صفحه 83 از 158 نخست ... 33738081828384858693133 ... آخرین
نمایش نتایج: از 821 به 830 از 1577

موضوع: جذابیت های تلفیق تکنیکال و فاندامنتال

  1. #821
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    870
    تشکر
    3,456
    تشکر شده 6,492 بار در 921 ارسال
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد ساده نمایش پست ها
    با سلام و ارادت
    به نظرم بکامم سیگنال فروش داده...و به 200 مرحله اول میرسه...
    من خودم همچنان تو بالاس...فولای...غدیر...خبهمن... رپارس...ثباغ گیرم...(اشتباهم اعتماد به بازتر تو هفته پیش و خرید بود...)
    تا نظر دوستان گلم چی باشه...
    سلام محمد عزیز سیگنال فروش بکام رو کی صادر کرده؟

  2. 9 کاربر به خاطر ارسال مفید راشین از ایشان تشکر کرده اند:


  3. #822
    عضو عادی
    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    75
    تشکر
    1,599
    تشکر شده 261 بار در 81 ارسال
    نقل قول نوشته اصلی توسط راشین نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز نظرم خودم رو صفحه قبل گفتم به نظرم تا 189 پایین میاد و از اونجا میتونه مثبت بشه اما ! هنوز هیچ سیگنال خریدی نمیبینم زمانی میتوان نظر قطعی مبنی بر برگشت روند داد که یا یک الگوی بازگشتی تشکیل شود یا روند نزولی شکسته شود
    من بعنوان سهامدار این سهم متاسفم از اینکه همه سهامم را روی حد ضررم نفروختم اما اکنون که قیمت به اینجا رسیده و حتی انتظار کاهش بیشتر را هم دارم با توجه به دید مثبتی که به بلند مدت سهم دارم نگران نیستم و توصیه من به همه سهامداران این است که برای مدتی چشم خود را از معاملات این سهم بردارید به این فکر کنید که چاره ای جز صبر کردن نیست پس بگذارید که بگذرد
    خيلي ممنون كه توي اين شرايط پاسخ داديد . لطفا در صورت مشاهده الگوي برگشتي و يا شكست روند نزولي اطلاع رساني بفرمائيد

  4. 7 کاربر به خاطر ارسال مفید hamed1 از ایشان تشکر کرده اند:


  5. #823
    كاربر فعال mehran آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jan 2011
    نوشته ها
    1,462
    تشکر
    1,897
    تشکر شده 8,176 بار در 1,438 ارسال
    راشین جان نظرت درباره ثاخت 340 تومانی؟؟؟

  6. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید mehran از ایشان تشکر کرده اند:


  7. #824
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    870
    تشکر
    3,456
    تشکر شده 6,492 بار در 921 ارسال
    نقل قول نوشته اصلی توسط mehran نمایش پست ها
    راشین جان نظرت درباره ثاخت 340 تومانی؟؟؟
    موافقم البته با همین حدود حد ضرر

  8. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید راشین از ایشان تشکر کرده اند:


  9. #825
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    870
    تشکر
    3,456
    تشکر شده 6,492 بار در 921 ارسال
    پرویز دوایی منتقد قدیمی سینما سالهاست که ترک دیار کرده است. اما هنوز و بعد از این همه سال پراگ نشینی، نوشته هایش بیش از هر کسی بوی شرق و آدمهایش را میدهد با همان نوع نگاه پر احساس شرقی به زندگی و مرگ، با همان رگه های تند نوستالژیک و با همان دلبستگیها به روزگاران گذشته، کسی که به قول اهالی سینما در دوازده سالگی هم غم غربت هفت سالگی اش را داشته است! نگاه او به مرگ نزدیکان و آشنایان تلخ است اما بسیار درک شدنی و واقعی!
    امروز پس از شنیدن خبر مرگ ناصر حجازی حسی داشتم که ناخودآگاه به یاد دوایی و صحبتهایش در مورد مرگ مادر بهرام ری پور کارگردان فقید افتادم. پرویز و بهرام پسرخاله بودند اما خیلی نزدیکتر از اینها با هم بزرگ شده بودند. دوایی سالها پیش در مورد مرگ مادر بهرام که خاله اش بود نقل به مضمون میگوید: وقتی یکی از نزدیکان یا آشنایان تو میمیرند، تو هم یک مقدار میمیری! چون بخشی از وجود تو با اینها و در کنار اینها شکل گرفته است و گذشته تو را رقم زده اند و در آنچه امروز هستی نقش داشته است، بنابراین با مرگ او این بخش از وجود تو هم خودبخود دیگر میمیرد و به خاطرات، کلمات و سایه ها میپیوندد!
    ناصر حجازی بخشی از زندگی گذشته ما بود و به معنای واقعی با او زندگی کرده بودیم. زمانی که تیپ فیس رو مجله های جوانان و غیره بود. تا زمانی که محو بازی و شیرجه های استثنایی او بودیم! دوستدار تیم رقیبش بودیم و خوبیت نداشت در جمع زیاد ازش تعریف کنیم!!!! ولی پیش خودمان که میتوانستیم، پس در دل تحسینش میکردیم. زمانی که در دروازه تیم ملی بود راحتتر بودیم و راحتتر تحسینش میکردیم!
    و سالهای بعد که در استقلال همچنان بود و همچنان موی دماغمان در داربیها بود! ولی هیچ وقت کسی به خود اجازه نداد کلماتی که در مورد خیلی رقیبان بکار میرفت را در مورد او بکار ببرد! آخر او ناصر بود و حجازی! حریمش را با قراردادی نانوشته همه رعایت میکردند، و او هم هیچوقت کوچک بازی در نیاورد، و بزرگ بود! هیچگاه به خاطر یک بازی یا یک برد یا باخت یا یک گل تماشاگر رقیب و خود رقیب را تحقیر نمیکرد و سفله بازی در نمی آورد! رابطه و محبوبیتش با تماشاگران استقلال رو و آشکار و با فریاد بود و همان رابطه، شاید هم به نحوی ظریفتر و عمیق، با تماشاگران و هواداران پرسپولیس خاموش بود و در دلها!
    اما ناصر حجازی بودن نبود، شدن بود! من بر آنم که ناصر در گذر زمان هر دم چیزی به خود افزود و خود را کامل کرد. یک آدم خوش تیپ و خوش عکس که با تلاش زیاد تبدیل به یک بازیکن فوق العاده شد و فراتر از قبل رفت! و بعدها که روزگار عوض شد با اصول خود و با همان کراوات خود زندگی کرد و نان به نرخ روز نخورد و به دیدار این و آن نرفت و باز چیزی دیگر شد! باز هم روزگار گذشت و او که دیگر بازیکن نبود ،برای گرفتن پست و مقام دو رویی پیشه نکرد و فراتر رفت و در روزگار اکنون، که مافیای زر و زور فوتبال ایران را تا گردن به درون باتلاق خود کشیده و هیچ برگی بی اجازه اش از درخت لیگ نمی افتد و هیچ مربی بدون اذنش تیمدار یا بی تیم نمیشود، باز هم انزوا را به تیم داشتن و نقل مجالس سیما بودن ترجیح داد. و این روزهای آخر که تمام قد از مردمی که در حال له شدن زیر بار فشار اقتصادی هستند دفاع کرد، به عادل در برنامه اش در پاسخ به اینکه چرا فوتبالمان ناپاک است گفت کجای مملکت پاک است؟ و با شیبی بسیار تند، جایگاه خود را در قلب مردم تکمیل و همیشگی کرد. انگار خودش هم میدانست دقایق وقت اضافه است و باید به قول دون خوان این آخرین نبرد در روی زمین را هم انجام دهد! اینچنین بود که یک فیس جذاب و خوش چهره، یک دروازه بان فوق العاده و یک انسان شرافتمند در وجود او جمع شد و این شد که امروز با رفتن او که قسمتی از گذشته ی ما و قسمتی از ما بود قسمتی از وجود ما هم میمیرد! چقدر حقیقت مرگ قاطع و تلخ است! طوری که شک میکنیم آیا این وجود او و ما واقعا وجود داشت یا بخشی از یک خواب بود که به ابدیت پیوست؟

    سپید پوشیده بودم با موی سیاه
    اکنون سیاه جامه ام با موی سپید!
    می آیم، میروم
    می اندیشم که شاید
    خواب بوده ام.... خواب دیده ام...!

    ............

    شاید عجیب باشد ولی امشب دوست دارم فقدان او را اول به تمام هواداران پرسپولیس تسلیت بگویم. و بعد هم به تمام دوستداران استقلال و تمام مردمی که فارغ از بحث فوتبال در روزهایی که برکت از کومه و رستم از شاهنومه رفته به دنبال کمی انسانیت میگردند!
    یادش گرامی باد!

  10. 14 کاربر به خاطر ارسال مفید راشین از ایشان تشکر کرده اند:


  11. #826
    عضو فعال آریو آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    محل سکونت
    شمال
    نوشته ها
    4,036
    تشکر
    32,173
    تشکر شده 23,297 بار در 4,191 ارسال
    با سلام خدمت استاد راشین عزیز
    راشین جان با توجه به اینکه حفاری الگویی که میگفتن رو ادامه نداد ... از لحاظ تکنیکالی چه وضعیتی دیگه میتونه براش اتفاق بیوفته ؟؟؟؟ از لحاظ تکنیکی چه روند معاملاتی بیشتر برای رشد سهم مناسب تره؟؟؟ آیا هنوز الگوی M براش وجود داره ؟
    پیشاپیش از پاسختون سپاس گذارم

    معامله گري را انتخاب نمودم چون آنقدر تنبل بودم که نمي خواستم کار کنم و آنقدر درستكار که نمي خواستم دزدي کنم

  12. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید آریو از ایشان تشکر کرده اند:


  13. #827
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    نوشته ها
    870
    تشکر
    3,456
    تشکر شده 6,492 بار در 921 ارسال
    سلام آریوی عزیز
    بله خوشبختانه حمایت ها به خوبی عمل کردند البته واگرایی منفی همچنان وجود دارد و جلوی رشد خوب سهم را گرفته است به نظرم واگرایی با عبور از 325 شکسته خواهد شد

  14. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید راشین از ایشان تشکر کرده اند:


  15. #828
    کاربر فعال fiona آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    نوشته ها
    386
    تشکر
    3,518
    تشکر شده 1,787 بار در 350 ارسال
    سلام راشين خانم
    به نظرتون مپنا تا چه قيمتي جاي اصلاح داره ؟

  16. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید fiona از ایشان تشکر کرده است:


  17. #829
    عضو عادی payan آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    نوشته ها
    145
    تشکر
    796
    تشکر شده 595 بار در 143 ارسال
    راشین عزیز سلام
    منم می خواستم در مورد اصلاح مپنا بدونم .اگه لطف کنی ممنون میشم
    تقدیر , تقویم انسانهای عادی و تغییر , تدبیر انسانهای عالی است ...

  18. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید payan از ایشان تشکر کرده است:


  19. #830
    عضو عادی
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    61
    تشکر
    4,221
    تشکر شده 167 بار در 54 ارسال
    نقل قول نوشته اصلی توسط راشین نمایش پست ها
    پرویز دوایی منتقد قدیمی سینما سالهاست که ترک دیار کرده است. اما هنوز و بعد از این همه سال پراگ نشینی، نوشته هایش بیش از هر کسی بوی شرق و آدمهایش را میدهد با همان نوع نگاه پر احساس شرقی به زندگی و مرگ، با همان رگه های تند نوستالژیک و با همان دلبستگیها به روزگاران گذشته، کسی که به قول اهالی سینما در دوازده سالگی هم غم غربت هفت سالگی اش را داشته است! نگاه او به مرگ نزدیکان و آشنایان تلخ است اما بسیار درک شدنی و واقعی!
    امروز پس از شنیدن خبر مرگ ناصر حجازی حسی داشتم که ناخودآگاه به یاد دوایی و صحبتهایش در مورد مرگ مادر بهرام ری پور کارگردان فقید افتادم. پرویز و بهرام پسرخاله بودند اما خیلی نزدیکتر از اینها با هم بزرگ شده بودند. دوایی سالها پیش در مورد مرگ مادر بهرام که خاله اش بود نقل به مضمون میگوید: وقتی یکی از نزدیکان یا آشنایان تو میمیرند، تو هم یک مقدار میمیری! چون بخشی از وجود تو با اینها و در کنار اینها شکل گرفته است و گذشته تو را رقم زده اند و در آنچه امروز هستی نقش داشته است، بنابراین با مرگ او این بخش از وجود تو هم خودبخود دیگر میمیرد و به خاطرات، کلمات و سایه ها میپیوندد!
    ناصر حجازی بخشی از زندگی گذشته ما بود و به معنای واقعی با او زندگی کرده بودیم. زمانی که تیپ فیس رو مجله های جوانان و غیره بود. تا زمانی که محو بازی و شیرجه های استثنایی او بودیم! دوستدار تیم رقیبش بودیم و خوبیت نداشت در جمع زیاد ازش تعریف کنیم!!!! ولی پیش خودمان که میتوانستیم، پس در دل تحسینش میکردیم. زمانی که در دروازه تیم ملی بود راحتتر بودیم و راحتتر تحسینش میکردیم!
    و سالهای بعد که در استقلال همچنان بود و همچنان موی دماغمان در داربیها بود! ولی هیچ وقت کسی به خود اجازه نداد کلماتی که در مورد خیلی رقیبان بکار میرفت را در مورد او بکار ببرد! آخر او ناصر بود و حجازی! حریمش را با قراردادی نانوشته همه رعایت میکردند، و او هم هیچوقت کوچک بازی در نیاورد، و بزرگ بود! هیچگاه به خاطر یک بازی یا یک برد یا باخت یا یک گل تماشاگر رقیب و خود رقیب را تحقیر نمیکرد و سفله بازی در نمی آورد! رابطه و محبوبیتش با تماشاگران استقلال رو و آشکار و با فریاد بود و همان رابطه، شاید هم به نحوی ظریفتر و عمیق، با تماشاگران و هواداران پرسپولیس خاموش بود و در دلها!
    اما ناصر حجازی بودن نبود، شدن بود! من بر آنم که ناصر در گذر زمان هر دم چیزی به خود افزود و خود را کامل کرد. یک آدم خوش تیپ و خوش عکس که با تلاش زیاد تبدیل به یک بازیکن فوق العاده شد و فراتر از قبل رفت! و بعدها که روزگار عوض شد با اصول خود و با همان کراوات خود زندگی کرد و نان به نرخ روز نخورد و به دیدار این و آن نرفت و باز چیزی دیگر شد! باز هم روزگار گذشت و او که دیگر بازیکن نبود ،برای گرفتن پست و مقام دو رویی پیشه نکرد و فراتر رفت و در روزگار اکنون، که مافیای زر و زور فوتبال ایران را تا گردن به درون باتلاق خود کشیده و هیچ برگی بی اجازه اش از درخت لیگ نمی افتد و هیچ مربی بدون اذنش تیمدار یا بی تیم نمیشود، باز هم انزوا را به تیم داشتن و نقل مجالس سیما بودن ترجیح داد. و این روزهای آخر که تمام قد از مردمی که در حال له شدن زیر بار فشار اقتصادی هستند دفاع کرد، به عادل در برنامه اش در پاسخ به اینکه چرا فوتبالمان ناپاک است گفت کجای مملکت پاک است؟ و با شیبی بسیار تند، جایگاه خود را در قلب مردم تکمیل و همیشگی کرد. انگار خودش هم میدانست دقایق وقت اضافه است و باید به قول دون خوان این آخرین نبرد در روی زمین را هم انجام دهد! اینچنین بود که یک فیس جذاب و خوش چهره، یک دروازه بان فوق العاده و یک انسان شرافتمند در وجود او جمع شد و این شد که امروز با رفتن او که قسمتی از گذشته ی ما و قسمتی از ما بود قسمتی از وجود ما هم میمیرد! چقدر حقیقت مرگ قاطع و تلخ است! طوری که شک میکنیم آیا این وجود او و ما واقعا وجود داشت یا بخشی از یک خواب بود که به ابدیت پیوست؟

    سپید پوشیده بودم با موی سیاه
    اکنون سیاه جامه ام با موی سپید!
    می آیم، میروم
    می اندیشم که شاید
    خواب بوده ام.... خواب دیده ام...!

    ............

    شاید عجیب باشد ولی امشب دوست دارم فقدان او را اول به تمام هواداران پرسپولیس تسلیت بگویم. و بعد هم به تمام دوستداران استقلال و تمام مردمی که فارغ از بحث فوتبال در روزهایی که برکت از کومه و رستم از شاهنومه رفته به دنبال کمی انسانیت میگردند!
    یادش گرامی باد!
    زیبا بود و پر از احساس . ممنون از اینکه دانسته ها و احساسات زیبایتان را با دوستان نادیده قسمت می کنید

  20. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید m.nouri از ایشان تشکر کرده اند:


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

بوک مارک ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •