روانشناسی پایداری عقاید
در کل مردم همیشه مصرانه بر مواضع خود ایستادگی میکنند. این امر به ویژه زمانی بیشتر صادق است که باورهای افراد پیچیدهتر و اندیشیدهشدهتر باشد. مطالعات فراوانی که در زمینه پایداری عقاید انجام شده است نشان میدهد که عمل ساده «ارائه توضیح» برای تغییر باورهای افراد میتواند برخلاف انتظار ما به ریشهدارتر شدن آن باور ختم شود. زیرا اگر حتی به فردی گفته شود که شواهدی برای بیاعتبار بودن یک باور وجود دارد، آنها همچنان دلایلی برای باورشان پیدا میکنند. این بازی تا آنجا ادامه پیدا میکند که دیگر شما نتوانید شواهدی برای بیاعتبار کردن آنها ارائه دهید.
یکی از عملکردهای ذهنی که در تشدید این خطای ذهنی تاثیرگذار است سوگیری «راهحل دمدستی» است، یعنی زمانی که تصمیمات ما صرفاً براساس اطلاعاتی که به یاد میآوریم گرفته شوند و باورمان این باشد که فقط آنچه به یاد میآوریم صحیح است. فرآیند دیگر تاثیرگذار سوگیری «همبستگی توهمی» است، بدین معنی که پدیدهها و اتفاقاتی را بههم مرتبط میدانیم که هیچ پشتوانه علمی و منطقی ندارد. اگر در روز سیزدهم تصادف کردهایم، تاریخ آن روز را مسبب حادثه پیشآمده میدانیم یا باور داریم رنگ پوست افراد با میزان جرم آنها مرتبط است. عامل مهم دیگری که میتواند پایداری عقاید را تشدید کند تحریف دادههاست. تحریف دادهها زمانی اتفاق میافتد که فرد ناآگاهانه فرصتهایی را برای تایید باورهای خود ایجاد میکند و موقعیتهایی را که در آنها باورهایش مردود شده است نادیده میگیرد. اگر مدیری تصور کند که کارمندان نوجوان تنبل و بیادب هستند، با این تصور همواره به گونهای رفتار میکند که چنین رفتاری را در آنها تشویق کند و بسیاری از مواقع را که آنها رفتار مودبانه داشته یا پرانرژی بودهاند نادیده میگیرد.
لجاجتهای اعتقادی به حدی در همه عرصههای علمی و اجتماعی و فرهنگی رسوخ کرده است که ماکس پلانک، فیزیکدان آلمانی و برنده جایزه نوبل میگوید: «حقایق علمی جدید با متقاعد کردن مخالفان و وادار کردن آنها به دیدن نور پیروز نمیشوند، بلکه به این دلیل پیروز میشوند که مخالفانشان سرانجام میمیرند و نسل جدیدی رشد میکند که با آن حقایق آشناست.» شاید باورش سخت باشد ولی هنوز هستند افرادی که گرد بودن زمین را قبول ندارند. از آنها دلیلش را بپرسید به شما میگویند «از نگاه من زمین مسطح است»، حتی وقتی سند و مدرک علمی در اختیارشان بگذارید قطعاً تنها جوابی که میشنوید این است که دانشمندان همه دروغگو هستند. شاید فکر کنید در مقایسه با چنین دیدگاههایی احتمال اینکه شما در زمره افراد متعصب باشید بسیار کم میشود ولی در واقع برای رفتارهای متعصبانه و لجاجتهای اعتقادی، لزومی ندارد حتماً به تئوریهای توطئه معتقد باشیم یا گرد بودن زمین را زیر سوال ببریم، کافی است تغییر را نپذیریم و فقط به تجربیات و آموزههای خود باور داشته باشیم. آنچه ما را از تله خشکی عقایدمان نجات میدهد، گوش شنوای ما برای نظرات دیگران و چشم بینایمان برای مشاهده بدیهیات پیرامونمان است.
در کل مردم همیشه مصرانه بر مواضع خود ایستادگی میکنند. این امر به ویژه زمانی بیشتر صادق است که باورهای افراد پیچیدهتر و اندیشیدهشدهتر باشد. مطالعات فراوانی که در زمینه پایداری عقاید انجام شده است نشان میدهد که عمل ساده «ارائه توضیح» برای تغییر باورهای افراد میتواند برخلاف انتظار ما به ریشهدارتر شدن آن باور ختم شود. زیرا اگر حتی به فردی گفته شود که شواهدی برای بیاعتبار بودن یک باور وجود دارد، آنها همچنان دلایلی برای باورشان پیدا میکنند. این بازی تا آنجا ادامه پیدا میکند که دیگر شما نتوانید شواهدی برای بیاعتبار کردن آنها ارائه دهید.
یکی از عملکردهای ذهنی که در تشدید این خطای ذهنی تاثیرگذار است سوگیری «راهحل دمدستی» است، یعنی زمانی که تصمیمات ما صرفاً براساس اطلاعاتی که به یاد میآوریم گرفته شوند و باورمان این باشد که فقط آنچه به یاد میآوریم صحیح است. فرآیند دیگر تاثیرگذار سوگیری «همبستگی توهمی» است، بدین معنی که پدیدهها و اتفاقاتی را بههم مرتبط میدانیم که هیچ پشتوانه علمی و منطقی ندارد. اگر در روز سیزدهم تصادف کردهایم، تاریخ آن روز را مسبب حادثه پیشآمده میدانیم یا باور داریم رنگ پوست افراد با میزان جرم آنها مرتبط است. عامل مهم دیگری که میتواند پایداری عقاید را تشدید کند تحریف دادههاست. تحریف دادهها زمانی اتفاق میافتد که فرد ناآگاهانه فرصتهایی را برای تایید باورهای خود ایجاد میکند و موقعیتهایی را که در آنها باورهایش مردود شده است نادیده میگیرد. اگر مدیری تصور کند که کارمندان نوجوان تنبل و بیادب هستند، با این تصور همواره به گونهای رفتار میکند که چنین رفتاری را در آنها تشویق کند و بسیاری از مواقع را که آنها رفتار مودبانه داشته یا پرانرژی بودهاند نادیده میگیرد.
لجاجتهای اعتقادی به حدی در همه عرصههای علمی و اجتماعی و فرهنگی رسوخ کرده است که ماکس پلانک، فیزیکدان آلمانی و برنده جایزه نوبل میگوید: «حقایق علمی جدید با متقاعد کردن مخالفان و وادار کردن آنها به دیدن نور پیروز نمیشوند، بلکه به این دلیل پیروز میشوند که مخالفانشان سرانجام میمیرند و نسل جدیدی رشد میکند که با آن حقایق آشناست.» شاید باورش سخت باشد ولی هنوز هستند افرادی که گرد بودن زمین را قبول ندارند. از آنها دلیلش را بپرسید به شما میگویند «از نگاه من زمین مسطح است»، حتی وقتی سند و مدرک علمی در اختیارشان بگذارید قطعاً تنها جوابی که میشنوید این است که دانشمندان همه دروغگو هستند. شاید فکر کنید در مقایسه با چنین دیدگاههایی احتمال اینکه شما در زمره افراد متعصب باشید بسیار کم میشود ولی در واقع برای رفتارهای متعصبانه و لجاجتهای اعتقادی، لزومی ندارد حتماً به تئوریهای توطئه معتقد باشیم یا گرد بودن زمین را زیر سوال ببریم، کافی است تغییر را نپذیریم و فقط به تجربیات و آموزههای خود باور داشته باشیم. آنچه ما را از تله خشکی عقایدمان نجات میدهد، گوش شنوای ما برای نظرات دیگران و چشم بینایمان برای مشاهده بدیهیات پیرامونمان است.

نظر