تکنیکال ( بهرام و رفقا )

جمع کردن
X
 
  • زمان
  • نمایش
پاک کردن همه
پست‌های جدید
  • بابای یسنا
    عضو فعال
    • فروردین ۱۴۰۲
    • ۷۳۱

    #۱۳۵۰۱
    پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )

    درود. عزیزان خودمو بعنوان وارن بافت دوم با رای بالا اعلام میکنم میگید نه؟ هر سهمی را میفروشم صف خرید میشه بقیه سبدم منفی درست حسابی واونهایی هم که صف خریدن به هیچ عنوان حجم مبنا نمیخوره نمونه هاش بنیرو... شبریز... ووو هرکی قبول نکنه از ته دل نخنده بگم خدا چکارش کنه/:.grlim:./

    نظر

    • Arian02
      عضو فعال
      • شهریور ۱۳۹۹
      • ۱۹۲۷

      #۱۳۵۰۲
      پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )

      جناب بهرام خدا به پرتفو و زندگیت برکت بده دانیک رو درست یا غلط با سود حدود ۲۰ درصد فروختم
      سود کوتاه مدت خوبی بود ممنون

      نظر

      • بهرام خان حانان
        ستاره‌دار(۴)
        • شهریور ۱۳۹۹
        • ۷۹۲

        #۱۳۵۰۳
        پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )

        فقر‌ ...

        بیشتر بیماری‌های انسان از روح او سرچشمه می‌گیرد. بیمارستان‌های روانی پر از بیمارانیست که سال‌ها زیر فشار مالی بوده‌اند و این تنش، ذهن و جسم آن‌ها را از کار انداخته.

        برآورد کرده‌اند که نُه‌دهم بیماری‌هایِ انسان، ناشی از فشار و محنت و نکبت، زاییده از فقر است.

        فقر سبب می‌شود زندان‌ها از دزدان و جنایتکاران پر شود.

        فقر انسان‌ها را به‌سوی اعتیاد و فساد و فحشا و خودکشی سوق می‌دهد.

        از کودکان بی گناه پاک و با استعداد و باهوش، مجرم و بزهکار می‌سازد. باعث می‌شود مردم به کارهایی دست بزنند که اگر فقیر نبودند حتی به فکرشان هم خطور نمی‌کرد.

        عواقب معصیت‌بار فقر بی‌انتهاست.

        جایی که فقر بیاید ایمان و عشق از بین خواهد رفت.

        نظر

        • بهرام خان حانان
          ستاره‌دار(۴)
          • شهریور ۱۳۹۹
          • ۷۹۲

          #۱۳۵۰۴
          پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )

          "از حال بد به حال خوب"

          ۱.اعداد بدرد نخور را دور بریز. این شامل سن،وزن و قد میشه. اجازه بده پزشکان برای اونها نگران باشند، برای همین به اونها پول میدی دیگه.

          ۲.فقط با دوستان خوش اخلاق معاشرت کن، غرغروها و بد اخلاقها نابودت میکنند(ضمناُ اگر جزو اون غرغروها یا بداخلاقها هستی این رو به خاطر بسپار)

          ۳.شروع به یاد گرفتن کن. کامپیوتر،هنر،باغبانی... هرچیزی که دوست داری، هرکاری که اجازه ندی مغزت بیکار بمونه." مغز بیکار کارگاه شیطانه" و نام شیطان اینه: آلزایمر!

          ۴. از چیزهای ساده و کوچک لذت ببر.

          ۵.به جاهای نادرست نرو، برو به خرید،حتی مسافرت به یه شهر و یا یک کشور دیگه و همیشه یاد خدا باش.

          ۶.بیشتر مواقع طولانی بخند. آنقدر بخند که احتیاج به نفس تازه داشته باشی. و اگر دوستی داری که تو رو میخندونه بیشتر وقت خودت را با او بگذرون...

          ۷.اشک و غصه هم پیش میاد، یه کم گریه و زاری کن، یه کم غصه بخور و تحمل کن و بعد حرکت کن... تنها کسی که تمام عمر با تو خواهد بود، خودت هستی... تا زنده ای زندگی کن.

          ۸.دوروبرت را پر کن از هرچیزی که دوست داری،فامیل،هدایا و یادگاریها، موسیقی، گل و گیاه،سرگرمیها، هر چیزی که خودت دوستش داری.خونه تو پناهگاه توست.

          ۹.قدر سلامتی خودتو بدون: اگر خوبه،نگهش دار و مواظب باش،اگر استوار نیست، بهترش کن.

          ۱۰عشق بورز و در هر موقعیتی عشق خودت را به کسانی که دوستشون داری بیان کن.

          ۱۱.ورزش روزانه داشته باش حتی روزی ۴۵ دقیقه پیاده روی.

          ۱۲.پیشنهاد های شما برای داشتن حال خوب چیه؟

          نظر

          • بهرام خان حانان
            ستاره‌دار(۴)
            • شهریور ۱۳۹۹
            • ۷۹۲

            #۱۳۵۰۵
            پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )

            حوالي ٦٠ سالگی چه خبره؟

            جمله فرانسوی ای را که یادم نیست از که شنیده بودم و فقط به صرف اینکه فرانسوی بود و قشنگ، با همان زبان فرانسوی بر روی یک بنر دادم که برای تبریک روز تولدشان بنویسید:

            La vie commence a soixante – dix
            زندگی از ۶۰ سالگی آغاز میشود!

            اما ته دلم باورم نمیشد که این جمله معنی داری باشد. یعنی چه؟ مگر ممکن است؟
            و بعد فکر کردم که حتما برای دلخوشی است و روحیه دادن و از این حرف های امیدوار کننده.

            و تو این دو سال این جمله را خیلی تکرار کردم تا نوبت به شصت سالگی خودم رسید و باز دوباره این سوال، چطور میشود که زندگی از شصت سالگی شروع شود؟

            اگر باور داشته باشیم که زندگی یعنی آزادی و یا به تعبیر دیگر آزادی یعنی زندگی، میبینم که سرآغاز واقعی این آزادی میتواند در ۶۰سالگی باشد.

            آزادی از بند خود باور نداشتن ، پایان امر و نهی و آغاز مهربانی با خود، قبول شخصیتی که هستی و رهایی از تلاش برای تغییر آن!

            این اولین احساس آزادی است.
            آرامش و پذیرش آن چه که هستی و نه سرزنش و نه به رخ کشیدن خطاهایی که مرتکب شدی.

            دوم آزادی از اجبار به کارکردن مگر برای سرگرمی و لذت بردن
            آزادی از اجبار به خوردن مگر در حد زیستن و سلامت ماندن
            و آزاد شدن از تمایلات بیش از حد به جنس مخالف مگر برای استغنای روح و روان.

            این آزادی ها آدم را به دنیای جدیدی سوق میدهد که میتواند سرآغاز زندگی باشد. آن هایی که قبل از ۶۰ سالگی دار فانی وداع میکنند هیچوقت لذت این آزادی را نمیچشند و ما هم اگرچه میدانیم برای همیشه زنده نخواهیم ماند، اما میتوانیم خنده های جوانی مان را در چین های پیشانی مان ببینیم.

            این آزادی که تا هروقت بخواهی بیدار بمانی و تا هروقت بخواهی بخوابی و با هر دوستی اوقاتت را بگذرانی و هر برنامه ای را تماشا کنی و به آهنگ های مورد علاقه دوره جوانیت کرارا گوش دهی، به دور و نزدیک سفر کنی، کنار ساحل تا مدت ها قدم بزنی و با صدای امواج نجوا کنی و خاطرات عاشقانه جوانیت را در طنین این صداها زنده کنی.

            هیچکس نمیتواند اینها را از تو بگیرد
            تو زندگی نوینی را آغاز کرده ای.

            تو این آزادی را با عبور از مرز ۶۰ سالگی ات بدست اورده ای؛ تو واقعا آزادی.
            تو دیگر بخاطر از دست دادن یک موقعیت کاری و یا مالی پریشان نمیشوی، تو دیگر گرفتار آينه نیستی

            تو به داشتن و یا نداشتن مو و طاسی سرت اهمیت نمیدهی و حتی به آن به عنوان یک موهبت نگاه میکنی
            میپذیری که شانه ملال است و سشوار فقط باعث اتلاف انرژی

            تو در ۶۰ سالگی میفهمی که پایه زندگی محبت است و نه ثروت، دوست داشتن است و نه حسد و میپذیری که زیبایی در سادگی است و نه تجمل گرایی

            آنچه که جمع کرده ای حالا دیگر چندان به کارت نمی آید و بخشش آنهاست که زندگی ات را سرشار از طراوت میکند.
            تو به این زندگی خوش آمدی

            تو در ۶۰ سالگی از قید تمام درگیری هایی که زندگی را به کام خود میکشد آزاد میشوی.شصت ساله ها وقت آن است که این زندگی را شروع کنید. ...

            نظر

            • بهرام نامدار
              عضو فعال
              • مهر ۱۳۹۹
              • ۹۵۲۹

              #۱۳۵۰۶
              پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )

              در اصل توسط Arian۰۲ پست شده است مشاهده پست
              جناب بهرام خدا به پرتفو و زندگیت برکت بده دانیک رو درست یا غلط با سود حدود ۲۰ درصد فروختم
              سود کوتاه مدت خوبی بود ممنون

              خدارو شکر ...

              کار
              درست را انجام دادی ...

              سود خوبی داد ...

              سود ۳ روز سهم
              بیشتر از سود ۲ هفته ی بازار و سهام ۳ درصدی بود !

              نظر

              • مگنوس کارلسن
                عضو فعال
                • دی ۱۴۰۰
                • ۲۰۰۹

                #۱۳۵۰۷
                پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )

                در اصل توسط بهرام خان خانان پست شده است مشاهده پست
                حوالي ٦٠ سالگی چه خبره؟

                جمله فرانسوی ای را که یادم نیست از که شنیده بودم و فقط به صرف اینکه فرانسوی بود و قشنگ، با همان زبان فرانسوی بر روی یک بنر دادم که برای تبریک روز تولدشان بنویسید:

                La vie commence a soixante – dix
                زندگی از ۶۰ سالگی آغاز میشود!

                اما ته دلم باورم نمیشد که این جمله معنی داری باشد. یعنی چه؟ مگر ممکن است؟
                و بعد فکر کردم که حتما برای دلخوشی است و روحیه دادن و از این حرف های امیدوار کننده.

                و تو این دو سال این جمله را خیلی تکرار کردم تا نوبت به شصت سالگی خودم رسید و باز دوباره این سوال، چطور میشود که زندگی از شصت سالگی شروع شود؟

                اگر باور داشته باشیم که زندگی یعنی آزادی و یا به تعبیر دیگر آزادی یعنی زندگی، میبینم که سرآغاز واقعی این آزادی میتواند در ۶۰سالگی باشد.

                آزادی از بند خود باور نداشتن ، پایان امر و نهی و آغاز مهربانی با خود، قبول شخصیتی که هستی و رهایی از تلاش برای تغییر آن!

                این اولین احساس آزادی است.
                آرامش و پذیرش آن چه که هستی و نه سرزنش و نه به رخ کشیدن خطاهایی که مرتکب شدی.

                دوم آزادی از اجبار به کارکردن مگر برای سرگرمی و لذت بردن
                آزادی از اجبار به خوردن مگر در حد زیستن و سلامت ماندن
                و آزاد شدن از تمایلات بیش از حد به جنس مخالف مگر برای استغنای روح و روان.

                این آزادی ها آدم را به دنیای جدیدی سوق میدهد که میتواند سرآغاز زندگی باشد. آن هایی که قبل از ۶۰ سالگی دار فانی وداع میکنند هیچوقت لذت این آزادی را نمیچشند و ما هم اگرچه میدانیم برای همیشه زنده نخواهیم ماند، اما میتوانیم خنده های جوانی مان را در چین های پیشانی مان ببینیم.

                این آزادی که تا هروقت بخواهی بیدار بمانی و تا هروقت بخواهی بخوابی و با هر دوستی اوقاتت را بگذرانی و هر برنامه ای را تماشا کنی و به آهنگ های مورد علاقه دوره جوانیت کرارا گوش دهی، به دور و نزدیک سفر کنی، کنار ساحل تا مدت ها قدم بزنی و با صدای امواج نجوا کنی و خاطرات عاشقانه جوانیت را در طنین این صداها زنده کنی.

                هیچکس نمیتواند اینها را از تو بگیرد
                تو زندگی نوینی را آغاز کرده ای.

                تو این آزادی را با عبور از مرز ۶۰ سالگی ات بدست اورده ای؛ تو واقعا آزادی.
                تو دیگر بخاطر از دست دادن یک موقعیت کاری و یا مالی پریشان نمیشوی، تو دیگر گرفتار آينه نیستی

                تو به داشتن و یا نداشتن مو و طاسی سرت اهمیت نمیدهی و حتی به آن به عنوان یک موهبت نگاه میکنی
                میپذیری که شانه ملال است و سشوار فقط باعث اتلاف انرژی

                تو در ۶۰ سالگی میفهمی که پایه زندگی محبت است و نه ثروت، دوست داشتن است و نه حسد و میپذیری که زیبایی در سادگی است و نه تجمل گرایی

                آنچه که جمع کرده ای حالا دیگر چندان به کارت نمی آید و بخشش آنهاست که زندگی ات را سرشار از طراوت میکند.
                تو به این زندگی خوش آمدی

                تو در ۶۰ سالگی از قید تمام درگیری هایی که زندگی را به کام خود میکشد آزاد میشوی.شصت ساله ها وقت آن است که این زندگی را شروع کنید. ...
                من این آزادیهارو از زمانی که دانشگاهم رو تموم کردم..داشتم...هیچ وقت تو زندگیم کار نکردم...هیچوقت از خوابم نزدم...هیچوقت به کسی جواب پس ندادم...هیچوقت نگران امر ونهی کسی نبودم...اون زمانهایی هم که تدریس میکنم...چه ورزش...چه دانشگاه...فقط لذت میبرم وتفریح میکنم.....
                امممما....یه اعتیاد خیلی بد به بورس دارم که خیلی آزاردهنده س....یه بیماری گرفتم که موهای سرم....به صورت سکه ای میریزه(آلوپسی)....که همه پزشکان معتقدند اثر مستقیم استرس بورسه....
                نکته اینه که نه به پولش نیاز دارم نه بالاوپایینش برام اهمیت داره....اما هیجانش صافم کرده....
                امیدوارم در ادامه زندگی از این بند ضخیم هم رهاشوم...
                به قول شاعر...باش تا بیاید....

                نظر

                • بهرام نامدار
                  عضو فعال
                  • مهر ۱۳۹۹
                  • ۹۵۲۹

                  #۱۳۵۰۸
                  پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )

                  شکست یکی از بهترین چیزهایی بود که برای من اتفاق افتاد.

                  ری دالیو یک بازنده ۳۳ ساله بود که
                  در یک معامله وحشتناک همه چیز را از دست داد. امروز میخوانیم که چگونه او از یک بیچاره به یک میلیاردر خودساخته تبدیل شد…

                  ری دالیو در سال ۱۹۷۵ Bridgewater Associates را نه به عنوان یک هج فاند، بلکه به عنوان یک شرکت مشاوره تاسیس کرد.

                  او خدمات مشاوره ای را در مورد چگونگی چشم انداز مالی ارائه کرد و یک خبرنامه پولی منتشر کرد که توسط مشتریان بزرگی مانند مک دونالد و نابیسکو خوانده می شد.

                  پس از هفت سال، ری یک تیم و یک پایگاه مشتری قوی ایجاد کرد،او معتقد بود: «در آن زمان نمی‌توانستم مغرورتر از این باشم».

                  ری دالیو همچنین شخصاً در بازارها معامله می کرد و پیش بینی های دقیقی انجام می داد و سود نقدی ایجاد می کرد.

                  اعتماد به نفس بالا بود، بنابراین او تصمیم گرفت در یک معامله شخصی مهم که بر روی رکود اقتصادی جهانی شرط می بست، «همه» سرمایه خود را وارد کند.


                  اما دقیقا
                  برعکس این اتفاق افتاد ...


                  بازارها یک روند صعودی باورنکردنی را آغاز کردند
                  و سرمایه ری دالیو از بین رفت.

                  من بدون هیچ چیز ماندم، بدون پول، بدون مردم.

                  او می گوید آنقدر محتاج بودم که مجبور شدم ۴۰۰۰ دلار از پدرم قرض کنم.با تنها ۳۳ سال سن، شهرت او در حال از بین رفتن بود.

                  او با داشتن یک خانواده متوسط برای حمایت، مجبور شد زندگی خود را از ابتدا بازسازی کند،

                  اما این بار با فروتنی. به عنوان تنها کارمند باقی مانده در بریج واتر، او به تنهایی در دفتر خانگی خود نشست و شروع به جلب اعتماد مشتریان از طریق تماس تلفنی و ارسال خبرنامه نمود.

                  سه سال پس از از دست دادن همه چیز، بریج واتر اولین مشتری صندوق نهادی خود را برای مدیریت مستقیم به دست آورد: یک حساب ۵ میلیون دلاری از صندوق بازنشستگی کارمندان بانک جهانی.

                  نزدیک به ۴۰ سال بعد، Bridgewater Associates بزرگترین هج فاند در جهان است.

                  ری آن دوره دراماتیک را خلاصه کرد:

                  «شما ممکن است چیزی را از دست بدهید که فکر می کنید نمی توانید بدون آن زندگی کنید. اما خواهد گذشت.»

                  "شکست یکی از بهترین چیزهایی بود که برای من اتفاق افتاد."

                  نظر

                  • بهرام نامدار
                    عضو فعال
                    • مهر ۱۳۹۹
                    • ۹۵۲۹

                    #۱۳۵۰۹
                    پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )

                    نقل قول :


                    نقش محوری ترکیه در مجهز کردن تروریست‌های چند ملیتی ترک‌تبار برای عملیات در خاک سوریه یکی از اتفاقات نادر روزگار ما است.

                    برایم سوال است که ۱۰ هزار تروریست ازبک را چگونه و با چه وسیله‌ای جذب کرده‌اند؟

                    یا هزاران تروریست قزاق، اویغور، ترکمن، چچنی، داغستانی، ترکیه‌ای و ...

                    منابعی در منطقه از استفاده گسترده تروریست‌ها از پهپادهای شناسایی و تهاجمی می‌گویند که نشان می‌دهد طرف‌های قدرتمندی حامی این تروریست‌ها هستند.

                    همان طرف‌هایی که بالاتر در مورد اهداف و انگیزه آن‌ها نوشتم. اگر انتظار معجزه از نیروی هوایی روسیه دارید، نگاهی به تحولات جنوب لبنان کنید که چگونه باوجود روزی ۱۵۰ سورتی بمباران مواضع حزب‌الله، ارتش یهودی‌ها نتوانست در جنوب لبنان کاری از پیش ببرد.

                    بیش از ۱۲۰۰ کیلومتر مربع از مهمترین و راهبردی‌ترین مناطق غرب حلب به سادگی، مثل آب خوردن سقوط کرد و حالا تروریست‌ها در داخل مناطق غربی و مهم حلب هستند ....

                    نظر

                    • بهرام نامدار
                      عضو فعال
                      • مهر ۱۳۹۹
                      • ۹۵۲۹

                      #۱۳۵۱۰
                      پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )

                      اما سوال اصلی اینه که بشار اسد برای غرب و حتی اسرائیل بسیار کم خطر تر از اسلام گرایان تند رو مثل جبهه ی انصره هست ...

                      یادمه آمریکا در جنگ شوروی و افغانستان از مجاهدین افغانستان حمایت تمام قد کرد ...

                      بخش عمده ی مجاهدین افغان همین طالبان هستند...

                      آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟

                      نظر

                      • بهرام نامدار
                        عضو فعال
                        • مهر ۱۳۹۹
                        • ۹۵۲۹

                        #۱۳۵۱۱
                        پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )

                        سوریه عملا تجزیه شده ...

                        ادلب که سالها قبل خارج شده از سلطه ی اسد ...

                        حلب همین طور ....

                        تنها راه نجات اسد ، اتحاد با کردها و تقسیم قدرت با آنهاست ....

                        عملا سوریه به ۳ کشور تقسیم شده ...

                        جنگ بیشتر روی قلمرو و مساحت کشورهای جدید هست ....

                        نظر

                        • بهرام خان حانان
                          ستاره‌دار(۴)
                          • شهریور ۱۳۹۹
                          • ۷۹۲

                          #۱۳۵۱۲
                          پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )

                          خیلی از بزرگان میدونن ۵۲ ماه ریزش و بعد شروع صعود یعنی چی و تا کجا میتونه رشد کنههمه منتظر خرید بودن و منتظر بودن تا تنش ها کم بشه و صعود استارت زده بشه که الان تازه شکل گرفته و تازه داره خریدها شروع میشهیعتی تازه اول اول راهیمو تو کف کفیم تازهان شاءالله شاخص سال۹۹مثل دلار طی ده سال۷۰برابر بشه یعنی سال۱۴۱۰شاخص۱۵۰میلیونی و بس
                          گفتنیها گفته شد
                          خود دانیدو......

                          بهرام ۱۰اذر۱۴۰۳
                          بماند در حافظه تاریخ.....۱۴۱۰ بالا میاورم....

                          نظر

                          • بهرام خان حانان
                            ستاره‌دار(۴)
                            • شهریور ۱۳۹۹
                            • ۷۹۲

                            #۱۳۵۱۳
                            پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )



                            [COLOR=var(--gray۷۰۰)]
                            [COLOR=var(--gray۱۰۰۰)]۰[/COLOR]
                            [COLOR=var(--gray۷۰۰)][/COLOR][COLOR=var(--gray۱۰۰۰)]۰[/COLOR]

                            [COLOR=var(--gray۱۰۰۰)]#شبهرن - روند سهم در میان مدت و بلندمدت صعودی است . طی چهار سال گذشته تورم شدیدی را شاهد بودیم و سهم های دلاری مانند بهران بازدهی مناسبی نداشتند و می بایست عقب ماندگی خود را جبران کنند . با فروش ۳۰ همتی محصولات و سودسازی مناسب زیر مجموعه ها ، سود ۲۶۰ الی ۲۸۰ تومانی به ازای هر سهم برای شبهرن متصور هستیم .[/COLOR]

                            [/COLOR]

                            نظر

                            • بهرام خان حانان
                              ستاره‌دار(۴)
                              • شهریور ۱۳۹۹
                              • ۷۹۲

                              #۱۳۵۱۴
                              پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )

                              [COLOR=var(--gray۷۰۰)]شاخص کل بورس

                              [/COLOR]

                              نظر

                              • بهرام خان حانان
                                ستاره‌دار(۴)
                                • شهریور ۱۳۹۹
                                • ۷۹۲

                                #۱۳۵۱۵
                                پاسخ : تکنیکال ( بهرام و رفقا )

                                داوری دکتر فواد روحانی اولین دبیرکل اوپک در مورد دکتر محمد مصدق

                                بدیهی است که بزرگترین اقدام دکتر مصدق ملی کردن صنعت نفت بوده است. در واقع اهمیت این اقدام به اندازه ای مورد تصدیق عموم بوده و هست که بعضی رجال سیاسی و حتی شخص محمد رضاشاه سعی کرده اند ابتکار آن را به خود نسبت دهند اما یک نکته مسلم دیگر هم این است که صف آرائی و کوششهای مخالفان داخلی و خارجی دکتر مصدق به او اجازه نداد که اقدام خود را به نتیجه برساند و بعد از سقوط او معامله نفت ایران با شرکتهای خارجی در حقیقت به صورت امتیازی برگشت ولی نهالی که مصدق نهاده بود به حکم جبر تاریخ و براثر تحولات بین المللی و به ویژه تأسیس سازمان اوپک به تدریج پرورش یافت و بیست سال بعد به ثمر رسید. اما دکتر مصدق در زمان حیات خود هیچ نشانه ای از پیشرفت به سمت مقصد مشاهده نکرد بلکه بر عکس، قرارداد کنسرسیوم که سه سال قبل از درگذشت او به امضاء رسید او را یکباره مأیوس کرد. او در کتاب خاطراتش چنین می گوید: "به طور خلاصه قرارداد کنسرسیوم یک خیانت بین و فاحشی بود که نسبت به ملت ایران صورت گرفت و تا ملت خود از معادن نفت بهره برداری نکند به آزادی و استقلال نخواهد رسید."

                                دکتر مصدق به یک اقدام بزرگ دیگر هم دست زد ولی در آن مورد هم در نتیجه ی همان ضدیت هائی که مانع ملی شدن نفت به معنی واقعی گردید، توفیق نیافت. منظور، سعی او در اجبار شاه به رعایت قانون اساسی و اکتفا به سلطنت بدون مداخله در حکومت است. شرح این موضوع ضمن گزارش واقعه تیرماه ۱۳۳۱ و نیز موجبات مبادرت دکتر مصدق به رفراندم در مرداد ۱۳۳۲ (جلوگیری وکلای مخالف دولت از تصویب گزارش هیئت هشت نفری) گفته شده است و احتیاجی به تکرار آن نیست. واکنش منفی شاه در برابر کوشش مصدق برای محدود نمودن اختیارات او و روش او به خصوص بعد از برگشت از سفر بغداد و رم که بیشتر مبتنی بر حکومت مطلقه بود، کمک موثری به ایجاد اوضاعی نمود که همراه با علل دیگر به وقایع سال ۱۳۵۷ انجامید.

                                اگر شاه به لزوم رعایت رژیم مشروطیت سلطنتی بر طبق مقررات قانون اساسی تسلیم شده بود و زمام امور کشور را به دست حکومت می سپرد و حکومت ملی را تقویت می کرد، غلبه رژیم دموکراسی لیبرال و حاکمیت قانون و تأمین آزادی ها و حقوق فردی و جمعی از بروز نارضایی های عمومی جلوگیری می کرد و فتنه جویانی که از مدتی پیش از آن زمان با پیش بینی های زیرکانه مشغول زمینه سازی برای ایجاد آشوب و تدارک وسایل آن بودند و از همان نارضائی ها تغذیه می شدند، فرصت پیشبرد مقاصدشان را به دست نمی آوردند.

                                همچنین اگر شاه در توصیه خردمندانه ای که دو ماه قبل از کودتا به سفیر آمریکا (مبنی برکنار آمدن با دکتر مصدق) نمود پافشاری کرده و به اصرار او در تغییر دولت تسلیم نشده بود، دولت های انگلیس و آمریکا نمی توانستند نقشه کودتا را اجرا کنند و آن واقعه که بالمال نه تنها ایران را به وضع کنونی سوق داد بلکه موجب نا آرامی همه منطقه و انعکاس نامطلوب آن در غرب گردید، رخ نمی داد.



                                زندگی سیاسی مصدق/فواد روحانی/ ص ۴۸۰-۴۷۹

                                نظر

                                در حال کار...