگذارید؟ از عکس العمل هایش در مقابل حرف ها و رفتار شما نگران می شوید؟ آن چیزهایی را که شنیدید یا دیدید وقتی به خانه برگشتید، روی کاغذ بیاورید، زیرا برای مرحله آخر یا هفتم باید از آنها استفاده کنید. 7) مرحله آخر جمع بندی وضعیت و گرفتن تصمیم مناسب است. در زندگی هر کسی حداقل یک فرد معتمد وجود دارد. نسبت آن شخص مهم نیست. عقل و تجربه اش مهم است. باهم صحبت کنید و مجموع شرایط را برایش بگویید و بخواهید وضعیت را از دید خودش ارزیابی کند. سعی کنید در ارایه مشاهدات و شنیده هایتان منصف باشید و به اصطلاح سانسور نکنید. بعد با خودتان خلوت کنید. تمام نظرات و تفکرات را کنار هم بچینید و جنبه های مثبت و منفی ازدواج با این فرد را کنار هم مقایسه کنید. آیا جنبه های مثبت به جنبه های منفی می چربند؟ آیا چیزی در نکات منفی هست که خیلی برا یتان مهم باشد و بخاطرش بخواهید از طرف بگذرید؟ ممکن است چیزهایی را که شنیدید قبول نداشته باشید که ایرادی ندارد. هرکسی نظر خودش را دارد، ولی در نهایت این زندگی شماست. تصمیم آخر را خودتان بگیرید و آن را به پدر و مادرتان اعلام کنید.
می توانید وقتی نتیجه تصمیمتان را به پدر و مادرتان می گویید دلایل خودتان را هم بگویید که بدانند این تصمیم را عاقلانه گرفتید و جوانب آن را سنجیده اید. مراحل بالا توصیف یک فرایند عقلانی و منطقی بود. ازدواج در زندگی فرد یک تصمیم خیلی مهم است. ازدواج موفق می تواند تمام توانایی های بالقوه فرد را شکوفا کند و ازدواج نا موفق می تواند منابع غنی درون وجود یک نفر را به صفر برساند. هستند کسانی که فقط از روی احساسشان ازدواج کردند و خوشبخت شدند ولی تعداد کسانی که خوشبختند و این تصمیم را با چشم های باز و با در نظر گرفتن همه جوانب گرفتند بیشتر است. منبع: ایران ناز

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۵/۱۴, ۰۳:۴۱
یک مقاله عالی:




ده وضعیت مهم و خطرناک برای انتخاب همسر (http://www.asriran.com/fa/news/222598/10-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%87%D9%85-%D9%88-%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1)
http://forums.boursy.com/imported/2017/08/231162_504-1.jpgانتخاب همسر همیشه حساس و نیازمند دقت است. اما اگر در یکی از 10 موقعیت زیر قرار دارید، این حساسیت برایتان بیشتر هم خواهد بود. بنابراین بی گدار به آب نزنید و مرحله به مرحله با سنجش شرایط آینده پیش بروید.

1- زیبایی خیره کننده
شما دختر زیبایی هستید و هم خودتان و هم اطرافیانتان انتظار دارید همسری که انتخاب می کنید به اندازه خودتان زیبا باشد؛ شما پسر خوش تیپ و خوش هیکلی هستید و دوست دارید همسری داشته باشید که از این لحاظ هم سطح خودتان باشد؛ شما به تازگی با فردی آشنا شده اید که بسیار زیباست و واقعا شما را مجذوب خودش کرده است؛ همین جا بایستید: شما به شدت در معرض خطر انتخاب نادرست قرار دارید!

شکی نیست که همه ما زیبایی را دوست داریم و به سمت آن جذب می شویم، اما وقتی نقش زیبایی در انتخاب ما بیشتر از حد معقول باشد، دردسرهایمان هم شروع می شود. بهتر است قبل از اینکه کسی را برای خودتان انتخاب کنید، اولویت هایتان را مشخص کنید: با اینکه زیبایی برایتان اهمیت زیادی دارد، اما چه چیزهایی هست که برایتان از زیبایی اهمیت بیشتری دارد؟ چه معیارهایی را حاضرید فدای زیبایی کنید و از چه معیارهایی به هیچ وجه حاضر نیستید بگذرید؟ آیا اگر این فرد این همه زیبا نبود، بازهم او را انسان خوبی می دانستید؟


2-پرستیژ و موقعیت اجتماعی ویژه
موقعیت اجتماعی یکی از مواردی است که احتمال خطای ما در انتخاب همسر را به شدت بالا می برد. عناوین و موقعیت های چشمگیر به راحتی می توانند سایر خصوصیات فرد را تحت تاثیر قرار دهد و به عبارتی چشم ما را به روی خیلی چیزها ببندد. در این صورت ما با موقعیت طرف مقابل ازدواج می کنیم، اما با «خود» او زیر یک سقف می رویم

می گویند لازم نیست خانم ها نصف عمرشان را درس بخوانند و زحمت بکشند تا بشوند خانم دکتر، همین که همسر یک دکتر شوند، همه آنها را «خانم دکتر» صدا می زن موقعیت اجتماعی یکی از مواردی است که احتمال خطای ما در انتخاب همسر را به شدت بالا می برد. عناوین و موقعیت های چشمگیر به راحتی می توانند سایر خصوصیات فرد را تحت تاثیر قرار دهد و به عبارتی چشم ما را به روی خیلی چیزها ببندد. در این صورت ما با موقعیت طرف مقابل ازدواج می کنیم، اما با «خود» او زیر یک سقف می رویم – شما در داخل خانه دیگر خانم دکتر نخواهید بود!

اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، فرد را بدون شغل و موقعیت خاصش تصور کنید: آیا اگر چنین موقعیتی را نداشت بازهم برایتان انسان قابل قبولی بود؟ غیر از موقعیت خاص، چه ویژگی های دیگری دارد که شما را به خود جذب می کند؟

3- شیفتگی و عشق بی اندازه
مسلما عشق یکی از لازمه های ازدواج است، اما قطعا برای ازدواج کافی نیست. اگر فقط از روی عشق ازدواج می کنید، منتظر باشید که روزی فقط به خاطر نفرت از هم جدا شوید! یکی از خطرناک ترین شرایط انتخاب همسر زمانی برای شما پیش می آید که «عاشق» می شوید. در این حالت شما آن قدر تحت تاثیر هیجانات و احساسات هستید که نمی توانید درست ببینید و درست تصمیم بگیرید. قبول این مساله برای کسانی که در اوج عشق هستند بسیار سخت است. مغز در حالت هیجان زدگی نمی تواند به طور طبیعی فعالیت کند. بنابراین ما به جز خوبی چیزی نمی بینیم.

اگر نخواهیم از اصطلاح «عشق کور» در این مورد استفاده کنیم، می توانیم بگوییم مغز عاشق، همه چیز را از پشت عینک عشق می بیند و از پشت این عینک هم همه چیز بهتر از آنچه که هست دیده می شود مگر بد است؟ نه. فقط مشکل اینجاست که ما نمی توانیم همیشه با این عینک به دنیا نگاه کنیم چه بخواهیم چه نخواهیم این شیفتگی و این هیجانات دیر یا زود فروکش می کند. اگر عاشق هستید، بهتر است مدتی صبر کنید و از رابطه فاصله بگیرید تا این تب در شما فروکش کند و بتوانید با دخالت بیشتر عقل، درمورد زندگی آینده تان تصمیم گیری کنید.


4- احساس تنهایی شدید
تنهایی های دوران مجردی گاهی برایمان تحمل ناپذیر می شود. ((وصف مرا می گوید :( )) وقتی دوستان متاهل دور هم جمع می شوند اما ما به دلیل مجرد بودن نمی توانیم در جمع شان باشیم. وقتی با جمعی از بچه های فامیل به مسافرت می رویم و همه با همسرشان هستند به جز ما. وقتی همکارانمان آخر وقت در حالی به خانه شان برمی گردند که همسرشان با یک غذای گرم در انتظارشان است اما ما به خانه ای می رویم که در و دیوار منتظرمان است ((:d :d :d)) و...، ته دلمان به این فکر می کنیم که چرا من باید این قدر تنها باشم؟ و درست همین جاست که زنگ های خطر به صدا درمی آید.

تنهایی مفرط ساده تر از آنچه فکرش را بکنید می تواند شما را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. وقتی در تنهایی به حال خودتان تاسف می خورید، کسی پیدایش می شود که می تواند شما را از دست این غول تنهایی و این همه غم و غصه نجات دهد و ادامه داستان!

افراد تنها به راحتی می توانند تنهایی شان را با دوستان و آشنایان تا حدی برطرف کنند و به فکر حل این مساله از طریق ازدواج نباشند. بعد از اینکه از عمق تنهایی ما کاسته شد، می توانیم تصمیمات بهتری برای خودمان بگیریم.


5 - عجله
*دیگر دارد خیلی دیر می شود* آیا چنین ندایی را از دوستان می شنوید؟
شما آخرین فرزند خانه هستید که مجرد مانده، تنها پسر مجرد فامیل در طیف سنی خودتان هستید، همه دوستانتان ازدواج کرده اند. چشم مادربزرگ و پدربزرگتان به شماست که نوه شان را ببینند. شما خواهر بزرگ تر هستید و ازدواج خواهر کوچکترتان در گرو ازدواج شماست و آخرین آرزوی مادر و پدرتان برای خوشبختی شما این است که شما را در لباس دامادی / عروسی ببینند. یا اصلا سن شما بالا رفته و احساس می کنید برای ازدواجتان دیر شده است. هیچ کدام از این موارد مشکل خاصی به شمار نمی رود؛ به شرطی که شما را وادار به انتخاب عجولانه و نسنجیده نکند.

در هر انتخابی، وقتی ما در شرایط اضطرار و عجله قرار می گیریم، امکان اشتباه کردنمان چندین برابر می شود و زمانی که این انتخاب به بزرگی انتخاب شریک زندگی باشد، حساسیت آن هم چندین برابر می شود. پس ارزشش را دارد که با این فکر مبارزه کنید. یک راه حل ساده: به همه کسانی که احساس می کنید از سوی آنها تحت فشار هستید – ازجمله ندای درون خودتان – بگویید که اصلا قصد ازدواج ندارید!


6- سن پایین
شاید خیلی ها طرفدار ازدواج در سن پایین باشند، اما شما اگر فکر می کنید هنوز به سن مناسب ازدواج نرسیده اید، هرگز تن به ازدواج ندهید. این که دقیقا چه سنی برای ازدواج مناسب است را نمی شود تعیین کرد، این مساله در فرهنگ ها و در افراد مختلف تفاوت زیادی دارد. اما اکثر روان شناسان امروزی معتقدند به طور کلی در جامعه شهری فعلی سنین زیر 20 سال می تواند برای ازدواج پرخطر باشد. ازدواج سالم نیاز به بلوغ های چندگانه دارد که بسیاری از آنها در سنین پایین حاصل نمی شود. بسیاری از افراد در سنین آغاز جوانی هنوز نمی دانند که از زندگی چه می خواهند و در سال های بعد اولویت هایشان تغییرات زیادی پیدا می کند. ضمن اینکه در این سنین معمولا احساسات ما بر عقلمان چیره است.

درصورتی که سن زیادی ندارید اما در موقعیت ازدواج قرار گرفته اید، مشخص کردن برنامه و خواسته های آینده زندگیتان می تواند کمکتان کند: ایا این ازدواج چیزی است که شما را مطابق اهدافتان پیش ببرد؟ آیا اصلا به جایی رسیده اید که بتوانید هدفی کلی برای خود برگزیده و تصویری از آینده تان ترسیم کنید؟


7- شناخت ناقص
با کسی قرار ازدواج گذاشته اید و به قصد شناخت برای ازدواج با هم در ارتباط بوده اید، اما این ارتباط شما محدود به کافی شاپ رفتن آخر هر هفته همراه دوستان یا ارتباط تلفنی بوده است. بگذارید خیالتان را راحت کنم: اگر 20 سال هم آخر هفته ها با این فرد بیرون بروید،هر روز ساعت ها با او تلفنی صحبت کنید، بازهم شناخت شما نسبت به او کاملا ناقص است!

وقتی با یک نفر ازدواج می کنیم، درواقع با کل وجود او و با همه ابعاد زندگی اش، خانواده اش، گذشته اش، آینده اش، افکار و اخلاقش و همچنین با جسم او ازدواج کرده ایم؛ در مثال بالا شما فقط بُعد «کافی شاپ» یا به عبارتی بُعد «تفریحی» فرد را شناخته اید، یا با شخصیت مجازی او (که معمولا بسیار متفاوت از شخصیت حقیقی است) آشنا شده اید و این هرگز شناخت کافی برای یک ازدواج خوب به حساب نمی آید. احتمال شکست در ازدواجی که براساس شناخت کافی صورت نگیرد بسیار بالاست. ما زمانی می توانیم به شناخت کامل تر برسیم که با همه ابعاد وجودی فرد و در شرایط و موقعیت های مختلف رو به رو شده باشیم.

8- بحران روحی
در رابطه ای شکست خورده اید، هنوز یک ماه از اتمام رابطه قبلی تان نگذشته، هنوز زخم هایی که از ارتباط ناموفق قبلی خورده اید خوب نشده و هنوز غم و غصه دارید و به حال و هوای عادی زندگی تان برنگشته اید: حال شما و نیاز شما به یک همدم را درک می کنم، اما الان اصلا فرصت مناسبی برای تصمیم گیری در مورد ازدواج نیست.

بحران روحی به هر علتی ممکن است ایجاد شود: ممکن است به تازگی عزیزی را از دست داده باشید، از کار اخراج شده باشید، بیمار باشید، پدر و مادرتان از هم جدا شده باشند یا هر مساله دیگری که باعث ناراحتی شما شده باشد. در حالت بحران، ذهن ما فعالیت طبیعی ندارد و امکان اشتباه در این وضعیت بالاست. ممکن است کسی که الان به نظرمان همسر مناسبی می آید، بعد از عبور از بحران، دیگر چندان مناسب به نظر نرسد و خودمان هم ندانیم چه شد که حاضر شدیم با چنین فردی ازدواج کنیم. این نوع ازدواج ها دقیقا مصداق «از چاله به چاه افتادن» است.

9- سرخوشی و هیجان
در عروسی دخترخاله تان که خیلی به شما خوش گذشته با کسی آشنا شده اید که انگار دقیقا همان کسی است که همیشه در رویاهایتان به دنبالش بودید. احساس بسیار خوبی نسبت به او دارید و وقتی به او فکر می کنید شادی وصف ناپذیری را در خود احساس می کنید. احساس خوبی است! اما اگر هنوز رابطه تان جدی نشده، دست نگه دارید. چون دقیقا در لبه پرتگاه انتخاب غلط قرار گرفته اید!

هیجانات مثبت، درست مثل هیجانات منفی، ما را در معرض انتخاب غلط قرار می دهد. اسم این حالت را «جوزدگی» می گذارم. در بعضی شرایط ما کاملا «جو زده» می شویم و کارهایی می کنیم که شاید در حالت عادی به آن فکر هم نکنیم. وقتی در میهمانی به ما خوش می گذرد، عملکرد مغز ما متفاوت از حالت عادی است و در واقع فیلترهایی که ما برای انتخاب شخص مناسب برای خود داریم تا حد زیادی از کار می افتد. اشتباه بزرگی است که بخواهیم به انتخاب ذهنمان در چنین حالتی اعتماد کنیم. در این وضعیت بهتر است مدتی صبر کنیم تا مغز به حالت عادی برگردد و مجددا درمورد این شخص فکر کنیم. در اکثر موارد انتخاب های هیجانی بعد از مدتی از چشم مان می افتند.

10- چشم و هم چشمی
متاسفانه چشم و هم چشمی نیز چشم ما را به روی بسیاری از واقعیات می بندد و امکان درست دیدن را از ما می گیرد. اگر احساس می کنید در شرایطی هستید که میل به کم کردن روی اطرافیان از طریق ازدواجتان دارید، بهتر است دست از هر اقدامی در زمینه ازدواج بردارید.

از کجا می فهمیم که تصمیم گیری ما از روی چشم و هم چشمی است؟ از اینجا که مدام در حال مقایسه کردن مورد خودتان با مورد ازدواج کسی هستید که حسادت شما را برانگیخته و این خیال رهایتان نمی کند که ازدواج شما با این شخص چطور می تواند حال او را بگیرد و دل شما را خنک کند.

چشم و هم چشمی به طور خاص درمورد افرادی دیده می شود که از همسر خود جدا شده اند و همسر آنها مجددا ازدواج کرده است. در چنین شرایطی میل شدید به جبران کردن و کم نیاوردن در ما پدید می آید که ضریب خطا در انتخاب را تا حد زیادی بالا می برد. توصیه می شود برای این جبران و رو کم کنی، راه های دیگری به جز ازدواج را درپیش بگیرید.

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۵/۱۴, ۰۳:۵۱
پاسخ من به این دو مقاله ی بالا و بسیاری از روان شناسان و اندیشمندان عزیز و نیز به خودم (که سخت گیر و کمال گرا هستم) این است که:

عزیز من؛ من نوعی مگر در عمرم چند نفر را می بینم که بخواهم این معیارها را هم رویشان بررسی کنم؟؟؟؟
چند نفر مگر به تور من می خورند که بیایم همان چند نفر را از فیلترهای عقلم رد کنم؟؟؟
این پالایه های مستلزم این است که ده هزار مورد واردش شوند که 3 مورد از آن خارج شوند و حالا من بیایم و از بین 3 مورد تصمیم گیری کنم. (یعنی آن حالت ایده آل سایت همسریابی که فقدانش را احساس می کنم.) ولی وقتی این حالت وجود ندارد و من کلا 20 نفر را دیده ام در عمرم (به عنوان مورد ازدواج) که دو تایشان تا کمرم هستند و سه تایشان قیافه شان این قدر در نگاه من ناگیرا است که اصلا دوست ندارم برای بار دوم به عکس نگاه کنم و چند تایشان چند سال از من بزرگتر هستند و باقی هم اصلا سن دختر من را دارند...
دیگر من کجا می رسم بروم خصوصیات روحی طرف را بررسی کنم؟؟؟ دیگر من کجا می رسم بروم ببینم طرف وضع حجابی که من مد نگرم هست همسرم داشته باشد را دارند یا نه؟ کجا می توانم بروم ببینم خانواده شان از نگر سطح فرهنگی به من و خانواده ام می خورند یا نه؟ (که اصلا اصل هم به نگر من همین ها است... منی که هم خصوصیات درون گرایی و هم برون گرایی دارم اگر بروم با یک نفر که فقط درون گرای محض است یا یک نفر که برون گرای شدید است ازدواج کنم که...) :(

دست آخر باید همان کاری را کرد که بالاتر عرض کردم. یعنی قناعت.
یعنی بفهمم و مطمئن باشم که من نمی توانم یک نفر را که صد در صد مناسب من است را بیابم و با او ازدواج کنم... پس باید با بهترین کسی که پیدا کردم به بهترین نحو بسازم و خوش باشم. @};- (که البته برای من ِ کمال گرا سخت است. :( )

امام قلی خان
۱۳۹۶/۰۵/۳۰, ۰۲:۲۵
محمد حسین خان اگر این یک مدت دیگر را دندان روی جگر بگذاری و صبر بنمایی که بروی بالای سی سال دیگر خودت مغزت به راه می افتد که زن گرفتن را همه بلدند و بدرد تو نمیخورد.به مهدی 1400 خان ننگر. او تجربه اش کم می باشد. من هشتاد دست شورت و جوراب بیش از او پاره نموده ام. از من بپرس که تجربه ام زیاد می باشد.پسر خودم مثل تو فکر می کرد. حالا به غلط کردن افتاده است.که البته گفته ام برو زندگی ات را بکن.حالا خفت و خوابت و شبها بیدار ماندنت دست خودت می باشد. بعد همه اش فضول داری. از اینکه تنهایی در رختخوابن میغلتی کیف کن و لذت ببر. این همه خوشی مجردی را مدنگر داشته باش.بخاطر چند عشق و حال خودت را عمری بدبخت ننما.
با تشکر

Mehdi1400
۱۳۹۶/۰۵/۳۱, ۰۱:۴۱
سلام بر محمد حسین عزیز

به نظرم امام قلی خان در 80 سال عمرش (خداوند به 120 سال برساندش)، تا کنون باعث و بانی تشکیل یک زندگی هم نبوده است.
این همه ادعای تجربه میکند ولی اگر یک تجربه در خصوص وصلت دو جوان داشت اینچنین قضاوت نمیکرد.

بگذار خاطره ای برایت تعریف کنم

ابتداء آشنایی با همسرم بود که از همان جا رفتم در کار کمک کردن برای وصلت زوج های جوان
بی هیچ تجربه ای و فقط به کمک استدلال و منطق عقلی

همسرم از یک زوج جوان گفت که تا مرحله خواستگاری پیش رفته اند و با دخالت خانواده و نزدیکان کدورت ایجاد شده و پسر جوان مانده است در تصمیم گیری
آیا خانواده را انتخاب کند یا دختر مورد علاقه اش را

حسابی در ذوق دختر خورده بود به دلیل عدم پیگیری و جواب روشن ندادن خانواده داماد بعد از مراسم بله برون


خلاصه کنم
خودم را راضی کردم که بروم سراغ پسر که کارمند یک اداره بود
ادرسش را گرفتم و رفتم سراغش

دیالگم این بود
من فلانی هستم و آمده ام به شما بگویم "خیلی آدم بی فکری هستی"
بنده خدا تا چند لحظه مات و مبهوت بود

ولی همین جمله سرآغاز گفتگویی شد که نهایتا پیغامم را انتقال دادم که
معنی نمیدهد لفتش بدهی
یا مرد باش بگو شما را میخواهم حتی اگر خانواده مخالف باشند
یا اگر نمیخواهی تکلیف را روشن کن و به این بلا تکلیفی خاتمه بده

خلاصه اینکه در فروردین امثال بود که به همراه همسر و سه فرزندش تشریف آوردند منزل و مهمان نوروزی ما شدند
باز هم آن خاطره 18 سال پیش را با هم مرور کردیم و بسی خندیدیم

بله محمد حسین عزیز
همسری بیاب که خانواده ای اصیل داشته باشد.
دختر ها بیش از پسرها تحت تاثیر مادر هستند.
پس مادر خوب و دارای کمالات و سجایای اخلاقی حتما تاثیرش را بر فرزندان خواهد گذاشت مخصوصا دختر خانواده که شدیدا از مادر الگو برداری میکند.

معیارهایت را سامان بده. برای هر کدام یک یا چند دلیل مهم داشته باش
زیبایی هم خوب است ولی همه چیز نیست
زیبایی سیرت به مراتب از زیبایی صورت اولویت دارتر است.
هر چند که داشتن حداقلها هم حرف کاملا درست و معقولی است.

dadash
۱۳۹۶/۰۵/۳۱, ۰۲:۴۴
سلام/
خواستم ی تجربه ای رو با شما و خوانندگان این صفحه درمیون بزارم شاید به درد کسی خورد چند وقت پیش برای یکی از نزدیکان بنده() یه خواستگار

اومده بود در روز خواستگاری که من زودتر به محل رسیده بودم از یه موضوعی با خبر شدم که دختر و پسر قبل از مراسم با هم توی منزل کسی که معرفشون

بوده چند جلسه با هم ملاقات کرده و یک سری قرار مدار با هم گذاشتن از قبیل اینکه مرد با ادامه کار همسرش مخالفت نکنه و یا منزل مسکونیشون توی فلان

محل باشه و چند مورد دیگه البته اینو بگم که ملاقات اینها با اطلاع و اجازه پدر دختر بوده و بعد اینکه با هم هماهنگ شدن قرار خواستگاری رو گذاشتن و روز

خواستگاری هم بعد از توافقات قرار بر این شد که تا دو ماه دیگه مراسم عقد برگزار بشه و تا یک سال آینده عروسی برگزار بشه و از الان تا دو ماه آینده بین این

دو نفر صیغه موقت جاری بشه و اینها با هم محرم بشن تا بتونن آزمایشات رو انجام بدن و باقی مراسم مرسوم رو.

من از هر دو خانواده خواهش کردم که اجازه بدن که این دو نفر یک چند مدتی حداقل شش ماه با هم دوست باشن و بینشون صیغه موقت جاری نشه تا بتونن

همدیگه رو بهتر بشناسن و به روحیات همدیگه بیشتر آشنا بشن که با مخالفت هر دو خانواده مواجه شدم دلیل من هم برای این موضوع این بود که اگر صیغه

باشن هم پسر و هم دختر احساس راحتی میکنن و ممکن هستش که دسته گل به آب بدن و اگر عقد بشن که دیگه بدتر، طرف مرد ادعای مالکیت میکنه و باقی مسائل

ولی در عوض اگر با هم به اختلاف خوردن میتونن به راحتی از هم جدا بشن دیگه نیاز به دادگاه و غیره نداره و از طرفی اگه با هم فقط دوست باشن همین که

احساس راحتی نکنند باعث میشه از خیلی اتفاقات جلوگیری بشه و تمرکز خوشون رو روی شناخت همدیگه قرار بدن

(البته میدونم که این موضوع برای مردا سخت هستش) به هر حال این پیشنهاد من با مخالفت اکثریت مواجه شد و برای دو ماه آینده برنامه عقد چیده شد و

قرار بر این شده بود که در تاریخ 96/05/27 مراسم عقد برگزار بشه. اگر خاطرتان باشد روز مراسم تحلیف تهران تعطیل بود و ما به همراه این زوج، مسافرت دو

روزه شمال بودیم که در همین مسافرت اختلاف شدیدی بین اینها پیش میاد و باعث میشه که کلا ازدواج این دو نفر به هم بخوره و به خاطر اینکه بینشون صیغه

و عقد جاری نشده بود( علیرغم مخالفت هر دو خانواده) تونستن به راحتی از هم جدا بشن حالا با در نظر گرفتن این موضوع که طرف دختر برهم زننده ازدواج

بوده، اگر بین این دو نفر عقد جاری شده بود ایا طرف پسر به راحتی اقدام به طلاق میکرد؟ و یا حتی صیغه موقتش رو می بخشید؟ و یا برعکسش رو در نظر

بگیریم طرف دختر به راحتی طلاق میگرفت؟ یا مهریش رو به اجراء میگذاشت؟

نیت من از طرح این موضوع اینه که حتما باید همسر خود رو قبل از ازدواج بشناسی الان دوره زمونه هندونه در بسته نیست باید باهاش رابطه داشته

باشی(( رابطه مساوی با س.ک.س نیست))

حداقل شش ماه باید باهاش دوست باشی امکان نداره شما باکسی به مدت شش ماه دوست باشی ولی نتونی بشناسیش واز خصوصیات اخلاقیش

باخبر نشی. در یکی از جمله هات خوندم که گفتی: فرض کن خواهر خودته آیا راضی میشی کسی با خواهرت اینجوری رفتار کنه؟ در جوابت میگم که من

راضی نمیشم خواهرم ازدواج بکنه بعد از شش ماه طلاق بگیره؟ چون از همسرش خوشش نمیاد و یا برعکس.

ایا بهتر نبود قبل از ازدواج با همسرش رابطه برقرار میکرد تا از خلقیات همدیگه آگاه میشدن

در ایام گذشته وقتی که هنوز ازدواج نکرده بودم یه روز دایی عزیزم بهم گفت: آخه ک.و.ن.ک.ش تو که نه اهل خانوم بازی هستی نه اهل رفیق بازی هستی

نه اهل مشروب هستی تو که اهل هیچ چی نیستی بیا برو زن بگیر دیگه چه مرگته آخه؟ و از شانس، هندونه من شیرین شد و من با ازدواجم هم به لذت

جنسی رسیدم و هم به لذت روحی(خانواده) که لذت جنسی در مقابل لذت روحی هیچ است شما با خانواده به همه چیز میرسی که مهمترینش آرامش

هست( البته باید خانواده رو بسازی)

این رو برای امام قلی خان عزیز گفتم که نشسته توی بهترین شهر بهترین کشور دنیا و داره واسه ایران نسخه میپیچه! عزیز دل اینجا ایرانه اینجا کدوم تفریح

رو داریم اینجا نایت کلاب داریم اینجا دیسکو داریم اینجا شهر بازی استاندارد داریم اینجا محیط زیست سالم یا حیات وحش سالم داریم اینجا اگه با دخترت

بخوای بری کوه قدم بزنی باید مواظبش باشی که پلیس بهش گیر نده( خانم حجابت رو رعایت کن!) پلیس! اینجا هیچیمون سر جاش نیست صبح تا شب

از درو دیوار این مملکت داره عزاداری و تبلیغات اسلامی می باره قراره همگی به زور بریم بهشت تا توی فاحشه خونه بهشت بخوریم و بیاشامیم و س.ک.س بکنیم

اینجا رییس جمهورش پرونده قطعی تخلف داره ولی فرداش میشه عضو مجمع تشخیص مصلحت و یا شهردارش همچنین بگذریم موضوع سیاسی شد.

به هر حال یادت باشه هم به خودت و هم به همسر آیندت لطف کنی و حتما طرفت رو بشناسی حتی اگه چند تا دختر عاشقت شدن، اونی رو که دوست

داری انتخاب کن به یاد داشته باش که خودت از همه عزیزتری و باید به فکر زندگی خودت باشی نه دیگران.

ارزوی سلامتی و موفقیت برای شما دارم.

zorba
۱۳۹۶/۰۵/۳۱, ۰۳:۴۹
من بدون ارائه ی نظر ارزشی مثبت یا منفی راجع به ازدواج, توصیه می کنم چندتایی کتاب در مقوله ی عشق و ازدواج مطالعه کنید...دستکم یک چهارچوب ذهنی هم داشته باشید بد نیست...
-ازدواج و اخلاقیات به قلم "برتراند راسل" فیلسوف مشهور بریتانیایی...روی نت می تونین پی دی اف ش رو پیدا کنید...
-جستاری در باب عشق به قلم "آلن دو باتن".....ترجمه شده ی "گلی امامی" چاپ انتشارات نیلوفر
-درباره ی عشق به قلم چندین نویسنده از جمله مارتا نوسباوم ، رابرت نوزیک و رابرت سالامون...این کتاب توسط آرش نراقی ترجمه شده....و اینهم در بازار کتاب موجوده..
-یک سلسله سخنرانی از مصطفی ملکیانِ پژوهشگر اخلاق هم راجع به ازدواج و اخلاق هست که در نت می تونین صوت سخنرانی اصلی رو با عبارت " ازدواج از دیدگاه مصطفی ملکیان" پیدا کنین...بر این سخنرانی هم نقدها نوشته شده و میتونین در گوگل نقد و ردیه هاش رو پیدا کنین...

امام قلی خان
۱۳۹۶/۰۵/۳۱, ۰۷:۲۳
با سلام. زنم زد اسکیرین لپ تاپ را شکست. هی بگویید زن خوب است و فلان و کذاست. زن میخواهی که چه بشود.مهدی 1400 خان شانسش زده است زنش خوب است یا یکی گفته اینجا کاباره و فلان نمی باشد که عیش و نوش کند. بدرک که در ایران وسائیل و ادوات عشق و حال جور نمی باشد. آدم برای یک پرس شام رستوران نمی زند. الان اسکیرین لپ تاپ را شکست چون دید من اوراق خریدم آنلاین.میخواسته پول ها را بدهم پسرش دلار بنماید. گفتم اصلا روحانی اشتاه گرد تو را نگذاشت وزیر اقتصاد.میگوید پول را خوردند رفت. هرچه میگویم پول خوردنی نیست یک چیز دیگری می گوید.محمدحسین خان که در همه کاری کمال نگر می باشد که را بگیرد؟ این یک نفر آدمی را میخواهد که همه اش درست باشد.حالا اگر پیدا کردید یک زن هم برای من بیابید.عشق و حال هم همان چند وقت اول می باشد و بعد اش شعر است.همچین که زن زایید و بچه وع زد در گوشت دیگر عشق و حال و مال از یادت برود.از این امتحان مردود بیرون می آیند بیشتر مردها.من هم رفوزه می باشم. مهدی 1400 خان گفته من تا بحال هیچ دو تا سیم برقی را بهم وصل ننموده ام. من 100 تا را بهم رساندم. 98 تاشان فحش می دهند. حالا در آخر عمری به این رسیده ام که خوشا به مجردی که بهترین دوران بود.

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۶/۰۴, ۰۲:۰۴
سلام بر محمد حسین عزیز

به نظرم امام قلی خان در 80 سال عمرش (خداوند به 120 سال برساندش)، تا کنون باعث و بانی تشکیل یک زندگی هم نبوده است.
این همه ادعای تجربه میکند ولی اگر یک تجربه در خصوص وصلت دو جوان داشت اینچنین قضاوت نمیکرد.

بگذار خاطره ای برایت تعریف کنم

ابتداء آشنایی با همسرم بود که از همان جا رفتم در کار کمک کردن برای وصلت زوج های جوان
بی هیچ تجربه ای و فقط به کمک استدلال و منطق عقلی

همسرم از یک زوج جوان گفت که تا مرحله خواستگاری پیش رفته اند و با دخالت خانواده و نزدیکان کدورت ایجاد شده و پسر جوان مانده است در تصمیم گیری
آیا خانواده را انتخاب کند یا دختر مورد علاقه اش را

حسابی در ذوق دختر خورده بود به دلیل عدم پیگیری و جواب روشن ندادن خانواده داماد بعد از مراسم بله برون


خلاصه کنم
خودم را راضی کردم که بروم سراغ پسر که کارمند یک اداره بود
ادرسش را گرفتم و رفتم سراغش

دیالگم این بود
من فلانی هستم و آمده ام به شما بگویم "خیلی آدم بی فکری هستی"
بنده خدا تا چند لحظه مات و مبهوت بود

ولی همین جمله سرآغاز گفتگویی شد که نهایتا پیغامم را انتقال دادم که
معنی نمیدهد لفتش بدهی
یا مرد باش بگو شما را میخواهم حتی اگر خانواده مخالف باشند
یا اگر نمیخواهی تکلیف را روشن کن و به این بلا تکلیفی خاتمه بده

خلاصه اینکه در فروردین امثال بود که به همراه همسر و سه فرزندش تشریف آوردند منزل و مهمان نوروزی ما شدند
باز هم آن خاطره 18 سال پیش را با هم مرور کردیم و بسی خندیدیم

بله محمد حسین عزیز
همسری بیاب که خانواده ای اصیل داشته باشد.
دختر ها بیش از پسرها تحت تاثیر مادر هستند.
پس مادر خوب و دارای کمالات و سجایای اخلاقی حتما تاثیرش را بر فرزندان خواهد گذاشت مخصوصا دختر خانواده که شدیدا از مادر الگو برداری میکند.

معیارهایت را سامان بده. برای هر کدام یک یا چند دلیل مهم داشته باش
زیبایی هم خوب است ولی همه چیز نیست
زیبایی سیرت به مراتب از زیبایی صورت اولویت دارتر است.
هر چند که داشتن حداقلها هم حرف کاملا درست و معقولی است.

سلام
احسنت
هم خاطره ی به جا و زیبایی بود و هم حرفتان درست و منطقی به نگر می رسد... (در مورد تاثیر پذیری از مادر و خانواده)
فقط مسئله اینجا است که مورد (Case) ازدواج کم است.

همان طور که پیش تر عرض کردم به خاطر همین که گزینه های ازدواج برای من محدود است باید روی یک سری خواسته ها را خط کشید /:.sadsmiley.:/
یا باید با یک نفر کم عقل ازدواج کنم
یا باید با یک نفر کم ایمان ازدواج کنم
یا باید با یک نفر کم حیا ازدواج کنم
یا باید با یک نفر کم خانواده ازدواج کنم (یک چیزی مابین با خانواده و بی خانواده :D )
یا باید با یک نفر کم ظاهر ازدواج کنم. (این هم بر همان منوال)

بالاخره تو این مواردی که من دیدم اگر یکی را ظاهرا بپسندم /:.rolleyessmileyani و به من بیاید می بینم یا طرف دین و ایمان درست حسابی ندارد یا با عقل نیست (آن چنان که اطمینان کنم یک عمر دلم را و بچه هایم را و محیط درون خانواده ام را و در یک کلام همه چیزم را دستش بسپرم)
حالا دیگر آشنایی با خانواده اش و اینکه خانواده ی اصیل و با فرهنگی داشته باشد و بعد اینکه او بیاید من را بررسی کند و بپسندد/نپسندد و غیره به کنار...

همین طور بگذریم از اینکه من روی خیلی موارد دیگر که به عنوان خواسته دارم خط کشیدم... (که البته آنها هم باید باشد... ولی چه می شود کرد؟ مثلا به نگر من زن و شوهر باید ترجیحا از خانواده هایی با طبقات اقتصادی نزدیک به هم باشند، ترجیحا از یک شهر باشند یا از اقوامی با اندیشه های مشابه باشند، یا ترجیحا سن و سال باید فلان قدر باشد یا ترجیحا از نگر روانشناسی باید درون/برون گرایی و سایر خصوصیات روانی مشابه داشته باشند و قس علی هذا...)

(البته همان طور که گفتم من کمال_گرا هستم و از این بابت مشکل دارم ولی) بالاخره چه؟ آیا حاضرم با یک نفر که درون بسیار مشابهی با من دارد ولی قیافه اش در نگر من این جوری است: /:.weirdsmiley.:/ ازدواج کنم؟
نه... هرگز...
یا برعکس بیرونش برایم این جوری باشد: /:.wubsmiley.:/ ولی دو کلمه که با او صحبت می کنم احساس کنم سرم را می خواهم بکوبم به دیوار /:.weirdsmiley.:/.



در مجموع باید عرض کنم گزینه کم است... و یا باید همین جــــــــــــــــور بگردم دنبال یکی که به من بخورد... /:.sadsmiley.:/ یا باید بین این گزینه های کم یکی را که 30 درصد هم با من جور نیست انتخاب کنم... /:.sadsmiley.:/ که آدم با خودش می گوید صد رحمت به ازدواج نکردن! آدم ازدواج می کند که از همراهی و مصاحبت یک شریک احساس آرامش و لذت کند و شریکی برای شادی و غمش داشته باشد و همسفری برای مسیر زندگی اش... (یک بخش سکسی هم داشت که سانسور کردیم :D ) حالا من بیایم با یکی که 30 درصد هم مشابه من نیست ازدواج کنم آرامش را که هیچ... (باید ببوسم بگذارم کنار...) باید یک عمر یک سوهان روح کنار خودم تحمل کنم...


الان که دارم می اندیشم... به نگرم می آید باید کمال_گرایی ام را کنار بگذارم.... و با همان 30 درصد یا کمتر راضی باشم... /:.sadsmiley.:/ نمی دانم...

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۶/۰۴, ۰۲:۱۱
سلام/
خواستم ی تجربه ای رو با شما و خوانندگان این صفحه درمیون بزارم شاید به درد کسی خورد چند وقت پیش برای یکی از نزدیکان بنده() یه خواستگار

اومده بود در روز خواستگاری که من زودتر به محل رسیده بودم از یه موضوعی با خبر شدم که دختر و پسر قبل از مراسم با هم توی منزل کسی که معرفشون

بوده چند جلسه با هم ملاقات کرده و یک سری قرار مدار با هم گذاشتن از قبیل اینکه مرد با ادامه کار همسرش مخالفت نکنه و یا منزل مسکونیشون توی فلان

محل باشه و چند مورد دیگه البته اینو بگم که ملاقات اینها با اطلاع و اجازه پدر دختر بوده و بعد اینکه با هم هماهنگ شدن قرار خواستگاری رو گذاشتن و روز

خواستگاری هم بعد از توافقات قرار بر این شد که تا دو ماه دیگه مراسم عقد برگزار بشه و تا یک سال آینده عروسی برگزار بشه و از الان تا دو ماه آینده بین این

دو نفر صیغه موقت جاری بشه و اینها با هم محرم بشن تا بتونن آزمایشات رو انجام بدن و باقی مراسم مرسوم رو.

من از هر دو خانواده خواهش کردم که اجازه بدن که این دو نفر یک چند مدتی حداقل شش ماه با هم دوست باشن و بینشون صیغه موقت جاری نشه تا بتونن

همدیگه رو بهتر بشناسن و به روحیات همدیگه بیشتر آشنا بشن که با مخالفت هر دو خانواده مواجه شدم دلیل من هم برای این موضوع این بود که اگر صیغه

باشن هم پسر و هم دختر احساس راحتی میکنن و ممکن هستش که دسته گل به آب بدن و اگر عقد بشن که دیگه بدتر، طرف مرد ادعای مالکیت میکنه و باقی مسائل

ولی در عوض اگر با هم به اختلاف خوردن میتونن به راحتی از هم جدا بشن دیگه نیاز به دادگاه و غیره نداره و از طرفی اگه با هم فقط دوست باشن همین که

احساس راحتی نکنند باعث میشه از خیلی اتفاقات جلوگیری بشه و تمرکز خوشون رو روی شناخت همدیگه قرار بدن

(البته میدونم که این موضوع برای مردا سخت هستش) به هر حال این پیشنهاد من با مخالفت اکثریت مواجه شد و برای دو ماه آینده برنامه عقد چیده شد و

قرار بر این شده بود که در تاریخ 96/05/27 مراسم عقد برگزار بشه. اگر خاطرتان باشد روز مراسم تحلیف تهران تعطیل بود و ما به همراه این زوج، مسافرت دو

روزه شمال بودیم که در همین مسافرت اختلاف شدیدی بین اینها پیش میاد و باعث میشه که کلا ازدواج این دو نفر به هم بخوره و به خاطر اینکه بینشون صیغه

و عقد جاری نشده بود( علیرغم مخالفت هر دو خانواده) تونستن به راحتی از هم جدا بشن حالا با در نظر گرفتن این موضوع که طرف دختر برهم زننده ازدواج

بوده، اگر بین این دو نفر عقد جاری شده بود ایا طرف پسر به راحتی اقدام به طلاق میکرد؟ و یا حتی صیغه موقتش رو می بخشید؟ و یا برعکسش رو در نظر

بگیریم طرف دختر به راحتی طلاق میگرفت؟ یا مهریش رو به اجراء میگذاشت؟

نیت من از طرح این موضوع اینه که حتما باید همسر خود رو قبل از ازدواج بشناسی الان دوره زمونه هندونه در بسته نیست باید باهاش رابطه داشته

باشی(( رابطه مساوی با س.ک.س نیست))

حداقل شش ماه باید باهاش دوست باشی امکان نداره شما باکسی به مدت شش ماه دوست باشی ولی نتونی بشناسیش واز خصوصیات اخلاقیش

باخبر نشی. در یکی از جمله هات خوندم که گفتی: فرض کن خواهر خودته آیا راضی میشی کسی با خواهرت اینجوری رفتار کنه؟ در جوابت میگم که من

راضی نمیشم خواهرم ازدواج بکنه بعد از شش ماه طلاق بگیره؟ چون از همسرش خوشش نمیاد و یا برعکس.

ایا بهتر نبود قبل از ازدواج با همسرش رابطه برقرار میکرد تا از خلقیات همدیگه آگاه میشدن

در ایام گذشته وقتی که هنوز ازدواج نکرده بودم یه روز دایی عزیزم بهم گفت: آخه **** تو که نه اهل خانوم بازی هستی نه اهل رفیق بازی هستی

نه اهل مشروب هستی تو که اهل هیچ چی نیستی بیا برو زن بگیر دیگه چه مرگته آخه؟ و از شانس، هندونه من شیرین شد و من با ازدواجم هم به لذت

جنسی رسیدم و هم به لذت روحی(خانواده) که لذت جنسی در مقابل لذت روحی هیچ است شما با خانواده به همه چیز میرسی که مهمترینش آرامش

هست( البته باید خانواده رو بسازی)

این رو برای امام قلی خان عزیز گفتم که نشسته توی بهترین شهر بهترین کشور دنیا و داره واسه ایران نسخه میپیچه! عزیز دل اینجا ایرانه اینجا کدوم تفریح

رو داریم اینجا نایت کلاب داریم اینجا دیسکو داریم اینجا شهر بازی استاندارد داریم اینجا محیط زیست سالم یا حیات وحش سالم داریم اینجا اگه با دخترت

بخوای بری کوه قدم بزنی باید مواظبش باشی که پلیس بهش گیر نده( خانم حجابت رو رعایت کن!) پلیس! اینجا هیچیمون سر جاش نیست صبح تا شب

از درو دیوار این مملکت داره عزاداری و تبلیغات اسلامی می باره قراره همگی به زور بریم بهشت تا توی فاحشه خونه بهشت بخوریم و بیاشامیم و **** بکنیم



به هر حال یادت باشه هم به خودت و هم به همسر آیندت لطف کنی و حتما طرفت رو بشناسی حتی اگه چند تا دختر عاشقت شدن، اونی رو که دوست

داری انتخاب کن به یاد داشته باش که خودت از همه عزیزتری و باید به فکر زندگی خودت باشی نه دیگران.

ارزوی سلامتی و موفقیت برای شما دارم.

تجربه ی زیبایی بود...
ممنون...

mhjboursy
۱۳۹۶/۰۶/۰۴, ۰۲:۱۴
من بدون ارائه ی نظر ارزشی مثبت یا منفی راجع به ازدواج, توصیه می کنم چندتایی کتاب در مقوله ی عشق و ازدواج مطالعه کنید...دستکم یک چهارچوب ذهنی هم داشته باشید بد نیست...
-ازدواج و اخلاقیات به قلم "برتراند راسل" فیلسوف مشهور بریتانیایی...روی نت می تونین پی دی اف ش رو پیدا کنید...
-جستاری در باب عشق به قلم "آلن دو باتن".....ترجمه شده ی "گلی امامی" چاپ انتشارات نیلوفر
-درباره ی عشق به قلم چندین نویسنده از جمله مارتا نوسباوم ، رابرت نوزیک و رابرت سالامون...این کتاب توسط آرش نراقی ترجمه شده....و اینهم در بازار کتاب موجوده..
-یک سلسله سخنرانی از مصطفی ملکیانِ پژوهشگر اخلاق هم راجع به ازدواج و اخلاق هست که در نت می تونین صوت سخنرانی اصلی رو با عبارت " ازدواج از دیدگاه مصطفی ملکیان" پیدا کنین...بر این سخنرانی هم نقدها نوشته شده و میتونین در گوگل نقد و ردیه هاش رو پیدا کنین...

فوق العاده متشکرم زوربای عزیز؛ خیلی دوستت داریم؛ @};-@};-@};-
حالا پولی هایش را که نه :d ولی احتمالا رایگان هایش را (به خصوص نسخه صوتی را) می گیرم و مطالعه می کنم...

fns4565
۱۳۹۶/۰۷/۰۳, ۱۰:۳۲
http://forums.boursy.com/imported/2017/09/D982D8A7D986D988D986D8ACD8B0D8A8D988D8B9-1.jpg

در قانون جذب عشق (http://www.parvaresheafkar.com/law-attraction/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D8%B9%D8%B4%D9%82-2) قسمت اول نکات کلی را در مورد استفاده قانون جذب در روابط بیان کردیم . حال به قانون جذب (http://www.parvaresheafkar.com/law-attraction) عشق 2 می‌رسیم . حتما قبل از خواندن این مقاله قانون جذب عشق 1 را مطالعه کنید

برای روشن شدن مفهوم عشق بخشیدن به دیگران، اول باید معنای عشق نبخشیدن به دیگران را بفهمید.

تلاش برای تغییر دادن طرف مقابل عشق بخشیدن نیست!

تصور این‌که شما می‌دانید چه چیزی برای طرف مقابل بهرت است عشق بخشیدن نیست!

تصور این‌که حق با شماست و طرف مقابل اشتباه می‌کند عشق بخشیدن نیست!

بازخواست، ملامت، شکایت، غر زدن، یا ایراد گرفتن از طرف مقابل عشق بخشیدن نیست!

همانطور که در دوره قانون جذب (http://www.parvaresheafkar.com/the-periods/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%87) بیان شد این‌ها خلاف قانون جذب عشق است

راز روابط

زندگی همه چیز را به شما عرضه می‌کند تا بتوانید آنچه دوست دارید را برگزینید، و بخشی از موهبت زندگی این است که همه جور آدمی را دور و برتان قرار داده، بنابراین می‌توانید در آن آدم‌ها آنچه دوست دارید را انتخاب کنید و از آنچه دوست ندارید روی برگردانید. قرار نیست برای خصوصیاتی که در شخصی نمی‌پسندید، در خودتان عشق ایجاد کنید، بلکه کافی است بدون نشان دادن احساس خاصی از آن روی برگردانید.

خیلی ساده است…

در یکی از فایل‌های صوتی اشاره‌ای به این موضوع داشتم. نیازی نیست به زور بخواهید به خودتان بقبولانید که یک رفتار خاص یک شخص خوب است. اگر به طور مثال کسی در زندگی شما بدقول است نیازی نیست بگویید خوب خدا رو شکر که بدقول است قاتل نیست! نه قانون جذب عشق این را نمی‌گوید. فقط می‌گوید روی رفتار دیگه‌ای احساس بگذارید که در او دوست دارید.

او بدقول است اما مهربان است؛ من به مهربانی او تمرکز می‌کنم.

او بدقول است اما خوش صحبت است؛ من روی خوش صحبتی او تمرکز می‌کنم.

او بدقول است اما دست و دل باز است؛ من روی دست و دل بازی او تمرکز می‌کنم.

تبریک می‌گویم. شما به بهترین شکل از قانون جذب عشق (http://www.parvaresheafkar.com/law-attraction/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D8%B9%D8%B4%D9%82-2) استفاده کردید.

http://forums.boursy.com/imported/2017/09/D8B9D8B4D982D988D982D8A7D986D988D986D8AC-1.jpg

روی برگرداندن در قانون جذب چیست (http://www.parvaresheafkar.com/law-attraction/what-is-the-law-of-attraction) ؟

روی برگرداندن از آنچه در شخصی نمی‌پسندید بدین معناست که شما آن را جدی نمی‌گیرید. به این معناست که شما می‌دانید با قانون جذب عشق روی هر چه تمرکز کنید بیشتر از آن را دریافت می‌کنید.

روی برگرداندن یعنی دنیا به شما حق انتخاب داده است. یعنی با آ‌ن‌ها بحث و جدل نکنید تا ثابت کنید اشتباه می‌کنند یا عیب‌جویی کنید یا آن‌ها را مقصر بدانید، یا بخواهید تغییرشان دهید. این‌ها در قانون جذب عشق جایی ندارند. اجازه دهید همه خودشان باشند و شما انتخاب کنید.

نگاه بالاتر و البته بهتر

بیاید یک مثال بزنیم تا وضعیت روشن شود.

یک نفر برای پول همسر خود را طلاق داده و با یک فرد پولدار ازدواج کرده است. ( از اینجا به بعد را باید عامیانه‌تر بنویسم)

ما شروع می‌کنیم به جنگیدن؛ اه، این دیگه چه آدمیه. عجب نامردیه! واقعا چطور می‌تونه اینقدر منفعت طلب باشه…

حالم داره ازش بهم می‌خوره. صد رحمت به حیوون و …………

یک نفر که قانون جذب (http://www.parvaresheafkar.com/law-attraction) عشق را می‌داند ( از این به بعد می‌گوییم استاد) می‌گوید:

چرا اینقدر بهش فکر می‌کنید؟ مگه این فرد وارد زندگی‌ات شده؟

ما: نه، ولی نگاش کن. از این نامردتر تا حالا ندیدم. هیچ بویی از انسانیت نبرده. خجالتم نمی‌کشه. همین‌ها جامعه رو خراب می‌کنن پس فردا دودش توی چشم من هم میره.

استاد: دودش به چشم تو نمی‌رود اگر بهش فکر نکنی؛ کافی است به چیزهای زیبای زندگی فکر کنی.

ما: نهههههه. اصلا وارد زندگی من نشه. همسر بدبختش چی؟ اون چه گناهی کرده بود؟

استاد: مگه تو می‌دونی همسرش چی می‌خواسته؟ شاید خودش می‌خواسته! شاید هم نه ولی حتما خودش اون رو به زندگیش وارد کرده.

ما: مگه میشه؟ واسه چی باید بخواد؟ هیچکس چنین چیزی نمی‌خواد.

استاد: درسته ولی شاید یک کسی که قانون جذب عشق رو نمی ‌دونسته اون رو اشتباه استفاده کرده ……

این داستان تا انتها ادامه دارد حالا مثال ساده‌تری می‌زنم تا موضوع رو راحت درک کنیم. شما شخصیت‌ها را تطابق دهید.

ما از یک نقاش می‌خواهیم که برامون یک منظره زیبا نقاشی کند.

نقاش: لطفا فقط به من رنگ سبز و آبی و زرد بدهید.

ما: بفرمایید تمام رنگ‌ها توی این بسته.

نقاش: نههههههههههه. چرا همه رنگ‌ها رو دادید؟ مگه نگفتم فقط سه رنگ؟

ما: خوب این بسته رنگ تکمیله تا هر کس رنگی که می‌خواهد را انتخاب کنه. شما از رنگی که نمی‌خواهید استفاده نکنید.

نقاش: نه! آخه این هم شد رنگگگگگگگگ؟ کی آخه از یه همچین رنگی استفاده می‌کنه؟ چرا این رو توی بسته رنگ‌ها گذاشتید؟

ما: شاید یکی از این رنگ استفاده کنه! اصلا شاید طرف نقاشی بلد نباشه و مثل شما وارد نباشه و به اشتباه فکر کنه این رنگ خوبه و ازش استفاده کنه.

نقاش: نههههههههه. هیچکس از این رنگ خوشش نمیاد مگه آدم دیوونه است که از این رنگ استفاده کنه ….

http://forums.boursy.com/imported/2017/09/D987D985D8B3D8B1D8A7DB8CD8AFD987E2808CD8-1.jpg

چقدر ما در زندگی‌مون به نقاش شباهت داریم؟


ما با دید قدیمی‌مان نگاه می‌کنیم و انتظار نتایج جدید داریم. از دید قانون جذب عشق نگاه کنیم ….
“با ما در قانون جذب ثروت (http://www.parvaresheafkar.com/law-attraction/secret-money-attraction) همراه باشید”


منبع : سایت قانون جذب (http://www.parvaresheafkar.com/)

mhjboursy
۱۳۹۷/۰۸/۲۷, ۰۸:۵۶
این روزها آدم باید مراقب باشد زنی که می‌خواهد بگیرد حتما سه خصوصیت مهم را داشته باشد!
۱- نجیب باشد.
۲- خانه‌دار باشد.
۳- مانند ماه باشد.

اما نکات!
- نجیب باشد... یعنی نه جیب باشد! یعنی اینکه به جیب تو کاری نداشته باشد!
- خانه‌دار باشد... یعنی اینکه خانه داشته باشد...
- مانند ماه باشد هم... یعنی اینکه شب‌ها بیاید و صبح‌ها برود...

آری...
این روزها این سه خصیصه اصلا لازمه زندگی مشترک است... نباشد نمی‌شود... حالا مثل ماه بودن و خانه‌دار بودن زیاد مهم نیست... دست کم تلاش کنید همسری که می‌گیرید زن بسیار نجیبی باشد! نه‌جیب نه‌جیب نه‌جیب...

TAJ2014
۱۳۹۷/۰۸/۲۷, ۰۹:۰۱
این روزها آدم باید مراقب باشد زنی که می‌خواهد بگیرد حتما سه خصوصیت مهم را داشته باشد!
۱- نجیب باشد.
۲- خانه‌دار باشد.
۳- مانند ماه باشد.

اما نکات!
- نجیب باشد... یعنی اینکه به جیب تو کاری نداشته باشد! نه جیب! Lets say NO to JIB!
- خانه‌دار باشد... یعنی اینکه از خانه داشته باشد...
- مانند ماه باشد هم... یعنی اینکه شب‌ها بیاید و صبح‌ها برود...

آری...
این روزها این سه خصیصه اصلا لازمه زندگی مشترک است... نباشد نمی‌شود... حالا مثل ماه بودن و خانه‌دار بودن زیاد مهم نیست... دست کم تلاش کنید همسری که می‌گیرید زن بسیار نجیبی باشد! نه‌جیب...



سلام وارادت محمد حسین عزیز
صبح بامدادی جملات قصار شما یه انرژی عالی گرفتیم
سبدت همیشه سبز چمنی