در اصل توسط مهدی جمشیدی پست شده است
View Post
از کانال جناب توپولی:
سود شرکتها تو بهار ۷۰ درصد بالا رفته؛ اما واقعاً خبر خوبیه؟ پس با این وضعیت باید انتظار رشد سهام داشته باشیم؟ کوتاه بخوام بگم: نه، لزوماً نه. این متن رو تا آخر بخون؛ چیزی که میبینی، ممکنه برداشتت از بازار رو عوض کنه. حالا چرا؟ تو سهماهه اول سال، صورتهای مالی نشون میدن سود شرکتها رشد کرده و فروش هم نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۷۰ درصد بالا رفته. در نگاه اول، این اعداد تصویر مثبتی میسازه و اینطور به نظر میاد که شرایط شرکتها بهتر شده. اما اگه دقیقتر نگاه کنیم، داستان به این سادگی نیست. تو فضای تورمی، معمولاً سود شرکتها زودتر از هزینهها تو گزارشها دیده میشه. دلیلش اینه که شرکت با مواد اولیهای که قبلاً ارزونتر خریده تولید میکنه، اما محصول رو با قیمتهای جدید و بالاتر میفروشه. همین فاصله زمانی باعث میشه سود در ابتدای کار پررنگتر به نظر برسه. ولی این وضعیت موقتیه. بهمرور، شرکت ناچار میشه مواد اولیه رو با نرخهای جدید تأمین کنه. از اینجا به بعد، هزینهها بالا میاد و حاشیه سود تحت فشار قرار میگیره. در نتیجه، تو فصلهای بعدی یا سرعت رشد سود کمتر میشه، یا حتی ممکنه روندش برگرده. حالا معیار چیه که بگیم این رشد واقعاً باکیفیته؟ وقتی تورم بالای ۸۰ درصده، سودی که کمتر از این رشد کنه یعنی عملاً از تورم عقب مونده، سودی که همسطح تورمه فقط ارزش خودش رو حفظ کرده، و فقط وقتی میشه گفت ارزش واقعی ایجاد شده که رشد سود از تورم جلو بزنه. یه نکته مهمتر هم هست؛ پایداری. رشدی که صرفاً از مصرف موجودی ارزون به دست اومده باشه، موندگار نیست و نمیشه بهش برای آینده تکیه کرد. از طرف دیگه، درآمدی که فقط از افزایش قیمتها ناشی شده، کیفیت بالایی نداره؛ عدد بزرگتر میشه، اما پشتش بهبود واقعی نیست. این نوع رشد ممکنه کوتاهمدت جذاب به نظر بیاد، اما دوام نداره. چون تورم قرار نیست همیشه با همین شدت تو یک صنعت ادامه پیدا کنه. از یه جایی به بعد، یا تقاضا افت میکنه یا مصرفکننده به سمت جایگزینها میره. اینجاست که فشار واقعی خودش رو نشون میده. بازار سهام هم دقیقاً به همین نکته واکنش نشون میده. در کوتاهمدت ممکنه با دیدن رشد سود، قیمتها بالا برن، اما اگر حاشیه سود تحت فشار بره، این خوشبینی خیلی سریع جاش رو به عرضه و فشار فروش میده. اگر چندبُعدی نگاه کنیم، موضوع مهمتر هم میشه. بازار سهام تنها بازیگر میدان نیست؛ بازارهای موازی هم همیشه در حال رقابت با سهام هستن. مثلاً وقتی سود صندوقهای درآمد ثابت یا نرخ سود بانکی بالا میره، سرمایهگذار بدون ریسک هم میتونه بازده قابل قبولی بگیره. این موضوع باعث میشه جذابیت سهام کمتر بشه. از اون طرف، این فضا مستقیم روی ارزشگذاری هم اثر میذاره. وقتی نرخ بهره و بازدهی بدون ریسک بالا میره، نرخ تنزیل هم بالا میره. یعنی بازار برای سودهای آینده ارزش کمتری قائل میشه. نتیجهاش اینه که حتی اگه سود اسمی شرکت رشد کنه، بازار حاضر نیست بهش ضریب بالایی بده. همون نسبت پیبرایی (P/E) که بین فعالهای بازار شناخته شده، تو این شرایط فشرده میشه و پایین میاد. به زبان ساده، سود بیشتر لزوماً به معنی قیمت بالاتر نیست؛ مهم اینه بازار حاضر باشه برای اون سود، چند برابر پول بده. در بازارهای دیگه هم شرایط مشابهه؛ اگر دلار، طلا یا مسکن وارد فاز صعودی بشن، بخشی از نقدینگی از بورس خارج میشه و به سمت اونها حرکت میکنه. حرف آخر رو خلاصه بگم و جمعش کنیم: تا وقتی کیفیت و پایداری سودها تأیید نشه، هر رشدی که تو قیمتها میبینیم بیشتر شبیه یه موج کوتاهه، نه شروع یه مسیر قوی و موندگار. بازار خیلی زود میفهمه این سود واقعی و قابل تکراره یا فقط یه اثر موقتیه. اگه موقتی باشه، همونقدر سریع که بالا رفته، اصلاحش هم شروع میشه.
سود شرکتها تو بهار ۷۰ درصد بالا رفته؛ اما واقعاً خبر خوبیه؟ پس با این وضعیت باید انتظار رشد سهام داشته باشیم؟ کوتاه بخوام بگم: نه، لزوماً نه. این متن رو تا آخر بخون؛ چیزی که میبینی، ممکنه برداشتت از بازار رو عوض کنه. حالا چرا؟ تو سهماهه اول سال، صورتهای مالی نشون میدن سود شرکتها رشد کرده و فروش هم نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۷۰ درصد بالا رفته. در نگاه اول، این اعداد تصویر مثبتی میسازه و اینطور به نظر میاد که شرایط شرکتها بهتر شده. اما اگه دقیقتر نگاه کنیم، داستان به این سادگی نیست. تو فضای تورمی، معمولاً سود شرکتها زودتر از هزینهها تو گزارشها دیده میشه. دلیلش اینه که شرکت با مواد اولیهای که قبلاً ارزونتر خریده تولید میکنه، اما محصول رو با قیمتهای جدید و بالاتر میفروشه. همین فاصله زمانی باعث میشه سود در ابتدای کار پررنگتر به نظر برسه. ولی این وضعیت موقتیه. بهمرور، شرکت ناچار میشه مواد اولیه رو با نرخهای جدید تأمین کنه. از اینجا به بعد، هزینهها بالا میاد و حاشیه سود تحت فشار قرار میگیره. در نتیجه، تو فصلهای بعدی یا سرعت رشد سود کمتر میشه، یا حتی ممکنه روندش برگرده. حالا معیار چیه که بگیم این رشد واقعاً باکیفیته؟ وقتی تورم بالای ۸۰ درصده، سودی که کمتر از این رشد کنه یعنی عملاً از تورم عقب مونده، سودی که همسطح تورمه فقط ارزش خودش رو حفظ کرده، و فقط وقتی میشه گفت ارزش واقعی ایجاد شده که رشد سود از تورم جلو بزنه. یه نکته مهمتر هم هست؛ پایداری. رشدی که صرفاً از مصرف موجودی ارزون به دست اومده باشه، موندگار نیست و نمیشه بهش برای آینده تکیه کرد. از طرف دیگه، درآمدی که فقط از افزایش قیمتها ناشی شده، کیفیت بالایی نداره؛ عدد بزرگتر میشه، اما پشتش بهبود واقعی نیست. این نوع رشد ممکنه کوتاهمدت جذاب به نظر بیاد، اما دوام نداره. چون تورم قرار نیست همیشه با همین شدت تو یک صنعت ادامه پیدا کنه. از یه جایی به بعد، یا تقاضا افت میکنه یا مصرفکننده به سمت جایگزینها میره. اینجاست که فشار واقعی خودش رو نشون میده. بازار سهام هم دقیقاً به همین نکته واکنش نشون میده. در کوتاهمدت ممکنه با دیدن رشد سود، قیمتها بالا برن، اما اگر حاشیه سود تحت فشار بره، این خوشبینی خیلی سریع جاش رو به عرضه و فشار فروش میده. اگر چندبُعدی نگاه کنیم، موضوع مهمتر هم میشه. بازار سهام تنها بازیگر میدان نیست؛ بازارهای موازی هم همیشه در حال رقابت با سهام هستن. مثلاً وقتی سود صندوقهای درآمد ثابت یا نرخ سود بانکی بالا میره، سرمایهگذار بدون ریسک هم میتونه بازده قابل قبولی بگیره. این موضوع باعث میشه جذابیت سهام کمتر بشه. از اون طرف، این فضا مستقیم روی ارزشگذاری هم اثر میذاره. وقتی نرخ بهره و بازدهی بدون ریسک بالا میره، نرخ تنزیل هم بالا میره. یعنی بازار برای سودهای آینده ارزش کمتری قائل میشه. نتیجهاش اینه که حتی اگه سود اسمی شرکت رشد کنه، بازار حاضر نیست بهش ضریب بالایی بده. همون نسبت پیبرایی (P/E) که بین فعالهای بازار شناخته شده، تو این شرایط فشرده میشه و پایین میاد. به زبان ساده، سود بیشتر لزوماً به معنی قیمت بالاتر نیست؛ مهم اینه بازار حاضر باشه برای اون سود، چند برابر پول بده. در بازارهای دیگه هم شرایط مشابهه؛ اگر دلار، طلا یا مسکن وارد فاز صعودی بشن، بخشی از نقدینگی از بورس خارج میشه و به سمت اونها حرکت میکنه. حرف آخر رو خلاصه بگم و جمعش کنیم: تا وقتی کیفیت و پایداری سودها تأیید نشه، هر رشدی که تو قیمتها میبینیم بیشتر شبیه یه موج کوتاهه، نه شروع یه مسیر قوی و موندگار. بازار خیلی زود میفهمه این سود واقعی و قابل تکراره یا فقط یه اثر موقتیه. اگه موقتی باشه، همونقدر سریع که بالا رفته، اصلاحش هم شروع میشه.

نظر