صفحه 23 از 27 نخست ... 1320212223242526 ... آخرین
نمایش نتایج: از 221 به 230 از 268

موضوع: روانشناسی بازار سرمایه

  1. #221
    کاربر ویژه بورسی rajabnejad آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    نوشته ها
    4,331
    تشکر
    16,697
    تشکر شده 15,788 بار در 3,911 ارسال
    هميشه پول نقد در اختيار داشته باشيد

    گروه بورس- هرچند وضعيت نامناسب بازار سرمايه طي 14 ماه گذشته موجب شد، تا شمار زيادي از سرمايهگذاران غيرحرفهاي، سرمايههاي خود را از صندوقهاي سرمايهگذاري مشترك خارج كنند، اما در شرايط طبيعي و متعادل بازار، اين نهادهاي مالي توانستند كه بازدهي خوبي را از خود به نمايش بگذارند.


    در دنيا اين سرمايهگذاران تجربه خوبي را با صندوقها پشت سر گذاشتهاند، تا جايي كه حتي سرمايهگذاري در اين نهادهاي مالي در برخي موارد سبب شده كه بازدهي بالاتر از معامله مستقيم در بازار سهام نصيب سرمايهگذاران شود.
    كتاب 23 اصل موفقيت وارن بافت به نكات خوبي در اين خصوص اشاره كرده است كه در ادامه از نظرتان ميگذرد: با توجه به ميزان پولي كه در صندوقهاي سرمايهگذاري مشترك وجود دارد و با وجود مديران حرفهاي در امر سرمايهگذاري، ميتوان حدس زد كه بسياري از مردم تمام فرآيند سرمايهگذاري خود را به ديگران واگذار ميكنند.
    اين كار يك اختيار كاملا قانوني است. سرمايهگذاري نيازمند زمان و انرژي است و براي بسياري از ما، اين زمان و انرژي ميتواند به نحو بسيار بهتري در جاي ديگري سرمايهگذاري شود. اگر انتخاب شما همين ميباشد، باز هم ميتوانيد به بازدههاي بيشتري در سرمايهگذاري دست يابيد به شرط آنكه توصيه ادسيكوتا را جدي بگيريد و سرمايهگذار موفقي را بيابيد تا سرمايهگذاري شما را برايتان انجام دهد.
    او معتقد است: «يك معاملهگر متوسط بايد معاملهگر برتري را بيابد تا معاملات او را برايش انجام دهد، و خود او نيز به دنبال كاري بگردد كه عاشق انجام دادنش است.»
    اما چگونه تشخيص دهيم كه يك مدير سرمايه احتمالا موفق خواهد بود يا خير؟ شخصي را پيدا كنيد كه از روشهاي پيروزمندانه در سرمايهگذاري پيروي كند.
    يك همكار سازگار پيدا كنيد
    مهم است شخصي را بيابيد كه روش سرمايهگذارياش با شخصيت شما سازگار باشد. براي مثال، وارن بافت كاملا راضي است كه لو سيمپسون سرمايهگذاريهاي «جيكو» را مديريت كند. به اين دليل كه آنها فلسفه و روش سرمايهگذاري مشابهي دارند. به همينترتيب ميتوانيد تصور كنيد كه بافت خواب چندان راحتي نخواهد داشت، اگر سرمايه خود را به يك تاجر كالا يا حتي به خود جورجي شوارتز بسپارد.
    واگذاري موفق كار سرمايهگذاري به ديگران به اين معنا است كه شما بايد فلسفه سرمايهگذاري و روش مورد نظر خود را كاملا مشخص كنيد. تنها در چنين زماني است كه ميتوانيد فردي را بيابيد كه سرمايه شما را به روشي كه خودتان علاقه داريد، مديريت ميكند. در ابتدا، بايد اين توانايي را داشته باشيد كه تشخيص دهيد اين مدير، فلسفه سرمايهگذاري مشخصي دارد، آيا سيستم سرمايهگذاري كاملي دارد، آيا اين سيستم به طور منطقي از آن فلسفه پيروي ميكند، آيا او در «كشيدن ماشه» به خوبي عمل ميكند و آيا او «دستپخت خود را ميخورد؟» اغلب سرمايهگذاران، مديران سرمايهگذاري يا صندوقهاي سرمايهگذاري مشترك سهام خود را با نگاه كردن به پيشينه آنها يا با تبعيت كردن از پيشنهادهاي كارگزاران يا دوستانشان انتخاب ميكنند يا با يك داستان خوب بازاريابي اغوا ميشوند. هيچكدام از اين روشها ارتباطي با عملكرد بلندمدت يك مدير ندارند. ارزيابي مديران با مشخص كردن اين موضوع كه آنها تا چه حد از روشهاي ذهني و روشهاي بافت و شوارتز پيروي ميكنند، عملا بهبود بازدههاي سود سرمايهگذاري شما را تضمين ميكند.
    چگونه با اشتباهات برخورد ميكنيد؟
    سرمايهگذار خبره زماني مرتكب اشتباه ميشود كه از سيستم خود پيروي نميكند، يا هنگامي كه عاملي را ناديده گرفته است، در صورت مورد توجه قرار دادن اين عامل نبايد اين سرمايهگذاري را انجام ميداده است.
    همچون سرمايهگذار خبره، شما نيز بايد انحراف از سيستم خود را تشخيص دهيد و نسبت به عواملي كه ممكن است، ناديده گرفته شوند هشيار باشيد. هنگامي كه متوجه ميشويد كه اشتباه كردهايد، آن را بپذيريد و به آساني از آن سرمايهگذاري خارج شويد.سپس بررسي كنيد تا دليل انجام چنين خطايي را بيابيد و از آن درس بگيريد. تمركز خود را به آن چه كه تحت كنترل شما قرار دارد معطوف كنيد.
    اگر شما هم مانند اغلب مردم باشيد، دشوارترين جنبههاي يادگيري از اشتباهاتتان، تمايل داشتن به پذيرش آن اشتباهات و سپس داشتن ديدگاهي انتقادي نسبت به خود براي بررسي بيطرفانه اشتباهات است.
    اگر چيزي را ناديده گرفتهايد، اين اتفاق چگونه رخ داده است؟ آيا به دست آوردن برخي از اطلاعات، بيش از حد دشوار بوده است؟ آيا عاملي بوده است كه پيش از اين متوجه اهميت آن نبودهايد؟ آيا در انجام امور عجله كردهايد؟ آيا بيش از حد به مديريت اطمينان كردهايد؟ تعداد بسيار زيادي از اين اشتباهات وجود دارد كه ممكن است مرتكب آن شويد و تنها چيزي كه ميتوانيد نسبت به آن مطمئن باشيد اين است كه چنين اشتباهاتي را انجام ميدهيد. از اشتباهات آزرده خاطر نشويد، همچون سرمايهگذار خبره، كافي است مطمئن شويد كه چنين اشتباهي را ديگر تكرار نميكنيد.
    اگر قانوني در سيستم شما وجود داشته است كه از آن پيروي نكردهايد، بنابراين با دقت از سيستم خود پيروي نكردهايد. مجددا علت آن را بررسي كنيد. آيا به جاي عقل از احساس خود تبعيت كرديد؟ آيا اين قانون را آگاهانه زير پا گذاشتيد؟ آيا زمان بسيار زيادي درنگ كرديد؟
    اين نوع مشكل بايد تنها زماني ايجاد شود كه شما براي اولين بار از سيستم خود استفاده ميكنيد. ممكن است به اين دليل باشد كه شما تازه در ابتداي منحني يادگيري هستيد يا ممكن است سيستمي كه طراحي كردهايد يا بخشي از آن، با شخصيت شما چندان سازگار نيست. آنچه حياتي است اين واقعيت است كه شما تمايل ذهني نسبت به پذيرش اشتباهات خود را داريد و با آنها به عنوان عاملي براي درس گرفتن، برخورد ميكنيد.
    وقتي پول نقد پادشاهي ميكند

    خرد معمول بر اين باور است كه پول نقد، عاملي كندكننده در پرتفوليوي شما ميباشد. بازدههاي آن كم است و غالبا پس از تورم و كسر مالياتها اين بازدهها منفي ميشود.
    اما پول نقد در بردارنده ارزشي پنهان است كه به اختيار خريد مربوط ميشود. هنگامي كه بازارها دچار بحران مالي ميشوند، پول نقد پادشاهي ميكند. ناگهان سهامي كه با پنج يا ده برابر قيمت خريدشان مورد معامله قرار ميگرفتند، را ميتوان با قيمتهاي بسيار كمتر از قبل به دست آورد.
    رقبايي كه از ابزار اهرم بسيار زيادي استفاده كردهاند، ورشكست ميشوند و ميدان را براي شركتي كه از لحاظ نقدينگي غني است، خالي ميكنند.بانكها به هيچكس وام نميدهند به غير از كساني كه احتياجي به آن ندارند مانند شركتهايي با رتبه اعتباري AAA و افرادي كه پول هنگفتي در بانك دارند.در چنين مواقعي، بازار به فروشندههاي اجباري اختصاص دارد كه بايد داراييهاي خود را بدون توجه به قيمت آنها، به پول نقد تبديل كنند. در اين هنگام سرمايهگذاري كه از موجودي سهام خود با دارا بودن نقدينگي بالا، محافظت كرده است، پاداش هنگفتي به دست ميآورد: مردم تقريبا همگي به نزد او ميروند تا تمام چيزي را كه دارند در عوض مقدار كمي از كالاي كميابي كه پول نقد خوانده ميشود به او بدهند.
    هنگاميكه به نظر رسد سيستم شما ديگر كارآيي ندارد، چه اقدامي انجام ميدهيد؟ ممكن است به دفعات مختلف پول از دست دهيد گرچه از سيستم خود به دقت پيروي كرده باشيد و كاملا مطمئن باشيد كه هيچ چيز را از قلم نينداختهايد. بسيار مهم است كه بدانيد برخي از سيستمهاي سرمايهگذاري كارآيي خود را از دست ميدهند. اگر چنين اتفاقي رخ دهد، اولين اقدامي كه بايد انجام گيرد، خارج شدن از بازار به صورت كامل است.
    همه چيز را بفروشيد. به عقب بازگرديد و تمام جوانب اقداماتي را كه انجام دادهايد بررسي كنيد؛ از جمله فلسفه سرمايهگذاري و معيارهاي سرمايهگذاريتان. شايد چيزي تغيير كرده است. شايد آن چيز، خود شما باشيد. آيا از خود گذشتگي شما كاهش يافته است؟ آيا انگيزه شما همچنان بالا است؟ آيا علايق شما تغيير كرده است؟ آيا ذهن شما با مشكل ديگري همچون طلاق يا مرگ يكي از افراد خانواده، آشفته شده است؟ يا آيا شما تحت تاثير استرس شديد هستيد؟
    اغلب دليل اين تغيير، عاملي خارجي ميباشد. شايد حوزه مناسب شما مورد هجوم شركتهاي والاستريت قرار گرفته است و سرمايه و حاشيه سود شما كه زماني سودمند بودند براي حفظ شما بسيار ناچيز شدهاند.
    آيا محيط خود را تغيير دادهايد؟ معاملهگرهاي تالار بورس كه به معامله پشت تالارهاي شيشه اي تمايل دارند غالبا وقتي متوجه ميشوند كه سيستمي كه در تالار بورس برايشان كسب منفعت ميكرده است به علائمي همچون ميزان سر و صدا در تالار معاملات بورس يا به حركات و حالات بدن ديگر معامله گرها بستگي داشته است، بسيار شگفت زده ميشوند. با از دست دادن اين نشانهها آنها مجبور ميشوند تا رويكرد متفاوتي را براي درك مجدد بازار ايجاد كنند.آيا آنقدر موفق بودهايد كه پول بسيار زيادي براي مديريت كردن به دست آوردهايد؟ اين موضوع همان عاملي است كه بافت و شوارتز را تحت تاثير قرار داد. اين موضوع «مشكلي» است كه همگي ميتوانيم آرزوي آن را داشته باشيم. با در نظر گرفتن تمام اين موضوعات، به ايجاد سيستم سرمايهگذاري كه منحصرا به شما تعلق دارد خواهيد پرداخت. با اختصاص زمان كافي به پوشش دقيق هر يك از اين دوازده عامل، از كامل بودن سيستم خود اطمينان پيدا ميكنيد.
    يك سيستم كامل سرمايهگذاري
    يك سيستم كامل سرمايهگذاري داراي قوانين بسيار دقيقي است كه اين دوازده عامل را پوشش ميدهد:
    1سنجند: چه چيزي بخريم؟
    2- چه زماني خريد كنيم؟
    3- چه قيمتي بپردازيم؟
    4- چگونه آن را بخريم؟
    5- چه درصدي از سبد را به اين خريد اختصاص دهيم؟
    6- نظارت بر پيشرفت سرمايهگذاريها.
    7- چه زماني بفروشيم؟
    8- ساختار سبد و استفاده از ابزار اهرم.
    9- روش جستوجو.
    10- محافظت در برابر بحرانهاي تاثيرگذار از قبيل بحرانهاي مالي بازار.
    11- رسيدگي و مواجهه با اشتباهات.
    12- هنگامي كه سيستم كارآيي خود را از دست ميدهد چه اقدامي انجام دهيم؟

    معيارهاي سرمايهگذار خبره
    پيش از آنكه آزمايش سيستم خود را آغاز كنيد، بايد معياري را ايجاد كنيد كه شما را از كارآيي يا ناكارآمد بودن سيستم آگاه سازد. اولين آزمايش به اين موضوع اختصاص دارد كه آيا اين سيستم سودآور است يا خير. اما آيا اين آزمايش كافي است؟
    اگر سيستم شما سودآور باشد، شما بازده سرمايه خود را به دست خواهيد آورد. اما آيا در قبال تمام زمان و انرژي مصرف شده براي اجراي راهبرد سرمايهگذاري خود، بازده كافي به دست ميآوريد؟
    تنها راه پاسخ دادن به اين پرسش، مقايسه عملكرد خود با يك معيار است.
    بافت و شوارتز عملكرد خود را در برابر سه معيار مي
    1- آيا آنها سرمايه خود را حفظ كردهاند؟
    2- آيا آنها در مدت يك سال سود كردهاند؟
    3- آيا عملكرد آنها از عملكرد كلي بازار سهام بهتر بوده است؟
    اهميت دو مورد اول واضح است. معيار سوم به شما ميگويد كه آيا در برابر وقتي كه صرف ميكنيد منفعت كسب ميكنيد يا خير، و آيا سيستم شما منفعتي بيشتر از سرمايهگذاري در يك صندوق مشترك سرمايهگذاري وابسته به شاخص يا قرار دادن سرمايه خود در بانك براي شما ايجاد ميكند يا خير.
    معيارهايي كه انتخاب ميكنيد به اهداف مالي شما و ميزان ارزشي كه براي زمان قائل هستيد، بستگي دارد. هيچگونه معياري وجود ندارد كه براي همه مناسب باشد. اما تنها هنگامي كه معيار خود را تعيين كرديد ميتوانيد كارآمد بودن يا نبودن سيستم خود را ارزيابي كنيد.
    تنوع بخشي هوشمندانه

    سرمايهگذاران خبره تنوع بخشي را رد ميكنند، تنها به اين دليل كه تنوع بخشي هرگز نميتواند سودهاي بالاتر از حد متوسط ايجاد كند. اما اگر تنها به دنبال حفظ سرمايه خود هستيد، تنوع بخشي هوشمندانه، گزينهاي معتبر است. تنوع بخشي ممكن است همچون راهبردي ساده و واضح به نظر رسد. اما چيزي بيش از يك روش براي رسيدن به اهدافي خاص، نيست. بنابراين ابتدا بايد آن اهداف مشخص شود. آنگاه ميتوانيد سيستمي طراحي كنيد كه آن اهداف را محقق سازد.
    http://www.donya-e-eqtesad.com/Defau...w.asp?@=305089

    ویرایش توسط rajabnejad : 2012/06/14 در ساعت 21:21
    هرگاه زندگی را جهنم دیدی, سعی کن پخته بیرون آیی, سوختن رو همه بلدند ....


  2. #222
    مدیر (6) مجيد رادمنش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    نوشته ها
    4,858
    تشکر
    34,662
    تشکر شده 24,867 بار در 4,794 ارسال
    روانشناسي بازار سهام


    مهم نيست كه بازار خوب نيست!

    دنیای اقتصاد - به طور حتم شما هم شنيده ايد كه ميگويند غريزه يا همان ضمير ناخودآگاه، بسيار مطمئنتر از آمار و ارقام است. در علم روانشناسي بازار سهام اين واقعيت خود را بيشتر نشان ميدهد تا جايي كه در اين خصوص يكي از روانشناسان مشهور ميگويد: هيچ چيز قويتر از عادت نيست. كتاب 23 اصل موفقيت وارن بافت هم در خصوص اهميت توجه به غريزه در عملكرد اشخاص در بازار سهام مينويسد: آزمايش بسيار مهم در اين زمينه اين است كه شما تحت فشار و استرس چگونه از خود واكنش نشان ميدهيد. در چنين مواقعي است كه روشهاي قديمي شما كه در جايي از ضمير ناخودآگاه شما پنهان شدهاند، خود را آشكار ميسازند و بر سر راه شما قرار ميگيرند. جايگزين كردن روشهايي كه نميخواهيد و تسلط پيدا كردن بر روشهاي جديد نيازمند تكرار مداوم است. يكي از راههاي رسيدن به مهارت ناخودآگاه اين است كه سيستم خود را به طور منظم و با قاعده آزمايش كنيد و نتايج و دليل انجام هر اقدامي را ثبت كنيد.



    آزمايش سيستم

    اولين گام، تصميمگيري در مورد چگونگي يافتن سرمايه گذاريهايي است كه با معيارهاي شما سازگار باشند. شما ميتوانيد ايده هاي سرمايه گذاري را در هر جايي بيابيد. موضوعي كه بايد مشخص كنيد اين است كه چه حوزه اي براي شما سودمندتر است. با تعيين حوزه مناسب خود براي سرمايهگذاري، خود را در جايگاهي قرار ميدهيد كه همچون سرمايهگذار خبره، بايد به انجام تحقيقات بپردازيد. بسيار مهم است كه بدانيد اين كار، فرآيندي مستمر است. اغلب سرمايه گذاران واكنشگر هستند: آنها منتظر ميشوند تا چيزي توجه آنها را به خود جلب كند؛ براي موفق شدن بايد همچون سرمايهگذار خبره، كنشگر باشيد و مطمئن شويد كه هميشه در حال جستجو براي يافتن سرمايه گذاريهاي منطبق با معيارهايتان هستيد.


    ناگزير مواقعي وجود خواهد داشت كه ممكن است احساس ياس كنيد، زيرا نميتوانيد چيزي براي خريد پيدا كنيد. همچون سرمايه گذار خبره به جستوجوي خود ادامه دهيد. حتي هنگامي كه يك ايده سرمايه گذاري را از جاي ديگري به دست ميآوريد (از طريق بولتن خبري، مجله، يا يك دوست) بايد مطمئن شويد كه اين سرمايهگذاري در حوزه مهارت شما قرار دارد، و مشخصا معيارهاي خود را در رابطه با آن بررسي كنيد. اين كار ناگزير شامل جستجوهايي ميشود كه خودتان بايد آنها را انجام دهيد. ممكن است مايل باشيد تا استدلال خود را با نظر كسي كه برايش احترام قائل هستيد آزمايش كنيد. اگر اين شخص همچون مشاور سرمايهگذاري شما باشد، اين كار ميتواند سودمند باشد. اما هوشيار باشيد.



    به گمان خود شك نكنيد

    موريس، معامله گري در مراحل ابتدايي رشد بود كه از سيستمي تكنيكال كه خودش طراحي كرده بود، پيروي ميكرد. زماني با يك ايده سرمايهگذاري مواجه شد كه در نظر او بسيار جالب بود اما در مورد آن مطمئن نبود. بنابراين موضوع را با يك معاملهگر تكنيكال با تجربه كه به او به عنوان كارشناس مينگريست، بررسي كرد (و او اين ايده سرمايهگذاري را بيارزش خواند. به اينترتيب موريس اقدامي نكرد) هنگامي كه متوجه شد آن سرمايه گذاري دقيقا همانطور كه او پيشبيني كرده بود، رشد كرده است، بسيار افسوس خورد. اگر موريس در مورد فعاليت خود با كسي صحبت نكرده بود و به جاي تحت تاثير قرار گرفتن عقايد مشاور، از حدس خود پيروي كرده بود، پول بسيار زيادي به دست ميآورد. در صورتي كه تحقيقات خود را به درستي انجام داده باشيد، بعيد است كه حتي آگاهي كارشناس درباره اين سرمايهگذاري از شما بيشتر باشد. علاوه بر اين، تمام قضاوتهاي او بر مبناي روش، اهداف و شخصيت خودش ميباشد.



    البته هميشه نميتوانيد كاملا مطمئن باشيد كه آيا اين كارشناس نظري بررسي شده ميدهد يا تنها هدف او اين است كه چيزي بگويد كه ناآگاه به نظر نرسد. در زمانهاي گذشته هنگامي كه خود من مشاور سرمايهگذاري بودم، در يك سمينار، فردي پيش من آمد و نظر مرا در مورد قهوه خواست. من هيچ چيزي در مورد بازار قهوه نميدانستم. اما يك مشاور بودم و چگونه ممكن است كه يك مشاور نظري نداشته باشد؟ بنابراين در همان لحظه چيزي از خودم ساختم و به او گفتم. هنگامي كه به توصيه شخصي خود عمل ميكنيد، اشتباهاتي را مرتكب ميشويد كه متعلق به خود شما است. وقتي كه به توصيه شخص ديگري اتكا ميكنيد، هميشه اين گرايش وجود دارد كه او را براي مشكلات به وجود آمده، مقصر بدانيد. بدتر از آن ممكن است براي موفقيتهايي اعتبار كسب كنيد كه آن موفقيتها به شما تعلق ندارد. براي اينكه هزينههايتان را تقبل كنيد بايد اشتباهات مربوط به خود را انجام دهيد، آنها را براي خود بدانيد، مسووليت آنها را بپذيريد و از آنها درس بگيريد.



    پيش از آنكه به كارگزار خود تلفن كنيد...

    هنگامي كه سرمايه گذاري مناسبي را كه منطبق با معيارهاي شما است و قيمت مناسبي براي خريد دارد، پيدا كرديد، هنوز اقدامات ديگري وجود دارد كه توصيه ميكنم پيش از تماس با كارگزار خود به انجام آنها بپردازيد:



    1. دليل خريد يك سرمايه گذاري و دليل پرداخت قيمتي را كه در نظر داريد، يادداشت كنيد.

    به يك سرمايه گذاري كه دو سال پيش انجام دادهايد فكر كنيد. آيا دليل خريد آن را به ياد مي آوريد؟ دليل خوشحالي شما (در آن زمان) براي پرداخت آن قيمت چه بود؟ حتي اگر شما همچون وارن بافت، حافظه اي بسيار قوي داشته باشيد، در بهترين حالت حافظه شما احتمالا مبهم است. با يادداشت كردن مطالب ميتوانيد به آساني حافظه خود را تازه كنيد و بر پيشرفت سرمايهگذاري خود نظارت داشته باشيد و مهمتر از آن، هنگامي كه اين سرمايه گذاري با موفقيت پيش نميرود، ميتوانيد به عقب برگرديد و از اشتباهات احتمالي خود آگاه شويد.



    2. يادداشت كنيد كه چه عاملي باعث فروش آن خواهد شد.

    سرمايه گذار خبره پيش از آنكه سهامي را بخرد ميداند كه چه چيزي باعث فروش آن خواهد شد اين بخش يكي از بخشهاي جداييناپذير سيستم او ميباشد. سرمايهگذار متوسط معمولا بر چيزي كه ميخرد متمركز ميشود. فروش غالبا فكري است كه در مراحل بعدي به ذهن او خطور ميكند. هنگامي كه ممكن است زمان فروش باشد، او اغلب نميتواند دليل خريد آن سرمايهگذاري و يا انتظاري كه در مورد آينده آن داشته است را به خاطر آورد. به اينترتيب تصميم فروش به ارزيابي مجدد و مشقت باري درباره تصميم خريد اوليه تبديل ميشود يا به آساني به عكس العملي احساسي بدل ميشود.



    اگر نميدانيد كه چه موقع يك سرمايه گذاري را خواهيد فروخت، اقدام به خريد آن نكنيد. يادداشت كردن معيارهاي از پيش تعيين شدة خروج در مورد هر سرمايهگذاري، نظم وترتيبي به شما ميدهد كه اغلب سرمايهگذاران از آن بيبهرهاند. پذيرش چنين روشي به تنهايي ميتواند نتايج سرمايهگذاري شما را متحول سازد. انجام اين كار همچنين به شما كمك ميكند تا بر پيشرفت سرمايهگذاري نظارت داشته باشيد، و زمان صحيح فروش، به طور چشمگيري آشكار خواهد شد.



    3. آنچه را كه انتظار داريد در مورد سرمايه گذاري شما رخ دهد، يادداشت كنيد.

    اين كار بايد ساده باشد. ممكن است انتظار داشته باشيد كه سهام يك شركت به رشد خود در بازار ادامه دهد. شايد پيشبيني كنيد كه شركتهاي حقوقي به اين سهام تمايل نشان دهند و باعث افزايش قيمت شوند. ميتوانيد انتظار تصاحب آن را داشته باشيد. آنچه را كه انتظار داريد در صورت مهيا بودن شرايط رخ دهد، با دقت كامل يادداشت كنيد.



    4. تمام چيزهاي ديگري كه ممكن است رخ دهد را يادداشت كنيد.

    فضاي بسيار بيشتري را براي اين كار لازم داريد. حتي به فهرست كردن اين احتمالات نميپردازم. به گفتن اين نكته بسنده ميكنم كه آنچه اغلب سرمايه گذاران را به اشتباه مي اندازد، اتفاقات غيرمنتظره است و اتفاقات غير منتظره در بازارها كاملا قابل انتظار هستند. بايد خود را آموزش دهيد تا براي بدترين وقايعي كه تصور ميكنيد، آمادگي داشته باشيد.



    5. يادداشت كنيد كه در صورت رخ دادن يكي از اين وقايع ديگر به جاي آنچه كه انتظار داريد، چه اقدامي انجام خواهيد داد.

    توصيه اين پير بازار را بخوانيد و عمل كنيد مطلقا هيچگونه كنترلي بر آنچه كه بازار انجام ميدهد، نداريد. آنچه ميتوانيد كنترل كنيد، چگونگي واكنش خودتان است. همانطور كه ويليام اكهارت به خاطر مي آورد:

    روزي يك معامله گر پير به من گفت: «به آنچه كه بازار انجام خواهد داد فكر نكن، تو مطلقا هيچگونه كنترلي بر آن نداري. در مورد عكس العمل خود نسبت به وقوع آن فكر كن.»


    در مورد هر يك از رويدادهايي كه تصور ميكنيد، چگونگي عكس العمل خود را در صورت وقوع آنها، يادداشت كنيد. اگر آن رويداد در مورد بازار رخ دهد، شما از قبل ميدانيد كه ميخواهيد چه اقدامي انجام دهيد. بافت اين را «قانون نوح: پيش بيني باران ارزش چنداني ندارد، اما ساختن كشتي ارزشمند است» مينامد. به هر حال اين كار تضمين نميكند كه شما ميتوانيد فورا «ماشه را بكشيد». روش قدرتمندي كه به شما در درك آن هدف كمك خواهد كرد، «تمرين ذهني» نام دارد. هر يك از رويدادها را تجسم كنيد. سپس خود را در آن قرار دهيد و خود را در حال انجام كاري كه به آن تمايل داريد، ببينيد، سپس صحنه را مجددا در مقابل چشمان خود بازسازي كنيد.



    6. بر سرمايه گذاريهاي خود و عملكرد شخصي خود نظارت داشته باشيد.

    گرچه پيش از خريد يك سهام نميتوانيد به خوبي بر آن نظارت داشته باشيد، اما ضروري است كه پيش از تماس گرفتن با كارگزار خود، روشهايي را براي انجام چنين نظارتي ايجاد كنيد. فرآيند نظارت ضميمه روش جستوجوي شما است. اين فرآيند ادامه ارزيابي دقيق همان معيارهايي است كه باعث ميشود شما يك سرمايهگذاري را در جايگاه اول قرار دهيد.

    دقيقا چطور اين كار را انجام ميدهيد؟ هر چند وقت يكبار؟ به چه اطلاعاتي نياز داريد و آن اطلاعات را از كجا به دست ميآوريد؟

    با داشتن آمار مكتوب، متوجه ميشويد كه اين فرآيند نسبتا آسان خواهد بود. هميشه ميتوانيد بگوييد كه آيا يك سرمايه گذاري با معيارهايتان سازگار است يا خير، و همچنين حافظه خود را درباره اقداماتي كه ممكن است انجام آنها لازم شود آماده نگه ميداريد. نكته بسيار مهم ديگر، اين است كه شما قادر خواهيد بود تا عملكرد و واكنشهاي خود در برابر خواسته ها و اهدافتان را مورد سنجش قرار دهيد



    سرمايه خود را در حوزه اي كه به آن اعتقاد داريد، قرار دهيد.

    هنگامي كه براي اولين بار آزمايش سيستم خود را آغاز ميكنيد، با وجود اينكه ممكن است از كارآيي آن اطمينان داشته باشيد، اما نميتوانيد در مورد آن كاملا مطمئن باشيد. بنابراين در اين مرحله بهترين كار اين است كه ميزان سرمايهاي كه ميتوانيد از دست بدهيد را تقبل كنيد. همانطور كه هزينه هاي خود را پرداخت ميكنيد، روشهاي سرمايه گذار خبره را كسب ميكنيد و سيستم خود را مورد آزمايش قرار ميدهيد (و در صورت لزوم آن را اصلاح ميكنيد)، و نهايتا به مرحله مهارت ناخودآگاه دست مي يابيد.


    http://www.donya-e-eqtesad.com/Defau...w.asp?@=305920
    یـــــاد خــــــدا آرامش بخش دلهــــــاست ..... کجایند مردان بی ادعـــــــا


  3. #223
    مدیر (6) مجيد رادمنش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    نوشته ها
    4,858
    تشکر
    34,662
    تشکر شده 24,867 بار در 4,794 ارسال
    روانشناسي بازار سهام


    چگونه يك معامله گر موفق باشيم؟



    گروه بورس- معامله گران موفق سهام دنيا چگونه از طريق خريد و فروش سهام ثروتمند شدند؟ اين پرسشي است كه همواره جامعه سهامداران حقيقي و حقوقي در دنيا به دنبال پاسخ آن هستند و همين علامت سوال بزرگ موجب شده تا رفتار شناسي سهامداران موفق دنيا در دستور كار آنهايي قرار گيرد كه ثروت يا به تعبيري واضحتر سودهاي سرشار را در بازار سهام جستوجو ميكنند.


    سايت بورس24 نظر به اهميت روانشناسي بازار سهام در الگو گرفتن سهامداران در بازار سرمايه و موفقيت معاملهگران در بازارهاي مالي به انتشار مجموعه مطالبي جذاب تحت عنوان «روانشناسي معاملات و بازار سهام» كرده است. در نخستين مطلب روانشناسي بازار سهام برگرفته از مقالههاي روانشناس و متخصص برجسته معاملات دكتر فان تارپ، از قول وي اين چنين نوشته شده است:



    بگذاريد اين قسمت را با يك داستان آغاز كنم؛ تصور كنيد كه دو برادر دوقلو داريم كه هر دو معاملهگر هستند و از هر جنبه شباهتهاي بسياري با يكديگر دارند. هر دوي آنها سيستم معاملاتي، قوانين ورود و خروج و همچنين شيوه مديريت سرمايه (پول) يكساني را به كار ميبرند. هر دوي آنها با ميزان يكساني از سرمايه كار خود را آغاز ميكنند، با يك كارگزار كار ميكنند و سيگنالهاي خريد يكساني را از منابع مختلف دريافت ميكنند.


    پس از دو ماه معامله، حتما انتظار داريد كه اين دو برادر دوقلو به سود يكساني دست يابند. با اين حال، متوجه ميشويد كه يكي از اين دو برادر به 30 درصد سود و ديگري به تنها 10 درصد سود دست يافته است. پس چه عاملي است كه يكي از اين دو معاملهگر را موفق و فعاليت ديگري را نه چندان موفق كرده است؟



    پاسخ اين سوال وجود تفاوت در «روانشناسي معاملاتي» اين دو فرد است. هر اندازه هم كه اين دو فرد به يكديگر شبيه باشند، نبايد از ياد برد كه نهايتا اينها داراي شناختهاي متفاوتي هستند و بنابراين به شيوههاي متفاوتي فكر ميكنند. يكي از اين دو فرد ممكن است بيش از اندازه حريص يا ترسو باشد و سودهاي به دست آمده خود را كم كند يا اينكه اجازه دهد ضررها بيشتر شوند، اين در حالي است كه ممكن است فرد ديگر تعهد محكمي به پيروي از استراتژي خود داشته باشد و در نتيجه سود بيشتري ببرد.



    اينكه يك فرد چگونه فكر ميكند، نقش مهمي در شيوه معاملاتي او و نتايج آن بازي ميكند. بر اين اساس، ميتوان دو دسته از معامله گران را از يكديگر جدا كرد:

    1. معامله گر «خوب» كسي است كه به شيوه هاي آزموده شده و از پيش استفاده شده احترام بگذارد و به آنها پايبندي كامل داشته باشد.

    2. معامله گر «بد» كسي است كه به احساسات خود اجازه دهد تصميم بگيرند كه وي چه زماني و چگونه به معامله ميپردازد. اين روش به انجام ناپايدار و ناهمخوان معاملات و نهايتا به شكست ميانجامد. در نمودار ذيل فان تارپ نقش و اهميت روانشناسي معاملات را به صورت يك نمودار دايره اي شكل به تصوير ميكشد. وي اجزاي تشكيل دهنده معاملهگري را به سه حوزه گوناگون سيستم معاملاتي، مديريت سرمايه (پول) و روانشناسي معاملهگري تقسيمبندي ميكند.

    در اين نمودار، نقش روانشناسي معاملات از مجموع نقش دو عامل ديگر بيشتر نشان داده شده است. توانايي روانشناختي بي ترديد مهمترين عاملي است كه براي تبديل شدن به يك معاملهگر موفق بايد آن را پرورش دهيد.



    روانشناسي چيست؟

    روانشناسي عبارت است از مطالعه فرآيندهاي ذهني و رفتار در شرايط مختلف. اين فرآيندها در بافت معاملات و بازار عواملي از قبيل افكار، احساسات، انگيزهها، ترس، طمع، غرور، خودبزرگ بيني و اميدواري را در بر ميگيرند. نمونههاي مشخصي از اينكه يك فرد تحت تاثير احساسات خود عمل ميكند شامل زماني كه وي موقعيت سرمايه گذاري خود را خيلي زود يا خيلي دير ميبندد ميشود. نگه داشتن يك سهم براي مدت خيلي طولاني در واقع مفهومي است كه در روانشناسي به آن «اجتناب از زيان» ميگويند. به اين معنا كه معاملهگر بيشتر تمايل دارد زيان نكند، تا اينكه بخواهد كسب سود نمايد. اين واكنش احساسي در ذات انسانها نهاده شده است. در مورد معامله، اين پديده به اين معناست كه هنگام مواجهه با يك روند كاهشي كه هنوز هم قيمت در حال پايين رفتن است، معاملهگر سهم خود را به خاطر تنفر از زيانوضرر نگاه ميدارد به اين اميد كه قيمت به سمت بالا باز خواهد گشت و به اين شيوه زيان بيشتري را متحمل ميشود؛ البته در بسياري موارد قيمت هرگز به سطوح اوليه باز نمي گردد.



    گاهي هم مفهوم اجتناب از زيان، باعث ميشود معاملهگر موقعيت سرمايه گذاري خود را خيلي زود ببندد. در واقع او با ديدن مقدار كمي سود ميترسد كه سود اندك به دست آمده را از دست بدهد و سهام خود را ميفروشد. گاهي نيز معامله گران رفتارهاي غير منطقي ديگري از خود نشان ميدهند. مثلا، موفقيتها را به مهارت خود و شكستها را به بدشانسي نسبت ميدهند. اينها تنها نمونههاي كمي از رفتارهاي نادرستي است كه معاملهگران به دليل عدم برخورداري از مهارتهاي روانشناختي مناسب از خود بروز ميدهند و به زيانهاي بيشتر دامن ميزنند. واقعيت اين است كه بسياري از معاملهگران تازه كار با كنترل نكردن احساسات، بيشتر پول خود را در سال اول از دست ميدهند و از صحنه بازار كنار رانده ميشوند. كنترل احساسات و درك معناي واقعي و عميق روانشناسي معاملات تفاوت ميان موفقيت و شكست خواهد بود.



    نظم و انضباط و پايبندي به آن

    آيا ميتوان نظمي را براي پيروي از سيستم معاملاتي خود به وجود آورد كه معمولا به طور ذاتي از آن برخوردار نيستيم؟ بله، انجام اين كار ممكن است. البته نبايد فراموش كرد كه چنين نظم و پايبندي بايد خود ساخته و خود خواسته باشد و بتوان آن را شخصا در محيط منزل به اجرا در آورد و اما چگونه ميتوان چنين نظمي را در خود به وجود آورد؟ پاسخ اين سوال، «داشتن اعتماد به نفس» است. به اين منظور براي تبديل شدن به يك معاملهگر موفق بايد هميشه در حال يادگيري بود و مهارتهاي تصميمگيري خود را پرورش داد تا جايي كه اين ويژگي دروني شود؛ تنها آن زمان است كه ميتوانيد با اعتماد به نفس راسخ در بازار به پيش رويد.


    یـــــاد خــــــدا آرامش بخش دلهــــــاست ..... کجایند مردان بی ادعـــــــا

  4. 18 کاربر به خاطر ارسال مفید مجيد رادمنش از ایشان تشکر کرده اند:


  5. #224
    مدیر (6) مجيد رادمنش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    نوشته ها
    4,858
    تشکر
    34,662
    تشکر شده 24,867 بار در 4,794 ارسال
    روانشناسي بازار سهام


    با سهام خود ازدواج نكنيد


    در نخستين مطلب روانشناسي بازار سهام به اهميت مبحث روانشناسي سهامداران و معاملهگران در بازارهاي مالي پرداخته شد، اما در مطلب دوم بولكووسكي پندي ارزشمند به سهامداران ميدهد و آن اينكه در بازار سهام پول را فراموش كن عزيز من!


    در اين مطلب جذاب و خواندني منتشر شده در سايت بورس24 از قول سهامداران و معاملهگران حرفهاي بازارهاي سهام دنيا تاكيد شده كه با سهام خود ازدواج نكنيد! شايد اين پندهاي آموزنده در شرايط كنوني بازار سرمايه ايران كارآتر از هر زمان ديگر باشد. بولكووسكي در اين مقاله مينويسد: در طول 30 سال سرمايهگذاري و معامله، به رازي دست يافتهام كه تصور ميكنم، هر سرمايهگذاري بايد آن را بداند. عنوان اين نوشته ممكن است بخشي از اين راز را برايتان بازگو كند. اما پيش از گفتن اين راز به داستانهاي واقعي زير خوب گوش دهيد.



    «جيل» پنج سنتي


    جيل يك معاملهگر تازه وارد به باشگاه ما است. او سالها به عنوان كارگزار و مشاور مالي در شغل سرمايه گذاري مشغول به كار بوده است. اما جيل كار خود را رها كرد و اكنون تمام وقت به انجام معامله در بازار ميپردازد. تقريبا هر وقت كه حرفي از او ميشنيدم داشت، يك چيز را تكرار ميكرد: «تنها كاري كه بايد انجام دهم اين است كه 10 سنت از هر معامله سود كنم. هنگامي كه آن را در 1000 سهم در هر معامله ضرب كني، همين مقدار كم مبلغي در حدود 26000 دلار در سال ميشود. اين در صورتي است كه در هر روز تنها يك معامله انجام دهي و موفق عمل كني.» او در حدود 6 معامله در روز انجام ميدهد و به طور بالقوه بايد مبلغي در حدود 156000 دلار در سال سود كسب كند. البته، انجام معامله هرگز به اين سادگي نيست. كارمزد كارگزاري و ديگر هزينههاي مربوطه از سود معاملات ميكاهند. اما گذشت زمان معلوم كرد كه او نتوانست اين كار را در دراز مدت و مستمرا با موفقيت انجام دهد. چرا؟



    «لري» با زيانهاي بسيار


    او يك معاملهگر با تجربه است كه در حدود 10 سال در بازار به انجام معامله پرداخته است. اما اگر نگاهي به پرتفوليوي او داشته باشيد، از اين همه اعداد و ارقام قرمز رنگ كه نشانگر عملكرد منفي و همراه با زيان اوست، متعجب خواهيد شد. در برخي موارد تا 25، 40 و حتي 50 درصد در زيان است. تنها موارد كمي وجود دارد كه سودهايي را با درصدهاي 20 و 50 درصد نشان ميدهند. او اخيرا به من گفت: «آنقدر در ضرر هستم كه نميتوانم آنها را بفروشم.» چگونه زيانهاي او اين همه زياد شد؟ با از دست دادن يك پني و گاهي يك دلار...



    «بيل» ورشكسته

    اما معامله گر ديگري نيز وجود دارد كه فكر خوفناك تعداد زيادي قبض و بدهي فكر او را در سر ميز شام به شدت مشغول كرده و نميداند كه پول پرداخت. آنها را بايد از كجا تامين كند. هر روز هم معاملات او به ستون زيانهايش مي افزايد. هر چيزي را كه سعي ميكند منجر به شكست ميشود. با اينكه چند بار مقاديري پول از همسرش قرض گرفته، اما سرمايه اش روزبروز كمتر ميشود. اين سه معاملهگر در يك موضوع به يكديگر شباهت دارند. ميتوانيد حدس بزنيد كه آن ويژگي چيست؟ پاسخ آن رازي است كه تمام معامله گران بايد آن را بدانند.



    اين راز را به تعداد بسياري از معامله گران گفته ام و جالب اينكه تقريبا تمام آنها حرف مرا باور نكردند و از آن استفاده اي نبردند. چرا؟ فكر ميكنم آماده مواجهه با آن نبوده اند. شما چطور؟ ميتوانيد با اين پاسخ به درستي برخورد كنيد و آن را متوجه شويد؟ اين راز چيست؟ اين است: «پول را فراموش كنيد.» مي دانم كه احتمالا انتظار شنيدن حرفي بسيار انقلابي و منحصر به فرد داشتيد. حرفي كه بتواند ميليونها دلار براي شما به ارمغان بياورد. حالا خوب به اين حرف گوش كنيد: اگر به اينكه چقدر پول در يك معامله به دست ميآوريد يا از دست ميدهيد فكر نكنيد و آن را ناديده بگيريد و تنها بر انجام درست معامله تمركز نماييد، پول خودش هواي خودش را خواهد داشت و از دست نخواهد رفت.



    دوباره مرور كنيد

    بگذاريد داستان هر يك از معامله گران را دوباره مرور كنيم. از جيل شروع ميكنيم. تمام كاري كه او ميخواهد انجام دهد اين است كه سود كمي كسب نمايد. اگر او بر انجام صحيح معاملاتش بر اساس يك برنامه مشخص تمركز ميكرد و تنها به فكر كسب سود ناچيزي از هر معامله نبود، بسيار بهتر عمل ميكرد. در حال حاضر، هنگامي كه سود كمي به دست ميآورد، آنچنان از ترس از دست دادن آن عصبي ميشود كه فورا آنچه دارد را ميفروشد. هنگامي كه بار ديگر سهامي را ميخرد، و قيمت سهام در جهت مناسب حركت نميكند، ذهن او فلج ميشود و فقط منتظر ميماند كه قيمت سهام دوباره بالا رود و آن را بفروشد. آنچه در عمل اتفاق ميافتد اين است كه در واقع او دارد زيانهاي خود را افزايش ميدهد. پول را فراموش كنيد و بر روي انجام معامله متمركز شويد. آيا دستورهاي توقف زيان مناسب را براي خود در نظر گرفته ايد و آنها را انجام ميدهيد؟ آيا به دنبال مقاومتها هستيد تا در آن زمان سهام خود را بفروشيد؟ اما جيل تنها بر روي سود بردن از معاملات متمركز است و زماني براي تفكر صحيح درباره خود معاملات ندارد.



    درباره همان معامله گر زيانكار

    لري همان معامله گر زيانكاري است كه فكر ميكند زيانهاي او آن قدر بزرگ شده اند كه ارزش فروختن سهام را ندارند. زماني به او گفتم: «اهميتي ندارد كه سهمي را با چه قيمتي خريده اي. مهم اين است كه بداني چه زماني بايد آن را بفروشي. اگر دستورهاي توقف زيان مناسبي را براي خود تنظيم كرده باشي، اين مورد ميتواند زيانهايت را تا 25 درصد كاهش دهد.» بله، درست است، گاهي قرباني يك الگوي كاهشي شدن به معناي از دست دادن 70 درصد سرمايه است، اما لري اين گونه پول خود را از دست نداده است. زيانهاي او حاصل عدم عملكرد و عدم واكنش او نسبت به وقايع بوده اند. او زيانهاي كمي كه هر روز بيشتر ميشوند را تنها نشسته و نظاره ميكند.



    تنها كاري كه لري بايد انجام دهد اين است كه معاملات خود را به دقت نظاره كند. شما بايد مرتب به دنبال نقاط مقاومت و حمايت بگرديد و به محض اين كه ديديد بازار در حال فروريختن است يا صنعت مورد نظر نشانههايي از ضعف را در خود نشان ميدهد، سهام خود را بفروشيد. با هيچ سهمي ازدواج نكنيد و عاشق هيچ يك از سرمايهگذاريهاي خود نشويد. اگر لري به اندازه زيانهاي خود چندان توجه نكرده بود و تنها به نمودار قيمتها توجه ميكرد، اين زيانهاي سنگين را هم روي هم انباشته نكرده بود.



    «بيل» ورشكسته

    بيل تا خرخره در قرض فرورفته است و من كاملا در اين مورد جدي هستم. او آنچنان در فكر بازپرداخت اقساط وام و پرداخت قبضهاي متعدد است كه ديگر تمركزي بر روي انجام معاملات ندارد. تلاشهاي او براي جبران زيانهايش همه به زيان بيشتر منتهي ميشوند. افزايش نسبت اهرم در انجام معاملات با شرايط موجود ذهني و روحي او تنها مشكلاتش را دو چندان كرد. باز هم اگر لري پول را فراموش كرده بود و به انجام درست برنامه معاملاتي خود متمركز ميشد، بسيار بهتر عمل ميكرد. اگر به جاي اينكه به خود قول ميداد و شرط مي بست كه پس از انجام يك معامله پول كافي را براي پرداخت تمام قبض هايش به دست ميآورد، تنها به بالا و پايين رفتن قيمتها بر روي نمودار توجه و همراه با آنها معامله ميكرد، موفقيت بسيار بيشتري را هم كسب مينمود.



    پول عسل است

    بگذاريد مثالي را تجارب خودم برايتان بازگو كنم و بگويم چگونه به اين راز دست يافتم. چند سال پيش، من با به دست آوردن پول زياد، مشكل داشتم. منطقي به نظر نميرسد، اما اين گونه بود كه اگر 2000 دلار در يك معامله به دست مي آوردم به سرعت سهام خود را ميفروختم و سود خود را كم ميكردم. زماني شد كه فهميدم نبايد سودهاي خود را هر شب چك كنم. پس از آن بود كه بسيار بهتر عمل كردم. اگر به حساب سود و زيانهاي خود نگاه نميكردم، ديگر چندان هيجان زده نميشدم و سهام خود را نمي فروختم. اين گونه بود كه ميتوانستم بر روي تكنيكها تمركز كنم و اجازه دهم سودهاي به دست آمده بيشتر شوند. انجام اين كار در كل تغيير زيادي در كارم ايجاد كرد. بنابراين، اين رازي است كه معتقدم هر معامله گري بايد آن را بداند و اكنون شما آن را ميدانيد.



    توضيح: جالب است بدانيد كه وارن بافت و حتي بيل گيتس كه معامله گر محسوب نميشوند، هم در گفته هاي خود به كرات اشاره ميكنند كه هرگز به كسب پول فكر نكردهاند و تنها سعي كرده اند كار خود را به بهترين شكل ممكن انجام دهند. در واقع آنها توانايي و نيروي ذهني خويش را بر انجام كار و نه نتايج احتمالي آن متمركز كرده اند.


    یـــــاد خــــــدا آرامش بخش دلهــــــاست ..... کجایند مردان بی ادعـــــــا


  6. #225
    عضو فعال salehiar آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    331
    تشکر
    2,761
    تشکر شده 1,321 بار در 315 ارسال
    مارك البيون در كتاب خود تحت عنوان «ساختن زندگي و امرار معاش» ، درباره يك مطالعه آشكاركننده از سوداگراني مي نويسد كه دو مسير كاملا متفاوت را پس از فراغت از تحصيل دانشگاهي طي كرده اند.

    وي چنين مي گويد:يك بررسي از فارغ التحصيلان دانشكده بازرگاني، سابقه 1500 نفر را از سال 1960 تا سال 1980 مورد مطالعه قرار داده است. در آغاز، فارغ التحصيلان به دو گروه تقسيم شدند.

    گروه الف: كساني بودند كه گفته بودند مي خواستند اول پول درآورند تا بعداً هر كار خواستند بكنند. يعني اول مشكلات مالي خود را حل و فصل كنند، بعداً به امور ديگر زندگي بپردازند.

    گروه ب : شامل كساني بود كه ابتدا به دنبال علاقه واقعي خود بودند و اطمينان داشتند كه پول عاقبت خود به دنبال آن مي آيد.

    چه درصدي در هر گروه وجود داشت؟ از 1500 فارغ التحصيل در مطالعه مورد نظر، كساني كه در گروه الف « اول پول» بودند 83 درصدكل يا 1245 نفر را تشكيل مي دادند. گروه ب « اول علاقه واقعي» يعني خطرپذيرها جمعاً 17 درصد يا 255 نفر بودند.

    پس از بيست سال 101 نفر ميليونر در كل اين دو گروه به وجود امده بود كه يك نفر از گروه «الف» و 100 نفر از گروه «ب» بودند …

  7. 10 کاربر به خاطر ارسال مفید salehiar از ایشان تشکر کرده اند:


  8. #226
    مدیر (6) مجيد رادمنش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    نوشته ها
    4,858
    تشکر
    34,662
    تشکر شده 24,867 بار در 4,794 ارسال
    روانشناسي بازار سهام

    در بورس هرگز احساساتي نشويد

    دكتر فان تارپ متخصص و روانشناس برجسته معاملات بازار سهام در ادامه سلسله مطالب مرتبط با روانشناسي بازار سهام منتشر شده در سايت بورس24 مينويسد: مدتي پيش به يك مصاحبه راديويي با بيل وايزنانت گوش ميدادم. بيل داراي مدرك دكتراي روانشناسي باليني بود و در آن زمان در حدود 20 سال فعاليت مرتبط درماني انجام داده بود. آن زمان كه به مصاحبهاش گوش ميكردم، او ديگر يك معاملهگر و مربي معاملات شده بود. هر كسي نميتواند معاملهگر موفقي باشد و زندگي خود را از طريق معامله در بازار بگرداند. بيل بر اساس پژوهشهاي صورت گرفته سه عامل را در موفقيت در معاملات مشخص كرده بود.


    اما پيش از آنكه به اين سه عامل بپردازم، اجازه دهيد با يكديگر به سوالات يك امتحان كوچك پاسخ دهيم.


    1.آيا زياد نگران ميشويد؟

    2.آيا در شرايط دشوار آرام ميمانيد؟

    3.آيا به طور كلي زياد به ديگران اعتماد ميكنيد؟

    4.شما به طور معمول با حداكثر سرعت مجاز رانندگي ميكنيد يا كمتر از آن؟

    5.آيا يك كمال گرا هستيد؟

    6.آيا پيش از آنكه پروژه جديدي را آغاز كنيد، بايد پروژه قبلي را به پايان رسانيده باشيد؟

    7.آيا دوست داريد پروژهها را تمام كنيد؟

    8.آيا ميزان هوش شما از متوسط بالاتر است؟

    9.آيا رياضي شما خوب است و به طور كلي در حل مساله قوي هستيد؟

    10.آيا هنگامي كه رانندگي ميكنيد و چراغ سبز ميشود گاز ميدهيد تا از ماشين كناري خود تندتر برويد؟


    براي هر پاسخ «بله» به خود يك امتياز بدهيد. البته به جز سوالهاي 1 و 10 كه پاسخ آنها بايد «خير» باشد. هر چه كه نمره شما بيشتر باشد، احتمال اين كه معاملهگر موفقي شويد بيشتر خواهد بود.




    ويژگيهاي زير از خصوصياتي است كه معاملهگران موفق از آنها برخوردار هستند:


    1.ثبات وضعيت عاطفي/ احساسي

    ثبات عاطفي به معناي كنترل خود تحت شرايط فشار است. معاملهگر موفق بايد تحت شرايط دشوار بتواند آرامش خود را حفظ نمايد. معامله گراني كه نمره بالايي از ثبات احساسي كسب ميكنند، سطح نگراني پاييني دارند، آرام ميمانند، راحت هستند و سطح شك و ترديد آنها نيز پايين است. آنها معمولا به افراد و شرايط اعتماد ميكنند، مسووليت معاملات خود را به عهده ميگيرند و زيانها را به گردن گردانندگان بازار نمياندازند. البته معاملهگران موفق براي انجام تمام كارهاي خود دلايل خوب و كافي دارند.


    2.نظم و انظباط

    معامله گران موفق كساني هستند كه ميتوانند از قوانين پيروي كنند. آنها افرادي هستند كه هنگام رانندگي حد سرعت مجاز را رعايت ميكنند. آنها كمال گرا هستند و به كار خود افتخار ميكنند. همچنين دوست دارند كاري را از ابتدا تا پايان انجام دهند و از انجام و تكميل آنها لذت ميبرند. خلباناني كه عادت دارند چك ليستها را مرتبا ببينند، ميتوانند معاملهگران موفقي شوند. شخصي كه به سادگي با محركهاي عاطفي بيروني برانگيخته ميشود، از نظم كافي برخوردار نيست، هرگز نميتواند معاملهگر موفقي شود.


    3.هوش

    بيل ميگويد معاملهگران موفق به طور معمول باهوش هستند. نيازي نيست كه آي كيوي انيشتين را داشته باشند، اما از حد متوسط باهوش تر هستند. توانايي آنها در حل مساله قوي است و با اعداد و ارقام خوب كار ميكنند. آنها ميفهمند و ميدانند كه معامله با احتمالات همراه است و هر معامله لزوما همان طور كه پيش بيني ميشود پيش نخواهد رفت.



    شش توصيه براي موفقيت در معاملات

    1.تمام زيانهاي احتمالي را پيش از وارد شدن به صحنه نبرد بپذيريد. اين موضوع اعتماد به نفس لازم را براي شجاعانه معامله كردن به شما خواهد داد. كسي كه ميداند شكست جزئي از هر نبرد است، تمام نيروي خود را فارغ از نتيجه آن به كار خواهد بست.


    2.خود را از نظر ذهن و جسم و روح متمركز و يكسان كنيد. انجام تمرينات تنفس عميق ميتواند اعصاب شما را آرام نمايد و اجازه ندهد ترس و هيجان بر شما فائق آيند.


    3.به مهارتها و درك دروني(حسي) خود اعتماد نماييد. متخصصان ميگويند، در معاملات نه تنها بايد به ابزارهايي كه در اختيار داريد اعتماد كنيد، بلكه بايد به حس دروني خود تكيه كنيد. به هر حال تغييرات لازم را در سيستم خود ايجاد كنيد تا مطمئن شويد، سيستم و ابزاري كه از آن استفاده ميكنيد، كارايي لازم را دارند. اگر يك صداي دروني در وجود شما نيست، بايد آن قدر به معاملات مجازي بپردازيد تا از آن صداي دروني حسي برخوردار شويد.


    4.موفقيت را به روشني و وضوح تصور كنيد. اين موضوعي است كه در بسياري از متون روانشناسي توصيه اي اكيد به شمار ميرود. به بيان ديگر، ميتوانيد مثبت بينديشيد. نتايج مثبت را براي خود تصور كنيد و از اين راه است كه آنها را محقق خواهيد ساخت. بله، ممكن است سه سال طول بكشد تا به اين مرحله برسيد، اما اميد و تلاش خود را از دست ندهيد.


    5.براي غلبه بر ترس فقط در زمان حال زندگي كنيد. متخصصان ميگويند ترس منجر به تحليل افراطي ميشود. تجديد افكار و تصميمها سيستم موجود را نابود ميكند. بر روي معاملات همان طور كه پيش ميروند تمركز كنيد، نه اين كه به نتايجي كه ممكن است اتفاق بيفتد. هرگز نميتوانيد آنچه كه اتفاق ميافتد را كنترل كنيد، اما ميتوانيد تلاش كنيد آنچه اتفاق ميافتد را به خوبي مديريت كنيد.


    6.هنگامي كه كاري را آغاز كرده اي، هرگز آن را متوقف نكن. معاملهگران موفق تمام كارها و پروژههاي خود را تمام ميكنند. اگر فكر ميكنيد اعتماد به نفس لازم براي انجام يك معامله را داريد، پس تا آخر بازي با آن بمانيد. براي معامله خود برنامهريزي نماييد و بر اساس آن معامله نماييد. اگر در همان ابتدا، ترديد داريد، اصلا معامله نكنيد. بدانيد كه اين معامله موفقيتي بزرگ برايتان خواهد بود و سپس پيش برويد.


    http://www.donya-e-eqtesad.com/Defau...w.asp?@=309686
    یـــــاد خــــــدا آرامش بخش دلهــــــاست ..... کجایند مردان بی ادعـــــــا

  9. 9 کاربر به خاطر ارسال مفید مجيد رادمنش از ایشان تشکر کرده اند:


  10. #227
    مدیر (6) مجيد رادمنش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    نوشته ها
    4,858
    تشکر
    34,662
    تشکر شده 24,867 بار در 4,794 ارسال
    روانشناسي بازار سهام



    شناسايي 11 مانع در انجام معاملات موفق

    بورس 24- در چهارمين قسمت مطلب جذاب روانشناسي در بازار سهام توماس. اس. بولكووسكي متخصص مشهور روانشناسي بازارهاي مالي در جهان 11 مانع در انجام معاملات موفق را تشريح كرده است.


    مانع 1: تعريف نشدن زيان

    پيش از آنكه معاملهاي انجام دهم، هدف قيمتي خود و همچنين نقطه قيمتي دستور توقف زيان را مشخص ميكنم. از خود ميپرسم اگر سهام به چه قيمتي برسد يعني اينكه من اشتباه كردهام؟ برخي معاملهگران هدفهاي قيمتي خود را مشخص نميكنند. بايد اعتراف كنم اگر وقت كافي براي تمركز دقيق روي تمام معاملاتم نداشته باشم، تنها موردي كه دقت بسياري به آن خواهم نمود، همين اهداف قيمتي و قيمت توقف زيان خواهد بود. البته اگر در مورد دستور توقف زيان، احتمال بدهيد كه قيمت سهمي پايين ميرود و احتمال بالارفتن آن كم است، بهتر است اصلا آن را نخريد.



    مانع 2: ترديد

    شما سيگنال معاملاتي خود را دريافت ميكنيد. اما اكنون چه بايد كرد؟ مثلا، ميبينيد كه قيمت دارد پايين ميآيد و معتقد هستيد كه اگر كمي صبر كنيد قيمت مجددا بالا خواهد رفت و از زيان خارج خواهيد شد. ممكن است درست فكر كنيد. البته به همان اندازه هم احتمال دارد كه اشتباه كنيد. چيزي كه روشن است اين است كه شما داريد سيگنال دريافتي معاملاتي خود را ناديده ميگيريد و اين خيلي بد است. براي معامله خود برنامهريزي كنيد و بر اساس همان برنامه معامله نماييد. اگر قيمت پايين بيايد و به قيمت دستور توقف زيان برسد، سهم خود را بفروشيد. زيان كردن بايد براي شما به همان اندازه آسان باشد كه سود كردن. اگر اين گونه احساسي نسبت به زيان كردن نداريد، پس بايد بيشتر تمرين كنيد.



    مانع 3: عقايد سرسختانه يا تعصبي

    بدترين معاملاتي كه انجام دادهام آنهايي بودهاند كه به تصور خودم ميدانستم روند تغيير قيمت سهم چگونه خواهد بود. هنگامي كه چيزي كه فكرش را نميكردم اتفاق ميافتد، فلج ميشوم و نميتوانم باور كنم و نميتوانم ماشه را براي خارج شدن از بازار بكشم. زيان به طور مداوم ادامه مييابد و معلوم نيست تا كجا ادامه مييابد. اكنون كه درباره اين مشكل ميدانم، سعي ميكنم تمام جوانب يك معامله را به دقت بررسي كنم و خودم را براي سقوط ناگهاني قيمت نيز آماده ميكنم. اجازه ندهيد عقايدتان بر معاملات شما تاثير بگذارند. تنها قيمت است كه اهميت دارد نه چيز ديگر.



    مانع 4: معامله به روش خودكشي

    تا حالا آن قدر از دنيا عصباني بودهايد كه احساس كنيد هيچ اهميتي ندارد چه اتفاقي برايتان بيفتد؟ يادم ميآيد زماني با همين حس و حال به يك روز معاملاتي نزديك شدم. شرطهاي بسيار بزرگ و خطرناكي بستم اما يادم نميآيد كه برنده شدم يا بازنده. احتمالا برنده نشدم. اكنون آموختهام كه در هنگام ناراحتي يا عصبانيت معامله نكنم. بهتر است شما هم اين كار را نكنيد.



    مانع 5: معامله در حالت شادي بسيار

    اين مورد دقيقا برعكس حالت قبلي است، اما جالب است كه نتايج مشابهي با آن دارد. تا كنون چند بار پشت سر هم چندين معامله موفقيت آميز انجام دادهايد؟ در آن هنگام احساس شادي بسياري خواهيد داشت. هنگامي كه چنين احساسي به شما دست دهد بايد آماده باشيد كه بازار درس بسيار بدي به شما بدهد! اما اكنون ميدانم كه هنگامي كه چنين احساسي از شعف و غرور مرا گرفته است، معامله نكنم.



    مانع 6: از دست دادن شكست قيمت به سمت بالا

    اين مورد اصلا در مورد بد وارد شدن به يك معامله نيست. بلكه درباره عدم توانايي در وارد شدن به يك معامله است. يعني به طور كلي يك فرصت را از دست ميدهيد. داريد قيمت را دنبال ميكنيد كه ناگهان شاهد جهش قيمت خواهيد بود. زماني در مورد يك سهم همين بلا به سرم آمد. الگوي سروشانه را در تغييرات قيمت سهمي ديده بودم و آن را به ليست سهمهايي كه بايد مراقبشان ميبودم اضافه كردم. سپس عقب نشستم و صبر كردم و بيشتر منتظر ماندم. در همين هنگام بود كه ديدم قيمت بالا و بالا و بالاتر رفت و هر روز كه قيمت بالاتر ميرفت با خودم ميگفتم: «بايد زودتر آن را ميخريدم.»



    مانع 7: از دست دادن تمركز

    يادم ميآيد هنگامي كه معاملات روزانه و نوسان گيري را آغاز كرده بودم، نوري كه به درون اتاق ميتابيد برايم مشكل ايجاد ميكرد. در واقع تمركزم را بر هم ميزد. همين طور، هنگامي كه سگم پارس ميكرد يا تلفن زنگ ميزد، حواسم پرت ميشد. هنگامي كه در حال انجام معامله هستيد، سعي كنيد تمركز خود را حفظ نماييد.



    مانع 8: صحيح گفتن يا پول درآوردن؟

    تنها معاملهگران كمي هستند كه معتقدند فروش بخشي از سهام در روز اول به قصد سود، واقعا كار درستي است. اگر از اين گونه افراد بپرسيد كه: «برنده شدن مهمتر است يا پول درآوردن؟»، خواهند گفت: «پول در آوردن». اما در واقع اين گونه عمل نميكنند. آنها بخشي از سهام در حال بالارفتن خود را خيلي زود ميفروشند و اجازه نميدهند سودهاي بيشتر نصيبشان شود. آنها در واقع يك احساس نياز ميكنند و آن اين است كه به خود بگويند امروز بالاخره سودي نصيبم شد. در واقع آنها ميخواهند به خود ثابت كنند، درست حدس زده اند يا درست عمل كردهاند.


    در اين مواقع هميشه با خود يك حساب و كتاب كنيد. بهتر نبود تمام سهم را با قيمت بالاتر ميفروختيد؟ جواب اين سوال را بايد از معاملات ناموفقي كه قيمت سهم در آنها پايين ميرود جست و جو كرد. هنگامي كه قيمت در حال پايين رفتن است، آيا بهتر نيست تمام سهم خود را همان ابتداي كار بفروشيد و خارج شويد؟ البته كه بله. بله بهترين كار اين است كه هنگام پايين رفتن قيمت تمام سهم را يكجا فروخت و هنگام بالارفتن قيمت با تمام توان همان اول كار خريد كرد، مگر اينكه مثلا بخواهيد درصد يك سهم را در پرتفوليوي خود كم كنيد.



    مانع 9: عدم همخواني يا هماهنگي

    اگر قرار است تنها گاهي اوقات بر اساس سيستم معاملاتي خود و سيگنالهايي كه به شما ميدهد، عمل كنيد، اصلا چه لزومي دارد كه از يك سيستم استفاده كنيد؟ شما نميتوانيد از قبل تشخيص دهيد كه يك معامله موفقيت آميز خواهد بود يا خير. بنابراين بايد به هر سيگنالي توجه كنيد و بر اساس آن عمل نماييد. اگر نميتوانيد، سيستمي را پيدا كنيد كه بتوانيد به آن پايبند باشيد.



    مانع 10: رعايت نكردن اصل مديريت سرمايه (پول)

    برخي افراد به اندازه يك سهم در پرتفوي خود توجهي نميكنند و گاهي هم به درستي از ابزار اهرم استفاده نميكنند. مديريت سرمايه يا پول به معناي حفظ سرمايه، محدود كردن زيانها و گسترده تر كردن سودها است. بنابر اين اگر نتوانيد اين كار را به خوبي انجام دهيد، بهتر است فعلا از انجام معامله دست بكشيد. اكنون كه در اواسط سال 2009 هستيم و من اين مقاله را مينويسم، زيان من در حدود 9 درصد و سود من در حدود 36 درصد است. اما نكته خوب اين است كه زيانها مربوط به درصد كمي از پرتفوي من هستند.



    مانع 11: وابسته بودن به پول

    اين مورد را اضافه ميكنم، زيرا مشكل بزرگي است و در عين حال راه حل سادهاي دارد. مشكل چيست؟ مشكل اين است كه شما بر روي پول تمركز ميكنيد. چند بار به خود گفتهايد: «اين زيان آن قدر زيان است كه نميتوانم سهم خود را بفروشم»؟ خيلي زياد. چند بار به سودهاي خود نگاه كردهايد و گفتهايد بهتر است خارج شوم؟ اصلا اهميتي ندارد شما سهمي را با چه قيمتي خريدهايد، مهم آن است كه آن را با چه قيمتي ميفروشيد. سودها و زيانها را فراموش كنيد و به اين مساله توجه و تمركز كنيد كه چه اندازه به قوانين و سيستم خود پايبند هستيد و بر اساس آن عمل ميكنيد. مثلا به جاي اينكه به پايينترين قيمت روز سهمي كه داريد، نگاه كنيد و غصه بخوريد، بر اين نكته تمركز كنيد كه آيا وقت فروش است يا خير. اگر بتوانيد اين كار را انجام دهيد، استرس شما كم ميشود و عملكرد بهتري خواهيد داشت. ساده به نظر ميرسد و البته ساده هم هست، اما معاملهگراني را ميشناسم كه نميتوانند اين گفته را درك و بر اساس آن عمل كنند. تنها با خود فكر ميكنند تمام كاري كه بايد انجام دهند، اين است كه مقداري پول از يك معامله نصيبشان شود. اين افراد هرگز معامله گران خوبي نميشوند.

    http://www.donya-e-eqtesad.com/Defau...w.asp?@=310851
    یـــــاد خــــــدا آرامش بخش دلهــــــاست ..... کجایند مردان بی ادعـــــــا

  11. 6 کاربر به خاطر ارسال مفید مجيد رادمنش از ایشان تشکر کرده اند:


  12. #228
    مدیر (6) مجيد رادمنش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    نوشته ها
    4,858
    تشکر
    34,662
    تشکر شده 24,867 بار در 4,794 ارسال
    روانشناسي بازار سهام



    يك راز براي رسيدن به موفقيت در معاملات

    گروه بورس- راز اصلي براي رسيدن به موفقيت در معاملات چيست؟ تعهد و پايبندي.



    سه شرايط متفاوت زير را براي «باب» معامله گر در نظر بگيريد:

    1.او معاملهاي انجام ميدهد كه سود كمي نصيبش ميكند. اما در اين معامله او از قواعد سيستم سرمايه گذاري خود تبعيت نميكند.

    2.او از قواعد سيستم معاملاتي خود تبعيت ميكند، اما انتظار دارد قيمت در جهت عكس حركت كند و منجر به زيان او شود.

    3.او از راهنماييهاي يك مشاور معاملاتي و سرمايه گذاري با سابقه كاري عالي تبعيت ميكند، اما به او اعتماد ندارد.




    اكنون به سه شرايط مشابه زير توجه نماييد:

    4.باب با تبعيت از قوانين سيستم سرمايه گذاري خود سود اندكي نصيبش ميشود.

    5.او به سيستم معاملاتي خود وفادار ميماند، زيرا زمان به او نشان داده است كه باعث سودآوري او خواهد شد.

    6.او از راهنماييهاي يك مشاور سرمايهگذاري با سابقه كاري عالي تبعيت ميكند، زيرا به او اعتماد دارد.



    تفاوت شرايط 1 تا 3 و شرايط 4 تا 6 در چيست؟ در شرايط گفته شده 1 تا 3، باب سيستم خود را ناديده ميگيرد، به آن اعتماد ندارد، و همچنين به مشاور خود هم اعتماد ندارد. در واقع او فاقد تعهد و پايبندي به سيستم يا معاملات خود است. اما در شرايط 4 تا 6، چنين تضادي وجود ندارد او اعتماد به نفس دارد، ميتواند شرايط را كنترل نمايد و متعهد به انجام صحيح معاملات است. شما ترجيح ميدهيد چگونه معامله گري باشيد؟ يكي از راههايي كه ميتوانيد بگوييد از تعهد كافي در اين زمينه برخوردار هستيد يا خير، اين است كه ببينيد آيا قادر هستيد سودهاي مداوم در سالهاي متوالي داشته باشيد يا خير. اما سوال مهمتر آن است كه چه مدت به آنچه كه بايد، متعهد ميمانيد؟ آيا پس از چند زيان استرس شما را فرا ميگيرد و تعهد به سيستم خود را فراموش ميكنيد؟



    موانعي در انجام معاملات

    معاملهگران خوب ميدانند معاملات زيادي وجود دارند كه ميتوانند زيانهاي سنگيني را به آنها وارد سازند يا حتي باعث ورشكستگي شوند. كار آنها اجتناب از انجام اين معاملات است. برخي از معاملاتي كه در تعهد معاملاتي اخلال ايجاد ميكنند، چه هستند؟ اگر معاملهگري سعي كند از زيانها اجتناب كند، زيانهاي خود را كم نخواهد كرد. او با اينكه ميداند اگر سهم را بفروشد، به سرعت زيانها را جبران خواهد كرد، اما اجازه ميدهد كه يك زيان كوچك بزرگ شود. بنابراين، صبر ميكند و منتظر ميماند تا قيمت سهم بالا رود. در برخي موارد اين اتفاق ميافتد، و همين مورد عادت بد او را تقويت ميكند.



    مشكل هنگامي وخيم ميشود كه يك زيان جزئي، بزرگ و بزرگتر ميشود و به يك زيان مهيب تبديل ميشود. زيان بسيار بزرگ او باعث ميشود نهايتا سهم خود را در نزديكي كف قيمت بفروشد، يعني درست هنگامي كه ممكن است روند قيمتي سهم تغيير كند. و اين بازگشت قيمت هم به طرز مشابهي اين باور غلط او را تقويت ميكند كه نبايد سهم خود را ميفروخت و به اين باور منتهي ميشود كه اگر سهم خود را فقط چند روز يا چند هفته بيشتر نگاه ميداشت، ميتوانست دست كم بدون ضرر از معامله خارج شود. مشخص است كه اگر در وهله اول اجازه نميداد كه زيان كوچكش اين چنين بزرگ شود، اصلا در چنين دوراهي گير نميكرد.



    به ياد داشته باشيد كه مهم نيست چه زماني زيان ميكنيد؛ اين مشكل تقريبا هميشه گريبانگير شما است: هميشه فكر ميكنيد درست پس از فروش شما روند قيمتي سهم بر ميگردد. با فرض اينكه اگر با فروش شما روند قيمت سهم برگردد، چه تصميمي را ترجيح ميدهيد؟ صبر ميكنيد تا قيمت پايين تر بيايد يا همان اول كار آن را ميفروشيد؟ هنوز هم احتمال آن هست كه وقتي فروختيد باز هم قيمت به پايين رفتن خود ادامه دهد. بنابر اين، باز هم فروش هنگامي كه زيان كم است بهترين گزينه به نظر ميرسد. بنابراين، زيانهاي خود را كم كنيد.



    فقط مواظب باشيد كه علاقه شديد شما براي كم كردن زيانها، به افراط كشيده نشود. معاملهگري را ميشناسم كه با 1يا 2درصد زيان سهم خود را ميفروشد. اين كار اشتباه است و باعث ميشود او از بيشتر معاملات خود به سرعت خارج شود. زيرا قيمت دستور توقف زيان او با قيمت معامله بسيار به هم نزديك هستند. يادگيري ميزان درست و درصد مناسب براي دستور توقف زيان براي معامله موفق حياتي به شمار ميرود. معامله گري كه بر روي سودهاي زيان تمركز ميكند اغلب با زيان مواجه ميشود، زيرا سهم خود را زيادتر از حد معمول نگه ميدارد و صبر ميكند تا آخرين ذرههاي سود را نصيب خود كند. البته هنگامي كه قيمت در جهت مناسب حركت نميكند، متحير و بي حركت باقي ميماند. مثال ديگر مربوط به معامله ديگري است كه ميشناسم. او سهمي كه قيمتش 5 برابر شده بود را آنقدر نگاه داشت تا سود به سه برابر كاهش يافت. چرا اين شخص در زمان مناسب سهم خود را نفروخت؟ زيرا در فكر سود 10 برابري بود!



    تنبلي و عدم نظم و سازماندهي

    يك مانع ديگر بر سر راه تعهد، تنبلي و عدم نظم و برنامه ريزي است. معاملهگران تنبل نمودار قيمت سهام خود را به طور مرتب و روزانه دنبال نميكنند. بنابراين، سعي ميكنند در سايتهاي خبري مشترك شوند تا آنها اين كار را براي آنها انجام دهند. آنها با خود فكر ميكنند: «بگذار هشدارها و سيگنالهاي آن سايت خبري مرا در مورد يك معامله جديد آگاه كند.» سپس چه اتفاقي ميافتد؟ آنها ديگر روزنامه يا سايت را نميخوانند يا ديگر به راهنماييهاي مربوطه كه سيگنالها را نشان ميدهند گوش نميدهند و همچنان در حال از دست دادن پول هستند!



    سپس، با خود تصميم ميگيرند يك سيستم معاملاتي خودكار را خريداري نمايند. ممكن است چند روز يا چند هفتهاي را صرف شناخت آن سيستم كنند، اما پس از چند معامله ناموفق و همراه با زيان، ديگر به سيگنالها اهميتي نميدهند. معاملهگر تنبل براي هر مشكلي كه پيش ميآيد تنها كاري انجام ميدهد كه مانند ماسك گذاشتن روي علائم بيماري است و كاري براي درمان واقعي آن انجام نميدهد. و به اين نحو مشكل مربوطه هميشه به جاي خود باقي ميماند.



    يك معامله گر تنبل را ميشناسم كه پول زيادي را خرج كرد و به كلاسهاي آموزشي زيادي رفت. اما هيچ يك از آن كلاسها و درسها هيچ پولي براي او خلق نكردند. پس از مدتي معلم خصوصي گرفت و مدعي شد كلاسها خوب بودند، اما كلاسهاي خصوصي دقيقا همان چيزي هستند كه او دنبالشان ميگشته است. اما آن هم كارآ نبود و او مجبور شد به يك اتاق گفتوگو بپيوندد و هنوز هم نتوانسته هيچ سودي نصيب خود كند. الان ميگويد اين اتاق گفتوگو معركه است! پس از اين چه خواهد كرد؟ معلوم است كه چنين فردي هيچ گونه تعهدي در مورد كار خود يا سيستمش ندارد.



    انجام معامله به عنوان سرگرمي

    برخي معاملهگران، معامله را به عنوان سرگرمي و نه يك كسب و كار مستقل ميپندارند. اما معاملهگران حرفهاي يك برنامه منظم و از پيش طراحي شده دارند. شما چطور؟ افراد موفق دفتري دارند كه مشخصات تمام معاملات خود را به دقت در آن ثبت ميكنند و به طور دورهاي كارهاي خود را مرور ميكنند و به دنبال عادتهاي بد ميگردند تا مانع رشد آنها شوند. استفاده از چنين دفاتر ثبت روزانهاي به آنها كمك ميكند روندهاي بازار را بهتر ببينند و زودتر متوجه شكلگيري روندهاي جديد شوند.



    انجام معامله براي كسب هيجان

    زني را ميشناسم كه سود بسيار زيادي در يك معامله در بازار سهام نصيب خود كرد و پس از آن تمام پول خود را وارد بازار كرد، تنها به اين دليل كه دوست دارد ساعاتي از هيجان را به زندگي خود اضافه كند. شخص ديگري را ميشناسم كه شغل تمام وقتي دارد، اما از مانيتور كردن قيمت سهام در طول روز لذت ميبرد. او معامله را براي هيجاني كه دارد انجام ميدهد. فعلا هم سود خوبي كرده! اما بمب ساعتي كه براي خود كار گذاشته اين است كه نميداند چه زماني سهام خود را بفروشد! و خطر در كمينش است!



    واما راه حل..

    راه حل مشكل عدم تعهد چيست؟ برخي فكر ميكنند كه جواب اين سوال را بايد از معامله گران بسيار موفق پرسيد. آيا آنها در فروش سهم ترديد خواهند كرد يا اينكه به سرعت سهم خود را ميفروشند و وارد معامله جديدي ميشوند؟ فهرستي از مشكلات خود تهيه كنيد. اگر نميدانيد كه مشكلات شما چيستند، معاملات خود را به دقت دنبال كنيد. آيا خيلي زود سهمي را ميخريد يا خيلي دير؟ آيا خيلي زود ميفروشيد يا دير؟ آيا هنگامي كه ناراحت هستيد معامله ميكنيد يا هنگامي كه خوشحاليد؟ آيا براي هيجان معامله ميكنيد يا براي سود؟ آيا هيچ عنصر مشتركي حاكي از يك اشتباه واحد در تمام معاملات شما به چشم ميخورد؟ آيا هنگامي كه ميخواهيد معامله كنيد ترديد داريد يا بدبين هستيد؟ آيا فكر ميكنيد كه يك معامله بي ترديد موفقيت آميز خواهد بود و به همين علت سرمايه بيشتري قرار ميدهيد و دو برابر هميشه زيان ميكنيد؟ آيا سهام خود را براي مدت طولاني نگه ميداريد؟



    با مسائل ذهني اي كه اين مشكلات را به وجود ميآورند، دست و پنجه نرم كنيد. با موانعي كه بر سر راه تعهد معاملاتي هستند آشتي كنيد و آنها را پشت سر قرار دهيد. آنقدر خود را براي شرايط غير منتظره و ناخوشايند مانند زيانهاي بزرگ آماده كنيد كه در صورت بروز زيانهاي كوچك، اعتماد به نفس و آرامش خود را از دست ندهيد. به خود بقبولانيد كه زيان كردن گاهگاهي بخشي از اين بازار و كسب و كار به شمار ميرود. چه يك معاملهگر تمام وقت باشيد يا نيمه وقت، تعهد در انجام معاملات اهميت فراوان دارد و بايد با چك كردن ميزان موفقيت خود در ميانمدت و دراز مدت آن را اندازه بگيريد. موفقيت سود نيست. موفقيت يعني خوب عمل كردن و داشتن بهترين عملكرد در هر شرايط. به بهترين نحو عمل كنيد؛ سود خودش نزد شما خواهد آمد.


    http://www.donya-e-eqtesad.com/Defau...w.asp?@=312104
    یـــــاد خــــــدا آرامش بخش دلهــــــاست ..... کجایند مردان بی ادعـــــــا

  13. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید مجيد رادمنش از ایشان تشکر کرده اند:


  14. #229
    مدیر (6) مجيد رادمنش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    نوشته ها
    4,858
    تشکر
    34,662
    تشکر شده 24,867 بار در 4,794 ارسال
    روانشناسي بازار سهام

    ترس از زیان و راه حل های آن

    گروه بورس- توماس. اس. بولکووسکی متخصص مشهور روانشناسی بازارهای مالی و سهام در یکی از مقالات خود تحت عنوان «نقاط توقف معاملات، ترس از انجام معاملات، ترس از زیان، و راه حلهای آن» مینویسد: یک نقطه توقف معاملاتی این گونه تعریف میشود؛ «تمام رویدادها، واکنشها، تفسیرها و تصمیم گیریهای خودکاری که بر رویکرد شما نسبت به زندگی و معاملات تاثیر گذار بوده و باعث شوند به طور کامل در معاملات و فرصتهای احتمالی درگیر نباشید.»


    من به نقطه توقف معاملات مانند سوییچی نگاه میکنم که میتواند شما را از انجام معاملات به صورت منطقی به سوی معاملات ناموفق سوق دهد. این موضوع هنگامی رخ میدهد که شما به صورت غیرارادی و توسط یک معامله ناموفق از محدوده راحتی ذهنی خود بیرون کشیده میشوید. اگر هنگامی که از این ناحیه راحتی خود به دلیلی خارج میشوید متوجه آن باشید و روند معاملات خود را متوقف کرده و در پی رفع مشکلی که شما را آزار میدهد باشید، پول زیادی را حفظ خواهید کرد.



    صداي درون چه ميگويد؟

    برای مثال، احتمالا زمانهایی بوده است که گفته اید: «من دارم زیاد معامله میکنم»، اما همچنان به انجام معامله ادامه داده اید یا این که «باید از این معامله خارج شوم»، اما عملا هیچ کاری نکرده اید. در واقع صدای درون خود را که به شما میگوید چه کاری انجام دهید نادیده گرفته اید. در زیر به سوالاتی پاسخ خواهید داد که به شما خواهند گفت، آیا به این ناحیه تیره و تار وارد شده اید یا خیر:

    1. آیا به علت ترس از زیان از معامله کردن میهراسید؟

    2. آیا معامله کردن با تمام سرمایه خود را دارای ریسک میدانید؟

    3. آیا ترجیح میدهید ابتدا دیگران سهمی را بخرند و راه را برای ورود شما باز کنند؟

    4. آیا به غریزه خود اعتماد ندارید؟

    5. آیا از خرید سهمی اجتناب میورزید به این علت که میترسید دیگران شما را دنباله رو خطاب کنند؟

    6. آیا اضطراب معامله باعث میشود کنترل خود را از دست بدهید و سهام در حال سودآوری را خیلی زود بفروشید؟

    7. آیا در پیروی از قوانین معاملاتی خود مشکل دارید؟

    8. آیا مایل نیستید مقدار بیشتری از سهامی که در حال افزایش قیمت است را خریداری کنید؟

    9.آیا از خرید مجدد سهامی که هنگامی باعث زیان شما شده است، اجتناب میکنید؟

    10.آیا قادر به تغییر شیوه معاملاتی خود از کوتاه مدت به بلند مدت یا برعکس نیستید؟



    پاسخ مثبت به هر یک از سوالات فوق به این معناست که به این ناحیه ناخوشایند ذهنی وارد شده اید و باید برای حل آن اقدام نمایید. اگر از زیان کردن میترسید، به سوی آن بروید. ترس از دست دادن پول باعث میشود بازار را به نحوی تفسیر کنید که باعث سلب توانایی انجام معاملات در شما شود. این کار مانند رفتن از یک اتاق روشن به اتاقی تاریک است. در ابتدا نمیتوانید چیزی ببینید، اما رفته رفته اجسام میتوانند دیده شوند. این مساله را درک کنید که هر معامله میتواند به طور بالقوه فرصتی برای سود کردن باشد.



    ترس از زیان میتواند به شکلهای زیادی خود را نشان دهد: اجتناب از انجام معامله با تمام سرمایه خود، خرید مقدار کمی از تعداد زیادی سهمهای کم ریسک و اجازه دادن به دیگران برای روشن کردن راه برای شما. برخی هم میخواهند راهبر باشند، نه دنباله رو. بنابراین ممکن است گاهی تمام روند انجام معامله را متوقف کنند. آنها ممکن است از خرید سهامی که پیش تر افزایش قیمت داشته اند، اجتناب کنند. حتی اگر در معامله ای سود برده اند نمیخواهند و در واقع نمیتوانند به سود خود بیفزایند.



    معامله گری که به غریزه و درک درونی خود اعتماد ندارد، این عدم اعتماد را به شیوه های مختلفی بروز میدهد. به طور مثال، در پیروی از قوانین معاملاتی خود مشکل دارد. او نمیتواند زیانهای خود را متوقف کند و اجازه دهد روندهای سود ده ادامه یابند. حتی اگر هم گاهی معاملاتی سودآور داشته باشد نمیتواند این روند را ادامه دهد. همچنین تغییر روند معاملات از بلند به کوتاه مدت و برعکس و خرید سهامی که قبلا از آن متضرر شده است، برایش بسیار دشوار و حتی غیر ممکن است. مورد دیگر اینکه، این افراد قادر نیستند روند بازار را دنبال کنند و از آن سود ببرند، زیرا میترسند به محض اینکه وارد سهام خاصی بشوند روند حرکت قیمت برعکس شود.



    تمركز بر قوانين معامله

    اگر هر یک از نشانه هایی که در بالا گفته شد را دارید، خوب است، زیرا به مشکل خود پی برده اید و این خود نصف راه حل است. هنگامی که خود را تدافعی و ترسان از زیان کردن دیدید یا اینکه به سوالهای فوق پاسخ مثبت دادید، باید مجددا بر قوانین معامله خود تمرکز كنيد. در صورت لزوم انجام معامله را به طور کلی متوقف کنید و از این زمان برای تفکر درباره شیوه معاملات خود استفاده نمایید. معاملات خود را مرور کنید. سعی کنید با این ایده که ممکن است هر معامله ای به موفقیت منجر نشود، راحت باشید.



    یاد بگیرید که در حال انجام یک کسب و کار مستقل هستید و زیانها صرفا هزینه انجام این کار هستند. از تغییر نترسید. بازارها از گاو به خرس تغییر جهت میدهند. قیمتها بالا و پایین میروند. ممکن است شیوه معامله شما تنها یکی از این شرایط را ترجیح میدهد. به دنبال دلایل شکست در معاملات خود بگردید و آنها را بر روی کاغذ یادداشت نمایید. برای افرادی که با دیگران معامله میکنند و به طور مثال دیگران از طریق یک اتاق گفتگو با آنها در تماس هستند، توصیه میکنیم، برای مدتی دور از اطلاع دیگران معامله كنيد تا مسوولیت اشتباهها بیشتر بر دوش شما سنگینی نکند.



    از خود بپرسید آیا با تمام پتانسیل خود در حال انجام معامله هستید. آیا حاضر هستید به منظور تطابق با وضعیت در حال تغییر بازار شیوه معاملات خود را تغییر دهید؟ آیا احساسات بر توانایی شما برای دنبال نمودن برنامه معاملاتی تان تاثیر منفی دارند؟ آیا در گذشته به علت پیروی از قوانین در معاملات خود موفق بودید، اما اکنون ترس و اضطراب شما را فراگرفته و باعث عدم موفقیت تان شده است؟ به اصول بازگردید، به خود استراحت دهید و مشغول انجام کارهای دیگر شوید. تردید را از خود دور کنید و قوانینی که در گذشته باعث موفقیت تان میشد، را مرور و در صورت لزوم در آنها تغییرات لازم را ایجاد نمایید. عقیده های کهنه و عادتهای بد را از خود دور کنید.اکنون میتوانید امیدوار باشید که روند معاملات به تدریج بهتر خواهد شد.

    http://www.donya-e-eqtesad.com/Defau...w.asp?@=314229
    یـــــاد خــــــدا آرامش بخش دلهــــــاست ..... کجایند مردان بی ادعـــــــا

  15. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید مجيد رادمنش از ایشان تشکر کرده اند:


  16. #230
    مدیر (6) مجيد رادمنش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    نوشته ها
    4,858
    تشکر
    34,662
    تشکر شده 24,867 بار در 4,794 ارسال
    روانشناسي بازار سهام

    مثلث ترس در معاملات

    توماس اس بولكووسكي متخصص سرشناس روانشناسي بازار سهام در يكي از مقالات خود با عنوان ترس از موفقيت نوشته است: به خاطر ميآورم در دوران كودكيام هنگامي كه بايد به مدرسه ميرفتيم از كنار يك رودخانه عبور ميكرديم. گاهي براي شيطنت از طنابي كه براي عبور از رودخانه در آنجا قرار داشت، استفاده ميكرديم و هنوز به خاطر دارم كه بيشتر اوقات از لاكپشتهاي رودخانه، از پاره شدن طناب و خيلي چيزهاي ديگر ميترسيدم و جلو رفتن برايم دشوار بود. ترس از افتادن مرا فلج ميكرد. انگار كه پاهايم را از من گرفته باشند. شايد در آن هنگام دچار ترس از موفقيت بودم.



    افراد توسط والدين و دوستان خود اينگونه تربيت ميشوند كه مانند يك بازنده به نظر نرسند و هميشه تلاش كنند موفق شوند. اين نياز به موفقيت به هر قيمت، انجام معامله را كار دشواري ميكند. معامله گراني كه از زيان كردن و از اين كه ناموفق شوند ميترسند، اغلب بيشتر از ديگران زيان ميكنند. اين معاملهگران در واقع همان دسته از افرادي خواهند شد كه هميشه از آن ميترسيدند. با اين ترس كه معامله بعدي هم ناموفق خواهد بود، ديگر دست به معامله جديدي نمي زنند. اگر هم به سختي انگشت خود را در اين آب سرد فرو كنند، با ديدن كوچكترين بازگشت روند قيمت و درست پيش نرفتن روند تغيير قيمتها، به جاي آن كه از برنامه معاملاتي خود تبعيت كنند، به سرعت با زيان از آن معامله خارج ميشوند.



    آيا شما از موفق شدن مي ترسيد؟

    به سوالهاي زير پاسخ دهيد تا متوجه شويد كه از موفقيت ميترسيد يا خير.

    1. آيا به شما اين گونه آموخته اند كه بهترين باشيد، هميشه موفق شويد و هميشه خوب به نظر برسيد؟

    2. آيا از تغيير ميترسيد؟

    3. آيا از ناشناختهها ميترسيد؟

    4. آيا احساس نياز ميكنيد تا به هر قيمتي كه شده در همه كارها برنده شويد؟

    5. آيا اين مسووليت را قبول ميكنيد كه براي موفق شدن، كارهايي كه لازم است را چندين بار تكرار كنيد؟

    6. آيا از اين كه مانند شكست خوردهها و بازندهها به نظر برسيد، ميترسيد؟

    7. آيا به جاي آنكه سعي كنيد محدوده راحتي عاطفي خود را گسترده تر كنيد، معامله ميكنيد تا زيان نكنيد؟

    8. آيا به طور معمول سهامي كه خريدهايد و كاهش قيمت داشته اند را بيش از حد معمول نگه ميداريد؟

    پاسخ مثبت به هر يك از سوالهاي اول تا سوم به همراه پاسخ مثبت به بيش از يك سوال در ميان سوالهاي چهارم تا هشتم به اين معناست كه از ترس از موفقيت رنج ميبريد.



    در مورد ترس از موفقيت شرايط مختلف وجود دارد:

    1. شكست پس از موفقيت

    در اين شرايط، ترس از شكست مربوط به ترس از موفق شدن است. بر اساس موفقيتهايي كه در معاملات قبلي به دست ميآيد، اين تصوير كه فرد، معاملهگر بسيار خوبي است تقويت شده و تصميم ميگيرد به هر قيمتي شده در تمام معاملات بعدي موفق شود. به اين ترتيب سهام زيان ده خود را بيش از حد معمول نگه ميدارد و سهمهاي سودده را به زيان ده تبديل ميكند و در مورد آنها كه دچار زيان شده آن قدر سهام مورد نظر را نگه ميدارد كه زيان او هر روز زياد تر ميشود. عدم تمايل او به درس گرفتن از اشتباهات گذشته، به اين معنا خواهد بود كه فرد محكوم به تكرار اشتباهات است. هنگامي كه قيمت سهام كاهش مييابد، مقدار بيشتري از سهام مورد نظر را در قيمتهاي پايين تر ميخرد و تنها بعد از زيانهاي هنگفت است كه مجبور ميشود تمام آنچه دارد را بفروشد.



    معامله گران ديگري هم هستند كه از ترسي كه دارند، قيمت دستور توقف زيان خود را بسيار نزديك به قيمت خريد قرار ميدهند تا به تصور خودشان زيان نكنند. اين گونه است كه حتي در صورت بالا رفتن قيمت هم آن قدر قيمتها را با استرس دنبال ميكنند كه به سرعت سهام سودده خود را ميفروشند. معاملهگران ديگري هم ظهور و بروز اين ترس را با تحقيق بيش از حد در مورد سهامي كه ميخواهند بخرند، نشان ميدهند و اغلب اين گونه است كه از خريد آن منصرف ميشوند. اين افراد به كار خود اطمينان ندارند و نتايج كار آنها اين موضوع را نشان ميدهد. الزام دروني اين افراد براي خوب و موفق به نظر رسيدن باعث ميشود هيچ گاه نتوانند سهام سودده خود را به اندازه كافي نگه دارند و از سود قابل قبولي برخوردار شوند.



    2. ترس از افتادن (نه شكست)

    برخي افراد هم مقدار زيادي از سهام يك شركت را ميخرند و آنگاه شروع به ترسيدن ميكنند. انگار كه بر روي يك طناب به زحمت ايستاده اند و هر لحظه ممكن است بيفتند. اين افراد به جاي آن كه بر معاملات خود و اين كه تا چه اندازه با برنامه معاملاتي آنها منطبق است تمركز كنند، بر پولي كه به دست خواهند آورد يا از دست خواهند داد متمركز ميشوند. اين افراد معمولا به خاطر ترسي كه دارند زود از معاملهاي كه انجام دادهاند خارج ميشوند و موقعيت برخورداري از سودهاي قابل توجه را از خود سلب ميكنند. در واقع اين افراد به نوعي سعي ميكنند به محدوده راحتي عاطفي خود بازگردند. شما هم بايد بدانيد كه محدوده راحتي عاطفي شما چه اندازه است و متوجه باشيد هنگامي كه پا فراتر از اين محدودهها قرار ميدهيد، افكار منفي به ذهن شما وارد ميشود و تمركز شما را به هم ميزند. من هميشه مسائل و احساسات حاشيهاي را ناديده ميگيرم و فقط به اين موضوع تمركز ميكنم كه چه اندازه به اصول و برنامه معاملاتي خود پايبند هستم.



    3. مراقبت و احتياط بيش از حد

    گاهي افراد در آغاز كار تصميمات درستي ميگيرند و از مقدار كمي پول سود زيادي به دست ميآورند. اما پس از يك زيان بزرگ همه چيز براي اين افراد تغيير ميكند. اين افراد از آن به بعد شروع به تحليل مجدد تمام تصميم گيريهاي خود كرده و از وارد شدن به بسياري از معاملات اجتناب ميكنند. هنگامي هم كه معاملهاي انجام ميدهند، نظر خود را تغيير ميدهند و به سرعت از آن معامله خارج ميشوند. به عبارت روشن تر، اين افراد اعتماد به نفس خود را از دست ميدهند و به ميزان افراطي محتاط ميشوند. معاملهگر ديگري هم از ترسي كه داشت، نميتوانست ميزان قابل قبولي از يك سهام را بخرد. او نمي توانست درك كند، سيستمي كه براي اجتناب و فرار از زيان براي خود طراحي كرده ميتواند در مورد خريدهاي سنگين تر هم خوب عمل كند. تمام كاري كه لازم بود انجام دهد اين بود كه محدوده راحتي عاطفي خود را كمي گستردهتر كرده تا بتواند ميزان بيشتري از هر سهم را خريداري و سود بسيار بيشتري از هر معامله و تصميم درست نصيب خود كند.

    http://www.donya-e-eqtesad.com/Defau...w.asp?@=319747
    یـــــاد خــــــدا آرامش بخش دلهــــــاست ..... کجایند مردان بی ادعـــــــا

  17. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید مجيد رادمنش از ایشان تشکر کرده اند:


صفحه 23 از 27 نخست ... 1320212223242526 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بوک مارک ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •