صفحه 4 از 5 اولیناولین 12345 آخرینآخرین
نتایج از شماره 31 تا 40 از مجموع 43

موضوع: باید های یک سفر آسان

  1. #31
    عضو عادی
    تاریخ عضویت
    خرداد ۱۳۹۲
    ارسال
    101
    تشکر
    89
    تشکر شده 187 بار در 78 ارسال

    دوستان با سابقه و با تجربه در بازار: نمودارهای تعدیل شده یا تعدیل نشده؟ کدام؟

    سلام بر همه دوستان
    من با جناب محمد حسین عزیز بحثی پیرامون نمودارهای تعدیل شده یا نشده داشتیم، که به نظرم خالی از لطف نیست نظر بقیه دوستان با تجربه رو هم در اینباره بپرسم.

    من خودم به عنوان یک معامله گر آماتور()، تا همین چند روز قبل، بیشتر روی نمودارهای تعدیل نشده توجه میکردم و اعتقاد داشتم مثلا سهمی که سال 92 تا قیمت 2500 تومن بالا رفته و امروز مثلا 500 تومن معامله میشه، قابلیت رشد تا 5 برابر و فتح قله های گذشته رو باید داشته باشه!

    اما با بحثی که داشتیم، دچار شک و تردید شدم. بگذارید با یک مثال بهتر توضیح بدم.

    این روزها خیلی کانالهای تلگرامی تشویق به خرید سهم سمگا میکنند و براش اهداف رویایی سال 93 رو در نظر میگیرند(نمودار تعدیل نشده). این سهم طبق نمودار تعدیل نشده قله ای به ارتفاع 1300 تومن رو در سال 93 فتج کرده. اما وقتی به نمودار تعدیل شده رجوع میکنیم میبینیم که قله ی این سهم در اون سال معادل با 350 تومن امروز بوده، و این سهم در حال حاضر به این قله رسیده و طبق نمودار تعدیل شده، انتظار یک اصلاح خیلی شارپ و سنگین براش میره!


    حالا سوال اینجاست. بازار که احتمالا اغلبش افرادی غیر متخصص هستند، به کدام نمودار واکنش میدن و تصمیم میگیرند؟ (ضمن این نکته که تقریبا هرچی کانال تلگرامی من دیدم روی نمودارهای تعدیل نشده مانور میدن و دائم به مردم وعده ی قتح قله های سابق تعدیل نشده رو میدن!)

    شما دوستان که سالها تجربه ی بازار رو دارید، از کدوم نمودار برای پیش بینی آینده و تصمیم گیری استفاده میکنید؟

    با سپاس فراوان

  2. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید prince0fpersia از ایشان تشکر کرده اند:


  3. #32
    عضو جدید
    تاریخ عضویت
    مهر ۱۳۹۷
    محل سکونت
    تهران
    ارسال
    1
    تشکر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 ارسال

    لوازم و مراحل ساخت تابلو برجسته چلنیوم

    ابزارهای مورد نیاز برای ساخت و تعبیه تابلو برجسته :
    قیچی آهن بر : از این قیچی برای برش حروف استفاده می شود.


    متر نواری :از متر برای اندازه زدن حروف و لبه ها بهره گرفته می شود.


    تیغ فویل بر : این ابزار باعث خم شدن لبه های صاف و ایجاد شیار در قسمت های زاویه دار می شود .


    استوانه : با استفاده از استوانه می توان به قسمت های قوس دار حروف حالت داد .


    سوهان : برای تمیزی لبه های کار استفاده می شود .




    مراحل ساخت تابلو برجسته


    مرحله اول ساخت تابلو برجسته چلنیوم
    طراحی متن یا لوگوی درخواستی:
    از محل نصب تابلو عکس برداری به عمل می آید وسپس با استفاده از نرم افزار کرل دراو (CORELDRAW) طراحی متن یا لوگوی درخواستی انجام می شود. اولین گامی که در تابلوسازی برداشته میشود مرحله طراحی می باشد طراحی حروف توسط نرم افزار کرل و یا اتوکد صورت می گیرد و همه خصوصیات حروف مانند فونت ، ضخامت ، سایز مشخص می گردد و طرح نهایی برروی جنس پلکسی گلاس که یک نوع پلاستیک شفاف مشابه شیشه در رنگهای مختلفی می باشد لیزر می شود.




    مرحله دوم ساخت تابلو چلنیوم
    انتخاب رنگ و برش پلکسی گلاس :


    این مرحله از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا رنگ است که جلوه زیبایی به تابلو می دهد و اگرترکیب رنگها به درستی انتخاب شود جذابیت بیشتری به تابلو می دهد و هرچه تابلو جذابتر باشد بیشتر در ذهن نقش می بندد و باعث جذب بهتر مشتری می گردد.
    بعد از انتخاب رنگ پلکسی نوبت به برش آن میرسد. سیستم برش لیزری به صورت اتوماتیک حروف را در یک ورق پلکسی می پیچد و برش می دهد یعنی دستگاههای لیزر یا سی ان سی (CNC) طرح را بر روی پلگسی گلاس که رویه ی تابلو محسوب می شود پیاده کرده و برش میدهند.


    نکات فنی:
    الف) برای زیبائی و جذابیت بیشتر می توان از تکنیک استروک دادن که لایه رویی را با دو یا چند رنگ ترکیب می کنند استفاده کرد. این کار را را یا با چسباندن برچسب های استیکر و یا بوسیله چسباندن یک ورق بر رو یا زیر لایه اول انجام می دهند.
    ب) می توان سوراخ هایی را توسط لیزر بر روی پلکسی ایجاد نمود که نمای ستاره ای جذابی به تابلو می دهد.


    مرحله سوم ساخت تابلو چلنیوم
    خم کردن ، قوس و شیار بر روی لبه چلنیوم:
    در تابلو چلنیوم کلیه مراحل خم کردن ، قوس و شیار بر روی لبه چلنیوم توسط دستگاه بصورت کامپیوتری انجام می شود
    لبه چلنیوم پردازش شده توسط دستگاه بوسیله استادکار چلنیوم به صورت دستی به دور طرح رویه (پلکسی گلاس برش یافته) به دقت چسبانده می شود.
    نکات فنی:
    استفاده از دستگاه حروف ساز چلنیوم سرعت کار را نسبت به روش دستی بسیار بالا خواهد برد.
    اگر لبه کاری چنلیوم توسط استادکار انجام شود از نظر کیفیت با نوع ماشینی برابری خواهد کرد.
    استفاده از چسب مناسب و مصرف به اندازه آن از فاکتورهای اصلی این مرحله است.


    مرحله چهارم ساخت تابلو چلنیوم
    برش ورق PVC:
    پس از آماده سازی حروف چلنیوم نوبت به زیرسازی این حروف می رسد برای زیرسازی از PVC بهره گرفته می شود این ورقها بسیار مقاوم بوده و در برابر آب و اشعه خورشید و سرما و گرما تغییر حالت نمی دهد .در واقع پی وی سی (PVC) را به مانند پلگسی براساس طرح برش می دهند و لامپ های ال ای دی (LED) یا اس ام دی (SMD) را بعد از تست روشنایی بر روی آن با پیچ های کوچک متصل می کنند.




    نکات فنی:
    سطح پی وی وسی باید تمیز باشد سپس محافظ چسب پشت اس ام دی را جدا کرده و لامپ ها را با فاصله ی بین ۳ الی ۴ سانتیمتر کنار یکدیگر می چسبانیم . (اگر فاصله ی بین SMD ها بیشتر از حد معمول گردد پس از نصب نقاط تاریک و کم رنگی را بر روی حروف مشاهده خواهیم نمود.)
    لامپ هایSMD دارای سیم مثبت و منفی هستند و نیاز دارند که با هم سری شوند.
    بهتر است برای نور پردازی از LED های SMD که به دو صورت نوار ژله ای و یا لقمه ای موجود است استفاده شود.
    ترانس در زمان نصب نهایی به لامپ ها متصل خواهد شد.
    مقدار مصرف انرژی هر اس ام دی بلوکی تقریباً یک وات می باشد.
    (ترانس های ۳۰۰ وات معمولاً ۳۳۰ الی ۳۵۰ عدد SMD و ترانس های ۴۰۰ وات تقریباً بین ۴۳۰ الی ۴۵۰ لامپ SMD را تغذیه می کند.)
    توجه داشته باشید که نباید بیشتر از تعداد ذکرشده SMD به ترانس وصل نمود، زیرا در طول چند هفته و یا چند ماه باعث فشار بر روی ترانس و در نتیجه سوختن آن می شود.


    مرحله پنجم ساخت تابلو چلنیوم


    پس از اینکه حروف ساخته شده بر روی ورق قرار گرفت نوبت به روشنایی داخل آن می رسد که به دو صورت LED و SMD انجام میشود .ویا به عبارتی بهتر میتوان گفت در نورپردازی تابلو چنلیوم می توان از دو روش مرسوم بهره برد:


    ۱) روش نور خاموش که از نور محیطی استفاده می شود بدون استفاده از لامپ و نیروی برق.
    ۲) روش نوراندریک که با فاصله دهی ۷ الی ۱۰ سانتیمتری حروف چلنیوم از نمای زمینه، هاله ای از انواع دلخواه نور اس ام دی را می توان ایجاد نمود که نمای آن درساعات شب بسیار مطبوع خواهد بود.
    در این روش از زمینه های روشن استفاده می گردد تا نور پردازی به زمینه جلوه بیشتری پیدا کند . لامپ های LED در ابتدای عرضه به صورت شاخه ای وارد بازار شدند اما به دلیل مشکلاتی از قبیل ایجاد نقاط نورانی در پلکسی و نفوذ آب جای خود به LED های بلوکی دادند این LED ها مشکل LED های شاخه ای را نداشتند اما باز هم نتوانستند رضایت مشتری را به طور کامل جلب نمایند.


    برای همین کشور چین دوباره ابتکار جدید به خرج داد و LED جدیدی به نام SMD را تولید و عرضه نمود این نوع LED ها فوق العاده کارآمد هستند و نور بالایی دارد و در برابر آب مقاوم هستند و از لحاظ کیفیت عالی بوده و عمر طولانی و مفیدی دارند.
    در پایان نوردهی لامپها چک می شود و زمانی که از نوردهی آن اطمینان حاصل شد ، حروف بر روی ورق جای می گیرد و کار ساخت حروف برجسته به اتمام می رسد. پس از اتمام کار نورپردازی ، تابلو آماده نصب می گردد برای نصب ، از یک پلات منطبق با طرحی که در ابتدای کار ترسیم شده است کمک گرفته می شود و سپس ورق روی پلات قرار گرفته می شود و و تمام سیم کشی های مربوط به نورپردازی در پشت کار تعبیه می گردد.
    تابلو چلنیوم

  4. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید shirin123 از ایشان تشکر کرده است:


  5. #33
    عضو جدید
    تاریخ عضویت
    مرداد ۱۳۹۷
    ارسال
    7
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    Lightbulb هشدار مهدی منتظَر درمورد بمب شهاب سنگی از جنس قطران( آمیخته ای از معادن مختلف ) که از

    الإمام ناصر محمد اليماني
    04 - صفر - 1440 هـ
    13 - 10 - 2018 مـ

    ۲۱-مهر-۱۳۹۷ه.ش.
    01:30 مساءً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )

    ــــــــــــــــــــــــ


    هشدار مهدی منتظَر درمورد بمب شهاب سنگی از جنس قطران( آمیخته ای از معادن مختلف ) که از جانب خداوند به ایالات متحده امریکا اصابت خواهد کرد... 

    بسم الله الواحد القهار
    از امام مهدی ناصر محمد یمانی خلیفه خداوند در زمین به دشمن خدا دونالد ترامپ و همتایانش از شیاطین بشردر کنگره و کاخ سیاه امریکا؛ کسانی که می‌خواهند نور خداوند قرآن عظیم را خاموش سازند؛ ولی خداوند جز کامل کردن نورش را نمی‌خواهد ولو مشرکان از جنس شیاطین بشر از ظهور نور خدا خشنود نباشند...

    ومن امام مهدی ناصر محمد یمانی خلیفه خدا برعالمیان به شما و تمام کسانی که نسبت به رساله خداوند برای تمام جهانیان-قرآن عظیم- کافرند و هم چنین به مسلمانانی که از آن روگردان هستند و نمی‌خواهند خداوند یکتایی را که همسر و فرزندی نگرفته و هیچ همانندی ندارد و پروردگار من و شماست را بدون شریک عبادت کنند- خداوندی که خدایی جز اونیست و باید دین را برای او خالص کرد و او را با اخلاص و بدون شریک عبادت نمود- می‌گویم: هرکس به خداوند شرک بیاورد؛ بهشت براوحرام می‌گردد و ظالمان را یاور و انصاری نیست...
    خداوند و تمام انصار پیشگام برگزیده در نقاط مختلف جهان را به شهادت می‌گیرم که من درمورد عذابی بسیار شدید از نزد خدا به شما هشدار میدهم. ای مردم عالم از خدا بترسید و پروردگار من و شما را عبادت کنید؛ خداوندی که شما وآسمان و زمین را آفریده است؛ خداوندی که بر تمام ملکوت آسمان و زمین سیطره دارد، نه شما... از خدا بترسید و جز او را عبادت نکرده و دین خود را برای او خالص کنید و با توبه و انابه به درگاه خدا بگریزید و هریک از شما با انابه از خداوند بخواهد تا قلبش را هدایت کند واین را بدانید که خداوند میان انسان و قلبش حائل می‌گردد و اگر خداوند برای کسی نوری قرار ندهد؛ هیچ نوری نخواهد داشت. به درگاه پروردگارتان انابه کنید تا قلب‌تان را هدایت فرماید؛ من از جانب او آشکارا به شما هشدار می‌دهم.

    به عزت خداوندی که تمام عزت‌ها از آن اوست قسم می‌خورم؛ راهی برای فرار از عذاب الهی ندارید مگر این که به سوی خود او گریخته و شهادت دهید لا اله الا الله وحده لا شریک له و از عبادت کنندگان او باشید. به دعوت تمام انبیاء و رسولان الهی از اولین نفرشان تا خاتم الأنبیاء محمد رسول الله که با قرآن عظیم به سوی تمام انسان‌ها فرستاده شد، پاسخ دهید؛ دعوتی واحد و یکسان از زبان تمام انبیا و رسولان الهی؛ این که: خداوندی که شما را آفریده بدون گرفتن شریک عبادت کنید و از شکر گزاران باشید. نسبت به قرآن عظیم کافر نگردید که خداوند شما را به شدت عذاب خواهد کرد و جز خداوند هیچ یاوری برای خود پیدا نمی‌کنید. پس گوش داده و اطاعت کرده و شکر خدا را به جای آورید و از کافران مباشید و به دعوت کننده حقی که از جانب پروردگارتان آمده پاسخ دهید و در دین خود به ناحق مبالغه نکنید؛ درمورد انبیاء؛ رسولان الهی و مهدی منتظر و اولیای صالح خداوند مبالغه نکنید و بدانید ما نیز مانند شما بندگان خدا هستیم و شما از همان حقی که انبیا و رسولان و مهدی منتظر ناصر محمد یمانی خلیفه خدا بر عالمیان؛ درمورد خدا دارند، برخوردار هستید. به ناحق درمورد ما مبالغه نکرده و برای حب و قرب الهی با ما رقابت کنید. اگر خدا را عبادت می‌کنید، پس از ما پیروی کرده و برای حب و قرب بیشتر به خدا رقابت نمایید و هرکس از من اطاعت کرد و دعوتم را استجابت نمود؛ از خدا و رسولانش اطاعت کرده است و هرکس در برابر من عصیان کرد و با دعوتم مخالفت نمود؛ در برابر خدا و تمام رسولانش عصیان کرده است.

    خداوند مرا به عنوان رسولی که کتابی جدید با خود آورده باشد؛ به سوی شما نفرستاده است. بلکه بیان حق قرآن مجید را برایتان آورده‌ام تا با بصیرتی که از جانب پروردگارتان آمده شما را به راه خداوند عزیز و حمید که پروردگار من و شماست هدایت کنم؛ خداوند از آن چه که با او شریک گرفته و از دروغ‌هایی که به او نسبت می‌دهید پاک و منزه و برتر است! هم چنان قارعه‌های عذاب الهی بر سر شما فرود می‌آید و خداوند هر یک از شما را که بخواهد هلاک می‌کند تا دربرابر خداوند یکتا تسلیم شده و او را بدون گرفتن شریک عبادت کنید و از خلیفه خدا و بنده‌ای که برگزیده شده اطاعت نمایید. شما در انتخاب خلیفه خدا مهدی منتظر ناصر محمد یمانی هیچ نقشی ندارید؛ بلکه این خداوند است که هرچه را که بخواهد می‌آفریند و هرکه را که بخواهد برمی‌گزیند و شما هیچ اختیاری در این باره ندارید؛ سبحانه و تعالی عما یشرکون....

    پس اگر از استجابت دعوت کننده از سوی خداوند و خلیفه او که از میان خودتان برگزیده شده، سرباز زنید؛ به شما بشارت عذاب دردناک خدا را می‌دهم که از آسمان و دریا و خشکی بر سرتان نازل شده و خدا هرکس از شما را که بخواهد هلاک کرده و هرکس را که بخواهد عذاب می‌کند و هرکس را که بخواهد از عذاب نجات می‌دهد؛ و آیا جز کفران کنندگان کسی عذاب می‌شود؟ پروردگارم به احدی ظلم نمی‌کند....

    خشم وغضب خداوند بر شما فزونی گرفته و هربار آبادی‌های شما را با عذابی خفیف و کمتر عذاب می‌کند تا شاید به سوی او بازگردید؛اما تنها سخنی که می‌گویید این است که :" اینها حوادث طبیعی است"! و منکر این هستید که اینها عذاب خداوند است که به علت برخی از اعمال شما برسرتان فرود می‌آید؛ شاید که بازگردید و به دعوت حق پروردگار پاسخ داده و از آن پیروی نموده و پروردگارتان را بدون گرفتن شریک به یگانگی عبادت نمایید.
    و امام مهدی مانند شما تنها بنده‌ای از بندگان خداوند است؛ پس به سوی پروردگارتان شتافته و استغفار کرده و توبه و انابه کنید تا گناهان شما را -هرچقدر هم که باشد- بیامرزد. در مسیر حق که همان عبادت عاری از شرک خداوند یکتاست؛ پایداری کنید و از بالای سر و زیر پایتان روزی بخورید که خداوند عذاب عظیم خود در دنیا و آخرت را از سرتان دور خواهد کرد؛ چرا خدا شما را عذاب کند؟ بلکه خداوند دوست دارد شما را بیامرزد و به شما رحم کرده و از شما امتی واحد بسازد که همگی بر صراط مستقیم بوده و او را بدون گرفتن شریک به یگانگی عبادت کنید. پس با خدا کسی را شریک نگرفته و نخوانید که من با بیان حق قرآن عظیم از جانب او آشکارا به شما هشدار می‌دهم. به ریسمان الهی قرآن عظیم چنگ زنید و از خلیفه خدا بر عالمیان اطاعت کنید که خداوند شما را از قارعه عذاب‌های پی درپی نجات خواهد داد.
    به شما درمورد شدیدترین بلا وبدترینعذاب خداوند هشدار می‌دهیم؛ عذاب سیارکی که به فرمان خدا از آسمان به سوی زمین بشر در حرکت است وسرعت آن چنان زیاد است که در چشم برهم زدنی به زمین بشررسیده و به قاره امریکا که بزرگ‌ترین گسل در آن است اصابت می‌کند و خرابی بسیار عظیمی ببار آورده و عده کثیری را هلاک می‌کند؛ کسانی که از رضوان خداوند اکراه داشته و راهی را در پیش گرفته‌اند که خشم خدا را در پی دارد. برخی از آنان می‌خواهند نور خدا برای عالمیان-قرآن عظیم- را خاموش سازند در حالی که می‌دانند حق است. اینها کسانی در میان شما هستند که مورد غضب خدا قرار گرفته‌اند.
    و برخی از شما قصد مکر بر علیه مهدی منتظر ناصر محمد یمانی را در سر دارید کسی که با نور بیان حق قرآن با قرآن سراج منیر برای عالمیان است. اما هیهات هیهات! به پروردگار آسمان‌ها و زمین قسم قادر به چنین کاری نیستید. اگر کیدی دارید به کار گیرید. خداوند واحد قهار را به شهادت می‌گیرم من با انصار پیشگام برگزیده شما را به چالش نمی‌کشم ولو این که میلیارد میلیارد باشند؛ من با خداوند واحد قهار شما را به چالش و مبارزه می‌کشم.

    ای جماعت شیاطین جن و انس؛ شایسته خداوند نیست کسی را خلیفه عالمیان کند که جز از خداوند سبحان بترسد خداوند برتر و والاتر از این نسبت‌هاست. من هرکس را که از دعوت امام مهدی ناصر محمد یمانی ناخرسند است با کلمات خدا به چالش می‌کشم و بدانید مکر خداوند سریع‌تر است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا ۚ قُلِ اللَّـهُ أَسْرَعُ مَكْرًا ۚ إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [يونس].

    { و هرگاه پس از رنجى که به مردم رسیده، رحمت و لطفى به آنان بچشانیم، در آیات ما مکر و حیله مى‌کنند. بگو: «تدبیر الهى سریع‌تر و نافذتر است.» فرستادگان ما آنچه را مکر و نیرنگ مى‌کنید، مى‌نویسند.}

    وتصديق فرموده خداوند تعالى: {وَيَمْكُرُ اللَّـهُ ۖ وَاللَّـهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [الأنفال].

    { و آنان نقشه مى‌کشیدند و خدا هم مکرو تدبیر مى‌کرد و خداوند، بهترینِ مکر کنندگان است}
    وتصديق فرموده خداوند تعالى: 
    {وَأَقْسَمُوا بِاللَّـهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءَهُمْ نَذِيرٌ لَّيَكُونُنَّ أَهْدَىٰ مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ ۖفَلَمَّا جَاءَهُمْ نَذِيرٌ مَّا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا ﴿٤٢﴾ اسْتِكْبَارًا فِي الْأَرْضِ وَمَكْرَ السَّيِّئِ ۚ وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ ۚ فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ ۚ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّـهِ تَبْدِيلًا ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّـهِ تَحْوِيلًا ﴿٤٣﴾ أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَكَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً ۚ وَمَا كَانَ اللَّـهُ لِيُعْجِزَهُ مِن شَيْءٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ ۚ إِنَّهُ كَانَ عَلِيمًا قَدِيرًا ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [فاطر].
    {با سخت‌ترینِ قسم‌ها، به خدا سوگند یاد کردند که اگر هشداردهنده‌اى به سراغشان بیاید، از هر یک از امّت‌هاى دیگر هدایت‌یافته‌تر شوند؛ پس همین که هشداردهنده‌اى برایشان آمد، جز نفرت [از حقّ] چیزى بر آنان نیفزود. (۴۲) به خاطر گردن‌کشی در زمین و نیرنگ بدشان بود. و نیرنگ بد، جز اهلش را فرا نگیرد، پس آیا جز سنّت [خداوند در مورد] پیشینیان را انتظار دارند؟ با آن که براى سنّت و قانون الهى هرگز جایگزینى نخواهى یافت. و هرگز براى سنّت و شیوه‌ی الهى تغییرى نخواهى یافت. (۴۳) آیا در زمین نگشتند تا ببینند سرانجام کسانى که پیش از ایشان بودند و قدرتشان بیش از آنان بود، چه شد؟ و هیچ چیز در آسمان‌ها و زمین نیست که خداوند را درمانده کند. البتّه او همواره آگاه و تواناست. (۴۴)}
    وتصديق فرموده خداوند تعالى: 
    {فَذَكِّرْ فَمَا أَنتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ ﴿٢٩﴾ أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَّتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ ﴿٣٠﴾ قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُتَرَبِّصِينَ ﴿٣١﴾ أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُم بِهَـٰذَا ۚ أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿٣٢﴾ أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ ۚ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿٣٣﴾ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ ﴿٣٤﴾ أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۚ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾ أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ ﴿٣٧﴾ أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ ۖ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿٣٨﴾ أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ ﴿٣٩﴾ أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ ﴿٤٠﴾ أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ﴿٤١﴾ أَمْ يُرِيدُونَ كَيْدًا ۖ فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ ﴿٤٢﴾ أَمْ لَهُمْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ اللَّـهِ ۚ سُبْحَانَ اللَّـهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٤٣﴾ وَإِن يَرَوْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْكُومٌ ﴿٤٤﴾ فَذَرْهُمْ حَتَّىٰ يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ ﴿٤٥﴾ يَوْمَ لَا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٤٦﴾ وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَٰلِكَ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٤٧﴾وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا ۖ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ ﴿٤٨﴾ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ ﴿٤٩﴾} صدق الله العظيم [الطور].
    {بلکه مى‌گویند: «او شاعرى است که ما برای او چشم به راه حوادث تلخ و مرگ او هستیم.» (۳۰) [به آنان] بگو: «در انتظار باشید که من نیز با شما در انتظار مى‌مانم. (۳۱)آیا خردهایشان آنان را به این وامى‌دارد؟ یا آنان قومى سرکشند؟ (۳۲) یا مى‌گویند: «[محمّد، قرآن را خود ساخته و] به خدا نسبت داده است!» بلکه آنان ایمان نمى‌آورند. (۳۳) پس اگر راستگویند، سخنى مانند آن بیاورند. (۳۴) آیا از هیچ آفریده شده‌اند؟ یا خود آفریدگار خویشند؟! (۳۵) آیا آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟! بلکه یقین ندارند. (۳۶) آیا گنجینه‌هاى پروردگارت نزد آنان است؟ یا آنها [براین عالم] چیرگی دارند؟ (۳۷) آیا نردبانى دارند که با آن [اسرار آسمان‌ها را] مى‌شنوند؟ پس شنونده‌ى آنان دلیلى روشن بیاورد. (۳۸) آیا دختران از آنِ خدا و پسران از آنِ شماست؟ (۳۹) آیا از آنان مزدى درخواست مى‌کنى، که پرداخت آن بر آنان سنگین است؟ (۴۰) آیا غیب نزد آنان است و ایشان مى‌نویسند؟ (۴۱) یا مى‌خواهند نیرنگى به کار برند؟ کافران، خود گرفتار نیرنگ شده‌اند. (۴۲) یا آنان معبودى جز الله دارند؟ منزّه است خدا از آنچه براى او شریک قرار مى‌دهند. (۴۳)اگر ببینند قطعه ای متراکم از آسمان (برای عذابشان) سقوط می‌کند می‌گویند «این ابرى انباشته است.» (۴۴) پس آنان را [به حال خود] واگذار تا آن روزشان را ببینند که در آن گرفتار صاعقه مى‌شوند. (۴۵) روزى که نیرنگشان، به آنان هیچ سودی نمی‌بخشد و یارى نخواهند شد. (۴۶) و البتّه براى کسانى که ستم کردند، عذابى [دیگر] است جز این؛ ولى بیشتر آنان نمى‌دانند. (۴۷) و براى [انجام] فرمان پروردگارت صبر و پایدارى کن، که تو در دید ما هستى و هنگامى که برمى‌خیزى، با ستایش پروردگارت، او را به پاکى ستایش کن! (۴۸) و پاسى از شب و به هنگام ناپدید شدن ستارگان، خدا را تسبیح گوی! (۴۹)}
    وتصديق فرموده خداوند تعالى: 

    {قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّـهُ بُنْيَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ ﴿٢٦﴾} صدق الله العظيم [النحل].
    {همانا کسانى که قبل از ایشان بودند [نیز] مکر ورزیدند، پس قهر خداوند به سراغ پایه‌هاى بِناى آنان آمد، پس سقف از بالاى سرشان بر آنان فروریخت و از آنجا که اندیشه نمى‌کردند، عذاب الهى آمد.}
    و خداوند تعالی می‌فرماید: 

    {وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ﴿٥٠﴾ وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [القمر].

    {و فرمان ما تنها یک بار است، مانند یک چشم بر هم زدن. (۵۰) و بی‌تردید ما کسانی را که در گذشته شبیه شما بودند، نابود کردیم. پس آیا پندپذیرى هست؟ (۵۱)}
    ای مردم درمناطق مختلف جهان؛ بر خودتان شاهد باشید؛ ای انصار پیشگام برگزیده در دوران گفتگو قبل از ظهور در برابر مردم جهان شاهد هشدار خداوند باشید. من به کسانی که نسبت به قرآن عظیم کافرند و از آن رومی‌گردانند و هدایت را در جایی غیر از قرآن می‌جویند هشدار می‌دهم؛ به آنها بشارت بمب‌های شهاب سنگی هوشمند را می‌دهم که قبل از عبور سیاره عذاب سقر از راه می‌رسند. شما وارد دوران عذاب‌های بزرگ و بزرگتر شده‌اید از جمله آنها گردبادهای سهمگین و گردبادهای بنیان کن برخاسته از دریا که به سوی ساحل هجوم می‌آورند-طوفانهای دریائی-(اشاره به آیات کریمه سوره الطور: وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ﴿٦﴾ و سوره الحاقة :وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ ﴿٦﴾] و تکان‌های شدید بناها و سقف‌های بلند ناشی از زلزله‌های ویران‌گر که ساختمانها را از پایه تکان داده و سقف‌های آنها را بر سرکسانی از شما که خدا بخواهد فرود می‌آورد . سیارک های هشدار دهنده ای که بر اثر اصطکاک با جو زمین مشتعل شده و قابلیت انفجار دارد؛ طوری که وقتی برفراز برخی از شهرها که رسید منفجر شده و بر سر اهالی آن می‌بارد شاید نسبت به سخنان ملحدان که اینها را حوادث طبیعی می‌خوانند؛ کافر شوند؛ آیا فکر نمی‌کنید که آفریننده آسمانها و زمین بر همه چیز سیطره دارد؟ چطور اینها هزاران کیلومتر از غلاف جو عبور می‌کنند تا برخی از آنها به آسمان شهرهای شما برسند و خداوند تنها بعد از آن که بر فراز آسمان بالای شهرهای شما رسیدند‌؛ آنها را منفجر می‌کند و این تازه عذاب کمتر خداست؟ شاید به این ایمان بیاورید که خداوند بر ملکوت آسمانها و زمین سیطره دارد و درمورد عذاب شهاب سنگ بزرگ به شما هشدار بدهد. این شهاب سنگ قطران ( آمیخته ای از مواد معدنی مختلف )؛ بر اثر حرارت بالا ذوب نمی‌شود. حتی حرارت سیاره عذاب سقر که قادر است سنگ را ذوب کند؛ نمی‌تواند سیارک قطران را ذوب کند وحتی اگر داخل آن گذاشته شود در برابر حرارت سیاره عذاب مقاوم است وترکیب این سیارک عذاب از قطران که به دلیل سرعت چرخش غیر قابل تصورمار پیچی آن به دور خودش به شدت درهم فشرده است به طوری که ذرات آن به شدت در هم فرو رفته‌اند و وزن آن بالاست تا ضد اصطکاک باشد چون در کتاب -به جز حرکت ذرات ساعت ( قیامت ) - این سیارک سریع‌ترین سیارک است
    من از سیارک عذابی با شما سخن می‌گویم که از بین شهاب سنگ‌های آسمانی از مخرب‌ترین و تلخ ترین عذاب های خداست چون در ایات محکم کتاب می‌بینم سرعت آن قبل از افتادن و فرو رفتن آن در زمین مانند سرعت نور است.. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ﴿٥٠﴾ وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [القمر].
    {و فرمان ما تنها یک لحظه است، مانند یک چشم بر هم زدن. (۵۰) و بی‌تردید ما کسانى را که مانند شما [کافر] بودند، نابود کردیم. پس آیا پندپذیرى هست؟ (۵۱)}

    و مقصود خداوند از "کلمح بالبصر" سرعت نوراست؛یعنی سرعت شهاب سنگ در هنگام برخورد با زمین ذات الصدع( زمین دارای بزرگترین گسل) نزدیک به سرعت نور یا همان چشم برهم زدنی است و این ایالات متحده امریکاست. سیارک عذاب در هر جایی که ترامپ برود فرود خواهد آمد و مانند موشک حرارتی است که مخصوص ترامپ و همتایان او از شیاطین بشر در کاخ سیاه امریکاست. فقط این که پروردگارم به من نشان داده است این سیارک صدایی بسیار مهیب داشته و غبار حاصل از آن در تاریخ کره زمین بی نظیراست. سیارک عذاب هدیه‌ای برای قرین شیطان دونالد ترامپ است؛ هدیه‌ای که مستحق آن است و چقدر هدیه بدی است! علتش کینه و نیت آشکار او ضد خداوند و رسولان اوست. همانا که دونالد ترامپ از کسانی است که به قرآن عظیم یقین دارد و می‌داند از جانب پروردگار عالمیان نازل شده است ولی از قرآن عظیم خوشش نمی‌اید و از آن کراهت دارد. او می‌داند رضوان خداوند؛ حق است واز رضوان خدا کراهت داشته و از آن چه که خشم خدا را در پی دارد پیروی می‌کند. هدف او خاموش ساختن نوری است که خدا برای عالمیان قرار داده است او در زمین ستم(بغی) و طغیان و زورگویی کرده وتکبرمی‌ورزد؛ او خود را از همگان قوی‌تر می‌پندارد و فراموش کرده خداوند از او قوی‌تر است؛ مرگ برتو دونالد ترامپ ای بدترین جنبنده وبزرگ‌ترین شرّ و بلا برای مردم امریکا؛ امریکایی که بعد از رسیدن دونالد ترامپ به عرش قدرت سرزمینی اشغال شده است و مردم امریکا و مسیحیان امریکایی توسط دونالد ترامپ یهودی و ملت یهود زیر سلطه قرار گرفته و –کشورشان- اشغال شده است...

    من موج حاصل از اصابت سیارک عذاب را انکار نمی‌کنم. موج اصابت آن بسیار عظیم است و در کره عقیم زمین ( کره بی مانند ) منتشر می‌شود. ای مؤمنان و صالحان و توّابان مسلمان و توّابان عرب وغیر عرب دنیا؛ نترسید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ﴿٥٠﴾ وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم .

    {و فرمان ما تنها یک بار است، مانند یک چشم بر هم زدن. (۵۰) و بی‌تردید ما کسانى را که مانند شما [کافر] بودند، نابود کردیم. پس آیا پندپذیرى هست؟ (۵۱)}

    ای بدترین جنبندگان دونالد ترامپ !من مهدی منتظرناصر محمد یمانی تو را به چالش می‌کشم؛ خداوند به بوش کوچک که توبه و انابه کرده و ایمانش را مخفی می‌کند برکت دهد؛ من چیزی از خدا می‌دانم که شما از آن بی‌خبرید. وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين.
    خليفة الله وعبده الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.

    https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?36059-

    سايت امام مهدى ناصر محمد يمانى

    http://www.nasser-yamani.com/home.php?styleid=2

    انجمن: فارسي

    ترجمه بیانات امام مهدی به زبان فارسی

    http://www.nasser-yamani.com/forumdi...سي&styleid=2

  6. #34
    عضو جدید
    تاریخ عضویت
    مرداد ۱۳۹۷
    ارسال
    7
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    Lightbulb @حکم سیلی زدن به صورت همسر (زن)

    حكم ضرب الزوجة

    الإمام ناصر محمد اليماني
    05 - 09 - 1436 هـ
    22 - 06 - 2015 مـ

    1364-04-01ه.ش.
    08:13 صباحاً
    ـــــــــــــــــ


    حکم سیلی زدن به صورت همسر (زن)


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين، أمّا بعد..

    ما فتوا نداده‌ایم که محکم به صورت سیلی زده شود به صورتی‌ که دردناک باشد؛ حاشا لله؛ بلکه می‌گوییم ضربه خفیف درحدی که باعث سرخ شدن صورت نشود؛ شرط دیگر اینکه فقط یک‌ بار سیلی زده شود؛ این زنش است که دارد به حق سیلی می‌خورد. ولی حق ندارد؛ سیلی را آن‌قدر محکم بزند که جایش روی صورتش بماند؛ بلکه سیلی باید با ملایمت و برای تأدیب باشد تا زنش ادب را رعایت نماید؛ ولی شرط این است که سیلی ملایم و خفیف باشد نه اینکه صورتش درد بیاید و با سرانگشت آن هم به اندازه دو انگشت به گونه‌اش ضربه بزند و حق ندارد با کف دست سیلی بزند چون ممکن است ضربه شدید باشد: بلکه حتما باید در حدی خفیف و ملایم باشد که اثری روی صورتش نگذارد. اگر فتوا می‌دادیم ضربه به بدن زنان زده شود؛ مردان فرومایه؛به قسمت‌هایی از بدن زنان‌شان ضربه می‌زدند که زن نمی‌توانست آن را حتی به نزدیکانش نشان دهد؛ ولی صورت باز است و اگر به شدت ضربه زده شود؛ قابل دیدن است؛ چون خداوند مردان را از وارد کردن ضربه دردناک که باعث باقی ماندن جایش بر بدن شود منع نموده است فرقی ندارد ضربه به کجا باشد و این امر بر مؤمنان حرام و مخالف امر خداوند است. همانا که خداوند اجازه داده است ضربه ای ملایم که دردناک نباشد و اثری باقی نگذارد استفاده شود و ضربه زدن دردناک توسط مؤمنان حرام است؛ بلکه عتاب؛دردناک‌تر بوده و تأثیر بیشتری روی قلب داشته و باعث ندامت زن از کرده خود می‌شود...اگر بدانید...

    وسلام ٌعلى المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني


    https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=193393

    الإمام ناصر محمد اليماني
    02 - 10 - 1432 هـ
    01 - 09 - 2011 مـ
    01:55 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ


    معنای بدعت چیست؟

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد وآله الأطهار وجميع المؤمنين، أمّا بعد..

    همانا که بدعت یعنی وارد کردن چیزی از نزد خودتان در دین خدا بدون این که خداوند در مورد حرام یا حلال بودن آن برهانی نازل کرده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

    {وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ} صدق الله العظيم [النحل:116].

    { و شما نباید از پیش خود به دروغ چیزی را حلال و چیزی را حرام گویید و به خدا نسبت دهید تا بر خدا دروغ بندید، که آنان که بر خدا دروغ بندند هرگز روی رستگاری نخواهند دید}

    و مهم‌ترین موضوع نزد خداوند این است که به دوری و اجتناب از گناهان بزرگی که از آنها نهی شده‌اید پایبند و ملتزم باشید. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

    {إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيماً} صدق الله العظيم [النساء:31]،

    {اگر از گناهان بزرگى كه شما را از آن نهى كرده‌اند اجتناب كنيد، از ديگر گناهانتان درمى‌گذريم و شما را به مكانى نيكو درمى‌آوريم.}

    آیا شادی در روز عید و پخش شیرینی بین کودکان از گناهان کبیره است! شما را چه می‌شود چگونه حکم می‌دهید؟ كساني كه به ناحق در دین خدا سخت‌گیری کرده و افراطی هستند هلاک مي شوند .

    ما شادی و شادمانی در عروسی را حرام نمی‌کنیم ولی رقص زنان در مقابل مردان حرام است و هرگونه گناه؛ برهنگی و شرب خمر هم حرام است؛ از خدایی پروا کنید که از خیانت چشم‌ها و رازهای پنهان در سینه‌ها آگاه است وبه ناحق بر مردم سخت گیری نکنید.

    شاید یکی از انصار سخن مرا قطع کرده و بگوید:" آیا این به معنای حلال بودن موسیقی و غناء است؟" جواب ما این است که : بستگی به کلمات شعر دارد؛ اگر حاوی کلمات عاشقانه و تغزل باشد؛باعث اندوه و یا برانگیخته شدن احساساتی می‌شود که مورد نظر شهوترانان است و تلاش می‌کنند با آنها زنان شریف را به فتنه بیندازند. اما شعرعاشقانه برای همسرانتان را نمی‌توانیم حرام کنیم؛ چون شاعراز روی محبتی حلال برای زنش شعر می‌سراید.اما اشعار فتنه آمیز باعث می‌شود کسانی که به خاطر شعرعاشقانه دنبال آنها می‌افتند گمراه و گرفتار هوی و هوس شده و به دام عشق حرام بدون ازدواج بیفتند. این حرام است چون از نقشه‌ها و گامهای شیطان است چون باعث به فتنه افتادن زن و پاسخ دادن به درخواستی می‌شود که خداوند آن را حرام کرده است! برخی از شعرها؛ سحرآمیزند و ثناگوئی و تمجید باعث فتنه زنان آوازه خوان می شود. اینان شاعرانی هستند که کسانی را که پیرو شهوتند و از آنها پیروی کنند را از راه راست گمراه می‌کنند. به حق فتوا می‌دهیم که شعر عاشقانه درباره عشق‌های حرام؛ در آیات محکم کتاب حرام شمرده شده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

    {وَالشُّعَرَ‌اءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿٢٢٤﴾ أَلَمْ تَرَ‌ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ ﴿٢٢٥﴾ وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ﴿٢٢٦﴾}صدق الله العظيم [الشعراء].

    {شاعران کسانی هستند که گمراهان از آنان پیروی می‌کنند. (۲۲۴) آیا نمی‌بینی آنها در هر وادی سرگردانند؟ (۲۲۵) و سخنانی می‌گویند که (به آنها) عمل نمی‌کنند؟! (۲۲۶)}

    به خدا قسم اگر تمام الحان زیبای خود را برای گفتن شعر درمورد محبت خدا ورسولش به کاربرند؛ قلبها خاشع می‌شوند و باعث سکینه و طمأنینه بیشتر قلبی می‌شود؛ مانند زمانی که به لحن و شعر "طلع البدر علينا من ثنيات الوداع" گوش می‌دهید که باعث سرور شادی در وجودتان به خاطر محبت به خدا ورسولش می‌شود. از این که قلب خود را مشغول محبت به همسران‌تان کنید بهتر است ؛ البته غزل وشعر خواندن برای همسران‌تان را بر شما حرام نمی‌کنیم ولی به شمانصیحت می‌کنیم قلب‌تان را مشغول محبت خدا ورسولش کنید. و برای اطلاع بگوییم که کسی که به زنش بیش از رسول الله محبت داشته باشد؛ از مؤمنان نیست چون راز محبت به رسول الله درشدت محبت به خداوندی است که رسول را فرستاده است . و خداوند غفور و ودود است و شما نمی‌توانید بین حب خدا و رسولش تساوی برقرار کنید و شایسته نیست چنین کنید؛ و باید یکی را از دیگری بیشتر دوست داشته باشید .

    درمورد محبت به همسران‌تان هم نمی‌توانید عدالت را رعایت کنید ولو این که به شدت حریص باشید ولی نمی‌توانید و یکی از آنها را بیش از دیگران دوست دارید. درمورد فرزندان‌تان هم همین طور است و نمی‌توانید از نظر محبت بین آنها با عدالت رفتار کنید.

    و حال به شراغ محبت خدا ورسولش می‌آییم؛ نمی‌توانی بین محبت خدا و رسولش تساوی برقرار کنید و شایسته هم نیست چنین کنید. هرکس محمدرسول الله را بیش از خداوند دوست داشته باشد؛ به خدا شرک آورده است و جز خدا ولی و نصیری نخواهد داشت. چون خداوند برهان ایمان مؤمنان را در قلبشان نهاده و برهان این ایمان در این است که ببینند در قلبشان او را بیش از هرچیز دوست دارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

    {وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّـهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّـهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّـهِ ۗ وَلَوْ يَرَ‌ى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَ‌وْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّـهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّـهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ﴿١٦٥﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    { بعضی از مردم، معبودهایی غیر از خداوند برای خود انتخاب می‌کنند؛ و آنها را همچون خدا دوست می‌دارند. امّا آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، شدیدتر است. و آنها که ستم کردند،هنگامی که عذاب (الهی) را مشاهده کنند، خواهند دانست که تمامِ قدرت، از آنِ خداست؛ و خدا دارای مجازات شدید است}

    آیا می‌دانید بیان حق فرموده خداوند تعالی: {وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبّاً لِّلّهِ}؛ چیست؟ یعنی در قلب‌شان خداوند را بیش از هر چیزی دوست دارند؛ اینان مؤمنان حقیقی هستند. برهان ایمان آنها به غیب در قلب‌های‌شان است و می‌بینند در قلب‌شان بلاترین درجه محبت و دوستی نسبت به خداوند است. همانا که عاشق همیشه درپی رضای محبوب است و اگر بداند محبوب اوحزین است و راضی نیست؛ احساس سعادت نمی‌کند و اگر بداند محبوب او سعید و مسرور است؛ از سرور او شاد می‌گردد و اگر او را خشمگین و حزین یابد؛ از حزن او اندوهگین می‌شود چون رضوان محبوبش خواسته و گمشده‌ی اوست. شایسته نیست قلب چیزی را بیش از خدا دوست داشته باشد. اگر کسی را بیش از خدا دوست داشته باشد به خدا شرک آورده است وبرای خدا همانندی قایل شده است. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید: 

    {وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّـهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّـهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّـهِ ۗ وَلَوْ يَرَ‌ى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَ‌وْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّـهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّـهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ﴿١٦٥﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    { بعضی از مردم، معبودهایی غیر از خداوند برای خود انتخاب می‌کنند؛ و آنها را همچون خدا دوست می‌دارند. امّا آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، شدیدتر است. و آنها که ستم کردند،هنگامی که عذاب (الهی) را مشاهده کنند، خواهند دانست که تمامِ قدرت، از آنِ خداست؛ و خدا دارای مجازات شدیداست}
    شاید یکی از انصار عزیزم بخواهد بگوید:"‌امام من؛ من همسرم را دوست دارم و به خدا تا او را سعادت‌مند و راضی نبینم؛ احساس سعادت نمی‌کنم؛ آیا این یعنی من به خدا شرک آورده‌ام؟" امام ناصر محمد یمانی در پاسخ او می‌گوید: خیر عزیز من؛ این محبت حقیقی است ولی اگر زنت چیزی از تو بخواهد که خدا راضی نیست و تو تلاش کنی خواسته همسرت را برآورده سازی تا رضایتش را به دست آوری؛ اینجاست که روشن می‌شود قلبت او را بیش از هرچیز دوست دارد و برای رضایت او کاری را می‌خواهی انجام دهی که خشم خدا را در پی دارد و اگر مؤمن هستید رضایت خداوند مهم‌تر و حق تر است.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    خليفة الله؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــ

    https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=236414


    سايت امام مهدى منتظر ناصر محمد يمانى

  7. #35
    عضو جدید
    تاریخ عضویت
    مرداد ۱۳۹۷
    ارسال
    7
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پاسخ : @حکم سیلی زدن به صورت همسر (زن)

    حكم الغناء

    الإمام ناصر محمد اليماني
    28 - 08 - 1428 هـ

    11 - 09 - 2007 مـ
    10:05 مساءً
    ــــــــــــــــــــ


    حكم قمار و شرب خمر و موسیقی و اشعار غنایی ..

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وآله وجميع المرسلين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدّين، وبعد..

    برادر گرامی درمورد اشعار غنایی؛ موضوع به کلماتی باز می‌گردد که مغنی در غزل می‌خواند؛ و این عامل به فتنه افتادن بسیاری از دختران جوان شده که گرفتار هوس و سپس فحشا می‌شوند؛ پناه به خدا از فیلم‌ها و نوارهای غنایی و غزلیات و کلماتی که عاطفه انسان را به حرکت درمی‌آورند و برای برخی از دختران جوان مانند این است که جادویشان می‌کند و وقتی یکی از مردان جوان نواری را به او هدیه کرده و می‌گوید:" هرچه که در این نوار آمده احساسات قلبی من برای توست"؛ به ان گوش داده و به دنبال آن می‌روند و به دلیل کلماتی که در شعر آمده اغوا می‌شوند. و دختران و پسران جوان اغوا شده از شعرا دنباله‌روی می‌کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ (224) أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كلّ وَادٍ يَهِيمُونَ (225) وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ (226)}صدق الله العظيم [الشعراء]

    {سرگشتگان و گمراهان از شعراء پیروی می‌کنند.(۲۲۴)مگر نمی‌بینی که آنان به هر راهی بی‌هدف پا می‌گذارند (۲۲۵)و سخنانی می‌گویند که (به آنها) عمل نمی‌کنند؟! (۲۲۶)}
    آنها در ستایش زنان مبالغه می‌کنند و زنان با این ستودن به فتنه می‌افتند و شاعر راست گفته که:
    خدعـوها بـقولهم حــسـنــاءُ === والـغـواني يـغرهـن الـثــنـاء
    نــظرة فـابـتسامة فـــســـلام === فـــكــلام فــمـوعـد فــلـــقـاء
    فاتقوا الله في قلوب العـذارى === فـالـعـذارى قـلوبــهـن هـواء


    با تعریف از زیبایی‌اش او را گول می‌زنند

    تمجید زن زیبا را اغوا می‌کند
    نظری و لبخندی و سلامی 
    سخنی و قراری و دیداری
    در برابر قلب دختران باکره تقوای الهی پیشه کنید 

    قلب دختران باکره بر اساس هوا و میل است


    به خاطر اثراتی که نوارها و فیلم‌های غنایی روی دختران جوان داشته و باعث فتنه آنان می‌شوند؛ حرامند و ضرر آنها بیشتر از نفع آنها برای مردم است . نزدیک نود درصد نوارها عاشقانه و غنایی هستند و تبدیل به وسیله فتنه‌گری شده‌اند. چه بسا دختری با اهدای نوار غزل دچار فتنه شود و چه بسا شخصی با نواری از یک عالم دینی؛ هدایت گردد.

    شعر خیر؛ خیر است و شعر شرّ؛ شرّ و اما درمورد موسیقی بدون کلام؛ من نه آن را حرام می‌کنم و نه حلال؛ همانا که فتنه در اشعار و صدای خواننده مرد یا زن است که عواطف افراد تابع هوس را با غزل تحریک می‌کند و قلب او را به سوی کسی که دوست دارد سوق می‌دهد و به دنبال این امر اگر راهی داشته باشد به ملاقات او می‌رود؛ به خصوص اگر نوار و فیلم خاطراتی را به یادش بیاورد و بعد از آرامش و خمودگی توفان به راه می‌افتد و همان طور که شاعر می‌گوید: 
    ( فهَيَّجَ أشجان كان القلبُ ناسيها )
    ( اندوهی را که از یاد رفته بود بیدارکرد )


    و نظر به ضعف انسان دربرابر توفان عاطفی اسباب فتنه حرام است. نگاه کردن؛ اشعار و غزل عاشقانه؛ خلوت کردن مرد و زن و شبکه‌های ماهواره‌‌ای بی بند و بار وغیره همگی از گام‌های شیطان بوده و به خاطر فتنه انگیز بودن حرامند؛ این سخت‌گیری نیست بلکه آسان کردن -زندگی- است.

    تصدیق فرموده خداوند تعالی: 
    {وَاللَّـهُ يريد أَن يَتُوبَ عليكم وَيُرِيدُ الَّذِينَ يتّبعون الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيمًا (27) يريد اللَّـهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا (28)} صدق الله العظيم [النساء]
    {خدا می‌خواهد شما را ببخشد ، امّا آنها که پیرو شهواتند، می‌خواهند شما بکلی منحرف شوید. (۲۷)خدا میخواهد کار را بر شما سبک کند؛ و انسان، ضعیف آفریده شده (۲۸)}


    ولی موسیقی ویا اشعاری که از این دست نباشند نه حرامند و نه حلال؛ یعنی من نیز مانند گذشتگان درمورد آنها سکوت می‌کنم ومعنی سکوت کردن درباره چیزها این است که خداوند درمورد آنها سکوت کرده و درباره آن در کتاب خدا یا سنت رسول فتوایی داده نشده است ولی اگر به دنبال چیزی بهتر می‌گردیم؛ گوش کردن به قرآن یا نوار سخنان عالم دینی بهتر از گوش کردن به موسیقی است:

    {وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ} صدق الله العظيم [الكهف:24]
    {و هرگاه فراموش کردی، و پروردگارت را به خاطر بیاور}

    مگر غنایی که ذکر خداوند و تسبیح او در آن آمده باشد و این نوار خیر و این غنا گران‌قدر است و علت کرامت داشتن آن ذکر و تسبیحی است که از خداوند شده است.مثل ابیاتی که ناصر محمد یمانی چهارده سال پیش و قبل از آنکه خداوند علم قرآن را به او بیاموزد سروده بود . من درآن زمان اشعاری را سرودم و با پروردگارم صحبت می‌کردم:


    لا عــند ربـــاً أحــد واحــد هو الصـمـدا === ولــم يـــكُــن والـــداً أو كــــان مــولدا

    ولـــم يـكن فـي الـوجـود كـفؤاً له أحـدا === قــبل الـوجــودا فــربّي كــان مــوجـــدا
    وأسـتغفره في القصائد لـيس لي قـصدا === إذا تــعدى الــحـدودا غــير مــقــصـودا
    تـعــلم بــمــا تـــحــتويه نــية الــعـبــدا === لي نية طـــــامحه والـــرزق مــحـدودا 
    طـــامـع لـــقُربا لــمن وجـهي له سجدا === يـاحــي قـــيوم دايـــم وانـت مـعـــبودا 
    ذكـــرك نــــعــيمي نعيم أكبر من الخلدا === رضــوان نــفســك نعـيما غير محـدودا
    يــدي بـــيدك وأنـت الــقصد والــسندا === عــبدك دعــاء ليك يا من أنت مـحمودا
    للـعبد مغـلول يـــدا فـــقـطـع الــــمــددا === ولا تــجـودا عــــلى مـن ليس له جـودا
    بـــالــقـلب إيــــمان بــك يــالله لي زادا === لا زدتـــني بــالــــــبلايا زاد تـــشـديـدا 
    والـــحمدُ لك حـــمد دايـم عـاصر الأبدا === من قلب مـخلص في الحالين مـحمـودا 
    وحـــب لـــناس بــالــخيرات والــمـدى === مــن كــف خـلاق جـوده غـير محـدودا 
    وامـشي مـع النّاس بالإصلاح والسدا === وأطــفئ نـيار الــفـتن لا كنت مـسنـودا
    وأنـــصـــر الله والـــطـاغــوت بــــاهدا === بــــالـيد والــــقـول لا بالـــقلب مـكنودا
    هـذه صفاتي صــــفات الأب والـــجــدا === ومــن يــكـــذب حـــقيقـه كان مـنقـودا
    لا بُـــد مــــرقاء لأمـــالي ولـلـمـــجــدا === بـــإذن ربّي أحــقــق كلّ مـا ريـــدا
    مـــا راد ربّي فــــلا ردا لـــــمــا رادا === ومـا نـــريــدُ بـــــــما لا راد مـــردودا 
    مــــيئـس مــن الله لاما نا ادخـل اللحدا === والـــضن بـــــالله كالإيـــمـان مـعـقودا
    واخـــتـم صـــلاتي ولا يُحصى لها عدا === على محمدٍ رسـول الله مـشـهودا
    این اشعار حاوی تسبیح و تقدیس پروردگارم هستند که اجر دارد در حالی که غزل-عاشقانه- بارگناه دارد.


    و اما درمورد قمار و شرب خمر؛ این امور حرام هستند چون پلید بوده و ­­منجر به اعمال شیطانی خواهند شد که مصائب بزرگ‌تری را در پی دارند. و اما قمار باعث دعوا و حتی کشتن یک‌دیگر برای خوردن مال دیگران به باطل خواهد شد و اما شرب خمر منجر به فحشا می‌شود؛ عقل زایل شده و فرد اعمالی انجام می‌دهد که عمری پشیمانی درپی خواهد داشت.


    و اما فرموده خداوند تعالی: { فَاجْتَنِبُوهُ }[المائدة:90]، یعنی از بارها که محل مشروب‌خواری و مأمن قماربازان و قمار است دوری کنید تا مرتکب اعمالی که خداوند بر آنان حرام کرده نشوند. علت تحریم هم این است که درجمع؛ ضرر آنها بیش از منافع آنها بوده و پلیدی از اعمال شیطان است. پلیدی قلب را آلوده می‌کند و اصل انسان: باطن اوست و اگر باطن انسان درست شد؛ ظاهر او نیز درست می‌شود و اگر باطن آلوده و ناپاک شد؛ ظاهر نیز آلوده و ناپاک می‌شود.


    و اما درمورد میلاد رسول الله؛ خداوند برای هیچ یک از اعیاد میلاد، برهانی نازل نکرده ولو عید نزول قرآن باشد تا آیات فرقان نازل شده را بیاد آورند.علت هم این است که با بزرگداشت انبیا دچار مبالغه نشده و با این مبالغه گرفتار شرک نشوند.


    أخوكم الإمام ناصر اليماني.

    https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=211401


    سايت امام مهدى ناصر محمد يمانى

  8. #36
    عضو جدید
    تاریخ عضویت
    مرداد ۱۳۹۷
    ارسال
    7
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    Lightbulb سر شفاعت?

    سر الشفاعه

    الإمام ناصر محمد اليماني
    24 - 02 - 1434 هـ
    06 - 01 - 2013 مـ
    06:26 صــــ
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــ

    پاسخ امام مهدي به (ابو المهدي ) كه آمده است تا با سخنان بیهوده ما را مشغول واز كارمان بازدارد ، پس بیا علمی به تو بیاموزیم كه با آن بندگان را از عبادت بندگان خارج و به عبادت پروردگار بندگان درآوري 


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين وآلهم الطيبين أجمعين وعلى من تبع نهجهم إلى يوم الدين من أوّلهم إلى خاتمهم جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآلهم وأسلّم تسليماً لا نفرق بين أحدٍ من رسله ونحن له مسلمون، أما بعد..
    خداوند تعالی می فرماید :
    { وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ}
    صدق الله العظيم [لقمان:6]
    {و بعضي از مردم سخنان بيهوده را مي‌خرند تا مردم را از روي ناداني، از راه خدا گمراه سازند و آيات الهي را به استهزا گيرند؛ براي آنان عذابي خوارکننده است!}
    ای مرد چرا با سخن بازی و سرگرمی مردم را از تدبر و تفکر در بیان حق قران باز می داری ؟ بیا علمی به تو بیاموزیم که برای اسلام و مسلمین سودمند باشد و با آن بندگان را از عبادت بندگان خارج و به عبادت پروردگار بندگان برسانی 

    ای مرد خداوند امام مهدی را زمانی بر می انگیزد که مسلمانان از دین حق گمراه شده و به سبب اعتقاد به شفاعت بندگان در محضر خداوند به خدا مشرک شوند وامید وار باشند بندگانی از انبیاء و مقربین در درگاه رب العالمین شفاعتشان را کنند .آنان نسبت به هشدار خداوند در محکم قران عظیم کافر شدند که می فرماید :
    {وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (51)}
    صدق الله العظيم [الأنعام]
    {و به وسيله آن (قرآن)، کساني را که از روز حشر و رستاخيز مي‌ترسند، بيم ده! (روزي که در آن،) ياور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌اي جز او [= خدا] ندارند؛ شايد پرهيزگاري پيشه کنند!}
    و به این فرموده خداوند تعالی کافر شده اند که می فرماید:
    {اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ}
    صدق الله العظيم [السجدة:4] 
    {خداوند کسي است که آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو است در شش روز آفريد، سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت؛ هيچ سرپرست و شفاعت کننده‌اي براي شما جز او نيست؛ آيا متذکر نمي‌شويد؟!}
    و به این فرموده خداوند تعالی نیز کافر شده اند که :
    {وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ}
    صدق الله العظيم [البقرة:48]
    {و از آن روز بترسيد که کسي مجازات ديگري را نمي‌پذيرد و نه از او شفاعت پذيرفته مي‌شود؛ و نه غرامت از او قبول خواهد شد؛ و نه ياري مي‌شوند.}
    به فرموده خداوند تعالی کافرشده اند که :
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿254﴾}
    صدق الله العظيم [البقرة]
    {اي کساني که ايمان آورده‌ايد! از آنچه به شما روزي داده‌ايم، انفاق کنيد! پيش از آنکه روزي فرا رسد که در آن، نه خريد و فروش است ، و نه دوستي ، و نه شفاعت؛ و کافران، خود ستمگرند.}
    و به این فرموده خداوند تعالی کافر شده اند که می فرماید:
    {لَن تَنفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}
    صدق الله العظيم [الممتحنة:3]
    {هرگز بستگان و فرزندانتان روز قيامت سودي به حالتان نخواهند داشت؛ ميان شما جدايي مي‌افکند؛ و خداوند به آنچه انجام مي‌دهيد بيناست.}
    و به این فرموده خداوند تعالی کافر شده اند که می فرماید:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْماً لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئاً}
    صدق الله العظيم [لقمان:33]
    {اي مردم! تقواي الهي پيشه کنيد و بترسيد از روزي که نه پدر کيفر اعمال فرزندش را تحمل مي‌کند، و نه فرزند چيزي از کيفر (اعمال) پدرش را؛ }
    و به این فرموده خداوند تعالی کافر شده اند که می فرماید:
    { وَذَرِ‌ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّ‌تْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا ۚ وَذَكِّرْ‌ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّـهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لَّا يُؤْخَذْ مِنْهَا}
    صدق الله العظيم [الأنعام:70]
    {و رها کن کساني را که آيين (فطري) خود را به بازي و سرگرمي گرفتند، و زندگي دنيا، آنها را مغرور ساخته، و با اين (قرآن)، به آنها يادآوري نما، تا گرفتار اعمال خود نشوند! جز خدا، نه ياوري دارند، و نه شفاعت‌کننده‌اي! و هر گونه عوضي بپردازد، از او پذيرفته نخواهد شد؛ }
    پس برای آنانکه به خدا ایمان نمی آورند جز اینکه ایمانشان را به شرک بندگان مقرب آلوده کرده اند آشکار می شود که پدرانشان با عقاید باطلشان آنان راساخته اند و هیچ یک از انبیاء و اولیای راستین خداوند جرات ندارند د رپیشگاه خداوند شفاعتشان را کنند و می گویند :
    {فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ ﴿١٠٠﴾ وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ ﴿١٠١﴾}
    صدق الله العظيم [الشعراء]
    { شفاعت‌کنندگاني براي ما وجود ندارد،و نه دوست گرم و پرمحبتي!}
    و چه بسا یکی از سوال کنندگان بپرسد که آیا خداوند عقیده شفاعت را از همه مخلوقات خود در آسمان ها و زمین نفی کرده است ؟و آیا کسی که به عقیده شفاعت بندگان در محضر خداوند اعتقاد داشته باشد مشرک است ؟ پس جواب را به خداوند واگذار می کنیم که در محکمات کتاب می فرمایند :
    {وَيَقُولُونَ هَٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ ۚ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿١٨﴾}
    صدق الله العظيم [يونس]
    { و مي‌گويند: «اينها شفيعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آيا خدا را به چيزي خبر مي‌دهيد که در آسمانها و زمين سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتاياني که قرار مي‌دهند!}
    و چه بسا سوال کننده دیگری بگوید :
    و عکس العمل بندگان مکرم خداوند که مردم به شفاعت آنان در محضر خداوند اعتقاد داشتند و به زیارت قبرهایشان می رفتند ، و از آنان طلب شفاعت می کردند ، چه خواهد بود ؟ پس جواب را مستقیما به آیات محکم کتاب پروردگار واگذار می کنیم که می فرمایند :
    {إِن تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ}
    صدق الله العظيم [فاطر:14] 
    {اگر آنها را بخوانيد صداي شما را نمي‌شنوند، و اگر بشنوند به شما پاسخ نمي‌گويند؛ و روز قيامت، شرک (و پرستش) شما را منکر مي‌شوند،}
    "آیا صاحبان این اجساد که در قبرها هستند، مرده اند و چون ارواحشان نزد پروردگارشان است ، دعای آنان را نمی شوند ؟" پس جواب را مستقیما به پروردگار واگذار می کنیم که در آیات محکم کتاب می فرمایند :
    {وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ (20) أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (21)}
    صدق الله العظيم [النحل]
    {معبودهايي را که غير از خدا مي‌خوانند، چيزي را خلق نمي‌کنند؛ بلکه خودشان هم مخلوقند! آنها مردگاني هستند که حيات ندارند؛ و نمي‌دانند (عبادت‌کنندگانشان) در چه زماني محشور مي‌شوند!}
    و آیا تمام بندگان مکرم خداوند یعنی انبیاء و اولیاء جرات تمی کنند در محضر پروردگار معبود بندگان را شفاعت کنند ؟ زیرا که در محکمات کتاب آمده است که ابراهیم علیه السلام در عذاب قوم لوط مجادله کرد و مهلتی خواست. پس از اینکه حضرت لوط عليه الصلاة والسلام علیه قومش دعا کرد؛ابراهیم مهلت خواست تا دو باره آنان را به راه راست دعوت کند شاید که هدایت شوند و خداوند تعالی می فرمایند : 
    {فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَ‌اهِيمَ الرَّ‌وْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَ‌ىٰ يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ ﴿٧٤﴾ إِنَّ إِبْرَ‌اهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُّنِيبٌ ﴿٧٥﴾ يَا إِبْرَ‌اهِيمُ أَعْرِ‌ضْ عَنْ هَـٰذَا ۖ إِنَّهُ قَدْ جَاءَ أَمْرُ‌ رَ‌بِّكَ ۖ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ‌ مَرْ‌دُودٍ ﴿٧٦﴾}
    صدق الله العظيم [هود]
    {هنگامي که ترس ابراهيم فرو نشست، و بشارت به او رسيد، درباره قوم لوط با ما مجادله مي‌کرد(۷۴)...چرا که ابراهيم، بردبار و دلسوز و بازگشت‌کننده (بسوي خدا) بود!(۷۵)اي ابراهيم! از اين (درخواست) صرف‌نظر کن، که فرمان پروردگارت فرا رسيده؛ و بطور قطع عذاب (الهي) به سراغ آنها مي‌آيد؛ و برگشت ندارد!(۷۶)}
    همچنین حضرت نوح عليه الصلاة والسلام پروردگارش را خواند و برای پسرش از عذاب خدا در خواست شفاعت کرد . پس جواب خداوند به نوح در مورد درخواست شفاعت برای پسرش چه بود ؟ پس جواب را به پروردگار از محکم کتاب واگذار می کنیم که می فرمایند :
    {قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ ۖ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ ۖ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۖ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٤٦﴾قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ ۖ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٤٧﴾}
    صدق الله العظيم [هود]
    {فرمود: «اي نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحي است [حاصل عملی ناشایست است]! پس، آنچه را از آن آگاه نيستي، از من مخواه! من به تو اندرز مي‌دهم تا از جاهلان نباشي!!»(۴۶) عرض کرد: «پروردگارا! من به تو پناه مي‌برم که از تو چيزي بخواهم که از آن آگاهي ندارم! و اگر مرا نبخشي، و بر من رحم نکني، از زيانکاران خواهم بود!»(۴۷)}
    و همچنین در مورد حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم و مومنان زمانی که در مورد قومی که هدایت پذیر نبوده و به پروردگار مشرکند مجادله می کنند و خداوند می فرماید :
    {هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَنْ يُجَادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا (109)}
    صدق الله العظيم [النساء]
    {آري، شما همانا هستيد که در زندگي اين جهان، از آنان دفاع کرديد! اما کيست که در برابر خداوند، در روز رستاخيز از آنها دفاع کند؟! يا چه کسي است که وکيل و حامي آنها باشد؟!}
    پس ای ناصر محمد حقیقت شفاعت را به ما یاد بدهپس جواب را به پروردگار از محکم کتاب واگذار می کنیم که می فرمایند :
    {قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾}
    صدق الله العظيم [الزمر]
    بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، (زيرا) حاکميت آسمانها و زمين از آن اوست و سپس همه شما را به سوي او بازمي‌گردانند!
    "ولی ای ناصر محمد یمانی منظور خداوند از نفی شفاعت بندگان در محضر پروردگار چیست ؟ و سپس خداوند شفاعت را فقط به خودش که شریک و همتایی ندارد اختصاص می دهد ، پس او نزد چه کسی شفاعت می کند و او از همه چیز بزرگتر است و بعد از او چیزی وجود ندارد و بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست !"پس به جواب پروردگار از محکم کتاب اکتفا می کنیم که می فرماید :
    {{ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ }}صدق الله العظيم [يوسف:64]
    {خداوند بهترين حافظ، و مهربانترين مهربانان است»}
    پس هرکس که اعتقاد داشته باشد که خداوند از پدر و مادرش و همه انبیاء و رسولان مهربانتر است بحق شهادت داده است که خداوند از پدر و مادرش و فرزندانش و همه مردم رحیم تر است پس بجای شفاعت خداوند شفاعت را از غیر پروردگار طلب نمی کند 
    وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
    و چه بسا یکی از سوال کنندگان بگوید : منظور شما از شفاعت ارحم الراحمین چیست ؟

    آیا خداوند نزد کس دیگری برای بندگانش شفاعت می کند پس جواب را به پروردگار از محکم کتاب واگذار می کنیم که می فرمایند :
    {قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾}صدق الله العظيم [الزمر]

    {بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، (زيرا) حاکميت آسمانها و زمين از آن اوست و سپس همه شما را به سوي او بازمي‌گردانند!»}
    قصد خداوند این است که کسانی که از پروردگارشان می خواهند تا به آنان رحم کرده و عذابشان نکند از آنجا که وعده خدا حق است و او ارحم الراحمین است ؛ درخواهند یافت که رحمت خداوند نزد نفسش از غضب و عذاب پروردگار شفاعت خواهد کرد ولی اغلب مردم به خدا ایمان نمی آورند مگر اینکه به سبب فهم نادرستشان از عقیده شفاعت ایمانشان را به شرک آلوده کنند 
    و چه بسا شخص دیگری از کسانی که در قلبشان از پیروی حق انحراف هست از کسانی که آیات محکمات روشن در نفی شفاعت را پشت خود می اندازند واز ظاهر آیات متشابه که در آن سبب تحقق شفاعت در نفس خداوند آمده است ، پیروی می کنند بگوید که ناصر محد یمانی صبر کن مگر خداوند تعالی نفرموده است که :
    {مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ}[البقرة:255]
    {کيست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟!} 
    {يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إلاّ مَنْ أذِنَ لَهُ الَّرحْمنُ وَرَضِي لَهُ قَوْلاً}
    [طه:109]
    {در آن روز، شفاعت هيچ کس سودي نمي‌بخشد، جز کسي که خداوند رحمان به او اجازه داده، و به گفتار او راضي است.}
    {وِلا يَمْلِكُ الّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إلاّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُون} 
    [الزخرف:86]
    {کساني را که غير از او مي‌خوانند قادر بر شفاعت نيستند؛ مگر آنها که شهادت به حق داده‌اند و بخوبي آگاهند!}
    {وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْ‌ضَىٰ ﴿٢٦﴾}
    [النجم]صدق الله العظيم
    {و چه بسيار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودي نمي‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی اجازه دهد و راضی شود}
    پس جواب را به پروردگار از محکم کتاب واگذار می کنیم که می فرمایند :
    {إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا ( 31 )حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا ( 32 ) وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا ( 33 ) وَكَأْسًا دِهَاقًا ( 34 ) لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلا كِذَّابًا ( 35 ) جَزَاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا ( 36 ) رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ( 37 )}
    صدق الله العظيم [النبأ]
    {مسلما براي پرهيزگاران نجات و پيروزي بزرگي است(۳۱)باغهايي سرسبز، و انواع انگورها،(۳۲)و حورياني بسيار جوان و هم‌سن و سال،(۳۳)و جامهايي لبريز و پياپي (۳۴)در آنجا نه سخن لغو و بيهوده‌اي مي‌شنوند و نه دروغي!(۳۵)اين کيفري است از سوي پروردگارت و عطيه‌اي است کافي! (۳۶)همان پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است، پروردگار رحمان! و هيچ کس حق ندارد بي اجازه او سخني بگويد!(۳۷)}
    ولی خداوند گروهی از متقیان را از خطاب پروردگار مستثنی کرده است زیرا که آن گروه سخن صواب خواهند گفت و آنان جرآت نمی کنند در محضر پروردگار معبوداز بندگان شفاعت کنند و بنابراین از گروهی ازمتقیان استثناء شده اند آنان که سخن صواب خواهند گفت و در نزد پروردگار برای بندگان طلب شفاعت نمی کنند . آنان دانستند که خداوند ارحم الراحمین است واز همه بندگان به بندگانش رحیم تر است و وعده او حق بوده و او ارحم الراحمین است ، پس چگونه از روی رحمت ، جرات طلب شفاعت برای بندگان بکنند بنابراین خداوند فرموده است :
    {يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا ( 38 )}صدق الله العظيم [النبأ]
    {{ روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف می‌ایستند و هیچ کس، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمی‌گوید، و سخن صواب می گوید!}}
    و سوالی که مطرح می شود این است که چرا می بینیم گروهی از متقین نمی توانند الرحمن را مورد خطاب قرار دهند ؟ طبق فرموده خداوند که می فرماید :
    {إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا ( 31 ) حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا ( 32 ) وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا ( 33 ) وَكَأْسًا دِهَاقًا ( 34 ) لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلا كِذَّابًا ( 35 ) جَزَاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا ( 36 ) رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ( 37 )}
    صدق الله العظيم [النبأ] 
    {مسلما براي پرهيزگاران نجات و پيروزي بزرگي است(۳۱)باغهايي سرسبز، و انواع انگورها،(۳۲)و حورياني بسيار جوان و هم‌سن و سال،(۳۳)و جامهايي لبريز و پياپي (۳۴)در آنجا نه سخن لغو و بيهوده‌اي مي‌شنوند و نه دروغي!(۳۵)اين کيفري است از سوي پروردگارت و عطيه‌اي است کافي! (۳۶)همان پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است، پروردگار رحمان! و هيچ کس حق ندارد بي اجازه او سخني بگويد!(۳۷)}
    و جواب :
    آنان رضوان خداوند نعیم اعظم را وسیله ای برای تحقق نعیم کوچک قرار دادند و به بهشت جنت راضی و خوشحال شدند ولی خداوند از متقینی از گروه مکرمین که قبول نکردند که به بهشت برده شوند اذن خطاب می دهد زیرا آنان به دنبال بهشت اعظم هستند و آنان به صورت گروهی به سمت خداوند محشور خواهند شد و از پروردگارشان می خواهند که نعیم بزرگتر از بهشت را برای آنان محقق کنند و راضی شود . زیرا آنان در همین زندگی دنیوی نزد الرحمن عهدی گرفتند که تا مادامی که پروردگار راضی نباشد راضی نشوند 
    و خداوند تعالی می فرماید :
    {يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَنِ وَفْدًا (85) وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلَى جَهَنَّمَ وِرْدًا (86) لا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا (87)}
    صدق الله العظيم [مريم]
    {در آن روز که پرهيزگاران را دسته جمعي بسوي خداوند رحمان محشور مي‌کنيم(۸۵)و مجرمان را به جهنم مي‌رانيم(۸۶)آنان هرگز مالک شفاعت نيستند؛مگر کسي که نزد خداوند رحمان، عهد و پيماني دارد(۸۷)}.
    و راز تحقق شفاعت خداوند در نزد آنهاست و نزد الرحمن عهد كرده اند كه تا او راضي نشود ، راضي نشوند زيرا آنان مي دانند كه خداوند نسبت به بندگانش از آنها رحيم تر است و وعده او حق است و او ارحم الراحمين است و رحمت خداوند براي بندگانش از عذاب و غضب او شفاعت خواهد كرد . طبق فرمايش خداوند تعالي : 
    {قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾}صدق الله العظيم[الزمر]
    {بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، (زيرا) حاکميت آسمانها و زمين از آن اوست و سپس همه شما را به سوي او بازمي‌گردانند!»}
    و اين جا اتفاق غيره منتظرۀ بزرگی به وقوع مي پيوندد و رضوان خداوند در نفسش تحقق مي يابد 
    و رحمت خداوند براي بندگانش از عذاب و غضب او شفاعت مي كند بعد از اينك طعم عذاب گناهانشان را چشيدند ، آن اتفاق غيره منتظره براي عذاب شوندگان به وقوع مي پيوندد .آنجا به قوم يحبهم الله و يحبونه (محبوبان خداوند و محبان او) مي گويند كه پروردگار شما چه گفت ؟ پس پاسخ مي گويند : حق را گفت و اوست بزرگ و بلند مرتبه طبق فرموده خداوند :
    {وَلا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ}
    صدق الله العظيم [سبأ:23]
    {هيچ شفاعتي نزد اوسودي ندارد؛جز به کسی که اذن(سخن گفتن به او) داده، ! تا زماني که اضطراب از دلهاي آنان زايل گردد (و فرمان از ناحيه او صادر شود؛ در اين هنگام مجرمان) مي‌گويند: «پروردگارتان چه دستوري داده؟» مي‌گويند: «حق را و اوست بلندمقام و بزرگ‌مرتبه!»}
    پس سر تحقق شفاعت از خداست به اوست . و رحمت خداوند در نفسش براي بندگانش از عذاب و غضب او شفاعت مي كند و راضي مي شود تا براي قوم يحبهم الله و يحبونه (محبوبان خداوند و محبان او ) نعيم رضوان نفسش بر بندگانش را محقق سازد . پس اگر خداوند در نفسش راضي شد شفاعت تحقق مي یابد و و رحمت خداوند در نفسش براي بندگانش از عذاب و غضب او شفاعت مي كند و راضي مي شود 
    طبق فرمايش خداوند تعالي : 
    {وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْ‌ضَىٰ ﴿٢٦﴾}
    صدق الله العظيم [النجم]

    {و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد وراضی شود }
    پس ببينيد كه اصحاب تحقق شفاعت در نفس پروردگار ، براي كسي شفاعت نمي كنند بكله از پروردگارشان درخواست تحقق نعيم اعظم مي كنند تا در نفسش راضي شود پس اگر خداوند در نفسش راضي شد شفاعت تحقق مي یابد و و رحمت خداوند در نفسش براي بندگانش از عذاب و غضب او شفاعت مي كند و بنابراين خداوند مي فرمايد :
    {وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْ‌ضَىٰ ﴿٢٦﴾}
    صدق الله العظيم [النجم]
    {و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد وراضی شود }
    آن گروه محبوبان خداوند و محبان اویند و خداوند وعده آنها را در قران عظيم داده است اما علت اینکه تا زمانی که پروردگارشان راضی نباشد به بهشت نعيم راضي نمی شوند اينست كه آنان پروردگارشان را از بهشت (مادي ) نعيم و حور العين و و همه ملكوت بيشتر دوست دارند و بنابراين مي گويند :
    چگونه در بهشت مادي خوشبخت باشيم و حبيبمان ارحم الراحمين بر بندگان گمراهش متحسر و حزين باشد و به خداوند پناه مي بريم از اينكه راضي باشيم تا نفس خداوند تعالي راضي باشد .
    سپس همه درجات بهشت (مادي ) درجه به درجه تا بالاترين درجه و نزديكترين درجه بهشت به صاحب عرش عظيم بر آنان عرضه مي شود و گروه مكرمين (الوفد المكرمين ) آنها را نمي پذيرند و مي گويند :
    هيهات هيهات كه راضي شويم تا اينكه تو راضي باشي همانا كه بهشت رضوان نفس تو همان بهشت اعظم است هر چه از بهشت برما عرضه كني (نمي پذيريم ) طبق وعده حق شما {رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ}[التوبة:100] پس پروردگارا چون برما راضي شدي ما در نفسمان راضي نمي شويم تا اينكه تو راضي شوي نه متحسر و نه اندوهگين (حزين ) خدايا ما تورا بيش از همه ملكوتت در بهشت نعيم دوست داريم پس حبيب چگونه خوشبخت باشد در حالي كه مي داند حبيبش متحسر و حزين است ؟
    و چه بسا گروهي از قومي كه بخدا ايمان نمي آورند مگر اينكه ايمانشان را به شرك آلوده كنند بپرسد كه آيا براي قوم يحبهم الله و يحبونه كه خدا وعده آنها را در قران داده است جايگاهي نزد مليك مقتدر قرار دادي كه انبياء و شهداء به مقامشان غبطه بخورند ؟
    پس امام مهدي از پاسخ به اين سوال خود داري مي كند و پاسخ آن را مستقيما به جدم محمد رسول اللهصلى الله عليه وآله وسلم واگذار مي كنم كه مي فرمايد :
    [يَا أَيُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَاعْقِلُوا وَاعْلَمُوا أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ عِبَادًا لَيْسُوا بِأَنْبِيَاءَ وَلَا شُهَدَاءَ يَغْبِطُهُمُ النَّبِيُّونَ وَالشُّهَدَاءُ عَلَى مَنَازِلِهِمْ وَقُرْبِهِمْ مِنَ اللَّهِ " فَيَجِيءُ رَجُلٌ مِنَ الْأَعْرَابِ مِنْ قَاصِيَةِ النَّاسِ وَأَلْوَى بِيَدِهِ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَقَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، نَاسٌ مِنَ النَّاسِ لَيْسُوا بِأَنْبِيَاءَ وَلَا شُهَدَاءَ يَغْبِطُهُمُ الْأَنْبِيَاءُ وَالشُّهَدَاءُ عَلَى مَجَالِسِهِمْ وَقُرْبِهِمْ مِنَ اللَّهِ . انْعَتْهُمْ لَنَا جَلِّهِمْ لَنَا يَعْنِي صِفْهُمْ لَنَا شَبِّهْهُمْ لَنَا فَسُرَّ وَجْهُ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِسُؤَالِ الْأَعْرَابِيِّ , فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " هُمْ نَاسٌ مِنْ أَفْنَاءِ النَّاسِ وَنَوَازِعِ الْقَبَائِلِ لَمْ تَصِلْ بَيْنَهُمْ أَرْحَامٌ مُتَقَارِبَةٌ تَحَابُّوا فِي اللَّهِ وَتَصَافَوْا , يَضَعُ اللَّهُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يَفْزَعُونَ وَهُمْ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ لَا خَوْفَ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ]
    صدق عليه الصلاة والسلام

    [ ای مردم بشنوید و بیندیشید و بدانید به درستی که برای خدا عز وجل بندگانی وجود دارد که نبی و شهید نیستند ولی شهدا و انبیاء بخاطر جایگاه و نزدیکی آنها به خداوند به آنها غبطه میخورند.کسی پرسید: یا رسول الله ،از آنها میگویید؟ اوصافشان را برای ما آشکار میکنید؟ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَلبخندی به اوزده وفرمودند"آنان مردمی گمنام و ازگروه های ناشناخته اند، نسبت خویشاوندی سبب ارتباط ایشان با یکدیگر نیست، [بلکه] با خداوندعزوجل پیمان مستحکم دوستی بستند.روز قیامت [نیز]، خداوندعزوجل منبرهایی از نور برایشان قرار داده، ایشان را بر روی آن می نشاند و صورت هایشان را نور می گرداند. و لباسشان را نور می گرداند انسان ها در روز قیامت هراسناکند امّا آنان نمی هراسند. آنان اولیای خدا هستند که هیچ هراسی ندارند و اندوهناک نمی شوند.]

    پس اي مسلمانان بعد از ظهور در حق آنان مبالغه نكنيد به خدا سوگند كه آنان و مهدي منتظر گناهان زيادي داشتند ولي توبه كنندگان پاك شده (توابين متطهرين ) حبيبان رب العالمين هستند طبق فرموده خداوند تعالي :
    { إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ }صدق الله العظيم [البقرة:222]
    {خداوند، توبه‌کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نيز) دوست دارد.}
    اما رازی كه مقام آنها و مقام امامشان مهدي منتظر را نزد پروردگار (مليك مقتدر ) بالا برد... ، آن سرّ و همه سرّ و ظاهر سرّ و باطن سرّ اين است كه آنها رضوان خداوند را غايت خود برگزيدند و نزد پروردگارشان عهد بستند كه تا او راضي نشود ، راضي نشوند . تا جایی که اگر این امر محقق نشود آنان خودشان را براي بندگان گمراه خداوند كه آنان را نمي شناسند ، فدا می کنند .با وجود این که آنان را نمی شناسند آماده هستند تا خودشان را فدا كنند و چنانچه حبيبشان خداوند ارحم الراحمين به آنان بگويد : حال كه اصرار داريد كه راضي نشويد تا اينكه خداوند در نفسش راضي بوده و متحسر و اندوهگين نباشد ، پس به سوي درب چهارم جهنم كه از بین هفت در داغترين آنهاست بشتابيد و آنجا بمانيد تا زمانيكه خداوند بخواهد و فداي بندگانم كه از صراط مستقيم گمراه شدند شوید، وپس از آن شما را از آنجا بيرون مي آورم و سپس خداوند در نفسش بر بندگان گمراهش راضي مي شود و شما را به همراه آنان همگي داخل رحمتم مي كنم و پروردگارتان در نفس خود راضي مي شود .
    گمان مي كنيد كه جواب گروهی که محبوبان خدایند و محبان او چه خواهد بود ؟ به خداوند عظيم سوگند كه هركس از آنان باشد این جواب را در قلبش حاضر مي بيند و می گوید: به خداوند عظيم سوگند كه با سخن به پروردگارم جواب نخواهم داد بلكه شتابان به سوي داغ ترين درب هاي جهنم خواهم رفت و لحظه اي ترديد نخواهم كرد و سعي خواهم كرد كه ازسایر برادرانم از قومی که محبوب خدایند و محب او پيشي بگيرم و خودم را زودتر از آنان در داغ ترين درب هاي جهنم بياندازم اگر اين شرط تحقق رضوان خداوند در نفسش باشد . 
    و اين است حقيقت گروه محبوبان خداوندو محبان او... تا اصرار عظيم آنان بر تحقق رضوان نفس حبيبشان خداوند ارحم الراحمين را بدانيد 
    و آنان به حقيقت نفسشان آگاهند و پروردگارشان به حالشان آگاه است و ما به حقيقت وصفشان در كتاب آگاه شديم .
    و به خداوند علي عظيم سوگند مي خورم که قلب هریک از آنها در می يابد كه گویی امام مهدي از زبان اوحرف مي زند زيرا كه هركس از گروه محبوبان خداوندو محبان او باشد در خود این استعداد كامل را مي يابد كه چنانچه خداوند به آنها بگويد : "حال كه شما راضي نمي شويد تا اينكه پروردگارتان در نفس خود راضي شود پس به سوي داغ ترين درب هاي جهنم بشتابيد ." حتي اگر پروردگارشان با اين كار آنهاا متحان كند ؛به آتش دستور خواهد داد كه برای گروهی که محبوبان خدایند و محبان او سرد و آرام ( بردا و سلاما )شود ، ولي شما را از اين امر آگاه كرديم تا مردم ازاصرار و پافشاری عظيم گروه محبوبان خداوند و محبان او براي تحقق غايتشان در نفس پروردگارشان باخبر باشند. آنان راضي نمي شوند تا او راضي شود از خود گذشتگي ها هر چه باشد مهم نيست كه پروردگارشان نزدشان از همه چيز ارزشمند تر و دوست داشتني تر و نزديك تر است و اين مهم تبديلي ندارد 
    و چه بسا يكي از عزيزان انصار بگويد : اي امامم مهدي شما را به خداوند سوگند مي دهم آيا از اينكه من (فلان ) از آنها باشم آگاهي؟ پس امام مهدي ناصر محمد يماني در پاسخ به سوال كنندگان مي گويم : هر كدام از شما به قلب خودش بنگرد ، آيا با ملكوت بهشت (مادي ) راضي مي شود در حالي كه پروردگارش در نفس خودش راضي نباشد و متحسر و حزين است؟ پس اگر جواب اين باشد كه ، هيهات هيهات كه راضي شوم تا اينكه پروردگار حبيبم در نفسش راضي باشد نه متحسر ونه حزين. واز جنات نعيم (بهشت مادي ) و حور العين چه بخواهم در حالي كه پروردگارم براي آنانكه در اطاعت پروردگارشان كوتاهي نمودند ، متاسف و متحسر و اندوهگين باشد . سپس هريك از آنان در نفسش مي گويد : به خدا پناه مي برم از اينكه قلبم به جنات نعيم (بهشت مادي ) و حور العين راضي شود تا اينكه پروردگار حبيبم راضي شودو نه متحسرباشد و اندوهگين . آنان رضوان خداوند را غايت و هدف خود برگزيدند نه وسيله اي براي آنكه خداوند آنها را وارد بهشت كند . پس چگونه رضوان نعيم اعظم (خداوند )را وسيله اي براي رسيدن به نعيم اصغر (بهشت ) بخواهند .
    و چه بسا ابو المهدي كه موضوع را به مسخره گرفته است بگويد : اي ناصر محمد آيا ادعا مي كني كه رضوان خداوند بر بندگانش نعيمي بزرگتر از بهشت است ؟ برهان و دليل شما چيست ؟ (قل هاتوا برهانكم إن كنتم صادقين) پس پاسخ را مستقيما به خداوند واگذار مي كنيم كه در محكم كتابش مي فرمايد : 
    {{{ وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنْ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)}}}
    صدق الله العظيم [التوبة]
    {خداوند به مردان و زنان باايمان، باغهايي از بهشت وعده داده که نهرها از زير درختانش جاري است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌هاي پاکيزه‌اي در بهشتهاي جاودان (نصيب آنها ساخته)؛ و (خشنودي و) رضاي خدا، (از همه اينها) بزرگ‌تر است؛ و پيروزي بزرگ، همين است!}
    و چه بسا (ابو المهدي ) كه موضوع را به مسخره گرفته و بسياري از سوال كنندگان بگويند : كه آياخداوند براي بندگانش كه در اطاعت پروردگارشان كوتاهي نمودند ، متاسف و متحسر و اندوهگين است ؟ پس به آنها مي گوييم در بيان حق امام مهدي که با برهان آشكار در" اثبات خشنودي خداوند از توبه بندگانش واثبات حزن او بر بندگانش و اثبات تاسف او بر بندگانش و اثبات تحسر او بر بندگانش" كه در پاسخ به شيخ گرانقدر و محترم العتيبي نوشته شده است تدبر و انديشه كنيد .

    المشاركة الأصلية كتبت بواسطة العتيبي
    هل هذا جواب الأمام ناصر محمد اليماني على سؤالي
    إن كان هذا هو جواب الإمام ناصر فقولوا لي حتى أضيف تعقيبي وأستدراكاتي على رد الإمام
    ____________________________________


    ردّ الإمام المهدي إلى فضيلة الشيخ العتيبي ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين وآلهم الطيبين الطاهرين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين، أما بعد..
    اي عتيبي به جواب پروردگار به تو در كتاب بسنده مي كنيم . خداوند به سبب صفت رحمت عظيمش هنگامي بندگانش به خاطر كوتاهيشان در حق پروردگار در نفسشان حسرت مي خورند؛ بر آنان حسرت مي خورد، 
    { وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّ‌بِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُ‌ونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَ‌تَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّ‌طتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِ‌ينَ ﴿٥٦﴾ }صدق الله العظيم [الزمر]
    { و از بهترین دستورهائی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید پیش از آنکه عذاب ناگهان به سراغ شما آید در حالی که از آن خبر ندارید!» (۵۵) مبادا کسی روز قیامت بگوید: «افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌ کنندگان بودم!» (۵۶)}
    ولي حسرت در نفس آنها ديرو تنها زمانی رخ داد که خداوندعذاب را بر آنان نازل نمود .اماپس ازآنکهپروردگارآگاه شد که از کوتاهی خود در امر اطاعت ازاوپشمان و حسرت زده اند ، در نفسش بر آنها حسرت خورد؛ با وجود اينكه آنان قبلا پيامبرانشان را تكذيب نمودند و به رسالتشان كافر شدند تا آن هنگام كه صيحه (عذاب ) آنها را فرا گرفت.پس ازنازل شده عذاب و پشیمانی از كوتاهي در حق پروردگار عالمپشيمان شدندو خداوند در نفسش بر آنان حسرت خورد طبق فرمايش خداوند كه مي فرمايد :
    { وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿٢٨﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾ }
    صدق الله العظيم [يس]
    {و ما بعد از او بر قومش هیچ لشکری از آسمان نفرستادیم، و هرگز سنت ما بر این نبود؛ (۲۸)(بلکه) فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹)افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰)آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (و زنده نمی‌شوند) (۳۱)و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)}
    زيرا كه خداوند بر بندگاني كه به خودشان ظلم كردند تاسف مي خورد طبق فرمايش خداوند :
    { فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ }صدق الله العظيم [الزخرف:55]
    {بر آنها تاسف خورده و از آنها انتقام کشیدیم}
    {{ وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَى عَلَى يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ }}صدق الله العظيم [يوسف:84]
    {و از آنها روی برگرداند و گفت: «وا اسفا بر یوسف!» و چشمان او از اندوه سفید شد، اما خشم خود را فرو می‌برد} 
    و ازاین فتوا؛ مقصود خداوند از" أسف " را استنباط مي كنيم و آن حزن و اندوه است ، پس خداوند چنانچه بندگانش هدايت نشدند حزين و غمگين است ، پس هنگامي كه پيامبران الهي و پيروانش بر علیه آنان دعا كنند دعاي پيامبر و پيروانش را مستجاب مي كندو با عذاب از جانب خودش بين آنها حكم مي كند و رويگردانان از حق را هلاك مي كند ، تا زماني كه خداوند از حسرت بزرگ آنان در نفسشان به خاطر كوتاهيشان در اطاعت از پروردگارشان آگاه مي شود پس بر آنان حسرت مي خورد و او ارحم الراحمين است ولي آنان از رحمت پروردگارشان مايوس هستند طبق فرمايش خداوند كه مي فرمايد : 
    { وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿٢٨﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾ }
    صدق الله العظيم [يس]
    {و ما بعد از او بر قومش هیچ لشکری از آسمان نفرستادیم، و هرگز سنت ما بر این نبود؛ (۲۸)(بلکه) فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹)افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰)آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (و زنده نمی‌شوند) (۳۱)و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)}
    و اينجا خداوند از نفس خودش سخن مي گويد:
    { يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾ }صدق الله العظيم،
    افسوس بر اين بندگان که هيچ پيامبري براي هدايت آنان نيامد مگر اينکه او را استهزا مي‌کردند!
    آيا نديدند چقدر از اقوام پيش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کرديم، آنها هرگز به سوي ايشان بازنمي‌گردند! و همه آنان نزد ما احضار مي‌شوند!
    آيا اين آيه محكمي نيست كه فتوا مي دهد به راستي خداوند ارحم الراحمين است ، واوبخاطر بندگانی كه به خود ظلم كردند حزين بوده و اندوه مي خورد و از توبه بندگانش خوشحال مي شود؛ خداوند از طريق پيامبرش در سنت بيان و در حديیث حق فتوا داده است كه خداوند از توبه بنده اش بسيار خوشحال مي شود . طبق حديث محمد رسول الله الحقّ - صلّى الله عليه وآله وسلّم كه مي فرمايد :
    [ لله أشد فرحاً بتوبة عبده حين يتوب إليه من أحدكم كان على راحلته بأرض فلاة , فانفلتت منه , وعليها طعامه وشرابه فأيس منها فأتى شجرة فاضطجع في ظلها – قد أيس من راحلته – فبينا هو كذلك إذا هو بها قائمة عنده فأخذ بخطامها ثم قال من شدة الفرح اللهم أنت عبدي وأنا ربك – أخطأ من شدة الفرح – ]

    [[همانا خداوند شادتر مي شود به توبۀ بنده اش هنگامي که به درگاه او توبه مي کند، از يکي از شما که در بيابان بر شترش سوار بوده، ناگهان شترش از نزدش فرار کرده، در حاليکه طعام و آبش بر بالاي شتر باشد و چون از رسيدن به شترش مأيوس و نا اميد شده آمده و در سايۀ درختي غلطيده است که ناگهان متوجه مي شود که شترش در کنارش ايستاده است، و او زمامش را بدست مي گيرد و از نهايت شادماني ميگويد: خدايا تو بنده ی مني و من خداي تو ام! و از نهايت شادماني "الفاظ را اشتباه تلفظ مي کند"]
    و محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلم از خوشحالي عظيم نفس خداوند از توبه بنده اش به شما فتوا مي دهد و خوشحالي خداوند از خوشحالي آن صاحب شتر كه ازشدت خوشحالي اشتباه تلفظ كرد بيشتر است ، و همچنين امام مهدي از حزن واندوه و حسرت و تاسف خداوند بر رويگردانان از دعوت پيامبران به شما فتوا داد .
    و خدا را گواه مي گيرم كه حسرت و اندوه بر آنان در نفس پروردگار نمي آيد مگر بعد از اينكه در نفسشان به خاطر كوتاهيشان در حق پروردگارشان حسرت بخورند و قبلا به حق فتوي داديم كه حسرت در نفسشان فقط بعد از عذاب صيحة مي آيد طبق فرمايش خداوند :

    { وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّ‌بِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُ‌ونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَ‌تَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّ‌طتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِ‌ينَ ﴿٥٦﴾ }صدق الله العظيم [الزمر]
    {و از بهترين دستورهائي که از سوي پروردگارتان بر شما نازل شده پيروي کنيد پيش از آنکه عذاب (الهي) ناگهان به سراغ شما آيد در حالي که از آن خبر نداريد!»(۵۵) (اين دستورها براي آن است که) مبادا کسي روز قيامت بگويد: «افسوس بر من از کوتاهيهايي که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان (آيات او) بودم!(۵۶)»}
    وسپس هنگامي كه خداوند دانست كه آنان بر كوتاهيشان در حق پروردگار پشيمان اند و حسرت مي خورند بلافاصله خداوند در نفسش بر آنهاحسرت مي خورد طبق فرموده خداوند تعالي :
    { وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿٢٨﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾ }
    صدق الله العظيم [يس]
    {و ما بعد از او بر قومش هیچ لشکری از آسمان نفرستادیم، و هرگز سنت ما بر این نبود؛ (۲۸)(بلکه) فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹)افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰)آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (و زنده نمی‌شوند) (۳۱)و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)}
    و اين حجت ماست بر تو اي عتيبي پس از ياران احمد حسن يماني مباش بلكه ازدور شدن از او شاكر باش زيرا او و حزبش مردم را به شرك و مبالغه در حق پيامبران و ال بيتشان دعوت مي كند تا مردم آنان را به جاي خداوند بخوانند . واين پاسخ ما به شماست با برهان ساكت كننده اي شيخ محترم العتيبي يا اينكه شما انكار مي كني كه خداوند ارحم الراحمين است ؟ يعني به بندگانش از مادرانشان رحيم تر است، ولي بندگاني كه به خودشان ظلم كرده اند از رحمت پروردگار مايوس و نامبد( مبلس) هستندزيرا آنان آنگونه كه شايسته پروردگار است اورا نشناخته اند و قدر اورا ندانستند و به همين دليل از رحمت او مايوسند ..إنا لله وإنا إليه راجعون، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله رب العالمين.. 

    ألدّ أعداء الشياطين من الجنّ والإنس ومن كل جنس الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــــــــ ـ


    https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=117249
    سايت امام مهدى ناصر محمد يمانى

    http://www.nasser-yamani.com/home.php?styleid=2

    انجمن: فارسي

    ترجمه بیانات امام مهدی به زبان فارسی

    http://www.nasser-yamani.com/forumdi...سي&styleid=2

  9. #37
    عضو جدید
    تاریخ عضویت
    مرداد ۱۳۹۷
    ارسال
    7
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پاسخ : سر شفاعت?

    رد بيان الشفاعه الكامل

    تابع بيان الشفاعه

    23 - 03 - 1434 هـ
    04 - 02 - 2013 مـ
    04:03 صــــ
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــ

    نفي شفاعة العبيد بين يديّ الربّ المعبود..
    وقال الله: {فَذَكِّرْ‌ بِالْقُرْ‌آنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ} صدق الله العظيم.

    رد شفاعت بندگان در پیشگاه رب معبود

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله المكرمين وآلهم المطهرين من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله، ای کسانی که ایمان آورده اید هرگاه از آنها یاد می کنید بر آن ها صلوات و سلام بفرستید و بین هیچ یک از رسولان خداوند فرقی قائل نشوید و در شأن آنها و امام مهدی مبالغه نکنید که آنها برای دعوت شما به مبالغه در باره خود برانگیخته نشده اند، بلکه برای این به سوی شما آمده اند تا از آنها پیروی کنید و خداوند یکتا را عبادت کرده و درراه دوست داشتن خداوند(حب الله) و رسیدن به قرب الهی با آنها رقابت کنید که به پیروزی بزرگی دست یافته و به راه راست هدایت شده اید. سلام و صلوات خداوند بربندگانی که ایمان خود را به ظلم شرک آلوده نکرده اند، اینان تنها جماعتی در بین ملت ها هستند که نجات یافته (الفرقه الناجیة)و از عذاب آتش در امانند.

    ممکن است کسی سؤال کند:" ای ناصر محمد، مسلمانان به هفتاد و چند گروه تقسیم شده اندو قبل از این نیز محمد رسول الله در باره این رویداد غیبی به ما فتوا داده اند، ایشان که صلوات و سلام بر او باد فرموده اند:

    ترمذی از قول عبدالله بن عمر نقل می کند: رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلممیفرمایند: 
    "لَيَأْتِيَنّ عَلَى أُمّتِي مَا أَتَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ حَذْوَ النّعْلِ بِالنّعْلِ حَتّى إِنْ كَانَ مِنْهُمْ مَنْ أَتَى أُمّهُ عَلاَنِيَةً لَكَانَ فِي أُمّتِي مَنْ يَصْنَعُ ذَلِكَ وَإِنّ بَنِي إِسْرَائِيلَ تَفَرّقَتْ عَلَى ثِنْتَيْنِ وَسَبْعِينَ مِلّةً، وَتَفْتَرِقُ أُمّتِي عَلَى ثَلاَثٍ وَسَبْعِينَ مِلّةً كُلّهُمْ فِي النّارِ إِلاّ مِلّةً وَاحِدَةً، قَالَ ومَنْ هِيَ يَا رَسُولَ الله؟ قَالَ: مَا أَنَا عَلَيْهِ وَأَصْحَابِي".

    "بر پیروان من دقیقأ همان رود که بر بنی اسرائیل رفت ؛ (تا جایی که هر کاری که در آن امت بصورت علنی ظاهر شد ملت من نیز همان کردند) ؟ و بدانسان که اینان هفتاد و دو گروه گردیده اند، امت من به هفتاد و سه گروه شوند و همه آنها در دوزخ باشند مگر یک دسته که رستگار گردند، چون از وی پرسیدند که ای پیامبر خدا، آن دسته کیانند؟ فرمود: آن دسته که من و یارانم بر آنیم."
    پایان حدیث.
    سؤال این است که: این فرقه نجات یافته از عذاب آتش چه کسانی هستند تا ما به آنها بپیوندیم؟ آیا شیعیان دوازده امامی اند یا یکی از فرق اهل سنت و جماعت؟"

    مهدیی منتظر به تمام سؤال کنندگانی که در "دوره گفتگو قبل از ظهور" در پی یافتن حق هستند، چنین پاسخ می دهد:خداوند تعالی می فرماید:

    { يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ } 
    صدق الله العظيم [النساء176]

    { از تو سؤال می کنند؛ بگو خداوند فرمان می دهد}

    حال اگر به تدبر در کتاب محفوظ از تحریف ، یعنی قرآن عظیم بازگردیم فتوای محکم خداوند درباره گروه نجات یافته از عذاب آتش را پیدا خواهیم کرد؛ جواب را در آیات محکم کتاب خداوند پیدا می کنید.خداوند تعالی می فرماید:

    {{{الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُوْلَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}}
    صدق الله العظيم [الأنعام:82]

    {آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت‌یافتگانند}]

    این گروه نجات یافته ( الطائفة الناجیة] در بین فرقه های مختلف پراکنده اند و فرقه مشخصی وجود ندارد که با پیوستن به آن به زعم خود فکر کنید به مذهب نجات یافتگان ملحق شده اید ، هر یک از این فرقه ها تصور می کنند که خودشان از عذاب خداوند نجات یافته اند!! هیهات ؛ هیهات، گروه نجات یافتگان در بین فرق و مذاهب گوناگون پراکنده اند .آنها مؤمنان متقی و عابدی هستند که ایمانشان به خداوند را به ظلم شرک آلوده نکرده اند و از عذاب خداوند در امانند. گواه آن فتوای خداوند در آیات محکم کتاب است که می فرماید:

    {{{الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُوْلَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}}
    صدق الله العظيم [الأنعام:82]

    {آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت‌یافتگانند}]

    حتی اگر به علت فتوای کسانی که نادانسته به خداوند نسبت می دهند؛مرتکب اشتباه فقهی شده باشند، تا زمانی که عامه مسلمانان با قلبی سلیم و پاک از ظلم شرک به خداوند در پیشگاه او حاضر شوند ،مورد مغفرت او قرار می گیرند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {‏إِنَّ اللَّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا‏}
    ‏صدق الله العظيم [النساء:48]

    {خداوند (هرگز) شرک را نمی‌بخشد! و پایین‌تر از آن را برای هر کس (بخواهد و شایسته بداند) می‌بخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است}

    هر کس که قلبش از ظلم شرک به خداوند پاک باشد به راه راست-صراط مستقیم- هدایت شده و خداوند او را از عذاب دردناک نجات می دهد. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
    {يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿٨٨﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٩﴾}
    صدق الله العظيم [الشعراء]

    {در آن روز که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشد، (۸۸)مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید!» (۸۹)}
    شاید یکی از علمای سرشناس مسلمین بگوید": ناصر محمد، در هیچ یک ازکشورهای اسلامی بت پرستیده نمی شود، ترا چه می شود که مدام در بیاناتت ما را از شرک یه خداوند می ترسانی و دست از این هشدار برنمی داری؟" امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ وی می گوید: به خداوند قسم که اکثر مسلمانان به خداوند ایمان نمی آورند، مگر آنکه ایمان خود را با شرک به خداوند آلوده کرده باشند .دلیل آن نیز اعتقاد غلط آنها به شفاعت بنده در پیشگاه خداوند - رب المعبود- است و زمانی که کلام حق از آیات محکم کتاب برایشان نقل می شود در سینه هاشان احساس تنگی می کنند( آیات را خوش نمی دارند) لذا آنهایی که از حق دلگیر می شوند را می بینید که دائم آیات محکم کتاب را که برای علمای امت و عامه مسلمانان واضح و روشنند رها کرده و پشت سر می اندازند و به سراغ آیات متشابه می روند که نیاز به توضیح دارند و سپس آنها را باب میل خود تغییرمی دهند تا از ظاهر آن بتوانند آنهارا با احادیث فتنه برانگیزوجعلی که با بیان حق ( قرآن) تفاوت دارند، به صورت ظاهری تطبیق داده و موافق جلوه دهند و فکر هم می کنند که آیات متشابه را تأویل کرده اند.

    امام مهدی خطاب به آنها می گوید: پس چرا شما ازآیه های محکم و روشن کتاب که برای علمای امت و عموم مسلمین و هر عرب زبانی روشن است پیروی نمی کنید؟ اما در مورد آیات متشابه، خداوند فرمان داده است به آنها ایمان داشته باشید واگر مؤمنید ،تأویل آن را به اهل آن واگذار کنید. شاید یکی از علمای امت بخواهد بگوید:"ای کسی که ادعا می کنی مهدی منتظر هستی،آیه ای روشن از آیات محکم کتاب را برای علمای امت و عامه مسلمانان بیاور تا ببینیم آیا ما علمای امت از آن دلگیر شده و در قلبمان احساس تنگی و ناخرسندی می کنیم؟این ناخرسندی یعنی شرک به خداوند،اگر تو راست بگویی، خواهی دید که ما نه تنها از آیات روشن و محکم کتاب تبعیت نمی کنیم، بلکه آنها را پشت سر انداخته و به دنبال متشابهات می رویم. پس از بیانات محکم ی که برای علمای امت و عامه مسلمانان روشن باشد برایمان نمونه ای بیاور تا ببینیم که آیا ما از آن روبرگردانده و آن گونه که تو تصور می نمایی ،ازظاهرآیات دیگر که متشابه اند پیروی می کنیم". امام مهدی در پاسخ می گوید: خداوند تعالی می فرماید:

    {اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْ‌شِ ۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُ‌ونَ ﴿٤﴾}
    صدق الله العظيم [السجدة]

    {خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز آفرید، سپس بر عرش قرار گرفت؛ هیچ سرپرست و شفاعت کننده‌ای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمی‌شوید}
    خداوند برایتان فتوا داده است که انبیاء و تمام اولیاء قادر به شفاعت در پیشگاه خداوند نیستند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْ‌شِ ۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُ‌ونَ ﴿٤﴾}
    صدق الله العظيم [السجدة]

    {خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز آفرید، سپس بر عرش قرار گرفت؛ هیچ سرپرست و شفاعت کننده‌ای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمی‌شوید}
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِىٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}
    صدق الله العظيم [الأنعام:51] 

    {و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند}

    ای علمای امت و مردم عامه ، ای کسانی که ایمانتان به خداوند به شرک آلوده است و برای بندگان مقرب توان شفاعت قائلید! شما را به خدا آیااین آیه "نفی شفاعت بنده در پیشگاه خداوند " احتیاج به تأویل و تفصیل دارد درجایی که خداوند می فرماید: {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِىٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند }
    صدق الله العظيم ؟؟

    و خداوند تعالی می فرماید:

    {وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٤٨﴾}
    صدق الله العظيم [البقرة]

    {و از آن روز بترسید که کسی مجازات دیگری را نمی‌پذیرد و نه از او شفاعت پذیرفته می‌شود؛ و نه غرامت از او قبول خواهد شد؛ و نه یاری می‌شوند.}
    و خداوند تعالی می فرماید:

    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَ‌زَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْكَافِرُ‌ونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٢٥٤﴾}
    صدق الله العظيم [البقرة] 
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است و نه دوستی و نه شفاعت؛ و کافران، خود ستمگرند.}
    و خداوند تعالی می فرماید:

    {وَذَرِ‌ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّ‌تْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا ۚ وَذَكِّرْ‌ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّـهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لَّا يُؤْخَذْ مِنْهَا ۗ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِمَا كَسَبُوا ۖ لَهُمْ شَرَ‌ابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُ‌ونَ ﴿٧٠﴾}
    صدق الله العظيم [الأنعام]
    {و رها کن کسانی را که آیین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا، آنها را مغرور ساخته، و با این (قرآن)، به آنها یادآوری نما، تا گرفتار اعمال خود نشوند! جز خدا، نه یاوری دارند، و نه شفاعت‌کننده‌ای! و هر گونه عوضی بپردازد، از او پذیرفته نخواهد شد؛ آنها کسانی هستند که گرفتار اعمالی شده‌اند که خود انجام داده‌اند؛ نوشابه‌ای از آب سوزان برای آنهاست؛ و عذاب دردناکی بخاطر اینکه کفر می‌ورزیدند.}
    و خداوند تعالی می فرماید:

    {اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْ‌شِ ۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُ‌ونَ ﴿٤﴾}
    صدق الله العظيم [السجدة] 
    {خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز آفرید، سپس بر عرش قرار گرفت؛ هیچ سرپرست و شفاعت کننده‌ای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمی‌شوید}
    و خداوند تعالی می فرماید:

    {قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْ‌جَعُونَ ﴿٤٤﴾}
    صدق الله العظيم [الزمر]
    {بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، (زیرا) حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند!}

    ممکن است یکی از علمای مسلمان که به خداوند ایمان نیاورده مگر آنرا با شرک نسبت به انبیاء و اولیاء صالح آلوده کرده است؛ بگوید: این یعنی شما به این روایت که از محمد نبی صلی الله علیه و آله و سلم در سنن ترمذی نقل شده کافری؟(( سنن الترمذي ))
    2434 أخبرنا سويد بن نصر أخبرنا عبد الله بن المبارك أخبرنا أبو حيان التيمي عن أبي زرعة بن عمرو بن جرير عن أبي هريرة قال أتي رسول الله صلى الله عليه وسلم بلحم فرفع إليه الذراع فأكله وكانت تعجبه فنهس منها نهسة ثم قال أنا سيد الناس يوم القيامة هل تدرون لم ذاك يجمع الله الناس الأولين والآخرين في صعيد واحد فيسمعهم الداعي وينفذهم البصر وتدنو الشمس منهم فبلغ الناس من الغم والكرب ما لا يطيقون ولا يحتملون فيقول الناس بعضهم لبعض ألا ترون ما قد بلغكم ألا تنظرون من يشفع لكم إلى ربكم فيقول الناس بعضهم لبعض عليكم بآدم فيأتون آدم فيقولون أنت أبو البشر خلقك الله بيده ونفخ فيك من روحه وأمر الملائكة فسجدوا لك اشفع لنا إلى ربك ألا ترى ما نحن فيه ألا ترى ما قد بلغنا فيقول لهم آدم إن ربي قد غضب اليوم غضبا لم يغضب قبله ولن يغضب بعده مثله وإنه قد نهاني عن الشجرة فعصيت نفسي نفسي نفسي اذهبوا إلى غيري اذهبوا إلى نوح فيأتون نوحا فيقولون يا نوح أنت أول الرسل إلى أهل الأرض وقد سماك الله عبدا شكورا اشفع لنا إلى ربك ألا ترى إلى ما نحن فيه ألا ترى ما قد بلغنا فيقول لهم نوح إن ربي قد غضب اليوم غضبا لم يغضب قبله مثله و لن يغضب بعده مثله وإنه قد كان لي دعوة دعوتها على قومي نفسي نفسي نفسي اذهبوا إلى غيري اذهبوا إلى إبراهيم فيأتون إبراهيم فيقولون يا إبراهيم أنت نبي الله وخليله من أهل الأرض اشفع لنا إلى ربك ألا ترى ما نحن فيه فيقول إن ربي قد غضب اليوم غضبا لم يغضب قبله مثله ولن يغضب بعده مثله وإني قد كذبت ثلاث كذبات فذكرهن أبو حيان في الحديث نفسي نفسي نفسي اذهبوا إلى غيري اذهبوا إلى موسى فيأتون موسى فيقولون يا موسى أنت رسول الله فضلك الله برسالته وبكلامه على البشر اشفع لنا إلى ربك ألا ترى ما نحن فيه فيقول إن ربي قد غضب اليوم غضبا لم يغضب قبله مثله ولن يغضب بعده مثله وإني قد قتلت نفسا لم أومر بقتلها نفسي نفسي نفسي اذهبوا إلى غيري اذهبوا إلى عيسى فيأتون عيسى فيقولون يا عيسى أنت رسول الله وكلمته ألقاها إلى مريم وروح منه وكلمت الناس في المهد اشفع لنا إلى ربك ألا ترى ما نحن فيه فيقول عيسى إن ربي قد غضب اليوم غضبا لم يغضب قبله مثله ولن يغضب بعده مثله ولم يذكر ذنبا نفسي نفسي نفسي اذهبوا إلى غيري اذهبوا إلى محمد قال فيأتون محمدا فيقولون يا محمد أنت رسول الله وخاتم الأنبياء وقد غفر لك ما تقدم من ذنبك وما تأخر اشف ع لنا إلى ربك ألا ترى ما نحن فيه فأنطلق فآتي تحت العرش فأخر ساجدا لربي ثم يفتح الله علي من محامده وحسن الثناء عليه شيئا لم يفتحه على أحد قبلي ثم يقال يا محمد ارفع رأسك سل تعطه واشفع تشفع فأرفع رأسي فأقول يا رب أمتي يا رب أمتي يا رب أمتي فيقول يا محمد أدخل من أمتك من لا حساب عليه من الباب الأيمن من أبواب الجنة وهم شركاء الناس فيما سوى ذلك من الأبواب ثم قال والذي نفسي بيده ما بين المصراعين من مصاريع الجنة كما بين مكة وهجر وكما بين مكة وبصرى وفي الباب عن أبي بكر الصديق وأنس وعقبة بن عامر وأبي سعيد قال أبو عيسى هذا حديث حسن صحيح وأبو حيان التيمي اسمه يحيى بن سعيد بن حيان كوفي وهو ثقة وأبو زرعة بن عمرو بن جرير اسمه هرم .

    تحقيق الألباني :
    صحيح تخريج الطحاوية ( 198 ) ، ظلال الجنة ( 811 )
    .............
    (مترجم: خلاصه روایت چنین است:بعد از آنکه راوی چند نفر از راویان را نام می برد از قول آنها می گوید که از حضرت رسول نقل شده است در روز قیامت مردم منتظر صدور حکم هستند و دنبال کسی می گردند که شفاعتشان را بکند به سراغ آدم می روند که پدر آدمیان بوده و با دست خداوند آفریده شده و روح خداوند در او دمیده شده و فرشتگان بر او سجده کرده اند؛ از او می خواهند شفاعتشان را کند اما آدم آنها را از غضب خداوند ترسانیده و می گوید به علت سرپیچی از دستور خداونددر باره درخت ؛ مورد غضب شدید خداست و نمی تواند کاری کند سراغ کس دیگری بروند.سراغ نوح می روند که اولین رسولی بوده که در زمین به سوی انسان ها فرستاده شده است اما او نیز از غضب خداوند هراسان است ودر فکر نفس خودش است سپس سراغ ابراهیم ، موسی و عیسی می روند . همین تکرار شده و همگی در اندیشه خود بوده و قادر به کمک به آنها نیستند .نهایتأ به سوی محمد رسول الله می روندو از او درخواست شفاعت می کنند. او سر بلند کرده و برای امتش شفاعت می طلبد و خداوند درهای بهشت را باز کرده و به او خطاب می کند که امت خود را بی حساب از درهای بهشت وارد آن نماید. در خاتمه نیز برای اثبات صحت حدیث چند نفر دیگر از اصحاب را شاهد می آورد. پایان ترجمه خلاصه شده حدیث)

    امام مهدی ناصر محمد یمانی خطاب به کسانی که ایمانشان را به شرک آلوده کرده اند می گوید: بیایید به کسانی که به جای خداوند از بندگان مقرب او درخواست شفاعت در براب عذاب آتش می کنند نگاهی انداخته و سپس ببینیم که حکم خداوند درباره این درخواست و دعاچیست، آیا به علت اینکه به جای خداوند از بندگان او می خواهند تا مورد شفاعت و رهایی از عذاب خداوند قرار بگیرند، در گمراهی آشکار هستند یا خیر؟ جواب را در آیات محکم کتاب پیدا می کنیم .خداوند تعالی می فرماید:

    {وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ‌ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَ‌بَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُ‌سُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِ‌ينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾}

    {و آنها که در آتشند به مأموران دوزخ می‌گویند: «از پروردگارتان بخواهید یک روز عذاب را از ما بردارد!» (۴۹) آنها می‌گویند: «آیا پیامبران شما دلایل روشن برایتان نیاوردند؟!» می‌گویند: «آری!» آنها می‌گویند: «پس هر چه می‌خواهید بخوانید؛ ولی دعای کافران جز در ضلالت نیست!»}
    صدق الله العظيم [غافر]
    به پاسخ فرشتگان مقرب خداوند که نگهبانان جهنم هستند نگاه کنید: {قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُ‌سُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِ‌ينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم منظور از "بینات" که رسولان خداوند آنها را آورده اند چیست؟ پاسخ این است که : منظور آیات محکم و روشن و آشکاری است که برای نصیحت و انذار مردم آورده اند. برای مثال خداوند تعالی می فرماید:

    {اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْ‌شِ ۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُ‌ونَ ﴿٤﴾}
    صدق الله العظيم [السجدة]

    {خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز آفرید، سپس بر عرش قرار گرفت؛ هیچ سرپرست و شفاعت کننده‌ای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمی‌شوید}
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِىٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}
    صدق الله العظيم [الأنعام:51]

    { و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند!}

    اما با کمال تأسف آنها در جایگاه خواندن بنده به جای خداوند منزل کرده اند -مگر کسی که خداوند به او رحم کرده باشد- لذا دعایشان در مسیر گمراهی آشکار است. گواه آن فتوای خداوند در ایه های محکم کتابش است که می فرماید:

    {وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ‌ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَ‌بَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُ‌سُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِ‌ينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾}
    صدق الله العظيم [غافر]

    {و آنها که در آتشند به مأموران دوزخ می‌گویند: «از پروردگارتان بخواهید یک روز عذاب را از ما بردارد!» (۴۹) آنها می‌گویند: «آیا پیامبران شما دلایل روشن برایتان نیاوردند؟!» می‌گویند: «آری!» آنها می‌گویند: «پس هر چه می‌خواهید بخوانید؛ ولی دعای کافران جز در ضلالت نیست!»}
    این بیان حق خداوند چیست؟{فَادْعُوا وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ}صدق الله العظيم؟ یعنی خداوند را بخوانید که از ما برشما مهربان تر است و خواندن بندگان خدا برای شفاعت در نزد خداوند جز گمراهی آشکار چیزی نیست.

    ای کسانی که در مقابر ائمه و بندگان صالح خداوند ، از آنها درخواست می کنید که شفیع شما در نزد خداوند باشند- بدانید- این درخواست از بنده به جای خداوندگمراهی است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ ﴿٢٠﴾ أَمْوَاتٌ غَيْرُ‌ أَحْيَاءٍ ۖ وَمَا يَشْعُرُ‌ونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿٢١﴾}
    صدق الله العظيم [النحل]

    {معبودهایی را که غیر از خدا می‌خوانند، چیزی را خلق نمی‌کنند؛ بلکه خودشان هم مخلوقند! (۲۰) آنها مرده اند نه زنده؛ و نمی‌دانند در چه زمانی محشور می‌شوند! (۲۱)}
    ممکن است یکی از برادران شیعه بگوید:" ای ناصر محمد ، ما الان از آنها می خواهیم تا در روز قیامت در پیشگاه خداوند برای ما طلب شفاعت نمایند" از آیات محکم خداوند قهارکه در قرآن(ذکر) آمده است ،برای شیعیان اثنی عشری پاسخ می آورم ، خداوند تعالی می فرماید:

    {إِن تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ}
    صدق الله العظيم [فاطر:14]
    {اگر آنها را بخوانيد صداي شما را نمي‌شنوند، و اگر بشنوند به شما پاسخ نمي‌گويند؛ و روز قيامت، شرک (و پرستش) شما را منکر مي‌شوند، و هيچ کس مانند خبير (آگاه و دانا ) تو را (از حقايق) با خبر نمي‌سازد!}
    وقال الله تعالى:
    {وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّـهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ ﴿٥﴾وَإِذَا حُشِرَ‌ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِ‌ينَ ﴿٦﴾}
    صدق الله العظيم [الأحقاف]
    {چه کسي گمراهتر است از آن کس که معبودي غير خدا را مي‌خواند که تا قيامت هم به او پاسخ نمي‌گويد و از خواندن آنها (کاملا) بي‌خبر است؟! (و صداي آنها را هيچ نمي‌شنود!)و هنگامي که مردم محشور مي‌شوند، معبودهاي آنها دشمنانشان خواهند بود؛ حتي عبادت آنها را انکار مي‌کنند!}
    پس به سراغ تاويل حق آن در واقعيت مي رويم تا ببينيم پاسخ بندگان مكرم مقربين به آنان كه بجاي خداوند آنها را (بندگان مقربين)عبادت مي كنند چيست ؟ خداوند تعالي مي فرمايد :

    {وَقَالَ شُرَ‌كَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿٢٨﴾ فَكَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ ﴿٢٩﴾}
    صدق الله العظيم [يونس]

    {و کسانی که شریک (خدا) می گرفتند ( به آنها) می‌گویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمی‌کردید!» (۲۸)همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، که ما از عبادت شما غافل بودیم! (۲۹)
    ای بندگان خداوند تقوای الهی پیشه کنید و تنها او را بدون هیچ شریکی عبادت نمایید . خداوند به شما اجازه نمی دهد که ازاحدی از بندگانش بخواهید تا در پیشگاه او ، شفاعت شما را کند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    { فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا }
    صدق الله العظيم [الجن:18]

    {پس هیچ کس را با خدا نخوانید}
    ممکن است کسی سؤال کند:"ولی ناصر محمد به کسانی که با آیه های متشابه مثل این فرموده خداوند تعالی :{ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ کیست که در نزد او، جز به اجازه او شفاعت کند؟} صدق الله العظيم [البقرة:255]درباره عقیده شفاعت بحث می کنند چه جوابی می دهید.آیا این آیه اجازه شفاعت به بندگانی که خدا بخواهد نیست تا در درگاه او طلب شفاعت دیگر بندگان را کنند؟"سپس امام مهدی در پاسخشان می گوید: کسانی که خداوند به آنها اذن سخن گفتن می دهد، چیزی جز حرف صواب نمی گویند. سخن آنها برای تحقق شفاعت در نفس رب است چراکه تمام شفاعت در دست خداوند است تا مگر رحمت خداوند در نفس خود او در مقابل غضب و عذابش شفاعت بندگانش را نماید. لذا آنها سخن صواب بر زبان می آورندو از او خداوند تحقق نعیم اعظم او را که رضایت او در نفس خود است مسئلت م نمایند ؛ چرا که می دانند خداوند نسبت به بندگانش از هر کسی مهربان تر است. آنها می بینند که خداوند به علت صفت رحمت خود نسبت به بندگان گمراهی –ضالین- که از کوتاهی درحق پروردگار متحسر و نادمند؛ حسرت خورده و بر آنها حزین است. خداوند به قومیکه محبوبان خدا ومحبان(يحبهم الله ويحبونه) او هستند اجازه درخواست شفاعت نداده است بلکه اینان با سخن صواب از خداوند می خواهند که شفاعت را در نفس خود تحقق بخشیده و رحمتش دربرابر غضب و عذابش از بندگانش شفاعت کند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:

    {قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْ‌جَعُونَ ﴿٤٤﴾}
    صدق الله العظيم [الزمر]
    { بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او گردانده می شوید!»}

    یعنی رحمت خداوند دربرابر غضب و عذابش از بندگان شفاعت کند و کسی که خداوند به او اجازه بدهد با او سخن گوید، از خداوند درخواست تحقق نعیم اعظم در نفسش را خواهد کرد تا خداوند راضی باشد، چرا که آنها خداوند را عبادت می کنند و رضوان او هدف نهایی شان است نه وسیله ای برای رسیدن به نعیم بهشت. آنها می دانند نعیم رضوان خداوند بربندگان از نعیم بهشت بزرگتر است و به همین دلیل است که هدف و غایتشان رضوان الله است چرا که آنرا بزرگتر از نعیم بهشت می یابند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍوَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}
    صدق الله العظيم [التوبة:72]
    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان و رضای خدا، (از همه اینها) برتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}

    أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=127709

  10. #38
    عضو جدید
    تاریخ عضویت
    آذر ۱۳۹۷
    ارسال
    3
    تشکر
    0
    تشکر شده 4 بار در 2 ارسال

    روشهای مختلف استعلام خلافی

    استعلام خلافی خودرو و پرداخت آن

    کسانی که خودرو شخصی دارند مسلماً با عبارت خلافی و استعلام آن برای پرداخت آشنا می باشند. چندین راه برای استعلام قبض خلافی خودرو وجود دارد که در این مطلب آن ها را برای شما عزیزان بازگو خواهیم کرد. مراجعه به دفاتر پلیس +10, استعلام از طریق اینترنت با مراجعه به سایت راهور و همچنین ارسال پیامک سه روش برای آگاهی میزان جریمه خودروهای مختلف می باشد که افراد پس از استعلام خلافی می بایست اقدام به پرداخت نمایند.

    شما عزیزان می توانید در قسمت پرداخت قبوض در سایت me-charge.ir این مهم را تنها با چند کلیک به انجام برسانید. پس از استعلام میزان خلافی می بایست شناسه قبض و همچنین شناسه پرداختی که در اختیارتان قرار می گیرد را به خاطر بسپارید و در زمان پرداخت قبض جریمه از آن ها در کادرهای تعیین شده استفاده کنید. با می شارژ همچنان همراه باشید تا با نحوه استعلام خلافی خودرو از طریق سایت راهور بیشتر آشنا شوید.



    استعلام خلافی خودرو از طریق سایت پلیس راهور

    همان طور که در ابتدا نیز عنوان کردیم روش های مختلفی برای دریافت خلافی خودروهای مختلف وجود دارد که یکی از راحت ترین آن ها مراجعه به سایت پلیس راهور به آدرس http://estelam.rahvar120.ir می باشد. در زمان مراجعه به این سایت با آفلاین بودن اطلاعات آن مواجه خواهید شد که این موضوع به دلایل امنیتی برای حفظ اطلاعات پلیس راهور می باشد. صفحه استعلام به صورت هفتگی به روز می شود و جای هیچ گونه نگرانی در این رابطه وجود ندارد.

    برای رؤیت قبض جریمه خود می بایست در ابتدا هزینه تعیین شده برای صدور قبض را پرداخت و 72 ساعت منتظر بمانید. برای ورود به صفحه تعیین شده می بایست در کادر مربوطه کد هشت رقمی که در پشت کارت خودرو درج شده را وارد نمایید و میزان خلافی خودرو خود را مشاهده کنید. پس از انجام این مراحل نوبت پرداخت جریمه خودرو شماست که می توانید از سایت می شارژ در قسمت پرداخت قبوض این مهم را به انجام برسانید.



    استعلام خلافی خودرو از طریق مراجعه به پلیس +10

    یکی از قدیمی ترین روش ها که امروزه نیز هم چنان مورد استفاده قرار می گیرد استعلام خلافی خودرو از طریق مراجعه به دفاتر پلیس +10 می باشد. در ابتدا عنوان کنیم که در صورتی می توان میزان جریمه را از این طریق جویا شد و شناسه پرداخت دریافت کرد که میزان خلافی بیش از یک میلیون تومان نباشد.
    اگر این میزان فراتر باشد افراد و دارندگان خودرو می بایست به اداره راهنمایی و رانندگی جهت استعلام خلافی مراجعه کنند. پرداخت دویست تومان برای هر برگ در صورتی که میزان خلافی خودرو شما بیشتر از سه برگ باشد الزامی است. عنوان کنیم که مبلغ 27 هزار تومان و 10500 تومان نیز باید در زمان مراجعه به دفاتر پلیس +10 پرداخت گردد.



    استعلام خلافی خودرو از طریق ارسال پیامک

    ارسال پیامک راه حل سوم برای استعلام خلافی خودروهای مختلف می باشد. سه شماره برای ارسال پیامک در اختیار دارندگان ماشین های شخصی قرار گرفته است که عبارتند از 1101202020, 110005151 و 30005151 که عزیزان می توانند کد VINکه به صورت عدد 17 رقمی در پشت کارت ماشینشان درج شده است را به سه شماره اعلام شده ارسال کنند تا پس از مدتی شناسه پرداخت و قبض برای آن ها به صورت پیامک ارسال شود.
    در این مطلب سعی کردیم چندین روش مرسوم برای دریافت خلافی و جریمه خودروهای مختلف را برای شما عزیزان بازگو کنیم. پس از دریافت جریمه و خلافی خودرو خود می توانید در اسرع وقت به صورت اینترنتی به پرداخت آن اقدام کنید. سایت me-charge.ir بخشی با عنوان پرداخت قبوض را راه اندازی کرده است تا عزیزان بتوانند از طریق آن به پرداخت جریمه خودرو خود اقدام کنند.

  11. کاربر زیر به خاطر ارسال مفید amt1713 از ایشان تشکر کرده است:


  12. #39
    عضو جدید
    تاریخ عضویت
    مرداد ۱۳۹۷
    ارسال
    7
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    Lightbulb حکم امام مهدی بین اهل سنت و شیعیان دوازده امامی درمورد عقیده برانگیخته شدن مهدی منتظر

    حکم امام مهدی بین اهل سنت و شیعیان دوازده امامی درمورد عقیده برانگیخته شدن مهدی منتظر.. 


    حکم مهدی منتظر میان اهل سنت و شیعیان دوازده امامی و فرقه‌های مختلف-اسلامی- در مورد خلیفه خدا و عبدش مهدی منتظر؛ من با بیان حق ذکر بر همه آنها غلبه کرده ومهیمن هستم و در موارد اختلاف حکم خدا را از آن -قرآن - برایٰشان روشن می‌کنیم. تنها نکته این است که مهدی منتظر برای گفتگو شرطی دارد؛ شرط این است که حکم ما بر اساس ذکر خداوندمحفوظ از تحریف خواهد بود؛ چرا که تنها کسی از حق پیروی خواهد کرد که به قرآن عظیم محفوظ از تحریف - که حجت خدا بر رسولش بوده و اگر آن را به مردم نرساند مورد محاسبه واقع خواهد شد-ایمان داشته باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

    {يَا أيّها الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ} صدق الله العظيم [المائدة: 67]

    {ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای!}

    اما رساله‌ی خداوند که نبی مأمور تبلیغ آن است؛ چیست؟ و جواب: خداوند تعالی می‌فرماید: 

    {إِنَّمَا أُمِرْ‌تُ أَنْ أَعْبُدَ رَ‌بَّ هَـٰذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّ‌مَهَا وَلَهُ كلّ شَيْءٍ وَأُمِرْ‌تُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿٩١﴾ وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْ‌آنَ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِ‌ينَ ﴿٩٢﴾} صدق الله العظيم [النمل]

    {من مأمورم پروردگار این شهر را عبادت کنم، همان کسی که این شهر را حرمت بخشیده؛ در حالی که همه چیز از آن اوست! و من مأمورم که از مسلمین باشم؛ (۹۱) و اینکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود به سود خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد بگو: «من فقط از انذارکنندگانم!» (۹۲)}

    و تصدیق فرموده خداوند تعالى: 
    {وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْ‌جُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْ‌آنٍ غَيْرِ‌ هَـٰذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَ‌بِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿١٥﴾ قُل لَّوْ شَاءَ اللَّـهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلَا أَدْرَ‌اكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرً‌ا مِّن قَبْلِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿١٦﴾ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَ‌ىٰ عَلَى اللَّـهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْمُجْرِ‌مُونَ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [يونس]
    {و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده می‌شود، کسانی که ایمان به لقای ما ندارند می‌گویند: «قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم؛ فقط از چیزی که بر من وحی می‌شود، پیروی می‌کنم! من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از مجازات روز بزرگ می‌ترسم!» (۱۵) بگو: «اگر خدا می‌خواست، من این آیات را بر شما نمی‌خواندم؛ و خداوند از آن آگاهتان نمی‌کرد؛ چه اینکه مدّتها پیش از این، در میان شما زندگی نمودم؛ آیا نمی‌فهمید؟!» (۱۶) چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ می‌بندد، یا آیات او را تکذیب می‌کند؟! مسلماً مجرمان رستگار نخواهند شد! (۱۷)}
    و تصدیق فرموده خداوند تعالى:
    {وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُ‌هُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿٣٦﴾ وَمَا كَانَ هَـٰذَا الْقُرْ‌آنُ أَن يُفْتَرَ‌ىٰ مِن دُونِ اللَّـهِ وَلَـٰكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَ‌يْبَ فِيهِ مِن رَّ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿٣٧﴾ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَ‌اهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَ‌ةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّـهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ‌ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ﴿٣٩﴾ وَمِنْهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لَّا يُؤْمِنُ بِهِ وَرَ‌بُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ ﴿٤٠﴾ وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُم بَرِ‌يئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَا بَرِ‌يءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٤١﴾ وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ ﴿٤٢﴾وَمِنْهُم مَّن يَنظُرُ‌ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُ‌ونَ ﴿٤٣﴾ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَـٰكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [يونس]
    { و بیشتر آنها، جز از گمان پیروی نمی‌کنند؛ گمان، هرگز انسان را از حقّ بی‌نیاز نمی‌سازد (و به حق نمی‌رساند)! به یقین، خداوند از آنچه انجام می‌دهند، آگاه است! (۳۶) شایسته نبود که این قرآن، بدون وحی الهی به خدا نسبت داده شود؛ ولی تصدیقی است برای آنچه پیش از آن است (از کتب آسمانی)، و شرح و تفصیلی بر آنها است؛ شکّی در آن نیست، و از طرف پروردگار جهانیان است. (۳۷) آیا آنها می‌گویند: «او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است»؟! بگو: «اگر راست می گویید، یک سوره همانند آن بیاورید؛ و غیر از خدا، هر کس را می‌توانید (به یاری) طلبید!» (۳۸) بلکه چیزی را تکذیب کردند که آگاهی از آن نداشتند، و هنوز واقعیتش بر آنان روشن نشده است! پیشینیان آنها نیز همین گونه تکذیب کردند؛ پس بنگر عاقبت کار ظالمان چگونه بود! (۳۹) بعضی از آنها، به آن ایمان می‌آورند؛ و بعضی ایمان نمی‌آورند؛ و پروردگارت به مفسدان آگاهتر است! (۴۰) و اگر تو را تکذیب کردند، بگو: «عمل من برای من، و عمل شما برای شماست! شما از آنچه من انجام می‌دهم بیزارید و من (نیز) از آنچه شماانجام می‌دهید بیزارم!» (۴۱)گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرامی‌دهند آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟! (۴۲)و گروهی از آنان، به سوی تو می‌نگرند آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟! (۴۳) خداوند هیچ به مردم ستم نمی‌کند؛ ولی این مردمند که به خویشتن ستم می‌کند! (۴۴)}
    به فرموده خداوند تعالی بنگرید: 
    {وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُ‌هُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿٣٦﴾ وَمَا كَانَ هَـٰذَا الْقُرْ‌آنُ أَن يُفْتَرَ‌ىٰ مِن دُونِ اللَّـهِ وَلَـٰكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَ‌يْبَ فِيهِ مِن رَّ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿٣٧﴾} 
    { و بیشتر آنها، جز از گمان پیروی نمی‌کنند؛ گمان، هرگز انسان را از حقّ بی‌نیاز نمی‌سازد (و به حق نمی‌رساند)! به یقین، خداوند از آنچه انجام می‌دهند، آگاه است! (۳۶) شایسته نبود که این قرآن، بدون وحی الهی به خدا نسبت داده شود؛ ولی تصدیقی است برای آنچه پیش از آن است (از کتب آسمانی)، و شرح و تفصیلی بر آنها است؛ شکّی در آن نیست، و از طرف پروردگار جهانیان است. (۳۷) }
    و به فرموده خداوند تعالی بنگرید: 
    {وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُ‌ونَ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ إِنَّ اللَّـهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ‌هُمْ لَا يَشْكُرُ‌ونَ ﴿٦٠﴾}صدق الله العظيم [يونس]

    { آنها که بر خدا افترا می‌بندند، درباره روز قیامت، چه می‌اندیشند؟! خداوند نسبت به همه مردم فضل دارد، امّا اکثر آنها سپاسگزاری نمی‌کنند!}
    لذا هیچ انسانی تابع حق نخواهد شد؛ مگر از رساله‌ی خداوند برای تمامی مردم؛ ذکر محفوظ از تحریف خدا؛ پیروی کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

    {إنّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكر وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ} صدق الله العظيم [يس: 11]

    {تو فقط کسی را انذار می‌کنی که از این ذکر پیروی کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد؛ چنین کسی را به آمرزش و پاداشی پرارزش بشارت ده!}
    ای جماعت شیعیان و اهل سنت؛ شما از مسیر حق گمراه شده و عده زیادی را هم گمراه کرده‌اید. علت گمراه شدنتان هم این است که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهید و از حد خود پا فراتر گذاشته و به حدود و حق خداوند سبحان تجاوز کرده‌اید و تصور می‌کنید این شما هستید که خلیفه خدا مهدی منتظر را انتخاب می‌کنید! شایسته و درحد فرزندان انسان و جنیان و ملایکه‌ی خداوند الرحمن نیست تا به جای او خلیفه خدا را انتخاب کنند. شما دروغ می‌گویید و عقیده هر دو گروه یعنی شیعیان و اهل سنت درمورد برانگیخته شدن مهدی منتظر یکی است. و اما اهل سنت می‌گویند سزاوار نیست مهدی منتظر حق پروردگارشان بیاید و بگوید ای مردم من مهدی منتظرم؛ بلکه این مردم هستند که پیش از آن که او خود را به آنان معرفی کند؛ به او خواهند گفت تو مهدی منتظری. سپس نکته دیگر را هم اضافه کرده و می‌گویند شرط دیگری هم داریم؛ مهدی منتظر از خدا پروا کرده و انکار می‌کند که مهدی منتظر و خلیفه خدا است. اما اهل سنت اصرار کرده و در حالی که او مغلوب و ناتوان شده وادارش می‌کنند تا به عنوان مهدی منتظر با ایشان بیعت کنند.

    می‌بینم برادر ما محمد عبدالله ما را به حکمیت عقل دعوت می‌کند؛ برادر محمد! آیا عقل این را می‌پذیرد که اهل سنت بدانند کدام انسان مهدی منتظر است که در زمان مقدر شده در کتاب مسطور آمده تا او را از بین مردم انتخاب کنند؟ سؤالی که دراینجا مطرح می‌شود این است: از کجا می‌دانند او مهدی منتظر است؟ از کجا می‌دانند زمان مقدر شده برای او در کتاب مسطور؛ چه زمانی است؟ و خداوند درکدام عصر و دوره خلیفه خود مهدی منتظر را خلق خواهد کرد؟ این امری است که فقط مختص به خدایی است که الإنسان- مهدی منتظر- را درعصر مقدر شده‌اش می‌آفریند تا وقتی به رشد رسید؛ علم بیان حق ذکر را به او بیاموزد؛ و برخلاف میلتان؛ وقتی عقل را حاکم کنید؛ این چیزی است که عقل منطق آن را می‌پذیرد. اگراندیشه کنید...

    پس به شما علمای اهل سنت و شیعه می‌گویم؛ من مهدی منتظرم و خداوند مرا برانگیخت و به من فرمان داد تا با کتاب الهی قرآن عظیم محفوظ از تحریف با شما محاجه کنم. خداوند این کتاب را حجت حق مهدی منتظر در برابر شما قرار داده و من رسول یا نبی جدید خداوند نیستم؛ بلکه "الإنسان" هستم که خداوند بیان حق قرآن را به او آموخته است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

    {الرَّ‌حْمَـٰنُ ﴿١﴾ عَلَّمَ الْقُرْ‌آنَ ﴿٢﴾ خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿٣﴾ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ﴿٤﴾} صدق الله العظيم [الرحمن]

    {خداوند الرحمان، (۱) قرآن را تعلیم فرمود، (۲)انسان را آفرید، (۳) و به او «بیان» را آموخت. (۴)}
    سؤالی که مطرح می‌شود این است: خداوند چگونه بیان قرآن را به این انسان آموزش خواهد داد؟ و جواب: با وحی تفهیمی؛ خداوند برهان علمی کتاب مسطور با قلم خود را با وحی تفهیمی به او الهام می‌کند تا برهان بیان قرآن را از خود قرآن برایتان استنباط نماید. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

    {اقْرَ‌أْ بِاسْمِ رَ‌بِّكَ الَّذِي خَلَقَ ﴿١﴾ خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿٢﴾ اقْرَ‌أْ وَرَ‌بُّكَ الْأَكْرَ‌مُ ﴿٣﴾ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿٤﴾ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ﴿٥﴾} صدق الله العظيم [العلق]

    {بخوان به نام پروردگارت که آفرید، (۱) همان کس که انسان را از خون بسته‌ای خلق کرد! (۲) بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است، (۳) همان کسی که بوسیله قلم تعلیم نمود، (۴) و به انسان آنچه را نمی‌دانست یاد داد! (۵)}

    یعنی خداوند با کتاب مسطورش؛ به آن انسان آموزش می‌دهد تا آن چه را که با قلم نگاشته شده بخواند و بیاموزد؛ خداوند جبریل را نمی‌فرستد تا بیان قرآن را به او بیاموزد؛ بلکه با قلم به او آموزش می‌دهد و سطرهای بیان قرآن را به او الهام می‌کند تا با آن در برابر علمای امت حجت آورد؛ سطوری که در کتاب مسطور قرآن آمده‌اند. سپس برای همه مردم روشن می‌کند که محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - به نعمت خدایش؛ مجنون نبوده است؛ و برای همه مردم روشن می‌شود قرآن عظیم به حق از جانب خداوند حکیم و علیم و توسط محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - دریافت شده است. خداوند با خلیفه خود امام مهدی نور خود را کامل می‌کند ولو اینکه مجرمان از ظهور آن خرسند نباشند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

    {ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُ‌ونَ ﴿١﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَ‌بِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿٢﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرً‌ا غَيْرَ‌ مَمْنُونٍ ﴿٣﴾ وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ ﴿٤﴾ فَسَتُبْصِرُ‌ وَيُبْصِرُ‌ونَ ﴿٥﴾ بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [القلم]

    {ن، سوگند به قلم و آنچه مینویسند، (۱) که به نعمت پروردگارت تو مجنون نیستی، (۲) و برای تو پاداشی عظیم و همیشگی است! (۳) و تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری! (۴) و به زودی تو می‌بینی و آنان نیز می‌بینند، (۵) که کدام یک از شما مجنونند! (۶)}

    این انسان که خداوند بیان حق قرآن را به او می‌آموزد؛ خلیفة الرحمن و بنده او مهدی منتظر است و برای هر ادعایی برهان لازم است...


    ای جماعت سنیان و شیعیان دوازده امامی؛ شما در مورد مهدی منتظر حق پروردگارتان دچار اختلاف شده‌اید. برخی از شما بیش از هزار سال قبل او را انتخاب کردید و به جای خدا به درگاه او دعا کرده و او را می‌خوانید و با خدا شریکش کرده‌اید. ای شیعیان اثنی عشری؛ بدانید در برابر خداوند مهدی منتظربه کارتان نخواهد آمد. و اما اهل سنت؛ به ناحق شأن او را پایین آورده‌اند؛ در حالی که او خلیفه‌ی حق خداوند بر آنان است و خدا طاعت از او را واجب نموده و آنها باید در برابر او کاملا سر فرود آورده و تسلیم شوند،که این گونه اطاعت به مثابه سجده در پیشگاه خداوند است و خداوند فرمان نداده دربرابر خلیفه‌اش سجده شود؛ بلکه در برابر فرمان خدا سجده کرده و از خلیفه او اطاعت گردد و آنها در این امر از خود اختیار ندارند؛ چنان که ملایکه چنین اختیاری نداشتند و خداوند تعالی فرمود: 

    {إِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن طِينٍ ﴿٧١﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٧٢﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٧٣﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ‌ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٧٤﴾ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْ‌تَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ ﴿٧٥﴾ قَالَ أَنَا خَيْرٌ‌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ‌ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿٧٦﴾ قَالَ فَاخْرُ‌جْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَ‌جِيمٌ ﴿٧٧﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٧٨﴾ قَالَ رَ‌بِّ فَأَنظِرْ‌نِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٧٩﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِ‌ينَ ﴿٨٠﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٨١﴾ قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٢﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمخلَصِينَ ﴿٨٣﴾قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ ﴿٨٤﴾ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٥﴾} صدق الله العظيم [ص]

    {وهنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل می‌آفرینم! (۷۱) هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح ( کلمات قدرت ) خود در آن دمیدم، برای او به سجده افتید!» (۷۲) در آن هنگام همه فرشتگان سجده کردند، (۷۳) جز ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران بود! (۷۴) گفت: «ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد که بر مخلوقی که با قدرت خود او را آفریدم سجده کنی؟! آیا تکبّر کردی یا از برترینها بودی؟! (۷۵) گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!» (۷۶) فرمود: «از آن خارج شو، که تو رانده درگاه منی! (۷۷) و مسلّماً لعنت من بر تو تا روز قیامت خواهد بود! (۷۸) گفت: «پروردگارا! مرا تا روزی که انسانها برانگیخته می‌شوند ( بعث اول ) مهلت ده!» (۷۹) فرمود: «تو از مهلت داده‌شدگانی، (۸۰) ولی تا روز و زمان معیّن!» (۸۱) گفت: «به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد، (۸۲) مگر بندگان خالص تو،از میان آنها!» (۸۳)فرمود: «به حق سوگند، و حق می‌گویم، (۸۴) که جهنّم را از تو و هر کدام از آنان که از تو پیروی کند، پر خواهم کرد!» (۸۵)}

    ای جماعت شیعیان و اهل سنت؛ ای علمای امت اسلام و پیروانشان؛ اگر از خلیفه خدا اطاعت نکرده و دربرابر فرمان پروردگارعالمیان که او را برگزیده سجده نکنید؛ آیا نمی‌ترسید گرفتار لعنت خداشوید؟ البته اگرمحتاط باشید و بگویید از کجا بدانیم به حق تو برگزیده خداوند هستی؛ حق دارید. پس در پاسخ‌تان از کتاب خداوند برهان امامت و خلافت و رهبری در همه زمان‌ها و مکان‌ها را برای‌تان آورده و می‌گوییم؛ ای علمای شیعه و اهل سنت و تمام امت؛ آیا می‌دانید اگر خداوند از ورای حجابش با شما سخن گفته و خبر دهد که مهدی منتظر را بر شما برگزیده؛ زمانی به شما فرمان می‌دهد تا دربرابرش سجده کنید که به او علم و دانشی بیش از شما عطا کرده باشد؟ تا وقتی او با علم کتاب بر شما غلبه کرد و برتری‌اش را نشان داد؛ آن گاه خداوند فرمان سجده در برابر خلیفه‌اش را بر شما واجب کرده است. خداوند به ملایکه فرمان سجده در برابر آدم را نداد، مگر بعد از این که به او دانش بیشتری عنایت کرد و آدم آن چه که ملایکه نمی‌دانستند را به ایشان آموخت؛ تا همیشه و همه جا "علم" برهان خلافت باشد.
    خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَإِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْ‌ضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾ وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَ‌ضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾ قَالُوا سبحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿٣٢﴾ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ‌ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٣٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة]

    {هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.» (۳۰)وعلم اسماء [نام خلفای خداوند در زمین] را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!» (۳۱) فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی.» (۳۲) فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی اینها آگاه کن.» هنگامی که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را می دانم؟! و نیز می دانم آنچه را شما آشکار می کنید، و آنچه را پنهان میداشتید!» (۳۳) و هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، و از کافران شد. (۳۴)}

    ای جماعتی که از برهان خلافت در آیات محکم کتاب بی‌خبرید؛ با اینکه خداوند از ورای حجاب با ملایکه سخن گفت؛ اما تا زمانی که با برهان علمی،مهیمن بودن خلیفه پروردگار بر ملایکه ثابت نشد؛ فرمان -سجده- صادر نگردید. پس تدبر و تفکر کنید -و بدانید- خداوند درکتاب خود برهان علمی را دلیل خلافت خلیفه‌ی خود در زمین قرار داده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

    {وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَ‌ضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾ قَالُوا سبحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿٣٢﴾ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ‌ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٣٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة]

    {و علم اسماء [نام خلفای خداوند در زمین] را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!» (۳۱) فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی.» (۳۲) فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی اینها آگاه کن.» هنگامی که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار میکنید، و آنچه را پنهان میداشتید!» (۳۳) و هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، و از کافران شد. (۳۴)}

    مهدی منتظر از تمام اهل سنت و جماعت و از تمام شیعیان انثی عشری و تمام کسانی که دین خود را فرقه فرقه کرده و هریک به داشته خود شادند؛ سؤال می‌کند: آیا قبل از این که حجت علمی آدم ثابت شود؛ خداوند به ملایکه فرمان سجده در برابر خلیفه خود آدم را داد؟؛ یا امر خداوند بعد از آن که آٔدم را از نظر علمی بر ملایکه برتری داد؛ فرمان سجده صادر شد؟همانا که من با آیات محکم قرآن برای شما حجت می‌آورم و این آیه ازمحکمات قرآن است و می‌بینید که تنها بعد از این که خداوند خلیفه‌ی خود آدم را از نظر علمی بر ملایکه برتری داد و حجت در برابر آنان اقامه شد و روشن گردید آدم از آنها بیشتر می‌داند و برهان خلافت به حق برای ملایکه ثابت شد؛ فرمان سجده صادر گردید. اینجا بود که خداوند الرحمن فرمان سجده به آدم را داد و آنها سجده کردند. خداوند تعالی می‌فرماید: 

    {وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَ‌ضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾ قَالُوا سبحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿٣٢﴾ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ‌ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٣٤﴾}صدق الله العظيم [البقرة]

    {و علم اسماء [نام خلفای خداوند در زمین] را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!» (۳۱) فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی.» (۳۲) فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی اینها آگاه کن.» هنگامی که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار میکنید، و آنچه را پنهان میداشتید!» (۳۳) و هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، و از کافران شد. (۳۴)}
    خداوند برهان خلافت را در هر زمان و مکانی؛ برتری علمی خلیفه در برابر کسانی قرار داده که خلیفه برای خلافت بر آنان انتخاب شده است. 

    به امام طالوت بنگرید که خداوند او را بر بنی اسراییل خلافت داد؛ پروردگار چه برهانی برای خلافت او بر آنان آورد؟ خداوند تعالی می‌فرماید: 

    {وَقَالَ لَهُمْ نبيّهم إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوَاْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أحقّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصطفاه عَلَيْكُمْ وَزاده بسطةً في العلم وَالْجِسْمِ وَاللّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [البقرة:247]

    { و پیامبرشان به آنها گفت: «خداوند طالوت را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‌تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، می‌بخشد؛ و احسان خداوند، وسیع است؛ وآگاه است.»}

    لذا ای علمای شیعه و سنی؛ خداوند برهان خلافت امام مهدی را هم رجحان و برتری علمی او بر تمام شما قرار داده است؛ و به خداوند العلی العظیم قسم می‌خورم اگر به دعوت من برای حکمیت براساس کتاب خداوند پاسخ دهید؛ زبان همه‌ی شما سنیان و شیعیان را خاموش خواهم کرد و شما قادر به چنین کاری نخواهید بود. بلکه به خداوند واحد قهار قسم-واین قسم یک نیکوکار است نه یک فاجر- که اگر تمام علمای مسلمین و مسیحی و یهودی؛ زنده و مرده جمع شوند مهدی منتظر ناصر محمد یمانی با برهان علمی آشکار و مبین از کتاب خداوند و پروردگار عالمیان،بر آنان مهیمن خواهد شد تا تسلیم حق شده و در برابر خلیفه‌ی پروردگار سرفرود آورد و از او تبعیت کنند و یا شیعه و سنی از سجده در برابر خلیفه‌ای که خدا برایشان مقرر نموده؛ خودداری کنند؛ که در این صورت خداوند آنان را هم مانند ابلیس تا یوم الدین لعنت خواهد کرد. شما در مورد خلیفه خداوند الرحمن هیچ نقش و اختیاری ندارید؛ جنیان هم هیچ نقشی ندارند، همان طور که ملایکه خداوند الرحمن نقشی نداشتند؛ چون خداوند می داند و شما نمی‌دانید و بیش از آن چه که خداوند سبحان به شما یاد داده؛ چیزی نمی‌دانید و او علیم و حکیم است؛ یا مگر نمی‌دانید چرا خداوند ، فرشتگان را تکذیب کرد و به ایشان فرمود: 

    {فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾}صدق الله العظيم [البقرة]، 

    { و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!»}

    چون آنها به خداوند گفته بودند: 

    {قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [البقرة]،

    { گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.»}

    در حالی که آنها از خداوند سبحان عالم‌تر نیستند تا بگویند:
    {قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [البقرة]،

    { گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.»}

    نگاه کنید خداوند چه جوابی به آنها می‌دهد:

    {قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم،

    {«من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.»}

    خداوند خشم خود نسبت به فرشتگان را در نفسش فرونشاند؛ چون آنها به حق خداوند تجاوز کرده و از حد خود خارج شدند؛ ولی ملایکه خبر نداشتند به علت گذشتن از حدشان و دخالت در کاری که حق آنها نبود؛ چه در نفس خدا می‌گذشت تا اینکه خداوند به آنان فرمود: 

    {أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾} صدق الله العظيم.

    { و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!»}

    اینجا بود که ملایکه دریافتند که از حد خود گذشته و در امر انتخاب خلیفه خدا بر بندگانش؛ به حق خداند تجاوز کرده‌اند؛ آنها که عالم‌تر از خدا نبودند. بلکه این خداوند است که می‌داند رسالت خود را درکجا نهد و دانستند در کاری دخالت کرده‌اند که حق نداشته‌اند و این را از خلال این فرموده خداوند تعالی دریافتند: 

    {أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾} صدق الله العظيم.

    { و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!»}

    به فرموده خداوند تعالی بنگرید: {صَادِقِينَ} صدق الله العظيم، چه کسی صادق‌تر از ملایکه مقرب خداوند الرحمن است! اما آنها درمورد انتخاب خلیفه خدا در زمین از حد خود تجاوز کردند و خداوند با این فرموده : {صَادِقِينَ} صدق الله العظيم، آنها را تکذیب نمود؛ مقصود خداوند این بود که شما از خداوند آگاه‌تر نیستید؛ به سخنانی که ملایکه قبل از اینکه بدانند اشتباه کرده‌اند توجه کنید: 

    {قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم.

    { گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.»}

    ولی زمانی که ملایکه دریافتند در امر انتخاب خلیفه خداوند الرحمن از حد خود تجاوز کرده و اختیاری در این مورد ندارند و آگاه شدند در نفس خداوند نسبت به آنها چه می‌گذرد؛ اقرار و اعتراف کرده و به امید مغفرت و حلم و نعیم رضوان پروردگارشان را تسبیح نمودند. خداوند تعالی می‌فرماید: 

    {فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾قَالُوا سبحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿٣٢﴾ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ‌ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٣٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة]

    { فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!» (۳۱) فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی.» (۳۲) فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی اینها آگاه کن.» هنگامی که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار میکنید، و آنچه را پنهان میداشتید!» (۳۳) و هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، و از کافران شد. (۳۴)}
    مهدی منتظر هم به شیعیان و اهل سنت می‌گوید شما در مورد عقیده تان دروغ می‌گویید؛ این شما نیستید که خلیفه خدا را انتخاب می‌کنید؛ خداوند مرا به عنوان خلیفه‌ی شما و تمام مردم جهان برانگیخته تا بر اساس عدل حکم نمایم و سخن حق و فصل الخطاب را بر زبان برانم نه هزلیات...اگر که خواهان حق هستید. خداوند با برهان خلافت مرا یاری نموده و از نظر علم کتاب مرا به شما برتری داده تا چیزهایی را که نمی دانید به شما یاد دهم و در تمام مواردی که در ارکان دین حنیف اسلام دچار اختلاف هستید؛ میانتان حکم نمایم.

    پنج سال می‌گذرد و من اولین رکن اعتقادی مسلمانان را که اخلاص در دین و عبادت خداوند یکتا و بی‌شریک است را تصحیح می‌کنم و حال به سراغ رکن دوم می‌رویم که نماز است تا نمازو رکعت‌های آن را برایتان روشن کنیم.

    ممکن است یکی از علمای گرانٔقدر اهل سنت بخواهد بگوید:" ناصر محمد یمانی قرآن به صورت کلی نازل شده و تفاصیل در ان نیامده است و سنت حق آن را تفصیل داده است". مهدی منتظر در پاسخ او به حق چنین می‌گوید: خیر . قرآن به تفصیل نازل شده ومحمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ومهدي منتظَر تنها حکم خدا را به تفصیل از آیات محکم کتاب برای مردم بیان می‌کنند. ما قرآن و بیان آن را از خود قرآن به تفصیل برای مردم تشریح می‌کنیم ولی شما نمی‌دانید خداوند هم قرآن وهم بیان آن را نازل نموده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

    {أَفَغَيْرَ‌ اللَّـهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّ‌بِّكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِ‌ينَ ﴿١١٤﴾ وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَ‌بِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَّا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿١١٥﴾ وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ‌ مَن فِي الْأَرْ‌ضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّـهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُ‌صُونَ ﴿١١٦﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]

    {آیا غیر خدا را به داوری طلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را، که همه چیز در آن آمده، به سوی شما فرستاده است؛ و کسانی که به آنها کتاب آسمانی داده‌ایم می‌دانند این کتاب، به حق از طرف پروردگارت نازل شده؛ بنابر این از تردیدکنندگان مباش! (۱۱۴) و کلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام رسید؛ هیچ کس نمی‌تواند کلمات او را دگرگون سازد؛ و او شنونده داناست. (۱۱۵) اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند؛ (زیرا) آنها تنها از گمان پیروی می‌نمایند، و تخمین و حدس (واهی) می‌زنند. (۱۱۶)}

    اما خزعبلات شیعیان و اهل سنت و جماعت مخالف آیات محکم کتاب خداست و من مهدی منتظر همه‌ی این خزعبلات را زیر پا انداخته و بیان حق کتاب خداوند قرآن عظیم را به طور مفصل برایتان خواهم آورد اگر به آن ایمان داشته باشید.... اما دلیل این که من این روایات و خزعبلات شیعیان اثنی عشری و اهل سنت و جماعت را زیر پا له خواهم کرد؛ این است که بسیاری از مطالبی که آنها دارند نه از کتاب خداست و نه از سنت رسولش؛ بلکه آنها به روایاتی آویخته‌اند که برخلاف کتاب خدا و سنت رسولش است و خود را هدایت شده هم می‌دانند. مثل شیعیان و اهل سنت مانند یهود و نصاری است و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النّصارى عَلَىَ شَيْءٍ وَقَالَتِ النّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ} صدق الله العظيم [البقرة:113]

    {یهود گفتند که نصاری را از حق چیزی در دست نیست، و نصاری گفتند یهود را از حق چیزی در دست نیست،}

    ولی یهودیان درست می‌گفتند که : {لَيْسَتِ النّصارى عَلَىَ شَيْءٍ}، مسیحیان هم درست می‌گفتند که : {وَقَالَتِ النّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ} صدق الله العظيم،

    می‌دانید چرا نه یهودیان برحق بودند و نه مسیحیان؟ چون یهودیان احکام تورات را که بصیرت پروردگار برای آنان بود ، اقامه نکردند. مسیحیان نیزاحکام انجیل که بصیرت پروردگار برای آنان بود را اقامه نکردند. و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {قُلْ يَا أهل الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التّوراة وَالإنجيل وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ ربّكم وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكفراً فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ} صدق الله العظيم [المائدة: 68]

    { ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. بنابر این، از این قوم کافر، غمگین مباش!}


    شرط این نیست که حکام از آل بیت باشند؛ در کتاب، بین ما و سایر مسلمانان فرقی وجود ندارد و خداوند هیچ ما را بر سایر مردم برتری نداده است و نزد خداوند گرامی‌ترین انسان‌ها متقیان هستند فرقی ندارد از آل بیت باشند و یا از دیگر قبایل و ملت‌ها؛ وای بر آنان که خون مسلمانان را تنها به خاطر این که خود را برای حکومت شایسته‌تر از دیگران می‌دانند؛ بر زمین می‌ریزند...

    والله که اگر برخی از کسانی که از آل بیت هستند؛ حاکم کشورها شوند؛ بیش از فساد یهودیان در غزه؛ فساد خواهند کرد؛ می‌دانید چرا؟ چون مفسدان به آل بیت مطهر تعلق ندارند؛ بلکه اکثر آنها از ذریه یهودیانند و تصور می‌کنند از آل بیت هستند در حالی که هیچ ربطی به انها ندارند. و اما مفتیان کشورها؛ بنده دینارند و در سینه‌شان ترس ازحکام جبون عرب بیش از خداوند واحد قهار است و به این حکام فشار نمی‌آورند تا به تمام مسلمانان اعلان کنند تا با اسلحه سبک و سنگین آماده‌ی جهاد فی سبیل الله برای مبارزه بر علیه یهودیانی شوند که در روزهای جنگ غزه به برادران مسلمان‌شان تجاوز کرده بودند. ای کسانی که گرفتار سستی شده‌اید از این زندگی دنیوی چه می‌خواهید؛ به دنیا راضی شده و از مرگ اکراه داشته و دنیا را دوست دارید؟ پس به شما عذاب دردناکی را بشارت می‌دهم. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

    {قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسقِينَ} صدق الله العظيم [التوبة: 24]

    { بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالی که به دست آورده‌اید، و تجارتی که از کساد شدنش می‌ترسید، و خانه هائی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند؛ و خداوند جمعیّت نافرمانبردار را هدایت نمی‌کند!}

    آیا می‌دانید مقصود خداوند تعالی چیست که می‌فرماید: 

    : {فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسقِينَ} صدق الله العظيم،

    {در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند؛ و خداوند جمعیّت نافرمانبردار را هدایت نمی‌کند!}

    این عذاب خداوند برای کسانی است که از دینشان خارج شده و در راه خدا جهاد نمی‌کنند. خداوند تعالی به آنان چنین وعده می‌دهد: 

    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُ‌وا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْ‌ضِ أَرَ‌ضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَ‌ةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَ‌ةِ إِلَّا قَلِيلٌ ﴿٣٨﴾ إِلَّا تَنفِرُ‌وا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَ‌كُمْ وَلَا تَضُرُّ‌وهُ شَيْئًا ۗ وَاللَّـهُ عَلَىٰ كلّ شَيْءٍ قَدِيرٌ‌ ﴿٣٩﴾} صدق الله العظيم [التوبة]

    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا هنگامی که به شما گفته می‌شود: «به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید!» بر زمین سنگینی می‌کنید ؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‌اید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست! (۳۸) اگر حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی می‌کند، و گروه دیگری غیر از شما را به جای شما قرارمی‌دهد؛ و هیچ زیانی به او نمی‌رسانید؛ و خداوند بر هر چیزی تواناست! (۳۹)}


    ای علمای امت به خود و امتتان رحم کنید که وعده عذاب خداوند نزدیک شده ولی شما از حق روگردانده و به دعوت مهدی منتظر که شما را به سوی کتاب خدا می‌خواند، پاسخ نمی‌دهید؛ صبر تا کی؟ انتظار طولانی شده است ای کسانی که از دعوت حکمیت بر اساس کتاب خدا "الذکر"-قرآن - رو می‌گردانید و حاضر نیستسد در موارد اختلاف بر اساس آن میان شما حکم کنیم تا بعد از این همه تفرقه و پراکندگی؛صفوف‌تان متحد شود و عزتتان بازگردد که عزت از آن کسی است که در راه خدا از هیچ ملامتی نهراسد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

    {يٰأَيُّهَا ٱلَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي ٱللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى ٱلْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لاۤئِمٍ ذٰلِكَ فَضْلُ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}صدق الله العظيم [المائدة:54]

    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، ؛ خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد می‌کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد می‌دهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.}
    و اما تو جناب محمد عبدالله که با خزعبلات شیعیان به سراغ ما آمده و خزعبلات اهل سنت را فراموش کرده‌ای؛ همه‌ی شما گمراهید؛ فقط گمراهی شیعیان بیشتر است چون با مبالغه در مورد آل بیت رسول الله به خداوند شرک آورده‌اند. اهل سنت هم خیلی ازآنها بهتر نیستند و منتظرند تا محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - در پیشگاه پروردگار برای‌شان شفاعت کند.

    شاید یک از علمای سرشناس اهل سنت بخواهد سخنان مرا قطع کرده و بگوید:مگر خداوند تعالی نفرموده است:

    {عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا} صدق الله العظيم [الإسراء:79]، 

    {امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد}

    ناصر محمد یمانی مگر این مقام شفاعت نیست؟" امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: آیا از نظر شما این آیه از آیات محکم و بینه است و مقصود از مقام محمود را درک کرده‌اید که به آن تمسک می‌جویید؟ اما شما از آیه‌ای محکم که درست در همین مورد است و برای عالم و جاهل‌تان روشن رومی‌گردانید . خداوند در آن آیه فتوا می‌دهد که رسول خود محمد - صلّى الله عليه وآله وسلّم - را نفرستاده مگر برای این که به شما و همه مردم در مورد عقیده شفاعت در پیشگاه خداوند سبحان، هشدار دهد. خداوند تعالی می‌فرماید: 

    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى ربّهم لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:51]

    {و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند!}

    ولی شیعیان و اهل سنت از این آیه خوششان نمی‌آید؛ در حالی که از آیات محکم و ام الکتاب است و خواهند گفت؛" تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند" با این که این آیه برای عالم و جاهل محکم است. سپس ریو بر آیاتی تکیه می‌کنند که هم چنان نیاز به تأویل دارند. آن آیات را بر طبق میل و خواسته خود تفسیر کرده و آیه‌ی محکم . اضح و بینه‌ای که از أصول عقاید حق مسلمانان و از آیات ام الکتاب است رها می‌کنند. مانند فرموده خداوند تعالی:

    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى ربّهم لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:51] 
    {و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند!}

    لا قوة إلا بالله العلي العظيم إنّا لله وإنّا إليه لراجعون.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    خليفة الله وعبده الإمام المهدي ناصر محمد اليماني




    https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=231377

    سايت امام مهدى ناصر محمد يمانى

    http://www.nasser-yamani.com/home.php?styleid=2

    انجمن: فارسي

    ترجمه بیانات امام مهدی به زبان فارسی

    http://www.nasser-yamani.com/forumdi...سي&styleid=2

  13. #40
    عضو جدید
    تاریخ عضویت
    مرداد ۱۳۹۷
    ارسال
    7
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پاسخ : حکم امام مهدی بین اهل سنت و شیعیان دوازده امامی درمورد عقیده برانگیخته شدن مهد

    الدفاع عن حقيقة المهدي


    الإمام ناصر محمد اليماني
    09 - 10 - 2008 مـ
    09:50 مساءً
    ــــــــــــــــــــــ


    دفاع از حقیقت مهدی منتظر،برگرفته از کتاب و سنت.



    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي خاتم الأنبياء والمرسلين وآله الطيبين والتابعين للحقّ إلى يوم الدّين، وبعد..

    در پاسخ به سؤال اول که درخواست دفاع از حقیقت مهدی منتظر از کتاب و سنت هدایت است؛ خداوند تعالی می فرماید:

    {وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مرسلاً قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ (43)}صدق الله العظيم [الرعد]

    {آنها که کافر شدند می‌گویند: «تو پیامبر نیستی!» بگو: «کافی است که خداوند، و کسی که علم کتاب (و آگاهی بر قرآن) نزد اوست، میان من و شما گواه باشند!»}

    و از آنجا که بعد از خاتم انبیاء و رسولان محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم منتظر نبی و رسول جدیدی نیستید، لذا صاحب علم کتاب مرد صالحی از میان مسلمانان است که خداوند علم کتاب را به او عنایت می کند؛ تا از حقایق قرآن هر آنچه را که خداوند اراده نماید با منطقي علمي و بصورت درست و حقیقی برای مردم بیان نماید.او اسراری از قرآن را روشن می کند که مردم ازآنها آگاهی ندارند.برای مثال: یأجوج و مأجوج؛ سد ذوالقرنین و زمینی که دو مشرق دارد و یا تابوت سکینه و اصحاب کهف و رقیم که همان مسیح عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام كه به آنها اضافه شده است. این آیات نشانه هایی برای تصدیق و اقناع-مردم- در مورد حقیقت بودن رساله خداوند ، قرآن عظیم است. به همین ترتیب –این آیات-برهان صدق گفتار مهدی منتظر خلیفه خداوند در روی زمین است تا این نشانه های اقناع کننده را بیان نماید و سپس وقوع آنها در عالم حقیقت، نشانی از صدق گفتار او باشند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {سَنُرِيهِمْ آياتنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أنّه الحقّ} صدق الله العظيم [فصلت:53]

    {به زودی نشانه‌های خود را در اطراف جهان و در خودشان نشان می‌دهیم تا برای آنان آشکار گردد که او حق است؛ آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است}

    و گواهی برای فرموده خداوند تعالی که: 
    {وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَيُرِيكُمْ آياتهِ فَتَعْرِفُونَهَا وَمَا ربّك بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (93)} صدق الله العظيم [النمل]

    {بگو حمد و ستایش مخصوص خداست؛ بزودی آیاتش را به شما نشان می‌دهد تا آن را بشناسید؛ و پروردگار تو از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست!}

    خداوند بنده خود مهدی منتظر را برمی انگیزد تا با مبارزه ای علمی؛ حقایق آیات و نشانه های خداوند را با علم و منطق و در عالم واقعیات؛برای مردم بیان نماید و نشانه ای نماند که انکارش کنند و برایشان به حق و درعالم واقع بیان نشده و روشن نگردیده باشد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {وَيُرِيكُمْ آياتهِ فَأَيَّ آيات اللَّهِ تُنكِرُونَ (81)}صدق الله العظيم [غافر]
    {او آیاتش را همواره به شما نشان می‌دهد؛ پس کدام یک از آیات او را انکار می‌کنید؟!}

    اگر واقعیت زمین های هفتگانه را انکار کنند از قرآن واقعی بودن آن را برایشان روشن ساختیم ؛ واگر زمین دارای دو مشرق و یأجوج و مأجوج و سد ذی القرنین را انکار کنند آنگاه حقیقی بودن آن در عالم واقعیات برایشان روشن خواهد گردید ؛ و اگر اصحاب کهف و رقیم را انکار کنند؛ حقیقی بودن آنها در عالم واقعیات برایشان روشن گردید و اگرشهر «اِرَم» باعظمت، که مانندش در شهرها آفریده نشده بود را انکار کنند؛ مهدی منتظر حقیقت آن را درعالم واقعیت برایشان روشن خواهد کرد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَيُرِيكُمْ آياتهِ فَأَيَّ آيات اللَّهِ تُنكِرُونَ (81)} صدق الله العظيم [غافر]

    {او آیاتش را همواره به شما نشان می‌دهد؛ پس کدام یک از آیات او را انکار می‌کنید؟!}

    و مهدی منتظر بیان این آیات را تنها از قرآن می آورد تا دریابند آن نشانه ها واقعی و حقیقی هستند و گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَيُرِيكُمْ آياتهِ فَتَعْرِفُونَهَا}صدق الله العظيم [النمل:93]

    {بگو حمد و ستایش مخصوص ذات خداست؛ بزودی آیاتش را به شما نشان می‌دهد تا آن را بشناسید}
    تا با علم و منطق و در عالم واقعیات برایشان روشن گردد که آنها حقیقت دارند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {سَنُرِيهِمْ آياتنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أنّه الحقّ}صدق الله العظيم [فصلت:53]
    {به زودی نشانه‌های خود را در اطراف جهان و در خودشان نشان می‌دهیم تا برای آنان آشکار گردد که او حق است؛ آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است}

    پس باید خداوند به مهدی منتظر توانایی بیان علمی این آیات را داده باشد؛ به همین ترتیب خداوند مهدی منتظر را برای حکمیت بین علمای مسلمین در موارد اختلافشان بر می گمارد تا از آنها دعوت کند به آیات کتاب خداوند بازگردند ودر مواردی که در سنت نبوی دچار اختلاف نظر هستند؛ حکمیت کتابی را که از تحریف محفوظ مانده است بپذیرند.علت هم این است که احادیث سنت نبوی نیز مانند قرآن عظیم از جانب خداوند آمده است گرچه خداوند وعده ای برای حفظ سنت نبوی از تحریف نداده است؛ اما به شما امر نموده که در آیات محکم قرآن تدبر کنید و احادیث وارد شده از نبی علیه الصلاة و السلام را در معرض قضاوت قرآن قرار دهید.خداوند همچنین شما را آگاه کرده است که احادیث نبوی که از جانب خداوند نباشند با آیات محکم قرآن که در باره همان موضوع نازل شده اند؛ به کلی متفاوت خواهند بود و لذا در می یابد هرچه که در سنت نبوی آمده ومخالف آیات محکم قرآن است از جانب خداوند نیامده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً (81) أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ القرآن وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اختلافاً كَثِيراً (82) وَإِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ ردّ وهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إلا قليلاً(83)}صدق الله العظيم [النساء]

    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82) و چون خبرى [حاكى] از ايمنى يا وحشت به آنان برسد انتشارش میدهند و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏ اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏ كرديد (83)}

    در این آیات خداوند از مهدی یاد کرده است که نجات دهنده مسلمانان از فتنه مسیح دجال خواهد بود و اگر فضل خداوند شامل حال شما مسلمانان نمی شد بجز عده قلیلی همگی تابع و پیرو شیطان می شدید.چون مسیح دجال همان شیطان رانده شده است؛ اما خداوند از فضل و رحمتش، مهدی منتظر را برمی انگیزد تا شما را از فتنه مسیح دجال نجات دهد و با توضیح و تفصیل حقیقت؛ مکر مسیح دجال شیطان رانده شده را باطل نماید تا مسلمانان از او پیروی نکنند و خداوند به کسی که علم کتاب قرآن عظیم را عطا نموده مأموریت داده است تا شما را نجات دهد.
    و مهدی منتظر در زمان مقرر شده در کتاب مسطور خداوند به سوی شما آمده است تا به واسطه او نور خداوند کامل شود و بر تمام دین ها غالب گردد ولو اینکه مجرمان از ظهور وی ناخشنود باشند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهدى وَدِينِ الحقّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّين كلّه وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (33)}صدق الله العظيم [التوبة]

    { او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!}

    خداوند مهدی منتظر را به عنوان رسول یا نبی جدید بر نمی انگیزد؛ بلکه او یاری دهنده همانی است که با محمد رسول الله- صلی الله علیه و آله و سلم -آمده است و خداوند بواسطه او به وعده ای که به نبی خود داده؛ عمل کرده و دین او را بر تمام ادیان برتری خواهد داد.خداوند تعالی می فرماید:

    {ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ (1) مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ ربّك بِمَجْنُونٍ (2) وَإِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ (3) وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ (4) فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ (5) بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ(6)} صدق الله العظيم [القلم]

    {ن، سوگند به قلم و آنچه مینویسند، (۱) که به نعمت پروردگارت تو مجنون نیستی، (۲) و برای تو پاداشی عظیم و همیشگی است! (۳) و تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری! (۴) و بزودی تو می‌بینی و آنان نیز می‌بینند، (۵) که کدام یک از شما مجنونند! (۶)}

    سپس به حرفی دیگر از حروف نام " ناصر" یعنی حرف (ص) قسم یاد می کند که او را در زمانی برمی انگیزد که کافران در مقام غرور و سرکشی و عداوت با حق در زمین هستند .به نام مبارزه با تروریسم با دین خداوند می جنگند و می خواهند نور خدا را خاموش سازند ولی خدا جز این نمی‌خواهد که نور خود را کامل کند، و مهدی منتظرناصر را برمی انگیزد تا بر اساس قرآن عظیم برای مردم حجت آورد و کافران در عصر دعوت به قرآن و رجوع به آن درمقام غرور و سرکشی و عداوت با حق هستند و اگر بوش کوچک و اولیائش اعتراف نکنند که او برحق است؛ آنگاه خداوند باعذاب شدید وخوار کننده خود، مردم را گرفتار خواهد کرد .گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {ص وَالقرآن ذِي الذِّكْرِ (1) بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ (2) كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ (3)}

    صدق الله العظيم [ص]

    {ص، سوگند به قرآنی که دارای ذکر است. (۱) ولی کافران در اوج قدرت و دشمنی هستند (۲) چه بسیار اقوامی را که پیش از آنها هلاک کردیم؛ و به هنگام نزول عذاب فریاد می‌زدند ولی وقت نجات گذشته بود! (۳)}

    صاحب رمز (ن) در قرآن عظیم من هستم.صاحب رمز(ص) در قرآن عظیم من هستم و خداوند به بنده خود و قرآن حاوی ذکر قسم یاد می نماید؛ قرآنی که بنده خداوند از آن برایتان حجت می آورد ولی مسلمانان علیرغم نیاز به یک فرد برای رهبری و اتحاد صفوفشان ازمن رو برمی گردانند در حالیکه دشمنان شان در مقام غرور و سرکشی و عداوت با حق هستند.مسلمانان او را باور نمی کنند. پس خداوند دشمنان شان را نابود و مسلمانان را به شدت عذاب می کند.خداوند در یک شب مهدی منتظر را بر تمامی جهانیان چیره می کند و همگی در برابرش خوارخواهند شد.


    اما علت اینکه آبادی مسلمانان نیزشامل عذاب خداوند می گردد این است که مسلمانان حاضر نمی شوند اعتراف نمایند که او مهدی منتظر بوده و از قرآن عظیم برایشان حجت می آورد؛ پس خداوند با نشانه عذاب فراگیر خود یعنی سیاره عذاب همه آبادی ها چه کافر وچه مسلمان را گرفتار عذابی دردناک می کند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: 

    {وَإِن مَّن قَرْيَةٍ إلا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَاباً شَدِيداً كَانَ ذَلِك فِي الْكِتَابِ مَسْطُوراً (58) وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيات إلا أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيات إلا تَخْوِيفاً (59)}

    صدق الله العظيم [الإسراء]

    { هیچ شهر و آبادی نیست مگر اینکه آن را پیش از روز قیامت هلاک می‌کنیم؛ یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت؛ این، در کتاب مسطور ثبت است. (۵۸)هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات را بفرستیم جز اینکه پیشینیان ، آن را تکذیب کردند؛ ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند ما معجزات را فقط برای بیم دادن می‌فرستیم. (۵۹)}

    و این آیه به روشنی و وضوح کامل مردم را تهدید می کند که عذاب شامل حال همه آبادی ها خواهد شد.علت این است که قرآن پیام و رسالتی است که برای همه مردم فرستاده شده است ولی با وجود اینکه من از قرآن برایشان حجت آورده و آن را به تفصیل برایشان بیان می کنم؛ بازهم فایده ای ندارد و بیان حق را حتی مؤمنان به قرآن قبول نمی کنند.برای همین هم هست که می بینید؛ نشانه عذاب که نشانه تصدیق کننده حق است تمام مجامع بشری چه کافر و چه مسلمان را دربرخواهد گرفت.ایمان آنها به قرآن چه فایده ای دارد در حالی که بیان حق آن را بدون آنکه در آن تردیدی کنند ؛ در عالم واقعیات نمی پذیرند؟ وقتی مسلمانان از حق روگردان باشند؛ پس همراه کافران گرفتار می شوند؛ دشمنانشان هلاک شده و خودشان دچار عذاب بسیار شدیدی می شوند، مگر کسانی که با پذیرش و تصدیق حق خود را نجات دهند. من و سیاره عذاب در زمان مقدر شده در کتاب مسطور آمده ایم؛ باشد که تعقل کنید.

    برای همین خداوند اراده نموده است که مهدی منتظر؛ امام مسیح عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام باشد .گواهی برای این فرموده خداوند تعالی:
    {وَيُكَلِّمُ النّاس فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَمِنَ الصَّالِحِينَ (46)}

    صدق الله العظيم [آل عمران]

    {و با مردم، در گاهواره و در حالت بزرگسالی سخن خواهد گفت؛ و از شایستگان است.»}

    نشانه و آیت سخن گفتن مسیح عیسی بن مریم در گهواره ؛پیش از این رخ داده است و گذشته است و او در حالی که در گهواره بود با مردم سخن گفت.حال زمان معجزه دیگر که همان سخن گفتن فرزند مریم در بزرگ سالی است فرا رسیده است. سخن گفتن دربزرگ سالی تنها از این جهت می تواند عجیب و معجزه باشد که خداوند جسد وی را که در تابوت سکینه قرار دارد ، برمی انگیزد و وی در بزرگ سالی با شما سخن گفته و از صالحین است. مقصود " ازصالحین "این است که او برای دعوت مردم به سوی خود برانگیخته نمی شود؛ بلکه وی از صالحینی است که از مهدی منتظر حق پروردگار تبعیت می کنند.


    و بیان این آیه در سنت هدایت گر نبوی در این حدیث نقل شده از محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم: 
    [ منا الذي يصلي عيسى ابن مريم خلفه 
    از ماست کسی که عیسی بن مریم پشت سر او نماز می گذارد ] 
    صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.
    رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده است:
    [ أبشركم بالمهدي ؛ يبعث على اختلاف من النّاس وزلازل فيملأ الأرض قسطاً وعدلاً، كما ملئت جوراً وظلماً
    شما را به مهدی بشارت می دهم که در زمان وجود اختلافات و زلزله در میان مردم؛ برانگیخته می شود و زمین را همچنان که از ظلم ستم پر شده است, سرشار از قسط و عدل می نماید.] 
    صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.
    و همچنان که می بینید؛این حوادثی است که در عصر ظهور شاهدشان هستید یعنی اختلاف بین علمای مسلمین و پراکندگی شان که همین امر نیزباعث شکست واز بین رفتن شوکتشان شده است ،این همان وضعیتی که درحال حاضر گرفتار آنید.شما ذلیل ترین امت بوده و دشمنان تان با غرور و گردنکشی در ستیزه و عداوت با حقند.اما محمد رسول الله نفرموده است نام مهدی منتظر "محمد" است بلکه ایشان که سلام و صلوات بر او باد فرموده اند:

    [ لا تنقضي الدُّنيا حتى يملك العرب رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي .دنیا به آخر نمی رسد بر اعراب فرمانروایی حاکم شود که از اهل بیت من است ونام او همراه نام من است]

    صدق عليه الصلاة والسلام.
    و صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده اند: 
    [ لا تقوم الساعة حتى يلي رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي .
    قیامت فرا نمی رسد مگر مردی از اهل بیت من که نامش همراه نام من است بیاید] 
    و صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده اند: 
    [ لو لم يبق من الدهر إلا يوماً لبعث الله رجلاً من أهل بيتي يملؤها عدلاً، كما ملئت جوراً 
    حتی اگر یک روز از عمر دنیا باقی باشد؛ خداوند از اهل بیت من مردی را برمی انگیزد که جهان را همانگونه که پر از جور شده؛ از عدل لبریز سازد]
    صدق عليه الصلاة والسلام.

    محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –نگفتند که اسم مهدی" محمد " است بلکه ایشان عليه الصلاة والسلام فرمودند: 

    [ يواطئ اسمه اسمي نام او همراه نام من است]
    یعنی باید نام محمد همراه نام مهدی باشد. حکمت این امر نیز برای آن است که نام مهدی حامل خبر و نشانه امرش باشد.از این نظر که خداوند او را به عنوان نبی یا رسول برنمی انگیزد.او می آید تا به آنچه که بر محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – یاری رساند(ناصر محمد). حکمت بالغه همراهی و "تواطوء" زمانی تحقق می یابد که نام مهدی "ناصر محمد" باشد.خداوند همراهی نام من با نام محمد را در نام پدرم نهاده است تا حکمت این همراهی در نام "ناصر محمد" تحقق یابد.اگر ایشان فرموده بودند نام مهدی منتظر محمد است؛ چرا عده ای با درک غلط از حکمت حدیث حق [ يواطئ اسمه اسمي نام او همراه نام من است] نام او را احمد خوانده اند.بین اینکه "اسمه اسمی : نام او نام من است " با"یواطئ اسمه اسمی:نام او همراه نام من است " تفاوت وجود دارد.اگر فرموده بودند "اسمه اسمی :نام او نام من است"؛ اسمش محمد می شد؛ پس چرا فرمودند"یواطئ اسمه اسمی:نام او همراه نام من است " معنای "تواطوء" همراهی است و همراهی نام من با نام محمد عليه الصلاة والسلام در همراهی نام پدرم با نام من"ناصر محمد" نهاده شده است و سزاوار نیست نام مهدی نامی بجز نامی که پدرش بر حسب امر مقدور شده در کتاب مسطور بر وی نهاده : ناصر محمد؛ چیز دیگری باشد.

    اما این فرموده رسول الله علیه الصلاة و السلام که: [ من سماه فقد كفر] به این معنی است؛ کسانی که او را با نامی بجز مهدی منتظر می خوانند؛ اولین کسانی هستند که نسبت به او کافر می شوند.منظور کافر شدن نسبت به دین نیست؛ بلکه منظور رسول الله علیه الصلاة و السلام کسانی است که بخاطر نامگذاری بناحق برای ایشان؛ اولین کسانی خواهند بود که در عصر گفتگو قبل از ظهور؛ ایشان را انکار و تکذیب می کنند و می گویند: نام تو با اعتقادات ما متفاوت است و تو مهدی منتظر نیستی بلکه بی شرمانه دروغ می گویی؛ اینها اولین کسانی هستند که نسبت به مهدی منتظر کافر می شوند.


    و اما درمورد نزول مسیح عیسی از آسمان؛ مقصود روح مسیح عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام است که نزول کرده و به جسدش باز می گردد؛ تا به اراده خداوند برانگیخته شده و در بزرگ سالی با شما سخن گوید.برای اینکه روح مسیح توسط خداوند بالا برده شده و جسدش بعد از تطهیر در تابوت سکینه قرار گرفته و به تعداد اصحاب کهف اضافه شده است.و خداوند تعالی می فرماید:

    {إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ}صدق الله العظيم [آل عمران]
    {هنگامی که خدا به عیسی فرمود: «من تو را میرانده و به سوی خود، بالا می‌برم و تو را از کسانی که کافر شدند، پاک می‌سازم}

    در این آیه تدبر و تفکر کنید.می بینید که ایشان وفات یافته و روحش به آسمان برده شده و این فوت شدن و بالا رفتن به روح مسیح عیسی بن مریم الصلاة و السلام اختصاص دارد. سپس خداوند به ما خبر می دهد که جسد مسیح عیسی بن مریم از دست کافران نجات داده شده و کفار ایشان را به صلیب نکشیده و به قتل نرسانده اند. بلکه خداوند با فرشتگان و روح القدس وی را یاری کرده و آنها جسد وی را تطهیر کرده و سپس در تابوت سکینه قرار داده اند ودست احدی از کافران به جسد نرسیده و صدمه ای به آن نزده اند . برای همین خداوند تعالی می فرماید:

    {إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ}صدق الله العظيم [آل عمران]
    {هنگامی که خدا به عیسی فرمود: «من تو را میرانده و به سوی خود، بالا می‌برم و تو را از کسانی که کافر شدند، پاک می‌سازم}

    و معنی این فرموده خداوند تعالی: 
    {إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ}{ من تو را میرانده و به سوی خود، بالا می‌برم } 
    روح مسیح عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام است.

    و این فرموده خداوند تعالی :
    {وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ} 
    و تو را از کسانی که کافر شدند، پاک می‌سازم }
    دررابطه با جسد ایشان است چون کافران به آن دست نیافته و آزاری به ایشان نرساندند؛ بلکه فرشتگان جسد ایشان را از دست آزار کافران درامان نگه داشته و بعد از تطهیر آن را در تابوت سکینه قرار داده و به اصحاب کهف اضافه نمودند.این همان" رقیم" یا رقمی است که به اصحاب کهف افزوده شده است و هرکس که می خواهد از فتنه مسیح کذاب در امان بماند؛ باید ده آیه اول سوره کهف را بفهمد که در آن از مسیح عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام یاد و مکان او نشان داده شده است.او "رقیم" است که به اصحاب کهف افزوده شده و نه مسیحیان و نه پدرانشان چیزی از این امر نمی دانند و تصور می کنند خداوند جسد او را از دست کافران نجات نداده است.و خداوند تعالی فرموده است:

    بسم الله الرحمن الرحيم 

    {الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل له عِوَجَا (1) قَيِّماً لِّيُنذِرَ بَأْساً شَدِيداً مِن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً (2)مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَداً (3) وَيُنذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً (4) مَّا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ أن يقولوا إلا كَذِباً (5) فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً (6) إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الأرض زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أيّهم أَحْسَنُ عَمَلاً (7) وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيداً جُرُزاً (8) أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آياتنَا عَجَباً (9) إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَداً (10)}
    صدق الله العظيم [الكهف]

    {سپاس خداوندى را كه بر بنده خود اين كتاب را نازل كرد و هيچ كجى و انحراف در آن ننهاد. (۱) كتابى عارى از انحراف. تا مردم را از خشم شديد خود بترساند و مؤمنان را كه كارهاى شايسته مى‌كنند، بشارت دهد كه پاداشى نيكو دارند، (۲) در حالى كه تا ابد در آن جاودانه‌اند. (۳) و كسانى را كه گفتند: خدا فرزندى اختيار كرد، بترساند. (۴)نه آنها به این سخن علم دارند، و نه پدرانشان! سخن بزرگی از دهانشان خارج می‌شود! آنها فقط دروغ می‌گویند! (۵) ] گویی می‌خواهی بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنی اگر به این گفتار ایمان نیاورند! (۶) ما آنچه را روی زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها را بیازماییم که کدامینشان بهتر عمل می‌کنند! (۷) (این زرق و برقها پایدار نیست، و ما روی زمین را خاک بی گیاهی قرار می‌دهیم! (۸) آیا گمان کردی اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟! (۹) زمانی که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: «پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برای ما فراهم ساز!» (۱۰)

    و این ده آیه اول سوره کهف است. مسیح کذاب خواهد گفت که مسیح عیسی بن مریم است و سپس خود را خداوند عالم می خواند بخاطر آنکه شایسته مسیح عیسی بن مریم واقعی نیست که چنین ادعایی نماید لذا این دروغ گو را مسیح کذاب نامیده اند.برای همین خداوند به شما خبر داده و نشانی محلی که مسیح عیسی بن حق در آنجا نهاده شده را به شما نشان داده است و اینکه مسیح حق ادعای ربوبیت نمی کند و چون به اصحاب کهف اضافه شده است؛ در این ده آیه اول سوره کهف ذکرش آمده است. مسیحیان بر این باورند که خداوند جسد مسیح عیسی بن مریم را نجات نداده و یهودیان نیز چنین عقیده ای دارند. علم و حقیقت این امر نه در نزد آنهاست و نه در نزد پدران و پیشینیان شان.براستی که خداوند روح او را بالا برده و جسدش را از دست کفار درامان نگه داشته است و بعد از تطهیر به اصحاب کهف اضافه شده است و منظور از "رقیم" که در آیه نهم آمده است ایشان است .خداوند تعالی می فرماید:

    {أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آياتنَا عَجَباً}صدق الله العظيم [الكهف]

    {آیا گمان کردی اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟!}
    وبرای همین محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده اند: 
    [ من حفظ عشر آيات من أول سورة الكهف عُصم من الدجال
    کسی که ده آیه اول سوره کهف را حفظ کند از دجال درامان است]
    صدق عليه الصلاة والسلام.
    به شما خبر داده شده تا بدانید؛ مسیح کذاب خود را مسیح عیسی بن مریم معرفی می کند و برای این به شما فرمان داده شده که این آیات را حفظ کنید؛ تا به هنگام آمدن بیان و توضیح آن؛ امت محمد؛ آیات را از حفظ بدانند و حکمت اینکه چرا باید آیات را از حفظ باشند برایشان روشن شود و بتوانند مسیح حق را مسیح کذاب تشخیص دهند.

    اما درمورد اسامی مهدی منتظر؛ در کتاب سه نام برای او آمده است که هریک در ذاتشان حقیقتی نهفته دارد:
    1- ناصر محمد: این صفتی است که به یاری وی به محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –اشاره دارد و این اسم دارای معنایی است.

    2- مهدی منتظر: حاکی از صفت هدایتگری اوست که خداوند به واسطه او مردم را به راه راست-صراط مستقیم- هدایت می نماید مگر شیاطین جن و انس که از رحمت خداوند ابا می کنند.خداوند به واسطه او بجز این گروه؛ باقی را هدایت می نماید و لذا مهدی منتظر نامیده می شود.
    3- عبد نعیم اعظم: این اسم؛ صفت عبودیت مهدی منتظر را نشان می دهد .چون آن گونه که باید عبادت و بندگی خداوند را می کند و حکمت آفرینش خود را محقق می سازد.یعنی مهدی منتظر رضوان نفس خداوند را عبادت می کند و چگونه ممکن است تا زمانی که خداوند همه چیز را وارد رحمت خود نکرده باشد؛ در نفس خود راضی باشد. و مردم وارد رحمت خداوند نمی شوند مگر اینکه همه تحت لوای پرچم هدایت مهدی منتظر متحد گردند.
    بعد از آنکه خداوند همه مردم را به وسیله مهدی منتظر هدایت کرد و به یک امت واحد تبدیل نمود؛ فتنه مسیح دجال فرا می رسد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:


    {الم (1) أَحَسِبَ النّاس أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ (2)}
    صدق الله العظيم [العنكبوت]
    {الم‌ (۱) آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می‌شوند و آزمایش نخواهند شد؟! (۲)}
    رمز {الم} سه حرف نام (المهدی) است و این سه حرف اول؛ نشانه کسی است که به واسطه او همه مردم هدایت می شوند. سپس فتنه مسیح کذاب فرا می رسد.برای همین است که خداوند نفرموده است " آیا مؤمنان تصور می کنند" تا تمایزی برای مومنان قائل شود ؛ بلکه در این آیه تمام مردم را قبل از فتنه مسیح دجال، به صورت امتی واحد در آورده است و برای همین می فرماید:

    {الم (1) أَحَسِبَ النّاس أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ (2)} صدق الله العظيم [العنكبوت]
    {الم‌ (۱) آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می‌شوند و آزمایش نخواهند شد؟! (۲)}

    و معنی این فرموده : {وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ} فتنه مسیح دجال است که بعد از آنکه خداوند مردم را با مهدی منتظر حق – که شما بناحق درباره او تردید دارید-به یک امت واحد تبدیل ساخت؛ رخ خواهد داد.

    واما اسم اعظم الهی را از کتاب خداوند برایتان بیان نمودیم ؛خداوند اسمی ندارد که از دیگرنام های او بزرگ تر باشد؛ خداوند پاک و منزه از این نسبت است! و حکایت اسم اعظم الهی مانند تمام اسماء الحسنی خداوند است و فرقی میان آنها نیست؛ ولی چرا به آن اسم اعظم گفته می شود؟ چون این اسم نعیمی است که از نعیم جنت بزرگ تر است و خداوند حقیقت رضوان نفس پروردگار- که در قلب بنده اش احساس می شود - را نام اعظم خود قرارداده است، این اسم انعکاس حقیقت رضوان نفس پروردگار بر قلب بنده است بنده ای که خداوند از او راضی باشد (بنده ای که نعیم رضوان نفس خداوند را درک کند ) در نفس خود نعیم بزرگی را احساس می کند ؛ این نعیم ریحان نفس است و از نعیم مادی (بهشت) بزرگ تر است و خداوند تعالی می فرماید:

    {فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمقربين (88) فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ (89)} ‏صدق الله العظيم [الواقعة]
    { پس اگر او از مقرّبان باشد، (۸۸) در رَوح و ریحان و بهشت پرنعمت است! (۸۹)}

    اما روح ریحان نفس؛ نعیم و بهشت روحی است که حاصل انعکاس رضایت خداوند از بنده اش می باشد؛ و اما "جنة نعیم" همان نعیم بهشت مادی است ولی نعیم روح و ریحان نفس؛ از نعیم جنت بزرگ تر است(نعیم اعظم).گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالدّين فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)}صدق الله العظيم [التوبة]

    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان و (خشنودی و) رضای خدا، (از همه اینها) بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}

    چگونه انکار می کنی که رضوان الله نعیمی بزرگ تر از بهشت نیست؟ بلکه این حقیقت اسم اعظم(نعیم الأعظم) است؛ یعنی این نعیم بزرگ تر از نعیم بهشت است نه این که این نام بزرگ تر از اسماء دیگر پروردگار باشد که خداوند از این تشبیه بسیار والاتر و منزه است! نعیم بزرگ تر از بهشت؛ همانگونه که در قرآن عظیم برایتان بیان شده؛ حقیقت رضوان نفس خداوند بر شماست که از نعیم بهشت بزرگتر است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالدّين فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)}صدق الله العظيم [التوبة]

    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان و (خشنودی و) رضای خدا، (از همه اینها) بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}
    واما سؤالت در مورد حسرت در نفس خداوند نسبت به بندگانش؛ از آنجا که خداوند ارحم الراحمین است، خوش نمی دارد که بندگانش نسبت به او کافر شوند تا مجبور شود آنها را دچار عذابی سهمناک نماید.چنین نیست، من از آنچه که درنفس پروردگارم می گذرد آگاه شده ام و به همین علت تا زمانی که نعیم اعظم برایم محقق نشود؛ یعنی خداوند درنفس خود راضی شده وبرای احدی از بندگانش متحسر نباشد؛ بهشت را برخود حرام کرده ام؛ چگونه می توانید حسرت خداوند ارحم الراحمین نسبت به بندگانش را که در این فرموده آمده است، انکار نمایید؟ خداوند تعالی می فرماید:

    {وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِنْ جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ (28) إِن كَانَتْ إلا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إلا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون (30) أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ (31) وَإِن كلّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ (32)} صدق الله العظيم [يس]
    {و ما بعد از او بر قومش هیچ لشکری از آسمان نفرستادیم، و هرگز سنت ما بر این نبود؛ (۲۸) فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹)حسرت بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان باز نمی‌گردند (۳۱) و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)}

    چگونه خداوندی که از همه کس نسبت به بندگانش مهربان تر است(ارحم الراحمین) برای آنان متحسر نگردد؟ اما آنها خود درحق خود ظلم کرده اند وبا اینکه خداوند ذره ای در حق ایشان ظلم نکرده است؛ اما این امر-عذاب- خوشایند ارحم الراحمین نیست.

    اما حسرت خوردن بندگان برخودشان، چیز دیگری است.این حسرت بنده در نفس خودش است که بخاطر عصیان دربرابر پروردگارش و عدم پیروی از رسولان خداوند پشیمان است.اما تو می خواهی کلام خداوند را از موضعش جابجا کرده و تحریف نمایی تا مردم از رحمت پروردگارشان ناامید شوند و او را خشن بدانند؛ برای همین است که شیاطین بشر از رحمت خداوند مأیوس شده اند، همان طور که کفار از مردگانشان مأیوسند.اما من به مردم فتوا می دهم که خداوند، ارحم الراحمین است واگر استغفار کرده و به سوی او بازگردید، درخواهید یافت که علم و رحمت او همه چیز را فراگرفته است؛اما اکثر مردم نمی دانند.

    تو می گویی این آیه به معنای "وای حسرت بر ما" است:

    {وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِنْ جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ (28) إِن كَانَتْ إلا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إلا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون (30) أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ (31) وَإِن كلّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ (32)} صدق الله العظيم [يس]
    {و ما بعد از او بر قومش هیچ لشکری از آسمان نفرستادیم، و هرگز سنت ما بر این نبود؛ (۲۸) فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹)حسرت بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (۳۱) و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)}

    من؛ تو و تمام ادیبان را به چالش می کشم .تا اگربتوانید معنای این آیه را تحریف کنید؛ آیا تو تصور می کنی زمانی که خداوند کافران را هلاک می کند؛ شادمان و مسرور است؟ خیر خداوند بخاطر بندگانی که بر خود ستم کرده اند؛حزین بوده و در نفس خود بر آنان حسرت می خورد، چون او خداوند سبحان و ارحم الراحمین است.برای همین خداوند تعالی می فرماید:

    {وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِنْ جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ (28) إِن كَانَتْ إلا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إلا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون (30) أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ (31) وَإِن كلّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ (32)} صدق الله العظيم [يس]
    {و ما بعد از او بر قومش هیچ لشکری از آسمان نفرستادیم، و هرگز سنت ما بر این نبود؛ (۲۸) فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹)حسرت بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (۳۱) و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)}

    آیا در این آیات نشانه ای از حسرت خوردن بندگان بر خودشان وجود دارد؟ خداوند آنها را هلاک نموده و بعد از به هلاکت رسیدن آنها ودر حالی که کوچکترین ظلمی به آنان نشده است چنین می فرماید.خداوند تعالی می فرماید:

    {إِن كَانَتْ إلا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إلا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون (30) أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ (31) وَإِن كلّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ (32)} صدق الله العظيم [يس]

    {فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹)حسرت بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (۳۱) و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)}

    اما از آنجا که خداوند، ارحم الراحمین است،برای بندگانش حسرت می خورد.اگر فرزندان تو مدتی طولانی دربرابرت عصیان کنند و سپس تو آنها را بگیری و جمع کنی و آتشی بزرگ درست کرده و آنها را درآتش بیندازی؛ ترا بخدا شدت حسرت تو بر آنان چقدر خواهد بود؛ پس حسرت خداوندی که از مادر و پدر به فرزندان مهربان تر است چگونه خواهد بود؟ ای کاشف که مرا به پیچاندن کلام وسفسطه کاری متهم می کنی، آیا متوجه قضیه شدی؟ و اگر بگویی خیر وبازهم بخواهی به اعراضت ادامه دهی؛ دراین حالت به یقین درمی یابم که ماهیت تو چیست.اگر بعد از این پاسخی که مهدی منتظر حق به تو داد؛ بخواهی راه حق را منحرف سازی، از کسانی خواهی بود که بخاطر انکار حق آنان را به مباهله دعوت می کنم.به خداوند قسم می خورم که ترا به مباهله دعوت خواهم کرد؛ چون به یقین می دانم که حق برایت روشن شده و دریافته ای من مهدی منتظر حق پروردگارت هستم؛ اما ازکسانی هستی که از حق اکراه دارند.اگر از این پاسخ روبرگرداندی و نسبت نا حق به من دادی؛ خواهم دانست چگونه فردی هستی و بعد از این پاسخ واضح و روشن؛ دیگر به تو جوابی نخواهم داد.ولی ترا به مباهله دعوت خواهم کرد تا خداوند به سرعت بعد از مباهله به حق میان ما حکم نموده و ترا عبرتی برای دیگران قرار دهد.وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..

    الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني.





    https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=170027

اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 نفر از این موضوع دیدن می کنند (0 عضو و 1 مهمان)

برچسب برای این موضوع

بوک مارک ها

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به ارسال ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید ارسال های خود را ویرایش کنید
  •