صفحه 6 از 6 اولیناولین ... 3456
نتایج از شماره 51 تا 53 از مجموع 53

موضوع: کارگاه اندیشه

  1. #51
    مدیر mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    تیر ۱۳۹۲
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    ارسال
    11,520
    تشکر
    32,511
    تشکر شده 37,912 بار در 10,735 ارسال

    پاسخ : کارگاه اندیشه

    همگرایی و واگرایی
    ______________

    همگرایی یعنی دو چیز نزدیک هم بشوند.
    واگرایی یعنی دو چیز از هم دور شوند.
    همگرایی واگرایی یعنی چه؟
    واگرایی همگرایی یعنی چه؟
    این بدان خاطر است که ما تا کنون به اینها به چشم یک خروجی (F(x)) نگاه کرده بودیم نه به چشم یک پدیده و به دید فلسفی.
    با توجه به بالا همگرایی واگرایی یعنی بسنجیم میزان نزدیک شدنِ دو چیز که دارند از هم دور می‌شوند به چیز سوم (شیء ثالث - third objective) چقدر است؟ و این را ما می‌توانیم هم به صورت پیشنهاد (Signal) و هم به صورت نشانگر بیان کنیم.
    و گمان کنم بد نباشد رویش یک مقدار زمان بگذاریم و کار کنیم. حتی اگر پیشنهاد خوبی به ما ندهد دید فلسفی بسیار خوبی به ما می‌دهد که با آن می‌توانیم اندیشه‌مان را ژرف کنیم.
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــ

    • پی‌نوشت: در تلویزیون می‌دیدم که طرف می‌گفت ما می‌خواهیم در پروژه‌ی سرن شرکت کنیم... فقط برای اینکه از ساختن خرده‌قطعات آن دانش‌های پایه‌مان را بالا ببریم... البته من که نمی‌دانم آن یارو درست می‌گفت یا نه؟ (چون ایران است احتمالا می‌خواسته یک بودجه‌ای بکند ببرد با زن و بچه‌اش بخورد... ولی) در کل ایده جالبی است... در عرفان و فلسفه هم می‌گویند کسانی که در دانشگاه و رشته‌های مهندسی تلاش فکری کرده‌اند بهتر می‌توانند پیش بروند نسبت به کسانی که از مخشان هیچ کاری نکشیده‌اند... این هم شبیه همین می‌تواند باشد... اگر از خود سرن نتیجه نگیریم... از پیچیدگی‌ها و عمق کار می‌توانیم خیلی دستاوردها (دستاوردهای ذهنی - کسب مخ تمرین‌داده شده) داشته باشیم.
    • پی‌نوشت دوم: حالا من نمی‌خواهم خواننده را محدود کنم به چند چیز خاص. نه. همگرایی و واگرایی را در مورد همه چیز دارم عرض می‌کنم. نخست این را بگویم که اینجا ما سه چیز احتیاج داریم. دو چیز نخست با هم یک واکنش می‌دهند و می‌شوند یک چیز و در نهایت در کنار چیز سوم قرار می‌گیرند. یعنی در اینجا خود همگرایی و واگرایی می‌شود یک مصنوع و یک چیز (یک شیء) برای قرار گرفتن مقابل یک شیء دیگر که با آن همگرایی یا واگرایی‌اش سنجیده شود. حالا این سه چیز هر چیزی می‌تواند باشد. در کارهای ما مثلا: زمان، قیمت، حجم، یا دیگر نشانگرها! مانند مکدی، قدرت نسبی، کانال کالا، بختامدی.... پدیده‌های جوی و و و
    • پی‌نوشت سوم: یک چیز دیگر هم اکنون به ذهنم رسید. که واگرایی و همگرایی اگر قرار باشد به عنوان یک پدیده جدا نگریسته شوند احتمالا با هم تفاوتی نخواهند داشت. (تنها در اینجا) یعنی زمانی که ما دو چیز نخست را با هم ترکیب می‌کنیم که بیاییم با چیز سوم ترکیب کنیم. آن ترکیب نخست مهم نیست زیاد همگرایی باشد یا واگرایی. چرا؟ برای اینکه طبق تعریف احتمالا خروجی واگرایی همان خروجی همگرایی باشد که یک منفی در آن ضرب شده باشد. این نکته یک موضوع ساده و پیش‌پا افتاده می‌تواند باشد که کلی کار ما را خراب کند! یعنی شما یک حجم بزرگی از کد را نوشته‌اید ولی می‌بینید کار نمی‌کند. بود و نبودش فرقی ندارد. سپس می‌بینید دو جا هم این کد تکرار شده که شبیه هم است. این را بر می‌دارید می‌بینید در خروجی تاثیری نگذاشت. آن را بر می‌دارید می‌بینید تاثیری نگذاشت. بعدا جفتشان را حذف می‌کنید و چند روز بعد می‌بینید ای بابا... نتایج و خروجی سامانه اصلا تغییر کرده! نگو مشکل از اینجا آب می‌خورده!
    • پی‌نوشت چهارم: این‌هایی که ما می‌گوییم... معلوم نیست برای که می‌گوییم؟ ششصد صفحه جستار کارگاه را نوشتم... نمی‌دانم برای که... آیا اصلا خواننده‌ای پیدا می‌شود که بیاید زمان بگذارد و گنج مدفون در آن را بیابد؟ مدفون هم که چه عرض کنم... ما همه چیزش را گفته‌ایم... حتی روش رسیدن به آن (ها) را.... که سر من از ناله‌ی من دور نیست... چه بگویم... اصلا برای چه نوشتیم... به چه کسی قرار بود کمک کنیم؟ برای چه؟ خوب... نمونه‌اش نبود... انصافا نمونه‌اش نبود... نه در میان انجمن‌ها و نوشته‌ها و کتاب‌های پارسی و نه در نوشته‌های زبان‌های انگلیسی... انگار می‌دیدیم کسی را که قرار است این راه را برود... و ممکن است به کمک ما احتیاج داشته باشد... ولی که؟ برای دعایش بود؟ برای چه بود؟ نمی‌دانم... شاید همین‌جوری برای خودم بود... که بعدا در نزد آن شخص اندیشمندی که قرار است در پی‌مان بیاید اعتباری کسب کنیم! چه می‌دانم... شاید برای خالی نبودن عریضه این کار را کردیم... شاید برای این این کار را کردیم و می‌کنیم که باید در یک جایی این موضوع را مکتوب می‌کردیم... که هم سیر طریق نزدمان محفوظ باشد و هم در یک محیط نیمه‌اجتماعی فعالیت کنیم که از انزوای زیاد در امان باشیم... شاید هم برای همه اینها... به هر روی... دیگران کاشتند و ما خوردیم... ما هم بکاریم که ایزد ان‌شاءالله در بیابان‌مان دهد باز...
    • پی‌نوشت پنجم: روش کار با ما این‌گونه است که باید وقت بگذارید. این مشق‌شب‌هایی که ما هر روز دیکته می‌کنیم را بروید چند بار از روی آن رو نویسی کنید و در مورد آن اندکی تامل کنید. و به این روش با یک سوم زمانی که ما گذاشتیم ان‌شاءالله به نتیجه برسید.

    آخرین ویرایش توسط mhjboursy ، ۱۳۹۷/۱۰/۱۴ در ۱۹:۱۴.
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.
    چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا. ما نیز هم به شعبده دستی برآوریم.

  2. 8 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  3. #52
    مدیر mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    تیر ۱۳۹۲
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    ارسال
    11,520
    تشکر
    32,511
    تشکر شده 37,912 بار در 10,735 ارسال

    پاسخ : کارگاه اندیشه

    دوستان کتاب یا جایی را سراغ ندارید که کار فلسفی انجام داده باشند؟ منظورم چیزی است در حد کارهایی که خودمان اینجا می‌گذاریم.
    بیشتر جاها تنها با یک بخش کوتاه از فلسفه آغاز کرده‌اند و دیگر رهایش کرده‌اند... یعنی می‌آیند می‌گویند فلسفه‌ی استفاده از نمودارکاری (Technical Analysis) چیست؟ و می‌آیند می‌گویند آری... قیمت تکرار می‌شود و عرضه و تقاضا است که قیمت را می‌سازد و ... و سپس که وارد نمودارکاری شدند دیگر فلسفه را رها می‌کنند... من دنبال جایی می‌گردم که همواره با فلسفه کار خودشان را پیش برده باشند و به قوانین پشت معادلات نموداری اشاره کرده باشند.
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.
    چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا. ما نیز هم به شعبده دستی برآوریم.

  4. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  5. #53
    مدیر mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    تیر ۱۳۹۲
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    ارسال
    11,520
    تشکر
    32,511
    تشکر شده 37,912 بار در 10,735 ارسال

    پاسخ : کارگاه اندیشه

    در بسیاری از موارد کاری که یک پژوهشگر باید بکند تنها گفتن است. توصیف. کاری بسیار ساده.
    پاسخ به پرسش. که
    چیزی که می‌خواهی دقیقا چیست؟
    چیزی که داری می‌بینی دقیقا چیست؟

    این‌قدر ساده است... که شاید یک پاسخ در حد اینکه «می‌خواهم در کف خرید بکنم» برای این پرسش کافی باشد. (البته باید دوباره به پرسشی که پس از آن می‌آید هم پاسخ داد... که خوب... کف یعنی چه؟ یعنی کجا؟ وقتی چجوری شده است؟) کار شاق و پیچیده‌ای هم لازم نیست آدم انجام دهد.

    بسیاری از مشکل‌های آدم همین‌جوری برطرف می‌شود. نه تنها به عنوان یک پژوهش‌گر در بازارهای مالی. بلکه در هر قسمتی از زندگی این فرآیند بسیار سودبخش است. (این جزء همان مواردی است که باید در مدرسه به ما می‌آموختند! ) این یکی از اساس‌های شیوه‌ای از درمان‌های روانشناسی نیز هست.
    دوائک فیک و ما تشعر؟
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.
    چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا. ما نیز هم به شعبده دستی برآوریم.

  6. 8 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


صفحه 6 از 6 اولیناولین ... 3456

اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 نفر از این موضوع دیدن می کنند (0 عضو و 1 مهمان)

بوک مارک ها

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به ارسال ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید ارسال های خود را ویرایش کنید
  •