click to register

صفحه 2 از 127 اولیناولین 123451252102 ... آخرینآخرین
نتایج از شماره 11 تا 20 از مجموع 1268

موضوع: **** افسانه تامکت ****

  1. #11
    عضو فعال CAPTAIN NEMO آواتار ها
    تاریخ عضویت
    آذر ۱۳۸۹
    محل سکونت
    آبادان
    ارسال
    2,832
    تشکر
    57,547
    تشکر شده 20,027 بار در 2,874 ارسال
    خلبانان اف-14 نيروي هوايي شاهنشاهي ايران، از بهترين و زبده‏ترين خلبانان نيروي هوايي ايران به شمار مي‏رفتند، (اگرچه خلبانان اف-4 و اف-5 ايران ممكن است بر سر اين جمله مشاجره كنند و گاه بر آن خرده بگيرند، زيرا پيش از انقلاب‎‏، نيروي هوايي ايران يكي از پنج قدرت اول جهان به شمار مي‏رفت) به همين دليل، اين خلبانان با افتخار لباس خود را كه با ديگران متفاوت بود، بر تن مي‎كردند؛ اگرچه نشان يگان آنها (در لباسشان) كمتر مشهود بود و هرگز بر روي هواپيما نشاني از يگان خدمتي درج نمي شد و تنها شماره پايگاه شکاري و پچ مربوط به تامکت ثبت مي گرديد. (اين رويه پس از انقلاب 1979 نيز حفظ گرديد)








    اف14 در خدمت نيروي هوايي شاهنشاهي ايران (IIAF)

    ايران سفارش 80 فروند F-14A در دو مرحله به کارخانهء «گرومن» ارائه کرده بود؛ مرحلهء اول در اوائل سال 1974 به تعداد 30 فروند و مرحلهء دوم 50 فروند. هواپيماهاي اف14 سفارش داده شدهء ايران، به تدريج از ژانويهء 1976 (بهمن ماه 1354) به خدمت نيروي هوايي ايران (IIAF) در آمدند و تا تابستان 1977 (تير ماه 1356)، با پيشرفت آموزش و رسيدن به نقطهء آمادگي مطلوب خدمهء مخصوص، به طور کامل عملياتي شده بودند.

    در اواخر سال 1978 (دي ماه 1357)، هشتادمين اف14 سفارشي ايران، به جاي تحويل، جهت منظورهاي آزمايشي سوختگيري هوايي در ايالات متحده نگهداري شد. با اين حال، در حدود 120 خلبان و 80 ريو (RIO = اپراتور رادار در کابين عقب اف14)، که ويژهء تامکت انتخاب شده بودند به همراه يک گروه ديگر تقريبن دورهء آموزشي خود را طي کرده بودند.

    به دستور ش ا ه فقيد ايران، از سال 1977، اف14 هاي نيروي هوايي ايران، در يک سري از ماموريتهاي تمريني شرکت جستند. در اين تمرينات، اف14ها با حداکثر مهمات خود بارگذاري مي شدند. در نهايت، اين تمرينات، با چند شليک بسيار تماشايي موشکهاي AIM-54 پايان پذيرفت. دو شليک از اين موشکهاي AIM-54 توسط نيروي هوايي شاهنشاهي ايران، به صورت غيررسمي، موفق به کسب رکورد جهاني در زمينهء کسب بيشترين سرعت، ارتفاع و فاصله تا هدف براي يک موشک هوا به هوا شدند.

    به تاريخ اکتبر 1978، دو فروند F-14A نيروي هوايي شاهنشاهي ايران، يک فروند MiG-25 شوروي را که در ارتفاع بسيار بالا و سرعت زياد در حال پرواز به سمت ايران بود، بر روي درياي خزر، شناسايي و رهگيري کردند و مانع از ورود جنگندهء شوروي به آسمان ايران شدند. اين عمليات که با قفل شدن رادار و سيستم موشکي فونيکس بر روي ميگ-25 همراه بود، باعث شد تا اتحاد شوروي، به پروازهاي شناسايي خود در آسمان ايران، پايان دهد.



    اف14 به شماره سريال 6001 – 3

    اولين جنگندهء اف14 که براي ايران ساخته شد و قبل از ارسال به انبار نيروي هوايي در پايگاه هوايي خاتمي (اصفهان)، مدت نسبتن کوتاهي مورد استفاده قرار گرفت. ابن هواپيما، مدت چند سال را در انبار سپري کرد تا به سال 1981، نيروي هوايي اسلامي ايران (IRIAF)، اين هواپيما را به واسطهء قطعاتي که مخفيانه توسط دولت ايالات متحده به ايران ارسال شده بود، راه اندازي کرده و وارد خدمت نمود. اين هواپيما در طول چند سال بعد، در چند نبرد هوايي با هواپيماهاي عراقي شرکت جست.




    نيروي هوايي اسلامي ايران (IRIAF)، يک نيروي هوايي جديد؟

    به تاريخ فوريهء – آوريل 1979 و تغيير حکومت در ايران، و خراب شدن روابط با ايالات متحده، انتظار مي رفت که ايران نتواند هيچکدام از اف14 ها را عملياتي نگه دارد. اين انتظارات به دليل شايعاتي در مورد خرابکاري هواپيماها توسط پرسنل آمريکايي شاغل در نيروي هوايي، قبل از ترک ايران، قوت بيشتر گرفت.

    تا تاريخ سپتامبر 1980، نيروي هوايي ايران به نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران تغيير نام داده (IRIAF)، و مديريت جديد، شمار زيادي از هواپيماهاي عملياتي را به دليل مشکلات امنيتي ناشي از پاکسازي افسران، زنداني کردن، تبعيد يا بازنشستگي اجباري و اعدام پرسنل وفادار به ش ا ه از دست داده بود.

    IRIAF در چنين شرائطي حياتش را شروع کرد و تامکتهايش درگير جنگي خونين با عراق شدند و حتا قبل از آغاز رسمي جنگ، اولين شکار خويش را به تاريخ 9 سپتامبر 1980 انجام داده بودند.

    اما IRIAF به معني همان IIAF قديمي بود با تمام قابليتهايش: خلبانان و افسران بسيار ماهر و تکنسين هاي زميني کارآزموده. تمامي اين افراد پشت هر عقيده اي که داشتند، بسيار ميهن پرست بودند. اين افراد صادقانه در خدمت نيروي هوايي ماندند و کاري را انجام دادند که کمتر کسي قادر به بيان آن است و آن خدمت صادقانه به وطن بود، در جريان جنگي که رخ داده بود.



    اف14 به شماره سريال 6020 – 3

    اين اولين تامکتي شناخته مي شود که به سوي يک MiG-25 عراقي، موشک AIM-54A (فونيکس) را شليک کرد. اين درگيري به تاريخ 15 مي 1981 (ارديبهشت 1360) رخ داد و موشک فونيکس، به دلائل نامعلوم، تنها باعث خسارات اندکي در ميگ25 عراقي شد که گفته مي شود به وسيلهء خلبانان روسي هدايت مي شد. پس از اين، ميگ25 عراقي، با سرعت 2800 کيلومتر بر ساعت، به سمت پايگاهش در عراق فرار کرد.



    اف14 به شماره سريال 6022 – 3

    اين همان تامکتي است که به تاريخ 21 جولاي 1981، در فضاي بين بغداد تا مرز ايران، عليرغم دستوري که خدمهء اف14 بر عدم ورود به فضاي عراق تحت هر شرائطي داشتند، دو فروند رهگير MiG-23 عراقي را با شليک تنها يک موشک AIM-54A سرنگون ساخت!



    اف14 به شماره سريال 6024 – 3

    اف14 با شماره سريال 6024 – 3 مشهورترين تامکت در طول دوران حياتش محسوب مي شود. اين تامکت در طول خدمت خود در نيروي هوايي شاهنشاهي، يکي از دو اف14 اي بود که اقدام به رهگيري و قفل نمودن رادار خود بر روي MiG-25RBS (نوع شناسايي ميگ25) کرده بود. به تاريخ اکتبر 1978، دو فروند اف14 متعلق به پايگاه شکاري مهرآباد، بر روي درياي خزر، به مدت دو دقيقه، اقدام به رهگيري و قفل نمودن رادار خود بر روي ميگ25 شوروي نمودند و هواپيماي شناسايي شوروي، راهي بهتر از فرار در ارتفاع 65000 فوتي را نيافت!



    اف14 به شماره سريال 6027 – 3

    تامکت به شماره سريال 6027 – 3 به عنوان هواپيمايي شناخته مي شود که زودتر از بقيهء همتاياتش در جنگ به کار گرفته شد. اين هواپيما پيشتر متعلق به گردان 72 پايگاه شکاري بود، اين يگان، قبل از سال 1980، به هواپيماهاي F-4D مجهز شده بود. سپس به پايگاه شکاري مهرآباد منتقل گشت و در کنار چند تامکتي قرار گرفت که ماموريتهاي تمريني و پروازهاي دفاع هوايي براي پايتخت (تهران) را انجام مي دادند.



    اف14 به شماره سريال 6032 – 3

    اين تامکت، مثالي خوبي است از تغييراتي که در اسکادرانهاي عملياتي اف14 ها در طول جنگ با عراق داده شد. در ابتداي جنگ، در پايگاه هفتم شکاري بود، پس از شروع جنگ، يکي از اولين تامکتهايي بود که به طور کامل مورد تعميرات اساسي (اورهال) در ايران قرار گرفت.

    از سال 1986، اين تامکت به گردان 81 ام پيوست و به تاريخ ژانويهء 1987، موفق شد يک MiG-23 عراقي را سرنگون کند.

    هواپيماي 6031 – 6 اغلب با دو موشک AIM-54A و چهار موشک AIM-9P بارگذاري مي شد؛ اين پيکربندي حمل مهمات، ترکيبي متعارف براي مقابله با هواپيماهاي مهاجم عراقي نظير: MiG-25، Tu-16 يا Tu-22 بود. به همين دليل، پرسنل IRIAF سعي مي کردند وزن هواپيماهاي اف14 را پائين نگه دارند تا سوخت براي مواقعي که نياز به پرواز پرسرعت با پس سوز جهت تعقيب هواپيماهاي مهاجم لازم باشد، حفظ گردد. (اين پيکربندي بارگذاري مهمات، کامل نيست و از تعداد 6 موشک فونيکس تنها 2 موشک نصب مي شود، از اين رو، اف14 وزن کمتر و در نتيجه، مصرف سوخت کمتري خواهد داشت)



    اف14 به شماره سريال 6039 – 3

    هواپيماي 6039 – 3، اف14 اي است که دوربردترين شکار تاريخ جنگهاي هوايي جهان را به نام خود به ثبت رسانده است. اين هواپيما، به تاريخ 20 فوريهء 1987، با شليک يک موشک AIM-54A، يک فروند Mirage F1-EQ6 عراقي را به خلباني ستوان يکم احلان، از فاصلهء 150 کيلومتري مورد هدف قرار داد؛ خلبان عراقي، در دم کشته شد.



    اف14 به شماره سريال 6047 – 3

    اين تامکت، هواپيمايي است که هم قبل و هم بعد از انقلاب 1979، چند بار توسط مورد عکاسي قرار گرفته يا توسط ناوهاي جنگي خارجي در منطقهء خليج فارس، رويت شده است. در يکي از اين ماموريتها (که مورد عکاسي و شناسايي قرار گرفته است) اين هواپيما به سال 1986، از پايگاه شکاري تبريز، مجهز به يک موشک AIM-54A، دو موشک اسپارو و دو موشک سايدوايندر به منظور ايجاد پوشش هوايي (Combat Air Patrol) به هوا بلند شده است.



    تنها در شش ماه پس از شروع جنگ، اف14 هاي ايران، بيش از 50 پيروزي هوايي بدست آوردند که عمدتن در برابر هواپيماهايي نظير MiG-21 و MiG-23 و معدودي نيز در برابر Su-20/22 بود. در مقابل نيز، فقط يک فروند F-14A (در نزديکي اهواز) به دليل برخورد قطعات متلاشي شدهء ميگ21 هدف قرار گرفته شدهء عراقي، دچار آسيب شد.

    جنگ بين ايران و عراق، در 2 سال اول، مبدل به يک جنگ فرسايشي شد. دليل آن، ايجاد وقفه هاي طولاني بين نبردهاي کوتاه مدت ولي بسيار خونين و تلخي بود که به جهت نياز دو طرف براي سازماندهي مجدد و تجديد تدارکات مورد نياز نيروهاي نظامي، لازم مي گشت.

    سرانجام در بهار سال 1982، (فروردين و ارديبهشت 1361)، نيروهاي ايراني موفق شدند متجاوزان عراقي را به پشت مرزهاي بين المللي عقب برانند و از آن تاريخ تا اواسط سال 1988 (تير و مرداد 1367)، ايران در موقعيت مهاجم قرار گرفت.



    اف14 به شماره سريال 6052 – 3

    اطلاعات چنداني از سابقهء خدمتي هواپيماي 6052 – 3 در جنگ در اختيار نمي باشد، جز آنکه اين هواپيما از ابتدا، در خدمت گردان 73 ام شکاري بوده و اغلب طول مدت جنگ را در پايگاه هفتم شکاري، نزديک شيراز، به سر برده است. در اين مدت، يک فروند MiG-25 عراقي به تاريخ فوريه 1986 توسط اين هواپيما سرنگون گشت. از سرانجام اين تامکت، اطلاعي در دست نمي باشد.



    اف14 به شماره سريال 6063 – 3

    اين هواپيما اساسن براي خدمت در گردان 73 ام شکاري در نظر گرفته شده بود. (مستقر در پايگاه هفتم شکاري شيراز) اين هواپيما پيش از انقلاب، جزو هواپيماهاي رزرو نيروي هوايي محسوب مي شد و چند سال را نيز به همين دليل در انبار سپري کرده بود، تا اينکه در اواسط دههء 1980، به دليل جنگ، مجددن تحت سرويس قرار گرفته و عملياتي شد و جهت تقويت گردان 72 ام شکاري مستقر در مهرآباد، به آنجا پيوست؛ جايي که به سال 1987، براي آخرين بار در آنجا ديده شد.



    بين سالهاي 1982 و 1986، تامکتهاي ايران، به تدريج، در يک سلسله از گشتهاي هوايي بر روي مناطق حساس سياسي يا اقتصادي نظير: تهران و جزيرهء خارک، شرکت مي جستند. اغلب اين گشتهاي هوايي، توسط تانکرهاي سوخت رسان Boeing 707-3J9C پشتيباني مي شدند. در اواخر جنگ، به دليل محدوديت در تعداد هواپيماهاي عملياتي، اين گشتهاي هوايي، اغلب تا 10 ساعت نيز به طول مي انجاميد که در اين مدت، اف14 هاي ايراني، 4 بار سوختگيري هوايي انجام مي دادند!

    زمان و نبردهاي جديد هوايي که پيش آمد، باعث شد پيروزي هاي اندکي نصيب تامکتهاي ايران شود، اما آنها در نقش اصلي شان که همانا ايجاد ترس در نيروي هوايي عراق بود، انجام وظيفه کردند؛ و دليل آن (ترس)، زيانهاي سنگيني بود که پيش از اين در نبرد با اف14 هاي ايراني، عايد جنگنده هاي عراقي شده بود. از اين رو، جنگنده هاي عراقي، از هر نوع مقابله با تامکتهاي ايراني پرهيز مي کردند؛ بنابراين نفس حضور تامکت در آسمان منطقه، به تنهايي، مانع صدها حملهء هوايي عراق شده بود؛ و اين نيز به دليل دقت و کشندگي بسيار سيستم رادار AWG-9 و موشک بسيار دوربرد هوا به هواي AIM-54A موسوم به «فونيکس» بود. اين توانايي بود که تا پيش از آن، تاثير و دقتش در جنگ، در هيچ سيستم پدافند هوايي به اثبات نرسيده بود؛ آن هم در يک مدت طولاني.

    تا سال 1987، هواپيماهاي عراقي، به وسيلهء تامکتهاي ايراني، تلفات بسيار سنگيني را متحمل شدند. بدين جهت، نيروي هوايي عراق، به دنبال راه چاره اي براي برابر کردن توان خود در نبردهاي هوايي، مي گشت. سرانجام در اوائل سال 1988، دولت فرانسه تصميم گرفت يک سري از جنگنده هاي ميراژ F.1EQ-6 را به عراق تحويل دهد که مجهز به موشکهاي پيشرفتهء هوا به هواي Super 530D و Magic Mk.2 بودند. به دنبال وقوع يک سري نبردهاي هوايي که در ماههاي فوريه، مارس و مي 1988 (اسفند، فروردين و ارديبهشت 1367) رخ دادند، هواپيماهاي عراقي، خساراتي را به نيروي هوايي ايران وارد کردند که از آن جمله، هدفگيري دو فروند اف14 ايراني در جولاي 1988، به وسيلهء موشکهاي 530D Super شليک شده از ميراژ F.1EQ-6 در يک نبرد هوايي بود.

    با در نظر گرفتن اوضاعي که تحت آن، اف14 و خدمهء شان، مجبور به عملياتي کردن هواپيمايشان در جريان جنگ هشت ساله با عراق شده بودند، بدون آنکه پشتيباني راداري از جانب آواکس يا ساير هواپيماهاي پيش اخطار، داشته باشند، و همچنين بدون وجود يک پشتيباني صحيح از جانب سايتهاي پدافند زميني، در برابر دشمني که به طور مداوم، با جنگنده هاي توانا و رادارهاي جديد، سيستم هاي ضدعمل الکترونيک پيشرفته و تسليحات مدرن که از جانب سه قدرت بزرگ شوروي، فرانسه و ايالات متحده روانهء عراق مي شدند، تجهيز مي شد، و همچنين با در نظر گرفتن فشاري که به طور مداوم از جانب رژيم تهران بر پرسنل تامکتها اعمال مي شد، عملياتي نگه داشتن هواپيمايي به پيچيدگي تامکت، به معجزه شباهت پيدا مي کند.

    اين مسئله (عملياتي بودن تامکتها) به دليل موفقيت آنها در جنگ و همچنين ايفاي نقش پيشتازي در بين ساير هواپيماهاي نيروي هوايي ايران، به اثبات رسيده است. پشت اين حقيقت، که اغلب ناظران در سرتاسر جهان، قادر به درک آن شدند، نتيجهء نلاش فوق العادهء پرسنل IRIAF و سرمايه گذاري فراوان ايراني ها نهفته است.



    تاثير گذر زمان بر اف14 هاي ايراني

    با گذشت زمان بر اف14 هاي ايراني، تغييرات خيلي کمي در جزئيات ظاهري آنها به وقوع پيوسته است.

    در طول دههء 1970، کلمهء IIAF در قسمت جلوي بدنه، زير کابين درج شد و هواپيماهاي اف14 ايران از شماره 6001 – 3 تا 6079 – 3 سريال بندي شدند. اين هواپيماها همچنين به شمارهء پايگاه شکاري محل خدمتشان نيز ناميده مي شدند؛ مانند پايگاه هفتم يا هشتم شکاري. براي نشان دادن اين موضوع، از يک دايرهء کوچک که در داخل آن عدد 7 يا 8 نوشته در قسمت دم هواپيما، پائين علامت پرچم، درج مي گرديد.

    پس از انقلاب، شمارهء سريال در همان جاي خود حفظ شد، اما محل درج پايگاه خدمتي و نوع پرچم تغيير کرد. در وسط قسمت سفيد پرچم، علامتي را که نشان دهندهء عبارت عربي «الله اکبر» درج کردند و کلمهء IIAF به IRIAF تغيير کرد.



    اف14 به شماره سريال 6079 – 3

    يکي از موفق ترين تامکتهاي ايران، آخرين اف14 تحويل شده به ايران است که با شمارهء سريال 6079 – 3 مشخص شده است. (هشتادمين اف14 خريده شده به شماره سريال 6080 – 3، به دليل وقوع انقلاب، هيچگاه تحويل نگشت و جهت انجام آزمايشات پروازي در ايالات متحده نگهداري شد)

    هواپيماي 6079 – 3، اندکي پس از تحويل به نيروي هوايي شاهنشاهي ايران، به عنوان هواپيماي رزرو IIAF، به انبار فرستاده شد، اما با وقوع جنگ در سپتامبر 1980، به خدمت در گردان 82 ام شکاري بازگردانده شد. اين هواپيما، هنوز کلمهء IIAF را بر روي بدنهء خويش داشت اما فاقد نشان پرچم ملي ايران در قسمت دم خود بود. اندکي بعد از ورود به خدمت IIAF 3 – 6079، اين هواپيما موفق شد يک MiG-23 و يک MiG-25 عراقي را سرنگون سازد.

    چند ماه پس از ورود به خدمت، هواپيماي IIAF 3 – 6079 به IRIAF تغيير پوشش داد، اما باز هم فاقد نشان پرچم ملي در قسمت دم بود. نشان پرچم در اواخر سال 1981 يا اوائل 1982 بر روي هواپيما درج شد.

    اما افتخارات هواپيماي 6079 – 3 در پرواز مورخ 9 فوريه 1988 تکميل شد. اين هواپيما، با هدايت ستوان يکم خلبان اويسي، در يک نبرد هوايي نابرابر، موفق شد سه فروند ميراژ F.1EQ-6 را عراقي در يک روز و حين دو پرواز به فاصلهء تنها 2 ساعت سرنگون سازد.



    نکته: به تاريخ 7 ژانويهء 1981، يک فروند F-14A متعلق به پايگاه هفتم شکاري، با هدايت سرهنگ خلبان «فرح آور» يک فروند موشک AIM-54A به 4 فروند MiG-23BN که در کنار يکديگر پرواز مي کردند، شليک کرد. گزارشات تاييد شده، حاکي از برخورد موشک به ليدر گروه پروازي ميگهاي عراقي مي باشد که باعث شد ظرف چند ثانيه، هواپيماي مزبور، با انفجار بسيار مهيبي از صفحهء آسمان پاک شود ثانيه اي بعد از انفجار، خسارات بسيار سنگيني به دو هواپيماي مجاورش وارد مي شود. چهارمين ميگ نيز ظاهرن به علت موج انفجار و برخورد ترکش، کنترل خود را از دست داده و سرنگون مي شود.

    جهت اطلاعات بيشتر به کتاب «Iran-Iraq War in the Air, 1980-1988» نوشتهء تام کوپر و فرزاد بيشاپ مراجعه فرمائيد.



    در دستان خلبانان ماهر نيروي هوايي ايران، جنگندهء F-14A ثابت کرد که بهترين شکارچي ميگ در طول جنگ با عراق بوده است. در طول جنگ با عراق، بيش از 160 شکار تاييد شده وسيلهء اف14 هاي ايران به ثبت رسيده است که از اين تعداد، حداقل 30 فروندشان مربوط به شکار جنگنده هاي مشهوري چون Mirage F.1-EQ و MiG-25 مي باشد.

    در کنار اين، ايراني ها نمونه اي از اف14 را تحت پروژه اي به صورت «بامب کت» (Bombcat) درآوردند و همچنين آزمايشات نصب و شليک موشک MiM-23 Hawk را بر روي اف14 به انجام رساندند.

    مثالي براي اثبات ادعاي شکار هواپيماها، اف14 شمارهء 6020 – 3 مي باشد که موفق شده است حداقل 6 هواپيما و هليکوپتر عراقي را در طول جنگ سرنگون کند، همچنين اين هواپيما، به عنوان اولين تامکت ايراني شناخته مي شود که به تاريخ مي 1981، موشک AIM-54A را بر عليه MiG-25RB عراقي شليک کرد. اين موشک، باعث ايراد خسارات در ميگ25 عراقي شد، اما هواپيماي عراقي توانست خود را به پايگاهش برساند و فرود آيد.
    یاری اندر کس نمی​بینیم یاران را چه شد
    دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

    شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
    مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

  2. 11 کاربر به خاطر ارسال مفید CAPTAIN NEMO از ایشان تشکر کرده اند:


  3. #12
    عضو فعال CAPTAIN NEMO آواتار ها
    تاریخ عضویت
    آذر ۱۳۸۹
    محل سکونت
    آبادان
    ارسال
    2,832
    تشکر
    57,547
    تشکر شده 20,027 بار در 2,874 ارسال
    رکوردهای جاودان تامکتهای ایرانی


    - دوربردترین شکار هوایی جهان توسط تامکت ایرانی و به وسیلة موشک فونیکس به خلبانی امیر اصلانی: هدف قرار دادن میراژ عراقی از فاصله 150 کیلومتری
    - بی نظیرترین شکار هوایی جهان با سرنگونی 4 فروند میگ-23 عراقی در یک پرواز و توسط یک تامکت و به وسیلۀ تنها یک موشک فونیکس به خلبانی سرگرد فرح آور که عراق 3 فروند را تایید کرده است.
    - شکار 19 هواپیمای عراقی تنها در ماه اول جنگ
    - شکار 3 فروند میگ-23 توسط یک تامکت در یک پرواز در ماه اول جنگ
    - شکار 4 فروند MiG-23MLA در یک روز و توسط یک تامکت در عملیات سلطان توسط صدقی در 7 آبان 59
    - شکار 3 میراژ اف1 عراقی در یک روز توسط یک تامکت در 12 آذر60
    - شکار 3 میراژ و یک میگ-23 عراقی در یک روز توسط یک تامکت به خلبانی شهرام رستمی در 30 مهر 60
    - شکار 2 فروند MiG-23MF در یک روز توسط یک تامکت و تنها به ضرب یک موشک فونیکس
    - شکار 2 میگ-23 و یک میگ-21 در یک روز و توسط یک تامکت به خلبانی خسروداد در 30 آبان 61
    - شکار 2 میگ و یک سوخو در یک روز و توسط یک تامکت به وسیلة موشک فونیکس
    - شکار 2 میراژ اف 1 در یک روز و توسط یک تامکت به خلبانی جمشید افشار در 15 مهر 65
    - شکار 4 میراژ اف1 در یک روز و توسط یک تامکت به وسیلة 2 تیر فونیکس و AIM-7 و AIM-9 در 29 بهمن 65
    - شکار 3 میراژ اف1 در یک روز و توسط یک تامکت به خلبانی امیراصلانی در یکم اسفند 65
    - شکار 3 میراژ اف1 عراقی در یک روز و توسط یک تامکت به خلبانی قیاسی در 20 بهمن 66 .
    - شکار 10 فروند هواپیماهای پیشرفته میراژ اف1 توسط تامکتهایی که گفته می شد دیگر کارایی ندارند در فاصلة 20 بهمن تا 6 اسفند 66

    تکخالهای خلبان اف-14 تامکت :
    زندی 8 فروند
    شهرام رستمی 6 فروند
    صدقی 5 فروند
    فرح آور 4 فروند
    جمشید افشار 4 فروند
    عظیمی 4 فروند
    امیراصلانی 4 فروند
    قیاسی 3 فروند
    افخمی 3 فروند
    خسروداد 3 فروند
    شهید آل آقا 2 فروند
    رهان آورد 2 فروند
    اسماعیلی 2 فروند
    مالیج 2 فروند
    شهید آزاد 2 فروند
    مرحوم تیمسار حذین 1 فروند
    فرهاد دهقان 1 فروند
    اخباری 1 فروند
    نقدی 1 فروند
    عطایی 1 فروند
    ذوقی 1 فروند
    هاشمی 1 فروند
    شهید اصل داوطلب 1 فروند
    هداوند 1 فروند

    اما در مجله فرانسوی Fuerza-Aerea آمار دیگری در مورد تامکت نوشته شده است که به شرح زیر مشاهده می فرمائید. در این مجله کل آمار پرنده های سرنگون شده عراقی توسط تامکتهای ایرانی برابر 197 فروند است که البته گمان می رود این تعداد شامل پیروزیهای هوایی ثبت نشده یا تایید نشده هم باشد:
    27 فروند میگ-21
    58 فروند میگ-23
    12 فروند میگ-25
    3 فروند میگ-27
    11 فروند سوخو-20
    13 فروند سوخو-22
    1 فروند میراژ-5 (متعلق به نیروی هوایی مصر)
    44 فروند میراژ اف-1
    2 فروند سوپر اتاندارد (متعلق به نیروی دریایی فرانسه و در اجاره نیروی هوایی عراق)
    4 فروند توپولوف-22
    2 فروند بمب افکن اچ6 دی (نوع چینی بمب افکن توپولف-16)
    3 فروند بالگرد
    1 موشک اگزوست و 2 موشک کرم ابریشم سی 601
    15 فروند پرنده که نوع آنها تاکنون معلوم نگشته اند.

    * سرتیپ خلبان ابوالفضل هوشیار یکی از خوشنامترین خلبانان تامکت در تمام طول خدمتشان بودند و ضمن انجام ماموریتهای رزمی بسیار در طول ایام سخت جنگ(برای تامکتها و خدمه آنها سخت تر) خلبانان زیادی را نیز تربیت نمودند. بسیاری از خلبانان فعلی تامکت به این می بالند که پروازهای آموزشی خود را در خدمت ایشان بوده اند. سرتیپ هوشیار در تاریخ های دی ماه 1359 و مرداد ماه 1371 دو حادثه (هر دو با یک هواپیما) حین سوختگیری هوایی داشته اند که در هر دو بار به رغم صدمات بسیار و آتش سوزی (1371) موفق شدند هواپیما را سالم فرود آورند.
    * سرتیپ خلبان محمدرضا عطایی در تاریخ 22 شهریور 1359 (9 روز قبل از آغاز نبرد 8 ساله) یک فروند میگ-23 عراقی را در نوار مرزی استان ایلام با موشک فونیکس سرنگون نمود(اولین شکار موشک فونیکس در شرایط رزمی). وی بعدها فرمانده پایگاه هشتم شکاری گردید.

    * سرتیپ خلبان شهرام رستمی اولین شکارچی میگ-25 به وسیلۀ تامکت در جهان می باشد. وی در حالی که فرماندهی پایگاه هشتم شکاری اصفهان را عهده دار بود در تاریخ 11 آذر 1361 یک فروند فاکسبت شناسایی عراقی (MiG-25R) را در ناحیه شمالی خلیج فارس در جریان یک گشت هوایی جنگی با موشک فونیکس سرنگون نمودند.
    یاری اندر کس نمی​بینیم یاران را چه شد
    دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

    شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
    مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

  4. 11 کاربر به خاطر ارسال مفید CAPTAIN NEMO از ایشان تشکر کرده اند:


  5. #13
    عضو فعال CAPTAIN NEMO آواتار ها
    تاریخ عضویت
    آذر ۱۳۸۹
    محل سکونت
    آبادان
    ارسال
    2,832
    تشکر
    57,547
    تشکر شده 20,027 بار در 2,874 ارسال
    مرد آسمانها





    شهيد عباس دوران:

    تاريخ تولد :1329 شهادت:30 تير 1361

    محل شهادت : بغداد مزار شهيد : گلزار شهدا شيراز



    سال 1329 بود، که عباس پا به عرصه هستي نهاد.مادر با شوق فراوان به تربيت او همت گماشت و عباس در شهر زيباي شيراز دوران شيرين کودکي را پشت سر نهاد. سال 1351 بعد از اتمام تحصيلات به دانشگاه خلباني نيروي هوايي ارتش رفت، با اتمام دوره مقدماتي جهت ادامه تحصيل به امريکا اعزام شد و با اخذ نشان و گواهينامه خلباني به ايران بازگشت.تا از خاک پاک کشور خود محافظت نمايد.با آغاز جنگ تحميلي خدمت خود را در پست افسر خلبان شکاري و معاونت عمليات فرماندهي پايگاه سوم شکاري نفتي شهيد نوژه ادامه داد و در طول سالهاي دفاع مقدس بيش از يک صد سورتي پرواز جنگ انجام داد دوران در تاريخ 7/9/1359 اسلکه «الاميه» و «البکر» را غرق کرد و در عمليات فتحالمبين حماسه آفريد.در تاريخ 20/4/1361عاشقانه براي انجام مأموريت حاضر شد هدف موردنظر او بغداد بود .او قصد داشت، با ناامن کردن شهر از انجام کنفرانس سران کشورهاي غيرمتعهد در اين شهر جلوگيري نمايد و مانع رسيدن صدام به اهداف شومش شود .به همين علت صاعقهوار از سد دفاع هوايي پايتخت عراق گذشت و شهر را بمباران نمود. اما اصابت موشک عراقي باعث شد، هواپيما آتش بگيرد، دوران شجاعانه به طرف پالايشگاه الدوره پرواز نمود .تمام بمبها را بر روي پالايشگاه فرو ريخت، قسمت عقب هواپيما در آتش ميسوخت. کاظميان با چتر نجات به بيرون پريد اما دوران به سمت هتل سران ممالک غيرمتعهد پرواز کرد. او در آخرين لحظات با يک عمليات استشهادي هواپيما را به ساختمان هتل کوبيد.
    سردار دلاور 40 ساله ايران اسلامي در روز سيام تير ماه سال 1361 ابراهيموار در آتش عشق حق سوخت.بعد از اين واقعه فضاي شهر بغداد در هالهاي از دود فرو رفت، و تبليغات صدام در مورد امنيت بغداد نقش بر آب شد .بدينترتيب اجلاس سران غيرمتعهدها به علت فقدان امنيت در بغداد برگزار نگرديد.
    بعد از بيست سال تنها قطعهاي از استخوان پا به همراه تکهاي از پوتين عباس دروان به ميهن بازگشت و روز دهم مردادماه سال 1381 خانواده آن را در شيراز به خاک سپردند.




    ماجرای شهادت شهید عباس دوران، مرد آسمانها

    از زبان خلبان کابین عقب تیمسار خلبان منصور کاظمیان


    زمانی که عراقی ها برای برگزاری کنفرانس سران کشورهای غیرمتعهد در بغداد از شوق، بال در آورده بودند، یک جنگنده ایرانی در سحرگاه سی ام تیر ماه 1361 بالهای آهنین خود را بر فراز حریم هوایی بغداد می گشاید و پالایشگاه «الدوره» در ضلع جنوبی بغداد را نشانه می رود. تمام بمبها روی هدف خالی می شود؛ اما هواپیما مورد اصابت موشکهای ضدهوایی قرار می گیرد و از تعادل خارج می شود. خلبان مصمم است از این پرواز باز نگردد تا بتواند حقوق ملت مظلوم ایران را از حلقوم زورگویان بعثی بیرون کشد لذا به هدفش می رسد. اوکسی نیست جز شهید سرلشکر خلبان «عباس دوران» که پیکر پاکش بعد از سالها دوری از وطن به همراه 569 تن دیگر از لاله های خونین دفاع مقدس، بر دوش ملت بزرگ ایران تشیع شده است.

    زمانی که جنگ در سال 59 آغاز شد من در پایگاه بندرعباس بودم و بنا به درخواست خودم به پایگاههای همدان، دزفول و بوشهر مامور شدم. زمانی که رفتم پایگاه بوشهر، در آنجا با شهید بزرگوار «عباس دوران» آشنا شدم و در آنجا دو تا پرواز با هم انجام دادیم که هر دوی آنها موفقیت آمیز بود. بعد در سال 1360 به همدان مامور شدم و این همزمان بود با مامور شدن شهیددوران به همدان، که از آنجا دیگر بیشتر وقتها با هم بودیم و پروازهای زیادی انجام دادیم به خصوص در عملیات فتح المبین که پروازهای ارتفاع بالا انجام می دادیم. حال اگر بخواهم از خصوصیات اخلاقی شهید دوران بگویم یک مسئله را باید متذکر شوم و آن اینکه ایشان آدم بسیار ساکتی بود اما بسیار با دل و جرات. بگونه ای که هر نوع ماموریتی به او محول می شد با آگاهی به اینکه درصد کشته شدن زیاد است ولی قبول می کرد و همیشه در اینگونه ماموریتهای خطرناک پیشقدم می شد. زمان عملیات رمضان بود که صحبت از برگزاری کنفرانس غیرمتعهدها در بغداد شد و قرار بر این بود رئیس کنفرانس صدام باشد. ایران این موضوع را قبول نمی کرد و می گفت: «به علت اینکه عراق در جنگ است، بغداد ناامن است.» ولی سخنگویان صدام در بغداد می گفتند: «نه !بغداد محل خوبی برای برگزاری این کنفرانس می باشد و از نظر زمینی و هوایی امنیت کامل دارد به طوریکه در آسمان بغداد یک پرنده هم جرات پر زدن ندارد. به همین منظور شب 29 تیر 61 دستور ماموریت به پایگاه همدان ابلاغ شد. من همان شب «آماده شب» بودم و فردایش به اداره رفتم. حدود ساعت 11 بود که شهید دوران با من تماس گرفت و گفت: «بیا پست فرماندهی». من هم رفتم و بعد از 10 دقیقه شهید دوران که قرار بود با من پرواز کند به همراه «شهید یاسینی» مسئول عملیات پایگاه و «شهید خضرایی» فرمانده پایگاه و خلبانان اسفندیاری، باقری، توانگریان و خسروشاهی، به اتفاق هم به پست فرماندهی آمدند و در مورد چگونگی انجام عملیات صحبتهایی کردند و نتیجه جلسه بر این شد که سه تا هواپیما تا لب مرز با هم پرواز کنند و وقتی به لب مرز رسیدیم یکی از هواپیماها برگردد و دو تای دیگر با ارتفاع کم وارد خاک عراق شوند. یعنی یک حالت ایذایی ایجاد گردد و رادارهای عراق نشان بدهند هواپیماها برگشتند. صحبتهای اصلی که تمام شد،، کابین های جلو و عقب صحبتهای خصوصی را با هم انجام دادند. شهید دوران به من تاکید کرد که: «شما بیشتر حواست به هواپیماهای دشمن باشد که به ما حمله نکنند و اگر زمانی هواپیما دچار نقص شد و نتوانستیم به پروازمان ادامه دهیم، شما به تنهایی اجکت کن و من به ماموریتم ادامه می دهم.»



    شهید عباس دوران، شهید دوران همراه شیهد علیرضا یاسینی



    این صحبتها که تمام شد رفتیم منزل برای استراحت. 30 تیر 1361 مصادف بود با 30 ماه رمضان و آن شب مشخص نبود که فردا روزه است یا عید روزه با این حال آن شب بلند شدیم و سحری خوردیم. قرار بر این بود که ماموریت ما ساعت 5 و 30 دقیقه آغاز شود آن هم بدون تماس گرفتن با برج مراقبت و رادار، چرا که هدف این بود تا سکوت رادیویی رعایت شود و از طرف عراقی ها شنود نگردد. ساعت 5 صبح بود که جیپی آمد در منزل و من رفتم. همه خلبانان داخل جیپ بودند. رفتیم گردان و از آنجا به اتاق چتر و کلاه. چتر و کلاه را برداشتیم و به سمت هواپیما حرکت کردیم. در این هنگام احساس می کردم دیگر بر نمی گردم و اسیر می شوم ولی صددرصد مطمئن نبودم. همینطور که می رفتم گفتم: «خدایا! اگر واقعاً قراره برنگردم زمانی که رفتیم پای هواپیما، هواپیما یک اشکال جزیی داشته باشه.» وقتی رسیدیم مکانیکهای هواپیما به ما خوش آمد گفتند. شهید دوران اطراف هواپیما شروع کرد به گشت زدن و چک کردن بمبها و دستگاههای بیرونی هواپیما و من هم رفتم داخل کابینها تا دستگاههای داخلی را چک کنم مشغول بررسی بودیم که متوجه شدم سمت نما و حالت نمای هواپیما در حال گردش است، در صورتی که اینجوری نباید می بود و باید ثابت می ایستاد. مکانیکها آمدند و گفتند: «فعلاً نمی توانیم درست کنیم. شما می توانید پرواز نکنید.» اما عباس می گفت: «این سمت نما وحالت نما در هوای صاف و بدون ابر اصلن کاربرد ندارد و ما در این هوا نیاز به این وسیله نداریم و می رویم سر باند و به عنوان شماره 3 آماده پرواز می شویم. در اصل ما شماره 1 بودیم و شماره 3 هواپیمایی بود که که قرار شد برگردد . لذا ابتدا شماره 2 بلند شد و شماره 3 دچار نقص فنی بود و نتوانست بلند شود لذا ما بعد از شماره 2 بلند شدیم. معمولن ما در ایران به خاطر اینکه مصرف سوخت کم باشد، با ارتفاع بالا و سرعت کم می رفتیم یعنی با ارتفاع 15000 پا و سرعت 350 مایل به سمت بغداد حرکت کردیم. وقتی به مرز رسیدیم به خاطر اینکه رادارهای عراق ما را نگیرند ارتفاعمان را به 10 تا 15 متری زمین رساندیم و سرعتمان را به خاطر اینکه از برد موشکهای سام-7 (استرلا) در امان باشیم به 450 مایل افزایش دادیم. وقتی از مرز رد شدیم در یک آن دیدم که موشک سام به طرف هواپیمای شماره 2 پرتاب کردند. به آنها گفتم: «موشک براتون پرتاب کردند، مواظب باشید.» ولی خب خوشبختانه موشک به سرعت هواپیما نرسید و در 300 متری هواپیما منفجر شد. بعد از مدتی از دستگاههای داخل هواپیما متوجه شدم رادارهای عراق ما را گرفتند، لذا موضوع را به شهید دوران اطلاع دادم و گفتم: «رادارهای عراق ما را گرفتند.» گفت: «مساله ای نیست.» هواپیمای شماره 2 هم این موضوع را به ما اخطار کرد که شهید دوران به شوخی خطاب به آنها گفت: «می فرمائید که من برم زیر زمین پرواز کنم!» قرار ما بر این بود که از شرق بغداد به سمت جنوب شرق بغداد حرکت کرده و سپس به سمت پالایشگاه «الدوره» که به شهر بغداد چسبیده برویم و در آنجا بمبها را روی هدف تخلیه کنیم تا پس از ماموریت مستقیم به سمت ایران بیائیم و مجبور نشویم گردشی داشته باشیم و مورد اصابت گلوله قرار گیریم. حدود 5 یا 10 مایلی بغداد بود که متوجه شدیم باید از دیوار آتشی که در اطراف شهر درست کرده اند عبور کنیم لذا وقتی دیوار آتش را رد کردیم شهید دوران به من گفت: «موتور راستمون نشون میده آتیش گرفته.» گفتم: «مسئله ای نیست فعلاً بریم جلو از شهر که رد شدیم یا موتور را خاموش می کنیم یا یک کار می کنیم تا از این مسئله جلوگیری بشه.» به پالایشگاه که رسیدیم از دور و اطراف پالایشگاه با موشکهای سام، شروع کردند به زدن ما. من هم با یک دستگاهی که هواپیما محهز به آن است مشغول از کار انداختن رادارهای آنها شدم تا لااقل موشک نزنند. به بالای پالایشگاه که رسیدیم با موفقیت کامل بمبها را تخلیه کردیم و در حال برگشت بودیم که من یک لحظه برگشتم به پالایشگاه نگاه کنم دیدم هواپیما از دم تا پشت سر من آتش گرفت و دارد می سوزد. سریع به شهید دوران گفتم: «هواپیما آتیش گرفته، آماده باش بپریم.» و نگاه کردم دیدم دستگاههای جلوی چشمم هم سیاه شده و همان زمان بود که من داشتم می رفتم بیرون از هواپیما. همه این اتفاقات در عرض یک ثانیه رخ داد. حالا روایت بر این است که احتمالاً آتش هواپیما به بمبهای زیر صندلی رسید و صندلی من خودش عمل کرد و مرا از آن آتش نجات داد. من که پریدم بیرون بیهوش بودم و وقتی بهوش آمدم تو وزارت دفاع عراق بودم و یکی داشت لبم را که پاره شده بود بخیه می کرد. در این لحظه به خودم گفتم: «خدایا! من تو هواپیما بودم. اینجا کجاست؟» بعد از مدتی برای امنیت من لباس پروازم را درآوردند و دشداشه به تنم کردند و مرا به بیمارستان بردند. از آن جا هم دوباره به وزارت دفاع آوردنم. به آنها گفتم: «جناب دوران کو؟» گفتند: «از هواپیما نپرید و کشته شد.» من باور نکردم چون معلوم نبود که آنها راست می گویند یا دروغ، ولی خیلی دنبال این مسئله بودم و می خواستم برایم روشن شود که چه اتفاقی افتاده است.

    حدود 15 روز مرا در وزارت دفاع نگه داشتند آنجا خیلی شکنجه ام کردند. بعد از آن تحویلم دادند به سازمان امنیت شان آنجا هم 45 روز بودم تا اینکه سپردنم به دژبانی شان تا مرا به اردوگاه اعزام کنند. در آنجا یک سربازی بود که کمی انگلیسی بلد بود. به من گفت: «تو همان خلبانی نیستی که هواپیمایت را زدند؟» گفتم: «بله! چقدر از این موضوع خبر داری؟» گفت: «بعد از اینکه پالایشگاه بمباران شد، هواپیما در حالی که آتش گرفته بود به طرف شهر می آمد یک هو دیدم از داخل آن چتری بیرون پرید و بعداز مدتی که هواپیما جلوتر رفت منفجر شد.» بعدها که من از خلبانهای دیگر سئوال کردم که: «آیا امکان دارد هواپیما بر اثر آتش خودش در هوا منفجر شود؟» گفتند: «نه، مگر اینکه موشک به آن اصابت کند منفجر شود.» خلاصه مرا بردند اردوگاه. در اردوگاه از چگونگی حادثه پرس و جو کردم آنها گفتند: «بیست دقیقه قبل از اینکه شما به بغداد برسید آژیر خطر را زدند و زمانی هم که پالایشگاه را مورد هدف قرار دادید فردایش عکس سانحه را روزنامه های عراق چاپ کردند و بدین صورت بود که تکه های هواپیما نزدیک یکی از میدانهای شهر به زمین خورد و از شهید دوران پوتین و دستکشش مشخص بود.» آنجا بود که برایم مسجل شد عباس دوران به شهادت رسیده است.

    صبح ۳۱ تیرماه ،۱۳۶۱ خلبان شهید، عباس دوران، که در تعداد پرواز جنگى در نیروى هوایى رکورد داشت و عراق، براى سرش جایزه تعیین کرده بود، پس از بمباران پالایشگاه بغداد، هواپیما را که آتش گرفته بود به هتل محل برگزارى اجلاس سران غیرمتعهدها مى کوبد و بدین ترتیب با شهادت خود کارى کرد که اجلاس سران غیرمتعهدها به علت فقدان امنیت در بغداد برگزار نشد. دیگر خلبان این هواپیما، منصور کاظمیان، به دست نیروهاى عراقى اسیر شد. دوران در نامه هاى این ماموریت، مقابل اسم پدافندهاى مختلفى که عراق از کشورهاى اروپایى خریده بود، نوشته است: نود درصد احتمال برگشت نیست...
    آخرین ویرایش توسط CAPTAIN NEMO ، ۱۳۹۰/۰۲/۰۲ در ۰۳:۲۵.
    یاری اندر کس نمی​بینیم یاران را چه شد
    دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

    شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
    مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

  6. 18 کاربر به خاطر ارسال مفید CAPTAIN NEMO از ایشان تشکر کرده اند:


  7. #14
    عضو فعال گرگین خان آواتار ها
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت ۱۳۹۶
    ارسال
    224
    تشکر
    267
    تشکر شده 1,057 بار در 204 ارسال
    کاپیتان عزیز،واقعا از خواندن مطالب شما لذت بردم.
    بشخصه ساعاتی پشت سیستم میخکوب شدم.

  8. 9 کاربر به خاطر ارسال مفید گرگین خان از ایشان تشکر کرده اند:


  9. #15
    مدیر آمن خادمی آواتار ها
    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۸۹
    ارسال
    5,230
    تشکر
    32,110
    تشکر شده 59,685 بار در 5,248 ارسال
    سلام بر جناب آقایcaptain nemo

    سپاس به خاطر این همه اطلاعات مفید و اینکه تازه برای من که زیاد بورسی نبودم آشکار شد که چرا این اسم را برای خودتون انتخاب کردین...

    موفقیت هر روز شما را آروزمندم
    to continue, please follow me on my page

  10. 8 کاربر به خاطر ارسال مفید آمن خادمی از ایشان تشکر کرده اند:


  11. #16
    عضو فعال CAPTAIN NEMO آواتار ها
    تاریخ عضویت
    آذر ۱۳۸۹
    محل سکونت
    آبادان
    ارسال
    2,832
    تشکر
    57,547
    تشکر شده 20,027 بار در 2,874 ارسال
    یاری اندر کس نمی​بینیم یاران را چه شد
    دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

    شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
    مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

  12. 8 کاربر به خاطر ارسال مفید CAPTAIN NEMO از ایشان تشکر کرده اند:


  13. #17
    عضو فعال CAPTAIN NEMO آواتار ها
    تاریخ عضویت
    آذر ۱۳۸۹
    محل سکونت
    آبادان
    ارسال
    2,832
    تشکر
    57,547
    تشکر شده 20,027 بار در 2,874 ارسال
    یاری اندر کس نمی​بینیم یاران را چه شد
    دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

    شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
    مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

  14. 9 کاربر به خاطر ارسال مفید CAPTAIN NEMO از ایشان تشکر کرده اند:


  15. #18
    مدیر آمن خادمی آواتار ها
    تاریخ عضویت
    دی ۱۳۸۹
    ارسال
    5,230
    تشکر
    32,110
    تشکر شده 59,685 بار در 5,248 ارسال
    منتظر خاطرات شما هستم
    to continue, please follow me on my page

  16. 8 کاربر به خاطر ارسال مفید آمن خادمی از ایشان تشکر کرده اند:


  17. #19
    عضو فعال CAPTAIN NEMO آواتار ها
    تاریخ عضویت
    آذر ۱۳۸۹
    محل سکونت
    آبادان
    ارسال
    2,832
    تشکر
    57,547
    تشکر شده 20,027 بار در 2,874 ارسال
    نقل از وبلاگ هوانوردی ایر :




    روز دوم فروردين 1361، عمليات فتح‏ المبين تازه شروع شده بود. من كه خلباني هليكوپتر شینوك را برعهده داشتم، كار جا به‏ جايي نيروها به پشت خط مقدم را انجام مي‏ دادم. هواپيماهاي عراقي، تلاش زيادي مي‏كردند به هرصورت ممكن، مانع اين جا به ‏جايي ‏ها شوند. لذا هميشه در كمين هليكوپترهاي CH-47 شینوك كه كاملاً بي‏دفاع هستند، بودند. در اين مأموريتها ما با هماهنگي هواپيماهاي اف-14 پايگاه هوايي خاتمي كه به صورت CAP در اطراف ما بودند، پرواز مي‎ كرديم. CAP پوشش هوايي مرز براي جلوگيري از نفوذ هواپيماهاي دشمن است. همچنين تأمين امنيت براي هليكوپترها و يا هواپيماهايي است كه فاقد كارايي رزمي مي‏ باشند. آن روز، دوم فروردين 1361 همزمان با طلوع خورشيد، با 5 فروند هليكوپتر شینوك، جا به ‏جايي نيروهاي ويژه‏ ي كلاه‏سبز را آغاز كرديم. ماموريت ما، انتقال بيش از 300 نفر نيروي ويژه از انديمشك به پشت نيروهاي عراقي بود. در طول مسير مرتب مواظب اطراف بوديم كه مورد اصابت قرار نگيريم.
    هواپیمای تامکت ایرانی در حال پرواز بر فراز تهران
    ناگهان خلبان هواپماي اف14 كه در شعاع 50 كيلومتري ما در حال CAP بود، با كلمه‏ ي رمز به ما گفت كه سريعاً به زمين بنشينيم. بلافاصله محلي را براي فرود انتخاب كرده و هركدام به صورت پراكنده در گوشه ‏اي نشستيم. هنوز آخرين هليكوپتر به زمين ننشسته بود كه صداي انفجاري مهيبي به گوش رسيد. اطراف كه جستجو كرديم، متوجه شديم در فاصله‏اي كمي از ما، يك ميگ23 عراقي به زمين اصابت نموده و آتش گرفته است. به طرف هواپيما رفتيم و در كنار هواپيما، با جنازه ‏ي متلاشي شده‏ ي خلبان را كه يك سرگرد عراقي بود، روبه ‏رو شديم. ما توانستيم نقشه ‏ي نيم‏سوخته ‏‎ي خلبان را كه ارزش اطلاعاتي زيادي داشت از جيب او بيرون آوريم. موشك فونيكس هواپيماي اف14 طوري به ميگ23 اصابت كرده بود كه دو فروند ميگ23 را كه به صورت Formation پرواز مي‏ كردند، باهم سرنگون ساخته بود و خلبان يكي درجا كشته شده و ديگري در چند متري سطح زمين اقدام به Eject كرده بود كه موفقيت آميز نبوده و در آتش هواپيماي خودش گرفتار شده بود. آن روز با لطف خدا به خير گذشت هرچند بدون پشتيباني هوايي اف-14، امكان نجات نيروها در عمليات فتح‏المبين وجود نداشت و انجام عملياتی نظير بيت‏ المقدس كه منجر به آزادي خرمشهر شد با تلفات زياد، قابل انجام مي‏ شد.
    یاری اندر کس نمی​بینیم یاران را چه شد
    دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

    شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
    مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

  18. 11 کاربر به خاطر ارسال مفید CAPTAIN NEMO از ایشان تشکر کرده اند:


  19. #20
    عضو فعال CAPTAIN NEMO آواتار ها
    تاریخ عضویت
    آذر ۱۳۸۹
    محل سکونت
    آبادان
    ارسال
    2,832
    تشکر
    57,547
    تشکر شده 20,027 بار در 2,874 ارسال

    AIM-54 Phoenix (فینیکس)


    یک موشک بسیار دوربرد هوا به هوا محسوب می‎‏شود که منحصرا در خدمت نیروی دریایی ایالات متحده بوده است و اکنون تنها کاربر آن نیروی هوایی ایران می‏باشد. این موشک منحصرا توسط جنگنده‏های F-14 Tomcat قابل استفاده می‎باشد.

    طراحی فینیکس به اواخر دهه 1960 باز می‏گردد. در آن زمان نیروی دریایی ایالات متحده پروژه ساخت هواپیمای F6D Missileer و موشکهای دوربرد هوا به هوای AAM-N-10 Eagle را لغو نموده بود. بدین جهت کمپانی هیوز اقدام به طراحی یک موشک جدید هوا به هوای بسیار دوربرد بر اساس موشک AAM-N-11 و یک رادار کنترل آتش به نام AN/AWG-9 نمود. تکنولوژی به کار گرفته شده در طراحی موشک و سیستم کنترل آتش جدید پیشتر توسط موشک AIM-47 Falcon و رادار کنترل آتش AN/ASG-18 در جنگندهء YF-12A به کار گرفته شده بود.

    اولین سری تولید از موشکهای AIM-54A به سال 1973 تحویل نیروی دریایی ایالات متحده گشتند و به سال 1974 در اختیار اولین اسکادران عملیاتی F-14A متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده قرار گرفتند. اولین سری از موشکهای AIM-54A سفارش ایران نیز به سال 1976 در اختیار اولین یگان دفاع هوایی نیروی هوایی شاهنشاهی ایران واقع در پایگاه یکم شکاری مهرآباد تهران قرار گرفتند.




    پاپان کار فینیکس

    از آنجا که فینیکس تنها توسط جنگنده شکاری F-14 Tomcat قابل استفاده می‏باشد این موشک قرار بود تا زمانی که اف14 در خدمت است همچنان به حیات خود ادامه دهد. طبق برنامه‏ریزی انجام شده قرار شده بود که اف14 تا اول سال 2007 از رده خارج شود با این حال نیروی دریایی طی بیانیه‏ای به تاریخ 30 سپتامبر 2004 رسمن اعلام کرد که موشک AIM-54 Phoenix را از خدمت خارج کرده است.

    موشک AIM-54 در اصل برای رهگیری و منهدم کردن بمب‏افکن‏‎های استراتژیک شوروی و تهدیدات آنها علیه ناوگان نیروی دریایی ایالات متحده ساخته شده بود و امروزه دیگر چنین تهدیدی برای ناوگان نیروی دریایی وجود ندارد. اگرچه به لحاظ تئوری فینیکس بر علیه موشکهای ضدکشتی که دارای سرعت بالا و ارتفاع پروازی کم هستند می‏توانست به کار گرفته شود اما امروزه سلاح‏های موثری غیر از فینیکس برای این امر وجود دارند.

    امروزه هیج برنامه‏ای برای ساخت موشکی با قابلیتها و توان مشابه به جای فینیکس وجود ندارد. با از رده خارج شدن ترکیب جنگنده‏های F-14 و موشکهای AIM-54 وظیفه دفاع هوایی بر عهده جنگنده‏های F/A-18E/F Super Hornet می‏باشد که قرار است به زودی به موشکهای میان برد IM-120C/D AMRAAM تجهیز شوند.

    یاری اندر کس نمی​بینیم یاران را چه شد
    دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

    شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
    مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

  20. 9 کاربر به خاطر ارسال مفید CAPTAIN NEMO از ایشان تشکر کرده اند:


اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 2 نفر از این موضوع دیدن می کنند (0 عضو و 2 مهمان)

برچسب برای این موضوع

بوک مارک ها

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به ارسال ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست کنید
  • شما نمی توانید ارسال های خود را ویرایش کنید
  •