PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده می باشد و در این حالت شما تصویری را مشاهده نمی کنید برای مشاهده کامل متن و تصویرها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دانلــــــــود موسیقی+تازه های خبر؟



صفحه ها : [1] 2 3 4 5

آمن خادمی
۱۳۸۹/۱۱/۰۹, ۱۸:۰۳
حذف يك جشنواره مهم و برنامه ريزي هاي بي نتيجه ي 5 ساله؛

موسيقي محلي ايران در گرداب ندانم كاريها...


پنج سال از توقف جشنواره موسيقي نواحي ميگذرد و البته برنامه ريزي براي برگزاري آن ادامه دارد اما از جشنواره خبري نيست! درويشي اعتقاد دارد كه جشنواره موسيقي فجر سياسي است لذا بايد موسيقي نواحي را دور از فضاهاي سياسي برگزار كرد؛ هدفي كه تاكنون محقق نشده است.

ایلنا: نزديك به پنج سال است كه از عدم برگزاري جشنواره موسيقي نواحي كرمان مي گذرد و مسئولان هر سال برگزاري آن را به سال ديگر موكول كرده اند تا اينكه امسال قرار شد اين جشنواره قبل از جشنواره موسيقي فجر برگزار شود اما گويي دبير جشنواره؛ برگزاري آن را به سال ديگر موكول كرده است. البته معلوم نيست كه چگونه ميتوان يك جشنواره بين المللي را با وجود گستردگي ابعاد آن؛ در زمان كوتاهي برگزار كرد اما جشنواره موسيقي نواحي را نه؟!
ناگفته نماند كه بعداز جشنواره موسيقي نواحي كرمان؛ كه پنج سال دبيري آن به عهده محمدرضا درويشي بود، اين جشنواره به صورت جنبي به جشنواره بينالمللي موسيقي فجر اضافه شد كه در سال 85 با دبيري حميدرضا اردلان؛ استقبال نسبتا خوبي هم از آن شد. همچنين سال گذشته هوشنگ جاويد با طرح «تجليل از پيشكسوتان موسيقي محلي» توانست ذرهاي جاي خالي اين بخش را براي علاقمندان موسيقي نواحي پركند كه آنهم هم به بهانه هاي برگزاري يك جشنوارهي مستقل كه هنوز هيچ جزيياتي از آن مشخص نيست؛ امسال ادامه نيافت.
هوشنگ جاويد(پژوهشگر موسيقي محلي) كه سال گذشته مسئول بخش موسيقي نواحي و تجليل از پيشكسوتان موسيقي محلي بود، درباره ي چگونگي برگزاري اين بخش به خبرنگار ايلنا، گفت: در جشنواره ي سال گذشته؛ طبق هماهنگي و نامه اي كه توسط دكتر ايماني خوشخو(معاون هنري وزير فرهنگ و ارشاد وقت) امضا شده بود؛ قرار بود كه از 74 نفر از موسيقيدانان محلي طي هفت دوره در جشنواره موسيقي فجر تجليل شود اما امسال اين اتفاق محقق نشد.
وي افزود: در جشنواره ي سال گذشته از 10 نفر از اين هنرمندان تجليل شد و يك بخش هم باعنوان «ذكر و منقبتخواني» در تالار انديشه حوزه ي هنري برگزار شد كه با استقبال خيلي خوبي مواجه شد.
جاويد با تاكيد بر اين موضوع كه از آن ليست 74 نفري هنرمندان موسيقي نواحي؛ هم اكنون چهار يا پنج نفر از ميان ما رفتهاند، خاطرنشان كرد: جشنوارهي موسيقي نواحي ازجمله جشنواره هايي است كه بايد براي آن سريع برنامه ريزي كرد؛ چراكه بسياري از اين هنرمندان؛ سنشان بالا رفته و ممكن است هرلحظه عمرشان ديگر به دنيا نباشد و با خود گنجينه هاي ارزشمند موسيقي اين سرزمين را هم به زير خاك ببرند.
هوشنگ جاويد با اشاره به اينكه موسيقي دغدغه ي دولت نيست، اظهار داشت: برخوردهاي مناسبتي با موسيقي منجر به عدم ارتقاي هنر موسيقي شده است؛ چراكه وظيفه ي وزارت فرهنگ و ارشاد كه بايد حمايتكنندهي موسيقي باشد؛ حمايت از موسيقي را ناديده گرفته و طوري رفتار ميشود كه مديران كوچكتر؛ تصميم مديران بزرگ را فراموش ميكنند.
اين پژوهشگر موسيقي محلي با اشاره به اينكه بايد جشنوارهي موسيقي فجر در وهله ي اول به صورت منطقهاي و استاني برگزار شود و بعد مانند جشنوارهي تئاتر فجر، منتخب ها در تهران به اجراي موسيقي بپردازند، اظهار داشت: متاسفانه جشنوارههاي موسيقي درحال حاضر بهصورت انتخابي(كه آن هم در تهران صورت ميگيرد) و فراخواني برگزار ميشود؛ حتي دبير آن هم درمقايسه با ديگر جشنواره هايي كه به مناسبت دهه فجر برگزار ميشود؛ يك ماه مانده به جشنواره معرفي ميشود.
وي در همين زمينه افزود: در اين شرايط ما نبايد خيلي انتظار داشته باشيم كه اتفاق مهمي با برگزاري يا عدم برگزاري جشنواره فجر صورت بگيرد.
هوشنگ جاويد دربارهي بخش نواحي كه سال گذشته در جشنواره موسيقي فجر برگزار شده بود، گفت: در اين جشنواره به افرادي كه قرار بود؛ تجليل شوند يك هديه در حد يك ميليون تومان پرداخت شد و متاسفانه گروه هايي كه در بخش رقابتي شركت كردند؛ با هزينه ي شخصي خود در جشنواره حاضر شده بودند كه طبعا در اين شرايط چون جوايز به گروه هاي اول تا سوم داده ميشود؛ انگيزه اي براي حضور پرثمر گروهها باقي نميماند.
در ادامه محمدرضا درويشي درباره حذف بخش جنبي نواحي از جشنوارهي موسيقي فجر و برگزاري آن به صورت مستقل گفت: در دوراني كه من مسئوليت دبيري جشنواره موسيقي نواحي را در كرمان عهده دار بودم، سعي كردم كه اين جشنواره را از جشنواره ي موسيقي فجر كه بيشتر سياسي است؛ جدا كنم و آن را در يك شهرستان خلوت به اجرا درآورم.
وي افزود: از سال 84 تاكنون جشنوارهي موسيقي نواحي كرمان برگزار نشده است و هر سال به بهانه ي اينكه اين جشنواره مهم است و بايد به صورت مستقل برگزار شود؛ از برگزاري آن خودداري شده است اما هنوز خبري از برگزاري آن نيست.
اين پژوهشگر موسيقي نواحي افزود: قرار است كه نيمه هاي اسفند براي ضبط از آخرين عاشيق استان همدان كه 90 سال سن دارد؛ به همدان بروم و همين برايم به معناي برگزاري جشنواره نواحي است چراكه با همين كار بهظاهر كوچك؛ بخشي از گنجينه ي ما براي آيندگان حفظ مي شود.
درويشي با اشاره به اينكه هماكنون جشنواره موسيقي نواحي را به شخص ديگري سپردهاند و اين به معناي اين است كه بچه ات را به همسايه داده اند، تصريح كرد: هم اكنون آنقدر اخبار جشنواره موسيقي فجر برايم سطحي شده كه حتي حوصله ي آن را ندارم كه به دنبال خبرهاي آن بروم.
جهانگير نصراشرفي نيز كه امسال دبيري جشنواره موسيقي نواحي كرمان را عهده دار شده؛ در اين باره كه چرا جشنوارهي موسيقي نواحي كه قرار بود قبل از جشنواره موسيقي فجر برگزار شود، به تاريخ ديگري موكول شد، گفت: برگزاري اين جشنواره با مشكلات عديده اي روبرو بود. به همين دليل اگر مي خواستيم يك برنامه ي دقيقتر و علمي تر داشته باشيم؛ بايد آن را جدا از جشنواره برگزار ميكرديم تا شهيد نشود!
وي افزود: اين جشنواره اواخر ارديبشهت سال 90 برگزار ميشود و برنامه ريزي ما بدين صورت است كه امسال بخش موسيقي داستاني و خنياگري را برگزار كنيم.
نصر اشرفي با اشاره به اينكه اين جشنواره در دورهي جديد خود در تهران برگزار ميشود و شايد بتوان بخشهاي جنبي آن را در شهرهاي ديگر كه هنوز موسيقي نواحي براي آنها اهميت دارد، برگزار كرد، ادامه داد: من يك برنامهريزي سه ساله طراحي كردهام و اميدوارم بتوانم همه ي آنها را محقق كنم.
در ادامه بابك رضايي(مدير اجرايي جشنواره موسيقي فجر امسال) گفت: قرار بود جشنوارهي نواحي در دو شهر تهران و كرمان زودتر از جشنوارهي فجر راهاندازي و برگزار شود؛ اما دبير جشنواره گفته است كه فرصت كوتاه است و براي برگزاري بايد برنامهريزي دقيقتري انجام داد، لذا جشنواره به زمان ديگري موكول شد.
همچنين حسن رياحي بهعنوان دبير جشنواره امسال دربارهي تجليل از 74 هنرمند پيشكسوت موسيقي محلي كه قرار بود هر سال در جشنواره موسيقي فجر صورت بگيرد، گفت: برنامه داريم كه در جشنواره ي موسيقي نواحي كه ارديبهشت سال 90 به صورت مستقل برگزار ميشود؛ از اين هنرمندان تجليل كنيم.
گزارش: آمن خادمي

آمن خادمی
۱۳۸۹/۱۱/۰۹, ۱۸:۰۴
سن شناسنامه اي او از 81 فراتر رفته است، اما چشمان نافذ، برندگي كلام و آگاهي كاملش نسبت به اوضاع اجتماعي و فرهنگي جامعه كمي به شكمان وامي دارد. او بي شك يك گنجينه موسيقي است كه اگر فقط شنونده سخنانش باشي، انگار دوره اي آموزشي را گذرانده اي!

لینک
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100892461732

آمن خادمی
۱۳۸۹/۱۱/۲۴, ۱۶:۲۷
اینم گزارش من از جشنواره موسیقی فجر:

اگر سياستگذاران جشنواره در انديشهاند كه در نبود پاپها؛ رونق بخشهاي ديگر جشنواره را دوچندان كنند بايد ديد فروش بليتهاي جشنواره در كدام بخش چربش بيشتري دارد. گويا تا اين لحظه فروش بليتهاي اركسترهاي سمفونيك؛ ملي و رستاك از همهي گروهها بالاتر بودهاست.

http://ilna.ir/sub.aspx?srv=4&sub=4

شايد حذف موسيقي پاپ از بخش رقابتي جشنواره بينالمللي موسيقي فجر در نگاه اول براي گروههايي كه سال به سال روياي به صحنه رفتن را داشتند؛ خبر خوشايندي بود اما با نگاهي گذرا به جدول جشنواره درمييابيم كه اين بخش فقط به بخش جنبي رانده شدهاند و اين دغدغه را ايجاد ميكند كه بهدليل فراگير بودن موسيقي پاپ؛ همهي مخاطبان به سمت برج ميلاد كشانده شوند و اين استقبال از پاپ رونق پاپ در جشنواره را همانند سال گذشته بيش از پيش پررنگ كند.
برای خواندن باقی گزارش به لینک زیر مراجعه کنید..
http://ilna.ir/sub.aspx?srv=4&sub=4

آمن خادمی
۱۳۸۹/۱۱/۲۵, ۱۸:۳۰
چرا هنرمندان شاخص تمايلي به حضور در جشنواره ندارند؟ آيا با سياستهاي حاكم بر آن مخالفند يا آن را در شان هنري خود نميبينند؟ چرا سختيهاي برگزاري كنسرت آزاد را به جان ميخرند اما حاضر نيستند كنسرتشان تحت لواي نام جشنواره برگزار شود؟!

ایلنا: با نگاهي گذرا به جدول برنامههاي جشنواره بينالمللي موسيقي فجر به اين نتيجه ميرسيم كه نزديك به 20 گروه از شركت كنندگان در بيست و ششمين دوره جشنواره موسيقي فجر؛ در بسياري از سالها در جشنواره حضور داشته و نزديك به 15 گروه از ميان آنها؛ تنها در جشنواره موسيقي فجر به صحنه ميروند و در ديگر ايام سال برنامه اي ندارند.
گروه هايي مانند فرهنگ شریف، ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر موسیقی ملی، ارکستر موسیقی نو(علیرضا مشایخی)، خنیا بانوان(پری ملکی)، مهتاب رو(وصال عرب زاده)، آواز ملل(ناصحی - میلانی)، رسیتال پیانو(دلبر حکیم آوا)، ارکستر ارف...(مسعود نظر)، آوازی کودکان ایران زمین(سودابه سالم)، ارکستر مجلسی جوانان(بهروز وحیدی آذر)، ارکستر پارس..(ناصر نظر)، ارکستر کامه راتا(کیوان میرهادی)، نجوا(آرشام خرسندپور) و..... ازجمله گروههايي هستند كه تقريبا در بيشتر سالها در جشنواره موسيقي فجر حضور داشتهاند و برخي از آنها نيز فقط در همين ايام روي صحنه رفتهاند و در ديگر روزهاي سال؛ خبري از حضور آنها در اجراي صحن هاي به گوش نميرسد.
اگر بخواهيم به دورههاي پيشين جشنواره موسيقي رجوع كنيم و از سخنهاي درگوشي و اطلاعات نه چندان رسمي بهره بگيريم؛ به اين نتيجه ميرسيم كه هنرمنداني مانند شهرام ناظري، كامكارها، گروه شمس، داريوش طلايي در برخي دورههاي جشنواره موسيقي فجر حضور داشتهاند و محمدرضا لطفي نيز دو سال پيش(بعداز چند سال دوري از ايران و نبود در صحنههاي داخلي) به صحنه رفت؛ هر چند اين اجرا با انتقادهايي همراه بود كه دليل عمده آن به اين موضوع برميگشت كه چرا وي بعداز چندين سال ترك وطن به يكباره در جشنواره فجر به صحنه رفته است؟!
اما هنرمنداني مانند محمدرضا شجريان، زنده ياد پرويز مشكاتيان و حسين عليزاده ازجمله هنرمنداني هستند كه پايشان به جشنواره باز نشد مگر در قالبهاي ديگري جز اجراي صحنهاي. در اولين دوره هاي جشنواره موسيقي فجر نام هنرمنداني چون حسين عليزاده، محمدرضا درويشي، زنده ياد حنانه و مسعوديه به عنوان داور ثبت شده است.
هنرمندان نامي ايران در حوزه ي موسيقي هرگز در جشنواره موسيقي فجر حضور نداشته اند حال آنكه در ديگر ايام سال در داخل يا خارج از كشور؛ اجراهاي موفق بسياري داشتهاند. عدم تمايل اين هنرمندان به حضور در جشنواره؛ اين سوال شايد تكراري را هر سال در اذهان زنده مي كند كه چرا اين هنرمندان تمايلي به حضور در جشنواره ندارند؟ آيا با سياستهاي حاكم بر آن مخالفت دارند يا آن را در شان و اندازه ي هنري خود نميبينند؟
بايد انديشيد كه هنرمندي مانند حسين عليزاده كه در پايان همين هفته تورهاي استاني خود را با كمك انجمن موسيقي برگزار ميكند، چرا حاضر نيست يكي از اجراهاي خود را به جشنواره فجر ببرد؟ چرا گروه شمس به سرپرستي كيخسرو پورناظري كه دور روز بعداز جشنواره بيست و ششم به صحنه ميرود، اجراي خود به جشنواره تسري نداده است؟ چرا همايون خرم كه فاصله ي زماني اجراي وي با جشنواره كمتر از 24 ساعت است، حاضر است تمام سختيهاي تبليغات براي كنسرت خود را در اين روزهاي پاياني سال به تنهايي به جان بخرد ولي كنسرتش تحت لواي نام جشنواره موسيقي فجر برگزار نشود؟!
محسن شهنازدار(پژوهشگر موسيقي) مي گويد: جشنواره موسيقي برخلاف جشنواره فيلم و تئاتر كه ميتواند جنبهي انتقادي واضحي نسبت به مسائل اجتماعي، فرهنگي و حتي سياسي جامعه داشته باشد؛ بيشتر حالت تشريفاتي و نمايشي دارد كه آنهم به ويژگي مهم موسيقي يعني پررنگ بودن جنبه ي انتزاعي و ذهني آن برميگردد. جشنواره فيلم و تئاتر ميتواند محلي براي گروه هاي مختلف و منتقد باشد كه حتي اگر نمايش و فيلم آنها اكران عمومي نشود اما حداقل در جشنواره با حداقل سانسور به نمايش درميآيد.
به گفته اين پژوهشگر، برخلاف هنرمندان موسيقي؛ هيچكدام از سينماگران و هنرمندان تئاتر با شركت در جشنواره هاي فجر مربوط به آن احساس نمي كنند؛ در يك حركت دولتي شركت ميكنند كه درنهايت آنها را وابسته به سياستهاي دولت ميكند كما اينكه اين جشنواره ها تا دهه ي 60 تنها فستيوال حرفه اي سالانه بوده كه دولت به صورت رسمي از آن حمايت مي كرده است.
شهنازدار، دلايلي كه هنرمندان و گروههاي بزرگ موسيقي حاضر نيستند در جشنواره فجر شركت كنند را اينگونه برميشمرد: حضور هنرمندان در جشنواره موسيقي به معناي موضع گيري انتقادي به شرايط موجود است. در اين روند؛ هنر موسيقي تنها وجه هنري در جامعه ندارد بلكه با جريانهاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي همراهي يا با آن مخالفت ميكند. بسياري از موزيسينها و به ويژه كساني كه در مركز موسيقي حفظ و اشاعه بوده اند بهدليل حاكم بودن تفكرات ايدئولوژيكي بر آنها و جريانهاي فكري وابسته؛ حاضر نبوده و نيستند كه در يك مناسبت دولتي شركت كنند؛ هرچند هنرمنداني مانند محمدرضا لطفي بعداز چند سال دوري در جشنواره فجر به صحنه رفت كه درنهايت تيغ برنده ي انتقادها را نثار خود كرد و هنرمندي مانند داريوش طلائي فقط در بخش پژوهشي و به عنوان سخنران در اين جشنواره حاضر ميشد.
وي، نبود خرد جمعي و روحيهي كار گروهي را يكي ديگر از عوامل شركت نكردن گروههاي مهم در جشنواره موسيقي فجر مي داند و اظهار ميكند: بسياري از هنرمندان بيشتر روحيهي فردي دارند تا روحيهي گروهي. به همين دليل نتوانسته اند با همفكري، حالت تشريفاتي حاكم بر جشنواره را به يك واقعهي هنري صرف تبديل كنند.
جواد بشارتي نيز كه آلبوم موسيقي شور گل با صداي ملك محمد مسعوديه را منتشر كرده است و هماكنون در حوزهي پژوهش موسيقي فعاليت دارد، در اين باره مي گويد: عدم حضور گروههاي بزرگ در جشنواره فجر ديگر به سنت تبديل شده است. ويژگي ها و شاخصهاي اين جشنواره را اصلا نمي توان با جشنوارهاي مانند فيلم و تئاتر مقايسه كرد؛ به فرض مثال در جشنواره امسال فيلم فجر هنرمنداني مانند حاتميكيا، مهرجويي، اصغر فرهادي و غيره حضور دارند. عباس كيارستمي كه اكنون در سراسر جهان يك چهرهي شناخته شده است؛ چندين دوره در همين جشنواره حضور داشته و از آن سيمرغ بلورين گرفته است.
وي با اشاره به دستورالعمل دولتي كه تقريبا سه دهه پيش درباره اكران عمومي فيلمها اعلام شده و اكران عمومي فيلمها را منوط به حضور در جشنواره فيلم فجر كرده بود، خاطرنشان كرد: هماكنون شاهديم كه اين دستورالعملها مبناي قانوني ندارد و اگر كارگرداني فيلم خود را حتي در جشنواره نمايش ندهد؛ مي تواند مجوز اكران عمومي دريافت كند. و با اين وجود؛ كمتر كارگردان بزرگي را سراغ داريم كه در جشنواره فيلم فجر شركت نكرده باشد يا شركت نكند.
اين پژوهشگر دربيان دلايل اين موضوع تصريح ميكند كه: بازتابهاي نمايش فيلمها در جشنواره فيلم فجر ولو انتقاد منفي به آن؛ چنان زياد است كه مي تواند بر استقبال عمومي فيلم در ميان مردم و فروش آن در گيشه تاثير زيادي داشته باشد و اگر چنين فيلمي جايزه هم گرفته باشد؛ تاثير آن دوچندان مي شود اما متاسفانه از اين دست اتفاقها در جشنوارهي موسيقي فجر رخ نميدهد و اين جشنواره معياري محسوب نميشود.
بشارتي در همين زمينه ميگويد: درحال حاضر اگر از هر هنرمندي بپرسند كه سال گذشته چه گروههايي در جشنواره موسيقي فجر شركت كردهاند يا منتخبان بخش رقابتي آن چه كساني بودهاند؛ كسي يادش نيست. حتي كساني كه در بخش مسابقه شركت ميكنند؛ برخلاف جشنواره فيلم كه بيشتر براي ديده شدن اثرشان در آن شركت دارند؛ بيشتر بهدليل مسائل مالي در جشنواره حضور پيدا ميكنند.
اين پژوهشگر با تاكيد بر اين موضوع كه بايد هم در نحوه ي سياستگذاري موسيقي و هم در نحوه ي سياستگذاري جشنواره تغيير ايجاد شود، ميگويد: متاسفانه تكليف جشنواره موسيقي فجر با خودش هم معلوم نيست و سياستگذاران آن معلوم نيست كه مي خواهند يك جشنواره ي عام پسند برگزار كنند يا يك جشنواره تخصصي؟! بديهي است كه جشنواره موسيقي در حد يك سالگرد براي پيروزي انقلاب بايد باقي بماند كه ميتوان براي برگزاري آن از گروههاي پاپ و محلي كه موسيقي آنها حالت شادي، توريستي و سرگرم كنندهاي دارد نيز استفاده كرد و بخش رقابتي و پژوهشي را از آن جدا كرد و در جشنوارهي ديگري مثلا در مهرماه(همزمان با سالروز موسيقي) باعنواني مثل جشنواره موسيقي تهران برگزار كرد.
وي به كمبود بودجهي دفتر موسيقي نيز اشاره ميكند و ميگويد: بودجهي دفتر موسيقي در سال نزديك به 2 ميليارد است كه نزديك به يك ميليارد آن صرف هزينههاي اركستر سمفونيك و ديگر گروههاي وابسته ميشود و مسئولان دفتر موسيقي مجبورند با يك ميليارد باقيمانده جشنواره موسيقي فجر را برگزار كنند؛ اين درحالي است كه اغلب گروه هاي بزرگ با رقمهاي بالا حاضر به حضور در جشنواره ميشوند. بهعنوان مثال در سال 85 از گروه دستان براي حضور در جشنواره دعوت شد كه گروه هم پذيرفت اما با يك حساب سرانگشتي معلوم شد كه براي حضور آنها بايد نزديك به صد ميليون تومان پول پرداخت شود كه با اين رقم ميشد 6 الي 7 گروه داخلي را براي حضور در جشنواره دعوت كرد.
به گفته بشارتي، هنرمندان موسيقي اولين هنرمنداني بودند كه قبل از انقلاب با انقلاب همراه شدند و اولين هنرمنداني بودند كه بواسطه ي بگير و ببندهايي كه براي هنر موسيقي بعداز انقلاب به وجود آمد، دلشان شكست!

گزارش از: آمن خادمي
پايان پيام

http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=180133

آمن خادمی
۱۳۸۹/۱۱/۲۷, ۱۳:۲۹
ديروز حسين عليزداه توي نشست مطبوعاتي گفت كه شركت نكردن هنرمندان بزرگ موسيقي در جشنواره موسيقي فجر تنها راه اعتراض است؛البته وي هم گفت اگه دست و پايم را ببندند و سازم را ازم بگيرند،حاضر نيستم در جشنواره شركت كنم.

http://forums.boursy.com/imported/2011/02/alizadeh-1.jpg

اين هنرمند ضمن ابراز نارضايتي خود از فضاي غيرفرهنگي در حوزه موسيقي گفت: هم اكنون بسياري از موسيقي هايي كه از رسانه هاي مختلف مثل راديو فرهنگ پخش ميشود؛ به موسيقي ديسكو شباهت دارد كه از فرهنگ ما بسيار به دور است.

عليزاده، روند گرفتن مجوز را در دوره كنوني را عقب افتاده ارزيابي كرد و گفت: 40 سال است كه در اين كشور فعاليت ميكنم اما براي هر اجرا بايد دنبال مجوز باشم.

وي افزود: متاسفانه بسياري از اشخاص در شهرستانها به صورت ملوك الطوايفي با هنر موسيقي برخورد ميكنند. اگر دلشان خواست به آن اجازه مي دهند و اگر دلشان نخواست اجازه برگزاري كنسرت را نمي دهند.

آمن خادمی
۱۳۸۹/۱۲/۰۳, ۱۸:۲۴
اینم هم گفت و گو من با همایون خرم،آهنگساز و نوازنده ویلن که امروز (3 اسفندماه 89)توی روزنامه شرق چاپ شده:

پس از ده سال در آذر ماه امسال به صحنه رفت و با اينكه كنسرتش خواننده نداشت اما زمزمه يكپارچه مردم هم دلم را شاد مي كرد كه مردم چقدرحافظه شان پررنگ است و از طرف ديگر دلم مي گيرد كه چرا هم نسل هاي من از اين خاطره ها محرومند!! استقبال مردم براي تهيه بليت نشان از قوي بودن خاطره هايي بود كه با اجراي هر هر نت از آن آهنگها،دوباره خاطره ها جان دوباره مي گرفت.خرم بيش از 80 سال سن دارد اما هنوز نافذ است هم در كلام هم در نگاه و هم در برخورد!باهوش است و با هر سوال كه مي پرسم مي داند دنبال چه مي گردم.بسيار اخلاق مدار است و به زعم من كه خبرنگار هستم آن را اخلاق مداريش حتي نسبت به مخاطبان را نوعي محافظه كاري مي دانم.به سوالهايم فكر مي كنم و اينكه به اندازه يك قرن از وي سوال دارم و كاش مي شد كه همشان را مي پرسيدم و او هم به صراحت پاسخ مي داد.
به هر حال اين هنرمند بعد از اجراي موفق خود در آذرماه ، به فاصله ي چند ماه دوباره در تاريخ 9 و 10 اسفندماه سال جاري توسط موسسه گلچين آواي شرق در برج ميلاد اجرا خواهد داشت.به بهانه اين اجرا با وي گفت و گويي انجام داده ايم كه مي خوانيد:

* به اعتقاد من شما شعر و ترانه را بسيار خوب مي شناسيد و خوب ارتباط برقرار مي كنيد و اين ارتباط را در آهنگسازي به خوبي به مخاطب منتقل مي كنيد. با اين شناختي كه از شعر داريد، مي خواهم از شما بپرسم كه آيا مي شود روي شعر امروز، منظورم شعر معاصر است و مشخصا شعر نيمايي يا حتي شعر سپيد، ملودي ايراني ساخت؟

- اگر قرار باشد كه اثري مانا بشود، يكي از فاكتور هايش اين است كه حتما شعر و موسيقي با هم هماهنگي واقعي داشته باشند. يعني در حقيقت آهنگ هماني را بنوازد كه شعر مي گويد و برعكس شعر هماني باشد كه آهنگ مي نوازد و اين البته آسان نيست. اينجاست كه مي گويند آهنگسازي مشكل است وگرنه شعر بالاخره براي خودش يك بحر عروضي و افاعيلي دارد و مي توان روي همان وزن خودش آهنگ ساخت بدون اينكه به معناي شعر توجه داشت. بدون اينكه به پيام و معناي هر كلمه توجه داشت و يا حتي در نظر گرفت كه موسيقي روي كدام كلام بهتر مي تواند جولان بدهد. يادم مي آيد كه يك روز آقاي حسن ورزي كه شاعر غزلسراي بزرگيست، به من زنگ زد و قراري گذاشتيم. ايشان شعري سروده بود و معتقد بود اين شعر از طرف خواص مورد ستايش قرار گرفته اما دوست داشت كه اين شعر را مردم بشنوند و به گوش آنها برسد. از من خواست براي اين شعر آهنگي بسازم. مطلع شعر اين بود: "آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود/ چشم خواب آلوده اش را مستي رويا نبود". من خيلي خوشم آمد و با خودم گفتم اگر شعر پنجاه درصد اثر باشد و بنده هم به عنوان آهنگساز برايش آهنگ خوبي بسازم، مي تواند اثر ماندگاري بشود. من رفتم منزل و فكر مي كردم تا فردا يا پس فردا اين آهنگ حاضر خواهد شد. نشان به آن نشان كه من تا دو ماه تمام هر چه مي نوشتم در حقيقت بيانگر وزن بود اما چيزي كه مي خواستم نمي شد و راضي ام نمي كرد. مي دانستم كه اين آهنگ مبين اين شعر نيست. شعر يك غمي دارد و حال و هوايي خاصي دارد و خلاصه نمي شود. يك شب واقعا به اين اعتراف رسيدم كه نمي شود! به خودم گفتم: آقاي همايون خان مي دوني چيه؟ واقعيت اينه كه آقاي ورزي برده و تو باختي! براي اينكه نمي توني بسازي! نميشه! شايد همان شب يا شب بعد بود كه ناگهان از خواب پريدم و انچه دو ماه تمام كار مي كردم و مي نوشتم و خط مي زدم همه فروپاشيد و شايد بشود اسمش را گذاشت باران نت، مثل اينكه باران نت مي باريد. از اول شروع كردم به نوشتن. آهنگ ساخته شده تمام افاعيل را در هم شكسته بود اما تمام شعر را در بر گرفته بود. حتي جوابهاي اركستر هم همان شب نوشته شد. دو سه روز بعد براي اركستر تنظيمش كرديم و اجرا كرديم و خيلي مورد استقبال مردم قرار گرفت. غرض اينكه شنانخت شعر براي ساختن موسيقي و ارتباط گرفتن با ترانه بسيار مهم است. گاهي برعكسش هم پيش مي آمد. مثلا بعضي وقت ها كه با تورج نگهبان مي نشستيم يا با بيژن ترقي يا معيني كرمانشاهي يا بهادر يگانه يا كريم فكور، آهنگساز ملودي را ساخته بود و شاعر و ترانه سرا با دريافت حس و فضاي موسيقي ساخته شده، شعري مي سرود. اصل مطلب اينكه گاهي كلامي كه نوشته شده بسيار زيباست اما به اين موسيقي نمي خورد.

http://amen1361.persiangig.com/image/khoram.JPG

اما سوال شما در مورد شعر نو يا شعر سپيد، شعر سپيد هم از آن شعر هايي است كه براي اهنگسازي اول بايد پيامش را دريافت كرد؛ چرا كه بسياري از اشعار كلاسيك درونمايه ي تغزلي و عاشقانه دارند. بنابراين به نظر مي رسد كه در شعر كلاسيك، مسير تا حدودي مشخص است. البته سليقه هاي مختلف و ابتكارات خاص هر آهنگساز را نبايد ناديده گرفت. اما در شعر سپيد، گاهي همه سطور آفريده مي شوند فقط به خاطر مثلا دو سطر آخر. شعر يك فضاي كلي دارد كه بايد توسط آهنگساز دريافت شود. آهنگساز بايد بداند چگونه شروع كند كه وقتي به پايان رسيد، مبدا درست به مقصد رسيده باشد و اين آسان نيست. من البته روي چند شعر سپيد كار كرده ام اما حقيقتش را به شما بگويم هنوز آنطور كه بايد روي شعر سپيد كار نكرده ام. مي دانيد چرا؟ براي اينكه دلم مي خواهد اگر شد، همان بشود كه مي خواهم. وگرنه سر هم بندي كار سختي نيست. بعضي ها هم كار كرده اند. البته من نمي خواهم تكذيب كنم اما به هر حال، وقتي آهنگ ساخته شده تاثير گذار نيست، عمومي نمي شود و مردم زمزمه اش نمي كنند، اين خود گوياي ميزان كيفيت اثر است. و دال بر نقصي است كه در اثر وجود دارد. بنا براين من اعتقاد دارم روي شعر سپيد هم بايد كار بشود و البته كار آساني هم نيست. گاهي در اين شعرها به جملات استفهامي بر مي خوريم و پرسش را در موسيقي گنجاندن آسان نيست.

*اجازه بدهيد برگرديم به بخش اول صحبت شما در خصوص گروه هاي موسيقي. دوستاني كه هر كدام در حوزه ي كاري خود استاد بودند، ترانه سرا هايي كه اسم برديد، نوازنده هاي حرفه اي، آهنگسازهاي خيلي خوب كه حاصل جمع اينها مي شد آهنگ ها و شعر هايي كه فراموش نشدني است. به عنوان نماينده ي اين نسل ماندگار، فكر مي كند چرا امروزه افرادي مثل شما ديگر نيستند! گروه هاي موسيقي به جز در مواردي كه به صورت خانوادگي كار مي كنند، يا گروه هايي كه آنها هم به نوعي وابسته به نسل شما هستند، بقيه ديري نمي پايند، چرا كار تيمي اينقدر كم رنگ شده است؟

- البته خب به نظر من همه خوب هستند و زحمت مي كشند و بايد از آنها تعريف كرد. اما نكته اي كه شما اشاره كرديد يك نكته ي كليدي است كه باز برمي گردد به همان سوال كه چگونه اثري مي تواند يك نسل را در نوردد و حتي و دو نسل و سه نسل را و باقي بماند. كار تيمي نكته ي اصلي است. وقتي شاعر و آهنگساز كار مشتركشان به پايان رسيد، تازه كار انفرادي آهنگساز شروع مي شود. اين كه چگونه نتي را بنويسد كه با صدايي كه بعدا قرار است روي اثر بيايد هماهنگ شود. چه خواننده اي با چه صدايي براي كدام آهنگ و براي كدام شعر مناسب است. براي مثال، يك زماني، چند روز پس از ديدار با آقاي هوشنگ ابتهاج و صحبتي كه درباره كار مشترك داشتيم، روزي روي بالكن منزلم كه مشرف به باغي و درخت و سبزه اي بود ايستاده بودم كه زمزمه اي آمد و بعد همان باران نتي كه گفتم. شروع كردم به نتوشتن، از مقدمه تا به آخر. حتي جواب اركستر را هم همان جا نوشتم. بعد موسيقي را به آقاي ابتهاج نشان دادم و ايشان هم تحت تاثير قرار گرفتند و شعري سرودند كه حالا همه آن را از برند. و آن شعر چيزي نبود جز: شبي كه آواز ني تو شنيدم... يعني همان" تو اي پري كجايي". كه البته بعضي ها مي گويند اين آهنگ آسماني است. البته من چنين ادعايي ندارم. به هر حال به نظر مي رسيد كار تمام شده است، تا اينكه مساله خواننده مطرح شد. آن زمان هم خواننده هاي بسياري بودند هر كدام با جنس صدا و محبوبيت خاص خود. مثلا همان خواننده اي كه من "ساغرم شكست اي ساقي" را به او دادم يا خواننده ي "بعد از تو هم در بستر غم مي توان خفت". پيشنهادهاي زيادي مطرح شد اما گفتم نه! گفتم يك صداي خسته مي خواهد ، صدايي از جنس ديگر. گفت كي؟ گفتم "آقاي قوامي"! آقاي قوامي آن زمان حدود هفتاد سال داشتند. نشان به آن نشان كه هنوز همه مي گويند اجراي آقاي قوامي با اينكه ديگران هم اين آهنگ را خوانده اند، از جنس ديگريست و بهترين اجراست.

* به هر حال چرا ديگر اساتیدی مثل شما نيست؟ چرا هنوز چشم اميد خيلي ها از نسل امروز به شما و نسل شماست؟ نمي دانم شايد كار تعليم خوب پيش نرفته يا شعري خوب كه بتواند ترانه اي ماندگار شود سروده نمي شود، يا شايد دليلش تكثر امروز در دنياي موسيقي باشد و اينكه بخشي از استعدادها هم به حوزه هاي ديگر در دنياي موسيقي روي آورده اند...

- يكي از عوامل، استاد است. بنده استادي مثل ابوالحسن خان صبا داشتم. و بسياري از دوستان بنده هم شاگرد ايشان بودند. در زمان هاي مختلف به طور كلي نوازنده ها تربيت مي شوند اما آهنگساز به آن معنا كه مبتكر باشد و مقلد نباشد در همه زمان ها تعدادشان كم است. آقاي استاد صبا سه هزار نفر شاگرد داشتند. بسياري از آنها هم نوازنده هاي خوبي شدند، اما آهنگساز خوب شايد سه چهار نفر بيشتر نبودند كه البته همان سه چهار نفر هم بعضا اختلاف سطح دارند با هم. بنابراين اثر خلاق به نظر من از نظر كمي بسيار كم است. عامل ديگر عشق است! بعضي از كساني كه وارد عرصه موسيقي مي شوند، جداي از بحث يادگيري، كم كم متوجه شوقي مي شوند كه از موسيقي در آنها پديد مي آيد و اين شوق نشو و نما پيدا مي كند و تبديل به عشق مي شود. يعني مثلا سه گاه را عاشقانه ياد مي گيرد، نه اينكه مثلا به اين فكر كند كه بعدا گوشه اي است به اسم زابل كه بايد آن را ياد بگيرد يا گوشه ي مخالف يا مغلوب، نه! از موسيقي به شناخت بالايي مي رسد و عاشق مي شود. مثلا گوشه ي بيداد همايون را كه نزد استاد صبا مي نواخته سه خط بود، اما عاشق مي آيد و مثلا آهنگ "اشك من هويدا شد" يا"ساغرم شكست اي ساقي" را فقط در همين گوشه بيداد مي سازد. يا مخالف سه گاه را، عاشق برايش رسواي زمانه را مي سازد. و اين مرحله، مرحله ايست كه از آْن به مرحله ي ابداع و خلاقيت ياد مي كنم.
*حالا كه بحث به اينجا كشيد بگذاريد راجع به پايبندي تان به رديف سوال كنم، و اينكه چقدر پايبند بوده ايد و اصلا معتقديد به اينكه مي بايست پايبند بود؟

- حافظ مي گويد: بشوي اوراق اگر همدرس مايي! يعني از مرحله تقليد بايد گذشت و به مرحله ي اوراق شويي رسيد. به اين مرحله كه رسيدي، شور مي سازي اما غير از شورهايي است كه ديگران ساخته اند. به زبان و برداشت خودت مي رسي. همه ي اهل فن مي فهمند كه مثلا اين قطعه، شور است، اما شوريست كه مي خواهد شور به پا كند. يا مثلا در نوازندگي، سه گاه مي نوازد اما اين سه گاه غير از سه گاهي است كه حتي استاد يادش داده است.

*وقتي بحث خلاقيت پيش مي آيد، آن هم در موسيقي سنتي ، مانند كساني هستند كه تلاش مي كنند شعر را با حفظ قالب سنتي به روز كنند اما اينكه چقدر موفقند و اصلا چرا مي بايست اصرار به حفظ قالب داشته باشند، بماند. به نظر من سنت، پايبندي مي آورد. چگونه مي شود از رديف تخطي نكرد و مبتكر هم بود؟

- ببينيد مراحلي كه يك هنر جو طي مي كند چند مرحله است؛ اول اينكه عرض كردم استاد عامل مهمي است. وقتي هنرجو پيش استاد مي رود تا مدتي كارش تقليد است و تقليد همان رديف است. هنرجو بايد بياموزد كه مثلا سه گاه را چگونه بنوازد، چگونه شروع كند و به پايان ببرد. نمي توانم بگويم بايد از مرحله ي تقليد بگذرد، اما مي شود گفت كه با ايجاد و پيدايش آن شوقي كه گفتم، اين مرحله گذرا مي شود. در غير اينصورت نوازنده تبديل به نوار ضبط صوت مي شود! البته همين نوازنده ها هم كه كاملا به آنچه از استاد ياد گرفته اند پايبندد مي توانند معلم هاي خوبي بشوند و عيننا همان چيزي را كه آموخته اند منتقل كنند.

* اگر نتوان از چهاچوب ها فراتر رفت كه اصلا هنر تبديل به قفس مي شود! شايد اصلا بتوان سبك هاي ديگري ساخت...

- دقيقا. وقتي در قله بايستند و به مرحله ي اوراق شويي رسيده باشند، ديگر هر چه بنوازند خوب است و اصلا مي شود گفت كه سبك خود آنهاست. آيندگان هم بگويند مثلا اين دستگاه يا اين گوشه به شيوه ي فلاني است. كاري كه عاشقانه ساخته بشود، باقي مي ماند و عشق چهارچوب پذير نيست.

* مي خواهم راجع به اندوه از شما سوال كنم. آيا موسيقي ايراني تداعي كننده ي اندوه است؟ اگر هست چرا؟ فراز و فرود سرگذشت تاريخي و اجتماعي ما چقدر موثر بوده در غم موجود در موسيقي ايراني؟

- البته كه مسائل تاريخي موثر است. غم مي تواند تاثير بگذارد بر هنر دوران خود. اما در نگاه كلي تر، پاسخ اين سوال برمي گردد به تعريف و بازتعريف خود كلمه ي غم. به اين معنا كه آنهايي كه معتقدند موسيقي ايراني غم انگيز است شايد يك تعريف يك سويه از اين واژه داشته باشند. به قول حافظ: تا شدم حلقه به گوش در ميخانه ي عشق/ هر دم از نو غمي آيد به مبارك بادم. غم مي تواند حتي به مبارك باد بيايد. مي تواند زيبا باشد و متعالي. غم حاصل از رنجش، غم فراق، غمي كه عارف با آن دست به گريبان است، و حتي غمي كه سوگواري است! اينها همه زير مجموعه ي غم به شمار مي روند اما در واقع غم با سوگواري فرق مي كند. من معتقدم كه موسيقي ما موسيقي سوگواري نيست. اما در مواردي توجه نمي شود و گاهي خوب ارائه نمي شود. مثلا گاهي چنان آواز مي خوانند كه شنونده كسل مي شود. غمگين نمي شود بلكه كسل مي شود. اين كسالت باري در موسيقي ايراني نيست. بلكه در نحوه اجرا و نحوه ارائه است. موسيقي ايراني در واقع پايه هاي يك بناست، اهالي موسيقي هستند كه خانه هاي جديد بر اين بنا ها مي سازند و به مخاطب تحويل مي دهند. حافظ مي گويد: "سخن نو آر كه نو را حلاوتيست دگر". و اين حلاوت و شيريني در موسيقي هم همان نوآوريست. حتي نوازنده هم مي بايست نوآور باشد و نوآوري تنها در آهنگسازي نيست. بداهه نوازي از همين حلاوت هاست. بداهه نوازي، خلق الساعه نيست، خلق در لحظه است! يعني در همان لحظه اي كه مي نوازد در همان لحظه هم مي سازد و تعداد بداهه نوازان هم كم است مثل جليل شهناز. با او كار كرده ام و حلاوت سازش را ديده ام. به اينجا كه برسد، شنونده پر از شوق مي شود، در همين موسيقي ايراني.

* خوب شد به شنونده اشاره كرديد كه برسيم به سوال بعدي من، در مورد احترام به شنونده. واقعيت اين است كه در سال هاي اخير سالني كه مختص اجراي كنسرت موسيقي باشد ساخته نشده است. بيشتر سالن هايي كه كنسرت ها در آن اجرا مي شوند، سالن همايش و سخنراني اند. بارها در اجرا ها، مشكلات صوتي پيش آمده است. ميكروفن ها حرفه اي نيستند و مشكلاتي از اين دست. به نظر شما همه اينها مخاطب علاقه مند به كنسرت موسيقي را پس نمي زند ؟ چرا كه اين وضعيت نه تنها براي اهالي موسيقي نازيباست، بلكه به نوعب بي حرمتي به مخاطب موسيقي هم هست.

- مساله سالن ها واقعا مساله اي اساسي است. چرا كه سالن موسيقي بايد طبق اصول معماري خاص و طبق اصول آگوستيگ ساخته شوند، به نحوي كه شنونده در هر قسمتي از سالن كه نشسته باشد بتواند صدا را با كيفيت يكسان بشنود، ديواره هاي سالن و جزئيات ديگر هم كه بسيار مهم هستند. تنها سالني كه مختصص كنسرت موسيقي داريم همان تالار رودكي است. كه سازنده اش استاد فيزيك و البته معمار بود و اتفاقا شاگرد استاد صبا هم بوده است! اما امروزه بيشتر سالن ها، سالن همايش هستند، صد البته كه اگر اين اصول در نظر گرفته شود، آنچناني ها آنچناني تر مي شوند. به نظر بنده، متوليان فرهنگي در اين زمينه مي بايست برنامه ريزي داشته باشند و نه تنها در تهران، كه در شهرستان ها هم سالن هاي مخصوص اجراي موسيقي لازم است.

* به عنوان پرسش پاياني يك سوال كليشه اي! كداميك از ساخته هايتان را بيشتر دوست داريد؟!

- بله. اين سوال كليشه اي اما مشكل است! همه مي گويند آثار كسي كه كار هنري انجام مي دهد مثل بچه هايش هستند و نمي تواند از بينشان انتخاب كند. من هر كدام از آهنگ هايم را كه مي ساختم با خودم مي گفتم اين يكي ديگر همانيست كه مي خواستم! آهنگ "ميناي شكسته"، بعد آهنگ "مي گذرم تنها، در ميان گلها"، و هر بار فكر مي كردم كه اين ديگر همانيست كه هميشه مي خواستم بسازم. يا "امشب در سر شوري دارم..." و به همين منوال. هر كدام در هنگام ساختن، همان حالي را به من داده است كه ديگري هم داده. اما واقعا پاسخ دادن به اين سوال سخت است. مرا به انجام كارهاي سخت وا نداريد...!

آمن خادمی
۱۳۸۹/۱۲/۰۷, ۱۳:۱۰
بالاخره سكوت 2 ساله اركستر ملي شكست و شب گذشته اين اركستر به رهبري برديا كيارس با اجراي قطعاتي از آهنگسازان ايراني به صحنه رفت.
اجراي اركستر ملي كه شب گذشته با حضور وزير فرهنگ، دبير جشنواره (حسن رياحي)، علي ترابي (سرپرست دفتر موسيقي) و تني چند از هنرمندان عرصه موسيقي آنچنان كه انتظار داشتيم پيش نرفت و حضور سازهاي ملي در آن كمرنگ بود و با اينكه در بروشور اركستر نام بيش از 16 نوازنده سازهاي ايراني به چشم ميخورد اما در اجراي زنده خبري از حضور آنها نبود.

از ديگر نكات اركستر اين بود كه اين اجرا بدون حضور شوراي فني به صحنه رفت.بخش اول اين اجرا اختصاص داده شده بود به اجراي 2 اثر مشهور از 2 آهنگساز بزرگ ايراني يعني حسين دهلوي و حسين عليزاده.
با نگاهي گذرا به كارنامه پربار عليزاده و دهلوي در مييابيم كه 2 اثر بيژن و منيژه (دهلوي) و نينوا (عليزاده) يكي از مشهورترين آثار اين 2 هنرمند به شمار ميآيد و درج اين 2 اثر در رپرتوار اركستر ملي جاي بس خوشحالي و خرسندي داشت اما انگار ماجرا چيز ديگر بود و آن هم به رخ كشيدن توانايي هاي اركستر ملي بود كه كاش براي اجراي اول چنين سنگ بزرگي برداشته نميشد؛ چرا كه اركستر در اجراي اين دو اثر و به ويژه در اجراي نينوا ناتوان بود. دليل آن اينكه اين اثر مانند آثاري نيست كه به فرض مثال اركستر سنفونيك تهران آن را انتخاب كرده و به دليل اينكه مردم تاكنون آنها را نشنيده اند، بتوان آن را با هر سمبل كاري به مردم خوراند.

http://amen1361.persiangig.com/image/meli.jpg

اثر نينوا از جمله آثاري است كه مردم آن را بارها و بارها از صدا و سيما و در مراسمهاي مختلف شنيده اند و به طبع پس و پيش كردن يك نت از آن كاملاً مشهود است. همچنين اركستر در اجراي اين قطعه در بخش سازهاي بم يعني كنترباس و ويولنسل و همچنين سازهاي بادي (به ويژه سازهاي بادي- چوبي) توانايي هماهنگي با اركستر را نداشت.
اما الحق و النصاف پاشاه هنجني (نوازنده ني) در اجراي سلوي ني خيلي خوب عمل كرد و اگر بخواهيم انصاف را بيشتر رعايت كنيم مي بينيم كه اجراي اين قطعه (نينوا) توسط اركستر ملي خيلي بهتر از اجراي اركستر فيلارمونيك اكراين كه 2 سال گذشته اين قطعه را به همراه قطعه كليدر از محمدرضا درويشي در تالار وزارت كشور بود.
بعد از يك استراحت كوتاه قطعه سلام و رقصان به آهنگسازي حسين عليزاده اجرا شد همچنين 7 قطعه كوچك از احمد پژمان، نغمه خراساني از ارسلان كامكار و 3 قطعه ديگر با عناوين مهتاب تر از باران، سوگ و آدم به آهنگسازي فردين خلعتبري و خوانندگي پوريا اخواص اجرا شد.
با نگاهي گذرا به رپرتوار اركستر ملي به اين نكته ميرسيم كه همه قطعات غير از 2 قطعه از شوراي فني اركستر انتخاب شدهاند؛ كه 3 قطعه فقط و فقط از فردين خلعتبري بود كه بيشتر مردم آن را بعنوان آهنگساز فيلم و آهنسگاز موسيقي پاپ مي شناسند؛ همچنين اين روند همان مثلث گذشته كه در فيلم «مدار صفر درجه» بود را تداعي ميكرد كه با حضور محسن رجب پور بعنوان مدير اجرايي اركستر ملي تكميل شد.
روند انتخاب اين آثار ما را ياد يكي از مهمترين انتقادهايي مي كرد كه در گذشته به فرهاد فخرالديني وارد بود و آن هم اينكه چرا وي اغلب قطعات را از خود انتخاب مي كند كه با نگاهي به رپرتوار اركستر ملي درمي يابيم كه انگار قرار است اين روند در تركيب جديد اركستر ملي تكرار شود؛ يعني رهبر اركستر از شاگردان شوراي فني باشد و قطعات هم از شوراي فني انتخاب شود.
از ديگر نكات اينكه هرچند مقايسه رهبر جوان و 30 ساله اركستر ملي يعني برديا كيارس با فرهاد فخرالديني اصلاً كار درستي نيست اما براي كساني كه روند لطيف و خودماني رهبري فخرالديني را ديدهاند رهبري برديا كيارس براي اركستر ملي جالب به نظر نمي رسد؛ چرا كه فرم رهبريش بيشتر تداعي كننده رهبري در اركستر سنفونيك است.
از ديگر نكات اين اجرا مربوط به مخاطبان مي شد كه بسياري از مخاطبان كه به واسطه بليت هاي ميهمان (كه مسئولان مي گفتند به فروش رفته است) به دليل ناآشنايي در سكوت هاي اركستر دست مي زدند و همچنين صداي جيغ و داد بچه در اين اجرا خود حكايت ديگري داشت.

آمن خادمی
۱۳۸۹/۱۲/۱۰, ۱۶:۴۹
دیروز برای کنسرت شهرام ناظری و رونمایی از پروژه سمفونی"رومی 1" از من خواستند که خبرنگاران را دعوت کنیم که کاش هیچوقت این کار رو نمی کردم.

http://amen1361.persiangig.com/image/asli2.jpg

قرار بود میهمونای این مراسم که شامل محمود دولت آبادی،کیوان ساکت،محمدرضا درویشی ،صدیف،پرویز تناولی،هوشنگ و اردشیر کامکار و... بود ساعت 12:30 بیان و جلسه با خبرنگاران ساعت 11.
چشمتون روز بد نبینه؛رفتیم دیدم تعداد میهونا از خبرنگارا بیشتره!!!

http://amen1361.persiangig.com/image/asli.jpg

و اینکه سمفونی رومی چیه؟ پروژهي «سمفوني رومي» ساختهي حافظ ناظري در حالي توسط بزرگترين شركت توليد آثار موسيقي جهان تابستان سال ۲۰۱۱ در سراسر دنيا پخش خواهد شد .

http://amen1361.persiangig.com/image/h3.jpg

حافظ ناظری حدود ده سال ايران را به قصد ادامه تحصيل، در رشته آهنگسازي و رهبري اركستر در دانشگاه mannes collage of music به مقصد نيويورك، ترك گفته.

آمن خادمی
۱۳۸۹/۱۲/۱۷, ۱۳:۱۰
امروز خداخدا مي كردم كه خبر مجوز ندادن به شجريان صحت نداشته باشه و با ترس و لرز زنگ زدم به داماد خانواده شجريان و ديدم بله خبر كاملا درسته ....يعني در مملكلتي زندگي مي كنيم كه فلان خواننده كه قبلا خواننده مجالس عروسي بوده و الان ترانه هاي روحوضي مي خونه مي تونه فعاليت داشته باشه اما شجريان نه؟؟
و خود خبري كه گرفتم اين بوده:

آلبوم «مرغ خوشخوان» محمدرضا شجريان كه سال گذشته براي دريافت مجوز به وزارت ارشاد ارسال شد، هنوز موفق به دريافت مجوز نشده است. گويا كاركنان ارشاد به پيگيران چند و چون موانع صدور مجوز براي شجريان فقط مي گويند: «باهاتون تماس ميگيريم».

اين روزها از عدم اعطاي مجوز به محمدرضا شجريان براي آخرين آلبومش(مرغ خوشخوان) خبر ميرسد؛ نتيجه صحبتهاي خبرنگار ايلنا با مدير برنامه محمدرضا شجريان نيز اين گمانه را دوچندان مي كند.
لازم به ذكر است كه اين اثر در سال 87 در سالن وزارت كشور براي سه هزار نفر اجرا شده است؛ اما گويا انتشار آلبوم آن اجراي زنده؛ پس از يكسال هنوز سرنوشت روشني ندارد.
بخش دوم كنسرت «رندان مست» كه «مرغ خوشخوان» نام نهاده شده است براي گرفتن مجوز در روزهاي پاياني سال 88 به وزارت ارشاد فرستاده شد اما اكنون با گذشت بيش از يك سال؛ نه خبري از ارائهي مجوز است و نه وزارت ارشاد صدور مجوز براي اين آلبوم را كأن لم يكن اعلام ميكند.
محمدعلي رفيعي، مدير برنامه هاي محمدرضا شجريان، در اين زمينه مي گويد: اواخر سال گذشته بود كه بخش دوم كنسرت استاد در سال 87 را براي انتشار در قالب يك آلبوم به وزارت فرهنگ و ارشاد فرستاديم اما اكنون هرچه پيگير مي شويم، به نتيجه نمي رسيم و با تنها جوابي كه مواجه مي شويم اين است:«باهاتون تماس مي گيريم».
وي افزود: در چنين شرايطي كه براي گرفتن يك آلبوم با مشكلات فراوان مواجه هستيم، ديگر براي گرفتن مجوز كنسرت استاد شجريان هم اقدامي نكرده ايم.
وي درباره پروسه دريافت مجوز براي استاد محمدرضا شجريان پيش از موضع گيري وي درباره حوادث سال گذشته اينگونه سخن گفت: قبلا پروسه گرفتن مجوز در بدبينانه ترين حالت؛ يك تا دو ماه طول مي كشيد اما امروز يك سال است كه براي مجوز يك آلبوم كه قطعات آن پيش از اين در وزارت كشور روي صحنه اجرا شده، اقدام كردهايم با اين حال بي ثمر بوده است.
رفيعي خاطرنشان كرد: با اوصافي كه براي دريافت مجوز براي آلبوم هاي استاد شجريان پيشروي ما نهاده شده، ما مجبوريم آثارمان را در خارج از كشور منتشر كنيم و حق كپي رايت آن را نيز دريافت كنيم.

http://www.ilna.ir/newstext.aspx?ID=184098

پايان پيام

آمن خادمی
۱۳۸۹/۱۲/۲۵, ۱۲:۳۰
اينم گزارش پايان سال من از وضعيت موسيقي:


خواب آشفته موسيقي!


بهترين اتفاق راه اندازي دوباره ي اركستر ملي بود و اركستر سمفونيك با رهبران ميهمان اداره شد. كيهان كلهر، حسين عليزاده، شهرام ناظري، همايون خرم و گروه شمس بعداز سالها سكوت برنامه اجرا كردند اما از شجريان خبري نشد.

ایلنا: شايد بتوان گفت كه سال 89؛ سال خوبي براي موسيقي بود و نبود. شايد بهترين اتفاقش راه اندازي دوباره ي اركستر ملي بود. در اين سال اركستر سمفونيك تهران با رهبران ميمهمان اداره شد و كنسرتهاي زيادي در طي آن برگزار شد كه آنچنان شوري در مخاطبان برپا نكرد. اما بعداز چهار سال كيهان كلهر دوباره در وطنش به صحنه رفت و حسين عليزاده بعداز يك غيبت سه ساله. شهرام ناظري بعداز دو سال و نيم، همايون خرم بعداز 10 سال سكوت و گروه شمس بعداز دوسال. ولي از شجريان خبري نشد گويي از گرفتن مجوز در كشورش دلسرد شده و به شيخ نشينها براي اجراي كنسرت پاسخ مثبت داد.
جشنواره موسيقي فجر اما بدون حضور بزرگان و در سكوت افتتاح و بعدهم به پايان رسيد. بازار پاپ داغ بود و برج ميلاد اغلب در تصرف پاپها بود. آلبوم هاي رستاك، صداي تهرون و عسرت در ميان سنتي ها از همه پرفروش تر بودند و در ميان پاپها؛ يه خاطره از فردا، كما3، رگ خواب و داركوب ركوردار بودند. محمد نوري رفت و بازار انتقادها داغ بود. هركس به فراخور سابقه؛ دولت و مديريت سليقه اي آن در حوزه ي موسيقي را نقد كرد.

* ارکستر ملی
بعداز دوسال بلاخره سكوت ارکستر ملی شکست و شواری فنی این ارکستر با حضور حسین علیزاده،ارسلان کامکار، هوشنگ ظریف و فردین خلعتبری تشکیل شد و یک هفته بعداز آن تمرین های ارکستر ملی این بار به رهبری یک جوان(بردیا کیارس) دوباره از سرگرفته شد.
اعضاي شواري فني اركستر ملي اعلام كردند كه بنابه علاقه به موسیقی؛ این مسئولیت را قبول كردند و اگر بعداز پنج سال دوباره اركسترملی از هم پاشید؛ نباید عجب كرد.
هر چند اركستر ملي و شخص فرهاد فخرالديني نقش مهمي در معرفي خواننده هاي جوان به مردم داشته اما حسين علیزاده اعلام كرد: اركستر نباید خواننده محور باشد و آنچه كه در این اركستر اهمیت دارد؛ موسیقی سازی است؛ البته این بدان معنا نیست كه ما با موسیقی آوازی مخالفت داشته باشیم اما اگر باید اجرایی هم در این زمینه باشیم؛ باید توجیه داشته باشد.
درپايان سكوت دوساله اركستر ملي؛ اين اركستر در بيست و ششمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر به صحنه رفت‎؛ اما در اجراي نخست خود برخلاف وعده هاي داده شده، نتوانست مخاطبان را راضي از سالن بيرون ببرد و اين اجرا با اينكه در بروشورش نام بيش از 16 نوازنده سازهاي ايراني را درج كرده بود؛ اما بدون آنها كارش را روي صحنه برد. شايد مهمترين نقطه ضعف اركستر اجراي ضيف آثاري چون نينوا‏ و بيژن و منيژه بود كه همگان را به تعجب واداشت.

* اركستر سمفونيك تهران
اركستر سمفونيك سال 89 را با يك شوك(عزل منوچهر صهبايي) آغاز كرد؛ آنهم بعداز كلي تعريف و تمجيد از شيوهي رهبري صهبايي‏ كه البته به كنارهگيري تعبير شد.
صهبايي؛ خود در توضيح اين رفتن گفت: باتوجه به مشکلات موجود و عدم مدیریت درست در عرصه هنر موسیقی تصمیم گرفتم دیگر به عنوان رهبر فعالیت نکنم و از رهبران مهمان براي اركستر استفاده کنیم.
بعداز رفتن صهبايي؛ سناريوي رفت و آمد رهبران به اركستر سمفونيك آغاز شد. ابتدا شهداد روحاني آمد و گمانه زني شد براي اينكه وي سكاندار اركستر سمفونيك تهران باشد اما همكاري با روحاني چندان به مذاق مديران خوش نيامد و نوبت به نازنين آقاخاني رسيد هرچند حضور وي در ايران فقط به يك اجراي خصوصي منتهي شد و خبري از اجراي رسمي وي نشد و او هم رفت.
جالب ترین اتفاق اركستر سمفونيك؛ انتخاب ماتیاس گروگربود كه مدیرعامل انجمن موسیقی در معرفی او گفته بود: به دنبال سفر برخی هنرمندان برای خرید سازها به آلمان، کروگر در آن سفر به دوستان معرفی شد و بعداز بررسی در شورای ارکستر حضور ایشان به عنوان نخستین رهبر غیرایرانی مورد تأیید قرار گرفت.
بعداز كروگر نوبت به دريك گليسون رسيد تا سكانداري اركستر سمفونيك تهران به دست او سپرده شود اما بازهم رهبري اركستر به شهداد روحاني سپرده شد كه در جشنواره موسيقي فجر به صحنه رفت و با استقبال تماشاگرانش نيز مواجه شد.

http://amen1361.persiangig.com/image/11.jpg


* كنسرتهاي موسيقي ايراني
تاسف برانگيزترين اتفاق امسال در حوزه موسيقي سنتي شايد اين بود كه شجريان در ايران كنسرت نداد. شجريان بهمن ماه در دوبي كنسرت برگزار كرد‎ و برخي علامندانش را نيز رهسپار شيخ نشين امارات كرد.
اجراي كنسرت محمدرضا لطفي به همراه گروه سه گانه شيدا در خرداد يكي از اتفاقات مهم 89 بود. اين گروه تيرماه در شيراز هم به صحنه رفت.
شهرام ناظري هم بعداز دو سال و نيم اواخر اسفند با گروه شاهنامه خواني در تهران و اصفهان به صحنه رفت و لوح سپاس بنياد فردوسي را هم دريافت كرد.
اجراي كنسرت همايون خرم بعداز 10 سال بدون خواننده نيز با استقبال مواجه شد.
اجراي گروه موسيقي شمس به سرپرستي كيخسرو پورناظري يكي ديگر از برنامه هاي مهم سالجاري بود كه خوانندگي عليرضا قرباني را براي سي امين سال تاسيس گروه شمس همراه داشت اگرچه اين گروه شب دوم اجراي خود را درغياب تهمورس پورناظري كه در سخنانش يادي از جعفر پناهي كرده بود؛ پشت سر گذاشت.
كيهان كلهر هم امسال با صداي حميد نوربخش برنامهي همنوازان كلهر را در تهران، شيراي، اصفهاو و كرمان در تيرماه اجرا كرد. كلهر پس از جدايي از محمدرضا شجريان آخرين بار در گروه اساتيد به اتفاق حسين حسين عليزاده در سال 84 در ايران به صحنه رفته بود. بعدهم گروه اساتيد ازهم پاشيد.
توركنسرت دونوازي حسين عليزاده به همراه مجيد خلج در شش شهر ايران از ديگر وقايع مهم سال 89 بود. اين تور از 28 بهمن از قزوين آغاز شده و قرار است 26 فروردين سال 90 در تهران پايان يابد.
از ديگر اجراهاي سالجاري؛ اجراي گروه كامكار بعداز دوسال در شهريور بود اما نتوانست رضایت مخاطبان را به دست آورد درحاليكه قطعات کردی؛ تنها نقطه قوت کنسرت برشمرده شد.
همايون شجريان هم با گروه موسيقي حصار به آهنگسازي علي قمصري در تهران به صحنه رفت.
از ديگر كنسرتهاي سال؛ اجراي پروژه موسيقي سيمرغ بود كه آهنگساز آن حميد متبسم و خواننده ي آن همايون شجريان بود. رهبري اين اركستر با محمدرضا درويشي بود هرچند براي ضبط اين اثر ميان متبسم و درويشي اختلاف افتاد و درويشي از پروژه كنار كشيد و اعلام كرد هرآنچه در اين اجرا مروبط به وي است را حذف كنند.
برنامه موسيقي گروه موسيقي قمر با خوانندگي سالار عقيلي نيز در پاييز برگزار شد.

* كنسرتهاي موسيقي پاپ
سال 89 براي گروههاي موسيقي پاپ؛ سال پربار و خوبي بود و همه خوانندگان پاپ بدون استثنا كنسرت برگزار كردند كه از مهمترين آنها مي توان به محمد اصفهاني، رضا صادقي، بنيامين، گروه آريان، رضا يزداني، احسان خواجه اميري، سيروان خسروي، گروه داركوب، عليرضا عصار و... اشاره كرد.

* درگذشته ها
مهمترين چهره هنري درگذشته در حوزه ي موسيقي محمد نوري بود كه در مرداد ماه سالجاري درگذشت. نوری؛ حدود یک سال با بیماری سخت و بدخیمي دست به گريبان بود.
آندره آروزمانيان نيز يكي ديگر از درگذشتگان بود كه خرداد ماه ملودي مرگ را نواخت.
مرگ برخي چهره هاي برتر محلي نيز ازجمله وقايع تلخ امسال بود: غلامعلی نی نواز(نوازندهي برجسته سرنا در اثر سانحه رانندگی در جاده تربت جام باخرز در استان خراسان رضوی)، علي آبچوري(بهدليل بيماري هپاتيت ب)، رضا سقايي(خواننده ديار لرستان و قطعه معروف «دايه دايه وقت جنگه») و اولین باغچه بان(از بنیانگذاران اپرای ایران و متولد ۱۳۰۷ و همسر مرحوم ثمین باغچه بان بود كه شاگردان زیادی را نيز تربیت کرده بود) ازجمله مرگهاي مهم امسال بود.

* جشن خانه موسيقي
يازدهمين جشن خانه موسيقي كه هر سال در چندين شب متوالي برگزار مي شود، امسال يك روزه با اعلام برگزيده هاي حوزه کتاب، آلبوم و جايزه ويژه مشکاتيان در تالار وحدت برگزار شد.

* جشنواره موسيقي فجر
بيست و ششمين جشنواره موسيقي فجر مهمترين رويداد هنري دولتي موسيقي بود كه در آن 130 گروه داخلي و خارجي حضور داشتند.
سال گذشته و در بیست وپنجمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر 252 گروه موسیقی از سراسر کشور برای حضور در این رویداد ثبت نام کرده بودند که شامل 83 گروه سنتی، 20 گروه کلاسیک، 57گروه موسیقی نواحی، 36 گروه پاپ، 17گروه ارکسترال، 10گروه آواز جمعی و 29 اثر (آهنگسازی) بود اما امسال این تعداد نصف شد و تنها 53 گروه آهنگسازی، 52گروه کلاسیک ایرانی، 14 گروه کلاسیک غیرایرانی و 11 گروه آواز جمعی برای حضور در جشنواره اعلام آمادگی کردند.
در جشنواره ي همان طور كه انتظار مي رفت از حضور بزرگان موسيقي خبري نبود. هريك از گروهها به فاصله 24 ساعت بعداز جشنواره درگير كنسرت خود در قالب جداگانه بودند. در بخش بين الملل نيز تنها شش گروه حضور داشتند. گروه هاي شهرستاني هم نام آشنا نبودند.
جشنواره نواحي هم به بخشي جداگانه تبديل شده و برگزاري آن به ارديبهشت سال آينده سپرده شده است.

* انتقادهاي سال 89
بازار انتقادها در سال 89 گرم گرم بود. اغلب هنرمندان از دست اوضاع موسيقي و اعمال مديريتهاي سليقه اي براي موسيقي؛ زبان به انتقاد باز كردند. عليزاده از مهمترين آنها بود.
حسين عليزاده در نشست مطبوعاتي خود كه براي تور كنسرتهايش برگزار شده بود، روند گرفتن مجوز را در دورهي کنونی عقب افتاده ارزیابی کرد و گفت: 40 سال است که در این کشور فعالیت می کنم اما برای هر اجرا باید دنبال مجوز باشم. وي همچينن گرفتن مجوز برای هنرمندانی مانند شجریان را سخیف دانست.
عليزاده با اشاره به اینکه اوضاع فعلی شوق به صحنه رفتن را از بسیاری از هنرمندان می گیرد، گفت: آیا توهین کردن به این معناست که به کسی فحش بدهند. به نظر من؛ صدور مجوز برای کسانی که پاسبان موسیقی این مرز و بوم بوده اند؛ بزرگترین توهین به شمار میآید.
وی با تاکید بر این موضوع که جشنواره موسیقی فجر یک جشنواره هنری نیست و صرفا یک جشنواره سیاسی است؛ خاطرنشان کرد: بار هنری این جشنواره آنچنان نیست که هنرمندان این حوزه را تشویق و دلگرم كند. اين جشنواره ازنظر ارزشی ضعیف است.
علیزاده با تاکید بر این موضوع که کمبودها در حوزه ی موسیقی آنچنان زیاد است که با برگزاری یک جشنواره در طول سال جبران نمی شود، تاکید کرد: تنها روش اعتراض هنرمندان حوزه موسیقی به وضعیت موجود این است که در جشنواره شرکت نکنند.
ديگر معترضان اين وضع؛ علي رهبري بود كه در همه كشور هاي جهان نامدار است اما جاي تاسف دارد كه در كشورش؛ او را راه نمي دهند و اجرايش با اركستر زهي پارسيان را لغو مي كنند.
مديرعامل انجمن موسيقي در اينباره گفته: شخصا با علي رهبري مشکلي ندارم اما آمدن رهبري منوط به سياست هاي هنري و از دست من خارج است.
رهبري كه اوضاع موسيقي را آشفته ديده بود، در انتقاد به اين وضعيت گفته است: اين روش بیشتر به یک قایم باشکبازی شبیه است. نمی دانم در معاونت هنری ارشاد و دفتر موسیقي چه خبر است؟ هرکس تقصیر را گردن نفر دیگری می اندازد. من اصلا این سبک را نمی پسندم و امیدوارم مسئولان دیگری که کارشان به طور مستقیم با زندگی روزمره مرتبط است، به این شکل رفتار نکنند.
او با بیان اینکه نمی خواهم کسی در ایران فکر کند، علاقه ای به برگزاری کنسرت در کشورم ندارم، ادامه داده: من چه قبل و چه بعداز انقلاب نه سیاسی بوده ام و نه به دستمزد و عنوان رهبری ارکستر سمفونیک تهران علاقه ای داشته ام. من به دنبال یک یا صد کنسرت دیگر نیستم، فقط می خواهم اگر قرار باشد که برای اجرای برنامه ای دیگر به کشورم نیایم، دلیلش برای دوستدارن موسیقی مشخص باشد.
امين الله رشيدي(خواننده) هم از انتشار كتابش باعنوان «ايران در رهگذر زمان» صرفنظر كرده و گفته است: مي خواستم اين كتاب را به دوستانم علي تجويدي، پرويز ياحقي، پرويز مشكاتيان و... تقديم كنم اما عمرشان كفاف نداد. حالا مي ترسم عمر خودم نيز به سرآيد و آرزوي چاپ اين كتاب را به گور ببرم.
كيوان ساكت هم مثل بسياري ديگر از هنرمندان از بازار و سياست هاي موسيقي گله مند بوده و اعلام كرد؛ تضميني براي اجراي كنسرت در ايران وجود ندارد.

* موسيقي گران شد
از ديگر وقايع سال 89؛ افزايش 1000 توماني قيمت سي ديهاي موسيقي توسط موسسه هاي انتشار موسيقي بود. توليدكنندگان محصولات موسيقايي(انواع كاست و سي دي و سي ديهاي والتي) از تيرماه سالجاري به دليل افزايش هزينه هاي استوديو‏، دستمزد آهنگساز، نوازنده، چاپ، نشر، توليد و توزيع موسيقي، 1000 تومان بهاي تمام شده سي دي هاي خود را افزايش دادند.
پرچمداران داعيه افزايش قيمت سي دي هاي موسيقي، انتشارات آواي خورشيد، موسسه گلچين آواي شرق، ماهور، هرمس، رهگذر هفت اقليم و ني داوود به همراه آواي باربد بودند.
مدیر موسسه فرهنگی ـ هنری گلچنین آوایشرق گفت: به ظاهر هزار تومان به قیمت هر سیدی اضافه شده اما این پول اندک، سه راس یک مثلث یعنی تولید، توزیع و نشر موسیقی را پوشش می دهد.
مدیر انتشارات آواي خورشید گفت: ازآنجا كه هزینه های تولید سی دیهای موسیقی همچون كاغذ، استودیو، نوازنده، كارخانه تولید سیدی و ... بالا رفته است، تصمیم گرفتیم از اول تیرماه؛ قیمت تولیدات خود را برای جبران هزینهها؛ اندكی افزایش دهیم.
مدير انتشارات هرمس گفت: اگر قيمت هايمان را افزايش ندهيم بايد در انتشاراتمان را ببنديم و به فكر شغل ديگري باشيم.

* آلبومها
محمدرضا شجريان امسال نتوانست مجوز آلبوم بگيرد و اثرش يعني «مرغ خوشخوان» كه در سال 87 در سالن وزارت کشور براي سه هزار نفر اجرا شده است، پس از يکسال هنوز سرنوشت روشني ندارد.
مدير برنامه هاي محمدرضا شجريان گفت: قبلا پروسه گرفتن مجوز در بدبينانه ترين حالت؛ يک تا دو ماه طول مي کشيد اما امروز يک سال است که براي مجوز يک آلبوم که قطعات آن پيش از اين در وزارت کشور روي صحنه اجرا شده، اقدام کرده ايم با اين حال بي ثمر بوده است. با اوصافي که براي دريافت مجوز براي آلبوم هاي استاد شجريان پيش روي ما نهاده شده، ما مجبوريم آثارمان را در خارج از کشور منتشر کنيم و حق کپي رايت آن را نيز دريافت کنيم.
اما آلبوم متفاوت «سفر عسرت» شهرام ناظری بالاخره منتشر شد و انتظار هواداران ناظری به سررسید. اين آلبوم بعداز 4 سال وقفه منتشر شد.
آلبوم شب جدايي با صداي همايون شجريان نيز جزو پرفروش ها بود.
از ديگر آلبومهاي پرفروش ميتوان به آلبوم گروه موسيقي رستاك و «صداي تهرون» با صداي مرتضي احمدي، «خستهام از اين كوير» اثر شيدا، «آفتابهاي هميشه» با صداي آيدا شاملو، سالار عقيلي با آلبوم هاي عشق ديرين، هواي آفتاب، باده نوشين، عليرضا قرباني با آلبوم جلوه گل، پريچهره به آهنگسازي پيمان خازني و خوانندگي سينا سرلك و فرزند ايران به آهنگسازي حميد بهروزينيا اشاره كرد.
درميان پاپها نيز كما به خوانندگي حميد عسگري، حريص با صداي محسن چاووشي، داركوب با صداي حامد بهداد و مهران مديري، ساعت 25 به خوانندگي رضا يزداني، يه خاطره از فردا با صداي احسان خواجه اميري، حس از پيام صالحي، رگ خواب با صداي محسن يگانه، اثير با صداي عليرضا قميشي، بايد به تو بگردم از خشايار اعتمادي از پرفروش ها بوده اند.

گزارش از: آمن خادمي

http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=185256

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۲/۰۷, ۱۶:۲۹
گفتگوي من با شهرداد روحانی(آهنگساز و رهبر ارکستر) برای کسانی که اطلاع ندارن ؛بگم که ایشون توی کنسرت آکروپلیس یانی رهبر بود و سولیست ویلن

اينجا مملكت من است ولي اينجا زندگي نميكنم

روحاني در گفتگوي خود ازيكسو به اين موضوع اشاره ميكند كه به عنوان يك رهبر نمي توانم امورات زندگي ام را تنها با كار در ايران بگذرانم بنابراين از هر پيشنهادي ولو در خارج از ايران استقبال مي كنم. و ازسويي تاكيد ميكند كه براي رهبر اركستر فرقي ندارد كه با گروهي در افغانستان كار كند يا لندن. رهبر درقبال هر اركستري كه رهبري اش را به عهده دارد؛ وظايفي دارد كه بايد انجام دهد.


خبر رفتن منوچهر صهبایی برای هركس كه دغدغه فرهنگ بومی سرزمین مادریاش را دارد، نگران کننده بود. نگران کننده نه از آن جهت که صهبایی برکنار شده یا به گفته مديران؛ زمان قراردادش به پایان رسیده بلکه نگران كننده از آن جهت که نکند این زمزمه و مقدمهاي باشد برای اینکه ارکستر سمفونیک تهران هم به سرنوشت ارکستر ملی دچار شود.
بعد از دو ماه بي خبري از اركستر سمفونيك تهران؛ حضور شهرداد روحانی به عنوان رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران رسما اعلام شد. این خبر خوشحالکننده بود از اين رو که بعداز حدود پنج سال شاهد رهبری دوباره روحانی در ایران بوديم و نگران کننده از این جهت که شايد با روحانی هم همان رفتاري شود كه با علی رهبری صورت گرفته بود. و او که با هزاران دلگرمی براي سفر به سرزمين مادري؛ چمدان بست خيلي زود از ناملایمی ها به خانه خود بازگشت.
نام شهرداد روحانی برای مخاطبان خاص موسیقی کلاسیک، اجراي كنسرت یانی در فضای باز معبد پارتنون آکروپلیس آتن كه با رهبری و تکنوازی ویلن روحاني را يادآور مي شود.
شهرداد روحانی، آهنگساز؛ ویولنیست؛ پیانیست و رهبر ارکستر ایرانی است. سبک وی معاصر و موسیقی عصر نو است. وی همچنین از دانش آموختگان هنرستان هنرهای زیبا(کنسرواتوار) وین در اتریش است که جوايز و بورسیههای تحصیلی مختلفی هم در اروپا و هم در آمریکا نظیر A.K.M Scholarship در وین پایتخت اتریش و ASCAP Scholarship در لس آنجلس در ایالت کالیفرنیای آمریکا دریافت کرده است.
این هنرمند، ريیس و رهبر ارکستر سمفونی COTA لس آنجلس بوده است. وي؛ رهبری بسیاری از ارکسترهای سمفونی معتبر را به طور مهمان برعهده داشته که از آن جمله میتوان ارکستر سلطنتی فیلارمونیک لندن، ارکستر سمفونی مینسوتا، سمفونی کلرادو، سمفونی سن دیگو، سمفونی ایندیاناپولیس، سمفونی نیوجرسی، سمفونی فیلا رمونیک زاگرب، سمفونی جوانان آمریکا، ارکستر مجلسی اتریش و غیره را نام برد.
روحانی در سال ۱۹۹۸ توسط دولت تایلند مامور ساخت قطعه موسیقی مراسم افتتاحیه سیزدهمین دوره بازیهای آسیایی شد که اين قطعه به عنوان محبوبترین آهنگ این بازیها انتخاب شد.
در گفتگوي ايلنا با شهرداد روحاني كه قبل از اجراي ارکستر سمفونیک تهران انجام شده؛ درباره مسايل مختلف مطرح شد.

* بیش از دوماه از رفتن آقای صهبایی میگذرد و ارکستر امروز بدون رهبر ثابت مانده است. وضعیت ارکستر سمفونیک را چگونه ارزیابی میکنید؟

ــ تقريبا مدت دوهفته است كه تمرينهاي خود را شروع كرده ايم و طبيعتا هرچه بر ميزان تمرينها افزوده مي شود؛ پيشرفت اعضا هم در مقايسه با دفعات قبل زيادتر ميشود. من اطمينان دارم با افزايش دفعات تمرينات، برنامه خوبي را ازپيش خواهيم برد.

* پيش از اين اركستر سمفونيك؛ يكسري ناهماهنگي هايي در بخش بادي ميان نوازندگان خود داشت كه گفته ميشد آنها هماهنگ با اركستر نيستند. چه دليلي براي اين ناهماهنگي وجود داشت؟

ــ اصولا تمرين براي رفع اين مشكلات است. اين مشكل غيرعادي نيست و در تمام اركسترها وجود دارد. وظيفه رهبر اركستر هم اين است كه ناهماهنگي ها را تشخيص داده و میان نوازنده ها هماهنگي های لازم را ايجاد كند.

* باتوجه به تجربه های مختلف شما در رهبری ارکسترهای بزرگ دنیا، داشتن يك رهبر دائمي در اركستر چقدر ضروري است؟

ــ شكي نيست كه داشتن يك رهبر دايم براي اركستر ضروري است ولي درباره تمام اركسترهاي دنيا اين اتفاق افتاده كه در برهه هايي از زمان؛ بدون رهبر دايم بودهاند. اصولا يكي از راههاي تعيين رهبر دايم براي اركستر، اين است كه از چند رهبر مهمان دعوت شود تا رهبري اركستر را به عهده بگيرند و ازميان آنهاست كه يک رهبر دايم براي اركستر انتخاب مي شود. اين روش در تمام اركسترهاي دنيا كه شايد هم خيلي معتبر باشند؛ مورداستفاده است.

* در كشورهاي خارجي انتخاب رهبر اركستر چگونه است؟

ــ در اين كشورها، اول از رهبرهاي مهمان دعوت ميشود تا رهبري اركستر را به عهده گيرند درعين حال نظر نوازنده ها در تشخيص اينكه آيا با اين رهبر مي توانند كار كنند و آيا او؛ قابليت پيشبرد گروه را دارد نيز مهم است. آنجا درميان گروه؛ هيات مدیرهاي وجود دارد كه كارهاي اداري گروه را انجام ميدهد و تعيين رهبر هم برعهده اين هيات است تا دركنار نظرخواهي از موزيسين ها، خود هم دخيل باشد.

* باتوجه به فضای حاكم بر موسیقی کشور و اینکه شما موقعیتی مشابه آقای علی رهبری در ایران و در محافل بینالمللی دارید، اگر به شما پيشنهاد رهبر دايمي در فضاي مديريتي كشورمان داده شود، آن را قبول ميكنيد؟

ــ بايد فكر كنم ولي هماکنون از من به عنوان رهبر مهمان دعوت شده و من تمام تمركزم روي اين برنامه است تا بهعنوان رهبر مهمان كار كنم. من هيچ مشكلي با كار كردن با اركستر سمفونيك تهران ندارم. اين اركستر؛ نوازندههاي خوبي دارد و مطمئنم اگربا آنها كار كنم در سطح خيلي بالايي در آسيا مطرح خواهند شد.

* بسیاری از اعضای ارکستر سمفونیک تهران از آقای صهبایی رضایت نداشتند و از اینکه وی؛ استادان آنها را زیرسوال می برد؛ ناراضی بودند. سختگیری در حضور به موقع اعضا نيز مطرح بود، شما ابعاد فني و تخصصي كار ايشان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

ــ آقاي صهبايي براي دوسال رهبري گروه را به عهده داشتند و طبيعا زحمت زیادی كشيدهاند. وي با استفاده از افراد جوان در اركستر به جوانتر شدن آن كمك كرد با این حال زمانیکه شخصی؛ رهبري اركستر را به عهده ميگيرد؛ بايد تغييراتي هم انجام دهد. من به عنوان رهبر اركستر درقبال هر اركستري كه رهبري آن با من باشد، وظايفي دارم فرقي هم نميكند كه اين اركستر، اركستر افغانستان باشد يا لندن! اركستر لندن هرچند هم زيبا باشد من بايد با آن كار كنم و آن را بسازم. يك رهبر خوب درقبال هر اركستري و با هر درجهاي مسئول است و بايد به عنوان رهبر؛ نكات مثبت و منفي آن را تشخيص دهد. در هر اركستري، نوازنده ها؛ توانايي هايي دارند. در اركسترهاي درجه يك اين توانايي ها در همه نوازندهها تقريبا در يك سطح است ولي در بیشتر اركسترها، درجه اين توانايي ها درميان نوازندگان فرق ميكند و در يك سطح نيستند.
در اركستر سمفونيك تهران نيز وضعیت همين گونه است و بايد تلاش كنيم نوازندهها به يك سطح برسند و صداي خوبي از اركستر درآورند. اينها و ظيفه رهبر است كه من سعي كردهام آن را انجام دهم.


http://www.ilna.ir/uploads/1389-3-19/Rohani19.jpg



* باوجود داشتن كارهاي خوب؛ شما فقط زماني به ايران مي آييد كه دعوتی صورت گیرد. مثلا رهبري موقتي گروهي را به عهده بگيريد. مهمترين دليل اين امر چيست؟

ــ اين وضعيت در تمام دنيا همینگونه است. از رهبران دعوت ميشود تا رهبري گروهي را برعهده گيرند. عين همان روش را ما در ايران داريم. بعضي وقتها اين دعوتها يك سال زودتر، بعضي وقتها يك هفته قبل و در برخي اوقات يك شب قبل از اجرا به عمل ميآيد پس غيرطبيعي نيست.

* باتوجه به اينكه ايراني هستيد، چرا تمایلی ندارید به فعالیتهای موسیقایی خود در ایران ادامه دهید؟

ــ اولا، بيشترعمر من در خارج از كشور سپری شده است. دوم اینکه، من به عنوان يك رهبر نميتوانم امورات زندگي خودم را تنها با كار كردن در ايران بگذرانم بنابراين از هر پيشنهادي كه در اين زمينه شود چه خارج يا داخل ايران استقبال مي كنم. طبيعي است كه اينجا مملكت من است ولي من در اينجا زندگي نمي كنم و تجربه هايي كه شما از مشكلات اينجا داريد با من كه اينجا زندگي نكرده ام؛ خيلي فرق ميكند. من هميشه بايد در اين مسير و حرفه فعال باشم چون حرفه ام اين است ولي كسي از آينده خبر ندارد شايد سال ديگر ايران باشم. بنظر من اين رفت و آمدها به كشورهاي مختلف مشكلي براي من ايجاد نميكند. لازم نيست كه من حتما جاي خاصي باشم تا بتوانم به مردم مملکتم خدمت کنم. از طريق تلفن و اينترنت هم ميتوانم در هر كجاي دنيا كه باشم؛ كار كنم.

* شما آثار موسیقایی بیشماری در کارنامه خود دارید که هنوز آنها را به صورت منسجم و یکپارچه منتشر نكردهايد. آيا قصد انتشارآنها را نداريد؟

ــ بله. ولي اولا وقت انتشار آنها را درحال حاضر ندارم. ثانيا اكثر كارهايم متاسفانه به صورت قاچاق و با كيفيت پايين در ايران وجود دارد.

* باتوجه به نبود اطلاعات درباره فعالیت های شما در حوزه آهنگسازی فیلم، در اين زمینه هم توضیحاتی دهید؟

ــ در اين زمينه من كار زيادي انجام ندادهام فقط در يك كمپاني انيميشنسازي به نام والت ديزني براي يكسال كار كردهام. به عنوان نمونه اين كمپاني برنامه اي درباره آداب و رسوم هفت كشور درست كرده بود كه در آن پسربچه يا دختربچه اي درباره آن صحبت ميكرد و من هم آهنگسازی، رهبري و نگارش موسيقي متن آن را برعهده داشتم.
من با اينكه دوست دارم موسيقي فيلم بنويسم حتي در اين زمينه تحصيلات هم دارم ولي پروژه هايي كه برايم جذاب باشند؛ خيلي كم بوده و من ترجيح ميدادم كارهايي كه دوست داشتم انجام بدهم درنتيجه خيلي كار فيلم انجام ندادهام. بيشتر موسيقي فيلم هايي را كه آهنگسازهاي بزرگي مانند جان ویلیامز، میکوس روشا، برنارد هرمن و ...در آنها كار كرده اند را رهبري كرده ام.

* بسیاری از آهنگسازان فیلم معتقدند صنعت کامپیوتر عرصه را برای نوشتن آثار بدیع در حوزه موسیقی فیلم ازميان برده و تهیهکنندگان فیلم ترجیح میدهند که هزینههای فیلم را پایینتر ببرند. ارزيابي شما از فضاي آهنگسازي فيلم در ايران چيست؟

ــ باتوجه به اينكه هزينه آهنگسازي بسيار گران است؛ امروزه ترجيح مي دهند بجاي صرف اين هزينه سنگين با استفاده از كامپيوتر و سینتی سایزر اين كار را-هرچند با کیفیت پایین- انجام دهند؛ البته اين مسئله خاص ايران نيست و در تمام دنيا همین روند وجود دارد. بنظرم در بيشتر حوزه هاي هنري وضعيت ازهمين قرار است و در بيشتر موارد اين كارها؛ به كيفيت اثر ضرر مي رساند.

* شما با تنظيم هاي خوب و استاندارد خود در كنسرت ياني تاثير زيادي در كيفيت كار به وجود آورديد؛ به نظر شما تفاوت تنظيم كننده و آهنگساز در چيست؟

ــ آهنگساز؛ شخصي است كه هم بتواند ملودي بنويسد و هم آن را براي اركستر تنظيم كند. همچنین وی بايد براي سازهاي مختلف؛ اركستراسيون بنويسد و هر سازي را بشناسد؛ زيرا هر سازي توانايي خاص خود را دارد. نوابغ موسیقی مانند موتزارت، چایکوفسکی، بتهوون و.... ازجمله آهنگسازهايي بودند كه هم ملوديهاي خوب مي نوشتند و هم براي اركستر تنظيم مي كردند. يك آهنگساز ميتواند خوب ملودي بنويسد ولي اگر شما اين ملودي را به دو نفر تنظيم كننده بدهيد هركدام می توانند دواثر متفاوت از اين ملوديها بوجود آورند كه شايد از يكي بسيار خوشتان بيايد ولي از ديگري اصلا. بنابراين نقش تنظيم كننده بسيار مهم است اما من ترجيح مي دهم يك آهنگساز هم بتواند ملودي بنويسد و هم آن را براي اركستر تنظيم كند.

* بسیاری معتقدند دلیل ناموفق بودن کنسرت تاج محل یانی درمقایسه با كنسرت آكروپليس استفاده نکردن از یک تنظیمکننده ماهر بود!

ــ به یقین يكي از دلایل مهم در اين موفقيت؛ تنظيم كننده و رهبر اركستر بود. شايد براي مردم اين قضيه آنقدرها مهم نباشد، چون موقعيت رهبر در اركستر طوري بوده كه هميشه پشت به مردم بوده بنابراين مردم نمي دانند كه يك رهبر چقدر در اجرا تاثيرگذار است. يك رهبرعلاوه بر هماهنگي اركستر بايد با گروه خود تمرينهاي زيادي داشته باشد. از وظايف رهبر؛ تشخيص اين است كه چه چيزهايي را و چقدر تمرين كند. به نظر من در اين دو كنسرت؛ بودن رهبر و چگونگی كار آنها خيلي موثر بود.

* آيا براي سازهاي ايراني هم اثری خلق کردهاید؟

ــ بله. من كاري را براي سازهاي ايراني تنظیم كردهام كه تلفيقي از سازهاي ايراني مثل تنبور و اركستر سمفونيك است كه ملودي هايش را آقاي پورناظري آماده كرده و من آنها را براي اركستر تنظيم كرده ام. يكسري كارهاي ديگر هم انجام شده كه در زمان مناسب توضيح خواهم داد.

*بسیاری معتقدند آثار کلاسیک؛ تاثیرگذاری لازم را در مخاطبان و بهویژه شنودههای ایرانی ندارد یا بهتر است بگوییم مردم ما علاقه زیادی به موسیقی کلاسیک ندارند، چرا؟

ــ اين امر طبيعي است. موسيقي كلاسيك هميشه شنونده هاي خاص خودش را داشته است. به نظر من هركس به موسيقي كلاسيك گوش مي دهد بايد يك آشنايي قبلي با آن داشته باشد. به يكباره و در همان دفعات اول نمي توان ارتباط عاطفي با موسيقي كلاسيك برقرار كرد مخصوصا اگر اين موسيقي، موسيقي كلاسيك غرب مثل آثار بتهوون، موتزارت و چايكوفسكي باشد.
شايد يكي از دلايلي كه آهنگسازان ايراني نمي توانند با مخاطب خود ارتباط برقرار كنند؛ اين باشد كه آنها درنوشتن آهنگهايشان به مخاطب و نيازهاي او توجه نميكنند. بايد گفت كه در همه جاي دنيا؛ قشري كه به موسيقي علمي توجه مي كنند بسيار كم است. مثلا در وين كه پايتخت موسيقي كلاسيك دنيا است، درصد بالایی از مردم به موسيقي كلاسيك علاقه ندارند و درصد بيشتري موسيقي راك و پاپ را مي پسنددند. موسيقي راك و پاپ هميشه بود و هميشه خواهد بود. به نظر من؛ موسيقي كلاسيك فهم و شعور خاصي مي خواهد و بايد به آن علاقه داشت. دركل مي توان گفت كه ميزان توجه مخاطبان ايراني به موسيقي كلاسيك امیدوارکننده است.

گفتگو از: آمن خادمي

لینک مطلب:

http://www.ilna.ir/newsText.aspx?id=128368

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۲/۲۹, ۱۱:۱۱
این گفت وگو من با کیخسرو پورناظری هست که امروز(29 اردیبهشت ماه سال 90)توی روزنامه آرمان چاپ شده


*****

گفت و گو با کیخسرو پورناظری،آهنگساز و سرپرست گروه موسیقی شمس:

خواننده ای بالاتر از شجریان نیامده است!

به گفته خودش 15 سال بیشتر نداشت که به روی صحنه می رفت و کنسرت برگزار می کرد؛زادگاهش کرمانشاه و از دیار شیرین وفرهاد است.اگر تاکنون اسم کیخسرو پورناظری را نشنیده ایم حتما تصنیف"مطرب مهتاب رو" را بارها شنیده ام و گوش دادن آن لذت برده ایم. كیخسرو پورناظری هم اکنون 67 بهار را پشت سرگذاشته است و با اینکه سالیان سال در تهران زندگی می کند اما هنوز لهجه کرمانشاهی دارد . وی از كودكی موسیقی را با ساز تار شروع كرد و نزد پدر، كتابهای هنرستان موسیقی، آثار وزیری و ردیف موسیقی دستگاهی ایران را فرا گرفت.شعر و ادبیات كهن فارسی را از مادر آموخت و محضر بزرگانی چون كیوان سمیعی و بهزاد كرمانشاهی را درك كرد. پورناظری كه فارغالتحصیل رشته موسیقی از دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است.
کیخسرو گروه موسیقی شمس را در سال 1359 بنا نهاد که نتیجه آن انتشار آثار تاثیر گذاری چون"حیرانی"،صدای سخن عشق،مطرب مهتاب رو ،......در دهه 60 و 70 با صدای شهرام ناظری بوده است که به عقیده بسیار از کارشناسان این آثار توانسته اند جای خود را به عنوان یک اثر جاویدان باز کند.
زمانی که از وی می پرسیم که آیا پیش بینی می کند که آثاری که در دهه 80 منتشر کرده اند،مانند آثار دهه 60 و 70 معروف شود و فراگیر؟!!با ترید پاسخ می گوید و نه گفتن را به زبانی دیگر بازگو می کند؛هر چند توضیحاتی می دهد که آن زمان که آثاری مانند مهتاب رو یا حیرانی یا صدای سخن عش منتشر شد،بعد از جنگ بود و موسیقی سنتی در مقایسه با زمان فعلی بیشتر مورد حمایت قرار می گرفت اما خودش هم می داند که در اوج بودن هم اکنون بسیار بسیار سخت است.
این هنرمند سالهای میانی دهه 70 به اتفاق فرزندانش، تهمورس و سهراب تحولی جدیتر در گروه شمس را انجام داد كه حاصل آن، اجرای بیش از 300 كنسرت داخل و خارج از ایران بود.
یکی ویژگی های گروه شمس استفاده از ساز تنبور که یک ساز آیینی دیار کرمانشاه است،در ارکستراسیون گروه موسیقی شمس است.این گروه در معرفی و جا افتادن ساز تنبور چنان نقش پررنگی داشته است که بیشتر مردم عادی، امروز تنبور را میشناسند. نمونهاش خیل مخاطبان گروه موسیقی شمس است ؛البته نباید انتشار آلبوم" صدای سخن عشق" را فراموش کرد که عطفی برای موسیقی تنبور به شمار رفت و این اثر توانست به واسطه استقبال زیاد به فروش خوبی دست یابد.
گروه شمس تاکنون به خوانندگان زیادی کار کرده است ؛هر چند در ذهن اعضا ی خانواده پورناظری آنچنان به وجود خوانند به عنوان عضوی برتر از نوازنده های یک گروه اصلا اعتقاد ندارند و با برگزاری کنسرتهای بدون خواننده به نوعی دیگر مخالفت خود را با شاخص شدن خواننده نشان داده اند.با این حال گروه موسیقی در برهه های مختلف با خوانندگانی چون شهرام ناظری فعالیت داشته و سال گذشته با علیرضا قربانی به صحنه رفت .

** براي آغاز مصاحبه مي خواستم نظر شما را درباره انواع موسيقي هايي را كه هماكنون در جامعه رواج پيدا كرده است را بدانم؟

- متاسفانه در دهه اخير به بهانه اينكه موسيقي بايد نسل جوان را به خود جذب کند، نوعي آسان گيري مفرط را براي موسيقي به وجود آورده اند؛ غافل از اينكه موسيقي بايد ذهن و شور جوان امروزي را بر ساخت آثار ارزنده براي نسل آينده تربيت کند. اما در حال حاضر به گونه اي است كه مردم هرچه مي شنوند، با آن آهنگ (چه خوب-چه بد) خاطرهسازي ميكنند و شنيدن دوباره آهنگ منجر به تداعي خاطره ها و زمزمه آن آهنگ مي شود. به همين صورت به جاي اينكه ذهن مردم با آثار خوب پر شود با آثاري پر مي شود كه نه ارزش محتوايي دارد، نه ارزش موسيقايي و اين روند تسلسل باطل به نسلهاي آينده انتقال پيدا ميكند كه نهايت آن منجر به وجود آوردن نسلي مي شود كه فكر ميكند تمام داشته هاي موسيقي سرزمينش همان است كه هر روز در كوچه و خيابان مي شنود.
متاسفانه اغلب شعرهايي كه بر روي آهنگهاي موسيقي روزمره ميگذارند نه از نظر وزن و نه از نظر محتوا ،جايگاهي مطلوب ندارند؛ به گونه اي كه بايد بگويم اين اشعار هيچ بار هنري ندارد و کاملا مشهور است كه آنها را يك فرد بيقریحه و يا كم سواد گفته است.همچنین بیشتر محتواي اين شعرها كه هم به مسائل شهواني، رواني و افسردگي و آه و ناله و نفرين برمي گردد.

** فکر می کنید چه عواملي منجر به توسعه اين نوع موسيقي ها در جامعه کنونی شده است؟
- مهمترين عامل براي رشد و توسعه اينگونه آهنگها رسانه هاي گروهي يعني راديو و تلويزيون بوده اند. اين رسانه به ويژه در دهه اخير با دعوت از خوانندههايي كه دو ماه از شروع كار آنها نمي گذشت و پخش مداوم اين آثار باعث علاقه در نسل جوان- كه تعداد آنها كم هم نبود و نيست- شد. اين در حالي بود كه موسيقي سنتي با وجود فراواني و پربار بودن به دليل نبود كارشناس فرهنگي در تلويزيون مورد ظلم قرار گرفت و از دسترس مردم دور شد و نوعي آسان پسندي مفرط در جامعه رواج پيدا كرد؛ به طوري كه بعد از این فراگیر شدن این نوع موسیقی، مخاطبان به دليل نشنيدن موسيقي ملي و سنتي خودمان حس كردند كه با اين نوع موسيقي بيگانه اند و كم كم به خودشان تلقين كردند كه موسيقي سنتي را پيرمردها گوش مي دهند و تفسیر کردند که ما جوانيم و در اين نوع موسيقي(سنتی) هيجان و انرژي وجود ندارد.
از طرف ديگر بايد به جوانها حق بدهيم؛ چراكه آنها موسيقي سنتي را نشنيده اند كه بخواهند با آن ارتباط برقرار کنند و آن را لمس كنند.

**اگر بخواهيم يك مقايسه اي بين موسيقيهايي كه هماكنون رواج پيدا كرده در مقايسه با سه دهه پيش داشته باشيم چه بايد بگوييم.

- قبل از انقلاب همه نوع موسيقي وجود داشت و براي عرضه هركدام راههاي يكساني وجود داشت. اما اكنون فقط دو نوع موسيقي وجود دارد كه يكي به هر نحوي مورد حمايت قرار ميگيرد و ديگري فقط به واسطه عشق مردم و تعصب هنرمندان به ميراث فرهنگيشان پابرجا مانده است.
به اعتقاد من موسيقي تجاري، بازاري و سطحي آن دوران خيلي باارزشتر از موسيقيهاي مثلا تجاري در برهه كنوني است؛ چراكه خواننده و آهنگساز اين گونه آثار در قبل از انقلاب به كار و فعاليت خود اعتقاد داشتند و ديگر اينكه از ذوق و سليقه برخوردار بودند، برخلاف خواننده و آهنگساز عصر ما كه ميخواهد به زور تكنولوژي حاضر نظير كامپيوترهاي ،جای خود را در ميان مردم باز كند. به نظرم اينگونه آثاري كه هماكنون به اسم موسيقي پاپ عرضه ميشود، اسمش موسيقي پاپ است وگرنه موسيقي پاپ كه پيام داشته باشد و شعر آن ارزش داشته باشد كه بد نيست.
در كل موسيقي به دليل اينكه بر روح و روان تاثير مي گذارد بايد بيشتر مورد حمايت قرار بگيرد واگر قرار باشد در جامعه اي كه همه در خيابانها بوق مي زنند، سرعت همه چيز زياد است، مردم عصباني هستند، روح جوانها ناآرام است، يك نوع موسيقي تنشآور نيز به خورد آنها بدهيم كه ديگر بايد به حال آينده آن مردم و نسلي كه تربيت ميكنند، گريست.
در همين راستا ما بايد از بچگي به روي كودكانمان كار كنيم كه متاسفانه اين مساله هم به وادي فراموشي سپرده شده و هميشه جاي آن خالي بوده است و كودكان ما رها و بدون هيچ پرورش ذهني به مرحله نوجواني و جواني ميرسند، بدون اينكه ذهن آنها را براي درك موسيقي بامحتوا پرورش داده شود.

http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.aftab.ir/news/2007/jul/14/images/2fd98c2f76a952472334d277ab2f60a7.jpg&imgrefurl=http://taliei.blogfa.com/post-311.aspx&h=449&w=300&sz=24&tbnid=GDOMT17dtMp_aM:&tbnh=127&tbnw=85&prev=/search%3Fq%3D%25DA%25A9%25DB%258C%25D8%25AE%25D8%2 5B3%25D8%25B1%25D9%2588%2B%25D9%25BE%25D9%2588%25D 8%25B1%25D9%2586%25D8%25A7%25D8%25B8%25D8%25B1%25D B%258C%26tbm%3Disch%26tbo%3Du&zoom=1&q=%DA%A9%DB%8C%D8%AE%D8%B3%D8%B1%D9%88+%D9%BE%D9%8 8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1%DB%8C&hl=en&usg=__jG0ASjZk6ceZKiItj-UewkTqLVM=&sa=X&ei=R7_UTZTUOcfEsgaF94CRCA&ved=0CEUQ9QEwBQ



**يكي از انتقادهايي كه به موسيقي سنتي برمي گردد، اينكه اين نوع موسيقي ظرفيت انتقال مفاهيم اجتماعي را ندارد و به فرض مثال همين كه كمتر از اشعار نو استفاده شده است خود دليلي است بر عدم وجود اين ظرفيت!

- اين مسأله به هيچ وجه درست نيست. اولا به گروههای ما که فعالیت رسمی دارد، مجوز براي اجراي اين گونه آثار را نمی دهد. بعضي از اين گونه آثار كه توسط آهنگسازان و بعضي از خوانندگان اجرا شده است به صورت قاچاقي و زيرزميني و يا در خارج از كشور منتشر شده و دست به دست در جامعه گسترش پيدا كرده است.از طرف دیگر باید بگویم که اشعار قدما جامعه ما مانند مولانا، حافظ و سعدي حاوي پيامهايي است كه در هر برهه جواب داده است.
به هر حال به نظر من موسيقي بايد در خودش نوآوري داشته باشد و با يكسري دستكاري كه نميتوان عنوان نوگرايي را بر روي موسيقي نهاد؛ اما باید بدانیم موسيقي سنتي ما آنچنان وسعت دارد كه ميتواند هر نو ذوقي را در خود پرورش دهد و اگر نميشود اين ايراد به هنرمند وارد است نه موسيقي!
به فرض مثال در همين گروه موسیقی تنبور كارهايي كه ساخته ايم، اگر كسي از مقامات تنبور آگاه باشد مي بيند كه ما چقدر نوآوري در كارهايمان داشته ايم. اما هنوز هم اعتقاد داريم اگر رگه هايي از خلاقيت نباشد گروه در جا مي زند به ويژه جوانها كه برداشت و بينشي تندتر از من دارند و نتيجه آن اين است كه روز به روز مخاطبان گروه شمس با اينكه چندين سال است با خواننده مطرحي هم كار نكردهايم، زيادتر مي شود.

** آيا هنوز به ساخت آثار موسيقي به فرم و شیوه موسيقي دستگاهي (رديف) اعتقاد داريد؟

- من از زماني كه ساز زدم، هيچ وقت رديف نزدهام و هميشه در كارهايم خلاقيت و نوآوري داشته ام. هنوز هم اگر بخواهم به فرم موسيقي دستگاهي قطعه ميسازم، اما كاری ميكنم كه در آن خلاقيت خودم نيز نمايان باشد. متاسفانه ما برداشت اشتباهي از رديف پيدا كردهايم، رديف يك درس است براي يادگيري موسيقي اما كسي كه به صرف فقط درس پس بدهد كه هنر نكرده است.

* * تغيير نگرش هايي كه در روند فعاليت گروه موسيقي شمس تاكنون مشاده مي شود بيشتر تحت تاثير خودتان است يا پسرها يعني تهمورث و سهراب در اين امر دخيل بوده اند؟

- من خودم معتقد به خلاقيت در آثار هنری هستم و اين انديشه در تفكرات خانوادگي ما پرورش پيدا كرده است و توسط پسرانم كه جوان هستند شتاب بيشتري گرفته كه كاملا هم طبيعي است .اما به هر حال اين نوع انديشه هاي نوگرايي از تفكرات خود من سرچشمه گرفته است.

** آثاري كه شما در دهه 60 و 70 با صداي شهرام ناظري منتشر كرديد، در حافظه تاريخي مردم ماندگار شده است، آيا فكر ميكنيد آثاري كه در دهه 80 با ديگر خواننده ها داشتيد، نيز بتواند در آينده جايي در ذهن مردم داشته باشد؟

- اين موضوع به صداي خواننده بستگي دارد و اينكه آيا آن خواننده مي تواند انديشه هاي آهنگسار را بيان كند. در دهه 60 و 70 بعد از جنگ بود و يك شرايط ديگري حكمفرما بود و شرايط مثل امروز نبود. آن زمان آثار آهنگساز در مقايسه با زمان حاضر بيشتر شنيده ميشد و ذهن هنرمند تحت تاثير اين همه شلوغي و نابساماني نبود.

** فكر مي كنيد دليل اينكه آثار امروزي مانند گذشته نميتواند جاي خود را در خاطره هاي مردم پيدا كند، به چه برميگردد؟

- مهمترين دليل اين است كه برخلاف گذشته، آهنگساز و خواننده از همديگر دورند و ارتباطي با يكديگر ندارند. در قديم هنرمنداني چون مرتضيخان محجوبي و رهي معيري شب و روز با همديگر زندگي ميكردند.
همچنين هنرمندان ديگري چون بيژن ترقي، علي تجويدي كه آثاري ماندگار خلق كردند؛ به خاطر همين هم نشيني ها بوده است.
از ديگر دلايل اينكه كلام در موسيقي ايراني نقشي انكار نشدني دارد و متاسفانه تعداد خوانندگاني كه بتوانند در ذهن مردم جا باز كنند و بمانند بسيار بسيار نادر است.
به فرض مثال هنرمند چون آقاي شجريان توانسته است براي 40 سال خود را در اذهان مردم جاي بدهد كه به قول آقاي كسايي كه گفته است" كه شجريان پاشو جايي گذاشته كه دست هيچكس به جايش نميرسه." در اين راستا هم از يك نظر به آقاي شجريان تبريك مي گوييم كه 40 سال با اقتدار جايگاه خود را حفظ كرده اند و از طرف ديگر متاسفيم كه هيچ استعدادي در اين سالها شكوفا نشده است البته در عرصه نوازندگي هم وضعيت به همين صورت است.

** تحليل شما از چرايي اين اوضاع كه ديگر مانند قديم خواننده يا نوازندهاي به اصطلاح گل نمي كند، چيست؟

- مهمترين دليل اينكه نوازنده و خواننده خوب شدن بسيار سخت است و براي كسي كه جنون عشق و هنر نداشته باشد، ميسر نخواهد شد. علاوه بر آن كسي كه مي خواهد در عرصه موسيقي در ايران به جايي برسد بايد با تمام ناملايمي ها ادامه دهد كه اين كار تنها از نوابغ برمي آيد كه سد را مي شكنند و به جلو حركت مي كنند.

** چرا ديگر دوران نخبه پروري نه تنها در موسيقي در باقي علوم را مشاهده نمي كنيم؟

- در يك اجتماع همه چيز به هم پيوسته است و از يكديگر تاثير ميپذيرد؛ چراكه آدمها هوشمند نيستند كه بدون حس و درك احساسي ادامه حيات بدهند. هماكنون جامعه و روح آن ناآرام و متلاطم است و در اين شرايط طبيعي است كه اگر هم استعداد بالقوهاي براي نابغه شدن باشد، خشكيده مي شود.

** با توجه به تجربه های مختلف شما برای معرفی ساز تنیور،آيا ساز تنبور قابليت تركيب با سازهاي اركستر را دارد؟

- تنها ضعف ساز تنبور به وسعت صداي محدود آن برمي گردد وگرنه هيچ فرقي با سازهاي ديگر ندارد. همچنين اين ساز از گامهاي غربي برخوردار است و نزديكي زيادي با موسيقي غربي دارد. اما آنچه تنبور را در مقايسه با سازهاي ديگر متمايز كرده است درون مايه آن است كه بسيار عميق است که در اين مقال نمي گنجد و براي گروه ما افتخار است كه توانسته ايم اين ساز را به صورت آبرومند مطرح كنيم ؛ البته من برای این كار عمرم را گذاشتم، تحصیل كردم، سابقه داشتم و در كنارش از توانمندی هایی كه داشتم نیز استفاده كردم. خوشبختانه همان طور كه اشاره كردم، شروع خوبی در آلبوم صدای سخن عشق با آقای شهرام ناظری داشتیم. ما سالها با هم كار كردیم و ایشان به بهترین وجه آهنگهای ما را معرفی كردند كه این مساله خیلی موثر بود. در حالی كه مثلا اگر یك خواننده درجه 2 این كار را می كرد، مسلما تنبور به آن شكلی كه باید معرفی نمی شد.

**آيا ساز تنبور مي تواند جايگاهي كه ساز تار در اركستر دارد مانند تار در اركستر ملي يا تار در آثار حسین دهلوي را پيدا كند؟

تنبور را نمي توان با تار مقايسه كرد؛ چراكه ساز تار متكامل شده ساز تنبور و سه تار است .اما ساز تنبور به همان شكل قديمي با نوعي صدادهي غمناك و عرفاني مانده است. موسیقی تنبور با تنبور نواخته می شود. تنبور دارای مقام هایی است و موسیقی اش بر پایه این مقامها استوار است. ضمن این كه دارای پرده بندیهایی نیز هست. ما نسبت به این پردهبندیها به آهنگسازی و تنظیم و اجرا میپردازیم. یك وقتهایی هم هست كه مشتركاتی میان پرده های تنبور و موسیقی سنتی وجود دارد كه ما از آنها استفاده می كنیم. در تنبور مقامی وجود دارد كه به آن غریبی گفته میشود. پردهاش مثل گام ماهور است، ضمن این كه حس و حال خود نوازنده هم در تنبور موثر است. هركدام از سازها براي خود شخصيت و شناسنامه اي مستقل دارند و اما درباره ساز تنبور بايد بگويم كه صداي اين ساز تاثير عميق در روح انسان به وجود مي آورد.

** آيا تجربه ها ترکیب ساز تنبور با ديگر سازها در گروه شما شکل گیری شده است، فقط مختص به گروه شمس است و آيا ديگر گروهها نيز مي توانند چنين تجربهاي را به شكل ديگر تجربه كنند؟

- تاكنون اين تجربه ها مختص به گروه ما بوده است و ما توانسته ايم با توجه به سابقه گروه آثاري جاودان و ماندگار براي ساز تنبور به وجود آوريم و اعتبار تنبور را روز به روز بالاتر ببريم. اميدوارم ديگر گروهها نيز با استفاده از دانش بزرگان اين راه را ادامه دهند.
**با توجه به اينكه ساز تنبور در ديار شما يعني كرمانشاه از قداستي خاص برخوردار است، اما اكنون با تركيب هايي كه گروه شما بر روي اين ساز انجام داده است شاهديم كه همه دستي بر آتش دارند و تنبور هم مي نوازند. اين روند و گسترش ان نوع نگاه به سنتور در زادگاهتان برايتان منجر به مشكلي نشد؟

- اين ساز يك ساز آييني براي طايفه الحق كرمانشاه بوده است و آنها يك رسالت بزرگ انجام دادند و آن هم اينكه به وسيله تنبور تمام مقامهاي باستاني تنبور را حفظ كردند و به زمان ما رساندند. در اين مقامها چند كلام حقاني وجود دارد كه ما به خاطر احترام به عقايد دوستان و طايفه يارستان از كلامهاي حقاني استفاده نكرديم و به شاگردان هم توصيه كرديم كه اين كار را انجام ندهند؛ هرچند خود دوستان اين قدر که ما رعايت كردم، اين موضوع را رعايت نكردند كه خوشبختانه روند ما منجر به رايج شدن ساز تنبور شد.

**آيا ساز تنبور ظرفیت تلفیق با سازهای اركستر سمفونيك را دارد؟

- اين موضوع بستگي به آهنگساز و تنظيم كننده دارد. ما در يك تجربه اي كه داشتيم در آمريكا ساز تنبور را با اركستر سمفونيك تركيب كرده ايم اما این قطع تجربه اول است و ممكن است كاستيهايي هم داشته باشد.
تنظیم کننده این اثر شهداد روحاني است که به نظرم ترکیب موفقی بوده است .اين قطعه به زودي منشرت مي شود.

**آلبوم "مطرب مهتاب روا" به عقيده من يكي از شاهكارهايي است كه شما براي سازهاي مقامي نوشته ايد، ايده شكل گيري اين قطعه چگونه بود؟

- من به طور معمول به دو صورت آهنگ ميسازم؛ يا شعر را از پيش تعيين مي كنم و يا فال مي گيريم. تصنیف "مطرب مهتابرو" را هم فال گرفتيم و همان وقت كه شعر را خواندم آن را با ساز نواختم و ضبط كردم و يك هفته طول كشيد تا نت آن را نوشتم. اين اثر در سال 68-67 با صدای شهرام ناظری اجرا شد که با استقبال خیلی خوبی مواجه شد.

* وضعيت اقتصاد هنر موسيقي را چگونه ارزيابي ميكنيد؟

- متاسفانه صداي ما در اين زمينه به جايي نميرسد. هماكنون گراني بليت كنسرت براي خود معضلي شده است ؛البته 80 درصد اين هزينهها به اجاره بهاي سالن و هزينههاي اضافي ديگر مانند پاركينگ، اماكن و... برمي گردد.
ما در اغلب کشورها کنسرت برگزار کرده ایم ومتاسفانه شاهدیم که قیمت یک سالن در تهران از بزرگترین و با کیفیت ترین سالن در دنیا بیشتر است.
در همه جاي دنيا، دولت از هنرهای ملي حمايت مي كند و آن را رها نمي كند اما در کشور ما دریغ از این احساس مسئولیت ها !اگر مسئولان فرهنگي ما قانوني تصويب ميكردند كه اين هنر كه هم اكنون حمايت صداوسيما را ندارد،می توانست با يك قيمت متعارف تري عرضه اندام كند، شرايط به گونه اي ديگر هم براي گروهها و هم براي مردم مي شد. از طرفي گروهها دغدغه پركردن سالن براي پوشاندن هزينه هاي خود را نداشتند و از طرف ديگر مردم با هزينه هاي پايينتري علاقه مه خود را دنبال مي كردند.

** سخن پاياني...

- در اينجا مي خواهم بگويم عليرغم تمام ذهنيت درباره مويسقي سنتي اما مردم با اقبال تمام سالنها موسيقي را پر ميكنند و اغلب كنسرتها موفق ميشود. در اين راستا ميخواهم از مردم تشكر كنم كه در اين شرايط بد اقتصادي، موسيقيدان ها را تنها نگذاشته اند.

گفت و گو از:آمن خادمی

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۰۳, ۲۱:۵۴
اولین بار«ممد نبودی که ببینی...»را که خواند؟

اولين بار در مراسم سالگرد جهانآرا خودم خواندم بعد آن را به حسين فخري كه عضو سپاه خرمشهر بودند دادم و ايشان نيز آن را به غلام كويتي پور دادند. درسال 64 به پيشنهاد كويتي پور تغييراتي در آن دادم. البته آن زماني كه وي اين شعر را خواندند من درمنطقه مهران بودم و در آنجا ديدم يكي از بچه هاي دزفول اين شعر را زمزمه ميكند و برايم جاي تعجب بود كه وي اين شعر را از كجا بهدست آورده. از او سوال كردم و گفت، شب گذشته كويتي پور آن را خوانده و من هم تعدادي از ابيات آن را حفظ كردم.

تهران امروز نوشت:

شايد خيلي ها هنوز سرود زيبايي كه در وصف شهيد محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر سروده شده را به خاطر داشته باشند. در آن زمان ورد زبان هر ايراني اين سرود زيبا بود با اين اشعار: ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته... سراينده اشعار اين سرود زيبا كيست؟ آقاي عزيزي. فردي كه براي دل خودش شعر مي گويد، متولد خطه خوزستان و از همرزمان جهانآرا ، حاضر در دفاع از خرمشهر تا آخر و حاضر در آزادي خرمشهر تا لحظه آخر و كسي كه از سال 62 در اراك ساكن شده ..

فكر و اساس سرودن شعر در وصف جهانآرا چگونه بود؟

جهان آرا بسيار آرام و دوست داشتني بود و جاذبه خاصي در او وجود داشت. در اولين سالگرد شهادت وي به تهران مي رفتيم. در اتوبوس دوستان پيشنهاد كردند كه شعري درمدح شهيد جهانآرا تهيه شود تا در مراسم ايشان همه با هم بخوانند. در اين فاصله كه در اتو بوس بودم اين شعر را آماده كردم. البته خود نواي اين شعر يك نوحه قديمياست كه با يكسري تغييرات كلي و اساسي آن را به صورت فعلي كه رايج است تبديل كردم.

اولين بار شعر را چه كسي خواند؟

اولين بار در مراسم سالگرد جهان آرا خودم خواندم بعد آن را به حسين فخري كه عضو سپاه خرمشهر بودند دادم و ايشان نيز آن را به غلام كويتي پور دادند. درسال 64 به پيشنهاد كويتي پور تغييراتي در آن دادم. البته آن زماني كه وي اين شعر را خواندند من درمنطقه مهران بودم و در آنجا ديدم يكي از بچه هاي دزفول اين شعر را زمزمه ميكند و برايم جاي تعجب بود كه وي اين شعر را از كجا بهدست آورده. از او سوال كردم و گفت، شب گذشته كويتي پور آن را خوانده و من هم تعدادي از ابيات آن را حفظ كردم.

آيا سرودن اين اشعار با يك انگيزه دروني خاص بود؟

اين اشعار خودشان به سراغ آدم ميآيند و در آن فضا كه قرار بگيري آن روحيه ايجاد ميشود و مثل يك رايحه دلنشين يا يك ابر زودگذر است كه بايد سريع آن را جذب كني و به آن سبك و سياق بدهي تا ماندگار شود و در غير اين صورت ميگريند و ميروند به طور مثال در مورد شعر زير كه كويتي پور خوانده بودند همان شعر «ياران چه غريبانه رفتند از اين خانه» يك شاعر ديگر اين شعر را گفته بود و من هم بدون آنكه از شعر وي اطلاعي داشته باشم شعري با همين سبك و سياق درمدح خرمشهر سرودم به كويتي پور دادم كه وي نيز اين اشعار را با هم تلفيق كرد و اين سرود ياران چه غريبانه را خواندند كه چند بيت از اشعار آن توسط من سروده شده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۱۱, ۱۲:۰۴
هنرمندان موسیقی در شوک تغییر رویکرد تالار وحدت!

مسئولان بنیاد رودکی و تالار وحدت عرصه و مجال حضور هنرمندان موسیقی را در سال ۹۰ تنگتر از پیش کردهاند و اگر چک هنرمندان ۴۸ ساعت قبل از اجرا نقد نشود، آنها نمیتوانند برای اجرا به تالار وحدت بروند.
مسئولان بنیاد رودکی و تالار وحدت عرصه و مجال حضور هنرمندان موسیقی را در سال ۹۰ تنگتر از پیش کردهاند و اگر چک هنرمندان ۴۸ ساعت قبل از اجرا نقد نشود، آنها نمیتوانند برای اجرا به تالار وحدت بروند. این در حالیست که طبق رویه مرسوم وظیفه مسئولان موسیقی کشور حمایت از هنر اصیل در برابر نمونههای وارداتی است.

اصل مطلب در لینک زیر:

http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-3746.html

Ehsan Am
۱۳۹۰/۰۳/۱۵, ۰۳:۵۲
سلام
آمن عزیز من واقعا شخصا برای ارزشی که برای فرهنگ در این مملکت جاریست متاسفم چون از نزدیک شاهد این موضوع میباشم.
خوب موسیقی هم مانند رشته دانشگاهی از بخشهای متفاوتی تشکیل شده که من شخصا با تبعیض در بخشهای مختلف از سنتی و پاپ و راک و غیره مخالفم ومتاسف برای مقامات مسول در این زمینه که راه کشتن این هنر رو در پیش گرفتن.
من مصاحبه شما رو با شهرداد روحانی خوندم .
همینطور فیلم مستند زندگی ایشون در لندن رو مشاهده کردم.
این آدم وقتی که رهبر ارکست سمفونیک لندن هست و پس از یکی از آخرین اجراهاش برای سورپرایز کردنش بهش یکی از نسخه های دست نوشت بتهون که جزو آثار عتیقه هست همون روی سن در حال تشویق تماشاگران هدیه میدهند واقعا چه انتظاری میشه داشت جز اینکه پی به قهقرا رفتن هنر در این مملکت پی ببریم.
چون من تا حدی در این مورد بدلیل برادرم دخیل شدم واقعا با چشمان خودم میبینم که چه استعدادهایی کشته میشوند!!!
تازه این هنره و تو موارد دیگه که وامصیبتا.
اینو به جرأت میگم اینقدر استعداد تو خفگان بسر میبرن که اگه بگذارن که هیچوقت نمی گذارن این مملکت مهد هنر و مظهر .... خیلی چیزها در دنیا خواهد بود.
برای چی باید خیلی از کسانی که اینجا در یک اتاق در بسته برای دل خودشون حالا هر سازی در هر سبکی میزنن فقط کافیه یک cd از کارهاشون رو به هر جایی بفرستن (مثل مغزهای ایرانی که فقط نام ایران رو یدک میکشند و ممالک دیگر از وجود اونها با افتخار استفاده می کنن ) از همه جا براشون با هزار سلام و صلوات برای همکاری دعوت بعمل بیارن و با سرمایه گذاری بر روی اونها هم برای خودشون هم برای اون فرد بالاترین درجات رو بسازن.
همین امر باعث میشه همه در این آتش بسوزند.
خیلی حرفها هست که نمیشه اینجا بیان کرد ولی من خودم وقتی چند تا از کارهای برادرم رو (البته تو زمینه راک) که یه پسر 20 سالست و 10 ساله روزانه بلا استسناء 5 تا 6 ساعت تمرین با گروه خودش رو داره و وقتی دیدم اینجا احدی ارزشی برای این موضوع نیست ؛ هنگامی که از طریق چند رابطه به چند کمپانی مطرح فرستادم و در عرض 1 هفته 4 دعوت نامه براش اومد به عینه لمس کردم (البته بدلیل دانشگاه و مشکل سربازی نمی تونه خارج شه ولی از الان یه همچین جوونی که آینده ای برای خودش متصور نبود الان هزاران ایده و هدف تو زندگی خود میبینه و از این جمله صدها نمونه شخصا دیدم ولی استطاعت این امر براشون ممکن نیست).
خوب با این اوصاف نباید بیشتر از این انتظار داشت.
با سپاس

CAPTAIN NEMO
۱۳۹۰/۰۳/۱۵, ۱۲:۵۰
سرکار خانم آمن
مصاحبه های شما واقعا جالب و خواندنی است .
خسته نباشید .

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۱۵, ۲۰:۴۳
سرکار خانم آمن
مصاحبه های شما واقعا جالب و خواندنی است .
خسته نباشید .

بی نهایت سپاس جناب آقای کاپیتان و از حسن توجه شما سپاسگزارم.....:):):)

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۱۶, ۲۰:۴۹
اینم مصاحبه من با سرپرست گروه موسیقی دستان...




گفت و گو با حمید متبسم به مناسبت برگزاری کنسرت «به نام گل سرخ» در تهران:
با لشکرکشی در موسیقی مخالفم!

حمید متبسم کمی محافظه کار است و سعی می کند انتقاداتش را نسبت به همقطارانش را در لفافه بگوید. زندگی در اروپا تفکر حمیدمتبسم را نیز اروپایی کرده است و برای بر خلاف اغلب اتفاقات موسیقی که در ایران می افتد که به طور معمول معیار منطقی و آکادمیک ندارد،هر موضوعی باید رح منطقی و آکادمی وی را راضی کند.با این حال متبسم از رنگ آمیزی و صدای موسیقی ایرانی در کارهای خود غافل نبوده است .ای مهمترین کارهای حمید متبسم که بعد از 20 سال هنوز در اذهان مردم باقی مانده اس می توان به "بوی نورز" وبامداد اشاره کرد.همچنین وی به تازگی اپرت سمیرغ را بر اساس داستان "زال و رودابه" اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی و برای سازهای ایرانی نوشته است که نوع از نظر ترکیب ساز،صدا دهی بی نظیر است.اما درباره زندگی نامه حمید متبسم باید بگویم وی حمید متبسم زاده ۲۴ مرداد سال ۱۳۳۷ است .
اودر اوان کودکی آموزش تار را نزد پدرش علی متبسم آغاز کرد و سپس از اساتید بزرگ زمان خویش نظیر حبیبالله صالحی، زیدالله طلوعی، هوشنگ ظریف، محمدرضا لطفی و حسین علیزاده بهره جست. وی به طور مداوم با کانون چاووش و گروه عارف همکاری داشت و پس از مهاجرت به آلمان گروه موسیقی دستان و چکاوک را به همراه دیگر هنرمندان راهاندازی کرد.از دیگر آلبوم های وی می توان به قیژک کولی با صدای همایون شجریان،ماه عروس باصدای صدیق تعریف،سفر به دیگرسو و ساز نو-آواز نو" و لولیان با صدای شهرام ناظری،گل بهشت،شوریده،حنایی و ... اشاره کرد.متبسم به تازگی به ایران آمده است و قرار از 19 خرداد تا 25 خرداد ماه به مدت شش شب در تالار وحدت کنسرت "به نام گل سرخ" با صدای سالار عقیلی را اجرا کند.به همین مناسبت پای صحبت حمید متبسم نشسته ایم:

* در ایران گروه نوازی چندان مرسوم نیست و با این که یک گروه تشکیل می شود اما ستون یک گروه معمولا یک نفر است و این سیستم دقیقا برعکس گروه دستان است. ارزیابی شما از فعالیت های گروه دستان چیست ؟

- کار گروهی بر اساس تفکر و جهان بینی شخصی صورت می گیرد که تفکر گروهی داشته باشد؛ یعنی زمانی که آهنگساز یا نوازنده یا سرپرست یک گروه، اقدامی در زمینه راه اندازی گروه انجام می دهند، باید علاوه بر شخص خود نوازنده ها نیز تفکر و جهان بینی و دانش آنسامبل داشته باشند تا اینکه پایه و اساس یک گروه درست گذاشته شود.

بسیار طبیعی است که نوازنده و یا موسیقیدانی که بخواهد تکروی کند یا فقط خودش را معرفی کند در چنینی گروهی جایی ندارد و اگر هم گروه تشکیل شود، از نظر صدا دهی به جایی نمی رسد؛ چراکه برای این کار اگر دانش گروهی نباشد و همچنین اگر موسیقیدان ترکیب سازها را نداند و یا سازشناسی نداند، نمی داند در چه زمانی و چه جایی از چه سازی استفاده کند.


http://images.boursy.com/imported/2011/06/69.jpg

به فرض مثال در سازهای ایرانی از جمله سه تار، موسیقیدانی که ساز سه تار را نشناسد وسعت صدا، نوع رنگ آمیزی و کوالیته صدایش را نداند، نمی دادند چگونه از این ساز در یک آنسامل استفاده کند.

همچنین مرحله بعدی در گروه نوازی زندگی کردن نوازنده ها با یکدیگر است. گروه های ایرانی اغلب گروه های مستقلی هستند و مانند ارکستر سازهای ملی فرهنگ و هنر قدیم که نوازنده های ثابتی داشت و از نظر مالی تامین می شد، نیست. در ارکستر فرهنگ و هنر نوازنده ها بر اساس یکسری قوانین سازمانی دور هم جمع می شدند و تابع تفکرات آن سازمان بودند اما در گرو ههای مستقل کنار یکدیگر بودن، براساس احترام متقابل و داشتن تفکر و جهان بینی گروهی است.

*یعنی نوازنده هایی که از گروه دستان جدا شدند نتوانستند خودشان را با این شرایط وفق دهند؟

- به یقین نوازندگان به دو دلیل از گروه جدا می شوند؛ اول اینکه خاستگاه و علایق گروهی خود را پیدا نمی کنند و همچنین اینکه نمی توانند خودشان را در چارچوب قوانین گروهی قرار دهند.

برای خواندن اصل مصاحبه به لینک زیر مراجعه کنید...http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-3763.html (http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-3763.html)

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۱۷, ۲۳:۳۶
برنامه جدید فرهاد فخرالدینی برای حضور در صحنه

فرهاد فخرالدینی یک​سال پس از جدایی​اش از ارکستر ملی ایران می​خواهد با یک ارکستر جدید روی صحنه برود.

فرهاد فخرالدینی رهبر سابق ارکستر موسیقی ملی ایران در حال تدارک ارکستری است که همراه با آن به صحنه برود.

به گزارش خبرآنلاین، پیمان میرآقاسی نوازندهء ویولن ارکستر موسیقی ملی ایران در حال مذاکره با نوازندگان مختلف برای تشکیل ارکستر فخرالدینی است.

این ارکستر قرار است مهر امسال برای یک شب روی صحنه برود. سالار عقیلی هم به عنوان خواننده در این ارکستر حضور دارد.

رهبری ارکستر به عهده فرهاد فخرالدینی است و احتمال دارد این برنامه تمدید شود.

بیش از یک سال است که فرهاد فخرالدینی در ارکستر موسیقی ملی ایران فعالیتی ندارد و هم اکنون این ارکستر به همراه برخی از نوازندگان پیشین به رهبری بردیا کیارس مشغول فعالیت است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۱۸, ۱۷:۰۵
بهرام رادان هم خواننده شد


بهرام رادان، بازیگر پرکار این روزهای سینمای ایران هم تصمیم گرفته خوانندگی را تجربه کند و در عرصه موسیقی نیز خود را محک بزند. رادان، که طی سالهای اخیر همواره یکی از سوپراستارهای سینمای ایران بوده، این بار قصد دارد با ورود به عرصه موسیقی در این رشته هنری نیز خود را ستارهای تمامعیار مطرح کند.

اگر به کارنامه آقای بازیگر نگاه کنیم متوجه میشویم که بهرام رادان در انتخابهای سینماییاش در سالهای اخیر بسیار هوشمندانه و مدبرانه عمل کرده تا خود را بازیگر بالغ سینمایی معرفی کند، از این رو میتوان حضور او در عرصه موسیقی را ریسک بزرگی تلقی کرد؛ چرا که اگر نتواند موفقیتی به بزرگی توفیقی که در بازیگری نصیب او شده است، کسب کند بدون شک جایگاهش در مقام بازیگری هم تنزل خواهد داشت و از طرفی اگر بتواند در آسمان موسیقی مثل بازیگری، بدرخشد خود را هنرمند درجه یک چندمنظوره معرفی خواهد کرد.

از سنتوری شروع شد

به نظر میرسد علاقه آقای بازیگر به مقوله موسیقی و خوانندگی ریشه در گذشتههای دور دارد، علاقهای که باعث شد بهرام برای به نتیجه رسیدن موضوع مجوز اکران فیلم سنتوری به جای محسن چاوشی پشت میکروفون قرار بگیرد و آهنگهای سنتوری را دوباره اجرا کند، البته این آهنگها با صدای بهرام هیچ وقت شنیده نشد. چون نسخهای از فیلم منتشر شد که در آن محسن چاوشی قطعاتی را برای مهرجویی خواند و البته بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت.

http://images.boursy.com/imported/2011/06/79.jpg

همانطور که میدانید رضا یزدانی یکی از دوستان نزدیک بهرام رادان است و شاید به همین علت هم رضا مشاور رادان در تولید اولین آلبوم موسیقیاش است. برای جویا شدن از جزئیات این خبر با رضا یزدانی تماس گرفتیم، رضا فقط به همین جمله بسنده کرد که بله، من در مقام مشاور با بهرام رادان در تولید اولین آلبوم موسیقیاش همکاری خواهم داشت. یزدانی از توضیحات بیشتر در این باره خودداری کرد و گفت بگذارید خبرها فعلا محفوظ بماند. اما جالب است بدانید که بهرام رادان برای رسیدن به این مقصود همکاری مشترکی را با آریا عظیمینژاد آغاز کرده و آهنگسازی بیشتر قطعات آقای بازیگر بر عهده عظیمینژاد است.

کارهای فنی در ترکیه

آلبوم رادان در حال حاضر مرحله میکس و مسترینگ را در کشور ترکیه طی میکند و پس از آن راهی بازار موسیقی خواهد شد. نکته دیگر درباره فعالیت موسیقیایی آقای رادان این است که علاوه بر این آلبوم موسیقی، رادان قصد دارد کلیپ یکی از ترانههای این آلبوم را نیز تولید و به همراه آلبوم خود به بازار عرضه کند. اما شاید برجستهترین ویژگی آلبوم بهرام رادان، که هنوز برای آن اسمی هم انتخاب نشده، دوزبانه بودن آن است، بهطوری که شنیده میشود هشت قطعه به زبان انگلیسی و حدود شش قطعه به زبان فارسی است.

البته این اولین باری نیست که یک بازیگر سینما علاقه خود را به خوانندگی با تهیه و تولید یک آلبوم موسیقی اعلام میکند! پیش از این چهرههای برجستهای چون محمدرضا گلزار، شهاب حسینی، امین حیایی، حامد بهداد، مهران مدیری، محمدرضا هدایتی، برزو ارجمند، امیرحسین مدرس، و... نیز تواناییهای خود را در عرصه موسیقی محک زدهاند. شاید قضاوت درباره آثار موسیقایی این افراد در این فرصت میسر نباشد اما با نگاهی گذرا به این آثار میتوان به این نتیجه رسید که اغلب آلبومها با استقبال چندان خوبی مواجه نشدهاند ولی در کنسرتهایی که با حضور بازیگران روی صحنه و به عنوان خواننده برگزار میشود موضوع کاملا متفاوت است و جمعیت زیادی برای شنیدن صدا یا دیدن بازیگر محبوب خود روی صحنه به سالن میآید.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۲۰, ۱۵:۴۷
برنامه جدید همایون شجریان

رفتن این کنسرت را به همه دوستان توصیه می کنم........واقعا بی نظیره و یک اثر جدید در موسیقی چندصدایی ایران زمین است که بروی اشعار شاهنامه ساخته شده است

همایون شجریان به همراه ارکستر سازهای ایرانی پروژه سیمرغ را از 13 تیر به آهنگسازی حمید متبسم در تالار وحدت می خواند.

حمید متبسم آهنگساز گفت:«در این کنسرت که از 13 تا 17 تیرماه در تالار وحدت برگزار میشود، به همراه ارکستر سازهای ایرانی و خوانندگی همایون شجریان به روی صحنه می رویم و اثر سیمرغ را برای دومین بار در تهران اجرا میکنیم.»

وی ادامه داد: «این کنسرت همزمان با انتشار آلبوم این اثر در تالار وحدت برگزار میشود.» متبسم افزود: «هیچ تغییری در اجرای این اثر نسبت به گذشته وجود ندارد و ما به همان شیوه قبل این اثر را اجرا می کنیم.»

http://images.boursy.com/imported/2011/06/101.jpg

این اثر در شش قسمت داستان زال و سیمرغ را روایت می​کند. «سیمرغ» با دیباچه ای برای ارکستر و گروه کر آغاز شده و دربخش دوم که «زادن زال» نام دارد؛ داستان تولد زال نقل می شود. در بخش های بعدی این قطعه که به ترتیب «سام و زال»، «سیمرغ و زال» و «بازگشت زال» نام دارد، داستان زندگی زال و رهاشدن او در البرز کوه ، مراقبت سیمرغ از او و رشد و نمو زال نقل میشود تا جایی که زال به جوانی برومند بدل شده و آوازهاش به سام نریمان میرسد و پدر شرمگین از رها کردن فرزند در پی یافتن او میشتابد و فرزند عمل نکوهیده پدر را می بخشد.

پنج قسمت نخست سیمرغ در مایه های چهارگاه،همایون، ماهور و آواز اصفهان تصنیف شده ولی در بخش پایانی قطعه ارکستر به نوا تغییر کوک داده تا داستان عاشقانه «رودابه و زال» به زبان موسیقی و آواز نقل شود. سیمرغ با همآوایی همایون شجریان، گروه کر و ارکستر به پایان میرسد.

این اثر سال گذشته با همراهی ارکستر نوازندگان سازهای ایرانی در استادیوم تنیس مجموعه ورزشی انقلاب اجرا شد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۲۲, ۲۱:۲۰
اینم گفت و گوی من با علی قمصری،آهنگساز آلبوم نقش خیال و آب،نان،آواز با صدای همایون شجریان



سریال ساز موسیقی نیستم!

جوان است و جویا نام. پویا و خلاق. برعکس خیلی از بزرگان موسیقی که فقط نان اسمشان را می خورند، قمصری بسیار فعال و پرکار است و به قول بعضی از بزگان که فعالیت قمصری را تحسین میکنند در همین آزمون و خطا است که کارهای شاخص بیرون می آید.

کمتر از ۳۰ سال سن دارد و به اصلاح از جوانهای دهه ۶۰ است و تمام خصوصیات جوانهای این دهه یعنی افسارگسیختگی، پویایی و جسارت را دارد. قمصری آهنگسازی تجربه گراست و کارهایش یک خط افقی در موسیقی را دنبال نمی کند. یک زمان در آلبوم «نقش خیال» از سازهای غربی استفاده می کند و زمانی دیگر در آلبوم «آب، نان، آواز» روح موسیقی ایرانی در کارش جریان دارد و زمانی دیگر در آلبوم جدیدش یعنی «بدرود با بدرود» یک چهره جدید از خودش معرفی می کند که به طور مستقیم از موسیقی اروپایی گرفته شده است. بیپرده سخن می گوید و اعتقاد دارد باید از نان به هم قرض دادن دست برداریم و آثار همدیگر را نقد کنیم. می گوید برای نو شدن در موسیقی ایرانی همه اجزا باید نو باشد؛ البته تاکید هم میکند که همه این اجزا باید هویت ایرانی خود را هم حفظ کند.

قمصری آهنگساز و نوازنده جوان تار، موسیقی را با آموزش در هنرستان موسیقی شروع کرد او دوره راهنمایی و دبیرستان را در هنرستان عالی موسیقی گذرانده و در عین حال دیپلم رشتهٔ ریاضی فیزیک را هم کسب کرده و حتی در المپیادهای ریاضی و فیزیک هم شرکت داشته است. همزمان با ورود به دانشگاه برای پیگیری تحصیلات آکادمیک در رشتهٔ موسیقی، در ۱۸سالگی ارکستر بزرگی را بهنام «سرمد» تأسیس کرده و در آن به عنوان سرپرست، آهنگساز و نوازنده مشغول به فعالیت شده است. قمصری در همین دوره موفق شده یک بار عنوان نخست جشنوارهٔ موسیقی جوان را هم از آن خود کند.

بعد از چند اجرای جسته و گریخته در چند تالار موسیقی تهران نخستین آلبومش را با عنوان «نقش خیال» در سال ۸۴ با آواز همایون شجریان به بازار موسیقی عرضه کرد. علی قمصری به همراه علیرضا قربانی و کوارتت زهی ایرانی، آلبومی را بهنام «سرو روان» منتشر کرد. همچنین آلبومی از تکنوازی تار او بهنام «شور پریشانی» توسط نشر «ماهور» منتشر شده که روشنگر قابلیت های بالای نوازندگی او، تکنیک، سرعت و قدرت زخمه هایش، و تسلط او بر ردیف موسیقی ایرانی ست. آلبوم «تنیده در خطوط موازی» از تکنوازی های دیگر اوست که به بازار موسیقی راه یافته است. قمصری از سال ۸۸ کنسرت آب، نان، آواز را با همایون شجریان در قزوین و تهران به صحنه برد و آلبوم این کنسرت هم اوایل سال ۸۹ به بازار موسیقی عرضه شد. اجرای او در برج میلاد با نوشته ای تحسین آمیز از سوی محمد رضا شجریان روبرو شد. او اواخر تابستان کنسرت برف خوانی را بر اساس شعری از اخوان ثالث و آواز محمد معتمدی در تالار وحدت اجرا کرد.

قمصری تا کنون دو ابداع مشخص را به نام خود ثبت کرده است. یکی ساخت کمانچه باس یا بم کمان که نسبت به کمانچهٔ معمولی صدای بمتر و ابعاد بزرگتری دارد و برادرش، مصباح آن را می نوازد. و دیگری تشکیل کوارتت زهی شامل دو کمانچه، یک کمانچه آلتو و یک کمانچه باس که در کاخ نیاوران کنسرتی را به همراه سهراب پورناظری و آواز علیرضا قربانی به روی صحنه برد. به مناسبت انتشار آلبوم «بدرود با بدورد» با وی مصاحبه ای کرده ایم که می خوانید:

* نقش خواننده در آلبوم «بدرود با بدرود» بسیار کم رنگ است؛ به گونه ای که خواننده فقط یک تصنیف را می خواند و به همین خاطر می توانیم بگوییم این اثر یک اثر متفات و خاص در مقایسه با کارهای شماست. دلیل اینکه نقش خواننده کم رنگ است، چیست؟

این آلبوم یک آلبوم بسیار خاص است که اولین اثر ارکسترال من است که برای ارکستر سمفونیک کامل نوشته شده است. در «بدرود با بدورد» یک «کنسرتو برای تار» است و در آن نگاهی مستقیم به موسیقی اروپایی و همراهی ملودیهای ایرانی داشتهام. همچنین در این اثر که دو اپیزود دارد نقش کلام بسیار کم رنگ است. اما با این حال این اثر، کارهای دیگرم را نفی نمی کند؛ چرا که در آن تجربه متفاوتی را دنبال کرده ام؛ البته این بدان معنا نیست که آثار گذشته ام منافاتی داشته باشد.

نقش خواننده در این اثر کم رنگ است چون فضای کار می طلبید؛ البته آقای معتمدی از کار بسیار راضی هستند و در آینده قرار است یک کار با هم داشته باشم که نقش کلام و خواننده بسیار پر رنگ است. اما برای این اثر خاص دنبال یک تجربه جدید بودم.

* تفاوت آهنگسازی با اشعار کلاسیک و اشعار مدرن برای شما به چه صورت است و اینکه آیا با فرم آهنگسازی موسیقی تکصدایی میتوان بر روی شعرنو هم کار کرد؟

درست است که شعر و موسیقی در جهت تکمیل و ارتقاء هم نقش بسزا دارند اما لزوما به این معنا نیست که برای شعر مدرن فقط موسیقی چندصدایی جواب می دهد؛ چرا که قبل از این خیلی ها با همین موسیقی تک صدایی آثار خوبی بر روی اشعار نو نوشته اند که روح شعر هم در آن از بین نرفته است و نوشودگی در وزن و ملودیپردازی به وضوح دیده می شود. اما به فراخور مختصات شعر کهن و نو بافت عمودی موسیقی نیز می تواند موزد توجه قرار بگیرد.

موسیقی چند صدایی یک اتفاق عجیب و غریب نیست. موجودیست که لزومش باید به عنوان ایجاد بعد در جهت درست درک شود که به دلیل کم کاری و گارد گیری جامعهٔ سنت گرای افراطی مورد بی مهری قرار میگیرد.

* فکر می کنید این مشکلات موسیقی به چه برمی گردد؟ و اینکه گفته اید موزیسین های ما کم کار شده اند یعنی چه؟

موسیقی ایرانی تا به امروز به صورت بداهه نوازی، خلق حس لحظه بوده است وبیشتر بر مبنای ملودیک تاکید داشته است اما از ریتم و فرم تا حدی غافل بوده است؛ به گونه ای که از همان چهار- پنج فرم (پیش درامد وچهارمضراب و...) روتین یک پیش فرض و یک تعریف انتزاعی و ناموفقی داده شده است و در کل باید بگویم فرمهای موسیقی مامی توانند به لحاظ کیفی و کمی گوناگونی بیشتری پیدا کنند. همچنین در موسیقی ما داینامیک (شدت یا ضعف صوتی) در دوره های قبل بسیار کمرنگ است و در متدهای تدریس به آن به طور روشن پرداخته نشده.

موانع راه موزیسین ها تا به امروز بسیار زیاد بوده است. از یک طرف هنوز قضیه حلال و حرام بودن موسیقی معلوم نیست. از یک طرف دولت از این هنر به صورت جدی حمایت نمیکند و فقط از آن در مناسبت های مختلف استفاده ابزاری می کند. همچنین این هنر هنوز در باور وبطن جامعه به صورت درونی هنوز کاملا پذیرفته نشده است. که در این شرایط هنرمندان هم رغبتی برای داشتن پشتکار از خود نشان ندادند.

* یعنی شما می گویید که این پدیده مربوط به همین چند سال است؟ و باید آیا آثاری از هنرمندان قدیم جزو این دسته از موسیقی قرار نمی گیرند؟

البته در کارهای مرحوم حنانه نمونه های تئوریک و شنیداری از موسیقی چندصدایی را میبینیم که البته آزمون خطاست. همچنین تجربه هایی از موسیقی چند صدایی نیز داریم که در آن بیشتر چندصدایی از نوع موسیقی غربی اعمال شده است مانند آثار آقایان احمد پژمان و فرهاد فخرالدینی.

در آهنگسازی بعضی از هنرمندان بزرگ ما توجه و مبنا براساس تلفیق و همراهی چند جمله در کنار هم بوده است. این نوع موسیقی به صورت پلی فونیک است! مانند آثار آقای حسین علیزاده.


http://images.boursy.com/imported/2011/06/124.jpg

به نظر من پیشروی درست در این جهت می تواند بر اعمال هوموفونی ایرانی باشد که برجسته سازی ملودی اصلی به دلیل اهمیت آن در موسیقی ایرانی انجام پذیرد.

* شما در بسیاری از مصاحبه های گذشته خود گفته اید که کسی که می خواهد آهنگسازی کند؛ علاوه بر اینکه باید ذوق آهنگسازی داشته باشد باید دانش آهنگسازی هم داشته باشد اما تا آنجایی که من می دانیم شما در دانشگاه نوازندگی خوانده اید نه آهنگسازی!!؟

من از اول راهنمایی در مدرسه عالی موسیقی رشته موسیقی می خواندم که در آن علاوه بر ساز تخصصی درس های مختلفی بر مبنای آهنگسازی نیز داشته ام.

دانشگاههای ایران برخلاف دانشگاههای سراسر جهان، آنقدر آکادمیک نیست و بار علمی زیادی ندارند! متاسفانه جو مسموم دانشگاه منجر شد تا من کلاسهای اصلی ام را در زمینهٔ آهنگسازی و حتی نوازندگی خارج از درس دانشگاه دنبال کنم؛ چرا که اعتقاد داشتم این جو علاوه بر مسموم بودن، محدود کننده هم هست. البته منکر این نیستم که از محیط تحصیلیم استفاده نیز کردم. مخصوصا در دورهٔ مدیریت آقای علیزاده.

یک آهنگساز خوب زمانی که در مدرسه موسیقی و یا پیش اساتید میرود باید حداقل ها وآنچه در ذهنش برنامه ریزی کرده است را یاد بگیرد و آن محیط مدرسه را مانند زمینی بداند که بتوانیم در آن شروع به کاشتن کنیم.

* شما در آهنگسازی تحت تاثیر چه کسی بودهاید؟

یک هنرمند متدهای مختلفی برای رشد کردن دنبال می کند. اما یک هنرمند فارغ از این متدهایی که زیر نظر اساتید آموزش دیده است در نهایت باید حرف خودش را بزند و من هم تلاش کردم که حرف خودم را بزنم.

* یعنی شما می گویید در آلبوم «نقش خیال» با صدای همایون شجریان هیچ شباهت ملودیکی بین اثر شما و آلبوم «نی نو» ساخته حسین علیزاده نیست؟

«نقش خیال» در دستگاه نوا ساخته شده است که این دستگاه از تعدادی گوشه موسیقی تشکیل شده است و قاعدتا من هم مانند آقای علیزاده از گوشه های مختلف دستگاه نوا استفاده کردم و آن گوشه ها را برای یک قطعه موسیقی بسط دادهام تا آلبوم «نقش خیال» به وجود آمده است.

طبیعتا من در دستگاه نوا باید از یکسری ملودی تایپهای دستگاهی استفاده کنم و اگر غیر از این باشد دیگر نباید اسمش نوا باشد. همچنین از دیگر شباهتهای نقش خیال و آلبوم «نی نوا» به سازبندی مشترک آن برمی گردد. یعنی اینکه نقش خیال هم مانند «نی نوا» برای ارکستر زهی نوشته شده است.

* شما در آلبوم «آب، نان، آواز» تجربه ای متفاوتی از آلبوم نقش خیال داشته اید یعنی در آلبوم نقش خیال سعی کردهاید که سازبندی موسیقی غربی را اعمال کنید. اما در آلبوم «آب، نان، آواز» بیشتر موسیقی ایرانی و آهنگسازی ایرانی را میشنویم. دلیل این همه ناهمگونی چیست؟

قرار نیست در هر تجربهای مبنای تجربه های گذشتهام را تکرار کنم؛ چرا که من سریالساز نیستم!

در آلبوم «آب، نان، آواز» هم احساس کردم که موسیقی ایرانی در دل خودش ظرفیت زیاد دارد و من می توانم به صورت گسترده از آن استفاده کنم. آلبوم «نقش خیال» اولین تجربهٔ جدی من در آهنگسازی بود اما از این طرف شاهدیم که در آلبوم جدیدم یعنی «بدرود با بدرود» دوباره از موسیقی ایرانی فاصله گرفته ام و به موسیقی غربی توجه ویژه داشته ام. در نهایت باید بگویم که من در کارکردن در یک ژانر، ژانرهای دیگر را تکذیب نمی کنم.

* آقای قمصری یعنی قرار است تا چند سالگی آزمون خطا کنید؟ تا به یک امضای مشترک پای کارهایتان برسید؟

من آزمون خطا نمیکنم و هر کار جدیدی که ارائه میدهم امضای تجربه گرا بودن من بر آن پیداست. یعنی مانند نقاشی هستم که می خواهم با رنگهای مختلف کار کنم و در آینده هیچ چیز مشخص نیست.

من موسیقی را محدود به اینکه به مخاطبان القای حسی و عاطفی خوب داشته باشم تا آنها را خوشحال کنم، نمیبینم و این نوع موسیقی پسند من نیست.

من اعتقاد دارم موسیقی باید فکر را به چالش بکشاندو سعی کرده ام که با استفاده از فضاهای مختلف این چالش فکری را برای ذهن مخاطب به وجود آورم و از طرف دیگر من هیچ تجربه ای نکردم که در آن ادعای واهی داشته باشم. یعنی اگر در هر قطعه ای از سازی استفاده کرده ام بر روی آن اشراف کامل داشته ام. من کاملا با فرم موسیقی اروپایی آشنایی و بر آن احاطه کامل دارم و همچنین زمانی که آلبوم «آب، نان، آواز» را منتشر می کنم بر ساختار موسیقی ایرانی کاملا واقفم و می توانم در مجامع تخصصی موسیقی از آن دفاع کنم.
در کل باید بگویم اگر من هم فضای جدیدی در موسیقی تجربه کردهام ناآگاهانه نبوده و نیست.

* آیا الگوی آهنگسازی اروپایی را میتوان برای موسیقی ایرانی و سازهای ایرانی پیاده کرد؟

بستگی دارد که بخواهیم با چه هدفی این کار را انجام دهیم اما عنوان آن را باید «موسیقی تلفیقی» بگذاریم. ما به طور کلی نمی توانیم تمام معیارهای موسیقی غربی را در موسیقی ایرانی پیاده کنیم و باز هم انتظار داشته باشیم که موسیقی ایرانی بشنویم.

ساختار موسیقی ایرانی مدال است و زیربنایش با موسیقی اروپایی فرق دارد. همچنین موسیقی ما دارای یکسری ربع پرده ها است که اصلا در موسیقی غربی وجود ندارد و اگر کسی بیاید و ادعا بکند یک موسیقی ایرانی به فرم آهنگسازی غربی نوشتهاست، یک ادعای اشتباه است؛ البته اگر به فاکتورهایی مانند اینکه آن قطعه صدای قشنگ بدهد اکتفا نکنیم. چرا که باید هویت موسیقی ایرانی در کار نهفته باشد.

* بسیاری اعتقاد دارند که موسیقی ایرانی به شکل سنتی آن دیگر برای جامعه اکنون جواب نمی دهد. ارزیابی شما از این انتقاداها چیست؟

من هم کاملا به این موضوع اعتقاد دارم و به صراحت میگویم موسیقی سنتی به آن شکل که روی آن اصرار میشود که باید دست نخورده بماند دیگر مناسب جامعه حال نیست؛ چرا که موسیقی کاملا باید حرکت و پویایی داشته باشد و در غیراین صورت است که باید بگوییم موسیقی سنتی ما مرده است. البته میبینیم بعضی از هنرمندان متولی نگهداری موسیقی سنتی (ردیف) به فرم قدیمی هستند و آنرا کاملا در آموزشهای خود لحاظ می کنندکه لازم هم هست. این نکته را هم نباید فراموش کنیم که این عده از هنرمندان در جهت ارائه موسیقی در بیرون از کلاسهای درس تلاش ندارند؛ بنابراین این وظیفه آهنگسازان جوان است که با برداشتهای خود قطعات نوعی در موسیقی ایرانی بیافریند.


* آیا در این زمینه در سازهای ایرانی نیز باید تغییری ایجاد بشود؟

یقینا بله! سازهای ایرانی در مقایسه با این سرعت غیرقابل باور، دیگر برای جامعه امروز جواب نمیدهد؛ چرا که سازهای ما یک زمانی بسیار دستوپاگیر میشود.

در حال حاضر شاهدیم که گرایش به ارکستر زهی در بین هنرمندان زیاد است اما در طرف دیگر هم باید بدانیم بضاعت ساز کمانچه (نوع صدای آن) و متدهای آن به گونه ای نیست که چند نوازنده در کنار هم قرار بگیرند. همچنین ماندگاری صدی ساز سنتور آن را تشویق به تنها بودن در ارکستر و کل ارکستر را دعوت به تک صدایی میکند. همچنین سه تار کم صداست و یا اینکه ساز بم تار هویت مشخصی ندارد و در کل سازهای پوستی ما دستوبال نوازنده را در آب و هوای مختلف می بندد.

* یعنی شما می گوید که در شاکله سازهای ما باید تغییر ایجاد شود؟!

-می توانند تکمیل شوند. میتوان جمع بزرگی متشکل از کانون سازندگان ساز و مغزهای فیزیک صوت دانها و نوازنده و آهنگسازان از سبک های مختلف را دور هم جمع کرد تا نواقص یک ساز را به صورت حرفهای برطرف کرد.

* اما هم اکنون ما کانون سازندگان ساز در خانه موسیقی داریم!

من خیلی با این کانون آشنایی ندارم و خیلی خوشحالم که در ایران کانونی به این نام وجود دارد اما امیدوارم در این کانون فقط سازنده های ساز نباشند و متخصصان رشته های مختلف دیگر نیزدر آن عضو باشند.

* به تازگی شاهد بودیم که آقای شجریان اقدام به راه اندازی نمایشگاه سازهای خودشان کرده اند. ارزیابی شما از سازهای ایشان چیست؟

به نظر من اقدام آقای شجریان دلگرم کننده است و برای من بسیار قابل احترام است که این استاد بزرگ علاوه بر آواز در زمینه ساختن ساز نیز قدم برداشتهاند و این نشان از نوگرایی و پشتکار ایشان است. همچنین نمایشگاه ایشان حیاتخلوتی بود برای سازندههای ساز، محک خوردن این سازها و گفتگو با همدیگر. در کل این موضوعی است که باید سازنده های ساز را به حرکت و فکر وا دارد و از آن نباید به عنوان یک عامل تخریبی یاد کنیم.

* آیا این سازها می توانند جای خود را در موسیقی ایرانی باز کنند؟


این سازها هنوز در بوته آزمایش قرار دارند و زمانی می توانیم بگوییم که جای خود را در موسیقی باز کرده اند که آهنگسازان بیایند و از آنها در سازبندی قطعه خود استفاده کنند. به همین دلیل باید بگوییم که آقای شجریان دیگر کار خودشان را انجام دادهاند و باید منتظر آهنگسازان باشیم.

* منطق شما برای سازبندی یک قطعه به چه صورت است؟

این همنشینی از یک طرف باید ترکیبی منسجم از صوت های مختلف راشامل شود. که این مربوط به مسائل فیزیکی سازبندی است اما یک زمان آهنگساز دنبال یک فضای موسیقی خاص است که قاعدتا باید از سازبندی متفاوتی استفاده کند؛ به فرض مثال در آلبوم «بدرود با بدرود» من به موضوع مرگ در شعر آقای کدکنی پرداختم که به نظر من با هیچ آنسامبلی غیر از آنچه در آلبوم «بدرود با بدرود» به کار گرفته ام، نمیتوانستم روح شعر را منتقل کنم.

http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-3796.html

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۲۴, ۱۴:۵۹
جنجالی که مختاباد در مازندران به پا کرد


عبدالحسین مختاباد با نوشتن نامه ای بحث برانگیز به سوژه شماره یک این روزهای رسانه های مازندرانی تبدیل شده تا طیف مخالف و موافق او با نوشتن یادداشت های متفاوت به ماجرا دامن بزنند.

محور این نزاع رسانه ای مفقود شدن مجسمه اسب های تاریخی میدان امام (ره) ساری است که هفته گذشته و در اقدامی بحث بر انگیز برداشته شد.

با اینکه یک هفته از ماجرا گذشته و سابقه تاریخی نشان می دهد چنین اقداماتی چقدر زود در مرکز مازندران به دست فراموشی سپرده می شود اما برخلاف انتظار ماجرای اسب ها هر روز ابعاد تازه ای پیدا می کند.

در تازه ترین اتفاق عبدالحسین مختاباد خواننده مشهور ساروی با نوشتن نامه ای سرگشاده حرف هایی بدون در نظر گرفتن خط قرمز ها روی کاغذ آورده آنچنانکه مخالفانش از آن نوشته به «عقده گشایی سیاسی » و «عدم درک شهادت» یاد کردند.

خواننده سرشناس در قسمتی از نامه آورده است: «من نسل سوخته اين سرزمينم. من و نسل من نه نوجواني و نه جواني را درك نكرديم...»

مختاباد که در طول همه این سالها از سوی اکثریت طیف های سیاسی مازندران حمایت شده بود در ادامه آورده است: «و... جنگ تمام شد اما نگاه جنگي و انقلابي همچنان همانند سايه اي من و نسلم را تعقيب ميكرد...»

مختاباد اما به همین جا بسنده نمی کند و در تماسی با هادی ابراهیمی معاون سیاسی استاندار مازندران و یکی از موافقین طرح برچیدن اسب ها از وی توضیح می خواهد. پاسخی که مختاباد با نوشتن جمله: «اينان همگي همان نسل سوخته اند كه اينك زمام امور را در دست گرفته اند و همواره با توسل به امر سطحي و شعاري از اصل مسئوليت و تعهد خود شانه خالي ميكنند» به آن واکنش نشان می دهد.

نوشته مذکور 24 ساعت بعد با واکنش تند هادی ابراهیمی روبرو شد. او در یادداشتی با عنوان «مختاباد را چه شده؟» این خواننده را به تلاش برای طرح جنگی مبهم میان نسل گذشته و نو متهم کرده و افزود: «مختاباد خمیرمایه همه اینها را در انقلاب و جنگ و تفکر مقاومت کننده نسل انقلاب در قبال زیاده خواهی های استکبار جهانی و صهیونیزم بین الملل دیده و مرگ بر امریکا و اسرائل را مرگ بر همه می خواند و بشدت از این فرهنگ، برائت می جوید و تمایل خود را به جهانی شدن با شعار حذف این شعارهای نفرت انگیز! اعلام می دارد.»

ابراهیمی در ادامه به ماجرای گفتگوی تلفنی اش با مختاباد ساعتی پیش از نوشتن یادداشت مورد مناقشه اشاره می کند و می افزاید: «حقیر نیز که از نیات شوم این عنصر استحاله شده و احساساتی بی خبر بودم، صادقانه برایش توضیح دادم که جمع آوری مجسمه اسب ها ماحصل تذکرات موکد مومنین شهر و اعضای موجه ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان در یکسال گذشته بوده که طی آن به سوءاستفاه بدخواهان از نامانوس بودن این مجسمه ها با نام میدان اشاره می شد که نهایتاً شهرداری موظف به جمع آوری آنها گردید»

ابراهیمی در انتهای این نوشته از مختاباد خواسته تا از سرنوشت هنرمندان فریب خورده ای همچون محسن مخملباف،گلشیفته فراهانی و شادمهر عقیلی همچنین تجربه حوادث پس از انتخابات سال 88 درس عبرت بگیرد.

اما یادداشت این مقام مسئول نقش چراغ سبز را در آن ماجرا ایفا کرده و حالا سیلی از نوشته ها علیه این خواننده به راه افتاده است. منتقدین یکی یکی پس از دیگری از در وارد می شدند یکی او را به عذر خواهی از خانواده شهدا توصیه می کند و دیگری به نسلش را نسل پخته می خواند و نه سوخته. با همه این حرفها و از آنچه از بین کامنتها و حتی مکالمات بیرون می آید داستان اسب ها و مناقشه بر سراین موضوع به این زودی فراموش نمی شود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۲۴, ۲۳:۴۶
جنگ موزه​ها برسر یادگاری​های فرهاد


اعلام خبر نمایش یادگاری​های فرهاد مهراد درموزه سینما با واکنش رئیس موزه موسیقی مواجه شد.


صبح امروز روابط عمومی موزه سینما اعلام کرد که قرار است از تیرماه برخی از یادگاری​های فرهاد مهراد خواننده صاحب سبک موسیقی پاپ ایران در این موزه به نمایش گذاشته شود.

چند ساعت بعد اما ماجرا شکل دیگری پیدا کرد و مدیر موزه موسیقی در گفت و گویی اعلام کرد که یادگاری​های فرهاد به صورت موقت در موزه سینما نمایش داده می​شود و پس از آن به موزه موسیقی می​آید.

علی مراد خانی به پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران گفت که به نمایش درآمدن وسایل فرهاد در موزه سینما موقتی است و با برنامههایی که در نظر گرفتهایم و براساس جلساتی که با همسر ایشان داشتهایم، این وسایل با نمایش درآمدن در موزه موسیقی و تاسیس خانه فرهاد، به حوزه موسیقی بازخواهد گشت.

مدیر سابق مرکز موسیقی وزارت ارشاد، برای توضیح ماجرا به نشستی که حدود دو هفته پیش، با همسر مرحوم فرهاد مهراد داشه اشاره کرده و گفته که طی این نشست در مورد به نمایش گذاشتن وسایل شخصی این هنرمند در موزه موسیقی صحبت کردیم. پیشنهاد ایشان، افتتاح «خانه فرهاد» بود اما از آن رو که نه ایشان سرمایه چنین کاری را داشتند و نه موزه موسیقی که یک موسسه خصوصی و غیرانتفاعی است توانایی تقبل هزینههای این کار را داشت، پیشنهاد دادیم که این وسایل در موزه موسیقی به نمایش گذاشته شوند.

به گفته مرادخانی، قرار شد این پیشنهاد تا زمان افتتاح خانه فرهاد عملی شود و ایشان نیز از این پیشنهاد استقبال کردند. اما نمیدانم چطور شد که این وسایل از موزه سینما سر درآورد.

البته در این جلسه رئیس موزه موسیقی پیشنهاد برگزاری مراسم شب فرهاد را با همکاری انجمن موسیقی ایران به همسر زنده یاد فرهاد مهراد داده و قرار است مراحل اجرایی این پیشنهاد در هفته​های آینده انجام شود.

باید منتظر ماند و دید که سرنوشت وسایل فرهاد مهراد چگونه رقم می خورد و این آثار بالاخره در چه مکانی ماندگار می شوند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۰:۲۸
فرزاد فرزین: آنها کلاه برداراند!

سوء استفاده از نام هنرمندان در شبکههای اجتماعی، به موسیقی پاپ هم کشیده شد

هنرمندان بسیاری هستند که از سوی مخالفانشان به عناوین مختلف مورد سوء استفاده قرار میگیرند و از نام و اعتبار آنها در جهت منافعی خاص استفاده میشود. این قبیل سوء استفادهها معمولا در فضای مجازی بیشتر و بیشتر است و همیشه درصد بالایی از مخاطبان چهره مورد نظر را نیز در بر میگیرد. ماجرای این سوءاستفادهها هم معمولا از سایتهای شخصی یا به قولی fan club هایی شروع میشود که به نام هنرمند مورد نظر، شروع به فعالیت و عضوگیری مینمایند.

در سالهای اخیر نیز با رشد قارچوار شبکه های اجتماعی موج سوء استفادهها شکل جدیدتر و به قولی به روز تری را به خود گرفته و تا حدی ماجرا بیخ پیدا کرده که هر روز شاهد تکذیبیه یکی از هنرمندان مبنی بر بیاطلاع بودناش از صفحاتی که به نام او ثبت شده، هستیم.

جدیدترین واکنش به این موج، از سوی فرزاد فرزین، خواننده پرطرفدار موسیقی پاپ انجام شده که ضمن تکذیب فعالیتاش در شبکههای اجتماعی، وجود هر گونه صفحه یا fan club در شبکههای اجتماعی را به شدت تکذیب کرد. این خواننده ضمن کلاه بردار خواندن صاحبان و گردانندگان این صفحات، گفت: «متاسفانه چند وقتی ست که برخی سود جویان با سوء استفاده از نام من اقدام به راه اندازی کلوپ هواداران و صفحه فیس بوک به نام من شدهاند و با ترفندهای مختلف سعی در اخاذی و مطالبات مالی برای عضویت در این سایتها شدهاند. من از طریق شما اعلام میکنم که هیچ صفحهای در این شبکه اجتماعی ندارم و هیچ صفحه طرفدارانی در این فضا متعلق به من نیست و کسانی که به اسم من اقدام به راه انداختن چنین صفحاتی کردهاند، کلاهبردارانی هستند که از این راه در پی رسیدن به مقاصد خودشان هستند.»

این خواننده پس از اجرای موفقاش در تهران، برنامههایی را در رشت، گرگان، شیراز، بندر عباس و ابادان ترتیب داده که به دیدار مخاطباناش در سایر شهرستانها نیز برود. فرزین همچنین خبر از اتمام ضبط آلبومش داد و اینکه به محض تکمیل شدن نسخه نهایی و ریزه کاریهای انتهایی آلبوم، سعی دارد اوایل تابستان، آلبوم جدیدش را در بازار موسیقی کشور منتشر کند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۲۲:۱۷
خوانندگی گلشیفته در پاریس

گلشیفته فراهانی، در جدیدترین اقدام جنجالی اش به خوانندگی با یک گروه ایرانی روی آورده است. وی با سه پسر ایرانی که گروهی به اسم «کوچ نشین» را تشکیل دادهاند، همراه شده است.
به گزارش مشرق به نقل از جهان، اعضای این گروه از ایران به فرانسه سفر و اولین کنسرت خود را در پاریس برگزار کردهاند.
گلشیفته فراهانی که پس از کشف حجاب و بازی در یک فیلم هالیوودی جنجال زیادی را به راه انداخت و حتی بازگشت خود به ایران را منتفی کرد، در حاشیه کنسرتش در پاریس به بی بی سی گفت که علاوه بر همکاری با گروه کوچ نشین "با یه سری دوستان فرانسوی و یه سری دوستان خارجی اینجا یه کارایی کردیم."

وی افزود: کارهای زیادی هست که من دلم می خواهد انجام بدهم ولی من مال خودم نیستم. ما خانواده ام هستم مال مردم و مال ایران هستم!

گلشیفته فراهانی که به فرانسه پناهنده شده، در باره پاریس به عنوان محل کنسرتش گفت: اینجا شهر منه؛ زندگیه منه.

گفتنی است، گلشیفته فراهانی چند هفته پیش در مصاحبه ای با مجله مدهای نیمه پورنوی فرانسوی «ووگ» که عکس با کت و شلوار وی نیز در آن مجله درج شده بود، اظهار داشت: من از حجاب متنفرم!

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۲۹, ۰۲:۱۱
اینم گفت وگو من و همکارم با ارسلان کامکار......،آهنگساز و مایستر ارکستر سمفونیک تهران:


آیا کسی چو من عاشق موسیقی هست؟!!



رک گویی یک از ویژگی های خانواده کامکار است و ارسلان کامکار نیز از این ویژگی مستثنی نیست؛ساده و بی ریا صحبت می کند.با اینکه استاد صاحب نامی برای آموزش ویلن نداشته اما از سن 27 سالگی به عنوان مایستر ارکستر سمفونیک تهران فعالیت می کند و به گفته بسیار از نوازنده های قدیمی ارکستر وی از همان ابتدا ساز ویلن را خوب می نواخته است.کامکار از روزهایی سختی صحبت می کند که قرار بود کنسرتو ویلن بتهوون را اجرا کند و اینکه 48 ساعت قبل از اجرا استرس تمام وجودش را گرفته بود.به صراحت می گوید این روزها دیگر اعتماد به نفس ندارم که کنسرتو ویلن بزنم.این هنرمند از روزهایی سخت دیگر می گوید که نت های آثار نبوده و او مجبور بود آثاری چون چهار فصل ویوالدی را نت به نت از روی نوار پیاده می کند و این حرفش را مقایسه می کند با برخورد هنرجویان الان که بی انگیزه هستند.می گوید اگر کسی در آن زمان نت های ویوالدی را به من می دارد پر می کشیدم اما جوان های امروز نه!
ارسلان کامکار (۱۳۳۹ در سنندج) نوازنده بربط و ویولن و عضو گروه کامکارها است. او مقدمات موسیقی را نزد پدر فراگرفت و در سنین خردسالی در شهر سنندج با گروههای مختلفی که توسط پدرش سرپرستی میشد، به اجرای کنسرت میپرداخت.
او پس از چندی به تهران سفر کرد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فراگیری موسیقی را ادامه داد. وی پس از تکمیل دروس موسیقی، به عنوان نوازنده ویلن، همکاریاش را با ارکستر سمفونیک تهران آغاز کرد. او هم اکنون یکی از اعضاء ارزشمند این گروه و مایستر ارکستر سمفونیک تهران است.ارسلان علاوه بر نوازندگی ویولن کلاسیک در عود نوازی نیز بسیار چیره دست است. وی آثار متعددی را پدید آوردهاست.
ازآثار وی می توان به یاد علی اصغر کردستانی،زردی خزان،سوئیت سمفونیک افسانه سرزمین پدریام،سرود ایران،شوریده دل،سوئیت سمفونیک کردی،کنسرتو کمانچه (با همکاری اردشیر کامکار)،شباهنگام (با همکاری هوشنگ کامکار روی اشعار نیما یوشیج،جاده ابریشم ،موسیقی متن فیلم مادر (به کارگردانی علی حاتمی)،موسیقی متن فیلم آوازهای سرزمین مادریام (به کارگردانی بهمن قبادی،آلبوم خاک نغمه خراسانی،نغمه صلح و ....اشاره کرد. ارسلان همچنین در زمینه موسیقی کودکان نیز، موسیقی متن تاترهای سبز در سبز شش جوجه کلاغ و روباه، کار آگاه 2، بابا بزرگ و ترب و موسیقی فیلم تنبل قهرمان (همه نمایشها به کارگردانی بهروز غریب پور اجرا شده است) را ساخته است.پای صحبت ارسلان کامکار نشسته ایم:

*برای آغاز مصاحبه میخواستم بگویم که از چه سالی وارد ارکستر سمفونیک تهران شدید و چگونه؟

- در سال 59 یا60 بود که در دانشکده هنرهای زیبا درس میخواندم در آن زمان آقای کامبیز روشن روان برای اجرای قطعه «جمعه خونین» احتیاج به چند نوازنده کمکی داشت؛ به همین خاطر من به همراه چند نوازنده دیگر برای اجرای این قطعه به ارکستر سمفونیک دعوت شدیم، در آن زمان مایستر ارکستر یک نوازنده آمریکایی بود. من از جو ارکستر خوشم آمد و بعد از سه چهار ماه امتحان دادم و در ارکستر ماندگار شدم.

*نحوه آزمون ورود به ارکستر سمفونیک در 30 سال پیش به چه صورت بوده است؟

- در آن زمان وضعیت ورود مانند همین الان بود البته با توجه به اینکه انقلاب شده بود و بسیاری از نوازندگان ارکستر از ایران رفته بودند، ارکستر بسیار خالی شده بود؛ به گونهای که شاید در آن زمان شش ویلن یک یا شش ویلن دو داشتیم. این در حالی است که هم اکنون بیش از 20 نوازنده ویلن یک داریم. در همین راستا برای امتحان یک قطعاتی از باخ، موتزارت و.... مشخص کرده بودند و از ما امتحان گرفتند.


http://images.boursy.com/imported/2011/06/221.jpg

*شما از چه سالی به عنوان مایستر ارکستر سمفونیک انتخاب شدید؟

-دقیقا یادم هست که این قضیه مربوط به 23 سال پیش بود یعنی زمانی که آقای حنانه فوت کرده بود و ما برای بزرگداشت وی قرار بود به رهبری فریدون ناصری برنامهای اجرا کنیم و آقای لشکرلو هم یکی از قطعات آقای حنانه را به عنوان سولیست ویولن زد، در آن هنگام به پیشنهاد نوازندگان ارکستر به عنوان مایستر انتخاب شدم؛ یعنی اینگونه نبوده است که من پولت به پولت به مایستری ارکستر برسم.

*جناب کامکار با توجه به صحبتهای خودتان و اینکه بسیار تاکید کرده اید که مثلا افرادی مانند منوچهر صهبایی زمانی که به عنوان رهبر مهمان میآمدند بسیار خوب بود اما در زمان رهبری دائم، ارکستر دچار مشکل شد؛ دلیل اینکه ارکستر با رهبرهای دائم معمولا با مشکل مواجه میشود به چه خاطر است؟

-ببینید! یک زمان یک رهبر از خارج یا داخل (فرقی نمیکند) دعوت شدهاست و میخواهد یک پارت یا دو پارت برنامه اجرا کند و برود؛«رهبر میهمان» دانش فنی و آبرویش را گرو گذاشته است تا یک کنسرت خوب داشته باشد و در این راستا بهترین و تمیزترین کار را از بچه های یک ارکستر میخواهد.
همچنین بچهها و یا خود من انتظار نداریم که وی پیگیری مسائل حقوقی ما یا مسائل بیمه یا مسائل اجرای ما بشود. اما زمانیکه یک شخص به عنوان رهبر میآید و خودش هم مدیر هنری را برعهده میگیرد، توقع نوازندگان بالا میرود. به فرض مثال زمانی که آقای صهبایی سکان رهبری دائم ارکستر سمفونیک را برعهده گرفت خودش نیز مسئولیت مدیر هنری را قبول کرد و خوب طبیعی است که در این شرایط توقع بسیار بالا میرود؛ چرا که اگر وی کار و اجرای خوب از نوازنده میخواهد باید به همان اندازه به فکر این باشد که نوازنده حقوقش را گرفته است، بیمه وی به چه صورت است، اگر غایب است چرا غایب است و از این اتفاقات روزمره!

*هماکنون بعضی از موزیسینها که بر خلاف توهم انگاری مسئولان انجمن موسیقی، قصد و قرضی هم ندارند از صدای بعد ارکستر سمفونیک و به ویژه فاش بودن صدای سازهای بادیبرنجی میگوید جناب کامکاراین موضوع چقدر با واقعیت تطابق دارد ؟

-البته این موضوع را قبول دارم که بعضی مواقع صدای سازهای بادی یا برنجی خوب نبودهاند ولی در کل صدای ارکستر بد نیست اما واقعیت این است که بعضی از نوازنده های ارکستر بیخیال هستند. به فرض مثال زمانی که من قرار است یک میزان را سلوی ویلن را بزنم اینقدر باید تمرین کنم که یک نت بالا و پایین نشود و اگر این اتفاق نیفتد از خجالت آب میشوم. اما شاهدیم که بعضی از نوازندههای سلو بی خیالند و اصلا دلهره ندارند. به همین دلیل برای یک اجرای تمیز و شفاف علاوه بر همت نوازنده باید رهبر ارکستر نیز سختگیر باشد.

*یعنی شما میگویید اکنون صدای ارکستر سمفونیک تهران عالی است و هیچ مشکلی ندارد!؟

- اگر واقعیتی در ارکستر سمفونیک باشد که بخواهم آن را منعکس کنم، هیچ مشکل و ترسی از کسی ندارم! از طرف دیگر باید بپذیریم که ما ارکستر فیلارمونیک برلین نیستیم اما به طور کلی سطح کیفی ارکستر بالا رفته است. البته نوسانهایی هم طی این 30 سال داشتهایم اما اگر بخواهیم مقایسه بکنیم، کیفیت ارکستر نسبت به 15 سال پیش بسیار بسیار بالاتر است. مشکل ارکستر سمفونیک ما ربطی به تکنیک نوازندهها و صدای ارکستر ندارد، مشکل چیزهای دیگری است. درباره این مشکلات به طور مختصر اگر بخواهم توضیح دهم باید بگویم، در ارکستر سمفونیک برنامهریزی دقیقی برای قرارداد بستن، حقوق دادن، بیمه کردن نوازندهها وجود ندارد. به فرض مثال من با حدود سی سال سابقه کار حدود چهارصد هزار تومان پایه حقوق دارم که با مسائل جانبی دیگر رقمی نزدیک به هفتصد هزار تومان با کسر مالیات دریافت میکنم. دیگر نوازندهها که نیز حقوقهایشان پایین بود و ما ارزیابی کردیم که حقوق چند نوازنده رسمی (شش یا 7 نوازنده) که دیگر بیشتر از هفتصد هزار تومان نمیشود؛ بنابراین خودمان درخواست کردهایم که اگر حقوق ما امکان افزایش ندارد، حداقل حقوق دیگر نوازندهها را به حقوق ما نزدیک کنید.

*نظر شما از رهبری نادر مرتضیپور چیست؟

- من آقای مرتضیپور را دوست دارم و وی از نظر شعور موسیقایی بسیار شعور بالایی دارد. به گونهای که میتوانم بگویم شعور موسیقی وی بالاتر از تکنیک اجرای وی است اما بچهها به دلیل تعامل خوبی که وی با آنها دارد، ایشان را دوست دارند و من هم ایشان را بسیار دوست دارم.

http://images.boursy.com/imported/2011/06/222.jpg

* شاهدیم در ارکستر سمفونیک کارهای سولیستی اجرا نمیشود دلیل آن چیست؟ یعنی نوازندهها تمایل به اجرای کنسرتو ندارند!

- نوازنده سولیست باید توانا باشد؛ به گونهای که وی بتواند جلوی جمعیت برنامه اجرا بکند.

*چرا کارهای سولیستی زیاد از شما ندیدهایم و فقط شما چند سال پیش، کنسرتو ویولن بتهوون را اجرا کردید و دیگر بعد از آن کنسرتو اجرا نکردید؟

-برای کنسرتو زدن و سولیست بودن باید نوازندهای توانا بود. من بعد از اجرای کنسرتو ویولون بتهوون، پشت دستم را داغ کردم که دیگر کنسرتو نزنم! چرا که در آن اجرا از لحاظ روانی به من فشار زیادی وارد شد.
یک نوازنده سولیست به طور حرفهای از بچگی به روی سن میرود و در طی این اجراها تجربههای مختلفی کسب میکند و دستش روان میشود. اما اکنون برای سولیست بودن، سنم بالا رفته است و دیگر اینکه من تجربه یک سولیست حرفه ای را ندارم. یک سولیست حرفهای در طول تحصیل خود آنقدر کنسرت میدهد که سولیست بودن برایش عادی میشود؛ هرچند خیلی از اینها اذعان دارند که استرس تا آخر عمر با آنهاست.
به فرض مثال در کنسرتو ویولون بتهوون، دو روز مانده به اجرا آنقدر دلهره داشتم که مجبور شدم پیش یکی از دکترهای فامیل بروم و ایشان یک قرص آرامبخش به من داد که یک ساعت قبل از اجرا بخورم. یادم هست که در این اجرا که به رهبری ایرج صهبایی بود، یک ساعت قبل از اجرا من قرص را خوردم و هر چه منتظر تاثیر قرص شدم نتیجهای ندیدم! زمان اجرا ارکستر شروع به نواختن اورتوری کرد و من پشت صحنه در دلم به خودم فحش میدادم که حالا کنسرتو دادنت چه بود!؟ بعد فکر کردم که نه دیگر دیر شده است و اجرا زنده است و مخاطبان نشسته اند و ارکستر هم دارد کار خودش را انجام میدهد. روی صحنه رفتم و از ابتدای اجرای کنسرتو که هنوز ویولون وارد نشده بود، کم کم به خودم تلقین کردم که حالا که این کار را کردی باید بزنی و راه دیگری وجود ندارد... بعد از اینکه نت های اولیه را زدم، انگار آب سردی به روی من ریخته شد و تا آخر کنسرتو تقریبا راحت بودم.

*تاکنون چند اثر سولیستی اجرا کردهاید؟

-یکی از آثار حسین دهلوی به نام شوشتری (به زندان)، چهار فصل ویوالدی (همه فصلها)، کنسرتو بتهوون و این اواخر هم بخش ویولون سولوی شهرزاد ریمیسکی کورساکف را اجرا کردم.

*اگر قرار باشد در آینده نیز کنسرتو بزنید، چه میزنید؟

-ممکن است دیگر جسارت چنین کاری را نداشته باشم؛ چراکه برای اجرای کنسرتو باید جوانتر باشم و من با پنجاه سال سن، دیگر توانایی گذشته را ندارم اما میتوانم کنسرتوی مندلسون، کنسرتوهای باخ و کنسرتوی شمار 3 و 4 و5 موتسارت را بزنم.

*باتوجه به اینکه کنسرتو کمانچه شما با عنوان «برتارک سپیده» با استقبال خوبی مواجه شد و اینکه شما ساز عود را هم به خوبی مینوازید آیا نمیخواهید برای ساز عود هم کنسرتو بنویسید؟

-در فکرش هستم و ایده های جالبی نیز دارم و همانطور که خودتان گفتهاید، کنسرتو کمانچه بسیار با استقبال مواجه شد و این آنقدر بر روی ذهنم تاثیر گذاشت که میخواهم برای تک تک سازهای ایرانی چون عود، تار، سنتور و... کنسرتو بنویسم و همینطور کنسرتو دوم کمانچه ام را بنویسم.

*شما هیچوقت نوازندگی عود خود را آنچنان مطرح نکردهاید، چرا؟

-اگر بخواهم یک نوازنده معمولی باشم، زیاد بر مذاق من خوشایند نیست! من دوست دارم اگر می خواهم یک ساز را بزنم و یا اینکه یک اثری را بنویسم، بسیار خوب از آب درآید. در همین کنسرت اخیرمان که من سولوی عود نسبتا مشکلی را زدم، ولی خودم زیاد از نوازندگیام در آن کنسرت راضی نبودم و زمانی که از کارم راضی نباشم، رغبتی برای ادامه دادنش هم ندارم.

*شما الان که ضبط شوشتری برای ویولون اثر آقای دهلوی را دوباره میشنوید، از اجرایتان راضی هستید؟
-نه چندان! آن اجرا بسیار با عجله بود و من در استودیو آنرا در همان روز ضبط کار کردم و خیلی پخته نبود آن اجرا، امروز قطعا بهتر میزنم شوشتری را...

*چرا در اجرای آقایان شجاع الدین لشکرلو و رحمتالله بدیعی کادانسی وجود داشته اما در اجرای شما کادانس وجود ندارد؟

-من فقط نتی که در استودیو داشتم را زدم و حتی فرصت تمرین زیادی نداشتم. اصلا فرصت کادانس زدن هم نبود؛ از اجرایم در آن کار راضی نیستم زیرا میتوانستم بسیار قلدرتر بزنم، صدای ساز من در آنجا خام است.

*شما یک کوارتت «به یاد سید علی اصغر کردستانی» دارید که مربوط به 28-27 سال پیش است نمی خواهید آن را منتشر کنید؟

-خیلی دوست دارم که این کار را انجام دهم، همچنین دوست دارم دوباره «افسانهسرزمین پدریم» را اجرا کنم که به زودی همین کار را انجام خواهم داد.

*یعنی با ارکسترزنده ؟

-طبیعی است که من الان نمیتوانم بیست میلیون برای انتشار مجدد این اثر هزینه کنم و بعضی از این سازها را از سمپل استفاده میکنم.


*یعنی میخواهید همان تجربهای که آقای هوشنگ کامکار در اثر«بهاران آبیدر» تکرار کرده است را شما دوباره تکرار کنید؟

-نه اصلا به این صورت نخواهد بود؛ اگر من بخواهم کار بکنم بسیار دقیقتر کار میکنم و الان هم باید بدانیم که قضیه سمپل لو رفته است وگرنه اگر بیست سال پیش، یک اثری را به طور کامل با سمپل ارائه میدادند کاملا طبیعی و با ارکستر زنده به نظر میرسید البته باید بگویم هوشنگ در" بهاران آبیدر" خیلی مصنوعی از سمپل استفاده کرده است. اما من میخواهم یک اجرای خوب از سمپل داشته باشم و اگر ببینم بعضی از میزانها با سمپل جواب نمی دهد؛ حتما از دوستان نوازندهام خواهش می کنم تا آن قسمت ها را در استودیو زنده بزنند.

*نمیخواهید برای ارکستر سمفونیک بنویسید ؟

-در حال حاضر بیشتر به روی کارهای با کلام کار میکنم و جدیدا هم بر روی اشعار فروغ فرخزاد و شاملو کار کردهام.

*بسیاری از کارهای شما اکنون در بازار نیست نمی خواهید، دوباره آنها را منتشر کنید؟

-چرا خیلی دوست داریم که این کارها با اجراهای بهتر بیرون بدهیم مثلا فکر میکنم که اثر "شباهنگام" بسیار حیف شد و البته بیژن خیلی خوب از پس کار بر نیامد و همچنین دوست دارم اثر "شوریده دل" را خلاصه و دوباره اجرا کنم. موسیقی فیلم "مادر" هم قرار است منتشر شود.

*شما چند سال است که اجراهای خودتان را بدون خواننده به صحنه میبرید؟ فکر نمیکنید نبود یک خواننده در گروه کامکار به موسیقی گروه لطمه میزند؟

-من مثل شما فکر نمیکنم چرا که آثاری را که ما اجرا میکنیم زیاد احتیاج به خواننده ندارد؛ البته برادرم اردشیر هم اعتقادی مثل شما را دارد و تاکید می کند که حتما با خواننده حرفهای کار کنیم. اما موسیقی گروه ما در حال حاضر چندان سنخیتی با نوع خوانندگی خوانندههای طراز اول ما ندارد. به فرض مثال اگر بخواهیم از آقای شجریان برای گروهمان دعوت کنیم، ایشان دوست دارد محوریت ساز و آواز باشد؛ در صورتی که موسیقی ما آواز {موسیقی بدون ریتم و با کلام} ندارد و همه تصنیف است.

*شما چند سال ویلن زدید و اساتید شما چه کسانی بودند؟

-معلم من در ابتدا پدرم بود و در سن 16-17 سالگی، برادرم هوشنگ که آن زمان دانشگاه بود برای من نتهایی را میآورد. بعد از اینکه وارد دانشگاه شدم اولین و تنها معلمم منوچهر انصاری بود که بسیار از او آموختم ولی با شروع انقلاب فرهنگی درس و دانشگاه هم تعطیل شد و مدت زیادی نتوانستم از کلاس ایشان استفاده کنم.

*یعنی خودتان معلم خودتان بودهاید؟!

-من در آن زمان آثاری از موتسارت و باخ را خودم میزدم و اعتقاد دارم کسی که استعداد داشته باشد، زیاد نیاز به استاد ندارد.همچنین اینکه از دیگر نوازندگان که در ارکستر کار میکردند، درس میگرفتم؛ البته در همان زمان قبل از ویولون کلاسیک، ویولون ایرانی میزدم ولی نه به سبک معمول کم تکنیک و عامیانه، بلکه به سبک استاد صبا ساز میزدم و میدانید که مثلا قطعاتی مثل ضربی اصفهان ایشان، در حد بعضی از قطعات کلاسیک سخت است یعنی من برای اجرای آثار موسیقی کلاسیک آمادگی داشتم.

با این حال من عاشق موسیقی بودم و برای خودم جالب است که بدانم آیا کسی آنقدر عاشق است؟! شاید باشد ولی من ندیدم! یادم هست یک زمان در حیاط خانهمان در سنندج مینشستم و نوار چهار فصل ویوالدی را گوش میدادم و چون نت این اثر نبود، مدام نوار را خاموش و روشن میکردم و نت آن را یادداشت میکردم. همچنین نت کنسرتو شماره 3 موتسارت با اجرای فرانچسکاتی را به همین صورت نوشتم و بعد از اینکه نت اصلی آن به دستم رسید، متوجه شدم که در چهار فصل ویوالدی همه نتها را درست نوشتم و در کنسرتوی 3 موتسارت فقط چند نت را در یک میزان اشتباه شنیده و نوشته بودم! اما در حال حاضر میبینیم که به هنرجوهای امروزی نت قطعات ویوالدی را میدهید و اینقدر سرد برخورد میکند که آدم شوکه میشود! اما در زمان ما اگر کسی همچنین نتی را به من میداد من پر در میآوردم. حالا نمیدانم هنرجوها نتهای ویوالدی، باخ و بتهوون را خودشان دارند و به روی خودشان نمی آوردند که اینقدر با بیمیلی برخورد میکنند یا مشکل از تفکر من است!؟

*هم اکنون چقدر با ویولن تمرین میکنید؟

- من عشق آهنگسازی دارم اما به دلیل اینکه مایستر ارکستر سمفونیک هستم و همیشه باید روی سن باشم به همین دلیل یک آرشه بدون کلیفون دارم که بتوانم شبها با آن بی صدا تمرین کنم تا مزاحم دو فرزند کوچکم نباشم!

*و برای پرسش پایانی برای عود چقدر تمرین میکنید؟

- خیلی خیلی کم؛ چون فرصتش را ندارم اما برای آهنگسازی عود بیشتر رفیقم است تا ویلن، چرا که در آغوش قرار میگیرد و توانایی نواختن آکوردها و همینطور خواندن تصنیفها را با آن دارم.

منبع: روزنامه آرمان


لینک مطلب ...http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-3828.html

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۳۰, ۰۲:۵۴
حسین علیزاده و شهرام ناظری در تهران برنامه اجرا میکنند


کنسرت مشترک شهرام ناظری و حسین علیزاده با اجرای آثاری از حسین علیزاده، 5 تا 8 مردادماه در سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی تهران برگزار میشود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۳۰, ۱۱:۴۷
حاصل همکاری بیضایی و درویشی به بازار می​آید

مجموعه موسیقی فیلمهای محمدرضا درویشی به زودی منتشر میشود و یکی از آلبوم​های آن ویژه همکاریهای این آهنگساز با بهرام بیضایی کارگردان سینماست.

این مجموعه موسیقی فیلم شامل 5 سی دی موسیقی به همراه کتابچه، عکس، توضیحات و شرح آثار خواهد بود .

مجموعه یاد شده دربرگیرندهء اکثر موسیقی فیلمهایی است که محمدرضا درویشی طی عمر حرفهای آهنگسازیاش برای سینما ساخته است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۱, ۰۱:۲۵
گزارش من درباره قوانین جدید بنیاد رودکی




گراني ميهمان خانه هاي اهالي موسيقي شد


براساس قوانين تازهي بنياد رودكي؛ پرداخت 30 درصد از هزينهي تالاروحدت بدوناحتساب ميزان فروش، 15 درصد هزينهي فيلمبرداري، 30 درصد رقم اسپانسر و 500 هزار تومان هزينه فروش اينترنتي بليت براي هر اجراي موسيقي الزامي است.

ایلنا: تالار وحدت براي اجراي برنامهي موسيقي در سالن 800 نفرهي وحدت، مقرارت تازهاي وضع كرده است.‎؛ بر اين اساس؛ هنرمندان موظف هستند 30 درصد از هزينه ي تالار را بدون درنظر گرفتن معيار فروش؛ 48 ساعت قبل از اجرا بپردازند.
براساس مقرارت جديد تالار وحدت كه در سال 1390 وضع شده است‏ْ، هنرمندان پيش از اجراي برنامه در اين تالار ميبايست 30 درصد از هزينههاي مربوط به تالار و صندليهاي آن، ولو آنكه صندليهاي تالار در هنگام اجراي برنامه پر نشده باشد را بپردازند.
حسين توتونچيان(مدير موسسهي موسيقي ققنوس) كه قرار بود اوايل سال جديد كنسرت گروه طريقت به خوانندگي نادر گلچين را در تالار وحدت برگزار كند، بهدليل اعمال مقررات تازه ازسوي بنياد رودكي؛ از برگزاري كنسرت در تالار وحدت منصرف شده است‏.
توتونچيان در اينباره به خبرنگار ايلنا گفت: در گذشته 30 درصد از فروش بليتها به مديران تالار وحدت پرداخت ميشد اما طبق قانون جديد؛ هنرمندان امروز مجبورند 30 درصد از فروش تمام صندليهاي تالارحتي اگر فروخته نشده باشند را به تالار بپردازند.
وي با گلايه از ورزات ارشاد بهدليل برداشتن تنها چتر حمايتي خود از هنرمندان تراز اول، درباره ديگر قوانين جديد اين تالار گفت: از دیگر نکات جالبی که در سال جدید تغییر داده شده؛ این است که اگر یک گروه بخواهد یک اجرا را بهصورت حرفهای ضبط کند، باید 15 درصد از درآمد حاصل از انتشار اثر را به تالار بپردازد.
وي افزود: و باز نكتهي جالب ديگر اينكه؛ اگر هنرمندي بخواهد از كنسرت خود فيلمبرداري كند؛ بايد هر شب دو ميليون و 500 هزار تومان به مديران تالار وحدت بپردازد. و درصورتيكه يك اجرا اسپانسر هم داشته باشد، تالار وحدت 30 درصد از كل قرارداد را براي خود برميدارد. همچنين هنرمندان موظف به پرداخت 500 هزار تومان براي فروش اينترنتي بليت اجراهاي خود شده اند.
يك آگاه در تالار وحدت با تاكيد بر عدم تغيير قوانين تالار وحدت از سال 82 تاكنون؛ گفت: توسعه بخشيدن به عمليات عمراني، كمبود بودجهي بنياد رودكي و نيز بدحسابي بعضی از هنرمندان ازجمله دلايل وضع قوانين جديد بوده است.

http://ilna.ir/uploads/1390-3-31/26.jpg

وي همچنين با انتقاد از برخي هنرمندان كه از وضع قوانين تازه در بيناد رودكي گله مند هستند، يادآور شد: اين قوانين شامل حال تمام نهادهايي كه از اين پس در تالار وحدت به اجراي برنامه ميپردازند مانند نهاد ریاست جمهوری، وزارت راه، بنیاد شهید و ... نيز ميشود حال آنكه اين نهادها از وضع قوانين جديد شكايتي نداشته اند.
وي همچنين درباره چگونگي محاسبه ي رقم 15 درصدي فيلمبرداري از كنسرتها ‏گفت: تنها هنرمندان تراز اول در این تالار کنسرت میدهند لذا فروش آلبوم اين گروه از هنرمندان احتمالا بالاست. بنابراين پرداخت چنين رقمي براي اجراهاي حرفهاي درصد بالايي نيست.
لینک خبر.....http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=192761

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۱, ۰۱:۴۰
شهرداد روحاني نيمه شعبان اركستر سمفونيك را رهبري ميكند

شهرداد روحاني 24 و 25 تير ماه مصادف با سالروز ولادت منجي عالم بشريت حضرت قائم (عج) رهبري اركستر سمفونيك تهران را بر عهده دارد.

اركستر سمفونيك تهران در اين برنامه قطعاتي از موسيقي فيلمهاي مطرح سينماي جهان و چند اثر منتخب از آهنگسازان ايراني را اجرا خواهد كرد.
براساس اين گزارش، اركستر سمفونيك در حال حاضر در حال تمرين اين قطعات در تالار رودكي است.
اجرا در اين ايام نخستين حضور شهرداد روحاني در سال 90 به عنوان رهبر ميهمان اركستر سمفونيك تهران است.
روحاني پيش از اين هم رهبري اركستر سمفونيك تهران را برعهده داشته است و اجراهاي سال گذشته او با استقبال مخاطبان همراه شد.
كنسرت اركستر سمفونيك تهران به رهبري شهرداد روحاني روزهاي فوق در تالار وحدت برگزار خواهد شد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۱, ۱۳:۲۳
خبر من از اجراي كنسرت شجريان در اروپا...

شجريان امسال هم در ايران نمي خواند !!

محمدرضا شجريان اینروزها در تدارک برگزاري کنسرت یکماه و نیمهي خود در شهرهای اروپایی است. استانبول، آمستردام، بروکسل، ماین، برلین، هامبورگ، کلن، لندن، ادینبرا، وین، گوتنبرگ و استکهلم ازجمله شهرهايي هستند كه شجريان در آنها كنسرت برگزار خواهد كرد.


محمدرضا شجريان اینروزها در تدارک برگزاري کنسرت یکماه و نیمه خود در شهرهای اروپایی است.
بهنظر ميرسد محمدرضا شجريان بيشتر فعالیتهای هنری خود را در خارج از مرزها دنبال میکند. اين هنرمند سال گذشته در شهر دوبی به صحنه رفت و بسیاری از علاقمندان وي برای دیدن اين کنسرت به دبي سفر كردند و هماكنون نيز شجريان در تور اروپايي خود؛ اولین کنسرتش را در شهر استانبول برگزار خواهد كرد.
همزمان با آغاز تور كنسرت شجريان در اروپا، آلبوم اين هنرمند نيز در آمریکا منتشر ميشود.
تور اروپایي گروه موسیقی شهناز از 25 شهریورماه در ترکیه آغاز میشود و 8 آبان ماه در شهر کلن در آلمان به پایان میرسد.
گروه شهناز بعداز اجرا در شهر استانبول؛ به کشور هلند سفر میکند و در تاریخ 8 مهرماه در شهر آمستردام به صحنه میرود.
اجرای بعدي این گروه در کشور بلژیک و در شهر بروکسل خواهد بود که تاریخ آن 9 مهرماه است.
اجرا در سه شهر آلمان؛ از دیگر برنامههای تورکنسرت گروه شهناز است که به ترتیب11 مهرماه در شهر ماین، 22 مهر در برلین، 23 مهر در هامبورگ و 8 آبان در کلن تدارک دیده شده است.
همچنین شجریان در تاریخ 26 مهر در شهر لندن و روز 27 مهر در ادینبرا در کشور انگلیس به صحنه میرود.
اجرای گروه موسیقی شهناز30 مهرماه در وین در کشور اتریش و 5 آبان در شهر گوتنبرگ و 7 آبان در شهر استکهلم در کشور سوئد به پایان میرسد.
در این کنسرتها آثاری از جلیل شهناز، محمدرضا شجریان و مجید درخشانی در دو بخش سهگاه و بیات اصفهان اجرا خواهد شد.
ترکیب نوازندههای گروه موسیقی شهناز برای تور اروپا همان ترکیبی است که در کنسرت دوبی بوده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۲, ۱۴:۲۴
گفتگو من با كيوان ساكت،آهنگساز و نوازنده تار:

درآمد موسيقي به جيب ارگانهاي دولتي ميرود


كيوان ساكت كه بهتازگي آلبوم ناي شكسته را منتشر كرده،از بهروز نشدن دروس هنرستان انتقاد كرد و دليل واپس گرايي و بيعلاقگي در موسيقي را ركود و تكرار مباحث هنرستانها دانست.

ایلنا: در آموزش موسيقي دچار يك واپسگرايي شدهايم و زماني آموزش موسيقي مطلوب بود كه بزرگاني چون خاقي و صبا در هنرستانها بودند.
كيوان ساكت(آهنگساز و نوازنده تار) در گفت وگو با خبرنگار ايلنا گفت:آموزش موسیقی زمانی مطلوب بود که اساتید بزرگی چون خالقی، زرین پنجه، وزیری، موسیخان معروفی، حشمت سنجری، ابوالحسن صبا و هنرمندانی از نسل در هنرستانهای موسیقی درس میدادند‎.
وي افزود: درحال حاضر شاهدیم که مطالب درسی این هنرستانها باید تغییر کند که این امر محقق نشده است؛ به همین دلیل شاهد یک واپسگرایی در آموزش موسیقی هنرستانها شدهایم که شاید یکی از دلایل عمده بیعلاقگی جوان به موسیقی ایرانی همین رکود و تکرار باشد.

http://ilna.ir/uploads/1390-4-2/08.jpg

اين مدرس و نوازنده تار با اشاره به اينكه متد آموزشي موسيقي در ايران سست و پوشالي است‏،خاطرنشان كرد: زیربنای فرهنگی همه جامعه، آموزش است و علم موسیقی نیز از این قاده مستثنا نیست. با این حال حاضر، شاهدیم که پایههای آموزشی در ایران بسیار سست و پوشالی است؛ چراکه متدهای آموزشی که در هنرستانهای تدریس میشود باید هدفمند و بهروز باشد،اما درحال حاضر اینگونه نیست.
ساكت افزود: آیا شیوه غذا خوردن و لباس پوشیدن ما در سالهای اخیر تغییر کردهاند؟ پس چرا متدهای آموزش موسیقی از این قاعده مستثنی است؟!
اين هنرمند كه به تازگي آلبوم موسيقي ناي شكسته با آواز امیرمحمد تفتی را منتشر كرده است،تصريح كرد: ارگانهای آموزش موسیقی در کشور، هیچ نظارتی بر وضعیت آموزش موسیقی ندارند. در این راستا شاهدیم که هنرستانها که باید مرجع تفکر موسیقی در یک کشور باشند؛ خود لنگ میزنند و حتی این لنگ زدن را به آموزشگاههای موسیقی هم سرایت میدهند.
كيوان ساكت كه آلبوم افق مهر، وطن من با صدای ایرج بسطامی و مقام صبر با صدای علیرضا افتخاری را قبلا منتشر كرده است‏،افزود: برای خیلیها متد آموزشی هنرستان مرجع و ماخذ است. با این وضعیت نابسامانی میتوان حس کرد که وضعیت آموزش موسیقی به چه صورت است.
وي در ادامه صحبتهاي خود درباره اينكه چرا فعاليتهاي صحنهاي وي در تهران بسيار اندك است‏، گفت: عمدهترین دلیل آن برمیگردد به اینکه مشغلههای من زیاد است و همچنین به پیشنهاد فستیوالها و کشورهای مختلف دنیا درحال سفر هستم. اما امسال تصمیم گرفتهام که در مهرماه یک کنسرت برگزار کنم و قرار است که با کنسرت زهی اصفهان همکاری داشته باشم.
وي افزود: از ديگر دلايل براي كم شدن فعاليتهاي صحنهاي من؛ ميتوان به بالا بودن هزینه تبلیغات و دردسرهای مجوز گرفتن، هزينه بالاي سالن و .... اشاره كرد‎؛ به ویژه برای من که با ارکستر بزرگ کار میکنم و فعالیت با ارکستر بزرگ بسیار پرهزینه است، بهخصوص اگر در این ارکستر بزرگ هنرمندان صاحبنامی نیز کار کنند.
وي خاطرنشان كرد: در همه جای دنیا، دولت و شهرداری از هنر ملی حمایت میکنند. اما در کشور ما نه تنها این حمایت صورت نمیگیرد بلکه درآمدی که از این طریق به وجود میآید، به جیب ارگانهای دولتی میرود. با این روند فکر میکنید چند گروه باقی میماند که به روی صحنه بروند؟
اين نوازنده تار خاطرنشان كرد: در این شرایط هنرمندان به تولید آلبوم روی میآورند که آن هم سالیان سال باید برای مجوز گرفتن در وزارت ارشاد خاک بخورد و نتیجه آنهم گسترش بیاندازه موسیقی زیرزمینی است.
وي افزود: مگر با هزینه بلیتهای 50 هزار تومانی از یک خانواده چند نفر میتوانند به کنسرت بروند؟
ساكت در پاسخ به اين سوال كه؛ در نگاهی گذرا به فعالیتهای شما، درمییابیم که شما آثار آهنگسازان بزرگ دنیا را كه قبلا با ارکستر سمفونیک شنیدهایم یا با سازهای غربی، با ساز تار اجرا کردهاید، دلیل پافشاری چه بوده است، گفت: چرا نباید این کار را انجام دهیم مگر زمانی که ما ادبیات آلمانی میخوانیم آثار معروف این ادبیات آلمانی را مطالعه نمیکنیم؟ یا زمانی که نقاشی میکنیم، سبکهای دیگر را مطالعه نمیکنیم پس چرا باید برای موسیقی محدودیت قائل شویم؟! چرا نباید آثار آهنگسازانی بزرگ چون باخ، موتزارت، هایدن و غیره را با سازهای خودمان اجرا کنیم.
اين هنرمند درباره اينكه چرا آثار آهنگسازان بزرگ دنيا را با ساز تار اجرا كرده است، گفت: در تمام کشورهای ترکی زبان و عربیزبان، آثار معروف دنیا را باتوجه به توانی نوازندگان آن کشور با سازخوشان اجرا میکنند؛ پس چرا در کشور ما اگر آثار هنرمندان بزرگ دنیا با سازهای ایرانی مانند تار اجرا شود برایش حرف و حدیث درست میکنیم؟
وي گفت: از طرف دیگر موسیقی یک هنر انتزاعی است و برخلاف هنرهای دیگر مانند سینما، تئاتر یا ادبیات نیازی به ترجمه مجدد ندارد.اعجاز موسیقی در همین است که یک نوازنده میتواند آهنگ تمام آهنگسازان دنیا را اجرا کند بدون اینکه زبان مردم آن را بداند.
وي در پايان گفت: در ایران هر کار نویی با مخالفت مواجه میشود. مگر همین انتقادها را یک زمان نسبت به نیما نگفتند؟ مگر نمی گفتند که نیما عامل آمریکایی است و می خواهد شعر کلاسیک فارسی را خراب کند؟! پس اين مخالفتها چيز تازهاي نيست.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۲, ۱۴:۲۶
محمدرضا درويشي اواخر تير با شوق نامه مي آيد


پس از كش و قوس هاي فروان سرانجام اواخر تيرماه سالجاري؛ مجموعه شوقنامه به آهنگسازي محمدرضا درويشي و خوانندگي همايون شجريان منتشر ميشود.

ایلنا: محمدرضا درويشي‏(آهنگساز) با اعلام اين خبر به ايلنا درباره ي تاخير يك ساله در انتشار اين مجموعه موسيقايي گفت: روند انتخاب شركت پخش براي اين مجموعه نزديك به شش ماه طول كشيد. كار چاپ هم به اين زمان اضافه شد.
وي افزود: مجموعه شوق نامه قرار است در تيراژ اوليه 5 هزار نسخه و دو پكيج توسط موسسه موسيقي آواي باربد منتشر شود.
در ادامه؛ حميد اسفندياري‏(مدير موسسه آواي باربد) به ايلنا گفت: براي اين مجموعه هنوز قيمتگذاري ثابت انجام نشده است اما قاعدتا قيمت آن بيش از 20 هزار تومان است.
وي ادامه داد: اين مجموعه در دو مدل انتشار مييابد كه يك مدل نفيس است و ديگري يك بسته معمولي است.

http://ilna.ir/uploads/1390-4-2/05.jpg

مدير موسسه آواي باربد خاطرنشان كرد: تيراژ مجموعه نفيس نزديك به 2000 نسخه است و قيمت آن بيش از 20 هزار تومان خواهد بود. در بستهي معمولي كه شامل سه عدد سي دي و يك كتابچه است؛ قيمت بين 15 تا 20 هزار تومان تعيين ميشود.
مجموعه «شوق نامه» حاصل شش سال کار است که سه سال تمرین و ضبط آن طول کشید و دو سال هم نتنویسی آن وقت برده است.
محمدرضا درویشی درباره این اثر گفته است: غیر از روایتهای مکتوب درباره عبدالقادر مراغه ای نوشته تقی بینش که در رساله های جام اللحان، مقاصدالحان و ادوار صفی الدین ارموی موجود است، ما سند دیگری از مراغه ا ی در ایران نداشتم.
وی ادامه داد:30 تصنیف به عبدالقادرمراغهای منسوب شده است. من طی سفر به ترکیه توانستم 24 تصنیف را جمعآوری کنم اما شش تصنیف دیگر را هنوز پیدا نکردهام.
محمدرضا درویشی در ابتدا کار بازخواني مجموعه «شوق نامه» را با یک گروه هفت نفره آغاز کرد اما به تدریج به یک گروه 22 نفره تبدیل شد و سپس شمار گروه به 9 نفر کاهش یافت.
این گروه به سرپرستی محمدرضا درویشی و خوانندگی همایون شجریان، بیست و چهار تصنیف منسوب به عبدالقادر مراغه ای را براساس اشعاری از حافظ، جامی، خیام، فیضی دکنی، فصیحی و شاعران ناشناخته اجرا میکند. درویشی در این پروژه؛ اشعار عربی و مصرع های ترکی را نیز در قالب آلبوم «شوق نامه» ضبط کرده است.
عبدالقادر مراغهای، ریاضیدان، موسیقیدان و نوازنده ایرانی قرن نهم هجری است که لقب معلم ثانی را در موسیقی دارد. او علاوه بر نوازندگی در خوشنویسی، شعر و نقاشی تبحر داشته است. ارتباط بین موسیقی ایرانی و موسیقی ترک ازجمله پژوهشهای اوست. او همراه با فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و قطب الدین شیرازی از بزرگترین نظریه پردازان موسیقی ایرانی به شمار میرود.
محمدرضا درویشی، زاده 25 مهر 1334 در شیراز، آهنگساز، پژوهشگر موسیقی و مؤلف دایرهالمعارف سازهای ایران است. وی در سال 1357 در رشته آهنگسازی از دانشکده هنرهای زیبای تهران فارغ التحصیل شد.او علاوه بر آهنگسازی، از بیست سال پیش پژوهش در موسیقی نواحی مختلف را با سفر به شهرها و روستاهای ایران آغاز کرده است. موسیقی کلیدر که براساس رمان کلیدر محمود دولت آبادی ساخته شده است، یکی از شاهکارهای درویشی است. آلبومهای گنبد مینا و جان عشاق حاصل همکاری وی با پرویز مشکاتیان است.
وی موسیقی فیلم هایی کیسه برنج(محمدعلی طالبی)، تخته سیاه(سمیرا مخملباف)، روزی که زن شدم(مرضیه مشکینی)، سفر قندهار(محسن مخملباف)، اسامه(صدیق برمک)، شهرآشوب(یدالله صمدی) و ... را نوشته است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۷, ۱۵:۲۸
حسين عليزاده در نشست شوراي فني اركستر ملي:


اكنون نفت 100 دلاري داريم‎؛چرا بودجه نمي دهيد؟!!


حسين عليزاده با انتقاد از برخي ويژگي هاي هنرمندان مانند عقدهي خود كم بيني و علاقه به خروج از كشور درميان جوانان، خواستار اختصاص بودجهاي متناسب به حوزه ي فرهنگ شد كه با نفت 100 دلاري ايران مطابقت داشته باشد.

ایلنا: نشست اعلام برنامه ي اركستر ملي براي سال 90 با حضور شوراي فني اركستر و معاون مديركل مركز موسيقي در تالار وحدت برگزار شد.
علي ترابي(معاون مديركل مركز موسيقي وزارت ارشاد) در ابتداي اين نشست گفت: بنا داريم اركستر ملي بتواند در سراسر كشور برنامه اجرا كند و بعداز اجرا در شهرستانها به تهران بيايد.
در ادامه محسن رجبپور(مدير اجرايي اركستر ملي) به برنامههاي آتي اين اركستر گفت: بزرگداشت اساتيد موسيقي ايران يكي از برنامه هايي است كه در برنامه هاي اين اركستر گنجانده شده است تا از اين طريق بتوانيم خاطرههاي خوب و بيادماندني در موسيقي ايران را براي تشويق نوازنده ها و مخاطبان داشته باشيم.
وي با اشاره به اينكه بزرگداشت روحاله خالقي؛ اولين برنامه بزرگداشت ما خواهد بود؛ تصريح كرد: اركستر ملي در تاريخ نوزدهم و بيستم تيرماه در باغ عطيفآباد شيراز به صحنه ميرود و همين اجرا را در تاريخ سيزدهم و چهاردهم مرداد ماه در سالن برج ميلاد به صحنه ميبرد.
همكاري دوباره عليرضا قرباني با اركستر ملي از ديگر خبرهايي بود كه محسن رجبپور بيان كرد و افزود: رپرتوار "ميناب" به آهنگسازي روحاله خالقي در جديدترين برنامهي ما اجرا ميشود كه خواننده آن هم در شيراز و هم در تهران عليرضا قرباني خواهد بود.
رجبپور از تصميم شوراي فني براي ثبت قطعاتي كه توسط اركستر ملي اجرا مي شود؛ خبر داد و خاطرنشان كرد: اين كار منجر ميشود تا صداي اجراهاي زنده اركستر ملي كه بعضا امكان برگزاري آن در نقاط مختلف نيست به صورت گسترده تر به گوش مخاطبان برسد و هم اينكه اين روند انگيزهاي است براي آهنگسازان.
محسن رجبپور در ادامه ي اين نشست؛ از آمادگي اركستر ملي براي برگزاري كنسرت در سراسر ايران خبر داد و درباره آن توضيح داد: اركستر ميتواند در تمام مراكز استانها و شهرستانهايي كه پتانسيل آن را دارند؛ كنسرت برگزار كند به همين دليل اينجا اعلام ميكنيم معاونت هنري براي اين برنامهها در شهرستانهاي مختلف سوبسيد نيز مي دهد.
هوشنگ ظريف(آهنگساز و عضو شوراي فني اركستر ملي) از ديگر هنرمنداني بود كه در اين نشست مطبوعاتي حضور داشت و درباره جوانگرايي در اركستر صحبت كرد.

http://ilna.ir/uploads/1390-4-7/33.jpg

وي گفت: متاسفانه جوانان ما آيندهاي ندارند اين درحالي است كه در زمان ما همه امكانات مهيا بود و به هنر موسيقي بها داده ميشد. اما متاسفانه شاهديم جوان هاي الان با اينكه ساز خوب ميزنند و از تكنيك بالايي برخوردارند، اما بيكارند.
اين نوازندهي تار افزود: اكنون متوسط سن اعضاي اركستر ملي بيست و پنج سال است و بعداز ده سال اينها به يك پختگي و ظرافت مي رسند؛ به همين دليل بايد بحث شايسته سالاري و نگاه به آينده را در اركستر تقويت كرد.
حسين عليزاده(يكي ديگر از اعضاي شوراي فني و آهنگساز) با تاكيد بر اين موضوع كه همه ما سهم مساوي در معرفي فرهنگ و مليت ايراني داريم، خاطرنشان كرد: من نه از روي وظيفه بلكه به خاطر علاقه، تعهد و غيرت ملي بين خودمان، مردم و اهالي مطبوعات و مسئولان مرز نمي گذارم چراكه هدف همه ما بايد يك اركستر ملي تاثيرگذار و منسجم باشد.
اين آهنگساز در ادامهي صحبتهاي خود به مسئله بيكاري جوانان، اعتياد و مفاسد اجتماعي اشاره كرد و افزود: بايد راه براي فعاليتهاي فرهنگي باز شود تا جوانان ما به دام چنين بحرانهاي اجتماعي نيافتند.
عليزاده با تاكيد بر اين موضوع كه ما هماكنون همه سرمايه هاي خوب براي داشتن يك اركستر خوب را داريم، خاطرنشان كرد: تنها بعدي كه ما در آن لنگ ميزنيم بحث حمايتي است كه هم مردم بايد حمايت كنند و هم مسئولان.
وي در همين زمينه ادامه داد: ما هنرمندان هميشه در صحبت هايمان از مسئولان ياد مي كنيم و به آنها احترام ميگذاريم اما من نديده ام مسئولي نه در زبان بلكه در عمل از هنرمندان تشكر كند.
بخش ديگري از صحبتهاي حسين عليزاده به تازه تاسيس بودن اركستر ملي اختصاص داشت. او گفت: قاعدتا اين اركستر نياز به نقد دارد؛ البته اگر آن را نقد مي كنيم بايد شجاعت تعريف كردن از آن را نيز داشته باشيم و اگر نقد انجام ميدهيم بايد متخصص باشيم.
خالق اثر موسيقايي نينوا، شورانگيز و به تماشاي آبهاي سفيد گفت: به يقين ما در اركستر ملي دنبال كارهاي خاطرهبرانگيز كه صرفا جنبه سرگرمي براي مردم داشته باشد، نيستيم اما اين بدين معنا نيست كه بخواهيم پيوندمان را با نسل گذشته از بين ببريم. همچنين فعاليت هاي اركستر بر پايه ي خواننده محوري پيش نخواهد رفت. البته اين نكته را بايد بدانيم كه كلام نقشي انكارنشدني در موسيقي ما دارد به همين دليل استفاده از خوانندههاي جوان، آموزش به آنها نيز در برنامه هاي اركستر ملي قرار ميگيرد.
اين هنرمند خواستار اختصاص بودجه اي متناسب به حوزه فرهنگ شد و اظهار داشت: متاسفانه درحال حاضر همه ما عقدهي خود كمبيني داريم و شاهديم بچهاي كه تازه لب به سخن گشوده، ميخواهد از اين كشور برود و براي خود مامن امني در آن سوي آبها تداعي ميكند.
اين نوازنده تار خاطرنشان كرد: يك زمان در دوران اصلاحات از اينكه نفت ما با قيمت هفت دلار به فروش ميرسد؛ گله ميشد و آقاي خاتمي از اينكه نميتواند بودجه خوبي به فرهنگ اختصاص دهد؛ ناراحت بود. اما اكنون كه نفت ما حدود صد دلار است آيا اكنون هم نميتوانيم بودجه خوبي به مسائل فرهنگي اين مملكت اختصاص بدهيم؟
وي افزود: به اعتقاد من؛ فرهنگ ايران و مردم ايران بخشي از فرهنگ جهان و مردم جهان هستند و ازنظر سرمايه هيچ كم ندارند پس بايد كاري كنيم اين عقدههاي خود كمبيني، كم و ناپديد شود.
فردين خلعتبري(از ديگر اعضاي شوراي فني اركستر ملي) نيز گفت: هم اكنون فراخواني براي توليد آثار موسيقي داده شده تا از آن طريق بتوانيم از پتانسيل هاي آهنگسازي نيروهاي جوان نيز استفاده كنيم.
وي درباره اينكه بعضي از آثار ايراني در خارج از كشور ضبط و اجرا ميشود، گفت: اگر اجراي اين آثار بدون سفارش باشد كه اين؛ يك قضيه ي خوب است اما اگر ما در داخل كشور اركستري داشته باشيم كه بتواند اين قطعات را اجرا كند و ما كماكان آثارمان را با اركسترهاي خارج از كشور ضبط بكنيم، اين موضوع خوشايند نيست و كمكي به بهبود وضعيت فرهنگي جامعه نخواهد كرد. هرچند قبول داريم كه ضبط آثار موسيقي در ايران در مقايسه با خارج از كشور بسيار پرهزينه است.
اين آهنگساز گفت: در همين راستا شوراي فني اركستر ملي درنظر دارد بتواند اين اركستر را براي ضبط دراختيار آهنگسازان ديگر قرار دهد؛ البته ناگفته نماند ما براي نوازندگي بعضي از سازها مانند هارپ، كرانگله و غيره با مشكل مواجه هستيم.
همچنين خلعتبري در توضيح اينكه چرا در اجراي جديد اركستر ملي از خوانندهي معروف استفاده شده، گفت: قاعدتا خواننده نقش مهمي در جذب مخاطب دارد اما درعين حال هدف ما شناسايي خوانندگان جوان هم هست.
وي در ادامه همين بحث افزود: البته براي انتخاب خواننده يك سيستم فيلتري استاندارد گذاشتيم و همچنين اينكه خوانندههايي كه انتخاب ميشوند با شركت در مستركلاسها بتوانند قابليت خواندن در اركستر ملي را داشته باشند.
حسين عليزاده هم در اينباره گفت: متاسفانه تنوع خواننده در كشور ما وجود ندارد و برخلاف آموزش ساز؛ به نظر ميرسد كه آموزشهاي آواز با نواقصي همراه بوده است.
وي افزود: اگر ميخواستيم براي اركستر ملي از خوانندههاي خيلي حرفهاي استفاده كنيم اين خواننده ها يا در سفرند يا به دنبال جايي هستند كه منافع مادي و معنويشان بيشتر تامين شود.
در ادامه برديا كيارس(رهبر اركسترملي) گفت: تمرينات اركستر ملي تاكنون به صورت منظم برگزار شده. ما در هفته؛ سه روز تمرين داريم. البته بعضي از قطعاتي كه اركستر تمرين ميكند فقط براي آمادگي بيشتر است و ممكن است هيچ وقت اجرا نشود.
محسن رجبپور در ادامه همين موضوع گفت: هزينه ي ماهانه اركستر ملي هماكنون نزديك به چهل ميليون تومان است و اركستر بهصورت منظم ترانه هاي خود را ادامه ميدهد.
در پايان اين نشست، حسين عليزاده در پاسخ به پرسش خبرنگار ايلنا درباره جنس صداي اركستر ملي و تركيببندي سازهاي آْن گفت: متاسفانه در كمتر قطعهاي از آهنگسازان ما به سازهاي ايراني آنچنان كه بايد و شايد بها داده شده و معمولا سازهاي ملي نقش تزئيني دارد. شايد به خاطر اين باشد كه آهنگسازان ما سازهاي ايراني را نميشناسند. يكي ديگر از ضعفها به خود بدنه ي ساز برمي گردد كه در اين راستا سازندگان ساز بايد به دنبال راهحلي باشند كه سازهاي ما بتواند هماهنگ با اركستر پيش برود و كوك آن خارج نشود.
عليزاده همچنين از نوازندههاي جوان خواست كه تكنيك خود را در نواختن ساز بالا ببرند و آنچه در مباحث آموزشي نقش كليدي دارد را حتما ياد بگيرند.
اين آهنگساز خاطرنشان كرد: به عقيده من؛ هنوز قطعه اي براي اركستر ملي نوشته نشده كه در شان سازهاي ملي باشد.
در پايان نيز معاون مديركل موسيقي وزارت ارشاد درباره اشتراك بعضي از نوازنده هاي اركستر ملي با اركستر سمفوني گفت: دفتر ما به بهترين نحو برنامهريزي ميكند تا اشتراك نوازنده ها به مرور از بين برود تا اينكه هركدام از اين اركسترها مجزا از هم باشد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۷, ۱۶:۳۴
اينم گفت وگو من با محمد منتشری، خواننده:


فقط بزرگان آواز می توانندردیف مهرتاش را بخوانند!

محمد منتشری با اینکه در مرز ۷۰ سالگی به سر میبرد اما صدایش هنوز در اوج است و خوب میخواند. شفاف صحبت میکند و برای پاسخ به پرسش هایم حاشیه چینی نمیکند. هنوز از نام بردن صریح اسم استادش واهمه دارد و مهرتاش را «آقا» صدا می کند. منتشری با اینکه اصالتا لنگرودی است اما لهجه اش کاملا تغییر کرده و به وقول قدیمی ها آواز بیات تهرونی میخواند که بسیار سرتر از هم طرازان تهرانی خودش است.

این هنرمند در جامعه هنری باربد هنر آموخته است و همزمان با اینکه دپیلم تئاتر دارد اما به موسیقی گرایش پیدا کرد؛ دلیل آن هم این وبد که استاد مهرتاش در کلاسهای تئاتر از موسیقی ایرانی هم میگفتند. از منتشری تاکنون مجموعه چهارشنبه سوری و هفت سین منتشر شده است که به اعتقاد خودش این مراسم جزو میراث فرهنگی ماست و باید آنها را به هر نحوی حفظ کرد. بسیاری اعتقاد دارند که خواندن در تابلو موزیکالهای روحوضی درشان منتشری نبوده است اما خودش می گوید من خوانندن آن تابلو موزیکال ها را بیشتر از ردیف دوست دارم؛ چرا که زبان مردم است و میتواند با آنها ارتباط برقرار کند. میگوید آوازهای الان همه فتوکپی هستند و در سی سال اخیر هیچ اثری خوبی که بتواند در میان مردم گل کند و جای خود را در خاطره ها باز کند، منتشر نشده است و مقصر آن وسایل ارتباط جمعی و متولیان فرهنگی میداند.

به تازگی ردیف های اسماعیل خان مهرتاش با صدای وی منتشر شده است که بحث های مختلفی را به همراه داشته است. نظیر اینکه وی در این ردیفها دخل و تصرف کرده است و بعضی از دستگاهها چون نوا و راست پنجگاه که مهرتاش اصلا اعتقادی به وجود آنها نداشت را به مجموعه ردیفهای مهرتاش اضافه کرده است اما وی اذعان دارد که همه آنچه در ردیفش منتشر کرده است را استاد مهرتاش گفته است؛ البته وی این نکته را هم توضیح میدهد که به دلیل حشر و نشر ۲۰ سالهای که با مهرتاش داشته است وی بسیاری از گوشهها را در سفرها و دور هم نشینیها به وی میگفته است. با محمد منتشری گفتوگویی انجام دادهایم که میخوانید:


* شما به تازگی ردیف های استاد مهرتاش را بعد از ۳۰ سال منتشر کردید. دلیل این همه وقفه چیست؟ چرا قبلا به فکر نیفتادید؟

- من به دلیل مشغله کاری (کارمند بانک) بعد از فوت استادم از صحنه موسیقی فاصله گرفتم. تا اینکه از طرف مهدی کلهر (رئیس تولید موسیقی صداوسیما) دعوت به کار شدم. همزمان که از بانک بازنشسته شدم به همراه محمد رحمانی یک گروه تشکیل دادیم و در سال۱۳۷۲ در مجموعه آزادی کنسرت برگزار کردیم که بعدها این کنسرت در غالب یک کاست به نام «شورآفرین» منتشر شد؛ همچنین در این کنسرت عبدالوهاب شهیدی، مرحوم همایونپور و مرحوم دلکش هم حضور داشتند و نتیجه اینکه این کار برای من تولدی دوباره در موسیقی بود.

در آن زمان در تلویزیون اوضاع موسیقی هم خوب شده بود و من بعضی از کارهای رادیو و تلویزیون را مانند مناجات خواجه عبدالله انصاری با ساز شهریار فریوسفی اجرا می کردم. همچنین بین سالهای ۷۶-۷۴ در «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی» تدریس میکردم و برای آمادگی شروع به مرور ردیفها کردم تا اینکه در سال۷۶ مهدی کلهر رفت و علی معلم به جای آن آمد و آن زمان بود که به دستور علی معلم در مرکز حفظ اشاعه بسته شد و تبدیل به حفظ و پژوهش موسیقی شد.

ناگفته نماند در آن سالها هم از طرف مجید کیانی دعوت به کار شدم اما دیدم که آنجا دیگر نمی شود کار کرد و فقط محلی شده است برای حرفزدن و بس! در نتیجه بعضی از شاگردانم که در مرکز حفظ و اشاعه بودند با من به خانه آمدند و به مرور تمام ردیفهای که استادم مهرتاش به من یاد داده بود در ذهنم مرور و استاندارد شد.
این روند تا سال۸۵ ادامه داشت. در همین راستا تصمیم گرفتم برای اینکه دوباره این ردیف ها فراموش نشود آن را ضبط کنم، نتیجه این شد که از سال۸۵ کار ضبط ردیف ها را آغاز کردم.

* چرا این ردیف ها را خود استاد مهرتاش منتشر نکرد و اینکه چرا شما آنها را بعد از مرگ وی عرضه کردید؟

- البته علاوه بر این ردیف بسیاری از تصانیف وی مانده است که می خواهم آنرا منتشر کنم. تفکر استاد مهرتاش این بود که اینها ضبط و ثبت نمیخواهد و همین که وی آنها را به هنرجویان درس میداد، کافی بود و معنیاش یعنی ضبط آثار!

اما در باره اینکه چرا این ردیفها در زمان استاد منتشر نکردهام، باید بگویم آنزمان خود استاد بود و من نمیتوانستم کاری بکنم؛ البته ما موضوع ضبط و انتشار ردیفها را بارها و بارها به وی میگفتیم اما وی همیشه در جواب میگفت؛ باشد و آن را به زمان دیگری موکول میکرد. تا اینکه انقلاب شد، جامعه باربد را سوزاندن و روحیه استاد از بین رفت و کلا موسیقی تعطیل شد.


http://images.boursy.com/imported/2011/06/345.jpg

* شما اشاره میکنید که «جامعه باربد» را سوزانده اند. براساس چه اسناد و مدارکی این حرفها را می زنید؟

- قبل از اینکه جواب این سوال را بدهم میخواستم برایتان یک خاطره تعریف کنم، آن سالها فردی بود که نزدیک جامعه باربد سیگار میفروخت و بعد از یک مدت پاسبانها به وی پیله کردند که بساط سیگارفروشیش را جمع کند. سیگار فروش با استاد مهرتاش صحبت کرد، مبنی بر اینکه سیگارفروشی تنها منبع درآمد وی و خانواده اش است و از استاد مهرتاش اجازه خواست که بساط سیگارفروشی اش را در راهرو جامعه باربد علم کند. این روند تا بیست سال ادامه داشت و آن سیگارفروش از دکه سیگارفروشی خود که در راهرو جامعه باربد بود ارتزاق کرد.

اما درباره اینکه می گویم جامعه باربد را سوزانده اند. یادم می آید استاد تعریف می کرد که به من زنگ زدند و گفتند دارند جامعه را می سوزانند. من رفتم و دیدم که همان سیگارفروش اولین کوکتول مولوتف را به داخل جامعه باربد انداخته است و من که رسیدم رو به من کرد و گفت «مطربی هم شد کار، برو برای خودت یک کار دیگری راه بینداز.» همچنین رضا وهدانی تعریف میکرد که آقا (استاد مهرتاش) در خیابان مخبرالدوله راه میرفت و با خودش حرف میزدو من وی را دیدم و وقتی درباره اینکه چرا جامعه باربد را سوزاندهاند پرسیدم، گفت: ما تا به الان فکر میکردیم خادم به این ملت بودیم اما اکنون به این نتیجه رسیدیم که خائن به این ملت بودیم!

* از نظر محتوایی تفاوت ردیفی که شما منتشر کرده اید با ردیف مکتب اصفهان یا مکتب تهران چیست؟

-استاد مهرتاش اعتقادی به کلمه مکتب نداشت و میگفت هر دیاری لهجه خودش را دارد و در آواز هم همین گونه است. این کلمه مکتب بعد از انقلاب مد شد و بهتر از به جای مکتب بگوییم شیوه خواندن!

مرحوم دوامی و کریمی فرمی از آواز را روایت کردند که اگر آنها روایت نکرده بودند این مستندات راهم نداشتیم.

ما ردیف سازی زیادی نظیر استاد صبا، معروفی، نی داوود و... داریم اما در آواز فقط ردیف مرحوم کریمی و دوامی و رضوی سروستانی (ردیف نورعلیخان برومند) وجود دارد؛ به همین خاطر همه فکر می کنند که ردیف آنها وحی منزل است. من در این ردیف سعی کردم نظر استادم را تامین کنم؛ به گونهای که یک آدم مبتدی هم اگر ردیف من را گوش میدهد از آن لذت ببرد. من اعتقاد دارم در گام نخست باید جوان ایرانی را به موسیقی ایرانی علاقمند کرد و بعد درباره چند و چون هایش صحبت کرد.

درباره مهمترین ویژگی های شیوه استاد مهرتاش باید بگویم، تنوع تحریر و سختی اجرای تحریر از دیگر ویژگیهای شیوه مهرتاش است که متاسفانه هماکنون بسیاری به جای تحریر زدن، شعر میخوانند و این روند به موسیقی ما بسیار لطمه زده است.

تحریرهای مطول یکی دیگر از ویژگی های شیوه استاد مهرتاش است که هر حنجرهای قدرت خواندن آن را ندارد باید اشاره کند و اینکه ردیف مهرتاش ردیف مبتدی های نیست.

تحریری که ما در موسیقی ایرانی داریم در هیچ جای دنیا نیست و از تحریر بلبل گرفته شده است و همچنین باید بگویم موسیقی ما در مقایسه با دیگر نوع دیگر موسیقیها به طبیعت نزدیکتر است.

همچنین گوشه هایی نظیر مثنوی مخمس (پنج مصراعی) در ردیف مهرتاش داریم که در دیگر ردیفها وجود ندارد. به فرض مثال استاد برای شعر «خواهم که محو دیدارت کنم....» یک مثنوی ساخته است که قالب آن را از یک درویش گرفته است. در آواز ابوعطا مثنوی ابوعطا نیز داریم که در آوازهای دیگر نیز نیست.

از دیگر تفاوتهای شیوه مهرتاش با شیوه های دیگر باید اشاره کنم که در ردیفهای دیگر هفت دستگاه موسیقی و پنج آواز داریم. اما در شیوه مهرتاش هفت دستگاه موسیقی و شش آواز داریم. یعنی استاد «شوشتری و منصوری» را به صورت مجزا خوانده اند؛ در صورتی که در ردیف های دیگر اینها گوشه هایی از دستگاه همایون است. همچنین در آواز ابوعطا گوشه ای به اسم «یتیمک» و «سارنج» داریم که شاید در ردیف سازی باشد اما در ردیف آوازی نیست.

همچنین ردیف های دیگر اساتید مانند ردیفهای آقای کسایی بر اساس گوشه ها سازی است اما در ردیف مهرتاش تمام گوشه ها آوازی است و اگر می خواستیم در ردیف مهرتاش گوشه های سازی را- با توجه به اینکه مهرتاش نوازنده تار هم بودند- نیز بگنجانیم، این ردیف بسیار بسیار طولانی میشد. از دیگر تفاوتهای ردیف مهرتاش با دیگر ردیفها باید بگویم که استاد مهرتاش هنرجو را میبرد سر اصل مطلب و اینکه.

* آیا ردیف شما به فرض مثال کامل تر از ردیفهای موجود نظیر ردیف کسایی، شجریان، طاهرزاده، دوامی و کریمی است؟

من به هیچ وجه همچین ادعای نمی توانم داشته بکنم؛ چرا که آنها هم جزو بزرگان ما هستند. درباره ردیف های دیگر باید بگویم که به فرض مثال در شیوه طاهرزاده چند آواز بیشتر نیست و همچنین زنده یاد ادیب خوانساری هم تعدادی آواز دارند که در نهایت میتوانیم به آنها ا آوازهای طاهرزاده یا آوازهای ادیب خوانساری بگوییم و نه ردیف طاهرزاده یا ادیب خوانسازی!

باید در پاسخ به این سوال بگویم من در حد بضاعتم این ردیفها را ضبط کرده ام وقضاوت را به عهده مردم میگذارم و اگر کم وکسری هست امیدوارم بزرگان موسیقی مرا ببخشند.

* آیا ردیف شما عین و روایت نعل به نعل ردیفی بوده است که استاد مهرتاش تدریس میکرده است و یا اینکه این ردیف روایتی از ردیف مهرتاش است؟

من تمام آنچه (نزدیک به ۹۹درصد) که استاد گفته است را در این ردیفها لحاظ کردهام؛ البته این به معنای این نیست که در آن دخل و تصرف نکردهام. چرا که هرآنچه که من یاد گرفته ام - به جز ردیف های ابتدایی آن- به صورت ذهنی بوده است و قاعدتا بعد از گذشت ۳۱ سال نمی توانم ادعا داشته باشم که هرآنچه که در ردیف مهرتاش ارائه دادهام صددرصد مطابق با گفتههای استادم است. یعنی اینکه این ردیف نعل به نعل نیست.
از طرف دیگر باید این نکته را درج کنند که من ۲۰ سال شاگرد یک استاد (مهرتاش) بودهام و نزد استاد دیگری برای یادگیری نرفتهام. به همین دلیل میتوانم ادعا کنم حتی این تراوشات ذهنی ام نیز برگرفته از ردیف مهرتاش باشد.

من در حال حاضر می توانم از نوع ملودی یک آهنگ و بدون اینکه اسم آهنگساز را بدانم، بفهمم که این قطعه متعلق به استادم هست یا نه! جالب اینکه چندی پیش قطعهای با عنوان «از تو بگذشتم و بگذشتم با دگران» در رادیو اجرا شد که مجری اعلام کرد که این قطعه مربوط به فرامرز پایور است. من به رادیو زنگ زدم و گفتم که این قطعه مربوط به مهرتاش است و آنها ادعای من را رد کردند. بعد از اصرارهای فراوان من، آنها سراغ جعبه آلبوم رفتند و متوجه شدند که آهنگ متعلق به مهرتاش است.

* آقای منتشری با توجه به اینکه گفتید ردیف شما ردیف نعل به نعل نیست؛ آیا شخص دیگری هم میتواند روایتی از ردیفهای مهرتاش را دوباره منتشر کند؟

- اگر کسی پیدا شود که خوب بخواند و درست بخواند من که به نوبه خودم خوشحال می شوم اما آن شخص باید در حد و اندازه من باشد! و اینکه باید بدانیم آن شخص چند سال نزد استاد مهرتاش درس فرا گرفته است. با توجه به اینکه کلاسهای آقای مهرتاش رایگان بوده است آیا با یک دوره شش ماهه یا دوساله می توان ردیف منتشر کرد؟؟ البته اگر این اشخاص هنرمندانی چون محمدرضاشجریان، عبدالوهاب شهیدی و یا جمال وفایی باشند اصلا مشکلی نیست. کمااینکه زمانی که می خواستم این کار را منتشر کنم و با آقای شجریان مشورت کردم، وی گفت اگر شما این کار را نمی کردید اینها هم از بین می رفت.

از طرف دیگر ردیف خوانی یک قابلیت می خواهد. یعنی اینکه ردیف خوان هم باید آوازه خوان باشد و هم باید ردیف بداند. کسی که می خواهد ردیفهای مهرتاش را بخواند باید آواز شش دانگ داشته باشد و اینکه ردیفها را هم به طور کامل بداند؛ چرا که جنس تحریرهای مهرتاش را هر آوازه خوانی نمیتواند اجرا کند.
همچنین اگر کسی می خواهد ردیف مهرتاش را دوباره منتشر کند باید بدانیم که در وهله اول وی چند سال پیش استاد رفته و چند سال پیش اساتید دیگر!

* اغلب شاگردهای مهرتاش اعتقاد دارند که دستگاه راست پنجگاه و نوا که شما هماکنون آن را در ردیف ارائه داده اید در ردیف های مهرتاش موجود نیست و اینکه اصلا استاد مهرتاش اعتقادی به این دو دستگاه نداشتند!


- من ۲۰ سال نزد استاد مهرتاش بودم و باید بگویم ردیف های پیشرفته وی را سه بار با سه شعر مختلف دوره کردم. من دستگاه راستپنجگاه و نوا را از خود استاد یاد گرفتم و به آن هیچ چیز جدیدی اضافه نکردم. این نکته را هم باید اضافه کنم که استاد مهرتاش در محافل مختلف این دو دستگاه را در قالب گوشه های پراکنده می خوانده و من آن را به صورت ذهنی ثبت کرده ام.

با این حال استاد اعتقاد داشتند که دستگاه نوا و راست پنجگاه گزیدهای از دستگاههای دیگر است و لازم نمیدید که آنرا به هنرجویان مبتدی یاد بدهد.

دستگاه راست پنجگاه شامل چهار یا پنج گوشه اصلی نظیر درآمد، پروانه، روح افزا، نیریز و پنجگاه است و دیگر گوشهها نظیر قره چه در دستگاه شور، چکاوک در دستگاه همایون وراکها در دستگاه ماهور وجود دارد. در دستگاه نوا نیز چند گوشه اصلی به نام درآمد، گردانیه، نغمه و نیشابورک داریم که گوشه های دیگر مثلا بیات راجع در آواز بیات اصفهان، رهاب در آواز افشاری، عراق در دستگاه ماهور و حسینی در دستگاه شور اجرا می شود. خلاصه اینکه من تمام این گوشه ها را که استاد به صورت پراکنده و به طور خصوصی به من درس دادهاند را جمع آوری کرده ام و آن را جداگانه در قالب خودش منتشر کردم.


* جامعه باربد دقیقا از چه سالی تاسیس شده است و اینکه با یک نگاه کلی میتوانیم ارزیابی کنیم که اینجامعه وضعیت ناهم گونی را سپری کرده است؛ به طوری که از یکطرف از دل آن شاگردانی مانند علی نصیریان، عزت الله انتظامی بیرون آمده و در حوزه آواز کسانی مانند شما، شجریان، عبدالوهاب شهیدی و یا جواد وفایی به جامعه موسیقی معرفی شدهاند و از طرف دیگر شاهدیم در همین اصناف کلاسهای سطح پایین و آوازهای کابارهای نیز آنجا اجرا میشد، دلیل این همه ناهمگونی فرهنگی چیست؟ چرا جامعه موسیقی باربد به این وضعیت کشانده شد؟


- جامعه باربد از سال۱۲۹۸ با همفکری تعدادی از دوستان استاد مهرتاش راه اندازی شد و کار آنها به این صورت بود که به صورت ماهیانه از اعضای جامعه باربد حق عضویت گرفته میشد و نوازندگان به صورت دورهای در خانه اعضا کنسرت یا تاتر برگزار میکردند. این روال ادامه داشت تا اینکه در سال۱۳۰۵ جامعه باربد رسمیت پیدا کرد و برای اجرای تئاتر و موسیقی سالن اجرا می شدکه اولین کنسرتها در سالن سینما همای و یا سالن زرتشتیان برگزار شد. در این سالها تعداد اعضا زیاد شد و قرار شد که این موسیقی و تئاتر برای تمام مردم نیز اجرا شود. به همین دلیل استاد ملک احتشام السلطنه را با ماهی ۱۲هزار تومان اجرا کرد و در آنجا چون سن برای اجرا نبود، فقط محلی برای تمرین بود و برای اجرا از سالنهای دیگری مانند سینما شهرزاد و گراند هتل استفاده میشد.

استاد در سال۱۳۲۲ از اوقاف ملکی اجاره کرد و دیگر تئاترها آنجا اجرا میشد. این روند ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۳۲۶ وضعیت لاله زار بهم خورد و به جای اجرای تئاتر گروههای رقص از کشورهای عربی و ترکی برای اجرا به ایران میآمدند. بعد از آن بود که وضعیت لالهزار را که یک زمان به عنوان «مرکز هنر ایران» میشناختند بهم خورد و حتی سبک آدم هایی که به لاله زار رفت وآمد میکردند تغییر کرد. آن زمان در تئاتر تهران و پارس گروه حرکات رقص عربی و ترکی با بلیتی شبی۲۰۰ تومان برروی صحنه میرفت. آن زمان مدیر داخلی تئاتر تهران داریوش اسدزاده بود.

در همین راستا جامعه باربد نتوانست همپا با تئاتر تهران و پارس جلو برود و با اینکه تئاترهای جامعه باربد ملی بود و وزارت فرهنگ و هنر آن زمان به آن کمک میکرد اما دخل و خرجش به هم نمیخورد و هزینهها بسیار بالا بود.

این روند تا سال ۱۳۳۵ به صورت کجدار و مریض پیش رفت و بعد از آن سالنهای جامعه باربد اجاره داده شد و این روند تا سال ۱۳۵۷ به همان و سبک وسیاق ادامه داشت.

با این حال استاد مهرتاش هر سال شب عید برای پرورشگاههای تهران کنسرت و تئاتری برگزار میکرد و از دوستانش که توانایی مالی دارند برای کمک به این پرورشگاهها دعوت میشدند.

لينك مصاحبه ...http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-3896.html

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۲۱:۱۲
محمدرضا شجریان:استفاده صدا وسیما از موسیقی مانند پوشال لای ظروف چینی است!!!

ستاد محمد رضا شجریان در تازه ترین گفت وگوی خود به انتقاد از صداو سیما پرداخته است .

استاد شجریان در بخشهایی از گفت وگوی خود با ماهنامه تجربه گفته است : مانسبت به گذشته در موسیقی استعدادهای بیشتری داریم .منتهی زمان می خواهد که اینها خودشان را ثابت کنند .مسئله مهمتر این است که ما سیستمی داریم که با موسیقی سر ساز گاری ندارد و اوست که جلوی استعدادها را می گیرد .وگرنه اگر صدا وسیما دست من بود الان شما می دیدید که چه قدر خواننده وموزیسین های مختلف داشتیم .

وی درادامه گفته :این صدا وسیما با موسیقی سر سازگاری دارد ،ساز را نشان نمی دهد وسوئ استفاده می کند از آثاری که دیگران در خارج از محیط رادیو وتلویزیون تهیه کرده اند.با خود من این کاررا کردند با پسر من دارند این کاررا می کنند و با خیلی های دیگر ،منتهی آنها واکنشی نشان نداده اند ومن تنها کسی بوده ام که اعتراض کرده ام .

استاد شجریان درادامه افزوده :نکته مهم اینجاست که قبل از انقلاب ،رادیو وتلویزیون برنامه های مختص موسیقی داشت .برنامه گلها بود خبرنامه موسیقی بعد از ظهر ،ساز تنها و...دراین برنامه ها مشخص بود که این اثررا کی ساخته ،کی نواخته و کی خواهنده ،اما اینها یک کلمه اسم از خواننده ،نوازنده وآهنگساز و...نمی برند . دیده اید لای ظروف چینی پوشال می گذارند؟اینها هم از موسیقی مثل پوشال لای برنامه ها استفاده می کنند.خرابی کار دراینجاست .اینجا اگر درست شد تمام استعدادها می توانند خودشان را نشان دهند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۱۱, ۱۲:۱۹
گفتوگو من با محمدرضا درویشی، آهنگساز:


ما روایان قصه های رفته از یادیم...


محمدرضا درویشی یک موسیقیدان چند وجهی است؛ پژوهشگر موسیقی محلی ایران زمین است و کتاب دایره المعارف سازهای ایران را می نویسد. به کوره دهات سفر میکند و نواها و آواهای گمشده سرزمین آبا و اجدادیش را جمع آوری میکند. موسیقی فیلم می نویسید. خلاصه اگر بخواهیم سراغ درویشی را بگیرم حتما و حتما دارد بر روی پروژهای کار می کند. به گفته خودش هنوز یک پروژه اش به اتمام نرسیده به پروژه بعد میپردازد. آثار دوریشی نیز سبک های مختلفی دارد؛ یک بار مانند تنظیم آلبوم های گنبد مینا، جان عشاق و «زمستان است» که بر دل و جان خستگان و مردم نفوذ میکند و بار دیگر چون قطعه «کلیدر» مورد بی لطفی قرار میگیرد. به هر حال هر زمان سراغ درویشی را میگیریم وی یا درگیر نوشتن اثر موسیقایی است و یا در حال تحقیق برای نوشتن کتاب. در این مصاحبه به اختصاص فقط میخواهیم درباره پروژه جدیداین هنرمند یعنی «بازخوانی تصانیف منسوب به عبدالقادر مراغی» از وی بپرسیم و دیگر پرسش هایمان را به زمان دیگر موکول می کنیم.

اگر بگوییم غیر از محمدرضا دوریشی کسی از پس پروژه موسیقی عبدالقادر بر نمیآمد، اغراق نگفتهایم؛ چرا که تمرینهای نفس گیر، شش سال زحمت و کار و کنار آمدن با یک گروه ۱۰ نفری فقط و فقط از عهده درویشی برمی آید که همیشه انصاف را در رفتار و گفتار رعایت کرده است. زمانی که از پرسشهایمان با او صحبت میکنیم انگار از بچهاش حرف میزند و برای توضیح دادن اصلا و اصلا خسته نمیشود. این مصاحبه نزیک به هفت ساعت طول کشید. نه درویشی از گفتن نکات کلیدی و تاریخی و موسیقی خسته میشد و نه من از نوشتن آنها. درویشی درباره پروژه عبدالقادر از شش سال زندگی گروهی میگوید و میگوید بچه های گروه عبدالقادر گلچین شده اند و گرنه هر گروهی در ایران نمی توانست این همه سال دوام بیاورد.

اما درباره پروژه «شوق نامه» باید اینگونه بنویسیم:

پروژه بازخوانی تصنیفهای منسوب به مراغی و مجموعه «شوق نامه» که حاصل این پروژه است دارای ویژگیهایی است که آن را از جهات وزوایای مختلف متمایزمی کند.

جامعهٔ ایران تا به حال با آثار منسوب به مراغی به صورت شنیداری مواجه نبوده وبرای نخستین بار است که این آثار به گوش دوستداران و اهالی موسیقی در ایران میرسد. این تصنیفها پیش از این هیچگاه یکجا و در یک مجموعهٔ مستقل انتشار نیافته و بسیاری از آنها- به جز چند تصنیف که در ترکیه اجرا شده اند-برای نخستین بار است که ضبط و منتشر میشوند. نتها و شعرهای اصلاح شدهٔ تصنیفها نیز تا به حال به صورت یک مجموعه چاپ نشدهاند و اینک همهٔ اینها به صورت اولین مجموعهٔ آثار صوتی، مکتوب و تحلیلی دربارهٔ مراغی و تصنیفهای او منتشر میشوند.

از زمان عبدالقادر تاکنون هیچ خواننده فارسی زبان تصنیفهای او را اجرا نکرده و همایون شجریان نخستین خوانندهٔ فارسی زبان است که آنها را خوانده است. شعرهای تصنیفها نیز که غالبا مغلوط بودهاند و پس از عبدالقادر، در گذر روزگار، تحریف شدهاند، در مجموعه «شوق نامه» حتی المقدور اصلاح، و شناسهٔ بسیاری از شعرها مشخص شدهاند. در این پروژه یک پژوهش کاربردی دربارهٔ مراغی و تصنیفهای منسوب به او صورت گرفته و سعی شده است بیشترین منابع مکتوب و شفاهی در مورد او گردآوری شوند.

این مجموعه حاصل کار و تلاش یازده موسیقیدان، پژوهشگر و نوازنده حرفهای و شناخته شده است که با نام «گروه عبدالقادر مراغی» در مدتی نزدیک به پنج سال گرد هم آمدند و این پروژه دشوار را به مقصد رسانند.

محمدرضا درویشی،زاده ۲۵ مهر ۱۳۳۴ در شیراز، آهنگساز، پژوهشگر موسیقی و مؤلف دایرهالمعارف سازهای ایران و چندین کتاب دیگر است. وی در سال ۱۳۵۷ در رشته آهنگسازی از دانشکده هنرهای زیبای تهران فارغالتحصیل شد. او علاوه بر آهنگسازی، از ۲۸ سال پیش پژوهش در موسیقی نواحی مختلف را با سفر به شهرها و روستاهای ایران آغاز کرده است. موسیقی کلیدر که براساس رمان کلیدر محمود دولت آبادی ساخته شده است، یکی از شاهکارهای درویشی است. آلبومهای گنبد مینا و جان عشاق حاصل همکاری وی با پرویز مشکاتیان و محمدرضا شجریان است. همچنین آلبوم زمستان بر اساس شعر مهدی اخوان ثالت حاصل همکاری وی با شهرام ناظری و آلبوم موسم گل حاصل همکاریش با ایرج بسطامی است. از وی تاکنون بیش از ۵۰ ساعت موسیقی از نواحی مختلف ایران توسط حوزه هنری انتشار یافته است.

وی در حدود ۵۰ موسیقی فیلم تاکنون ساخته است و تقریبا با همه کرگردانان مولف و شهیر ایران از جمله بهرام بیضایی، محسن مخملباف، داریوش مهرجویی و... کار کرده است.

این گفتوگو خلاصه هفت ساعت مصاحبه با محمدرضا درویشی است:

* قبل از آنکه پرسشهایمان را درباره «شوق نامه» بگوییم درباره عبالقادر مراغی به اختصاربگویید.

- عبدالقادرابن غیبی حافظ مراغی در سال ۷۵۴ یا ۷۵۸ قمری در مراغه متولد و در سال ۸۳۸ قمری به خاطر بیماری طاعون در هرات (پایتخت ایران در زمان شاهرخ پسر تیمور) درگذشت. این هنرمند ملقب به «حافظ» است که احتمالا به دو دلیل بوده است. در ابتدا وی خواننده و حافظ قرآن بوده و دیگر اینکه به خوانندههای خاص در زمان تیموریان لقب حافظ میدادند. عمده رسالات عبدالقادر مراغی در هرات نوشته شده و بخشی از آنها در دوره آل جلایر نوشته شده است. عبدالقادر مراغی آخرین موسیقیدان، آهنگساز و نظریهپرداز مهم ما در دوران اسلامیمحسوب میشود. اغلب رسالاتی که بعد از عبدالقادر مراغی در موسیقی نوشته شده است یا تکرار و یا ساده شده موضوعاتی بوده است که عبدالقادر در رسالههایش به آن پرداخته است.

* به نظر شما عبدالقادر مراغی از چه نظر در موسیقی ما مورد اهمیت بوده است که شما شش سال به صورت ممتد و از دوران تحصیل به صورت ناپیوسته درباره وی تحقیق کردهاید؟

- اهمیت عبدالقادر مراغی در وهله اول به خاطر آخرین حلقه بودنش است؛ درزمانی که تمام رسالههای صفی الدین ارموی به زبان عربی بود ه است، رسالههای عبدالقادر به زبان فارسی روزگار خودش نوشته شده است که آمیخته به زبان عربی و اصلاحات قدیم ایران است. همچنین رسالههای وی که شامل «مقاصد الحان»، «جامع الحان» و «شرح ادوار رساله صفی الدین ارموی» است از نظر نثر فارسی در روزگار تیموریان بسیار حایز اهمیت است.
از طرف دیگر، عبدالقادر مراغی خوشنویس بوده و از آنجا که در زمان تیموری خط نستعلیق به تدریج جایگزین تمام خطهای ماقبل خودش میشد، وی تمام رسالههایش را به خط زیبای نستعلیق در دوران اول این خط مینوشت که بعدهااین خط سمبل زیباییشناسی خط ایرانی در دوران صفوی و پس از آن است. معمولا اولین نسخههای رسالههای مراغی به خط خود مراغی است که این کتابها بعضا در کتابخانه آستان قدس رضوی، کتابخانه «توپ کاپی» در استانبول، کتابخانه «لایدن» در هلند، کتابخانه دانشگاه الاالزهر در مصر و غیره نگهداری میشود.

* درباره رساله های عبدالقادر مراغی توضیح دهید و محتوای آنها را تشریح کنید؟

- محتوای هر کدام از این رسالات مطالبی است که برای درک آنها باید عمری وقت گذاشت. در اینجا لازم است از مرحوم تقی بینش که رسالات عبدالقادر مراغی را از نسخههای مختلف تطبیق داده و برای هریک توضیحات و پانویس هایی آورده که قابل فهم برای امروز باشد، سپاسگزاریم. امارسالهها عبدالقادر مراغی به چه میپردازد؛ به طور خلاصه رسالاها مراغی شامل دو موضوع مهم یعنی فواصل و ایقاعات (دورهای ریتمیک) است. فواصل و الگوهایی که از تسلسل صداها و دانگها تشکیل شده است. به این الگوها در زمان صفی الدین و عبدالقادر «ملایمات» گفته میشد. این ملایمات که برای گوش خوش پسند بود شامل فواصل چهارم (ذوالاربع، یا دانگ) و یا ذ والخمس (فاصله پنجم) است. رسالههای عبدالقادر از انواع مختلفی از چگونگیها و چینش فواصلی صحبت میکند که انواع ذوالاربع و ذوالخمسها را پدید میآورند. از دیگر بحثهایی که در رسالههای عبدالقادر به آن پرداخته شده است، بحث ایقاعات (دورهای ریتمیک) است که این آهنگساز علاوه بر ذکر دورهای ریتمیک قبل از خود و همزمان دوران خود، دورهای جدیدی به این ادوار ایقاعی اضافه میکند. همچنین در این رسالهها به مسایل دیگری نظیر ارتباط مقامهای موسیقی با ستارگان و کواکب، روز و شب، انواع مزاجها، سنها، اوقات زمانی در ۲۴ ساعت و مطالبی در توصیه به خوانندگان و نوازندگان نیز پرداخته است. تا اینجا عبدالقادر به عنوان یک نظریهپرداز و رساله نویس در حوزه موسیقی برای ما مطرح است اما یک وجه دیگری از شخصیت عبدالقادر به مصنف و یا آهنگساز بودن وی برمیگردد که امروزه این ویژگی از هنر عبدالقادر از مبانی موسیقی ایرانی حذف شده است.

* به نظر شما چرا وجه مصنف بودن عبالقادر مراغی در مبانی موسیقی ما حذف شده است؟

- درباره حذف این وجه هنری مراغی از مبانی موسیقی ایران دلایل مختلفی وجود دارد؛ از جمله اینکه گمان میرود سبک آهنگسازی عبدالقادر تا دوران صفوی ادامه داشته است که از نمونههای آن میتوانیم به آثار بینام و نشانی تحت عنوان ترکی «عجم لر» یا «عجمها» و یا «عجمانه» که در ترکیه پیدا شده است اشاره کنیم؛ موسیقیشناسان ترک معتقدند که این آثار در دوران صفوی توسط کسانی که به اختیاری و یا به اجباری به عثمانی رفتهاند، ساخته شده است. اگر آثار معروف به عجمها را با آثار عبدالقادر مراغی مقایسه کنیم به این نتیجه میرسیم که این آثار ساده شده سبک آهنگسازی مراغی است و از رویه مجزایی در علم آهنگسازی پیرو نمیکند. همچنین گمان میرود که مبانی آهنگسازی مراغی توسط صفویان به تدریج از میان رفته است. در آن زمان به دلیل جنگهای میان صفویان و عثمانیان که در اواسط دوره صفوی منجر به رسمیشدن مذهب شیعه توسط حکومت صفوی در ایران شد و به دلیل اینکه گسترش شیوه آهنگسازی عبدالقادر در عثمانی که مذهبشان سنی بود، گمان میرود مبانی آهنگسازی توسط دولت صفوی در دربار به تدریج حذف شد؛ چرا که روش مراغی در آهنگسازی اساس کار آهنگسازان عثمانی بود. در دوران صفوی با حجم وسیعی از تحولات از جمله تحولات مذهبی، اقتصادی، روابط بین الملل، نقاشی، موسیقی و هنر روبرو هستیم، آیا میشود این تحول را در موسیقی نبینیم؟ همچنین در دوران صفوی شاهد حذف یکسری سازها از جمله چنگ هستیم که به نظر میآید نوعی تسویه حساب فرهنگی دولت صفوی با مجموعه ماقبل خودش است؛ یعنی فرهنگ مشترک موسیقی اسلامی (ایران، ترک و عرب). بنابراین تا قبل از دوران صفوی، موسیقی ایرانی، عربی و ترکی جدا از هم نبودند اما دولت صفوی حساب خودش را از ترکها و عربها جدا میکند؛ به عنوان مثال دراین دوران بعضی از فواصل موسیقی و نیز تعدادی از سازها مانند عود و قانون نیز به ترکها و عربها واگذار شد!

* حذف این ویژگیها از موسیقی چه تاثیری در درازمدت بر تاریخ موسیقی ما، محتوا و ترکیب بندی سازهای ما گذاشته است؟

- روند محدود کردن موسیقی تا دوران زندیه ادامه داشت و ما اطلاع دقیق یا ماخذ درستی از اینکه در این فاصله ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساله چا اتفاقی افتاده است و چه بر سر موسیقی آمده است، نداریم. در دوران قاجاریه دوباره سازها نمایان شد که نمیتوان قبول کرد این اتفاق یکدفعه صورت گرفته است. در آثار تاریخی بر جامانده از دوران زندیه مانند قلمدانها یا بعضی از کاشیها و غیره شاهدیم بعضی از سازها مانند تار و یک ساز شبیه تنبک امروزی و یک ساز شبیه سه تاز امروزی نقاشی شده است اما دیگر نشانی از سازهایی چون چنگ، عودو قانون نمیبینیم. همچنین از نظر محتوایی شاهدیم که در دوران زندیه به تریج ساختار موسیقی نیز تغییر میکند؛ به گونهای که به فرض مثال مقام شور ایرانی پدید میآید و شور عربی! همچنین آهنگسازی از دوران صفویه به بعد تغییر کرد. دردوران قاجار وبه ویژه در دوران ناصرالدین شاه، خانواده علی اکبر خان فراهانی موسیقی را که ۲۰۰ -۳۰۰ سال در پستوی خانهها بود را با یک چیدمان دیگر بیرون آورند. دراین نوع چیدمان ضمن حفظ فواصل، ردیف ودستگاههای موسیقی معرفی شد؛ این درحالی است که قبل از آن نشانی از ردیف و دستگاه نبودو چیدمان موسیقی از مقامهای مستقل تشکیل داده میشد. این تغییر ازسیستم مقامی به سیستم دستگاهی، سبک آهنگسازی را نیز تغییر داد؛ به طوریکه روش عبدالقادر که در دوره تیموری رواج داشت و حدودا تا دوران صفوی ادامه داشته است به تدریج فراموش شد و به جای آن هیچ روش دیگری جایگزین نشد. اینجایگزین نشدن تا حدی است که امروزه اگر پژوهشگر یا موسیقیدانی بخواهد درباره نظام دستگاهی موسیقی ایران صحبت کند فقط میتواند درباره فواصل و ساختار دستگاهی موسیقی صحبت بکند و حتی یک کلمه نمیتواند درباره دورهای ایقاعی یا ریتم در نظام دستگاهی صحبت کند. گفتن این نکته ضروری است که تصانیف قدما در دوران قاجار ادامه شیوه آهنگسازی عبدالقادر نبودند و همه جدیدند. در این دوران صفوی عدهای موسیقیدان به اجبار یا اختیار به عثمانی سفر کردند. همچنین پسر و نوه عبدالقادر بعد از فوت پدر به دلیل متلاشی شدن حکومت آل تیمور و وقوع هرج ومرج به عثمانی رفتند و اینگونه شد که مکتب عبدالقادر از شرق ایران (هرات) به غرب ایران (قسطنطنیه یا استانبول امروزی) رفت و این مکتب اساس آهنگسازی در دوران عثمانی شد. ازدیگر مسائل اینکه، ریتمها از دوران صفوی به بعد در ایران فراموش شد؛ در حالیکه با پذیرفتن مکتب عبدالقادر در آهنگسازی در عثمانی نه تنها ادوار ریتمیک قدیم ایران حفظ شد بلکه تصانیف ساخته شده نیز بر اساس سبک مراغی بسط و گسترش داده شد.

* با توجه به زمانی که برای این پروژه گذاشتید و سفرهایی که به ترکیه داشتهاید؛ جایگاه عبدالقادر مراغی را در میان جامعه موسیقی ترک چگونه ارزیابی میکنید؟

- امروزه آهنگسازان و نوازندگان وهمچنین موسیقیشناسان ترک، عبدالقادرمراغی را به عنوان نیای بزرگ میشناسند ومراغی برای ترکها از زمان عثمانی تا امروز در هالهای اسطورهای پیچیده شده است؛ به طوری که به ندرت میبینیم که نوازندهای درترکیه نام عبدالقادر را نشنیده باشد، بعضی از قطعات او را اجرا نکرده باشد و یا برایش احترام قائل نباشد. این در حالی است که نزدیک به ۹۰% از اهل فرهنگ وهنر در گشور ما نمیدانندکه عبدالقادرمراغی کیست؟ تصور کنید ۱۰۰ سال پیش بین دو موسیقیشناس معروف ترک یعنی رئوف یکتا و صبحی ازگی نامههایی درباره عبدالقادر مراغی در روزنامههای معروف ترکیه آن زمان چاپ میشد که این نشان میدهد ۱۰۰ سال پیش در ترکیه چه فضایی حاکم بوده است که اکنون پس از ۱۰۰ سال هنوز در ایران آن فضا و آن آداب نوشتای وجود ندارد و مورد استفاده قرار نمیگیرد. یادم میآید در گفتگویی که من و سیروس جمالی ا شش تن از موسیقیشناسان ترک داشتیم آنها با غرور میگفتندکه ماعبدالقادر را جویدیم و یادگرفتیم وشما تازه یادتان افتاده که درباره عبدالقادر تحقیق کنید! آنها این مسائل را با یک حس ناسیونالیستی نیز میگفتند که ما روی موسیقی عبدالقادر کار کردهایم و ما ادامه راه وی را رفتهایم و نه شما! که البته درست هم میگفتند! مادر جواب آنها میگفتیم که عبدالقادر یک چهره بین المللی است و ما هم میخواهیم جریان عبدالقادرشناسی، تواناییهای وی و همچنین سبک آهنگسازی وی که در ایران فراموش شده است را دوباره یادآوری نماییم.

* آنچه در آثار عبدالقادر مراغی عنوان «تصنیف» به خود گرفته است، چه تفاوتهایی با فرم تصنیف در برهه کنونی دارد؟

- تصنیف در برهه کنونی یک ساختار معین دارد که مربوط به دوران قاجار به بعد است اما تصنیف درآثار عبدالقادر مراغی به معنای سازندگی و مصنف به عنوان آهنگساز است. آنچه عبدالقادر به نام تصانیف یا اقسام تصانیف دررسالههایش گفته است ربطی به فرم تصنیف در برهه کنونی ندارد. مقصود مراغی از تصنیف این بوده است که آهنگساز در چه فرمهایی میتوانداثر بنویسید.

* تا چه حد اطمینان دارید این تصانیف متعلق به عبدالقادر مراغی است؟

- یک هیات موسیقی بین سالهای ۱۹۲۶ تا ۱۹۳۵ میلادی به نام «هیات تصنیف و تثبیت آثار اسلاف» به مدت ۹ سال دراستانبول تشکیل شد. دراین هیات بزرگترین موسیقیدانان و راویان آن زمان شامل رئوف یکتا، اسماعیل حقی بیگ، بسته نگار ضیاء بیگ، ذکائیزاده احمد بیگ معروف به حافظ احمد ایرسوری (پسر خواننده بزرگ به نام ذکائی دده)، علی رفعت بیگ و صبحی ازگی حضور داشتند. این هیات طی ۹ سال، صدها قطعه و از جمله و۲۵۱ اثر از موسیقیدانان و راویان بنام زمان خودشان را با نتاسیون غربی ثبت کردند. ذکائی دده که یکی از مهمترین منابع شفاهی این هیات بوده شاگرد ایوبی محمد بیگ بوده وایوبی محمد بیگ از مهمترین شاگردان اسماعیل دده افندی (۱۷۷۸ تا ۱۸۴۶) بوده است. در این مجموعه ۳۰ قطعه آوازی از عبدالقادر به ثبت رسید که راوی اصلی این قطعات ذکائیزاده بوده که وی از پدرش (زکایی دده) یادگرفته وپدرش از ایوبی و ایوبی از دده افندی یاد گرفته است. اینکه اسماعیل دده افندی این آثار را از کجا آورده است معلوم نیست. اما عبدالقادر مراغی، دده افندی و ذکائی دده سه موسیقیدان بودند که ستونهای اصلی موسیقی ترک به شمار میرفتند. رپرتوارها تصانیف عبدالقادر میتواند حداقل به سالهای زندگی اسماعیل دده افندی برگردد؛ یعنی دود ۲۵۰ سال پیش. از برخی از این تصانیف روایتهای مختلفی وجودداردومحققان چندی فهرستهای مختلفی از تصانیف منسوب به عبدالقادر مراغی ارائه دادهاند که یکی از این فهرستها و اولین آنها، فهرست رئوف یکتااست. همچنین دکتر صبحی ازگی فهرست دیگری از تصانیف عبدالقادر ارائه داده که تا حدی با فهرست رئوف یکتا متفاوت است. ازگی معتقد است خیلی از تصانیف موجوددر فهرست رئوف یکتا متعلق به مراغی نیست.
این نکته را بگویم که ما این آثار را منسوب به عبدالقادر مراغی میدانیم به همین دلیل نام پروژه را بازخوانی تصانیف منسوب به عبدالقادر مراغی گذاشته ایم.
دراین راستا گروه ما، ۳۰ تصنیف بر اساس فهرست رئوف یکتا که بخش دوم از کتاب «اساتید الحان» نوشته رئوف یکتا و ترجمه سیروس جمالی آمده است رابرای اولین بار از حاصل کاراین هیات بیرون آورد یم و آنها را معیار کار خود قرار دادیم. از این ۳۰ تصنیف حدود ۱۰ تصنیف در یک مجموعه نت به نام دارالالحان به چاپ رسیده است و باقی تصانیف به شکل اوراق پراکنده در آرشیوها، کتابخانه دانشگاهها و یا کتابخانههای شخصی در ازمیر، آنکارا و استانبول و همچنین آرشیوهای خصوصی وجود داشت؛ البته ما ۹ تصنیف از تمام فهرستهای ارائه شده و شش تصنیف از فهرست رئوف یکتا را نتوانستهایم پیدا کنیم.
در این راستا از تصانیفی که فقط یک روایت از آن وجود داشت، همان یک روایت را اجرا کردیم و از تصانیفی که چند روایت داشت با استفاده از قرائنی که در این تصانیف بود یک روایت را استخراج کردیم؛ بدون اینکه یک نت کم یا زیاد شود.
درباره اینکه این تصانیف متعلق به عبدالقادر مراغی است یا نه، نزدیک به ۱۰۰ سال است که بحث است و با توجه به اینکه هر شعر، قصه و روایت طی ۵۰۰ سال انتقال شفاهی وسینه به سینه دچار تغییر و یا تحریفاتی میشود ما عنوان بازخوانی بر آن نهادیم.
از طرف دیگر عدهای درترکیه هستند که میگویند هیچ یک از این تصانیف متعلق به مراغی نیست و عدهای نیز درایران مانند دکتر محسن حجاریان (موسیقی شناس) اعتقاد دارند این آثار ۱۰۰% متعلق به مراغی است.


http://ilna.ir/uploads/1390-4-2/05.jpg

* عبدالقادرشناسی از چه زمانی در کشور ما آغاز شد وشما چطور کنجکاو شدیدکه دنبال آثار عبدالقادرمراغی بروید؟

- یادم میآید که آن زمان (۱۳۵۷-۱۳۵۳ (در دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران درس میخواندم. یک هنرمند ژاپنی به اسم «یوشیفو سکی» هم دانشکدهای من بودکه وی قبلا در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران درس خوانده بود و بعد از آن کنکور هنر داد و وارد دانشکده هنرهای زیبا شد. عنوان پایان نامه این ژاپنی «شرح باب ثانی از رساله مقاصدالحان مراغی» بود وزمانی که من از وی پرسیدم مراغی کیست وی با همان لهجه فارسی- ژاپنی خودش گفت: «مراغی دیگه!» البته اساتیدی مانند داریوش صفوت، هرمز فرهت و مهدی برکشلی حتما عبدالقادر مراغی را میشناختنداما با قطعیت میتوانم بگویم خیلی از هنرجویان و موسقیدانهای ما چیزی از مراغی نمیدانستند.
آن زمان کتاب مقاصدالحان توسط تقی بینش چاپ شده بود. همچنین کتابی به عنوان «مبانی اتنوموزیکولوژی» توسط دکتر محمدتقی مسعودیه توسط انتشارات سروش بیرون آمده بود که روی جلدکتاب یک نت به اسم «تصنیف نهاوند کبیر» بود. طی صحبتی با دکتر مسعودیه خواستم بدانم که آن تصویر نت را از کجا آورده است و وی گفت که آن را ثمین باغچهبان گرفته است.
با ثمین باغچهبان که در آنکارا بود تماس گرفتم و ایشان نیز علم واطلاع دقیقی در این باره نداشت؛ درصورتیکه اولین جلد دار الحان هشتاد سال پیش چاپ شده بود. همچنین استاد مرتضی حنانه درآن دوران کتابی به عنوان «گامهای گمشده» داشت و علاوه بر آن در کتاب دیگری مشغول شرح و تفسیر مقاصدالالحان عبدالقادر مراغی بود. این کتاب پس از حدود ۲۰ سال که از درگذشت حنانه میگذرد هنوز نزد علی برلیانی از شاگردان وی است و متاسفانه برلیانی آن را هنوز منتشر نکرده است. آن سالها کنجکاو شدم وبه دوستانم که به ترکیه سفر میکردند، توصیه کردم که تمام کتابهای موجود درباره عبدالقادرمراغی را برایم بیاورند.

* چطورشدکه گره عبدالقادرمراغی را پایه گذاری کردید؟

- استاد حنانه ۵۰ سال پیش میگفت که آرزو دارد نتهایی موجود از عبدالقادر را یک گروه در رادیو تلویزیون وقت اجرا کند. یکی از انگیزههای من برای پایه ریزی این گروه، برآوردن آروزهای استاد حنانه و خودم بود.
در اینجا نیاز به یادآوری است که آشنایی استاد حنانه با رسالهها و تصانیف مراغی در کتابخانه واتیکان در حین تحصیل وی در ایتالیا صورت گرفت.
اکنون چند سال است که براساس همین تفکر گروهی به نام عبدالقادرمراغی برای احیای آثار مراغی برای اجرای آثار مراغی پایه گذاری کردهام. درابتدا یک گروه ۱۱ نفره که کار خود را در سریال شهرآشوب آغاز کرد و بعد از آن یک گروه ۴۰ نفره که کار با آنها به دلیل تعداد زیاد نوازنده وندانستههای خودم پیش نرفت. نتیجه اینکه یک گروه ۹ نفره از نوازندگان تشکیل دادم و همچنین از همایون شجریان که در سریال شهرآشوب با وی کار کرده بودم، نیز دعوت کردم.
بدون در نظر گرفتن مطالعات قبلی باید بگویم از آغاز فعالیت گروه عبدالقادر تاکنون شش سال میگذرد که چهار سال آن مشغول ضبط و تمرین بودیم همچنین بایدبگویم که این پروژه یکی از سختترین پروژههایی بودکه من تاکنون انجام دادهام.
اگر بخواهم از دوران سخت این پروژه بگویم باید به هفتهای هشت ساعت تمرین، ضبط قطعات خارج از فضای استودیو وغیره اشاره کنم که اگر در این گروه همدلی نبود قاعدتا این پروژه به ثمر نمینشست. ما در گروه ۱۱ نفره خود از مشکلات کوچک برای رسیدن به هدفمان رد میشدیم و نتیجه این شدکه گروه عبدالقادر بر خلاف دیگرگروهها که اغلب با هم اختلاف پیدا میکنند؛ ازاین قاعده مستثنا ماند و توانست این مجمموعه را اجرا نماید.

* بر اساس چه منطقی این ترکیب ۹ نفره را برای گروه موسیقی عبدالقادر پی ریزی کردید؟

- در این ترکیب گروهی، از همه سازهای متعارف در موسیقی دستگاهی فعلی استفاده نشده است و از بعضی سازها مانند قانون، عود، کمانچه، رباب، دایره، نی و تنبور (چهار تاری که سیمهای آن از فلز وابریشم است و با تنبور کردی ازنظر پرده بندی وشکل ظاهری متفاوت است) که عبدالقادر در رسالههای خویش نام برده استفاده کردهایم.
هم اکنون کم شدن یا اضافه شدن یک نفر به گروه عبدالقادر برای ما دردسر بوجودمی آورد؛ چرا که اگر شخص جدیدی وارد گروه عبدالقادر شود دیگر آن شش سال تجربه و ممارست را ندارد واگر یک نفر هم از گروه خارج شود تاثیر و جای خالی آن در گروه احساس میشود.

* چرا سازهای زمان عبدالقادر مراغی را بازسازی نکردید؟

در ابتدا میخواستم این سازها را بر اساس گرافیک ویا توضیحاتی که عبدالقادر از سازها داده است و یا براساس رساله موسیقی کبیر فارابی و یا رساله «کنز التحف» منسوب به عبدالمومنبن صفی الدین که احتمالا از دوران صفوی است که یک رساله سازشناسی در دوره اسلامی محسوب میشود به شکل وسیاق قدیمیاش بسازیم.
حتی میخواستم از کاتالوگ پرفسور اون رایت (استاد بازنشسته دانشگاه لندن و یکی از برجسته ترین اتنوموزیکولوژیستهای جهان و متخصص موسیقی دوران اسلامی و دوران تیموری) که به یک اسلوب سازشناسی در دوران تیموری رسیده است برای ساخت سازها استفاده کنم.
همچنین با چند تن از سازندگان ساز نیز واردمذاکره شدم؛ البته آنها، هم هزینههای زیاد و هم زمان طولانی از من مطالبه میکردند و هم درپایان صدای ساز ساخته شده خودرا تضمین نمیکردند.
نتیجه اینکه تصمیم گرفتم از سازهای فعلی ایران در این پروژه استفاده کنم؛ البته این نکته را اضافه کنم که ساختار موسیقی الان با زمان عبدالقادر فرق میکرد وبه فرض مثال عودی که هم اکنون درایران، ترکیه و کشورهای عربی تا شمال آفریقا وجوددارد از نظر ابعاد، تعداد سیمها یا آنچه در رسالهها و مینیاتورهای قدیمی است کاملا متفاوت است.

* چراارکستر عبدالقادرمراغی به صورت تک صدایی است؟

- این آثار چه متعلق به عبدالقادرمراغی باشدوچه نباشد مانند الماسی است که طی ۵۰۰ سال زمان تراش خورده و سوهان زده شده است. و قاعدتا نمیشد لباسی دیگر بر قامت این نوع موسیقی بدوزیم. به ویژه اینکه موسیقی چندصدایی وام گرفته از فرهنگ غربی است واصلا چرا ما باید این نوع موسیقی را واردآثار عتیقه بکنیم.
همانطور که گفتم ما به این آثار حتی یک نت اضافه وکم نکردیم. همچنین برای اصلاح اشعار این آثار و ریشه یابی صحیح آنها از هنرمندی برجسته چون دکتر شفیع کدکنی بهره بردیم.

* اشاره کردید که از دانش دکتر کدکنی برای تصیح اشعار این تصانیف استفاده کردید، درباره مشکلات ادبی این آثار توضیح دهید؟

- به یقین اشعار این آثار طی ۵۰۰ سال دچار تغییرات وتحریفاتی شده است. به ویژه آنکه شعر فارسی طی ۵۰۰ سال توسط راویان ترک زبان خوانده میشده است وآنها در حالی این اشعار رامی خواندندکه معنی کلمات آن رانمی دانستند. دراین آثار سعی کردیم اصل درست شعر رابخوانیم و نه مدل تحریف شده آن را.
به فرض مثال یک تصنیف درمقام «عشاق» داریم که شعر دارد اما شعرش از نظر وزن وقافیه بدون معناست وحتی دکتر شفیع کدکنی هم نتوانست شعر درست این تصنیف را پیدا کندوما مجبورشدیم این تصنیف را بدون شعر وخواننده اجرا کنیم؛ هر چند یکی از اساتید ساز قانون در استانبول از این کار ما انتقاد کرد اما ما بر آن بودیم که اگر اشتباهی در این آثار است بر اساس مدارک وشواهد در جهت رفع آن براییم.
همچنین یک تصنیف دیگر به اسم «محتشم» داریم در مقام راست که به «راست محتشم» معروف است. آنچه خواننده در این تصنیف میخواند چند کلمه بیشتر نیست و مابقی همه «ترنم» است.
باید بگویم که ۹۹% این تصنیف «ترنم» است و در وسط ترنمها کلمه های بی مفهومی نیز وجوددارد. این کلمات پس از بررسیهای فراوان توسط دکتر شفیعی کدکنی معلوم شد متعلق به یکی از رباعیات خیام است بدین صورت: قومی متحیرند اندر ره دین / قومی فتادهاند در راه یقین/ناگاه منادی برآمد زکمین/کی بیخبران راه آن نه آن است و نه این.
دراینجا بودکه فهمیدیم همانطورکه شعر این تصنیف اینقدر دچارتحریف شده است حتما ملودی آنهم دچار تغییر شده است.

* اشاره کردید به «ترنم». آیا «ترنم»ها همان ادوات اضافی- کلامی که هم اکنون برای پرکردن وزن موسیقی استفاده میشود، نیست؟

- درباره واژه «ترنم» باید بگویم که بخشی از کلام خوانندههای دوران عثمانی شعر بوده است وبخش دیگر هم «ترنم». ترنم دو نوع است: یا اصوات دارای معنی و یا اصوات فاقدمعنی؛ درباره اصوات دارای معنی میتوانیم به کلمههایی مانند وای، جانم، دلبرم، جانا، حبیب و... اشاره کردو اما درباره اصوات فاقد معنی میتوانیم به لللی، لللا، تللی، تللا، تننا، تننی وغیره اشاره کرد که خواننده آنها را میخواند.
جالب اینکه در بعضی از این تصانیف حجم ترنمها از شعر بیشتر است وبر خلاف تصور که «ترنم»ها برای پرکردن وجه متریک یک موسیقی به کار میرود، به اینصورت نبوده است و «ترنم»ها دربعضی از تصانیف به جای شعر به کار رفته است. ظاهرا «ترنم»ها در ادبیات قدیم ایران جدای از موسیقی در شعر هم بوده است؛ به گونهای که میتوان به برخی از غزلیات مولانا اشاره کرد. به عنوان مثال:
من که مست از مینابم تنناها یاهو / فارغ از کون و مکانم تنناها یاهو..
گویی دراین شعر مولانا برای بیان خود هیچ واژهای مناسبتر از ترنم پیدا نکرده است؛ هر چندبرخی ازمولویشناسان اعتقاد دارند که این اشعار متعلق به مولانا نیست اما حتی اگر متعلق به مولاناهم نباشد بالاخره یک شاعر دیگری آن راسروده است.

* چرا برای این پروژه از همایون شجریان دعوت کردید؟

- در پاسخ به این پرسش باید بگویم انتخاب همایون شجریان برای پروژه عبدالقادر مراغی هیچ ربطی به اینکه وی پسر استادشجریان است ندارد.
من هم قصد بیاحترامی به دیگر خواننده هارا ندارم و معتقدم هرکس توانایی وجنس خاص صدای خودش را دارد اما به نظر من همایون شجریان بعد از پدرش برجستهترین خواننده موسیقی ایران است. این نظر شخصی من است و شاید خوانندههای دیگر آن را قبول نداشته باشند.
در وهله اول انتخاب همایون شجریان به این دلیل بودکه وی در سریال «شهرآشوب» با من همکاری داشته است؛ به همین خاطر من اولین پیشنهاد را به همایون شجریان دادم ونه حتی استاد شجریان. چرا که میدانستم استاد شجریان به دلیل مشغله زیاد ومسئولیت زیاد شاید آن تمرکزی که همایون به روی این پروژه دشوار دارد را نداشته باشد. به همین خاطر سراغ نفر دوم آواز یعنی همایون رفتم. انصافا همایون هم در این پروژه با وقت زیاد، صبوری، وسواس، دقت مثال زدنی و تیزهوشی ازعهده این کار برآمد.
یادم میآیداستاد شجریان پس از میکس پروژه عبدالقادر در پاسخ به پرسش مجتبی میرطهماسب (مستندساز گروه که طی شش سال با هزینه شخصی خود بیش از ۱۰۰ ساعت راش از پروژه عبدالقادر مراغی دارد) مبنی براینکه نظر خودرا درباره پروژه عبدالقادر بگوید، گفت: «این تصانیف را فقط همایون میتوانست اجرا کند نه هیچکس دیگر. نه بخاطر اینکه همایون پسر من است بلکه هیچ خواننده دیگری قادرنیست این تصانیف با همچین کیفیتی بخواند و هم اینکه این همه وقت برای خواندن این تصانیف در حوصله من نیست.

* یعنی چون استاد شجریان از پسر خود تعریف کرده شما هم میگویید صدای همایون از همه صداها بهتر است؟!

- نظر من هم همان نظر آقای شجریان است. اما بهتر است درباره آواز این تصانیف توضیحاتی بدهم؛ آنچه ما در تصانیف منسوب به عبدالقادر مراغی به آن توجه داشتیم بخشهای آوازی بوده که فقط این بخشها روایت شده است. بخش آوازی این قطعات از نظر اجرا بسیار پیچیده است. همچنین بعضی از این تصانیف نه مقدمه دارد و نه موخره! وبعضا دربرخی از آنها ما جمله اول را با ساز اجرا کردیم و خواننده دوباره همان جمله را از ب بسم الله تا ت تمت با آواز و به صورت لاینقطع اجرا کرده است.
یعنی اینکه یک خواننده باید بدون قطع کردن صدای خود بتواند یک قطعه آوازی را تا پایان بخواند.
در اجراهای ما بیش از ۷۰% تصانیف عبدالقادرمراغی با آواز شروع میشود؛ یعنی اینکه بعضی از تصانیف با خواننده شروع وبا خواننده تمام میشود. به عنوان مثال تصنیف سهگاه یک قطعه ۲۴ دقیقهای است که ما یک جمله سازی را به عنوان مقدمه از خود تصنیف گرفتهایم وبقیه قطعه آوازی است که خواننده باید در اوج بخواند.

* چطورشدکه از محمدرضا شجریان برای میکس پروژه عبدالقادر مراغی دعوت کردید؟

- دوبار میکس اولیه این پروژه را در استودیو انجام دادیم اما نه من ونه بچههای گروه از میکس کار راضی نبودیم؛ به همین دلیل میخواستیم دوباره آثار رامیکس کنیم.
آن زمان (نمیدانم من از آقای شجریان خواستم یا همایون) از استادشجریان خواهش کردیم که از همه تجربیات خودش برای میکس این آثاراستفاده کند وایشان هم بیش ازیک هفته مدام به استودیو میآمد و کارها را به دقت گوش میداد و میکس آن به بهترین نحو انجام شد.

* الان گروه عبدالقادرمراغی چه میکند؟

- ضبط آثار منسوب به عبدالقادر مراغی توسط این گروه تمام شده است اما این گروه به شکل بالقوه برای اجرای کنسرت در داخل یا خارج از کشور وجود دارد. همچنین من دو پروژه مشکل دیگر مربوط به موسیقی قدیم ایران دارم که با همین گروه احتمالا به انجام خواهند رسید.

* از تجربیات دکتر شفیع کدکنی در این پروژه بگویید؟

- من هر تصنیف را قبل از تمرین وحتی ضبط با دکتر شفیعی کدکنی چک میکردم. حافظه ایشان آنقدر زیاد است که من نمیتوانم آن را تشریح کنم. این هنرمند بعد از حدودهفتاد سال زندگی، شگفت انگیزاست و بدون اغراق بگویم برای تصحیح وریشه یابی اشعار این پروژه هیچ کس غیر ازایشان نمیتوانست به ما کمک کند.

* پیشنهاد پروژه عبدالقادر مراغی را شما به کانون دادید یا اینکه از آنجا همچین سفارشی گرفتید؟

- این پیشنهاد را من سال ۸۴ به کانون دادم و خوشبختانه کانون پرورشی فکری به من وهمایون شجریان اعتماد کرد و با ما برای به ثمر رساندن این پروژه که آینده و موسیقی آن معلوم نبود، قراردادبست.

* هزینههای مربوط به این پروژه چه مقداربود و چگونه پرداخت شد؟

- این پروژه حدود ۶۶ میلیون تومان هزینه ضبط و استودیو داشته است؛ البته هنوز هزینههای چاپ وانتشار آنکه قرار است توسط موسسه آوای باربد منتشر شود، محاسبه نشده است.
یک نکته دیگر که بایداضافه کنم این است که این هزینه برای چهار سال تمرین و ضبط یک گروه ۱۱ نفره بوده که فقط پول تاکسی اعضای گروه شد؛ البته همه ما در آن مقطع انتظار بیشتری نداشتیم وفقط میخواستیم این پروژه به سرانجام برسد. در این پروژه علی صمدپور به عنوان نماینده اعضای گروه درجریان ریز مسائل مالی بود. همچنین در تقسیم بندی این پول با پذیرش تمام اعضای گروه من و همایون شجریان اندکی بیشتر از اعضای گروه سهم داشتیم و خوشبختانه ما دراین زمینه هیچ مشکلی نداشتیم یعنی ممکن بود سر هرمسئلهای اختلاف نظر ودعوا بکنیم غیر ازمسائل مالی!

* در پایان مصاحبه اگر نکتهای هست، به عنوان حسن ختام بفرمایید....

- لازم میدانم در ابتدا از اعضای گروه عبدالقادر مراغی؛ نظیر همایون شجریان، احسان ذبیحی فر، سامر حبیبی، سیامک جهانگیری، علی صمدپور، سیروس جمالی، بهزاد میرزایی، آرش شهریاری، نگار بوبان و ساناز نخجوانی که به ترتیب آواز، کمانچه آلتو، کمانچه آلتو، نی، رباب، رباب بم، دایره، چهارتار، عود و قانون نواختهاند تشکر کنم.
از زحمات همه این دوستان طی چهار سال تمرین (هشت ساعت در هفته) تشکر میکنم که باعث شدند بتوانیم دور هم جمع شویم و این کار دشوار را به سامان برسانیم.
همچنین از استاد محمدرضا شجریان که میکس نهایی بخش صوتی این مجموعه با استفاده از همه دانش و تجربیات وی محقق شد، تشکر میکنم. از استاد محمدرضا شفیعی کدکنی که اشعار مربوط به این تصانیف را بعضا اصلاح و یا ریشه یابی کردهاند تشکر فراوان دارم. در این گروه که اسامیآنها ذکر شد علاوه بر همایون شجریان، چند نفر نقشهای برجسته تری داشتهاند، مانند سیروس جمالی که ترجمه متون از انگلیسی، زبان ترکی با رسم الخط عثمانی و زبان ترکی با رسم الخط لاتین جدید را برعهده داشت. سپاسگزاری میکنم؛ وی همچنین نمونههای اولیه تصانیف را به عنوان نمونههای الگویی با صدای خودش میخواند و به دست من میرساند.
همچنین خانم بوبان که راهنمای ما در بخش فواصل موسیقی بودند و در کتابچه این مجموعه مقالهای در این باب دارند که البته این مقاله با گسترش بیشتری در کتاب عبدالقادر مراغهای که تا چند ماه دیگر توسط انتشارات ماهور به چاپ خواهد رسید، تشکر میکنم.
از بهزاد میرزایی که علاوه بر نواختن دایره به بخش ایقاعات (ادوار ریتمیک) در تصانیف عبدالقادر مراغی به ما کمک کرد، سپاسگزارم. وی همچنین علاوه بر نوشته کوتاهی که در کتابچه این مجموعه دارد مقاله مفصلی دیگری نیز دارد که در همان کتاب عبدالقادر در آینده به چاپ خواهد رسید.
همچنین علی صمدپور که علاوه بر راهنماییهای فکری، خانه پدری خود را به مدت ۴ سال محل تمرین گروه قرار داده بودکرد و نیز رضا غلامی که خانه خویش در گلاب دره را محلی برای ضبط این مجموعه کرده بود، تشکر میکنم.
همچنین از مجموعه مدیران و دستندرکاران کانون پرورش فکر که در این پروژه ما را یاری نمودهاند، سپاسگزارم و نیز از رضا اقتداری (مدیراداری این پروژه در کانون پرورش فکری) که از هیچ کوششی برای به ثمر رساندن این مجموعه کوتاهی نکردند، سپاسگزارم.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۱۲, ۱۱:۴۴
فروش بلیت کنسرت شجریان آغاز شد


فروش بلیتهای کنسرت محمدرضا شجریان در شهر استانبول در ترکیه از امروز(12 تيرماه) آغاز شده و علاقمندان میتوانند بلیتهای این کنسرت را از طریق سایت دل آواز تهیه کنند.

ایلنا: اجرای آثار جدید در تور ارویایی محمدرضا شجریان و گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی از کشور ترکیه آعاز میشود.
كنسرت استانبول تركيه در ۱۶ سپتامبر همزمان با ۲۶ شهریور، در سالن Istanbul Congress Center به روی صحنه میرود.

http://ilna.ir/uploads/1390-4-12/21.jpg

در این کنسرتها؛ آثاری از استاد جلیل شهناز، محمدرضا شجریان و مجید درخشانی در دو بخش سه گاه و بیات اصفهان برای اولین بار نواخته خواهد شد.
فروش بلیت از امروز آغاز شدهاست. علاقهمندان برای تهیه بلیت این کنسرت بصورت تلفنی، میتوانند با شماره تلفن ۸۸۷۱۷۳۵۰ (دل پخش) تماس بگيرند و براي خريد بصورت اينترنتي به نشاني www.ticket.delawaz.com مراجعه كنند.
اين گروه در ادامه تور خود به كشورهاي آمستردام – هلند(۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱ )، بروکسل – بلژیک(۱ اکتبر ۲۰۱۱)، ماینز – آلمان(۳ اکتبر ۲۰۱۱)، برلین – آلمان(۱۴ اکتبر ۲۰۱۱)، هامبورگ – آلمان(۱۵ اکتبر ۲۰۱۱)، لندن – انگلستان(۱۸ اکتبر ۲۰۱۱)، ادینبورگ – انگلستان(۱۹ اکتبر ۲۰۱۱)، مونیخ – آلمان(۲۱ اکتبر ۲۰۱۱)، وین – اتریش(۲۲ اکتبر ۲۰۱۱)، گوتبرگ – سوئد(۲۷ اکتبر ۲۰۱۱)، استکهلم – سوئد(۲۹ اکتبر ۲۰۱۱)، کلن – آلمان(۳۰ اکتبر ۲۰۱۱) خواهند رفت.

ماهور
۱۳۹۰/۰۴/۱۳, ۱۹:۱۲
گفتوگو من با محمدرضا درویشی، آهنگساز:


ما روایان قصه های رفته از یادیم...


محمدرضا درویشی یک موسیقیدان چند وجهی است؛ پژوهشگر موسیقی محلی ایران زمین است و کتاب دایره المعارف سازهای ایران را می نویسد. به کوره دهات سفر میکند و نواها و آواهای گمشده سرزمین آبا و اجدادیش را جمع آوری میکند. موسیقی فیلم می نویسید. خلاصه اگر بخواهیم سراغ درویشی را بگیرم حتما و حتما دارد بر روی پروژهای کار می کند. به گفته خودش هنوز یک پروژه اش به اتمام نرسیده به پروژه بعد میپردازد. آثار دوریشی نیز سبک های مختلفی دارد؛ یک بار مانند تنظیم آلبوم های گنبد مینا، جان عشاق و «زمستان است» که بر دل و جان خستگان و مردم نفوذ میکند و بار دیگر چون قطعه «کلیدر» مورد بی لطفی قرار میگیرد. به هر حال هر زمان سراغ درویشی را میگیریم وی یا درگیر نوشتن اثر موسیقایی است و یا در حال تحقیق برای نوشتن کتاب. در این مصاحبه به اختصاص فقط میخواهیم درباره پروژه جدیداین هنرمند یعنی «بازخوانی تصانیف منسوب به عبدالقادر مراغی» از وی بپرسیم و دیگر پرسش هایمان را به زمان دیگر موکول می کنیم.

اگر بگوییم غیر از محمدرضا دوریشی کسی از پس پروژه موسیقی عبدالقادر بر نمیآمد، اغراق نگفتهایم؛ چرا که تمرینهای نفس گیر، شش سال زحمت و کار و کنار آمدن با یک گروه ۱۰ نفری فقط و فقط از عهده درویشی برمی آید که همیشه انصاف را در رفتار و گفتار رعایت کرده است. زمانی که از پرسشهایمان با او صحبت میکنیم انگار از بچهاش حرف میزند و برای توضیح دادن اصلا و اصلا خسته نمیشود. این مصاحبه نزیک به هفت ساعت طول کشید. نه درویشی از گفتن نکات کلیدی و تاریخی و موسیقی خسته میشد و نه من از نوشتن آنها. درویشی درباره پروژه عبدالقادر از شش سال زندگی گروهی میگوید و میگوید بچه های گروه عبدالقادر گلچین شده اند و گرنه هر گروهی در ایران نمی توانست این همه سال دوام بیاورد.

اما درباره پروژه «شوق نامه» باید اینگونه بنویسیم:

پروژه بازخوانی تصنیفهای منسوب به مراغی و مجموعه «شوق نامه» که حاصل این پروژه است دارای ویژگیهایی است که آن را از جهات وزوایای مختلف متمایزمی کند.

جامعهٔ ایران تا به حال با آثار منسوب به مراغی به صورت شنیداری مواجه نبوده وبرای نخستین بار است که این آثار به گوش دوستداران و اهالی موسیقی در ایران میرسد. این تصنیفها پیش از این هیچگاه یکجا و در یک مجموعهٔ مستقل انتشار نیافته و بسیاری از آنها- به جز چند تصنیف که در ترکیه اجرا شده اند-برای نخستین بار است که ضبط و منتشر میشوند. نتها و شعرهای اصلاح شدهٔ تصنیفها نیز تا به حال به صورت یک مجموعه چاپ نشدهاند و اینک همهٔ اینها به صورت اولین مجموعهٔ آثار صوتی، مکتوب و تحلیلی دربارهٔ مراغی و تصنیفهای او منتشر میشوند.

از زمان عبدالقادر تاکنون هیچ خواننده فارسی زبان تصنیفهای او را اجرا نکرده و همایون شجریان نخستین خوانندهٔ فارسی زبان است که آنها را خوانده است. شعرهای تصنیفها نیز که غالبا مغلوط بودهاند و پس از عبدالقادر، در گذر روزگار، تحریف شدهاند، در مجموعه «شوق نامه» حتی المقدور اصلاح، و شناسهٔ بسیاری از شعرها مشخص شدهاند. در این پروژه یک پژوهش کاربردی دربارهٔ مراغی و تصنیفهای منسوب به او صورت گرفته و سعی شده است بیشترین منابع مکتوب و شفاهی در مورد او گردآوری شوند.

این مجموعه حاصل کار و تلاش یازده موسیقیدان، پژوهشگر و نوازنده حرفهای و شناخته شده است که با نام «گروه عبدالقادر مراغی» در مدتی نزدیک به پنج سال گرد هم آمدند و این پروژه دشوار را به مقصد رسانند.

محمدرضا درویشی،زاده ۲۵ مهر ۱۳۳۴ در شیراز، آهنگساز، پژوهشگر موسیقی و مؤلف دایرهالمعارف سازهای ایران و چندین کتاب دیگر است. وی در سال ۱۳۵۷ در رشته آهنگسازی از دانشکده هنرهای زیبای تهران فارغالتحصیل شد. او علاوه بر آهنگسازی، از ۲۸ سال پیش پژوهش در موسیقی نواحی مختلف را با سفر به شهرها و روستاهای ایران آغاز کرده است. موسیقی کلیدر که براساس رمان کلیدر محمود دولت آبادی ساخته شده است، یکی از شاهکارهای درویشی است. آلبومهای گنبد مینا و جان عشاق حاصل همکاری وی با پرویز مشکاتیان و محمدرضا شجریان است. همچنین آلبوم زمستان بر اساس شعر مهدی اخوان ثالت حاصل همکاری وی با شهرام ناظری و آلبوم موسم گل حاصل همکاریش با ایرج بسطامی است. از وی تاکنون بیش از ۵۰ ساعت موسیقی از نواحی مختلف ایران توسط حوزه هنری انتشار یافته است.

وی در حدود ۵۰ موسیقی فیلم تاکنون ساخته است و تقریبا با همه کرگردانان مولف و شهیر ایران از جمله بهرام بیضایی، محسن مخملباف، داریوش مهرجویی و... کار کرده است.

این گفتوگو خلاصه هفت ساعت مصاحبه با محمدرضا درویشی است:

* قبل از آنکه پرسشهایمان را درباره «شوق نامه» بگوییم درباره عبالقادر مراغی به اختصاربگویید.

- عبدالقادرابن غیبی حافظ مراغی در سال ۷۵۴ یا ۷۵۸ قمری در مراغه متولد و در سال ۸۳۸ قمری به خاطر بیماری طاعون در هرات (پایتخت ایران در زمان شاهرخ پسر تیمور) درگذشت. این هنرمند ملقب به «حافظ» است که احتمالا به دو دلیل بوده است. در ابتدا وی خواننده و حافظ قرآن بوده و دیگر اینکه به خوانندههای خاص در زمان تیموریان لقب حافظ میدادند. عمده رسالات عبدالقادر مراغی در هرات نوشته شده و بخشی از آنها در دوره آل جلایر نوشته شده است. عبدالقادر مراغی آخرین موسیقیدان، آهنگساز و نظریهپرداز مهم ما در دوران اسلامیمحسوب میشود. اغلب رسالاتی که بعد از عبدالقادر مراغی در موسیقی نوشته شده است یا تکرار و یا ساده شده موضوعاتی بوده است که عبدالقادر در رسالههایش به آن پرداخته است.

* به نظر شما عبدالقادر مراغی از چه نظر در موسیقی ما مورد اهمیت بوده است که شما شش سال به صورت ممتد و از دوران تحصیل به صورت ناپیوسته درباره وی تحقیق کردهاید؟

- اهمیت عبدالقادر مراغی در وهله اول به خاطر آخرین حلقه بودنش است؛ درزمانی که تمام رسالههای صفی الدین ارموی به زبان عربی بود ه است، رسالههای عبدالقادر به زبان فارسی روزگار خودش نوشته شده است که آمیخته به زبان عربی و اصلاحات قدیم ایران است. همچنین رسالههای وی که شامل «مقاصد الحان»، «جامع الحان» و «شرح ادوار رساله صفی الدین ارموی» است از نظر نثر فارسی در روزگار تیموریان بسیار حایز اهمیت است.
از طرف دیگر، عبدالقادر مراغی خوشنویس بوده و از آنجا که در زمان تیموری خط نستعلیق به تدریج جایگزین تمام خطهای ماقبل خودش میشد، وی تمام رسالههایش را به خط زیبای نستعلیق در دوران اول این خط مینوشت که بعدهااین خط سمبل زیباییشناسی خط ایرانی در دوران صفوی و پس از آن است. معمولا اولین نسخههای رسالههای مراغی به خط خود مراغی است که این کتابها بعضا در کتابخانه آستان قدس رضوی، کتابخانه «توپ کاپی» در استانبول، کتابخانه «لایدن» در هلند، کتابخانه دانشگاه الاالزهر در مصر و غیره نگهداری میشود.

* درباره رساله های عبدالقادر مراغی توضیح دهید و محتوای آنها را تشریح کنید؟

- محتوای هر کدام از این رسالات مطالبی است که برای درک آنها باید عمری وقت گذاشت. در اینجا لازم است از مرحوم تقی بینش که رسالات عبدالقادر مراغی را از نسخههای مختلف تطبیق داده و برای هریک توضیحات و پانویس هایی آورده که قابل فهم برای امروز باشد، سپاسگزاریم. امارسالهها عبدالقادر مراغی به چه میپردازد؛ به طور خلاصه رسالاها مراغی شامل دو موضوع مهم یعنی فواصل و ایقاعات (دورهای ریتمیک) است. فواصل و الگوهایی که از تسلسل صداها و دانگها تشکیل شده است. به این الگوها در زمان صفی الدین و عبدالقادر «ملایمات» گفته میشد. این ملایمات که برای گوش خوش پسند بود شامل فواصل چهارم (ذوالاربع، یا دانگ) و یا ذ والخمس (فاصله پنجم) است. رسالههای عبدالقادر از انواع مختلفی از چگونگیها و چینش فواصلی صحبت میکند که انواع ذوالاربع و ذوالخمسها را پدید میآورند. از دیگر بحثهایی که در رسالههای عبدالقادر به آن پرداخته شده است، بحث ایقاعات (دورهای ریتمیک) است که این آهنگساز علاوه بر ذکر دورهای ریتمیک قبل از خود و همزمان دوران خود، دورهای جدیدی به این ادوار ایقاعی اضافه میکند. همچنین در این رسالهها به مسایل دیگری نظیر ارتباط مقامهای موسیقی با ستارگان و کواکب، روز و شب، انواع مزاجها، سنها، اوقات زمانی در ۲۴ ساعت و مطالبی در توصیه به خوانندگان و نوازندگان نیز پرداخته است. تا اینجا عبدالقادر به عنوان یک نظریهپرداز و رساله نویس در حوزه موسیقی برای ما مطرح است اما یک وجه دیگری از شخصیت عبدالقادر به مصنف و یا آهنگساز بودن وی برمیگردد که امروزه این ویژگی از هنر عبدالقادر از مبانی موسیقی ایرانی حذف شده است.

* به نظر شما چرا وجه مصنف بودن عبالقادر مراغی در مبانی موسیقی ما حذف شده است؟

- درباره حذف این وجه هنری مراغی از مبانی موسیقی ایران دلایل مختلفی وجود دارد؛ از جمله اینکه گمان میرود سبک آهنگسازی عبدالقادر تا دوران صفوی ادامه داشته است که از نمونههای آن میتوانیم به آثار بینام و نشانی تحت عنوان ترکی «عجم لر» یا «عجمها» و یا «عجمانه» که در ترکیه پیدا شده است اشاره کنیم؛ موسیقیشناسان ترک معتقدند که این آثار در دوران صفوی توسط کسانی که به اختیاری و یا به اجباری به عثمانی رفتهاند، ساخته شده است. اگر آثار معروف به عجمها را با آثار عبدالقادر مراغی مقایسه کنیم به این نتیجه میرسیم که این آثار ساده شده سبک آهنگسازی مراغی است و از رویه مجزایی در علم آهنگسازی پیرو نمیکند. همچنین گمان میرود که مبانی آهنگسازی مراغی توسط صفویان به تدریج از میان رفته است. در آن زمان به دلیل جنگهای میان صفویان و عثمانیان که در اواسط دوره صفوی منجر به رسمیشدن مذهب شیعه توسط حکومت صفوی در ایران شد و به دلیل اینکه گسترش شیوه آهنگسازی عبدالقادر در عثمانی که مذهبشان سنی بود، گمان میرود مبانی آهنگسازی توسط دولت صفوی در دربار به تدریج حذف شد؛ چرا که روش مراغی در آهنگسازی اساس کار آهنگسازان عثمانی بود. در دوران صفوی با حجم وسیعی از تحولات از جمله تحولات مذهبی، اقتصادی، روابط بین الملل، نقاشی، موسیقی و هنر روبرو هستیم، آیا میشود این تحول را در موسیقی نبینیم؟ همچنین در دوران صفوی شاهد حذف یکسری سازها از جمله چنگ هستیم که به نظر میآید نوعی تسویه حساب فرهنگی دولت صفوی با مجموعه ماقبل خودش است؛ یعنی فرهنگ مشترک موسیقی اسلامی (ایران، ترک و عرب). بنابراین تا قبل از دوران صفوی، موسیقی ایرانی، عربی و ترکی جدا از هم نبودند اما دولت صفوی حساب خودش را از ترکها و عربها جدا میکند؛ به عنوان مثال دراین دوران بعضی از فواصل موسیقی و نیز تعدادی از سازها مانند عود و قانون نیز به ترکها و عربها واگذار شد!

* حذف این ویژگیها از موسیقی چه تاثیری در درازمدت بر تاریخ موسیقی ما، محتوا و ترکیب بندی سازهای ما گذاشته است؟

- روند محدود کردن موسیقی تا دوران زندیه ادامه داشت و ما اطلاع دقیق یا ماخذ درستی از اینکه در این فاصله ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساله چا اتفاقی افتاده است و چه بر سر موسیقی آمده است، نداریم. در دوران قاجاریه دوباره سازها نمایان شد که نمیتوان قبول کرد این اتفاق یکدفعه صورت گرفته است. در آثار تاریخی بر جامانده از دوران زندیه مانند قلمدانها یا بعضی از کاشیها و غیره شاهدیم بعضی از سازها مانند تار و یک ساز شبیه تنبک امروزی و یک ساز شبیه سه تاز امروزی نقاشی شده است اما دیگر نشانی از سازهایی چون چنگ، عودو قانون نمیبینیم. همچنین از نظر محتوایی شاهدیم که در دوران زندیه به تریج ساختار موسیقی نیز تغییر میکند؛ به گونهای که به فرض مثال مقام شور ایرانی پدید میآید و شور عربی! همچنین آهنگسازی از دوران صفویه به بعد تغییر کرد. دردوران قاجار وبه ویژه در دوران ناصرالدین شاه، خانواده علی اکبر خان فراهانی موسیقی را که ۲۰۰ -۳۰۰ سال در پستوی خانهها بود را با یک چیدمان دیگر بیرون آورند. دراین نوع چیدمان ضمن حفظ فواصل، ردیف ودستگاههای موسیقی معرفی شد؛ این درحالی است که قبل از آن نشانی از ردیف و دستگاه نبودو چیدمان موسیقی از مقامهای مستقل تشکیل داده میشد. این تغییر ازسیستم مقامی به سیستم دستگاهی، سبک آهنگسازی را نیز تغییر داد؛ به طوریکه روش عبدالقادر که در دوره تیموری رواج داشت و حدودا تا دوران صفوی ادامه داشته است به تدریج فراموش شد و به جای آن هیچ روش دیگری جایگزین نشد. اینجایگزین نشدن تا حدی است که امروزه اگر پژوهشگر یا موسیقیدانی بخواهد درباره نظام دستگاهی موسیقی ایران صحبت کند فقط میتواند درباره فواصل و ساختار دستگاهی موسیقی صحبت بکند و حتی یک کلمه نمیتواند درباره دورهای ایقاعی یا ریتم در نظام دستگاهی صحبت کند. گفتن این نکته ضروری است که تصانیف قدما در دوران قاجار ادامه شیوه آهنگسازی عبدالقادر نبودند و همه جدیدند. در این دوران صفوی عدهای موسیقیدان به اجبار یا اختیار به عثمانی سفر کردند. همچنین پسر و نوه عبدالقادر بعد از فوت پدر به دلیل متلاشی شدن حکومت آل تیمور و وقوع هرج ومرج به عثمانی رفتند و اینگونه شد که مکتب عبدالقادر از شرق ایران (هرات) به غرب ایران (قسطنطنیه یا استانبول امروزی) رفت و این مکتب اساس آهنگسازی در دوران عثمانی شد. ازدیگر مسائل اینکه، ریتمها از دوران صفوی به بعد در ایران فراموش شد؛ در حالیکه با پذیرفتن مکتب عبدالقادر در آهنگسازی در عثمانی نه تنها ادوار ریتمیک قدیم ایران حفظ شد بلکه تصانیف ساخته شده نیز بر اساس سبک مراغی بسط و گسترش داده شد.

* با توجه به زمانی که برای این پروژه گذاشتید و سفرهایی که به ترکیه داشتهاید؛ جایگاه عبدالقادر مراغی را در میان جامعه موسیقی ترک چگونه ارزیابی میکنید؟

- امروزه آهنگسازان و نوازندگان وهمچنین موسیقیشناسان ترک، عبدالقادرمراغی را به عنوان نیای بزرگ میشناسند ومراغی برای ترکها از زمان عثمانی تا امروز در هالهای اسطورهای پیچیده شده است؛ به طوری که به ندرت میبینیم که نوازندهای درترکیه نام عبدالقادر را نشنیده باشد، بعضی از قطعات او را اجرا نکرده باشد و یا برایش احترام قائل نباشد. این در حالی است که نزدیک به ۹۰% از اهل فرهنگ وهنر در گشور ما نمیدانندکه عبدالقادرمراغی کیست؟ تصور کنید ۱۰۰ سال پیش بین دو موسیقیشناس معروف ترک یعنی رئوف یکتا و صبحی ازگی نامههایی درباره عبدالقادر مراغی در روزنامههای معروف ترکیه آن زمان چاپ میشد که این نشان میدهد ۱۰۰ سال پیش در ترکیه چه فضایی حاکم بوده است که اکنون پس از ۱۰۰ سال هنوز در ایران آن فضا و آن آداب نوشتای وجود ندارد و مورد استفاده قرار نمیگیرد. یادم میآید در گفتگویی که من و سیروس جمالی ا شش تن از موسیقیشناسان ترک داشتیم آنها با غرور میگفتندکه ماعبدالقادر را جویدیم و یادگرفتیم وشما تازه یادتان افتاده که درباره عبدالقادر تحقیق کنید! آنها این مسائل را با یک حس ناسیونالیستی نیز میگفتند که ما روی موسیقی عبدالقادر کار کردهایم و ما ادامه راه وی را رفتهایم و نه شما! که البته درست هم میگفتند! مادر جواب آنها میگفتیم که عبدالقادر یک چهره بین المللی است و ما هم میخواهیم جریان عبدالقادرشناسی، تواناییهای وی و همچنین سبک آهنگسازی وی که در ایران فراموش شده است را دوباره یادآوری نماییم.

* آنچه در آثار عبدالقادر مراغی عنوان «تصنیف» به خود گرفته است، چه تفاوتهایی با فرم تصنیف در برهه کنونی دارد؟

- تصنیف در برهه کنونی یک ساختار معین دارد که مربوط به دوران قاجار به بعد است اما تصنیف درآثار عبدالقادر مراغی به معنای سازندگی و مصنف به عنوان آهنگساز است. آنچه عبدالقادر به نام تصانیف یا اقسام تصانیف دررسالههایش گفته است ربطی به فرم تصنیف در برهه کنونی ندارد. مقصود مراغی از تصنیف این بوده است که آهنگساز در چه فرمهایی میتوانداثر بنویسید.

* تا چه حد اطمینان دارید این تصانیف متعلق به عبدالقادر مراغی است؟

- یک هیات موسیقی بین سالهای ۱۹۲۶ تا ۱۹۳۵ میلادی به نام «هیات تصنیف و تثبیت آثار اسلاف» به مدت ۹ سال دراستانبول تشکیل شد. دراین هیات بزرگترین موسیقیدانان و راویان آن زمان شامل رئوف یکتا، اسماعیل حقی بیگ، بسته نگار ضیاء بیگ، ذکائیزاده احمد بیگ معروف به حافظ احمد ایرسوری (پسر خواننده بزرگ به نام ذکائی دده)، علی رفعت بیگ و صبحی ازگی حضور داشتند. این هیات طی ۹ سال، صدها قطعه و از جمله و۲۵۱ اثر از موسیقیدانان و راویان بنام زمان خودشان را با نتاسیون غربی ثبت کردند. ذکائی دده که یکی از مهمترین منابع شفاهی این هیات بوده شاگرد ایوبی محمد بیگ بوده وایوبی محمد بیگ از مهمترین شاگردان اسماعیل دده افندی (۱۷۷۸ تا ۱۸۴۶) بوده است. در این مجموعه ۳۰ قطعه آوازی از عبدالقادر به ثبت رسید که راوی اصلی این قطعات ذکائیزاده بوده که وی از پدرش (زکایی دده) یادگرفته وپدرش از ایوبی و ایوبی از دده افندی یاد گرفته است. اینکه اسماعیل دده افندی این آثار را از کجا آورده است معلوم نیست. اما عبدالقادر مراغی، دده افندی و ذکائی دده سه موسیقیدان بودند که ستونهای اصلی موسیقی ترک به شمار میرفتند. رپرتوارها تصانیف عبدالقادر میتواند حداقل به سالهای زندگی اسماعیل دده افندی برگردد؛ یعنی دود ۲۵۰ سال پیش. از برخی از این تصانیف روایتهای مختلفی وجودداردومحققان چندی فهرستهای مختلفی از تصانیف منسوب به عبدالقادر مراغی ارائه دادهاند که یکی از این فهرستها و اولین آنها، فهرست رئوف یکتااست. همچنین دکتر صبحی ازگی فهرست دیگری از تصانیف عبدالقادر ارائه داده که تا حدی با فهرست رئوف یکتا متفاوت است. ازگی معتقد است خیلی از تصانیف موجوددر فهرست رئوف یکتا متعلق به مراغی نیست.
این نکته را بگویم که ما این آثار را منسوب به عبدالقادر مراغی میدانیم به همین دلیل نام پروژه را بازخوانی تصانیف منسوب به عبدالقادر مراغی گذاشته ایم.
دراین راستا گروه ما، ۳۰ تصنیف بر اساس فهرست رئوف یکتا که بخش دوم از کتاب «اساتید الحان» نوشته رئوف یکتا و ترجمه سیروس جمالی آمده است رابرای اولین بار از حاصل کاراین هیات بیرون آورد یم و آنها را معیار کار خود قرار دادیم. از این ۳۰ تصنیف حدود ۱۰ تصنیف در یک مجموعه نت به نام دارالالحان به چاپ رسیده است و باقی تصانیف به شکل اوراق پراکنده در آرشیوها، کتابخانه دانشگاهها و یا کتابخانههای شخصی در ازمیر، آنکارا و استانبول و همچنین آرشیوهای خصوصی وجود داشت؛ البته ما ۹ تصنیف از تمام فهرستهای ارائه شده و شش تصنیف از فهرست رئوف یکتا را نتوانستهایم پیدا کنیم.
در این راستا از تصانیفی که فقط یک روایت از آن وجود داشت، همان یک روایت را اجرا کردیم و از تصانیفی که چند روایت داشت با استفاده از قرائنی که در این تصانیف بود یک روایت را استخراج کردیم؛ بدون اینکه یک نت کم یا زیاد شود.
درباره اینکه این تصانیف متعلق به عبدالقادر مراغی است یا نه، نزدیک به ۱۰۰ سال است که بحث است و با توجه به اینکه هر شعر، قصه و روایت طی ۵۰۰ سال انتقال شفاهی وسینه به سینه دچار تغییر و یا تحریفاتی میشود ما عنوان بازخوانی بر آن نهادیم.
از طرف دیگر عدهای درترکیه هستند که میگویند هیچ یک از این تصانیف متعلق به مراغی نیست و عدهای نیز درایران مانند دکتر محسن حجاریان (موسیقی شناس) اعتقاد دارند این آثار ۱۰۰% متعلق به مراغی است.


http://images.boursy.com/[/IMG]

* عبدالقادرشناسی از چه زمانی در کشور ما آغاز شد وشما چطور کنجکاو شدیدکه دنبال آثار عبدالقادرمراغی بروید؟

- یادم میآید که آن زمان (۱۳۵۷-۱۳۵۳ (در دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران درس میخواندم. یک هنرمند ژاپنی به اسم «یوشیفو سکی» هم دانشکدهای من بودکه وی قبلا در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران درس خوانده بود و بعد از آن کنکور هنر داد و وارد دانشکده هنرهای زیبا شد. عنوان پایان نامه این ژاپنی «شرح باب ثانی از رساله مقاصدالحان مراغی» بود وزمانی که من از وی پرسیدم مراغی کیست وی با همان لهجه فارسی- ژاپنی خودش گفت: «مراغی دیگه!» البته اساتیدی مانند داریوش صفوت، هرمز فرهت و مهدی برکشلی حتما عبدالقادر مراغی را میشناختنداما با قطعیت میتوانم بگویم خیلی از هنرجویان و موسقیدانهای ما چیزی از مراغی نمیدانستند.
آن زمان کتاب مقاصدالحان توسط تقی بینش چاپ شده بود. همچنین کتابی به عنوان «مبانی اتنوموزیکولوژی» توسط دکتر محمدتقی مسعودیه توسط انتشارات سروش بیرون آمده بود که روی جلدکتاب یک نت به اسم «تصنیف نهاوند کبیر» بود. طی صحبتی با دکتر مسعودیه خواستم بدانم که آن تصویر نت را از کجا آورده است و وی گفت که آن را ثمین باغچهبان گرفته است.
با ثمین باغچهبان که در آنکارا بود تماس گرفتم و ایشان نیز علم واطلاع دقیقی در این باره نداشت؛ درصورتیکه اولین جلد دار الحان هشتاد سال پیش چاپ شده بود. همچنین استاد مرتضی حنانه درآن دوران کتابی به عنوان «گامهای گمشده» داشت و علاوه بر آن در کتاب دیگری مشغول شرح و تفسیر مقاصدالالحان عبدالقادر مراغی بود. این کتاب پس از حدود ۲۰ سال که از درگذشت حنانه میگذرد هنوز نزد علی برلیانی از شاگردان وی است و متاسفانه برلیانی آن را هنوز منتشر نکرده است. آن سالها کنجکاو شدم وبه دوستانم که به ترکیه سفر میکردند، توصیه کردم که تمام کتابهای موجود درباره عبدالقادرمراغی را برایم بیاورند.

* چطورشدکه گره عبدالقادرمراغی را پایه گذاری کردید؟

- استاد حنانه ۵۰ سال پیش میگفت که آرزو دارد نتهایی موجود از عبدالقادر را یک گروه در رادیو تلویزیون وقت اجرا کند. یکی از انگیزههای من برای پایه ریزی این گروه، برآوردن آروزهای استاد حنانه و خودم بود.
در اینجا نیاز به یادآوری است که آشنایی استاد حنانه با رسالهها و تصانیف مراغی در کتابخانه واتیکان در حین تحصیل وی در ایتالیا صورت گرفت.
اکنون چند سال است که براساس همین تفکر گروهی به نام عبدالقادرمراغی برای احیای آثار مراغی برای اجرای آثار مراغی پایه گذاری کردهام. درابتدا یک گروه ۱۱ نفره که کار خود را در سریال شهرآشوب آغاز کرد و بعد از آن یک گروه ۴۰ نفره که کار با آنها به دلیل تعداد زیاد نوازنده وندانستههای خودم پیش نرفت. نتیجه اینکه یک گروه ۹ نفره از نوازندگان تشکیل دادم و همچنین از همایون شجریان که در سریال شهرآشوب با وی کار کرده بودم، نیز دعوت کردم.
بدون در نظر گرفتن مطالعات قبلی باید بگویم از آغاز فعالیت گروه عبدالقادر تاکنون شش سال میگذرد که چهار سال آن مشغول ضبط و تمرین بودیم همچنین بایدبگویم که این پروژه یکی از سختترین پروژههایی بودکه من تاکنون انجام دادهام.
اگر بخواهم از دوران سخت این پروژه بگویم باید به هفتهای هشت ساعت تمرین، ضبط قطعات خارج از فضای استودیو وغیره اشاره کنم که اگر در این گروه همدلی نبود قاعدتا این پروژه به ثمر نمینشست. ما در گروه ۱۱ نفره خود از مشکلات کوچک برای رسیدن به هدفمان رد میشدیم و نتیجه این شدکه گروه عبدالقادر بر خلاف دیگرگروهها که اغلب با هم اختلاف پیدا میکنند؛ ازاین قاعده مستثنا ماند و توانست این مجمموعه را اجرا نماید.

* بر اساس چه منطقی این ترکیب ۹ نفره را برای گروه موسیقی عبدالقادر پی ریزی کردید؟

- در این ترکیب گروهی، از همه سازهای متعارف در موسیقی دستگاهی فعلی استفاده نشده است و از بعضی سازها مانند قانون، عود، کمانچه، رباب، دایره، نی و تنبور (چهار تاری که سیمهای آن از فلز وابریشم است و با تنبور کردی ازنظر پرده بندی وشکل ظاهری متفاوت است) که عبدالقادر در رسالههای خویش نام برده استفاده کردهایم.
هم اکنون کم شدن یا اضافه شدن یک نفر به گروه عبدالقادر برای ما دردسر بوجودمی آورد؛ چرا که اگر شخص جدیدی وارد گروه عبدالقادر شود دیگر آن شش سال تجربه و ممارست را ندارد واگر یک نفر هم از گروه خارج شود تاثیر و جای خالی آن در گروه احساس میشود.

* چرا سازهای زمان عبدالقادر مراغی را بازسازی نکردید؟

در ابتدا میخواستم این سازها را بر اساس گرافیک ویا توضیحاتی که عبدالقادر از سازها داده است و یا براساس رساله موسیقی کبیر فارابی و یا رساله «کنز التحف» منسوب به عبدالمومنبن صفی الدین که احتمالا از دوران صفوی است که یک رساله سازشناسی در دوره اسلامی محسوب میشود به شکل وسیاق قدیمیاش بسازیم.
حتی میخواستم از کاتالوگ پرفسور اون رایت (استاد بازنشسته دانشگاه لندن و یکی از برجسته ترین اتنوموزیکولوژیستهای جهان و متخصص موسیقی دوران اسلامی و دوران تیموری) که به یک اسلوب سازشناسی در دوران تیموری رسیده است برای ساخت سازها استفاده کنم.
همچنین با چند تن از سازندگان ساز نیز واردمذاکره شدم؛ البته آنها، هم هزینههای زیاد و هم زمان طولانی از من مطالبه میکردند و هم درپایان صدای ساز ساخته شده خودرا تضمین نمیکردند.
نتیجه اینکه تصمیم گرفتم از سازهای فعلی ایران در این پروژه استفاده کنم؛ البته این نکته را اضافه کنم که ساختار موسیقی الان با زمان عبدالقادر فرق میکرد وبه فرض مثال عودی که هم اکنون درایران، ترکیه و کشورهای عربی تا شمال آفریقا وجوددارد از نظر ابعاد، تعداد سیمها یا آنچه در رسالهها و مینیاتورهای قدیمی است کاملا متفاوت است.

* چراارکستر عبدالقادرمراغی به صورت تک صدایی است؟

- این آثار چه متعلق به عبدالقادرمراغی باشدوچه نباشد مانند الماسی است که طی ۵۰۰ سال زمان تراش خورده و سوهان زده شده است. و قاعدتا نمیشد لباسی دیگر بر قامت این نوع موسیقی بدوزیم. به ویژه اینکه موسیقی چندصدایی وام گرفته از فرهنگ غربی است واصلا چرا ما باید این نوع موسیقی را واردآثار عتیقه بکنیم.
همانطور که گفتم ما به این آثار حتی یک نت اضافه وکم نکردیم. همچنین برای اصلاح اشعار این آثار و ریشه یابی صحیح آنها از هنرمندی برجسته چون دکتر شفیع کدکنی بهره بردیم.

* اشاره کردید که از دانش دکتر کدکنی برای تصیح اشعار این تصانیف استفاده کردید، درباره مشکلات ادبی این آثار توضیح دهید؟

- به یقین اشعار این آثار طی ۵۰۰ سال دچار تغییرات وتحریفاتی شده است. به ویژه آنکه شعر فارسی طی ۵۰۰ سال توسط راویان ترک زبان خوانده میشده است وآنها در حالی این اشعار رامی خواندندکه معنی کلمات آن رانمی دانستند. دراین آثار سعی کردیم اصل درست شعر رابخوانیم و نه مدل تحریف شده آن را.
به فرض مثال یک تصنیف درمقام «عشاق» داریم که شعر دارد اما شعرش از نظر وزن وقافیه بدون معناست وحتی دکتر شفیع کدکنی هم نتوانست شعر درست این تصنیف را پیدا کندوما مجبورشدیم این تصنیف را بدون شعر وخواننده اجرا کنیم؛ هر چند یکی از اساتید ساز قانون در استانبول از این کار ما انتقاد کرد اما ما بر آن بودیم که اگر اشتباهی در این آثار است بر اساس مدارک وشواهد در جهت رفع آن براییم.
همچنین یک تصنیف دیگر به اسم «محتشم» داریم در مقام راست که به «راست محتشم» معروف است. آنچه خواننده در این تصنیف میخواند چند کلمه بیشتر نیست و مابقی همه «ترنم» است.
باید بگویم که ۹۹% این تصنیف «ترنم» است و در وسط ترنمها کلمه های بی مفهومی نیز وجوددارد. این کلمات پس از بررسیهای فراوان توسط دکتر شفیعی کدکنی معلوم شد متعلق به یکی از رباعیات خیام است بدین صورت: قومی متحیرند اندر ره دین / قومی فتادهاند در راه یقین/ناگاه منادی برآمد زکمین/کی بیخبران راه آن نه آن است و نه این.
دراینجا بودکه فهمیدیم همانطورکه شعر این تصنیف اینقدر دچارتحریف شده است حتما ملودی آنهم دچار تغییر شده است.

* اشاره کردید به «ترنم». آیا «ترنم»ها همان ادوات اضافی- کلامی که هم اکنون برای پرکردن وزن موسیقی استفاده میشود، نیست؟

- درباره واژه «ترنم» باید بگویم که بخشی از کلام خوانندههای دوران عثمانی شعر بوده است وبخش دیگر هم «ترنم». ترنم دو نوع است: یا اصوات دارای معنی و یا اصوات فاقدمعنی؛ درباره اصوات دارای معنی میتوانیم به کلمههایی مانند وای، جانم، دلبرم، جانا، حبیب و... اشاره کردو اما درباره اصوات فاقد معنی میتوانیم به لللی، لللا، تللی، تللا، تننا، تننی وغیره اشاره کرد که خواننده آنها را میخواند.
جالب اینکه در بعضی از این تصانیف حجم ترنمها از شعر بیشتر است وبر خلاف تصور که «ترنم»ها برای پرکردن وجه متریک یک موسیقی به کار میرود، به اینصورت نبوده است و «ترنم»ها دربعضی از تصانیف به جای شعر به کار رفته است. ظاهرا «ترنم»ها در ادبیات قدیم ایران جدای از موسیقی در شعر هم بوده است؛ به گونهای که میتوان به برخی از غزلیات مولانا اشاره کرد. به عنوان مثال:
من که مست از مینابم تنناها یاهو / فارغ از کون و مکانم تنناها یاهو..
گویی دراین شعر مولانا برای بیان خود هیچ واژهای مناسبتر از ترنم پیدا نکرده است؛ هر چندبرخی ازمولویشناسان اعتقاد دارند که این اشعار متعلق به مولانا نیست اما حتی اگر متعلق به مولاناهم نباشد بالاخره یک شاعر دیگری آن راسروده است.

* چرا برای این پروژه از همایون شجریان دعوت کردید؟

- در پاسخ به این پرسش باید بگویم انتخاب همایون شجریان برای پروژه عبدالقادر مراغی هیچ ربطی به اینکه وی پسر استادشجریان است ندارد.
من هم قصد بیاحترامی به دیگر خواننده هارا ندارم و معتقدم هرکس توانایی وجنس خاص صدای خودش را دارد اما به نظر من همایون شجریان بعد از پدرش برجستهترین خواننده موسیقی ایران است. این نظر شخصی من است و شاید خوانندههای دیگر آن را قبول نداشته باشند.
در وهله اول انتخاب همایون شجریان به این دلیل بودکه وی در سریال «شهرآشوب» با من همکاری داشته است؛ به همین خاطر من اولین پیشنهاد را به همایون شجریان دادم ونه حتی استاد شجریان. چرا که میدانستم استاد شجریان به دلیل مشغله زیاد ومسئولیت زیاد شاید آن تمرکزی که همایون به روی این پروژه دشوار دارد را نداشته باشد. به همین خاطر سراغ نفر دوم آواز یعنی همایون رفتم. انصافا همایون هم در این پروژه با وقت زیاد، صبوری، وسواس، دقت مثال زدنی و تیزهوشی ازعهده این کار برآمد.
یادم میآیداستاد شجریان پس از میکس پروژه عبدالقادر در پاسخ به پرسش مجتبی میرطهماسب (مستندساز گروه که طی شش سال با هزینه شخصی خود بیش از ۱۰۰ ساعت راش از پروژه عبدالقادر مراغی دارد) مبنی براینکه نظر خودرا درباره پروژه عبدالقادر بگوید، گفت: «این تصانیف را فقط همایون میتوانست اجرا کند نه هیچکس دیگر. نه بخاطر اینکه همایون پسر من است بلکه هیچ خواننده دیگری قادرنیست این تصانیف با همچین کیفیتی بخواند و هم اینکه این همه وقت برای خواندن این تصانیف در حوصله من نیست.

* یعنی چون استاد شجریان از پسر خود تعریف کرده شما هم میگویید صدای همایون از همه صداها بهتر است؟!

- نظر من هم همان نظر آقای شجریان است. اما بهتر است درباره آواز این تصانیف توضیحاتی بدهم؛ آنچه ما در تصانیف منسوب به عبدالقادر مراغی به آن توجه داشتیم بخشهای آوازی بوده که فقط این بخشها روایت شده است. بخش آوازی این قطعات از نظر اجرا بسیار پیچیده است. همچنین بعضی از این تصانیف نه مقدمه دارد و نه موخره! وبعضا دربرخی از آنها ما جمله اول را با ساز اجرا کردیم و خواننده دوباره همان جمله را از ب بسم الله تا ت تمت با آواز و به صورت لاینقطع اجرا کرده است.
یعنی اینکه یک خواننده باید بدون قطع کردن صدای خود بتواند یک قطعه آوازی را تا پایان بخواند.
در اجراهای ما بیش از ۷۰% تصانیف عبدالقادرمراغی با آواز شروع میشود؛ یعنی اینکه بعضی از تصانیف با خواننده شروع وبا خواننده تمام میشود. به عنوان مثال تصنیف سهگاه یک قطعه ۲۴ دقیقهای است که ما یک جمله سازی را به عنوان مقدمه از خود تصنیف گرفتهایم وبقیه قطعه آوازی است که خواننده باید در اوج بخواند.

* چطورشدکه از محمدرضا شجریان برای میکس پروژه عبدالقادر مراغی دعوت کردید؟

- دوبار میکس اولیه این پروژه را در استودیو انجام دادیم اما نه من ونه بچههای گروه از میکس کار راضی نبودیم؛ به همین دلیل میخواستیم دوباره آثار رامیکس کنیم.
آن زمان (نمیدانم من از آقای شجریان خواستم یا همایون) از استادشجریان خواهش کردیم که از همه تجربیات خودش برای میکس این آثاراستفاده کند وایشان هم بیش ازیک هفته مدام به استودیو میآمد و کارها را به دقت گوش میداد و میکس آن به بهترین نحو انجام شد.

* الان گروه عبدالقادرمراغی چه میکند؟

- ضبط آثار منسوب به عبدالقادر مراغی توسط این گروه تمام شده است اما این گروه به شکل بالقوه برای اجرای کنسرت در داخل یا خارج از کشور وجود دارد. همچنین من دو پروژه مشکل دیگر مربوط به موسیقی قدیم ایران دارم که با همین گروه احتمالا به انجام خواهند رسید.

* از تجربیات دکتر شفیع کدکنی در این پروژه بگویید؟

- من هر تصنیف را قبل از تمرین وحتی ضبط با دکتر شفیعی کدکنی چک میکردم. حافظه ایشان آنقدر زیاد است که من نمیتوانم آن را تشریح کنم. این هنرمند بعد از حدودهفتاد سال زندگی، شگفت انگیزاست و بدون اغراق بگویم برای تصحیح وریشه یابی اشعار این پروژه هیچ کس غیر ازایشان نمیتوانست به ما کمک کند.

* پیشنهاد پروژه عبدالقادر مراغی را شما به کانون دادید یا اینکه از آنجا همچین سفارشی گرفتید؟

- این پیشنهاد را من سال ۸۴ به کانون دادم و خوشبختانه کانون پرورشی فکری به من وهمایون شجریان اعتماد کرد و با ما برای به ثمر رساندن این پروژه که آینده و موسیقی آن معلوم نبود، قراردادبست.

* هزینههای مربوط به این پروژه چه مقداربود و چگونه پرداخت شد؟

- این پروژه حدود ۶۶ میلیون تومان هزینه ضبط و استودیو داشته است؛ البته هنوز هزینههای چاپ وانتشار آنکه قرار است توسط موسسه آوای باربد منتشر شود، محاسبه نشده است.
یک نکته دیگر که بایداضافه کنم این است که این هزینه برای چهار سال تمرین و ضبط یک گروه ۱۱ نفره بوده که فقط پول تاکسی اعضای گروه شد؛ البته همه ما در آن مقطع انتظار بیشتری نداشتیم وفقط میخواستیم این پروژه به سرانجام برسد. در این پروژه علی صمدپور به عنوان نماینده اعضای گروه درجریان ریز مسائل مالی بود. همچنین در تقسیم بندی این پول با پذیرش تمام اعضای گروه من و همایون شجریان اندکی بیشتر از اعضای گروه سهم داشتیم و خوشبختانه ما دراین زمینه هیچ مشکلی نداشتیم یعنی ممکن بود سر هرمسئلهای اختلاف نظر ودعوا بکنیم غیر ازمسائل مالی!

* در پایان مصاحبه اگر نکتهای هست، به عنوان حسن ختام بفرمایید....

- لازم میدانم در ابتدا از اعضای گروه عبدالقادر مراغی؛ نظیر همایون شجریان، احسان ذبیحی فر، سامر حبیبی، سیامک جهانگیری، علی صمدپور، سیروس جمالی، بهزاد میرزایی، آرش شهریاری، نگار بوبان و ساناز نخجوانی که به ترتیب آواز، کمانچه آلتو، کمانچه آلتو، نی، رباب، رباب بم، دایره، چهارتار، عود و قانون نواختهاند تشکر کنم.
از زحمات همه این دوستان طی چهار سال تمرین (هشت ساعت در هفته) تشکر میکنم که باعث شدند بتوانیم دور هم جمع شویم و این کار دشوار را به سامان برسانیم.
همچنین از استاد محمدرضا شجریان که میکس نهایی بخش صوتی این مجموعه با استفاده از همه دانش و تجربیات وی محقق شد، تشکر میکنم. از استاد محمدرضا شفیعی کدکنی که اشعار مربوط به این تصانیف را بعضا اصلاح و یا ریشه یابی کردهاند تشکر فراوان دارم. در این گروه که اسامیآنها ذکر شد علاوه بر همایون شجریان، چند نفر نقشهای برجسته تری داشتهاند، مانند سیروس جمالی که ترجمه متون از انگلیسی، زبان ترکی با رسم الخط عثمانی و زبان ترکی با رسم الخط لاتین جدید را برعهده داشت. سپاسگزاری میکنم؛ وی همچنین نمونههای اولیه تصانیف را به عنوان نمونههای الگویی با صدای خودش میخواند و به دست من میرساند.
همچنین خانم بوبان که راهنمای ما در بخش فواصل موسیقی بودند و در کتابچه این مجموعه مقالهای در این باب دارند که البته این مقاله با گسترش بیشتری در کتاب عبدالقادر مراغهای که تا چند ماه دیگر توسط انتشارات ماهور به چاپ خواهد رسید، تشکر میکنم.
از بهزاد میرزایی که علاوه بر نواختن دایره به بخش ایقاعات (ادوار ریتمیک) در تصانیف عبدالقادر مراغی به ما کمک کرد، سپاسگزارم. وی همچنین علاوه بر نوشته کوتاهی که در کتابچه این مجموعه دارد مقاله مفصلی دیگری نیز دارد که در همان کتاب عبدالقادر در آینده به چاپ خواهد رسید.
همچنین علی صمدپور که علاوه بر راهنماییهای فکری، خانه پدری خود را به مدت ۴ سال محل تمرین گروه قرار داده بودکرد و نیز رضا غلامی که خانه خویش در گلاب دره را محلی برای ضبط این مجموعه کرده بود، تشکر میکنم.
همچنین از مجموعه مدیران و دستندرکاران کانون پرورش فکر که در این پروژه ما را یاری نمودهاند، سپاسگزارم و نیز از رضا اقتداری (مدیراداری این پروژه در کانون پرورش فکری) که از هیچ کوششی برای به ثمر رساندن این مجموعه کوتاهی نکردند، سپاسگزارم.

آمن این مصاحبه خیلی خوب بود.....همه بچه ها تعریف می کردن......به خصصوص اینکه عکس صفحه یک هم شده بود ..........موفق باشی عزیزم:x:x<:-p:*

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۱۴, ۲۲:۲۸
اجرای موسیقی ایرانی در جام جهانی فوتبال زنان


قطعه ای از موسیقی ایرانی به آهنگسازی کیوان ساکت در تاریخ 16 تیرماه در حاشیه برپایی جام جهانی فوتبال زنان در آلمان اجرا می​شود.

کیوان ساکت نوازنده تار با اعلام این خبر در توضیح جزئیات اجرای قطعه ای از آثار خود در برنامه های فرهنگی حاشیه جام جهانی فوتبال زنان در آلمان، گفت : «سال گذشته قطعه ای با عنوان "یک خانه پر ز مستان" بر اساس شعری از مولانا را برای اجرا در ارکستر سمفونیک آلمان ساختم که توسط یکی از خوانندگان آلمانی اجرا شد .»

وی در ادامه افزود : «برهمین اساس مطلع شدم که قراراست این قطعه در حاشیه برپایی جام جهانی فوتبال زنان به صورت بی کلام توسط ارکسترسمفونیک آلمان به رهبری هری کرتیس در فضای باز اجرا شود.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۱۸, ۰۰:۲۶
فرزادجمشیدی مجری برنامه های رمضانی تلویزیون:
ربنای شجریان رابه مردم برگردانید


در برنامه یادمان محمد نوری در تالار وحدت، فرزاد جمشیدی مجری این برنامه به روی صحنه رفت و در سخنانی گفت: من مجری برنامه های سحرگاهی ماه رمضان هستم و باید بگویم رمضان بدون شهد شیرین ربنای استاد شجریان لطفی ندارد و امیدوارم آقای شاه آبادی با رایزنی هایی که می کند امکان پخش مجدد ربنای شجریان دراین عرصه را فراهم کند تا شیرینی رطب ربنای شجریان را درماه رمضان بچشیم.

او در ادامه گفت:شجریان را به مردم بازگردانید.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۱۸, ۲۰:۳۹
راه حل شجریان برای انتشار آثارش بدون مجوز ارشاد

استاد آواز ایران گفت: ما کار خود را ادامه میدهیم، اینجا نشد، جای دیگر!

روند دریافت مجوز آثار جدید محمدرضا شجریان، صدای او را درآورده است به طوری که معتقد است ارشاد جواب درستی به آنها نمیدهد برای همین سی دی هایش را در خارج کشور منتشر می کند.

وی درباره ردشدن آثارش در وزارت ارشاد با اشاره به معطلی در گرفتن مجوز آثار جدیدش میگوید: «آثارم رد نشده، جواب نمیدهند! توضیحی ندارند و اصلا جوابمان را نمیدهند. ما هم کار خودمان را میکنیم به هر حال این مسئولیت فعلا در اختیار این آقایان است و آنها هم سلیقه خودشان را دارند. به هر حال ما باید کار خودمان را انجام دهیم و مردم در خارج هم از این کارها استقبال میکنند.»

شجریان درباره کپی آثار قبلیاش هم نکات جالبی دارد و میگوید: «آنها منتشر میشوند ما هم اگر منتشر نکنیم، دیگران کپی میکنند و به دست مردم میرسانند! طبق محاسبات ما، تنها 8درصد از آلبومهایی که در دست مردم است، ما تولید کردهایم و بالای 90درصد آنها کپی شده و دست به دست گشته است!»

بنابر گزارش 24، محمدرضا شجریان که از اعطای مجوز برگزاری کنسرت در داخل کشور ناامید است، یک تور اروپایی را با گروه شهناز در مهرماه آغاز خواهد کرد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۱۹, ۱۵:۱۶
آلبوم نخست بهرام رادان؛ شهريور منتشر ميشود


ضبط آلبوم موسيقي بهرام رادان باعنوان"روي ديگر من" تمام شده و اين اثر شهريورماه منتشر ميشود.

عليرضا باقريان(مدير انتشارات سوته دلان) از انتشار آلبوم روي ديگر من با صداي بهرام رادان در شهريور ماه خبر داد و به خبرنگار ايلنا گفت: اين آلبوم اولين آلبوم بهرام رادان است كه شامل 8 قطعه موسيقايي است و اكنون در مرحله گرفتن مجوز است.
وي افزود: اين اثر در فضاي راك- پاپ ساخته شده و تا اويل شهريورماه منتشر ميشود.

http://ilna.ir/uploads/1390-4-18/45.jpg

باقريان درباره نحوهي توليد و توزيع آلبوم "روي ديگر من" گفت: توليد اين آلبوم در دو مدل ولتي و قاب شيشهاي منتشر ميشود. همچنين قرار است اثر در تيراژ بسيار بالا توزيع شود.
پيش از اين در خبرها آمده بود: رضا یزدانی(خواننده) و یکی از دوستان نزدیک بهرام رادان، مشاور رادان در تولید اولین آلبوم موسیقیاش است. همچنين رادان برای رسیدن به این مقصود همکاری مشترکی را با آریا عظیمینژاد آغاز کرده و آهنگسازی بیشتر قطعات رادان برعهده عظیمینژاد است. از ديگر موارد خبرهاي گذشته اين بود كه: آلبوم رادان؛ مرحله میکس و مسترینگ را در کشور ترکیه طی كرده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۲۵, ۱۱:۵۲
اصفهانی، یزدانی، چاووشی، افتخاری و.../ جایزه بهترین ترانه فیلم به کدام خواننده می​رسد؟

نامزدهای دریافت بهترین ترانه فیلم یا مجموعه تلویزیونی دوازدهمین جشن سینمایی تلویزیونی دنیای تصویر معرفی شدند.

رضا یزدانی برای فیلم «تهران طهران»، محسن چاوشی برای فیلم «سنتوری»، محمد اصفهانی برای مجموعه تلویزیونی «زیر هشت»، علیرضا افتخاری برای مجموعه تلویزیونی «به کجا چنین شتابان» و علی لهراسبی برای مجموعه تلویزیونی «فاصلهها» کاندیداهای دریافت جایزه بهترین تندیس حافظ در زمینه بهترین ترانه هستند.

در دورههای گذشته جشن دنیای تصویر هنرمندانی نظیر رضا یزدانی، مهران مدیری و علیرضا قربانی موفق به دریافت این تندیس شدند.

دوازدهمین جشن سینمایی تلویزیونی دنیای تصویر چهارم مردادماه در سالن همایشهای برج میلاد برگزار خواهد شد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۲۹, ۱۸:۳۷
«قلب یخی» با صدای محسن یگانه می آید


قسمتهای جدید سریال «قلب یخی» از دوم مردادماه با صدای محسن یگانه در شبکه نمایش خانگی عرضه میشود.

فصل دوم این سریال به کارگردانی محمدحسین لطیفی و تهیهکنندگی سیدکمال طباطبایی با ایفای نقش بازیگرانی همچون مهرآوه شریفینیا، نسرین مقانلو، حمید فرخنژاد، امین حیایی، آشا محرابی، الناز شاکردوست، سامیه لک، محمدرضا داودنژاد و حسین یاری ساخته شده است.

مازیار فلاحی به عنوان خواننده در سری نخست «قلب یخی» با سازندگان این مجموعه همکاری داشت.

او که آهنگساز «قلب یخی» هم هست، چندی پیش یک آلبوم موسیقی از ترانههای این سریال به بازار ارائه داد. این آلبوم شامل 13 ترانه بود که پنج ترانه آن به سریال «قلبی یخی» اختصاص داشت.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۰۳, ۱۵:۲۵
مديركل دفتر موسيقي ارشاد خبر داد:

مجوز آلبوم محمدرضا شجريان صادر شد!!!...<:-p<:-p<:-p


سرانجام آلبوم مرغ خوشخوان با صداي محمدرضا شجريان اجازه انتشار كرفت. گويا امكان برگزاري كنسرت نيز در آينده براي اين استاد آواز فراهم خواهد شد. بايد ديد آيا اين هنرمند نيز بار ديگر در ايران روي صحنه ظاهر خواهد شد يا خير؟


ایلنا: مهمترين خبري مدير دفتر موسيقي وزارت ارشاد در نخستين نشست رسانهاي وي در سال 90 مربوط به خبر صدور مجوز براي آلبوم شجريان بود. ميرزماني با اعلام اينكه دفتر موسيقي فقط وظيفه صدور مجوزها را دارد و لاغير، تاكيد كرد: اگر در شهرستاني؛ عدهاي كنسرت را به هم بريزند، ما نبايد پاسخگو باشيم.
به گزارش خبرنگار ايلنا، محمدمير زماني(مديركل دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي) صبح امروز(3 مرداد) درنشست مطبوعاتي خود اعلام كرد: من؛ مجوز آلبوم اين هنرمند بزرگ(محمدرضا شجريان) را باعنوان "مرغ خوشخوان" به تازگي امضا كردهام. همچنين شرايط برگزاري كنسرت وي را در آينده فراهم خواهم كرد.

http://www.ilna.ir/uploads/1390-5-3/55.jpg
وي در بخش ديگري از صحبتهاي خود درباره نحوهي اجراي موسيقي در شهرستانها گفت: از اين پس قرار است در هر استان يك آلبوم توليد شود تا اين روند؛ منجر به فعالسازي استان مروبوطه در حوزه موسيقي شود اما در حوزه اجرايي ما مسئول اينكه گروهي يك كنسرت را به هم بزند يا خير، نيستيم و بايد مسئولان همان استان پاسخگو باشند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۰۳, ۱۵:۲۹
حسين عليزاده و شهرام ناظري پاييز دوباره به صحنه ميروند

اعضاي قديم چاووش كه به تازگي در گروهي به نام "دوستي "دور هم جمع شدهاند، به دليل استقبال مخاطبان و تمام شدن بليتهاي اين كنسرت چهار روزه؛ كنسرت خود را در ماههاي مهر يا آبان تمديد ميكند.


ایلنا: اعضاي قديم چاووش به دليل استقبال مخاطبان و تمام شدن بليت هاي اين كنسرت چهار روزه؛ كنسرت خود را در ماههاي مهر يا آبان تمديد ميكند.
محمدحسين توتونچيان(تهيه كننده كنسرت گروه موسيقي دوستي) با اعلام اين خبر به ايلنا گفت: همه بليت هاي اين كنسرت به فروش رسيده است و ما به دليل نزديك شدن به ماه رمضان؛ امكان تمديد اين كنسرت را نداشتهايم. در همين راستا اين كنسرت بدون هيچ تغييري در ماههاي مهر يا آبان برگزار ميشود.

http://www.ilna.ir/uploads/1390-5-3/50.jpg

وي همچنين از ضبط تصويري اين كنسرت و انتشار آن خبر داد و افزود: اين برنامه با بهترين تكنولوژي تصويري يعني «بلوري» ضبط و دراختيار علاقه مندان قرار ميگيرد.
گروه «دوستي» از چهارشنبه اين هفته(5 مرداد ) به صحنه ميرود و اجراي آن تا 8 ادامه خواهد داشت. همچنين علاوه بر بداههنوازي تار توسط حسين عليزاده، قرار است شهرام ناظري قطعاتي را براساس اشعار نو بداههخواني كند.
در اين برنامه، همچنين چند قطعه خاطره برانگيز نظير خزان، قطعه راست پنجگاه از حسين عليزاده، دونوازي كمانچه از سعيد فرجپوري و اردشير كامكار نيز اجرا ميشود.
در اين اجرا شهرام ناظري، حسين عليزاده، اردشير كامكار، سعيد فرجپوري، محمد فيروزي، بهنام ساماني، پژمان حدادي، روزبه رحماني و سيامك جهانگيري حضور دارند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۰۵, ۰۰:۰۹
انتقاد شدید شهرام ناظری از شرکت سامسونگ:اشک مارا در آوردند


شهرام ناظری در گفت وگو با روزنامه روزگار باانتقاداز اسپانسرهای تبلیغاتی به انتقاد از شرکت سامسونگ پرداخته است .

آقای ناظری در پاسخ به سوال ابوالحسن مختاباد درروزنامه روزگار که پرسیده :شما(برای کارهایتان) به دنبال اسپانسر نرفته اید می گوید :متاسفانه همین شرکت سامسونگ آنقدر مارا علاف کردند و آخر سر هم کاری درباره شاهنامه انجام ندادند.در زمینه کار فرهنگی شاید حرفهای زیادی زده شود اما درزمان عمل هیچ کس حاضر نیست کاری انجام دهد .عده ای مثل شرکت سامسونگ ادعاهایی دارند اما متاسفانه بدترین رفتار ممکن را با من وگروهم انجام دادند که اشک واندوه را به چشم می آورد.

وی درادامه گفته :ضمن اینکه مارا بسیار بردند واوردند و آخر سرهم هزینه هایمان را نپرداختند .حتی پول کنسرتهایی را که از آنها استفاده تبلیغاتی کردند راهم ندادند با ترفندها ومسائل رندانه ای که خودشان وارد بودند و ما ناواردبودیم این کارها را کردند . من هنوز در عرصه فرهنگی کسی راندیده ام که بخواهد کاری انجام دهد .

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۱۴, ۲۱:۲۰
بخش کوتاهی از گفت و گویی که چندی پیش با حسين عليزاده داشتم

مميزي؛ ريشه فرهنگ را مي خشكاند


تشكيل گروه موسيقي دوستي از نگاه عليزاده و ناظري به تازه كردن رفاقت هاي قديمي خبر ميدهد. عليزاده ميگويد؛ نباید منتظر بود تا دولت ما را به هم پيوند بزند بلکه خودمان بايد دست به کار شویم. او همچون گذشته سانسور را نقد مي كند كه نتيجه اي جز خشكاندن ريشه ها ندارد.

ایلنا: گروه موسيقي دوستي از تاريخ 5 تا8 مرداد ماه با حضور حسين عليزاده و شهرام ناظري به صحنه رفت. عليزاده و ناظري گويي با تشكيل اين گروه به دنبال آن هستند تا باب دوستي دوبارهاي ميان هنرمندان تراز اول اين حوزه فراهم آورند. به گونهاي كه عليزاده خطاب به هنرمندان مي گويد: نباید دولت برنامه ای درست کند که ما به هم علاقه پیدا کنیم، بلکه خودمان باید دست به کار شویم. وي همچنين ميگويد: کسانی که در رشته موسیقی شاخص بودند باید درعين حال كه باهم دوست هستند اما راه خودشان را بروند نباید دست و پای هم را ببندند.
گفتگوي ايلنا با حسين عليزده به اين شرح است:

* هدف شما از راه اندازي گروه موسيقي دوستي چه بوده است؟

__ شرایط جامعه ما از خشونتی برخوردار است که با واژه عشق و دوستی غریبه شده است و هرکسی در هر کار و رشتهای چه هنری و چه غیرهنری؛ نباید منتقد جامعه باشد و بگوید که جامعه اینگونه شده است. اما ما نباید یادمان برود که جزيی از این جامعه هستیم. هر کسی هم ميتواند در جامعه نظرات خود را ارايه دهد. اگر فرد درستکار باشد؛ جامعه میتواند اصلاح شود. فقط نباید دولت برنامهای به پا کند که ما به هم علاقه پیدا کنیم، بلکه خودمان باید دست به کار شویم. همچنین کسانی که در رشته موسیقی شاخص بودند؛ باید راه خودشان را بروند. آنها نباید دست و پای هم را ببندند. ما همیشه سعی داریم به همدیگر نزدیک شویم. بیشتراز هر چیزی انگیزه ما مهم است و زمانی که دیدم دوستم آقای مشکاتیان خیلی زود از میان ما رفت؛ فهمیدم که سالها زود میگذرد و باید قدر دوستان و روزهایم را بدانيم و به خاطر همین دست به کار شدیم.
ماایرانیها نمیتوانیم و یاد نگرفته ایم به هم ابراز علاقه کنیم. به نظر من؛ اگر بتوانیم به هم عشق بورزیم ناخودآگاه نیرویی در درون ما رشد میکند که جنبه مقدسی دارد. کار ما این است که این نيرو را به جامعه هم منتقل کنیم به شرطی که جامعه ما را سرزنش نکند. امروزه هیچکس همدیگر را قبول ندارد. وقتی پیش دو پزشک می نشینیم؛ می بینیم که اصلا همدیگر را قبول ندارند. همچنین دو موزیسین باهم نظرات متفاوتي دارند. مثلا من می گویم ردیف خوب نیست اما ردیفدان هستم. از طرف دیگر یک موسیقیدان دیگر فقط روی ردیف تاکید میکند. در کشوری که فرهنگ آزاداندیشی سلایق مختلف وجود دارد و باید وجود داشته باشد و قبول کردن این روند نوعی دموکراسی در فکر کردن به وجود میآورد؛ که ما می توانیم سلیقه افراد دیگر را هم قبول کنیم. اما متاسفانه درحال حاضر ازنظر فکري؛ سانسورچی افراد دیگری هستیم. که به نظر من؛ تمامی این مشکلات با دوستی حل می شود مثلا اگر آقای لطفی از من بخواهند که یک قطعه از ایشان را اجرا کنم با کمال میل این کار را انجام می دهم.

* يكي از مشكلات گروههاي ايراني به اين مربوط مي شود كه عمر آنها زياد نيست.آيا در آينده هم؛ گروه دوستي كنارهم خواهد بود و آيا از برنامه هاي ديگر اساتيد نيز استفاده ميكنيد؟

__ باتوجه به استقبالي كه از كنسرت گروه موسيقي دوستي شد، قرار است در پاييز نيز همين برنامه را تكرار كنيم. دركل بايد بگويم هدف من این نیست که فقط در این گروه باشم و درکنار کارهای دیگر سالی یکبار هم این کار را انجام میدهیم؛ چون من به شیوه خودم ادامه می دهم. همچنین از دوستان دیگر هم دعوت خواهیم کرد تا به این جمع بپیوندند تا هم کارهای قدیم و هم کارهای جدید را اجرا کنیم. من و اعضای گروه دوستي؛ تمايل داریم که افراد دیگر هم که شاخص هستند به گروه اضافه شوند و ما در سال دیگر با تعداد بیشتری این کنسرت را برگزار کنیم.

http://ilna.ir/uploads/1390-5-11/28.jpg

* شما به تازگی با محسن نامجو اجرایی در آمریکا داشته ايد.

__ زمانی که در آمریکا بودم به یاد یک دوست خیرخواهی که پزشک بود و خیلی ناگهانی از میان ما رفت و او را خیلی قلباً دوست داشتم؛ خواستم تا یادبودی برگزار کنیم؛ البته هر سال یادبودی هم برای ایشان برگزار میشد و به طور اتفاقی من هم همين زمان در آمریکا بودم و برای برگزاری یک کنسرت برنامهریزی ميکردم. در این کنسرت من و پژمان حدادی بداهه نوازی کردیم. در آن کنسرت؛ وقتی خواستم به روی صحنه بروم دیدم که آقای نامجو که قبلا هم ایشان را دیده بودم؛ روبه روی من ایستاده است که حس خوبی برای هر دوی ما بود. زمانی که قسمت اول را برگزار کردم به ذهنم رسید که آقای نامجو به عنوان یک هنرمند شاخص است و درست نیست که یادی از ایشان در این کنسرت نکنیم. به شنونده ها گفتم که خبری دیگری هم دارم و آن خبر این است که آقای نامجو هم در این سالن هستند و من می خواهم از ایشان دعوت کنم که به روی صحنه بیایند و یک قطعه اجرا کنند. ایشان خیلی متاثر شد و گریه کرد. من قطعه "ترکمن" را اجرا کردم و ایشان به شیوه آوازهای ترکمن آن را خواند که با این اجرا شور و حال عجیبی ایجاد شد.

* خیلی ها انتقاد کردند که حسین علیزاده نباید با آقای نامجو ساز میزد. نظرتان در این باره چیست؟

__ هیچکس نمیتواند به من بگوید که چه کاری انجام دهم. من کار خودم را انجام میدهم. من میخواستم این را ثابت کنم که امثال ما که موسیقی ایرانی کار میکنیم عبوس و گرفته نیستیم. تمامی موسیقیدانها که در هر نوعی از رشته های موسیقی کار می کنند؛ افراد محترمی هستند. حتی تفکرشان هم برای ما ارزشمند است و درست نیست که برخورد نادرست با دوستان خود داشته باشیم. باید در ایران به این نقطه برسیم که هر نوع موسیقی در جایگاه خود ارزشمند است. خیلی ها منتقد موسیقی نامجو هستند و خیلی ها هم کار ایشان را می پسندند؛ چیزی که مشخص است این است که آقای نامجو آدم خلاقی است بنابراین چنين انتفادي نه تنها چیزی از من کم نمیکند بلکه به نظر من؛ خودم شیوه جدیدی را امتحان کردم.
بیشتر حس دوستی برای من اهمیت دارد و امروز هم آرزو دارم ایشان در کارهایش موفق باشد و این شیوه را تا جایی که میتواند ادامه دهد. بعضی ها فکر میکنند من در آن شب دچار گمراهی شدهام ولی باید بگویم که من خیلی سال است که در حوزه موسیقی فعالیت دارم و میتوانم تشخیص دهم که چه کاری درست است و چه کاری نادرست! ولی قبل از هر چیزی آن حس دوستی که در آن شب وجود داشت برایم مهم بود.

* يك نظریه وجود دارد که گفته شده موسیقی سنتی ما همپای حوادث اجتماعی و جریانات اجتماعی پیش نرفته است. مثلا زمانی شما "سواران دشت امید" و "ژاله خون شد"را ساختید، ولی الان به این شکل نیست؛ چرا به این سمت کشیده شدیم؟

__ در آن زمان نیازی به مجوز نداشتیم ولی الان اگر این کارها رابسازیم باید آن را داخل کشو بگذاریم چون به راحتی نمیتوانیم براي آن مجوز بگیریم. درحال حاضر ممیزی یک داستان واقعی و جدی است که ریشههارا میخشکاند. به طور کلی باید ببینیم که چرا ممیزی به وجود آمده است و مسئلهی اقتصادی در این زمینه بسیار مهم است مثلا اگر شما بخواهید کاری را منتشر کنید؛ اگر کاری بدون كلام باشد تیراژ بسیار پایینی خواهد داشت و اگر با آواز کاری منتشر کنید؛ مشکلات در زمینه شعر به وجود میآید و بسیاری از اشعار سانسور میشوند. اگر برای شعرهای معاصر بخواهیم مجوز بگیریم فقط 10 در صد از آنها مجوز میگیرند. برای من خیلی جالب است چون هم در داخل و هم در خارج این سوال از من پرسیده میشود و ما باید به دنبال علت آن باشیم. باید به دنبال این باشیم که چرا ذهنهای خلاق وجود ندارد؟ بهعنوان مثال اگر من بخواهم براساس عقیدهام آهنگی بسازم ممکن است نه تنها به آن مجوز ندهند بلکه تا آن جا هم پیش روند که آن را بسوزانند.
این مسئله در سینما هم وجود دارد و اين روند منجر ميشود كه بسیاری از فیلم ها در خارج از کشور ساخته و منتشر شوند. به نظر من؛ اگر ممیزی وجود نداشت، فیلمها آنقدر دچار تکرار نمیشدند. مثلا وقتی آقای کیارستمی فیلم "کپی برابر اصل"را ساخت همان اول؛ وزیرارشاد وقت گفت که ما به علتهای خاصی این فیلم را در ایران نشان نمیدهیم.
به نظر من؛ در کارهای هنری نباید احساس خطر وجود داشته باشد و جامعه باید به جایی برسد که به همه چیز مطمئن باشد. باید در جامعه تنوع وجود داشته باشد و هرکس عقیدهی خود را بیان کند. مثلا اگر کسی میخواهد عقیدهی خود را راجع به انسان بگوید باید راحت این کار را انجام دهد و هر موسیقیدانی باید به راحتی بتواند نوازندگی و آهنگسازی کند. همچنین باید به دنبال این باشیم که شرایط هنر در ایران خوب است یا نه؟!
وقتی ميگویند مخاطب موسیقی ایرانی کم شده است باید ببینیم که چه نوع موسیقی مخاطب زیادی دارد و باید به نتیجه برسیم که جامعه پیشرفت یا پسرفت کرده است که به این نقطه رسیدیم. ما باید به دنبال علتها باشیم تا بفهمیم دلسردیها به چه علت است.

http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=199788

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۱۸, ۰۰:۵۸
گروه كامكار قبل از تهران در آمل به صحنه ميرود


گروه موسيقي كامكار خود را براي اجرا در شهر آمل و تهران آماده ميكند. قطعات اين گروه در هر دو اجرا به دو بخش فارسي و كردي تقسيم ميشود.

گروه موسيقي كامكارها قبل از اجرا در تهران، در شهر آمل به صحنه ميروند.


http://ilna.ir/uploads/1390-5-16/kamkar017art.jpg
ارسلان كامكار(آهنگساز و نوازنده ويلن) با اعلام اين خبر به ايلنا گفت: هماكنون مشغول تمرين براي برگزاري كنسرتهاي خودمان در پاييز هستيم كه قبل از اجرا در تهران؛ در شهرستان آمل به صحنه ميرويم.
وي افزود: كنسرت آمل نيمهي نخست مهرماه خواهد بود و پس از آن در نيمهي دوم مهرماه؛ در تهران به صحنه ميرويم.
اين آهنگساز درباره قطعاتي كه قرار است در اين كنسرت اجرا شود، خاطرنشان شد: اين كنسرت شامل دو بخش فارسي و كردي خواهد بود كه در بخش فارسي قطعاتي از ارسلان كامكار، پشنگ و اردوان كامكار اجرا خواهد شد.
به گفتهي كامكار؛ اين گروه هنوز براي بخش كردي خود برنامهريزي نداشته و قطعات اجرا شده در اين بخش هنوز مشخص نيست.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۰۰:۱۸
«حامد بهداد» بار دیگر همراه گروه داركوب روی صحنه میرود

«حامد بهداد» كه از زمان شكلگيري گروه داركوب به عنوان خواننده به عرصه موسيقي نيز وارد شد، قصد دارد در كنسرت آينده داركوب موسيقي بومي خراسان را بخواند.

همايون نصيري آهنگساز و سرپرست گروه موسيقي داركوب گفت: ما هم اكنون مشغول ضبط آلبوم دوم گروه داركوب هستيم و قصد داريم با اتمام آن كنسرتي را اواخر مهرماه از قطعات اين آلبوم و نيز آلبوم اول گروه برگزار كنيم.

وي درخصوص آلبوم دوم داركوب، افزود: اين اثر دربرگيرنده موسيقي تلفيقي از خودمان و آواها و سازهاي محلي خراسان، موسيقي جنوب و ملوديهاي معروف كردي در قالب فرم و سبك كار گروه داركوب است.البته به واسطه اجراي موسيقي محلي ترك و ارمنستان در اين كار از دو نوازنده چيره دست اين دو كشور در تركيب گروه نيز استفاده خواهيم كرد.اين نوازنده سازهاي كوبهاي با اشاره به حضور هنرمندان موسيقي نواحي در اين اجرا گفت: بهواسطه اجراي قطعات محلي قطعا از حضور نوازندگان بومي نيز بهره خواهيم برد البته خوانندگان اين ژانر نيز در تركيب گروه قرار خواهند گرفت.

وي درباره حضور مهران مديري و حامد بهداد در اجراي مهرماه داركوب بيان داشت: مهران مديري بهواسطه مشغله كاري در اين اجرا حضور ندارد اما حامد بهداد به عنوان خواننده موسيقي خراساني، قطعات نواحي را ميخواند.نصيري در خاتمه خاطر نشان كرد: هدف ما بر اين است كه همزمان با كنسرت كه اواخر مهرماه خواهد بود، آلبوم دوم را نيز منتشر كنيم.

حامد بهداد در آلبوم گروه داركوب كه هم اكنون در بازار موسيقي منتشر شده، قطعه تربت را بر اساس شعر محلي خراساني خوانده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۰۰:۲۱
اولین آلبوم مستقل امیر طبری با تنظیم های سیروان و زانیار خسروی

آلبوم «زیر باورن2» این بار تنها با صدای امیر طبری راهی بازار موسیقی خواهد شد.

امیر طبری درباره این آلبوم به خبرنگار سایت موسیقی ما گفت: «این آلبوم زیربارون2 نام دارد و ترانههای آن را مرجان زنگنه، علی حسینزاده، زینب علاقه و خودم سرودهایم. آهنگهای آن را نیز خودم ساختهام بجز یک قطعه که علی حسینزاده ساخته است.»

وی ادامه داد: «در تنظیم قطعات این آلبوم تنظیم کنندگانی همچون میثم مروستی، سیروان خسروی، زانیار خسروی و کوشان حداد حضور دارند.»

طبری درخصوص مستقل بودن این آلبوم گفت: «دلیل جدایی من از سهراب این است که من مخاطبان خود را دارم و اومخاطبان خودش را! وقتی با یک مخاطبشناسی متوجه شدم که میتوانم به تنهایی برای مخاطبانم آلبوم ارائه کنم دست به چنین اقدامی زدم. چرا که متوجه شدهام صدای ما کاملا با هم متفاوت بوده و هریک به تنهایی نیز میتوانیم موفق شویم.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۲۲, ۱۲:۵۴
سیمین غانم در شیراز با قطعات جدید به صحنه میرود

سیمین غانم ۱۰ و ۱۱ شهریور ماه ـ همزمان با عید سعید فطر ـ در مجموعه فرهنگی، هنری «حافظ» شیراز به صحنه میرود. آرمین امین بیطرف ـ تهیه کننده و مدیر اجرایی این کنسرت ـ با اعلام این خبر گفت: سیمین غانم متفاوتترین کنسرت خود را به همراه اجرای قطعات جدید در شیراز ویژه بانوان برگزار میکند.

به گفتهٔ وی؛ این اجرا هر شب در یک سانس در ساعت ۲۰: ۳۰ دقیقه خواهد بود و پیش فروش بلیتهای اینکنسرت از دوم شهریور ماه آغاز میشود.

تهیهکننده این کنسرت توضیح داد: علاوه بر اجرای قطعات «سلامی چو بوی خوش آشنایی» و «گل و گلدون من» قطعات جدیدی از جمله «فردوس» ، «بیقرار» ، «گل سرخ»، «صبوری»، «حلقه» «برگریزان»، «بارونها» و آوازهای در سهگاه و اصفهان اجرا خواهد شد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۱۸:۳۴
يكسالگي راه اندازي مجدد اركستر ملي در گفتگو با حسین علیزاده:


فخرالدینی حق دارد از ارشاد دلگير باشد


در آستانه ي يكسالگي راه اندازي مجدد ارکستر ملی، عليزاده از فرهاد فخرالدینی به عنوان پشتيبان اين اركستر ياد و تاكيد كرد كه بايد سوءتفاهمات به وجود آمده مرتفع شود. او تاكيد كرد كه سليقه ي موسيقايي مردم پايين آمده است.

ایلنا: حسين عليزاده از سالگرد يك سالگي اركستر ملي خبر داد و همچنان بر حضور فرهاد فخرالديني به عنوان پشتيبان اين اركستر و نيز شوراي فني اركستر به عنوان حامي فخرالديني تاكيد كرد.
علیزاده(آهنگساز و نوازنده تار) در گفتگو باخبرنگار ایلنا گفت: بنیانگذار ارکستر ملی بعداز انقلاب آقای فخرالدینی بوده است و نام ايشان در تاریخ موسیقی همیشه و همواره زنده است و ما همیشه پشتیبان ایشان هستیم.
وی افزود: من دو دیدار با آقای فخرالدینی داشتهام که در اين نشست ها؛ صحبت ایشان این بود که من ارکستر ملی را تشکیل دادهام. مساله اینجاست که من هیچوقت به روش آقای فخرالدینی انتقاد نکرده ام البته به این معتقدم که ارکستر ملی چیزی نیست که بتوانیم به یک شیوه آن را حفظ کنیم.
حسین علیزاده در ادامه خاطرنشان کرد: ارکستر ملی یک سازمان است که در وزارات ارشاد و توسط آقای فخرالدینی تشکیل داده شده است.
این آهنگساز با اشاره به اینکه این ارکستر؛ ارکستر خصوصی نیست و 70 یا 80 نوازنده در این ارکستر بهکار گرفته شدهاند، تصریح کرد: جلسات ما در شورای عالی خانه موسیقی تشکیل میشد. من به آقای فخرالدینی پیشنهاد کردم که این بحث را در حضور خبرنگاران مطرح کنید که سوءتفاهمی بوجود نیاید. البته باید متذكر شد كه ایشان حق دارند که از مسئولان ارشاد دلگیر باشند. او پس از انتخابات به دليل يكسري مسايل نمي خواست كه اركستر ملي برنامهاي اجرا كند كه در اين مورد حق كاملا با ايشان است.
وی افزود: آقاي فرهاد فخرالدینی برای من قابل احترام است. من و آقای ظریف اصرار داشتیم که باید نزد ايشان رفت و از او خواست كه در گروه حضور داشته باشند و بزرگداشتی هم برای ایشان برگزار شود.
خالق آثاری مانند نینوا و به تماشای آبهای سپید؛ با اشاره به اینکه آقای فخرالدینی از عملكرد وزارت ارشاد و بی مهری هایی که نسبت به وي صورت گرفته، آزردهخاطر هستند و من اصلا دوست ندارم این سوءتفاهم ميان ما باقی بماند، خاطرنشان کرد: اگر آقای فخرالدینی از ما بخواهد در این ارکستر حضور نداشته باشیم مطمئن باشید که من هم لحظهاي در اين اركستر نخواهم ماند چون گفتهي ايشان و ارزش رابطه ي ما با ايشان؛ برای من مهمتر است. اگر كسي بخواهد به آقای فخرالدینی توهین کند، ما حتما با ايشان مقابله خواهیم کرد.

http://ilna.ir/uploads/1390-5-24/48.jpg

این هنرمند با تاکید بر اینکه ارکستر ملی یك موضوع ملی است و اگر دوباره ارکستر جدید منحل شود؛ مطمئناً در چند سال آینده ناچار تاسیس خواهد شد، درباره برنامهي اخیر ارکستر ملی و برگزاری بزرگداشت برای موسیقیدانان گفت: فرق ما با نسل امروز این است که؛ زمانی که ما ساز میزدیم ناخودآگاه با آثار قدما سروکار داشتیم که به گذشته هم مربوط میشد ولی نسل امروز کارهای جدیدی ارائه میدهد و با آثار قدما زیاد سر و کار ندارد. شايد امروز جريان خاطره برای جوانان قطع شده باشد.
وی افزود: ارکستر ملی؛ اسطورهای است که هیچوقت کهنه نمیشود. درست مثل اينكه باور كنيم كه وجود آقای خالقی در موسيقي ايراني همیشه ماندگار است. اين اركستر برای گسترش موسیقی ایران نیازمند ماندن و حيات است و البته نبايد در اين مسير فقط به شعر و خواننده توجه داشته باشد.
علیزاده با اشاره به اینکه بخش باکلام و تصنیف را تعدادی زیادی از مردم دوست دارند، خاطرنشان کرد: درحال حاضر بخشی از مردم؛ خود را در حد موسیقی بازاري پایین آوردهاند. پس اين وظيفهي ماست كه كارها و آثاري ارايه دهيم كه مردم را به فکر کردن وادار کند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۱۲:۱۸
قطعات تور اروپایی محمدرضا شجریان اعلام شد


قطعات جديد كنسرت تور اروپايي محمدرضا شجريان و گروه شهناز که از 25 شهریور آغاز میشود، اعلام شد. در اين تور اجراي شجريان در تركيه، هلند، بلژيك، آلمان، انگلستان، اتريش و سوئد برگزار خواهد شد.

ایلنا: تور اروپایی محمدرضا شجریان و گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی از 25 شهریور با اجرای قطعات جدید آغاز و در دو بخش اجرا میشود. اجرای بخش اول در دستگاه سه گاه و بخش دوم در آواز بیات اصفهان خواهد بود.
آغازگر بخش اول، قطعه آرام پيش درآمد از ساختههاي مجيد درخشاني است که با اجراي درآمد و زابل، با كمي تندتر شدن ریتم به تصنيف «ساقي نامه» از ساختههاي محمدرضا شجريان با تنظیم مجيد درخشاني میرسد.
«ساقي نامه» فرمی بسيار قديمي است که در رديف موسيقي ايراني که در برخي دستگاهها اجرا ميشود. محمدرضا شجريان با استفاده از اين فرم براي اولين بار در دستگاه سه گاه، این تصنیف را ساختهاست.
در قسمت بعدي ساز و آواز به صورت بداهه در درآمد زابل و مويه و... اجرا میشود. در قسمت سوم، چهارمضراب در دستگاه سه گاه ساخته مجيد درخشاني در گوشههاي درآمد، زابل، مويه، مخالف و... توسط گروه اجرا ميشود. (چهار مضراب فرمی بسيار قديمي است كه ریتم آن سريع و تند است.)
قسمت چهارم، ساز و آواز بداهه در مخالف و مغلوب و.... كه اوج سهگاه است اجرامیشود. در قسمت پنجم مقدمهاي در وزن دو چهارم ساخته مجيد درخشاني اجرا ميشود كه پيش درآمدي است براي تصنيف «ساكن جان» اثر محمدرضا شجريان. ریتم این تصنيف شش هشتم كند است و روی شعر زیبای مولانا ساخته شده است، این تصنیف پایان بخش قسمت اول برنامه خواهد بود.

http://ilna.ir/uploads/1390-5-25/shajariyan17art.jpg
بخش دوم با پيش درآمد شوشتري در آواز بیات اصفهان اثر استاد جليل شهناز (که نام گروه به پاس احترام به هنر ماندگار ایشان انتخاب شده است) در شش هشتم كند آغاز ميشود. این پيش درآمد براي گروه توسط مجید درخشانی تنظيم شده است. سپس ساز و آواز به صورت بداهه اجرا ميشود. در ادامه چهار مضراب اصفهان از ساختههاي محمدرضا شجريان در ميزان شش شانزدهم با تنظيم مجيد درخشاني اجرا ميشود. سپس ساز و آواز به صورت بداهه خواني و بداهه نوازي اجرا شده و پس از آن تصنيف «فكر عشق» ساخته محمدرضا شجريان روي شعر حافظ با ضرب آهنگ و حال و هواي تصانیف قديمي موسيقي ايران با تنظيم مجيد درخشاني توسط گروه اجرا ميشود.
در دو بخش آخر ابتدا قطعه «خروش عشاق» در عشاق اصفهان است که با ميزانبندي بيست تایی گاهي به صورت ده تایی به همراه ساز و آواز بداهه اجرا میشود. سپس تصنيف اصفهان با شعر مولوي ساخته مجيد درخشاني با ريتم لنگ 7 ضربي به کنسرت پایان می بخشد.
در تور اروپايي ۲۰۱۱، محمدرضا شجريان و گروه شهناز به سرپرستي مجيد درخشاني در شهرهای استانبول- تركيه(۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱)، آمستردام – هلند(۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱ )، بروکسل – بلژیک(۱ اکتبر ۲۰۱۱)، ماینز – آلمان(۳ اکتبر ۲۰۱۱)، برلین – آلمان(۱۴ اکتبر ۲۰۱۱)، هامبورگ – آلمان(۱۵ اکتبر ۲۰۱۱)، لندن – انگلستان(۱۸ اکتبر ۲۰۱۱)، ادینبورگ – انگلستان(۱۹ اکتبر ۲۰۱۱)، مونیخ – آلمان(۲۱ اکتبر ۲۰۱۱)، وین – اتریش(۲۲ اکتبر ۲۰۱۱)، گوتبرگ – سوئد(۲۷ اکتبر ۲۰۱۱)،استکهلم – سوئد(۲۹ اکتبر ۲۰۱۱)، کلن – آلمان(۳۰ اکتبر ۲۰۱۱) اجراي برنامه خواهند داشت.

ناهید
۱۳۹۰/۰۵/۳۰, ۲۱:۵۲
http://youtu.be/F5fPX7OzDq8

بابي چارلتون
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۰۵:۲۵
حيفيم اومد آهنگ سهراب پاکزاد به نام "اين چه حسيه" رو داخل تاپيک ننويسم ، درسته مال چند ماه پيش هست ولي واقعا کار قشنگيه ، داخل ماشين خيليييييييييييييييييييييي فاز ميده:">
اينم لينک دانلودش :
http://www.4shared.com/file/159966960/ca499859/03In_Che_Hesie.html?s=1

ناهید
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۱۱:۲۶
چراغها رو خاموش کن

http://www.youtube.com/watch?v=zYe7xBd3Rps

ناهید
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۱۱:۳۲
دیگه مشکی نمی پوشم


http://www.youtube.com/watch?v=DmSx7PNEL7g

ناهید
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۱۱:۴۳
مازیار فلاحی عمق احساس


http://www.youtube.com/watch?v=uqhasxLWzxw

ناهید
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۱۱:۴۵
فرض محال


http://www.youtube.com/watch?v=2PSPT1YmeYs

hamed89
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۱۷:۰۰
تک اهنگ همدم از معین رو هرگز از دست ندید..

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۱۳:۴۶
مجوز براي اجراي كنسرت فقط يك سانس دارد جز در شرايط خاص


قانون جديد اجراي كنسرت موسيقي اعلام شد. از اين پس اجراهاي صحنهاي فقط يك سانس برگزار ميشوند. مجوز براي سانس دوم منوط به داشتن شرايطي مانند درجه يك بودن گروه، استفاده از اشعار غيرعاشقانه و داشتن پاركينگ براي سالن است.

ایلنا: محمدميرزماني(مدير دفتر موسيقي وزارت فرهنگ وارشاد) از اعمال قانون جديد در اجراي موسيقي صحنهاي خبر داد.
ميرزماني به خبرنگار ايلنا گفت: از اين به بعد دفتر موسيقي براي دادن مجوز سانس دوم اجراي صحنهاي شرايط ويژهاي دارد و هر گروهي نميتواند اجراي سانس دوم داشته باشد.
وي درباره شرايط جديد براي اخذ مجوز سانس دوم اظهار داشت: گروههاي درجه يك، پرداختن به موسيقي ايراني، و استفاده از اشعار غيرعاشقانه و عرفاني از مهمترين شرايطي است كه براي دادن مجوز سانس دوم اجراي صحنهاي درنظر گرفته ميشود.
مديركل دفتر موسيقي ادامه داد: همچنين در هر سالني اجازهي برگزاري كنسرت براي سانس دوم داده نميشود. تنها به سالنهايي كه پاركينگ داشته باشند و بتوانند جمعيت را كنترل كنند؛ مجوز سانس دوم داده ميشود.
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيااين قوانين منجر به محدوديت اجراهاي موسيقي نميشود؟ خاطرنشان كرد: به هيچ وجه، قوانين دفتر ما جنبهي محدوديت ندارد بلكه به منظورسمت و سو دادن به فعاليت خوانندهها و موسيقيدانها بر آن شديم كه چنين تصميمي را اتخاذ كنيم.
ميرزماني از سياستهاي دفتر موسيقي بهعنوان سياستهاي تشويقي ياد كرد و گفت: بسياري از خوانندهها حتي دورههاي لازم براي خواننده شدن را نگذراندهاند. همچين اغلب اشعار خوانندههاي پاپ محتوايي عاشقانه دارد. به همين دليل بايد فرقي ميان گروههايي كه از اشعار شاعران بزرگ مانند مولانا، سعدي، حافظ و ... استفاده ميكنند با كساني كه از اشعار عاشقانه استفاده ميكنند، باشد.
مديركل دفتر موسيقي ارشاد در پايان گفت: البته تمام اين قوانين موقتي است و به زودي آييننامهاي براي صدور مجوز كنسرت و آلبوم تهيه ميشود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۱۳:۴۸
اركستر سمفونيك بعداز 75 سال هنوز رديف بودجه ندارد


مديرعامل انجمن موسيقي خبر خداحافظي شهرداد روحاني با اركستر ملي را تكذيب اما بر وجود مشكلات مالي و تاخير در پرداختهاي اين اركستر را تاكيد كرد. او ميگويد مادام كه اركستر رديف بودجه نداشته باشد، مشكلات مالي هم ادامه دارد

ایلنا: بابك رضايي خبر خداحافظي دائمي شهرداد روحاني از ايران و اركستر سمفونيك در اعتراض به عدم پرداخت نوازندههاي اين اركستر را تكذيب كرد.
مديرعامل انجمن موسيقي ايران به خبرنگار ايلنا گفت: تاخير در حقوق نوازندههاي اركستر يك مساله ريشهداراست. حدود 5 سال در اين پست هستم اما هميشه اين مشكلات وجود داشته است و متاسفانه اركستر سمفونيك تهران با 75 سال قدمت هنوز از رديف مشخص بودجه براي پرداخت حقوق اعضا و هزينههاي اركستر برخوردار نيست.

http://ilna.ir/uploads/1390-6-1/rohani33art.jpg
وي افزود: هماكنون حقوق نوازندههاي اركستر از محل رديف حمايت از فعاليتهاي موسيقي تامين ميشود و طبعا هر تاخيري در تخصيص اين بودجه؛ منجر به ديركرد در پرداخت حقوق نوازندههاي اركستر ميشود.
مديرعامل انجمن موسيقي ايران؛ بزرگترين معضل اركستر سمفونيك تهران را نداشتن رديف بودجه مشخص عنوان و خاطرنشان كرد: شايسته بود براي تنها اركستر سمفونيك ايران كه نزديك به يك قرن سابقه فعاليت دارد، يك رديف بودجه در مجلس تصويب شود تا نوازندههاي اركستر با فراغ بال به تمرينات اركستر سمفونيك ادامه بدهند.
وي در پاسخ به سوالي درباره كل بودجه موسيقي كشور گفت: رقم بودجهي موسيقي؛ چهار ميليارد تومان است كه از اين مقدار حدود يك ميليارد و 200 ميليون تومان به اركستر سمفونيك و هزينههايش اختصاص پيدا ميكند.
رضايي در ادامه درباره قرارداد نوازندههاي اركستر سمفونيك گفت: قبلا قرارداد اعضاي اركستر بصورت شش ماهه يا يك ساله منعقد ميشد اما هماكنون اعضا براي هر شب اجرا؛ دستمزد ميگيرند.
مديرعامل انجمن موسيقي ايران در ادامه درباره رقم هر شب اجراي نوازندههاي اركستر گفت: حقوق اعضا اركستر به همراه رهبر و عوامل اجراي در هر شب اجر 30 ميليون تومان ميشود. به اين ترتيب اگر اركستر سمفونيك پنج شب متوالي اجرا داشته باشد؛ هزينهاي معادل 150 ميليون تومان بايد هزينه كنيم. البته هماكنون اعضاي اركستر در مرخصي ساليانه به سرميبرند اما بعداز بازگشت؛ يك قرارداد شش ماهه با آنها بسته ميشود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۱۴:۳۰
رضا رویگری با«کازابلانکا» در راه است....

رضا رویگری که بعد از خاطره ترانه «ایران ایران»در ابتدای انقلاب، بیشتر به عنوان بازیگر شناخته میشد، حالا در آستانه ارائه سومین آلبوم موسیقی خود قرار دارد و آنطور که خودش میگوید با یک کار کاملا متفاوت از او روبرو میشویم.

آلبوم «کازابلانکا» نام سومین آلبوم موسیقایی رویگری است که متفاوت از دو کار قبلی او «غوغا» و «از عشق گفتن» است و او در این آلبوم پاپ خوانی میکند.

رضا رویگری که به ویژه بودن این کار خیلی اعتقاد دارد در خصوص نام این اثر میگوید: قطعهای از ترانه یغما گلرویی را در این آلبوم استفاده کردم که در آن میخوانم «تو دیگه داری میری، این اختتام رویاست/ این آخرین سکانس فیلم کازابلانکاست/ من مرد نقش اول مغرور و بی تبسم/ تو اون زنی که میره با مرد نقش دوم...»

در این آلبوم که تا کنون 7 قطعه از 10 قطعه آن آماده شده، از چهرههایی چون حمید عسگری، محسن یگانه، پوریا حیدری، مریم اسدی و ترانه مکرم برای آهنگسازی بهره برده است.

رضا رویگری پیشتر اعلام کرده بود که مصمم به برگزاری کنسرت موسیقی در داخل و خارج کشور هستم چرا که هنر موسیقی از دیرباز یکی از دغدغه های اصلی ذهنش بوده است.

«داش آکل»، «قاصدک»، «صحنه» و «نوستالژیها» عناوین برخی از قطعات این آلبوم موسیقی هستند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۴, ۰۳:۱۵
حمایت جالب یک مداح مشهور از «ربنا» و شجریان

غلام کویتی پور، مداح قدیمی و شناخته شده، یادداشتی را به تمجید از «ربنا» ی استاد شجریان منتشر کرد.

غلام کویتی پور، مداح شناخته شده کشور، در یادداشتی در مجله نسل امروز به تمجید از «ربنا» ی استاد شجریان پرداخت و نوشت: «شجریان عاشق خدا هست و هر چه آدمی با ایمانتر باشد عمق این عشق را در صدای استاد شجریان بیشتر حس میکند.» این یادداشت را بخوانید:

امکان ندارد که تن و بدنت نلرزد

اگر کلام خدا عاشقانه خوانده شود و عاشقانه به آن گوش کنی، امکان ندارد که تن و بدنت نلرزد. به خاطر ندارم زمانی را که "ربنا"ی استاد شجریان را شنیده باشم و از خود بیخود نشوم. ارزش صدای استاد به اندازه تلاشی است که بسیاری از مردان خدا در راه مبارزه برای حق داشتند.

صدای آسمانی که در حنجره و نهاد استاد شجریان وجود دارد

داشتن صدای خوش برای تلاوت قرآن یکی از ویژگیهای اصلی است و پیامبر خدا هم فرمودهاند که "اذان و قران را با صدای خوش بخوانید "همان صدای آسمانی که در حنجره و نهاد استاد شجریان وجود دارد.

او فرزند سرزمین امام رضای غریب است

شجریان عاشق خدا هست و هر چه آدمی با ایمانتر باشد عمق این عشق را در صدای استاد شجریان بیشتر حس میکند. او فرزند سرزمین امام رضای غریب است. مگر میشود خاکی که به نام آن بزرگوار مزین است بر روی فرزندانش اثر نگذارد. من استاد شجریان را از تلاوت قرآنهایش به یاد میآورم، دو سه سال قبل از انقلاب. بعدها هم فهمیدم که کارمند وزارت کشاورزی بوده است. یک کارمند ساده که عاشق موسیقی بود و هنر.

کاش کمی قران بخوانیم و از قرآن یاد بگیریم

"ربنا"ی ایشان مثل بسیاری از آثار دیگرشان جاودانه است و جزیی از فرهنگ و هنر ما، حالا چه پخش شود و چه نه. اما کاش کمی قرآن بخوانیم و از قرآن یاد بگیریم که انتقادپذیر باشیم و از ظلم تبری بجوییم.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۴, ۰۳:۱۶
یک پزشک ایرانی جان ابراهیم تاتلیس را نجات داد

ابراهیم تاتلیسس در روز 13 مارس 2011 میلادی، در محله شیشلی استانبول از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفت و ترور شد.

به گزارش دادنا، تاتلیسس هنگامی که پس از ضبط برنامه تلویزیونی مشهور خود «ایبو شو» از کانال تلویزیونی «بیاض تیوی» خارج میشد هدف این حمله قرار گرفت. پلیس اعلام کرد که ضارب از یک خودروی مشکی رنگ اقدام به شلیک چند گلوله کرده و به سرعت متواری شد. بنا به اعلام پزشکان، گلوله از پشت وارد جمجمه ابراهیم تاتلیسس شده و از قسمت جلوی سر او خارج شد.
بدنبال پخش خبر ترور این هنرمند محبوب ترکیه مردم کشورشان به امید زنده ماندن او دست به دعا بلند کردند. پزشکان بواسطه صدمه مغزی شدید این هنرمند تصور می کردند که او حتی اگر جان سالم بدر ببرد باقی عمرش را فلج خواهد بود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۴, ۰۳:۱۶
یک پزشک ایرانی جان ابراهیم تاتلیس را نجات داد

ابراهیم تاتلیسس در روز 13 مارس 2011 میلادی، در محله شیشلی استانبول از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفت و ترور شد.

به گزارش دادنا، تاتلیسس هنگامی که پس از ضبط برنامه تلویزیونی مشهور خود «ایبو شو» از کانال تلویزیونی «بیاض تیوی» خارج میشد هدف این حمله قرار گرفت. پلیس اعلام کرد که ضارب از یک خودروی مشکی رنگ اقدام به شلیک چند گلوله کرده و به سرعت متواری شد. بنا به اعلام پزشکان، گلوله از پشت وارد جمجمه ابراهیم تاتلیسس شده و از قسمت جلوی سر او خارج شد.
بدنبال پخش خبر ترور این هنرمند محبوب ترکیه مردم کشورشان به امید زنده ماندن او دست به دعا بلند کردند. پزشکان بواسطه صدمه مغزی شدید این هنرمند تصور می کردند که او حتی اگر جان سالم بدر ببرد باقی عمرش را فلج خواهد بود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۴, ۲۲:۲۷
«ياني» در ارمنستان كنسرت برگزار ميكند

«ياني» آهنگساز سرشناس يونانيالاصل در ايروان ارمنستان كنسرت اجرا ميكند.

به گزارش ایسنا، «ياني» موسيقيدان، آهنگساز و پيانيست مشهور جهاني قرار است ماه آينده براي اجراي كنسرت انفردي به ارمنستان بيايد.

اين كنسرت روز بيست و سوم سپتامبر (اول مهر) در ايروان برگزار ميشود. «سمول يروينيان»، ويلونيست معروف ارمني، نيز در اين كنسرت ياني را همراهي ميكند.

ياني در تور ماه سپتامبرش در ديگر شهرهاي اروپاي شرقي، همچون استانبول و بخارست نيز اجرا خواهد داشت.

گفته ميشود قيمت بليتهاي كنسرت اين هنرمند برجسته از 7 تا 60 هزار دلار متغير است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۵, ۰۰:۰۰
تور کنسرت های بنیامین در استرالیا

بنیامین بهادری هنرمند پرطرفدار موسیقی پاپ کشورمان این روز ها خود را برای تور جدید کنسرت هایش آماده می کند. این هنرمند بعد از انتشار آلبوم 88 چندین بار روی صحنه رفت که اجرای بسیار موفقی بودند. بنیامین این روزها آلبوم جدیدش را نیز آماده انتشار دارد.

http://www.musicema.com/images/pgimg_image2_1_4153.jpg

وی قرار است تور جدید کنسرت هایش را از استرالیا آغاز کند. در فیلمی که برای اولین بار این جا می توانید ببنید وی قطعه «تولد» را به زیبایی اجرا می کند و همچنین محسن رجب پور مدیر ترانه شرقی اطلاعاتی درباره کنسرت استرالیا در اختیار هوادارن بنیامین قرار می دهد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۸, ۰۱:۴۵
علت لغو کنسرت همایون شجریان چه بود؟

کنسرت گروه همایون شجریان و همنوازان حصار به سرپرستی علی قمصری بار دیگر در شهر تبریز لغو شد.

صبح دیروز - هفتم شهریور ماه - سایت دلآواز در خبری خطاب به هنردوستان اعلام کرد:« مجوز کنسرت این گروه در شهر تبریز در تاریخهای 10، 11، 12 شهریورماه سال جاری در شهر تبریز از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این استان صادر شده است، اما پس گذشت بیش از یک هفته، هنوز مجوز اماکن شهر تبریز صادر نشده است».

http://ilna.ir/uploads/1390-6-7/37.jpg

این در حالی است که روابط عمومی سایت دلآواز در آخرین خبر امروز ـ 7 شهریور ماه ـ از عدم صدور مجوز اماکن به این کنسرت خبر داد.

به گزارش ایسنا، پیش از این کنسرت همایون شجریان و همنوازان حصار در تاریخهای 6 و 7 اسفند ماه 88 که قرار بود در سالن فرهنگی ورزشی تراکتور سازی تبریز برگزار شود، لغو شد.

احمدی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی ،سال 88 درباره علل مخالفت و لغو کنسرت همایون شجریان در گفتگویی با ایسنا، اظهار کرده بود: «حضور نوازندگان زن در گروه موسیقی و ظرفیت بالای سالن که بیش از 2 هزار نفر بود و ضریب امنیت و مدیریت سالن را پایین میآورد از جمله دو عاملی بود که موجب لغو این کنسرت شد. »

این در حالی است که در کنسرت اخیر این گروه هیچ نوازنده زنی حضور ندارد و دلیل لغو مشخص نشده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۸, ۰۱:۴۷
علیرضا عصار در حوزه هنري ميخواند

کنسرت سه روزه علیرضا عصار با آهنگسازی فواد حجازی 26 تا 30 شهریور ماه صورت خواهد گرفت.

http://ilna.ir/uploads/1390-6-7/43.jpg
همچنين اجرای چهارقطعه موسیقایی با موضوعیت برنامه به همراه اجرای قطعه " از خواب گران خیز" برنامه هایی است که برای کنسرت علیرضا عصار در نظر گرفته شده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۸, ۰۱:۴۸
محمدرضا فروتن در فیلم زندگی رضا صادقی

فیلم سینمایی «بیخداحافظی» که بنا است مروری باشد بر زندگی رضا صادقی این روزها در مرحله فیلمبرداری قرار دارد.

به گزارش شبکه ایران فیلم سینمایی «بیخداحافظی» که بنا است مروری باشد بر زندگی رضا صادقی این روزها در مرحله فیلمبرداری قرار دارد.

این فیلم که کارگردانی آن برعهده احمد امینی است از حضور بازیگرانی نظیر محمدرضا فروتن، پگاه آهنگرانی، شقایق فراهانی، همایون ارشادی، هومن برقنورد، مژگان بیات، افشین هاشمی، پیام دهکردی، کوروش تهامی، پرویز سیرتی، مریم بوبانی، ترلان پروانه و مجید جعفری سود میبرد و رضا صادقی نیز در بخشهایی از فیلم به جای خودش بازی کرده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۹, ۱۹:۰۴
«شناسنامه» پسر قمیشی باطل شد!

«علیرضا قمیشی» پس از سال ها بالاخره سال قبل توانست نخستین آلبوم رسمی اش «اسیر» را در بازار موسیقی ایران منتشر کند و بیلبوردهای تبلیغاتی این آلبوم که نام «قمیشی» را حتی بزرگتر و برجسته تر از نام آلبوم درج کرده بود، سبب شد استقبال خوبی از آلبوم این خواننده از سوی مخاطبان کنجکاو موسیقی به عمل آید و او شهرت و اعتبار خاصی را در بین اهالی موسیقی از آن خود کند.

این خواننده این روزها به شدت درگیر آلبوم جدید اش است ولی از بد روزگار نامی که برای آلبومش انتخاب کرده بود، زودتر از انتشارآلبومش، روی آلبوم یکی از خواننده های لس آنجلسی سر در آورد تا این خواننده مجبور شود باز هم مراحل مجوز نام جدید آلبوم اش را از سر بگیرد.

آلبوم قمیشی قرار بود «شناسنامه» نام بگیرد که دو برادر دوقلو و پرطرفدار لس آنجلسی زودتر از این خواننده آلبومشان را با این اسم راهی بازار کردند تا به نوعی «شناسنامه» پسر قمیشی باطل شود!

این آلبوم تقریبا تمام مراحل ساخت و تولید اش را سپری کرده و اوایل نیمه دوم سال وارد بازار موسیقی کشور خواهد شد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۹, ۱۹:۱۱
گفتگو با رضا صادقی درباره فیلمی که قرار است در آن بازی کند

ببخشید اگر بیموقع مزاحم شدیم.

نه عزیزم شما ببخشید. هنری جماعت رکه. همشون پر مشغلهان و بیکار! برای اینکه اینجا هیچی سر جاش نیست. واسه همین هم هنری جماعت بدتر عادت کرده به این….

تنبلی؟

تنبلی نمیشه اسمش رو گذاشت. من این رو زیاد دوست نداشتم. چون وقت هیچکس مشخص نیست، نمیدونه کی کار رو باید انجام بده. واسه همین میگه خب حالا میشه دیگه. ولی در این مدت واقعا عذرخواهی میکنم همیشه یا کنسرت بودم یا در پرواز بودم و خستگی خودش رو داشت شرمنده شما شدم. حالا با کمال میل در خدمتم.



قبل از هر چیز از فیلمی که قراره بازی کنید بفرمائید.

در باره فیلم، اول یک شناسنامه کاملا معمولی برات بگم. یک فیلمیه به اسم بی خداحافظی، به کارگردانی آقای احمد امینی، به نویسندگی آقای سعید شاهسواری و تهیه کنندهاش هم آقای نشاط.



هدیه فیلم؟

راستش اسمش رو خودمم نمیدونستم (با خنده). آره هدیه فیلم. بازیگرانش هم آقای فروتنه، خانم پگاه آهنگرانی…دیگر بازیگرانش جز خانم آهنگرانی، آقای افشین هاشمیه، خانم ماه چهره خلیلی، پیام دهکردی و خیلی از بازیگران دیگه.


و البته خودتون

اولیش هم منم خیر سرم (با خنده). نقش اولشم منم. اینا که یه چیز نسبیه، کلا بحث فیلم بحث یک موزیسینه که یک مقدار فارغ شده از همه آدمهایی که حوالیش هستند و با یک شرایط سخت از یک شهر خیلی خیلی کوچک بلند میشه میاد یک شهر بزرگ برای اهداف بزرگتر.


مثل خودتون دیگه

تقریبا میشه اینو گفت. ولی یک سری اتفاقات پیش میاد. اما نه اتفاقاتی که اون رو از مسیر اخلاقی یا مسیر شخصیتیش دورش کنه. یعنی نه معتاد میشه، نه فرار میکنه، نه میره خارج از ایران، هیچکدوم از این کارها رو نمیکنه. میمونه و میجنگه و یک سری داستانها داره از طریق سه نفر دوستی که هستند، رضا و دو تا دوستش که از بندر عباس میان. یکی موسیقی اصیل رو میخواد بخونه، یکی میخواد بازیگر شه و یکی که خود رضاست. و داستانهایی که براشون پیش میاد.



پس زندگی نامه خودتون نیست؟

نه نه نه.



شما بازیگرشی فقط؟

بله من بازیگریشم. ولی حالا به حکم خاص بودن شرایط من، خاص که میگم منظورم بی ادبی نباشه، خاص چه فیزیکی چه کاراکتری چه موزیکال و … یک مقدار نزدیکه به من. خودم شخصا ایدهام بر این بود که ما به جامعه بگیم مشکلات دلیل برا این نیست که یک نفر بزرگ نشه. آدمهایی که بزرگ نمیشن خودشون نمیخوان بزرگ بشن. شاید خیلی اتفاقات پیش بیاد کند بشه این بزرگ شدن، کند بشه این نزدیک شدن، خیلی کند بشه این اتفاقات ولی این نیست که نشه.



یعنی به طور مطلق جلوش رو نمیگیره

آره نمیتونه به طور مطلق مانع بشه. اما یک سری چیزهایی داره در این فیلم عنوان میشه که مردم ازش نمیدونستند تا الان که خیلی فکر میکنم جالب باشه.



مربوط به هنرمندها؟

مربوط به دنیای هنری. دنیای حوالی هنر، نه خود هنرمند. چون ما تا میخوایم در مورد هنرمند حرف بزنیم سریع یاد کاستش، برخوردش با طرفداراش و امثالهم میفتیم. این میگه دور بر یک آدم هنرمند اتفاقات دیگهای هم هست. فکر نکنید که گل و بلبله و همهاش این آدم خوش خوشونه و مسافرت خارج داره و خانه آنچنانی و… نه فقط اینا نیست. دور و برش چیزایی هست که اون هنرمند شاید آرزو کنه ای کاش همه اینها نبود به هنرش میپرداخت. فکر میکنم یک نگاه تازهای باشه از یک روند هنری.
ضمن اینکه من روز اول هم که صحبت داشتم گفتم من نه بازیگرم نه تصمیم دارم بازیگر بشم. خوشحالم از شما که اینجا هستید و این اولین مصاحبه من درباره این فیلم شد تا الان. چون من تا حالا اصلا دربارهاش حرف نزدم. من کسب اجازه میکنم از همه بازیگران چه از اونی که دیروز رفته توی کلاسهای بازیگری چه از اون بزرگترها و بزرگان.



کسب اجازه میکنم واسه حضور توی این فیلم. چون من نه بازیگرم و نه اصلا سر رشتهای در این زمینه دارم. اما خب خدا رو شکر آقای امینی کارگردانیه که خیلی موافقه با ذهنیت آدم روبروش. میدونه من نابلد رو. آقای نشاط به عنوان تهیه کننده این پروژه یک نگاه بسیار عمیقتری نسبت به من داشت چون ما یک دوستی بسیار زیبایی با هم داریم. آقای پیام دهکردی که یک دوست خوب و یک بازیگر فوق العاده تئاتره و من ایمان دارم به تئاتر بیش از سینما. آقای دهکردی هم کمک این ماجرا بوده که من رو راه بندازه یک مقدار. نه به اون جدیتی که یک بازیگر میتونه حرکت کنه ولی حداقل داره من رو با چندین سر این اژدهای تصویر آشنا میکنه که دیگه غافلگیر نشم و بدونم از دنیاش. اینها در کنار هم داره یک اتفاقی رو پیش میاره که یک ذهنیت تازهای از دنیای یک هنرمند گفته بشه و مردم بیشتر به جای اینکه از خود هنرمند بدونن از حواشیش بدونن. حواشی هنرمند صرفا نمیتونه حواشی اخلاقی باشه. خیلی اتفاقات دیگه هم هست.



واقعیاتی که هست ولی تا حالا ندیدن

تا بحال گفته نشده. تا بحال یا کمتر دیده شده یا کسی جرات نکرده بگه یا… نگاه همچین نگاهیه و دارم میگم، من کسب اجازه میکنم از همه بازیگران. اصلا دوست ندارم بگم در این عرصه دارم وارد میشم که ببینم چه جوریه و ادامه بدم. نه، من این کار رو به عنوان یک یادگاری هنری از خودم و با ذهنیاتم به جا بزارم. ضمن اینکه آقای شاهسواری (نویسنده فیلم) خیلی لطف داشت. خیلی محبت داشت و وقت زیادی گذاشت برای شنیدن حرفهای من. من آدمینیستم که از همون اول بگم ترگل ورگل بزارید تنگ دل ما و بشه این. عین آهنگهام، نقشم هم تلخه. عین آهنگهام. نه گلی هست نه بلبلی. شاید بعدا بیشتر با هم در مورد این موضوع صحبت کنیم. احساس میکنم که اتفاقات خوبی براش پیش بیاد یا حداقل دعا میکنم که اتفاقات خوبی پیش بیاد. ضمن اینکه هیچکس در این پروژه به کمترینها فکر نمیکنه. همه دارن به بهترینها و بیشترینها فکر میکنن.


یعنی نمیخواین یه اثر زود گذر باشه

آفرین، دقیقا. خصوصا آقای امینی آدم حساسیه نسبت به کارهاش. هر چند سال یک بار کار میکنه. سریالها و فیلمهایی که کار کرده بالاخره معلومن. از حساسیتش نسبت به کارهاش. بعد از مدتها داره این فیلم رو شروع میکنه. سر یک کار دیگه قرار بود باشه، اون رو کنار گذاشت و خیلی خوشحالم همه کسانی که در این پروژهان یه جورایی به هم وصلن. یعنی من برای بازیگری یا بازی در یک فیلم با محمدرضا فروتن مشورت کردم، الان شرایط یه جوری شده که ایشون دعوت شده به این فیلم و هست در این کار.

پیام دهکردی اومد به من بیان و صحبت رو یاد بده الان یکی از بهترین دوستان منه. آقای امینی با شنیدن صدای من راغب شده در صورتی که پیشنهادش رو داشته و درگیر بوده اما با شنیدن صدای من راغب شده این کار رو انجام بده. آقای شاهسواری یک جنوبیه. نزدیک شد به من و اصلا اونم بنده خدا فرصت نویسندگی نداره چون تهیه کننده است. همه این اتفاقات خوب کنار هم چیده شدند. من احساس میکنم این ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند که اتفاق خوبی بیفته. عموما به هیچ کاری هم نمیگم شق القمر. حتی کار خودم. اما احساس میکنم کاری بشه که قابل دفاع باشه. خجالت نکشم از اینکه فیلم بازی کردم. یک ریسک بزرگیه برای من. من توی دنیای موزیکم هیچی کم ندارم، منت یک ملت رو روی سرم دارم، محبتشون رو، دوستیشون رو، تشویقشون رو و استیجها و آهنگهام رو. دوست دارم دنیام رو. اینجا نیومدم چیزی رو ثابت کنم. اومدم فقط یادگاری داشته باشم. اما یک یادگاری که محترم باشه.



فقط یک یادگاری؟!

آره، چون سریالش نمیخوام بکنم که فردا بگن رضا صادقی در فیلم بعد یا فیلم بعدی رضا صادقی. نه.



یعنی فقط یک یادگاری و بس.

فقط یک یادگاری، اما یک یادگاری محترم. محترم برای موسیقی. من بیشتر توی این فیلم میخوام بگم که فیلمهای موزیکالی که در جهان ساخته میشه مثل افسانه 1900، مثل فیلمهای ریچارد، اینها رو که نگاه میکنی میبینی چقدر با وجود تمام اتفاقات خستگی آور و … بزرگن. همون حکایت در ذهن خودم بود. اصلا نمیخوام یه آدم شق و رق که از ماشین آنچنانی پیاده شده ببینن مردم. نه، عین یک جوونیه که از جنوب میاد سختیهای خاص خودش رو داره و بعد میرسه به اون جایی که باید و شاید. یا حداقل نسبی. یک سری اتفاقات داره که قشنگیش به اینه که بعدا ببینید.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۱۰, ۰۱:۴۷
رضا صادقی، عصار، بنیامین، سیمین غانم و...کی و کجا کنسرت دارند


آخرین ماه تابستانی با پایان یافتن ماه مبارک رمضان، آغاز ماراتون کنسرتهای موسیقی و آواز است.

با پایان یافتن ماه مبارک رمضان، ماهی که در آن اهالی فرهنگ و هنر بیشتر استراحت میکنند تا کار، اهالی موسیقی از خوانندهها گرفته تا شرکتهای موسیقی به تکاپوی برگزاری کنسرت میافتند. اسپانسرها و شرکتهای تولید و پخش موسیقی که هنرمندان را در برگزاری کنسرتهایشان حمایت میکنند، هم رایزنیهایشان را برای برگزاری کنسرتها انجام میدهند.

«رضا صادقی» 10 شهریور ماه به تالار رودکی شهر اصفهان میرود و دو شب در یک سانس قطعاتی از آلبوم جدیدش «دیگه مشکی نمیپوشم» را برای مخاطبان اجرا میکند.

«علیرضا عصار» پس از دو سال سکوت، در آبان ماه به مدت پنج شب در تهران به روی صحنه میرود. قرار است در این کنسرت، مجموعه جدیدی از آثار گروه موسیقی عصار را که در برگیرنده دو آلبوم مجزا به آهنگسازی فواد حجازی و علیرضا عصار است، اجرا شود.

کنسرت «سالار عقیلی» با همراهی ارکستر ملی اصفهان به رهبری مرتضی شفیعی نیز، 17 و 18 شهریور ماه در باغ نور اصفهان برگزار میشود.

«مازیار فلاحی»، اولین کنسرت مستقلش را 16 و 18 شهریورماه در برج میلاد برگزار میکند. این هنرمند، حدود 20 قطعه از موسیقی فیلمهایی که تاکنون ساخته را به همراه قطعاتی از آلبوم «قلب یخی» هر شب در دو نوبت 18 و 21 اجرا میکند.

به گزارش برنا، «بنیامین بهادری» بعد از ماه رمضان، یکی از کنسرتهایش را در خارج کشور برگزار میکند. این بار بهادری در کشور استرالیا و در شهرهای سیدنی (لونا پارک» و ملبورن (مرکز هنری کینگستون) به ترتیب روزهای 12 و 13 شهریورماه به روی صحنه میرود.

گروه «افشارستان» به سرپرستی میلاد درخشانی، 10 و11 شهریور ماه در فرهنگسرای «نیاوران» به صحنه میروند و با سازهای تار، سنتور، پیانو، گیتار، درامز در ساعت 21 میزبان علاقهمندان موسیقی بیکلام میشوند.

یک روز پس از عید سعید فطر، مجموعه فرهنگی حافظ شیراز 10 و 11 شهریور ماه میزبان کنسرت «سیمین غانم» ویژه بانوان میشود. این هنرمند راس ساعت 20:30 به روی صحنه میرود و علاوه بر اجرای قطعات خاطرهانگیزه، قطعات جدیدی که تا به حال اجرا نشدهاند، را اجرا میکند.

گروه کامکارها به سرپرستی هوشنگ کامکار 18 شهریور ماه در باغ عفیف آباد شیراز کنسرتی را برگزار میکنند. گروه کامکارها قطعاتی چون «سرخوشان عشق»، «تکنوازی سنتور و سه تار»، «گلبانگ رود»، «تکنوازی کمانچه»، «یار مرا»، «تکنوازی عود» و «ساقیان» را اجرا خواهند کرد.

«احسان حق شانس» خواننده پاپ 10 شهریورماه در دو سانس 18 و 21 در اریکه ایرانیان به صحنه میرود.

گروه موسیقی پاپ «روزبه» به سرپرستی روزبه نعمت اللهی در مجموعه کاخ نیاوران، روزهای 10 و 11 شهریورماه کنسرت برگزار میکنند که قرار است با ارکستری بزرگ اشعاری از مولانا را در فضای باز این کاخ اجرا کنند. در اینکنسرت علاوه بر اجرای قطعات «باز آمد، چون عید نو» و «هجرانی » سه قطعه از آلبوم جدید روزبه نیز رونمایی میشود. این کنسرت با آهنگسازی روزبه نعمت اللهی و تنظیم عماد لاریجانی اجرا میشود.

«علی اصحابی، مهدی مدرس و کیارش حسنزاده» 8، 9 و 10 شهریورماه به سالن آمفی تئاتر پارک دلفینهای کیش میروند و هر شب ساعت 12 یک اجرا را پشت سر میگذارند.

اجرای موسیقی تلفیقی ایرانی و کلاسیک از برنامههای سالن رودکی تهران در تاریخ 17 و 18 و 19 شهریور ماه است. گروه موسیقی «چنگ مهر» در این سه شب ساعت 21 با آواز فاروق کسمایی به صحنه میرود.

به گزارش برنا، کنسرت گروه موسیقی «همنوازان» به سرپرستی سعید فرجپوری، نوازنده کمانچه و آهنگساز موسیقی ایرانی از تاریخ 3 مهرماه در سه شهر آمریکا برگزار میشود.

آواز «حسین علیشاپور» به همراه «گروه مهربانی» نیز در تالار اندیشه حوزه هنری، در روزهای 24 و 25 شهریورماه ساعت 21 طنین انداز میشود. سلمان سالک گروه «مهربانی» را برای اجرای آواز بیات اصفهان و آواز داشتی سرپرستی میکند.

در اواسط شهریور ماه نیز گروه «کامه راتا» به سرپرستی کیوان میرهادی آثار مدرن و پست مدرن آهنگسازان ایرانی را از 20 تا 23 شهریور در تالار رودکی به روی صحنه خواهد برد. این کنسرت با عنوان «شب آثار پست مدرن ایرانی» به آثاری از آهنگسازان معاصر کشورمان اختصاص دارد که در ژانر موسیقی مدرن و پست مدرن فعالیتهایی داشتهاند.

دوازدهمین جشن خانه موسیقی از تاریخ 17 تا 20 مهرماه به مدت 4 شب در تالار وحدت برگزار می شود که قرار است ارکستر ویولت به رهبری «فرزاد نوشاد» با آواز مسعود یکتا در این مراسم در شب باغچهبان کنسرت دهند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۱۵, ۱۶:۲۱
اعتراض شدید شهرام ناظری به صداوسیما: بعد از 30سال بس است دیگر!

سال تحمل کردم،الان میگویم بس است، بیعدالتی بس است. بیایید بعد از 30سال به هنرمندان واقعی و اصیل کشور احترام بگذاریم.

استاد شهرام ناظری، خواننده محبوب و شناخته شده کشورمان با انتقاد شدید از رسانه ملی در پخش آثار خود بدون رعایت کپیرایت، تاکید کرد: بارها به صداوسیما اعتراض کردهام، اما به هیچ نتیجهای نرسیدهام. بنابراین گزارش، وی که پیشنهادهای متعددی هم برای پیگیری حق و حقوق از سوی برخی مراکز مختلف داشته، در گفتگو با «تجربه» نارضایتیها و گلایههای خود را وارد فاز جدیدی کرده و از مسئولان خواسته دیگر بعد از 30 سال، حرمت هنرمندان اصیل کشور را حفظ کنند.

وی در این گفتگو اظهار داشته است: «اکنون بیش از 30 سال است صداوسیما آثار مرا به گونههای مختلف مورد استفاده قرار داده و پخش کرده است و جالب اینجاست که در این مدت 30 سال که در حقیقت یک عمر محسوب میشود بدون اجازه از من و بدون اطلاع من و بدون در نظر گرفتن حق و حقوق من از نظر کپیرایت، عمل کرده است.»

ناظری ادامه داده است: «در دوران جنگ بسیاری از آثار من سرود جبهههای نبرد بود. صداوسیما در تمام مدت هشت سال جنگ تحمیلی ایران و عراق از کارهای من که داراری روحیه حماسی بودند، استفاده کرد البته بدون هیچگونه قرارداد و اجازهای از من. در پایان جنگ وقتی قرار میشود یک ویدئو کلیپ به عنوان سمبل هشت سال جنگ توسط صداوسیما تهیه شود باز کلیپ «کاروان شهید» بر اساس صدای من تهیه میشود اما این انتخاب و تهیه هم بدون اطلاع و بدون هیچگونه قراردادی با من انجام شد.»

وی افزود: «پس از جنگ هم مدام کارهای من پخش شده و به همین صورت، صداوسیما راه و روش خود و اعتراض را با من به همان صورت ادامه داده است. حرفهای من هم به نتیجهای نرسیده به صداوسیما میگویم 30سال ناعادلانه به همین منوال در مورد من عمل کردهاید، در این مورد واقعا من بیش از حد از خود نجابت نشان دادهام اما انصاف شما کجا رفته؟ هر کدام از شما اگر 30 ماه حقوقتان را دریافت نکنید چه واکنشی نشان میدهید؟ حالا ببینید من شهرام ناظری که 30 سال یعنی یک عمر تحمل کردهام همچون کوه ایستادهام. من میگویم دیگر بس است. 30 سال گذشت. دیگر بی عدالتی بس است. بیایید به هنرمندان واقعی و اصیل کشور احترام بگذارید. بدون اجازه آنها کاری را پخش نکنید و برای تهیه هر نوع اثر یا کلیپ طبق قانون به حق و حقوق آنها از نظر کپیرایت توجه قانونی بکنید.»

این خواننده محبوب موسیقی سنتی ادامه داده است: «خیلی ها خیلی ادعاها دارند اما من شهرام ناظری فرزند ایران و از نژاد کرد از ابتدای انقلاب یعنی سال 57 تا امروز شهریور 1390، 33سال نه کمک مالی و نه وامهای آنچنانی گرفتهام و نه زمین و نه خانه و نه هیچ چیز دیگر...هرگز از کسی و نهادی نه تنها چیزی طلب نکردهام بلکه حق و حقوق 30 ساله خودم را نیز نگرفتهام. این را گفتم که بدانید یک هنرمند با چه شرایطی در این مملکت روند کار هنری خود را ادامه داده است. من وامدار کسی نیستم و برای همین خدا شکر می کنم.»

وی در پایان اشاره کرده است که «البته بماند که در این سالها چه پیشنهادهای دهن پرکنی از سوی مراکز مختلف داشتم تا از امتیازات ویژهای برخوردار شوم و تمام حق و حقوقی را که به ناحق ندادهاند، دریافت کنم اما هرگز هیچیک را نپذیرفته ام و اعلام کردهام که هر زمان تصمیم گرفتید و تصویب کردید که حق و حقوق ضایع شده همه هنرمندان این آب و خاک را به آنها بدهید آن زمان من نیز به همراه دیگر هنرمندان خواهم آمد تا بخشی از حق و حقوق طبیعی خود را دریافت کنم.»

برخی معتقدند این سخنان جدید شهرام ناظری و انتقادهای سنگین او، ماجرای محمدرضا شجریان را تکرار خواهد کرد و او را در لیست ممنوعه رسانه ملی قرار خواهد داد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۱۶, ۱۰:۵۶
خواننده ایتالیایی بر اثر تصادف درگذشت

سالواتوره لیچیترا خواننده ایتالیایی اپرا به دلیل آسیبدیدگی از ناحیه سینه در تصادفی جادهای در سن 43 سالگی درگذشت.

به گزارش خبرآنلاین، لیچیترا که بسیاری او را ادامه دهنده راه لوچیانو پاواروتی، خواننده بزرگ اپرا میدانستند ماه پیش در شهر مودیچا در جنوب سیسیل با موتور اسکوتر خود به دیواری برخورد کرد.

او در این تصادف کلاه ایمنی به سر نداشت، دلیل تصادف اختلال در رسیدن خون به مغز و درنتیجه از کنترل خارج شدن موتور اعلام شده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۱۶:۳۸
کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت

سیمین غانم بار دیگر در تالار وحدت، قطعات جدیدی را به صحنه میبرد.

در این کنسرت "فریبا جواهری" نوازنده پیانو، "سروین هزین" نوازنده ویلن، "سارا احمدی" نوازنده دف و "آرمینا جعفری" نوازنده درامز، در کنار سیمین غانم حضور خواهند داشت.

در این کنسرت قطعات "صدا کن مرا"، "آسمان می گرید امشب"، "سمن بر"، "سرو سمن"، "قلک چشمات"، "گل گلدون من"، "آسمان آبی"، "مرد من"، "پرنده" و ... اجرا خواهد شد.

کنسرت "سیمین غانم" با همکاری موسسه خیریه فیروزنیا در روزهای 23 تا 25 شهریور از ساعت 16 ویژه بانوان در تالار وحدت اجرا میشود.

ماهور
۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۲۲:۴۷
حكمي مبني بر ممنوعيت فعاليت هنري «يگانه» صادر نشده است

وكيل مدافع «محسن يگانه» خواننده موسيقي پاپ ايران گفت: ممنوعيت موكلم از فعاليت هنري به خاطر روابط فيما بين «يگانه» و دفتر موسيقي وزارت ارشاد است و ارتباطي به دعاوي مطروحه بين موكل و مدير برنامههاي سابقش ندارد.

دكتر محمد سعيدي دربارهي موضوع صدور حكمي مبني بر ممنوعيت «يگانه» از فعالتهاي هنري، افزود: «يگانه» براي ايجاد هماهنگيها جهت ايجاد كنسرت اوراق سفيد امضايي را به مدير برنامههاي سابقش داده بود كه اين فرد بعضي از اوراق را به دفتر موسيقي تحويل داده و نسخهاي را نزد خودش نگه داشته است.

وي ادامه داد: اين فرد در يكي از اين موارد قراردادي را جعل كرده و از سفيد امضاي موكلم سوءاستفاده كرده است و يك دعواي حقوقي را عليه محسن يگانه در دادگاه عمومي تهران مطرح كرده كه ما در آن دادگاه ادعاي جعل كرديم ولي متاسفانه رسيدگي نشد.

وكيل مدافع «يگانه» تصريح كرد: البته ما در خصوص سوءاستفاده مدير برنامههاي سابق موكلم شكايت كيفري مطرح كردهايم كه حتي براي آن فرد قرار هم صادر شد ولي به واسطه طرح دعواي كيفري از سوي موكلم رسيدگي به دعواي حقوقي مطرح شده عليه «يگانه» متوقف شده است.

سعيدي اظهار كرد: متاسفانه مدير برنامههاي سابق موكلم دعواي حقوقي را كه عليه او مطرح شده بود را رسانهاي كرده است كه به نظر ميرسد براي كسب شهرت دست به اين كار زده باشد، هرچند اين امر از سوي موكلم به عنوان نشر اكاذيب قابل پيگيري است.

وي ادامه داد: دعوايي كه مدير برنامههاي سابق محسن يگانه عليه موكلم اقامه كرده دعواي حقوقي است اما اين فرد در گفتوگو با برخي رسانه ها از واژه شكايت استفاده كرده در حالي كه شكايت در دعواي كيفري است نه حقوقي، لذا اين فرد از اين طريق ميخواهد به نوعي با حيثيت هنري موكلم بازي كرده و آن را خدشهدار كند. براي همين هم درصدد هستيم شكايت جديدي را عليه شخص مورد نظر با عنوان نشر اكاذيب مطرح كنيم.

سعيدي با بيان اينكه ممنوعيت محسن يگانه از فعاليت هنري به طور رسمي به من يا موكلم ابلاغ نشده است، گفت: مدير برنامههاي سابق موكلم در گفتوگوهايي عنوان كرده، با شكايتي كه از سوي او مطرح شده محسن يگانه از ادامه فعاليت هنري منع شده است، در حالي كه اين خلاف واقع است و حكمي مبني بر ممنوعيت موكلم از كار توسط هيچ دادگاهي صادر نشده است.

وكيل مدافع محسن يگانه در پايان گفت: در امور داخلي وزارت ارشاد ممكن است هنرمندان به دلايلي از انجام فعاليت هنري ممنوع شوند كه ممنوعيت محسن يگانه از فعاليت هنري از اين موارد است كه به زودي مرتفع خواهد شد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۲۴, ۰۱:۲۳
علیزاده همراه ارکستر ملی «دلشدگان» را اجرا میکند

ارکستر موسیقی ملی ایران در کنسرت روزهای پایانی تابستان آثاری از حسین علیزاده را با صدای محمد معتمدی اجرا میکند. در این کنسرت که 28 و 29 مهر در تالار وحدت و 30 مهر در تالار همایشهای برج میلاد تحت عنوان "دلشدگان" برگزار می شود،ارکستر موسیقی ملی ایران به رهبری بردیا کیارس و خوانندگی محمد معتمدی برگزیده آثار حسین علیزاده را اجرا خواهد کرد.

مدیر اجرایی ارکستر ملی دراین باره گفت: در این کنسرتها آثار جاودانهای همچون دلشدگان، بی تو به سر نمیشود، بیا تا گل برافشانیم، ترکمن و ... اجرا میشود که بسیاری از این قطعات را قبلا با صدای استاد شجریان شنیده بودیم.

رجپ پور افزود: در کنسرت ارکستر ملی 10 قطعه برگزیده حسین علیزاده را محمد معتمدی اجرا خواهد کرد.

کنسرت قبلی ارکستر ملی ایران، مردادماه امسال با عنوان شب روح الله خالقی به خوانندگی علیرضا قربانی در سالن همایش های برج میلاد برگزارشد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۲۴, ۰۱:۲۴
آثاری از فریدون فروغی منتشر میشود

آلبوم غم تنهایی، یادمان فریدون فروغی منتشر میشود. این آلبوم که شامل قطعاتی از زندهیاد فریدون فروغی است با صدای بهرام پاییز و تنظیم امیر جاویدان به بازار خواهد آمد.

در این آلبوم قطعاتی مانند قوزک پا، فریادرس، ماهی خسته، غم تنهایی، زندون دل و همیشه غایب بازخوانی شدهاند.

قطعه محمد (اقرا) دیگر آهنگ این آلبوم است که بر اساس شعری از محمدعلی شیرازی و آهنگ و تنظیم مسعود میردامادی اجرا شده است. نوازندگان این آلبوم را امیر جاویدان (گیتار و کیبورد) و افسانه افشار (فلوت) تشکیل میدهند.

به گزارش روابط عمومی ایرانگام این آلبوم مراحل پایانی تولید را پشت سر میگذارد و تا پایان شهریورماه وارد بازار خواهد شد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۲۴, ۰۱:۲۷
برگزاری كنسرت استاد شجریان در استانبول

روزنامه حریت تركیه با انتشار خبر برگزاری كنسرت استاد شجریان در استانبول می نویسد كه یكی از برنامه های جانبی این كنسرت به نمایش درآوردن سازهای جدیدی است كه استاد شجریان آنها را ابداع كرده است . این روزنامه از سازهای كرشمه ، تندر و صراحی نام برده است.
استاد محمد رضا شجریان از روز 16 سپتامبر ( 25 شهریور) با همراهی گروه شهناز در استانبول كنسرت خواهد داشت.
به گزارش پارسینه به نقل از عصر ایران این نخستین كنسرت استاد شجریان از زمان تور اروپایی وی در سال 2001 در استانبول تركیه است.


استاد شجریان در 6 سال گذشته در كشورمان كنسرتی نداشته است.
روزنامه حریت تركیه با انتشار خبر برگزاری كنسرت استاد شجریان در استانبول می نویسد كه یكی از برنامه های جانبی این كنسرت به نمایش درآوردن سازهای جدیدی است كه استاد شجریان آنها را ابداع كرده است . این روزنامه از سازهای كرشمه ، تندر و صراحی نام برده است.


روزنامه حریت پیش بینی كرده است كه با توجه به عدم برگزاری كنسرت از سوی استاد شجریان در ایران ، هزاران نفر از علاقه مندان ایرانی وی برای دیدن كنسرت در استانبول گرد هم آیند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۲۵, ۱۲:۲۳
کیهان کلهر در اروپا روی صحنه میرود

فرهنگ > موسیقی - تور کنسرتهای اروپایی کیهان کلهر با اجرای کنسرتهایی در ایتالیا آغاز میشود و در دیگر شهرهای اروپایی ادامه پیدا میکند.

به گزارش خبرآنلاین، کلهر ابتدا از 12 اکتبر به مدت پنج شب در شهرهای مختلف ایتالیا به اجرای برنامه میپردازد.

در این کنسرتها علی بهرامیفرد نوازنده سنتور و محین کثیرالسفر نوازنده تنبک او را همراهی خواهند کرد.

بعد از آن از روز 13 نوامبر، تور کنسرتهای دور اروپای کلهر در شهرهای مختلف اروپا آغاز میشود. شروع این کنسرتها از اجرا در فستیوال موسیقی جاز لندن خواهد بود و بعد از لندن در شهرهای پاریس، بوداپست، بروکسل، استکهلم و... ادامه پیدا میکند.

در این تور اروپایی حسین علیشاپور خواننده، مجید خلج نوازنده تنبک و علی بهرامیفرد نوازنده سنتور او را همراهی میکنند.

همچنین هفته آینده دانشگاه هاروارد به مدت یک هفته میزبان کیهان کلهر خواهد بود و او در این دانشگاه یک کارگاه آموزشی با موضوع موسیقی ایرانی و نوازندگی برگزار میکند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۲۶, ۲۱:۳۴
كنسرت مشترك شهرام ناظري و حسين عليزاده در آبانماه


گروه دوستي كه 5 تا 8 مرداد ماه در سالن نمايشگاه ميلاد به صحنه رفته بود‏، سه روز ديگر در آبان به صحنه ميرود تا علاوه بر اجراي قطعات نواخته شده در اجراي مردادماه، برخي قطعات ديگر را نيز اجرا كند.


http://ilna.ir/uploads/1390-6-26/nazeri_4art.jpg

گروه موسيقي دوستي 14‏،15 و 16 آبان سالجاري يكبار ديگر كنسرت مرداد ماه خود را تكرار ميكند.

محمد حسين توتونچيان(مدير موسسه فرهنگي ققنوس) با اعلام اين خبر به ايلنا گفت: اين كنسرت در مرداد ماه با اسقبال خيلي خوبي برگزار شد‏اما امكان تمديد آن كنسرت در همان زمان مقدور نبود. در همين راستا گروه سه روز در آبان ماه به صحنه ميرود.

توتونچيان درباره قيمت بليتهاي اين كنسرت گفت: بليتهاي اين كنسرت در مقايسه با كنسرت تابستان تغييري نخواهد كرد و با همان قيمت 25 تا 60 هزار تومان به فروش خواهد رسيد.

ماهور
۱۳۹۰/۰۶/۲۹, ۱۴:۱۸
فیلم زندگی رضا صادقی هفته آینده در بندرعباس
سکانسهای باقیمانده فیلم زندگی رضا صادقی هفته آینده در بندرعباس جلوی دوربین خواهد رفت.

به گزارش شبکه ایران، فیلم سینمایی زندگی رضا صادقی با عنوان «بی خداحافظی» همچنان در مرحله فیلمبرداری قرار دارد.

این فیلم این روزها در لوکیشنهایی در تهران به کارگردانی احمد امینی و با بازی محمدرضا فروتن، رضا صادقی و افشین هاشمی در حال فیلمبرداری است.

بیشتر سکانسهای این فیلم در لوکیشنهایی واقع در تهران فیلمبرداری شده و تنها بخشی از آن در بندرعباس یعنی زادگاه رضا صادقی جلوی دوربین خواهد رفت. فیلمبرداری سکانسهای بندرعباس هفته آینده انجام خواهد شد.

پگاه آهنگرانی، شقایق فراهانی، پیام دهکردی، کورش تهامی، همایون ارشادی، هومن برقنورد، پرویز سیرتی، مریم بوبانی، ترلان پروانه، مجید جعفری، احمدپور عظمتی و ضیاء شجاعی مهر دیگر بازیگران این فیلم هستند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۳۰, ۰۱:۱۷
آلبوم شجریان وارد بازار شد

فرهنگی - آلبوم موسیقی مرغ خوشخوان با صدا محمدرضا شجریان بعداز سه سال منتشر شد.

مجید درخشانی‏(آهنگساز و سرپرست گروه موسیقی شهناز) با اعلام این خبر به ایلنا گفت: این اثر‏، بخش دوم کنسرت سه سال پیش است که در تالار وزارت کشور برگزار شد.

http://ilna.ir/uploads/1390-6-29/shajariyan5art.jpg

وی افزود: بخش نخست این کنسرت در قالب آلبومی باعنوان "رندان مست" منتشر شد اما برای آلبوم دوم؛ یکسری مشکلات به وجود آمد و این اثر نزدیک به دو سال در وزارت ارشاد خاک خورد.

این آهنگساز با اشاره به اینکه قطعات این اثر در دستگاه شور ساخته شده است‏، خاطرنشان کرد: مرغ خوشخوان شامل چهار قطعه به همراه ساز و آواز است و عناوین قطعات آن پیش درآمد‏، پیام نسیم‏، چهارمضراب شور و مرغ خوشخوان است.

خالق آلبوم نقش خیال در ادامه افزود: ملودی این اثر از آقای شجریان است و تنظیمهای آن را من انجام دادهام.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۳۱, ۲۰:۲۹
«ریچارد کلایدرمن» برای ایرانیان پیانو می نوازد

موسیقی ما - ریچارد کلایدرمن - پیانیست مشهور فرانسوی ـ آبان ماه در تهران به صحنه میرود. مجوز اجرای صحنهای گروه «ریچارد کلایدرمن» به سرپرستی این هنرمند فرانسوی برای نیمه اول آبان ماه از سوی دفتر موسیقی صادر شد.



این هنرمند در روزهای ۹ تا ۱۳ آبانماه به همراه گروهی ۱۶ نفره دربرج میلاد برای علاقه مندان پیانو مینوازد.

ریچارد کلایدرمن نوازنده مشهور پیانو است. او که نام اصلی اش Philippe Pagès است آلبوم های متعددی را ارائه کرده و این آثار شامل ساخته های جدید، بازنوازی آثار معروف موسیقی کلاسیک، تنظیم آثار مشهور موسیقی مردمی و موسیقی ملل و همچنین تنظیمهایی از موسیقی سینما می شود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۳۱, ۲۰:۳۴
آلبوم چاووشي با صداي اخوان ثالث منتشر شد


آلبوم موسيقي چاووشي با صداي اخوان ثالث و آهنگسازي مجيد درخشاني توسط نشر زمستان منتشر شد.

زرتشت اخوان‏(فرزند زندهياد اخوان ثالت) از انتشار آلبوم موسيقي چاووشي خبر داد.

http://ilna.ir/uploads/1390-6-29/48.jpg



فرزند زندهياد اخوان ثالث به خبرنگار ايلنا گفت: اين آلبوم شامل 10 قطعه است كه مجيد درخشاني براي اين قطعات آهنگ ساخته است. اشعاري كه در اين اثر موسيقايي آورده شده، تسلي و سلام، ماه من‏- ماه‏، قاصدك‏، غزل سه‏، زمستان، تو را اي كهن بوم و بر و چاووشي است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۳۱, ۲۰:۴۷
آيدا سركيسيان همسر احمد شاملو در تازه ترین یادداشت خود به تمجید از استاد شجریان پرداخته است .

او در یادداشت خود که با عنوان “شجریان اقیانوس موسیقی” در شرق منتشر شده نوشته است : در خاموشي مهتاب، در خلوت از براي سكوت هوا به ارتعاش درآمد و آواي همنوايي سازها، فراز و فرودها با تسخير شش دانگ حواس به اجراي متفاوت پي مي بري. از حساسيت فوق العاده هنرمند در لحظه اجرا، پويايي و ارايه خود، نيروي تخيل و تصور ما را هر لحظه بيدار و فعال نگه مي دارد. زيروزار خواننده وادارت مي كند به سكون كه مبادا با حركتي، لحظه اي را از دست بدهي و دقت كني به آواي سازهايي كه در پشت و زير صداي خواننده و نوازنده اصلي مي نوازند. تغريد آواز با نواي طرب انگيز كه تو را به اوج مي برد. براي سير در اين اقيانوس موسيقي اصيل و ناب ايراني، موسيقي قومي يك گنجايي و صبوري خاص مي طلبد كه شايد با تلاش عاشقانه به دست مي آيد، به تواضع و تعادل رهنمونت مي شود. خيلي دوست داشتم كه شاملو در اين سال ها به اين پويايي هنرمندان ما در موسيقي گوش مي سپرد و مطمئنم كه به آرامش مي رسيد.
پايان شهريور/ خانه بامداد

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۲۳:۰۴
جدیدترین آلبوم محسن چاووشی وارد بازار میشود

جدیدترین آلبوم محسن چاووشی با نام سنتوری به بازار میآید. این آلبوم که در واقع بازاجرایی است از ترانههای فیلم سنتوری با صدای محسن چاووشی و آهنگسازی اردوان کامکار مهرماه وارد بازار موسیقی میشود.

این آلبوم به جز قطعات فیلم سنتوری به کارگردانی داریوش مهرجویی، شامل قطعاتی از آلبومهای قدیمی از جمله «متاسفم»، «کلاغ» و «پائیز» محسن چاووشی میشود که برای اولین بار و با کیفیت بالا به صورت رسمی وارد بازار موسیقی میشوند.

محسن چاووشی پیش از این آلبومهای «یه شاخه نیلوفر»، «ژاکت» و «حریص» را وارد بازار کرده است که با استقبال زیاد علاقهمندان روبرو شد. سنتوری محصول سال 1385 به کارگردانی داریوش مهرجویی است که پس از اکران در جشنواره فیلم فجر توقیف شد. در آن زمان هنوز چاووشی هیچ آلبوم رسمی در بازار موسیقی نداشت و این فیلم یکی از دلایل شهرت و محبوبیت او در موسیقی به شمار میآید.

این آلبوم هماکنون مراحل ضبط و میکس خود را پشت سر گذاشته و در مهرماه توسط شرکت ایرانگام وارد بازار میشود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۰۹, ۱۲:۴۵
جدیدترین گفتگوی شجریان/از تجاوز سیاست به همه جا تا شاگردان خانم و حذف صدای زن


به طور خیلی خصوصی چند هنرجو دارم که در سطح خیلی حرفه ای کار می کنند. سی و چند خانم و سی و چند آقا. خانم ها خوب ظاهر شده اند.

همزمان با آغاز تور کنسرت های اروپایی محمدرضا شجریان از شهر استانبول ترکیه، خبرنگار بخش فارسی یورونیوز یکی از رسانههای ضدایرانی، گفتگویی با وی انجام داده است.

آنچه در زیر می آید بخش هایی از این گفتگو است.

* پانزده، شانزده ماه بود که می خواستیم مجوز بگیریم ولی نمی دادند، ما هم ساکت بودیم و چیزی نمی گفتیم، می گفتیم ما هم نوارهایمان را در خارج از ایران تکثیر می کنیم. ولی اخیرا مجوز یکی از این نوارها را دادند. ما برنامه های زیادی داریم که در نوبت مجوز گرفتن هستند ولی فعلا فقط یکی از آنها مجوز گرفته است.

* رادیو و تلویزیون فراگیرترین رسانه است و وقتی صدا از آنها پخش نشود ارتباط با مردم هم قطع می شود و من در طول این سی و دو سه سال ارتباطی با تلویزیون نداشته ام. اوایل، صدای من را پخش می کردند و من هم اعتراضاتی کردم. تصاویری روی صدای من می گذاشتند که اصلا ارتباطی با موضوع نداشت. من هم اعتراض کردم و گفتم دیگر به شما اجازه نمی دهم که صدای من را پخش کنید، چون آنها هیچ نقشی در تهیه این برنامه ها نداشتند و قاعدتا باید موقعی دست به این کار بزنند که نقشی داشته باشند یا تهیه کننده راضی باشد. من راضی نبودم و دیدگاههای اجتماعی ام با آنها هماهنگ نیست. این است که من هیچوقت دوست ندارم صدایم از آن رسانه پخش شود؛ تا اینکه در این یکی دو سال اخیر من با جدیت دنبال کار را گرفتم و از آنها شکایت کردم که دیگر صدای من را پخش نکنند. فقط من «ربنا» را اجازه دادم، که آن ربنا را برای مردم خوانده بودم، در این یکی دو سال، دیگر آن را هم پخش نمی کنند، خوب نکنید، به خودتان لطمه می زنید. چون ربنا برای مردم بوده و آنرا دوست دارند و خودشان دارند و گوش می کنند.

*موسیقی یک زبان بین المللی است، فارغ از ادبیات و اگر قادر باشید این زبان را خوب بیان کنید، هرکسی با آن ارتباط برقرار می کند، بویژه کسانی که بیشتر موسیقی را می شناسند وقتی به موسیقی ایرانی می رسند شیفته می شوند.

موسیقی ما از نظر پتانسیل، محتوا و وزن مخصوص، خیلی بالاست، ولی در طول این تاریخ که ما داشتیم، در طول این هزار و سیصد، چهار صد سال، به دلیل اینکه با ایرانیت ما و هنرهای ما ضدیت می شد، با موسیقی ما مبارزه شده، ولی مردم در شکل های مختلف موسیقی را حفظ کرده اند، از تعزیه تا روضه خوانی. ولی در صد سال اخیر موسیقی ما خودش را بیشتر در شکل موسیقایی خودش، با ساز نشان می دهد. اگر با این موسیقی مبارزه نمی شد، این موسیقی به عنوان یک موسیقی جهانی شناخته شده بود. ولی اگر هنرمندان ما کار خود را درست انجام دهند، موسیقی ما این پتانسیل را خواهد داشت که نظرات را جلب کند و شنوندگان را راضی نگه دارد.

* موسیقی بازتاب درون جامعه است، موسیقی برخاسته از فضای جغرافیایی یک منطقه است. در یک فضای جغرافیایی، مردم دارای یک فرهنگ خاصی هستند و نیازهای خاصی دارند، موسیقی برخاسته از درون هر ملتی است و به همین دلیل خواسته های خود را از طریق موسیقی بیان می کند. وقتی خوشحال است، موسیقی، موسیقی شاد خواهد بود و وقتی ناراحت، موسیقی غمگین. وقتی شکست می خورد یک موسیقی دارد و وقتی پیروز می شود یک موسیقی دیگر.

موسیقی با شرایط روحی جامعه تغییر شکل می دهد. در تمام دنیا این موسیقی هست که در شرایط مختلف و مطابق با نیازها خودش را ظاهر می کند.

* چاوش ها آهنگ هایی بودند که لطفی، مشکاتیان، علیزاده و دیگران می ساختند و فضا، فضای سیاسی بود، که البته من خیلی روحیه سیاسی ندارم، روحیه مردمی وهنری دارم، ولی روحیه سیاسی ندارم. سعی می کنم تا جایی که می شود خودم را از سیاست کنار بکشم و یک هنرمند باشم و برای روحیه مردم خودم را نگه دارم. ولی در آن زمان شرایط ایجاب می کرد و از من می خواستند که همراه باشم و این سرودها را خواندم، البته پشیمان هم نیستم شرایط آن موقع این بود.

* معیارهای انتخاب شعر برای کارهایم مطابق با نیازها و دیدگاههای اجتماعی، متفاوت است. گاهی اوقات هم دیدگاههای سیاسی دخیل هستند. دیدگاه سیاسی یک هنرمند با فعالیت سیاسی فرق می کند. من از اینکه وارد حزبی بشوم و فعالیت سیاسی کنم پرهیز دارم. من با مردم زندگی می کنم ولی سیاست به تمام ارکان زندگی مردم ما تجاوز کرده. هرکاری بکنید به آن انگ سیاسی می زنند.


* به طور خیلی خصوصی چند هنرجو دارم که در سطح خیلی حرفه ای کار می کنند. سی و چند خانم و سی و چند آقا. خانم ها خوب ظاهر شده اند. سالها کار کرده بودند و دیدم که راه به جایی نمی برند و من باید آنها را راهنمایی کنم و هنر خوانندگی را یاد دهم که از صدا چطور استفاده کنند و اشکالات را بر طرف کنم. خوشبختانه استعداد دارند. آنها به دفتر من می آیند و به همه به صورت افتخاری آموزش داده ام و هیچوقت از این راه درآمدی برای خودم قائل نبودم، برای اینکه این هنر باقی بماند، مخصوصا آواز و غزل زنده بمانند. چون اگر آواز ما فراموش شود، غزل ما هم در کتابخانه هاست و در جامعه نخواهد آمد. غزل و شعر موقعی در جامعه می آید که با موسیقی همراه باشد و بهترین موسیقی، آواز است. آواز مفاهیم شعری را خوب بیان می کند. در تصنیف سازی مفاهیم شعری دستکاری می شوند.

* هزینه حذف صدای زن خیلی بالاست. درست بخشی از موسیقی ما نیست. بخشی از صدای موسیقی ما نیست. مانند این ساز که چهار سیم دارد و سیم اول را برداریم. این صدا را می خواهیم، این صدای زن است.

* یکی از هنرمندان ما که صدای خوبی داشت و خوب می خواند و شهرت خوبی داشت، یک اشتباه اجتماعی کرد که به نظرم از سر سادگی و ندانم کاری اش بود، یک دفعه مردم او را کنار گذاشتند. پس این موسیقی نیست. این رفتار و کردار و گفتار است. به همین دلیل هنرمندان در رفتار و کردار و گفتار باید خیلی دقت کنند. جامعه آگاه است، وجدان جامعه بیدار است، جامعه مو را از ماست می کشد. کوچکترین اشتباهی زیر پروژکتور جامعه قرار می گیرد. نمی توانید اشتباه کنید. جامعه کوچکترین اشتباه و ریاکاری را بزرگ می کند و دروغ گویی و اشتباه را نشان می دهد. من سعی کردم اشتباه نکنم و با مردم باشم، چون موسیقی را برای مردم ارایه می کنم...

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۱۲, ۰۲:۲۵
مهران مدیری در آلبوم «دارکوب» هست اما در کنسرتها نیست!


در آلبوم دوم گروه دارکوب هم حامد بهداد و هم مهران مدیری حضور دارند اما امکان دارد مهران مدیری در کنسرت حضور نداشته باشد.

همایون نصیری سرپرست گروه دارکوب گفت: «ما هم اکنون مشغول ضبط آلبوم دوم گروه دارکوب هستیم و به محض اینکه مراحل ضبط آن به پایان رسید کارهای مجوز ارشاد آن می ماند.»

وی افزود:«دقیقا نمی شود پیش بینی کرد این آلبوم چه زمان منتشر می شود باید اول مراحل اداری ارشاد را طی کند وقتی مجوز به دستمان رسید منتشر می کنیم.»

نصیری ادامه داد:«در آلبوم دوم گروه دارکوب هم حامد بهداد و هم مهران مدیری حضور دارند، اما امکان دارد مهران مدیری در کنسرت حضور نداشته باشد.»

او یادآور شد: «سبک این آلبوم به مانند آلبوم قبلی است با کارهای جدید، فقط سازبندی های آن متفاوت تر است.»

سرپرست گروه موسیقی دارکوب تصریح کرد:«تاریخ کنسرت معلوم نیست و تا دو هفته دیگر مشخص می شود، اما قطعا مهرماه نیست. قرار است قطعات آلبوم دوم و نیز آلبوم اول در این کنسرت اجرا شود.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۱۲, ۰۲:۳۱
کیتارو در ایران نمی نوازد


سایت رسمی اینترنتی کیتارو، خبر اجرای این آهنگساز ژاپنی در ایران را تکذیب کرد.

چندی پیش خبر کنسرت کیتارو خواننده و نوازنده ژاپنی برای پاسداشت صلح در ایران منتشر شد .

اما طی پیگیری ایسنا از انتشار این خبر، مدیر سایت رسمی کیتارو اعلام کرد: چنین خبری صحت ندارد و قرار نیست کیتارو به ایران بیاید.

او ادامه داد: نمیدانم این خبر را چه کسی منتشر کرده است، مدتی است خیلیها از ما چنین سوالی میپرسند اما باید بگویم این خبر شایعه است.

چندی پیش نیز مرکز موسیقی از اجرای ریچارد کالایدرمن - هنرمند چیره دست پیانو - در ایران خبر داد. اما اندکی بعد این هنرمند فرانسوی نیز این موضوع را در سایت رسمی خود تکذیب کرد.

این در حالی است که دفتر موسیقی اجرای این کنسرت در ایران را تایید کرده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۱۵, ۱۹:۱۴
شغل جدید خانم شکیرا؛ مشاور رییس جمهور


سیاسی - باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا، شکیرا خواننده پاپ را به عنوان مشاور آموزشی کاخ سفید انتخاب کرد.

به گزارش العربیه، گفته شده از جمله دلایل انتخاب شکیرا به این مقام کارهای انسان دوستانه وی در سال های پیش از جمله کمک در آموزش کودکان نیازمند، است.

همچنین این خواننده پاپ آمریکا از باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری این کشور در سال 2008 حمایت کرده بود. شکیرا (34 ساله) در سال 1997 جهت جمع آوری کمک برای آموزش کودکان خانواده های نیازمند "بنیاد پابرهنه ها" را تأسیس کرد.

برنا گزارش داده که خواننده لبنانی- کلمبیایی تبار نیز در سال 2003 آن هنگام که تنها 26 سال سن داشت به عنوان سفیر سازمان ملل در امور خیریه انتخاب شد. سازمان بین المللی کار وابسته به سازمان ملل در سال 2010 جهت تقدیر از کمک های انسان دوستانه شکیرا جایزه ای تقدیم وی کرد. گفتنی است که باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری به حمایت آمریکایی های لاتینی تبار می اندیشد در حالیکه بنا برآخرین نظر سنجی ها تنها 37% از این گروه گفته اند در انتخابات آینده از وی حمایت خواهند کرد.

بابي چارلتون
۱۳۹۰/۰۷/۱۷, ۱۱:۳۱
آهنگ دووووووووووست دارم هنوز/ عچچچچچچچق مني از گروه سونseven در كنسرت برج ميلاد

http://up.tooptarinha.com/uploads/7th%20Group-Dooset%20Daram.mp3

آهنگ حس امير يگانه

http://negahak.net/images/stories/far/shahrivar89/music/Amir%20Yeganeh%20-%20Hess.mp3

CAPTAIN NEMO
۱۳۹۰/۰۷/۱۷, ۱۲:۱۲
ای بابا همه آهنگهاتون که ف ی ل ت ر ه .....
با اجازه من صدای موتور یک جنگنده را اینجا قرار میدهم ....
نمیدونید چه آهنگ دلنشینیه ....
حسنش هم اینه که ف ی ل ت ر هم نیست ....

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۱۸, ۲۰:۱۵
سیاوش قمیشی: نمی دانم این خواننده پسرم است یا نه!


اجتماعی - سیاوش قمیشی خواننده لس آنجلسی به اظهارات یک خواننده داخلی که خود را پسر وی خوانده است، واکنش نشان داد.

به گزارش انتخاب؛ قمیشی که 30سپتامبر (8 مهر) با صدای آمریکا مصاحبه می کرد، به اظهارات مجری شبکه درباره اینکه علیرضا قمیشی خود را پسر او خوانده، اینطور واکنش نشان داد: «نمی دونم اطلاع درستی ندارم، سعی کردم یک تحقیقی بکنم و البته به نتیجه ای نرسیدم!»

مجری برنامه که از جواب عجیب و غریب وی قانع نشده بود، در ادامه با تاکید بیشتری سوال خود را تکرار کرده و گفت: «بالاخره ایشان پسر شما هست یا نه؟» که این خواننده لس آنجلسی باز هم به طفره رفتن پرداخته و پاسخ داد: «من ایشان را 40 سال پیش یک دفعه در ایران دیدم که این دیدار ده دقیقه بیشتر طول نکشید، بار دوم هم که او را دیدم بیست و اندی سال قبل در همین لس آنجلس بود که به مدت چند ساعت همدیگر را ملاقات کردیم و دیدار آخر هم بر می گردد به دبی، راستش در نتیجه نمی دانم!»

گفتنی است علیرضا قمیشی در مصاحبه خود از نداشتن رابطه با پدرش نیز سخن به میان آورده بود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۲۵, ۱۱:۲۱
حامد بهداد همراه با گروه دارکوب به صحنه میرود

گروه موسیقی دارکوب به خوانندگی حامد بهداد قبل از ماه محرم در تهران به صحنه میرود.

همایون نصیری، سرپرست گروه موسیقی دارکوب، با اعلام این خبر گفت: درحال حاضر تمرینات گروه را شروع کردیم اما به دلیل فشرده بودن برنامه سالنهای مختلفی هنوز محل برگزاری کنسرت مشخص نشده است.

به گزارش ایلنا، وی افزود: قطعات این کنسرت از اعضای گروه موسیقی دارکوب انتخاب شدهاند. در این برنامه چند قطعه تکنوازی نیز خواهیم داشت.

نصیری ادامه داد: در این کنسرت چندین قطعه از آلبوم نخست انتخاب شده است و باقی قطعات جدید خواهد بود.

این نوازنده سازهای کوبهای در ادامه درباره آلبوم جدید گروه دارکوب گفت: هم اکنون مشغول ضبط قطعات هستیم و پیشبینی داریم که تا پایان سال دومین آلبوم موسیقی گروه را منتشر کنیم.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۲۶, ۱۹:۵۱
«مهناز افشار» هم خواننده شد!

موج گرایش هنرمندان عرصه سینما به سمت موسیقی ادامه دارد و از قرار معلوم محبوبیت و گستردگی مخاطب دنیای موسیقی، ولع حضور هنرمندان عرصه سینما در این وادی را بیش از پیش افزایش داده است.


به گزارش پانا، پس از امین حیایی، محمد رضا گلزار، شهاب حسینی، نیکی کریمی و... در تازه ترین تجربه هنرمندان در دنیای موسیقی ، «مهناز افشار» به عنوان همخوان و دکلمه کننده ترانه ها در آلبوم جدید روزبه نعمت اللهی حضور یافته و این عرصه را نیز تجربه کرد.

این در حالی ست که از مدت ها قبل خبر حضور این بازیگر توانا در آلبوم «بهران رادان» به گوش میرسید که با تائید این خبر از سوی مدیر هنری آلبوم رادان ، خبر حضور افشار در آلبوم روزبه نعمت اللهی میتواند جالب توجه باشد.

آلبوم نعمت اللهی «رویای روزهای بارانی» نام دارد که با ۱۳ قطعه با اشعاری از مولانا، نیما یوشیج، اخوان ثالث، میثم یوسفی، لیلا رضایی، حسین غیاثی، مسرور نعمت الهی و شاهکار بینش پژوه و حضور موزیسین هایی چون رضا تاجبخش، فردین قره گزلو، پیام قربانی و مرتضی ساعدی در آخرین مراحل تولیدی اش به سر می برد و تا اواخر آبان ماه در بازار موسیقی کشور منتشر خواهد شد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۰۶, ۰۰:۳۷
آلبوم جدید عصار به بازار عرضه شد

پس از مدتها انتظار سرانجام آلبوم جدید علیرضا عصار با عنوان«محتسب» به بازار موسیقی آمد.
به گزارش شبکه ایران پس از مدتها انتظار سرانجام آلبوم جدید علیرضا عصار با عنوان «محتسب» از سوی حوزه هنری به بازار موسیقی آمد.
این آلبوم قرار بود بعد از آلبوم «بازی عوض شده» علیرضا عصار منتشر شود.
آلبوم«محتسب»شامل 9 قطعه است و نام آن براساس شعری از پروین اعتصامی است که در یکی از قطعات آن اجرا شده است .
علاوه بر اشعار پروین اعتصامی در این آلبوم شعرهایی از مولانا ، افشین مقدم و دکتر مظاهر مصفا و... در این آلبوم گنجانده شده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۰۷, ۱۱:۳۶
بخشي كوتاهي از مصاحبه اي كه با همايون شجريان گرفتم


60 دقيقه آواز براي جامعه امروز سنگين است

همايون شجريان كه به تازگي آلبوم موسيقي "شوق نامه"را منتشر كرده و سپس با اركستر سيمرغ به اروپا رفته است، اعتقاد دارد كه: 60 دقيقه آواز براي جامعه امروز سنگين است و بايد توازن ميان تصنيفخوانی و آوازخوانی ايجاد كرد.

ایلنا: همايون شجريان‏(خواننده موسيقي ملي اصيل) به اين نتيجه رسيده كه 60 دقيقه آواز براي جامعه امروز سنگين است.

شجريان در پاسخ به اين پرسش كه چرا شيوههاي متفاوتي را در آثار موسيقايي مختلف درپيش گرفته است‏، گفت: من معتقدم؛ اثری از من که 60 دقیقهي آن آواز باشد، برای جامعهي امروز سنگین است اگرچه اعتقاد ندارم که آواز نبايد ارائه شود.

http://ilna.ir/uploads/1390-8-7/19.jpg

شجريان كه اعتقاد دارد؛ هرکس در این مسير اختیار خود را دارد و اگر میتواند آواز خوب بخواند، باید بخواند، بر وجود تعادل در آثار خود ميان تصنيفخوانی و آوازخوانی تاكيد و خاطرنشان كرد: هنرمندي مانند استاد شهناز که الگویی برای نسل ماست؛ همیشه در تکنوازیهایشان رعایت توازن بین جملات آوازی و چهارمضراب و قطعات ریتمیک را میکردند و سازهایی که زدهاند همگی به اندازه و بجاست؛ يعني به گونهای مختصر، پرمحتوا و مفید ساز زده اند.

همايون شجريان در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اينكه موسیقی ملي ما همزمان با شرایط سیاسی- اجتماعی و فرهنگی جامعه پیش نرفته است و فرزند زمانهي خود نیست‏، گفت: همه مردم کار خوب را دوست دارند؛ طبیعتا اگر شما کاری ارائه دهید که فرزند زمانه خود باشد، با استقبال بیشتری مواجه خواهد شد.

وي افزود: ممکن است همیشه آن کار را گوش ندهند ولی چون آن کار خوب است؛ همیشه آن را حفظ می کنند.

شجريان با تاكيد بر اين موضوع كه موسیقی باید به جایی برسد که مخاطبان زیادی را به خود جلب کند، ضمن آنکه هدف خود را نیز حفظ کند، تصريح كرد: زمانی که اثری(هرچند با تیراژ پایین) را ارائه میدهیم تا سطح سلیقه مردم را بالا ببریم، کار درست و بجایی انجام دادهایم ولی اگر بخواهیم سطح سلیقه مردم را به خاطر موقعیت و منافع شخصی خودمان پایین بیاوریم، این موضوع را نمیپسندم و بنظرم به موسیقی و فرهنگ شنیداری مردم خیانت کردهایم.

وي در پايان گفت: گوش مردم نیازمند کارهای تازه و نو است اما اگر بخواهیم همچنان در موسیقی هیچگونه تغییری ندهیم و به همان شیوههای قبل کار کنیم، باید کارهای درجه یک ارائه دهیم.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۰۸, ۰۱:۳۳
تولید آلبوم جدید "سامی یوسف" درایران

نیما وارسته آهنگساز و تنظیمکننده آلبوم جدید سامی یوسف شد!

نیما وارسته آهنگساز و تنظیم کننده برجسته پاپ، کار آهنگسازی و تنظیم آلبوم جدید «سامی یوسف» را در دست گرفته و دوازده قطعه از کارهای این خواننده را آهنگسازی و تنظیم میکند.

وارسته در حاشیه کنسرت حمید عسکری در برج میلاد با اعلام این خبر گفت: «دو ماه پیش پیشنهاد همکاری با ارکستر «یانی» را هم داشتم ولی متاسفانه مجوز همکاریام با این اسطوره موسیقی جهان از سوی دفتر موسیقی ارشاد صادر نشد و همین باعث شد تا این همکاری صورت نگیرد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۱۱, ۲۳:۴۷
پخش کلیپ موسیقی مهران مدیری از شبکه pmc

کلیپ موسیقی «حیران» با صدای مهران مدیری کارگردان، بازیگر سینما و تلویزیون که با همکاری گروه دارکوب ساخته شده، روی آنتن شبکه موسیقی pmc رفت.

به گزارش خبرگزاری سینمای ایران،کارگردانی و طراحی این کلیپ موسیقی را مدیری برعهده داشته و به تنهایی یکی از قطعات سنتی موسیقی را میخواند. این قطعه «حیران» نام دارد که آهنگسازی آن را همایون نصیری برعهده دارد.

برای اولین بار است که از مدیری در شبکههای ماهوارهای کلیپ موسیقی پخش میشود.

او این روزها مشغول به پایان رساندن سریال «قهوه تلخ» است و همکاریاش با پروژه «پل چوبی» به کارگردانی مهدی کرمپور به پایان رسیده است.
این بازیگر، کارگردان و خواننده با گروه موسیقی «دارکوب» همکاری دارد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۱۳, ۰۱:۴۱
خواننده معروف ترک را چه گروهی ترور کرد؟

ابراهیم تاتلیسس در انتخابات عمومی ترکیه که 7 ماه پیش برگزار شد با اجازه از رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه و رئیس حزب عدالت و توسعه از شهر عورفا کاندید شده بود. چند روز پس از آن وی توسط افراد ناشناس مورد حمله مسلحانه قرار گرفت.
دادگاه ترکیه ترور خواننده معروف ترکیه را بررسی کرد و معتقد است که دستور ترور توسط گروه تروریستی پکک داده شده است.

به گزارش فارس به نقل از تلویزیون دولتی ترکیه تیآرتی، دستور ترور خواننده معروف ترکیه ابراهیم تاتلیسس را گروه تروریستی تجزیه طلب پکک داده است.

شعبه هفدهم دادگاه قضایی استانبول پس از 7 ماه تحقیقات، طراحان و عاملان ترور ابراهیم تاتلیسس را کشف و حکم گروه تروریستی پکک که در واقع نسخه ترکیهای گروه تروریستی پژاک میباشد عامل اصلی ترور خواننده معروف ترکیه بوده است.

ابراهیم تاتلیسس در انتخابات عمومی ترکیه که 7 ماه پیش برگزار شد با اجازه از رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه و رئیس حزب عدالت و توسعه از شهر عورفا کاندید شده بود. چند روز پس از آن وی توسط افراد ناشناس مورد حمله مسلحانه قرار گرفت.

برخی از تحلیلگران سیاسی ترکیه، ترور وی را با تقلیل یافتن آرای حزب تجزیه طلب کرد ترکیه (حزب دموکراسی مستقل bdp) مرتبط دانستهآند.

بعلت محبوبیت تاتلیسس در ترکیه خصوصا بین کردها، کاندید شدن وی و حمایتش از حزب اسلامگرای عدالت و توسعه، گروه تروریستی تجزیه طلب پکک-پژاک را به خشم آورده بود.

اردوغان نخستوزیر ترکیه چندین بار وی را در بیمارستان عیادت کرده بود. همچنین تاتلیسس 2 ماه پیش به توصیه و تاکید اردوغان ازدواج کرد.

گفتنی است که ابراهیم تاتلیسس در این حمله از ناحیه سر و سینه به شدت زخمی شده و پس از چند عمل سنگین نجات یافت، ولی در حال حاضر سمت چپ بدن وی فلج میباشد و برای معالجه در آلمان به سر میبرد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۱۵, ۰۱:۳۱
شجریان :با جمعیتی که به کنسرتهایم می آیند مقداری وحشت دارند که درایران کنسرت برگزار کنم

کنسرت محمدرضا شجریان به همراه گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی، شب گذشته (۸ آبان/۳۰ اکتبر) در شهر کلن برگزار شد. محمدرضا شجریان در گفتوگویی با دویچه وله از جزییات تور گروه شهناز و برنامههای آیندهی این گروه میگوید.

تور اروپایی محمدرضا شجریان و گروه شهناز پس از بیش از یک ماه اجرا در شهرهای مختلف اروپا شب گذشته در شهر کلن آلمان پایان یافت. این برنامه در دو بخش و در دستگاه سه گاه و آواز اصفهان تهیه شده بود. نوازندگان گروه شهناز که برخی از سازهای ابداعی شجریان را مینواختند، قطعات جدیدی از ساختههای او و مجید درخشانی را اجرا کردند.



دویچه وله: آقای شجریان تور اروپایی شما با آخرین اجرا در شهر کلن شب گذشته به پایان رسید. ارزیابیتان از این اجراها چه بود، چه شهرهایی را برای برگزاری کنسرت مناسبتر دیدهاید، ظاهراً در کنسرت کلن تا حدودی مشکلات صدابرداری هم در سالن وجود داشت؟

محمدرضا شجریان: بله، دیشب اپراتور سالن یک مقداری قصد سربهسرگذاشتن ما را داشت؛ خرابکاری کرد و چوب لای چرخ ما میگذاشت و خیلی ما را اذیت کرد. ولی ما هرجا رفتیم شنوندههای خوبی داشتیم. سالنهایمان خوب بودند. صدا خوب بود و مردم راضی بودند. مخصوصاً در وین بسیارشنوندههای حرفهای داشتیم که معلوم بود اینها خیلی موسیقی کلاسیک میبینند. هر جا که رفتیم شنوندگانمان بسیار خوب بودند و از کاری که ما ارائه میکردیم همه راضی بودند. چون نوع کار این دفعهمان با هر دفعه فرق داشت و رنگآمیزی صدای ارکسترو وسعت صدای ارکسترمان از همیشه بیشتر بود، کارمان برای همه چشمگیر بود.

همانطور که اشاره کردید، شما در این سری از تور اروپاییتان، از سازهای جدیدتان استفاده کردید و در پاریس هم در قالب کارگاه تخصصی به معرفی این سازها پرداختید. قرار است که در ارکستر «شهناز» از این به بعد شاهد حضور این سازها باشیم!

بله، البته برخی از سازها هم دیشب در گروه نبودند. بعدها من میخواهم سعی کنم که گروه شهناز وقتی کنسرتی دارد، صرفا سازهایی باشد که من خودم ابداع کردهام و ساخته ام.


یکی از پیشنهادهایی که برخی از همدورهایی های شما مطرح میکنند، این است که شاید بهتر باشد برای این که معرفی سازهای ابداعی شما با وسعت بیشتری انجام شود، توسط نوازندگان خیلی سرشناس و شناختهشده این سازها نواخته شود. به نظر شما این پیشنهاد مناسبی است؟

این پیشنهاد بسیار خوب و مناسبی است. چون این نوازنده است که ساز را معرفی میکند. وقتی نوازنده ساز را خوب بشناسد و بلد باشد که چه کار باید بکند و ملودیهایی را که این ساز بهتر با آن نواخته میشود، کشف و ارائه کند، ساز بههرحال میتواند عنوان پیدا کند و شخصیت خودش را نشان دهد. این کمی زمان میبرد تا نوازندههای استاد ما هم به این سازها توجه کنند و در اختیار داشته باشند و با آنها کنسرت دهند تا مردم بیشتر این سازها را بشناسند.

الان هم در این گروهی که من دارم، بچه ها خیلی جوان اند. اما همهشان تحصیلکرده هستند و تکنیکهای بسیار بالایی دارند و خوب میتوانند این سازها را ارائه کنند. منتهی زمان میبرد، زمان زیادی میبرد که ما بتوانیم این سازها را به صحنه ببریم، مخصوصاً در ایران که فعلاً من از صحنه رفتن محروم هستم و در ایران نمیتوانم سازم را روی صحنه ببرم. مگر این که خواننده های دیگری باشند که گروهشان از این سازها استفاده کنند.

با توجه به این که اخیراً آلبوم جدید شما «مرغ خوشخوان» مجوز دریافت کرد، فکر نمیکنید شاید راه برای مجوز کنسرت هم از این طریق هموار شده باشد؟

برای کنسرت فکر نکنم. چون با جمعیتی که به کنسرت میآید، دوست ندارند این جمعیت و این کنسرت دورهم جمع شوند. یک مقداری، وحشت دارند یا دوست ندارند. این است که در این سه ساله به کنسرتها مجوزی ندادهاند. کار «مرغ خوشخوان» که قبلاً سال ۸۷ کنسرت داده بودیم و به صحنه رفته بود، این را یکی از آقایان با مسئولیت خودش مجوز داد که بعدها او را هم بازخواست کردند که چرا چنین مجوزی را داده است. فعلاً که روی خوشی با کارهای من ندارند، به علت مصاحبه هایی که کرده ام.

آقای شجریان شما به همآوایی با پسرتان همایون شجریان مشغول بودید و الان مدتی است که در گروهتان خانم مژگان شجریان با شما همکاری دارند و همآوایی میکنند. قرار است که شما و همایون دو مسیر جدا را طی کنید، یا علت عدم این همکاری چیز دیگری است؟

راستش بالاخره بچه ها وقتی که به یکجایی می رسند، دیگر باید خودشان مستقل کارشان را ارائه کنند. مخصوصاً همایون را من تشویق کردم که خودش کارهایش را مستقل با گروههای دیگر انجام دهد و الان هم خیلی موفق است و دارد کارش را ارائه میکند. البته من قصد این را دارم که در کنار خودم استعدادهای خوب را به مردم و به جامعه بشناسانم و بعد اینها خودشان بروند کارشان را ارائه کنند و از این که در صحنه کنار من هستند فارغالتحصیل شوند. باید خودشان روی پای خودشان کارشان را ادامه دهند.

ولی استفاده از صدای یک خانم در ارکستر شما شاید هم با محدودیتهایی که در ایران در همین ارتباط وجود دارد، بی ارتباط نباشد.

به هرحال در ایران که محدودیت هست و خانم ها نمیتوانند تکخوان باشند. به صورت گروهی میتوانند بخوانند یا این که کنسرتهایی که میگذارند تنها برای خانمها برگزار شود. این چیزی است که در ایران هست. ولی در خارج از کشور دیگر ما کار خودمان را طبق روالی که داریم ادامه میدهیم و مژگان و خوانندههای دیگر هم در همین مسیر حرکت میکنند. من شاگردهای خانم دارم... دخترخانمهایی هستند که خیلی خوب میخوانند و من تشویقشان کردم به خارج از کشور بروند و کنسرتهایشان را دنبال کنند.

آقای شجریان شما برنامهی آیندهیتان با گروه «شهناز» چیست؟ ظاهراً سال آیندهی میلادی با همین گروه در آمریکا هم برنامه اجرا خواهید کرد؟

بله. سال آینده در ماه مه در آمریکا و کانادا هم با همین گروه کنسرت خواهیم داشت و قرارمان این طور است که یکسال در اروپا و یکسال در آمریکا و کانادا کنسرت داشته باشیم و سال ۲۰۱۲ در آمریکا و کانادا کنسرتهایمان را دنبال خواهیم کرد.

آیا همین آثار هم که در کنسرت کلن شاهد بودیم در دستگاه سهگاه و اصفهان اجرا خواهد شد؟

بله. چون مخاطبان در آمریکا و کانادا کارهای جدید ما را نشنیده اند و این کنسرت را ندیدهاند، برای آنها هم اجرا خواهیم داشت.

ماهور
۱۳۹۰/۰۸/۱۷, ۱۲:۵۹
بالاخره قاتل مایکل جکسون پیدا شد

کنراد موری، پزشک شخصی مایکل جکسون در رابطه با اتهام قتل غیرعمد این ستاره موسیقی پاپ مجرم شناخته شده است.


به گزارش بی بی سی، هیئتمنصفه یک دادگاه در کالیفرنیا پس از دو روز مشورت در پشت درهای بسته دکتر موری را در رابطه با مرگ مایکل جکسون مجرم شناخت.

مایکل جسکون در بیست و پنجم ژوئن ۲۰۰۹ به علت مصرف بیش از اندازه داروی بیهوشی پروپوفل درگذشت.

حکم دادگاه قرار است ۲۹ نوامبر صادر شود. دکتر موری میتواند به حداکثر مجازات ۴ سال حبس و لغو پروانه طبابت محکوم شود.

در پی اعلام نظر هیئتمنصفه که از ۷ مرد و ۵ زن تشکیل شده بود، اعضای خانواده مایکل جکسون که در دادگاه حاضر بود، شروع به گریه کرد.

آقای موری که در دادگاه نشسته بود در طول قرائت نظر هیئتمنصفه آرام در جای خود نشسته بود.

در خیابانهای اطراف دادگاه نیز مردمی که منتظر شنیدن نتیجه محاکمه بودند، شروع به شادی کردند و شعار میدادند: "مجرم، مجرم!"

محاکمه موری ۶ هفته به طول کشید و به طور گسترده در رسانههای آمریکا پوشش داده شد.

وکلای مدافع او ادعا کردند که مایکل جکسون در زمانی که دکتر موری در اتاق حضور نداشته، خودش داروی کشنده را تزریق کرده است.
اما بر اساس کیفرخواست دادستانی، آقای موری با بیتوجهی و اهمال منجر به مرگ مایکل جکسون شد.

در طول برگزاری محاکمه ۴۹ نفر شهادت دادند و بیشتر از ۳۰۰ سند به دادگاه ارائه شد.

به حکم قاضی، دکتر موری تا زمان صدور حکم در زندان باقی خواهد ماند و نمیتواند با تودیع وثیقه آزاد شود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۱۹, ۱۳:۳۵
وداع با cd موسیقی تا پایان سال 2012

شرکتهای تهیه کننده موسیقی تصمیم گرفتند که تولید آلبوم روی cd را تا پایان سال 2012 متوقف و محتواهای موسیقی را تنها از راه فروشگاههای آنلاین عرضه کنند.
پس از نوارهای کاست، نوارهای ویدیو و فلاپی دیسکها اکنون نوبت cd رسیده است تا از گردونه دنیای چندرسانه ای خارج شود.

دیسکهای حافظه نوری (cd) قدیمی تر از آن چیزی هستند که بتوان فکر کرد به طوری که قدمت آنها به دهه 60 می رسد.

تولید آنها با پروژه هایی آغاز شد که در ذهن پیشگامانی چون شرکت "پایونر"، سونی و فیلیپس شکل گرفت. هرچند تنها از آغاز دهه 80 بود که اولین دستگاه cd rom کارآمد و قابل استفاده به بازار عرضه شد.

بنابراین فناوری cd از یک سو قدیمی تر از آن چیزی است به نظر می رسد و از سوی دیگر برای بسیاری از کاربردها برای مثال ذخیره و انتقال محدود اطلاعات همچنان جوان است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۲۱, ۱۷:۵۸
توهین به مردم در کنسرت خواجه امیری

کنسرت احسان خواجه امیری شب گذشته در حالی برگرار شد که به دلیل اعلام رایگان بودن این کنسرت توسط دبیر جشنواره، مردم پشت درهای بسته با برخوردهای توهین آمیز حراست تالار وحدت و تالار رودکی مواجه شدند.

به گزارش ایلنا، شب گذشته جمعیتی که برای کنسرت احسان خواجه امیری آمده بودند چنان زیاد بود که از کمک نیروی انتظامی برای جلوگیری از اغتشاش در تالار وحدت استفاده شد.

«آخرین بار» نام نخستین قطعهای بود که احسان خواجه امیری در سالن تالار وحدت اجرا کرد و «اگر خواستی بمونم»، «هیچ حسی شبیه تو نیست»، «دارم میام پیشت»، «آرزو»، «چشمهات»، «لحظههای جدایی» و پرنده، از دیگر قطعات اجرایی این کنسرت بود.

قطعه مورد توجه این کنسرت پرنده بود که احسان خواجه امیری با نارضایتی دوباره آن را تکرار کرد.

این کنسرت به دلیل اعلام رایگان بودن از طرف دبیر جشنواره طوایف تا ولایت در یک برنامه تلویزیونی، با این وقایع روبرو شده بود که بسیاری از مخاطبان با وجود داشتن بلیت نتوانستند وارد تالار شود. همچنین برخوردهای توهین آمیز و حتی ضرب و شتم کمی هم بین جمعیت پشت در تالار و حراست به وجود آمد.

در این کنسرت بسیاری از مردم ایستاده در ورودی درهای تالار، اتاق نور، اتاق صدا، کرویدورهای پشت صحنه کنسرت را تماشا میکردند که این صحنه برای خود خواجه امیری هم جالب بود؛ به گونهای که اعلام کرد تاکنون با چنین صحنهای در تالار وحدت مواجه نشده است.

از نکات دیگر این کنسرت این بود که بسیاری از مردم از روی سن کنسرت را تماشا میکردند و حضور مردم خواجه امیری را کلافه کرده بود؛ به گونهای که وی در پشت صحنه به این رفتارها اعتراض کرد.

نخستین جشنواره هنرهای اسلامی طواف تا ولایت از ۱۶ لغایت ۲۴ آبان ماه در بنیاد فرهنگی هنری رودکی برگزار میشود.

ماهور
۱۳۹۰/۰۸/۲۶, ۱۲:۳۳
اتفاق ناخوشایند در کنسرت محسن یگانه

یکشنبه شب، محسن یگانه روی سن سالن برج میلاد وقتی که میخواست میهمان ویژه کنسرت خود را به حاضرین معرفی کند اتفاق ناخوشایندی رخ داد. یگانه با جملاتی مثل «ستاره همیشگی فوتبال» و «بازیکن همیشه بزرگ» در حال معرفی اسطوره فوتبال ایران بود که یک لحظه مکث کوتاهی کرد تا پس از آن علی دایی را صدا بزند.

به گزارش تابناک، در هنگام همین مکث کوتاه یکی از حاضران در کنسرت با صدای بلند گفت: «ول کن این فوتبالیستها رو. آخرش همه میشن شیث و نصرتی! خود تو عشقه!» عجیب آنکه عدهای از حاضران هم شروع به تشویق این فرد کردند.
محسن یگانه هم که مدیریت سالن را از دست داده بود برای لحظاتی توانایی هیچ کلامی را نداشت. او انگشتش را مقابل دهانش قرار داد و از آن فرد خواست که سکوت کند! در این لحظه علی دایی هم که به همراه همسرش در سالن حضور داشت به نشانه تاسف سرش را تکان داد!
ثانیههایی بعد بقیه حاضران در سالن با تشویق شدید دایی سعی کردند که این بیاحترامی را از دل او در بیاورند و دایی پس از دیدن واکنش مثبت و استقبال مردم به احترام علاقهمندانش بلند شد و برای همه دست تکان داد. علی دایی در زمان مربیگریاش در پرسپولیس دو بار به دلایل غیرفنی شیث رضایی را از تیم اخراج کرده بود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۲۸, ۱۱:۴۸
گفت وگويي كه به تازگي با محمدرضا لطفي داشته ام

مركز حفظ و اشاعه دید خیلی ها را تغییر داد

محمدرضا لطفی 25 تا 27 آبان در تهران به صحنه رفت. خودش ميگويد؛ دید او بسیار زودتر از هنرستانیهای زمان تحصیلاش تغییر کرد. میگوید: دوست داشتم نت یاد بگیرم. اعتقاد دارد که هنرستان سولیست تربیت نمیکرد، بلکه نوازنده برای ارکستر تربیت میکرد.

محمدرضا ازجمله هنرمندانی است که همیشه همگام با شرایط اجتماعی بوده و برای ارتباط با مردم؛ موسیقی میساخته و می نواخته است. یک زمان "ایران ای سرای امید" را میسازد و زمانی دیگر "آزادی" را. یک زمان "داروک" را میسازد و زمان دیگر "در این سرای بیکسی" را. به گفته لطفی، گیرندههای وی همیشه نسبت به محیط پیرامون قوی بوده و منجر شده که آثار شاخصی در کارنامه هنری خود به ثبت برساند. درب کلاسهای لطفی به روی همه باز است و ساعتها در مکتب خانه به جوانهایی که از شهرستان آمده اند؛ درباره موسیقی و خواسته هایشان توضیح می دهد.

*در يكي از صفحات موسیقی مربوط به سالهاي 47 و 48 موسيقي فولكلور مي نواختيد. قبل از اينكه وارد موسيقي رسمي و شعر شويد چه نوعی از موسيقي را دنبال ميكرديد؟

__ در ابتدا باید به لغت فولکلور بپردازیم؛ چراکه این فولكلور براي موسيقيهايي استفاده ميشود كه فارسي نيست اما زمانیکه شما در منطقه حودتان فارس زبان هستيد، موسيقي تان خودبه خود موسيقي شهري و رسمي مي شود. مگر اينكه در حاشيه شهر زندگي كنيد.

موسيقي هاي فولكلور موسيقي هاي رقص دسته جمعي است که بيشتر بازتاب زندگي، شادي، رقص و زيست روستائيان است. به عنوان مثال در حاشیه اصفهان بختياري ها و لرها زندگی می کنند و به طبع موسیقی اینها موسیقی فولکلور محسوب می شود اما موسيقياي که خود شهر اصفهان و مردم آن دنبال مي كنند، موسیقی رسمي و دستگاهي است. در شهري كه من زندگي ميكردم یعنی مازندران يا گرگان کنونی و برای حدت بیشتر باید بگویم شهرهای كناره درياي خزر، گرگان تنها منطقه ای است كه زبان مردمانش فارسي دري است. در واقع این شهر از يك طرف هم دارالفنون بوده و هم شهر فلسفه. چون دوره قابوس ابن وشمگیر، ادبيات شهر گرگان بسیار رشد ميشود و گرگان هم يكي از بخشهاي مهم فرهنگي و ادبي ايران قديم شد. طبيعتا ما در گرگان موسيقي فارسي را دنبال مي كنيم. اما در يك كيلومتري ما مازندرانيها زندگي ميكنند و ما مرتب با مازندراني ها در تماس هستيم؛ یعنی اهالی روستا برای خرید و فروش کالاهای خود و تامین مایحتاج خود با شهر در ارتباط هستند.

در مورد موسيقي فولكلور بايد بگویم که خودم شخصا زبان مازندراني را مقداری مي فهمم اما بلد نيستم حرف بزنم. اما در شهر گرگان موسيقي رسمي و دستگاهي داشتيم؛ از طرف دیگر ما به خراسان نزديكتر هستيم و از زبان دری آنها هم نیز متاثر هستيم.

اما در گرگان رادیو یک کيلوواتی وجود داشت که برای شهر گرگان نبود و برای مناطق اطراف گرگان بود. براي همين موسيقي هاي اطراف گرگان و مازندران كه فرهنگشان مازندراني بود را پخش میکرد. در واقع در همان دوره دبيرستان؛ ارکستری به نام اركستر راديو گلها كه خودم آن را سرپرستي ميكردم؛ راهاندازی شده بود که موسیقیهای مازندارنی ضبط می کردیم؛ یعنی با سازهای فارسی موسیقی مازندارنی ضبط می کردیم.

در آنجا من يك تعداد آهنگ مازندراني اجرا كردم كه شايد هنوز در راديو گرگان هم باشد. اما اين صفحه؛ اينطور اتفاق افتاد كه در يك دورهاي راديو ايران اعلام كرد كه همه هنرمندان استانها كه راديو دارند، به تهران بیایند و يك آهنگ خودشان را در برنامه "شما و راديو" كه صبح جمعه شروع مي شد، اجرا کنند. از من هم خواستند كه اين كار را بكنم و من در مازندران يك آهنگ جديد كه قبلا شنيده نشده بودم را پيدا كردم به نام «تي محله سنگ تراشو» كه خيلي بكر بود و اين آهنگ را خود راديو در صفحه 45 دور چاپ كرد.

در گرگان چون برادرم خيلي خوب تار دستگاهي ميزد و من با صداي تار او با موسيقي دستگاهي آشنا شدم و بعد هم كه صفحه هاي 33 دور آمد و اولين تكنوازيها با صفحههاي 33 دور با نوازندگی مجد، پرويز ياحقي، فرهنگ شريف منتشر شد که برادرم خريده بود و من آنها روي گرامافون ميگذاشتم و تقليد مي كردم. بعدا که تكنوازيها از راديو پخش شد من از روي آنها تقليد مي كردم و كار خودم را بهتر مي كردم و تقريبا ذائقه ام از همان ابتداي امر در موسيقي ايراني شكل گرفت و امروز مي بينم در آهنگ هايي كه در دوره دبيرستان ساختم، رگه هاي آهنگها خيلي شبيه به روحاله خالقي و بنان است.
براي خواندن مصاحبه كامل به لينك زير مراجعه كنيد:
http://www.ilna.ir/newstext.aspx?ID=219972

ATP
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۲۰:۵۴
دانلود کنین....حالشو ببرین

ATP
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۲۰:۵۸
بهعععع......پ چی شد؟؟
پ چرا نیمیاد؟؟؟

http://www.fars3da.net/blog/bi-kalam/%d8%b3%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1/

ATP
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۲۱:۰۲
توی این روزهای قرمز بهتون آرامش خوبی میده......اصنم غصه بازارو نخورینا خودش درست میشد!!!!:d

ATP
۱۳۹۰/۰۸/۳۰, ۱۴:۲۹
http://avayebozorgan.com/post/12

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۹/۰۳, ۱۵:۴۳
همه چیز درباره آلبوم ترانه های عاشقانه برلوسکونی

آلبوم عشق حقیقی شامل ترانه هایی است که توسط برلوسکونی نوشته شده و «آپیچلی» آن ها را اجرا کرده است.

«سیلویو برلوسکونی»، نخست وزیر پیشین ایتالیا، روز ٢٢ نوامبر آلبومی شامل ترانه های عاشقانه از نواحی«ناپل» را با همکاری خواننده ای به نام «ماریانوآپیچلی» منتشر خواهد ساخت.

این سیاستمدارپیشین که در گذشته از راه اداره کشتی های بزرگ تفریحی ثروت عظیمی نیز بهم زده است به نظر می رسد با استعفا ازسمت نخست وزیری ایتالیا در صدد است تا حرفه تازه ای را ،این بار در صحنه موسیقی پیش بگیرد.

بنا برگزارش خبرگزاری ایتالیا، «انسا»، سی دی تازه «برلوسکونی» که Ill Vero Amore یا «عشق حقیقی» نام دارد شامل ترانه هایی است که توسط برلوسکونی نوشته شده و «آپیچلی» آن ها را اجرا کرده است.

البته این چهارمین آلبومی است که به طور مشترک توسط این دو منتشر می شود. بنا برگزارش نشریه بریتانیایی «گاردین» این زوج هنری پیش از این ها، یک بار هم در ویلای برلوسکونی در «ساردینیا» برای مهمانان سرشناسی چون «پرزیدنت جورج دبلیو بوش» و نخست وزیرپیشین انگلستان، «تونی بلر» برنامه های زنده ای اجرا کرده اند.

آلبوم تاره «عشق حقیقی» قرار بود که درماه سپتامبر گذشته منتشر شود اما به نظر می رسد که طبق دستور «برلوسکونی» این واقعه به تاخیر افتاد تا او بتواند ایتالیا را از ورشکستگی نجات بدهد.

اما «آپیچلی» خواننده ترانه های عاشقانه «برلوسکونی» دراین مورد به «انسا» گفته است: «این مسئله به هیچوجه حقیقت ندارد. کار من هیچ ارتباطی با سیاست و سیاست بازی ندارد. من از اینکه دوست «سیلویو برلوسکونی» هستم به خودم می بالم. اما در این دوستی و همکاری هنری کسی که حرف اول را می زند و دستور می دهد من هستم. رئیس من هستم. یعنی این خواننده است که تصمیم می گیرد و نه ترانه سرا. من این سی دی را تهیه کرده ام و من تصمیم می گیرم چه موقع آن را منتشر کنم.»

برلوسکونی ٧٥ ساله، که در طول ١٧ سال گذشته بارها بخاطرانجام اعمال جنجال برانگیز غیراخلاقی و فساد در دستگاه های دولتی مورد نکوهش قرار گرفته بود شنبه گذشته از شغل خود استعفا داد تا جا را برای «ماریو مونتی» یک شخصیت اقتصادی سرشناس در اروپا و بانکدار پیشین بازکند.

برلوسکونی پیش از این به خبرگزاری های مختلف گفته بود که دوست دارد شب ها را با سرودن اشعار عاشقانه به صبح برساند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۹/۰۶, ۰۰:۴۹
فرمان فتحعليان ممنوع الكار شد


فرمان فتحعليان از مهرماه تاكنون ممنوع الكار شده است. خودش ميگويد: اگر حكم ممنوع الكار بودن من درست نشود؛ مجبور هستم بروم و در آژانس مسافرتي كار كنم؛ چراكه كار ديگري بلد نيستم.

ایلنا: فرمان فتحعليان از مهرماه تاكنون ممنوع الكار شده است.

فرمان فتحعليان(خواننده موسيقي پاپ) در گفتگو با خبرنگار ايلنا در توضيح اين خبر گفت: متاسفانه از اواخر تابستان اعلام كردند كه من نمي توانم فعاليت صحنه اي داشته باشم و صدايم از هيچ رسانه اي پخش نمي شود.

وي افزود: اين ماجرا را از حراست وزارت فرهنگ و ارشاد و همچنين مديران فرهنگي پيگيري كردهام اما هنوز به نتيجه قطعي و جواب مشخصي نرسيده ام.

اين خواننده در پاسخ به اين پرسش كه آيا اين ممنوعيت به دليل محدوديت براي كساني است كه بنظر ميرسد جزو دراويش هستند يا ظاهري شبيه به آنها دارند، خاطرنشان كرد: معلوم نيست؛ شايد هم اينگونه باشد. اما آنچه مهم است اينكه من دوريش نيستم اما شخصيت حضرت علي(ع) را ازنظر شخصي بسيار دوست دارم.

http://ilna.ir/uploads/1390-9-5/53.jpg

فتحعليان با تاكيد بر اين موضوع كه موسيقي من؛ موسيقي مذهبي است و نه وابسته به هيچ مرام و مسلك خاصي، گفت: من يك هنرمند هستم و آرايش ظاهري مانند ريش و موي بلند را دوست دارم و اين به معناي درويش بودن من نيست؛ چراكه درويش بودن ويژگيهايي دارد كه من آنها را نداشته و ندارم.

اين هنرمند بااظهار تاسف از وضعيت كارياش درحال حاضر گفت: اكنون هيچ شغلي ندارم و در كنج خانه هستم. اگر اين وضعيت ادامه داشته باشد به اجبار بايد بروم و در آژانس مسافرتي كار كنم.

محمد ميرزماني(مدير دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد) نيز درباره دلايل اين ممنوعيت؛ صحبتي به ميان نياورد و به اين جمله بسنده كرد كه: درپي رفع ممنوعيت اين خواننده هستيم و به زودي اين قضيه حل خواهد شد.
پايان پيام

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۹/۱۰, ۱۳:۲۱
یک خواننده پاپ هم تئاتری شد


رضا یزدانی خواننده موسیقی پاپ به نمایش «کمی بالاتر»، نوشته محمد چرمشیر و کارگردانی آروند دشتآرای پیوست و این کار اواسط آذر ماه بر روی صحنه میرود.

به گزارش خبرآنلاین، این نمایش که این روزها آخرین تمرینهای خود را سپری میکند، اواسط آذر ماه به روی صحنه میرود. از دیگر بازیگران کار میتوان به: رویا تیموریان، بیژن افشار، خسرو احمدی، جواد نمکی، سینا رازانی، هانیه توسلی، طناز طباطبایی، امیرحسین رستمی و حبیب رضایی اشاره کرد.

سایر عوامل گروه نمایش «کمی بالاتر» عبارتند از: دراماتورژ: فرهاد مهندسپور، تهیهکننده: آرمان جعفری، دستیار تهیهکننده: ساسان خادم، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: لیلا مدنپور، دستیار دوم کارگردان: حمید خرمطوسی، آهنگساز: کریستف رضاعی، طراح لباس: نرمین نظمی، طراح گریم: مهرداد میرکیانی، مدیر تولید: حسن جودکی.

این نمایش در تالار تازه تاسیس حافظ اجرا خواهد شد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۹/۲۲, ۰۰:۱۴
احتمال انتشار آلبوم 'حبیب' در ایران

آلبوم حبیب محبیان پس با اخذ شماره کتابخانه ملی، آخرین مرحله کسب مجوز وزارت ارشاد را پشت سر گذاشت.

مدیر برنامههای «حبیب محبیان» در ایران، اوایل هفته جاری با اخذ و تائید «شماره کتابخانه ملی» برای آلبوم این خواننده، آخرین مرحله از مسیر کسب مجوزهای دفتر موسیقی وزارت ارشاد را طی کرد و پیش بینی میشود پس از ایام سوگواری محرم این آلبوم در بازار موسیقی کشور منتشر شود.

اخذ شماره کتابخانه ملی آخرین مرحله کسب مجوز آلبومهای مجاز داخلی است که پس از این مرحله، مجوز پخش به امضا و تائید نهایی واحد حراست دفتر موسیقی ارشاد میرسد و صادر میشود.

یادآور میشود حبیب بیش از یک سال و نیم است که در یکی از شهرهای شمال کشور اقامت دارد و در تمام این مدت در حال گذران زندگی است.

از یک سال پیش هم پسرش «محمد» به دلیل بیماری به ایران آمد و پس از انجام یک عمل جراحی موفقیت آمیز در یکی از بیمارستانهای معروف و کسب سلامتی، این دو مشغول نهایی کردن آخرین قسمتهای آلبوم در ایران شدند.

حبیب همچنین دو ویدئو کلیپ را هم در جاده قم و بر سر مزار مادرش (در حال خواندن ترانه معروف «مادر») ضبط کرده که همزمان با انتشار آلبوم اش قرار است آنها را نیز منتشر کند.

شهرام
۱۳۹۰/۰۹/۲۲, ۲۰:۱۲
آلبوم حبیب محبیان پس با اخذ شماره کتابخانه ملی، آخرین مرحله کسب مجوز وزارت ارشاد را پشت سر گذاشت.

مدیر برنامههای «حبیب محبیان» در ایران، اوایل هفته جاری با اخذ و تائید «شماره کتابخانه ملی» برای آلبوم این خواننده، آخرین مرحله از مسیر کسب مجوزهای دفتر موسیقی وزارت ارشاد را طی کرد و پیش بینی میشود پس از ایام سوگواری محرم این آلبوم در بازار موسیقی کشور منتشر شود.

اخذ شماره کتابخانه ملی آخرین مرحله کسب مجوز آلبومهای مجاز داخلی است که پس از این مرحله، مجوز پخش به امضا و تائید نهایی واحد حراست دفتر موسیقی ارشاد میرسد و صادر میشود.

یادآور میشود حبیب بیش از یک سال و نیم است که در یکی از شهرهای شمال کشور اقامت دارد و در تمام این مدت در حال گذران زندگی است.

از یک سال پیش هم پسرش «محمد» به دلیل بیماری به ایران آمد و پس از انجام یک عمل جراحی موفقیت آمیز در یکی از بیمارستانهای معروف و کسب سلامتی، این دو مشغول نهایی کردن آخرین قسمتهای آلبوم در ایران شدند.

حبیب همچنین دو ویدئو کلیپ را هم در جاده قم و بر سر مزار مادرش (در حال خواندن ترانه معروف «مادر») ضبط کرده که همزمان با انتشار آلبوم اش قرار است آنها را نیز منتشر کند.

CAPTAIN NEMO
۱۳۹۰/۰۹/۲۳, ۰۱:۳۱
فرض محال


http://www.youtube.com/watch?v=2PSPT1YmeYs

با تشکر از اداره فیلترینگ جهت قرار دادن این تصاور زیبا

ناهید
۱۳۹۰/۰۹/۲۸, ۱۰:۳۱
مازيار فلاحي
جاودانگي
http://www.radiojavan.com/mp3s/mp3/Mazyar-Fallahi-Javdanegi#.Tu5a7behR_Q.facebook

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۹/۲۹, ۲۱:۰۰
تور کنسرتهای «همایون شجریان» در آمریکا

«همنوازان حصار» به سرپرستی و آهنگسازی علی قمصری و با صدای همایون شجریان، تور کنسرتهای آمریکایی خود را آغاز میکنند. نخستین گروه اجرای «همنوازان حصار» هفدهم فوریه ـ ۲۸ بهمن ماه ـ در نیویورک برگزار میشود. همچنین همنوازان «حصار» ۱۹، ۲۳، ۲۵، ۲۶ فوریه (۳۰ بهمن تا ۷ اسفند ماه) نیز به ترتیب اجراهایی را در واشنگتن، شیکاگو، لس آنجلس و برکلی پشت سر میگذارند.

ناهید
۱۳۹۰/۰۹/۳۰, ۱۱:۰۳
به گوشت ميرسه
از مرتضي پاشايي

http://www.youtube.com/watch?v=5Yi-zkXX55s

ناهید
۱۳۹۰/۱۰/۰۷, ۱۳:۳۴
اينم از خواننده مورد علاقه من :">
محسن چاوشي و آهنگ جديد دلتنگ
http://www.bestmusic1.in/5472-Mohsen-Chavoshi---Deltang

ماهور
۱۳۹۰/۱۰/۰۸, ۱۷:۲۰
بازگشت ایرج به دنیای موسیقی

حسین خواجه امیری (ایرج) استاد آواز ایران با آلبومی شامل بازخوانی برخی قطعات قدیمی در فضایی امروزیتر به بازار موسیقی خواهد آمد.

به گزارش انتخاب، رامین بصیرت نیا تهیه کننده آلبوم جدید ایرج گفت: مراحل ساخت و تولید این آلبوم به اتمام رسیده و قطعا تا پیش از سال در تیراژی بالا در بازار موسیقی کشور منتشر خواهد شد.

احسان خواجه امیری، خواننده پر طرفدار پاپ و پسر استاد آواز ایران هم با تائید این خبر گفت: اصولا در کارهای پدر دخالت نمیکنم اما کارهای این آلبوم به اتمام رسیده و مورد توجه قرار خواهد گرفت.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۱۱, ۱۳:۲۵
محمدرضا فروتن با يك آلبوم موسيقي آمد

پس از مهران مديري، بهرام رادن، اشكال خطيبي و برخي ديگر از بازيگراني كه به عرصه موسيقي وارد شده اند، محمدرضا فروتن هم اين روزها وارد عرصه موسيقي شده است.


محمدرضا فروتن يك اثر موسيقايي به آهنگسازي سيروان خسروي و بابك زرين ضبط كرده است و بزودي آن را منتشر مي كند.

http://ilna.ir/uploads/1390-10-11/43.jpg

به گزارش خبرنگار ايلنا،اين اثر موسيقايي شامل هشت قطعه است كه آهنگسازي چهار قطعه آن را بابك زرين عهدهدار است و چهار قطعه ديگر را سيروان خسروي آهنگسازي كرده است.



اين اثر موسيقي كه در ژانر پاپ است، مضمونی عاشقانه دارد و چند قطعه ریتمیک هم در بین آنها گنجانده شده است.

ضبط قطعات این آلبوم به صورت اجرای زنده بوده است. اتفاقی که این روزها در ایران کمتر رخ میدهد ؛البته هنوز نامی برای این آلبوم انتخاب نشده است. ترانههاي اين اثر را افشين يدالهي سروده است

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۱۳, ۱۴:۱۱
*جز تو *

از: محمد علیزاده




http://www.aurora-my-wishing.ir/article30.html

ناهید
۱۳۹۰/۱۰/۱۳, ۱۴:۲۶
*جز تو *

از: محمد علیزاده




http://www.aurora-my-wishing.ir/article30.html
به به چه عجب يكي اين تاپيك بدبخت رو تحويل گرفت
ممنون جناب مجيد

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۱۳, ۱۵:۱۸
به به چه عجب يكي اين تاپيك بدبخت رو تحويل گرفت
ممنون جناب مجيد

ناهيد جونم اينكه بگفتي يعني چه ؟؟؟!!!!!!!!!!!!

ناهید
۱۳۹۰/۱۰/۱۳, ۱۵:۳۸
ناهيد جونم اينكه بگفتي يعني چه ؟؟؟!!!!!!!!!!!!
آخه آمن جونم هيچكس اين تاپيك منو تحويل نمي گيره =((
لااقل يك آهنگي بذارن ديگه :((:((

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۱۳, ۲۰:۳۳
به به چه عجب يكي اين تاپيك بدبخت رو تحويل گرفت
ممنون جناب مجيد

خواهش میکنم،

تاپیک بسیار جذابیست و امیدوارم که هرچه زودتر با همت مدیر بخش آزاد ( پارتی بازی ;) )

جهت معرفی بیشتر به بخش اصلی منتقل گردد.

================================================== =

* کوروش *

از: حامد فرد


http://www.faupload.com/upload/90/Tir/1-5/Hamed-Fard-Navid-Bagheri-Kooroshe-Saghir.mp3

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۱۷, ۱۳:۳۳
* کارگــــــر *

از: حامد فرد


http://s1.picofile.com/file/7101085157/Hamed_Fard_Navid_Bagheri_Kargar.mp3.html

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۱۷, ۲۰:۵۷
سلام ...<:-p<:-p<:-p

تاپیک انتخابی این هفته "آهنگ های زیبا" است ...:-":-":-":-":-"

از همه دوستانی که در تاپیک انتخابی هفته گذشته یعنی "دنیای اتومبیل " مشارکت کردند؛نهایت سپاسگزاری را دارم....@};-@};-@};-@};-@};-

ناهید
۱۳۹۰/۱۰/۱۷, ۲۱:۳۲
سلام ...<:-:-p

تاپیک انتخابی این هفته "آهنگ های زیبا" است ...:-":-

از همه دوستانی که در تاپیک انتخابی هفته گذشته یعنی "دنیای اتومبیل " مشارکت کردند؛نهایت سپاسگزاری را دارم....@};-@};-;-@};-

هوراااااااااااااااااااااا اااااااااااا;;);;)
پارتی بازی به این آشکاری دیده بودین ؟؟؟؟؟؟؟
عزیزمییییی آمن جونمممممممم:x:x>:D<>:D<:*:*

حامد24
۱۳۹۰/۱۰/۱۷, ۲۲:۳۵
سلام

ناهید جان یاشا ، کار خوبی کردی وجود چنین تایپکی لازم بود
منم یه اهنگ قدیمی ولی زیبا واستون میزارم امیدوارم که خوشتون بیاد ،خودم که عاشق این ترانه هستم :x
فقط چون این ترانه ، ترانه ی ملایمی هستش بهتره که شبا گوش کنید

عجب صبری خدا دارد
http://www.4shared.com/mp3/Pl0tYyZd/_____.html

bluetooth
۱۳۹۰/۱۰/۱۷, ۲۳:۳۹
Despedida و Hay Amores آهنگ های فیلم عشق در زمان وبا (love in the time of cholera) با صدای شکیرا
http://en.dilandau.eu/download_music/shakira-despedida-1.html
http://prostopleer.com/search?q=Hay+Amores
http://safarian.wordpress.com/2008/07/20/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%88%D8%A8%D8%A7-love-in-the-time-of-cholera/

HOLY
۱۳۹۰/۱۰/۱۷, ۲۳:۴۴
ترانه :
حالم عوض میشه

خواننده :
شادمهر

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://holyy.persiangig.com/audio/Shadmehr%20Aghili%20-%20Halam%20Avaz%20Mishe%20-%20128.mp3

تقدیم به همه عزیزانم

مصطفی مصری پور
۱۳۹۰/۱۰/۱۷, ۲۳:۵۸
آهنگ کودکانه با صدای " فرهاد مهراد "

واقعا برای من نوستالژیکه ؛ همه خاطرات دوران کودکیمو میاره جلوی چشمم :
http://www.mediafire.com/?fe0jvymbelpc6pr

داش مهدی
۱۳۹۰/۱۰/۱۸, ۰۰:۲۵
تفنگت را زمین بگذار
http://www.4shared.com/file/129946863/2287f9ad/Shajarian_-_Fereydoun_Moshiri_-_Majid_Derakhshani_-_Zabane_Atash.html

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۱۸, ۰۱:۳۱
*علی کوچولو *

از: نهــــــــــــان


http://s2.picofile.com/file/7167759779/Nahan_Ali_Kouchoulou_tvsong_ir.mp3.html

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۱۸, ۰۷:۳۶
آهنگ ياس كبود....در وصف حضرت زهرا...شادمهر...قديمي.............. ..آهنگ تكون دهنده اي هست حتما به اونايي كه گوش نكردن توصيه ميكنم گوش كنن


http://4828607245125030826-a-1802744773732722657-s-sites.googlegroups.com/site/shadmehrslover/yasekabood-07.MP3?attachauth=ANoY7cpZHuAxlmOQ6658EnDV0852K1-AJfH7opdfkjlnE3bkMZbfKCydSf3y4NPm9UaaaEbGYDGhFoIup h5Ap3aqs16-hse3a874fZzuK8hASF8LxgHyZw8OcIXcvazIrTcSokL1f3PpUV qI2JJ6BvKC7TiMRTY47iOa7DPwGC8KIPULtw1ZP_ZfuQxxfoPY lzTQVTyrItRwJlxXp0Eo1Tq4Clf_T1lM4g%3D%3D&attredirects=0

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۱۸, ۰۸:۱۱
جناب هالي تو اون لينك اول وقتي رو دريافت كليك ميكنم يه صفحه سياه مياد ولي هيچ فايلي واسه دانلود نيست البته از لينك دوم دانلودش كردم

ناهید
۱۳۹۰/۱۰/۱۸, ۲۲:۳۲
آهنگ بسیار زیبا نمیدونی از سعید کرمانی
http://10.teh-song.in/Hosein/1390/Dey/Persian-Music/15.20/image/Saeed%20Kermani%20-%20Nemidooni.jpg
http://teh-dl.blogfa.com/post/613/%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-3-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-

امپراتور7
۱۳۹۰/۱۰/۱۸, ۲۳:۲۶
این اهنگ رو خیلی دوس دارم ........ خلوت بوسه
http://www.4shared.com/audio/KLJKEo9I/03Siavosh_Sohrab_-_Khalvat_E_B.html

کمی مرا نگاه کن که پر نیاز عطر تو

چه عاشقانه می تکم ، دوباره اشتباه کن

که اتفاق عاشقی ،گناه نیست شاپرکم

در تو تمام میشود کلام آزادی من،

چه عاشقانه میشوم رویای پروانه شدن

بگو کدوم یاس سپید به خلوت بوسه رسید

بگو، نگاه تو چه داشت که از شببم خواب پرید

طراوت حظورتوسایه انتظار من ،

محبوبه شبم بیا بغض مرا قدم بزن

کمی مرا نگاه کن ،که پر نیاز عطر تو

چه عاشقانه میتکم ،

بگو کدوم یاس سپید به خلوت بوسه رسید

بگو نگاه تو چه داشت که از شببم خواب پری،در امتداد سایه ها تو میری به خواب من

من از تو تازه میشوم ،از روشنی حرفی بزن

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۱۹, ۰۰:۳۴
*کوچه بن بست*

از: داریــــــــوش


http://www.4shared.com/file/137221141/15ab8795/Bon_bast.html

other
۱۳۹۰/۱۰/۱۹, ۰۲:۲۷
درود بر همه ی دوستان
آهنگ جدید دلم تنگته از معین
زیباست
http://soghad.net/forum/thread4802.html

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۰۰:۳۶
*همه چی داغونه*


از: حامد فرد



http://s1.picofile.com/file/7101088488/Hamed_Fard_Hame_Chi_Aromeh.mp3.html

Dariosh
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۰۱:۱۷
وایسا دنیا


خواننده: رضا صادقی



http://www.iran-iraniha.com/Navaha/ShowMusic.aspx?Mid=b3737ea4-8abc-435f-ab4b-5fd179ec7720

محاد
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۰۱:۲۲
تیتراژ پایانی سریال مدار صفر درجه با صدای علی قربانی

http://s2.picofile.com/file/7242697418/medar_0_darajeh.wma.html

Dariosh
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۰۱:۳۹
آهنگ زیبای هوای حوا. از زنده یاد ناصر عبداللهی



http://dop.persianblog.ir/post/57

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۰۷:۲۱
*همه چی داغونه*


از: حامد فرد



http://s1.picofile.com/file/7101088488/hamed_fard_hame_chi_aromeh.mp3.html


سياسي بيد....:-ss

احمدخان
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۰۸:۳۳
خواستار سی دی تصویری سیمین غانم و فریدون فروغی و عهدیه هستم
راهنمایی کنید. تشکر
.

امپراتور7
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۰۹:۱۵
تیتراژ پایانی سریال مدار صفر درجه با صدای علی قربانی

http://s2.picofile.com/file/7242697418/medar_0_darajeh.wma.html
خاطرات زیادی برام زنده شد ... فوق العاده است شعرش ... بازم ممنون

گلفام
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۰۹:۲۴
http://www.parand.se/taraneh.htm

محاد
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۰۹:۵۸
خاطرات زیادی برام زنده شد ... فوق العاده است شعرش ... بازم ممنون

خواهش میکنم
قابلی نداشت
---------------------

تیتراژ دختری بنام نل
به یاد دوران کودکی

http://s1.picofile.com/file/7242869779/Nell_Begin_Theme_mp3.mp3.html

شاهین محلوجی
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۱۰:۴۱
*همه چی داغونه*


از: حامد فرد



http://s1.picofile.com/file/7101088488/Hamed_Fard_Hame_Chi_Aromeh.mp3.html


دمت گرم با آهنگت حال کردم بازم داری رو کن:D<:-p

گلفام
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۱۱:۰۷
http://live.irib.ir/player_farhang.htm#
پخش زنده مجلس شورا

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۱۱:۵۶
آهنگ زن...شهره...قديمي....گيرنده چند تا جايزه بين المللي......آنلاين گوش بديد....لينك دانلودشم هست ولي نميدونم كار ميكنه يا نه.....آهنگ كه شروع به خوندن كرد بزنيد رو پوز چند دقيقه صبر كنيد آهنگ لود بشه بعد گوش كنيد


http://www.wikiseda.ir/track.php?id=10949

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۱۲:۵۲
*اگه یه روز بری سفر*


از: فرامرز اصلانی


http://www.mediafire.com/?fa9mc9yie6ah0m0

بنان
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۱۳:۰۲
http://www.parand.se/taraneh.htm
مهتاب جان دستت درد نكنه عجب آهنگهاي خاطره انگيزي بخصوص پروين فقط هركار ميكنم دانلود نميشه البته شايد من كمي عقب افتاده هستم يه راهنمايي بكني ممنون ميشم

مصطفی مصری پور
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۱۳:۰۸
*اگه یه روز بری سفر*


از: فرامرز اصلانی


http://www.mediafire.com/?fa9mc9yie6ah0m0

مجید جان این آهنگ واقعا سراسر خاطره س

چیزیه که جاودانه میشه

rezaafshari110
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۱۳:۲۹
فقط خدا بیامرزی براش یادتون نره

http://www.mediafire.com/?al7ff1mcoe76mej

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۱۳:۳۳
*شقـــایق*

از: داریوش



http://www.mediafire.com/?zj7833k3ywkekar

behnam
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۱۳:۴۱
آلبوم فوق العاده زیبای ابی با نام حس تنهایی

http://cdn.mediafire.com/?q8cz0545qvg4uzw

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۱۶:۱۸
آهنگ ستاره ....شادمهر....قديمي....واسه آدماي عاشق خيلي خوبه اشكشونو در مياره....عاشقم نباشيد عاشقتون ميكنه


http://www.persianpersia.com/music/p/nakissa.php?artistid=115&Albumid=455&trackid=3786

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۱۶:۲۴
بيا بنويسيم ...مهستي...حتما گوش كنيد

http://daliry.com/blog/persian/111-bia-benevisim-mahasti

rezaafshari110
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۱۶:۴۷
نمی دونم تا حالا صدای قمرالملوک وزیری رو گوش دادید یا نه؟این آهنگ مربوط به حدود 80 ساله پیش است

http://p30city.net/redirector.php?do=nodelay&url=http%3A%2F%2Farash.honary.googlepages.com%2Fmo rghesahar.H.128.mp3

مصطفی مصری پور
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۱۷:۳۳
نمی دونم تا حالا صدای قمرالملوک وزیری رو گوش دادید یا نه؟این آهنگ مربوط به حدود 80 ساله پیش است

http://p30city.net/redirector.php?do=nodelay&url=http%3A%2F%2Farash.honary.googlepages.com%2Fmo rghesahar.H.128.mp3

این خانوم اولین زن فمینیست ایران بود!

یه شخصیت کاملا برجسته که استاد مرتضی نی داوود ( سازنده مرغ سحر و ای ایران ) رو شیفته خودش کرد..

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%88%D A%A9_%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%DB%8C

محاد
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۲۰:۱۰
http://www.parand.se/taraneh.htm


مهتاب جان دستت درد نكنه عجب آهنگهاي خاطره انگيزي بخصوص پروين فقط هركار ميكنم دانلود نميشه البته شايد من كمي عقب افتاده هستم يه راهنمايي بكني ممنون ميشم
با اجازه از مهتاب گلفام :

برای دانلود ویدیو و یا صوت آنلاین که لینک دانلود رو اون سایت نمیذاره برامون دو راه وجود داره:
1-استفاده از نرم افزارایی که مخصوص این کار هستن.
مثلا orbit downloader با استفاده از گزینه grab++ .وقتی grab فعال باشه اکثر ویدیو یا صوت یا فلشی که در حال اجرا باشه رو لینک دانلودشو استخراج میکنه برامون.

2- بدون نرم افزار:
روی صفحه ای که پلیر اون فایل صوتی وجود داره راست کلیک میکنیم و view page source رو انتخاب میکنیم در صفحه باز شده از edit گزینه find رو انتخاب میکنیم.
در مورد سایت مورد نظر ما که پسوند فایلهاش mp3 هست .mp3 رو در find وارد میکنیم.
و لینک مورد نظر بدست می یاد.
-------------------------------------------
در لینک اول :
هشتاد یادگار از «پرویز وکیلی»، شاعر ترانههای ماندگار -----نمیشه از این راه استفاده کرد

اما در صفحاتی مثل لینک دوم:
دوبیتیهای «مهدی اخوانثالث» (صدای شاعر) با آواز «صدیق تعریف»
این روش جواب میده و لینک دانلودش اینه:
http://www.parand.se/audio/mix/akhavan-tarif-do-bieti.mp3

bluetooth
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۲۱:۴۳
http://www.parand.se/taraneh.htm

خیلی ممنون
هر چقدر تشکر کنم کمه
بی اغراق شب تا صبح در خاطراتم گم شده بودم .
مخصوصا دکلمه "وارتان - احمد شاملو"
بازهم ممنون

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۲۲:۰۰
*شب مهتــــاب*

از: مهران مدیری



http://www.musicema.com/music/tracks/Mehran Modiri - Ghahve Talkh.mp3

behnam
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۲۲:۲۶
تیتراژ کارتون میتی کومان

یکی از کارتونهای مورد علاقه من در زمان کودکی
برای من که خاطرات خیلی خوبی رو به همراه داره
امیدوارم برای دوستان هم همین طور باشه

http://s2.picofile.com/file/7180290642/Miti_Koman_www_teetraj_com_.mp3.html

behnam
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۱۳:۳۶
موسیقی سریال لبه تاریکی (Eric Clapton )

http://www.mediafire.com/?dthobfdazhz

بوف کور
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۱۳:۵۳
موسیقی سریال لبه تاریکی (Eric Clapton )

http://www.mediafire.com/?dthobfdazhz
فوق العاده بود ممنونم ؛ اهنگ سازش فکر می کنم ونجلیز باشه درسته ؟
بنده هم یک موزیک بدون کلام تقدیم می کنم به دوستان سایت
امیدوارم که خوشتون بیاد

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://ziizii.persiangig.com/02%20Track%202.wma

بوف کور
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۱۳:۵۴
فوق العاده بود ممنونم ؛ اهنگ سازش فکر می کنم ونجلیز باشه درسته ؟
بنده هم یک موزیک بدون کلام تقدیم می کنم به دوستان سایت
امیدوارم که خوشتون بیاد

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://ziizii.persiangig.com/02%20Track%202.wma
نه ببخشید پیتر گابریل اهنگ سازش بود :)

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۱۴:۱۶
*میرن آدما*

از: شکیـــلا



http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://farhadmehrad00.persiangig.com/audio/RASME ZAMOONE.mp3

roohe-khashen
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۱۴:۳۲
نه ببخشید پیتر گابریل اهنگ سازش بود :)
زهره جان لبه تاریکی احیانا موزیکش کار اریک کلپتون نبود؟؟؟
لبهٔ تاریکی (به انگلیسی: Edge of Darkness) نام آلبوم موسیقی متنی از اریک کلپتون و مایکل کارمن است که برای مجموعهٔ تلویزیونیای به همین نام در ۱۹۸۵ تهیه و منتشر شد و جایزهٔ آیور نوولوی بهترین ترانه نویسی و آهنگسازی و جایزهٔ بفتای بهترین موسیقی را در ۱۹۸۶ به خود اختصاص داد.

محاد
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۱۶:۰۰
مادر

با صدای سامی یوسف به دو زبان انگلیسی و فارسی(تصویری) :

سامی یوسف (Sami Yusuf) با نام اصلی سیامک رادمنش (متولد تیر ۱۳۵۹ در تهران) تهیه کننده، آهنگساز، ترانه سرا و خواننده اهل بریتانیا است که در ترانه هایش به مضامین اسلامی می پردازد. او از سوی مجله تایم به عنوان «بزرگترین ستارهٔ راک اسلام» و از سوی مجله گاردین «ستاره راک مقدس» معرفی شده است.

http://s1.picofile.com/file/7244185050/mother_farsi.flv.html

behnam
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۱۶:۰۱
زهره جان لبه تاریکی احیانا موزیکش کار اریک کلپتون نبود؟؟؟
لبهٔ تاریکی (به انگلیسی: Edge of Darkness) نام آلبوم موسیقی متنی از اریک کلپتون و مایکل کارمن است که برای مجموعهٔ تلویزیونیای به همین نام در ۱۹۸۵ تهیه و منتشر شد و جایزهٔ آیور نوولوی بهترین ترانه نویسی و آهنگسازی و جایزهٔ بفتای بهترین موسیقی را در ۱۹۸۶ به خود اختصاص داد.
دوست عزیز اطلاعات کاملی در مورد این سریال انگلیسی و آهنگساز آن ارایه دادین
از شما سپاسگزارم

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۱۷:۴۷
قطعاتی از گروه موسیقی کامکار

خانه ام ابریست....http://www.mediafire.com/?x5hsxj47am0m6dl


قطعه ...وره یارم وره یارم

http://www.mediafire.com/?wnwlitmn4ja

behnam
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۱۹:۴۱
آهنگ بزن تار
هایده

http://www.4shared.com/audio/K-jKUCzf/hayede-bzan_tar.html

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۲۳:۰۷
جدیدترین آلبوم شهرام ناظری در راه است

کیوان ساکت: «تابلو هایی از فردوسی» مجموعه آثاری است که بر اساس اشعاری از حکیم ابوالقاسم فردوسی و برای صدای شهرام ناظری ساخته شده است.

کیوان ساکت آهنگساز و نوازنده تار و سه تار گفت: قطعات آلبوم «تابلو هایی از فردوسی» را که ساختشان سه سال به طول انجامیده براساس اشعاری از شاهنامه و برای اجرا با ارکستر سمفونیک نوشته ام.


وی با اشاره به این که خوانندگی این قطعات را شهرام ناظری بر عهده دارد، اظهار کرد: ضبط این قطعات هنوز آغاز نشده و برای دست یابی به کیفیت بالای اجرا قصد داریم «تابلو هایی از فردوسی» را در مسکو و با اجرای ارکستر سمفونیک مسکو ضبط کنیم.

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۲۳:۱۴
*مشتی ماشــــالا*


از: فریدون فروغی




http://www.mediafire.com/?in820ecbwc17915

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۲۳:۲۲
ترانه گل یخ از كوروش یغمائی

http://www.mediafire.com/?8l0d2yyb9ynd3tj

غم ، میون دو تا چشمون قشنگت لونه کرده

شب ، تو موهای سیاهت خونه کرده

دو تا چشمون سیاهت مث شب های منه

سیاهی های دو چشمت مث غم های منه

وقتی بغض از مژه هام پایین می آد بارون می شه

سیل غم ، آبادیمو ویرونه کرده

وقتی با من می مونی ، تنهایی مو باد می بره

دو تا چشمام ، بارون شبونه کرده



بهار از دستای من ، پر زد و رفت گل یخ توی دلم ، جوونه کرده

تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش می گیرم ای شکوفه توی این زمونه کرده

چی بخونم ؛ جوونی م رفته ، صدام رفته دیگه

گل یخ توی دلم ، جوونه کرده

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۲۳:۳۴
*دنیا فقط دو روزه*

از: زنده یــاد عارف




http://www.mediafire.com/?p5gwo9nv37j432o

rojan
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۲۳:۳۶
با سلام

آهنگ hello - lionel richie


I've been alone with you inside my mind
And in my dreams I've kissed your lips a thousand times
I sometimes see you pass outside my door
Hello, is it me you're looking for?

I can see it in your eyes
I can see it in your smile
You're all I've ever wanted, (and) my arms are open wide
'Cause you know just what to say
And you know just what to do
And I want to tell you so much, I love you

I long to see the sunlight in your hair
And tell you time and time again how much I care
Sometimes I feel my heart will overflow
Hello, I've just got to let you know

'Cause I wonder where you are
And I wonder what you do
Are you somewhere feeling lonely, or is someone loving you?
Tell me how to win your heart
For I haven't got a clue
But let me start by saying, I love you

rojan
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۲۳:۴۶
اهنگ ( از چی بگم ) yas

بسیار تاثیر گذار است و تا مدتها مرا به فکر فرو میبرد. میتوان با شعر و ترانه هم دردهای جامعه را بازگو کرد و عجیب از فاجعه ای که د ر حال تکوین است سخن میراند .

aminaran
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۲۳:۵۶
آهنگ فیلم holiday
خود آهنگ به نام cry از هانس زیمر

http://www.mediafire.com/?p1hldtku8wd1zer

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۲۳:۵۷
*مســــــــــافر*


از: زنده یاد افشین مقدم




http://www.mediafire.com/?g7tfqiasob0sja3

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۰۰:۱۴
ترانه چشمای منتظر از سیاوش قمیشی

http://www.mediafire.com/?5asye32ckqki3gz

چشمای منتظر به پیچ جاده

دلهره های دل پاك و ساده

پنجره باز و غروب پاییز

نم نم بارون تو خیابون خیس

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میكوبه

سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده

برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده


تو ذهن كوچه های آشنایی

پر شده از پاییز تن طلایی

تو نیستی و وجودم و گرفته

شاخه خشك پیچك طلایی


یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میكوبه

سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده

برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۰۰:۱۷
**ترانه بارون بارونه از ویگن**

http://www.mediafire.com/?6d7u8mcq4pj10ns

بارون بارونه زمینا تر میشه

گلنسا جونم کارا بهتر میشه

گل نسا جونم تو شالیزاره

برنج میکاره میترسم بچاد

طاقت نداره طاقت نداره

***

بارون بارونه زمینا تر میشه

گلنسا جونم کارا بهتر میشه

دونای بارون ببارید آرومتر

بارای نارنج داره میشه پرپر

گلنسای منو میدن به شوهر

خدای مهربون تو این زمستون

یا من بکش یا اونو نستون



***



بارون بارونه زمینا تر میشه

گلنسا جونم کارا بهتر میشه

بارون میباره زمینا تر میشه

گلنسا جونم کارا بهتر میشه

گلنسا جونم غصه نداره

زمستون میره پشتش بهاره

aminaran
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۰۰:۲۱
آهنگ خالکوبی از هنگامه

http://www.mediafire.com/?e42elngyg5ahuco

آزنا
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۰۰:۳۶
با اجازه از مهتاب گلفام :

برای دانلود ویدیو و یا صوت آنلاین که لینک دانلود رو اون سایت نمیذاره برامون دو راه وجود داره:
1-استفاده از نرم افزارایی که مخصوص این کار هستن.
مثلا orbit downloader با استفاده از گزینه grab++ .وقتی grab فعال باشه اکثر ویدیو یا صوت یا فلشی که در حال اجرا باشه رو لینک دانلودشو استخراج میکنه برامون.

2- بدون نرم افزار:
روی صفحه ای که پلیر اون فایل صوتی وجود داره راست کلیک میکنیم و view page source رو انتخاب میکنیم در صفحه باز شده از edit گزینه find رو انتخاب میکنیم.
در مورد سایت مورد نظر ما که پسوند فایلهاش mp3 هست .mp3 رو در find وارد میکنیم.
و لینک مورد نظر بدست می یاد.
-------------------------------------------
در لینک اول :
هشتاد یادگار از «پرویز وکیلی»، شاعر ترانههای ماندگار -----نمیشه از این راه استفاده کرد

اما در صفحاتی مثل لینک دوم:
دوبیتیهای «مهدی اخوانثالث» (صدای شاعر) با آواز «صدیق تعریف»
این روش جواب میده و لینک دانلودش اینه:
http://www.parand.se/audio/mix/akhavan-tarif-do-bieti.mp3

باتشکرازمهتاب عزیز
دوستان همه ترانه هابابرنامه دانلودمنیجربه راحتی دانلودمیشه

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۰۱:۴۷
*غریــــــبه*

از: شاهرخ



http://www.4shared.com/audio/ebgdW3I2/Gharibeh_-_Shahroukh.html


http://taraneha.us/tabid/65/ACtl403/TrackDetail/song/17447/Default.aspx

behnam
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۰۹:۵۷
آهنگ ژینا
شادمهر عقیلی


http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1307053027.mp3

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۱۱:۰۴
مادر....ليلا.....قديمي............... ................واسه اونايي كه ميخان يه هديه قشنگ به مادرشون بدن

http://www.mediafire.com/?6ias1lr8zrlllb0

اگه لينك دفه اول جواب نداد يه بار ديگه روش كليك كنيد

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۱۱:۱۳
ترانه چشمای منتظر از سیاوش قمیشی

http://www.mediafire.com/?5asye32ckqki3gz

چشمای منتظر به پیچ جاده

دلهره های دل پاك و ساده

پنجره باز و غروب پاییز

نم نم بارون تو خیابون خیس

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میكوبه

سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده

برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده


تو ذهن كوچه های آشنایی

پر شده از پاییز تن طلایی

تو نیستی و وجودم و گرفته

شاخه خشك پیچك طلایی


یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میكوبه

سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده

برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده

خيلي وقت بود دنبال اين آهنگ بودم ..ممنون

بوف کور
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۱۴:۰۰
یه موزیک فوق العاده زیبا ؛ بدون کلام از ریچارد کلایدرمن ؛ متولد المان و بزرگ شده فرانسه

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://ziizii.persiangig.com/11%20Track%2011.wma

behnam
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۱۴:۲۶
آهنگ میلاد

سیاوش قمیشی


http://www.4shared.com/file/59065790/e091619c/Ghomeyshi_WwwGorge-ShomalBlogfaCom_2.html

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۱۸:۰۵
*چشم من*

از: داریوش



http://www.mediafire.com/?01l9v2b015o1off

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۱۸:۳۳
*الهه ناز*

از: معین




http://www.4shared.com/get/EUVJ8nlC/elahehy_e_naz.htmll

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۱۸:۳۷
*ماهیگیر*

از: زنده یاد مازیار



http://www.4shared.com/get/n1oWKRj3/mahigir.html

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۱۸:۴۶
*گفتگو با دل*

از: داریــــوش



http://www.4shared.com/get/8eiNlC0a/goftego_ba_del.html (http://www.4shared.com/get/8eiNlC0a/goftego_ba_del.html)

ناهید
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۲۰:۱۸
آهنگ جدید علی لهراسبی به نام خدایا

http://gooshnavaz47.in/article1099.html

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۲۰:۴۶
آهنگ جدید علی لهراسبی به نام خدایا

http://gooshnavaz47.in/article1099.html

فيلتره.........

بوف کور
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۲۱:۳۴
اهنگ فوق العاده زیبای فیلم حکومت نظامی از اهنگ ساز یونانی میکیس تئودارا کیس
http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://ziizii.persiangig.com/09%20Track%209.wma

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۲, ۲۲:۴۹
ترانه "بوی جوی مولیان" از استاد بنان و مرضیه

http://www.mediafire.com/?u3vm3mbeaxkee47


بوی جوی مولیان آید همی

یاد یار مهربان آید همی

***

ریگ آموی و درشتی راه او

زیر پایم پرنیان آید همی

***

آب جیحون ز نشاط روی دوست

خنگ ما تا میان آید همی

***

ای بخارا!شاد باش و دیر زی

میر زی تو شادمان آید همی

***

میر ماه است و بخارا آسمان

ماه سوی آسمان آید همی

***

میر سرو است و بخارا بوستان

سرو سوی بوستان آید همی

***

بوی جولیان مولیان

یاد یار مهربان

آید همی

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۰۰:۰۰
ترانه كبوتر از فریدون آسرایی

http://www.4shared.com/audio/dm7rygaF/KABOTAR.html


آسمون بغضش رو خالی میکنه

آدما حالی به حالی می کنن

کوچه ها رنگ زمستون میگیرن

شیشه ها بخار و بارون میگیرن

ادما چترشونو وا می میکنن

گریه ابر رو تماشا میکنن

نمیخوان مثه درختا تر بشن

از دل قطره ها باخبر بشن

نمیخوان بی هوا خیس آب بشن

زیر بارون بمونن خراب بشن



***

اما تو چترتو بستی کبوتر

زیر بارونا نشستی کبوتر

رفتی و سنگا شکستن بال تو

اومدی هیچ کسی نپرسید حال تو



بعضی دشمنای خونی شدن

بعضی غول بیابونی شدن

بعضی میگن بارون کدومه؟

بوی نم،شرشر ناودون کدومه؟



***

دیدی آسمون خراب شد سرمون

غصه شد وصله بال و پرمون

حالا تو سایه نشینی مثه من



***



حالا تو سایه نشینی مثه من

خوابای ابری میبنی مثه من

چقد میخوری اینجا خون جگر

کبوتر عصا تو بنداز و ببر

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۰۱:۱۴
فيلتره.........

خدایا - علی لهراسبی


http://www.wikiseda.ir/track.php?id=4275

=======================================

چراغها رو خاموش کن - رضا صادقی

http://www.wikiseda.ir/track.php?id=8212

========================================

دیگه مشکی نمیپوشم - رضا صادقی

http://www.wikiseda.ir/track.php?id=8203
(http://www.wikiseda.ir/track.php?id=8212)
=========================================

عمق احساس - مازیار فلاحی

http://www.wikiseda.ir/track.php?id=8159

=========================================

فرض محال - مازیار فلاحی

http://www.wikiseda.ir/track.php?id=8158

rojan
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۰۱:۳۰
آهنگ های احسان خواجه امیری هم بسیار زیباست و مخصوص عشاقققققققققققققققققق:d
کاش عاشقت نمی شدم

مصطفی مصری پور
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۰۱:۴۶
آهنگ های احسان خواجه امیری هم بسیار زیباست و مخصوص عشاقققققققققققققققققق:d
کاش عاشقت نمی شدم

سلام آخر

http://www.4shared.com/file/sYvbJc0J/Ehsan_Khajeamiri__SalameAkhar_.html

بوف کور
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۰۸:۳۶
آهنگ های احسان خواجه امیری هم بسیار زیباست و مخصوص عشاقققققققققققققققققق:d
کاش عاشقت نمی شدم
رژااااااااااااااااااااااا اااان ؟:D

rojan
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۱۱:۲۹
با سلام

زهره جان مگه نمی گن دخترها تو سن 17 - 18 سالگی یکبار عاشق میشن
خوب من هم از این قاعده مستثنی نیستم .=))
بای تا های

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۱۱:۴۵
ترانه كبوتر از فریدون آسرایی

http://www.4shared.com/audio/dm7rygaF/KABOTAR.html


آسمون بغضش رو خالی میکنه

آدما حالی به حالی می کنن

کوچه ها رنگ زمستون میگیرن

شیشه ها بخار و بارون میگیرن

ادما چترشونو وا می میکنن

گریه ابر رو تماشا میکنن

نمیخوان مثه درختا تر بشن

از دل قطره ها باخبر بشن

نمیخوان بی هوا خیس آب بشن

زیر بارون بمونن خراب بشن



***

اما تو چترتو بستی کبوتر

زیر بارونا نشستی کبوتر

رفتی و سنگا شکستن بال تو

اومدی هیچ کسی نپرسید حال تو



بعضی دشمنای خونی شدن

بعضی غول بیابونی شدن

بعضی میگن بارون کدومه؟

بوی نم،شرشر ناودون کدومه؟



***

دیدی آسمون خراب شد سرمون

غصه شد وصله بال و پرمون

حالا تو سایه نشینی مثه من



***



حالا تو سایه نشینی مثه من

خوابای ابری میبنی مثه من

چقد میخوری اینجا خون جگر

کبوتر عصا تو بنداز و ببر

وقتي كه 20 ثانيه تموم ميشه و رو دانلود كليك ميكنم وارد صفحه فيلتر شده ميشه و دانلود انجام نميشه

bourse
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۱۲:۳۲
اهنگ تقدیر از شادمهر عقیلی

این اهنگ برای من یاد اور خاطرات شیرینی هست که آخرش به تلخی تموم شد =((:(


http://2.dlteh-music2.in/Music/Archive/Shadmehr%20Aghili/Shadmehr%20Aghili%20-%20Taghdir/01%20Taghdir.mp3

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۱۳:۰۱
وقتي كه 20 ثانيه تموم ميشه و رو دانلود كليك ميكنم وارد صفحه فيلتر شده ميشه و دانلود انجام نميشه

http://www.azarfun.ir/post/1875

behnam
۱۳۹۰/۱۰/۲۳, ۱۴:۱۹
اینم برای دوستان علاقه مند به موسیقی بی کلام

مهتاب اثر بتهوون – Ludwig van Beethoven – moonlight

در سه قطعه

http://www.mediafire.com/?u366ct3dtpb5a

محاد
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۰۲:۲۶
تیتراژ سریال شب دهم

http://s2.picofile.com/file/7248168602/Shabe_dahom.mp3.html

rizemize
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۱:۵۶
Chris Rea - Curse of the traveller http://www.4shared.com/file/123199010/120c66ac/05_-_Curse_of_the_traveller.html

محاد
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۴:۴۷
Papillon

http://s2.picofile.com/file/7248607525/Jerry_Goldsmith_Papillon.mp3.html

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۵:۳۰
*بـــــاورکــــن*

از: خولیو ایگلسیاس



http://www.4shared.com/get/FLDjNSti/Julio_Iglesias_-_Bavar_Kon.html

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۵:۴۶
ترانه لیلا از كوروش یغمائی

http://www.mediafire.com/?s67fcv8f3pxptc3

لیلا،لیلا،لیلا،لیلا را بردن



لیلا،لیلا،لیلا،لیلا را بردن



سیاه چشمون بلند بالا رو بردن



سیاه چشمون بلند بالا رو بردن



ز دست دیده و دل هر دو فریاد



ز دست دیده و دل هر دو فریاد



که هرچه دیده بیند دل کند یاد



که هرچه دیده بیند دل کند یاد



*****



لیلا،لیلا،لیلا،لیلا را بردن



لیلا،لیلا،لیلا،لیلا را بردن



سیاه چشمون بلند بالا رو بردن



سیاه چشمون بلند بالا رو بردن



بسازم خنجری نیشش ز پولاد



بسازم خنجری نیشش ز پولاد



زنم بر دیده تا دل گردد آزاد



زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۵:۵۱
ترانه ترك غارتگر با صدای استاد شجریان

http://www.mediafire.com/?r6c3h3quat0wfc4

دل بردی از من به یغما

ای ترک غارتگر من



دیدی چه آوردی ای دوست

از دست دل بر سرمن



عشق تو در دل نهان شد

دل زار و تن ناتوان شد



رفتی چو تیر و کمان شد

از بار غم پیکر من



میسوزم از اشتیاقت، در آتشم از فراقت

کانون من سینه من، سودای من آزر من





بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل

چون می تواند کشیند این پیکر لاغر من



اول دلم را صفا داد

آیینه ام را جلا داد

آخر به باد فنا داد عشق تو خاکستر من

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۵:۵۷
ترانه دیگه عاشق شدن فایده نداره با صدای كورس سرهنگ زاده

http://www.4shared.com/audio/UMr2v4B-/Aashegh_Shodan_Faydeh_Nadaareh.html

دیگه عاشق شدن،ناز کشیدن فایده نداره

نداره

دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره

نداره

چرا این در و اون در میزنی ای دل غافل

دیگه دل بستن و دل بریدن فایده نداره

وقتی ای دل به گیسوی پریشون میرسی خودتو نگه دار

وقتی به چشم غزل خون میرسی خودتو نگه دار

***

ای دل دیگه بال و پر نداری

داری پیر میشی و خبر نداری

چرا این در و اون در میزنی ای دل غافل

دیگه دل بستن و دل بریدن فایده نداره

وقتی ای دل به گیسوی پریشون میرسی خودتو نگه دار

وقتی به چشم غزل خون میرسی خودتو نگه دار

دیگه عاشق شدن،ناز کشیدن فایده نداره

نداره

دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره

نداره

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۶:۰۲
ترانه كی اشكاتو پاك میكنه با صدای ابی


http://www.4shared.com/file/145325440/bd03292a/Ki_ashkato_pak_mikone_shaba_ke_ghose_dari.html


******

کی اشکات و پاک میکنه شبا که غصه داری

دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری

شونه ی کی مرحم هق هقت میشه دوباره

از کی بهونه میگیری شبای بی ستاره

برگ ریزونای پائیز کی چشم به رات نشسته

از جلو پات جمع میکنه برگهای زرد و خسته

کی منتظر میمونه حتی شبای یلدا

تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا



کی ازسرود بارون قصه برات میسازه

از عاشقی میخونه وقتی که راه درازه

کی از ستاره بارون چشماشو هم میزاره

نکنه ستاره ای بیاد و یاد تو رو نیاره

نکنه ستاره ای بیاد و یاد تو رو نیاره



.............

کی ازسرود بارون قصه برات میسازه

از عاشقی میخونه وقتی که راه درازه

کی از ستاره بارون چشماشو هم میزاره

نکنه ستاره ای بیاد و یاد تو رو نیاره

نکنه ستاره ای بیاد و یاد تو رو نیاره

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۶:۱۲
ترانه دهاتی با صدای شادمهر عقیلی

http://www.4shared.com/file/142364279/63e441d4/Dehati.html

ساده بگم ساده بگم
ساده بگم داهاتیم
اهل همین نزدیکیا
همسایه روشنیا
همخونه تاریکیا
ساده بگم ساده بگم
بوی علف میده تنم
هنوز همون داهاتیم
با همه شهری شدنم
با همه شهری شدنم

باغ غریب ده من
گلای زینتی نداشت
اسب نجیب ده من
نعلای قیمتی نداشت
اما همون چار تا دیوار
با بوی خوب کاه گلش
اما همون چنتا خونه
با مردم ساده دلش
اما همون چار تا دیوار
با بوی خوب کاه گلش
اما همون چنتا خونه
با مردم ساده دلش

برای من که عکسمو
مدتیه تو آب چشمه ندیدم
برای من که شرقیم
از اون هوا دل بریدم
برای من که عکسمو
مدتیه تو آب چشمه ندیدم
برای من که شرقیم
از اون هوا دل بریدم

دنیایی که دیدن اون
اگر چه مثل قدیما
راه درازی نداره
اما می دونم که دیگه
دنیای خوبه سادگی
به من نیازی نداری

برای من که عکسمو
مدتیه تو آب چشمه ندیدم
برای من که شرقیم
از اون هوا دل بریدم
برای من که عکسمو
مدتیه تو آب چشمه ندیدم
برای من که شرقیم
از اون هوا دل بریدم

ساده بگم ساده بگم
ساده بگم داهاتیم
اهل همین نزدیکیا
همسایه روشنیا
همخونه تاریکیا
ساده بگم ساده بگم
بوی علف میده تنم
هنوز همون داهاتیم
با همه شهری شدنم
با همه شهری شدنم

باغ غریب ده من
گلای زینتی نداشت
اسب نجیب ده من
نعلای قیمتی نداشت
اما همون چار تا دیوار
با بوی خوب کاه گلش
اما همون چنتا خونه
با مردم ساده دلش
اما همون چار تا دیوار
با بوی خوب کاه گلش
اما همون چنتا خونه
با مردم ساده دلش

برای من که عکسمو
مدتیه تو آب چشمه ندیدم
برای من که شرقیم
از اون هوا دل بریدم
برای من که عکسمو
مدتیه تو آب چشمه ندیدم
برای من که شرقیم
از اون هوا دل بریدم

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۶:۲۹
اين آهنگ دهاتي واقعا خاطره انگيزه....

rizemize
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۹:۰۲
هایده سوغاتی http://s1.picofile.com/file/5839309650/Hayedeh_Soghati.wma.html

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۹:۳۱
این هفته کلی آهنگ های خاطرانگیز گوش دادم ؛ممنونم ناهید جونم به خاطر این تاپیک خوب..:x:*:x:*


ترانه رویا با صدای معین...

http://www.mediafire.com/?10c99z8g1i87loq


****

من ازین دنیا چی میخوام

دوتا صندلی چوبی

که من و تو رو بشونه

واسه ی گفتن خوبی



من ازین دنیا چی میخوام

یه وجب زمین خالی

که اونقد

یک اتاقک بشه خونه خیالی



من ازین دنیا چی میخوام

یه جعبه مداد رنگی

بکشم رو تن دنیا رنگ خوبی و قشنگی

آدمای دست و دلباز

از توی قلک طاقچه بردارن بذر محبت

واسه بارداری باغچه



من ازین دنیا چی میخوام

دوتا صندلی چوبی

که من و تو رو بشونه

واسه ی گفتن خوبی



من ازین دنیا چی میخوام

دو تا بال برای پرواز

برم تا روز تولد

برسم به فصل آغاز

برم پیش بچه هایی که یه لقمه نون ندارن

که یه شب با یه دل سیر چشاشون هم بذارن

بگم

غصه ها سر اومد

گریه بس که بهتر اومد



من ازین دنیا چی میخوام

دوتا صندلی چوبی

که من و تو رو بشونه

واسه ی گفتن خوبی

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۰:۵۰
هایده سوغاتی http://s1.picofile.com/file/5839309650/Hayedeh_Soghati.wma.html

اين آهنگو شكيلام خونده آهنگ ديوانه ايه....حتما توصيه ميكنم اين آهنگو دوستان گوش كنن

meysam_sh_2020
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۰:۵۸
اين آهنگو شكيلام خونده آهنگ ديوانه ايه....حتما توصيه ميكنم اين آهنگو دوستان گوش كنن
خوراک نصفه شبه این اهنگ :d

مصطفی مصری پور
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۰:۵۹
خوراک نصفه شبه این اهنگ :d

خوراک پای بساطه :d

meysam_sh_2020
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۱:۰۱
میشه این اهنگ رو گذاشت و با ارامش سهام ها رو بررسی کرد در ارامش کامل :d با اهنگ های دیگه نمیشه ولی این تداخلی با تمرکز نداره که هیچ تمرکز هم میده:d

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۱:۰۲
ميگم اين آهنگارو اينجا ميزاريم يه وقت سايتو فيلتر نكنن؟برادرا شوخي ندارنا:-s

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۱:۰۵
خوراک پای بساطه :d

=))=))=))=))

Yusef_sbm12
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۱:۲۱
ميگم اين آهنگارو اينجا ميزاريم يه وقت سايتو فيلتر نكنن؟برادرا شوخي ندارنا:-s


ای ساده جان ...[-( بزار اینم فیلتر کنن ...
دیگه چی ممنوعه .... تفکر و نیت و قلب رو هم میتونن فیلتر کنن ...:-/
دوست داشتن و عشق هم میشه فیلتر کرد ؟؟؟:x:))

اسطوره
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۲:۳۴
اگه دوست داريد برگرديد به ......nسال قبل گوش بديد ....اثري ماندگار از جواد بديع زاده .... شد خزان
http://s2.picofile.com/file/7249209993/50_01_06.mp3.html

ناهید
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۳:۰۹
[QUOTE=آمن;82592]این هفته کلی آهنگ های خاطرانگیز گوش دادم ؛ممنونم ناهید جونم به خاطر این تاپیک خوب..:x:*:x:*


ترانه رویا با صدای معین...

http://www.mediafire.com/?10c99z8g1i87loq


**


آمن عزیزم ممنون از تو که لطف کردی و این تاپیک رو در این هفته در بخش گفتگوی بورسی قراردادی :x:x:x:*:*
و ممنون از همه دوستان عزیز که لطف کردن و با مشارکت خودشون به این تاپیک صفا آوردن
با سپاس ازهمگی
@};-@};-@};-@};-@};-@};-

Yusef_sbm12
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۳:۱۰
اگه دوست داريد برگرديد به ......nسال قبل گوش بديد ....اثري ماندگار از جواد بديع زاده .... شد خزان
http://s2.picofile.com/file/7249209993/50_01_06.mp3.html

من عاشق این آهنگ ها هستم و باهاش میرم تو حال و هوای اون قدیما ....
درسته اون موقع نبودم ولی نمیدونم چطوریه که خیلی واقعی میتونم حال و هوای دوران تهران قدیم و گراند هتل رو حس کنم.

با این آهنگ ها خیلی آرامش پیدا میکنم ...
ولی نمیدونم چرا بعضی ها رو میبینم که میگن با این آهنگ ها غمگین میشن و غصه دار...

شاید خاطره ای ناخوشایند را برایشان زنده میکند ...

ولی حقیقتا بنده خیلی با این آهنگ ها حال میکنم و آرامش میگیرم .:*

گل نراقی - بدیع زاده - استاد بنان - امین ا... رشیدی - دلکش - مرضیه - ایرج ( خواجه امیری ) البته خود احسان هم خیلی خوب میخونه .

باور کنید یک دونه از این ترانه ها با صد تا که نه 1000 تا از این آهنگ های شنیع رپ قابل مقایسه نیست ...

فراموش کردم بگم که :

فرامرزاصلانی و فریدون فروغی -هایده و گوگوش و حمیرا و شکیلا هم از اون خواننده هایی هستن که خیلی طرفدار دارن و ترانه های
خیلی خوبی رو با صداهای قشنگشون اجرا کردن .
دست همشون درد نکنه و اونهایی هم که دیگه دستی تو این دنیا ندارن خدا رحمت کند ...
ممنون از همشون که دل همه رو با آهنگ هاشون شاد کردن .. و همه ما و قدیمی تر ها با این آهنگ هاشون خاطره ها دارن .

راستی یک نفر رو که خیلی خیلی خوش اخلاق و با مرام بود رو فراموش کردم ...
نعمت ا... آغاسی ... خواننده افتاده و خاکی قدیم ... روحش شاد ... چند بار هم رفتم امامزاده طاهر سر مزارش ...=((:*

ساده ي ساده
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۳:۱۱
[quote=آمن;82592]این هفته کلی آهنگ های خاطرانگیز گوش دادم ؛ممنونم ناهید جونم به خاطر این تاپیک خوب..:x:*:x:*


ترانه رویا با صدای معین...


http://www.mediafire.com/?10c99z8g1i87loq


**



آمن عزیزم ممنون از تو که لطف کردی و این تاپیک رو در این هفته در بخش گفتگوی بورسی قراردادی :x:x:x:*:*
و ممنون از همه دوستان عزیز که لطف کردن و با مشارکت خودشون به این تاپیک صفا آوردن
با سپاس ازهمگی

@};-@};-@};-@};-@};-@};-@}

يعني چي؟يعني اين تاپيك ميخاد منتقل بشه؟منتقلش نكنيد بزاريد باشه مگه جاي كسي رو تنگ كرده

ناهید
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۳:۱۹
جناب ساده ممنون از توجه ولطف شما ولی این تاپیک در بخش آزاد هست و این هفته آمن عزیز لطف کرد و جزءتاپیک منتخب در گفتگوی بورسی قرارداد امیدوارم در بخش آزاد هم چنین مشارکتی داشته باشید

آریو
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۳:۲۰
بعضی آهنگای دوستان خوراک روزای منفیه ...سیو کردم برا اون روزا ;;)
اوه یادم رفته بود ..خوراک پای بساطه :d

oplus
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۳:۲۳
میشه این اهنگ رو گذاشت و با ارامش سهام ها رو بررسی کرد در ارامش کامل :d با اهنگ های دیگه نمیشه ولی این تداخلی با تمرکز نداره که هیچ تمرکز هم میده:d
اهنگ میخوای مناسب بررسی سهام،فقط زمستان ویوالدی:d

Yusef_sbm12
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۳:۲۵
بعضی آهنگای دوستان خوراک روزای منفیه ...سیو کردم برا اون روزا ;;)
اوه یادم رفته بود ..خوراک پای بساطه :d
=)):D:)):D:*

behnam
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۳:۲۷
این تاپیک خیلی جذابه
حیف که خیلی دیر کشف شد :d

آریو
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۳:۲۸
اهنگ میخوای مناسب بررسی سهام،فقط زمستان ویوالدی:d

کجاس دوست عزیز برامون بذار خب ...:x

oplus
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۳:۳۰
کجاس دوست عزیز برامون بذار خب ...:x
به روی چشم حتما،الان آپلود میکنم،البته قطعه ی بسیار معروفی هست

آریو
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۳:۳۴
این تاپیک خیلی جذابه
حیف که خیلی دیر کشف شد :d

باورت میشه منم تازه کشف کردم بهنام جان:)

نگاش میکردم ولی نمیدیم ...

معین هم آهنگای قشنگی داره ها
roya =((