نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: .

رأی دهندگان
0. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • .

    0 0%
  • .

    0 0%
صفحه 715 از 4620 نخست ... 21561566570571271371471571671771872576581512151715 ... آخرین
نمایش نتایج: از 7,141 به 7,150 از 46199

موضوع: اخبار

  1. #7141
    ستاره‌دار (۱۴) بابک 52 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    14,807
    تشکر
    27,051
    تشکر شده 57,201 بار در 13,767 ارسال
    تاثیر صعود دلار بر بازار سهام در گفتگو با مدیرعامل شرکت بورس/پشت پرده حذف تهران از فهرست فدراسیون جهانی بورس ها

    بازار مالی - گفت و گو با مدیرعامل شرکت بورس اوراق بهادار تهران

    علی حق: دلایل کندی رشد شاخص کل قیمت، تاثیر افزایش نرخ سود بانکی و نرخ ارز بر بازار سهام و نیز داستان حذف بورس تهران از فهرست فدراسیون بین المللی بورس های جهان محورهای اصلی گفتگو با حسن قالیباف اصل، مدیرعامل شرکت بورس اوراق بهادار تهران است. گفتگویی که فرصت آن در میان مشغله های بسیار او و به واسطه حسن نظرش به خبرآنلاین در آخرین ساعات کاری بورس تهران در سال 90 فراهم شد. این گفتگو بدین شرح است:

    شاخص کل قیمت در حاضر در حدود 16 هزار و 500 واحد است؟
    ما تا یک جایی این شاخص را محاسبه کردیم ولی دیدیم که کاستی هایی دارد، الان هم شرکت فناوری مشغول کار روی رفع این کاستی هاست. تصمیم هم داریم که شاخص کل قیمت را منتشر کنیم. در حال حاضر عدد دقیقی در این خصوص ندارم. منظورتان از این سوال چیست؟
    منظور اصلی سوال من این است که شاخص کل قیمت از آن اوج 13 هزار و 800 واحدی سال 83 در حال حاضر به حدود 16 هزار و 500 واحد رسیده است. یعنی شاخص کل در مجموع کمتر از 4 هزار واحد رشد کرده است. لذا این طرز تلقی پیش آمده که ورود گسترده شرکت های بزرگ اصل 44 در مجموع به این منجر شده شرکت های بورسی با افت قیمت سهام مواجه شوند. یعنی بازار سهام به نوعی شرکت های بزرگ را می بلعد و سهام آنها را کم ارزش تر می کند. آیا شرکت های تازه وارد کوچکتر شده اند یا شرکت های قبلی خیلی سهامشان کم ارزش تر شده است؟ چون بازخوردی از این همه ورود به بورس در شاخص کل قیمت دیده نمی شود. نظر شما چیست؟
    این همه واقعیت نیست. اطلاعاتی که در بازار هست واقعیت را بیشتر نشان می دهد. سال 85 ارزش بازار 33 هزار میلیارد تومان بود الان شده 126 هزار میلیارد تومان. شرکت های جدید آمده اند و قیمت ها بالا رفته است . شرکت که افزایش سرمایه می دهد، بزرگ می شود. مثلا سال 88 مجموع افزایش سرمایه ها 1000 هزار میلیارد تومان بوده سال 89 شد، 3800 میلیارد تومان شد. سال 90 شده 7500 میلیارتومان. چادرملو که به بورس آمد سرمایه اش 50 میلیارد تومان بود الان شده 600 میلیارد تومان. چادرملو اوایل دهه 80 آمده است. سپس گل گهر هم با سرمایه 50 میلیارد تومان آمد و الان سرمایه اش 600 میلیارد تومان است.
    دلیل این که این مساله در شاخص کل دیده نمی شود، چیست؟
    چون این شاخص تغییر قیمت را نشان نمی دهد و با ورود و خروج و افزایش سرمایه شاخص تغییر نمی کند. ارزش بازار بزرگ یا کوچک شدن شرکت را نشان می دهد. بانک های اصل 44 که وارد بورس شده اند، افزایش سرمایه داده اند و شرکت مس چند بار افزایش سرمایه داده است و سال 90 سرمایه اش دو برابر شده است. اتفاقا بورس جای تامین مالی است. قطعا شرکت می خواهد بزرگ شود و تامین مالی راحت انجام دهد، بورس جای این شرکت هاست.
    اما شتاب رشد قیمت ها کند شده است. علت چیست؟
    بله. این وابسته به عوامل زیادی است. از عوامل کلان اقتصادی گرفته تا عوامل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی. بخشی هم وابسته به عوامل داخلی صنایع است که آنها هم تحت تاثیر عوامل زیادی است. بالاخر همه این ها باید دست به دست هم بدهند تا اوضاع همه جا خوب باشد تا بگوییم سرمایه گذار امیدوار به آینده است و در بلند مدت قیمت ها افزایش می یابد.
    ارزش بازار که رشد کرده است. شاخص هم رشد کرده، قیمت ها هم بالا رفته است. در سال 89 بازدهی بورس 85 درصد بورس بود که 25 درصد بازده نقدی بود و بقیه اش بازده قیمتی بود. سال 90 هم بورس حدود 11 درصد بازدهی داشته است. به هر حال قیمت ها تحت تاثیر عوامل زیادی است. ما هم باید نسبی نگاه کنیم یعنی عملکرد شرکت های داخل بورس را با شرکت های خارج بورس مقایسه کنیم . شرکت های بورسی قابل اتکاترند و خیلی از مسایلی که برای شرکت های خارج بورس رخ می دهد، برای شرکت های بورسی رخ نمی دهد. این شرکت ها دستچین و گلچین هستند. مگر در کشور چند تا مثل این شرکت ها هست. به هر حال ما آیین نامه پذیرش شرکت ها داریم و برای ورود به بورس باید شرایط زیادی احراز شود. رشد بورس را باید با رشد سایر بخش های اقتصاد نیز سنجید.
    قبول دارید امسال بورس اگر نگوییم بی مهری، دچار کم مهری از سوی دولت بود؟
    ....
    یعنی آن توجهی که در دولت نهم به بورس می شد در دولت دهم شاهد نبوده ایم؟
    بورس یک بازار رقابتی است و نمی شود انتظار داشت که دولت ها زیاد در آن مداخله کنند. البته در شرایطی که بحران به وجود می آید قطعا باید دولت کمک کند. مثلا زمانی که در غرب بحران اقتصادی رخ داد، دولت ها طرح نجات را تصویب کردند. لذا در شرایطی که عدم تعادل رخ می دهد، از دولت انتظار می رود که به بازار کمک کنند.
    البته منظور من دخالت نیست، به نظر می رسد در تصمیم گیری های اقتصادی دیگر بورس در اولویت نیست. مثلا از منظر نرخ سود بازار سهام از دو بعد زیان کرده است. آن زمانی که باید متعادل باقی می ماند، پایین نگاه داشته شد، در نتیجه بازار سکه و ارز جذاب شد و حالا هم که پس از افت بازار سهام، بورس نیازمند افزایش جذابیت بود، نرخ سود بانکی و اوراق مشارکت به بیش از بازده بازار سهام افزایش یافته است.
    این نکته، نکته درستی است، دولت به عنوان سیاستگذار هم می تواند به بازار کمک کند و هم موجب ایجاد محدودیت شود. دولت اگر مثلا تلاش کند که اقتصاد را شفاف و رقابتی کند و نهادهای تولید و محصول شرکت ها در بازار قیمتگذاری شود به نفع بازارسهام است. در قانون اصل 44 و هدفمندسازی یارانه ها هم این مسایل مورد توجه و تاکید بوده است. لذا تقویت بازار سرمایه بیش از سایر بازارها می تواند به نفع اقتصاد شود. بازار سهام که تنها جای خرید و فروش و بالا و پایین شدن قیمت نیست. در واقع این خرید و فروش ها و بالا و پایین شدن قیمت ها و رکورد و رونقی که در خصوص برخی سهم ها رخ می دهد، علامت دهی به اقتصاد است. یعنی رونق سهام یک صنعت منجر به جذب سرمایه های تازه به آن می شود. پس اگر اقتصاد رقابتی و شفاف شود، علامت دهی بازار سرمایه نیز واقعی تر و دقیق تر خواهد شد. قطعا هدف دولت هم همین است چون قوانینی که طی سال های گذشته تصویب شده این موضوع را تایید می کند.
    ولی اخیرا تصمیم هایی گرفته می شود همچون نرخ سود و بحث ارز که این نگاه خوشبینانه شما را نقض می کند.
    در خصوص نرخ سود توجه کنید که بانک مرکزی یک نهاد سیاستگذار است. به عنوان یک بازیگر در بازار پول سیاستگذاری می کند که باعث می شود نرخ سود بالا برود یا پایین اما این تغییر نرخ نباید دستوری باشد. البته گاهی پیش می آید که بانک مرکزی تلاش می کند که هدفی را محقق کند ولی نگاه بازار با این هدف همسو نیست و اتفاق دیگری رخ می دهد. لذا در خصوص تعیین نرخ سود هم باید به سمت یک بازار شفاف و رقابتی حرکت کنیم تا علامت دهی آن به اقتصاد واقعی شود. قطعا این علامت دهی را در این بخش نداریم.
    حالا که نرخ سود به طور دستوری افزایش یافته، به نظر شما این تصمیم به نفع بازار سرمایه است؟
    ددیدگاه ها در این خصوص متفاوت است. نرخ سود که در بازار پول بالا رفته یعنی نرخ بازده بدون ریسک، پس این به زیان بازار سرمایه خواهد شد. در واقع این نگاه، بازار پول و سرمایه را رقیب هم می داند. ولی در دنیا این دو مکمل هم هستند.
    یعنی منظورتان این است که چون نرخ سود بانکی بالای بانکها، به دلیل سهم بالای بانک ها در بازار پول موجب رشد بازار سهام هم می شود؟
    من می خواهم فراتر از این را بگویم. 20 درصد ارزش بازار بانک ها هستند. از طرف دیگر زمانی که نرخ سود بالا می رود به این معناست که بانک مرکزی می خواهد پول ها روانه بازار رسمی شود. وقتی این اتفاق بیفتد، قطعا این اتفاق در بلندمدت به نفع بازار سرمایه است. پول هایی که در بانک جمع می شود به چه کسی می خواهند بدهند؟ طبیعی است که به همین شرکت های بورسی می رسد. وقتی منابع روانه شرکت ها شود، خب بازار رونق می گیرد.
    البته اگر بانک ها در تخصیص وام ها واعتبار ها انقباضی عمل نکنند. در خصوص افزایش نرخ ارز چطور؟ آیا بررسی کرده اید که رشد نرخ ارز یا نوسان بالای آن طی ماه های پایانی سال 90 چه تاثیری مستقیم و غیر مستقیمی بر بازار سهام و شرکت های عضو آن داشته و دارد؟
    به هر حال در این خصوص هم عده ای می گویند که بازار ارز هم می تواند برای جذب سرمایه ها جذاب شود.
    این بیشتر در شرایطی است که نوسان صعودی ارز رخ می دهد ولی اگر افزایش هم با ثبات صورت گیرد، شرایط متفاوت است. قطعا شما هم با ثبات بازار ارز موافق هستید؟
    بله. صد در صد. باید توجه داشت که بازار ارز و سکه برای گردش دادن سرمایه یک فرصت کوتاه مدت است. کسی که وارد بازار می شود تنها از تورم منتفع می شوند.
    یعنی تنها بازده قیمتی دارد و مثل بازار سهام بازده نقدی سالانه ندارد.
    بله. بعد هم بازار ارز و سکه یک جایی اشباع می شود، چون روند صعودی قیمت ها تا ابد حفظ نمی شود. این ها نمی توانند رقیب بازار سهام باشند. چون بازار سهام بازار بلندمدت است. بورس آیینه تمام نمای اقتصاد و عملکرد شرکت هاست. اینجا چیزی که در قیمت سهم ها نمود پیدا می کند، تورم نیست، تولید و سازندگی است. اینجا تنوعی داریم که بازار ارز و سکه نداریم. الیته منکر نمی شوم که در کوتاه مدت بخشی از سرمایه ها روانه بازار ارز و سکه می شود و یک فشار قیمتی روی سهام بورسی وارد می شود.
    اثرات پایه ای رشد قیمت ارز بر بورس چیست؟
    قطعا افزایش نرخ ارز موجب افزایش درآمد شرکت های صادرکننده بورسی می شود.
    به شرطی که بانک مرکزی ارز مورد نیاز صنایع را تامین کند.
    صادرات که به ارز نیاز ندارد.
    صادرات که بدون تولید نمی شود. به هر حال تولیدکننده برای واردات مواد اولیه و تکنولوژی خود نیازمند ارز است. همه شرکت های بورسی هم که صادرکننده نیستند.
    بله. صادرکننده ها ارز مورد نیاز خود را خوشان تامین می کنند. شرکت هایی در بورس هستند که قیمتگذاری محصولاتشان جهانی است. لذا در بلندمدت افزایش نرخ ارز به نفع بورس می شود. شرکت هایی داریم که رقیب خارجی دارند. با افزایش نرخ ارز، این رقابت برای شرکت های داخلی راحت تر می شود.
    اما فعال اقتصادی می خواهد پیش بینی کند. قطعا در فضایی می تواند پیش بینی کند که ثبات وجود دارد. سیاست ارزی ای برای بازار سرمایه خوب است که بتواند ثبات بازار ارز را تضمین کند.
    افزایش نرخ ارز در متغیرهای کلان بازار تا چه حد تاثیرگذار بود؟ مثلا ارزش جاری بازار با نرخ جدید ارز به مقیاس دلار، کاهش یافته است. سوددهی بازار بر مبنای دلار کاهش یافته است. این مساله در کاهش رتبه بورس ایران در رده بندی های بین المللی چقدر تاثیرگذار بوده است؟
    حتما اثر می گذارد. بالاخره آن نرخ رسمی 1226 تومان است. خیلی از شرکت ها که صادر می کنند، صادرات خود را با نرخ مرجع محاسبه می کنند. باید نرخی به وجود بیاید که بانک مرکزی و شرکت ها بر روی آن اجماع داشته باشند. بانک مرکزی الان می گوید نرخ من 1226 تومان است با این نرخ که خیلی متغیرهای بازار دستخوش تغییر نمی شوند. ولی در بازار نرخ دیگری جاری است که محاسبه ارزش جاری بازار برمبنای آن نتیجه دیگری به دست می دهد. اما باید نرخی بر پایه عرضه و تقاضا شکل بگیرد که همه قبول داشته باشند. اگر روزی این نرخ وجود داشته باشد، اثر آن در فروش محصول شرکت و ارزش جاری آن ها معکوس خواهد بود.
    شما به لحاظ فردی چه احساسی بهتان دست می دهد زمانی که ارزش جاری بازار را پس از یکسال تلاش با نرخ جدید ارز محاسبه می کنید و می بینید که کاهش یافته است؟ حس فردی را دارید که ارزش ملکش بر مبنای دلار کاهش یافته است؟
    من که از باب بازار نمی توانم آن نرخ را استفاده کنم چون اساس فعالیت شرکت ها باید برمبنای آن نرخ باشد. فعلا نرخ 1226 تومانی اعلام شده و دلار به نرخ دیگر قاچاق است. اگر این نرخ روزی قانونی باشد قطعا با افزایش ارزش جاری بازار جبران خواهد شد.
    حدود یکسال و سه ماه از اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها گذشته است. کدام صنایع بورسی از اجرای این قانون منتفع شده اند؟
    واقعیت این است که من دسته بندی صنعتی ندارم که بتوانم چیز مشخصی بگویم. ما به کل بازار نگاه می کنیم، سال 89 شرکت های بورسی در اصل 16 هزار و 800 میلیارد تومان سود دادند.سال 90 رسید به 20 هزار میلیارد تومان. یعنی سوددهی صنایع بورسی سال 90 حدود 19 درصد رشد کرد. همکاران ما در حال تهیه گزارشی در خصوص تاثیر اجرای این قانون بر شرکت های بورسی هستند که هنوز کامل نشده است. در واقع هدف از تهیه این گزارش این است که دولت بداند که در آستانه اجرای فاز دوم هدفمندسازی یارانه ها، برآیند اجرای فاز اول بر شرکت های بورسی چه بوده است.
    پیش بینی شما از نتیجه اجرای فاز دوم هدفمندسازی یارانه ها هم مثبت است؟ یعنی فکر می کنید روند افزایش سوددهی شرکت های بورسی صعودی باشد؟
    والا نتیجه آن گزارشی که اشاره کردم برای پاسخ به این سوال لازم است.
    پشت پرده حذف بورس تهران از فهرست فدراسیون بین المللی بورس ها در سال 90 چه بود؟
    آنها یک مقررات داخلی دارند. یک چک لیست دارند که خود ارزیابی است. این ها را هر سال برای بورس های مختلف می فرستند. در شرایط عضویت بورس ها هم هست. سال گذشته که 3 تا از بورس ها درخواست عضویت داده بودند، ذکر شده بود که نهاد ناظر آنها باید عضو ISCO باشد. نهاد ناظر ما عضو ISCO نیست. سازمان بورس و اوراق بهادار ما پس از اجرای قانون جدید بازار سرمایه در سال 85 شکل گرفته است. سازمان بورس درخواست عضویت داده است و در حال بررسی است. الان پس از بحران جهانی اقتصاد هم که بحث این است کمبود نظارت ها در آن نقش داشته است، توجه به نهادهای ناظر پررنگ شده است.
    مسایل سیاسی چقدر در این حذف ایفای نقش کرد؟
    قطعا اثر دارد. می توانستند با مدارا و تساهل بیشتری با بورس تهران رفتار کنند. مثلا بگویند که کار پذیرش سازمان بورس و اوراق بهادار ایران در ISCO دارد پیش می رود و تا آن زمان صبر کنیم. آنجا هم بورس های غربی عضو هستند و موثر هم هستند.
    پس باید منتظر پذیرش عضویت سازمان بورس باشیم؟
    بله ولی ما لغو عضویت نشده ایم ما عضویم ولی عضو تعلیق شده ایم.
    این پروسه عضویت سازمان بورس چقدر طول خواهد کشید؟
    این پروسه 3 مرحله دارد که مرحله اصلی آن انجام شده است. البته آنها هم از این حذف ابراز تاسف می کردند چون بورس تهران بورس فعالی بود.
    یعنی شما دیگر گزارش های خودتان را ارسال نمی کنید؟
    ما ارسال می کنیم.
    ولی آنها منتشر نمی کنند.
    بله. آنها دیگر گزارش های بورس تهران را منتشر نمی کنند و می گویند چون گزارش های ما می تواند در جذب سرمایه گذار خارجی مهم باشد و نهاد ناظر شما عضو ISCO نیست، برای ما مسوولیت زاست. چون نظارت بر بازارها خیلی مهم شده است.
    الان مدیریت مجمع فدراسیون غلبه اش با کدام کشورهاست؟
    آمریکا، انگلیس، کانادا و هنگ کنگ کرسی دارند. رییس هیات مدیره اش یک هنگ کنگی است. به تازگی سازو کار جدیدی پیشنهاد شده که تصویب نشده است. آن هم این که افزون بر کشورهایی که بورس های بزرگ و پیشرفته دارند، بورس های نوظهور هم عضو مجمع شوند.



  2. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید بابک 52 از ایشان تشکر کرده اند:


  3. #7142
    ستاره‌دار (۱۴) بابک 52 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    14,807
    تشکر
    27,051
    تشکر شده 57,201 بار در 13,767 ارسال
    مدرک تحصیلی رئیس یکی از کمیسیونهای مجلس نامعتبر است

    آفتاب: مدرک تحصیلی رئیس یکی از کمیسیون های مجلس و از افراد نزدیک به جریان انحرافی نامعتبر از آب درآمد. وی در سایت شخصی، تبلیغات انتخاباتی و ... خود را دارای مدرک دکترای اقتصاد از دانشگاه آکسفورد لندن معرفی می کند.

    فارس به نقل از سایت ضدفساد نوشت: مدرک تحصیلی رئیس یکی از کمیسیونهای مجلس و از افراد نزدیک به جریان انحرافی نامعتبر از آب درآمد.

    وی در سایت شخصی، تبلیغات انتخاباتی و ... خود را دارای مدرک دکترای اقتصاد از دانشگاه آکسفورد لندن معرفی می کند، در صورتی که در جستجوی اینترنتی نام دانشگاهی که وی مدرک خود را از آن ارائه داده است مشخص می شود که این گواهینامه با شماره 235433 متعلق به یکی از دانشگاههای باز و بی اعتبار آمریکا به نام "Commonwealth Open Univerdity" است که در سال 2007 میلادی (1386شمسی) از آنجا خریداری شده است.

    نکته دیگر آنکه وی با ادعای اینکه مدرک خود را از یک دانشگاه انگلیسی زبان اخذ کرده و حداقل قاعدتاً باید 3 الی 4 سال در این دانشگاه درس خوانده، مقاله ارائه داده و در پایان دوره از "تز دکترای" خود به زبان انگلیسی دفاع کرده باشد، اما وی توانایی صحبت کردن به زبان انگلیسی را ندارد و حتی نمی تواند چند دقیقه درباره اقتصاد با زبان انگلیسی صحبت کند.

    در صحت مدرک کارشناسی ارشد وی نیز تردید وجود دارد چرا که هیچگاه این مدرک ارائه نشده و معلوم نیست وی کاشناسی ارشد روابط بین الملل را از چه دانشگاهی، با چه معدلی و با چه پایان نامه ای اخذ کرده است؟

    نکته جالب دیگر آنکه وی از امضاکنندگان استیضاح مرحوم علی کردان وزیر سابق کشور به دلیل استفاده از عنوان تقلبی "دکتر" و خرید مدرک از دانشگاه آکسفورد نیز بود در حالی که امروز خود او با این نوع مدرک "دکتر" خطاب می شود و با عنوان دکتر نامه های خود را امضاء می کند.

    نگاهی گذرا به مدرک این نماینده و ترجمه دقیق آن نکات جالبی را نمایان می کند، ترجمه دقیق این مدرک به شرح زیر است:

    دانشگاه آزاد – مشترک المنافع

    قابل توجه اینکه

    ...... با رعایت کلیه شرایط و مقررات دانشگاه پذیرفته شده اند که بدینوسیله مدرک دکتری از دانشگاه اقتصاد (اقتصاد سیاسی) اعطاء شده است و ایشان مستحق کلیه حقوق و امتیازات ویژه مرتبط با آن مدرک می باشند در تایید این گواهی ، این دانشنامه ""diplomaرا اعطاء نموده و آنرا با دستهایمان امضاء و به مهر دانشگاه ممهور نموده ایم.

    4/ دسامبر /2007 رییس دانشگاه/ ceo

    منشی یا مسوول دبیر خانه /235433 / شماره

    با کمی تامل می توان نکاتی در خصوص این مدرک تحصیلی نامعتبر عنوان کرد:

    1. رشته تحصیلی ذکر نشده، بلکه صرفا در خط دوم "در دانشگاه اقتصاد و یا اقتصاد سیاسی" ذکر شده است.

    2. در مدارک معتبر بجای دکتری از کلمه phd استفاده می شود.

    3. در سطر چهارم از گواهی "دانشنامه دیپلم diplomoa " تعریف به میان آمده و اختلاف بین مدرک دکتری با دیپلم بر کسی پوشیده نیست!

    4. در این مدرک بحثی از گذراندن دوره ها و امتحانات نشده و فاقد معدل است، بلکه "اعطا و اختصاص" عنوان شده که این واژه ها برای مدارک افتخاری یا پولی به کار برده می شود.

    5. اسمی از کشور شهر یا منطقه ذکر نشده است در صورتیکه این دانشگاه در آمریکا است و نامبرده مدعی اخذ مدرک از انگلستان است!

    6. هیچگونه تاییدیه ای از وزارت آموزش عالی کشور محل اخذ مدرک (امریکا یا انگلستان) مشاهده نمی شود.

    7. فاقد مهر تاییدیه اداره کل امور فارغ التحصیلان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری می باشد(مهر ارزشیابی)

    گفتنی است تحصیل "مدارک علمی غیر معتبر" یکی از مواردی است که مبتلابه بسیاری از کشورهاست و در قوانین این کشورها مجازات های سنگینی برای جاعلان مدارک علمی و دانشگاهی در نظر گرفته شده است.

    مجازات جعل مدارک علمی به ویژه برای مدیران دولتی و کارمندان دولت، بسیار سختتر است، چرا که مدیران دولتی که مدارک غیر معتبر و یا جعلی ارایه میدهند، طبیعتا انتظار ارتقای مقام و پایه حقوقی دارند و ممکن است سال ها بدون اینکه شایستگی کسب مقام یا پستی دولتی را داشته باشند با ارایه مدرکی تقلبی و یا غیر معتبر از حقوق و مزایایی برخوردار شوند که واقعا مستحق آن نیستند.

    در قوانین بسیاری از کشورها موضوع "مدارک دانشگاهی غیر معتبر" در دو مقوله مشخص تعریف می شود.

    در واقع مدارک علمی غیر معتبر یا تقلبی مدارکی هستند که:

    1. واقعی اند اما از دانشگاه یا موسسه ای غیر معتبر اخذ شده اند.

    2. جعلی اند و به نام دانشگاه یا موسسه ای معتبر صادر شده اند.

    این دو حالت بسته به استفاده کننده از مدرک غیر معتبر مجازات مختلفی دارد .

    مثلا در مورد اول پس از احراز معتبر نبودن مدرک علمی از سوی دادگاه، اگر ثابت شود که دارنده مدرک اطلاعی از غیر معتبر بودن دانشگاه خود نداشته باشد، مجازات خفیف تری برای او نظر گرفته می شود، اما در این حالت قانون اشد مجازات را برای موسسه غیر معتبر در نظر می گیرد.

    اما در حالت دوم بیشتر این تحصیل کننده مدرک است که مجازات می شود نه دانشگاه معتبر یا موسسه علمی که مدرک به نام آن صادر شده است . چرا که در این حالت با سوء استفاده از نام یک دانشگاه یا موسسه معتبر علمی، مدرکی جعل شده و احتمالا اشخاصی متقلب و کلاهبردار با جعل اسم دانشگاه و در ازای دریافت مبالغی اقدام به جعل مدرک علمی کرده اند .

    در ایران نیز، قانونگذار، سختگیری ویژه ای درباره مدارک جعلی تحصیلی قائل شده است تا بدین سان حرمت این مدارک محفوظ بماند.

    مطابق ماده 527 قانون مجازات اسلامی، هرکس مدارک اشتغال به تحصیل یا فارغ التحصیلی یا تاییدیه یا ریز نمرات تحصیلی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی داخل یا خارج از کشور یا ارزشنامههای تحصیلاتخارجی را جعل کند یا با علم به جعلی بودن آن را مورد استفاده قراردهد علاوه برجبران خسارت، به حبس از یک تا سه سال محکومخواهد شد.

    در صورتی که مرتکب، یکی از کارکنان وزارتخانهها یا سازمانها و موسسات وابسته به دولت یا شهرداریها یا نهادهای انقلاب اسلامی باشد یا به نحوی از انحاء در امر جعل یا استفاده از مدارک و اوراق جعلی شرکت داشته باشد به حداکثر مجازات محکوم میگردد.

    حال باید منتظر ماند و دید شورای نگهبان و مراجع ذی صلاح چه برخوردی با این گونه جعل عناوین و سوءاستفاده ها می کنند و اصولاً چرا افرادی در نظام مقدس اسلامی با این سابقه و عملکرد در جعل عنوان و برخی موارد دیگر باید در جایگاه حساسی نظیر نمایندگی مجلس شورای اسلامی قرار گیرند!؟

  4. #7143
    ستاره‌دار (۱۴) بابک 52 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    14,807
    تشکر
    27,051
    تشکر شده 57,201 بار در 13,767 ارسال
    وزیر نیرو از احتمال یکسان سازی تعرفهها ميگويد
    تعرفه برق خانگی و تجاری یکسان میشود


    اقتصاد > انرژی - همشهری آنلاین:
    وزیر نیرو از احتمال یکسان سازی تعرفه برق خانگی و تجاری در سال جاری خبر داد.
    به گزارش خبرنگار مهر، مجید نامجو بعدازظهر پنجشنبه 24 فروردین با حضور در جمع مدیران ارشد شرکتهای تابعه که در محل ستاد ارتباطات مردمی وزارت نیرو برگزار شد، بر ضرورت اجرای هرچه سریعتر طرح فاضلاب بندرعباس به عنوان پروژه ای بسیار مهم و تاثیرگذار تاکید کرد و گفت: با توجه به اهمیت بحث پساب باید اختلاط شوری زمین با فاضلاب را به هر طریق ممکن از بین برد که در این رابطه لازم است مدیریت آب کشور ضمن تعیین مدیر پروژه خاصی این مسئله را که بسیار بغرنج شده است، رفع سازد.
    نامجو حل مسائل مسکن مهر به عنوان ماموریت مهم وزارت نیرو، طرح فدک و پروژه های مهر ماندگار را از موضوعات مهم این وزارتخانه در سال تولید ملی اعلام نمود و تاکید کرد: در راستای انجام پروژه های آب و برق این استان نباید هیچ پروژه ای به خاطر مسائل مالی بر زمین بماند و طرح مطالبات نیز باید پس از اجرای پروژهها صورت گیرد.
    وزیر نیرو همچنین افزود: با تصمیم رئیس جمهور ضمن صرفه جویی در مصرف آب، دو هکتار به سطح زیر کشت کشاورزی برای ایجاد اشتغال اضافه میشود که نیازمند توجه و پیگیری جدی است.
    احتمال برابری تعرفه برق خانگی و تجاری
    نامجو همچنین از احتمال یکسان سازی تعرفه برق تجاری و خانگی خبر داد و افزود: پس از بررسیهای لازم در وزارتخانه نتیجه این مسئله اعلام میشود.
    وزیر نیرو در ادامه با اشاره به ضرورت رفع مسائل واگذاری نیروگاههای بندرعباس نسبت به اجرایی نشدن پروژه کلنگ زنی نیروگاه بندر پل ابراز نارضایتی کرد و اظهار داشت: با توجه به اینکه؛ امسال سال حمایت از بخش خصوصی است، توجه ویژه به این مسئله و پیگیری جدی جهت اجرایی نمودن این پروژه ضروری است.
    همچنین، توسعه برق روستایی استان، توجه ویژه به مسائل حاشیه نشینی، اهمیت رفع مشکلات خورهای بندرعباس، جذب و نگهداشت نیروی انسانی در هرمزگان، ارجاع درخواستها و مشکلات مردمی در حوزه وزارت نیرو به مراجع مربوطه جهت رفع این مسائل از جمله موضوعات مورد تاکید وزیر نیرو در این نشست بود که قرار شد طی صورت جلسه ای و با ابلاغ وزیر نیرو به شرکت های مادر تخصصی جهت رسیدگی ارجاع شود.
    بدهی های معوقه نیروهای نظامی و انتظامی
    در ادامه این نشست، مدیرعامل آب و فاضلاب هرمزگان ضمن ارائه گزارشی از عملکرد این مجموعه از تحقق 100 درصدی مصوبات هیئت دولت در دور اول تا سوم آب و فاضلاب خبر داد و گفت: تنها مصوبه محقق نشده عدم وصول بدهی آب بها از نیروهای نظامی و انتظامی استان بوده است.
    حسین خادمی با اشاره به منابع آب استان اظهار داشت: در حال حاضر 27 درصد آب مورد نیاز از منابع زیرزمینی، 60 درصد از منابع سطحی، 5.7 درصد از از طریق شیرین سازی و چهار درصد نیز از خط محرم تامین می شود.
    وی افزود: در بخش آب، حجم تولید سالیانه 93 هزار مترمکعب و 41 هزار مترمکعب حجم آب مصرفی استان است و 24 درصد نیز هدررفت آب داریم.
    به گفته این مسئول؛ در بخش فاضلاب چهار شهر استان دارای شبکه جمع آوری فاضلاب است و در مجموع 36 درصد جمعیت استان از این شبکه بهره مند هستند. همچنین 70 درصد جمعیت شهر بندرعباس واجد شبکه جمع آوری فاضلاب است.
    خادمی در مقایسه عملکرد صنعت آب و فاضلاب در دولت های نهم و دهم نسبت به دولت های پیشین گفت: آبفای هرمزگان طی این سالها 43 درصد رشد جمعیت، 94 درصد رشد شهرها، 33 درصد رشد افزایش انشعاب، 45، 60، 25 و 46 درصد به ترتیب افزایش خطوط انتقال نیرو، اصلاح و بازسازی خطوط، حجم مخازن و حجم تولید همچنین 10 درصد نیز کاهش هدر رفت داشتهایم.
    وی احداث تصفیه خانه و شبکه فاضلاب بندرلنگه و ابوموسی، طرح بازسازی خط محرم و خط انتقال آب چارک-بستک را از طرح های مهم در حال برنامه ریزی این مجموعه از طریق سرمایه گذاری بخش خصوصی عنوان کرد.
    در این نشست هر یک از مدیران شرکتهای تابعه وزارت نیرو در تایم پنج دقیقه ای به تشریح عملکرد و بیان چالشهای موجود در استان پرداختند.

  5. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید بابک 52 از ایشان تشکر کرده اند:


  6. #7144
    ستاره‌دار (۱۴) بابک 52 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    14,807
    تشکر
    27,051
    تشکر شده 57,201 بار در 13,767 ارسال
    موز امروز 4 هزار تومان/ رانت 2 هزار تومانی دلالان!


    افزایش قیمت موز به 4هزار تومان در حالی صورت میگیرد که طبق تفاهمنامه قبل از عید وزرارت صنعت، معدن و تجارت هر کیلوگرم موز نباید بیش از 1550 تومان فروخته شود و بر اساس همین تفاهمنامه با گرانفروشان باید برخورد جدی شود.
    قیمت موز در حالی با شتاب بالایی قیمت کیلویی 4 هزار تومان را پشت سر گذاشته که دو روز گذشته این قیمت 3400 تومان بود و قیمت جهانی آن با ارز دولتی کیلویی 1411 تومان و با ارز 1900 تومانی هم 2180 تومان تمام میشود.

    موز امروز در بازار تهران قیمت کیلویی 4 هزار تومان را در حالی در نوردید که دو روز پیش این قیمت کیلویی 3400 تومان بود و شتاب روبه جلو قیمت موز همچنان در حال افزایش است.

    گزارش میدانی خبرنگار فارس حاکی است که امروز در منطقه 10 تهران و البته مناطق دیگر هم موز به قیمت 4 هزار تومان عرضه می شود و در بسیاری مغازهها به دلیل گرانی این محصول عرضه نمیشد.

    افزایش قیمت موز به 4هزار تومان در حالی صورت میگیرد که طبق تفاهمنامه قبل از عید وزرارت صنعت، معدن و تجارت هر کیلوگرم موز نباید بیش از 1550 تومان فروخته شود و بر اساس همین تفاهمنامه با گرانفروشان باید برخورد جدی شود.

    بر اساس این گزارش، اولا عرضه امسال موز نسبت به سالهای گذشته به دلیل پرداخت بیموقع ارز دولتی کم شده و واردکنندگان نتوانستند واردات کالای موز را به موقع هماهنگ کنند.

    از سوی دیگر با تعیین قیمت دستوری در میادین میوه و ترهبار از سوی دولت، دلالان برای فرار از آن با شگردی جالب موزها را به انبارهای شخصی منتقل و با قیمت بالا فروختند.

    همچنین طرح نظارتی سازمان تعزیرات هم هیچ رنگی نداشت تا قیمتها در بازار همچنان سیر صعودی به خود گیرد.

    قیمت جهانی هر تن موز یک هزار و 151 دلار است که با ارز دولتی 1226 تومان قیمت هر کیلو موز 1411 تومان میشود، همچنین با فرض اینکه ارز دولتی به برخی وارد کنندگان نرسد و با ارز آزاد وارد کرده باشند قیمت هر کیلوگرم موز با دلار 1900 تومان 2180 تومان تمام میشود.

    دولت برای واردات موز ارز دولتی پرداخت کرده است، شاید وارد کنندگان درباره زمان پرداخت آن انتقاد داشتند اما به هر حال این محصولات با ارز دولتی وارد کشور شده است.

    به هر حال حتی با توجه به قیمت جهانی نیز قیمت 4 هزار تومان برای هر کیلوگرم موز با هیچ استدلالی قابل توجیه نیست و مسئولان باید فکری به این موضوع بکنند.


    رئیس اتحادیه ملی محصولات کشاورزی
    ۷۵۰۰ کارتن موز به نرخ دولتی فردا در میدان میوه و تربار توزیع میشود



    ۱۶:۲۹ (پنج شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۱)
    اخبار مرتبط


    نسخه چاپی نسخه چاپی

    رئیس اتحادیه ملی محصولات کشاورزی گفت: فردا7500کارتن موز به نرخ دولتی 1380تومان در میدان مرکزی میوه و ترهبار تهران توزیع میشود.

    سیدرضا نورانی با اعلام این خبر اظهار داشت: عرضه به این میزان برای تنظیم عرضه موز در بازار صورت میگیرد.

    رئیس اتحادیه ملی محصولات کشاورزی افزود: مردم و مشتریها میتوانند از 4صبح فردا برای خرید موز دولتی به نرخ 1380تومان به میدان مرکزی میوه و ترهبار تهران فاز 1، a12 مراجعه کنند.

    نورانی گفت: میادین شهرداری تهران نیز با داشتن نامه از شهرداریها و سازمان تعزیرات میتوانند برای توزیع در داخل تهران اقدام به خرید کنند،سازمان مرکزی میوه و ترهبار در جنوب تهران اتوبان آزادگان واقع شده است.

    قبل از عید طی تفاهمنامه وزارت صنعت، معدن و تجارت با واردکنندگان اتحادیه ملی محصولات کشاورزی قرار شد، موز از تاریخ 25اسفندماه تا 25 فروردین ماه امسال در میادین به قیمت 1380تومان و برای مصرفکننده 1550تومان توزیع شود، اما با دخالت دلالان این مصوبه اجرایی نشود و قیمت موز در بازار از مرز ۴۰۰۰ هزار تومان فراتر رفته است.

    فردا 25فروردین ماه آخرین روز از زمان باقیمانده این تفاهمنامه است.

  7. #7145
    ستاره‌دار (۱۴) بابک 52 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    14,807
    تشکر
    27,051
    تشکر شده 57,201 بار در 13,767 ارسال
    سال 1391، سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني نامگذاري شده است و بر متوليان اقتصاد كشور است كه در راستاي رهنمودهاي چند سال گذشته و امسال مقام معظم رهبري، راهكارهاي لازم را جهت نيل به اين اهداف در نظر بگيرند و به صورت «برنامه» پياده كنند. بديهي است كه استفاده از الگوي هاي كشورهايي كه گام در راه توسعه نهاده و موفق بوده اند، مي تواند راهگشا باشد.

    به گزارش «عصر ایران»، يكي از كشورهايي كه ظرف دو دهه گذشته گام در راه توسعه اقتصادي گذاشته، ويتنام است. ويتنام كه تا چند دهه پيش الگوي مبارزه عليه امريكا بود در حال حاضر مي تواند الگوي مناسبي براي توسعه باشد.

    دولت ويتنام با الگوبرداري از همسايه هاي خود، راه رشد اقتصادي را از طريق آزادسازي آن و جذب سرمايه و كوچك كردن حجم دولت از اوايل دهه نود ميلادي آغاز و گسترش داد.

    جذب سرمايه گذاري خارجي به عنوان راه حل مهم حل مساله فقر و بيكاري و ايجاد آرامش در مردم پس از جنگ هاي طولاني، از جمله سياست هاي اعمال شده بود.

    آگاهي و اعمال مديريت علمي با استفاده از الگوهاي ارائه شده مجامع جهاني نشان از مسئوليت پذيري و دورانديشي رهبران ويتنام دارد.

    در كشور ما و ديگر كشورهاي جهان، ويتنام را بعنوان سمبل مقاومت در برابر تهاجم خارجي مي شناسند.

    از اوايل دهه پنجاه ميلادي و پس از خروج ارتش فرانسه از هندوچين و در راستاي تقسيم مناطق جهان به دو حوزه تحت نفوذ كاپيتاليسم و سوسياليسم، بخش شمالي ويتنام تحت حمايت چين و شوروي و بخش جنوبي آن تحت حمايت آمريكا و متحدانش قرار گرفت.
    درست به همان طريق كه اروپاي پس از جنگ دوم جهاني به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم شد، در شرق آسيا نيز كره و ويتنام به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم شدند.

    در همان دوران انديشه هاي سوسياليستي به عنوان تنها راه رهايي بخش، با الهام از پيروزي مائو در چين، در بخش هاي گسترده اي از جهان رواج پيدا كرد.به طوريكه تا اوايل دهه 70 ميلادي به جز ويتنام شمالي و كره شمالي، حكومت هاي كامبوج و لائوس و بخش هايي از فيليپين و حتي هند هم تحت تاثير قرار گرفتند.

    اردوگاه غرب به رهبري آمريكا و اروپاي غربي شروع به تقويت اقتصادي و زيرساخت هاي جامعه در كشورهاي تحت حمايت خود كردند به طوريكه كشورهاي ژاپن، كره جنوبي، تايوان، هنگ كنگ و .... به كشورهاي پيشرفته در صنعت و كشاورزي تبديل شدند.

    اما در مورد ويتنام مساله تفاوت داشت، حكومت مسستقر در ويتنام جنوبي به دليل فساد و ظلم بيش از حد نتوانست از حمايت هاي جهان آزاد بهره گيرد و پس از سالها جنگ و خونريزي بالاخره سايگون ،پايتخت آن، به تصرف رفقاي شمالي درآمد و نام و ستاره سرخ «هوشي مين» بر آن حك شد.


    رهبران ويتنام شمالي كه همزمان با جنگ در كشورشان، در پاريس هم به دنبال صلح و جلوگيري از خونريزي بيشتر بودند، پس از پايان نبردها، شروع به بازسازي اقتصاد در هم شكسته خود با رعايت قواعد بازي بين المللي كردند.

    آنان بلافاصله عفو عمومي اعلام كرده، گذشته را به بايگاني تاريخ سپرده و با دشمن قبلي شان، آمريكا و اروپاي غربي مذاكراتي را براي بازسازي رابطه سياسي و ايجاد رابطه مفيد اقتصادي آغاز كردند.

    توسعه روابط اقتصادي و جذب سرمايه گذاران خارجي، پس از فروپاشي شوروي و اروپاي شرقي سرعت بيشتري گرفت تا جايي كه رهبران ويتنام رابطه نزديكي با مديريت اقتصاد جهاني از جمله بانك جهاني و صندوق بين المللي پول برقرار كردند.



    اعتمادسازي بين المللي و بازسازي رواني ـ اجتماعي جامعه ويتنام، باعث جلب سرمايه گذاران بين المللي شده تا جايي كه كمپاني هاي مشهور فعال در توليد لوازم ورزشي، پوشاك، كفش، صنايع غذايي و كشاورزي به منطقه سرازير شدند، كشور در مسیر توسعه قرار گرفت و بيكاري تا حدود زيادي كاهش پيدا كرده است.

    ويتنام در سال هاي اخير جزو عمده كشورهاي توليد كننده برنج جهان قرار گرفته و به علاوه در صنايع سنگين مانند كشتي سازي حرف هاي زيادي براي گفتن دارد. در این میان ، اگر وجود منابع قابل توجه نفت را به آن اضافه كنيم خواهيم ديد كه با توجه به حضور آن كشور در سازمان تجارت جهاني چه منافع دراز مدتي برايش قابل تصور است.

    آنچه مهم است اين كه ويتنام الگوي توسعه را از تايوان، چين و ژاپن و ديگر كشورهاي شرقي آسيا كپي برداري كرد اما مهمتر آن است كه ايدئولوژي حاكم (سوسياليسم) را در برنامه توسعه اقتصادي دخيل نكرده و اقتصاد كاملا آزاد را سرلوحه برنامه هاي خود قرار داد.


    آن كشور بدون سر و صدا و شعار دهي تلاش خود را براي رفع فقر و جهل از مردمش آغاز كرده و 5سال قبل هم پس از سالها تلاش به عضويت سازمان تجارت جهاني wto درآمد.
    بديهي است كه با سطح رشد هشت و نیم درصد مردم آن به سرعت با فقر فاصله خواهند گرفت.

    ويتنام مانند زمان جنگهايش كه مقاومت را به مردم جهان ياد داد، با توسعه اقتصادي اش هم پيام های مهمي ارسال مي كند: «با گذشته نبايد مشغول شد و در آن زندگي كرد. اقتصاد بايد آزاد باشد. يك كشور براي رفع بيكاري و فقر، نيازمند جلب اعتماد عموم دنيا است. نبش قبر گذشته ها و با آن مشغول بودن و ايجاد تنش و تشنج با دنيا و خاك به چشم خود پاشيدن، جلوي ديد ما براي رسيدن به آينده بهتر را خواهد گرفت.»

  8. #7146
    ستاره‌دار (۱۴) بابک 52 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    14,807
    تشکر
    27,051
    تشکر شده 57,201 بار در 13,767 ارسال
    صادرات 100 ميليون دلاري براي صنعت كاشي عدد قابل توجهي اشت

    http://shasa.ir/newsdetail-117569-fa.html

    http://kpardis.blogfa.com/tag/آمار-واطلاعات

  9. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید بابک 52 از ایشان تشکر کرده اند:


  10. #7147
    ستاره‌دار (۱۴) بابک 52 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    14,807
    تشکر
    27,051
    تشکر شده 57,201 بار در 13,767 ارسال
    فرید زکریا:
    در آستانه برگزاری مذاکرات هسته ای میان ایران و گروه 1+5، تحلیل های متعددی در مورد انتظارات هر طرف از مذاکرات ارائه می شود، اما در مورد شیوه های واقعی رسیدن به توافق کمتر صحبت می شود. «فرید زکریا»، تحلیلگر برجسته آمریکایی در مقاله ای به این موضوع اشاره کرده است.
    کد خبر: ۲۳۷۶۷۷
    تاریخ انتشار: ۲۵ فروردين ۱۳۹۱ - ۰۰:۲۰

    در آستانه برگزاری مذاکرات هسته ای میان ایران و گروه 1+5، تحلیل های متعددی در مورد انتظارات هر طرف از مذاکرات ارائه می شود، اما در مورد شیوه های واقعی رسیدن به توافق کمتر صحبت می شود. «فرید زکریا»، تحلیلگر برجسته آمریکایی در مقاله ای به این موضوع اشاره کرده است.

    به گزارش «تابناک»، زکریا در تحلیل خود که در روزنامه «واشنگتن پست» منتشر شده، با طرح این مطلب که دیپلماسی اوباما برای قانع کردن ایران به حضور پای میز مذاکره موفقیت آمیز بوده، بیان می کند که با این حال، برای رسیدن به توافق لازم است اقداماتی از هر دو سو انجام شود.

    زکریا اشاره می کند که آمریکا برای مدتی طولانی خواهان توقف کامل همه فعالیت های هسته ای ایران بوده؛ اما اکنون نشانه هایی وجود دارد مبنی بر اینکه این کشور تنها خواهان توقف غنی سازی 20 درصدی ایران است.

    از سوی دیگر، نشانه های ارسال شده از سوی ایران طی روزهای اخیر این گمان را تقویت می کند که ایران نیز با چنین پیشنهادی موافقت خواهد کرد. در این صورت، حق ایران برای غنی سازی اورانیوم نیز حفظ خواهد شد.

    در مورد میزان موجود اورانیوم 20 درصد غنی شده نیز، با وجود مخالفت های ابراز شده با انتقال این میزان به خارج از کشور، ایران در حقیقت قبلاً یک بار در سال 2009 چنین پیشنهادی را پذیرفته و این نشان می دهد که می توان بار دیگر در این مورد به توافق دست یافت. البته این در صورتی است که ایران در عوض صفحه های سوخت مورد نیاز برای رآکتورهای پزشکی خود را از خارج دریافت کند.

    زکریا همچنین در مورد «فردو» اشاره می کند که آمریکا باید از تقاضای بسته شدن این تأسیسات کوتاه بیاید، زیرا طرف ایرانی هرگز چنین چیزی را نخواهد پذیرفت. به جای این کار، می توان با استفاده از ابزارهای دقیق بازرسی و نظارت، از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران اطمینان حاصل کرد.

    همچنین به نظر وی، یک نقطه محوری در مذاکرات این است که ایران به طور جدی و واقعی با به کارگیری ابزارهای نظارتی و بازرسی از تأسیساتش موافقت کند تا به این ترتیب به نگرانی های موجود در مورد امکان تسلیحاتی شدن برنامه هسته ای پایان دهد. در عوض، غرب هم باید با برداشتن مرحله به مرحله تحریم ها، ابزاری تشویقی برای ادامه مسیر در اختیار ایران قرار دهد.

    زکریا معتقد است که در نظر داشتن موارد فوق، می تواند نتیجه ای موفقیت آمیز از مذاکرات را به دنبال داشته باشد. البته در این راه باید جلوی دیدگاه های تندروی موجود در هر دو طرف گرفته شود تا امکان رسیدن به توافق افزایش یابد.

  11. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید بابک 52 از ایشان تشکر کرده است:


  12. #7148
    ستاره‌دار (۱۴) بابک 52 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    14,807
    تشکر
    27,051
    تشکر شده 57,201 بار در 13,767 ارسال
    پرتاب موشک کرهشمالی به فضا ناکام ماند


    علیرغم هشدارهای جامعه جهانی، کرهشمالی موشک دوربردی را که وعده داده بود به فضا پرتاب کرد. این موشک کمتر از ۱ دقیقه بعد از پرتاب به دریا سقوط کرد.این خبر از سوی مقامات کرهشمالی نیز تایید شده است.

    کرهشمالی، موشک دوربردی را که وعده داده بود، به فضا پرتاب کرد. مقامات وزارت دفاع کرهجنوبی با تایید این خبر اعلام کردند که پیونگیانگ، در ساعت ۷:۳۹ دقیقه به وقت محلی موشک دوربرد را علیرغم هشدارهای جدی جامعهی جهانی به فضا پرتاب کرد.

    کیم مین سوک، سخنگوی وزارت دفاع کرهجنوبی، در کنفرانس خبری که از تلویزیون سئول به شکل مستقیم پخش شد این خبر را اعلام کرد. خبرگزاری رسمی کرهشمالی به نقل از مقامات رسمی این کشور تایید کرد که آزمایش پرتاب موشک ناموفق بوده و کارشناسان این کشور در حال بررسی دلایل این ناکامی هستند.


    دولت کرهشمالی پیش از این اعلام کرده بود که این موشک را در فاصله زمانی بین روزهای ۱۲ تا ۱۸ ماه آوریل، به فضا پرتاب خواهد کرد. پیونگ یانگ گفته بود این موشک را به مناسبت صدمین سال تولد کیم ایل سونگ، بنیانگذار کرهشمالی به هوا پرتاب خواهد کرد.
    دولت ژاپن نیز با تایید خبر اعلام کرده است که موشک به فضا پرتاب شده و وزارت دفاع ژاپن نیز پرتاب این موشک را بررسی و تایید میکند.
    یک مقام مسئول سازمان ملل متحد نیز در گفتوگو با رویترز اعلام کرده که سازمان ملل نیز خبر پرتاب این موشک به فضا را تایید میکند.
    وزیر دفاع ژاپن با تایید خبر به رویترز گفته است:«تایید میکنیم که موشک جنجالی از سوی پیونگپانگ پرتاب شد.»


    گزارشهای اولیه از پرتاب موشک کرهشمالی که واکنشهای خشمگین جامعه جهانی را به دنبال داشت، حاکی از آن است که این آزمایش، ناموفق بوده است.
    شبکهی خبری "سی ان ان" در گزارش اولیه به نقل از مقامات پنتاگون در آمریکا اعلام کرده که این موشک بالستیکی، کمتر از یک دقیقه بعد از پرتاب به فضا در دریای زرد سقوط کرده است.
    وزیر دفاع ژاپن نیز تایید کرده است که موشک بعد از کمتر از یک دقیقه به دریا سقوط کرده است. ناکایی تاناکا گفت:«جسمی در فضا مشاهده شد که بررسی ما مشخص میکند موشک دوربرد کرهشمالی است و این موشک کمتر از یک دقیقه در فضا بود و بعد به دریا سقوط کرد.
    کرهشمالی برای پرتاب این موشک، پایگاه تازهای را در نزدیکی مرز این کشور با چین احداث کرد. اگر این آزمایش کرهشمالی موفق میبود، کرهشمالی میتوانست توانایی خود در فنآوری پرتاب موشکهای دوربرد را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.
    پیش از این کارشناسان هشدار داده بودند که برخلاف دو موشک قبلی که کرهشمالی به فضا پرتاب کرد این موشک تازه میتواند برمبنای سوخت اورانیوم کار کند. اگر این فرضیه صحت داشته باشد، موشک با سوخت اورانیوم نشانهی پیشرفت برنامهی پنهانی اتمی دولت کرهشمالی است.
    ژاپن و کرهجنوبی هشدار داده بودند که اگر این موشک داخل خاک آنها شود، در واکنش به این اقدام ستیزهجویانه کرهشمالی، به خاک این کشور موشک پرتاب خواهند کرد.
    ایالات متحدهی آمریکا، بریتانیا، ژاپن، کرهجنوبی و شورای امنیت سازمان ملل متحد پیش از این هشدار داده بودند که پرتاب این موشک از سوی کرهشمالی، نقض قطعنامههای شورای امنیت علیه برنامهی اتمی و آزمایشهای موشکهای دوربرد کرهشمالی است.
    هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجهی آمریکا نیز هشدار داده بود که آزمایش این موشک، اقدامی علیه "امنیت منطقه و جهان" است و کرهشمالی در صورت پرتاب این موشک، با واکنش جدی آمریکا مواجه خواهد شد.

  13. #7149
    ستاره‌دار (۱۴) بابک 52 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    14,807
    تشکر
    27,051
    تشکر شده 57,201 بار در 13,767 ارسال
    هشدار آمریکا و فرانسه به ایران در آستانه شروع مذاکرات اتمی


    باراک اوباما و نیکلا سارکوزی اعلام کردند اگر نشست گروه ۱+۵ با ایران در استانبول نتیجهبخش نباشد، اعمال تحریمها علیه ایران ادامه مییابد. کلینتون نیز تاکید کرد که زمان برای حل بحران اتمی از طریق مذاکره نامحدود نیست.
    مذاکرات گروه موسوم به ۱+۵ با مقامات ایران بر سر برنامهی اتمی مناقشهبرانگیز جمهوری اسلامی در شرایطی در روز شنبه، ۱۴ آوریل شروع میشود، که قدرتهای جهان هشدار دادهاند که این از آخرین فرصتها برای حل این بحران از راههای دیپلماتیک است.
    نیکلا سارکوزی، رئیسجمهور فرانسه، بعد از ویدیو کنفرانس با باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا گفت: «انتظار میرود جمهوری اسلامی ایران به شکلی جدی و مثبت در مذاکرات حاضر شده و همهی فعالیتهای حساس اتمی خود را متوقف کند.»
    در بیانیهای که از سوی دفتر سارکوزی انتشار یافته، آمده است:«رهبران فرانسه و آمریکا بر ادامهی اعمال تحریمها علیه شریان اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، تا زمانی که ایران به تعهدات بینالمللی خود پایبندی نشان ندهد و بهويژه قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل را جدی نگیرد، تاکید کردند.»


    در بیانیهی دفتر ریاستجمهوری فرانسه همچنین آمده است که باراک اوباما و نیکلا سارکوزی بر لزوم تحریمها بیشتر در شرایطی که مذاکرات ۵+۱ با ایران در استانبول نیز نتیجهای نداشته باشد، تاکید کردهاند.
    پنج کشور عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد (بریتانیا، فرانسه، آمریکا، چین، روسیه) به همراه آلمان خواهان آن هستند که ایران غنیسازی ۲۰ درصدی اورانیوم را متوقف کند. جمهوری اسلامی ایران در آخرین دور مذاکرات که به شکست انجامید، از قبول توقف غنیسازی اورانیوم سرباز زد.

    آمریکا به دنبال نشانههای شفاف از همکاری ایران است

    هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجهی ایالات متحدهی آمریکا در اظهارات خود در روز پنجشنبه، ۱۲ آوریل اظهار کرده که آمریکا نشانههایی دریافت کرده که حاکی از آن است که جمهوری اسلامی ایران با ایدهها و پیشنهادهای تازهای در مذاکرات حاضر خواهد شد.
    وزیر امور خارجهی آمریکا تاکید کرده است که این کشور خواهان آن است که مقامات جمهوری اسلامی "تعهد کتبی و شفاف" دهند که خیال ساخت سلاح اتمی ندارند.
    هیلاری کلینتون با تاکید بر آنکه آنها متوجه هستند که جمهوری اسلامی نیز از آنها برای چنین تعهداتی، انتظارات و خواستههایی دارد، گفت:« ما تضمین میدهیم که خواستههای جمهوری اسلامی ایران را با دقت بررسی کرده و در حد مقدور عملی کنیم.»
    بااینحال کلینتون بار دیگر تاکید کرده که مقامات جمهوری اسلامی ایران باید بدانند پنجرهی مذاکره و دیپلماسی برای همیشه باز نیست.
    این مقام مسئول ایالات متحدهی آمریکا گفت:« فکر میکنم برای همه و به ویژه کشورهای عضو ۱+۵ روشن است که ما خواهان مذاکره هستیم، با اینحال جهان برای مدت نامحدودی نمیتواند به ایران فرصت دهد تا اقدامات روشن و ملموسی برای رفع نگرانیهای جهان از برنامهی اتمی خود انجام دهد.»

    هیلاری کلینتون با ابراز اینکه آنها از همین شنبه در نشست استانبول به دنبال حل بحران از طریق دیپلماسی و مذاکرهی سازنده و مثبت هستند، تاکید کرد:«مذاکرات را از طریق شفاف و روشن پیش میبریم تا بدانیم آیا امکان بالقوهی ملموسی برای حل این بحران از طریق دیپلماسی باقی است یا خیر.»

    پیش از این سعید جلیلی، رئیس هیئت مذاکرهکنندهی اتمی جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده بود که ایران اینبار با پیشنهادهایی تازه در نشست استانبول حاضر خواهد شد. جلیلی توضیح نداد که جزئیات این پیشنهادات از چه قرار است.
    قدرتهای غربی تحریمهای شدید و همهجانبهای را علیه صنعت نفت و بانکهای جمهوری اسلامی ایران اعمال کرده و به اقتصاد ایران آسیب جدی وارد کردهاند.
    پیش از این کشورهای گروه ۱+۵ به جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد داده بودند که اورانیوم۲۰ درصدی در کشور دیگری برای ایران غنیسازی شود. ایران این پیشنهاد کشورهای غربی را رد کرده بود. برای تولید انرژی اتمی، اورانیومی که تنها تا حدود ۵ درصد غنی سازی شده کافیست. جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده به اورانیوم ۲۰ درصد غنیشده برای تامین سوخت رآکتور تهران به منظور تحقیقات درمانی نیاز دارد.


  14. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید بابک 52 از ایشان تشکر کرده است:


  15. #7150
    ستاره‌دار (۱۴) بابک 52 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    14,807
    تشکر
    27,051
    تشکر شده 57,201 بار در 13,767 ارسال
    فیشر: بروز فاجعه بزرگ در صورت شکست مذاکرات هسته ای ایران


    «یوشکا فیشر» یکی از رهبران با سابقه حزب سبزهای آلمان که در سال های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ وزیر امور خارجه و معاون صدراعظم این کشور بود در مقاله ای که روزنامه انگلیسی زبان «پراگ پست» آن را منتشر کرده است می نویسد: «مذاکرات با ایران وارد یک مرحله جدید و حساس می شود».

    به گفته آقای فیشر، دور جدید مذاکرات هسته ای ایران با نمایندگان کشورهای عضو دائم شورای امنیت به علاوه آلمان بسیار تعیین کننده خواهد بود. گفت و گوهای هسته ای با ایران حدود ۱۰ سال است که ادامه دارد و در دوره هایی متوقف شده است، بنابراین به دشواری می توان گفت که در این دور به موفقیت خواهد رسید یا نه. اما شرایط هیچ گاه تا این حد جدی نبوده و نتایج این مذاکرات می تواند در تضمین صلح نقش تعیین کننده ای داشته باشد.

    پس از سفر اخیر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن و دیدار رجب طیب اردوغان با سران حکومت در تهران، شرایط مبهم ماه های گذشته تا حدی روشن تر شده است. به نظر می رسد که باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا، مهلت مشخصی برای تداوم دیپلماسی تعیین کرده که به زمان شروع فعالیت های نظامی هسته ای در ایران بستگی خواهد داشت و به رهبر اسرائیل تضمین داده است که اگر مذاکرات با ایران به شکست بیانجامد آمریکا آماده اقدام نظامی است.

    علاوه بر این دولت آمریکا همراه با متحدان اروپایی و سایر هم پیمانان خود با در نظر گرفتن خطرهای ناشی از اقدام نظامی از ماه ها پیش برای تحت فشار قرار دادن ایران تحریم های شدید و «هوشمندانه ای» را علیه این کشور و به خصوص در مورد صادرات نفت که منبع اصلی درآمد ایران است به اجرا گذاشته است. جمهوری اسلامی ایران اکنون از انجام هر گونه معامله ای از طریق سیستم و شبکه متعارف بانکی در سطح بین المللی محروم شده است.

    حکومت ایران به شدت به درآمد حاصل از فروش نفت خود محتاج است و بدون برخورداری از خدمات شبکه بانکی بین المللی معاملات خارجی آن کشور تقریبا فلج خواهد شد. معاملات پایاپای و یا دریافت پول نقد نمی تواند پاسخگوی معاملات مربوط به صادرات نفت ایران باشد و به همین خاطر بنیان های اقتصاد این کشور به شدت به لرزه افتاده است.

    یوشکا فیشر در ادامه تحلیل خود می افزاید: به نظر می رسد که دولت آمریکا از راه های بسیار موثر و معتبری حساسیت شرایط و نیات و برنامه های خود را به رهبران ایران انتقال داده است. بنابراین اگر این دور از مذاکرات نیز به شکست بیانجامد به احتمال فراوان یک فاجعه بزرگ به وقوع خواهد پیوست.

    نکته مثبت این است که ظاهرا همه طرف های ذینفع در این گفت و گوها از این وضعیت به خوبی خبر دارند که قاعدتا باید به تمرکزجدی تر روی مذاکره و تلاش برای یافتن یک نوع مصالحه بیانجامد. در عین حال به زودی مشخص خواهد شد که آیا ایران واقعا در این دوره قصد گفت و گو و مصالحه دارد یا نه. چون معیارها و شروط موفقیت برای این مذاکرات به صراحت تعیین و اعلام شده اند.

    مضمون و چارچوب های یک چنین توافقی تقریبا روشن است. از یک سو حق ایران برای تداوم غنی سازی با غلظت پایین پذیرفته خواهد شد به شرط آنکه بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی بتوانند نظارت دقیق و همه جانبه تری بر این فعالیت ها داشته باشند. از سوی دیگر اورانیوم های غنی شده ایران برای انجام غنی سازی بیشتر باید به خارج انتقال یابند و ایران ثابت کند که این مواد برای آزمایش ها و یا برنامه های مربوط به سلاح هسته ای به کار گرفته نمی شوند. در عین حال ایران باید امکان بازرسی از تمام تاسیساتی را که قبلا بازرسان آژانس اجازه بازرسی از آنها را نداشته اند فراهم کند.

    یوشکا فیشر در ادامه مطلب خود در هفته نامه «پراگ پست» خاطر نشان می کند که حصول به توافقی در این زمینه مسلما رفتار و سیاست های جمهوری اسلامی در داخل آن کشور و یا رفتار و بلندپروازی های ایران را در سطح منطقه شامل نخواهد شد که موجب نگرانی شدید اسرائیل، کشورهای حاشیه خلیج فارس و به خصوص دولت عربستان سعودی است.

    اما با توجه به اینکه در حال حاضر هیچ کشور و قدرتی حاضر نیست به خاطر تغییر رژیم در ایران به جنگ برود و با توجه به تجربه شکست خورده عراق، هیچکس نباید به خاطر آمال و آرزوهای دست نیافتنی مثل تغییر رژیم، مذاکرات جدید در مورد بحران هسته ای ایران را کم اهمیت تلقی کند.

    این موضوع در مورد روش برخورد ایران نیز صدق می کند. برخی از رهبران ارشد حکومت ایران هنوز هم بر این باور هستند که گویا می توان آمریکا را از منطقه خاورمیانه بیرون کرد و شرایط فعلی را می توان به شکلی تغییر داد که در نتیجه آن ایران به قدرت برتر در منطقه تبدیل شود. یک چنین توهمی در میان مقامات ایرانی درست همچون آرزوی تغییر رژیم در ذهن برخی از دولتمردان غربی، نه از طریق مذاکره برای حل بحران هسته ای بلکه فقط در قالب افزایش تنش های منطقه ای و احتمال بروز جنگی قابل تعقیب است که به بی ثباتی در کل منطقه خاورمیانه خواهد انجامید.

    البته عوامل مهم دیگری در تعیین نتایج این دور از مذاکرات هسته ای با ایران تاثیر گذار خواهند بود. یکی از این عوامل سیاست داخلی و تداوم جنگ قدرت در درون رژیم است. جنگ قدرتی که تا حد زیادی در به شکست انجامیدن مذاکرات هسته ای سال ۲۰۰۹ موثر بود. در آن دوره نه محافظه کاران پیرو آیت الله خامنه ای و نه معدود اصلاح طلبان حاشیه حکومت هیچیک حاضر نبودند موفقیت محمود احمدی نژاد در به نتیجه رساندن این مذاکرات را بپذیرند. فقط می توان امیدوار بود که این بار با توجه به جدیت و اهمیت مذاکرات فعلی، جنگ قدرت در درون حکومت ایران دوباره مشکل آفرین نشود.

    عامل دیگری که باید در نظر گرفت تحولات اخیر در سوریه است. سوریه تنها متحد نزدیک و قدیمی حکومت ایران در کل منطقه است . اگر رژیم بشار اسد سرنگون و یا متحول شد ایران تنها متحد خود را از دست داده و تقریبا با یک جبهه واحد از کشورهای عربی روبرو خواهد شد. یک چنین جبهه ای از سوی ترکیه ، آمریکا و حتی به شکل غیرمستقیم از سوی اسرائیل مورد حمایت قرار خواهد گرفت.

    در چنین شرایطی تداوم نفوذ ایران در لبنان با مشکلات جدی روبرو خواهد شد و در عراق نیز حتی با وجود کنترل بخش عمده ارگانهای حکوتی توسط شیعیان ، نفوذ ایران تضعیف خواهد شد. به طور خلاصه باید گفت که تلاش های یک دهه اخیر حکومت ایران برای کسب نوعی برتری در سطح منطقه به شکست خواهد انجامید.

    یوشکا فیشر خاطر نشان می کند که با در نظر گرفتن پیچیدگی های عوامل خارجی این نکته بسیار مهم است که باید از دخالت دادن موضوعات حساس و پیچیده منطقه ای در مذاکرات هسته ای با ایران که هدف دیگری دارد، به شدت پرهیز کرد.

    اگر بتوان در این دور از مذاکرات هسته ای به نوعی از توافق رسید و خطر وقوع جنگ بر سر برنامه های هسته ای ایران را منتفی کرد، در آینده فرصت های دیگری فراهم خواهد شد که مسائلی مثل آینده سوریه و یا نگرانی های موجود در حاشیه خلیج فارس را می توان در آنجا به مذاکره گذاشت.

    از عهد باستان و زمانی که «اسکندر کبیر» آن طور که در اساطیر نقل می شود با یک ضربه شمشیر گره گوردیان را گشود مردم به یک چنین روشی عادت کرده و بسیاری فکر می کنند که تنها راه حل بحران های پیچیده یک حمله نظامی است. ولی معمولا به کارگیری قدرت نظامی بحران و مشکلات جدیدی را به همراه می آورد.

    در مورد عراق، راهکار جورج دبلیو بوش، دیک چینی و رونالد رامسفلد نشان داد که حمله نظامی نه تنها از منظر اخلاقی و انسانی بلکه حتی از لحاظ سیاست های عملگرایانه نیز نادرست است.

    در برخی از مواقع استفاده از نیروی نظامی اجتناب ناپذیراست ولی هیچگاه نباید اقدام نظامی را به عنوان جایگزینی برای دیپلماسی برگزید. مسلما در مورد گره کور بحران هسته ای نیز این اصل صادق است اکنون هر دو طرف در برابر یک تصمیم بزرگ قرار دارند: دیپلماسی و یا جنگ.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 18 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 18 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فوری، قانون، مهم، مباحث، مجلس، مجری، مردم، مصوبه، مصاحبه، معدن، نفت، ناگهانی، ناظری، نرخ، هایده، هدفمندی، هدیه تهرانی، وام، وحشت، یورو، یارانه، کاهش، کشاورزی، گفتگو، گرانی، گزیده های خبر، پول، پوریا پورسرخ، پرونده هسته ای، آفریقا، آمار، آمریکا، آزادی، افزایش، الناز شاکردوست، انفجار، انقلاب، انتخابات، اوباما، ایران، اتش سوزی، اجتماعی، احمدی نژاد، اخبار، اخبار اقتصادی، اخبار سیاسی، اخراج، اروپا، استیضاح، استعفا، اشاره، اشتغال، اعتصاب، بنزین، بهره، بهرام رادان، بورس، بیکاری، بیداری اسلامی، بانک، بانک مرکزی، بارش، بازدید، بازرگانی، برکناری، تقاضا، تمایل، تهدید، تولید، تورم، توسعه، تکذیب، تاکید، تجمع، تجارت، تحریم، ترانه علیدوستی، تردید، تعزیرات، تعطیلی، جنگ، جنجال، جهان، جدید، حمله، خلیج فارس، خنده بازار، خودرو، خامنه ای، خاورمیانه، خبر، خبر از همه نوع، خبر سیاسی، دلار، دولت، درآمد، ریزش، رای، رسانه، زلزله، سفر، سقوط، سنا، سوئیفت، سوال، سیل، سکه، سایت بورسی، سریع، شهاب حسینی، شورای امنیت، شایعه، شجریان، صنعت، طلا، طوفان، عدالت، عرضه

نمایش برچسب‌ها

بوک مارک ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •