PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده می باشد و در این حالت شما تصویری را مشاهده نمی کنید برای مشاهده کامل متن و تصویرها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : //آموزش زبان//



arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۰:۱۲
به منظور ارتقا زبان انگليسي كه از ضروريات دنياي امروز است. جاي چنين تايپيكي با توجه به شمار بازديدكنندگان اين فروم را خالي ديدم.گرچه اين سايت بورسي است ولي به هرحال هيچ مكاني براي آموزش نمي تواند نامناسب باشد. به هر حال 2 واحد هم زبان رو تو برنامه بورسي جا بديم خوبه. خودم چيزي بلد نيستم اما اميدوارم دوستاني كه سررشته اي در اين زمنيه دارند به كمك ما بيان.
از جناب ادمين و مدير سايت هم خواهش دارم اين تايپيك رو منتقل نكنند چون دوست داريم در معرض ديد همه باشه و بيان شركت كنند.
ارديبهشت 1390

aligh
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۱:۱۴
با سلام
دوست عزیز پیشنهاد خوبی است . همراه شما هستیم

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۱:۵۷
چگونه انگليسي ياد بگيريم؟

1- انگيزه: مانند کسى باشيد که دوست دارد انگليسي بياموزد.

2- ديکشنري: يک ديکشنري انگليسي خوب تهيه کنيد.

3- اشتباه ممنوع: از اشتباهات پرهيز کنيد.

4- تلفظ: تلفظ اصوات انگليسي و علائم فونتيک را ياد بگيريد.

5- ورودي: با خواندن و شنيدن مکرر جملات، انگليسي را در ذهنتان ماندگار کنيد.

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۲:۰۱
براي شروع هر شب كمي از گرامر مي گوييم و سپس در ادامه با كمك دوستان سعي در يادگيري و افزايش لغات مي كنيم.
امشب زبان حال ساده را با هم مرور مي كنيم.
زمان حال ساده


زمان حال ساده يکي از متداولترين زمانها در زبان انگليسي ميباشد که براي مقاصد زير مورد استفاده قرار ميگيرد:

1- براي بيان عملي که هميشه تکرار ميشود، مانند يک عادت يا رسم:




I go to school by bus.
*

We get up at
7 AM.
*

'Does he smoke?'
'No, he doesn't.'



2- براي بیان حقیقتی که همیشه یا معمولاً درست است:

*


The earth
orbits the sun.
*

I com
e from Iran.
*

Some a
nimals migrate in winter. (بعضي از حيوانات در زمستان مهاجرت ميکنند.)



3-
برا
ي بيان حقيقتي که براي مدتي (طولاني) دوام داشته باشد:

*


I work
in a shop.
*

She lives in a
small cottage.

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۲:۱۳
از دوستان عزيزي كه قبول زحمت فرمودند مي خواهيم در فرصت آزادي كه پيدا كردند لغات كاربردي را در اينجا هر شب به تعداد محدود بياورند همين حس همراهي و با هم كاركردن مي تواند باعث مرور لغات توسط هريك از ما و باعث پيشرفت در دامنه دانستني هاي لغت ما شود.
لغات را چگونه به خاطر بسپاریم؟

اولین توصیه ای که میتوان به یک زبان آموز کرد ، آن است که از هر فرصت برای آموختن لغات و اصطلاحات جدید و نیز تکرار آموخته ها استفاده کند.زمانهایی که عملاً تلف شده محسوب می شوند ، بهترین فرصتها برای تکرار آموخته ها هستند . مثل زمانهایی که در ترافیک و یا ایستگاه اتوبوس تلف می شوند . یا زمانی که منتظر یک دوست هستید تا سر قرار حاضر شود و یا زمانی که در مطب پزشک منتظر هستید و ....به این منظور خوب است که همیشه خلاصه نکات جدیدی را که آموخته اید همراه داشته باشید .مثل خلاصه نکات گرامری ، لغاتی که بیشتر فراموش می شوند و یا لغاتی که املای آنها به نظرتان مشکل میآید ، حروف ربط و اضافه و کاربرد آنها و یا افعال بی قاعده و بطور کلی مطالبی که فکر می کنید امکان فراموشی آنها بیشتر است.

البته چنین خلاصه ها و فهرستهایی باید تا حد امکان کوتاه باشند.تکرار مطالب مشابه و حفظ کردن آنها از روی فهرست های طولانی ، موجب تداخل بیشتر آنها می شود .یک بخش مهم در یادگیری زبان خارجی ، بخاطر سپردن لغات ، تلفظ و نحوه کاربرد آنهاست . به هنگام برخورد با یک لغت جدید در یک متن یا یک گفتگو ، بهترین کار آن است که ابتدا سعی کنید معنی لغت را حدس بزنید.این کار را با توجه به مفهوم جمله و جملات قبل و بعد از آن انجام دهید. چنانچه مشغول مطالعهی یک متن هستید ،ابتدا یک بار تمام متن را تا انتها بخوانید تا مفهوم و منظور اصلی متن را دریابید، سپس به سراغ لغاتی بروید که معنی آنها را نمیدانید. دریافتن مفهوم اصلی متن ، به حدس زدن معانی لغات کمک میکند.

همچنین چنانچه مشغول شنیدن یک گفتگو هستید بر روی لغاتی که معنی آنها را نمیدانید مکث نکنید و متمرکز نشوید .سعی کنید تا انتهای صحبت را بشنوید و بعد در مورد لغات جدید فکر کنید .پس از آنکه معنی لغات جدید را حدس زدید ، به فرهنگ لغات مراجعه کنید و صحیح بودن حدس خود را کنترل کنید.خواهید دید که در بسیاری از موارد حدسهای شما صحیح هستند و یا به مفهوم صحیح لغت بسیار نزدیکند.

آرتمیس
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۲:۲۹
All words are pegs to hang ideas on

Henry ward beecher
" واژه ها قلابهایی برای آویختن افکار هستند"

آرتمیس
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۲:۵۰
12واژه اول


]abandon / desert; leave without planning to com back; quite
jealous / afriaid that the one you love might prefer some one else; wanting what someone else has
tact / ability to say the right thing
oath / a promise that something is true; a curse
vacant / empty; not filled
hardship / something that is hard to bear; difficulty
gallant / brave; showing respect for women
unaccustomed / not used to something
bachelor / a man who has not married
qualify / become fit; show that you are able

.
.
.
.
.
ترک کردن، رها کردن، دست کشیدن از
غیرتی، حسود
تدبیر، درایت، ملاحظه
قسم، سوگند، ناسزا، فحش
خالی، تهی، بی مقصدی، اشغال نشده
سختی، مشقت، درد و رنج، گرفتاری
شجاع، دلیر، شجاعانه، دلیرانه، مودب(خصوصا نسبت به زنان)، مبادی آداب
عادت نداشتن به، غیرعادی، غیر معمول
(مرد) مجرد
واجدشرایط بودن، صلاحیت پیدا کردن

بوف کور
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۰۱:۰۴
ممنون به نظر منم خیلی مفیده و مشتری دائم این تاپیک خواهم شد
فقط اروم پیش برید و فرصت بدید کار کنیم

آرتمیس
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۰۲:۱۱
The soldire could not abandon his friends who where hurt in battle.

Because Rose was poor, she had to abandon her idea of going to collage.

when Roy abandon his family, the police went looking for him
.
.
.
سرباز نتوانست دوستانش را که در جنگ آسیب دیده بودند، ترک کند.
رز چون فقیر بود، مجبور شد از فکر رفتن به دانشگاه دست بکشد.
هنگامیکه ری خانواده اش را ترک کرد، پلیس به جستجوی او پرداخت.

آرتمیس
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۰۲:۲۱
A detective was hired by the jealous widow to find the boyfriend had abandoned her

Although my neighbor just bought a new car, I am not jealous of him.

begin jealous , Mona would not let her boyfriend dane with any of the cheerleaders
.
.
.
کاراگاهی توسط بیوه حسود استخدام شد تا معشوقی را که ترکش کرده بود بیاید.
با اینکه همسایه ام بتازگی اتومبیل جدید خریده، من به او حسودی نمیکنم.
از انجاییکه مونا حسود بود به دوست پسرش اجازه نداد با هیچیک از سردسته های تشویق کنندگان برقصد.

آرتمیس
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۰۲:۲۹
All words are pegs to hang ideas on

Henry ward beecher
" واژه ها قلابهایی برای آویختن افکار هستند"

راهنمای 504 واژه ضروری زبان انگلیسی

farhad61
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۰۵:۴۳
سلام
من زبان انگلیسی بلد نیستم اما اونهایی که بلد هستمن رو دوست دارم :D
اینم چندتا کتاب مفید

504 essential word
http://parsaspace.com/files/6386384884/?c=739

همون 504 essential word هست اما به صورت فلش کارت ، میتونید از قسمت های مشخص شده ببرید و همراه خودتون داشته باشید
http://parsaspace.com/files/3186384884/?c=739

1100 word
http://parsaspace.com/files/9386384884/?c=739

آموزش گرامر زبان انگلیسی
http://parsaspace.com/files/7186384884/?c=739
ارادتمند
فرهاد

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۰۸:۱۴
سخني با زبان آموزان عزيز:
تشكر از همه دوستان استقبال كننده.
زهره خانم شما هم شركت داشته باشيد خوبه و خوشحال ميشويم. شما هم ميتونيد يه بخش از كار رو دنبال كنيد مثل آرتميس گرامي كه 504 لغت رو قبول زحمت فرمودند.
آقا قرهاد شما كه ماشالله تو اين ساعت بيدار بودي و لينك هاي خوبي برامون گذاشتي توكل به خدا استارت رو بزن.
دوست دارم در نبود من در خيلي روزها بقيه دوستان ادامه بدهند كار اين تايپيك رو.
آوردن هر روز يه داستان كوتاه و جذاب هم ميتونه در شور يادگيري موثر باشد.

گلادياتور
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۰۸:۲۷
سلام بر همگي
فكر كنم اگه كلا به انگليسي نگارش بشه و از فارسي استفاده نشه تاثيرش بيشتر باشه

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۰۸:۵۳
سخني با زبان آموزان عزيز:
تشكر از همه دوستان استقبال كننده.
زهره خانم شما هم شركت داشته باشيد خوبه و خوشحال ميشويم. شما هم ميتونيد يه بخش از كار رو دنبال كنيد مثل آرتميس گرامي كه 504 لغت رو قبول زحمت فرمودند.
آقا قرهاد شما كه ماشالله تو اين ساعت بيدار بودي و لينك هاي خوبي برامون گذاشتي توكل به خدا استارت رو بزن.
دوست دارم در نبود من در خيلي روزها بقيه دوستان ادامه بدهند كار اين تايپيك رو.
آوردن هر روز يه داستان كوتاه و جذاب هم ميتونه در شور يادگيري موثر باشد.

aligh
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۰:۰۱
با سلام به دوستان
فکر کنم درج خبرهای کوتاه و ساده انگیسی مربوط به بورس هم برای آشنای با اطلاحات بورسی بد نباشد
METALS
- Copper turns positive after U.S. jobs data

rojan
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۸:۳۸
با سلام

آقای arak_bourse با تشکر از ایجاد این تاپیک . خیلی اکتیو شده اید. touch wood
من هم تجارب خود را با شما شیر میکنم
برای یادگیری گرامر من کتابهای English Grammar in Use - Cambridge را که در سه مرحل basic-intermediate, and advanced است را توصیه میکنم
و بهترین تجربه من خواندن کامنتهای یاهو /yahoo.com , yahoo.ca , .. بوده است که اولا زبان محاوره و گفتار عامیانه است و خیلی تکرار شده است و همچنین اصطلاحات رایح و متداول ان کشورها و برای نگارش و گرامر بسیار مفید است
و استفاده از دیکشنریهای متداول مانند Babylon version 9 , ..... میباشد که برای اکسنت و تلفظ هم خوب است به نظر میاید اکسنت ان بریتیش باشد که بسیار زیبا است .
و کتاب دیگری که در یادگیری لغات بسیار موثر بوده است .ENGLISH VOCABULARY ORGANISER . ار CHRIS GOUGH است .
و هر لغتی که دوستان یاد گرفتند حتما در جمله استفاده نمایند و مرتب تکرار کنند
لغات 504 و 601 flash cards هم مناسب است ولی برای شروغ پیشنهاد نمی کنم .همانطور که دوستان میدانند این کارتها روش خاص خود را دارا هستند.
شرمنده طولانی شد.
موفق باشید.

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۸:۵۷
با سلام

آقای arak_bourse با تشکر از ایجاد این تاپیک . خیلی اکتیو شده اید. touch wood
من هم تجارب خود را با شما شیر میکنم
برای یادگیری گرامر من کتابهای English Grammar in Use - Cambridge را که در سه مرحل basic-intermediate, and advanced است را توصیه میکنم
و بهترین تجربه من خواندن کامنتهای یاهو /yahoo.com , yahoo.ca , .. بوده است که اولا زبان محاوره و گفتار عامیانه است و خیلی تکرار شده است و همچنین اصطلاحات رایح و متداول ان کشورها و برای نگارش و گرامر بسیار مفید است
و استفاده از دیکشنریهای متداول مانند Babylon version 9 , ..... میباشد که برای اکسنت و تلفظ هم خوب است به نظر میاید اکسنت ان بریتیش باشد که بسیار زیبا است .
و کتاب دیگری که در یادگیری لغات بسیار موثر بوده است .ENGLISH VOCABULARY ORGANISER . ار CHRIS GOUGH است .
و هر لغتی که دوستان یاد گرفتند حتما در جمله استفاده نمایند و مرتب تکرار کنند
لغات 504 و 601 flash cards هم مناسب است ولی برای شروغ پیشنهاد نمی کنم .همانطور که دوستان میدانند این کارتها روش خاص خود را دارا هستند.
شرمنده طولانی شد.
موفق باشید.

روژان عزيز
سلام
ممنون ميشم از اگه شما هم كمك به بچه هاي اين تالار در اين امر مهم بكنيد.
خوشحال شدم نظرات عالي شما رو ديدم. با توجه به اينكه شما خارج كشور هستيد و زبان محاوره اي تون هم بهتر از ماست. قبول زحمت كنيد و قدم بيشتري در اين راه برداريد.
قرار نيست اينجا ما فقط به فكر بورس باشيم گاهي ارزش يك سري چيزها كه ياد مي گيريم خيلي بيشتر از پول است.
به هرحال توانايي هاي شما در اين امر ياريگر ماست.
پيروز باشيد

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۲:۳۷
زمان حال استمراري

ساختار
I'm going
I am coming
he is going
They are doing

کاربرد

1- براي بيان عملي که هم اکنون جريان دارد:

*

She is watching the TV.
*

He is working at the moment.

2- براي بيان عملي يا موقعيتي که در حال حاضر در حال وقوع ميباشد، اما الزاماً در همين زمان صحبت کردن در حال رخ دادن نيست:

*

I'm reading an exciting book.
*

He is learning Arabic.

(توجه داشته باشيد که مثلاً در جمله اول، شخص گوينده ممکن است در همين لحظه مشغول مطالعه کتاب باشد و يا اينکه ممکن است منظورش اين باشد که مدتي است مشغول مطالعه کتاب است ولي هنوز تمام نشده است.)

3- براي بيان قراري تعيين شده در آينده:

*

I am meeting him at the park.

4- براي بيان كار يا شرايطي موقتي:

*

I'm living in a small flat now, but I'm trying to find a better one.
(در حال حاضر در يک آپارتمان کوچک زندگي ميکنم، اما دارم سعي ميکنم يک بهترش را پيدا کنم)



نكاتي در مورد هجي (افعال ing دار)

1- افعالي که به يک e ختم ميشوند، آن e حذف ميشود:

come, coming take, taking write, writing

ولي در مورد افعالي که به ee ختم ميشوند، اين قاعده صدق نميکند:

agree, agreeing see, seeing

2- در افعال يک بخشي (يک هجايي) که داراي يک حرف صدادار و يک حرف بيصدا ميباشند، حرف بيصداي آخر تکرار ميشود:

running, stopping, getting

ولي چنانچه حرف بيصداي آخر y يا w باشد، تکرار نميشود:

showing, enjoying

rojan
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۳:۵۸
hi

این صدرا خواب را از من ربوده
پیشنهاد دیگری برای مبتدیان دارم و دیدن کارتون به زبان انگلیسی است که خیلی شمرده و واضح صحبت میکنند و چون انیمیشن است لغاتی را هم که نمی دانند با تصویر میتوانند یاد بگیرند
و برای متوسط ها دیدن یک فیلیم به زبان انگلیسی امریکایی نه بریتیش به مدت یک هفته که مرتب تکرار بشه که هم گوش اشنا شود و هم لغت و هم محاوره ای که در فیلم است البته دفعه اول بهتر است با زیر نویس باشد
که یک مفهومی از فیلم بدستتان بیاید
و وقتی بالعات جدید جمله سازی کنید مجبور به رعایت گرامر نیز هستد.

بابک خان
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۷:۰۴
زمان حال استمراري

ساختار
I'm going
I am coming
he is going
They are doing

کاربرد

1- براي بيان عملي که هم اکنون جريان دارد:

*

She is watching the TV.
*

He is working at the moment.

2- براي بيان عملي يا موقعيتي که در حال حاضر در حال وقوع ميباشد، اما الزاماً در همين زمان صحبت کردن در حال رخ دادن نيست:

*

I'm reading an exciting book.
*

He is learning Arabic.

(توجه داشته باشيد که مثلاً در جمله اول، شخص گوينده ممکن است در همين لحظه مشغول مطالعه کتاب باشد و يا اينکه ممکن است منظورش اين باشد که مدتي است مشغول مطالعه کتاب است ولي هنوز تمام نشده است.)

3- براي بيان قراري تعيين شده در آينده:

*

I am meeting him at the park.

4- براي بيان كار يا شرايطي موقتي:

*

I'm living in a small flat now, but I'm trying to find a better one.
(در حال حاضر در يک آپارتمان کوچک زندگي ميکنم، اما دارم سعي ميکنم يک بهترش را پيدا کنم)



نكاتي در مورد هجي (افعال ing دار)

1- افعالي که به يک e ختم ميشوند، آن e حذف ميشود:

come, coming take, taking write, writing

ولي در مورد افعالي که به ee ختم ميشوند، اين قاعده صدق نميکند:

agree, agreeing see, seeing

2- در افعال يک بخشي (يک هجايي) که داراي يک حرف صدادار و يک حرف بيصدا ميباشند، حرف بيصداي آخر تکرار ميشود:

running, stopping, getting

ولي چنانچه حرف بيصداي آخر y يا w باشد، تکرار نميشود:

showing, enjoying

سلام
آفا همینطور زمانهارو ادامه بده خیلی خوبه امیدوارم دوستان دیگه هم که واردن بحث رو ادامه بدن.

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۷:۲۱
hi

این صدرا خواب را از من ربوده
پیشنهاد دیگری برای مبتدیان دارم و دیدن کارتون به زبان انگلیسی است که خیلی شمرده و واضح صحبت میکنند و چون انیمیشن است لغاتی را هم که نمی دانند با تصویر میتوانند یاد بگیرند
و برای متوسط ها دیدن یک فیلیم به زبان انگلیسی امریکایی نه بریتیش به مدت یک هفته که مرتب تکرار بشه که هم گوش اشنا شود و هم لغت و هم محاوره ای که در فیلم است البته دفعه اول بهتر است با زیر نویس باشد
که یک مفهومی از فیلم بدستتان بیاید
و وقتی بالعات جدید جمله سازی کنید مجبور به رعایت گرامر نیز هستد.

Hi Rojan:
Why Sadra confused you. Don't worry, I think Sadra raises
Please be active here and make happy all friends

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۷:۲۳
پاره ای اصطلاحات انگلیسی و معادل های فارسی آن

1. Early to bed, early to rise makes a man healthy, wealthy and wise.
سحرخيز باش تا كامروا باشي
اين مثل در بيان سفارش سحرخيزي است كه موجب ثروت و سلامت و درايت و پيروزي است.


2. There is no garden without weeds.
گنج رنج نديده است كسي گل بيخار نچيده است كسي «جامي»
اين مثل بيان مي كند كه در جهان خوب و بد، تلخ و شيرين، خار و گل، شر و خير، موفقيت و شكست همه با هم است و همة اينها را بايد پذيرفت و از شكستها و نامراديها دلسرد و نااميد نشد.


3. Man needs wisdom rather than gold.
Wisdom is better than strength.
خرد بهتر بود از زر كه داري كه در زر، كس نبيند هوشياري «ناصر خسرو»
اين مثل در بيان ارزش و اهميت و تدبير و هوشياري است كه به گفتة اين مثل عقل به مراتب بهتر از پول و زر است. آدمي را عقل مي بايد نه زر.


4. He is the wise who looks a head.
هر كه اول بنگرد پايان كار اندر آخر او نگردد شرمسار
عاقل آنست كه انديشه كند پايان را (آدم عاقل و دورانديش طبيعتاً عاقبت انديش نيز هست).


5. Wise men correct their own faults by other.
چو برگشته بختي در افتد در بند از او نيكبختان بگيرند پند
پند گير از مصائب ديگران تا نگيرند ديگران ز تو پند «سعدي»
اين مثل در بيان پند اخلاقي و زندهاي است كه آدمي در پرتو تواضع و افتادگي از ديگران مي آموزد ( و به رفع نقائص و اشتباهات خود بر مي آيد.


6. Wishes won't wash the wishes.
نامي نكني ز معرفت شيرينكام حاصل نشود، كام تو از نقل كلام
حلوا حلوا اگر بگويي صد سال از گفتن حلوا نشود شيرين كام
با حرف كاري درست نمي شود بايد كه از گفتار دست كشيد و به كردار پرداخت.


7. A good word without deeds are rushes and need.
علم چندانكه بيشتر خواني چو عمل در تو نيست ناداني «سعدي»
تلميذ بيارادت عاشق بيزر است، رونده بيمعرفت مرغ بيپر، معلم بي عمل درخت بيبر.

بوف کور
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۷:۲۴
Whats going on?
Little slow
Please:-s

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۷:۳۶
Whats going on?
Little slow
Please:-s

Exceuse me Zohreh
Ok, may be i couldn't come to boursy for a few days , please cooperate with other member for complete this course.
Thanks

بوف کور
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۷:۴۳
Why can not you come?
What?

امپراتور7
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۷:۴۷
Why can not you come?
What?

oh yesterday zohre:D
tanx alot mr arak bourse

بوف کور
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۷:۴۹
oh yesterday zohre:d
tanx alot mr arak bourse

رضا بدو برو خونتونا
تمرکزم و بهم می زنی یهو تو ترجمه این متون مهم اشکالی پیش می یاد
در مقابل یه ملت شرمسار می شم :d

امپراتور7
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۷:۵۴
Why can not you come?
What?

اخه تو رو خدا ببین ساختار زبان رو ریختی به هم
why you cant come
پتت رو ریختم رو اب برو بگو ایلی بیاد که بهتر ترجمه میکنه

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۷:۵۶
Why can not you come?
What?


Dear my friend:
Due to my job may be i couldn't come to this my favoriate site.
Any way every time that i have free time i'll come and i am at your service.
Thanks for your attention to me.
Regard

بوف کور
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۸:۰۰
اخه تو رو خدا ببین ساختار زبان رو ریختی به هم
why you cant come
پتت رو ریختم رو اب برو بگو ایلی بیاد که بهتر ترجمه میکنه

Illi is not ; he is now the class
you are Very cowardice

امپراتور7
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۸:۰۹
Illi is not ; he is now the class
you are Very cowardice

=))=))
ترکوندی با زبانت
Ili isnt hear he is now at the calss
من برم تا کتک نخوردم :D

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۹:۳۳
جناب امپراتور ازت خواهش دارم جو بد تو اين كلاس درست نكن وگرنه از كلاس اخراجت مي كنيم.b-)
به هر حال همه مثل شما زبان دان نيستند. اگه ميتونيد كمك كنيد نه مسخره.
ممنون

امپراتور7
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۹:۳۷
جناب امپراتور ازت خواهش دارم جو بد تو اين كلاس درست نكن وگرنه از كلاس اخراجت مي كنيم.b-)
به هر حال همه مثل شما زبان دان نيستند. اگه ميتونيد كمك كنيد نه مسخره.
ممنون

اولا من با زهره بودم و شوخی کردم نه مسخره . دوما شما در مقامی نیستید که به من بگید چی کار کنم چی کار نکنم دوست من . موفق باشید

گلادياتور
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۹:۳۹
=))=))
ترکوندی با زبانت
Ili isnt hear he is now at the calss
من برم تا کتک نخوردم :D

don't screw with a lady, u will be punched

بوف کور
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۹:۴۴
اولا من با زهره بودم و شوخی کردم نه مسخره . دوما شما در مقامی نیستید که به من بگید چی کار کنم چی کار نکنم دوست من . موفق باشید

رضا جان
اراک بورس عزیز مثل خود ما شوخ و خیلی با مرام هستند
شما بخش طنزشو در یافت نکردی
ریلکس ریلکس ریلکس تر
باشه ؟

امپراتور7
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۹:۴۶
رضا جان
اراک بورس عزیز مثل خود ما شوخ و خیلی با مرام هستند
شما بخش طنزشو در یافت نکردی
ریلکس ریلکس ریلکس تر
باشه ؟
بخش طنزش رو دریافت کردم ولی قسمت دوم کمی ناخوشایند بود من کسی رو مسخره نکردم فقط سر به سر شما گذاشتم . :)

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۹:۵۴
اولا من با زهره بودم و شوخی کردم نه مسخره . دوما شما در مقامی نیستید که به من بگید چی کار کنم چی کار نکنم دوست من . موفق باشید

اي بابا مثل خيلي بهت برخورد جناب امپراتور:(

گلادياتور
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۱۹:۵۶
البته اگه تو بحثا شوخي ميشه دوستان به دل نگيرين بالاخره ميتونيم با هم خوش باشيم و يه چيزي هم ياد بگيريم

امپراتور7
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۲۰:۰۱
اي بابا مثل خيلي بهت برخورد جناب امپراتور:(

اراک جان متوجه شدم داری شوخی میکنی ولی این که گفتی مسخره میکنم انتظارش رو نداشتم اگر تند نوشتم پوزش

کیمیاگر
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۲۰:۰۷
ضمن تشکر از دوستان.
یکی از روشهایی که برای بهتر پیش رفتن و مرور و یادگیری بیشتر و بهره ور تر لغات مرتبط با این تاپیک هست این میتونه باشه که کسانی که کامنت مینویسند در مورد بازار و سهام و خرید و فروش هاشون ، کامنت هاشون رو به انگلیسی بنویسند. اینطوری هم دایره لغات مرتبط با بورس تکرار شده و زیاد میشه و هم مطالب بیشتر و بهتر به خاطر خواهند ماند.
از خودم و همین کامنت شروع می کنم :


today FARAK which was dealed at +1 and up , at least aimed to purchase queue with higher volume of exchange, if this proccess pursuit tomorrow we can hope the decline trendline will be execute


پی نوشت : برای صف خرید از ترکیب purchase queue استفاده کردم. اگر دوستان معادل دقیق این ترکیب را میدانند اشاره نمایند.

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۲۱:۳۰
زمان حال كامل

ساختار

جملات مثبت و منفي:

past participle

We've bee
n to Paris.
*

He hasn't lived in P
aris.
*

Have you
met him yet?


کاربرد

1- براي بيان عملي که در گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد:


I have studied English since 1990. (از سال 1990 به مطالعه انگليسي پرداختهام)
*

She's lived in Tehran for 10 years. (او به مدت 10 سال در تهران زندگي کرده است)
*

How long have you lived in Tehran? (چه مدتي در تهران زندگي کردهايد؟)
*

I've lived in Tehran all my life. (همه عمرم را در تهران زندگي کردهام)



توجه داشته باشيد که در زمان حال کامل، غالباً از اصطلاحات زماني خاصي مانند since و for استفاده ميشود.

for نشان دهنده دورهاي از زمان است که تا کنون ادامه داشته است، ولي since با مقطعي از زمان به کار ميرود و به معني «از آن زمان تا کنون» ميباشد:


I have been here for two months



2- براي بیان تجربهاي که در زماني در زندگي شخصي اتفاق افتاده است. در واقع اين عمل در گذشته روي داده و به پايان رسيده است، اما آثار آن هنوز محسوس است. اين که اين عمل يا تجربه چه موقعي روي داده، مهم نيست:

I have never been to England. (من هرگز به انگلستان نرفتهام)
*

She has had several operations up to now. (تا کنون چندين عمل جراحي داشته است)
*

He's written a lot of short stories.(او داستانهاي کوتاه زيادي نوشته است)


3- براي بيان عملي که در گذشته نزديک اتفاق افتاده ولي اثر آن در زمان حال مشاهده ميشود. در اين حالت از yet، already، still و just بسيار استفاده ميکنيم:


از already بيشتر در جملات مثبت و از yet بيشتر در جملات منفي و پرسشي استفاده ميشود.

* I've just had a sandwich. (من تازه يک ساندويچ خوردهام)
*

I've already seen the movie. (اين فيلم را قبلاً ديدهام)
*

The bus hasn't arrived yet. (اتوبوس هنوز نرسيده است)
*

I still haven't finished my homework. (هنوز تکاليفم را تمام نکردهام)


1- اگر ارتباطي با زمان حال موجود نيست (مثلاًچيزهايي که مدتها قبل اتفاق افتادهاند) از حال کامل استفاده نکنيد.

Hafiz was a Persian poet. He wrote many poems.
*

but: My father is a writer. He has written many books.

در مثال اول از گذشته ساده استفاده کرديم تا نشان دهيم که او (حافظ) ديگر شعر نمينويسد، ولي در مثال دوم براي اينکه نشان دهيم که او هنوز کتاب مينويسد از حال کامل استفاده کرديم.

2- ما از حال کامل براي ارائه اطلاعات جديد استفاده ميکنيم. ولي اگر بخواهيم به صحبتمان درباره آن ادامه دهيم، معمولاً از گذشته ساده استفاده ميکنيم:

A: "Ben has broken his leg."

B: "Really? How did that happen?"

A: "He fell off a ladder."

Brother
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۲۱:۳۳
با تشکر از دوستان و عرض خسته نباشید
واقعاً تاپیک مفیدی است.بنظرم لینک دانلود یک دیکشنری خوب هم بگذارید بد نباشد.من Babylon را دانلود و نصب می کنم ولی پیغام expiry date می دهد.ممنون می شوم هر کدام از دوستان راهنمائی کنند.
پیشنهاد آقای کیمیاگر هم خوبه ، بشرطی که معنی فارسی کامل آن هم نوشته شود تا برای همه قابل فهم باشد.

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۲۱:۴۰
يك سايت ديكشنري www.farsidic.com هم هست كه نسيتا خوب است براي كسي كه مدام اينترنت دارد.

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۲۲:۰۳
You Taught Me

I wanted a mansion once... that is until I met you,
Now the only place I want to live is inside your heart
I once desired diamonds... until I met you,
Now the only sparkle I need comes from within
I used to crave the finest clothing... until I met you,
Now I want not a single thread to separate our bodies
I once coveted a fancy car... until I met you,
Now I want nothing that would put miles between us
I once prayed for money... until I met you,
Now I want none of the things money can buy
I once yearned for a sense of security... until I met you,
Now my only security comes is knowing you are near
I once dreamt of a prestigious job... until I met you,
Now I find my success in knowing that you are happy
I once asked for the world on a silver platter... until I met you,
Now you are my world and I want for nothing but your touch
Loving you has been my teacher; you taught me not to want
Being with you has been my discovery; you are all that I need
Finding you has been my salvation, I now understand grateful
But perhaps of most importantly...
Your love in return has been my everything

- Teresa Weimer -
Sparkle= درخشش
crave=اشتياق داشتن
platter= هر چيز پهن - صفحه گرامافون
prestigious= با اعتبار - با حيثيت

Brother
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۲۲:۲۰
You Taught Me

I wanted a mansion once... that is until I met you,
Now the only place I want to live is inside your heart
I once desired diamonds... until I met you,
Now the only sparkle I need comes from within
I used to crave the finest clothing... until I met you,
Now I want not a single thread to separate our bodies
I once coveted a fancy car... until I met you,
Now I want nothing that would put miles between us
I once prayed for money... until I met you,
Now I want none of the things money can buy
I once yearned for a sense of security... until I met you,
Now my only security comes is knowing you are near
I once dreamt of a prestigious job... until I met you,
Now I find my success in knowing that you are happy
I once asked for the world on a silver platter... until I met you,
Now you are my world and I want for nothing but your touch
Loving you has been my teacher; you taught me not to want
Being with you has been my discovery; you are all that I need
Finding you has been my salvation, I now understand grateful
But perhaps of most importantly...
Your love in return has been my everything

- Teresa Weimer -
Sparkle= درخشش
crave=اشتياق داشتن
platter= هر چيز پهن - صفحه گرامافون
prestigious= با اعتبار - با حيثيت
اراک جان
چون ابتدای کار است ،کاش معنی اش را هم می نوشتید.اجالتاً ترجمه اش تو همین دیکشنری که معرفی کردید :

شما به من آموخت

من می خواستم یک بار عمارت... است که تا زمانی که من شما را ملاقات نمود ، در حال حاضر تنها جایی می خواهم برای زندگی در درون قلب خود من یک بار مورد نظر الماس... تا شما را ملاقات کردم ، حالا فقط من نیاز به جرقه می آید از درون من استفاده می شود به طلب بهترین لباس... تا زمانی که من شما را ملاقات نمود ، حالا من می خواهم یک موضوع نه تنها برای جدا کردن بدن های ما من یک بار آرزو یک ماشین فانتزی... تا زمانی که من شما را ملاقات نمود ، حالا من می خواهم چیزی را که مایل بین ما قرار داده است من یک بار برای پول دعا... تا زمانی که من شما را ملاقات نمود ، حالا من می خواهم هیچ یک از چیزهایی می تواند پول خرید من یک بار برای احساس امنیت مشتاق... تا زمانی که من شما را ملاقات نمود ، در حال حاضر امنیت تنها من می آید دانستن اینکه شما در نزدیکی من یک بار از یک کار معتبر خواب... تا زمانی که من شما را ملاقات نمود ، در حال حاضر موفقیت من در دانستن این که تو خوشحال من یک بار برای جهان در صفحه گرامافون نقره خواسته پیدا کنم... تا زمانی که من شما را ملاقات نمود ، در حال حاضر شما به دنیای من و من برای هیچ چیز می خواهم ، اما شما عشق را لمس شده است معلم من ، شما به من آموخت که نمی خواهم برای با تو بودن کشف شده است من ، تو تمام چیزی که شما نیاز به پیدا کردن من شده است رستگاری ، من در حال حاضر سپاسگزار اما شاید از همه مهمتر درک... عشق تو در عوض شده است همه چیز من

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۲۲:۴۸
دوست عزيز شايد ترجمه شعر با ديكشنري معني درست حسابي تو فارسي نده. بلكه شعر رو بخون قبلا از اينكه به معني توجهي داشته باشي بعد كلماتي رو كه نمي دوني ترجمه كن.

محاد
۱۳۹۰/۰۲/۱۹, ۲۲:۵۹
سلام دوستان

يك سايت ديكشنري www.farsidic.com هم هست كه نسيتا خوب است براي كسي كه مدام اينترنت دارد.
این سایت دقیقا همون google translate هست با امکانات خیلی کمتر.
http://translate.google.com

آرتمیس
۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۱۸:۵۷
خداییش من 3روز نبودم.... تاپیک چند صفحه ورق خورده....
خواهشا بارامی جلو برید ما هم بتون برسیم.....

آرتمیس
۱۳۹۰/۰۲/۲۲, ۱۰:۲۷
my aunt never hurts anyone"s feeling because she always use tact
by the use of tact, janet was able to calm her jealuos husband
your friends will admire if yo use tact and thoughtfulness]
.
.
.
عمه ام هرزگ احساسات کسی را جریحه دار نمیکند زیرا او همواره تدبریش را بکار میگیرد.
جنت با استفاده از درایتش توانست همسر غیرتی اش را آرام کند.
اگر تدبیر و توجه را بکار گیرید دوستانتان شما را تحسین خواهند کرد.

آرتمیس
۱۳۹۰/۰۲/۲۲, ۱۰:۴۱
[
the president will take the oath of office tomorrow
in court the wintess took an oath theat he would tell the whol turth
when terry discoverd that he had been abandoned he let out an angry oath
.
.
.
فردا رییس جمهوربرای احراز مقامم ریاست جمهوری سوگند میخورد.
شاهد در دادگاه سوگند خورد که تمام حقیقت را بگوید.
هنگامیکه تری دریافت او ترکش کرده با عصبانیت زبان به ناسزا گشود

آرتمیس
۱۳۹۰/۰۲/۲۲, ۱۰:۴۷
someone is planning to build a house on that vacant lot
I put my coat on that vacant seat
when the landlord broken in he found that apartement vacant.
.
.
.
شخصی درصدد ساختن خانه ای در قطعه زمین خالی شد.
کتم را روی ان صندلی خالی گذاشتم
هنگامی که صاحبخانه به زور وارد آپارتمان شد انرا خالی یافت

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۲۵, ۱۱:۱۱
دوستان مثل اينكه كسي كار ي نكرده اين مدت

rojan
۱۳۹۰/۰۲/۲۵, ۱۱:۲۵
با سلام

اقای اراک بورس رسیدنتان به خیر
والله اینقدر این بازار مکار ه اشفته بود که هیچ حوصله ای برایمان نگذاشت
من متن انگلیسی hello از lionel richie را که فیوریتم است میگدارم ترجمه اش خیلی اسان است با خود دوستان



I've been alone with you inside my mind
And in my dreams I've kissed your lips a thousand times
I sometimes see you pass outside my door
Hello, is it me you're looking for?

I can see it in your eyes
I can see it in your smile
You're all I've ever wanted, (and) my arms are open wide
'Cause you know just what to say
And you know just what to do
And I want to tell you so much, I love you ...

I long to see the sunlight in your hair
And tell you time and time again how much I care
Sometimes I feel my heart will overflow
Hello, I've just got to let you know

'Cause I wonder where you are
And I wonder what you do
Are you somewhere feeling lonely, or is someone loving you?
Tell me how to win your heart
For I haven't got a clue
But let me start by saying, I love you ...

Hello, is it me you're looking for?
'Cause I wonder where you are
And I wonder what you do
Are you somewhere feeling lonely or is someone loving you?
Tell me how to win your heart
For I haven't got a clue
But let me start by saying ... I love you

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۰۹:۴۳
ممنون روژان خانم
متن زيبايي رو گذاشتيد.
راستي هنوز سهم داريد؟

rojan
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۰۹:۴۷
با سلام

رسیدنتا ن به خیر خیلی کم پیدا شده اید
متاسفانه دارم بسیار زیاد

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۳/۱۲, ۱۲:۳۹
Muslim girl stoned to death for joining beauty contest
Jun 02, 2011 at 08:16
Thank you for your rating
Views (47407) | Print | 38 Discussion Forum | Send to friend | Add comment |

By IANS
London (IANS) - A 19-year-old Muslim girl was stoned to death in Ukraine under the Islamic Sharia law after she took part in a beauty contest, a media report said Tuesday.

Katya Koren was found dead in her village. Her battered body was buried in a forest and was found a week after she disappeared, the Daily Mail reported.

Koren's friends said she had come seventh in a beauty contest.

Police are now looking into claims that three Muslim youths killed her.

One of the three youths - a 16-year-old named Bihal Gaziev - is under arrest. He told police that Koren had "violated the laws of Sharia", and that he has no regrets about her death.

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۳/۱۲, ۱۲:۴۰
با سلام

رسیدنتا ن به خیر خیلی کم پیدا شده اید
متاسفانه دارم بسیار زیاد

سلام خانوم
يك مدتي نبودم.
چي داري؟

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۳/۱۳, ۱۲:۵۵
مان گذشته ساده




گذشته ساده در موارد زير کاربرد دارد:

1- براي بيان کاري که در گذشته و زمان مشخصي به پايان رسيده است:

*

We met last week.
*

He left yesterday.



2- براي بیان کارهايي که پشت سرهم در يک ماجرا يا داستان ميآيند:

*

I walked into my room and sat down. Suddenly I heard a noise coming from outside. I got up and went towards the window...


3- براي بيان عادت يا شرايطي در گذشته:

*
When he was a child, they lived in a cottage in the jungle.
*

Every day he walked in the jungle to....


نکاتي در مورد هجي (verb + ed)

1- هنگاميکه فعلي به e ختم ميشود، فقط d اضافه ميکنيم:

loved, hated, used

2- افعال يک هجايي (يک بخشي) که به ترتيب شامل يک حرف صدادار و يک حرف بيصدا ميباشند، حرف بيصداي آخر تکرار ميشود:

stopped, planned, robbed

ولي اگر دو حرف صدادار وجود داشته باشد، حرف بيصداي آخر تکرار نميشود:

looked, cooked, seated

اگر حرف بيصداي آخر y يا w باشد نيز تکرار نميشود:

played, rowed, showed

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۳/۱۵, ۱۲:۵۲
go + -ing
swimming, climbing, sailing.... shopping.


Do you scuba dive? Yes I often go scuba diving.
How do you skateboard when it is very cold? When it is cold I don't go skateboarding.

My brother golfs every Sunday afternoon. He goes golfing with his friends. They play golf when the weather is fine

تام آی
۱۳۹۰/۰۶/۱۱, ۱۴:۳۶
سلام بر همه دوستان
طبق پیشنهاد آمن عزیز، تو این تاپیک، آموزش زبان رو به همراه هم قراره راه بندازیم.
خوب! چون زبون مادری من، ترکی هستش! بدیهی که یه خورده پارتی بازی به سمت این زبانه:d
اما چون خود آموزش زبان و گستردگی اون بسیار زیاد هستش، به نظر باید به مرور زمان و فیدبک گرفتن، به مباحث خاصی پرداخته بشه.
فعلا، زبان های ترکی (استانبولی، آذربایجانی و بقیه لهجه ها و گویش های ترکی/:))، زبان انگلیسی ( از کجا باید شروع کنیم انگلیسی رو ؟؟:-|) و آلمانی رو خواهیم داشت.
بقیه دوستان زبان های رو که تسلط دارند ( اگر فرانسه و عربی باشه خیلی خوبه;) چون در حال یادگیری این دو زبانم:d) رو هم میتونند به اشتراک بزارند.

aghaye boursi
۱۳۹۰/۰۶/۱۱, ۱۵:۲۴
اگه دوستان هم علاقمند باشن من میتونم تو آموزش زبان انگلیسی و روسی تو این بخش کمکشون کنم
فقط مشکل اینه که نمیتونم روسی بنویسم

تام آی
۱۳۹۰/۰۶/۱۱, ۱۹:۲۹
یکی از مهم ترین علت های ضعیف بودن یادگیری زبان دوم ( واسه ما ها که زبون اولمون ترکی هستش زبان سوم;)) )تو ایرانی ها، مشکل عدم آموزش صحیح زبان خارجه هستش.
هنوز که هنوزه مهمترین روش آموزش متاسفانه روش ترجمه گرامر ( که بدترین و منسوخ ترین روش هستش به ویژه تو زبان عربی) و یادگیری بر این اساس هستش که باعث میشه مثلا بعد از 6 یا 7 سال آموزش متداوم زبان خارجه (مثلا انگلیسی یا عربی) تو ارتباط برقرار کردن و صحبت با افراد با مشکلات اساسی روبرو باشیم.
ضعف دیگه این هستش که ما بیشتر سر کلاس متون ثابتی رو تکرار میکنیم و از روش میخونیم ولی مکالمه بدون تفکر رخ نمیده!
یادم نمیره وقتی میخواستم آلمانی یاد بگیریم، رفتم سر همین موسسات، و اولین جلسه اون اختصاص داشت به آشنایی با حروف آلمانی!!! و جلسات بعدی به آشنایی با گرامر خسته کننده این زبان مهم!!!! که من به کل بی خیال این کورس شدم.
بعد از جستجوی فراوان تو سایت دویچه وله، روش آموزش زبان آلمانی بود! دقیقا منطبق بر آموزش زبان توسط کودک!!! بدیهی هستش که هیچ کدوم از ما از مادرمون الفبا و گرامر رو یا نمیگریم اما دو سه سال بعد میتونیم به راحتی اون زبان رو یاد بگیریم! وقتی من این دوره رو ادامه دادم تا سطح متوسطه (بدون معلم و کلاس و هم کلاسی) به راحتی تونستم با یک شخص المانی زبان ارتباط برقرار کنم و مشکلی نبود تا اتمام دوره تا سطح پیشرفته.
اگر از اول هم روش تدریس بر مبنای چگونگی آموزش زبان توسط کودک بود بی شک ما هم با تلاش بیشتر میتونستیم تو سطح مدرسه دو زبان خیلی مهم عربی و انگلیسی رو یاد بگیریم

بابي چارلتون
۱۳۹۰/۰۶/۱۴, ۰۱:۰۴
اگه دوستان هم علاقمند باشن من میتونم تو آموزش زبان انگلیسی و روسی تو این بخش کمکشون کنم
فقط مشکل اینه که نمیتونم روسی بنویسم

فقط مشکل اینه که نمیتونم روسی بنویسم ؟؟؟ چرا مگه صحبت با نوشتنش خيلي فرق داره ؟؟
راستي روسي با ارمني زياد فرق داره ؟؟؟:-/
اگه بشه به لطف دوستان ارمني ياد بگيريم بريم امسال عيد ارمنستان :d

تام آی
۱۳۹۰/۰۶/۱۵, ۱۲:۴۲
انشاله از امروز فعالیتمون تو این تاپیک بیشتر بشه شرمنده آمن عزیز نشیم:)

بابک پناهی
۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۱۴:۱۸
دوستی میتونه قسمت قرمز رنگو برام ترجمه کنه بطور شیوا؟

In this process, a variety of factors and potential trading decisions must be continually considered to maximize the result of the position. Since the same patterns yield different results, it can be difficult to try to “outguess the market” and know which setup will work. However, if a consistent set of rules is applied throughout the decision-making process, fewer mistakes will be made and more accurate assessments will improve the overall results of trade executions. In essence, the actions taken in accordance with these guidelines attempt to maximize profit while reducing risk.

کیمیاگر
۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۱۵:۰۹
دوستی میتونه قسمت قرمز رنگو برام ترجمه کنه بطور شیوا؟

In this process, a variety of factors and potential trading decisions must be continually considered to maximize the result of the position. Since the same patterns yield different results, it can be difficult to try to “outguess the market” and know which setup will work. However, if a consistent set of rules is applied throughout the decision-making process, fewer mistakes will be made and more accurate assessments will improve the overall results of trade executions. In essence, the actions taken in accordance with these guidelines attempt to maximize profit while reducing risk.

سلام بابک جان
معنای جمله قرمز رنگ : تا زمانی که پترن های مشابه نتایج متفاوتی را به دست میدهند، حدس زدن (تقریبا با قاطعیت) روند مارکت و همینطور حدس زدن این که کدام setup کارآ تر است ، سخت خواهد بود
در بقیه جمله : اگر مجموعه ای از قوانین ثابت در خلال تصمیم گیری به کار برده شوند ، اشتباهات کمتری به وجود خواهد آمد و نتایج به دست آمده دقت بهتری خواهند داشت.
امیدوارم مفید بوده باشه.

بابک پناهی
۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۱۵:۲۲
سلام بابک جان
معنای جمله قرمز رنگ : تا زمانی که پترن های مشابه نتایج متفاوتی را به دست میدهند، حدس زدن (تقریبا با قاطعیت) روند مارکت و همینطور حدس زدن این که کدام setup کارآ تر است ، سخت خواهد بود
در بقیه جمله : اگر مجموعه ای از قوانین ثابت در خلال تصمیم گیری به کار برده شوند ، اشتباهات کمتری به وجود خواهد آمد و نتایج به دست آمده دقت بهتری خواهند داشت.
امیدوارم مفید بوده باشه.

سلام کیمیاگر عزیز

خیلی ممنون بابت ترجمه

من یه چند صفحه ای از ترجمم مونده ( یعنی نزدیک 70 صفحه ) اجازه بدی بعضی وقتا در همین تاپیک مزاحمت خواهم شد:)

کیمیاگر
۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۱۵:۳۹
سلام کیمیاگر عزیز

خیلی ممنون بابت ترجمه

من یه چند صفحه ای از ترجمم مونده ( یعنی نزدیک 70 صفحه ) اجازه بدی بعضی وقتا در همین تاپیک مزاحمت خواهم شد:)

خواهش میکنم
خوشحال میشم خدمتی از دستم بر بیاد

PASHA
۱۳۹۰/۰۷/۲۹, ۲۳:۳۴
سه تایی های زندگی و زندگی

Three things in life that are never certain

Dreams

Success

Fortune

Three things in life that, once gone, never come back

Time

Words

Opportunity

Three things that destroy us

Arrogance

Greed

Anger

Three things that humans make

Hard Work

Sincerity

Commitment

Three things in life that are most valuable

Love

Self-Confidence

Friends

Three things in life that may never be lost

Peace

Hope

Honesty

Happiness in our lives has three primary principles

Experience of Yesterday

Use of Today

Hope for Tomorrow

Ruin our lives is the three principles

Regret of Yesterday

Waste of Today

Fear of Tomorrow

Be the cause of happiness for someone, not his grief

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۲:۰۹
دوتا دیکشنری آنلاین خوب وسبک وسریع را می خواهم برایتان معرفی بکنم امیدوارم بکارتان بیاید.

http://dic.amdz.com/
دیکشنری دوسویه است .فارس به انگلیسی و بالعکس

http://www.ariadic.com/

این یکی ، پیشرفته تراست .
علاوه بردو سو بودن ، به چندزبان دیگرهم ترجمه می کند .

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۴:۲۵
Persian Equivalent

I
سر به سرم نگذار.

Don't pull my leg.

سربالایی است.

It is steep.

سگ در خانهی صاحبش شیر است.

A lion at home a mouse abroad.

سزاوار سرزنش هستی.

You are to blame.

سحرخیز است.

He is up with the larks.

سیاست پدر و مادر ندارد.

Politics has no scruples.

سر و پا گوشم.
I am all ears.

شوخی به کنار.

All joking aside.

شیر یا خط

head or tail

شاخ و شونه کشیدن

to act in a threatening manner

شما کجا اینجا کجا.

Fancy meeting you here.

شیری یا روباه!

How did you make out!

شنیدن کی بود مانند دیدن.

Seeing is believing.

زبانت را گاز بگیر.

Bite your tongue.

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۶:۰۰
Golden tips for learning vocabulary

نکات طلایی برای یادگیری لغات زبان انگلیسی

خواندن ، خواندن ، خواندن! بسیاری از کلمات و واژگان از متن آموخته می شود. هر چه در معرض واژگان بیشتری قرار بگیرید کلمات بیشتری یاد می گیرید. هميشه جملات و پاراگرافهاي كوتاه را مطالعه و مرور كنيد: حفظ لغت به تنهايي كافي نيست. بلکه بايستي شما بتوانيد جايگاه لغت در جمله را به شكل صحيح تشخيص دهيد و كاربرد آن ياد بگيريد. به اين منظور بايستي هميشه جملات و پاراگرافهاي كوتاه را مطالعه كنيد. تهيه فهرستي از واژگان و لغات و مرور روزانه آنها در يادگيري زبان هيچ نقشي ندارد و اشتباه بزرگي است كه صرفا بخواهيد لغات و كلمات را از حفظ كنيد. بلكه بايد اين لغات و كلمات را در جملات و پاراگرافها مدام ببينيد و بخوانيد. هر گاه لغت جديدي را مشاهده كرديد، سعي كنيد آن را در قالب جمله قرار دهيد و جملاتي را كه آن لغت در آن قرار دارند را كشف كنيد.در حال خواندن ، توجه بیشتری به کلماتی که نمی دانید، بکنید. اول، سعی کنید معانی را از خود متن یاد بگیرید. سپس به دیکشنری مراجعه کنید. خواندن مطالب چالش برانگیز شما را در معرض بسیاری از واژه های جدید قرار می دهد.

بهبود مهارت های خواندن متن . تحقیقات نشان می دهد که اکثریت قریب به اتفاق از کلمات از متن آموخته میشود. برای بهبود مهارت های یادگیری از متن توجه دقیق به چگونگی استفاده از کلمات کنید. انجام جستجو بر روی یک کلمه با استفاده از روش های مختلف مثل یادگیری با استفاده از ریشه کلمه، متضاد، مترادف، کلمات قبل و بعد درمتن و.......

هميشه جملات و پاراگرافهاي كوتاه را مطالعه و مرور كنيد: حفظ لغت به تنهايي كافي نيست. بلکه بايستي شما بتوانيد جايگاه لغت در جمله را به شكل صحيح تشخيص دهيد و كاربرد آن ياد بگيريد. به اين منظور بايستي هميشه جملات و پاراگرافهاي كوتاه را مطالعه كنيد. تهيه فهرستي از واژگان و لغات و مرور روزانه آنها در يادگيري زبان هيچ نقشي ندارد و اشتباه بزرگي است كه صرفا بخواهيد لغات و كلمات را از حفظ كنيد. بلكه بايد اين لغات و كلمات را در جملات و پاراگرافها مدام ببينيد و بخوانيد. هر گاه لغت جديدي را مشاهده كرديد، سعي كنيد آن را در قالب جمله قرار دهيد و جملاتي را كه آن لغت در آن قرار دارند را كشف كنيد

تمرین، تمرین، تمرین. یادگیری یک کلمه بسیار کمک خواهد کرد که اگر شما در اسرع وقت آن را فراموش کرده اید تحقیقات نشان می دهد که 10 تا 20 بار تکرار طول می کشد تا کلمه واقعا بخشی از فرهنگ لغت فرد شود. به محض این که شما یک کلمه جدید را یاد گرفتید ، شروع به استفاده از آن کنید.

تا آنجا که امکان پذیر است از ارتباطات و اتصالات کلمات استفاده کنید. مانند روش تار عنکبوتی: یک کلمه در مرکز قرار می گیرد و کلمات مرتبط (کلماتی که شما با آنها آشنا هستید) بوسیله تارهای عنکبوتی با آن و همدیگر مرتبط می شوند.

استفاده از ترفندهای حافظه ساختن جمله های خنده دار از کلمه به شما کمک خواهد کرد که معنی

آن را به یاد داشته باشید.

عادت کنید معنی کلماتی را که نمی دانید پیدا کنید. فرهنگ لغت خود بر روی کامپیوتر یا

روی میز را باز نگه دارید.

با کلمات هیجان زده شوید. به تفاوت های ظریف که بین بعضی کلمات وجود دارد دقت کنید. آنچه که

شما واقعا از معنی و لذت کشف کلمات درک کرده اید را در قالب نوشتن بیان کنید.

استفاده از داستانهاي كوتاه و توجه به نكات گرامري: البته بايستي اين نكات را موقع شنيدن چند باره

يك داستان كوتاه فرا بگيريد و توجهي به قواعد گرامري آن نكنيد. هر چیزی را که می توانید بخوانید،

یک روزنامه ، یک کتاب کمدی ، یک مجله و یا دستورالعمل های روی یک بسته بندی. این که چه چیزی

را می خوانید اهمیتی ندارد، مطالعه زیاد و توجه به راه های ساخت جملات ، زمان افعال به کاررفته و

ترتیب چیدمان کلمات ، راهی بسیار عالی برای فهمیدن طریقه چیده شدن اجزای زبان در کنار هم

است. به اين ترتيب، شما گرامر را به راحتي مي آموزيد و اين كار بدون مطالعه مستقيم نكات گرامري

صورت مي گيرد و به شكل ناخودآگاه وارد ضمير شما مي شود.

نکته مهم: کلمات جدید را ظرف 3 ساعت پس از اولین برخورد با آنها مرور کنید. این بدان معناست که

هنگام مطالعه لغات همیشه زمانی را برای مرور آنها در برنامه خود بگنجانید. مرور برای به

خاطر سپردن بسیار مهم است. برای بازیابی اطلاعات نیاز به مرور دارید.

هنگامی که شما به یک کلمه جدید برخورد می کنید ، این مراحل را تمرین کنید: آن را ببینید، تکرار

کنید، بشنوید و بنویسید. (استفاده از تمام چهار حواس). اگر شما می توانید آن را بو کنید، احتمالا

آن نیز کمک می کند.

سعی نکنید که به حفظ کردن لیست های طولانی از کلمات با پیشوندها و پسوندها بپردازید. کاربرد و

معنی پیش وندها و پسوندها را یاد بگیرید.

خواندن آزادانه و زیاد.ما می توانیم واژگان ما را از طریق خواندن آزاد و داوطلبانه افزایش دهیم. با این

حال برخی از زبان شناسان ادعا می کنند که ما باید برای اولین بار در حدود 3000 تا 5000 کلمه با

خانواده را یاد بگیریم، تا به اندازه کافی زمینه برای شروع به ساختن معانی دقیق کلماتی که

نمی دانیم داشته باشیم.

آزمایش و تجدید نظر: برای اطمینان از کلمات موجود در حافظه خود خودتان را در فواصل منظم

آزمایش کنید.

هنگام یادگیری به یاد داشته باشید، که یادگیری شما برای تست نیست، شما در حال

یادگیری برای یک عمر هستید.


جمع آوری: ذبیح ا. جوانبخت

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۶:۰۴
[

when an Iranian writes in English

LEFT]This letter was written by an employee of the NIOC National, about fifty years ago. Someone pulled it out of the archive for laughs. But the name of the person who wrote this letter has been erased for secrecy.

Dear Mr. Hamilton,
Hello sir, "I am your servant, very very much" .
I am writing to you because "all the way to the handle of the knife has reached my bone . "My hands grab your skirt" , Mr. Hamilton, "Please reach my scream", Mr. Hamilton, "from the hands of this man, Ahmadi" . I don't know "what a wet wood I have sold him" that from the very first day he has been "pulling the belt to my lift" With all kinds of "cat dancing" he has tried to become the "eye and the light" of Mr. Wilson.

He made so much "mouse running" that finally Mr. Wilson "became donkey" , and appointed Mr.Ahmadi as his right hand man, and told me to work "under his hand"

Mr. Wilson promised me that next year he would make me his right hand man, but "my eye didn't not drink water", and I knew that all these were"hat play", and he was trying to put a "hat on my head" I "put the seal of silence to my lips" and did not say anything. Since that he was just"putting watermelon under my arms" Knowing that this transfer was only "good for his aunt" , I started begging him to forget that I ever came to see him and forget my visit altogether. I said "you saw camel, you did not see camel" ... .but he was not "getting of the devils donkey".. ."what headache shall I give you" I am now forced to work in the mail house with bunch of "blind, bald, height and half height" people. "Imagine how much my ass burns"

Now Mr. Hamilton, "I turn around your head" you are my only hope and my "back and shelter"... ."I swear you to the 14 innocents" please "do some work for me"...."in the resurrection day l'll grasp your skirt"... "I have six head...
source: http://www.manoojanenglish.blogfa.com/[/LEFT]

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۶:۰۶
از "لهجه" خود بکاهيد!


بيشتر مشکلاتي که زيان آموزان در تلفظ دارند به خاطر ناهماهنگيهايي است که بين صداهاي زبان مادري آنها و زبان انگليسي وجود دارد. براي مثال، اگر يک انگليسي زبان با شما صحبت کند، ميتواند به راحتي تشخيص دهد که زبان مادري شما انگليسي نيست و اين نکته را با گفتن اين که شما "لهجه هندي، روسي، يا چيني داريد" ابراز ميکند.
در هر صورت زبان مادري شما ميتواند باعث شود که شما مشکلاتي در تلفظ صداها و کلمات خاصي داشته باشيد. اين مشکلات تلفظي از يک زبان به زبان ديگر متفاوت است. نکاتي که در زير آمده است ميتواند به شما کمک کند که مشکلات تلفظي خود را به حداقل برسانيد:

·به حرکات دهان انگليسي زبانهاي بومي دقت و سعي کنيد از آنها تقليد کنيد. زمانيکه فيلم تماشا ميکنيد، به حرکات دهان افرادي که صحبت ميکنند، نگاه کنيد. جملات آنها را تکرار کرده و سعي کنيد که تلفظ و آهنگ صداي آنها را تقليد کنيد.

·تا زمانيکه تلفظ و آهنگ صحيح جملات را ياد نگرفته ايد، سعي کنيد شمرده صحبت کنيد. اگر با تلفظ و آهنگ نادرست، سريع صحبت کنيد، مطمئنا کسيکه به حرفهاي شما گوش ميدهد، چيزي نخواهد فهميد. نگران اين نباشيد که ممکن است طرف مقابل شما حوصله اش سر برود، مهم اينست که شما بتوانيد منظور خودتان را به درستي منتقل کنيد.

·موسيقي انگليسي گوش بدهيد. وقتي در حال ياد گرفتن انگليسي هستيد، سعي کنيد به آهنگهاي انگليسي گوش بدهيد. کمتر به موسيقي زبان مادري خودتان گوش بدهيد. هر زبان، موسيقي و نوع خواندن خاص خودش را دارد.

·از ديکشنري استفاده کنيد. علائم فونتيک زبان انگليسي که در ديکشنري به کار ميروند را ياد بگيريد و با استفاده از آن تلفظ صحيح کلماتي که گفتن آنها برايتان دشوار است را پيدا کنيد.

·ليستي از کلماتي که نميتوانيد آنها را به خوبي تلفظ کنيد، تهيه کرده و از فردي که آنها را به خوبي تلفظ ميکند بخواهيد آنها را برايتان بخواند. صداي او را ضبط کنيد و با تمرين و تکرار تلفظ صحيح آن کلمات را ياد بگيريد.

·کتابهايي بخريد که همراه خود نوار يا سي دي دارند. به طور همزمان گوش دهيد و بخوانيد. صداي خودتان را در حال خواندن بخشهايي از کتاب ضبط کنيد. صداي خود را با صداي اصلي خواننده کتاب مقايسه کرده و اشتباهات خود را اصلاح کنيد.

·انتهاي کلمات را با دقت بيشتري تلفظ کنيد. به "s" سوم شخص و جمع در آخر کلمات توجه کنيد و "ed" انتهاي افعال زمان گذشته را نيز با دقت بيشتري تلفظ کنيد.

·روزانه 15 تا 20 دقيقه با صداي بلند يک متن انگليسي بخوانيد. اين کار باعث قوي شدن عضلاتي از دهان ميشود که در زمان انگليسي صحبت کردن مورد استفاده قرار ميگيرند. تحقيقات نشان داده است که تقويت عضلات دهان براي صحبت کردن به يک زبان جديد، به سه ماه تمرين روزانه نياز دارند.

·صداي خودتان را ضبط کنيد و در آن به دنبال اشتباهات تلفظي بگرديد. بسياري از افراد دوست ندارند که به صداي ضبط شده خودشان گوش دهند و از اين کار اجتناب ميکنند. اما اين کار بسيار مفيد بوده و باعث ميشود که شما نسبت به اشکالاتي که در تلفظ خود داريد آگاه شويد.

·صبور باشيد. هر کسي ميتواند نحوه صحبت کردن خودش را تغيير دهد، ولي اين کار مطمئنا يک شبه اتفاق نمي افتد. مردم اغلب به دنبال اين هستند که خيلي سريع نتيجه بگيرند و به همين خاطر خيلي زود تسليم ميشوند. تنها زماني قادر خواهيد بود بهتر انگليسي صحبت کنيد که واقعا تلاش کنيد و براي آن وقت بگذاريد.

فرجادنسب

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۶:۲۷
داستان کوتاه

Short Love Story
The Healing Poison

A long time ago, a girl named Li-Li got married and went to live with her husband and mother-in-law. In a very short time, Li-Li found that she couldn't get along with her mother-in-law at all. Their personalities were very different, and Li-Li was angered by many of her mother-in-law's habits. In addition, she criticized Li-Li constantly. Days passed. The days turned into weeks. Li-Li and her mother-in-law never stopped arguing and fighting. What made the situation worse was that according to ancient Chinese tradition, Li-Li had to bow to her mother-in-law and obey her every wish.

All the anger and unhappiness in the house caused the poor husband great distress. Finally, Li-Li could not stand her mother-in-law's bad temper and dictatorship any longer. She decided to do something about it.

Li-Li went to see her father's good friend, Mr. Huang, who sold herbs. She told him about the situation and asked if he would give her some poison so that she could solve the problem for once and for all.
Mr. Huang thought for a while and finally said, “Li-Li, I will help you solve your problem, but you must listen to me and obey what I tell you.”
Li-Li said, "Yes, Mr. Huang, I will do whatever you tell me to do."

Mr. Huang went into the back room and returned with a package of herbs after a few minutes.
He told Li-Li, "You can't use a quick-acting poison to get rid of your mother-in-law because that would cause people to become suspicious. Therefore, I have given you a number of herbs that will slowly build up poison in her body. Every other day, prepare some pork or chicken and put a little of these herbs in her serving. Now, in order to make sure that nobody suspects you when she dies, you must be very careful to act very friendly towards her. Don't argue with her, obey her every wish, and treat her like a queen."

Li-Li was so happy. She thanked Mr. Huang and hurried home to carry out her plot of murdering her mother-in-law. Weeks and months went by. Li-Li would serve the specially treated food to her mother-in-law every other day. She remembered what Mr. Huang had said about avoiding suspicion so she controlled her temper, obeyed her mother-in-law and treated her like her own mother. After six months, the situation in the whole household had changed. Li-Li managed to control her temper so much that she almost never got mad or upset at her mother-in-law anymore. She hadn't had an argument with her mother-in-law in six months, who seemed much kinder and easier to get along with. The mother-in-law's attitude toward Li-Li had also changed and she began to love Li-Li like her own daughter. She kept telling friends and relatives that Li-Li was the best daughter-in-law one could ever find. Li-Li and her mother-in-law treated each other like a real mother and daughter. Li-Li's husband was very happy to see what was happening.

One day, Li-Li went to Mr. Huang and asked for his help again.
She said, "Dear Mr Huang, please help me to prevent the poison from killing my mother-in-law! She has changed into such a nice woman and I love her like my own mother. I do not want her to die because of the poison I gave her."
Mr. Huang smiled and nodded his head.
"Li-Li, there's nothing to worry about. I never gave you any poison. The herbs I gave you were vitamins to improve her health. The only poison was in your mind and your attitude toward her, but that has all been washed away by the love which you gave to her."

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۶:۳۴
ترجمه گوگل
http://translate.google.com/#

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۶:۳۸
English Tests
Hi my friends. in this part you can have a great variety of English tests that will help you improve your grammar and increase your vocabulary.
English Test Package (PDF)

http://shop.english-test.net/esl-materials/english-test-package-pdf
http://shop.english-test.net/esl-materials/english-test-package-pdf

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۶:۴۲
من تمام سعی خودم را میکنم.

I do my best.


ای کاش من جای تو بودم.

I wish I were in your shoes!
من از شما خشنود هستم.

I am pleased with you.


کار حضرت فیل است.

It is a hard row to hoe.


ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است.

It is never too late to mend.


به لعنت خدا هم نمی ارزد.

It is not worth a damn.


مغزم سوت کشید.

I blow my mind.


مثل آب خوردن می ماند.

It's just piece of cake.


بچسب موقعیت خوبی است.

Stick at it.
مردم عقلشان به چشمانشان است.

Seeing is believing.


خجالت بکش!

Shame on you!


عاقبت جوینده یابنده بود.

There is a wish, there is away.


مثل بچه با من رفتار میکنه.

He treats me like a baby.


کوری عصاکش کور دیگری است.

The blind cannot lead the blind.


هیچ کجا وطن نمیشود.

There is no place like home!


وقت طلاست.

Time is money.


زمانه تغییر می کند.

Times change.


دیگ به دیگ می گوید رویت سیاه.

The pot called the kettle black.


هیچ گلی بی خار نیست.

There is no rose without thorn.


خورشید هیچگاه پشت ابر نمی ماند.

The truth will out.


به خشکی این شانس.

Tough luck.


امروز روز شادیمونه!

This is a may day.


انسان جایزالخطاست.

To err is human.


نخود هر آش شدن!

To have a finger in every pie.
وقتی می آید پشت سر هم می آید.

When it rains it pours.


خواستن توانستن است.

Want is the mother of industry.


اسراف نکن محتاج نشو!

Waste not, wants not.


آنچه باید بشود خواهد شد.

What must be must be.
پاتوق شما کجاست؟

Where is your favorite place ?


دیوار گوش دارد.

Walls are ears.

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۶:۴۶
باید به کارش ایولله گفت.

You must hand it to him.


با صحبتهایت حالم را بهم میزنی.

You make me ill with your speech.


به جرأت میتوانم بگویم...

I dare say…


بپایید. ملتفت باشید

Mind your eye.


ببخشید پشتم به شماست.

Excuse me back.


به شرافتم سوگند

upon my word


بهحساب خودم

on my own account


(قیافهاش) به پدرش رفته.

He takes after his father.


به حال من فرقی نمیکند....

It is all the same to me.


بدرد من نمی خورد.

It does not answer my purpose.


بهتو چه؟

What is that to you?


بین خودمان باشد.

Between you and me


بهمن مربوط نیست.

It is not concern of mine.


آدم خوشمعامله شریک مال مردم است.

Honesty is best policy.

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۶:۵۰
ضرب المثلهای انگلیسی با ترجمه و معادل فارسی آن


Absence makes the heart grow fonder جدايى و دورى , باعث افزايش علاقه و دوستى مى شود
دورى و دوستى
After dead the doctor بعد از مرگ, دكتر!
نوشدارو پس از مرگ سهراب!
All is for the best هر چه پيش آيد خوش آيد
هر چه پيش آيد خوش آيد
All that glitters is not gold هر چيزى كه مى درخشد طلا نيست
هر گردى گردو نيست:بجز شكر دهنى نكته هاست خوبى را به خاتمى نتوان دم زد از سليمانى
As you sow, so shall you reap هر تخمى كاشتى ,ميصولش برداشتى
از مكافات عمل غافل مشو دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر كاى نور چشم من بجز از كشته ندروى!
Bad news travels fast خبرهاى بد سريع پخش مى شوند
ILL NEWS COMES A PACE NO NEWS IS GOOD NEWS
A bad workman always blames his tools كارگر بد هميشه از وسايلش غيبجويى مى كند
رقاص نمى تواند برقصد مى گويد زمين كج است
Barking dogs seldom bite

سگى كه پارس مى كند بندرت گاز مى گيرد
از آن نترس كه هاى وهوى دارد از آن

بترس كه سر بتو دارد


Blood is thicker than water خون از آب غليظ تر است
بنى آدم اعضاى يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند
ciothes do not make the man لباس شخصيت نمي آورد
تن آدمي شريف است به جان آدميت نه همين لباس زيباست نشان آدميت (سعدي)
Constant dripping wear away the stone قطرات مداوم آب سنگ را مى سايد
چه چيز سخت تر از سنگ است و چه چيز نرمتر از آب؟ اما همين آبهاى نرم و لطيف سينه سنگهاي سخت را شكافته و از آن عبور مى كنند.
He is as proud as the peacock مثل طاووس مغرور است
از دماغ فيل افتاده
A happy heart makes a blooming visage قلب شاد,چهره را بشاش مى سازد
رنگ رخساره خبر مى دهد از سر درون
He carries water in asieve آب در غربال يمل مى كند
قرار در كف آزادگان نگيرد مال نه صبر در دل عاشق نه آب در غربال
Out of frying pan into the fire از ماهيتابه در آمدن وبه آتش در افتادن
از چاله بر آمدن و به چاه افتادن


All that glitters is not gold هر چيزى كه مى درخشد طلا نيست
هر گردى گردو نيست:بجز شكر دهنى نكته هاست خوبى را به خاتمى نتوان دم زد از سليمانى
Black will take no other hue بالاتر از سياهى رنگى نيست
هفت رنگ است هفت اورنگ نيست بالاتر از سياهى رنگ
Catch not at the shadow and lase the substance به فرع نپرداز كه اصل را از دست دهى
هوس بازى مكن گر وصل خواهى به ترك فرع گو گر اصل خواهى

A creaking gate hang long يك دروازه شكسته مدتها سرپا مي ايستد
دود از كنده بلند مي شود
Foxes when they cannot reach the grapes say they a روباه دستش به انگور نمى رسد مى گويد ترش است
پبيرزن را دست به درخت آلو نرسيد گفت مرا خود ترش نسازد
Give and take با هر دست كه دادى پس مى گيرى
بد خواه كسان هي به مقصد نرسد يك بد نكند تا بخودش صد نرسد
It is never too late to mend براى اصلاي شدن هيچگاه دير نيست
ماهى را هر وقت از آب بگيرى تازه است
No gain without pain بدون رنج چيزى بدست نمى آورى
نابرده رنج گنج ميسر نمى شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد


# English Farsi
Bad news travels fast خبرهاى بد سريع پخش مى شوند
ILL NEWS COMES A PACE NO NEWS IS GOOD NEWS
A big head has a big ache سر بزرگ درد زيادى هم دارد
هر كه بامش بيش برفش بيشتر
charity begins at home صدقه از خانه شروع مي شود
چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است
A creaking gate hang long يك دروازه شكسته مدتها سرپا مي ايستد
دود از كنده بلند مي شود
He is trying to run before he has learned do walk او مى خواهد قبل از آنكه راه رفتن را ياد بگيرد شروع به دويدن كند
غوره نشده مويز شده
Nobless oblige بزرگواران سخاوتمندند
بزرگى بايدت بخشندگى كن كه تا دانه نيفشانى نرويد

Speak well of the dead پشت سر مرده بد نگو




A watched pot never boils چون به قورى چشم دوزى هرگز بجوش نيايد
زمان براى آدم منتظر دير مى گذرد
What the eye doesnt see the heart doesnt grieve ov چيزى را كه چشم نمى بيند قلب نيز غصه اش نمى خورد
The water is turbid from its source آب از سر چشمه گل آلود است
His eye is bigger than his belly چشمش بزرگتر از شكمش مى باشد (يريص و پر خور)



The cat dreams of mice گربه در خواب موش بيند
شتر در خواب بيند پنبه دانه
ciothes do not make the man لباس شخصيت نمي آورد
تن آدمي شريف است به جان آدميت نه همين لباس زيباست نشان آدميت (سعدي)
A clear conscience fears no accusation آنرا كه يساب پاك است,از مياسبه چه باك است
Do not cast your pearls before swin گوهرت را جلوى آدم ايمق و يريص نينداز
قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهرى
He is trying to run before he has learned do walk او مى خواهد قبل از آنكه راه رفتن را ياد بگيرد شروع به دويدن كند
غوره نشده مويز شده
He who makes no mistakes makes nothing آن كس اشتباه نمى كند كه كارى انجام نمى دهد
انسان جايز الخطاست
Judge not , that ye be not judged قضاوت نكن ,تا مورد قضاوت قرار نگيرى
قبل از نكوهش ديگران ,خوب انديشه كن جرا كه بعدها نيز ممكن است خودت نيز از جانب ديگران مورد انتقاد وقضاوت قرار گيرى.
Make hay while the sun shines تا آفتاب مى تابد خرمن كن
تا تنور گرم است نان را بچسبان

The blind can not lead the blind كور كى مى تواند كور دگر را راهنمايى كند
كورى دگر عصاكش كورى دگر شود
Call a spade a spade بيل را بيل بنام
چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است
Easier said than done گفتن سهل تر از عمل كردن است
گفت كم كن كه من چه خواهم كرد گوى كردم مگو كه خواهم كرد
He is trying to run before he has learned do walk او مى خواهد قبل از آنكه راه رفتن را ياد بگيرد شروع به دويدن كند
غوره نشده مويز شده
It is no use crying over spilt milk بعد از ريختن شير ,گريه فايده ندارد
آب ريخته با كوزه نيايد
A jars mouth may be stopped ,a mans cannot در كوزه را مى توان بست اما دهان آدمى را نمى توان بست
در دروازه را مى توان بست,دهن مردم را نمى توان بست
Laugh and the world laghs with you, weep and you w بخندى ,دنيا با تو مى خندد گريه كنى بايد بتنهايى گريه گنى

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۱, ۱۶:۵۵
ضرب المثل هایی در مورد ثروت


You pay your money , and you take your choice


منظور از اين مثل اين است كه انسان ها به اندازه تلاش و كوشش خود حق انتخاب دارند

هر قدر پول بدهي همانقدر آش ميخوري


يه ضرب المثل قديمي هم داريم كه ميگه :
به قدر دوغت مي زنند پنبه !!

مرتضي طائي مي گويد :

به قدر كرده خود ، مزد مي برد مزدور

نبرده گنج ، مجو گنج شايگان هرگز



- Money begets money .

- Muck and money go together .

- Money makes Money .

- Money finds money .

- As dust goes one dust , so money goes on money .



منظور از اين مثل بيان اهميت پول و ثروت است كه ثروت خود مولد ثروت است



- پول روي پول مي رود ، آب در گودال

- فتد ميوه در آستين فراخ

- كور ، كور را مي جويد ، آب گودال را

- آب مي داند كه آبادي كجاست

-نظامي مي گويد :

شنيدم ز پيران دينار سنج

كه زر ، زر كشد ، در جهان گنج ، گنج

شنيدم نه از زيركي زابلهي

كه زر ، زر كشد چون برابر نهي ؟



- When money speak , The world is silent



- وقتي پول صحبت مي كند ، دنيا سكوت مي كند !

- پول به زباني صحبت ميكند كه براي تمام مردم دنيا قابل درك است .

- تمثيل :

اي زر توي آنكه جامع لذاتي

محبوب جهانيان به هر اوقاتي

بي شك تو خدا نئي وليكن به خدا

ستار العيوب و قاضي الحاجاتي



- كليم كاشاني مي گويد :

كسب كمال اهل جهان ، كسب زر بود

علامه آن بود كه زرش بيشتر بود

---------------------

The higher the hill , the lower the grass .



منظور از این مثل این است که هر قدر ثروت و امکانات مادی افراد بیشتر می شود ، خست و لئامتشان فزون تر می گردد .

تمثیل :

از تنگی چشم فیل معلومم شد

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

- مرغ هر چقدر چاق تر باشد ،نشیمنش(تخمدانش ) تنگ تر است .

شیخ اجل سعدی می فرماید :

گدا را کند یک درم سیم سیر

سلیمان به ملک عجم نیم سیر

ضرب المثلی در باره تفاوت ثروتمندان و مفلسان !

- Little gear less care .

- Little wealth , little care .



- مفهوم این مثل این است که هر چه مال و ثروت انسان کم باشد نگرانی و هراس از دست دادن آن نیز به مراتب کمتر است .

- نظامی می فرماید :



هرکه تهی کیسه تر آسوده تر

کیسه برانند در این رهگذر



- سعدی می فرماید :



سبکبار مردم سبکتر روند .



- اوحدی می گوید :



از پی کاروان تهی دستان

شاد و ایمن روند چون مستان



- تمثیل :



آسایش گیتی ست ، ز درویش تهی دست

دریا ز پری یک نفس آرام ندارد



- لسان الغیب خواجه شیراز می فرماید :



از زبان سوسن این آوازه ام آمد بگوش

کاندر این دیر کهن کار سبکباران خوش است

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۵, ۲۱:۲۱
A True Story - So Funny



This is a true story from the Japanese Embassy in US!!!
A few years ago, Prime Minister Mori was given some Basic English conversation training before he visits Washington and meets president Bill Clinton...
The instructor told Mori "Prime Minister, when you shake hand with President Clinton, please say 'how are you'. Then Mr. Clinton should say," I'm fine, and you?" Now you should say 'me too'. Afterwards we, translators, will do all the work for you."
It looks quite simple, but the truth is....When Mori met Clinton, he mistakenly said "Who Are You?" instead of "How are you". Mr. Clinton was a bit shocked but still managed to react with humor: "Well, I'm Hilary's husband, ha-ha...."? Then Mori replied "Me too, ha-ha...”
Then there was a long silence in the meeting room

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۵, ۲۱:۲۹
عجیبترین جمله در زبان انگلیسی!!! و عجیب

این جمله با کلمه ای یک حرفی آغاز می شود٬ کلمه دوم دو حرفیست٬ چهارم چهار حرفی... تا بیستمین کلمه بیست حرفی

نویسنده این جمله یا مغز دستور زبان بوده یا بی کار:



I do not know where family doctors acquired illegibly perplexing handwriting nevertheless, extraordinary pharmaceutical intellectuality counterbalancingindecipherability, transcendentalizes intercommunications incomprehensibleness

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۵, ۲۱:۴۴
کلامی که به قلب مأیوس شهامت میدهد، یا لبخندی که در اعماق تاریکی، امید و شادمانی میبخشد، جای آن دارد که به عنوان خدمت، فداکاری بزرگ و به عنوان خود فراموشی قهرمانانه از آن یاد شود ."



" A word that gives courage to a drooping heart,
or a smile that gives hope and cheers in the midst of gloom,
has as much a claim to be regarded as SERVICE,
as onerous sacrifices and heroic self-denial."

PASHA
۱۳۹۰/۰۸/۰۵, ۲۳:۰۷
We Learn...
10% of what we read,
20% of what we hear,
30% of what we see,
50% of what we see and hear,
70% of what we discuss,
80% of what we experience,
95% of what we teach others.

- William Glasser

تام آی
۱۳۹۰/۱۱/۱۶, ۱۲:۳۳
Uzun oldu, ne zor oldu
Kalp yoruldu dön gel, herşey kalsın
Yalnız aşkla, yalnız aşkla dön gel
Affettim, kendini akla,
Sende aşkla, yalnız aşkla dön gel
Yak gel bildiğin ne varsa
Sat gel, gözüm yok para bulda
Yalnız sanadır bu hasretim
Dön gel vaktimiz daraldı
zaten şu yalan dünyada
gel inadı sevdiğim
طولانی شد و چه سخت،قلب خسته شد برگرد
بذارهمه چیز تنها باعشق بمونه
بخشیدمت،خودت رو فقط با عشق سپید کن وبرگرد
 بسوزون هرچیزی رو که می دونی داری
بفروش هر چی داری و بیا ،چشمم دنبال پول و ثروت نیست
حسرتم فقط برای توئه
برگرد وقتمون تنگ شد تو این دنیای دروغ
بیا و یه بار کار برعکس(دنیا) کنیم،برگرد
http://www.4shared.com/mp3/zFiJksXC/Funda_arar-_Dn_Gel_2009.html
یکی از زیباترین ترانه های عاشقانه با صدای فوق العاده فوندا آرار- لذت ببریم!

تام آی
۱۳۹۰/۱۱/۱۶, ۱۲:۴۲
خیلی وقت ها هستش به این تاپیک سر نزدم!
کلا واسه آموزش یک زبان خارجی تو ایران روش چندان درتسی وجود نداره وتمامی این روشها استاد محور هستش و اکثریت مکالمه واقعه تو کلاس انجام نمیگیره
یادم میاد چند سال پیش که میخواستم المانی یاد بگیرم، از سایت دویچه وله، یک سری فایل آموزشی تو 4 فصل 30 قسمتی بود. فایل صوتی که هر کدوم حدود 20 دقیقه به همراه فایل pdf
رویکرد بسیار جالبی داشت! مثل یادگیری یک زبان توسط کودک تازه متولد شده! به مرور بدون این که شما شناختی از گرامر و چگونگی نوشتن کلمات و غیره بلد باشید به راحتی تو کمترین فرصت زبون مادری رو یاد میگیرم! این رویکرد تو آموزش زبان آلمانی هم بود! من به خاطر اون سایت واقعا ممنونم! که باعث یادگیری سریع و تغییر دیدگاه من برای یادگیری زبان جدید شد.
روشی جالب و بدون خسته کردن رد. شاید با روزی حدود نیم ساعت گوش کردن و مرور کردن.
اگر تو دوران مدرسه هم آموزش عربی و انگلیسی به چنین روشهای پیشرفته ای انجام میشد مطمینم که بیشتر دانش اموزها بعد از دوران تحصی به راحتی میتونستند با این دو زبان فوق العاده مهم ارتباط برقرا کنند.

PASHA
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۲۲:۵۰
complete و finished

No English dictionary has been able to explain the difference between the two words 'complete' and 'finished' in a way that's so easy to understand:

Some people say there is no difference between COMPLETE & FINISHED, but


there is:

When you marry the right one, you are COMPLETE....

And when you marry the wrong one, you are FINISHED.....

And when the right one catches you with the wrong one, you are

COMPLETELY FINISHED !!!

PASHA
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۲۳:۰۶
]What do u think I am??[/SIZE]


Wife says 2 husband:
W:Come help with the garden.
Husband:What do u think I am?a gardener?
W:Come fix the toilet faucet.
H:What do u think I am?a plumber?
W:Come fix the door handle.
H:What do u think I am?a carpenter?
The husband went out....but when he came back,he saw that everything is fixed...the garden...toilet faucet...& the door handle. He asked his wife who had done it?
The wife said its the neighbour's son,but he gave me 2 options...
Either to make him a hamburger or have sex with him...
Husband:I'm sure,u gave him a hamburger!!
Wife:What do u think I am?? Mc Donalds??!!!

PASHA
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۲۳:۰۷
♥♥ Love+ Care = Mother
♥♥ Love + Fear = Father
♥♥ Love + Help = Sister ♥♥ Love +Fight = Brother
♥♥ Love + Life = Wife/ Husband
&

♥♥♥♥ Love + Care +Fear + Help + Fight + Life = Frien

PASHA
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۲۳:۰۸
Shakespeare said :
shakespeare

I always feel happy, You know why? Because I don't expect anything from anyone, Expectations always hurt.. Life is short.. So love your life.. Be happy.. And Keep smiling.. Just Live for yourself and



‎​Before you speak »Listen
Before you write »Think
Before you spend »Earn
Before you pray »Forgive
Before you hurt »Feel
Before you hate »Love
Before you quit »Try
Before you die »Live


That's Life...Feel it, Live it & Enjoy it

PASHA
۱۳۹۰/۱۲/۱۴, ۲۲:۴۳
خیلی وقت ها هستش به این تاپیک سر نزدم!
کلا واسه آموزش یک زبان خارجی تو ایران روش چندان درتسی وجود نداره وتمامی این روشها استاد محور هستش و اکثریت مکالمه واقعه تو کلاس انجام نمیگیره
یادم میاد چند سال پیش که میخواستم المانی یاد بگیرم، از سایت دویچه وله، یک سری فایل آموزشی تو 4 فصل 30 قسمتی بود. فایل صوتی که هر کدوم حدود 20 دقیقه به همراه فایل pdf
رویکرد بسیار جالبی داشت! مثل یادگیری یک زبان توسط کودک تازه متولد شده! به مرور بدون این که شما شناختی از گرامر و چگونگی نوشتن کلمات و غیره بلد باشید به راحتی تو کمترین فرصت زبون مادری رو یاد میگیرم! این رویکرد تو آموزش زبان آلمانی هم بود! من به خاطر اون سایت واقعا ممنونم! که باعث یادگیری سریع و تغییر دیدگاه من برای یادگیری زبان جدید شد.
روشی جالب و بدون خسته کردن رد. شاید با روزی حدود نیم ساعت گوش کردن و مرور کردن.
اگر تو دوران مدرسه هم آموزش عربی و انگلیسی به چنین روشهای پیشرفته ای انجام میشد مطمینم که بیشتر دانش اموزها بعد از دوران تحصی به راحتی میتونستند با این دو زبان فوق العاده مهم ارتباط برقرا کنند.

http://www.emdad.ir/amoozesh/german.asp

این هم لینکش . دوستان اگرخواستند دانلود بکنند .این چیزها با توجه به ÷ی لتربودن سایتهای خارجی کمترگیر می آید .
من خودم هم کمی آلمانی خواندم .
شما فقط آدرس سایت دانلود را نگاه کنید . دانلودهایش هم کم حجم اند .
خوشحالم شما هم مثل من هم به زبان ترکیه وآلمانی علاقمند هستید .

PASHA
۱۳۹۰/۱۲/۱۴, ۲۲:۴۹
می خواستم چند سایت آموزش رایگان معرفی بکنم .ولی حجم دانلودها را که دیدم ÷شیمان شدم .
بااین سرعت پدرآدم درمی آید .
اما درقسمت فروم قیمتها دربخش منابع آموزشی که من درگوگل سرچ کردم .بچه های آن تالار منابع ارزشمندی را جمع کرده اند که علاقمندان دریافت با سرعت بالا می توانند به آن سایت مراجعه نمایند .
این هم لینکش

http://forum.gheymatha.com/showthread.php?t=20244&page=4

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۲/۱۶, ۱۴:۲۰
آزمون آیلتس گران شد

سازمان سنجش آموزش کشور اعلام کرد با توجه به اینکه بر اساس اعلام مراکز برگزار کننده آزمون آیلتس در ایران، امکان ادامه برگزاری آزمون با شهریههای فعلی در کشور وجود ندارد، شهریه ثبتنام داوطلبان تا اطلاع ثانوی 450 هزار تومان تعیین شد.

mahboube_mv
۱۳۹۱/۰۳/۰۱, ۱۱:۳۳
خیلی وقت ها هستش به این تاپیک سر نزدم!
کلا واسه آموزش یک زبان خارجی تو ایران روش چندان درتسی وجود نداره وتمامی این روشها استاد محور هستش و اکثریت مکالمه واقعه تو کلاس انجام نمیگیره
یادم میاد چند سال پیش که میخواستم المانی یاد بگیرم، از سایت دویچه وله، یک سری فایل آموزشی تو 4 فصل 30 قسمتی بود. فایل صوتی که هر کدوم حدود 20 دقیقه به همراه فایل pdf
رویکرد بسیار جالبی داشت! مثل یادگیری یک زبان توسط کودک تازه متولد شده! به مرور بدون این که شما شناختی از گرامر و چگونگی نوشتن کلمات و غیره بلد باشید به راحتی تو کمترین فرصت زبون مادری رو یاد میگیرم! این رویکرد تو آموزش زبان (http://www.zaban3.com) آلمانی هم بود! من به خاطر اون سایت واقعا ممنونم! که باعث یادگیری سریع و تغییر دیدگاه من برای یادگیری زبان جدید شد.
روشی جالب و بدون خسته کردن رد. شاید با روزی حدود نیم ساعت گوش کردن و مرور کردن.
اگر تو دوران مدرسه هم آموزش عربی و انگلیسی به چنین روشهای پیشرفته ای انجام میشد مطمینم که بیشتر دانش اموزها بعد از دوران تحصی به راحتی میتونستند با این دو زبان فوق العاده مهم ارتباط برقرا کنند.

دوست عزیز من هم با نظر شما موافقم.کلا آموزش یک زبان خارجی باید دقیقا به صورت یادگیری زبان مادری باشد.یعنی همان طوری که زبان مادری را یاد گرفتیم به همان روش یک زبان خارجی رو یاد بگیریم. با تشکر