صفحه 575 از 600 اولیناولین ... 75475525565572573574575576577578585 ... آخرینآخرین
نتایج از شماره 5,741 تا 5,750 از مجموع 5991

موضوع: کارگاه

  1. #5741
    مدیر mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    تیر ۱۳۹۲
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    ارسال
    9,430
    تشکر
    27,794
    تشکر شده 26,765 بار در 8,626 ارسال

    پاسخ : کارگاه

    پاسخ مسابقات بآشگاه
    ===========

    961020
    =====


    سوال :در عرضه اولیه اوراق مشارکت، کارمزد خرید و فروش بر عهده کیست؟
    گزینه 3 یعنی ناشر

    سوال : بانک تجارت سهامدار عمده کدام‌یک از سهم‌های زیر نیست؟
    گزینه 3 یعنی پتروشیمی آبادان
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان کار کن که گویا فردا خواهی مرد.

  2. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  3. #5742
    مدیر mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    تیر ۱۳۹۲
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    ارسال
    9,430
    تشکر
    27,794
    تشکر شده 26,765 بار در 8,626 ارسال

    پاسخ : کارگاه

    نقل قول نوشته اصلی توسط abed نمایش ارسال ها
    سلام:

    من فکر کردم شما در پست قبلی نوشتید این کار فوق العاده است. ولی حالا مینویسید خوب حالا که چه این همان عرضه و تقاضا میتواند باشد.

    شاید من نتوانستم منظورم را درست انتقال بدهم. من هم مثل نظر قبلی شما فکر میکنم میتواند کار بسیار فوق العاده ای باشد.

    من مثال هم زدم منظور این نیست که عرضه به تقاضا و یا بالعکس فایق میاید. چون این مشخص است و من انرژیمان صرف بدیهیاتی که برای همه روشن است نمیکنم.

    من دیدم اقرادی مثل شما و بعضی دیگر دوستان انچه را که می دانند در اختیار میگذارند. من هم خواستم انچه بنظر درست میدانم را ارایه دهم وهم در باره ان بحث وتبادل گردد تا به مثلا راه کار یا الگوریتمی برسیم. قصد دیگری ندارم به نظر خودم خیر است.

    در مورد موضوع:
    با مثال مشخص شد که در هر سهم بخصوص دنبال یک یا دوعامل باشیم.
    فرض کنید ثمسکن را در نظر گرفتید و دو عامل شناسایی شد و سهم بالا رفت. در پایان شما با این سهم بیشتر اشنا هستید و چم و خم کار این سهم برایتان معلوم.
    اما اگر نشد بروید ببینید اولا کجای تحلیلتان ایراد دارد و مهمتر اینکه کدام دو عامل است که سهم را تکان میدهد
    موضوعیت نوع تحلیل اینجا مطرح نیست. اینکه تکنیکال از طریق عامل شناخت کف و مثلا نمودار دیگری و یا فقط یک عامل به این نتیجه میرسد به اصل بحث کاری ندارد. موضوع مهم بجث غلیل بودن عوامل موثر در تغییر قیمت است.
    بعلاوه اینکه من معتقدم بعضی تکنیکالیستها از اطلاعات بنیادی و یا روانشناسی و غیره در تحلیل استفاده میکنند و با بنیادیها بالعکس و بقیه روانشناسان بازار و غیره
    من در این بحث کاری به این موضوعات ندارم

    در نهایت اینکه میفرمایید دنبال چی هستم شاید بدرستی راه حلی هر چند شرطی برای راهکاری که رسیدن به دو عامل را راحتتر می کند هستم. ضمن اینکه خود دوعامل بو دن و یا کم عامل بودن موضوع دستاورد عالیی است. این راهکار میتواند به همه کمک کند.
    من خودم تحلیل میکنم و برای نیاز نیست که موضوع را مطرح کردم. اینجا هم فضای مجازی است و هیچ کس هیچ اجباری به کاری ندارد.
    همین که شما یک سهم را تحلیل میکنید و میگویید خشکیده یک عامل است و مثلا در مورد ثمسکن درست است. آیا عامل دیگری هم هست؟ ان چیست که با حشک بودن در این زمان باعث حرکت شده. دقت بفرمایید نمیتواند همه پارامترهای سیاسی و بنیادی و تکنیکال و روانشناسی بازار باشد. این خود یک راهنماست برای اینکه ببینید بعد از رشد این دوعامل کدامند. اصلا من سهمهایی را پیدا کنم که این موضوع در انها صحت دارد. فعلا به انهایی که پیچیده تر هستند نمیپردازم.
    سلام و عرض ادب.
    بابت دیر پاسخ دادن عذرخواهی می کنم. به دلیل این است که این روزها حال و هوای خوشی ندارم. و دفعه ی پیش هم که پاسخ دادم یک مقدار این حال را داشتم و همین باعث شد یک مقدار درهم برهم صحبت کنم.
    ========================
    عرضم خدمت شما که... باز هم بگذارید خدمتتان انتقاد کنم که نوع نوشتارتان به گونه ای است که به خوبی نمی توانم پس از خواندن متنتان متوجه منظورتان بشوم. به صورت کامل. معذرت می خواهم به خاطر انتقادهای پشت سر و مکررم ولی واقعا متوجه نمی شوم... البته همان گونه که گفتم امکان دارد مشکل از سمت خودم باشد... و به نگارش متن شما مربوط نباشد... ولی به هر حال... من دقیق متوجه نمی شوم...

    به عنوان مثال این دو سه خط را نگاه کنید:

    بعلاوه اینکه من معتقدم بعضی تکنیکالیستها از اطلاعات بنیادی و یا روانشناسی و غیره در تحلیل استفاده میکنند
    درست متوجه نمی شوم که شما به این اعتقاد دارید که باید تکنیکالیست ها.... یا خبر دارید که برخی از تکنیکالیست ها...
    البته گفتید این موضوع خارج بحث است و مهم نیست... پس هیچ...

    یا این جمله:

    در نهایت اینکه میفرمایید دنبال چی هستم شاید بدرستی راه حلی هر چند شرطی برای راهکاری که رسیدن به دو عامل را راحتتر می کند هستم.
    من سه چهار بار این خط بالا را خواندم ولی نمی فهمم منظور شما چیست.
    اگر «هستم» آخر جمله را «است» بگیرم هم باز یک مقدار فهمش برایم مشکل است:
    راه حلی برای راهکاری برای رسیدن به عاملی که راحت تر می کند؟
    چه چیزی را راحت می کند؟ بررسی و راهکار را؟ منظور از راهکار راهبرد است یعنی راهکار خرید و فروش سهام؟
    سخت شد...
    مخم نمی کشد...

    ...
    در مورد کلیت موضوع هم الان من متوجه نشدم که آیا شما حرفتان این است که 1- فقط می خواهید به کم کردن و قلیل بودن عوامل بررسی اشاره کنید؟ یا اینکه 2- می خواهید عوامل را شناسایی کنید/کنیم؟ یا اینکه 3- یا این عوامل را می دانید و می خواهید آموزش دهید؟

    باز هم عذر خواهی می کنم...
    ========================
    موضوع عرضه و تقاضا سرآغاز بود...
    من عادت دارم (به خاطر پشتوانه فلسفی ای که دارم) همه چیز را به صورت ریشه ای بررسی می کنم... در اینجا هم اشاره کردن به بحث عرضه و تقاضا به عنوان شروع کار بود. و به عنوان یادآوری و ساختن پایه مبحث اصلی... که در نهایت اینکه برسانیمش به جایی که می خواهیم...
    چون ما هر جا کار کنیم و به هر شیوه ای که بررسی کنیم باید دقیقا بدانیم که ربط کار ما به بحث عرضه و تقاضا و در نهایت ربط راهبردها و الگوریتم ها و برنامه های ما به «قیمت» چگونه است؟ چگونه قرار است تحلیل ما روی پی بر ای منتج به تحلیل قیمتی آینده سهام شود؟ چگونه قرار است یک افزایش سرمایه روی قیمت سهام تاثیر بگذارد؟ در حقیقت روی عرضه کنندگان و تقاضاکنندگان (و افعالشان) تاثیر بگذارد.
    بیشتر از این نمی نویسم در این خصوص... چون خیلی ادامه دار می شود... ولی همین بس که بررسی ریشه ای بهترین کار است... مثلا در همین بحث افزایش سرمایه که مدت ها مورد توجه و اقبال بازار بود... ممکن بود یک نفر صرفا با همین بررسی مدتی پول در بیارود و پس از مدتی که بازار رنگش عوض شد و از افزایش سرمایه متنفر شد تمام پولی را که در آورده به باد دهد... ولی در صورتی که این موضوع را به صورت ریشه ای و از ب بسم الله بررسی کرده بود و نحوه تاثیر افزایش سرمایه روی عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان بررسی می کرد می توانست به موقع از این بررسی سود کسب کند و به موقع از زیان این بررسی در امان باشد...
    =======================
    در خصوص اینکه فرمودید که برای خیر و برای کمک تشریف آورده اید و هدفتان ارائه ی آنچه درست می دانید بوده است... واقعا و از صمیم دل از شما متشکرم و امیدوارم خداوند عوض خیرتان بدهد.
    اینکه فرمودید باید خودمان را به دو عامل محدود کنیم هم یادم می ماند و بابت این نکته هم از شما تشکر می کنم.
    =======================

    همین که شما یک سهم را تحلیل میکنید و میگویید خشکیده یک عامل است و مثلا در مورد ثمسکن درست است. آیا عامل دیگری هم هست؟ ان چیست که با حشک بودن در این زمان باعث حرکت شده.
    این جمله فوق العاده عالی است...
    ولی پاسخ درستی برای این پرسش ندارم. شما اگر دارید بفرمایید.
    طبیعتا باید پاسخ این باشد که پس از افت ِ شمار عرضه کنندگان و قدرت عرضه کنندگان طبیعتا باید (به عنوان عامل دوم) منتظر قدرت و شمار تقاضا کنندگان گشت! یعنی حجم. ولی در عمل می بینم که... نه... مشکل وجود دارد...
    حالا اکنون توان اندیشیدن زیادی ندارم... اگر بعدا/بعدها سر حال آمدم و توانستم یک مقدار بیشتر در این خصوص خواهم نوشت.
    یا علی
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان کار کن که گویا فردا خواهی مرد.

  4. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  5. #5743
    عضو فعال نوام چامسکی آواتار ها
    تاریخ عضویت
    فروردین ۱۳۹۳
    ارسال
    2,045
    تشکر
    14,714
    تشکر شده 16,976 بار در 2,124 ارسال

    پاسخ : کارگاه

    چگونه سهام سود اور در بازار انتخاب کنیم


    حتما تهیه کن و بخون

    http://forums.boursy.com/showthread.php?t=2936

  6. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید نوام چامسکی از ایشان تشکر کرده اند:


  7. #5744
    مدیر mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    تیر ۱۳۹۲
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    ارسال
    9,430
    تشکر
    27,794
    تشکر شده 26,765 بار در 8,626 ارسال

    پاسخ : کارگاه

    مناسب ترین پیشنهاد برای من
    ================


    پیشتر گفته بودم که مهمترین کار و البته اولین کار این است که آدم بنشیند ببیند دقیقا چه چیزی می خواهد و حتی توصیه کرده بودم بخش هایی از نمودار را که دوست داریم برای خودمان رنگی کنیم و به مطالعه ی حالات نشانگرها در آن حالا بپردازیم.


    • شخصا خودم دوست دارم...
    • پیشنهادهای خرید و نگهداری ام در بازه های بین 5 تا 20 روز باشد.
    • و سودی که می برم بین 10 تا 20 درصد باشد.
    • و شمار این پیشنهادها هم این قدر باشد که روزی چهار پیشنهاد برایم بیاید. (این دست بالایش. و دست کم هم هر چهار روز یک بار یک پیشنهاد داشته باشم. یعنی به عبارت دیگر همیشه گزینه ی خرید داشته باشم.)
    • و در سبد هم 10 نماد دست کم بتوانم داشته باشم.
    • و میزان پیشنهادهای درست به کل پیشنهادها (درست و اشتباه) یا به عبارت دیگر درصد پیشنهادهای صحیح هم 80 درصد باشد.
    • و پیشنهادهای اشتباه هم با 5 تا 10 درصد زیان همراه باشد.
    • روش هم خرید از کف باشد. (حالا فروش هر جا شد شد.)

    آخرین ویرایش توسط mhjboursy ، ۱۳۹۶/۱۰/۳۰ در ۱۸:۵۸.
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان کار کن که گویا فردا خواهی مرد.

  8. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  9. #5745
    عضو فعال نوام چامسکی آواتار ها
    تاریخ عضویت
    فروردین ۱۳۹۳
    ارسال
    2,045
    تشکر
    14,714
    تشکر شده 16,976 بار در 2,124 ارسال

    پاسخ : کارگاه

    برای گرفتن سودهای کوچک 10 تا 20درصدئ


    باید به تکنیکال اشنا باشی و بعد ار اون حتما و حتما


    پرایس اکشن رو بیاموری /چون تعداد ورودها و معاملاتت بیشتر میشه بهترین کار اینکه حد ریانت بسیار کوچیک باشه


    این موضوع بنوعی داره اصل وارن بافت رو هم یاداوری میکنه که


    1/سعی کن پولت رو ار دست ندی 2/قانون اول رو فراموش نکنی


    ///////////////////

    سبکهای تحلیلی تکنیکال بحصوص الیوت نقاط ورودشون بسیار ریسکشون بزرگ هست و تو بازار های کم عمق و کم تجرک

    بلای جون معامله گران هستش

    و میشه گفت تکنیکال کلاسیک جان مورفی هم این مشکل رو داره

    /////////


    دکتر اناری /جدیدا تو سایش و گروه تلگرامیش تمام ویدیوهای اورشش رو براساس پرایس اکشن هست


    به رایگان در اختیار جامغع معامله گری ایران قرار داده که فوق العاده هست دوره ایشون

    اون رو شما و هر دوستی که علاقمند به نوسان گیری هست میتونه استفاده کنه /


    https://threemarkets.com/

    دکتر اناری

    http://forums.boursy.com/showthread.php?t=2936

  10. 8 کاربر به خاطر ارسال مفید نوام چامسکی از ایشان تشکر کرده اند:


  11. #5746
    مدیر mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    تیر ۱۳۹۲
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    ارسال
    9,430
    تشکر
    27,794
    تشکر شده 26,765 بار در 8,626 ارسال

    پاسخ : کارگاه

    برای اندیشه
    =======

    پاک کردن صورت مسئله
    =============


    سلام؛
    در پی تفکرهایی که پیشتر با هم اینجا داشتیم...
    می خواهم باز هم به این بیاندیشم که چرا یک سری از نمودارها این گونه اند. چرا استاندارد و بهنجار نیستند؟
    در حقیقت من با این تفکر می خواهم صورت مسئله را عوض کنم... آری... چه اشکالی دارد؟ گاهی پیش می آید اصلا خود مسئله مشکل دارد... نه پاسخ... آخر هر کاری می کنی می بینی هیچ پاسخی با نمودار ما درست از آب در نمی آید...
    بگذار واضح تر و مشخص تر صحبت کنم...
    پیش تر گفته بودم که برخی از نمودارها هستند که مریض هستند... و اگر خاطرتان باشد برنامه ای نوشتم (و شاید کدش را هم اینجا گذاشتم) که شمع های معیوب را نشان می داد... (دست کم خاطرم هست که شمع های معیوب را در چند نمودار نشانتان دادم... و عرض کردم که نشانگر ها روی این شمع های معیوب اشتباه می کنند...)
    علاوه بر شمع های معیوب دست کاری حقوقی ها هم هست... یا بازیگران بزرگ حقیقی...
    علاوه بر اینها گونه ی بورس ما هم هست... یعنی اینکه بورس ما به خاطر کم عمق بودنش و اینکه نقدینگی درست و حسابی توی آن پخش نشده مشکلات خاص خودش را دارد که توضیح داده ام و دیگر اطاله ی کلام نمی کنم...
    علاوه بر اینها وضع ولوشو اقتصادی میهن عزیزم هم هست... (اگر کسی خواست بیشتر توضیح می دهم چگونه ممکن است تحریم ها و نفت محور بودن اقتصاد و ارگان محور یا دولتی بودن اقتصاد ما باعث می شود نمودارها از حالت استاندارد خودشان خارج شوند)
    علاوه بر اینها قوانین من درآوردی و مسخره ی سازمان بورس ما هم هست... مثلا عدم اجازه ی اصلاح یا رشد بیش از 5 درصدی به نمودارها راحت می تواند نمودارها را خراب کند. در حقیقت چرخه ی معمولی ای که باید یک نمودار قیمتی داشته باشد با این قوانین احمقانه دچار تغییر حالت می شود... و بیشتر یا کمتر و نیز کوتاه مدت تر یا بلند مدت تر از حالت اصلی، نمودار افت و خیز خواهد کرد... (دیگر از یک ماه، شش ماه یا یک سال بسته بودن نمادها چیزی نمی گویم یا از قوانین احمقانه ی نیم ساعت بازگشایی اول صبح و حجم مبنا و قیمت پایانی و یک روز در میان بودن خرید و فروش یک سری سهام و و و )
    همه ی اینها به من می گوید که ممکن است اصلا صورت مسئله مشکل داشته باشد... یعنی پاسخ و راه حل درست است ولی صورت مسئله اشتباه است...
    (اکثر اینها البته مربوط به کشور خودمان می شود... ولی احتمالا یا بهتر است بگویم حتما در سهام تمام کشور ها یا حتی در سطح بزرگی مانند فارکس و کالاها هم احتمالا برخی از این موارد هست... (البته هر موردی باشد احتمالا آنها قوانین من درآوردی را دیگر ندارند و این تنها مختص بازار بورس ایران است و بس!))

    این موارد را گوشه ی ذهنتان داشته باشید...

    بر می گردیم به راه حل هایی که داریم... یادتان باشد چندین بار در این جستار از گاز و ترمز و تاب و تاب سوار صحبت کرده ام...
    شما می آیید یک نمودار را بررسی می کنید... می بینید به زیبایی ماشین رفته ته دره و از آنجا قشنگ زده دنده یک و دنده دو و بعد دنده سه و خیلی قشنگ هم گاز داده و دارد سرعت زیاد هم می شود و الان است که از دره بیاید بیرون و یک راست راهش را به سمت قله طی کند و ... که یک باره روند خراب می شود!
    چه شد؟ چه شد؟ جریان چیست؟
    جریان این است که یکی از آن موارد بالا وجود دارد و هر چند راه حل درست است و در حالت عادی می بایست این راه حل جواب می داده... ولی به خاطر اینکه خود صورت مسئله مشکل دارد کار خراب شده...
    یعنی طبق معمول تاب به آن بالا که می رسد باید بیاید پایین... یعنی هر جور فکر کنی این طبیعی است... طبیعت تاب است... طبیعت خودرو این است که با گاز دادن راه بیافتد... این طبیعت ماشین است... ولی چرا راه نمی افتد؟؟؟؟
    خوب معلوم است... برای اینکه یک چیزی اینجا غیر طبیعی است!
    به طور طبیعی تاب باید بعد از اینکه بالا رفت و مکس کرد بیاید پایین... اگر نیاید پایین خوب... صورت مسئله اشکال دارد. یعنی اینکه ما تفسیر کرده ایم و راه حل ارائه کرده ایم که «هرگاه تاب بالا بود و دیگر بالا نرفت باید بیاید پایین» درست است. حتی با صرف دید طبیعی یک راه حل جامع و کامل هم هست! منتها مسئله اینجا است که غیر طبیعی بودن را ما در نگر نگرفته ایم...

    حالا باید چه کار کرد؟
    خوب... راه حل هایی که به ذهن من می رسد یکی این است که نمودار را با مشاهده و بررسی های میدانی و غیر خودکار خودمان ترکیب کنیم...
    یعنی نمودار امروز به ما می گوید طبیعتش این است که بالا برود... ولی ما یک نگاه به مسائل سیاسی و وضعیت اقتصاد و وضعیت همگروهی ها و خواست بازیگر (که حدس زده ایم) و قوانین من درآوردی شاپور و دوستان بیاندازیم... بعد در کل ببینیم به حرف نمودار عمل بکنیم یا نه...
    خوب... این کار هم سخت است و هم باب میل من نیست...

    راه حل اصلی این است که داده ها را (به صورت خودکار و نه دستی) از دل نمودار بکشیم بیرون و نسبت به (طبیعی یا) غیر طبیعی بودن نمودار دو تا کار انجام دهیم:
    یکی اینکه نمودار را بهنجار کنیم! یعنی اصلا مسئله و صورت مسئله را عوض کنیم! یعنی روش هایی اتخاذ کنیم که منجر به از بین بردن موارد اشتباه شود... خود به خود برخی جاهای نمودار را نادیده بگیرد یا برخی جاها را به نمودار اضافه کند! یا کلا قیافه نمودار را برایمان طوری عوض کند و طوری نمودار را تفسیر کند که همه چیز خوب شود...
    یکی دیگر اینکه ببینیم کدام قسمت ها خراب است... چه مشکلی دارد... جریانش چیست... و طبق وضعی که پیش آمده بررسی و تصمیم مجزا داشته باشیم...
    مورد اول شبیه آن کاری است که گفتیم... یعنی فشرده سازی درصدی...
    مورد دوم شبیه این است که نمودار یک نماد را با نمودار ِ نماد ِ گروه ِ صنعتی ِ شامل آن ادغام کنیم... حالا یا در سطح بررسی یا در سطح تصمیم (پیشنهاد/Signal).

    ایده در این خصوص فراوان است... بگذار چندتایش که اکنون به ذهنم می رسد را عرض کنم:

    • فشرده سازی درصدی.
    • بررسی نمودارهای هفتگی و ماهانه.
    • مکدی 1-500 یا مکدی 1-all گرفتن از نمودار اصلی.
    • به جای شکاف های زمانی خط صاف افقی گذاشتن. یا خط مورب.
    • یا به جای شکاف های قیمتی، زمان اضافه کردن و خط مورب گذاشتن.
    • بررسی نمودارهای مرتبط (به صورت خودکار) یعنی نمودار کالاها و بورس های جهانی و نسبت های نرخ ارزها و قیمت نفت (به عنوان آتش ِ زیر دیگ ِ اقتصاد ایران) و نمودار صنایع مختلف و نمودار شاخص کل.
    • مربع های گن گذاشتن و تمام حرکات (زیگزاگ های) مثلا 10 درصدی را در بازه های زمانی یک واحدی (مثلا ده روزه) قرار دادن.
    • حذف شمع های بیمار یا ادغام چندین شمع بیمار پشت سر هم.
    • حدف یا ادغام روزهایی که افت و خیز آنها خیلی کم یا خیلی زیاد است. («خیلی کم» اشاره به عدم پویایی بازار ناشی از کم حجمی یا پر حجمی (شناوری زیاد) در آن نماد دارد و افت و خیز «خیلی زیاد» هم اشاره به قوانین احمقانه ی سازمان بورس و سرکوب میل بازار به تغییر و ممانعت سازمان بورس دارد که مثل فنر جمع می شود و از یک جا (مثلا گره معاملاتی یا پس از توقف بلند مدت) خودش را نشان می دهد).
    • حذف و یا ادغام و یا حتی تکثیر و بسط دادن شمع هایی که به صورت خط افقی (دوجی بدون سایه) هستند و به خاطر قوانین بورس تهران درآمده اند.
    • حذف پیشنهادهایی که در زمان شناسایی اشکال و بیماری و غیر استاندارد بودن صادر می شوند.



    • استفاده از نشانگرها یا راهبردهایی که ورای این مسائل بتوانند حرکت کنند و کلا بهنجار بودن یا نبودن نمودار برایشان مهم نباشد.
    آخرین ویرایش توسط mhjboursy ، ۱۳۹۶/۱۰/۳۰ در ۱۵:۴۸.
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان کار کن که گویا فردا خواهی مرد.

  12. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  13. #5747
    مدیر mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    تیر ۱۳۹۲
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    ارسال
    9,430
    تشکر
    27,794
    تشکر شده 26,765 بار در 8,626 ارسال

    پاسخ : کارگاه

    پیشنهاد خرید
    =======

    آینده هم پیشنهاد خرید است انگار. اینجا بنویسم تا بعدا بهتر بررسی اش کنم.
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان کار کن که گویا فردا خواهی مرد.

  14. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  15. #5748
    مدیر mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    تیر ۱۳۹۲
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    ارسال
    9,430
    تشکر
    27,794
    تشکر شده 26,765 بار در 8,626 ارسال

    پاسخ : کارگاه

    محمد حسین ادیب
    ===========

    ماهيت دقيق تحريم هاي جديد آمريكا
    ======================



    🔹طي يك ماه گذشته ، شخصيت هاي حقيقي و حقوقي متعددي در ايران تحريم شده اند و تحت تأثير گفته هاي ترامپ فضا “تحريم محور “ شده است

    🔹تحريم اصلي عليه ايران ، كه با وجود برجام لغو نشد و تحريم هاي ديگر در مقايسه با آن تقريبا هيچ بود ، عدم امكان تسويه حساب بدهي تجارت خارجي بوسيله شبكه بانكي بود ، تقريبا تا يك ماه قبل تسويه بدهي ناشي از تجارت خارجي بوسيله صراف ها انجام مي شد و نه بانكها و تحريم در اين قسمت واقعي و تأثير گذار بود

    🔹اما در يك ماه گذشته امكان تسويه بدهي تجارت خارجي با اروپا بوسيله شبكه بانكي ايران فراهم شد و صرافي هاي ايران امكان يافتند تا تجارت با اروپا را از طريق شبكه بانكي تسويه كنند

    🔹مهم ترين بخش تحريم ، متوقف شدن امكان تسويه حساب تجارت خارجي از طريق شبكه بانكي بود كه در ارتباط با اروپا لغو شد اما فضاي رسانه اي ايجاد شده است كه تحريم ها تشديد شده يا تشديد خواهد شد

    🔹تعدادي شخصيت حقيقي و حقوقي جديد طي ماه گذشته، تحريم شده اند كه از منظر اقتصادي ، تحريم آنها اثري بر اقتصاد ايران نداشته است

    🔹نگارنده به عنوان مشاور يكي از صرافي هاي بزرگ كشور ، هفته گذشته در جلسه اي با حضور مسئول ارز يكي از بانكهاي ارز محور ، پيشنهاد آن بانك براي تسويه كليه مبادلات ارزي اين صرافي را مورد بحث و ارزيابي قرار داد بانك پيشنهاد ميكرد تا ال سي به سبك قبل از تحريم مجددا برقرار شود يعني در ارتباط با اروپا ، همه چيز به روال قبل از تحريم بازگشت كرده است ال سي به سبك قبل از تحريم ، احيا شده است

    🌹در مورد تحريم هاي گذشته هم ، تحريم ها را مي توان بگونه ي ديگري ديد ، گفته مي شد كه در دوران تحريم ، پول نفت ايران بلوكه ميشد ، يعني ما نفت را صادر ميكرديم اما نمي توانستيم از بخشي از آن استفاده كنيم اين ظاهرا درست بود اما در دوران ٤ ساله تحريم از سال ٩١ لغايت ٩٤به حسب آمار بانك مركزي ايران ( سايت بانك مركزي ، نماگر اقتصادي سال ٩٤ صفحه ده قسمت مربوط به تراز پرداختها ) ٢٢٢ ميليارد دلار صادرات نفتي داشت ، قبل از تحريم ايران ٤٧ ميليارد دلار در خارج از كشور سپرده بانكي داشت و روز پس از امضاي برجام ، سپرده بانك مركزي در خارج ٥٥ ميليارد دلار بود ، يعني ايران تقريبا همه پول ناشي از صادرات نفت را در دوران تحريم استفاده كرده بود

    🔹چگونه ممكن است ايران ٢٢٢ ميليارد دلار صادرات نفتي داشته باشد و پول نفت بلوكه شود و سپرده بانك مركزي كه پول نفت در آن ريخته ميشود فقط ٨ ميليارد افزايش داشته باشد

    🔹درست ترين نقد در خصوص بلوكه كردن پول نفت ايران را زنگنه وزير نفت اظهار داشت كه خروج پول نفت از چين ١٠ درصد و از كره ١٧ درصد هزينه اضافي براي ايران ايجاد كرد ، در عمل به غير از هزينه اضافي ١٠ تا ١٧ درصدي ، بقيه بلوكه كردن پول نفت ايران جنبه سمبليك داشت و جدي نبود ، نه اينكه بلوكه نمي شد بلكه بلوكه شدن فقط يك هزينه اضافي ايجاد ميكرد ، اگر بلوكه كردن پول نفت ايران در دوران تحريم ، به معناي تحميل هزينه اضافي ١٠ تا ١٧ درصدي بود ، بله بلوكه كردن معنا داشت ولي چيزي بيش از اين نبود

    🔹گفته ميشود كه ايران در سال ٩١ تحريم شد و نفت ايران را نخريدند در سايت بانك مركزي بخش مربوط به نماگر هاي اقتصادي سال ٩٣ صفحه ١٠ به نقل از وزارت نفت آمار صادرات نفت در سال ٩٠ ( قبل از تحريم ) و ٩١ ( اوج تحريم) آمده است در سال ٩٠ صادرات نفت روزانه ٢١٠٧ هزار بشكه در روز و در سال ٩١ حدود ١٩٠٠ هزار بشكه بود يعني با تحريم صادرات نفت ايران در سال ٩١ فقط ١٠ درصد كاهش يافت، همه تبليغات رسانه اي غرب كه نفت ايران تحريم شد به معني كاهش ده درصدي صادرات نفت بود

    🔹گفته ميشود با تحريم در سال ٩١ دلار به شدت گران شد كه درست است اما علت افزايش قيمت ارز در سال ٩١ اين بود كه براي مدت يك دهه ، سالانه ١٥ درصد تورم وحود داشت و دلار ثابت بود ، علت افزايش قيمت ارز در سال ٩١ ، ثابت بودن يك دهه اي قيمت ارز بود و اقتصاد ايران ظرفيت چنين افزايشي را داشت و البته تحريم ، به ظرفيتي كه وجود داشت كبريت زِد ، اما حتي اگر تحريم واقع نشده بود اكنون نرخ ارز تفاوت جدي با قيمت هاي موجود نداشت

    🔹تحريم دو رو دارد ، يك روي آن خيلي شديد است و روي ديگر آن بيشتر جنبه سمبليك و نمادي دارد ، تحريم را بايد جدي گرفت و كسي منكر تحريم و آثار آن بر اقتصاد ايران نيست و ميتوان داده هائي ارائه داد كه تحريم مؤثر است ، اما جنبه نمادي ، سمبليك و تبليغاتي تحريم ، بسيار بيش از جنبه عملياتي و واقعي آن است

    🔹يك نكته را فراموش نكنيد در اوج تحريم ايران ٢٢٢ ميليارد دلار صادرات نفتي داشت و فقط ٨ ميليارد دلار آن را استفاده نكرد ، تحريم دردسر درست ميكند اما جنبه نمادين دارد





    سود فعالين اقتصادي به يك سوم گذشته كاهش يافته و روند كاهشي سود ادامه دارد
    ==================================================


    🔹هشتاد درصد منبع سود فعالين اقتصادي در گذشته ، تورم بود اكنون نيز تورم وجود دارد اما جنس تورم تغيير كرده و تورم موجود فقط هزينه جاري فعالين اقتصادي را بالا مي برد بدون اينكه منشاء سود باشد ، يعني سود ناشي از تورم حذف شده است

    🔹در وضع موجود منبع سود در ٨٠ درصد موارد ، سود عملياتي است

    🔹با حذف تورم به عنوان منبع سود فعالين اقتصادي ، سود خالص به يك سوم گذشته كاهش يافته است

    🔹خرده فروشان بطور متوسط با سود ٣٠ درصد كالاي خود را ميفروشند و اين نسبت تغييري نكرده اما فروش آنها در سطحي كاهش يافته كه خالص سود به يك سوم گذشته كاهش يافته است

    🔹روند كاهش سود خالص ناشي از فعاليت همچنان ادامه دارد

    🔹احتمالا سود ناشي از كسب و كار در سال آينده ٢٠ درصد ديگر نسبت به نقطه موجود، كاهش مي يابد

    🔹روند كاهشي سود به سبب تشديد روند رقابت در اقتصاد است ، اقتصاد ايران به سبب كاهش قيمت نفت ، به سرعت در حال رقابتي شدن بيشتر است

    🔹مشاهدات من از مشاوره هائي كه انجام مي دهم حداقل نشان ميدهد اقتصاد به سبب افزايش نرخ ارز فقط در ماه گذشته ، پنج درصد رقابتي تر شده است

    🔹كاهش سود ، باعث شده تا افراد غير حرفه اي در هر كسب و كاري ، دچار تنگي نفس شوند ، بازار در حال اخراج غير حرفه اي ها از فضاي كسب و كار است

    🔹مشاهدات من از فضاي كسب و كار نشان مي دهد ٣٠ درصد از فعالين اقتصادي در بخشي كه فعالند اينكاره نيستند و در دوران رونق وارد آن بخش شده و در دوران ركود بايد بخش را ترك كنند

    🔹عصر حضور آماتور ها در كسب و كار ها به پايان دوران تاريخي خود نزديك شده است

    🔹با حذف آماتور ها از كسب و كار طي يكسال آينده ، غول هاي رقابتي در فضا باقي مي مانند كه به كاهش بيشتر سود خالص مي انجامد




    برندگان و بازندگان افزايش نرخ ارز
    ===================

    🔹كساني كه در سپتامبر با نرخ ٢٠٠٠٠ بيت كوين خريده اند اكنون با نرخ ١١٧٠٠ نزديك به چهل درصد زيان كرده اند

    🔹از يكسال قبل ، امكان خريد شش ماهه ارزي از كره جنوبي فراهم شد ، تجار زيادي از اين شيوه استفاده كردند ،جنس وارداتي را با نرخ ريالي چند ماه قبل فروخته اند و اكنون بايد با نرخ جديد ، جايگزين كنند كه زيان قابل ملاحظه است

    🔹با آمار بانك مركزي عده اي پنجاه ميليارد دلار بدهي ارزي دارند با افزايش نرخ ارز اينها به شدت بازنده شده اند

    🔹بانكهاي ايران دو دسته اند : بانكهاي ارز محور و بانكهاي ريال محور ،هشتاد در صد بدهكاران ارزي بانكهاي ارز محور، كساني هستند كه در سال ٩٠ و ٩١ جنس خود را با دلار ١٠٠٠ تومان فروختند اما از ال سي بانكي استفاده كردند به عبارت ديگر جنس را با دلار ١٠٠٠ تومان فروختند و تا خواستند ال سي را يك سال بعد باز پرداخت كنند نرخ دلار ٣٦٠٠ تومان شده بود اين بدهي همچنان باقي مانده و حالا از ٤٠٠٠ تومان عبور كرده است

    🔹هشتاد درصد بدهكاران فعلي ارزي به بانكها ، كساني هستند كه ضربه سال ٩١ را نتوانستند تحمل كنند و كساني كه جز اين تصور ميكنند اطلاعي از وضع بانكها ندارند

    🔹بدهكاران ارزي بانكها در ٩٠ درصد با اين نرخ ارز قادر نيستند بدهي خود را پرداخت كنند متقابلا بانكها ، سپرده ارزي سپرده گذار را به عده ديگري وام ارزي داده اند بانكهاي ارز محور ، از يك سو بايد پول سپرده گذار ارزي را به نرخ روز پرداخت كنند و از سوي ديگر ٩٠ درصد وام هاي ارزي به معوقه تبديل شده است

    🔹سخن بر سر ٥٠ ميليارد دلار ، سپرده ارزي است كه به اين طريق به عده ديگري داده شده است

    🔹بسياري از تجار از پارچه وارداتي از دبي را يكساله مي فروشند و معادل همين نيز به درهم به تجار دبي ، بدهي داشتند اين دسته از تجار زيان قابل ملاحظه كرده اند

    🔹شبيه مثال پارچه متعدد، در ديگر بخش ها وجود دارد

    🔹سقوط قيمت دلار به ٣٧٠٠ تومان در فصل انتخابات عده زيادي را خواب كرد و در سطح وسيع ريالي جنس خود را فروختند و ارزي حالا بايد با نرخ هاي جديد ، آن را بپردازند

    🔹نگارنده كه در كانال به دفعات نوشت هيچ چيز به اندازه نرخ ارز گران نميشود قضيه را درست ديده بود

    🔹اما واكنش بازار به افزايش هاي اخير نرخ ارز چيست ؟ معمولا عمده فروش جنس خود را مدت دار مي فروخت فروش نقدي وجود داشت اما نادر بود

    🔹فضاي موجود انتظارات تورمي را بالا برده و فروش نقدي وزن بالاتري پيدا ميكند اما خرده فروش ، فاقد نقدينگي است و نمي تواند نقدي بخرد

    🔹لذا گرايش به فروش نقدي يا كاهش زمان فروش غير نقدي ( كاهش زمان فروش غير نقدي مثلا از ٤ ماه به يك ماه ) آهنگ غالب بازار ميشود و اين به كاهش فروش منجر ميشود به عبارت ديگر ، واكنش بازار به صورت كاهش فروش خود را نشان ميدهد

    🔹هشتاد درصد بازاري ها اين ظرفيت را ندارند كه نفروشند و چك هاي خود را پاس كنند

    🔹تعدادي از مصرف كنندگان هم دست از خريد بر مي دارد و منتظر مي مانند و اين بحران كساني كه چك شان امروز سررسيد ميشود را تشديد مي كند

    🔹با افزايش نرخ ارز نه حقوق مردم افزايش يافته و نه درآمد مصرف كننده اضافه شده ، ارز گران شده اما درآمد مردم اضافه نشده لذا افزايش نرخ ارز ، به كاهش مصرف مي انجامد كاهش مصرف از منظر فعال اقتصادي يعني كاهش فروش

    🔹به صورت صريح ، افزايش نرخ ارز به كاهش فروش ميانجامد اما فعال اقتصادي بر اساس تداوم فروش در سطح سابق ، چك داده و تعهد قبول كرده است

    🔹اختلاف بين قيمت عمده فروشي كالا در خارج با قيمت خرده فروشي در داخل بطور متوسط حدود ٧٠ درصد است البته اين ٧٠ درصد فقط نصيب يك نفر نميشود ٤ تا ٨ درصد هزينه حمل است ، ٢١ درصد پرداخت هاي گمركي است ، ٢ تا ٨ درصد سود وارد كننده است ، ٣٠ درصد سود خرده فروش است ، ...اتفاقات فوق باعث ميشود تا سود ٧٠ درصدي به حدود ٦٢ تا ٦٣ درصد كاهش يايد افزايش ١٠ درصدي نرخ ارز فقط به افزايش ٣ درصدي كالاهاي وارداتي منجر ميشود و اين به معناي اين است كه بازار رقابتي تر ميشود

    🔹مجموعه عوامل فوق ، باعث ميشود تا به ميزاني كه دلار گران ميشود كالا با منشاء دلاري گران نشود بايد سود واسطه ها در امر واردات كاهش يابد

    🔹اما كاهش ٧ درصدي سود واردات در بخش هزينه حمل ، پرداخت هاي گمركي ، سود وارد كننده اصلي قابل اعمال نيست و بيشتر بايد به خرده فروش منتقل شود

    🔹يك دسته از مغازه داران ، از خود مغازه اي ندارند و مغازه را اجاره كرده اند ، دسته اي سرمايه در گردش ندارند و سرمايه در گردش را هم با بهره ٣ درصد در ماه تامين ميكنند ، كساني كه نه مغازه دارند و نه سرمايه در گردش و معمولا فروش اندكي هم دارند ( سيستم فروش آنها متكي است بر فروش اندك و سود بسيار ) فقط با سود ٣٠ درصدي ميتوانيد اقتصادي اداره شوند ، كاهش ٧ درصدي سود ، اين افراد را از بازار حذف ميكند




    وجود ١/٥ ميليون چك برگشتي در ماه ، گواه پيش بيني غلط فعال اقتصادي از فروش و عايدي
    ================================================== =====

    🔹كم نيستند افرادي كه پول خود را به دوستان و اقوام داده اند تا با بهره ٣ درصد در ماه و بهره ٤٠ درصد در سال به آنها سود بدهند ٩٠ درصد اين افراد قادر به پرداخت چنين سودي در سال ٩٧ نخواهند بود و كار به دادگاه خواهد كشيد

    🔹بطور متوسط ماهانه يك ميليون و پانصد هزار چك برگشتي در كشور وجود دارد و حدود پنج ميليون نفر هم فعال اقتصادي وجود دارد كه ماليات پرداخت مي كنند اگر هر چك بر گشتي به يك نفر تعلق داشته باشد ( كه اين چنين نيست ) از هر سه فعال اقتصادي ، يك نفر بدهي خود را پرداخت نكرده است

    🔹وجود يك و نيم ميليون چك برگشتي در ماه به فعال اقتصادي علامت مي دهد كه گول برخي معاملات ظاهرا خيلي سودآور را نخورد

    🔹تعداد زندانيان جرايم مالي در كشور فقط ٦ هزار نفر است و مقايسه آن با ١/٥ ميليون چك برگشتي در ماه ، نشان ميدهد تعداد كساني كه موفق به وصول طلب خود نميشوند كم نيستند و شكايت روش مؤثر براي وصول طلب نيست ، عده زيادي هر ماه به سبب عدم وصول طلب خود ورشكست ميشوند

    🔹شما وقتي مال خود را مي دهيد و چك ميگيرند پول نگرفته ايد ، چك گرفته ايد ، مقايسه ١/٥ چك برگشتي در ماه با ٦ هزار زندانيان جرايم مالي خيلي چيز ها را نشان ميدهد

    🔹وجود ١/٥ چك برگشتي در ماه گواه آن است كه پيش بيني بسياري از فعالين اقتصادي از آينده اقتصاد ، اشتباه بوده است ، عمده صادر كنندگان چك برگشتي كلاه بردار نيستند ، پيش بيني آنها از آينده اقتصاد اشتباه بوده است ، عمده آنها در پيش بيني فروش و عايدي خود دچار اشتباه شده اند

    🔹وقتي پيش بيني فرد در خصوص فروش و عايدي ، اشتباه باشد چك بر گشت ميخورد و وقتي هر ماه چك معادل يك سوم فعالين اقتصادي داراي پرونده مالياتي بر گشت ميخورد نشان ميدهد برآورد يك سوم فعالين اقتصادي از آينده كسب و كارشان ، بيش از حد خوش بينانه بوده است

    🔹فروش و سود ناشي از فروش كاهش يافته ، نگارنده ، فعالين اقتصادي را دعوت مي كند به باز انديشي در مورد ميزان فروش و عايدي ناشي از آن





    آيا سپرده هاي بانكي در حال خروج از بانكها و تبديل به ارز است ؟
    ======================================
    🔹هشتاد درصد از سپرده ها فقط به دو درصد جمعيت تعلق دارد

    🔹هشتاد در صد از ثروت ملي چسبيده به دو درصد از جمعيت حركت ميكند

    🔹تبديل سپرده به ارز به اين علت كه بازدهي سپرده گذاري به ارز كافي نيست در خصوص سپرده هاي كوچك مشاهده ميشود ، مردم در حد ١٠ هزار دلار به راحتي سپرده را به ارز تبديل ميكنند اين تا سطح ٥٠ هزار دلار نيز متعدد مشاهده ميشود اما تبديل سپرده هاي ميلياردي به ارز ، ريسك نگهداري دارد و كسي زير بار آن نمي رود


    🔹نگهداري ارز در ارقام بالا ، آنچنان ريسك نگهداري بالائي دارد كه رفتار عمومي سپرده گذار را شامل نميشود و مشاهده موردي آن ، قابل تعميم به كل سپرده گذاران نيست

    🔹لذا نظر به اينكه ٨٠ درصد سپرده ها ، سپرده كلان است اين عده به سبب ريسك نگهداري ، حداكثر اقدام به تبديل سپرده به ارز در حد صد هزار دلار مي كنند (چيزي كمتر يا بيشتر در اين حدود) لذا سپرده اين گروه ٨٠ درصدي ، به ارز تبديل نميشود

    🔹اما بخشي از سپرده هاي خرد در حال تبديل به ارز است و اين كاملا قابل رويت هم هست

    🔹اما عده زيادي از ايرانيان مقيم خارج ، حتي با دريافت وام از خارج با بهره كمتر از پنج درصد ، اقدام به سپرده گذاري با سود بيش از ٢٠ درصد در داخل كرده اند كه با افزايش نرخ ارز به شدت ضرر كرده و در حال خارج كردن سپرده هاي خود هستند

    🔹بسياري از ايرانيان مقيم دوبي در سطوح فوق العاده سنگين و نجومي، اقدام به دريافت وام از بانكهاي دبي و سپرده گذاري در بانكهاي داخل كرده اند كه با افزايش نرخ ارز ، اقدام به خروج سپرده كرده و حركت اين افراد در حال و آينده ، تقاضا براي ارز را افزايش داده و يكي از عوامل افزايش نرخ ارز هست و خواهد بود

    🔹ايرانيان مقيم اروپا نيز در سطح گسترده اقدام به دريافت وام از بانكهاي اروپائي و سپرده گذاري در بانكهاي داخلي كرده اند و افزايش ٣٥ درصدي يورو طي يك سال اخير ، به خروج سپرده اين گروه مي انجامد

    🔹منابعي كه طي پنج سال وارد كشور شده اگر طي يك ساله خارج شود در كوتاه مدت به نرخ ارز ، فشار وارد ميكند

    🔹به استثناي منابع ايرانيان مقيم خارج ، سپرده كلان به سبب ريسك نگهداري ، در حال تبديل به ارز نيست

    🔹خريد ارز در سامانه سنا ثبت ميشود و نگارنده به افرادي مشاوره داده است كه خريد ارز در سامانه سنا ، در پرونده مالياتي آنها بوسيله سازمان امور مالياتي لحاظ شده است ، لذا خريد ارز اگر گردش حساب بانكي بيش از پنج ميليارد تومان باشد مستلزم پرداخت ماليات است و اين عامل هم در تبديل سپرده به ارز تأثير گذار است

    🔹در ٩ ماهه اول سال جاري ٨ هزار ميليارد تومان ، ماليات فقط از گردش حساب بانكي افرادي دريافت شده كه فاقد پرونده مالياتي بوده اند لذا پرداخت ماليات بر اساس حساب بانكي ، در حركت سپرده به سمت ارز و يا هر چيز ديگر مؤثر است ، اگر سپرده حركت كند به هر چيزي تبديل شود مازاد بر پنج ميليارد ، بايد ماليات آن پرداخت شود و اين در هر تحليل بازار بايد ديده شود

    🔹پرداخت ماليات بر اساس حساب بانكي با گردش بيش از پنج ميليارد در سال ، سفته بازي را مهار ميكند

    🔹سپرده بايد حركت نكند تا ماليات ندهد

    🔹لذا در خصوص ٨٠ درصد سپرده ها (سپرده كلان ) با منشاء داخلي تبديل به ارز عملي نيست و در خصوص سپرده متوسط ، ماليات بازدارنده است اما در خصوص سپرده خرد ، قابل رويت است و متعدد مشاهده ميشود ، البته در مجموع دسته سوم عددي نيستند اما ازدحام ايجاد ميكنند و بازار را بيخود شلوغ ميكنند ، براي دسته سوم راه حل ، افزايش نرخ ارز ، بيش از ظرفيت اقتصاد در مرحله اول و كاهش قيمت در مرحله دوم است همه اينها به خانه باز ميگردند ، راه حل ديگري براي اخراج اينها از بازار نيست

    🔹اگر مردم كوچه و بازار وارد پروسه خريد ارز شوند سنگ روي سنگ بند نميشود بايد اينها را به خانه بازگرداند به خانه بازگرداندن اينها فقط يك راه دارد اول بايد ارز را بيش از اندازه گران كرد و سپس ارز را ارزان كرد همه خانه نشين ميشوند
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان کار کن که گویا فردا خواهی مرد.

  16. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  17. #5749
    مدیر mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    تیر ۱۳۹۲
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    ارسال
    9,430
    تشکر
    27,794
    تشکر شده 26,765 بار در 8,626 ارسال

    پاسخ : کارگاه

    خوبی خرید در کف
    ==========


    چند تا دیگر از خوبی های خرید در کف این است که

    خرید کردن در کل کمک به روند و کمک به پیشنهاد است به این معنی که اگر من شروع به خرید کنم، هنگامی که در کف احتمالی این خرید را انجام می دهم می توانم خودم عاملی باشم برای توقف روند کاهشی و شروع روند افزایشی و این مطلوب است! ولی وقتی در میانه ی راه شروع به خرید می کنم باز دوباره دارم کمک می کنم به روند افزایشی... ولی این جا دیگر مطلوب نیست!

    و نیز با سرمایه بالا نمی توان در بالا خرید در حالی که در پایین به راحتی نه تنها می توان خرید بلکه می توان جمع کرد! و خود (به دید بازیگر) قیمت سهام را بالا برد و همین گونه در هنگام خارج شدن نیز فروش در سقف بسیار بسیار راحت تر از فروش بعد از مقداری افت است.

    این موضوع نه تنها از دید ریالی تاثیر گذار است و روی عرضه و تقاضا تاثیر می گذارد بلکه از دید روانشناسی هم تاثیر گذار است. مثلا فرض کنید من امروز 1 میلیارد ریال از یک نماد، سهم خریدم. اینجا دو تا تاثیر به وجود می آید، یکی اینکه مقداری از عرضه با این تقاضای من از بین رفت و مقداری سهام در دست من (به عنوان یکی از بازیگران و سهامداران) ماند (فریز شد، منجمد شد، بسته شد). و این یک کمک به روند است. و تاثیر دوم هم اینکه با این خرید من ِ نوعی تاثیری روی تابلوی معاملاتی به وجود آمد و نسبت های خریدار و فروشنده و اندازه ی حجم و قیمت پایانی امروز دچار تغییراتی شدند که همین ها باعث می شوند سهامداران دیگر (از دید روانشناسی) ترغیب به ورود به این نماد شوند.

    باز هم هست... در هنگام خرید در کف می توان میانگین کم کرد! این خاصیت خوبی است که فقط خرید در کف دارد! توضیح اینکه هر روشی بدی ها و خوبی های خاص خودش را دارد و مشکلی که در مورد خرید در کف ممکن است به وجود بیاید این است که شما زودتر از موقع پیشنهاد خریدتان را اعلام کنید. یعنی یک کمینه نسبی را به عنوان کمینه اصلی (کمینه مطلق) بگیرید. در این حالت مثلا قیمت سهام یک درصد رشد می کند و پس از دو روز دوباره شروع به افت می کند و می رود تا 20 درصد زیان و از آنجا شروع به برگشت می کند... معمولا هم این برگشت وجود دارد و شبیه حالتی مانند واگرایی می شود.
    در هنگام خرید در کف می توان از این خاصیت استفاده کرد و ضعف راهبردی که به صورت خرید در کف نوشته شده را تا حدی پوشش داد. به این روش که وقتی سهام شروع به افت می کند ما هم شروع به میانگین کم کردن بشویم به امید اینکه رشد اصلی خواهد آمد...
    ولی در روش خرید در بالا نمی توان این کار را انجام داد! در هنگامی که بالا می خریم ضعف کار ما در این خواهد بود که موج را اشتباه تشخیص داده باشیم و به جای موج مثلا 3 موج c ضعیفی را شکار کرده باشیم... یا بدتر از آن موج 5 را شکار کرده باشیم! 😲 پس تفاوت اشتباه در این دو روش داد و ستدی این گونه شد که در روش خرید در کف اگر اشتباه کنی کارت به تاخیر می افتد و در روش خرید در بالا اگر اشتباه کنی موج را اشتباه گرفته ای... و حالا اگر اقدام به میانگین کم کردن بکنی نه تنها از شدت اشتباه کاسته نمی شود بلکه اشتباه گسترش هم پیدا می کند! به عبارت دیگر شما وقتی بالا می خرید (به دید موج 1 یا 3 یا 5 قوی) وقتی افت محسوسی را مشاهده می کنید به هیچ وجه مجاز به میانگین کم کردن نیستید و بلافاصله باید خروج کنید.



    برای من در کل... این قدر خرید در کف خوبی دارد که حتی نمی توانم اندکی به فکر تغییر مسیر به سمت خرید در بالا بیافتم... نه اینکه به خاطر اینکه مدت ها است در این روش تجربه دارم کسب می کنم، احیانا به آن تعصب پیدا کرده باشم ها! (نه! گور بابای تعصب و انجماد و فریز شدن و بسته بودن) بلکه به خاطر مزایای بسیاری که این روش دارد...
    این روش در کل روش بزرگان و منش بلند نظران است. روش اولین ها است نه پیرو ها. (باز هم با بحث روانشناسی و اخلاقی و ... کار نداریم ها! بلکه اول بودن عملا به معنی منفعت است. منفعت ریالی نه شخصیتی)
    و شما می توانی آستانه زیان کوچکی بگذاری (و این بهترین خاصیت خرید در کف است).
    و می توانی میانگین کم کنی.
    و می توانی زیاد خرید انجام دهی.
    و اجازه داری به روند کمک کنی.
    و دچار قوانین احمقانه ی سازمان بورس ایران (یعنی صف خرید) هم نمی شوی. (البته در خارج مشکل به شکل دیگری باز ظاهر خواهد شد و آن این است که اگر در بالا بخری و خودت روی نماد تاثیر بگذاری درست است که صف خرید نیست و می توانی بخری... ولی باید خیلی بالاتر بخری! یعنی کاهش سود و احیانا افزایش زیان!)
    در کل خرید در کف بهترین است. برای من. و عجیب این است که تقریبا هیچ جا این روش توصیه نمی شود.
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان کار کن که گویا فردا خواهی مرد.

  18. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  19. #5750
    عضو فعال Abad آواتار ها
    تاریخ عضویت
    آذر ۱۳۹۴
    محل سکونت
    ایران
    ارسال
    3,706
    تشکر
    11,104
    تشکر شده 8,869 بار در 3,222 ارسال

    پاسخ : کارگاه

    نقل قول نوشته اصلی توسط Abad نمایش ارسال ها
    جناب محمد حسین درود بر شما
    موافقم ، بنده هم عرض کردم باید مدتی آزمایش شود ، من خودم فکر می کنم 2 سال دیگر زمان می برد که از مرحله آزمایشی به مرحله اجرای مقدماتی تبدیل شود .( که البته هم اکنون هم دست یابی به سود بالای 50 درصدی بسیار بالا است. و احتمالا با زیان خدا حافظی خواهم کرد ، مگر اینکه فروش با زیان برای تبدیل آن به فرصتی بهتر باشد )
    اما سیستم کار من بر مبنای موفقیت در رکود بازار است ، و به همین دلیل دارم به ان امید وار می شوم .
    مثلا الان به شما می گویم طولی نخواهد کشید که احتمالا کطبس شاهد صف خرید خواهد بود. حالا اگر این اتفاق نیفتاد تا علت آن را پیدا نکنم دست بر نمی دارم و این زنجیره برای بهینه کردن سیستم لازم است.
    مثلا در همین کطبس تجربه جدیدی حاصل شد که می توان حتی در قیمت های کمتر هم خرید و این تجربه مدام اضافه می شود .
    در تاریخ پست ، کطبس قیمت 270 تا 282 تومان داشت.
    الان حدود 2 ماه گذشته و کطبس امروز صف خرید 2 میلیونی در 351 تومان داشت. 24 درصد رشد در 2 ماه
    کماکان نیاز به کسب دانش و تجربه هستیم.
    آخرین ویرایش توسط Abad ، ۱۳۹۶/۱۱/۰۲ در ۲۲:۵۴.
    Abad ( آباد ) تصمیم ساز است ، تصمیم گیری با شماست. دقت کنید هر تصمیمی برای آینده امکان خطا دارد

  20. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید Abad از ایشان تشکر کرده اند:


اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 4 نفر از این موضوع دیدن می کنند (0 عضو و 4 مهمان)

برچسب برای این موضوع

بوک مارک ها

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به ارسال ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید ارسال های خود را ویرایش کنید
  •