click to register

صفحه 1 از 9 1234 ... آخرینآخرین
نتایج از شماره 1 تا 10 از مجموع 83

موضوع: دلخوشی ها ودلتنگی ها(ازهردری، سخنی )

  1. #1
    عضو فعال PASHA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    اسفند ۱۳۸۹
    ارسال
    1,274
    تشکر
    8,638
    تشکر شده 5,704 بار در 1,244 ارسال

    دلخوشی ها ودلتنگی ها(ازهردری، سخنی )

    بیخودی خندیدیم
    که بگوییم دلی خوش داریم
    بیخودی حرف زدیم
    که بگوییم زبان هم داریم
    و قفس هامان را
    زود زود رنگ زدیم
    و نشستیم لب رود
    و به آب سنگ زدیم
    ما به هر دیواری
    آینه بخشیدیم
    که تصور بکنیم
    یک نفر با ماهست
    ما زمان را دیدیم
    خسته در ثانیه ها
    باز با خود گفتیم
    شب زیبایی هست!
    بیخودی پرسه زدیم
    صبحمان شب بشود
    بیخودی حرص زدیم
    سهممان کم نشود
    ما خدا را با خود
    سر دعوا بردیم
    و قسم ها خوردیم
    ما به هم بد کردیم
    ما به هم بد گفتیم
    بیخودی داد زدیم
    که بگوییم توانا هستیم
    بیخودی پرسیدیم
    حال همدیگر را
    که بگوییم محبت داریم
    بیخودی ترسیدیم
    از بیان غم خود
    و تصور کردیم
    که شهامت داریم
    ما حقیقت ها را
    زیر پا له کردیم
    و چقدر حظ بردیم
    که زرنگی کردیم
    روی هر حادثه ای
    حرفی از پول زدیم
    از شما می پرسم
    ما که را گول زدیم ؟

  2. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید PASHA از ایشان تشکر کرده اند:


  3. #2
    عضو فعال PASHA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    اسفند ۱۳۸۹
    ارسال
    1,274
    تشکر
    8,638
    تشکر شده 5,704 بار در 1,244 ارسال
    گناه از کیست؟

    - این مملکت تا هزار سال دیگه درست بشو نیست!
    - ای آقا! ما کجا غرب کجا! اونا دویست سال از ما جلو هستن!
    - مملکت رو بر باد دادن، نابود کردن!
    - اگه (...) بود الان وضعمون که این نبود (...) کاری کرد که این کشور دیگه کمر راست نکنه!
    - کار دشمنه، نمی خواد ما پیشرفت کنیم، یعنی چشم ندارند پیشرفت ما رو ببینن!
    - تا فرهنگمون درست نشه این کشور درست نمی شه!
    - زمان کوروش و داریوش همه چیز سرجاش بود. اگه برگردیم به اون دوران...
    - حالا بذار یارانه ها رو قطع کنن اونوقت ببین چی به روزگارمون میاد!



  4. 7 کاربر به خاطر ارسال مفید PASHA از ایشان تشکر کرده اند:


  5. #3
    عضو فعال PASHA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    اسفند ۱۳۸۹
    ارسال
    1,274
    تشکر
    8,638
    تشکر شده 5,704 بار در 1,244 ارسال
    همه ی ما مریض بودیم...
    منظورم سرما خوردگی یا مثلاً سرطان نیست.
    ذهن و روانمان...
    روحاً مریض بودیم.
    هرکس به اندازه ای.
    کم یا زیاد.

    هیچ کس از اول اینطور نبود.
    خب حداقل از خودم مطمئنم که سالم به دنیا اومدم.
    بقیه هم همینطور، می دونم.
    اونجا آلوده شدیم.
    همه مون.
    بعضی ها خوش شانس بودن، کمتر.
    بعضی ها خب بیشتر.
    مهم اینه که به هیچ کدوممون رحم نشد.
    بلا استثناء.

    همیشه فکر می کردم که اگه اونجا رو ترک کنم بهتر میشم.
    به مرور شاید...

    که اجل مهلت نداد.

  6. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید PASHA از ایشان تشکر کرده اند:


  7. #4
    عضو فعال PASHA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    اسفند ۱۳۸۹
    ارسال
    1,274
    تشکر
    8,638
    تشکر شده 5,704 بار در 1,244 ارسال
    گوته:

    اگر ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند
    اگر سالم نیستی، هستند افرادی که بامعلولیت و بیماری زندگی می کنند
    اگر زیبا نیستی برخورد درست با زشتی هم وجوددارد
    اگر جوان نیستی، همه با چهره پیری مواجه می شوند
    اگر تحصیلات عالی نداری با کمی سواد هم می توان زندگی کرد
    اگر قدرت سیاسی و مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به معدودی انسان هاست
    اما، اگر «عزت نفس نداری»، برو بمیر که هیچ نداری.

  8. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید PASHA از ایشان تشکر کرده اند:


  9. #5
    عضو فعال PASHA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    اسفند ۱۳۸۹
    ارسال
    1,274
    تشکر
    8,638
    تشکر شده 5,704 بار در 1,244 ارسال
    کاش هفت ساله بودم

    روی نیمکت چوبی می نشستم

    مداد سوسماری در دست

    باصدای تو دیکته می نوشتم


    تو می گفتی بنویس دلتنگی
    من آن را اشتباه می نوشتم
    اخمی بر چهره می نشاندی و من
    به جبران دلتنگی ها هزار بار می نوشتم مادر

  10. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید PASHA از ایشان تشکر کرده اند:


  11. #6
    عضو فعال PASHA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    اسفند ۱۳۸۹
    ارسال
    1,274
    تشکر
    8,638
    تشکر شده 5,704 بار در 1,244 ارسال
    خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
    شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری
    لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
    خاطرات بایگانی،زندگی های اداری
    آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
    سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری
    با نگاهی سر شکسته،چشمهایی پینه بسته
    خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری
    صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده
    خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری
    عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی
    پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری
    رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم
    شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری
    عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
    خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری
    روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
    در ستون تسلیتها ، نامی از ما یادگاری

    قیصر امین پور

  12. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید PASHA از ایشان تشکر کرده اند:


  13. #7
    عضو فعال PASHA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    اسفند ۱۳۸۹
    ارسال
    1,274
    تشکر
    8,638
    تشکر شده 5,704 بار در 1,244 ارسال
    چه کسی میگوید

    که گرانی اینجاست؟

    دوره ارزانی ست

    چه شرافت ارزان،

    تن عریان ارزان،

    و دروغ از همه چیز ارزان تر



    آبرو قیمت یک تکه ی نان

    و چه تخفیف بزرگی خورده ست

    قیمت هر انسان...

  14. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید PASHA از ایشان تشکر کرده اند:


  15. #8
    عضو فعال PASHA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    اسفند ۱۳۸۹
    ارسال
    1,274
    تشکر
    8,638
    تشکر شده 5,704 بار در 1,244 ارسال
    انیشتین میگفت : « آنچه در مغزتان میگذرد، جهانتان را میآفرینداستفان كاوی (از سرشناسترین چهرههای علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است كه میگوید:« اگر میخواهید در زندگی و روابط شخصیتان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایشها و رفتارتان توجه كنید؛ اما اگر دلتان میخواهد قدمهای كوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگیتان ایجاد كنید باید نگرشها و برداشتهایتان را عوض كنید .»

    او حرفهایش را با یك مثال خوب و واقعی، ملموستر میكند:« صبح یك روز تعطیل در نیویورك سوار اتوبوس شدم. تقریباً یك سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سكوتی دلپذیر برقرار بود تا اینكه مرد میانسالی با بچههایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر كرد. بچههایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب میكردند. یكی از بچهها با صدای بلند گریه میكرد و یكی دیگر روزنامه را از دست این و آن میكشید و خلاصه اعصاب همهمان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچهها كه دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمیآورد و غرق در افكار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازكردم كه: «آقای محترم! بچههایتان واقعاً دارند همه را آزار میدهند. شما نمیخواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد كه انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد میافتد، كمی خودش را روی صندلی جابجا كرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمیگردیم كه همسرم، مادر همین بچهها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است.. من واقعاً گیجم و نمیدانم باید به این بچهها چه بگویم. نمیدانم كه خودم باید چه كار كنم و ... و بغضش تركید و اشكش سرازیر شد.»

    استفان كاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره میپرسد:« صادقانه بگویید آیا اكنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمیبینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد كه نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه میدهد كه:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمیدانستم. آیا كمكی از دست من ساخته است؟ و....

    اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم كه این مرد چطور میتواند تا این اندازه بیملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب میخواستم كه هر كمكی از دستم ساخته است انجام بدهم .»

    حقیقت این است كه به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض میشود. كلید یا راه حل هر مسئلهای این است كه به شیشههای عینكی كه به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد كه رنگ آنها را عوض كنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازهای ببینیم و تفسیر كنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلكه تعبیر و تفسیر ما از آن است!

  16. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید PASHA از ایشان تشکر کرده اند:


  17. #9
    عضو فعال PASHA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    اسفند ۱۳۸۹
    ارسال
    1,274
    تشکر
    8,638
    تشکر شده 5,704 بار در 1,244 ارسال
    گنجشک و خدا

    گنجشک به خدا گفت : لانه ی کوچکی داشتم , آرامگاه خستگیم و سرپناه بی کسیم بود.طوفان تو آن را از من گرفت.کجای دنیای تو را گرفته بودم؟؟؟
    خدا گفت : ماری در خانه ات بود , تو خواب بودی.باد را گفتم لانه ات را واژگون کند.آنگاه تو از کمین مار پر گشودی!!! چه بسیار بلا ها که از تو به واسطه ی محبتم دور کردم , ولی تو ندانسته به دشمنیم برخواستی.

  18. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید PASHA از ایشان تشکر کرده اند:


  19. #10
    عضو فعال PASHA آواتار ها
    تاریخ عضویت
    اسفند ۱۳۸۹
    ارسال
    1,274
    تشکر
    8,638
    تشکر شده 5,704 بار در 1,244 ارسال
    هر وقت در خیانت و فریب دادن کسى موفق شدى،

    به این فکرنکن که اون چقدر احمق بوده،

    به این فکرکن که اون چقدر به تواعتماد داشته ... !

  20. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید PASHA از ایشان تشکر کرده اند:


صفحه 1 از 9 1234 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 نفر از این موضوع دیدن می کنند (0 عضو و 1 مهمان)

موضوعات مشابه

  1. دانلود رایگان نمونه گزارش های رتبه بندی ، بهینه کاوی، مدیریت ریسک
    توسط labalab در انجمن آموزش روش های تحلیلی , منابع و ...
    پاسخ ها: 0
    آخرين ارسال: ۱۳۹۲/۰۳/۱۳, ۱۲:۱۲

برچسب برای این موضوع

بوک مارک ها

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به ارسال ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید ارسال های خود را ویرایش کنید
  •