صفحه 9 از 11 نخست ... 67891011 آخرین
نمایش نتایج: از 81 به 90 از 105

موضوع: انرژی مثبت ✌️✌️✌️✌️

  1. #81
    ستاره دار(8) mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    نوشته ها
    17,482
    تشکر
    49,582
    تشکر شده 81,400 بار در 16,931 ارسال

    پاسخ : انرژی مثبت ✌️✌️✌️✌️

    چند چیز دیگر هم به ذهنم می‌رسد که به خودم و شما یادآوری می‌کنم:
    • با آدم‌های مثبت پریدن. در همین انجمن هستند آدم‌هایی که انرژی مثبت از سر و پایشان می‌بارد. در عوض هستند آدم‌هایی که دم به دمشان بدهی افسردگی‌شان را به تو تزریق می‌کنند. (خود من هم احتمالا یکی‌شان. البته من در حال تغییر هستم.) طبق حدیث: همنشین از همنشین رنگ می‌گیرد.
    • همان‌گونه که خانم رویا گفتند داشتن یک دفتر سپاسگزاری. (آهان... اکنون یادم آمد... یک راهکار دیگر هم گفتند و آن تمسخر موقعیت بد بود. که در همین جستار هست.)



    می‌دانید چیست؟ بیشتر اوقات احساس بدبینی آن زمان آغاز می‌شود که آدم مانند بوکس‌باز درون رینگ بوکس یک مشت جانانه (از بازار) می‌خورد.
    کنترل احساسات در اینجا بسیار مهم است.
    بیشتر ما به این حالت که می‌رسیم بلند بلند می‌گوییم اصلا هم درد نداشت. ولی بعد می‌رویم یک گوشه گریه می‌کنیم. بعدش هم می‌رویم یک سال در سوگ می‌نشینیم... و داد و ستدهایمان هم خراب می‌شود.... ولی راه حل درست این است که قضیه را به درستی جمعش کنی. از قضیه عبرت بگیری. و روحیه عالی به خودت القاء کنی. و درایتت را جمع کنی و بروی بزنی تو گوشش (تو گوش حریف بوکس‌باز - تو گوش بازار).
    گمان کنم این را به خودآگاه آوردن کار درستی باشد. شبیه آن کاری که در بالا در مورد اثر فیزیکی (ضربه زدن به پشت دست) گفته شده بود.

    دوستان اگر کسی چیزی به ذهنش می‌رسد لطفا ایده‌اش را بفرماید.


    ویرایش:
    راهکار زمانی که از بازار مشت خوردیم:
    پس از این که مشت خوردی. بگویی خیلی طبیعی است. (من خودم را با کسی مقایسه نمی‌کنم. با بازار یا هیچ چیز دیگر هم مقایسه نمی‌کنم.) اشکال ندارد. هیچ چیز تمام نشده است. بازی همیشه ادامه دارد. برای این که یک مشت‌زن قهار شوم باید مشت هم بخورم (مشت هم می‌زنم). یکی خوردم. صد تا دیگر هم قبلا خوردم! و صد تا دیگر هم مطمئنا بعد از این خواهم خورد! نمردم! و نمی‌میرم! ناراحت هم نمی‌شوم. کاملا طبیعی است. ولی هر روز قوی‌تر می‌شوم! من روحیه‌ام را از دست نمی‌دهم و مطمئنم که کار درست را انجام می‌دهم و با این تمرین‌های درست مشت‌زنی خدا (یا طبیعت به دید ماده‌پرستان) هم بالاخره پاداش مرا می‌دهد. از رو نمی‌روم و من هم همین الان می‌روم تلاش می‌کنم یکی بزنم تو گوشش. امروز نشد فردا. فردا نشد پس‌فردا. من سخت‌جان‌تر از این حرف‌ها هستم و این قدر تلاش می‌کنم که بالاخره یک روزی می‌شود که فقط من می‌زنم تو گوشش.
    عاقبت واس ماس.
    و العاقبةللمتین.
    ویرایش توسط mhjboursy : 2020/12/06 در ساعت 23:22
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

  2. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  3. #82
    ستاره دار(8) mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    نوشته ها
    17,482
    تشکر
    49,582
    تشکر شده 81,400 بار در 16,931 ارسال

    پاسخ : انرژی مثبت ✌️✌️✌️✌️

    چگونه خوش بینی را چاشنی زندگی خود کنیم؟
    ---------------------------------------------------

    ۱. احساسات‌ خود را بشناسید و ببینید از اتفاقات خوب و بد چه تأثیری می‌پذیرید
    خوش بینی به این معنی نیست که باید همیشه شاد باشید. اینکه به اجبار سعی کنید خودتان را حتی در مواقع بحرانی شاد جلوه بدهید، رفتار اشتباهی است. در عوض، خودتان را با گستره‌ی متنوع احساساتی وفق دهید که در مقاطع مختلف زندگی بروز می‌کنند و بپذیرید احساسات منفی مانند احساسات مثبت، بخشی طبیعی از تجربیات زندگی هستند. باید آگاه باشید سرکوب کردن برخی احساسات خاص ممکن است منجر به پریشانی عاطفی شدید شود. اگر احساسات‌ خود را محدود نکنید، در مواجهه با اتفاقات غیرمنتظره‌ی آینده می‌توانید سازگارتر و کُنِشگرتر ظاهر شوید. این رویکرد به شما کمک‌ می‌کند در موقعیت‌های پیش‌بینی نشده خوشبین و منعطف باشید.
    احساسات منفی می‌توانند در طول زمان به یک عادتِ شرطی تبدیل شوند. هرگز خودتان را به دلیل احساسات ناخوشایند سرزنش نکنید، چرا که با سرزنش کردنِ خودتان نمی‌توانید به مرحله‌ی رشد برسید و فقط در همان اتفاق پیش آمده دَرجا خواهید زد.
    در عوض سعی کنید بفهمید چه اوقاتی احساسات منفی به سراغ‌تان می‌آیند. برای ردیابی زمان بروز احساسات ناخوشایند می‌توانید احساسات یا افکار ناخوشایندی را که در طول روز برای‌تان اتفاق می‌افتد، در یک دفترچه‌ی شخصی یادداشت کنید. سپس زمینه‌ی بروز این احساسات و افکار ناخوشایند را به دقت بررسی کنید و به دنبال راهکارهای جایگزین برای رویارویی با این‌گونه احساسات و افکار باشید.
    مثلا فرض کنید در حال رانندگی هستید که ناگهان یک ماشین دیگر، می‌پیچید و مسیرتان را می‌بندد. حالا فرض کنید از این اتفاق عصبانی شده‌اید، طوری که دست‌ خود را روی بوق می‌گذارید و حتی سر راننده‌ی جلویی داد می‌زنید. در پایان روز، این اتفاق را به همین شکل در دفترچه‌تان یادداشت کنید. از احساس خود در آن لحظه بنویسید و واکنشی را هم که بلافاصله نشان دادید ذکر کنید. اما یادتان باشد رفتارتان را با برچسب «درست» یا «غلط» مورد قضاوت قرار ندهید و فقط به بازنویسی اتفاق پیش آمده اکتفا کنید.
    سپس درباره‌ی چیزی که نوشته‌اید، اندکی تأمل کنید. آیا واکنشی که از خودتان نشان دادید، مغایر ارزش‌های مورد باور شما نبوده است؟ آیا رفتارتان با شخصیتی که از خودتان انتظار دارید، مغایرت نداشته است؟ اگر پاسخ به این پرسش‌ها مثبت بود، فکر می‌کنید کجای رفتارتان اشتباه کردید؟ به نظرتان، علت اصلی واکنش شما چه بود؟ شاید واقعا از دست راننده‌ای که ناگهان جلوی راه‌تان سبز شد عصبانی نبودید، بلکه این فرد را قربانی عصبانیتی کردید که از جای دیگری ناشی شده بود.
    یادداشت کردن اتفاقات نباید موجب درگیر شدن در احساسات منفی شود. باید از این تجربه‌ها درس بگیرید. از خودتان بپرسید: چه درسی در این تجربه هست که می‌تواند موجب رشد فردی‌ شما شود؟ آیا می‌توانید از این تجربه برای رویارویی با سایر اتفاقات کمک بگیرید؟ اگر دفعه‌ی بعد با موقعیتی مشابه مواجه شدید، چگونه رفتار خواهید کرد که مطابق ارزش‌هایتان باشد؟ مثلا اگر درک کنید عصبانیت‌ شما ناشی از روز پرتنشی بود، راحت‌تر می‌توانید بپذیرید دیگران هم اشتباه می‌کنند. به این ترتیب، یاد می‌گیرید بار دیگری که کسی نسبت به خودتان رفتار مشابهی پیش گرفت، با طرف مقابل همدلی کنید. اگر از قبل درباره‌ی طرز رفتارتان نسبت به موقعیت‌های تنش‌زا پیش‌فرض داشته باشید، واکنش شایسته‌تری در چنین موقعیت‌هایی از خودتان نشان خواهید داد.

    ۲. تمرینات ذهن‌آگاهی انجام بدهید
    ذهن‌آگاهی (mindfulness) یکی از مؤلفه‌های کلیدی خوش بینی است که به شما کمک‌ می‌کند در لحظه، بدون هیچ قضاوتی، به احساسات‌ خود اذعان داشته باشید. اغلب اوقات، واکنش‌های منفی زمانی بروز می‌کنند که با احساسات‌ خود بجنگید یا آن‌قدر مغلوب آنها شوید که یادتان برود می‌توانید واکنش‌تان را نسبت به احساسات خود کنترل کنید. برای اینکه بتوانید خودتان را در زمان هجوم احساسات منفی کنترل کنید، باید روی طرز نفس کشیدن‌تان تمرکز داشته باشید، هم جسم و هم احساسات‌تان را بپذیرید و به جای انکار احساسات‌ خود از آنها درس بگیرید.
    در مطالعات متعددی ثابت شده است مراقبه‌ی ذهن‌آگاهی در بهبود اضطراب و افسردگی تأثیر دارد. همچنین گفته شده است مراقبه‌ی ذهن‌آگاهی موجب تغییر رویه‌ی بدن در پاسخ به استرس می‌شود.
    برای بهره‌مندی از تأثیرات مثبت مراقبه لازم نیست حتما زمان زیادی را به انجام مراقبه اختصاص بدهید. فقط روزی ۵ دقیقه انجام مراقبه‌ی ذهن‌آگاهی کافی است تا نسبت به احساسات‌ خود آگاه‌تر شوید و آنها را بپذیرید.

    ۳. تک‌گویی‌های درونی‌ خود را از نظر خوشبینانه یا بدبینانه بودن بررسی کنید
    برای اینکه بدانید آیا دیدگاهتان نسبت به زندگی معمولا خوشبینانه است یا بدبینانه، بد نیست نگاهی به محتوای تک‌گویی‌های درونی‌ خود بیندازید، یعنی همان حرف‌هایی که در ذهن‌ با خودتان می‌زنید. توصیه می‌شود تک‌گویی‌هایی را که در طول یک روز با خودتان دارید، بررسی کنید و ببینید کدام یک از اَشکال تک‌گویی‌های منفی‌نگرانه‌ای را که در ادامه آمده است، به دفعات زیاد مرتکب شده‌اید:
    • آیا عادت دارید جوانب منفی هر اتفاقی را بزرگ کنید و تمامی جوانب مثبتش را نادیده بگیرید؟
    • آیا در مواجهه با اتفاقات منفی، معمولا خودتان را به صورت خودکار سرزنش می‌کنید؟
    • آیا در هر موقعیتی، انتظار بدترین حالتش را می‌کشید؟ مثلا اگر به کافی‌شاپ بروید و سفارش‌ شما اشتباهی سِرو شود، آیا از روی عادت با خودتان فکر خواهید کرد مابقی روزتان خراب شده است؟
    • آیا همه چیز را مطلقا سیاه یا سفید می‌بینید و هیچ حد وسطی را در نظر نمی‌گیرید؟


    ۴. در زندگی به دنبال جوانب مثبت بگردید
    تفکر مثبت یکی از مهم‌ترین اقداماتی است که باید برای تبدیل شدن به یک فرد حقیقتا خوشبین در پیش بگیرید. باید تک‌گویی‌های درونی‌ خود را در جهتی تغییر بدهید که بتوانید هم در خودتان و هم محیط اطرافتان، روی جوانب مثبت تمرکز کنید. تفکر مثبت تأثیر بسزایی روی سلامت ذهن و جسم دارد. از جمله‌ی این تأثیرات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
    افزایش طول عمر؛کاهش افسردگی؛کاهش پریشانی؛تقویت سیستم ایمنی؛بهبود سلامت جسمی و روانی؛کاهش خطر مرگِ ناشی از بیماری‌های قلبی عروقی؛بهبود مهارت‌های مقابله با سختی‌ها و موقعیت‌های تنش‌زا.

    ۵. خوش بینی حقیقی را با خوش بینی کورکورانه اشتباه نگیرید
    خوشبینی کورکورانه یعنی فکر کنید هیچ اتفاق بدی‌ نمی‌تواند بیفتد. این طرز فکر موجب اعتماد به نفس بیش از حد و زودباوری می‌شود و فرد را در معرض نا‌امیدی یا حتی خطر قرار می‌دهد. فردی که واقعا خوشبین باشد، هیچ چالشی را نادیده نمی‌گیرد و وجود احساسات و تجربیات منفی را منکر نمی‌شود. چنین فردی به چالش‌هایی موجود در مسیرش، اذعان دارد و به خودش می‌گوید: «من می‌توانم از پسِ همه‌ی اینها بربیایم.»
    مثلا اینکه بدون هیچ آموزش یا مطالعه‌ای در زمینه‌ی چتربازی، تصمیم به این کار بگیرید و با خودتان بگویید «هیچ اتفاق بدی نمی‌افته»، چیزی جز خوش بینی کورکورانه نیست، چرا که بدون اذعان داشتن به خطرات احتمالی این اقدام، خودتان را در معرض خطر قرار داده‌اید. این‌گونه اقدامات، واقع‌گرایانه نیستند و موجب می‌شوند فرد به دلیل خوش بینی کورکورانه‌، خودش را برای مقابله با موانع و خطرات احتمالی آماده نکند.
    فردی که حقیقتا خوشبین باشد، ابتدا درباره‌ی چتربازی تحقیق می‌کند و می‌پذیرد چتربازی ورزش پیچیده‌ای است که به آموزش و رعایت نکات ایمنی نیاز دارد. چنین فردی به هیچ‌وجه به دلیل مسیر دشواری که باید در پیش بگیرد تا بتواند چتربازی کند دلسرد نمی‌شود، بلکه خوشبین حقیقی برای خودش یک هدف تعیین می‌کند («من می‌خواهم چتربازی یاد بگیرم.») و در حالی که به توانمندی‌های خود مطمئن است، همه‌ی تلاشش را برای رسیدن به هدفش به‌کار می‌گیرد.

    ۶. هر روز چند جمله‌ی مثبت‌نگرانه یادداشت کنید
    با یادداشت کردن جملات کوتاهی که مثبت اندیشی شما را تقویت می‌کند، می‌توانید به انجام‌پذیری کاری که قصد انجامش را دارید، باور پیدا کنید. جملاتی بنویسید که با دیدن آنها یادتان بیفتد، سعی دارید چه بخشی از دیدگاهتان را نسبت به زندگی تغییر بدهید. این جملات را در مکان‌هایی از قبیل آینه‌ی دستشویی، داخل کمد، کناره‌‌های صفحه‌نمایش رایانه یا حتی روی دیوار حمام نصب کنید تا هر روز جلوی چشم‌ باشند. موارد زیر چند نمونه از جملات مثبت‌نگرانه‌ای هستند که می‌توانید هر روز از دیدن آنها انرژی بگیرید:
    • «هر کاری امکان‌پذیره»؛
    • «این شرایط دور و بَرَم نیست که به من شکل می‌ده، بلکه خودِ منم که به شرایط دور و بَرَم شکل می‌دم»؛
    • «تنها چیزی که تحت کنترل منه، طرز برخوردم نسبت به زندگیه»؛
    • «همیشه حق انتخاب دارم».


    ۷. خودتان را با دیگران مقایسه نکنید
    بسیاری اوقات احساس حسادت موجب ایجاد افکار منفی می‌شود («علی پولش از پارو بالا می‌ره، حالا منو بگو! همیشه هشتم گروی نهمه.»). یادتان باشد همیشه کسانی هستند که اگر خودتان را با این افراد مقایسه کنید، خواهید دید اوضاع خودتان به مراتب مطلوب‌تر است؛ بنابراین از مقایسه‌های منفی با دیگران بپرهیزید و روی نقاط مثبت تکیه کنید. مطالعات نشان داده، گِله‌مندی افراد از مشکلات‌شان با احساس افسردگی و اضطراب در ارتباط است.
    سعی کنید در زندگی روزمره‌تان قدردان باشید تا بتوانید از چرخه‌ی مقایسه‌های منفی دوری کنید. از کسانی که در زندگی‌ شما نقش مؤثری داشته‌اند، به صورت کتبی یا حضوری سپاسگزاری کنید. مطمئن باشید توجه به نقاط مثبت زندگی تأثیر بسزایی در بهبود خلق‌وخو و احساس خوشبختی خواهد داشت.
    مطالعات نشان داده است افرادی که هر هفته چند خط درباره‌ی اتفاقاتی می‌نویسند که موجب شده احساس قدردانی در دلشان زنده شود، در مجموع نسبت به زندگی خوشبین‌تر هستند.

    ۸. دیدگاه‌ خود را در چند حوزه از زندگی بهبود ببخشید
    بدبینی اغلب از احساس درماندگی و عدم کنترل ناشی می‌شود. یک یا دو جنبه‌ی کلیدی زندگی‌ خود را که مایل به بهبود آن هستید، شناسایی کنید و همه‌ی تلاش‌ خود را در جهت تغییر به کار بگیرید. این رویکرد به شما کمک‌ می‌کند تا بار دیگر به قدرت و توانمندی‌ خود در ایجاد تغییر در زندگی روزمره‌ ایمان بیاورید.
    خودتان را به‌عنوان «علت» انجام کار در نظر بگیرید و نه معلول. افراد خوش بین باور دارند که می‌توانند به پشتوانه‌ی زحمات و توانمندی‌هایشان بر اتفاقات یا تجربیات منفی غلبه کنند.
    قدم به قدم جلو بروید. قرار نیست همه چیز را یک‌باره عوض کنید.
    تفکر مثبت به گرفتن نتیجه‌ی مثبت کمک می‌کند. در یک پژوهش به بازیکنان بسکتبال (همه‌ی بازیکنان شرکت‌کننده در این پژوهش مرد بودند) آموزش داده شد نتایج مثبت (مثلا پرتاب آزاد) را به توانمندی‌های خود و نتایج منفی را به کم‌کاری‌های خود نسبت بدهند. بعد از مدتی مشاهده شد عمکرد بازیکنان به میزان قابل توجهی بهبود یافته است.

    ۹. در هر فرصتی لبخند بزنید
    مطالعات نشان داده است افرادی که چهره‌شان را به یک لبخند دلپذیر مزین می‌کنند، نسبت به زمان حال و آینده احساس خوشحالی و خوش بینی بیشتری پیدا خواهند کرد.
    در یک پژوهش، از عده‌ای خواسته شد یک خودکار را طوری به کمک دهان نگه دارند که ماهیچه‌های صورت‌شان حالت لبخند داشته باشند. این افراد در همین وضعیت به تماشای نمایش‌های کارتونی نشستند و نمایش‌هایی را که دیدند، در مقایسه با سایر شرکت‌کنندگان خنده‌دارتر ارزیابی کردند، در حالی که خودشان هم نمی‌دانستند مثبت‌تر بودن واکنش‌ آنها از لبخندی روی چهره‌شان ناشی شده بود. گفته می‌شود تغییر آگاهانه‌ی ماهیچه‌های صورت به شکلی که احساسات مثبت در چهره پدیدار شوند نیز پیام مشابهی را به مغز می‌فرستد که موجب تقویت خلق‌وخو می‌شود.
    ویرایش توسط mhjboursy : 2020/12/06 در ساعت 20:30
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

  4. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  5. #83
    ستاره دار(8) mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    نوشته ها
    17,482
    تشکر
    49,582
    تشکر شده 81,400 بار در 16,931 ارسال

    پاسخ : انرژی مثبت ✌️✌️✌️✌️

    شبیه همین بالایی:

    چگونه خوش بینی خود را تقویت کنیم؟
    ۱. نحوه‌ی تعامل خود با دنیای پیرامون‌تان را بررسی کنید
    خوش بینی چیزی نیست که از خودِ مغز به بیرون تراوش کند، بلکه از تعامل‌ فرد با دنیای پیرامونش ناشی می‌شود. جنبه‌هایی از پیرامون‌تان را که موجب نارضایتی‌ شما هستند شناسایی کنید و با صرف وقت و انرژی در جهت بهبودشان گام بردارید.
    در اقداماتی شرکت کنید که دنیا را به محلی مطلوب‌تر برای زندگی کردن تبدیل می‌کند. مثلا اگر دغدغه‌ی محیط‌ زیستی دارید، می‌توانید به کمپین‌های حفاظت محیط زیست بپیوندید.
    یادتان باشد فرهنگ‌های بسیار متنوعی در دنیا وجود دارند و فرهنگی که شما در آن زندگی می‌کنید، فقط یکی از آنهاست. این گوناگونی را بپذیرید و هرگز با خودتان فکر نکنید فرهنگ شما یا روش‌تان در پیشبرد امور بر سایر فرهنگ‌ها ارجحیت دارد. به مردمان دیگر بر اساس مختصات فرهنگی خودشان کمک کنید تا یاد بگیرید زیبایی و نشاط را می‌توانید در خیلی چیزها ببینید.
    در مقیاس کوچک، حتی اقدامات خیلی ساده مثل تغییر چیدمان اثاثیه‌ی منزل به شما کمک‌‌ می‌کند تا راحت‌تر بتوانید از الگوهای رفتاری قدیمی و بی‌فایده دست بکشید و الگوهای رفتاری جدید بسازید. مطالعات نشان داده است ترک عادات در صورتی که در روال عادی امور تغییر ایجاد کنید، راحت‌تر میسر می‌شود، چرا که نواحی جدیدی از مغز در نتیجه‌ی چنین تغییراتی درگیر خواهند شد.
    باید یاد بگیرید طیف وسیعی از احساسات را بپذیرید و به جای انکار شماری از احساسات خاص، با هر احساسی ناشی تعاملات‌ روزانه‌تان، دست‌‌و‌پنجه نرم کنید. از مدیریت وسواس‌گونه‌ی احساسات‌ خود بپرهیزید. برخی افراد برای اینکه بتوانند روی احساسات‌شان کنترل ذره‌بینی داشته باشند، عادات مشخصی را روزمره تکرار می‌کنند تا در تعاملات‌شان با دنیای پیرامون فقط با احساسات محدودی که خودشان تمایل دارند، مواجه شوند، در حالی که باید در تعامل با هر احساسی، دست به آزمون‌وخطا بزنید و راهکارهایی پیدا کنید تا بتوانید دنیای پیرامون‌تان را که البته با دیگران مشترک است، بهبود ببخشید.
    با توجه به تعاملاتی که با سایر مردم و نیز پیرامون‌تان برقرار کرده‌اید، اهداف و انتظارات خود از آینده را مشخص کنید. به این ترتیب می‌توانید از ایجاد انتظارات غیرواقعی، هم درباره‌ی خودتان و هم دیگران، جلوگیری کنید.

    ۲. به این فکر کنید که زندگی‌ بدون جوانب مثبتش چگونه خواهد بود
    پژوهشگران دانشگاه بِرکلی توصیه می‌کنند هفته‌ای یک‌بار به مدت ۱۵ دقیقه با خودتان فکر کنید که زندگی‌تان بدون جوانب مثبتش چگونه پیش می‌رفت. از خودتان بپرسید: اگر چیزی یا شخص بسیار مورد علاقه‌تان را در زندگی نداشتید، زندگی‌ چه فرقی می‌کرد؟ این تمرین موجب می‌شود درک کنید داشتن چیزهای خوب و مثبتی که در زندگی‌ از آن بهره‌مند هستید، امری مسلم و اجتناب‌ناپذیر نیست است، بلکه خوش‌اقبال بوده‌اید که همه‌ی این چیزهای خوب و مثبت در زندگی‌ شما اتفاق افتاده‌اند. این طرز فکر به شما کمک‌ می‌کند خوشبین‌تر به زندگی نگاه کنید.
    روی یک اتفاق مثبت در زندگی‌ تمرکز کنید، مثلا یک موفقیت، سفر یا هر اتفاق دیگری که برایتان بااهمیت است.
    اتفاق مورد نظر را به خاطر بیاورید و به شرایطی فکر کنید که این اتفاق خوب را در زندگی‌ شما رقم زدند.
    حالا با خودتان فکر کنید، شرایط می‌توانست طور دیگری باشد. مثلا شاید شرایط طوری می‌شد که زبان خارجی یاد نمی‌گرفتید و موقعیتش فراهم نمی‌شد به فلان سفر خارجی بروید. شاید هم شرایط به گونه‌ای رقم می‌خورد که در آن روز خاص، روزنامه نمی‌خریدید و آگهی شغلی را که اکنون با تمام وجود انجامش می‌دهید، نمی‌دیدید.
    وقایع یا تصمیمات مختلفی را که ممکن بود شرایط را تغییر می‌دادند و نمی‌گذاشتند این اتفاق بیفتد، به دقت یادداشت کنید.
    از خودتان بپرسید، اگر این اتفاق نمی‌افتاد، زندگی‌ چگونه پیش می‌رفت؟ اگر این اتفاق نمی‌افتاد، چه چیزهای مثبت دیگری را که در نتیجه‌ی همین اتفاق در زندگیتان حاصل شدند، از دست می‌دادید؟
    دوباره به خاطر بیاورید که شرایط با شما یار بوده و سرانجام این اتفاق نیک در زندگیتان رقم خورده است. به همه‌ی چیزهای مثبتی فکر کنید که در نتیجه‌ی این اتفاق به دست آوردید. قدردان تمامی اتفاقاتی باشید که می‌توانستند طور دیگری بیفتند، اما به ترتیبی رقم خوردند که تجربه‌ی لذت‌بخش اکنون را برایتان به ارمغان آوردند.

    ۳. در اتفاقات منفی به دنبال جوانب مثبت باشید
    بسیاری از افراد به طور طبیعی عادت دارند فقط روی جوانب منفی هر اتفاقی تمرکز کنند و جوانب مثبتش را نادیده بگیرند. برای مقابله با این تمایل مضر، یک نمونه از اتفاقات منفی زندگی‌تان را در نظر بگیرید و در این اتفاق خاص به دنبال جوانب مثبت بگردید. مطالعات نشان داده است توانایی یافتن جوانب مثبت در اتفاقات تلخ یکی از اجزای کلیدی خوش بینی است و در بهبود استرس، افسردگی و کیفیت ارتباطات افراد با دیگران نقش دارد. این تمرین را که فقط ۱۰ دقیقه زمان لازم دارد، روزی یک‌بار به مدت سه هفته انجام بدهید. در پایان سه هفته خواهید دید چقدر خوشبین‌تر شده‌اید.
    پنج چیزی را که موجب می‌شوند از زندگی امروزتان رضایت داشته باشید، فهرست کنید.
    سپس به خاطرات‌ خود رجوع کنید و به دنبال یک نمونه از اتفاقاتی بگردید که بر خلاف انتظارات‌ شما پیش رفت و موجب اندوه و ناامیدی‌تان شد. این اتفاق را خیلی خلاصه یادداشت کنید.
    حالا در این اتفاق به دنبال حداقل سه چیزی بگردید که به شما برای دیدن نیمه‌ی پر لیوان کمک‌ کند. با این تمرین یاد می‌گیرید نوع تفسیری که از اتفاقات مختلف دارید و نیز طرز واکنش خود را تغییر بدهید.
    فرض کنید همین چندی پیش، ماشین‌تان خراب شد و چون مجبور شدید منتظر اتوبوس بمانید، دیر به سر کار رسیدید. خرابی ماشین اتفاق خوشایندی نیست، اما در همین اتفاق ناخوشایند هم می‌توانید چند جنبه‌ی مثبت پیدا کنید: در اتوبوس با افراد جدیدی آشنا شدید که در غیر این صورت، احتمالا فرصت تعامل با این افراد را نداشتید؛ خوشبختانه توانستید اتوبوس گیر بیاورید، چرا که اگر اتوبوس نبود، مجبور می‌شدید تاکسی بگیرید و هزینه‌ی بالاتری بپردازید؛ درست است که ماشین‌ خراب شده، اما حل‌شدنی است.

    ۴. به فعالیت‌هایی بپردازید که موجب لبخند زدن یا خندیدن‌ شما می‌شود
    به خودتان فرصت خندیدن بدهید. مثلا پای سریال‌های طنز تلویزیونی بنشینید، در استندآپ کمدی‌های شهرتان شرکت کنید یا یک کتاب لطیفه بخرید و از خواندنش لذت ببرید. حس شوخ‌طبعی آدم‌ها با یکدیگر فرق دارد، مثلا ممکن است یک نفر از شنیدن یک لطیفه به قهقهه بیفتد، اما نفر دیگر حتی لبخند هم نزند. پس به دنبال راهکارهایی بگردید که با حس شوخ‌طبعی‌ شما سازگار باشند و برای خندیدن به شما کمک‌ کند. راهکاری پیدا کنید تا حداقل روزی یک‌بار، لبخند بر لبتان نقش ببندد. همچنین یادتان باشد خندیدن یک سلاح طبیعی برای کاهش استرس است.

    ۵. با سبک زندگی سالم پیش بروید
    ورزش و سلامت جسمی نقش بسزایی در خوش بینی و تفکر مثبت دارند. مطالعات نشان داده است ورزش کردن و انجام فعالیت‌های بدنی موجب آزاد شدن اندورفین در بدن‌ می‌شوند که در بهبود خلق‌و‌خو مؤثر است.
    حداقل هفته‌ای سه بار فعالیت بدنی را در برنامه‌‌ی خود قرار بدهید. منظور از فعالیت بدنی این نیست که حتما باید در باشگاه ورزش کنید. حتی می‌توانید در اوقات بیکاری به پیاده‌روی بروید یا در محل کار به جای آسانسور از پله‌‌‌ها تردد کنید. هر مقدار تحرک جسمی می‌تواند در بهبود خلق‌وخو مؤثر باشد.
    از مصرف مواد روان‌گردان بپرهیزید. مطالعات نشان داده است بین بدبینی و مصرف مواد روان‌گردان ارتباط نزدیک وجود دارد.

    ۶. با افرادی وقت بگذرانید که حال و هوایتان را بهتر می‌کنند
    مثلا با فرزندان‌ خود بازی کنید یا با خواهر و برادرتان خوش بگذرانید. معاشرت با دیگران راهکار مناسبی برای بیرون آمدن از انزوا و تنهایی است. یادتان باشد انزوا و تنهایی موجب بروز بدبینی و ‌شک‌گرایی می‌شود .
    اطمینان حاصل کنید افرادی که در زندگی‌تان حضور دارند، انسان‌های مثبت‌اندیش و یاری‌دهنده‌ای باشند. بعید نیست با افرادی برخورد کنید که جهت‌گیری‌ها و انتظارات متفاوتی در زندگی دارند و این کاملا طبیعی است. اما اگر متوجه شدید از طرز فکر و رفتار یک شخص تأثیر منفی می‌پذیرید، شاید بهتر باشد ارتباط‌ خود را با او محدود کنید. ما انسان‌ها به شدت مستعد «سرایت احساس» و تأثیرپذیری از احساسات و نگرش‌های اطرافیان‌ خود هستیم. افراد منفی‌نگر می‌توانند سطح استرس‌ شما را بالا ببرند و موجب شوند نسبت به توانایی‌هایتان در کنترل صحیح استرس دچار تردید شوید.
    از آزمون‌وخطا در ارتباطات‌ خود نترسید. شاید شخصی که فکر می‌کنید زمین تا آسمان با یکدیگر فرق دارید، بتواند چیز ارزشمندی به زندگی‌تان هدیه کند. درست مانند یک فرایند شیمی باید ترکیب افرادی را که در زندگی‌تان حضور دارند، به ترتیبی صحیح بچینید تا در نتیجه‌ی تعاملات‌ با این افراد بتوانید نسبت به آینده خوش‌بین‌تر شوید.
    اینکه توصیه شده است حال و هوایتان را در جهت مثبت تغییر بدهید، به این معنی نیست که باید در شخصیت‌ خود هم تغییر ایجاد کنید . مثلا قرار نیست برای اینکه به فردی خوش‌بین تبدیل شوید، شخصیت‌‌تان برون‌گرا شود. اینکه سعی کنید به گونه‌ای باشید که با خودِ واقعیتان در تضاد است، می‌تواند به جای خوش بینی موجب بروز احساس پوچی و اندوه شود.

    ۷. در تعاملات‌ خود با دیگران رویکرد مثبت داشته باشید
    خوش بینی یک بیماری مُسری است. اگر در تعاملات‌ با دیگران، رویکرد مثبتی داشته باشید و ابراز همدردی کنید، نه تنها خودتان سود خواهید برد، بلکه دیگران هم تحت تأثیر موجِ‌ خوش بینی ترغیب خواهند شد در تعامل با سایر افراد، مثبت برخورد کنند. به همین دلیل است که فعالیت‌های خیرخواهانه و داوطلبانه تأثیر بسزایی در بهبود خلق‌وخو دارند. در مجموع، اقدامات مثبت، مانند کمک به مصیبت‌دیدگان بلایای طبیعی، موجب افزایش خوش بینی می‌شوند.
    گفته شده است انجام اقدامات خیرخواهانه موجب تقویت اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس می‌شود و برای مقابله با احساس بدبینی و درماندگی کمک می‌کند.
    خدمت و کمک به خلق موجب می‌شود درباره‌ی آنچه به دنیا عرضه داشته‌اید، احساس خوبی پیدا کنید، به ویژه اگر کمک‌ خود را به صورت حضوری ارائه بدهید. در این مورد، کمک کردن به صورت حضوری بر سایر اَشکال از جمله کمک کردن به صورت ناشناس یا آنلاین ارجحیت دارد.
    فعالیت‌های داوطلبانه فرصتی فراهم می‌کنند تا دوستان جدید پیدا کنید و با جماعتی ارتباط داشته باشید که می‌توانند خوش بینی‌ شما را بهبود ببخشند.
    لبخند زدن به غریبه‌ها یک رفتار فرهنگی است. مثلا چنین رفتاری در فرهنگ آمریکایی‌ دوستانه تلقی می‌شود، اما در فرهنگ روسی موجب برانگیخته شدن احساس سوءظن خواهد شد. می‌توانید در مکان‌های عمومی به دیگران لبخند بزنید، اما آگاه باشید که این رفتار در هر فرهنگی معنی متفاوتی دارد. پس اگر گاهی دیگران لبخندتان را جواب ندادند، به خودتان نگیرید و ناراحت نشوید.

    ۸. بدانید که خوش بینی یک چرخه است
    هرچه بیشتر خودتان را با افکار و فعالیت‌های مثبت مشغول کنید، راحت‌تر می‌توانید در زندگی روزمره‌تان خوشبین باقی بمانید.


    برگرفته از: wikihow.com توسط صدف دژآلود آخرین به‌روزرسانی دی 95
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

  6. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  7. #84
    عضو عادی کیمیاگر آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    نوشته ها
    100
    تشکر
    819
    تشکر شده 693 بار در 101 ارسال

    پاسخ : انرژی مثبت ✌️✌️✌️✌️

    نقل قول نوشته اصلی توسط mhjboursy نمایش پست ها
    چند چیز دیگر هم به ذهنم می‌رسد که به خودم و شما یادآوری می‌کنم:
    • با آدم‌های مثبت پریدن. در همین انجمن هستند آدم‌هایی که انرژی مثبت از سر و پایشان می‌بارد. در عوض هستند آدم‌هایی که دم به دمشان بدهی افسردگی‌شان را به تو تزریق می‌کنند. (خود من هم احتمالا یکی‌شان. البته من در حال تغییر هستم.) طبق حدیث: همنشین از همنشین رنگ می‌گیرد.
    • همان‌گونه که خانم رویا گفتند داشتن یک دفتر سپاسگزاری. (آهان... اکنون یادم آمد... یک راهکار دیگر هم گفتند و آن تمسخر موقعیت بد بود. که در همین جستار هست.)



    می‌دانید چیست؟ بیشتر اوقات احساس بدبینی آن زمان آغاز می‌شود که آدم مانند بوکس‌باز درون رینگ بوکس یک مشت جانانه (از بازار) می‌خورد.
    کنترل احساسات در اینجا بسیار مهم است.
    بیشتر ما به این حالت که می‌رسیم بلند بلند می‌گوییم اصلا هم درد نداشت. ولی بعد می‌رویم یک گوشه گریه می‌کنیم. بعدش هم می‌رویم یک سال در سوگ می‌نشینیم... و داد و ستدهایمان هم خراب می‌شود.... ولی راه حل درست این است که قضیه را به درستی جمعش کنی. از قضیه عبرت بگیری. و روحیه عالی به خودت القاء کنی. و درایتت را جمع کنی و بروی بزنی تو گوشش (تو گوش حریف بوکس‌باز - تو گوش بازار).
    گمان کنم این را به خودآگاه آوردن کار درستی باشد. شبیه آن کاری که در بالا در مورد اثر فیزیکی (ضربه زدن به پشت دست) گفته شده بود.

    دوستان اگر کسی چیزی به ذهنش می‌رسد لطفا ایده‌اش را بفرماید.


    ویرایش:
    پس از این که مشت خوردی. بگویی خیلی طبیعی است. من خودم را با کسی مقایسه نمی‌کنم. با هیچ چیز مقایسه نمی‌کنم. اشکال نداشت. یکی خوردم. صد تا دیگر هم قبلا خوردم و صد تا دیگر هم مطمئنا بعد از این می‌خورم. نمردم و نمی‌میرم. ولی هر روز قوی‌تر می‌شوم! من روحیه‌ام را از دست نمی‌دهم و مطمئنم که کار درست را انجام می‌دهم و خدا (یا طبیعت به دید ماده‌پرستان) هم بالاخره پاداش مرا می‌دهد. از رو نمی‌روم و من هم می‌روم تلاش می‌کنم یکی بزنم تو گوشش. امروز نشد فردا. فردا نشد پس‌فردا. من سخت‌جان‌تر از این حرف‌ها هستم و این قدر تلاش می‌کنم که بالاخره یک روزی می‌شود که فقط من می‌زنم تو گوشش.
    عاقبت واس ماس.
    سلام.
    اصولا حضور ذهن در لحظه، همان چیزی که معنای واقعی فرآیند ذهن آگاهی است، کار لذتبخشی است. اما متاسفانه همه غرق در روتین زندگی عادی هستیم و بسیاری از کارها را روی فرمان ناخودآگاه مان داریم انجام میدهیم.
    شما فرض بگیرید فردی که میرود یک پیاده روی عصرانه داشته باشد، در طول مسیر پیاده روی انواع و اقسام فکرها توی ذهنش مرور میشود، از لیست مخارج و هزینه ها تا گفته های فلانی و حالا اگر بورس باز هم باشد وضعیت بازار و استرس معاملات فردا و ...
    تمام این افکار بصورت اتوماتیک و ناخودآگاه میان و ذهن رو درگیر میکنند و بعدش هم بدون هیچ نتیجه ای ذهن میپره روی شاخه بعدی و همینطور تکرار این لوپ باطل
    غافل از اینکه اون فرد آمده کمی راه برود، اکسیژن ناب تنفس کند، از طبیعت لذت ببرد، از برگ های سبز و زرد، از هرچیز کوچکی که جلوی چشمانش قرار گرفته و از این تصاویر که این لحظه از زندگی اش رو ساخته لذت ببرد و کیف کند...

    اینها را گفتم بدین دلیل که ما تقریبا 99.9 درصد مواقع اصلا حضور ذهن (به معنای ذهن آگاهی) نداریم توی روتین زندگی مان
    هر جایی که ذهن (نه به معنای ذهن محاسبه گر و منطقی) آمد و حضور در لحظه را کاملا بررسی کرد و با تمام جزئیات از لحظه لذت برد، یا حتی لذت هم نبرد اما آرام بود و دل به دل جهان هستی داد، از آنجا به بعد نه نیازی هست که کسی زور بزند تا خوشبین باشد، نه با کسی یا اتفاقی یا هرچی احساس رودر رویی و جنگ میکند، نه هیچ چیز دیگر...
    خیلی جالبه این حس، یک جور تسلط زیبا به خود خود آدم و حضورش در نقطه ای که هست (زمانی و فیزیکی)...

    یک جمله جالبی چند سال پیش در کلیپی یادم نیست از کی بود شنیدم گفت " هر موقع احساس کردید دارید از زندگی لذت میبرید، یا احساس سبکی و آرامش کردید، یا در کل احساس خوبی داشتید (حتی بدون دلیل)، بدانید که دارید همگام و هم فرکانس با جهان هستی قدم برمیدارید و حرکت میکنید".
    در یک کلمه وصلید!

    آدمهای افسرده، کاملا دیسکانکت اند! منبع انرژی ندارند به همین خاطر از انرژی افراد دیگر تغذیه میکنند، میشوند انرژی ومپایر...

    در بحث بازار هم به نظر من همین طور هست. هر جا که احساس کردیم (نه احساس تلقینی و از بیرون به درون، بلکه احساس برخواسته از درون) احساس کردیم که روی آنچه در بازار میگذرد تسلط داریم و خوب میتوانیم تجزیه و تحلیلش کنیم، یعنی که ما داریم هم راستا با بازار حرکت میکنیم.
    هر مواقع حس خوبی نسبت به موقعیت و تسلط خودمان نسبت به بازار داشتیم، سود خوبی هم پشت بندش خواهد آمد، البته سود کردن شیرینه اما همه ی هدف نیست، خود فرآیند معامله گری هم لذتبخشه. باید از خود فرآیند هم لذت برد (مثل همان مثال پیاده روی در بالا) . یه نفر میاد و یک نوسان 3% ای میگیره، خیلی از عملکرد خودش لذت میبره چون نوسان قشنگی گرفته. اما یه نفر دیگه میاد و یه نوسان 5- به 5+ میگیره، اما اونطور که باید و شاید از کارش لذت نمیبره...
    سود کردن در واقع نتیجه همان وصل بودن به بازار و هم فرکانس بودن با فضای کلی حاکم بر اونه.
    ضرر هم در این بازار اجتناب ناپذیره. گاهی کمه و کم اثر. گاهی هم زیاده و آدم رو به شدت متاثر میکنه.
    اما باز هم نباید بازار رو در مقابل خودمان قرار بدیم و باهاش سر جنگ و انتقام و اینها پیدا کنیم.
    نباید ازش کینه به دل بگیریم. نباید دنبال اثبات توانایی های خودمان به بازار باشیم.
    بازار یک سیستم داینامیک اما بدون احساس هست، اینکه ما احساسی میشویم در مقابل بازار، اول و آخرش به خودمان ضربه میزند.

    ببخشید پر حرفی بنده را...

  8. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید کیمیاگر از ایشان تشکر کرده اند:


  9. #85
    ستاره دار(8) mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    نوشته ها
    17,482
    تشکر
    49,582
    تشکر شده 81,400 بار در 16,931 ارسال

    پاسخ : انرژی مثبت ✌️✌️✌️✌️

    نقل قول نوشته اصلی توسط کیمیاگر نمایش پست ها
    سلام.
    اصولا حضور ذهن در لحظه، همان چیزی که معنای واقعی فرآیند ذهن آگاهی است، کار لذتبخشی است. اما متاسفانه همه غرق در روتین زندگی عادی هستیم و بسیاری از کارها را روی فرمان ناخودآگاه مان داریم انجام میدهیم.
    شما فرض بگیرید فردی که میرود یک پیاده روی عصرانه داشته باشد، در طول مسیر پیاده روی انواع و اقسام فکرها توی ذهنش مرور میشود، از لیست مخارج و هزینه ها تا گفته های فلانی و حالا اگر بورس باز هم باشد وضعیت بازار و استرس معاملات فردا و ...
    تمام این افکار بصورت اتوماتیک و ناخودآگاه میان و ذهن رو درگیر میکنند و بعدش هم بدون هیچ نتیجه ای ذهن میپره روی شاخه بعدی و همینطور تکرار این لوپ باطل
    غافل از اینکه اون فرد آمده کمی راه برود، اکسیژن ناب تنفس کند، از طبیعت لذت ببرد، از برگ های سبز و زرد، از هرچیز کوچکی که جلوی چشمانش قرار گرفته و از این تصاویر که این لحظه از زندگی اش رو ساخته لذت ببرد و کیف کند...

    اینها را گفتم بدین دلیل که ما تقریبا 99.9 درصد مواقع اصلا حضور ذهن (به معنای ذهن آگاهی) نداریم توی روتین زندگی مان
    هر جایی که ذهن (نه به معنای ذهن محاسبه گر و منطقی) آمد و حضور در لحظه را کاملا بررسی کرد و با تمام جزئیات از لحظه لذت برد، یا حتی لذت هم نبرد اما آرام بود و دل به دل جهان هستی داد، از آنجا به بعد نه نیازی هست که کسی زور بزند تا خوشبین باشد، نه با کسی یا اتفاقی یا هرچی احساس رودر رویی و جنگ میکند، نه هیچ چیز دیگر...
    خیلی جالبه این حس، یک جور تسلط زیبا به خود خود آدم و حضورش در نقطه ای که هست (زمانی و فیزیکی)...

    یک جمله جالبی چند سال پیش در کلیپی یادم نیست از کی بود شنیدم گفت " هر موقع احساس کردید دارید از زندگی لذت میبرید، یا احساس سبکی و آرامش کردید، یا در کل احساس خوبی داشتید (حتی بدون دلیل)، بدانید که دارید همگام و هم فرکانس با جهان هستی قدم برمیدارید و حرکت میکنید".
    در یک کلمه وصلید!

    آدمهای افسرده، کاملا دیسکانکت اند! منبع انرژی ندارند به همین خاطر از انرژی افراد دیگر تغذیه میکنند، میشوند انرژی ومپایر...

    در بحث بازار هم به نظر من همین طور هست. هر جا که احساس کردیم (نه احساس تلقینی و از بیرون به درون، بلکه احساس برخواسته از درون) احساس کردیم که روی آنچه در بازار میگذرد تسلط داریم و خوب میتوانیم تجزیه و تحلیلش کنیم، یعنی که ما داریم هم راستا با بازار حرکت میکنیم.
    هر مواقع حس خوبی نسبت به موقعیت و تسلط خودمان نسبت به بازار داشتیم، سود خوبی هم پشت بندش خواهد آمد، البته سود کردن شیرینه اما همه ی هدف نیست، خود فرآیند معامله گری هم لذتبخشه. باید از خود فرآیند هم لذت برد (مثل همان مثال پیاده روی در بالا) . یه نفر میاد و یک نوسان 3% ای میگیره، خیلی از عملکرد خودش لذت میبره چون نوسان قشنگی گرفته. اما یه نفر دیگه میاد و یه نوسان 5- به 5+ میگیره، اما اونطور که باید و شاید از کارش لذت نمیبره...
    سود کردن در واقع نتیجه همان وصل بودن به بازار و هم فرکانس بودن با فضای کلی حاکم بر اونه.
    ضرر هم در این بازار اجتناب ناپذیره. گاهی کمه و کم اثر. گاهی هم زیاده و آدم رو به شدت متاثر میکنه.
    اما باز هم نباید بازار رو در مقابل خودمان قرار بدیم و باهاش سر جنگ و انتقام و اینها پیدا کنیم.
    نباید ازش کینه به دل بگیریم. نباید دنبال اثبات توانایی های خودمان به بازار باشیم.
    بازار یک سیستم داینامیک اما بدون احساس هست، اینکه ما احساسی میشویم در مقابل بازار، اول و آخرش به خودمان ضربه میزند.

    ببخشید پر حرفی بنده را...
    سلام.
    واقعا فوق العاده بود. فوق العاده.
    💯👌👍🆗
    خیلی عالی بود.
    البته می‌دانید چیست... همان‌گونه که در بالا گفتم موضوع زمانی آغاز می‌شود که آدم یک مشت از بازار می‌خورد. یک مشت مشتی. (یا شاید هم برعکس زمانی که خیلی سود می‌کند. خلاصه زمانی که خیلی می‌رود در بند این که... ای وای... سود کردم/نکردم... به پول احتیاج دارم... باید صد تا کار بکنم... عقب افتادم... حالا چه کنم؟...) اینجا که می‌رسد فرمان از دست آدم بیرون می‌آید... احساسات فرمان را به دست می‌گیرند. آدم خریص یا ترسو می‌شود...
    آنجا دیگر این چیزها همه از ذهن آدم می‌رود... (هم آنها که خودم نوشتم هم اینهایی که شما نوشتید... مانند دل دادن به جهان و هم‌نبض شدن با بازار و لذت بردن از (شغل واقعا لذت‌بخش) بازرگانی...)

    (من برای این زمان یک مقدار راهکار نوشتم... ولی باز هم احساس می‌کنم نیاز است رویش کار شود.)
    شما برای این مواقع راهکاری دارید؟
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

  10. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  11. #86
    ستاره دار(8) mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    نوشته ها
    17,482
    تشکر
    49,582
    تشکر شده 81,400 بار در 16,931 ارسال

    پاسخ : انرژی مثبت ✌️✌️✌️✌️

    نقل قول نوشته اصلی توسط mhjboursy نمایش پست ها
    ۳- تقوا داشتن. (با عشق دنبال دستورهای خدا بودن)
    من نمی‌دانم چه‌جوری؟ ولی می‌دانم که این تقوا (پرهیز) راهکار عجیبی است.
    خود به خود خوش‌بینی با خودش می‌آورد.
    کار آدم را راه می‌اندازد.
    با خدا بودن و دل به (دستورهای) خدا دادن خود به خود کار آدم را پیش می‌برد.
    من به یاد دارم... دقیقا تمام مراحلی از زندگی‌ام که با خدا بودم شاد و پیروز بودم.
    نمی‌دانم چه حکمتی است. ولی هست.

    ---------------------

    مانند این شاگرد زرنگ‌های مدرسه... که دل به دستورهای استاد می‌دهند...
    خود به خود... درس‌شان بیست می‌شود... پیش استاد محبوب می‌شوند... پیش مادر پدر عزیز می‌شوند... پیش دانش‌آموزان دیگر بزرگ می‌شوند...
    حتی تفریح و شهربازی‌شان هم بیشتر و بهتر می‌شود...
    همه کارشان درست می‌شود...
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

  12. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  13. #87
    عضو عادی کیمیاگر آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    نوشته ها
    100
    تشکر
    819
    تشکر شده 693 بار در 101 ارسال

    پاسخ : انرژی مثبت ✌️✌️✌️✌️

    نقل قول نوشته اصلی توسط mhjboursy نمایش پست ها
    سلام.
    واقعا فوق العاده بود. فوق العاده.
    💯👌👍🆗
    خیلی عالی بود.
    البته می‌دانید چیست... همان‌گونه که در بالا گفتم موضوع زمانی آغاز می‌شود که آدم یک مشت از بازار می‌خورد. یک مشت مشتی. (یا شاید هم برعکس زمانی که خیلی سود می‌کند. خلاصه زمانی که خیلی می‌رود در بند این که... ای وای... سود کردم/نکردم... به پول احتیاج دارم... باید صد تا کار بکنم... عقب افتادم... حالا چه کنم؟...) اینجا که می‌رسد فرمان از دست آدم بیرون می‌آید... احساسات فرمان را به دست می‌گیرند. آدم خریص یا ترسو می‌شود...
    آنجا دیگر این چیزها همه از ذهن آدم می‌رود... (هم آنها که خودم نوشتم هم اینهایی که شما نوشتید... مانند دل دادن به جهان و هم‌نبض شدن با بازار و لذت بردن از (شغل واقعا لذت‌بخش) بازرگانی...)

    (من برای این زمان یک مقدار راهکار نوشتم... ولی باز هم احساس می‌کنم نیاز است رویش کار شود.)
    شما برای این مواقع راهکاری دارید؟
    نظر لطف شماست. ممنونم.

    احساس ضعف در معامله گری، احساس عقب افتادن از روند بازار یا دیگران، ضرر شدیدی که آدم رو کلافه و به شدت متاثر میکنه، ناسزاهایی که به خودش میگه....
    منم همه اینها رو در جاهایی داشته و دارم. بهرحال آدم یکجاهایی واقعا ناراحت و کلافه میشود. اما باز هم باید سعی کرد کنترل (فرمان) رو از دست نداد.

    همه چیز به همان تسلط در عین آرامش برمیگردد. منظورم از تسلط، تسلط به موقعیت است. دید از بالا. متضاد روحیه خود را باختن. متضاد موضع ضعف. منظورم اینطور حس تسلطی است. مثلا اینکه فردی میگوید من معاملات فلان سهم رو توی مشتم دارم.

    حفط حس تسلط و آرامش در عین ناراحتی! متضادن اما باید فرد راهی براش پیدا کنه. راهش هم شخصی هست. چیزی که منو آروم میکنه (نسبت به وضعیت بازار یا عملکردم در معاملاتم) با فرد دیگه ممکنه فرق داشته باشه.
    من ممکنه با ندیدن بازار طی چند روز آروم بشم! یا مثلا از یک خرید بد موقع روی یک سهم ناراحتم، بروم روی سهم دیگری خرید و فروش کنم و کلا فضای ذهنم رو ببرم روی آن سهم دیگر و چند روزی یا مدتی معاملات آن سهم اول را دنبال نکنم. اصلا چک اش هم نکنم. (فرار نیست! کم محلی است! ) ممکنه با سرگرم کردن خودم به مطالعه یه مطلب در مورد تکنیکال حواسمو پرت کنم. یا نوشتن مطلبی که به بورس و بازار مرتبطه ( در همه موارد سعی کرده ام کانکشنم رو برقرار نگه دارم، اما به افکار سرکوبگری که هدفشان زیر سوال بردن تسلط من و مهارت معامله گری من است، اجازه گرفتن تریبون ندهم).

    در واقع مثل اون پست قبلی شما که اشاره کرده بودید که میروید و خودتان را آماده میکنید از لحاظ روحی که بزنید درِ گوش موفقیت، آدم باید نشان بدهد که هست، کنار نکشیده، نا امید نشده، علاقه اش کم نشده، و در عین حفظ تسلط و آرامش، درحال کسب انرژی و برنامه ریزی است.

    در مورد بحث نیاز پولی و درآمدی هنگامی که کم سود کرده یا متضرر شده، واقعا روحیات افراد پیچیده میشوند. بله. کار سختی است برنامه ریزی در چنین مواقعی. حتی کار سختی است که بخواهی آن حس تسلط را حفظ کنی و به قول شما مدام فرمان از دست در می رود. مدام نهیب های افکار داخل ذهن که این چه کاری بود کردی، زود باش دست به کار شو، باید فلان معامله را انجام دهی تا ضررهایت جبران شود، چه اشتباهی کردی در فلان سهم که هرکار میکنی جبران نمیشود...

    اما یک چیزی رو خوب میدانم. در این طور مواقع، باید تا میتوان از دو رویکرد در معاملات دوری کرد:
    از موضع ضعف عمل کردن، از سر حس نیاز عمل کردن.
    هر دو دشمن حس تسلط و غرور معامله گری آدم اند و باعث خطاهای معاملاتی زیادی هم میشوند. اگر شده حتی با فان، باید موقعیت را رد کرد تا احساسات منفی گریبان آدم رو نگیرند. مثل آدمی که زمین میخورد و بعدش خنده کوچکی میکند و به عابر روبرویی چشمکی میزند و لباس خودش را میتکاند و راهش رو ادامه میدهد. نه اینکه سرخ بشود و دست و پایش را گم کند و...

    اگر در ضرر بدی رفتم، بگویم وااای .. چقدر اشتباه بدی کردم... چه ضرر جبران ناپذیری بهم زد اون سهم و ... این میشود موضع منفعلانه و از موضع ضعف.
    بگویم : ضرر کردم. اوکی. مشکلی نیست. حلش میکنم.
    بگویم: ضرر کردم. (با fun) میخواستم ببینم چه اتفاقی میافته! حلش میکنم. این میشود موضع قدرت.

    اگر میخواهم میانگین گیری کنم، نگویم : برای ضرری که به من زده شده است، چاره ای جز میانگین گیری ندارم. (موضع منفعلانه واکنشی) بگویم: میخواهم میانگین گیری کنم چون استراتژی من در چنین مواقعی این است. (از سر قدرت ، کنش گرا)

    درآمدم کم بوده، نیاز پولی دارم نگویم: باید تا آخر هفته فلان مقدار پولی که نیاز دارم رو از راه نوسانگیری در بیاورم. (حس نیاز)
    بگویم: به نظرم می آید فلان سهم و فلان سهم تا آخر هفته معاملات نوسانی خوبی دارند، میخواهم در این هفته روی آنها چند نوسان مَشتی بگیرم. (حس تسلط و بی نیازی)

    باز هم ببخشید پر حرفی بنده را...

  14. 7 کاربر به خاطر ارسال مفید کیمیاگر از ایشان تشکر کرده اند:


  15. #88
    Banned
    تاریخ عضویت
    Sep 2020
    نوشته ها
    1,659
    تشکر
    493
    تشکر شده 7,988 بار در 1,568 ارسال

    پاسخ : انرژی مثبت ✌️✌️✌️✌️

    لسم این تایپیک شبیه انرژی 3 هست

    ماشالاش باشه

  16. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید گالیور از ایشان تشکر کرده اند:


  17. #89
    ستاره دار(8) mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    نوشته ها
    17,482
    تشکر
    49,582
    تشکر شده 81,400 بار در 16,931 ارسال

    پاسخ : انرژی مثبت ✌️✌️✌️✌️

    نقل قول نوشته اصلی توسط کیمیاگر نمایش پست ها
    نظر لطف شماست. ممنونم.

    احساس ضعف در معامله گری، احساس عقب افتادن از روند بازار یا دیگران، ضرر شدیدی که آدم رو کلافه و به شدت متاثر میکنه، ناسزاهایی که به خودش میگه....
    منم همه اینها رو در جاهایی داشته و دارم. بهرحال آدم یکجاهایی واقعا ناراحت و کلافه میشود. اما باز هم باید سعی کرد کنترل (فرمان) رو از دست نداد.

    همه چیز به همان تسلط در عین آرامش برمیگردد. منظورم از تسلط، تسلط به موقعیت است. دید از بالا. متضاد روحیه خود را باختن. متضاد موضع ضعف. منظورم اینطور حس تسلطی است. مثلا اینکه فردی میگوید من معاملات فلان سهم رو توی مشتم دارم.

    حفط حس تسلط و آرامش در عین ناراحتی! متضادن اما باید فرد راهی براش پیدا کنه. راهش هم شخصی هست. چیزی که منو آروم میکنه (نسبت به وضعیت بازار یا عملکردم در معاملاتم) با فرد دیگه ممکنه فرق داشته باشه.
    من ممکنه با ندیدن بازار طی چند روز آروم بشم! یا مثلا از یک خرید بد موقع روی یک سهم ناراحتم، بروم روی سهم دیگری خرید و فروش کنم و کلا فضای ذهنم رو ببرم روی آن سهم دیگر و چند روزی یا مدتی معاملات آن سهم اول را دنبال نکنم. اصلا چک اش هم نکنم. (فرار نیست! کم محلی است! ) ممکنه با سرگرم کردن خودم به مطالعه یه مطلب در مورد تکنیکال حواسمو پرت کنم. یا نوشتن مطلبی که به بورس و بازار مرتبطه ( در همه موارد سعی کرده ام کانکشنم رو برقرار نگه دارم، اما به افکار سرکوبگری که هدفشان زیر سوال بردن تسلط من و مهارت معامله گری من است، اجازه گرفتن تریبون ندهم).

    در واقع مثل اون پست قبلی شما که اشاره کرده بودید که میروید و خودتان را آماده میکنید از لحاظ روحی که بزنید درِ گوش موفقیت، آدم باید نشان بدهد که هست، کنار نکشیده، نا امید نشده، علاقه اش کم نشده، و در عین حفظ تسلط و آرامش، درحال کسب انرژی و برنامه ریزی است.

    در مورد بحث نیاز پولی و درآمدی هنگامی که کم سود کرده یا متضرر شده، واقعا روحیات افراد پیچیده میشوند. بله. کار سختی است برنامه ریزی در چنین مواقعی. حتی کار سختی است که بخواهی آن حس تسلط را حفظ کنی و به قول شما مدام فرمان از دست در می رود. مدام نهیب های افکار داخل ذهن که این چه کاری بود کردی، زود باش دست به کار شو، باید فلان معامله را انجام دهی تا ضررهایت جبران شود، چه اشتباهی کردی در فلان سهم که هرکار میکنی جبران نمیشود...

    اما یک چیزی رو خوب میدانم. در این طور مواقع، باید تا میتوان از دو رویکرد در معاملات دوری کرد:
    از موضع ضعف عمل کردن، از سر حس نیاز عمل کردن.
    هر دو دشمن حس تسلط و غرور معامله گری آدم اند و باعث خطاهای معاملاتی زیادی هم میشوند. اگر شده حتی با فان، باید موقعیت را رد کرد تا احساسات منفی گریبان آدم رو نگیرند. مثل آدمی که زمین میخورد و بعدش خنده کوچکی میکند و به عابر روبرویی چشمکی میزند و لباس خودش را میتکاند و راهش رو ادامه میدهد. نه اینکه سرخ بشود و دست و پایش را گم کند و...

    اگر در ضرر بدی رفتم، بگویم وااای .. چقدر اشتباه بدی کردم... چه ضرر جبران ناپذیری بهم زد اون سهم و ... این میشود موضع منفعلانه و از موضع ضعف.
    بگویم : ضرر کردم. اوکی. مشکلی نیست. حلش میکنم.
    بگویم: ضرر کردم. (با fun) میخواستم ببینم چه اتفاقی میافته! حلش میکنم. این میشود موضع قدرت.

    اگر میخواهم میانگین گیری کنم، نگویم : برای ضرری که به من زده شده است، چاره ای جز میانگین گیری ندارم. (موضع منفعلانه واکنشی) بگویم: میخواهم میانگین گیری کنم چون استراتژی من در چنین مواقعی این است. (از سر قدرت ، کنش گرا)

    درآمدم کم بوده، نیاز پولی دارم نگویم: باید تا آخر هفته فلان مقدار پولی که نیاز دارم رو از راه نوسانگیری در بیاورم. (حس نیاز)
    بگویم: به نظرم می آید فلان سهم و فلان سهم تا آخر هفته معاملات نوسانی خوبی دارند، میخواهم در این هفته روی آنها چند نوسان مَشتی بگیرم. (حس تسلط و بی نیازی)

    باز هم ببخشید پر حرفی بنده را...
    بسیار خوب بود. تشکر.
    بخواهم خلاصه‌ای از صحبتتان بنویسم:
    تبدیل کردن تهدید به فرصت
    و نیز پیدا کردن جنبه‌های مثبت قضیه و توجه کردن به آنها
    و از موضع قدرت عمل کردن. به جای رفتن در لاک دفاعی.
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

  18. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


  19. #90
    ستاره دار(8) mhjboursy آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    محل سکونت
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    نوشته ها
    17,482
    تشکر
    49,582
    تشکر شده 81,400 بار در 16,931 ارسال

    پاسخ : انرژی مثبت ✌️✌️✌️✌️

    یک راهکار به ذهنم می‌رسد...
    نخست بگویم از کجا به ذهنم رسیده؟ از اینجا که می‌بینم دو گروه آدم در زندگی (و احتمالا در داد و ستدها) خیلی آسان رفتار می‌کنند و موفق هم هستند.
    • یکی کسانی که پیروزی در این مسئله، ربطی به کار اصلی‌شان ندارد.
    • یکی کسانی که پیش‌تر تا دم مرگ رفته‌اند و سختی‌های کوچک دیگر برایشان معنی ندارد.


    راهکار هم این است: آدم با خودش بگوید:

    • خدایا شکرت که مرا از دام اعتیاد بیرون آوردی.
    • خدایا شکرت که مرا از زندان بیرون آوردی.
    • خدایا شکرت که آن همه طلب سنگین طلبکاران را صاف کردی که کابوس شب و روزم شده بود.


    خوب... من که الحمد لله معتاد نبوده‌ام... ولی این راهکار این را به من القاء می‌کند که... تصور کن... اگر با یک بلای بسیار سخت دست و پنجه نرم می‌کردی... چیزی مثل اعتیاد... که در آن تمام هست و نیستت را باخته بودی و به قولی تا سر حد مرگ رفته بودی، و بعد رهایی یافته بودی اکنون نگاهت به جهان این نبود که هست. خیلی آسوده‌تر زندگی می‌کردی. نگران خیلی چیزها نبودی. یک لحظه تصور کنید: من، گند خورده به زندگی‌ام، سپس یک دستی آمده مرا از منجلاب و کثافت نجات داده، الان چه نگاهی به زندگی دارم؟ چه حسی به نعمت‌هایی که دارم دارم؟
    دیگر نگران خیلی چیزها نیستم. نگران این نیستم که بازار در رفت (!) و من جا ماندم. (به این حالت بیاندیشیم.) همین ک اصلا بازاری هست و امکان خرید و فروش در آن را دارم را نعمتی بسیار بزرگ می‌دانم. صد تا زیان بکنم عین خیالم نیست. چون اصلا از همین که پولی دارم و ذهن و دستی دارم که با آن می‌توانم داد و ستد می‌کنم لذت می‌برم.
    آدم با این‌گونه تصور یادش می‌افتد چقدر نعمت دارد! و چقدر سختی‌های کنونی پیش‌پاافتاده هستند! و چقدر جلو است!
    و کسی که ذهنش این‌گونه آسوده شود زندگی‌اش و داد و ستدش خیلی بهتر می‌شود.
    خیلی.
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

  20. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید mhjboursy از ایشان تشکر کرده اند:


صفحه 9 از 11 نخست ... 67891011 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بوک مارک ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •