نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: تئوري تعيين نرخ مبادله ارز

  1. #1
    عضو عادی
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    98
    تشکر
    354
    تشکر شده 603 بار در 98 ارسال

    Smile تئوري تعيين نرخ مبادله ارز

    تئوري تعيين نرخ مبادله ارز
    سالهاي سال است كه نظريات مختلف در جهت چگونگي تعيين قيمت واقعي تبادلات ارزي توسط اقتصاددانان بيان شده است .در اين تاپيك هر هفته يك نظريه برگرفته از كتاب "بنيادهاي اقتصادي در بازار ارز " نوشته دكتر مساح مورد بررسي قرار خواهد گرفت .
    1- نظريه برابري قدرت خريد
    2-تئوري كششها
    3-بررسي منحني j
    4-رويكرد پولي و نقش عرضه پول
    5 - اثر فيشر:رابطه بين تورم و نرخ بهره
    6-رويكرد تراز - پورتفوليو

  2. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید حسين صابري از ایشان تشکر کرده اند:


  3. #2
    عضو عادی
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    98
    تشکر
    354
    تشکر شده 603 بار در 98 ارسال
    1- نظريه برابري قدرت خريد

    تئوري برابرقدرت خريد بر سطح عمومي قيمت در اقتصادهاي گوناگون تمركز دارد.اين نظريه بيان مي كند كه نرخهاي مبادله بين دو كشور زماني در تعادل هستند كه قدرت خريداري آنها يكسان باشد .اين رويكرد در تعيين نرخ ارز به جاي كوتاه مدت به دراز مدت تاكيد ميكند . اين قانون ميگويد هر گاه كالايي بر حسب ارزي سنجيده شود بايد در هر دو كشور يك قيمت داشته باشد به طوري كه قدرت خريد دو ارز برابر باشد اگر اينطور نباشد بنگاههاي اقتصادي و معامله گران به طور فوري جهت كسب سود كالاي ارزانتر را در يك كشور خريده و در كشوري كه آن كالا گرانتر است به فروش ميرسانند .آربيتراژ باعث ميشودكه يكسان سازي قيمت در بازارها ايجاد شود .
    قيمت خارجي توليد كالا *نرخ مبادله نقد = قيمت داخلي كالا
    فرض كنيد قيمت همبرگر در آمريكا 7.5 دلار و در انگلستان 3 پوند باشد نرخ ارز بايد 2.5 باشد . يعني نرخ جفت ارز پوند در برابر دلار 2.5 است . حال اگر اين نسبت به 3 افزايش پيدا كند بدين معني است كه با در نظر گرفتن تئوري مطلق قيمت يا قيمت همبرگر به زودي در هر دو كشور تغيير خواهد كرد تا اينكه اين نسب به تعادل برسد و يا اينكه بنگاههاي اقصادي اقدام به خريد همبرگر از آمريكا و صادرات به انگلستان ميكنند .و در نهايت بار ديگر قيمت به 2.5 باز خواهد گشت . اما تئوري برابري قيمت اثر كوتاه مدت تعيين نرخ مبادله ندارد و در دراز مدت تغيير قيمت عمومي كالاها نسبت ارزها را تغيير خواهد داد .

  4. 5 کاربر به خاطر ارسال مفید حسين صابري از ایشان تشکر کرده اند:


  5. #3
    عضو عادی
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    98
    تشکر
    354
    تشکر شده 603 بار در 98 ارسال
    2-تئوري كششها

    تئوري كششها تعيين كننده ميزان تغيير در تجارت در برابر درصد تغيير در نرخ مبادله است . اين رويكرد مي گويد كه نرخ مبادله ارز بر جريان كالاها و خدمات بنا نهاده شده است . از اين رو نرخ برابري تعادلي ارز آن نرخي است كه ارزش واردات و صادرت يك كشور را برابر ميكند . چنانچه ارزش واردات كشوري از ارزش صادرات آن فزوني يابد در اين صورت آن كشور با كسري تجاري مواجه است و در حالتي كه نرخهاي مبادله ارز آزادي عمل داشته باشند چنانچه نرخ مبادله ارز افزايش يابد ارزش ارز آن كشور دچار افت خواهد شد . پس از آن به دليل كاهش ارزش ارز از يك سو صادرات براي مردم ديگر كشورها ارزانتر شده و از سوي ديگر واردات براي مردم آن كشور گرانتر مي شود .در مجموع مي توان انتظار داشت كه صادرات براي اين كشور افزايش و واردات كاهش يابد تا جايي كه تراز تجاري به تعادل برسد .

  6. 7 کاربر به خاطر ارسال مفید حسين صابري از ایشان تشکر کرده اند:


  7. #4
    عضو عادی
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    98
    تشکر
    354
    تشکر شده 603 بار در 98 ارسال
    3- منحني j
    مفهوم منحنی j شکل
    بر اساس نظریهُ نرخ واقعی موثر ارز، پیوند مهمی بین نرخ واقعی موثر ارز و حساب جاری کشورها وجود دارد به.عبارت دیگر، تجربی آشکار شده است که تضعیف واقعی پول داخلی(و افزایش در نرخ موثر واقعی ارز)،به سرعت وضعیت حساب جاری را بدتر می کند و سپس بعد از چند ماه، وضعیت را بهبود می بخشد(کروگمن1987 ). این مسیر زمانی، تغییر در حساب جاری منحنی j شکل نامیده می شود(شکل 1 منحنی j1). شواهد تجربی نشان می دهند که منحنی jشکل، بیش از 6 ماه زمان می برد. اما، اگر انتقال تضعیف نرخ ارز به قیمت های داخلی واردات طول بکشد، بد شدن اولیهُ وضعیت حساب جاری یکباره اتفاق نمی افتد، بلکه، به صورت تدریجی رخ می دهد

    مگی(1973)، اولین فردی بود که چنین تفسیری را ارائه کرد. وی این گونه این پدیده را تفسیر می کند: در ادامهُ تضعیف واقعی پول داخلی، حجم صادرات و واردات تغییرات زیادی کرد، چرا که، قراردادهای واردات و صادرات، به طور معمو ل، برای چند ماه آتی منعقد می شوند. اما تضعیف واقعی، سطح از قبل تعیین شده و واردات را با واحد پول داخلی گران تر خواهد کرد. از این رو ، ارزش واردات افزایش می یابد، در حالی که ارزش و حجم صادرات تغییر چندانی نمی کند، که در نتیجه تراز تجاری،به سرعت پس از تضعیف واقعی بدتر خواهد شد. اما هر چه زمان بگذرد، هم تولیدکنند گان و هم مصرف کنند گان واکنش سریع تری از خود نشان خواهند داد و قیمت ها بر اساس قیمت نسبی کا لاهای داخلی،تعدیل می شوند. و از اینرو وضعیت تراز تجاری شروع به بهبود می کند. عکس العمل تراز تجاری طی زمان، منحنی j شکلی را نمایان می کند. فرضیه ای که در این مباحث به طور ضمنی در نظر گرفته می شود این است که کشش ها در کوتاه مدت، به مقدار کافی پایین و در بلندمدت به مقدار کافی بالا می باشند، یا این که در بلندمدت، شرط مارشال- لرنر برقرار است.

    بهمنی- اسکویی(1985) ،که مطالعات فراوانی را در این ارتباط انجام داده است، این گونه اظهار می دارد: "فهم ارتباط بین مبادله و تراز تجاری برای یک سیاست تجاری موفق، مهم است. مشخص نیست که برقراری موانع تجاری و حمایت از صنایع داخلی بر اساس این استدلال که صنایع در دوره و نوزادی به سر می برند، منجر به تغییرات مورد نظر در تراز تجاری شوند . اکثر مطالعات، بر روی دو مفهوم (همزاد)، یعنی شرط مارشال– لرنر(ml) و پدیدهُ منحنی j متمرکز می شوند. بر اساس شرط ml، موفقیت در کاهش ارزش پول، به این که آیا مجموع کشش های تقاضای واردات و صادرات برابر واحد می باشند یا خیر، بستگی دارد. اما، موقعیت هایی وجود دارند که در آنها علی رغم این که شرط ml برقرار می باشد اما تراز تجاری همچنان وضعیتش بدتر می شود(بهمنی اسکویی 1985)."از این رو، بدتر شدن وضعیت کوتاه مدت، با بهبود بلندمدت تراز تجاری سازگار است و این وضعیت، ممکن است ویژگی ضروری کاهش ارزش پول تلقی شود.

  8. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید حسين صابري از ایشان تشکر کرده اند:


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بوک مارک ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •