صفحه 24 از 41 نخست ... 142122232425262734 ... آخرین
نمایش نتایج: از 231 به 240 از 410

موضوع: فلسفی-عرفانی

  1. #231
    ستاره دار(8) mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    نوشته ها
    17,570
    تشکر
    49,724
    تشکر شده 81,839 بار در 17,018 ارسال

    پاسخ : فلسفی-عرفانی

    یک موضوعی هست... که خودم در آن مقداری مانده‌ام... گفتم اینجا بازش کنم...
    آهان... اکنون که حرفش شد اصلا موضوع برایم روشن شد مقداری...
    در یکی از برنامه‌های معرفت (از استاد دینانی عزیز) درباره‌ی این قطعه شعر صحبت می‌شد که: ما ز بی‌جاییم و بی‌جا می‌رویم...
    ایشان خوب تشریح نکردند آن چیزی که من دنبالش بودم... یعنی اصلا به آن نپرداختند... (گفتند هستی دریایی متحرک است و جهان جنبنده است و جهش و حرکتش نه به شرق است که آنجا شرقی نیست و نه به غرب و نه بالا و پایین بلکه به سوی بی‌جایی می‌رود... کلا حال من گرفته شد... چون همیشه از ایشان دقیقا همان چیزی را که می‌خواستم یا بهتر از آن را دریافت می‌کردم و این پاسخ من نبود...)
    پرسش من این بود که... اصلا چگونه ممکن است یک موجود «مکان‌مند» به سوی بی‌جایی حرکت کند؟ اصلا حرکت کردن یک موجود حرکت‌کننده به سوی بی‌حرکتی چگونه ممکن است؟ حرکت هر چه باشد با خودش زمان و مکان می‌آورد! حتی اگر حرکت با این زمان و مکان نباشد...
    نمی‌دانم... پاسخ شما چیست؟
    -------------------------------
    اکنون که آمدم اینجا این پرسش را مطرح کنم (و بازش بگذارم برای اندیشه‌های در آینده) یکباره یادم آمد در وصف مکان خودم (در همین انجمن زیر آواتارم) نوشته‌ام: خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن...
    آری...
    پاسخ همین است...
    من اکنون در لامکان هستم...
    و این من هم ساخته و پرداخته‌ی همان موجود عظیم قرار گرفته در لامکان (یا متحد با لامکان) است.
    پس پاسخ هم این می‌شود که حرکت به سوی آن موجود عظیم در حقیقت یا حرکت نیست یا اگر حرکت باشد عبارت است از صرف‌نگر کردن از این این من متحرک.
    همین.
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

  2. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  3. #232
    ستاره دار(8) mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    نوشته ها
    17,570
    تشکر
    49,724
    تشکر شده 81,839 بار در 17,018 ارسال

    نگاه خردورزانه یا نگاه دلی؟

    مقایسه دکتر دینانی عزیز و آیت الله شجاعی عزیز
    ---------------------------------------------------------

    نقل قول نوشته اصلی توسط mhjboursy نمایش پست ها
    جناب استاد دکتر دینانی عزیز هم عالی هستند... برای کسانی که می‌خواهند با معانی اشعار پارسی بیشتر آشنا شوند و با ژرفای اندیشه‌های عرفانی/اسلامی که در لابلای (تقریبا) همه‌ی آثا ادبی پارسی ما حاضر است انس بگیرند عالی است! ایشان مدرس فلسفه هستند و مبنای کارهایشان هم فلسفی است ولی به هیچ وجه مستقیما به فلسفه نمی‌پردازند. ایشان ۷۰۰ جلسه برنامه معرفت (شبکه چهار) دارند که من همه را تقریبا بارگیری کرده‌ام و گمان کنم ۴۵۰-۵۰۰ جلسه را گوش کرده‌ام! عالی عالی عالی. در راه دانشگاه بیشتر گوش می‌کردم. عالی بود. البته برای کسی که به عرفان نظری و فلسفه و شعر علاقه داشته باشد.

    حضرت آیت الله محمد شجاعی عزیز رحمة‌الله‌علیه... نفس حقی دارند... دروس اخلاقشان را که زمان رفت و آمد به محل کار گوش می‌دادم گاهی دلم می‌خواست بروم... اصلا حرف‌زدن ایشان جوری است که زمانی که مباحث اخلاقی/دینی را مطرح می‌کنند ناخودآگاه آدم را از دنیا می‌کشند بیرون و آدم را آن‌وری می‌کنند! (متمایل به آن سو می‌کنند. اهل آن ور می‌کنند.) مباحث بسیار بلندی را با زبان خوب بیان می‌کنند ولی من اصلا گاهی دوست دارم صدای ایشان را فقط بشنوم! صدایشان را بشنوید یاد ملکوت می‌افتید!
    نگاه خردورزانه یا نگاه دلی؟
    دکتر دینانی نگاهشان بسیار خردورزانه است.
    آیت الله شجاعی نگاهشان بسیار دلی است.
    باید هر دو باشد.

    من نظام فکری انسان را به یک ساختمان تشبیه می‌کنم... در این ساختمان فلسفه حکم اسکلت و تیرآهن‌های ساختمان را دارد...
    سخنان دکتر دینانی روی این اسکلت فلسفی فکر خیلی عالی کار می‌کند... اصلا حال می‌کنی می‌بینی فکرت نظام‌مند شده... می‌فهمی! درک می‌کنی...
    از سوی دیگر (به نگر من) حالت عشقی/دلی/عاطفی فکر انسان نیز می‌تواند به لوازم خانه‌ی این نظام فکری انسان تشبی شود... لوازم خانگی‌اش و تزئینات درونش و فرش و یخچالش...
    آیت الله شجاعی روی این بخش خیلی قشنگ کار می‌کنند. خیلی!

    به نگر من آدم باید از هر دوی اینها استفاده کند.
    همان‌گونه که یک ساختمان هم به اسکلتی محکم نیاز دارد و هم به لوازم خانگی... نظام فکری انسان هم هم به فلسفه نیاز دارد و هم به عاطفه و عشق. (منتها توجه داشته باشیم که فلسفه «اول» است!)
    همان‌گونه که یک اسکلت خالی اصلا قابل سکونت نیست... یک فلسفه‌ی خشک هم فکر اثربخش و کارایی برای آدم ایجاد نمی‌کند به تنهایی! نگاه می‌کنی قمبله‌ی افکار منطقی و نظام‌مند و درست شده‌ای... ولی... نه سر نماز گریه‌ات می‌گیرد... نه حال خوشی از زندگی‌ات داری... نه اصلا رفتارت اصلاح شده! فقط یک فکر درست داری که شاید به آن عمل هم حتی نکنی!
    و نیز... همان‌گونه که لوازم خانگی خالی بدون یک سقفی که بالای سر آدم باشد به درد نمی‌خورد... افکار عاطفی و احساسی و شورانگیز هم به تنهایی آدم را جایی نمی‌برد... ( در آن چاهی می‌شدی ژرف! و اینجا اقیانوسی می‌شوی یک سانتی‌متری!) حال می‌کنی با زندگی (البته زیاد هم نه!) به خدا و خلق خدا و خودت عشق می‌ورزی، نماز که می‌خوانی انگار داری یک لذت بسیار زیاد را تجربه می‌کنی... ولی؟... خاک تو سر این عشقت بکنند... همین‌جوری الکی داری حال می‌کنی! خودت اصلا نمی‌فهمی برای چه! «برای چه» را درک نمی‌کنی! نمی‌فهمی پشت این حرکاتت چیست؟ نمی‌فهمی اصلا خدا چیست؟ خودت کیستی؟ دنیا چگونه است؟ حال می‌کنی ولی نمی‌دانی روی چه حساب! و بدتر از همه هم این که این نادانی باعث می‌شود یک جایی با اندک نسیم مخالفی از جا کنده شوی و حذب باد باشی! یک مقدار در ذهنت شبهه ایجاد می‌کنند و همین دین و ایمان و عشق و حالت را که اسکلت و اساس و بنیاد نداشت را با خودشان می‌برند!

    آری... زندگی هم ستون می‌خواهد و هم فرش و یخچال...
    ساختمان و ساختار اندیشیدن آدمی هم هم دکتر دینانی (فلسفه-خرد) می‌طلبد و هم آیت الله شجاعی (دل-عقل عاشق).

    (البته چیزهای دیگر هم می‌خواهد که من تنها اینجا به همین اشاره کردم... مثلا عمل می‌خواهد! عمل و علم کنار هم هستند! اگر عمل نباشد بخشی از نظام فکری انسان مختل است! این را هم می‌خواهید به عنوان ملات و آجر و سیمان بنا در نگر بگیرید! یک مقدار اخلاق‌های خاص هم هستند که در این نظام بسیار مهم هستند... که مقداری به آنها اشاره داشته‌ایم... آنها را هم بگذارید جای نازک‌کاری و لوله‌کشی و سیم‌کشی ساختمان!)

    یا علی.
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

  4. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  5. #233
    عضو عادی عابد - زاهد آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2020
    نوشته ها
    143
    تشکر
    732
    تشکر شده 538 بار در 137 ارسال

    پاسخ : فلسفی-عرفانی

    پورسینا (رحمةالله‌علیه) می‌فرمایند «جسم در حد ذات پیوسته است که اگر گسسته بودی، قابل ابعاد نبودی»
    بادرود
    فلسفه وعرفان نیاز به یک سری مطالعه ودرک مفاهیم زیر بنایی دارد ..یعنی باید تعاریف ها واصطلاحات را بدانیم . به نظر من اگر پورسینا (رحمةالله‌علیه) با علم فیزیک وشیمی با پیشرفت امروزی آشنایی داشت شاید بهتر می توانست پیوسته بودن را توضیح دهد .

    دوگانگی موج و ذره
    (به انگلیسی: Wave–particle duality) بر این فرض استوار است که تمامی ذرات دارای هر دو خاصیت موجی و ذره‌ای هستند. این دوگانگی یکی از مفاهیم اصلی مکانیک کوانتومی است. در نقطه مقابل آن مفاهیم کلاسیک قرار دارند که ذرات را به صورت موج یا ذره در نظر می‌گیرند و از توصیف کامل رفتار ذرات با ابعاد کوانتومی عاجزند. در مکانیک کوانتومی این تناقض را معمولاً به عنوان یک خاصیت بنیادی از جهان تفسیر می‌کنند در حالی که در سایر تفسیرها، این دوگانگی را نتیجه محدودیتهای مختلف ناظر میدانند. این تفسیر بر اساس تفسیر کپنهاگی استوار است که در آن دوگانگی موج و ذره یکی از صور اصل مکملیت است که بیان می‌کند که یک پدیده می‌تواند به صورت یکی از این اشکال دوگانه مشاهده شود نه هر دو به صورت همزمان.

  6. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید عابد - زاهد از ایشان تشکر کرده اند:


  7. #234
    ستاره دار(8) mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    نوشته ها
    17,570
    تشکر
    49,724
    تشکر شده 81,839 بار در 17,018 ارسال

    کوانتوم - درست یا نه؟

    شاید در این جستار چیزی در مورد کوانتوم نگفته باشم. برای همین نوشته‌های دیگرم را که در جاهای دیگر در مورد کوانتوم نوشته‌ام اینجا نقل قول می‌کنم.
    اینا رو ول کنید.
    اینا یه سری تخیلاته که بر مبنای نظریات نیمه علمی (کوانتوم) پایه گذاری شده.
    خود اون نظریات نیمه علمی هم آمیختگی زیادی با خیال دارن! یه سری جاها نگاه کنید می‌بینید فرمول رو ول کردن و یه شق از برداشت‌های ممکن از اون فرمول رو چسبیدن... خودشون هم نمی‌دونن چرا دقیقا... همه‌اش حرف بی‌پایه... همین‌جوری... چون یه جا یه نتیجه‌ای گرفتن اومدن یه جوری توجیهش کردن...
    نمی‌دونم شما کوانتوم خوندین یا نه؟ یه نفر که فلسفه کار کرده باشه و ذهنش مثلا به کتاب اصول فلسفه شهید مطهری خو کرده باشه اونجا که بره براش کوانتوم بگن حالش به هم می‌خوره! می‌بینه به اسم علم دارن جهل به خوردش می‌دن! اصلا تعجب می‌کنه از آدمایی مثل انیشتین که چرا این‌قدر تخیلی کار کردن!!!
    (من قبلا هم گفتم بازم می‌گم... حتی در مورد اتم هم هنوز ما اطلاعاتی نداریم! اتم تنها یه فرضه! یه فرض! کسی تا حالا اتم ندیده! و اتم هم تا حالا اثبات نشده!!!!! بیشتر این چیزایی که به اسم علم دارن می‌فروشن حرفه! حرف! ... حرف بدون استدلال! فرضه! فرض!)
    کد:
    رابرت بویل در کتاب شیمی‌دان شکاک به سال ۱۶۶۱ و ایزاک نیوتن در کتاب اصول در سال ۱۶۸۷ و سپس در اثری به نام نورشناخت در سال ۱۷۰۴ وجود اتم را به شکلی پذیرفتند اما تنها در اوایل قرن ۱۹ بود که جان دالتون توانست خرد شدن متناسب یک ماده را به خوبی توضیح بدهد.
    
    حالا دیگه چه برسه به کوارک و فوتون و کوانتوم و عدم قطعیت و ...
    مثلا شما رو تو رو به خدا نگاه کن...
    آقای شرودینگر یه معادله نوشته و از دل اون نتیجه گرفته (!) که حرکت الکترون تو فضای پیرامون اتم مسیری نامشخص و دارای عدم قطعیت است!!!!
    خوب من چی بگم آخه؟ اصلا خود اتم و الکترون وجودشون معلوم نیست. هنوز هیچ فیزیکدانی اثبات نکرده که اینها وجود دارند! حتی ادعایش را هم تا کنون کسی انجام نداده! صرفا فرض گرفته‌اند و برطبق آن فرض پیش رفته‌اند! ولی آقای شرودینگر اثبات کرده که حرکت این داخل آن دارای مسیری نامشخص و دارای «عدم قطعیت» است! یک عده هم که اصلا کوانتوم نخوانده‌اند تا کنون می‌آیند می‌گویند وای چقدر علمی!
    (البته... صد در صد معلوم که هست! معلومه یه چیزی هست! ولی معلوم نیست این چیزی باشه که این تئوری اتمی و تئوری الکترون دارن می‌گن یا تئوری‌های دیگه... که هنوز نیومدن. ما یه تئوری رو فعلا گرفتیم. ولی فقط تئوریه! همین.)
    اثبات‌هایی که اینا انجام می‌دن از نظر فلسفی (از نظر علمی واقعی) اصلا پشیزی ارزش نداره!
    تو فلسفه می‌گن تعریف باید جامع و مانع باشه. باید استدلال جوری باشه که به این نتیجه برسیم که این هست و جز این نیست.
    ولی این آقایون «بهترین تئوری توجیه کننده‌ی فعلی» رو «درست» دونستن. همین.
    این شده اثبات کردنشون.
    و اون جنبه‌های تخیلی و عدم قطعیت احمقانه و ماهیت ذره‌ای موجی و دنیای کوانتوم و غیره رو هم همه بر مبنای همین اثبات گرفتن و پیش رفتن!!!

    ----------------------------
    اون مثالی هم که شما زدید (دست کردن تو کیسه و درآوردن گوی‌ها و خروج از عدم قطعیت!) هم از مثال‌های رایج کوانتوم هست اگر اشتباه نکنم.
    ----------------------------
    نقل قول نوشته اصلی توسط mhjboursy نمایش پست ها
    پی‌نوشت: اکنون عرفان‌های کاذب بسیار شده. در شمار زیادی از آنها به اسم اسلام و تشیع و قرآن آغاز می‌کنند و با انرژی و چاکرا و چشم سوم و فیزیک کوانتوم ملغمه‌ای درست می‌کنند که عصاره‌اش جهل است و انتهایش از چاله در آمدن و به چاه افتادن است.

    در جستار ماشین (شبکه عصبی مصنوعی) هم در مورد کوانتوم اگر اشتباه نکنم نوشته بودم که اگر پیدا کردم اینجا قرار می‌دهم.
    ویرایش توسط mhjboursy : 2020/11/26 در ساعت 19:47
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

  8. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  9. #235
    عضو عادی عابد - زاهد آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2020
    نوشته ها
    143
    تشکر
    732
    تشکر شده 538 بار در 137 ارسال

    پاسخ : فلسفی-عرفانی

    با درود
    اگرچه هنوز اتم ویا کوچکترین ذره را نتوانستند رصد کنن ولی با آزمایشات ومحاسبات عددی توانستن خصوصیات و چگونگی ذرات را بیان کنن اتفاقا نظربه های کوانتمی اغلبا اثبات شده مثلا نظریه لویی دوبروی که خاصیت موجی ذره راتوصیف میکنه با نظریه ماکس پلانک که خاصیت کوانتمی (ذره ای ) متصوره ..با فرمولهای ارائه شده از طرفین مطابقت داره ویا همان معادله شرودینگر که برای محاسبه انرژی الکترون در مدارهای مختلف محاسبه میشه همخوانی داره ... این فرمول ماکس برای محاسبه انرژی بک ذره واین فرمول انشتین واین هم معادله دوبروی که از ترکیب دومعادله بدست آورده که دلیل بر دوگانه بودن حالت ماده (موجی وذره ای ) می باشد
    وامروزه تمام اختراعات واکتشافات براساس همین شناخت ماده و شناخت خاصیت الکترون صورت گرفته وبه هیج عنوان تخیلی نیستند ..

  10. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید عابد - زاهد از ایشان تشکر کرده اند:


  11. #236
    ستاره دار(8) mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    نوشته ها
    17,570
    تشکر
    49,724
    تشکر شده 81,839 بار در 17,018 ارسال

    پاسخ : فلسفی-عرفانی

    نقل قول نوشته اصلی توسط عابد - زاهد نمایش پست ها
    با درود
    اگرچه هنوز اتم ویا کوچکترین ذره را نتوانستند رصد کنن ولی با آزمایشات ومحاسبات عددی توانستن خصوصیات و چگونگی ذرات را بیان کنن اتفاقا نظربه های کوانتمی اغلبا اثبات شده مثلا نظریه لویی دوبروی که خاصیت موجی ذره راتوصیف میکنه با نظریه ماکس پلانک که خاصیت کوانتمی (ذره ای ) متصوره ..با فرمولهای ارائه شده از طرفین مطابقت داره ویا همان معادله شرودینگر که برای محاسبه انرژی الکترون در مدارهای مختلف محاسبه میشه همخوانی داره ... این فرمول ماکس برای محاسبه انرژی بک ذره واین فرمول انشتین واین هم معادله دوبروی که از ترکیب دومعادله بدست آورده که دلیل بر دوگانه بودن حالت ماده (موجی وذره ای ) می باشد
    وامروزه تمام اختراعات واکتشافات براساس همین شناخت ماده و شناخت خاصیت الکترون صورت گرفته وبه هیج عنوان تخیلی نیستند ..
    عزیز! چیزی که نمی‌دانند هست یا نه را چگونه خصوصیاتش را می‌توانند اثبات کنند؟ اول نباید وجودش را ثابت کرد بعد خصوصیاتش را؟ (من اکنون نمی‌دانم اژدهای صورتی در مدار زمین وجود دارد یا نه؟ بعد بیایم بگویم چون امواجی به کره زمین می‌رسد پس بال‌های این اژدهای صورتی زرد رنگ است! می‌توانم؟ نخست نباید خود اژدهای صورتی را ثابت کنم؟ بعد ببینم بالش زرد است یا سرخابی؟)
    الان این فرمول‌هایی که نوشتید که اثبات وجود اتم نیست! هست؟ اگر هست بفرمایید چگونه اثباتش می‌شود. (چون من ندیدم کسی از فیزیکدانان تا کنون چنین ادعایی کرده باشد.)
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

  12. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  13. #237
    عضو عادی عابد - زاهد آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2020
    نوشته ها
    143
    تشکر
    732
    تشکر شده 538 بار در 137 ارسال

    پاسخ : فلسفی-عرفانی

    مدل اتمی رادرفورد (به انگلیسی: Rutherford model) مدلی از ساختمان اتم است که ارنست رادرفورد در سال ۱۹۱۱ میلادی ارائه کرد.

    در سال ۱۹۱۱ رادرفورد پس از آزمایش معروف ورقه طلای خود مدل دیگری را پیشنهاد کرد. رادرفورد با تاباندن ذرات آلفا به ورقه نازکی از طلا (به ضخامت ۲۰۰۰اتم طلا) مشاهده کرد که بیشتر ذرات از ورقه عبور می‌کنند یا به مقدار کمی منحرف می‌شوند. اما درصد بسیار کوچکی از ذرات (تقریباً یک در ۲۰۰۰۰) با زاویه‌ای بیش تر از ۹۰ درجه بازمی‌گردند. رادرفورد نتیجه گرفت که بخش بزرگی از اتم فضای خالی است و در مرکز اتم هسته چگالی وجودوالکترون ها در اطراف هسته در گردشند

    البته ما اول باید تعریف ماده واتم را ازنطر فلسفیون بدانیم .در غیراینصورت باید منکر وجود هستی شد که یعنی عدم وعدم هم نیاز به اثبات نداره .

    دو هزار سال پيش دانشمندان يوناني كلمه اتم را براي كوچكترين جزء ماده به كار بردند تا اواسط قرن نوزدهم ميلادي ، به مدت بيش از پنجاه سال تحقيقات آزمايشگاهي و نظري فراواني براي فهم اين نسبت ها و ماهيت عناصر انجام شد . در اين ميان فيزيكدان ها از جهت ديگري علاقه مند به اين مساله بودند . از يك طرف مقدمات نظريه جنبشي گازها از اواسط قرن نوزدهم ميلادي مطرح شده بود . در اين مباحث فيزيكدان ها مي كوشيدند با فرض اينكه گازها مجموعه اي از ذرات هستند ، كه با يكديگر و نيز با ديواره ظرف محتوي گازها برخورد مي كنند ، به خواص آنها مانند دما و فشار دست يابند . از طرف ديگر نظريه الكترمغناطيس و خواص ذرات باردار كوچك كه كه الكترون ناميده شده بودند در دست بررسي بود . كشف پرتو ايكس و راديو اكتيويته نيز به مجموع اين مباحث كمك مي كرد ا نظريه اتمي ماده مورد پذيرش قرار گيرد . اما شناخت نهائي به دهه بيست كشيده شد و تا سال 1910 ميلادي به درازا كشيد . در اين زمان هم الكترون به عنوان يك ذره كوچك كشف شده بود و هم نظريه كوانتومي نور ، و هم نسبت دقيق وزن ((عنصرها)). به اين ترتيب شيميدان ها و فيزيكدان ها نهايتاً پذيرفتند كه كوچكترين بخش ماده اتم است و اتم ماده هاي مختلف با يكديگر متفاوت اند .

    منابع : شیمی کوانتم تالیف دکتر غفار متدین اول .... شیمی عمومی تالیف دکتر شبری .... اینترنت

  14. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید عابد - زاهد از ایشان تشکر کرده اند:


  15. #238
    ستاره دار(8) mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    نوشته ها
    17,570
    تشکر
    49,724
    تشکر شده 81,839 بار در 17,018 ارسال

    پاسخ : فلسفی-عرفانی

    نقل قول نوشته اصلی توسط عابد - زاهد نمایش پست ها
    مدل اتمی رادرفورد (به انگلیسی: Rutherford model) مدلی از ساختمان اتم است که ارنست رادرفورد در سال ۱۹۱۱ میلادی ارائه کرد.

    در سال ۱۹۱۱ رادرفورد پس از آزمایش معروف ورقه طلای خود مدل دیگری را پیشنهاد کرد. رادرفورد با تاباندن ذرات آلفا به ورقه نازکی از طلا (به ضخامت ۲۰۰۰اتم طلا) مشاهده کرد که بیشتر ذرات از ورقه عبور می‌کنند یا به مقدار کمی منحرف می‌شوند. اما درصد بسیار کوچکی از ذرات (تقریباً یک در ۲۰۰۰۰) با زاویه‌ای بیش تر از ۹۰ درجه بازمی‌گردند. رادرفورد نتیجه گرفت که بخش بزرگی از اتم فضای خالی است و در مرکز اتم هسته چگالی وجودوالکترون ها در اطراف هسته در گردشند

    البته ما اول باید تعریف ماده واتم را ازنطر فلسفیون بدانیم .در غیراینصورت باید منکر وجود هستی شد که یعنی عدم وعدم هم نیاز به اثبات نداره .

    دو هزار سال پيش دانشمندان يوناني كلمه اتم را براي كوچكترين جزء ماده به كار بردند تا اواسط قرن نوزدهم ميلادي ، به مدت بيش از پنجاه سال تحقيقات آزمايشگاهي و نظري فراواني براي فهم اين نسبت ها و ماهيت عناصر انجام شد . در اين ميان فيزيكدان ها از جهت ديگري علاقه مند به اين مساله بودند . از يك طرف مقدمات نظريه جنبشي گازها از اواسط قرن نوزدهم ميلادي مطرح شده بود . در اين مباحث فيزيكدان ها مي كوشيدند با فرض اينكه گازها مجموعه اي از ذرات هستند ، كه با يكديگر و نيز با ديواره ظرف محتوي گازها برخورد مي كنند ، به خواص آنها مانند دما و فشار دست يابند . از طرف ديگر نظريه الكترمغناطيس و خواص ذرات باردار كوچك كه كه الكترون ناميده شده بودند در دست بررسي بود . كشف پرتو ايكس و راديو اكتيويته نيز به مجموع اين مباحث كمك مي كرد ا نظريه اتمي ماده مورد پذيرش قرار گيرد . اما شناخت نهائي به دهه بيست كشيده شد و تا سال 1910 ميلادي به درازا كشيد . در اين زمان هم الكترون به عنوان يك ذره كوچك كشف شده بود و هم نظريه كوانتومي نور ، و هم نسبت دقيق وزن ((عنصرها)). به اين ترتيب شيميدان ها و فيزيكدان ها نهايتاً پذيرفتند كه كوچكترين بخش ماده اتم است و اتم ماده هاي مختلف با يكديگر متفاوت اند .

    منابع : شیمی کوانتم تالیف دکتر غفار متدین اول .... شیمی عمومی تالیف دکتر شبری .... اینترنت
    سلام.
    اینها که البته اثبات وجود اتم نبود درست است؟
    اگر اثبات وجود اتم را جایی دیدید لطفا قرار بدهید.
    --------------------
    یک جایی از نوشته‌ی بالا من واژه‌ی «متقاعد شدن» دیدم... این به معنای اثبات نیست. هست؟ اگر هست باید از ایشان بپرسیم چگونه اثبات کردند؟
    ---------------------
    خدمت دوستان توضیح عرض کنم...
    این که آنجا یک چیزی هست... در این که شکی نیست!
    این که بالاخره یک چیزی هست این مشخص است. حالا چه اتم باشد چه یک جسم پیوسته باشد چه انرژی باشد .... بالاخره یک چیزی هست...
    از سوی دیگر ما منکر این چیزی که به آن برق و انرژی الکتریکی می‌گوییم هم نیستیم!
    نه.
    موضوع سر اثبات اتم است و اثبات این فرضیات (خیالی) که کرده‌اند... که اتم یک چیز کروی (بیضوی) شکل است که هسته دارد و مدار دارد و این خواص مال آن است و ...
    ------------------------------------------
    بخواهم مثال بزنم مثلا بگویم چه؟... مثلا شما فرض کنید هر از گاهی یک دست بادهای مغناطیسی به سوی زمین برخورد می‌کند... ببینید... در اصل این برخورد که شکی نیست... ولی موضوع این است که برخی این را تاثیر بال زدن اژدهای صورتی می‌دانند... برخی آن را حاصل طوفان‌های خورشیدی می‌دانند...
    حرف ما این است که شما اول باید بیایی خود اژدهای صورتی را ثابت کنی بعدا بگویی که این بادهای مغناطیسی حاصل بال زدن آن است...
    آری... این‌گونه توجیه می‌توان کرد...
    می‌توان «متقاعد» شد...
    می‌توان تفسیر کرد...
    می‌توان تصور کرد...
    شاید فرمول‌هایی هم بر این اساس نوشتیم و جواب هم داد.
    ولی این که اثبات وجود اژدهای صورتی نیست!
    هست؟
    شاید یک پدیده‌ی دیگری این بادها را به وجود آورده!
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

  16. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  17. #239
    ستاره دار(8) mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    نوشته ها
    17,570
    تشکر
    49,724
    تشکر شده 81,839 بار در 17,018 ارسال

    رابطه فیزیک و فلسفه

    بحث مزحک کوانتوم و عدم قطعیت و چگونگی تعامل ما با آن
    ------------------------------------------------------------

    نقل قول نوشته اصلی توسط mhjboursy نمایش پست ها
    ....
    پیرو نوشته بالا...
    یک چند تا نکته در مورد فیزیک (فیزیک نو) و رابطه‌اش با فلسفه (و احیانا دیگر حوزه‌ها مثل تفسیرهای تخیلی) عرض کنم...
    ببینید...
    ما می‌آییم می‌گوییم در کمد اتاق خواب من یک دیو وجود دارد...
    این یک فرضیه است! اشکالی هم ندارد. هر کسی می‌تواند یک فرضیه ارائه دهد.
    بعد می‌آییم می‌گوییم هر بار که من درب را باز می‌کنم لباس‌ها تکان می‌خورد و او را نمی‌بینم و لباس‌هایم هم هر بار مقداری کثیف می‌شود.
    پس: نتیجه می‌گیریم که این دیو چرک‌آلود است (که چرکش مقداری روی لباس‌ها می‌ریزد) و با دیدن ما فرار می‌کند (که با فرار کردنش لباس‌ها تکان می‌خورند).
    سپس هم قانع می‌شویم که فرضیه نخستمان درست بوده و هم این که می‌آییم سرعت فرار کردن او و نیز میزان چرکی که در بدن او وجود دارد و روی لباس‌ها می‌ریزد را هم محاسبه می‌کنیم و نتیجه می‌گیریم که این دیو چرک‌آلود فرار دارای سرعت ۱۰۰ متر بر ثانیه و گرد و خاکی برابر ۵ کیلوگرم می‌باشد.
    (دقت کنیم بار دیگر: محاسبات دقیق انجام داده‌ایم. فرضیه گرفته‌ایم و این فرضیات و آن محاسبات هم با هم جور در آمده! هیچ مشکلی نیست.)
    سپس می‌گوییم اگر بار دیگر هم درب کمد را باز کنم ۲۵ گرم چرک روی فلان لباسم ریخته و لباس‌هایم هم با سرعت فلان تکان خواهد خورد.
    و درب را باز می‌کنیم و عینا هم همین اتفاق می‌افتد!!!
    خوب؟
    نتیجه؟
    ...
    آیا این فرض ما درست بوده؟
    ما خود دیو را اثبات نکردیم. ولی چگونگی‌هایی برای آن اثبات کردیم.
    و جالب اینجاست که فرمول‌هایی هم که به دست آوردیم نه تنها آن فرض را اثبات (!) می‌کند. بلکه کارایی هم دارد و می‌توانیم اصلا از آن استفاده کنیم.
    خوب؟
    آیا فرض درست بوده؟
    ...
    نه!
    معلوم است که نه.
    ای بسا آن تکان خوردن لباس‌ها به خاطر باز کردن درب و جابه‌جایی باد بوده باشد. ای بسا یک نفر دارد با ما شوخی می‌کند ای بسا... شاید آن گردهایی که روی لباس می‌ریزد چرک بدن دیو نباشد و صرفا یک مقدار از گچ دیوار باشد که با هر بار باز و بسته کردن درب مقداری‌اش می‌ریزد روی لباس‌ها... شاید یک جایی زغالی شده و این لباس‌ها به آن می‌مالند و کثیف می‌شوند... ای بسا...)
    ما خود دیو را ثابت نکردیم ولی رفتیم (هنوز خودش را ثابت نکرده) برایش خصوصیاتی اثبات کردیم. معلوم است که کار اشتباه است.
    ولی...
    این «اصلا و ابدا» دلیل نمی‌شود که ما از آن فرمول‌ها استفاده نکنیم!!!
    نکته را داشتید؟
    کار ما با فیزیک هم همین است.
    یک چرتی به نام عدم قطعیت و کوانتوم درست کرده‌اند که در عمل کار می‌کند. یک کارهایی می‌کند و از آن می‌توان مقداری استفاده کرد. ولی اصل قضیه روی هوا است و اثبات نشده است. تفسیرهای تخیلی‌ای هم از این اصل اثبات نشده (صرفا فرض شده) می‌کنند که یک نفر که فلسفه واقعی را لمس کرده باشد خنده‌اش می‌گیرد!
    خوب؟
    ما آنجایی را که اثبات نکرده‌اند را نمی‌پذیریم. ولی از این فرمول‌هایی که (احیانا یک مقدار مشکل هم شاید داشته باشند و) در عمل دارند کار می‌کنند استفاده می‌کنیم.
    همان‌گونه که آنجا در مورد کمد استفاده می‌کردیم.
    آقای محاسبه‌گر می‌گوید درب کمد را که باز کنی ۱۰ گرم چرک دیو روی لباس‌هایت خواهد ریخت و لباس‌هایت را با سرعت نیم متر در ثانیه تکان خواهد داد.
    ما هم به ایشان می‌گوییم بسیار عالی. دستت هم درد نکند. ما آن دیو را قبول نمی‌کنیم ولی از این فرمول نیمه صحیحت استفاده می‌کنیم و خیلی هم متشکریم. متشکریم که به ما می‌گویی دفعه بعد لباس‌هایت تکان می‌خورد و خاکی خواهد بود. ممنون.
    ما تفسیرت (تفسیر خنده‌دارت) را نمی‌پذیریم. ولی محاسباتت (محاسبات تقریبا دقیقت) را می‌پذیریم.
    به ما می‌گویند یک اتمی هست و یک الکترونی و یک کوارکی و هر کوارک فلان نام را دارد و حرکت الکترون ذره‌ای موجی است و فلان فرمول را دارد...
    ما هم می‌گوییم بسیار عالی. فرمولت آیا کاربرد دارد؟ چقدر کاربرد دارد؟ تا هرجا که کاربرد دارد فرمولت را استفاده می‌کنیم. ولی تفسیرهایی را که اثبات نکردی و با تخیلت آمیخته‌ای را نمی‌پذیریم. (تو حتی خودت هم مطمئن نیستی که اتم یک موجود زنده است یا مرده؟ نمی‌دانی مکعب است یا ستاره‌ای است یا کروی! حالا من چگونه بیایم از تو تفسیر شعرگونه‌ای که روی یکی از این فرض‌ها بنا نهاده‌ای را بپذیرم؟ این را با اجازه نمی‌پذیریم. البته هر وقت (اگر) ثابت کردی حتما می‌پذیریم. ولی اکنون نه.)
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

  18. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  19. #240
    ستاره دار(8) mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    نوشته ها
    17,570
    تشکر
    49,724
    تشکر شده 81,839 بار در 17,018 ارسال

    پاسخ : فلسفی-عرفانی

    مرز و محدودیت
    پرسش چرا (این همه) محدودیت (در زندگی‌ام) وجود دارد. (فلسفه شرور!)
    پاسخ: محدودیت تعریف تو است. نقص و ناتوانی خود تویی. این نداشته‌هایت است که تو (یا او) را تو کرده. اگر تین نبودن‌ها نبود نبودی. یا این نبودی.
    همان‌گونه که کشور ایران با مرزهایش با افغانستان و ترکمنستان ایران می‌شود تو هم از دو بخش بودن و نبودن تشکیل شده‌ای. (که البته نیستی نیست.)
    به قول استاد دینانی این قیدها هستند که مطلق را مقید می‌کنند.
    به قول جلال الدین بلخی چو هست مطلق آید در اشارت تو با لفظ من کنی از وی عبارت
    به قول حافظ تو خود حجاب خودی.... از میان برخیز.

    کشور ایران بدون داشتن مرزهایش دیگر ایران نیست.
    البته شاید در آن هنگام بتوان به آن گفت کره زمین. یا منظومه شمسی. یا راه شیری. یا گیتی.
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

  20. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


صفحه 24 از 41 نخست ... 142122232425262734 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بوک مارک ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •