دورهمی چند نفره

جمع کردن
X
 
  • زمان
  • نمایش
پاک کردن همه
پست‌های جدید
  • mhjboursy
    ستاره‌دار (۱۳)
    • تیر ۱۳۹۲
    • ۱۸۲۷۰

    #۴۵۹۱
    پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

    در اصل توسط sooroosh۱۳۱۵ پست شده است مشاهده پست
    فکر می کنم گشایش fatf باید باشه یا چیزی که به بانک ها ربط داره .... یک هفته ای هست بانک ها شدید مثبت هستن
    ?
    خصدرا را می‌گویم‌ها....
    خصدرا در کادر سمت راست کارگزاری روی منفی ۱ درصد منفی است ولی سمت چپ روی ۲.۲ درصد منفی است.
    «محمد حسین» هستم.
    امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

    نظر

    • mhjboursy
      ستاره‌دار (۱۳)
      • تیر ۱۳۹۲
      • ۱۸۲۷۰

      #۴۵۹۲
      پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

      در اصل توسط sooroosh۱۳۱۵ پست شده است مشاهده پست
      فکر می کنم گشایش fatf باید باشه یا چیزی که به بانک ها ربط داره .... یک هفته ای هست بانک ها شدید مثبت هستن
      احتمالا اشتباه نقل قول گرفته‌اید و می‌خواسته‌اید آن نوشته‌ی من را نقل قول بگیرید که گفتم در بانک‌ها چه خبر است و از وبصادر گفته بودم....
      «محمد حسین» هستم.
      امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

      نظر

      • roya123
        ستاره‌دار(۳)
        • فروردین ۱۳۹۳
        • ۵۵۹۲

        #۴۵۹۳
        پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

        جناب محمدحسین میخوام یه ۲۰ تومن یک ماهه اعتبار بگیرم.
        سهمی رو می شناسید که یک ماهه سود خوب بده؟؟؟
        اگه سهم خوب نداشته باشم اعتبار و نمی گیرم.
        اما خب با توجه به اینکه اعتبارهای سه ماهه بدهکار هستم گرفتن این اعتبار یک ماهه تا سر رسید اونها رو کار درستی میدونم.
        اگر اشتیاق شما برای موفق شدن بیشتر از ترس شما از شکست خوردن باشد
        شما حتما موفق خواهید شد. "آلبرت انیشتین"

        نظر

        • mhjboursy
          ستاره‌دار (۱۳)
          • تیر ۱۳۹۲
          • ۱۸۲۷۰

          #۴۵۹۴
          پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

          در اصل توسط roya۱۲۳ پست شده است مشاهده پست
          جناب محمدحسین میخوام یه ۲۰ تومن یک ماهه اعتبار بگیرم.
          سهمی رو می شناسید که یک ماهه سود خوب بده؟؟؟
          اگه سهم خوب نداشته باشم اعتبار و نمی گیرم.
          اما خب با توجه به اینکه اعتبارهای سه ماهه بدهکار هستم گرفتن این اعتبار یک ماهه تا سر رسید اونها رو کار درستی میدونم.
          من نه.
          خودم هم مانده‌ام.
          و اینکه همان‌جور که عرض کردم مخم مدتی است دقیق نمی‌فهمد اوضاع را.
          --------------------
          سوال: اعتبار که مثلا فلان روز تمام می‌شود باید اعتبار بعدی دقیقا کی شارژ شود؟ (همان روز؟ روز بعدش؟ روز قبلش؟ دو روز قبل؟ )
          «محمد حسین» هستم.
          امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

          نظر

          • roya123
            ستاره‌دار(۳)
            • فروردین ۱۳۹۳
            • ۵۵۹۲

            #۴۵۹۵
            پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

            در اصل توسط mhjboursy پست شده است مشاهده پست
            من نه.
            خودم هم مانده‌ام.
            و اینکه همان‌جور که عرض کردم مخم مدتی است دقیق نمی‌فهمد اوضاع را.
            --------------------
            سوال: اعتبار که مثلا فلان روز تمام می‌شود باید اعتبار بعدی دقیقا کی شارژ شود؟ (همان روز؟ روز بعدش؟ روز قبلش؟ دو روز قبل؟ )
            خودم چند تا از نمادهای سبدم مد نظرم هست. اما می ترسم بازم
            چند تا راه دارید.
            یکی اینکه از دو سه روز قبل که پیامکش هم میاد روی گوشیتون اعتبار رو تمدید کنید
            اینجوری سر موعد که شد خودش دوباره براتون شارژ می کنه.
            راه دوم اینه که بزارید موعد اعتبار قبلی تموم بشه و سهم بفروشید و تسویه کنید.
            و مجددا فرداش اعتبار جدید رو درخواست بدید که پس فرداش میاد تو حسابتون
            که به نظر من روش دوم روش غیرحرفه ای هست
            اما خب اتفاق می یوفته. چون بعضی وقتا آدم فراموش می کنه تمدید کنه.

            اگر اشتیاق شما برای موفق شدن بیشتر از ترس شما از شکست خوردن باشد
            شما حتما موفق خواهید شد. "آلبرت انیشتین"

            نظر

            • mhjboursy
              ستاره‌دار (۱۳)
              • تیر ۱۳۹۲
              • ۱۸۲۷۰

              #۴۵۹۶
              پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

              نمی‌دانم جریانش چیست؟
              چند وقت پیش همین‌جور اتفاق‌ها پشت سر هم ردیف شد و دارد می‌آید...
              در آخرین اقدام... پایه‌ی یکی از صندلی‌هایم لق شد...
              پایه‌ی کولر کوچک متحرکم شکست...
              آن یکی پایه‌اش هم درآمد...
              خلاصه اینکه هر روز دارد یک اتفاق عجیب می‌افتد...
              .
              .
              .
              و امروز هم در آخرین اقدام رایانه خراب شد. آن هم سخت‌افزاری! (که الحمد لله به خاطر اینکه یک مقدار رایانه حالی‌ام می‌شود درستش کردم.) (آن هم با کلی دعا و تضرع به درگاه ایزد متعال!)
              .
              .
              .
              آهان! این را هم بگویم که امروز یک زیان وحشتناک بورسی هم کردم. /:.rolleyessmileyani

              پی‌نوشت: این را هم بگویم که اصلا ناراحت نیستم. خیلی هم خوشحالم. چون خدا هست. تا زمانی که خدا هست ناراحتی برای چه؟ مهم او است.
              «محمد حسین» هستم.
              امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

              نظر

              • mhjboursy
                ستاره‌دار (۱۳)
                • تیر ۱۳۹۲
                • ۱۸۲۷۰

                #۴۵۹۷
                پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

                همه چیز دست خدا است.
                غیر از خدا احدی کاره‌ای نیست.
                اگر خدا نخواهد برگ از روی درخت نمی‌افتد.
                فلان چیز و بهمان و پیامدها و رویدادها... همه معلولند. علت فقط یکی است.

                حکومت فلانی و بهمانی... ریاست فلانی... مسئولیت فلانی... تاثیرگذاری فلانی... اینها همه افسانه است... حکومت در اصل فقط از آن یکی است... و آن خدا است... همیشه همین بوده و همواره همان خواهد بود.

                در گرفتاری‌ها و مشکلات هم ما (تلاش می‌کنیم) تنها رو به سوی او می‌کنیم و تنها راهگشا هم اوست. و نه احدی غیر از او.
                «محمد حسین» هستم.
                امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

                نظر

                • mhjboursy
                  ستاره‌دار (۱۳)
                  • تیر ۱۳۹۲
                  • ۱۸۲۷۰

                  #۴۵۹۸
                  پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

                  در اصل توسط mhjboursy پست شده است مشاهده پست
                  نمی‌دانم جریانش چیست؟
                  چند وقت پیش همین‌جور اتفاق‌ها پشت سر هم ردیف شد و دارد می‌آید...
                  در آخرین اقدام... پایه‌ی یکی از صندلی‌هایم لق شد...
                  پایه‌ی کولر کوچک متحرکم شکست...
                  آن یکی پایه‌اش هم درآمد...
                  خلاصه اینکه هر روز دارد یک اتفاق عجیب می‌افتد...
                  .
                  .
                  .
                  و امروز هم در آخرین اقدام رایانه خراب شد. آن هم سخت‌افزاری! (که الحمد لله به خاطر اینکه یک مقدار رایانه حالی‌ام می‌شود درستش کردم.) (آن هم با کلی دعا و تضرع به درگاه ایزد متعال!)
                  .
                  .
                  .
                  آهان! این را هم بگویم که امروز یک زیان وحشتناک بورسی هم کردم. /:.rolleyessmileyani

                  پی‌نوشت: این را هم بگویم که اصلا ناراحت نیستم. خیلی هم خوشحالم. چون خدا هست. تا زمانی که خدا هست ناراحتی برای چه؟ مهم او است.
                  سشوارم هم سوخت. /:.mellowsmiley.://:.weirdsmiley.:/
                  :->
                  «محمد حسین» هستم.
                  امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

                  نظر

                  • roya123
                    ستاره‌دار(۳)
                    • فروردین ۱۳۹۳
                    • ۵۵۹۲

                    #۴۵۹۹
                    پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

                    در اصل توسط mhjboursy پست شده است مشاهده پست
                    سشوارم هم سوخت. /:.mellowsmiley.://:.weirdsmiley.:/
                    :->
                    :)):)):)):))
                    احتمالا به ضررهایی که می کنید و چیزایی که خراب میشه فکر می کنید./.:biggrinsmiley.:/
                    از قدیم گفتن هر چی و بشمری زیاد میشه.
                    شما هم دارید اینا رو می شمرید =))
                    منتظر اخبار بعدی خرابی های زنجیره ای تون هستیم. =))
                    =))=))
                    اگر اشتیاق شما برای موفق شدن بیشتر از ترس شما از شکست خوردن باشد
                    شما حتما موفق خواهید شد. "آلبرت انیشتین"

                    نظر

                    • roya123
                      ستاره‌دار(۳)
                      • فروردین ۱۳۹۳
                      • ۵۵۹۲

                      #۴۶۰۰
                      پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

                      دوستان یه سوال؟؟؟؟
                      دلار بیاد پایین چه سهامی میان پایین و چه سهامی میرن بالا؟؟؟
                      اصلا کنترل دلار میتونه تأثیری رو بورس داشته باشه؟؟؟
                      قاعدتا باید مثلا فملی بیاد پایین ولی من به شخصه دلایل زیادی برای رشد فملی متصور میشم.
                      میگم پایین اومدن دلار نمیتونه تأثیری روش داشته باشه.
                      اگر اشتیاق شما برای موفق شدن بیشتر از ترس شما از شکست خوردن باشد
                      شما حتما موفق خواهید شد. "آلبرت انیشتین"

                      نظر

                      • mhjboursy
                        ستاره‌دار (۱۳)
                        • تیر ۱۳۹۲
                        • ۱۸۲۷۰

                        #۴۶۰۱
                        پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

                        در اصل توسط roya۱۲۳ پست شده است مشاهده پست
                        :)):)):)):))
                        احتمالا به ضررهایی که می کنید و چیزایی که خراب میشه فکر می کنید./.:biggrinsmiley.:/
                        از قدیم گفتن هر چی و بشمری زیاد میشه.
                        شما هم دارید اینا رو می شمرید =))
                        منتظر اخبار بعدی خرابی های زنجیره ای تون هستیم. =))
                        =))=))
                        نه. می‌دانم شما چه چیزی را متوجه هستید و می‌خواهید یادآوری کنید. ولی آن‌گونه نیست.

                        گاهی هست آدم با شمردن به یادش می‌آید فلان چیز چقدر زیاد است...
                        گاهی هست آدم با شمردن راه را (از دید ماورایی) برای شمارش‌های بعدی فراهم می‌کند. (به‌خصوص در شکر نعمت.)
                        گاهی هست آدم با شمردن پدیده‌ای که اتفاق دارد می‌افتد را متوجه می‌شود.

                        برای من دومی نیست. سومی است.
                        «محمد حسین» هستم.
                        امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

                        نظر

                        • mhjboursy
                          ستاره‌دار (۱۳)
                          • تیر ۱۳۹۲
                          • ۱۸۲۷۰

                          #۴۶۰۲
                          پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

                          در اصل توسط mhjboursy پست شده است مشاهده پست
                          نه. می‌دانم شما چه چیزی را متوجه هستید و می‌خواهید یادآوری کنید. ولی آن‌گونه نیست.

                          گاهی هست آدم با شمردن به یادش می‌آید فلان چیز چقدر زیاد است...
                          گاهی هست آدم با شمردن راه را (از دید ماورایی) برای شمارش‌های بعدی فراهم می‌کند. (به‌خصوص در شکر نعمت.)
                          گاهی هست آدم با شمردن پدیده‌ای که اتفاق دارد می‌افتد را متوجه می‌شود.

                          برای من دومی نیست. سومی است.
                          حالت نخست. زمانی است که من تا امروز نمی‌دانستم یک چیزی را ولی تازه آن را می‌فهمم. مثلا ریزش مو. تا دیروز حواسم نبوده هر روز چقدر ریزش مو دارم. یک باره چشم باز می‌کنم و می‌فهمم...
                          حالت سوم زمانی است که تا دیروز فلان پدیده نبوده ولی تازه به وجود آمده. مثلا فلان پژوهشگر نگاه می‌کند می‌بیند هر سال یک کوچولو دارد هوا گرم‌تر می‌شود. اینجا خیلی سودمند است اگر آدم زودتر بفهمد و خودش را به بی‌خیالی نزند. که ای بسا یک سال چشم باز می‌کند می‌بیند سیل همه جا را برده... این با حالت دوم متفاوت است. یک چیزی به آدم فهمانده می‌شود. اگر آدم گمان کند با شمردن اینها راه را برای موارد بیشتر دارد فراهم می‌کند و به این دلیل دست از شمردن بردارد همان‌گونه که گفتم فقط زیان کرده. در این حالت سوم. (من مورد بد را گفتم... مورد خوب هم هست... مانند اینکه مثلا یک نفر نگاه کند بگوید میزان بارندگی‌ها در ایران دارد افزایش پیدا می‌کند و احتمالا داریم برای یک دوره طولانی از خشکسالی قشنگ فاصله می‌گیریم. مثلا.)
                          حالت دوم هم هست. من تکذیبش نمی‌کنم. بسیار هم نیرومند است. و به عنوان نمونه عرض کنم که در احادیث اسلامی، با قاطعیت، صراحت، تعداد بالا، و با شدت گفته شده این موضوع و بزرگترین آن هم اینکه: خداوند نزد گمان بنده‌ی مومن خویش قرار دارد. و البته ای بسا شخصی اصلا از این حالت دوم برای رفع آن حالت سوم استفاده کند.
                          «محمد حسین» هستم.
                          امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

                          نظر

                          • roya123
                            ستاره‌دار(۳)
                            • فروردین ۱۳۹۳
                            • ۵۵۹۲

                            #۴۶۰۳
                            پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

                            در اصل توسط mhjboursy پست شده است مشاهده پست
                            حالت نخست. زمانی است که من تا امروز نمی‌دانستم یک چیزی را ولی تازه آن را می‌فهمم. مثلا ریزش مو. تا دیروز حواسم نبوده هر روز چقدر ریزش مو دارم. یک باره چشم باز می‌کنم و می‌فهمم...
                            حالت سوم زمانی است که تا دیروز فلان پدیده نبوده ولی تازه به وجود آمده. مثلا فلان پژوهشگر نگاه می‌کند می‌بیند هر سال یک کوچولو دارد هوا گرم‌تر می‌شود. اینجا خیلی سودمند است اگر آدم زودتر بفهمد و خودش را به بی‌خیالی نزند. که ای بسا یک سال چشم باز می‌کند می‌بیند سیل همه جا را برده... این با حالت دوم متفاوت است. یک چیزی به آدم فهمانده می‌شود. اگر آدم گمان کند با شمردن اینها راه را برای موارد بیشتر دارد فراهم می‌کند و به این دلیل دست از شمردن بردارد همان‌گونه که گفتم فقط زیان کرده. در این حالت سوم. (من مورد بد را گفتم... مورد خوب هم هست... مانند اینکه مثلا یک نفر نگاه کند بگوید میزان بارندگی‌ها در ایران دارد افزایش پیدا می‌کند و احتمالا داریم برای یک دوره طولانی از خشکسالی قشنگ فاصله می‌گیریم. مثلا.)
                            حالت دوم هم هست. من تکذیبش نمی‌کنم. بسیار هم نیرومند است. و به عنوان نمونه عرض کنم که در احادیث اسلامی، با قاطعیت، صراحت، تعداد بالا، و با شدت گفته شده این موضوع و بزرگترین آن هم اینکه: خداوند نزد گمان بنده‌ی مومن خویش قرار دارد. و البته ای بسا شخصی اصلا از این حالت دوم برای رفع آن حالت سوم استفاده کند.
                            بسیااااااار عالی....
                            شما هم تحلیل گر خوبی هستید جناب محمدحسین
                            من منظورم همون حالت دومش بود...
                            حالت های دیگه رو بلد نبودم :p
                            میگم شما هم قدرت سخنوری بالایی دارید ها
                            فک کنم هر موضوعی رو بهتون بگن بدون آمادگی قبلی هم بتونید برید بالای تریبون و در موردش صحبت کنید.
                            زمانی که نتورک مارکتینگ کار می کردیم اینجوری بود که بعضی ها رو یهویی بلند می کردن میگفتن جلو جمع سخنرانی کن.
                            مثلا همش باید انگیزه میدادی و اینا
                            من اونجور مواقع اسم خودم و هم فراموش می کردم. :p
                            اگر اشتیاق شما برای موفق شدن بیشتر از ترس شما از شکست خوردن باشد
                            شما حتما موفق خواهید شد. "آلبرت انیشتین"

                            نظر

                            • mhjboursy
                              ستاره‌دار (۱۳)
                              • تیر ۱۳۹۲
                              • ۱۸۲۷۰

                              #۴۶۰۴
                              پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

                              در اصل توسط roya۱۲۳ پست شده است مشاهده پست
                              بسیااااااار عالی....
                              شما هم تحلیل گر خوبی هستید جناب محمدحسین
                              من منظورم همون حالت دومش بود...
                              حالت های دیگه رو بلد نبودم :p
                              میگم شما هم قدرت سخنوری بالایی دارید ها
                              فک کنم هر موضوعی رو بهتون بگن بدون آمادگی قبلی هم بتونید برید بالای تریبون و در موردش صحبت کنید.
                              زمانی که نتورک مارکتینگ کار می کردیم اینجوری بود که بعضی ها رو یهویی بلند می کردن میگفتن جلو جمع سخنرانی کن.
                              مثلا همش باید انگیزه میدادی و اینا
                              من اونجور مواقع اسم خودم و هم فراموش می کردم. :p
                              ممنونم از تعریفتان.
                              + مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد.
                              پشت رایانه فرق می‌کند.
                              پشت رایانه یک دست خصایص دارم که در خارج از فجازی ندارم.
                              مثلا پشت رایانه خیلی اهل تامل و تحمل و گذشت هستم... شاید گاهی یک نفر به خودم بد و بیراه هم بگوید خیلی آسان بگذرم... ولی در واقعیت یک وقت دیدی... x_x چه می‌دانم... من هم بچه شدم و مانند او رفتم تو کار مراء و مشاجره بیهوده و... (البته اخیرا این هم مقداری بهبود پیدا کرده.)
                              -----------------------------
                              خاطره...
                              یک بار یک استادی داشتیم... همه را بلند کرد برای تمرین ارائه... قلبم تالاپ تالاپ داشت تو سینه‌ام بالا پایین می‌پرید... یک حس ترس و هیجان عجیبی تمام وجودم را فراگرفته بود... بعد یکباره فهمیدم چه کنم! با خودم گفتم می‌دانم چه کارش کنم... رفتم تو کار ایده‌آلیستی... دنیا را شبیه فیلمش کردم... شبیه فیلم‌های هندی... یا علمی تخیلی... (از اینهایی که شخصیت بی‌دست و پای داستان یکباره گل می‌کند و سوپر من می‌شود...) مانند عملیات جوجیتسو از ترس بر علیه خودش استفاده کردم... جوری ترس را پیچاندم که گمان کنم خودش هم هنوز تو کف مانده چه‌جوری پیچانده شده! /.:biggrinsmiley.:/ ترس را تبدیل کردم به هیجان و هیجان را تبدیل کردم به شور و شوق و ذوق... این‌گونه شده بود که همین عامل هیجان داشت مانند پمپ احساسات (با هر تپش قلبم که هنوز داشت خیلی محکم می‌زد) احساس شور و عشق و لذت تجربه‌ی اولین کنفرانس جلوی جمع را به وجودم تزریق می‌کرد... (هرچه بگویم کم گفته‌ام... این‌قدر از آن پلوتیکی که زدم راضی‌ام... هنوز که هنوز است... که نگو...)
                              آری... گمان کنم اولین کنفرانس زندگی‌ام بود... در بزرگسالی... خیلی عالی بود...
                              پی‌نوشت: الان کار خوبی می‌کنند... بچه‌های راهنمایی را هم می‌فرستند بروند تحقیق کنند و بعد آن را ارائه دهند.
                              پی‌نوشت: شهوت کلام.
                              «محمد حسین» هستم.
                              امیرالمومنین(ع):برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگی خواهی کرد و برای آخرتت چنان که گویا فردا خواهی مرد.

                              نظر

                              • roya123
                                ستاره‌دار(۳)
                                • فروردین ۱۳۹۳
                                • ۵۵۹۲

                                #۴۶۰۵
                                پاسخ : نوشته‌های غیر بورسی ما بورسی‌ها

                                در اصل توسط mhjboursy پست شده است مشاهده پست
                                ممنونم از تعریفتان.
                                + مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد.
                                پشت رایانه فرق می‌کند.
                                پشت رایانه یک دست خصایص دارم که در خارج از فجازی ندارم.
                                مثلا پشت رایانه خیلی اهل تامل و تحمل و گذشت هستم... شاید گاهی یک نفر به خودم بد و بیراه هم بگوید خیلی آسان بگذرم... ولی در واقعیت یک وقت دیدی... x_x چه می‌دانم... من هم بچه شدم و مانند او رفتم تو کار مراء و مشاجره بیهوده و... (البته اخیرا این هم مقداری بهبود پیدا کرده.)
                                -----------------------------
                                خاطره...
                                یک بار یک استادی داشتیم... همه را بلند کرد برای تمرین ارائه... قلبم تالاپ تالاپ داشت تو سینه‌ام بالا پایین می‌پرید... یک حس ترس و هیجان عجیبی تمام وجودم را فراگرفته بود... بعد یکباره فهمیدم چه کنم! با خودم گفتم می‌دانم چه کارش کنم... رفتم تو کار ایده‌آلیستی... دنیا را شبیه فیلمش کردم... شبیه فیلم‌های هندی... یا علمی تخیلی... (از اینهایی که شخصیت بی‌دست و پای داستان یکباره گل می‌کند و سوپر من می‌شود...) مانند عملیات جوجیتسو از ترس بر علیه خودش استفاده کردم... جوری ترس را پیچاندم که گمان کنم خودش هم هنوز تو کف مانده چه‌جوری پیچانده شده! /.:biggrinsmiley.:/ ترس را تبدیل کردم به هیجان و هیجان را تبدیل کردم به شور و شوق و ذوق... این‌گونه شده بود که همین عامل هیجان داشت مانند پمپ احساسات (با هر تپش قلبم که هنوز داشت خیلی محکم می‌زد) احساس شور و عشق و لذت تجربه‌ی اولین کنفرانس جلوی جمع را به وجودم تزریق می‌کرد... (هرچه بگویم کم گفته‌ام... این‌قدر از آن پلوتیکی که زدم راضی‌ام... هنوز که هنوز است... که نگو...)
                                آری... گمان کنم اولین کنفرانس زندگی‌ام بود... در بزرگسالی... خیلی عالی بود...
                                پی‌نوشت: الان کار خوبی می‌کنند... بچه‌های راهنمایی را هم می‌فرستند بروند تحقیق کنند و بعد آن را ارائه دهند.
                                پی‌نوشت: شهوت کلام.
                                من راهنمایی که بودم یه خانم دیلمی داشتیم. (یادش به خیر)
                                همیشه به من می گفت اول تو بیا درس و توضیح بده.
                                درس علوم اجتماعی
                                بعدش خودش توضیح میداد.
                                منم همیشه از قبل درس بعدی و میخوندم.
                                اما این که من تا راهنمایی ارائه های خوبی میدادم باعث نشد که در دوران نوجوانی هم همانگونه باشم.
                                دوران نوجوانی است که استرس اجتماعی میاد سراغ آدم
                                و من تا پایان دوران لیسانس این استرس رو با خودم حمل می کردم.
                                تا اینکه توی دوره کارشناسی ارشد مجبور بودیم واسه هر درس یه ارائه بدیم. که من اون زمان بود که به فکر چاره افتادم. /.:biggrinsmiley.:/

                                اگر اشتیاق شما برای موفق شدن بیشتر از ترس شما از شکست خوردن باشد
                                شما حتما موفق خواهید شد. "آلبرت انیشتین"

                                نظر

                                در حال کار...