پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )
شوپنهاور، هگل و فیشته و شلینگ را در این حد حقیر میدانست که فکر میکرد وارد شدن در جدلهای به اصطلاح فلسفی آنها برای او مثل دخالت در یک دعوای خیابانی است. آنها را صرفاً یک مشت نان به نرخ روز خور میدید، یعنی کسانی که شهرت و معاششان بستگی به موقعیت حرفهایشان در مشاغل دانشگاهی داشت، آن هم در دانشگاههایی که سرقفلیِ سِمَتِ استادیِ آنها در دست دولت بود و دخالت و دسیسهی سیاسی در آنها امری عادی به حساب میآمد؛ کسانی که خواست مصادر قدرت را در قالب اخلاق و دین و سیاست تدریس میکردند و آن را با استتار در زبان رازآمیز و غیبگویانه فوقالعاده مهیب جلوه میدادند. ولی آنها در نظر شوپنهاور صرفاً چاپلوسانی قابل تحقیر نبودند؛ او آنها را واقعاً مضر میدانست و فریبندهی عوام و فاسدکنندهی مغزهای دانشجویان جوان و به این ترتیب تباه کنندهی تفکر کل یک نسل ...
(برایان مگی)
شوپنهاور، هگل و فیشته و شلینگ را در این حد حقیر میدانست که فکر میکرد وارد شدن در جدلهای به اصطلاح فلسفی آنها برای او مثل دخالت در یک دعوای خیابانی است. آنها را صرفاً یک مشت نان به نرخ روز خور میدید، یعنی کسانی که شهرت و معاششان بستگی به موقعیت حرفهایشان در مشاغل دانشگاهی داشت، آن هم در دانشگاههایی که سرقفلیِ سِمَتِ استادیِ آنها در دست دولت بود و دخالت و دسیسهی سیاسی در آنها امری عادی به حساب میآمد؛ کسانی که خواست مصادر قدرت را در قالب اخلاق و دین و سیاست تدریس میکردند و آن را با استتار در زبان رازآمیز و غیبگویانه فوقالعاده مهیب جلوه میدادند. ولی آنها در نظر شوپنهاور صرفاً چاپلوسانی قابل تحقیر نبودند؛ او آنها را واقعاً مضر میدانست و فریبندهی عوام و فاسدکنندهی مغزهای دانشجویان جوان و به این ترتیب تباه کنندهی تفکر کل یک نسل ...
(برایان مگی)
نظر