صفحه 2 از 7 نخست 12345 ... آخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 64

موضوع: منتظران

  1. #11
    ستاره دار* (حجت) آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    1,562
    تشکر
    2,981
    تشکر شده 5,060 بار در 1,263 ارسال




    ما معتقدیم عشق سر خواهد زد

    بر پشتِ ستم کسی تبر خواهد زد

    سوگند به هر چهارده آیه نور

    سوگند به زخمهای سرشارِ غرور

    آخر شبِ سرد ما سحر می گردد

    مهدی به میان شیعه برمی گردد

    ای مرد علم به دوش من یا مولا

    ای سید سبز پوش من یا مولا

    برگرد، عجیب انتظارت هستند

    یک عده عجیب بی قرارت هستند
    لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

  2. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید (حجت) از ایشان تشکر کرده اند:


  3. #12
    ستاره دار* (حجت) آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    1,562
    تشکر
    2,981
    تشکر شده 5,060 بار در 1,263 ارسال


    بسم الله الرحمن الرحیم


    ظهور امام زمان (عج) پنج نشانه حتمی دارد و آن عبارتست از: قیام یمنی، خروج سفیانی، ندای آسمانی، فرورفتن سپاهی در یمن و کشته شدن نفس زکیه.



    نـشانه های تخلف ناپذیر ظهور امام مهدی علیه السلام که بی هیچ تردیدی مقارن ظهور آن حضرت رخ خواهند داد و ارتباط گسست ناپذیری با آن دارند، پنج نشانه اند.

    بـرخی از این پنج نشانه، اندکی پیش از ظهور و برخی چند ماه پس از آمدن آن گرامی و برخی اندکی پیش از قیام نجات بخش و جهانی آن حضرت ، پدیدار خواهند شد.

    در ایـن مـورد، روایـات بـسـیـاری وارد شده است که با اندک تفاوت در ترتیب پیدایش این علایم و نشانه ها، آنها را نشان می دهد. نـخست، برخی از روایات را که این علایم پنجگانه را به صورت کوتاه ترسیم می کـنـد مـی آوریـم، آنگاه هر کدام از آن نشانه ها را با توضیحی که در روایات در مورد آن آمده و تفسیر مناسبی که به ذهن می رسد، ترسیم می نماییم.

    امام صادق علیه السلام در این مورد فرمود: خـمـس قـبل قیام القائم علیه السلام : الیمانی و السفانی و المنادی ینادی من السماء و خسف بالبیداء و قتل النفس الزکیة .(1) پیش از قیام مهدی علیه السلام پنج رخداد بزرگ در پیش خواهد بود:

    1 ـجنبش ترقی خواهانه مرد یمنی،2 ـ جنبش ارتجاعی سفیانی، 3 ـ ندای روح بخش آسمانی، 4 ـ فرو رفتن زمین، 5 ـ قتل نفس زکیه

    امام در ادامه فرمود: قـبـل قـیـام القـائم خـمـس عـلامـات مـحـتـومـات : الیـمـانـی و السـفـیـانـی و الصـیـحـة و قتل النفس الزکیة و الخسف بالبیداء.(2) پیش از قیام قائم ، پنج علامت و نشانه مهم در پیش خواهد بود: جـنـبـش مـردم تـرقـی خـواه یـمـنـی، جـنـبـش ارتـجـاعـی سـفـیـانـی، نـدای آسـمـانـی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن زمین.

    و نیز فرمود: النداء المحتوم و السفیانی من المحتوم و خسف البیداء من المحتوم و الیمانی من المحتوم و قتل الفنس الزکیه من المحتوم .(3) نـدای آسـمـانـی بـه هـنگامه قیام قائم ، جنبش ارتجاعی سفیانی ، جنبش مترقی مرد یمنی ، فرو رفتن زمین و دیگر، کشته شدن نفس زکیه ، این پنج نشانه ، از علایم قطعی ظهورند.

    پی نوشت:
    1- اکـمال الدین ، صدوق ، ج 2، ص 649، غیبت طوسی ، ص 267، با اندک تفاوت در ترتیب علائم پنجگانه و بحارالانوار، ج 52، ص 203.
    2- اکمال الدین ، ج 2، ص 650 و بحار الانوار، ج 52، ص 204.
    3- غیبت نعمانی ، ص 252 و 257، و بحارالانوار، ج 52، ص 233.
    لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

  4. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید (حجت) از ایشان تشکر کرده اند:


  5. #13
    ستاره دار* (حجت) آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    1,562
    تشکر
    2,981
    تشکر شده 5,060 بار در 1,263 ارسال





    این جمعه هم گذشت، تو اما نیامدی

    این جمعه هم گذشت، تو اما نیامدی


    پایانِ سبز قصه دنیا، نیامدی

    مانده ست دل اسیر هزاران سؤال تلخ


    ای پاسخ هر آنچه معمّا، نیامدی

    کِز کرده اند پنجره ها در غبار خویش


    ای آفتاب روشنِ فردا، نیامدی

    افسرده دل به دامن تفتیده کویر


    ای روح آسمانی دریا، نیامدی

    ای حسّ پاکِ گم شده روح روزگار


    زیباترین بهانه دنیا نیامدی

    ای از تبار آینه ها، ای حضورسبز


    ای آخرین ذخیره طاها نیامدی

    این جمعه هم گذشت و غزل ناتمام ماند


    این است قسمتِ دلِ من، تا نیامدی
    لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

  6. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید (حجت) از ایشان تشکر کرده اند:


  7. #14
    ستاره دار* (حجت) آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    1,562
    تشکر
    2,981
    تشکر شده 5,060 بار در 1,263 ارسال





    چشم در راهیم اما قاصدی در راه نیست

    جمعه هم آمد ولی آن جمعه دلخواه نیست

    ما کجا و نورباران شب دریا کجا!

    قطره در خواب و خیالِ جذر و مد ماه نیست

    ما کجا و بارگاه حضرت خوبان کجا!

    هر گدایی، لایق هم صحبتی با شاه نیست

    عشق، اینجا بین آدم ها غریب افتاده است

    پایمردی کن برادر! یوسفی در چاه نیست

    بارمان را آب برد و تازه فهمیدیم که

    در بساط خالی ما، آه حتی آه نیست

    ریشه در خاکیم و دم از آسمان ها می زنیم

    بت پرستانیم و مثل ما کسی گمراه نیست

    تک سوار قصه ها، یک روز می آید ولی

    جز خدا از پشت پرده، هیچ کس آگاه نیست



    اللهم عجل لولیک الفرج



    و العافیه و النصر

    و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

    و المستشهدین بین یدیه
    لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

  8. 4 کاربر به خاطر ارسال مفید (حجت) از ایشان تشکر کرده اند:


  9. #15
    ستاره دار* (حجت) آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    1,562
    تشکر
    2,981
    تشکر شده 5,060 بار در 1,263 ارسال



    اسماء و القاب حضرت مهدی (عج)

    از اسماء و القاب شریفهء حضرت مهدی(ع) که در نجم ثاقب تألیف مرحوم ثقة الاسلام نوری آمده یکصد و هشتاد و دو اسم آورده شده است و در کتاب منتهی الآمال اثر شیخ عبّاس قمی به ذکر چند اسم از آن اسماء متبرک بسنده شده است که در اینجا نیز به آن اسماء مبارکه تبرّک می جوئیم :

    اول : بقیة الله ـ روایت شده زمانیکه آن حضرت خروج کند پشت کند به کعبه و جمع می شود سیصد و سیزده مرد و اوّل چیزیکه تکلّم می فرماید این آیه است بَقیة اللهِ خَیرٌ لکُم اِن کُنتُم مُؤمنین آنگاه می فرماید منم بقیة الله و حجّت او و خلیفه او بر شما پس سلام نمی کند بر او مگر سلام کننده ای، که می گوید: السّلامُ علیکَ یا بقیة اللهِ فی اَرضِهِ .

    دوم : حجّة ـ این لقب از القاب شایع درباره آن حضرت (عج) است که در بسیاری از ادعیه و اخبار به همین لقب مذکور شده اند و بیشتر محدّثین آن را ذکر نموده اند و با آنکه در این لقب سائر ائمّه علیهم السلام شریکند، و همه حجّتهایند از جانب خداوند بر خلق ولکن چنان اختصاص به آن حضرت دارد که در اخبار هر جایی قرینه و شاهدی ذکر شود مراد آن حضرت است، و بعضی گفته اند لقب آن حضرت حجة الله است به معنی غلبه یا سلطنت خدای بر خلایق چه این هر دو به واسطهء آن حضرت بظهور خواهد رسید، و نقش خاتم آن جناب اَنا حُجة الله است.

    سوم: خلف و خلف صالح ـ مراد از خلف جانشین است که آن حضرت، خلف جمیع انبیاء و اوصیاء گذشته بوده و جمیع علوم و صفات و حالات و خصایص آنها را و مواریث الهیه که از آنها به یکدیگر می رسد را داراست و همه آنها در نزد آن حضرت جمع است.

    چهارم : شرید ـ مکرر به این لقب مذکور شده است در لسان ائمّه علیهم السلام خصوصاً حضرت امیر المؤمنین و امام باقر علیهما السلام ، شرید به معنی رانده شده است یعنی از این خلق من که نه جنابش را شناختند و نه قدر وجود نعمتش را دانستند و نه در مقام شکرگزاری و اداء حقّش برآمدند بلکه پس از یأس اوائل ایشان از غلبه و تسلّط بر آن جناب و قتل و قمع ذرّّیّۀ طاهره اخلاف ایشان به اعانت زبان و قلم در مقام نفی و طَردش از قلوب برآمدند و ادلّه بر اصل نبودن و نفی تولّدش اقامه نمودند و خاطرها را از یادش محو نمودند و خود آن حضرت به ابراهیم بن علیّ بن مهزیار فرمود که پدرم به من وصیّت نمود که منزل نگیرم از زمین مگر جائی از آن که از همه جا مخفی تر و دورتر باشد به جهت پنهان نمودن امر خود و محکم کردن محلّ خود از مکائد اهل ضلال تا آنکه می فرماید : پدرم به من فرمود برتو باد ای پسر من به ملازمت جاهای نهان از زمین و طلب کردن دورترین آن، زیرا که برای هر ولیّی از اولیای خداوند تعالی دشمنی است مغالب و ضدّی است منازع .

    پنجم : غَریم ـ از القاب خاصّه آن حضرت است ؛ به معنی طلبکار و هم به معنی بدهکار و در اینجا ظاهراً به معنی اوّل است و این لقب مثل غلام در تعبیر از آن حضرت از روی تقیّه بوده که چون شیعیان می خواستند مالی نزد آن حضرت یا وکلایش بفرستند یا وصیّت کنند ، یا از جانب جنابش مطالبه کنند به این لقب می خواندند. و علامه مجلسی (ره) فرموده ممکن است غریم به معنی بدهکار باشد و نام بردن از آن حضرت به این اسم از جهت تشبّه آن جناب باشد به شخص مدیون که خود را مخفی می کند از مردم به علّت دیون خود یا آنکه چون مردم آن حضرت را طلب می کنند که اخذ علوم و شرایع از حضرتش نمایند آن حضرت می گریزد از ایشان بجهت تقیّه، پس آن حضرت غَریم مستتر است (صلوات الله علیه) .

    ششم : قائم ـ یعنی بر پاشونده در فرمان حقّتعالی چه آن حضرت پیوسته در شب و روز مهیّای فرمان الهی است که به محض اشاره ظهور فرماید .و روایت شده که آن حضرت را قائم نامیدند برای آنکه قیام به حقّ خواهد نمود و در روایت صقر بن ابی دلف است که به حضرت امام محمّد تقی ( ع ) عرض کردم که چرا آن جناب را قائم نامیدند ؟ فرمود برای آنکه به امامت اقامت خواهد نمود بعد از خاموش شدن ذکر او و مرتد شدن اکثر آنها که قائل به امامت آن حضرت بودند . و از ابوحمزۀ ثمالی مروی است که گفت سوال کردم از امام محمّد باقر علیه السلام که یابن رسول الله آیا همۀ شما قائم به حق نیستید؟ فرمود : بلی همه قائم به حقّّیم. گفتم پس چگونه حضرت صاحب الأمر ( ع ) را قائم نامیدند؟ فرمود که چون جدّم حضرت امام حسین علیه السلام شهید شد ملائکه در درگاه الهی صدا به گریه و ناله بلند کردند و گفتند ای خداوند و سیّد ما آیا غافل می شوی از قتل برگزیدهء خود و فرزند پیغمبر پسندیدۀ خود و بهترین خلق خود ؟ پس حقّتعالی وحی کرد به سوی ایشان که ای ملائکۀ من قرار گیرید ، قسم به عزّت و جلال خود که هر آینه انتقام خواهد کشید از ایشان هر چند بعد از زمانها باشد، پس خداوند حجاب ها را برداشت و نور امامان از فرزندان حسین ( ع ) را به ایشان نمود و ملائکه به آن شاد شدند پس یکی از آن انوار را دیدند که در میان آنها ایستاده بود، به نماز مشغول بود؛ حقّتعالی فرمود که با این ایستاده از ایشان انتقام خواهم کشید.

    هفتم : مُ حَ مَّ د ـ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِهِ وَ اَهلِ بَیتِهِ ـ اسم اصلی و نام اوّلی الهی آن حضرت است چنانچه در اخبار متواترۀ خاصّه و عامّه است که رسول خدا ( ص ) فرمود که مهدی همنام من است و در خبر لوح مستفیض اسم آن حضرت به این نحو ضبط شده ،( ابوالقاسم محمّد بن الحسن هو حجّة الله القائم) .

    هشتم : مَهدیّ ( ع ) ـ که اشهر اسماء و القاب آن حضرت است در نزد جمیع فِرَق اسلامیّه.

    نهم: مُنتَظََر (به فتح ظاء) ـ یعنی انتظار برده شده که همه خلایق منتظر مقدم مبارک اویند.

    دهم : مآءٌ مَعینٌ ـ یعنی آب ظاهر جاری بر روی زمین ، در کمال الدّین و غیبت شیخ مروی است از حضرت باقر علیه السلام که فرمود در آیۀ شریفه: قُُل اَرَاَیتُم اِن اَصبَحَ مآوُکُم غَوراً فَمَن یَاتیکُم بِمآءٍ مَعینٍ، خبر دهید که اگر آب شما فرو رفت در زمین پس کیست که بیاورد برای شما آب روان، پس فرمودند این آیه نازل شده در قائم علیه السلام. می فرماید خداوند ، اگر امام شما غایب شد از شما که نمی دانید او در کجا است پس کیست که بیاورد برای شما امام ظاهری که بیاورد برای شما اخبار آسمان و زمین و حلال خداوند عزّوجلّ و حرام او را ، آنگاه فرمود نیامده تأویل این آیه و لابد خواهد آمد تأویل آن.

    برگرفته از منتهی الامال شیخ عبّاس قمی، ص 1101
    لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

  10. 2 کاربر به خاطر ارسال مفید (حجت) از ایشان تشکر کرده اند:


  11. #16
    ستاره دار* (حجت) آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    1,562
    تشکر
    2,981
    تشکر شده 5,060 بار در 1,263 ارسال
    ما منتظر ندای آزادیت هستیم

    به امید ظهورش

    ومتنی از دکتر علی شریعتی، تقدیم به امام عصر:



    رنجم نه دیگر تنهایی که جدایی است

    واضطرابم نه زاده ی بی کس که بی اویی

    دلی که از بی کسی غمگین است هر کسی را می تواند تحمل کند

    هیچ کس بد نیست

    ولی دلی که در بی اویی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد

    هر چهره ای ،نگاهی،طرح اندامی،طنینی،رنگی

    در نگاهای او فریاد میکشد که او نیست.

    هبوط صفحه 190




    انتظار از دیدگاه دکتر شریعتی


    منتظر ، انسان مسلمان متعدی است که هر لحظه در انتظار انفجار قطعی نظام های ضد انسانی است وهمواره خود را برای شرکت در چنین انقلاب جهانی وبدر دومی که که شمشیر علی وزره پیغمبر وبه دست فرزند پیغمبروعلی برپا می شود ،آماده می کند وبنابراین انتظار مذهب اعتراض ونفی مطلق نظام حاکم ووضع موجود است ، در هر شکلی ،انتظار نه تنها از انسان سلب مسئولیت نمی کند ،بلکه مسئولیت اورا درسرنوشت خودش وسرنوشت حقیقت وسرنوشت انسان سنگین ،فوری ،منطقی وحیاتی می کند.

    مذهب انتظار _که یک فلسفه مثبت تاریخ ،یک جبر تاریخ یک خوش بینی فلسفی یک عامل فکری وروحی حرکت بخش ،تعهدآور ومسئولیت ساز وبالاخره فلسفه اعترتض به وضع موجود ونفی ارزش ها ونظام های حاکم در طول قرون است واکنون فلسفه منفی بدبینانه تسلیم ورضا شده است_ این اصل کلی را که ثابت می کند که :وقتی جامعه منحط می شود وبینش پیروان یک منحرف ؛فکر مترقی ومذهب منطقی متحرک وسازنده نیز ،نقش منحط ومنفی وتخدیری پیدا می کند ودر جامعه مسلمین وبویژه شیعه فاجعه این است !



    یادش گرامی
    لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

  12. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید (حجت) از ایشان تشکر کرده اند:


  13. #17
    ستاره دار* (حجت) آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    1,562
    تشکر
    2,981
    تشکر شده 5,060 بار در 1,263 ارسال




    آیا امام زمان(عج) در طول دوران غیبت همسری انتخاب کرده و فرزندی دارند؟نام آنان چیست؟آیا آنان هم از نظرها غایبند؟
    دربارة امام زمان(ع) پرسش های متعددی مطرح است، مانند مدت عمر، فلسفة غیبت، زمان ظهور و ... یکی از پرسش ها این است که حضرت ازدواج نموده و فرزند دارد.
    دربارة ازدواج امام و فرزند داشتن حضرت، سه احتمال قابل طرح است:
    1) حضرت ازدواج نکرده است. اگر حضرت ازدواج نکرده باشد، فرزند و ذریه نخواهد داشت. اگر این احتمال را بپذیریم، این مشکل مطرح می گردد که چرا امام معصوم(ع) به یکی از سنت های مهم اسلامی که ازدواج باشد، عمل نکرده است؟
    در جواب می توان گفت:غیبت امام زمان(ع) از سنت ازدواج اهمیت بیشتری دارد و ترک سنت ازدواج با مقام عصمت منافات ندارد.[33]
    2) امام ازدواج نموده؛ از این رو به سنت ازدواج عمل کرده است، ولی اولاد و فرزند ندارد.
    در این جا این مشکل پیش می آید که همسر حضرت مانند حضرت باید عمر طولانی داشته باشد، که بر عمر طولانی همسر حضرت دلیلی نداریم و یا این که بگوییم همسر حضرت بعد از مدتی از دنیا رفته است.[34]
    3) حضرت ازدواج کرده و دارای اولاد بوده و فرزندان او نیز اولاد داشته اند و حضرت ذریه داشته است.[35] بر اساس این مبنا این مشکل وجود دارد که فرزندان و ذریه های امام کجا هستند؟
    برخی خواسته اند احتمال سوم را تقویت کنند و از برخی روایات استفاده کنند که امام همسر و فرزند دارد. امام رضا(ع) فرمود:"الها!مایة چشم روشنی و خوشحالی امام زمان(ع) را در او و خانواده و فرزندان و ذرّیّة و تمام پیروانش عطا فرما".[36]
    امام صادق(ع) فرمود:"کأنّی أری نزول القائم فی مسجد السهله بأهله و عیاله".[37]
    برخی دیگر در صدد آن هستند ثابت کنند که امام زمان(ع) ازدواج نکرده و فرزندی نیز ندارد. این عده، روایاتی را که بر ازدواج و فرزند داشتن امام(ع) دلالت دارند، ضعیف می شمرند و قابل استناد ندانسته اند. از سوی دیگر روایات فوق که بیان شد، دلالت بر بودن فرزند و همسر امام زمان(ع) دارد، ولی این دسته از روایات دلالت ندارند امام زمان(ع) قبل از ظهور ازدواج نموده و فرزند دارد؛ یعنی این دسته روایات تنها دلالت بر همسر و فرزند داشتن امام زمان(ع) دارند، ولی اثبات نمی کنند امام قبل از ظهور زن و فرزند دارد. از سوی دیگر این طیف از روایات با آن دسته از روایات که داشتن فرزند و همسر را از امام زمان(ع) نفی می کنند، تعارض دارد.
    برخی از روایات هستند که تصریح دارد امام زمان(ع) همسر و فرزند ندارد. مسعودی نقل می کند:علی بن حمزه، ابن سراج و ابن سعید مکاری بر امام رضا(ع) وارد شدند. علی بن حمزه به حضرت عرض کرد:از پدرانت نقل کرده ایم که هیچ امامی از دنیا نمی رود، تا فرزندش را ببیند. امام رضا فرمود:"آیا در این حدیث روایت کرده اید: مگر قائم؟".[38]
    این گونه روایات که بدان اشارت کردیم، در صدد نیستند وجود زن و فرزند را برای امام(ع) پیش از ظهور اثبات کنند. از سوی دیگر، روایاتی داریم که با صراحت وجود فرزند را از حضرت نفی می کند. برخی خواسته اند با تمسک به داستان "جزیرة خضرا" بگویند امام عصر(ع) فرزندانی دارد و بر آن جزیره، زیر نظر وی، جامعة نمونه و تمام عیار اسلامی را تشکیل داده اند، لیکن با بررسی های گسترده ای که انجام گرفته، جزیرة خضرا افسانه بیش نیست.[39]
    نمی توان به طور قطع گفت:امام زمان(ع) همسر و فرزند داشته است. شاید بر همین اساس باشد که صاحبان اندیشه و تاریخ نگاران به طور قطع در خصوص داشتن و نداشتن همسر و فرزند امام زمان(ع) اظهار نظر نکرده اند.
    [33] مجله حوزه، ویژه نامةامام زمان(ع)، ص 54، 55، با تلخیص.
    [34] همان.
    [35] همان.
    [36] همان، ص 56، به نقل از جمال الاسبوع، ابن طاووس، ص 510.
    [37] بحارالانوار، ج 52، ص 52.
    [38] مسعودی، اثبات الوصیّه، ص 221.
    [39] مجلة حوزه، ویژة امام زمان، ص 57، با تلخیص.
    لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

  14. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید (حجت) از ایشان تشکر کرده اند:


  15. #18
    ستاره دار* (حجت) آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    1,562
    تشکر
    2,981
    تشکر شده 5,060 بار در 1,263 ارسال



    دست نوشته هایی از سردار شهید دکتر مصطفی چمران:



    مناجات دکتر چمران
    نجواهاي دکتر چمران با خداي بزرگ

    خدايا
    عذر ميخواهم از اين که بخود اجازه ميدهم که با تو راز و نياز کنم
    عذر ميخواهم که ادعا هاي زياد دارم در مقابل تو اظهار وجود ميکنم
    در حالي که خوب ميدانم وجود من ضائيده ي اراده من نيست و بدون خواسته ي تو هيچ و پوچم ,
    عجيب آنکه
    از خود ميگويم
    منم ميزنم
    خواهش دارم و آرزو ميکنم

    خدايا...
    تو مرا عشق کردي که در قلب عشاق بسوزم
    تو مرا اشک کردي که در چشم يتيمان بجوشم
    تو مرا آه کردي که از سينه ي بيوه زنان و دردمندان به آسمان صعود کنم
    تو مرا فرياد کردي که کلمه ي حق را هر چه رسا تر برابره جباران اعلام نمايم
    تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتي
    تو مرا به آتش عشق سوختي
    تو مرا در توفان حوادث پرداختي , در کوره ي غم و درد گداختي
    تو مرا در درياي مصيبتو بلا غرق کردي
    و در کويره فقر و هرمان و تنهائي سوزاندي.

    خدايا ...
    تو به من
    پوچيه لذات زود گذر را نمودي
    ناپايداري روزگار را نشان دادي
    لذت مبارزه را چشاندي
    ارزش شهادت را آموختي

    خدايا
    تو را شکر ميکنم
    که از پوچي ها و ناپايداريها و خوشيها و قيد و بندها آزادم نمودي
    و مرا در توفانهاي خطرناک حوادث رها کردي و در غوغاي حيات در مبارزه ي با ظلم و کفر غرقم نمودي و مفهوم واقعي حيات را به من فهماندي.

    فهميدم : سعادت حيات در خوشي و آرامش و آسايش نيست
    بلکه در درد و رنج و مصيبت و مبارزه با کفر و ظلم
    و بلاخره شهادت است

    "بهترين نجواهاي دکتر اينجاست

    خدايا تو را شکر ميکنم که اشک را آفريدي که عصاره ي حيات انسان است
    آنگاه که در آتش عشق ميسوزم
    يا در شدت درد ميگدازم
    يا در شوق زيبائي و ذوق عرفاني آب ميشوم و سراپاي وجودم
    روح ميشود
    لطف ميشود
    عشق ميشود
    سوز ميشود
    و عصاره ي وجودم بصورت اشک آب ميشود
    و بعنوان زيبا ترين محصول حيات که وجهي به عشق و ذوق دارد و وجهي ديگر به غم و درد در دامان وجود فرو ميچکد.

    اگر خداي بزرگ از من سندي بطلبد , قلبم را ارائه خواهم داد و
    اگر محصول عمرم را بطلبد,اشک را تقديم خواهم کرد

    خدايا
    تو مرا اشک کردي که همچون باران بر نمک زاره انسان ببارم
    تو مرا فرياد کردي که همچون رعد در ميان توفان حواث بغرم
    تو مرا درد و غم کردي تا همنشين محرومين و دلشکستگان باشم
    تو مرا عشق کردي تا در قلبهاي عشاق بسوزم
    تو مرا برق کردي که تا آسمان ظلمت زده بتازم و سياهي اين شب ظلماني را بدرم
    تو مرا زهد کردي که هنگام درد و غم و شکست و فشار ناراحتي وجود داشته باشم
    و هنگام پيروزيو جشن و تقسيمه غناعم دامنه خود بر گيرم و در کوير تنهائي با خداي خود بمانم.

    خدايا تو را شکر ميکنم
    که غم را آفريدي و بندگان مخلص خود را به آتش آن گداختي و مرا از اين نعمت بزرگ توانگر کردي.

    خدايا تو را شکر ميکنم
    که به من درد دادي و نعمت درک درد عطا فرمودي

    تو را شکر ميکنم
    که جانم را به آتش غم سوزاندي و قلب مجروهم را براي هميشه داغ دار کردي دلم را سوختي و شکستي تا فقط جايگاه تو باشد.








    یادش گرامی
    ویرایش توسط (حجت) : 2011/06/21 در ساعت 09:15
    لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

  16. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید (حجت) از ایشان تشکر کرده اند:


  17. #19
    ستاره دار* (حجت) آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    1,562
    تشکر
    2,981
    تشکر شده 5,060 بار در 1,263 ارسال


    آیتالله بهجت به امام زمان(عج) چه گفت؟

    حجةالاسلام "آقاتهراني" نماینده مجلس شورای اسلامی که به معلم اخلاق دولت معروف است، در جدید ترین مصاحبه خود که در فارس منتشر شد، ادعاهایی در مورد دیدار مرحوم حضرت آیت الله شیخ "محمدتقی بهجت" با حضرت ولیعصر (عج) مطرح کرد که شاید شنیدن آن خالی از لطف نباشد.

    مصاحبه کنند در یکی از پرسش های خود خطاب به "آقاتهرانی" می گوید: چرا چهره آيتالله بهجت را زياد تبليغ نميکنند؟

    آقاتهراني نیز در پاسخ می گویند: حتي فقه و اصول ايشان هم همينطور مهجور ماند. ايشان فوقالعاده انسان وارستهاي بود. يکي از عادات ايشان اين بود که قبل و بعد از درس به مباحث خاصي ميپرداختند، مباحث اخلاقي، تربيتي و عرفاني و اگر هم کسي ميخواست به اين مباحث برسد بايد زودتر ميرفت. وقتي که درس تمام ميشد آنهايي که اهل اخلاق و عرفان بودند مينشستند. در يکي از جلسات به بحثي وارد شدند. آن بزرگوار قبل از اينکه از دنيا بروند در لبنان خدمت آقا رسيدند که حضرت فرمودند شما يک هفته بيشتر در دنيا نميمانيد. آيتالله بهجت گلايه ميکنند که قرار بود ما در زمان ظهور شما باشيم و آن حضرت ميفرمايند که در زمان ظهور شما رجعت خواهيد کرد.

    معلم اخلاق دولت در پاسخ به پرسش دیگری تحت عنوان "درست است که ميگويند آيتالله بهجت چشم بصيرت داشته؟" گفت: اين چيزها براي آيتالله بهجت کمترين چيز است.

    http://www.rajanews.com/Detail.asp?id=93095
    لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

  18. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید (حجت) از ایشان تشکر کرده اند:


  19. #20
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    596
    تشکر
    9,521
    تشکر شده 4,830 بار در 629 ارسال




    راز بیست سال مهجوریت علی بن ابراهیم مهزیار از امام زمان:

    علی بن ابراهیم بن مهزیار پس از 20 سفر مکه به شوق دیدار حضرت صاحب الزمان، بالاخره برات دیدار میگیرد: پیک قرار دیدار با مولایمان با من گذاشت، شادمان شدم و یقین کردم که خداوند مرا به این فضیلت گرامی داشته است ... در پی او روانه شدم، از دشتی به دشتی، از درهای به درهای تا به یک تپه بلند رسیدیم. در دور دست خیمهای نمایان شد که از درونش نوری به آسمان بالا میرفت. پیک مولا گفت: "امید و آرزوی تو در آنجاست.. بعد از اذن وارد خیمه شدم، به محض ورود، به امامم سلام کردم، امام، پس از جواب سلام فرمود:

    "یا ابالحسن! قد کُنّا نَتَوَقَّعُکَ لیْلاً و نهاراً؛ براستی که شب و روز چشم انتظارت بودیم. فَما الذی أبْطَأَ بِکَ علینا؟؛ چیست آنچه ترا به تأخیر بر ما واداشت؟ گفتم: آقای من! تاکنون کسی را نیافتم که مرا به شما رهنمون شود. امام فرمودند: ألَم تَجِدْ أحَداً یَدُلّکَ؟!؛ آیا واقعا کسی را نیافتی که ترا رهنماید؟ آنگاه امام با انگشت مبارکش خطی بر روی زمین کشید و سپس فرمودند:

    لا!؛ نه چنین نیست! و لٰکِنَّکُمْ کَثَّرْتُم الأمْوالَ؛ بلکه شما تکاثر و مال اندوزی کردید! و تَجَبَّرْتُم علی ضُعَفاءَ المؤمنین؛ و بر مستضعفان مؤمنین سخت گرفتید۱ و تکبر کردید! و قَطُعْتُم الرَّحِمَ الذی بَینَکم؛ و پیوندی را که میان خودتان بود نابود کردید! فَأَیُّ عُذْرٍ لکم الآن؟؛ اینک چه عذری دارید؟ طبری، دلائل الإمامة، ص297.

    طرد گفتمان مهدوی، له کردن مستضغفان زیر چرخ توسعه، رواج تجمل گرایی، قطع

    پیوند مردم و بی اعتمادی مردم به مسؤولین، عامل تاخیر در فرج

  20. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید محاد از ایشان تشکر کرده اند:


صفحه 2 از 7 نخست 12345 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بوک مارک ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •