click to register

صفحه 2 از 103 اولیناولین 123451252102 ... آخرینآخرین
نتایج از شماره 11 تا 20 از مجموع 1025

موضوع: دانلــــــــود موسیقی+تازه های خبر؟

  1. #11
    مدیر آمن خادمی آواتار ها
    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۸۹
    ارسال
    5,230
    تشکر
    32,110
    تشکر شده 59,696 بار در 5,248 ارسال

    'گفت و گوی من با شهرداد روحانی

    گفتگوي من با شهرداد روحانی(آهنگساز و رهبر ارکستر) برای کسانی که اطلاع ندارن ؛بگم که ایشون توی کنسرت آکروپلیس یانی رهبر بود و سولیست ویلن

    اينجا مملكت من است ولي اينجا زندگي نميكنم

    روحاني در گفتگوي خود ازيكسو به اين موضوع اشاره ميكند كه به عنوان يك رهبر نمي توانم امورات زندگي ام را تنها با كار در ايران بگذرانم بنابراين از هر پيشنهادي ولو در خارج از ايران استقبال مي كنم. و ازسويي تاكيد ميكند كه براي رهبر اركستر فرقي ندارد كه با گروهي در افغانستان كار كند يا لندن. رهبر درقبال هر اركستري كه رهبري اش را به عهده دارد؛ وظايفي دارد كه بايد انجام دهد.


    خبر رفتن منوچهر صهبایی برای هركس كه دغدغه فرهنگ بومی سرزمین مادریاش را دارد، نگران کننده بود. نگران کننده نه از آن جهت که صهبایی برکنار شده یا به گفته مديران؛ زمان قراردادش به پایان رسیده بلکه نگران كننده از آن جهت که نکند این زمزمه و مقدمهاي باشد برای اینکه ارکستر سمفونیک تهران هم به سرنوشت ارکستر ملی دچار شود.
    بعد از دو ماه بي خبري از اركستر سمفونيك تهران؛ حضور شهرداد روحانی به عنوان رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران رسما اعلام شد. این خبر خوشحالکننده بود از اين رو که بعداز حدود پنج سال شاهد رهبری دوباره روحانی در ایران بوديم و نگران کننده از این جهت که شايد با روحانی هم همان رفتاري شود كه با علی رهبری صورت گرفته بود. و او که با هزاران دلگرمی براي سفر به سرزمين مادري؛ چمدان بست خيلي زود از ناملایمی ها به خانه خود بازگشت.
    نام شهرداد روحانی برای مخاطبان خاص موسیقی کلاسیک، اجراي كنسرت یانی در فضای باز معبد پارتنون آکروپلیس آتن كه با رهبری و تکنوازی ویلن روحاني را يادآور مي شود.
    شهرداد روحانی، آهنگساز؛ ویولنیست؛ پیانیست و رهبر ارکستر ایرانی است. سبک وی معاصر و موسیقی عصر نو است. وی همچنین از دانش آموختگان هنرستان هنرهای زیبا(کنسرواتوار) وین در اتریش است که جوايز و بورسیههای تحصیلی مختلفی هم در اروپا و هم در آمریکا نظیر A.K.M Scholarship در وین پایتخت اتریش و ASCAP Scholarship در لس آنجلس در ایالت کالیفرنیای آمریکا دریافت کرده است.
    این هنرمند، ريیس و رهبر ارکستر سمفونی COTA لس آنجلس بوده است. وي؛ رهبری بسیاری از ارکسترهای سمفونی معتبر را به طور مهمان برعهده داشته که از آن جمله میتوان ارکستر سلطنتی فیلارمونیک لندن، ارکستر سمفونی مینسوتا، سمفونی کلرادو، سمفونی سن دیگو، سمفونی ایندیاناپولیس، سمفونی نیوجرسی، سمفونی فیلا رمونیک زاگرب، سمفونی جوانان آمریکا، ارکستر مجلسی اتریش و غیره را نام برد.
    روحانی در سال ۱۹۹۸ توسط دولت تایلند مامور ساخت قطعه موسیقی مراسم افتتاحیه سیزدهمین دوره بازیهای آسیایی شد که اين قطعه به عنوان محبوبترین آهنگ این بازیها انتخاب شد.
    در گفتگوي ايلنا با شهرداد روحاني كه قبل از اجراي ارکستر سمفونیک تهران انجام شده؛ درباره مسايل مختلف مطرح شد.

    * بیش از دوماه از رفتن آقای صهبایی میگذرد و ارکستر امروز بدون رهبر ثابت مانده است. وضعیت ارکستر سمفونیک را چگونه ارزیابی میکنید؟

    ــ تقريبا مدت دوهفته است كه تمرينهاي خود را شروع كرده ايم و طبيعتا هرچه بر ميزان تمرينها افزوده مي شود؛ پيشرفت اعضا هم در مقايسه با دفعات قبل زيادتر ميشود. من اطمينان دارم با افزايش دفعات تمرينات، برنامه خوبي را ازپيش خواهيم برد.

    * پيش از اين اركستر سمفونيك؛ يكسري ناهماهنگي هايي در بخش بادي ميان نوازندگان خود داشت كه گفته ميشد آنها هماهنگ با اركستر نيستند. چه دليلي براي اين ناهماهنگي وجود داشت؟

    ــ اصولا تمرين براي رفع اين مشكلات است. اين مشكل غيرعادي نيست و در تمام اركسترها وجود دارد. وظيفه رهبر اركستر هم اين است كه ناهماهنگي ها را تشخيص داده و میان نوازنده ها هماهنگي های لازم را ايجاد كند.

    * باتوجه به تجربه های مختلف شما در رهبری ارکسترهای بزرگ دنیا، داشتن يك رهبر دائمي در اركستر چقدر ضروري است؟

    ــ شكي نيست كه داشتن يك رهبر دايم براي اركستر ضروري است ولي درباره تمام اركسترهاي دنيا اين اتفاق افتاده كه در برهه هايي از زمان؛ بدون رهبر دايم بودهاند. اصولا يكي از راههاي تعيين رهبر دايم براي اركستر، اين است كه از چند رهبر مهمان دعوت شود تا رهبري اركستر را به عهده بگيرند و ازميان آنهاست كه يک رهبر دايم براي اركستر انتخاب مي شود. اين روش در تمام اركسترهاي دنيا كه شايد هم خيلي معتبر باشند؛ مورداستفاده است.

    * در كشورهاي خارجي انتخاب رهبر اركستر چگونه است؟

    ــ در اين كشورها، اول از رهبرهاي مهمان دعوت ميشود تا رهبري اركستر را به عهده گيرند درعين حال نظر نوازنده ها در تشخيص اينكه آيا با اين رهبر مي توانند كار كنند و آيا او؛ قابليت پيشبرد گروه را دارد نيز مهم است. آنجا درميان گروه؛ هيات مدیرهاي وجود دارد كه كارهاي اداري گروه را انجام ميدهد و تعيين رهبر هم برعهده اين هيات است تا دركنار نظرخواهي از موزيسين ها، خود هم دخيل باشد.

    * باتوجه به فضای حاكم بر موسیقی کشور و اینکه شما موقعیتی مشابه آقای علی رهبری در ایران و در محافل بینالمللی دارید، اگر به شما پيشنهاد رهبر دايمي در فضاي مديريتي كشورمان داده شود، آن را قبول ميكنيد؟

    ــ بايد فكر كنم ولي هماکنون از من به عنوان رهبر مهمان دعوت شده و من تمام تمركزم روي اين برنامه است تا بهعنوان رهبر مهمان كار كنم. من هيچ مشكلي با كار كردن با اركستر سمفونيك تهران ندارم. اين اركستر؛ نوازندههاي خوبي دارد و مطمئنم اگربا آنها كار كنم در سطح خيلي بالايي در آسيا مطرح خواهند شد.

    * بسیاری از اعضای ارکستر سمفونیک تهران از آقای صهبایی رضایت نداشتند و از اینکه وی؛ استادان آنها را زیرسوال می برد؛ ناراضی بودند. سختگیری در حضور به موقع اعضا نيز مطرح بود، شما ابعاد فني و تخصصي كار ايشان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

    ــ آقاي صهبايي براي دوسال رهبري گروه را به عهده داشتند و طبيعا زحمت زیادی كشيدهاند. وي با استفاده از افراد جوان در اركستر به جوانتر شدن آن كمك كرد با این حال زمانیکه شخصی؛ رهبري اركستر را به عهده ميگيرد؛ بايد تغييراتي هم انجام دهد. من به عنوان رهبر اركستر درقبال هر اركستري كه رهبري آن با من باشد، وظايفي دارم فرقي هم نميكند كه اين اركستر، اركستر افغانستان باشد يا لندن! اركستر لندن هرچند هم زيبا باشد من بايد با آن كار كنم و آن را بسازم. يك رهبر خوب درقبال هر اركستري و با هر درجهاي مسئول است و بايد به عنوان رهبر؛ نكات مثبت و منفي آن را تشخيص دهد. در هر اركستري، نوازنده ها؛ توانايي هايي دارند. در اركسترهاي درجه يك اين توانايي ها در همه نوازندهها تقريبا در يك سطح است ولي در بیشتر اركسترها، درجه اين توانايي ها درميان نوازندگان فرق ميكند و در يك سطح نيستند.
    در اركستر سمفونيك تهران نيز وضعیت همين گونه است و بايد تلاش كنيم نوازندهها به يك سطح برسند و صداي خوبي از اركستر درآورند. اينها و ظيفه رهبر است كه من سعي كردهام آن را انجام دهم.






    * باوجود داشتن كارهاي خوب؛ شما فقط زماني به ايران مي آييد كه دعوتی صورت گیرد. مثلا رهبري موقتي گروهي را به عهده بگيريد. مهمترين دليل اين امر چيست؟

    ــ اين وضعيت در تمام دنيا همینگونه است. از رهبران دعوت ميشود تا رهبري گروهي را برعهده گيرند. عين همان روش را ما در ايران داريم. بعضي وقتها اين دعوتها يك سال زودتر، بعضي وقتها يك هفته قبل و در برخي اوقات يك شب قبل از اجرا به عمل ميآيد پس غيرطبيعي نيست.

    * باتوجه به اينكه ايراني هستيد، چرا تمایلی ندارید به فعالیتهای موسیقایی خود در ایران ادامه دهید؟

    ــ اولا، بيشترعمر من در خارج از كشور سپری شده است. دوم اینکه، من به عنوان يك رهبر نميتوانم امورات زندگي خودم را تنها با كار كردن در ايران بگذرانم بنابراين از هر پيشنهادي كه در اين زمينه شود چه خارج يا داخل ايران استقبال مي كنم. طبيعي است كه اينجا مملكت من است ولي من در اينجا زندگي نمي كنم و تجربه هايي كه شما از مشكلات اينجا داريد با من كه اينجا زندگي نكرده ام؛ خيلي فرق ميكند. من هميشه بايد در اين مسير و حرفه فعال باشم چون حرفه ام اين است ولي كسي از آينده خبر ندارد شايد سال ديگر ايران باشم. بنظر من اين رفت و آمدها به كشورهاي مختلف مشكلي براي من ايجاد نميكند. لازم نيست كه من حتما جاي خاصي باشم تا بتوانم به مردم مملکتم خدمت کنم. از طريق تلفن و اينترنت هم ميتوانم در هر كجاي دنيا كه باشم؛ كار كنم.

    * شما آثار موسیقایی بیشماری در کارنامه خود دارید که هنوز آنها را به صورت منسجم و یکپارچه منتشر نكردهايد. آيا قصد انتشارآنها را نداريد؟

    ــ بله. ولي اولا وقت انتشار آنها را درحال حاضر ندارم. ثانيا اكثر كارهايم متاسفانه به صورت قاچاق و با كيفيت پايين در ايران وجود دارد.

    * باتوجه به نبود اطلاعات درباره فعالیت های شما در حوزه آهنگسازی فیلم، در اين زمینه هم توضیحاتی دهید؟

    ــ در اين زمينه من كار زيادي انجام ندادهام فقط در يك كمپاني انيميشنسازي به نام والت ديزني براي يكسال كار كردهام. به عنوان نمونه اين كمپاني برنامه اي درباره آداب و رسوم هفت كشور درست كرده بود كه در آن پسربچه يا دختربچه اي درباره آن صحبت ميكرد و من هم آهنگسازی، رهبري و نگارش موسيقي متن آن را برعهده داشتم.
    من با اينكه دوست دارم موسيقي فيلم بنويسم حتي در اين زمينه تحصيلات هم دارم ولي پروژه هايي كه برايم جذاب باشند؛ خيلي كم بوده و من ترجيح ميدادم كارهايي كه دوست داشتم انجام بدهم درنتيجه خيلي كار فيلم انجام ندادهام. بيشتر موسيقي فيلم هايي را كه آهنگسازهاي بزرگي مانند جان ویلیامز، میکوس روشا، برنارد هرمن و ...در آنها كار كرده اند را رهبري كرده ام.

    * بسیاری از آهنگسازان فیلم معتقدند صنعت کامپیوتر عرصه را برای نوشتن آثار بدیع در حوزه موسیقی فیلم ازميان برده و تهیهکنندگان فیلم ترجیح میدهند که هزینههای فیلم را پایینتر ببرند. ارزيابي شما از فضاي آهنگسازي فيلم در ايران چيست؟

    ــ باتوجه به اينكه هزينه آهنگسازي بسيار گران است؛ امروزه ترجيح مي دهند بجاي صرف اين هزينه سنگين با استفاده از كامپيوتر و سینتی سایزر اين كار را-هرچند با کیفیت پایین- انجام دهند؛ البته اين مسئله خاص ايران نيست و در تمام دنيا همین روند وجود دارد. بنظرم در بيشتر حوزه هاي هنري وضعيت ازهمين قرار است و در بيشتر موارد اين كارها؛ به كيفيت اثر ضرر مي رساند.

    * شما با تنظيم هاي خوب و استاندارد خود در كنسرت ياني تاثير زيادي در كيفيت كار به وجود آورديد؛ به نظر شما تفاوت تنظيم كننده و آهنگساز در چيست؟

    ــ آهنگساز؛ شخصي است كه هم بتواند ملودي بنويسد و هم آن را براي اركستر تنظيم كند. همچنین وی بايد براي سازهاي مختلف؛ اركستراسيون بنويسد و هر سازي را بشناسد؛ زيرا هر سازي توانايي خاص خود را دارد. نوابغ موسیقی مانند موتزارت، چایکوفسکی، بتهوون و.... ازجمله آهنگسازهايي بودند كه هم ملوديهاي خوب مي نوشتند و هم براي اركستر تنظيم مي كردند. يك آهنگساز ميتواند خوب ملودي بنويسد ولي اگر شما اين ملودي را به دو نفر تنظيم كننده بدهيد هركدام می توانند دواثر متفاوت از اين ملوديها بوجود آورند كه شايد از يكي بسيار خوشتان بيايد ولي از ديگري اصلا. بنابراين نقش تنظيم كننده بسيار مهم است اما من ترجيح مي دهم يك آهنگساز هم بتواند ملودي بنويسد و هم آن را براي اركستر تنظيم كند.

    * بسیاری معتقدند دلیل ناموفق بودن کنسرت تاج محل یانی درمقایسه با كنسرت آكروپليس استفاده نکردن از یک تنظیمکننده ماهر بود!

    ــ به یقین يكي از دلایل مهم در اين موفقيت؛ تنظيم كننده و رهبر اركستر بود. شايد براي مردم اين قضيه آنقدرها مهم نباشد، چون موقعيت رهبر در اركستر طوري بوده كه هميشه پشت به مردم بوده بنابراين مردم نمي دانند كه يك رهبر چقدر در اجرا تاثيرگذار است. يك رهبرعلاوه بر هماهنگي اركستر بايد با گروه خود تمرينهاي زيادي داشته باشد. از وظايف رهبر؛ تشخيص اين است كه چه چيزهايي را و چقدر تمرين كند. به نظر من در اين دو كنسرت؛ بودن رهبر و چگونگی كار آنها خيلي موثر بود.

    * آيا براي سازهاي ايراني هم اثری خلق کردهاید؟

    ــ بله. من كاري را براي سازهاي ايراني تنظیم كردهام كه تلفيقي از سازهاي ايراني مثل تنبور و اركستر سمفونيك است كه ملودي هايش را آقاي پورناظري آماده كرده و من آنها را براي اركستر تنظيم كرده ام. يكسري كارهاي ديگر هم انجام شده كه در زمان مناسب توضيح خواهم داد.

    *بسیاری معتقدند آثار کلاسیک؛ تاثیرگذاری لازم را در مخاطبان و بهویژه شنودههای ایرانی ندارد یا بهتر است بگوییم مردم ما علاقه زیادی به موسیقی کلاسیک ندارند، چرا؟

    ــ اين امر طبيعي است. موسيقي كلاسيك هميشه شنونده هاي خاص خودش را داشته است. به نظر من هركس به موسيقي كلاسيك گوش مي دهد بايد يك آشنايي قبلي با آن داشته باشد. به يكباره و در همان دفعات اول نمي توان ارتباط عاطفي با موسيقي كلاسيك برقرار كرد مخصوصا اگر اين موسيقي، موسيقي كلاسيك غرب مثل آثار بتهوون، موتزارت و چايكوفسكي باشد.
    شايد يكي از دلايلي كه آهنگسازان ايراني نمي توانند با مخاطب خود ارتباط برقرار كنند؛ اين باشد كه آنها درنوشتن آهنگهايشان به مخاطب و نيازهاي او توجه نميكنند. بايد گفت كه در همه جاي دنيا؛ قشري كه به موسيقي علمي توجه مي كنند بسيار كم است. مثلا در وين كه پايتخت موسيقي كلاسيك دنيا است، درصد بالایی از مردم به موسيقي كلاسيك علاقه ندارند و درصد بيشتري موسيقي راك و پاپ را مي پسنددند. موسيقي راك و پاپ هميشه بود و هميشه خواهد بود. به نظر من؛ موسيقي كلاسيك فهم و شعور خاصي مي خواهد و بايد به آن علاقه داشت. دركل مي توان گفت كه ميزان توجه مخاطبان ايراني به موسيقي كلاسيك امیدوارکننده است.

    گفتگو از: آمن خادمي

    لینک مطلب:

    http://www.ilna.ir/newsText.aspx?id=128368
    آخرین ویرایش توسط آمن خادمی ، ۱۳۹۰/۰۲/۰۷ در ۱۶:۴۰.
    to continue, please follow me on my page

  2. 16 کاربر به خاطر ارسال مفید آمن خادمی از ایشان تشکر کرده اند:


  3. #12
    مدیر آمن خادمی آواتار ها
    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۸۹
    ارسال
    5,230
    تشکر
    32,110
    تشکر شده 59,696 بار در 5,248 ارسال

    خواننده ای بالاتر از شجریان نیامده است!

    این گفت وگو من با کیخسرو پورناظری هست که امروز(29 اردیبهشت ماه سال 90)توی روزنامه آرمان چاپ شده

    *****


    گفت و گو با کیخسرو پورناظری،آهنگساز و سرپرست گروه موسیقی شمس:
    خواننده ای بالاتر از شجریان نیامده است!


    به گفته خودش 15 سال بیشتر نداشت که به روی صحنه می رفت و کنسرت برگزار می کرد؛زادگاهش کرمانشاه و از دیار شیرین وفرهاد است.اگر تاکنون اسم کیخسرو پورناظری را نشنیده ایم حتما تصنیف"مطرب مهتاب رو" را بارها شنیده ام و گوش دادن آن لذت برده ایم. كیخسرو پورناظری هم اکنون 67 بهار را پشت سرگذاشته است و با اینکه سالیان سال در تهران زندگی می کند اما هنوز لهجه کرمانشاهی دارد . وی از كودكی موسیقی را با ساز تار شروع كرد و نزد پدر، كتابهای هنرستان موسیقی، آثار وزیری و ردیف موسیقی دستگاهی ایران را فرا گرفت.شعر و ادبیات كهن فارسی را از مادر آموخت و محضر بزرگانی چون كیوان سمیعی و بهزاد كرمانشاهی را درك كرد. پورناظری كه فارغالتحصیل رشته موسیقی از دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است.
    کیخسرو گروه موسیقی شمس را در سال 1359 بنا نهاد که نتیجه آن انتشار آثار تاثیر گذاری چون"حیرانی"،صدای سخن عشق،مطرب مهتاب رو ،......در دهه 60 و 70 با صدای شهرام ناظری بوده است که به عقیده بسیار از کارشناسان این آثار توانسته اند جای خود را به عنوان یک اثر جاویدان باز کند.
    زمانی که از وی می پرسیم که آیا پیش بینی می کند که آثاری که در دهه 80 منتشر کرده اند،مانند آثار دهه 60 و 70 معروف شود و فراگیر؟!!با ترید پاسخ می گوید و نه گفتن را به زبانی دیگر بازگو می کند؛هر چند توضیحاتی می دهد که آن زمان که آثاری مانند مهتاب رو یا حیرانی یا صدای سخن عش منتشر شد،بعد از جنگ بود و موسیقی سنتی در مقایسه با زمان فعلی بیشتر مورد حمایت قرار می گرفت اما خودش هم می داند که در اوج بودن هم اکنون بسیار بسیار سخت است.
    این هنرمند سالهای میانی دهه 70 به اتفاق فرزندانش، تهمورس و سهراب تحولی جدیتر در گروه شمس را انجام داد كه حاصل آن، اجرای بیش از 300 كنسرت داخل و خارج از ایران بود.
    یکی ویژگی های گروه شمس استفاده از ساز تنبور که یک ساز آیینی دیار کرمانشاه است،در ارکستراسیون گروه موسیقی شمس است.این گروه در معرفی و جا افتادن ساز تنبور چنان نقش پررنگی داشته است که بیشتر مردم عادی، امروز تنبور را میشناسند. نمونهاش خیل مخاطبان گروه موسیقی شمس است ؛البته نباید انتشار آلبوم" صدای سخن عشق" را فراموش کرد که عطفی برای موسیقی تنبور به شمار رفت و این اثر توانست به واسطه استقبال زیاد به فروش خوبی دست یابد.
    گروه شمس تاکنون به خوانندگان زیادی کار کرده است ؛هر چند در ذهن اعضا ی خانواده پورناظری آنچنان به وجود خوانند به عنوان عضوی برتر از نوازنده های یک گروه اصلا اعتقاد ندارند و با برگزاری کنسرتهای بدون خواننده به نوعی دیگر مخالفت خود را با شاخص شدن خواننده نشان داده اند.با این حال گروه موسیقی در برهه های مختلف با خوانندگانی چون شهرام ناظری فعالیت داشته و سال گذشته با علیرضا قربانی به صحنه رفت .

    ** براي آغاز مصاحبه مي خواستم نظر شما را درباره انواع موسيقي هايي را كه هماكنون در جامعه رواج پيدا كرده است را بدانم؟

    - متاسفانه در دهه اخير به بهانه اينكه موسيقي بايد نسل جوان را به خود جذب کند، نوعي آسان گيري مفرط را براي موسيقي به وجود آورده اند؛ غافل از اينكه موسيقي بايد ذهن و شور جوان امروزي را بر ساخت آثار ارزنده براي نسل آينده تربيت کند. اما در حال حاضر به گونه اي است كه مردم هرچه مي شنوند، با آن آهنگ (چه خوب-چه بد) خاطرهسازي ميكنند و شنيدن دوباره آهنگ منجر به تداعي خاطره ها و زمزمه آن آهنگ مي شود. به همين صورت به جاي اينكه ذهن مردم با آثار خوب پر شود با آثاري پر مي شود كه نه ارزش محتوايي دارد، نه ارزش موسيقايي و اين روند تسلسل باطل به نسلهاي آينده انتقال پيدا ميكند كه نهايت آن منجر به وجود آوردن نسلي مي شود كه فكر ميكند تمام داشته هاي موسيقي سرزمينش همان است كه هر روز در كوچه و خيابان مي شنود.
    متاسفانه اغلب شعرهايي كه بر روي آهنگهاي موسيقي روزمره ميگذارند نه از نظر وزن و نه از نظر محتوا ،جايگاهي مطلوب ندارند؛ به گونه اي كه بايد بگويم اين اشعار هيچ بار هنري ندارد و کاملا مشهور است كه آنها را يك فرد بيقریحه و يا كم سواد گفته است.همچنین بیشتر محتواي اين شعرها كه هم به مسائل شهواني، رواني و افسردگي و آه و ناله و نفرين برمي گردد.

    ** فکر می کنید چه عواملي منجر به توسعه اين نوع موسيقي ها در جامعه کنونی شده است؟
    - مهمترين عامل براي رشد و توسعه اينگونه آهنگها رسانه هاي گروهي يعني راديو و تلويزيون بوده اند. اين رسانه به ويژه در دهه اخير با دعوت از خوانندههايي كه دو ماه از شروع كار آنها نمي گذشت و پخش مداوم اين آثار باعث علاقه در نسل جوان- كه تعداد آنها كم هم نبود و نيست- شد. اين در حالي بود كه موسيقي سنتي با وجود فراواني و پربار بودن به دليل نبود كارشناس فرهنگي در تلويزيون مورد ظلم قرار گرفت و از دسترس مردم دور شد و نوعي آسان پسندي مفرط در جامعه رواج پيدا كرد؛ به طوري كه بعد از این فراگیر شدن این نوع موسیقی، مخاطبان به دليل نشنيدن موسيقي ملي و سنتي خودمان حس كردند كه با اين نوع موسيقي بيگانه اند و كم كم به خودشان تلقين كردند كه موسيقي سنتي را پيرمردها گوش مي دهند و تفسیر کردند که ما جوانيم و در اين نوع موسيقي(سنتی) هيجان و انرژي وجود ندارد.
    از طرف ديگر بايد به جوانها حق بدهيم؛ چراكه آنها موسيقي سنتي را نشنيده اند كه بخواهند با آن ارتباط برقرار کنند و آن را لمس كنند.

    **اگر بخواهيم يك مقايسه اي بين موسيقيهايي كه هماكنون رواج پيدا كرده در مقايسه با سه دهه پيش داشته باشيم چه بايد بگوييم.

    - قبل از انقلاب همه نوع موسيقي وجود داشت و براي عرضه هركدام راههاي يكساني وجود داشت. اما اكنون فقط دو نوع موسيقي وجود دارد كه يكي به هر نحوي مورد حمايت قرار ميگيرد و ديگري فقط به واسطه عشق مردم و تعصب هنرمندان به ميراث فرهنگيشان پابرجا مانده است.
    به اعتقاد من موسيقي تجاري، بازاري و سطحي آن دوران خيلي باارزشتر از موسيقيهاي مثلا تجاري در برهه كنوني است؛ چراكه خواننده و آهنگساز اين گونه آثار در قبل از انقلاب به كار و فعاليت خود اعتقاد داشتند و ديگر اينكه از ذوق و سليقه برخوردار بودند، برخلاف خواننده و آهنگساز عصر ما كه ميخواهد به زور تكنولوژي حاضر نظير كامپيوترهاي ،جای خود را در ميان مردم باز كند. به نظرم اينگونه آثاري كه هماكنون به اسم موسيقي پاپ عرضه ميشود، اسمش موسيقي پاپ است وگرنه موسيقي پاپ كه پيام داشته باشد و شعر آن ارزش داشته باشد كه بد نيست.
    در كل موسيقي به دليل اينكه بر روح و روان تاثير مي گذارد بايد بيشتر مورد حمايت قرار بگيرد واگر قرار باشد در جامعه اي كه همه در خيابانها بوق مي زنند، سرعت همه چيز زياد است، مردم عصباني هستند، روح جوانها ناآرام است، يك نوع موسيقي تنشآور نيز به خورد آنها بدهيم كه ديگر بايد به حال آينده آن مردم و نسلي كه تربيت ميكنند، گريست.
    در همين راستا ما بايد از بچگي به روي كودكانمان كار كنيم كه متاسفانه اين مساله هم به وادي فراموشي سپرده شده و هميشه جاي آن خالي بوده است و كودكان ما رها و بدون هيچ پرورش ذهني به مرحله نوجواني و جواني ميرسند، بدون اينكه ذهن آنها را براي درك موسيقي بامحتوا پرورش داده شود.





    **يكي از انتقادهايي كه به موسيقي سنتي برمي گردد، اينكه اين نوع موسيقي ظرفيت انتقال مفاهيم اجتماعي را ندارد و به فرض مثال همين كه كمتر از اشعار نو استفاده شده است خود دليلي است بر عدم وجود اين ظرفيت!

    - اين مسأله به هيچ وجه درست نيست. اولا به گروههای ما که فعالیت رسمی دارد، مجوز براي اجراي اين گونه آثار را نمی دهد. بعضي از اين گونه آثار كه توسط آهنگسازان و بعضي از خوانندگان اجرا شده است به صورت قاچاقي و زيرزميني و يا در خارج از كشور منتشر شده و دست به دست در جامعه گسترش پيدا كرده است.از طرف دیگر باید بگویم که اشعار قدما جامعه ما مانند مولانا، حافظ و سعدي حاوي پيامهايي است كه در هر برهه جواب داده است.
    به هر حال به نظر من موسيقي بايد در خودش نوآوري داشته باشد و با يكسري دستكاري كه نميتوان عنوان نوگرايي را بر روي موسيقي نهاد؛ اما باید بدانیم موسيقي سنتي ما آنچنان وسعت دارد كه ميتواند هر نو ذوقي را در خود پرورش دهد و اگر نميشود اين ايراد به هنرمند وارد است نه موسيقي!
    به فرض مثال در همين گروه موسیقی تنبور كارهايي كه ساخته ايم، اگر كسي از مقامات تنبور آگاه باشد مي بيند كه ما چقدر نوآوري در كارهايمان داشته ايم. اما هنوز هم اعتقاد داريم اگر رگه هايي از خلاقيت نباشد گروه در جا مي زند به ويژه جوانها كه برداشت و بينشي تندتر از من دارند و نتيجه آن اين است كه روز به روز مخاطبان گروه شمس با اينكه چندين سال است با خواننده مطرحي هم كار نكردهايم، زيادتر مي شود.

    ** آيا هنوز به ساخت آثار موسيقي به فرم و شیوه موسيقي دستگاهي (رديف) اعتقاد داريد؟

    - من از زماني كه ساز زدم، هيچ وقت رديف نزدهام و هميشه در كارهايم خلاقيت و نوآوري داشته ام. هنوز هم اگر بخواهم به فرم موسيقي دستگاهي قطعه ميسازم، اما كاری ميكنم كه در آن خلاقيت خودم نيز نمايان باشد. متاسفانه ما برداشت اشتباهي از رديف پيدا كردهايم، رديف يك درس است براي يادگيري موسيقي اما كسي كه به صرف فقط درس پس بدهد كه هنر نكرده است.

    * * تغيير نگرش هايي كه در روند فعاليت گروه موسيقي شمس تاكنون مشاده مي شود بيشتر تحت تاثير خودتان است يا پسرها يعني تهمورث و سهراب در اين امر دخيل بوده اند؟

    - من خودم معتقد به خلاقيت در آثار هنری هستم و اين انديشه در تفكرات خانوادگي ما پرورش پيدا كرده است و توسط پسرانم كه جوان هستند شتاب بيشتري گرفته كه كاملا هم طبيعي است .اما به هر حال اين نوع انديشه هاي نوگرايي از تفكرات خود من سرچشمه گرفته است.

    ** آثاري كه شما در دهه 60 و 70 با صداي شهرام ناظري منتشر كرديد، در حافظه تاريخي مردم ماندگار شده است، آيا فكر ميكنيد آثاري كه در دهه 80 با ديگر خواننده ها داشتيد، نيز بتواند در آينده جايي در ذهن مردم داشته باشد؟

    - اين موضوع به صداي خواننده بستگي دارد و اينكه آيا آن خواننده مي تواند انديشه هاي آهنگسار را بيان كند. در دهه 60 و 70 بعد از جنگ بود و يك شرايط ديگري حكمفرما بود و شرايط مثل امروز نبود. آن زمان آثار آهنگساز در مقايسه با زمان حاضر بيشتر شنيده ميشد و ذهن هنرمند تحت تاثير اين همه شلوغي و نابساماني نبود.

    ** فكر مي كنيد دليل اينكه آثار امروزي مانند گذشته نميتواند جاي خود را در خاطره هاي مردم پيدا كند، به چه برميگردد؟

    - مهمترين دليل اين است كه برخلاف گذشته، آهنگساز و خواننده از همديگر دورند و ارتباطي با يكديگر ندارند. در قديم هنرمنداني چون مرتضيخان محجوبي و رهي معيري شب و روز با همديگر زندگي ميكردند.
    همچنين هنرمندان ديگري چون بيژن ترقي، علي تجويدي كه آثاري ماندگار خلق كردند؛ به خاطر همين هم نشيني ها بوده است.
    از ديگر دلايل اينكه كلام در موسيقي ايراني نقشي انكار نشدني دارد و متاسفانه تعداد خوانندگاني كه بتوانند در ذهن مردم جا باز كنند و بمانند بسيار بسيار نادر است.
    به فرض مثال هنرمند چون آقاي شجريان توانسته است براي 40 سال خود را در اذهان مردم جاي بدهد كه به قول آقاي كسايي كه گفته است" كه شجريان پاشو جايي گذاشته كه دست هيچكس به جايش نميرسه." در اين راستا هم از يك نظر به آقاي شجريان تبريك مي گوييم كه 40 سال با اقتدار جايگاه خود را حفظ كرده اند و از طرف ديگر متاسفيم كه هيچ استعدادي در اين سالها شكوفا نشده است البته در عرصه نوازندگي هم وضعيت به همين صورت است.

    ** تحليل شما از چرايي اين اوضاع كه ديگر مانند قديم خواننده يا نوازندهاي به اصطلاح گل نمي كند، چيست؟

    - مهمترين دليل اينكه نوازنده و خواننده خوب شدن بسيار سخت است و براي كسي كه جنون عشق و هنر نداشته باشد، ميسر نخواهد شد. علاوه بر آن كسي كه مي خواهد در عرصه موسيقي در ايران به جايي برسد بايد با تمام ناملايمي ها ادامه دهد كه اين كار تنها از نوابغ برمي آيد كه سد را مي شكنند و به جلو حركت مي كنند.

    ** چرا ديگر دوران نخبه پروري نه تنها در موسيقي در باقي علوم را مشاهده نمي كنيم؟

    - در يك اجتماع همه چيز به هم پيوسته است و از يكديگر تاثير ميپذيرد؛ چراكه آدمها هوشمند نيستند كه بدون حس و درك احساسي ادامه حيات بدهند. هماكنون جامعه و روح آن ناآرام و متلاطم است و در اين شرايط طبيعي است كه اگر هم استعداد بالقوهاي براي نابغه شدن باشد، خشكيده مي شود.

    ** با توجه به تجربه های مختلف شما برای معرفی ساز تنیور،آيا ساز تنبور قابليت تركيب با سازهاي اركستر را دارد؟

    - تنها ضعف ساز تنبور به وسعت صداي محدود آن برمي گردد وگرنه هيچ فرقي با سازهاي ديگر ندارد. همچنين اين ساز از گامهاي غربي برخوردار است و نزديكي زيادي با موسيقي غربي دارد. اما آنچه تنبور را در مقايسه با سازهاي ديگر متمايز كرده است درون مايه آن است كه بسيار عميق است که در اين مقال نمي گنجد و براي گروه ما افتخار است كه توانسته ايم اين ساز را به صورت آبرومند مطرح كنيم ؛ البته من برای این كار عمرم را گذاشتم، تحصیل كردم، سابقه داشتم و در كنارش از توانمندی هایی كه داشتم نیز استفاده كردم. خوشبختانه همان طور كه اشاره كردم، شروع خوبی در آلبوم صدای سخن عشق با آقای شهرام ناظری داشتیم. ما سالها با هم كار كردیم و ایشان به بهترین وجه آهنگهای ما را معرفی كردند كه این مساله خیلی موثر بود. در حالی كه مثلا اگر یك خواننده درجه 2 این كار را می كرد، مسلما تنبور به آن شكلی كه باید معرفی نمی شد.

    **آيا ساز تنبور مي تواند جايگاهي كه ساز تار در اركستر دارد مانند تار در اركستر ملي يا تار در آثار حسین دهلوي را پيدا كند؟

    تنبور را نمي توان با تار مقايسه كرد؛ چراكه ساز تار متكامل شده ساز تنبور و سه تار است .اما ساز تنبور به همان شكل قديمي با نوعي صدادهي غمناك و عرفاني مانده است. موسیقی تنبور با تنبور نواخته می شود. تنبور دارای مقام هایی است و موسیقی اش بر پایه این مقامها استوار است. ضمن این كه دارای پرده بندیهایی نیز هست. ما نسبت به این پردهبندیها به آهنگسازی و تنظیم و اجرا میپردازیم. یك وقتهایی هم هست كه مشتركاتی میان پرده های تنبور و موسیقی سنتی وجود دارد كه ما از آنها استفاده می كنیم. در تنبور مقامی وجود دارد كه به آن غریبی گفته میشود. پردهاش مثل گام ماهور است، ضمن این كه حس و حال خود نوازنده هم در تنبور موثر است. هركدام از سازها براي خود شخصيت و شناسنامه اي مستقل دارند و اما درباره ساز تنبور بايد بگويم كه صداي اين ساز تاثير عميق در روح انسان به وجود مي آورد.

    ** آيا تجربه ها ترکیب ساز تنبور با ديگر سازها در گروه شما شکل گیری شده است، فقط مختص به گروه شمس است و آيا ديگر گروهها نيز مي توانند چنين تجربهاي را به شكل ديگر تجربه كنند؟

    - تاكنون اين تجربه ها مختص به گروه ما بوده است و ما توانسته ايم با توجه به سابقه گروه آثاري جاودان و ماندگار براي ساز تنبور به وجود آوريم و اعتبار تنبور را روز به روز بالاتر ببريم. اميدوارم ديگر گروهها نيز با استفاده از دانش بزرگان اين راه را ادامه دهند.
    **با توجه به اينكه ساز تنبور در ديار شما يعني كرمانشاه از قداستي خاص برخوردار است، اما اكنون با تركيب هايي كه گروه شما بر روي اين ساز انجام داده است شاهديم كه همه دستي بر آتش دارند و تنبور هم مي نوازند. اين روند و گسترش ان نوع نگاه به سنتور در زادگاهتان برايتان منجر به مشكلي نشد؟

    - اين ساز يك ساز آييني براي طايفه الحق كرمانشاه بوده است و آنها يك رسالت بزرگ انجام دادند و آن هم اينكه به وسيله تنبور تمام مقامهاي باستاني تنبور را حفظ كردند و به زمان ما رساندند. در اين مقامها چند كلام حقاني وجود دارد كه ما به خاطر احترام به عقايد دوستان و طايفه يارستان از كلامهاي حقاني استفاده نكرديم و به شاگردان هم توصيه كرديم كه اين كار را انجام ندهند؛ هرچند خود دوستان اين قدر که ما رعايت كردم، اين موضوع را رعايت نكردند كه خوشبختانه روند ما منجر به رايج شدن ساز تنبور شد.

    **آيا ساز تنبور ظرفیت تلفیق با سازهای اركستر سمفونيك را دارد؟

    - اين موضوع بستگي به آهنگساز و تنظيم كننده دارد. ما در يك تجربه اي كه داشتيم در آمريكا ساز تنبور را با اركستر سمفونيك تركيب كرده ايم اما این قطع تجربه اول است و ممكن است كاستيهايي هم داشته باشد.
    تنظیم کننده این اثر شهداد روحاني است که به نظرم ترکیب موفقی بوده است .اين قطعه به زودي منشرت مي شود.

    **آلبوم "مطرب مهتاب روا" به عقيده من يكي از شاهكارهايي است كه شما براي سازهاي مقامي نوشته ايد، ايده شكل گيري اين قطعه چگونه بود؟

    - من به طور معمول به دو صورت آهنگ ميسازم؛ يا شعر را از پيش تعيين مي كنم و يا فال مي گيريم. تصنیف "مطرب مهتابرو" را هم فال گرفتيم و همان وقت كه شعر را خواندم آن را با ساز نواختم و ضبط كردم و يك هفته طول كشيد تا نت آن را نوشتم. اين اثر در سال 68-67 با صدای شهرام ناظری اجرا شد که با استقبال خیلی خوبی مواجه شد.

    * وضعيت اقتصاد هنر موسيقي را چگونه ارزيابي ميكنيد؟


    - متاسفانه صداي ما در اين زمينه به جايي نميرسد. هماكنون گراني بليت كنسرت براي خود معضلي شده است ؛البته 80 درصد اين هزينهها به اجاره بهاي سالن و هزينههاي اضافي ديگر مانند پاركينگ، اماكن و... برمي گردد.
    ما در اغلب کشورها کنسرت برگزار کرده ایم ومتاسفانه شاهدیم که قیمت یک سالن در تهران از بزرگترین و با کیفیت ترین سالن در دنیا بیشتر است.
    در همه جاي دنيا، دولت از هنرهای ملي حمايت مي كند و آن را رها نمي كند اما در کشور ما دریغ از این احساس مسئولیت ها !اگر مسئولان فرهنگي ما قانوني تصويب ميكردند كه اين هنر كه هم اكنون حمايت صداوسيما را ندارد،می توانست با يك قيمت متعارف تري عرضه اندام كند، شرايط به گونه اي ديگر هم براي گروهها و هم براي مردم مي شد. از طرفي گروهها دغدغه پركردن سالن براي پوشاندن هزينه هاي خود را نداشتند و از طرف ديگر مردم با هزينه هاي پايينتري علاقه مه خود را دنبال مي كردند.

    ** سخن پاياني...

    - در اينجا مي خواهم بگويم عليرغم تمام ذهنيت درباره مويسقي سنتي اما مردم با اقبال تمام سالنها موسيقي را پر ميكنند و اغلب كنسرتها موفق ميشود. در اين راستا ميخواهم از مردم تشكر كنم كه در اين شرايط بد اقتصادي، موسيقيدان ها را تنها نگذاشته اند.

    گفت و گو از:آمن خادمی
    آخرین ویرایش توسط آمن خادمی ، ۱۳۹۰/۰۲/۲۹ در ۱۱:۳۴.
    to continue, please follow me on my page

  4. 14 کاربر به خاطر ارسال مفید آمن خادمی از ایشان تشکر کرده اند:


  5. #13
    مدیر آمن خادمی آواتار ها
    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۸۹
    ارسال
    5,230
    تشکر
    32,110
    تشکر شده 59,696 بار در 5,248 ارسال

    ****به مناسبت سوم خرداد و آزاد سازی خرمشهر***

    اولین بار«ممد نبودی که ببینی...»را که خواند؟


    اولين بار در مراسم سالگرد جهانآرا خودم خواندم بعد آن را به حسين فخري كه عضو سپاه خرمشهر بودند دادم و ايشان نيز آن را به غلام كويتي پور دادند. درسال 64 به پيشنهاد كويتي پور تغييراتي در آن دادم. البته آن زماني كه وي اين شعر را خواندند من درمنطقه مهران بودم و در آنجا ديدم يكي از بچه هاي دزفول اين شعر را زمزمه ميكند و برايم جاي تعجب بود كه وي اين شعر را از كجا بهدست آورده. از او سوال كردم و گفت، شب گذشته كويتي پور آن را خوانده و من هم تعدادي از ابيات آن را حفظ كردم.

    تهران امروز نوشت:

    شايد خيلي ها هنوز سرود زيبايي كه در وصف شهيد محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر سروده شده را به خاطر داشته باشند. در آن زمان ورد زبان هر ايراني اين سرود زيبا بود با اين اشعار: ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته... سراينده اشعار اين سرود زيبا كيست؟ آقاي عزيزي. فردي كه براي دل خودش شعر مي گويد، متولد خطه خوزستان و از همرزمان جهانآرا ، حاضر در دفاع از خرمشهر تا آخر و حاضر در آزادي خرمشهر تا لحظه آخر و كسي كه از سال 62 در اراك ساكن شده ..

    فكر و اساس سرودن شعر در وصف جهانآرا چگونه بود؟

    جهان آرا بسيار آرام و دوست داشتني بود و جاذبه خاصي در او وجود داشت. در اولين سالگرد شهادت وي به تهران مي رفتيم. در اتوبوس دوستان پيشنهاد كردند كه شعري درمدح شهيد جهانآرا تهيه شود تا در مراسم ايشان همه با هم بخوانند. در اين فاصله كه در اتو بوس بودم اين شعر را آماده كردم. البته خود نواي اين شعر يك نوحه قديمياست كه با يكسري تغييرات كلي و اساسي آن را به صورت فعلي كه رايج است تبديل كردم.

    اولين بار شعر را چه كسي خواند؟

    اولين بار در مراسم سالگرد جهان آرا خودم خواندم بعد آن را به حسين فخري كه عضو سپاه خرمشهر بودند دادم و ايشان نيز آن را به غلام كويتي پور دادند. درسال 64 به پيشنهاد كويتي پور تغييراتي در آن دادم. البته آن زماني كه وي اين شعر را خواندند من درمنطقه مهران بودم و در آنجا ديدم يكي از بچه هاي دزفول اين شعر را زمزمه ميكند و برايم جاي تعجب بود كه وي اين شعر را از كجا بهدست آورده. از او سوال كردم و گفت، شب گذشته كويتي پور آن را خوانده و من هم تعدادي از ابيات آن را حفظ كردم.

    آيا سرودن اين اشعار با يك انگيزه دروني خاص بود؟

    اين اشعار خودشان به سراغ آدم ميآيند و در آن فضا كه قرار بگيري آن روحيه ايجاد ميشود و مثل يك رايحه دلنشين يا يك ابر زودگذر است كه بايد سريع آن را جذب كني و به آن سبك و سياق بدهي تا ماندگار شود و در غير اين صورت ميگريند و ميروند به طور مثال در مورد شعر زير كه كويتي پور خوانده بودند همان شعر «ياران چه غريبانه رفتند از اين خانه» يك شاعر ديگر اين شعر را گفته بود و من هم بدون آنكه از شعر وي اطلاعي داشته باشم شعري با همين سبك و سياق درمدح خرمشهر سرودم به كويتي پور دادم كه وي نيز اين اشعار را با هم تلفيق كرد و اين سرود ياران چه غريبانه را خواندند كه چند بيت از اشعار آن توسط من سروده شده است.
    to continue, please follow me on my page

  6. 14 کاربر به خاطر ارسال مفید آمن خادمی از ایشان تشکر کرده اند:


  7. #14
    مدیر آمن خادمی آواتار ها
    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۸۹
    ارسال
    5,230
    تشکر
    32,110
    تشکر شده 59,696 بار در 5,248 ارسال
    هنرمندان موسیقی در شوک تغییر رویکرد تالار وحدت!


    مسئولان بنیاد رودکی و تالار وحدت عرصه و مجال حضور هنرمندان موسیقی را در سال ۹۰ تنگتر از پیش کردهاند و اگر چک هنرمندان ۴۸ ساعت قبل از اجرا نقد نشود، آنها نمیتوانند برای اجرا به تالار وحدت بروند.
    مسئولان بنیاد رودکی و تالار وحدت عرصه و مجال حضور هنرمندان موسیقی را در سال ۹۰ تنگتر از پیش کردهاند و اگر چک هنرمندان ۴۸ ساعت قبل از اجرا نقد نشود، آنها نمیتوانند برای اجرا به تالار وحدت بروند. این در حالیست که طبق رویه مرسوم وظیفه مسئولان موسیقی کشور حمایت از هنر اصیل در برابر نمونههای وارداتی است.

    اصل مطلب در لینک زیر:

    http://www.musicema.com/module-pages...-pid-3746.html
    to continue, please follow me on my page

  8. 10 کاربر به خاطر ارسال مفید آمن خادمی از ایشان تشکر کرده اند:


  9. #15
    کاربر فعال Ehsan Am آواتار ها
    تاریخ عضویت
    بهمن ۱۳۸۹
    محل سکونت
    تهران
    ارسال
    167
    تشکر
    2,562
    تشکر شده 1,176 بار در 177 ارسال
    سلام
    آمن عزیز من واقعا شخصا برای ارزشی که برای فرهنگ در این مملکت جاریست متاسفم چون از نزدیک شاهد این موضوع میباشم.
    خوب موسیقی هم مانند رشته دانشگاهی از بخشهای متفاوتی تشکیل شده که من شخصا با تبعیض در بخشهای مختلف از سنتی و پاپ و راک و غیره مخالفم ومتاسف برای مقامات مسول در این زمینه که راه کشتن این هنر رو در پیش گرفتن.
    من مصاحبه شما رو با شهرداد روحانی خوندم .
    همینطور فیلم مستند زندگی ایشون در لندن رو مشاهده کردم.
    این آدم وقتی که رهبر ارکست سمفونیک لندن هست و پس از یکی از آخرین اجراهاش برای سورپرایز کردنش بهش یکی از نسخه های دست نوشت بتهون که جزو آثار عتیقه هست همون روی سن در حال تشویق تماشاگران هدیه میدهند واقعا چه انتظاری میشه داشت جز اینکه پی به قهقرا رفتن هنر در این مملکت پی ببریم.
    چون من تا حدی در این مورد بدلیل برادرم دخیل شدم واقعا با چشمان خودم میبینم که چه استعدادهایی کشته میشوند!!!
    تازه این هنره و تو موارد دیگه که وامصیبتا.
    اینو به جرأت میگم اینقدر استعداد تو خفگان بسر میبرن که اگه بگذارن که هیچوقت نمی گذارن این مملکت مهد هنر و مظهر .... خیلی چیزها در دنیا خواهد بود.
    برای چی باید خیلی از کسانی که اینجا در یک اتاق در بسته برای دل خودشون حالا هر سازی در هر سبکی میزنن فقط کافیه یک cd از کارهاشون رو به هر جایی بفرستن (مثل مغزهای ایرانی که فقط نام ایران رو یدک میکشند و ممالک دیگر از وجود اونها با افتخار استفاده می کنن ) از همه جا براشون با هزار سلام و صلوات برای همکاری دعوت بعمل بیارن و با سرمایه گذاری بر روی اونها هم برای خودشون هم برای اون فرد بالاترین درجات رو بسازن.
    همین امر باعث میشه همه در این آتش بسوزند.
    خیلی حرفها هست که نمیشه اینجا بیان کرد ولی من خودم وقتی چند تا از کارهای برادرم رو (البته تو زمینه راک) که یه پسر 20 سالست و 10 ساله روزانه بلا استسناء 5 تا 6 ساعت تمرین با گروه خودش رو داره و وقتی دیدم اینجا احدی ارزشی برای این موضوع نیست ؛ هنگامی که از طریق چند رابطه به چند کمپانی مطرح فرستادم و در عرض 1 هفته 4 دعوت نامه براش اومد به عینه لمس کردم (البته بدلیل دانشگاه و مشکل سربازی نمی تونه خارج شه ولی از الان یه همچین جوونی که آینده ای برای خودش متصور نبود الان هزاران ایده و هدف تو زندگی خود میبینه و از این جمله صدها نمونه شخصا دیدم ولی استطاعت این امر براشون ممکن نیست).
    خوب با این اوصاف نباید بیشتر از این انتظار داشت.
    با سپاس

  10. 9 کاربر به خاطر ارسال مفید Ehsan Am از ایشان تشکر کرده اند:


  11. #16
    عضو فعال CAPTAIN NEMO آواتار ها
    تاریخ عضویت
    آذر ۱۳۸۹
    محل سکونت
    آبادان
    ارسال
    2,834
    تشکر
    57,570
    تشکر شده 20,056 بار در 2,876 ارسال
    سرکار خانم آمن
    مصاحبه های شما واقعا جالب و خواندنی است .
    خسته نباشید .
    یاری اندر کس نمی​بینیم یاران را چه شد
    دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

    شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
    مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

  12. 12 کاربر به خاطر ارسال مفید CAPTAIN NEMO از ایشان تشکر کرده اند:


  13. #17
    مدیر آمن خادمی آواتار ها
    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۸۹
    ارسال
    5,230
    تشکر
    32,110
    تشکر شده 59,696 بار در 5,248 ارسال
    نقل قول نوشته اصلی توسط CAPTAIN NEMO نمایش ارسال ها
    سرکار خانم آمن
    مصاحبه های شما واقعا جالب و خواندنی است .
    خسته نباشید .
    بی نهایت سپاس جناب آقای کاپیتان و از حسن توجه شما سپاسگزارم.....
    to continue, please follow me on my page

  14. 13 کاربر به خاطر ارسال مفید آمن خادمی از ایشان تشکر کرده اند:


  15. #18
    مدیر آمن خادمی آواتار ها
    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۸۹
    ارسال
    5,230
    تشکر
    32,110
    تشکر شده 59,696 بار در 5,248 ارسال
    اینم مصاحبه من با سرپرست گروه موسیقی دستان...



    گفت و گو با حمید متبسم به مناسبت برگزاری کنسرت «به نام گل سرخ» در تهران:
    با لشکرکشی در موسیقی مخالفم!


    حمید متبسم کمی محافظه کار است و سعی می کند انتقاداتش را نسبت به همقطارانش را در لفافه بگوید. زندگی در اروپا تفکر حمیدمتبسم را نیز اروپایی کرده است و برای بر خلاف اغلب اتفاقات موسیقی که در ایران می افتد که به طور معمول معیار منطقی و آکادمیک ندارد،هر موضوعی باید رح منطقی و آکادمی وی را راضی کند.با این حال متبسم از رنگ آمیزی و صدای موسیقی ایرانی در کارهای خود غافل نبوده است .ای مهمترین کارهای حمید متبسم که بعد از 20 سال هنوز در اذهان مردم باقی مانده اس می توان به "بوی نورز" وبامداد اشاره کرد.همچنین وی به تازگی اپرت سمیرغ را بر اساس داستان "زال و رودابه" اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی و برای سازهای ایرانی نوشته است که نوع از نظر ترکیب ساز،صدا دهی بی نظیر است.اما درباره زندگی نامه حمید متبسم باید بگویم وی حمید متبسم زاده ۲۴ مرداد سال ۱۳۳۷ است .
    اودر اوان کودکی آموزش تار را نزد پدرش علی متبسم آغاز کرد و سپس از اساتید بزرگ زمان خویش نظیر حبیبالله صالحی، زیدالله طلوعی، هوشنگ ظریف، محمدرضا لطفی و حسین علیزاده بهره جست. وی به طور مداوم با کانون چاووش و گروه عارف همکاری داشت و پس از مهاجرت به آلمان گروه موسیقی دستان و چکاوک را به همراه دیگر هنرمندان راهاندازی کرد.از دیگر آلبوم های وی می توان به قیژک کولی با صدای همایون شجریان،ماه عروس باصدای صدیق تعریف،سفر به دیگرسو و ساز نو-آواز نو" و لولیان با صدای شهرام ناظری،گل بهشت،شوریده،حنایی و ... اشاره کرد.متبسم به تازگی به ایران آمده است و قرار از 19 خرداد تا 25 خرداد ماه به مدت شش شب در تالار وحدت کنسرت "به نام گل سرخ" با صدای سالار عقیلی را اجرا کند.به همین مناسبت پای صحبت حمید متبسم نشسته ایم:

    * در ایران گروه نوازی چندان مرسوم نیست و با این که یک گروه تشکیل می شود اما ستون یک گروه معمولا یک نفر است و این سیستم دقیقا برعکس گروه دستان است. ارزیابی شما از فعالیت های گروه دستان چیست ؟

    - کار گروهی بر اساس تفکر و جهان بینی شخصی صورت می گیرد که تفکر گروهی داشته باشد؛ یعنی زمانی که آهنگساز یا نوازنده یا سرپرست یک گروه، اقدامی در زمینه راه اندازی گروه انجام می دهند، باید علاوه بر شخص خود نوازنده ها نیز تفکر و جهان بینی و دانش آنسامبل داشته باشند تا اینکه پایه و اساس یک گروه درست گذاشته شود.

    بسیار طبیعی است که نوازنده و یا موسیقیدانی که بخواهد تکروی کند یا فقط خودش را معرفی کند در چنینی گروهی جایی ندارد و اگر هم گروه تشکیل شود، از نظر صدا دهی به جایی نمی رسد؛ چراکه برای این کار اگر دانش گروهی نباشد و همچنین اگر موسیقیدان ترکیب سازها را نداند و یا سازشناسی نداند، نمی داند در چه زمانی و چه جایی از چه سازی استفاده کند.




    به فرض مثال در سازهای ایرانی از جمله سه تار، موسیقیدانی که ساز سه تار را نشناسد وسعت صدا، نوع رنگ آمیزی و کوالیته صدایش را نداند، نمی دادند چگونه از این ساز در یک آنسامل استفاده کند.

    همچنین مرحله بعدی در گروه نوازی زندگی کردن نوازنده ها با یکدیگر است. گروه های ایرانی اغلب گروه های مستقلی هستند و مانند ارکستر سازهای ملی فرهنگ و هنر قدیم که نوازنده های ثابتی داشت و از نظر مالی تامین می شد، نیست. در ارکستر فرهنگ و هنر نوازنده ها بر اساس یکسری قوانین سازمانی دور هم جمع می شدند و تابع تفکرات آن سازمان بودند اما در گرو ههای مستقل کنار یکدیگر بودن، براساس احترام متقابل و داشتن تفکر و جهان بینی گروهی است.

    *یعنی نوازنده هایی که از گروه دستان جدا شدند نتوانستند خودشان را با این شرایط وفق دهند؟

    - به یقین نوازندگان به دو دلیل از گروه جدا می شوند؛ اول اینکه خاستگاه و علایق گروهی خود را پیدا نمی کنند و همچنین اینکه نمی توانند خودشان را در چارچوب قوانین گروهی قرار دهند.

    برای خواندن اصل مصاحبه به لینک زیر مراجعه کنید...http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-3763.html
    to continue, please follow me on my page

  16. 13 کاربر به خاطر ارسال مفید آمن خادمی از ایشان تشکر کرده اند:


  17. #19
    مدیر آمن خادمی آواتار ها
    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۸۹
    ارسال
    5,230
    تشکر
    32,110
    تشکر شده 59,696 بار در 5,248 ارسال
    برنامه جدید فرهاد فخرالدینی برای حضور در صحنه


    فرهاد فخرالدینی یک​سال پس از جدایی​اش از ارکستر ملی ایران می​خواهد با یک ارکستر جدید روی صحنه برود.

    فرهاد فخرالدینی رهبر سابق ارکستر موسیقی ملی ایران در حال تدارک ارکستری است که همراه با آن به صحنه برود.

    به گزارش خبرآنلاین، پیمان میرآقاسی نوازندهء ویولن ارکستر موسیقی ملی ایران در حال مذاکره با نوازندگان مختلف برای تشکیل ارکستر فخرالدینی است.

    این ارکستر قرار است مهر امسال برای یک شب روی صحنه برود. سالار عقیلی هم به عنوان خواننده در این ارکستر حضور دارد.

    رهبری ارکستر به عهده فرهاد فخرالدینی است و احتمال دارد این برنامه تمدید شود.

    بیش از یک سال است که فرهاد فخرالدینی در ارکستر موسیقی ملی ایران فعالیتی ندارد و هم اکنون این ارکستر به همراه برخی از نوازندگان پیشین به رهبری بردیا کیارس مشغول فعالیت است.
    to continue, please follow me on my page

  18. 12 کاربر به خاطر ارسال مفید آمن خادمی از ایشان تشکر کرده اند:


  19. #20
    مدیر آمن خادمی آواتار ها
    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۸۹
    ارسال
    5,230
    تشکر
    32,110
    تشکر شده 59,696 بار در 5,248 ارسال
    بهرام رادان هم خواننده شد



    بهرام رادان، بازیگر پرکار این روزهای سینمای ایران هم تصمیم گرفته خوانندگی را تجربه کند و در عرصه موسیقی نیز خود را محک بزند. رادان، که طی سالهای اخیر همواره یکی از سوپراستارهای سینمای ایران بوده، این بار قصد دارد با ورود به عرصه موسیقی در این رشته هنری نیز خود را ستارهای تمامعیار مطرح کند.

    اگر به کارنامه آقای بازیگر نگاه کنیم متوجه میشویم که بهرام رادان در انتخابهای سینماییاش در سالهای اخیر بسیار هوشمندانه و مدبرانه عمل کرده تا خود را بازیگر بالغ سینمایی معرفی کند، از این رو میتوان حضور او در عرصه موسیقی را ریسک بزرگی تلقی کرد؛ چرا که اگر نتواند موفقیتی به بزرگی توفیقی که در بازیگری نصیب او شده است، کسب کند بدون شک جایگاهش در مقام بازیگری هم تنزل خواهد داشت و از طرفی اگر بتواند در آسمان موسیقی مثل بازیگری، بدرخشد خود را هنرمند درجه یک چندمنظوره معرفی خواهد کرد.

    از سنتوری شروع شد

    به نظر میرسد علاقه آقای بازیگر به مقوله موسیقی و خوانندگی ریشه در گذشتههای دور دارد، علاقهای که باعث شد بهرام برای به نتیجه رسیدن موضوع مجوز اکران فیلم سنتوری به جای محسن چاوشی پشت میکروفون قرار بگیرد و آهنگهای سنتوری را دوباره اجرا کند، البته این آهنگها با صدای بهرام هیچ وقت شنیده نشد. چون نسخهای از فیلم منتشر شد که در آن محسن چاوشی قطعاتی را برای مهرجویی خواند و البته بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت.



    همانطور که میدانید رضا یزدانی یکی از دوستان نزدیک بهرام رادان است و شاید به همین علت هم رضا مشاور رادان در تولید اولین آلبوم موسیقیاش است. برای جویا شدن از جزئیات این خبر با رضا یزدانی تماس گرفتیم، رضا فقط به همین جمله بسنده کرد که بله، من در مقام مشاور با بهرام رادان در تولید اولین آلبوم موسیقیاش همکاری خواهم داشت. یزدانی از توضیحات بیشتر در این باره خودداری کرد و گفت بگذارید خبرها فعلا محفوظ بماند. اما جالب است بدانید که بهرام رادان برای رسیدن به این مقصود همکاری مشترکی را با آریا عظیمینژاد آغاز کرده و آهنگسازی بیشتر قطعات آقای بازیگر بر عهده عظیمینژاد است.

    کارهای فنی در ترکیه

    آلبوم رادان در حال حاضر مرحله میکس و مسترینگ را در کشور ترکیه طی میکند و پس از آن راهی بازار موسیقی خواهد شد. نکته دیگر درباره فعالیت موسیقیایی آقای رادان این است که علاوه بر این آلبوم موسیقی، رادان قصد دارد کلیپ یکی از ترانههای این آلبوم را نیز تولید و به همراه آلبوم خود به بازار عرضه کند. اما شاید برجستهترین ویژگی آلبوم بهرام رادان، که هنوز برای آن اسمی هم انتخاب نشده، دوزبانه بودن آن است، بهطوری که شنیده میشود هشت قطعه به زبان انگلیسی و حدود شش قطعه به زبان فارسی است.

    البته این اولین باری نیست که یک بازیگر سینما علاقه خود را به خوانندگی با تهیه و تولید یک آلبوم موسیقی اعلام میکند! پیش از این چهرههای برجستهای چون محمدرضا گلزار، شهاب حسینی، امین حیایی، حامد بهداد، مهران مدیری، محمدرضا هدایتی، برزو ارجمند، امیرحسین مدرس، و... نیز تواناییهای خود را در عرصه موسیقی محک زدهاند. شاید قضاوت درباره آثار موسیقایی این افراد در این فرصت میسر نباشد اما با نگاهی گذرا به این آثار میتوان به این نتیجه رسید که اغلب آلبومها با استقبال چندان خوبی مواجه نشدهاند ولی در کنسرتهایی که با حضور بازیگران روی صحنه و به عنوان خواننده برگزار میشود موضوع کاملا متفاوت است و جمعیت زیادی برای شنیدن صدا یا دیدن بازیگر محبوب خود روی صحنه به سالن میآید.
    to continue, please follow me on my page

  20. 14 کاربر به خاطر ارسال مفید آمن خادمی از ایشان تشکر کرده اند:


اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 نفر از این موضوع دیدن می کنند (0 عضو و 1 مهمان)

برچسب برای این موضوع

بوک مارک ها

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به ارسال ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید ارسال های خود را ویرایش کنید
  •