نمایش نتایج نظرسنجی: .

رأی دهندگان
0. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • .

    0 0%
  • .

    0 0%
صفحه 3740 از 4503 اولیناولین ... 2740324036403690373037373738373937403741374237433750379038404240 ... آخرینآخرین
نتایج از شماره 37,391 تا 37,400 از مجموع 45026

موضوع: اخبار

  1. #37391
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    مرداد ۱۳۹۱
    ارسال
    1,239
    تشکر
    15,979
    تشکر شده 6,355 بار در 1,187 ارسال

    پاسخ : اخبار

    ورود كامران دانشجو به باشگاه زمين‌خواران
    پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

    روزنامه قانون در گزارشی نوشت: بعد از دو معاون احمدي‌نژاد چشم‌مان به وزير نور چشمي رئيس دولت دهم روشن شد كه پرونده تخلفاتش با شكايت سازمان امور اراضی ایران به دادگاه ارسال شده است. كامران دانشجو متهم به زمين‌خواري است و به زودي بايد درپيشگاه دستگاه عدليه پاسخگوي اتهامات خود باشد.

    هرچند اطلاعي از صدور كيفرخواست و تاريخ دادگاه در دست نيست اما با توجه به شكايت سازمان امور اراضی ایران و مدارك موجود در اين پرونده بايد در آينده نزديك شاهد رسيدگي به اتهامات وزير دولت دهم در دادگاه كيفري استان باشيم البته اگر اتهامات محدود به بحث زمين‌خواري باشد در غير اين صورت اگر در دادگاه انقلاب به اتهامات رسيدگي شود، يعني دايره تخلفات مورد بررسي فراتر از تغيير كاربري زمين‌ها توسط كامران دانشجو خواهد بود.

    بنا بر گفته رئیس سازمان امور اراضی ایران پرونده صدور مجوزهای غیرقانونیِ تغییر کاربریِ زمین توسط کامران دانشجو، وزیر پیشین علوم، به قوه‌قضاییه ارسال شده است. قباد افشار روز گذشته، با اعلام اين خبر، تصريح كرد: کامران دانشجو در دوره مسئولیتش در استانداری تهران مجوزهای غیرقانونی صادر کرده است.

    کامران دانشجو در دولت اول محمود احمدی‌نژاد، مدتی استاندار تهران بود و در زمان انتخابات جنجال برانگيز 88 رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور شد.

    وي بعد از انتخابات، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را به دست آورد هرچند در پرونده كاري او قائم مقام و معاون سیاسی و سرپرست وزارت کشور نيز در دولت احمدي‌نژاد وجود دارد.

    اعلام جرم‌هاي متعدد از برخي شهرداران دولت گذشته
    ماجرا به سال گذشته باز مي‌گردد. در زمستان ۱۳۹۳ بود كه قباد افشار، رئیس سازمان امور اراضی کشور، خبرشکایت از کامران دانشجو در خصوص یک پرونده زمین‌خواری در لواسان در زمان دولت نهم، اعلام كرده بود.

    در ادامه اين افشاگري يك هفته پيش رئيس سازمان امور اراضي در نشست خبري خود با اصحاب رسانه جزييات خبر از زمين‌خواري در دولت احمدي‌نژادرا توضيح داد. افشار در رابطه با زمين‌خواري در دولت دهم گفت: اين سازمان که با جديت با پرونده‌هاي تخلف در عرصه‌هاي کشاورزي و اراضي ملي برخورد مي‌کند، اخيرا از (ک-د) يکي از وزيران دولت دهم که در دوره مسئوليتش در استانداري تهران مجوزهاي غيرقانوني صادر کرده شکايت و پرونده وي را به همراه اعلام جرم‌هاي متعدد از برخي شهرداران دولت گذشته به دستگاه قضايي ارسال کرديم.

    وي اضافه كرد: در سال گذشته حدود 15 هزار پرونده تغییر کاربری غیرمجاز در کشور تشکیل و به محاکم قضایی ارسال شد که حدود 8000 هکتار را شامل می‌شد و از این میزان حدود 70 درصد (5000 هکتار) تعیین تکلیف و برای آنها حکم قضایی صادر شد که این خود سرعت برخورد با زمین‌خواری و تغییر غیرمجاز کاربری اراضی کشاورزی را نشان می‌دهد.

    نحوه كار زمين‌خواران بزرگ
    وی در توضيح نحوه كار زمين‌خواران توضيح داد: با بیان اینکه در تعطیلات نوروز امسال حدود 3000 پرونده تخلف در زمینه تغییر غیرمجاز کاربری اراضی کشاورزی تشکیل شد، گفت: یکی از شگردهای متخلفان برای تغییر کاربری اراضی کشاورزی، استفاده از طرح‌های هادی روستایی است؛ به گونه‌ای که زمینی را در حاشیه شهر یا روستا انتخاب می‌کنند و با الحاق آن به منطقه شهری یا روستایی قانون را دور می‌زنند و به نام قانون تغییر غیرمجاز کاربری اراضی کشاورزی را رقم می‌زنند اما در این زمینه برای جلوگیری از این تخلف تفاهمنامه‌ای با بنیاد مسکن امضا و نتیجه این شد که الحاق جدید به روستاها به صفر رسید.

    رئيس سازمان امور اراضی ادامه داد: جلوگیری از الحاق اراضی جدید به روستاها ارتباطی با ساخت‌وساز روستايیان در محل سکونت‌شان ندارد، چرا که آنها و فرزندان‌شان می‌توانند در محدوده قانون اجازه ساخت و ساز داشته باشند.

    اما توصیه می‌شود برای جلوگیری از سودجویی عده‌ای در این مناطق، روستاییان خود اقدام به دریافت مجوز ساخت‌و‌ساز کنند، چراکه این مجوزها بدون هیچ هزینه و اتلاف وقتی برای روستاییان صادر می‌شود و تنها از زمین‌خواری عده‌ای سودجو جلوگیری می‌کند.

    تغییر کاربری‌های اراضی در دولت دهم
    افشار گفت: در دولت گذشته بسیاری از تغییر کاربری‌های اراضی به ویژه در شمال کشور با الحاق شالیزارها به بافت روستا انجام می‌شد تا مثلا به نام دستگاه‌های دولتی، مجتمع‌های رفاهی ساخته شود یا اینکه این دستگاه‌های دولتی به افراد حقیقی یا حقوقی مجوز ساخت و ساز بدهند و در واقع با دور‌زدن قانون تغییر کاربری‌های بسیاری از طریق این شگرد انجام می‌شد.

    وی اظهار کرد: تخلفات دستگاه‌های دولتی در زمینه تغییر غیرمجاز کاربری اراضی کشاورزی در سازمان امور اراضی مورد بررسی قرار گرفت که تاکنون 177 مورد تخلف به مراجع قضایی معرفی شده‌ است.

    به گفته رئیس سازمان امور اراضی روش دیگر زمین‌خواری، خریداری روستاهای متروکه یا مزرعه‌هایی که چند خانوار بیشتر در آنها زندگی نمی‌کردند و احداث ویلاها و مجتمع‌های رفاهی در آن است که به عنوان مثال می‌توان به پروژه مزرعه محمودیه واقع در شهرستان دماوند اشاره کرد.
    افشار عنوان کرد: در پروژه مزرعه محمودیه، تعاونی مسکن وزارت کشور روستایی را در این منطقه شناسایی کرد که در واقع از نظر میزان سکونت روستاییان، محمودیه یک مزرعه محسوب می‌شد اما در حال حاضر تخلفات تغییر کاربری غیرمجاز صورت گرفته در این منطقه به 170 هکتار می‌رسد که به وسعت یک شهر است، اما سازمان امور اراضی به عنوان مسئول شناسایی و هماهنگی برخورد با زمین‌خواری در کشور با پروژه محمودیه موافق نیست.

    اما قانون در اين رابطه چه مي‌گويد؟
    دكتر عباس تدين، حقوقدان و استاد دانشگاه در پاسخ به اين سوال كه تغيير كاربري اراضي آن‌هم چنين گسترده جزو جرم زمين‌خواري قرار دارد يا خير و نحوه رسيدگي به اتهامات فردي كه در سمت استاندار تهران چنين تخلفي را مرتكب شده، چگونه خواهد بود، توضيح داد: اين ماجرا را بايد از سه بعد مورد نقد و بررسي قرار داد:

    اولين بعد براساس قانون حفظ كاربري اراضي زراعي و باغ ها مصوب سال 74 است كه اصلاحيه سال 85 را نيز دارد اين قانون از سال 74 هم اجرا مي‌شود . اين قانون در چارچوب جلوگيري از بحث تبديل اراضي زراعي باغ‌ها به ملك،آپارتمان و ... است. اين قانون تاكيد دارد اگر ما بخواهيم اراضي را هم تغيير كاربري دهيم در كنار تاييد بحث ضرورت اين تغيير كه به ندرت اين ضرورت وجود دارد، حتما بايد كميسيون مركب از نمايندگان جهاد كشاورزي يا مدير امور اراضي سازمان مسكن و شهرسازي، مدير كل حفاظت محيط زيست، نماينده استاندار و ... باشند و ضرورت تغيير را در كميسيون تصويب كنند.

    اين حقوقدان ادامه داد: در واقع اين كميسيون بايد مجوزهاي لازم را از ارگان‌هاي مربوطه بگيرند. اگر كميسيون طرح را تصويب و تاييد كرد و در نهايت در مراجع قضايي تاييد شد اين كار انجام خواهد شد.

    يك تا 3 برابر بهاي اراضي بايد به عنوان جريمه پرداخت شود
    تدين در ادامه با اشاره به مجازات مجرمان در اين زمينه تصريح كرد:در ماده 3، قانون حفظ كاربري اراضي، زراعي و باغ‌ها اگر اين تغيير كاربري بدون اخذ مجوز يا خارج از چارچوب قانوني باشد،اين تخلف، جرم انگاري شده است.

    ماده 3 مقرر داشته اگر مالكان و متصرفان به صورت غير مجاز بدون اخذ مجوز و طي مراحل قانوني اقدام به تغيير كاربري كرده باشند، علاوه بر قلع و قمع، يك تا 3 برابر بهاي آن اراضي هم بايد به عنوان جريمه پرداخت شود. اگر اين تخلف تكرار شود هم حداكثر جزاي نقدي و هم مجازات حبس از 1 تا 6 ماه بايد در نظر گرفته شود.

    اين استاد دانشگاه با اشاره به بعد دوم بررسي اين اتهام به عنوان جرائم كاركنان دولت، توضيح داد: نحوه رسيدگي به جرائم كاركنان دولت نيز در ماده 3 قانون مذكور مورد توجه قرار گرفته است.

    اگر كاركنان دولت به خصوص اگر داراي سمت هاي مهمي هم باشند علاوه بر جزاي نقدي مشمول انفصال دائم يا انفصال موقت هم قرار خواهند گرفت.بنابراين هم براي مالكان و هم براي اشخاص و مسئولان كه مجوزهاي غير قانوني را صادر كرده اند مجازات تعيين شده است.

    تدين ادامه داد: بعد سوم اين جرم نيز به قانون مجازات اسلامي باز مي‌گردد. در قانون مجازات اسلامي هم در بحث سوءاستفاده از مقام و موقعيت و هم تقصيرات مقامات دولتي يا تعدي ماموران دولتي، مقرراتي وجود دارد. قانونگذار پيش بيني كرده است كه اگر كسي از موقعيت و جايگاه شغلي خود استفاده كند واين تخلف و سوءاستفاده احراز شود اين عمل جرم بوده وبراي آن مجازات بايد در نظر گرفته شود.

    وي تاكيد كرد: اين تخلف،مصداق تخلفات اداري و مجازات‌هاي انتظامي خواهد بود. بنابراين درهرسه حالت قانون جرم انگاري انجام داده و مجازات تعيين شده است.

    حبس و جزاي نقدي
    تدين در پاسخ يه اين سوال كه در حال حاضر دانشجو استاندار نيست نحوه رسيدگي به تخلفات وي چگونه خواهد بود، توضيح داد: اشكالي در اين قضيه وجود ندارد. قانون صراحت دارد اگر كسي در زمان تصدي گري و شغل دولتي مرتكب جرم شده باشد همان دادگاهي كه صالح به رسيدگي جرائم اينها در زمان تصدي گري بوده در آن زمان همان دادگاه بايد رسيدگي كند. بر فرض من اگر استاندار باشم در يك دادگاه خاص صالح رسيدگي است كه اكنون نيستم نيز همان دادگاه خاص بايد به جرم من رسيدگي كند.

    تدين تاكيد كرد:در اين مورد دادگاه كيفري يك صالح به رسيدگي است. نداشتن شغل يا سمت قبلي در زمان حال مانع از رسيدگي نخواهد بود ومجازات و جزاي نقدي يا حبس سرجاي خود باقي است.

  2. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید Hessam از ایشان تشکر کرده اند:


  3. #37392
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    بهمن ۱۳۸۹
    ارسال
    2,562
    تشکر
    10,843
    تشکر شده 8,705 بار در 2,233 ارسال

    پاسخ : اخبار

    عبرت نیوز: « دولت‌های نهم و دهم از این منظر در تاریخ اقتصاد ایران یک استثنای تمام عیار به حساب می‌آیند؛ افزایش 8 برابری بدهی دولت به بانک‌ها طی هشت سال فعالیت این دو دولت، رکوردی بی‌سابقه است که کمتر می‌توان نظیری برای آن سراغ گرفت.»

    احمدی نژاد به آسودگی و با کمترین صلاحیت وارد عرصه سیاست شد و اقتصاد ایران را در بهترین شرایط درنوردید و با فساد گسترده که دامن گیر دستگاه اجرایی شده بود به آسودگی رفت .

    اصولگرایان بهتر است به جای فرافکنی از مردم به‌ دلیل حمایت‌هایی که از احمدی‌نژاد کردند، عذرخواهی کنند. قنبری ادامه داد: اگر اصولگرایان منافع ملی را به منافع جناحی و حزبی‌شان ترجیح می‌دهند باید به ترمیم خودشان بپردازند و نقاط ضعفی را که باعث شد دست به حمایت از امثال احمدی‌نژاد بزنند برطرف کنند. اصولگرایان باید شجاعانه ناکامی‌های حاصل از مدیریت دولت‌های نهم و دهم را بپذیرند و به جای طرد احمدی‌نژاد و برخی از یاران او در دولت، صادقانه ناکامی‌های دولت مورد حمایتشان را قبول و از ناتوانی‌ها و اشتباهاتشان عذرخواهی کنند.

    به گزارش ایسنا خبرآن‌لاین نوشت: مقدار بدهی به بانک‌ها همواره یکی از شاخص‌هایی است که می‌توان بر مبنای آن رویکرد دولت‌ها به اقتصاد و میزان موفقیت یا شکست آنها را در اجرای سیاست‌هایشان ارزیابی کرد. بررسی مقایسه‌ای مقدار بدهی دولت به بانک‌ها پیش و پس از دولت‌های نهم و دهم نشان می‌دهد این بدهی با جهشی 800 درصدی در پایان سال 92 به حدود 758 هزار و 564 میلیارد تومان رسیده است.

    دولت نهم در حالی روی کار آمد که کل بدهی دولت هفتم مبلغی کمتر از 100 هزار میلیارد تومان بود، اما دولت نهم و دهم با طرح‌هایی همچون مسکن مهر، صندوق مهر امام رضا و بنگاه‌های زودبازده و .... این بدهی را تقریبا 8 برابر افزایش داد.

    سال 85 و رشد 11درصدی بدهی دولت به بانک‌ها
    در پایان سال دوم روی کارآمدن دولت نهم اما این اعداد رشد 11 درصدی داشته و کل بدهی بخش دولتی به سیستم بانکی به عدد 124 هزار میلیارد تومان رسید. این در حالیست که از این مبلغ 68 هزار میلیارد تومان را شرکت‌ها و مؤسسات دولتی به بانک‌ها بدهکار شدند و 56 هزار و 174 میلیارد تومان را خود دولت از شبکه بانکی دریافت کرده بود.
    در پایان سال 85 مؤسسات و شرکت‌های دولتی توانستند با کاهش 11.9- درصدی بدهی خود را به شبکه بانکی کاهش دهند اما بدهی دولت افزایشی حدود 6.6 درصد داشت.

    سال 86 و افزایش 19.3 درصدی بدهی دولت
    در پایان این سال کل بدهی بخش دولتی به بانک‌ها به مبلغ 148 هزار و 876 میلیارد تومان رسید که از این مبلغ حدود 90 هزار میلیارد تومان آن را خود دولت و بیش از 57 هزار میلیارد تومان هم شرکت‌ها و مؤسسات دولتی به شبکه بانکی بدهکار شد.
    بدهی شرکت ها در پایان این سال 15.5- درصد کمتر شد، اما بدهی دولت به بانک‌ها رشد 61.8 درصدی داشت.

    سال 87 و افزایش بدهی‌های دولت نهم
    در اسفند ماه سال 87 دولت نهم با افزایش 8.3 درصدی نسبت به سال قبل، میزان بدهی‌های خود را به سطح 161 هزار و 280 میلیارد تومان رساند که بخش اعظمی از آن در حدود 115 هزار میلیارد تومان را خود دولت از بانک‌ها دریافت کرده و مبلغی بیش از 45 هزار میلیارد تومان را شرکت‌ها و مؤسسات دولتی به شبکه بانکی بدهکار شدند.
    در این سال بدهی شرکت‌ها نسبت به سال قبل 21.1- درصد کاهش پیدا کرد اما بدهی دولت همچنان روند افزایشی حدود 27.1 درصد داشت.

    سال 88 پایان کار دولت نهم با 42.4 درصد رشد در بدهی بخش دولتی به بانک‌ها

    در این سال که دولت نهم به اتمام رسید و دولت دهم روی کار آمد میزان بدهی دولت به شبکه بانکی افزایش چشمگیری داشت؛ به طوری که از بدهی 229 هزار و 674 میلیارد تومانی بخش دولتی مبلغی بیش از 192 هزار میلیارد تومان را دولت به شبکه بانکی بدهکار بود و مبلغی حدود 36 هزار میلیارد تومان را شرکت‌ها و مؤسسات دولتی بدهکار بودند.
    در پایان سال 88 شاهد ادامه روند کاهشی بدهی شرکت‌ها در حدود 19.2- درصد و روند افزایشی بدهی خود دولت به بانک‌ها به میزان 66.8 درصد بودیم.

    سال 89 ، دولت دهم و افزایش روزافزون بدهی دولت به بانک‌ها
    دولت دهم در حالی آغاز به کار کرد که بدهی 229 هزار و 600 میلیاردی به بانک‌ها داشت. اما نه تنها تلاشی برای کاهش این بدهی و بازپرداخت بدهی به بانک‌ها نداشت بلکه در پایان سال اول از این دولت رقم بدهی بخش دولتی افزایش 44 درصدی داشته و به 330 هزار و 75 میلیارد تومان رسید؛ این در حالیست که بدهی شرکت‌ها و مؤسسات دولتی در پایان این سال باز هم با کاهش روبرو بوده و به 34 هزار میلیارد تومان رسیده اما بدهی دولت به بانک‌ها نسبت به سال قبل افزایش داشته از 192 هزار میلیارد به 295 هزار و 896 میلیارد تومان رسید.
    کاهش رقم بدهی شرکت‌ها و مؤسسات دولتی به بانک‌ها در پایان سال 89 باز هم کاهش داشت و 5.8- افت کرد اما بدهی دولت به بانک‌ها 53.6 درصد رشد کرد.

    پایان دهه 80 و بدهی تاریخی دولت به شبکه بانکی
    در سال 90 بخش دولتی همچنان با روند رشد بدهی خود به بانک‌ها پیش رفت تا بدانجا که این بدهی در پایان سال 419 هزار و 567 میلیارد تومان شد. از این رقم نجومی بیش از 394 هزار میلیارد تومان بدهی دولت و حدود 24 هزار میلیارد تومان بدهی شرکت‌ها و مؤسسات دولتی بود.
    در این سال بدهی مؤسسات و شرکت‌ها باز هم کاهش داشت و درصد کاهش آن 28.4- بود اما بدهی دولت 33.4 درصد افزایش پیدا کرد.

    آغاز دهه 90 با کاهش 560 هزار میلیارد تومانی منابع بانکی توسط دولت
    سال 91 در دولت دهم سال پافشاری بر برداشت از منابع بانک‌ها و اصرار برای افزایش بدهکاری دولت به بانک‌ها بود. در سال 91 بدهی بخش دولتی به بانک ها به رقمی بیش از 596 هزار میلیارد تومان رسید. از این رقم تنها 28 هزار میلیارد تومان بدهی شرکت‌ها و مؤسسات بود اما سهم دولت از این بدهی 567 هزار و 375 میلیارد تومان بود.
    سال 91 سال آغاز روند افزایشی بدهی شرکت‌ها و مؤسسات دولتی به بانک‌ها بود. در سال 91 بدهی این بخش از دولت با 15 درصد افزایش روبرو بود و دولت نیز با رشد بدهی به میزان 43.8 درصد مواجه شد.

    آخرین سال از دولت دهم با میراث بدهی 758 هزار میلیارد تومانی
    دولت دهم در شهریور ماه سال 92 از دست‌اندازی بیشتر به منابع بانکی محروم شد و پست خود را با 758 هزار میلیارد تومان بدهی به دولت یازدهم سپرد.
    در پایان سال 92 بدهی های بخش دولتی 758 هزار و 564 میلیارد تومان بود که مؤسسات و شرکت‌ها از این مبلغ 31 هزار میلیارد تومان و دولت بیش از 727 هزار میلیارد تومان از آن را به عهده داشت.
    بدهی های دولت در پایان این سال 28 درصد و بدهی شرکت‌ها و مؤسسات 9.1 درصد رشد داشت.

  4. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید ahmoeini از ایشان تشکر کرده اند:


  5. #37393
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    بهمن ۱۳۸۹
    ارسال
    2,562
    تشکر
    10,843
    تشکر شده 8,705 بار در 2,233 ارسال

    پاسخ : اخبار

    ظریف: مردم پول چاپ این بنرها را در تشییع شهدا ندارند

    من بیشتر امیدوارم کسانی که ممکن است برای ادامه شرایطی خاص، منافع اقتصادی داشته باشند، از جیب شان این خرج را بکنند. خیلی باعث تاسف خواهد بود که چنین پوسترهایی از بودجه بیت المال تولید و پخش شود

  6. 8 کاربر به خاطر ارسال مفید ahmoeini از ایشان تشکر کرده اند:


  7. #37394
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت ۱۳۹۲
    ارسال
    30,000
    تشکر
    31,196
    تشکر شده 73,542 بار در 27,395 ارسال

    پاسخ : اخبار

    معرفی کتاب؛
    احمدی نژاد مردی در قلب طوفان


    جریان هائی چون نفی هولوکاست و تروریست خواندن احمدی نژاد فقط ابزارهائی در جهت پیگیری همان تحریم ها و فشارهای قبلی همیشگی غرب علیه ایران و جهان سوم بود که در گذشته و حتی آینده با این بهانه ها یا بدون آن همچنان همین وضعیت خواهدبود .


    به گزارش سرویس بین الملل میدان72، مردی که سوالات زیادی را بر استکبار تحمیل کرد و شیطان بزرگ را به چالش طلبید. او می دانست و آگاهی میداد که جهان براساس منطق پیش نمی رود، بلکه مطرح کردن منطقت در جهان به قدرت نیاز دارد. او هنوز معماست نه بخاطر اینکه اعتقداتش را مخفی می کرد بلکه از این رو، که او بشکل شگفت انگیزی نمونه و استثناست. بله او احمدی نژاد ” مردی در قلب طوفان ” است.

    این کتاب بوسیله عادل الجوجری، نویسنده برجسته ی مصری در 8 فصل نوشته شده است.

    مؤلف در فصل اول کتاب با عنوان ” قرار با طوفان (موعد مع العاصفه) ” مینویسد: رئیس احمدی نژاد ، از اگوست 2005 که ریاست را در دست گرفت طوفان ها را یکی پس از دیگری در می نوردد بدون جنجال و خستگی ناپذیر، و او محبوب میلیون نفر در جهان سوم خاصه : کوبا ، بولیوی، ونزوئلا ، برزیل ، هندوراس، و باقی ملتهای دربند آرزومند رهائی از چنگال آمریکا ست .

    رئیس جمهور احمدی نژاد، استاد دانشگاه است و اصولگرای ملتزم تربییت شده در مکتب آیه الله امام خمینی (ره) است و میان اصولگرائی و مدرنیته امتزاجی در کار اجرائی خود ایجاد کرده است، همانطور بین نرمش با عقل دیپبلماتیک تاریخی ایران، همزمان در امور عقیدتی نیز عزت و کرامت کشور و یا آنچه که او ” اقتدار ایرانی ” می نامد سخت پایبندی نشان می دهد.

    تمدنی که حداقل 5000 سال سابقه دارد، پشتکار و اصرار ایرانی در نوع خود منحصر بفرد است و مردمی که یک فرش (قالیچه) را در پنج سال می بافند در قیمت گذاری آن 5 ساعت وقت مذاکره می گذارند.
    واضح است که ایرانی ها وقتی که به محل برگزاری انتخابات می روند صرفاً ” نامی ” را به صندوق های رای نمی اندازند، بلکه آنها روشی را که می پسندند از منتخب خود انتظار دارند در دستور کار داشته باشد مخصوصاً اینکه احمدی نژاد قبل از نامزدی اش برای ریاست جمهوری دیدگاه کامل خود را در پایتخت تهران به عرضه گذشته بود و صداقت خود را در عملی کردن همه ی شعارهایش نشان داده است و برهمین اساس وقتی در انتخابات به خود لقب (خدمتگذار) “خادم الشعب ملت ایران ” داد، ایرانی ها او را باور کردند و او وقتیکه با جدیت اعلام آمادگی کرد که به جارو کردن در خیابانها بخاطر آرامش مردمش هم حاضر است بپردازد با همین جمله نفس ها را در سینه شهروندان حبس کرد، چون احمدی نژاد با سوابق عملی تطبیق اقوال با افعال شناخته شده بود ، و در این رابطه او به خیابانهای تهران رفت و به جمع رفتگران خیابانی پیوست و شعار او برای جاروکردن فساد “مبارزه با فساد ” بسرعت در قلوب ایرانی ها راه پیدا کرد.

    عملیات “چنگال عقاب از آغاز در تعقیب احمدی نژاد بود “، کاخ سفید با تدارک تعدادی برنامه ی دروغ پراکنی علیه احمدی نژاد به جنگ روانی علیه او پرداخت و هجوم و انتقادات اولیه در رسانه های آمریکا وا سرائیل با إطلاق صفت تندرو و افراطی علیه احمدی نژاد آغاز شد و “موتور دروغ پردازیها در واشنگتن و وین ” همچنان احمدی نژاد را هدف قرار می داد و این از هنگام اعلام پیروزی احمدی نژاد در انتخابات 2005 از سوی واشنگتن شدت بخشیده شد.

    ولی احمدی نژاد همچنان موفق بود. چرا؟

    چون او به برنامه های سیاسی خود پای بند و در مقابل غرب سرسختی نشان میداد و حاضر نشد که امتیاز خاصی به غربی ها خاصه در مبارزه ایران با جهان غرب در قضیه برنامه ی هسته ی بدهد و جوانان پرشور ایرانی از این عوامل استقبال می کردند چون به غرور ملی شان سخت علاقمندند.

    احمدی نژاد از یکی عوامل اصلی در موفقیتش یعنی عقبه و تجربه نظامی خود بسیار استفاد کرد و همچنین توانائی او در کار تشکیلاتی و سازماندهی از 2003 م، و کار با مجموعه های جوان باعث شد تا بسیاری از امور را حل کند.

    و دو حقیقت که احمدی نژاد را بعنوان رئیسی متمایز نشان می داد :

    اول: او اولین رئیسی بود که از خانواده ی فقیر و غیر روحانی می آمد.

    دوم: احمدی نژاد مسلمانی صریح و بی پرده بود، چنانکه در صحبت هایش اصولگرائی انقلابی مشخص و آشکار بود.


    او براستی در زمانی بسیارکوتاه “جبهه جهانی از توده فقیر و انقلابیون جهان را علیه امپریالیسم و سلطه آمریکا ” سازماندهی کرد و این حرکت و جنبش او بسرعت جواب داد. وقتی از گروه کشورهای غیر متعهد خواست که برنامه انرژی هسته ی ایران را برسمیت بشناسند آنها فوری با درخواست او موافقت کردند و در بسیاری از مقدمات از ایران در این رویکرد چالش برانگیز حمایت کردند و همین میزان از روابط ایران با هرکدام از کشورهای -ونزوئلا، چین ، روسیه و کره شمالی، غرب را مستاصل کرده بود و برنامه اتمی ایران علاوه بر داخل کشور در خارج نیز موفقیت های مداومی کسب می کرد .

    از همان آغاز انقلاب آمریکا و غرب و اسرائیل هر کدام بنوعی با ایجاد بحران و مانع با ایران در ابعاد وعرصه های مختلف درگیر بودند و بلافاصله پس از انتخاب احمدی نژاد بار دیگر این اسرائیل بود که بهانه ها و اتهامات مختلف را پیش کشید و ایران نیز هر بار در موضع دفاعی پاسخ داده بود.

    و رهبران افراطی صهیونىست اظهاراتی برای ترور احمدی نژاد مطرح کردند و تهدیدات مستمر در تهاجم علیه تاسیسات اتمی ایران، محور کنش و واکنش های اسرائیل و ایران بود . ولی ایران هیچگاه در اشتباهات زبانی و ادبیاتی مانند اشتباهات لفظی ” بوش ” قرار نگرفت. جریان هائی چون نفی هولوکاست و تروریست خواندن احمدی نژاد فقط ابزارهائی در جهت پیگیری همان تحریم ها و فشارهای قبلی همیشگی غرب علیه ایران و جهان سوم بود که در گذشته و حتی آینده با این بهانه ها یا بدون آن همچنان همین وضعیت خواهدبود.

    نتیجه گیری مولف در پایان این کتاب:

    احمدی نژاد ؛ مردی که به سرزمین خود (بله / آری) گفت ، توانست به بیگانه (نه / خیر) بگوید … بیگانه ی که همواره در کمین کشور و منافعش بوده است.

    نویسنده : عادل الجوجری
    تاریخ انتشار: 2006- 2007
    تهیه و ترجمه: عبدالمجید اورا

    http://72sq.com/61365/%D8%A7%D8%AD%D...%D8%A7%D9%86-2

  8. #37395
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    بهمن ۱۳۸۹
    ارسال
    2,562
    تشکر
    10,843
    تشکر شده 8,705 بار در 2,233 ارسال

    پاسخ : اخبار

    عبرت نیوز: حالا می‌توان عبارت دکل گمشده را طعنه‌ای به تمام ماجرا دانست. گم‌شدنی در کار نبود. شاید انتخاب نام «دکلی که هرگز نیامد» برای شرح داستان جذاب‌تر باشد. دکل گمشده ایرانی می‌تواند دستمایه یک فیلم هیجان‌انگیز هالیوودی باشد. فیلمی که شگردهای مافیا را با جذاب‌ترین قصه‌ها به تصویر می‌کشد. چند دلال راهی مرکز شهر می‌شوند. سر از ساختمان‌های نزدیک به هم نفت در می‌آورند. آن قدر دلیل می‌آورند تا طرف‌شان راضی شود که هم مجموعه‌اش به دکل نیاز دارد و هم این دلالان توان خرید دکل را در سخت‌ترین دوره تحریم‌ها دارند. تحریم لقمه چربی را در دامان این کاسبان انداخت. لقمه‌ای به بزرگی ٨٧ میلیون دلار.

    قبل از آن ٢٩ سالی می‌شد که کسی به ایران دکل نفروخته بود، بعضی‌ها این طور عنوان می‌کردند که ایران دکلی نخریده است چون اجاره پورسانت‌های جذاب‌تری را به همراه می‌آورد اما به هر روی بعد از خرید دکل شهید رجایی، دکل دیگر نیامد تا نوبت به سحر یک رسید و جنجال‌هایی که بر سر آن بر پا شد. یک طرف ماجرای خرید دکل در آن روزها جهاد دانشگاهی بود که می‌گفت قدرت ساخت دکل را در داخل داریم و از این سو بقیه می‌گفتند کدام قدرت ساخت دکل؟ کدام کارخانه دکل‌سازی؟ قرار بود جهاد دانشگاهی ١٤ دکل برای وزارت نفت بسازد .رویایی که البته تعبیر نشد.
    روزنامه اعتماد نوشت: درست روزهایی که برخی فانوس به دست در روشنای روز به دنبال کارخانه ساخت دکل در ایران می‌گشتند و می‌پرسیدند این اطراف کارخانه دکل‌سازی ندیده‌اید؟ داستان دکل در ایران وارد فاز تازه‌ای شده بود. همان‌ها که ابتدای داستان راهی شرکت نفت و گاز پارس شده بودند و آنها را مجاب کرده بودند که می‌توانند برای ایران دکلی بخرند، پول را داده بودند و دکل را نگرفته بودند. حالا معلوم می‌شود قصه ساخت دکل در ایران چندان هم پرکشش نبود. نادر قاضی پور می‌تواند مدال نخستین افشا‌کننده این موضوع را از آن خود کند. او بود که نخستین بار عنوان کرد که دکل نفتی دین از ترکیه خریداری شده است اما وجود خارجی ندارد. تا اینجای داستان خبر تازه‌ای نیست، تایید گم شدن دکل نفت در دولت پیشین از سوی زنگنه نیز اتفاق تازه‌ای نبود، اما ماجرا آنجا جذاب می‌شود که حرف‌ها بر سر دکلی که نیامده است ضد و نقیض می‌شود.
    کدام دکل؟
    مگر دکل گم می‌شود؟ این را یکی از نمایندگان عضو کمیسیون انرژی می‌گوید و بعد نیز تاکید می‌کند تا امروز چیزی در این باب نشنیده است.
    در حالی که برخی اعضای کمیسیون انرژی هیچ اطلاعی از داستان کشدار دکل نفتی نداشتند و جزییات را مطالبه می‌کردند تا دریابند داستان دکل چیست، سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس تاکید کرد که قرار است پس از اتمام تعطیلات مجلس، موضوع دکل دین در دستور کار قرار گیرد تا ابعاد ماجرا معلوم شود. حسین امیری خامکانی در پاسخ به این سوال که آیا کمیسیون انرژی گزارشی در خصوص ماجرای دکل نفتی خریداری شده دریافت کرده است یا خیر، می‌گوید: هنوز گزارش جامعی در مورد مساله دکل گم شده ارایه نشده است؛ از این رو کل داستان در پرده‌ای از ابهام قرار دارد. وی ادامه داد: از این کلاف سردرگم آنچه مشخص است اینکه دکل خریداری شده هیچ‌وقت به ایران نیامد. همین. البته این مساله در دولت سابق رخ داد و حالا دولت یازدهم باید پیگیری کند و موضوع را به سرانجام برساند. او با تاکید بر اینکه تا زمانی که توضیحات دقیق دولت را نشنود، صلاح نمی‌داند بقیه قطعات پازل را فاش کند، گفت: ممکن است برخی از این اطلاعات درست نباشد از این رو روند رسیدگی دچار اختلال می‌شود. من معتقدم که باید صبر کنیم تا یک بررسی دقیق انجام شود اما مسلم اینکه برخورد با عاملان این فساد خواست عمومی مردم است و ما نیز حتما این موضوع را مد نظر داریم.
    دکل مکزیک است
    سید حمید حسینی، فعال بازار فرآورده‌های نفتی اما اعتقاد دیگری دارد. او سناریوهای مختلفی را در این میان ترسیم می‌کند و می‌گوید ماجرا هم پیچیده است و هم پیچیده نیست. هر چند برخی می‌گویند دکل در قطر رویت شده است، وی تایید می‌کند گزارشی را دیده است که در آن اشاره شده دکل حفاری که قرار بود امروز در خلیج فارس باشد، در آب‌های مکزیک مشغول به کار است. او می‌گوید: باید همه جوانب را در نظر گرفت. من فکر می‌کنم این دکلی که امروز در آب‌های مکزیک در حال کار است، متعلق به ما نیست. بالاخره این دکل در شرایط تحریم خریداری شده است، در موقعیتی که هیچ شرکتی حاضر به دور زدن تحریم و فروش دکل به ایران نبود.
    وی گفت: کار در این شرایط ویژگی‌های خاص خود را دارد. به هر حال بسیاری از شرکت‌های زیر مجموعه نفت و فعال در این حوزه، مانند شرکت تاسیسات دریایی که قرار بود این دکل را بخرد، علاقه‌مند بودند دکل ملکی داشته باشند. حالا دلالانی این وسط حضور دارند که می‌خواستند معامله را جوش بدهند.
    او در توضیح این مطلب اضافه کرد: این موضوع را باید از چند زاویه بررسی کرد، وضعیت اول این است که قسط اول پرداخت شده است و بعد از آن دیگر پولی از سوی ایران واریز نشده و در نتیجه مالک دکل آن را به شرکتی دیگر فروخته است یا اینکه در وضعیت دوم واسطه‌ها قسط‌های بعدی را دریافت کرده‌اند و چیزی به فروشنده دکل نداده‌اند و وضعیت سوم نیز این است که خود شرکت تاسیسات دریایی با اطلاع از اینکه واسطه‌ها پول را به شرکت فروشنده نمی‌دهند، آن را پرداخت کرده باشد. وی گفت: به هر حال یک موضوع برای من مسلم است، اینکه پول به شرکت فروشنده نرسیده است، درست است که این پول از سوی ایران پرداخت شد اما در جیب دلالان و واسطه‌هایی است که در این قرارداد حضور دارند، به شکلی که در وضعیت‌های مختلف توضیح دادم.
    او ادامه داد: اگر این دکل متعلق به ایران بود، یعنی شرکت فروشنده پول آن را گرفته بود، نمی‌توانست آن را به شرکتی دیگر و به نقطه‌ای دیگر منتقل کند چون مالک آن ما بودیم ولی حقیقت این است که ما پولی دادیم و دکلی نداریم.
    شاید اصلا دکل نبود
    عباس سلطانی اما از زاویه‌ای دیگر به این داستان می‌نگرد. وی می‌گوید: به نظر می‌رسد اساسا دکلی با این مشخصات و به این اسم وجود خارجی نداشته است. او همه‌چیز را روی کاغذ معنی می‌کند و می‌گوید: منظور من این است که خرید، فروش و جابه‌جایی دکل تنها روی کاغذ اتفاق افتاده است و از ابتدا چنین دکلی وجود نداشته است. او نیز با تایید حرف همکارانش مبنی بر اینکه کمیسیون انرژی بعد از پایان تعطیلات بررسی موضوع دکل را در دستور کار خود قرار می‌دهد، می‌گوید: مساله فساد اقتصادی و برخورد با مفسدان اقتصادی یک مساله ملی است و در صورت عدم قاطعیت در برخورد با این افراد جامعه را نسبت به خود ناامید کردیم. به همین خاطر همواره مجلس تمام تلاش خود را انجام داده است که این مسائل را در دستور کار خود قرار دهد.
    قطعات گمشده
    می‌گویند معامله در ترکیه اتفاق افتاده است. ترکیه انگار حیاط خلوت بسیاری از کاسبان تحریم در روزهای سخت ایران بوده است. یک سر بابک زنجانی به ترکیه می‌رسد و یک سر دکل گمشده و انبوهی ماجرای دیگر. قطعات پازل دکل گمشده، آن قدر پراکنده هست که کسی شجاعت اظهارنظر مطلق و دقیق درخصوص آن را نداشته باشد. آیا بررسی کمیسیون انرژی و مجلس شورای اسلامی می‌تواند بخشی از این قطعات را کنار هم بنشاند؟
    محمد صفا جویی در روزنامه قانون نوشت:

    ماجرای گم شدن دکل نفتی این روزها خیلی سروصدا کرده است. اصولا خبرهای سروصدا دار منسوب به دولت خدمتگزار کم نیست. از گرو گذاشتن کویر و گردنه برای گرفتن وام میلیاردی بگیرید تا محکوم شدن نفرات اول آن دولت به مرخصی. اما گم شدن یک دکل نفتی، بگی نگی غیرمعقول به نظر می‌رسد. اصولا دکل هر جا گم یا قایم شده باشد، حداقل سرش بیرون می‌ماند و می‌شود یکجوری ردش را زد. بهترین راه را این دیدم که با خود محمود احمدی نژاد تماس گرفته و در این باره با او صحبت کنم تا شاید معمای دکل کوچولوی گمشده حل شود.

    من: سلام آقای احمدی نژاد.
    محمود احمدی نژاد: نمی‌شنوم.
    من: (با صدای بلندتر) سلام عرض کردم جناب احمدی نژاد.
    محمود: از کی اینجایی؟
    من: ببخشید کجا؟
    محمود: 7؟ 8؟ 9؟
    من: نه آقای احمدی نژاد، همین الان شماره تونو گرفتم. سوال داشتم.
    محمود: من از شما می‌پرسم.
    من: چیو؟
    محمود: ما نمی‌دونیم.
    من: متوجه منظورتون نمی‌شم. درباره دکل نفتی گمشده سوال داشتم.
    محمود: دکل؟
    من: بله دیگه، همین دکلی که زمان شما از ترکیه به قیمت 80 میلیون دلار خریداری شده و الان معلوم نیست کجاس.
    محمود: شما اگه با مردم در خیابونا صحبت کنی، میگن دکل اصلا چی هست. دکل نه منه دی.
    من: فکر نمی‌کنم این طور باشه. همه می‌دونند دکل چیه. از هموناس که زیرش نفت تولید می‌شه. نفت هم اگه خاطرتون باشه، همونه که شما آوردین سر سفره‌هامون.
    احمدی نژاد سکوت می‌کند ولی احساس می‌کنم چشم‌هایش را ریز کرده و دارد از آن لبخندها می‌زند. حتی از پشت تلفن می‌شود حسش کرد. پشت گردنم تیر می‌کشد.
    محمود: یعنی مشکل جوونای ما الان دکله؟
    من: خب به هر حال این هم جزو مشکلات محسوب می‌شه دیگه.
    محمود: باباجون!
    من: با منین؟
    محمود: آبُ بریز همون جا که می‌سوزه، چرا آبُ جای دیگه می‌ریزی؟
    من: آقای احمدی نژاد درست صحبت کنید. به هر حال رئیس جمهور هشت ساله مونید، احترامتون واجبه، ولی دلیل نمی‌شه هر چی دلتون می‌خواد بگین.
    محمود: بگم؟
    من: جان؟
    محمود: بگم؟
    من: بفرمایید. ولی چی رو؟
    محمود: اون چیزی که دلم می‌خواد به شما روزنامه نگارا بگم.
    من: نه فکر نمی‌کنم مناسب جمع باشه. همون در مورد دکل صحبت کنید ممنون می‌شم.
    محمود:حالا آقای حداد هم اینجا نشسته و اشاره می‌کنه که اینجوری نگو ولی بذارین بگم آقای حداد (می خندد)، اون دکلُ لولو برد.
    من: خب یعنی حالا چی می‌شه؟
    محمود: من از شما می‌پرسم؛ چی می‌شه؟
    من: آقا من نمی‌دونم، زمان شما، غیر از اینکه کلی پول گم شده، یه دکل هم گم شده. من از کجا بدونم!
    محمود: ما پاکدست بودیم. هر مشکلی هم که بوده مال دولت قبل بوده.
    من:آقا نخواستیم خیلی ممنون.
    محمود:پس بذارین یه خاطره‌ای تعریف کنم براتون؛ توی نیویورک یه بچه دو سه ساله منُ به مامانش نشون داد. دوست مامانش گفت این کیه؟ گفت این محموده، این محموده.
    من:چه ربطی داشت؟
    محمود: من از شما می‌پرسم؛ چه ربطی داشت؟
    گوشی را قطع می‌کنم.

  9. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید ahmoeini از ایشان تشکر کرده اند:


  10. #37396
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    مرداد ۱۳۹۱
    ارسال
    1,239
    تشکر
    15,979
    تشکر شده 6,355 بار در 1,187 ارسال

    پاسخ : اخبار

    نقل قول نوشته اصلی توسط negarminavi نمایش ارسال ها
    توسط رئیس دفتر رئیس جمهور سابق؛
    ادعای گم‌شدن نامه‌ رهبر معظم انقلاب در نهاد ریاست‌جمهوری تکذیب شد

    رئیس دفتر رئیس جمهور سابق ادعای گم‌شدن نامه رهبر انقلاب در دفتر محمود احمدی‌نژاد را تکذیب کرد.

    به گزارش میدان 72، عبدالرضا شیخ‌الاسلامی رئیس دفتر رئیس جمهور سابق در سال 88 با صدور اطلاعیه‌ای ادعای گم شدن نامه رهبر انقلاب در دفتر محمود احمدی‌نژاد را تکذیب کرد.

    متن این تکذیبیه به شرح ذیل است:

    پیرو انعکاس مطلبی با عنوان “گم شدن نامه رهبر انقلاب در نهاد ریاست جمهوری” که به نقل از جناب آقای ری‌شهری در برخی پایگاه‌های خبری بازتاب یافت، به اطلاع می‌رساند که همه کسانی که اندک آشنایی با سیستم مکاتبات اداری دارند، می‌دانند که اساساً مفقود شدن مکاتبات رسمی و اداری در دفتر رئیس جمهور وجود ندارد چرا که همه نامه‌های اداری ابتدائاً در سیستم دبیرخانه ثبت می‌شود و هرگونه اقدام بر روی نامه‌های واصله پس از ثبت در سیستم به عمل می‌آید.

    بنابراین ادعای مذکور عاری از حقیقت می‌باشد. کما اینکه ما تاکنون هیچ گزارشی از مفقودی نامه‌ها در این سیستم نداشته‌ایم. بدیهی است که اینگونه اظهارات که موجب تشویش اذهان عمومی است، قابل پیگیری و تعقیب قضایی می‌باشد. شایسته است تمامی افراد به ویژه افراد صاحب نام و متشخص در بیان مطالب، موازین اخلاقی را رعایت نمایند.

    عبدالرضا شیخ‌الاسلامی
    رئیس دفتر رئیس جمهور در سال 88

    http://72sq.com/60942/%D8%A7%D8%AF%D...7%D8%A8-%D8%AF
    مخالفت شگفت انگیز احمدی‌نژاد با دستور رهبری
    پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
    موضوع جنجالی الحاق سازمان حج و زیارت به سازمان میراث فرهنگی توسط دوقلوی دولت نهم و دهم یعنی احمدی‌نژاد ـ مشایی و مخالفت بعثه مقام معظم رهبری و همچنین شخص رهبر انقلاب با این اقدام نسنجیده و انحرافی، یکی از حاشیه‌هایی بود که جریان انحرافی در دولت نهم پیگیری می‌کرد. به نوشته مشرق حجت‌الاسلام ری‌شهری نماینده سابق ولی‌فقیه در امور حج و زیارت که آن روزها درگیر مخالفت با اقدام غیرقانونی اشخاص حاشیه‌ساز دولت نهم بود، در خاطرات خود به نامه‌های سه‌گانه رهبر انقلاب به احمدی‌نژاد و خود اشاره‌ کرده و می‌نویسد: در 88/2/18 آقای حجازی را هنگام نماز جماعت در حسینیه کوثر دیدم، پرسیدم چرا قضایا این‌ طور شد، گفت: گویی مشایی آقای احمدی‌نژاد را سحر کرده و همه دوستانش هم از ایشان ناراحت هستند و ما نمی‌دانیم چرا این‌طور می‌کند.

    مخالفت شگفت انگیز احمدی‌نژاد با دستور رهبری ایشان اضافه کرد: وقتی نامه مشایی به ذی‌حسابی سازمان مبنی بر مسدود کردن حساب این سازمان به دست ما رسید، آقا ناراحت شدند و بعد ماجرای نامه سوم پیش آمد. گفتنی است نامه اول، از دفتر مقام معظم رهبری به آقای احمدی‌نژاد نوشته‌ شده بود که در آن مخالفت معظم‌له به اطلاع ایشان رسیده بود. البته این نامه پس از یک هفته مجدداً به صورت «آنی» نیز برای ایشان ارسال گردید.

    نامه دوم را مقام معظم رهبری با دست خط خودشان برای رئیس‌جمهور نوشته بودند. بعد از این دو نامه و هنگامی‌که مشاهده شد دولت همچنان در پی عملی ساختن تصمیم خود است و ضمناً حکم آقای لیالی توسط آقای مشایی صادر گردید و به ذی‌حسابی هم دستور مسدود کردن حساب سازمان حج ابلاغ گردید، آیت‌الله خامنه‌ای دستور می‌دهند نامه سوم خطاب به من نوشته شود.

    آقای حجازی در این‌ باره توضیح داد: "به آیت‌الله خامنه‌ای عرض کردم: «چرا این مطلب را به آقای ری‌شهری نوشته شود؟ آن را به خود آقای احمدی‌نژاد بنویسم». ایشان فرمودند: نه، دیگر به او نمی‌گویم و به آقای ری‌شهری نوشته شود. البته نمی‌خواستم کار به اینجا بکشد، ولی به‌ هر حال کشیده شد."


    در واقع آقای احمدی‌نژاد تا قبل از اینکه شرایط به این صورت درآید، حاضر نبود دستور مقام معظم رهبری را بپذیرد، این‌گونه موضع‌گیری ایشان برابر رهبری تا آن تاریخ، بی‌سابقه و شگفت‌انگیز بود.

    توضیح اضافه: منظور حجت‌الاسلام ری‌شهری درباره نامه سوم که رهبر انقلاب خطاب به ایشان نوشتند، نامه‌ای بود که بعد از دخالت مشایی در تعیین رییس سازمان حج و زیارت و مسدود شدن حساب‌های سازمان حج، به دستور دفتر مقام معظم رهبری در رسانه‌ها منتشر شد و در آن نامه به نقل از رهبر انقلاب نوشته‌ شده بود:

    جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمین ری‌شهری دامت توفیقه نماینده محترم ولی‌فقیه و سرپرست حجاج ایرانی

    سلام‌علیکم

    مقام معظم رهبری خطاب به جنابعالی فرمودند: جناب حجت‌الاسلام ری‌شهری دامت افاضاته درباره جابجایی سازمان حج و زیارت به جناب آقای رئیس‌جمهور مؤکد تذکر داده شد که الحاق این سازمان به مجموعه گردشگری شایسته نیست مقرر گشت وضعیت به شیوه سابق باقی بماند لذا مقتضی است جنابعالی برنامه‌های خود را طبق روال سابق ادامه دهید. وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس محترم سازمان حج و زیارت در جریان امر قرار گیرند. مراتب برای اطلاع و اقدامات لازم اعلام می‌گردد.

  11. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید Hessam از ایشان تشکر کرده اند:


  12. #37397
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    بهمن ۱۳۸۹
    ارسال
    2,562
    تشکر
    10,843
    تشکر شده 8,705 بار در 2,233 ارسال

    پاسخ : اخبار

    عبرت نیوز:وقتی انگشت جوهرآلودش بالا رفت و برگه رأیی ‌که روی آن نوشته شده بود: «محمود احمدی‌نژاد» توسط دوربین عکاسان ثبت شد؛ سوم تیر ١٣٨٤ بود. تابستان ١٠ سال پیش، مردی ایستاده در صف، تکیه‌زده به دیوار مسجد جامع نارمک، با کاپشنی خاکی‌رنگ و لبخندی بر لب و حلقه دوستانی که در کنارش ایستاده و در روزهای داغ تابستان در انتظار شنیدن اخباری دلگرم‌کننده برای سرنوشت سیاسی‌شان بودند. روز سوم تیر، دور دوم انتخابات نهمین دوره ریاست‌جمهوری، شهردار تهران، کنار مردی قدبلند و لاغراندام، که رئیس ستاد انتخاباتی‌اش بود و عضو شورای دوم شهر، به دوربین‌ها و خبرنگاران لبخند می‌زد و جملاتی را تکرار می‌کرد و دوستان و همراهانش در اطراف او حلقه زده بودند. احمدی‌نژاد در مسیر «بهشت» به «پاستور» بود... .

    آغازش چگونه بود؟
    پیدایش‌ او ناگهانی نبود. ظهور و بروزش نه اتفاقی که برآمده از فعل و انفعالات پیچیده و گسترده در جریان محافظه‌کار بود که اکنون با پوست‌اندازی، به «اصولگرایی» تغییر نام داده بود، جریانی که نطفه‌اش از اوایل دهه ٧٠ در قالب ستیز با دولت هاشمی‌رفسنجانی و نیز فضای فرهنگی- اجتماعی پس از جنگ اندک‌اندک بروز کرد. در همان دوره که راست‌گرایان با نشریه «صبح» مهدی نصیری و حضور گاه و بی‌گاه خیابانی در عرصه ظاهر می‌شدند، احمدی‌نژاد در سکوت و در میانه مرزبندی سیاسی-هویتی به‌کار خود بود. شاید روز سوم تیر، تکیه‌زده به دیوار، به‌یاد می‌آورد که در دور دوم ریاست‌جمهوری هاشمی‌رفسنجانی در همین مسجد در ستاد انتخاباتی آیت‌الله، برای پیروزی او تلاش کرده است. در این مقطع، به‌ظاهر مرزبندی سیاسی روشن نبود اما رخدادهای سیاسی بعدی، هویت و ماهیت جریان‌ها را آشکارتر کرد. انتخابات مجلس پنجم شورای اسلامی و دوم خرداد ١٣٧٦ فرصتی بود که جریان نوظهور سیاسی از وضعیت اولیه فاصله بگیرد و در اردوگاه راست تثبیت شود. در همان زمان که رئیس دولت اصلاحات با چالش‌های ریز و درشت دست‌وپنجه نرم می‌کرد، آرایش جدیدی میان جریان مخالف اصلاحات شکل می‌گرفت.

    راست سنتی با گروهی از نیروهای پایین‌دستی طیف خود روبه‌رو بود که هرچه می‌گذشت کمتر حاضر به گردن‌گذاشتن به قیادت زعمای طیف خود بودند. عبدالرضا داوری می‌گوید: «پس از سال ١٣٧٨ و حادثه کوی دانشگاه، حرکت اصولگرایان برای انسجام آغاز شد. شروع کار، حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان جلساتی را با روزنامه‌های همسو برگزار می‌کرد». این جریان با توسعه اقتصادی هاشمی همان اندازه‌ در چالش بود که با توسعه سیاسی خاتمی مشکل داشت. محمود احمدی‌نژاد - میوه رسیده این جریان - سوم تیر ١٣٨٤ در مسجد جامع نارمک آماده چیده‌شدن بود. او در افشاگری سخت بی‌باک بود. گفتمان تبلیغی‌اش به‌گونه‌ای بود که هاشمی را نماد «سیستم» و خود را «آنتی‌سیستم» معرفی می‌کرد. چنان‌که هم‌پیمان او، علی‌اکبر جوانفکر، در سال‌های بعد در سرمقاله روزنامه ایران، هاشمی‌رفسنجانی را «بت‌ بزرگ» می‌خواند.

    ایجاد فضای دوقطبی با هاشمی، برای احمدی‌نژاد ١٧ میلیون رأی به ارمغان آورد. این تجربه در مذاق او چنان خوش نشست که تا آخرین روز دولت خود، همچنان سعی بر سوارشدن بر موج همین فضای دوقطبی داشت. البته احمدی‌نژاد پیش از شیرینی سوم، طعم تلخ شکست را تجربه کرده بود. سال ١٣٧٨ بود که در قالب یک نامزد متعلق به جناح راست، نتوانست به مجلس ششم راه پیدا کند. بازخوانی تجربیات این ناکامی را سرمایه کامیابی در دومین دوره انتخابات شوراها کرد؛ جایی که از فهرست ١٦نفره «ائتلاف جمعیت آبادگران ایران اسلامی» ١٥ نفرشان وارد شورای شهر شدند و بعد احمدی‌نژاد شهردار پایتخت شد. احمدی‌نژاد هرچند حمایت صریح راست سنتی را پشت سر نداشت، اما راست جدید، که استخوان‌بندی آن را جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی (با محوریت حسین فدایی و الیاس نادران) و جمعیت رهپویان (با محوریت علیرضا زاکانی، الیاس نادران و مهدی طائب،) تشکیل می‌داد، قرابت نزدیکی با او داشتند. اولین کنگره رسمی این تشکل‌ها در سال ٨٧ برگزار شد اما شروع فعالیت این افراد به یک دهه قبل برمی‌گشت.

    در قاب زندگی
    سال ١٣٣٥ بود که در ارادان، از توابع گرمسار استان سمنان به‌دنیا آمد و یک‌سال بعد، خانواده او راهی تهران شدند. سه سال مانده بود به پیروزی انقلاب اسلامی که محمود احمدی‌نژاد در رشته عمران وارد دانشگاه علم و صنعت شد. با پیروزی انقلاب به‌عنوان نماینده دانشگاه علم و صنعت در جلسات انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها شرکت می‌کرد. در آن زمان در نشریه «جیغ‌وداد» با دیگر فارغ‌التحصیلان دانشگاه علم و صنعت چون مجتبی ثمره‌هاشمی کار می‌کرد. این نشریه را ابراهیم اسرافیلیان از استادان دانشگاه علم و صنعت - طرفدار حسن آیت - منتشر می‌کرد. ثمره‌هاشمی، قبل از ۱۳۸۴ سمت‌هایی چون شهردار سنندج، مشاور سیاسی استاندار کردستان، قائم‌مقام دانشگاه آزاد کردستان، مدیرعامل آتی‌ساز، مدیر کل ارزشیابی وزارت امور خارجه، مشاور حوزه برنامه‌ریزی صداوسیما و معاون آموزشی و سپس رئیس دانشکده صداوسیما را برعهده داشت. او در دولت نهم علاوه بر پست مشاور رئیس‌جمهور، مدتی معاونت سیاسی وزارت کشور را نیز برعهده داشت.

    بعدها احمدی‌نژاد و دوستش به طیفی پیوستند که طرفدار انقلاب فرهنگی بودند. او در دوران فراغت از تحصیل به پیشنهاد مرحوم مهدوی‌کنی، وزیر وقت کشور، برای پرکردن خلأ نیروهای اجرائی در استان‌ها راهی شمال‌غرب کشور شد. در زمان استانداری ثمره‌هاشمی در آذربایجان‌غربی، فرماندار ماکو و بعد خوی شد. از علم و صنعت دانشجوی دیگری هم راهی ارومیه شد: صادق محصولی، فرماندار ارومیه و بعد معاون سیاسی استاندار استان آذربایجان‌ غربی. پس‌ از تصمیم سپاه مبنی‌بر تشکیل ستاد مناطق‌ دهگانه، فرماندهی منطقه ٥ (استان‌های آذربایجان‌شرقی، غربی و اردبیل) به محصولی سپرده شد. او سپس به اولین تیپ ٥٥ ویژه پاسداران رفت. بعدا در سال ۱۳۸۴ برای پست وزارت نفت به مجلس هفتم معرفی شد، ولی ناکام ماند. محصولی در آبان ۸۷ پس از استیضاح و برکناری علی کردان برای تصدی پست وزارت کشور به مجلس معرفی شد. پرویز فتاح از دانشجویان صنعتی شریف که مسئول کمیته جهاد سازندگی استان آذربایجان غربی بود در این تیپ به او پیوست. بعدها تیپ ٥٥ در پی ادغام با تیپ ٦ ویژه سپاه پاسداران تغییر نام داد و احمدی‌نژاد مسئول رزمی این تیپ شد. به این ترتیب اولین یاران احمدی‌نژاد دورهم جمع شدند و بعدها «اسفندیار رحیم مشایی» هم به‌واسطه عضویتش در شورای تأمین استان به این طیف پیوست. زمان گذشت و احمدی‌نژاد معاون سیاسی استاندار کردستان شد؛ جایی که ثمره‌هاشمی هم مدتی معاون سیاسی استاندار بود و مدتی مشاور و شهردار سنندج. مسعود زریبافان معاونت عمرانی استانداری، شهرداری و معاونت فرمانداری مهاباد را تجربه می‌کرد. بعدها اسفندیار رحیم‌مشایی هم از وزارت اطلاعات به‌عنوان «مسئول تدوین استراتژی نظام جمهوری اسلامی در خصوص اکراد ایرانی» به سه کارمند وزارت کشور پیوست و اینچنین حلقه کردستان هم تکمیل شد. با پایان جنگ، احمدی‌نژاد به دانشگاه علم و صنعت برگشت و تحصیل و تدریس را شروع کرد و در نهایت در سال ۱۳۷۶ از دانشگاه علم و صنعت دکترای مهندسی برنامه‌ریزی حمل‌ونقل و ترافیک گرفت. در سال ۱۳۷۲ و در دولت دوم اکبر هاشمی رفسنجانی، احمدی‌نژاد به اردبیل رفت. در دوران استانداری او، افراد جدیدی به حلقه دوستان نزدیک احمدی‌نژاد اضافه شدند: علی‌اکبر محرابیان و علی نیکزاد. محصولی در این دوران مجری طرح سوآپ نفتی شد. این یاران بعدا وزارت صنایع، مسکن و کشور را در اختیار گرفتند. در این زمان احمدی‌نژاد سه بار به‌عنوان استاندار نمونه کشور انتخاب شد. او بعدا در سال ۱۳۷۸ به‌عنوان استاندار سابق اردبیل، یکی از شاکیان روزنامه سلام بود. در زمستان سال ۱۳۸۱ و با نزدیک‌شدن به انتخابات دوره دوم شوراهای اسلامی شهر و روستا، احمدی‌نژاد در مرکز فعالیت‌های انتخاباتی جناح محافظه‌کار قرار گرفت، بدون آنکه نامی از او برده شود. جناح راست که در آن انتخابات زیر نام جمعیت آبادگران در انتخابات شرکت کرده بود، در پی مشارکت پایین مردم تهران، توانست کرسی‌های شورای شهر تهران را در اختیار بگیرد و اینچنین محمود احمدی‌نژاد در اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۲ شهردار تهران شد. در این دوره حلقه کردستان، علم و صنعت و اردبیل دیگربار به او پیوستند و الگوی حلقه بهشت ریخته شد؛ حلقه‌ای که نمونه کوچک حلقه بعدی، یعنی حلقه یاران پاستور بود. تلاش سیاسی احمدی‌نژاد با این پیروزی متوقف نشد و جناح اصولگرا، کمتر از یک سال بعد، در شرایطی ویژه مجلس هفتم را در اختیار گرفت و حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی شد. اکنون اعتمادبه‌نفس لازم برای فتح پاستور فراهم شده بود... .
    کمیته ١٦ نفره در برابر دولت
    مهدی طائب، عضو «جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی»، درباره رئیس‌جمهوری‌شدن احمدی‌نژاد گفته: «سال دوم رئیس‌جمهوری خاتمی، جریان حزب‌الله به این فکر افتاد که اگر روند حاکم به همین ترتیب به جلو حرکت کند، جریان خاتمی نظام را از بین خواهند برد، بنابراین گفتند جریان حزب‌الله باید ورود پیدا کند تا بر جریان انتخابات سلطه مردمی پیدا کند و در انتخابات پیروز شود، بنابراین یک گروه هزارنفره از سراسر کشور جمع شدند و از میان آنها ٣٠٠ نفر و از بین آنها گروه ١٦ نفره‌ای تشکیل و جلساتی برگزار شد که در این اندیشه بودند چگونه می‌توانند در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری، در انتخاب مردم مؤثر باشند، یکی از افراد آن گروه احمدی‌نژاد بود. در این جلسه آقایان احمدی‌نژاد، فدایی، توکلی، باهنر، رحیم‌پور، مرتضی نبوی، زاکانی و یک نماینده از تلویزیون آمده بودند؛ تنها نکته مطرح این بود که چگونه بر اوضاع سلطه پیدا کنیم. اولین چیزی که مطرح شد این بود که بالاخره در انتخابات باید رأی مردم را جذب کنیم و در آن جلسه بحث شد که تابلویی را بلند کنیم که مردم ذیل این تابلو جمع شوند. من پیشنهاد دادم ما همان تابلویی که امام خمینی(ره) بلند کرده بود و مردم آن را به فراموشی سپردند را بلند کنیم و امام گفته بود که ما مقدمه‌ساز ظهور امام زمان(عج) هستیم و این امروز فراموش شده است، در آن نشست تنها کسی که خیلی استقبال کرد احمدی‌نژاد بود و بالاخره این طرح قبول شد. نتیجه آن جلسات در مجموع این شد که شورای شهر تهران را در دست گرفتیم و شورای شهر و انتخاب شهردار می‌تواند برای معرفی قدرت عملیاتی حزب‌الله پله‌ای باشد. اعضای گروه مشغول انتخاب شهردار بودند و اینکه چه کسی می‌تواند شهردار باشد و آن کسی که از نظر اجرائی خودش را بیشتر از همه نشان داده بود احمدی‌نژاد بود، بنابراین شهردار شد». اما برای انتخابات نهمین دوره ریاست‌جمهوری عده‌ای می‌خواستند از محمدباقر قالیباف حمایت کنند. طائب می‌گوید: «در جلسه‌ای که داشتیم یک عده مخالف ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد بودند و با آمدن قالیباف موافق بودند، یک عده قبول داشتند که احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور شود، ولی قالیباف باید بیاید که سپر بلای احمدی‌نژاد بشود تا موافقان هاشمی سراغ قالیباف بروند، به او حمله کنند و در نتیجه احمدی‌نژاد بالا بیاید، بنابراین قالیباف آمد و مطرح هم شد و دقیقا سپر بلای احمدی‌نژاد شد و احمدی‌نژاد رئیس جمهور شد». آنها در روز سه‌شنبه، سه روز مانده به دور اول انتخابات از احمدی‌نژاد حمایت کردند و «خلبان خوش‌پوش» خود را تنها گذاشتند.
    ناگفته‌های همراهان
    احمدی‌نژاد در سال ٨٤ در شرایطی به قدرت رسید که در میان نیروها، ناظران و تحلیلگران سیاسی و نیز در میان کاندیدا و نماینده جریان‌های حاضر در انتخابات خیلی‌ها او را گزینه‌ای جدی و حتی گزاره‌ای قابل تحلیل نمی‌یافتند. تنها نیروی شناخته‌شده‌ای که به حمایت از احمدی‌نژاد پرداخت؛ محمدتقی مصباح‌یزدی و حلقه نزدیک یاران او در قم (حلقه پرتو) بود، اما در عمل نیروی کمتر شناخته‌شده، ولی فعال دیگری از احمدی‌نژاد حمایت می‌کرد. او خود جزء مؤسسان جمعیت ایثارگران و عضو جامعه اسلامی مهندسین بود و حمایت آنها را نیز داشت. همچنین اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان که در سال ١٣٦٨ توسط محمد نصر اصفهانی، مهدی فضائلی، امیرحسین درخشان، محمدرضا مرادیان و محمدصادق سهلانی در دانشگاه تهران تأسیس شد از احمدی‌نژاد حمایت کرد. این تشکل اولین‌بار از جامعه روحانیت مبارز حمایت کرد. در انتخابات پنجم و ششم ریاست‌جمهوری از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، در سال ١٣٧٦ از حجت‌الاسلام‌والمسلمین ناطق نوری، در انتخابات نهم و دهم از احمدی‌نژاد و در سال ١٣٩٢ از سعید جلیلی حمایت کرد. بعدا تعدادی از اعضای اتحادیه در پست‌های میانی و بالای مدیریتی با دولت احمدی‌نژاد همکاری کردند. آمدن احمدی‌نژاد اگر برای برخی اصولگرایان غیرمنتظره بود، اما تحقق چیزی بود که آرزویش را داشتند و شاید انتظار داشتند که در سال ٨٠ بتوانند به جای دولت اصلاحات بنشینند. علیرضا زاکانی، دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی، می‌گوید: «تغییراتی که بعد از موفقیت خاتمی در کشور به راه افتاد تغییراتی بسیار جدی بود و اشکالات بسیار اساسی را ایجاد کرد». او که در سال ٨٤ رئیس ستاد قالیباف بود می‌گوید: «در سال ٨٣ یک چارچوب تنظیم شد و در واقع در شورای هماهنگی نیروهای انقلاب پنج نفر نامزد ریاست‌جمهوری وارد عرصه رقابت شدند و قرار شد طبق نظرسنجی‌ها کسی که بالاتر است به‌عنوان کاندیدای نهایی انتخاب شود. در ٢٧ آذر در یک جلسه به خاطر اتفاقاتی که رخ داده بود، آقای ولایتی کناره‌گیری کرد و دوستان برخلاف وعده‌های خود در ٢١ اسفند سال ٨٣ لاریجانی را زودتر از موعد به‌عنوان کاندیدای نهایی برگزیدند که باعث جدایی آقایان توکلی، رضایی، احمدی‌نژاد و قالیباف از آنها شد و این چهار نفر ائتلاف جدیدی را شکل دادند. همه این نامزدها میثاق‌نامه‌ای را امضا کردند و حتی احمدی‌نژاد به جای یک‌بار، دوبار امضا کرد و در نهایت پنج نفر به‌عنوان مرضی‌الطرفین انتخاب کردند که بنده نیز یکی از آنها بودم. بر این اساس در ستاد آبادگران رأی‌گیری و چمران به‌عنوان سخنگوی آبادگران و بنده نیز مسئول ستاد اجرائی آن شدم».

    از باهنر پرسیدم اینها کیستند؟
    امیر محبیان، مؤسس حزب نواندیشان، روایت می‌کند: «احمدی‌نژاد به‌دلیل انرژی بسیار بالایی که داشت، وقتی کاری به او محول می‌شد با تمام توان می‌ایستاد. بعد‌ها هم در دوران ریاست‌جمهوری، این انرژی بالای خود و «بیش‌فعالی» را نشان داد. درباره شورای شهر دوم، اولین باری که من متوجه شدم مسئولیت پروژه انتخابات با دکتر احمدی‌نژاد است، زمانی بود که آقای مهندس باهنر گفت جلسه‌ای برای بررسی انتخابات در طبقه اول جامعه اسلامی مهندسین تشکیل شده و خواستند که من در‌ آن شرکت کنم و نظر دهم. من رفتم آنجا و متوجه شدم جمع حاضر را آقای دکتر احمدی‌نژاد دعوت کرده است. من رفتم جلسه و در آنجا دیدم چهره‌هایی هستند که گفته می‌شود اصولگرا هستند، اما من هیچ‌یک را نمی‌شناسم. من در آن جلسه درباره تاکتیک «موتور روشن- چراغ خاموش» مباحثی را مطرح کردم. گفتم به‌دلیل تبلیغات جناح رقیب و فضایی که علیه ما ایجاد شده، ظاهرا سازمان‌های رسمی جناح راست و عناوین تشکیلاتی سابق که سال‌ها با آن فعالیت سیاسی کرده و در انتخابات‌های مختلف حاضر بودند، محبوبیتی ندارند یا تخریب شده‌اند. تز من این بود که برای عبور از خیابان انتخابات که برخی هم در آن سنگ پرتاب می‌کردند، چهار حالت می‌توان داشت. یا با «چراغ روشن و موتور روشن» رد شویم که ممکن است با سنگ‌اندازی رقیب مواجه شده و تخریب شویم. یا اینکه با «موتور خاموش و چراغ خاموش» رد شویم که عاقلانه نیست و بی‌تحرکی سیاسی اساسا از سوی هر جریانی قابل‌پذیرش نیست. حالت سوم این بود که با «چراغ روشن اما موتور خاموش» حرکت کنیم که نتیجه آن این بود که هم کتک را بخوریم و هم حرکتی نداشته باشیم! بهترین حالت، «موتور روشن و چراغ خاموش» بود و دلیل آن هم این بود که اجازه تبلیغات علیه خودمان را ندهیم. این بحث تمام شد و آقای دکتر احمدی‌نژاد هم از سخنرانی من تشکر کردند. بعد از آن با آقای مهندس باهنر صحبت کردم که چرا چهره‌های حاضر در جلسه، چهره‌های شناخته‌شده‌ای حداقل برای من در آن زمان نیستند؟ البته به‌استثنای آقایان شیبانی و چمران. مهندس باهنر در پاسخ به من گفت اگر کاندیداهای ما برای انتخابات شورای دوم، شناخته‌شده باشند، علیه آنها موضع وجود دارد و در ضمن چندان به پیروزی خوشبین نبودند. باز از آقای باهنر پرسیدم که این افرادی که در جلسه بودند چه سوابقی دارند؟ آقای باهنر پاسخ داد که اینها چهره‌هایی هستند که خود آقای احمدی‌نژاد سامان داده است و مسئولیت پروژه هم با ایشان است. آنها مثل آقایان نادر شریعتمداری یا حسن زیاری در دانشگاه علم و صنعت یا در جاهای دیگر با ایشان آشنا بودند و نیروهای حزب‌اللهی و متخصصی هم بودند. این روند را آقای دکتر احمدی‌نژاد با سرعت بالا ادامه داد و شوراها را در آن دوره از انتخابات، به دست آورد. بعد از انتخابات شورای دوم، طبیعتا اولین دستور کار شورای جدید، انتخاب شهردار بود و اولین گزینه هم آقای احمدی‌نژاد بود». بعدها حسین فدایی، دبیرکل جمعیت ایثارگران، در ٣١ خرداد ٨٤ گفته بود: «مردم و اصولگرایان با قاطعیت از احمدی‌نژاد حمایت می‌کنند». آنها به هر دلیلی در نهایت قالیباف را به‌عنوان کاندیدای نهایی خود اعلام کردند. محبیان می‌گوید: «معتقد بودند آقای قالیباف به‌خاطر وجهه‌ای که در فرماندهی پلیس به‌دست آورده و در جامعه یک نیروی اجرائی به‌شمار می‌رود، احتمال رأی‌آوری بیشتری دارد. اما احمدی‌نژاد هیچ‌گاه آنها را نبخشید». کار برای جریان راست و اعضای شورای هماهنگی اصولگرایان سخت شده بود و شکافی میان کسانی که کاندیداشدن قالیباف را «برگ برنده» اصولگراها ارزیابی می‌کردند (نظیر ایثارگران) و حلقه دیگر که کاندیدای نهایی خود را علی لاریجانی می‌دانستند، پدید آمد.

    ناگفته‌های ناطق‌نوری
    علی‌اکبر ناطق‌نوری می‌گوید: «در انتخابات ٨٤ من آنچه وظیفه خودم می‌دانستم به‌عنوان رهبر جریان انجام دادم و شورای هماهنگی نیروهای انقلاب را خودم به کمک دوستان به وجود آوردم. قائل هم بودیم به اینکه هرکس به چهار اصل اسلام، انقلاب، امام و رهبری معتقد باشد، می‌تواند زیر این چتر قرار بگیرد. نیروهایی که بعد از دوم خرداد ٧٦ از هم پاشیده شده بودند را جمع کردیم و سازمان مجددی پیدا شد. اولین گام را در انتخابات شورای شهر تهران برداشتیم که موفق هم بودیم و به‌دنبال آن در مجلس هفتم هم غلبه با همین جریان بود تا اینکه رسیدیم به بحث ریاست‌جمهوری. در قصه ریاست‌جمهوری ٨٤ ماجرا این‌گونه بود که از اصولگراها پنج،شش کاندیدا وجود داشت و کاری که ما باید می‌کردیم این بود که بنشینیم با اینها صحبت کنیم که یا آنها را قانع کنیم که کنار بروند یا اینکه با مکانیسمی پیش بیاییم تا یکی از آنها در عرصه باقی بماند. آمدیم و آقایان هم قبول کردند که شورای مرکزی جبهه نیروهای انقلاب به هر تصمیمی رسیدند، آنها قبول کنند... کاندیداها را در همین اتاق خواستیم با این هدف که از برنامه‌ها، اهداف و انگیزه‌های آنها باخبر شویم و کاندیدا‌ها هم آمدند و توضیحاتی دادند... آقای احمدی‌نژاد هم جزء همین کاندیدا‌ها بود. ایشان می‌گفت: «من برای اداره کشور طرح دارم و بقیه نامزدها ندارند. شما هم اجازه نمی‌دهید من طرحم را بدهم».

    ما با کاندیداهای دیگر دو جلسه داشتیم، با ایشان سه جلسه برگزار کردیم. یک روز به آقای باهنر گفتم یک وقتی به آقای احمدی‌نژاد بدهید چون می‌گویند من برای اداره کشور یک طرح ویژه دارم. زمان جلسه هماهنگ شد و ایشان به دفتر بنده آمد و مرحوم عسگراولادی، باهنر، بنده و برخی دیگر از دوستان بودند.

    ایشان در آن جلسه دو ساعت طرحش را توضیح داد. بنا هم بود تا پایان صحبت ایشان حرفی نزنیم. ایشان وقتی صحبتش را تمام کرد، من رئیس جلسه بودم و اگرچه منشی جلسه کس دیگری بود ولی برای اینکه مطالب یادم بماند، چیزهایی را می‌نوشتم که خود آن نوشته‌ها چهار صفحه شد. قبل از اینکه من صحبت کنم، مرحوم آقای عسگراولادی گفت: «این برادر ما احساس می‌کند که اسلام را فقط او می‌شناسد، این برادر ما احساس می‌کند انقلاب را فقط او درک کرده است. این برادر ما احساس می‌کند امام را فقط او می‌شناسد». بنده هم خطاب به آقای احمدی‌نژاد گفتم: «آقای احمدی‌نژاد! من حرف‌های شما را خیلی دقیق گوش دادم، هرچه دقت کردم، هیچ نفهمیدم». یا سطح معلومات شما خیلی بالاست و ما نمی‌فهمیم شما چه می‌گویید یا اینکه حرف‌های«بالاابری» می‌زنید. بعد از آن جلسه احمدی‌نژاد قهر کرد و رفت. فردایش هم نامه نوشت که من دیگر با جمع شما نیستم».

    برنامه احمدی‌نژاد
    طرح همکاری بین راست مدرن و احمدی‌نژاد آماده می‌شود. شورای نگهبان از هزارو ١٤ نفری که برای انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت‌نام کرده بودند شش نفر را تأیید صلاحیت می‌کند: محسن رضایی، علی اردشیرلاریجانی، محمدباقر قالیباف، محمود احمدی‌نژاد، علی‌اکبر هاشمی‎‌رفسنجانی، مهدی کروبی. اما دکتر مصطفی معین و محسن مهرعلیزاده رد صلاحیت می‌شوند و بعد با «حکم حکومتی» به فهرست کاندیداها برمی‌گردند. رقابت کاندیداهای متعدد در دور اول انتخابات شروع می‌شود اما سه روز مانده به روز انتخابات، محسن رضایی با شعار «دولت عشق» از کاندیداتوری ریاست‌جمهوری کناره‌گیری می‌کند و آن جمله خود در فیلم تبلیغاتی‎اش که می‌گفت: «فقط با گلوله کنار می‌روم» را در عمل فراموش می‌کند. محمدباقر قالیباف خلبان خوش‌پوش و تکنوکرات از ١٦ فروردین ٨٤ از نیروی انتظامی استعفا می‌دهد و دومین گزینه‌ای می‌شود که راست مدرن در کنار حمایت از احمدی‌نژاد به او گرایش دارند و شاید بین احمدی‌نژاد-قالیباف به‌گفته طائب «باید یکی را قربانی کنند». اما دکتر مصطفی معین حمایت اکثریت طیف اصلاح‌طلبان را داشت و انتخاب اول روشنفکران و نخبگان شهری بود. در این زمان علی شکوری‌راد، رئیس ستاد انتخابات دکتر معین بود. علی لاریجانی به‌عنوان کاندیدای نهایی «جبهه متحد اصولگرا» از «هوای تازه» می‌گفت و به مطالبات راست سنتی و شهری‌ها توجه داشت. رئیس ستاد لاریجانی محمدرضا باهنر بود و او نیز مانند بیشتر اعضای ستاد لاریجانی، رغبت چندانی به پیروزی رئیس وقت صداوسیما (که البته چندماهی بود استعفا داده بود) نداشت و گاه با کاندیداهای دیگر اصولگرا، جلسات خصوصی داشتند... و این‌گونه ‌شد که وقتی رؤسای ستاد همه کاندیداها، حتی مهرعلیزاده، که شانس کمتری برای پیروزی داشت، از «پیروزی قطعی و صددرصد» کاندیدای متبوع خود می‌گفتند، باهنر «ابراز امیدواری» می‌کرد تا «اگر خدا بخواهد آرای خوبی نصیب لاریجانی شود». اما احمدی‌نژاد طور دیگری عمل می‌کرد. او از عدالت اقتصادی می‌گفت و آزادی. برای همین در همان روزهای اول انتخابات به سراغ مهدی شهیدی‌کلهر می‌رود برای سپردن یکی از ستادهای انتخاباتی‌اش به او. کلهر نماد تساهل و تسامح برای احمدی‌نژاد بود. او از چادر مشکی انتقاد می‌کرد و از شیوه برخورد با بدحجابان. می‌گفت مگر همه مشکلات ما موی جوانان است؟ احمدی‌نژاد وعده می‌داد که نفت را سر سفره شهروندان خواهد آورد. او ادعا می‌کرد گفتمان انقلاب اسلامی را دوباره طرح می‌کند. گفت‌وگوی بدون واسطه با مردم و کاستن از سفرهای غیرضروری خارجی و خودداری از همراه‌بردن خانواده و افراد غیرلازم در سفرهای خارجی، بخش‌هایی از وعده‌هایی بود که احمدی‌نژاد قبل و بعد از انتخاب به ریاست‌جمهوری در این زمینه به مردم ایران می‌داد.

    کار تمام شد
    پنجم تیر ١٣٨٥ روزنامه کیهان تیتر زد «مردم کار را تمام کردند». غلامعلی حدادعادل، رئیس مجلس هفتم شورای اسلامی، همان شب اعلام نتایج انتخابات به دیدار احمدی‌نژاد شتافت و کلید دفتر کار خود را در ساختمان قدیم مجلس در خیابان امام‌خمینی به رئیس‌جمهور منتخب داد تا کارهای ابتدایی تشکیل دولت نهم در آنجا صورت پذیرد. روزی که احمدی‌نژاد به بهارستان رفت، حدادعادل دست در دست او در مجلس چرخید و هر دو به خبرنگاران لبخند زدند. احمدی‌نژاد در مقابل رسانه‌ها به صراحت گفت: «به‌عنوان یار کمکی به دوستانم در مجلس اضافه شده‌ام». منظور احمدی‌نژاد، همان «دوستان آبادگرانی» بود؛ دوستانی که بعدها خبرنگاری از حدادعادل پرسید: «گفته می‌شود که مجلس در مشت دولت است نه پشت دولت» و او در پاسخ گفته بود: «نه! ما پشت دولت هستیم». اما در واپسین روزهای مجلس هفتم کاسه صبر دوست احمدی‌نژاد هم لبریز شد و حدادعادل در نامه‌ای به مقام معظم رهبری، خواستار دخالت ایشان در مقابل رفتارهای احمدی‌نژاد شد. اگرچه هرگز حدادعادل به‌طور صریح تا پایان دولت دهم از رئیس‌جمهوری انتقاد نکرد و مدتی طول کشید تا حلقه یاران احمدی‌نژاد تنگ‌تر شود و فصلِ فصل فرا رسید و این بار کیهان تیتر زد «زنده‌باد کدام بهار! »...

  13. #37398
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت ۱۳۹۲
    ارسال
    30,000
    تشکر
    31,196
    تشکر شده 73,542 بار در 27,395 ارسال

    پاسخ : اخبار

    انتشار ابعاد جدیدی از سرمایه‌گذاری خارجی در دولت تدبیر؛ سهم صنعت و کشاورزی "صفر"! + اینفوگرافی

    به گزارش «نسیم» در دولت یازدهم، طی ۲۳ ماه اخیر علاوه بر کاهش ۵۰ درصدی آمار سرمایه‌گذاری خارجی در بخش‌های صنعت و کشاورزی، هیچ سرمایه خارجی جذب نشده/چرا دولت می‌ترسد جزئیات را منتشر کند؟ + جدول

    گروه اقتصادی خبرگزاری «نسیم»: تیرماه امسال در حالی آغاز شد، که همه منتظر گزارش سازمان کنفرانس تجارت و توسعه ملل متحد (آنکتاد) در خصوص وضعیت سرمایه گذاری خارجی در کشور بودند. سال گذشته اولین گزارش سازمان آنکتاد در دولت تدبیر و امید با کاهش بیش از یک و نیم میلیارد دلاری سرمایه گذاری خارجی در کشور نسبت به سال قبلش، علامت خوبی از وضع سرمایه گذاری خارجی در کشور نمی داد، اما با شعارهای دولت در زمینه گسترش تعامل با جهان و جذب سرمایه گذاری خارجی با دیپلماسی باز، همه منتظر جهش خوبی در آمار جذب سرمایه گذاری خارجی در دومین سال دولت یازدهم بودند.

    اما سرانجام گزارش سازمان آنکتاد منتشر شد و جداول و نمودارهای موجود در آن حکایت از کاهش 31 درصدی آمار سرمایه گذاری خارجی در کشور نسبت به سال گذشته داشت. این خبر در شرایطی منتشر شد که مسئولان سازمان سرمایه گذاری و کمک های فنی و اقتصادی ایران از جمله محمد خزائی و دیگر اعضای تیم اقصادی دولت تدبیر و امید نسبت به این گزارش سکوت کرده اند و توضیحی را در این زمینه ارائه نمی دهند.

    روز گذشته سازمان سرمایه گذاری و کمکهای فنی و اقتصادی تنها به یک خبر در این زمینه بسنده کرد و در توضیح کاهش سرمایه گذاری خارجی در کشور به این مسئله اشاره کرده که آمار منفی سرمایه گذاری خارجی در کشور از دولت قبل آغاز شده است و رقم دو میلیارد و 105 میلیون دلار سرمایه گذاری که در سال گذشته در کشور انجام شده، یک دستاورد به حساب می آید! این ادعا در شرایطی مطرح می شود، که دولت یازدهم ، کشور را با حدود 5 میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی از دولت قبل تحویل گرفت.

    چرا دولت یازدهم در خصوص کاهش آمار جذب سرمایه خارجی سکوت کرده است؟

    اما نکته جالب توجه دیگر پنهان کاری و عدم شفاف سازی دولتمردان تدبیر و امید نسبت به آمار سرمایه گذاری خارجی در کشور است. در دولتهای گذشته همزمان با اعلام آمار سرمایه گذاری خارجی کشور از سوی سازمان آنکتاد مدیران سازمان سرمایه گذاری خارجی در حضور وزرا و معاون اول رئیس جمهور و رسانه های داخلی و بین المللی نشست خبری برگزار می کردند و به طور شفاف آمار سرمایه گذاری خارجی در کشور و بخش های مربوط به آن را با رقم دقیق اعلام می کردند، اما در این دو سال دولتمردان تدبیر و امید در این زمینه سکوت کرده اند. همچنین در آن سال ها به سفیران برتر و همچنین استانداران برتر کشور که در جذب سرمایه گذاری خارجی موفق بودند جوایزی اعطا می شد، که در این دولت نشانی از این اقدامات دیده نمی شود.ٰٰ!

    به نظر می رسد اصلی ترین دلیل این سکوت، ضعف دولتمردان تدبیر و امید در جذب سرمایه گذاری خارجی است، زیرا براساس اطلاعاتی که خبرنگار «نسیم» به دست آورده است از دو میلیارد و 105 میلیون دلار سرمایه خارجی که در یک سال گذشته به کشور وارد شده است، 1.5 میلیارد دلار در بخش نفت و گاز، 300 تا 400 میلیون در بخش بورس و باقی آن به صورت سرمایه گذاری مستقیم بوده و بخش هایی مانند صنعت کشاورزی و خدمات در کشور ما مورد اقبال سرمایه گذاران خارجی قرار نگرفته است.


    این آمار نشان می دهد که دولتمردان یازدهم بار دیگر در موضوع سرمایه گذاری خارجی هم مانند دیگر موضوعات به جای جبران کم کاری خود توپ را به زمین دولت قبل می اندازند و همچنان به جای ارائه استراتژی روشن در اقتصاد کشور چشم به نتایج مذاکرات هسته ای دارند.

    چرا آمار دولت قبل در خصوص سرمایه گذاری خارجی مخدوش نبود؟

    اما عده ای از افراد نزدیک به تیم اقتصادی دولت درصدد توجیه این آمار ضعیف دولت در حوزه سرمایه گذاری خارجی هستند.

    یکی از این شبهات که مشاوران غیر رسمی روحانی روی آن تاکید دارند، متهم کردن دولت قبل به ارائه آمارهای غلط به این نهاد بین المللی است.
    سازمان کنفرانس تجارت و توسعه ملل متحد (آنکتاد) مدعی است که گزارشهای سرمایه گذاری خارجی در هر کشوری را با استفاده از منابع داخلی آن کشور نهایی می کند. بنا بر همین مسئله حامیان دولت یازدهم معتقدند که مسئولان دولت قبل و به خصوص مسئولان سابق سازمان سرمایه گذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران، با ارائه آمارهای غیر کارشناسی و غلط باعث انحراف در گزارش نهایی سازمان آنکتاد شده اند.


    این ادعا از سوی حلقه مشاورین دولت در شرایطی مطرح می شود، که اساسا میان آمارهای این دولت و دولت قبلی هیچ گونه تفاوتی در کمیت و کیفیت وجود ندارد و برای اثبات این ادعا هم می توان به سایت سازمان آنکتاد مراجعه کرد.

    مرجع اعلام این آمارها سازمان سرمایه گذاری خارجی کشور است که طبق قانون یک سازمان و مرجع رسمی برای اعلام آمار سرمایه گذاری خارجی است. براساس قانون سرمایه گذاری خارجی، نه این رئیس سازمان نه رئیس دولت فعلی، نه رئیس دولت قبلی و نه رئیس دولت آینده، حق ندارند این آمارها را مخدوش کرده و یا اصطلاحا دستکاری کنند.

    جالب اینجاست بنابر گزارشهای رسمی طی این سالها، همه دستگاههای نظارتی از جمله سازمان بازرسی کل کشور سه بار، روی این آمارها کار کرده و همه آنها را تایید کرده و تبدیل به آمار رسمی کشور کرده اند که با رفتن یک دولت آمدن یک دولت دیگر قابل تغییر نیست.

    طریقه محاسبه این آمارها و تعریف دقیق سرمایه گذاری خارجی در کشور هم طبق ماده 3 ، 21 و 22 قانون سرمایه گذاری خارجی کاملا شفاف است و هیچ شخص و یا نهادی به آسانی نمی تواند در آنها دخل و تصرف کند.

    دولتهای نهم و دهم علی رغم عملکرد ضعیفی که در استراتژی مسائل مختلف اقتصادی کشور داشتند، موفق شده بودند که سرمایه گذاری خارجی را تبدیل مسئله مهمی در کشور کنند به شکلی اصطلاحا سرمایه گذاری خارجی روی میز مدیران اول کشور بوده و در صدر برنامه های آنها باشد. نمونه آن هم جذب 22 سند حمایت سرمایه گذاری خارجی طی سال های 86 تا 91 است که از نقاط قوت دولت قبل در عرصه جذب سرمایه خارجی به حساب می آید.

    برگزاری 22 همایش بین المللی برای جذب سرمایه گذاری خارجی از نقاط مختلف جهان طی سال های 86 تا 91 این واقعیت را نشان می دهد، که در سطح بین المللی با شعار نمی توان عمل کرد و صحنه اقتصاد بین الملل نیاز به بازی شفاف دارد و به قول دولتمردان یازدهم با باز و بسته کردن دیپلماسی، نمی توان شرایط سرمایه گذاری اقتصادی در کشور را بهبود بخشید.

    داشتن یک راهبرد و استراتژی، برقراری دیالوگ با سرمایه گذاران خارجی و ایجاد مشوق های سرمایه گذاری امروز از اصلی ترین حلقه های مفقوده دولتمردان تدبیر و امید در جذب سرمایه گذاری خارجی است و نمی توان در این حوزه هم تنها به خوردن قهوه با طرف های خارجی افتخار کرد.

    دولت قبل علی رغم تمام مشکلاتی که در اقتصاد کشور به وجود آورد در عرصه جذب سرمایه خارجی طبق آمار سازمان آنکتاد تجارت خارجی 900 میلیون دلاری را به 5 میلیارد دلار افزایش داد، آن هم در شرایط که روز به روز به حجم تحریم ها افزوده می شد و بانک مرکزی و سایر بانک های کشور در حال تحریم شدن بودند و کشور با تحریمهایی مانند تحریم سوئیفت دست و پنجه نرم می کرد.

    در شرایط فعلی در 23 ماه اخیر کشور با تحریم جدیدی رو به رو نشده است ولی متاسفانه دولتمردان چشم به عملکرد وزیر امور خارجه و تیم مذاکره کننده هسته ای دوخته اند، در حالی که در گذشته با وجود تشدید تحریم ها کشور از نظر رشد سرمایه گذاری خارجی جز شش کشور برتر دنیا بوده است.

    با این تفاسیر به نظر می رسد که حامیان دولت به طور شتابزده ای در این خصوص وارد صحنه شده اند و نقدی که به آمار سرمایه گذاری خارجی در دولت قبل وارد می کنند، یک نقد غیر کارشناسی و تنها در جبران کم کاری دولتمردان تدبیر و امید است.

    http://nasimonline.ir/detail/News/1009402/180

  14. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید negarminavi از ایشان تشکر کرده است:


  15. #37399
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت ۱۳۹۲
    ارسال
    30,000
    تشکر
    31,196
    تشکر شده 73,542 بار در 27,395 ارسال

    پاسخ : اخبار

    موج تناقضات دولت راستگویان در آمار واردات

    تعداد مسئولان دولت یازدهم که آمار واردات ۷۲۰ میلیارد دلاری مورد ادعای مسئولان قوه مجریه را زیر سئوال می‌برد هر لحظه در حال افزایش است



    http://nasimonline.ir/detail/Photo/1009012/237

  16. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید negarminavi از ایشان تشکر کرده اند:


  17. #37400
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    بهمن ۱۳۸۹
    ارسال
    2,562
    تشکر
    10,843
    تشکر شده 8,705 بار در 2,233 ارسال

    پاسخ : اخبار

    فهرست 29نفره قدرت تصمیم‌گیری ندارد؟
    چرا مشایی عضو "دولت در سایه" احمدی‌نژاد نیست؟/ فهرست "الک شده" دولت سابق!
    آنچه قابل تامل است اینکه در فهرست 29 نفره منتشرشده نامی از اسفندیار رحیم مشایی و افراد محکوم شده دولت احمدی نژاد و یا دارای پرونده و حاشیه دیده نمی شود.
    گروه سیاسی صراط - روز گذشته خبری در رسانه ها منتشر شد که بر اساس آن محمود احمدی نژاد با صدور احکامی برای 29 نفر، دولت در سایه را رسما تشکیل داده است.

    به گزارش گروه سیاسی صراط، بر اساس خبر مذکور، جلسات این افراد روزهای چهارشنبه هر هفته، در محله محمودیه تهران برگزار و طی آن، ضمن رصد مستمر و دقیق فعالیت‌های دولت حسن روحانی، شیوه‌های بازگشت به قدرت با استفاده از شناسایی و بزرگنمایی نقاط ضعف دولت یازدهم بررسی می شود.

    با این وجود این خبر با واکنش مجتبی ثمره هاشمی روبرو شد. او هم "دولت در سایه" را تکذیب کرد هم فعالیت انتخاباتی احمدی نژاد برای مجلس را.

    خود احمدی نژاد یا دفترش تا کنون به این خبر واکنشی نشان نداده اند. با این وجود، فارغ از درستی یا نادرستی این موضوع، آنچه قابل تامل است اینکه در فهرست 29 نفره منتشرشده نامی از اسفندیار رحیم مشایی و افراد محکوم شده دولت احمدی نژاد و یا دارای پرونده و حاشیه دیده نمی شود.

    البته طبیعی است که محمدرضا رحیمی که دوران زندانش را سپری می کند جایی در این فهرست نداشته باشد اما عدم حضور فردی چون بقایی که دست کم در دو سال پایانی دولت دهم از معتمدترین نیروهای دولت به شمار می رفت و پس از دستگیری اش نیز احمدی نژاد تمام قد پشت او ایستاد، جای تعجب دارد. مگر آنکه بپذیریم این احکام به تازگی و پس از دستگیری بقایی صادر شده اند که محتوای خبر اصلی و اشاره آنه به برگزاری جلسات منظم هفتگی، این موضوع را تصدیق نمی کند.

    به جز بقایی، نام سایر نزدیکان احمدی نژاد که دارای محکومیت بوده اند یا پرونده و حاشیه ای همراه آنان بود نیز در فهرست وجود ندارد. به طور مثال، مرتضوی، جوانفکر و ملک زاده هم جایی در این فهرست ندارند. از طرفی، اعضای جبهه یکتا هم عموما غایبان دیگر این فهرست به شمار می روند. در نتیجه نبود این افراد، فهرست اعلام شده، در واقع لیست "الک شده" و از صافی گذشته دولت سابق به شمار می رود نه چیزی بیشتر!

    به این ترتیب، چند احتمال در این خصوص قابل حدس است؛ اول اینکه، لیست منتشرشده صحت ندارد که با توجه به آدرس دقیق از زمان و مکان و مختصات این تشکیلات، دور از ذهن است. دوم اینکه، تصمیمات این تشکیلات، تنها جنبه مشورتی دارد در نهایت، تصمیم گیران اصلی خود احمدی نژاد و همان حلقه غایب او در این تشکیلات یعنی مشایی، بقایی، جوانفکر و ... هستند.

    شاید موضع گیری دفتر احمدی نژاد در روزهای آینده، بتواند بخشی از ابهامات را برطرف کند.

  18. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید ahmoeini از ایشان تشکر کرده اند:


اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 11 نفر از این موضوع دیدن می کنند (0 عضو و 11 مهمان)

برچسب برای این موضوع

فوری, قانون, مهم, مباحث, مجلس, مجری, مردم, مصوبه, مصاحبه, معدن, نفت, ناگهانی, ناظری, نرخ, هایده, هدفمندی, هدیه تهرانی, وام, وحشت, یورو, یارانه, کاهش, کشاورزی, گفتگو, گرانی, گزیده های خبر, پول, پوریا پورسرخ, پرونده هسته ای, آفریقا, آمار, آمریکا, آزادی, افزایش, الناز شاکردوست, انفجار, انقلاب, انتخابات, اوباما, ایران, اتش سوزی, اجتماعی, احمدی نژاد, اخبار, اخبار اقتصادی, اخبار سیاسی, اخراج, اروپا, استیضاح, استعفا, اشاره, اشتغال, اعتصاب, بنزین, بهره, بهرام رادان, بورس, بیکاری, بیداری اسلامی, بانک, بانک مرکزی, بارش, بازدید, بازرگانی, برکناری, تقاضا, تمایل, تهدید, تولید, تورم, توسعه, تکذیب, تاکید, تجمع, تجارت, تحریم, ترانه علیدوستی, تردید, تعزیرات, تعطیلی, جنگ, جنجال, جهان, جدید, حمله, خلیج فارس, خنده بازار, خودرو, خامنه ای, خاورمیانه, خبر, خبر از همه نوع, خبر سیاسی, دلار, دولت, درآمد, ریزش, رای, رسانه, زلزله, سفر, سقوط, سنا, سوئیفت, سوال, سیل, سکه, سایت بورسی, سریع, شهاب حسینی, شورای امنیت, شایعه, شجریان, صنعت, طلا, طوفان, عدالت, عرضه

نمایش برچسب ها

بوک مارک ها

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به ارسال ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید ارسال های خود را ویرایش کنید
  •