PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده می باشد و در این حالت شما تصویری را مشاهده نمی کنید برای مشاهده کامل متن و تصویرها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سینــــــما



صفحه ها : [1] 2 3

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۱/۱۱, ۱۰:۵۳
حرفهای شنیدنی بهرام رادان درباره مهناز افشار، هدیه تهرانی، مسعود کیمیایی و محسن چاوشی

مجله زندگی ایده آل در شماره ویژه نوروز خود مصاحبهای مفصل با بهرام رادان با موضوع 11 سال زندگی حرفهای این بازیگر سینمای ایران انجام داده است. بخش هایی از این مصاحبه را در زیر میخوانید.

خیلی ها دوست دارند من و مهناز افشار دوباره همبازی شویم
حضور مهناز افشار خیلی به تبلیغات فیلم «شور عشق» برای بیشتر دیده و شناخته شدن کمک کرد. به هر حال پارامترها باید در کنار هم قرار بگیرند تا موفقیت کسب شود. اگر فیلم «شور عشق» یک تک هنرپیشه پسر یا دختر داشت، قطعاً اینقدر دیده نمی شد. از طرف دیگر اخبار حاشیه ای درباره هنرپیشه های فیلم هم وجود داشت که خیلی باعث تبلیغات مثبت برای فیلم بود. در این سالها من و مهناز افشار خیلی پیشنهاد کار مشترک داشتیم. خودمان هم می دانیم که مخاطبان خیلی دوست دارند دوباره ما را رو به روی هم ببینند. اما دنبال قصه ای هستیم که ویژگیهای خاص خودش را داشته باشد.

هدیه تهرانی از من حمایت نکرد
سر فیلم «آبی» خیلی اذیت شدم. به دلیل اینکه از طرف کل گروه مورد پذیرش نبودم. به خصوص نیمه اول کار. انگار قرار نبود کسی باور کند که فیلم، یک بازیگر پسر هم دارد. به خصوص که قرار بود نقش ارسطو را امین حیایی بازی کند. ولی امین موهایش را به خاطر «تکیه بر باد» کوتاه کرده بود و تهیه کننده «آبی» هم قبول نکرده بود که او بازی کند. من موهایم آن موقع بلند بود. به هر حال اول ورودم بود و گاردهایی علیه ام وجود داشت. «آبی» فیلم خوبی نبود اما تجربه خوبی بود. تجربه ورود غریبانه. برای همین حالا وقتی آدم تازه واردی به فیلم ما می آید، به دلیل نوستالژی روزهای سخت خودم، سعی می کنم کمک و حمایتش کنم. هدیه تهرانی سر «آبی» چنین حمایتی را از من انجام نداد اما مثل خیلی های دیگر سعی در تکذیب حضور من نداشت. یک روند کاملا معمولی بود. آن موقع مجله فیلم نوشت هدیه تهرانی مخالف من بوده ولی من چنین چیزی را بعید می دانم. من هیچ وقت هیچ انرژی منفی از او نگرفتم. همان طور که انرژی مثبتی هم از او نگرفتم. یک ارتباط کاملا خنثی.

http://amen1361.persiangig.com/image/iractor_bahram_radan_2.jpg


«آواز قو» را دوست نداشتم
من «آواز قو» را دوست نداشتم. وقتی قرار شد برای نخستین بار فیلم در خانه سینما اکران شود، من حتی نرفتم فیلم را ببینم. فکر می کردم یک فیلم پسر - دختری است که خوب هم نشده است. ادامه همان مسیری که خیلی ها در نقدهایشان راجع به فضای فیلم های من نوشته بودند. تا اینکه یک بار تلفنم زنگ خورد. علی مصفا و لیلا حاتمی بودند. برای من صحبت کردن پای تلفن برای نخستین بار با این دو نفر خیلی مهم بود. آنها زنگ زدند که به من تبریک بگویند. آن هم وقتی خودم هنوز فیلم را ندیده بودم. بعد فکر کردم نکند فیلم خوبی شده باشد!

در فیلم های کیمیایی وصله ناجورم
بعد از«گیلانه» تا شهریور کار نکردم تا اینکه رسیدم به «سربازهای جمعه». فیلم دهم من بود. آقای کیمیایی بعد از چند سال به ایران برگشته بود. این فیلم برایم مهم بود. برای نخستین بار قرار بود جلوی محمد رضا فروتن بازی کنم... من خودم را در فیلمهای کیمیایی دوست ندارم. انگار یک وصله ناجورم. نه اینکه فیلم بد باشد. من خوب نیستم. مثلاً من را از «حکم» حذف کنند، چه اتفاقی می افتد؟ هیچی؛ بعضی ها فکر می کنند که من جسارتی به آقای کیمیایی می کنم. در صورتی که اینطور نیست. من از خودم در این فیلم ها خوشم نمی آید.

قسم می خوردند که رادان معتاد است
سر «سنتوری» شایع شده بود که خودم قبلا معتاد بوده ام. اصولا بحث ازدواج کردن و معتاد بودن و ... هرچند وقت یک بار در جمع عوام شکل می گیرد. به گوش خودمان هم می رسد ولی کاملا عادی است. یادم است محسن چاووشی یک بار بعد از سنتوری به من گفت با یکی از دوستانش که چند سال هروئینی بوده، حرف می زده و او گفته که رادان قطعا معتاد است. محسن گفته نه بابا، بهرام حتی سیگار هم نمی کشد. او هم دوباره گفته من به همه مقدسات قسم می خورم که رادان معتاد است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۱/۱۱, ۱۴:۰۳
حامد بهداد در سالی که حضور پر رنگی در جشنواره فیلم فجر با فیلمهای متعددش داشت موفق به دریافت سیمرغ بازیگری شد.

هفته نامه جهان سینما در شماره نوروزی خود گفتوگویی با این بازیگر سینمای ایران داشته که بخشی از آن را در ادامه می خوانید.

بیشتر دوست داشتید برای کدام فیلم سیمرغ بگیرید؟
همه فیلم هایم را دوست دارم، البته ترجیح میدادم برای فیلمهای «بوتیک»، «کافه ستاره»، «حس پنهان» و یا «روز سوم» سیمرغ می گرفتم.

امسال حدس میزدید برای فیلم «جرم» سیمرغ بگیرید؟
حدس میزدم برای «سعادتآباد» ساخته مازیار میری نامزد بشوم.

حامد بهداد: یک میلیارد بدهند بازی میکنم
به حضورتان در فیلم «انتهای خیابان هشتم» به کارگردانی علیرضا امینی دلبسته بودید، از اینکه فیلم در جشنواره به نمایش در نیامد چه احساسی پیدا کردید؟
برای بازی و حضور در این فیلم کلی زحمت کشیده بودم. با توجه به مضمون فیلم حدس میزدم که برای آن محدودیت هایی به وجود بیاید. همه گروه سازنده فیلم اعم از سیدجمال ساداتیان به عنوان تهیه کننده، علیرضا امینی به عنوان کارگردان و بقیه تیم سازنده افسرده شدیم.


http://amen1361.persiangig.com/image/behdad.jpg

حضور پر رنگ فیلمهای اجتماعی در جشنواره امسال آیا برآیند سیاستگذاری مدیران فرهنگی است و یا فیلم سازان به صورت طبیعی به این موضوعات توجه نشان دادهاند؟
حتی فیلم کمدی از جنس رامبد جوان «ورود آقایان ممنوع» آثار متفاوتی بود و به طور اصولی ساختار درست ژانر کمدی در آن رعایت شده بود، اما فیلمهای کمدی سطحی و سخیف که این روزها در سینمای اکران جولان می دهد و یکه تازی میکنند، در مقطعی فروش خوبی داشتند، اما مخاطبان از دیدن این فیلمها دلزده شدند و اکران موفقی نداشتند.

اینها فیلم های مستهجن و مبتذلی هستند که قبل از انقلاب هم سینماگران اصیل و هنرمند با این جریان مخالف بودند. تنها تفاوت سینمای مبتذل این دوران با دوران قبل از انقلاب وجود حجاب و به کار نبردن الفاظ رکیک است. همان چیزهایی که سینمای مبتذل قبل از انقلاب با آن درگیر بود الان هم به نوعی در فیلمهای سخیف کمدی وجود دارد و هر دوی این جریانها در آن سالها و این سالهای اخیر چیپ هستند. فیلم های نمی دونم صد کیلو چی چی، چیچی خندان، عروسی چیچی، آقای چند رنگ، کلاغ هفت پر، چراغ نارنجی و آبی، این نوع فیلم ها در قبل از انقلاب هم وجود داشتند چون فکر کردن برای دوستان نویسنده و کارگردان این نوع آثار کمی تا قسمتی سخت و دشوار است و انرژی می برد.

اگر چک سفید به شما بدهند وسوسه نمی شوید این نوع فیلمها را بازی کنید؟
بازی میکنم به شرطی که پنج میلیارد تومان دستمزد بدهند. البته یک میلیارد هم بدهند بازی می کنم. اشکالی هم ندارد.

به علاقه مندانتان چه پاسخی میدهید؟
جواب علاقه مندان با من، شما ناراحت نباشید. این همه فیلم خوب بازی کردهام حالا دو تا فیلم بد بازی کنم. مگر چطور می شود. حرف این است که از بازی در این نوع فیلم ها پولی هم در نمی آید. برخی دوستان با 20 میلیون تومان می روند و در این نوع فیلمها بازی می کنند.

این مبالغ ارزش بازی کردن در فیلم های کمدی سطحی را ندارد؟
آخر فروشنده باید به قیمت بفروشد. توی سر سگ بزنی از جنس این فیلمها ساخته میشود. البته این نوع فیلمها باید وجود داشته باشد، اما به شرط اینکه اجازه بدهند فیلم های مستقل هم به حیات خودشان ادامه بدهند. اگر از این سینما بد می گویم به این دلیل است که رو به روی سینمای مستقل ایستاده است و نمی گذارد رشد کند. برخی هم تلاش می کنند از این نوع کمدی سطحی بیشتر اکران شود تا یک شادی مسخره به دل جامعه تزریق شود. جامعه ای که 70 درصد مردمش از نظر روحی غمگین هستند.

به حضور در فیلمهای مستقل، کم هزینه و اجتماعی ادامه میدهید؟ا
گر منافاتی با حیات شغلی من نداشته باشد، باز هم در این فیلمها بازی می کنم. اما اگر باعث شود از نان خوردن بیفتم این نوع پیشنهادات را قبول نمیکنم.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۱/۱۱, ۲۰:۳۲
مهدی پاکدل به تازگی در یک برنامه تلویزیونی حاضر شده و اعلام کرد با بهنوش طباطبایی ازدواج کرده است.

به گزاش سایت روزنامه ایران،مهدی پاکدل بازیگر جوان سینما و تلویزیون که طی سالهای اخیر در آثاری همچون «دایره زنگی»، «مخمصه» و «شبانه» ایفای نقش کرده است به تازگی در برنامه نوروزی شبکه استانی اصفهان حاضر شده و ضمن گفتگو درباره روند فعالیت سینمایی خود از این مساله سخن گفت که اخیرا با بهنوش طباطبایی دیگر هنرمند جوان ایرانی ازدواج کرده است.

http://amen1361.persiangig.com/image/taba.jpg

اعلام این خبر در شرایطی از سوی پاکدل اعلام شد که ازدواج این دو هنرمند سینما در سیزدهم اسفندماه سال گذشته صورت گرفت.

http://amen1361.persiangig.com/image/pakdel.jpg

پاکدل متولد 1359 اصفهان و دانشجوی انصرافی گرافیک دانشگاه آزاد و بهنوش طباطبایی متولد 1360 تهران و فارغ التحصیل رشته کامپیوتر است.

14

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۱/۱۱, ۲۰:۵۳
«شما جک را نمیشناسید» نام فیلم تلویزیونی با بازی آل پاچینو و کارگردانی بری لوینسون بود که سال گذشته پخش و با استقابل گسترده روبرو شد.

http://amen1361.persiangig.com/image/pachi.jpg

پاچینو در این فیلم نقش جک کوورکیان معروف به دکتر مرگ را بازی میکرد. او به بیمارانی که امیدی به زنده ماندن نداشتند کمک میکرد دست به اتانازی بزنند. پایچنو برای بازی در این فیلم برنده جایزه گلدن گلوب شد.

http://amen1361.persiangig.com/image/pach.jpg

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۱/۱۲, ۰۰:۲۲
روزنامه بانی فیلم در شماره ویژه نوروز خود مصاحبه ای جذاب با داریوش کاردان، مجری، طنزپرداز و بازیگر قدیمی تلویزیون و رادیو ایران انجام داده است که بخشهایی از آن را میخوانید.

بارها قربانی شدم
کار من در تلویزیون طنز است و طنز من هم همه می دانند یک طنز خاص، تلخ، نیشدار، سیاسی - اجتماعی و گزنده است. به طور مثال همان «شبکه سه و نیم» که خیلی ها آن زمان نوشتند شبکه مزخرفی است! (چون همزمان با پخش «شبهای برره» بود!)، اما همان موقع حس می کردم یک موسیقی بسیار با معنی را در یک ارکستر کوچک می نوازم و یک نفر همان موقع سرنا - دهل می زد و گوشها را کر کرده که صدای من به گوش کسی نرسد، اما حالا که یک مقدار دور شده ایم، خیلیها در جاهای مختلف از «شبکه سه و نیم» صحبت می کنند و می گویند چه شبکه خوبی بود! ما آن زمان قربانی شدیم رفت. یک بار هر سر « جنگ 39» قربانی شدیم، آن هم به خاطر «ساعت خوش»!

بلدم مثل بعضی ها با «توالت» مردم را بخندانم
سری را که درد نمی کند دستمال نمی بندند! برای ساختن یک برنامه یا حتی ساخت یک ساختمان، یک سری لوازم لازم است. وقتی این لوازم در کنار تو نیست، چرا باید خودت را به دردسر بیندازی!... بله من هم میتوانم راجع به «توالت» مثل آقای عطاران و دوستان دیگر طنز بسازم! با صد و سی قسمت راجع به توالت کار ساختن و مردم را خنداندن را من هم بلد هستم، اما اگر از این مقوله استفاده کردم و یکی را نقد کردم چی!؟

به ضرغامی گفتم بیمارستان خوابیدم و ترک کردم
زمانی که «عصرانه» را اجرا می کردم و روزی چهار ساعت اجرای برنامه داشتم هم کار و هم بازی می کردم. یادم می آید تا آخرین شب انتخابات هم برنامه داشتیم. خدا می داند من در آن چهار ساعت چگونه ویراژ دادم که هم مردم را بخندانم، هم مردم را به شرکت در انتحابات تشویق کنم و هم چیزی نگویم که تبلیغات فردی از میان کاندیداهای محترم باشد! باور کنید کار بسیار سختی بود! بعد از مدتی آن برنامه را رها کردم. دنبالم آمدند که چرا نمی آیی. پس از شش - هفت ماه رفتم، گفتند فعلاً صبر کن! روزی آقای ضرغامی مرا پشت صحنه یکی از این کارهای جدی دیدند، گفتند کارهای جدی باعث نشود طنز را فراموش کنی! گفتم آقا من رفتم بیمارستان خوابیدم ترک کردم، گفتند چه چیز را؟ گفتم طنز را!

دوبله دیگر جای ماندن و کار کردن نبود
به نظر خودم در دوبله هم به قله رسیده بودم چون از صدای خرس و سوسک و ملخ در کارتون ها گرفته صدای اشعث بن قیث در «تنهاترین سردار» و حاج رسول رستگاری در سریال «نبردی دیگر» و هزاران جایزه نقدی دیگر...! من حرف می زدم، اما دنبال بهانه بودند و گفتند شما حق ندارید دیگر این کار را انجام دهید! من هم گفتم احتمالا اینها جزو الطاف خفیه الهی است! من هم از دوبله بیرون آمدم، رفتم یک کانون تبلیغات زدم و فکر میکنم به اندازه 30 سال دوبله پول درآوردم. بعدش آنجا را هم بستم. دوبله شده بود یک جور زیرآب رفتن و کلاه سر هم گذاشتن و ... باور کنید این جور نانها از گلوی من پایین نمی رود.

ما مرده پرستیم
متاسفم از اینکه روزی دست نوشته ها، اشعار جدی و داستانهای کوتاه من بیرون می آید و مورد نقد و بررسی قرار میگیرد که دیگر نیستم... ما ملتی مرده پرست و خصم جان هستیم. ما ملت، ناصر عبداللهی را نشناختیم، محمد نوری را هم نفهمیدیم. جنس ما طوری است که از عروسی خوشمان نمی آید، دوست داریم کسی بمیرد دور هم جمع شویم. همه یک گوشه کار را بگیرند، قابلمه می شویند، شلنگ دست می گیرند، کی رفت خرما بخره! شلوغ می کنیم...، اما توی عروسی دعوا درست می کنیم. نمیدانم چرا شادی یکدیگر را نمی توانیم ببینیم، اما در زمان غم دور هم جمع می شویم. من امروز هنرمندانی را می شناسم که در بدترین شرایط زندگی می کنند.

جکرگی باز می کنم
وقتی سر نخواستن ما دعواست چه کنیم، ما هم از دوستان فحش می شنویم و هم از صدای آمریکا! شما شک نکنید بزودی مغازه جگرکی باز خواهم کرد، مطمئن باشید در یک سال به اندازه 32 سال خدمت، پول در می آورم. این را به شما قول می دهم! چند تا سیخ می خواهد و یک منقل، یک لباس سفید می پوشم بایستم به باد زدن، تمام تهران می آیند. کافی است بچرخد که کاردان جگرکی زده! چه اشکالی دارد؟ یک مقدار هم طنز زندگی کینم، به جای اینکه طنز بنویسیم!

«برره» ضربه به ادبیات ما بود​
من از میان کارهای آقای مهران مدیری سریال «پاورچین» را پسندیدم. آن کار رگه هایی از طنز خاص مد نظر خودم را به همراه داشت. دیدم آنجا بدون استفاده از رکیک گویی و لودگی، کار پیش میرود. من آن کار را خیلی دوست داشتم، اما سریالی مثل «شبهای برره» را یک ضربه مهلک به ادبیات خودمان می دانم. من در جایی گفتم صلاح نیست این کار پخش شود و بسیاری از سایتها از همان جمله استفاده کردند و نام آن را حمله شدیدالحن گذاشتند.

حال مردم ما خراب است
خنداندن مردم ایران اصولا سخت است و این خودش دو دلیل دارد؛ اول اینکه خودشان بسیار نکته بین هستند. می بینید به محض اینکه یک اتفاقی رخ می دهد، چه پیامک هایی می آید، واقعا محشر است! تو به این مردم چه می خواهی بگویی تا بخندند! و دیگر اینکه حال مردم ما خراب است! شما در خیابان از 1000 نفر یک نفر را نمی بینی که لبخند روی لبش باشد! همه قیافه ها در هم کشیده شده است. هوای آلوده باعث این مسئله است. اینکه اصلا گرانی در کشور ما وجود ندارد، باعث این مسئله می تواند باشد! ترافیک هم از سوی دیگر، گران شدن هزینه های دانشگاه آزاد و ... ضمن اینکه همه اعلام می کنند ما گران نکردیم! خب شما به من بگو آیا این مردم را می توان خنداند!

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۱/۱۵, ۱۱:۵۹
همشهری جوان نوشت:

درآمد محمدرضا گلزار و امین حیایی در 10سال گذشته26میلیاردتومان، مهناز افشار17میلیاردتومان

قرار بود پولسازترین بازیگر دهه 80 را انتخاب کنیم. برای همین هم سراغ جدول اکران فیلم ها از سال 80 سال به بعد رفتیم. بعد از مقایسه جدول فروش چند سال تقریباً اسم بازیگران زن و مردی که قرار بود با هم رقابت کنند، معلوم شد.

اسم بازیگران و فیلم هایی که در این 10 سال در آنها بازی کرده بودند، با قیمت فروش کل این فیلم ها در هر سال مشخص شد.

اما نکته اصلی این بود که قیمت بلیت 450 تومانی سینما در سال 80 به چهار هزار تومان در سال 89 رسیده بود. برای یکسان کردن فروش کل فیلم ها هم دست به دامن یک فرمول ساده شدیم.

فرمول این طوری بود که ما تعداد تماشاچیان هر فیلم را در چهار هزار تومان (که قیمت بلیت در سال 89 است) ضرب کردیم تا به یک مقیاس واحد برسیم یعنی این طور حساب کردیم که تمام فیلمهای دهه با بلیت چهار هزارتومانی فروش کردهاند. از بین فیلم های این بازیگران فروش فیلمی که بازیگر در آن نقش اول داشته یا در فروش تأثیرگذار بوده انتخاب کردیم. البته این میزان فروش کلی است و فروش روزهای که قیمت بلیت نصف میشود در این ماجرا لحاظ نکردیم. با تعریف فروش فیلم های «اخراجیها»، «سن پطرزبورگ» و «مهمان مامان» از فهرست فیلم های امین حیایی و مثلاً «دوئل» از فیلمهای هدیه تهرانی حذف شد

نکته دیگر اینکه تعداد فیلم ها در میزان فروش مؤثر بود. مثلاً تعداد فیلم های حیایی از رادان بیشتر بود بنابراین سنگ محک میانگین فروش را هم وسط گذاشتیم ولی بعد از محاسبه تفاوتی با جدول اصلی نداشت.

پولسازترین بازیگر زن دهه 80
1- مهناز افشار با 12 فیلم با فروش 000/190/246/177 ریال
2- هدیه تهرانی با 9 فیلم با فروش 000/450/511/132 ریال
3- نیکی کریمی با 13 فیلم با فروش 000/560/904/119 ریال

پولسازترین بازیگر مرد دهه 80
1- محمدرضا گلزار با 16 فیلم با فروش 000/040/579/259 ریال
2- امین حیایی با 21 فیلم با فروش 000/470/911/256 ریال
3- بهرام رادان با 16 فیلم با فروش 000/790/194/133 ریال

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۱/۱۵, ۱۶:۳۱
گل نوشت:

برای خیلی ها مهم است که بدانند چهره های معروف سینما طرفدار کدام یک از تیم های پایتخت هستند. سینماییها هم مثل مردم فوتبالی، با استقلالی هستند یا پرسپولیسی.
هیچ کس منکر شباهت های فوتبال و سینما نیست.حتی خیلی از همان آدمهایی که پز روشنفکری میگیرند و میخواهند شباهتهای فوتبال را با سینما نادیده بگیرند، خیال میکنند سینما تافته جدا بافتهای است و فوتبال یک ورزش عامیانه است. اما شرایط اجتماعی ثابت کرده که رابطه های این دو رشته در این سالهای اخیر حرف دیگری را به این دسته از آدمها نشان داده است.

سینمایی ها هم مثل مردم فوتبالی،با استقلالی هستند یا پرسپولیسی...اما اینکه کدام یک آبی هستند و کدام قرمز،چیز دیگری است.توی این گزارش تا آنحایی که می​شد ته قضیه را درآوردیم که کدام چهره سینمایی طرفدار قرمز و کدام طرفدار آبی هستند.

بهرام رادان: به شدت فوتبالی است.فرصت گیر بیاورد با رفقایش فوتبال بازی میکند و یک استقلالی دو آتیشه است. هر جایی که صحبت از فوتبال و استقلال و پرسپولیس باشد سینه چاک از استقلال طرفداری میکند. اما استادیوم نمیرود.به خاطر اتفاقهای حاشیهای که امکان دارد در ورزشگاه برایش بیفتد.

محمدرضا گلزار: خیلی فوتبالی نیست و بیشتر علاقه اش به سمت والیبال است. ولی پرسپولی است.اگر در جمعی باشد و کل کل راه بیفتد طوری از پرسپولیس طرفداری می کند که انگار هر روز استادیوم است.اما او هم مشکل بهرام رادان را دارد و استادیوم نمی رود.

پرستو صالحی: از آن دخترهایی است که همه جوره فوتبال را دنبال می کند. چه خارجی چه داخلی. اما اگر درباره فوتبال داخلی از او نظر بخواهی متوجه می شوید که دارید با یک طرفدار سینه چاک استقلال حرف میزنید. هیچ ابایی هم ندارد که عنوان کند عاشق فوتبال است و استقلالی است. خوراکش کل کل کردن با پرسپولیسی ها است.

پژمان بازغی: فکر میکنم این یکی را همه بدانید. اگر یک استادیوم بروی حرفهای باشید حتمن پژمان بازغی را در استادیوم دیدهاید. ولی در بازیهای پرسپولیس. چون حسابی پرسپولیسی است و با کسی هم شوخی ندارد. با خیلی از بچه های فوتبالی رفیق است. مخصوصا حسین هدایتی!

کامبیز دیرباز: اگر خیال میکنید پژمان بازغی تنهایی بازیهای پرسپولیس را به استادیوم می رود سخت اشتباه میکنید.کامبیز دیرباز بدتر از پژمان پرسپولیسی است. طوری که قبل از بازیهای دربی همیشه با smsهایش با رفقای استقلالیاش کل کل راه میاندازد. البته معروف است که بعد از شکستهای پرسپولیس مقابل استقلال تلفن رفقای استقلالی اش را جواب نمی دهد!

سام درخشانی: سام هم یکی از دوستان نزدیک کامبیز دیربار و پژمان بازغی است، اما تنها فرقی که با این دو دارد این است که استقلالی است.فقط بازی های دربی را همراه رفقایش میرود.

مسعود کیمیایی: خیلی سخت می شود فهمید که کیمیایی،که یکی از بزرگترین کارگردانهای سینمای ایران است طرفدار کدام تیم است.اما آنهایی که به کیمیایی نزدیک هستند می گویند او یک پرسپولیسی قدیمی است.حتی در فیلم «سلطان» که درباره علی پروین ساخته شده کلی درباره پروین حرف میزند و از منش او تعریف می کند.

سعید راد: خیلی ها دیگر می دانند که سعید راد پرسپولیسی است. هم مصاحبه هایی که در نشریات کرده و هم حضورش در استادیوم در بازیهای دربی.البته او عاشق پرسپولیسی است که علی پروین روی نیمکتاش نشسته باشد.

محمدرضا شریفی نیا: این یکی هم از آن دسته بازیگرانی است که کمتر می شد فهمید طرفدار کدام تیمی است.اما این اواخر ماجرا لو رفت. او که اتفاقا تهیه کننده فیلم مستند سلطان هم هست توی جلسهای که به خاطر این فیلم برگزار شده بود عنوان کرده بود که او یک استقلالی است ولی به خاطر اسطورهای به اسم علی پروین تهیه کنندگی فیلم سطان را به عهده گرفته است.

مهراوه شریفی نیا: دختر بزرگ محمدرضا شریفی نیا هم از آن فوتبالیها است.همین سال گذشته که مسابقه های فوتبال جام جهانی توی سینما ها پخش می شد،طرفدار دو آتیشه اسپانیا بود و بازیهای اسپانیا را در سینما تماشا میکرد.اما توی فوتبال داخلی یک پرسپولیسی است و همیشه اهل کل کل...

امیر جعفری: این یکی اگر بین دو سه تا پرسپولیسی بیفتد، طوری از استقلال دفاع میکند که انگار مربی این تیم است. استقلالی بودن امیر جعفری کاملا رو است. همه جا اگر بحثی پیش بیاید درباره فوتبال و قرمز و آبی با صدای بلند استقلالی بودنش را فریاد میزند.

حسین سلیمانی: اگر فیلم «مهر مادری» را دیده باشید، حسین سلیمانی را هم می شناسید. او همان نوجوان شیطانی است که کلی در فیلم شر به پا میکرد. حسین سلیمانی هم یک پرسپولیسی دو آتیشه است. او حتی با خدا بیامرز رسول ملاقلی پور یکی از کارگردانهای مطرح سینما،سر بازی دربی قول و قرار میگذارند و سرآخر کارگردان استقلالی یک دست کت و شلوار به حسین بدهکار میشود. پس ببینید تا چه حد او پرسپولیسی است.

امیر آقایی: او هم جزو استقلالی های دو آتیشه است.اهل کل کل کری خواندن برای همکارانش که یکیاش همین حسین سلیمانی است. گفته میشود تا سر حد دعوا با پرسپولیسی ها کل کل میکند و قبل از دربی فقط کری میخواند.

لاله اسکندری: از آن دسته از خانمهای استقلالی است. به قول خودش که در مصاحبهای گفته: «شدیدا استقلالی هستم.»او حتی در روز بازی تاریخی ایران و بحرین از تماشاگران ویژه بازی در استادیوم هم بود.

یوسف تیموری: میگویند یکی از بازیهای مهم دربی او سر فیلمبرداری بود و قول داد که اگر استقلال برنده بازی باشد شیرینی با نسکافه بدهد. استقلال هم بازی را برد و یوسف تیموری همه گروه را به نسکافه و شیرینی دعوت کرد.او هم از آن استقلالی ها است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۱/۱۶, ۱۴:۴۷
شهاب حسینی در گفتوگو با نشریه «هفت نگاه» درباره بهروز وثوقی گفت: «در ایران من هم مثل خیلی از هموطنان دیگرم چند تا از رلهایی که بهروز وثوقی بازی کرده خیلی دوست دارم.»

این بازیگر افزود: «در کنار توانایی بهروز وثوقی، چهره آرام و متین و دوستداشتنی فردین را هم همیشه دوست داشتهام.»

بازیگر فیلم «جدایی نادر از سیمین» درمورد بازیگران پس از انقلاب گفت: «در میان بازیگران پس از انقلاب هم از علاقهمندان همیشگی فرامرز قریبیان بودهام. همیشه از علاقهمندان کارهای آقای جمشید هاشمپور بودهام. تکنیک و ظرافت بازی آقای مهدی هاشمی هم همیشه برایم جذاب بوده است.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۱/۱۷, ۱۳:۴۰
فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" به کارگردانی اصغر فرهادی با اتفاق آرا بهترین فیلم جشنواره بیست و نهم فجر بود. فرهادی در روند فیلم سازی مسیری رو به رشد داشته از "رقص در غبار" به "شهر زیبا" رسیده و پس از "چهارشنبه سوری"، "درباره الی" را ساخته، "جدایی نادر از سیمین" کاملکننده این مسیر رو به رشد است.
فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" به کارگردانی اصغر فرهادی دومین فیلم پرفروش نوروز 90 در جذب مخاطب شگفتی تازه رقم زد.

فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" به کارگردانی اصغر فرهادی با اتفاق آرا بهترین فیلم جشنواره بیست و نهم فجر بود. فرهادی در روند فیلمسازی مسیری رو به رشد داشته از "رقص در غبار" به "شهر زیبا" رسیده و پس از "چهارشنبه سوری"، "درباره الی" را ساخته، "جدایی نادر از سیمین" کامل کننده این مسیر رو به رشد است.


* موفقیت های "جدایی نادر از سیمین" در جشنواره فیلم فجر

فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" در جشنواره فیلم فجر مورد توجه هیئت داوران قرار گرفت، پیشتر منتقدان، اهالی مطبوعات و مردم فیلم را پسندیده بودند، در موقعیتی رویایی فیلم با استقبالی گسترده همراه شد و روایت اجتماعی فرهادی از طبقه متوسط با قشرهای مختلف ارتباط برقرار کرد.

در مراسم اختتامیه جشنواره بیست و نهم فیلم فجر، شهاب حسینی برای بازی در این فیلم دیپلم افتخار را به دست آورد و اصغر فرهادی سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و فیلم را به دست آورد، او در برلین بود و در آن سوی مرزها موفقیت هایی تازه را می چشید. محمد کلاری هم سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری را به دست آورد.

فیلم می توانست به نظر بسیاری از منتقدان، سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و بازیگر مرد را برای پیمان معادی همراه بیاورد، دیده شدن فیلم در جشنواره فجر فضای تبلیغاتی مثبتی برای "جدایی نادر از سیمین" به وجود آمد.

* تحسین فیلم در جشنواره برلین

فیلم سینمایی "جدایی نادر از سیمین" در نمایش خارجیاش هم موفق بود، گروهی باور نداشتند این فیلم بتواند موفقیت "درباره الی" را تکرار کند، اما فیلمی که فیلمنامه اش در آسیا پاسیفیک دیده شده و جایزه گرفته بود، مخاطبان خارجی را هم شگفت زده کرد، اصغر فرهادی در کنار به دست آوردن خرس طلای بهترین فیلم توانست با فیلمش بازیگران سینمای ایران را هم به افتخاری تازه برساند.


http://amen1361.persiangig.com/image/sa.jpg

گروه بازیگران زن و مرد فیلم خرس نقرهای برلین را به ایران آوردند، فیلم فرهادی با وجودی که به شدت به زندگی ایرانی و شرایط امروز جامعه نزدیک است اما توانست منتقدان خارجی را هم تحت تاثیر قرار بدهد، مجموعهای از نقدهای مثبت درباره فیلم در نشریات و سایت های خارجی نوشته شده است.

سینمای ایران که مدتی است چهره شاخصی در عرصه های بینالمللی نداشته با فرهادی دوباره به قله های موفقیت نزدیک شده است، فرهادی نماینده تازه سینمای اجتماعی ایران و همه قابلیت های آن در جهان است.

*گروه بازیگران

از زمانی که اصغر فرهادی مشغول ساخت فیلم تازهاش در سکوت خبری بود، آنهایی که بازیهای خوب بازیگران فیلمهای قبلی این کارگردان را فراموش نکرده بودند، میدانستند که فرهادی این بار هم مجموعه ای از بازیهای به یادماندنی را مقابل دیدگان مخاطب قرار میدهد.

پیمان معادی، شهاب حسینی و لیلا حاتمی عالی هستند، ساره بیات استعدادش را در فرصتی که داشته به نمایش گذاشته و سارینا فرهادی حضوری قابل قبول در اولین نقش آفرینی اش در سینما دارد. فرهادی با شیوه های خود میداند که چطور از بازیگران استفاده کند تا بیشترین تاثیر را در مخاطب داشته باشند.

سیمای رنج کشیده ساره بیات و تصویر تلخ شهاب حسینی فراموش نشدنی است، تصویر مردی که در مخمصه وجدان و منفعت شخصی گرفتار شده را می توان در چهره پیمان معادی دید و لیلا حاتمی چقدر خوب رنج و اندوه زنی را به نمایش گذاشته که راهی برای خروج از بحران زندگی شخصی اش ندارد.

* حمایت رسانه ها و منتقدان

فیلمهای فرهادی به خصوص "چهارشنبه سوری" و "درباره الی" توسط منتقدان دیده و تحسین شدند، "جدایی نادر از سیمین" هم در فضایی مثبت از سوی سایتها و نشریات و ماهنامه ها حمایت شد، از زمان جشنواره فیلم فجر تا امروز منتقدان و روزنامه نگاران در کنار مخاطبان جدی سینما حامیان اصلی فیلم فرهادی بوده اند.

معرفی فیلم به دانشجویان و طبقه متوسط به بالای جامعه که اهل مطالعه نشریات و رسانهها هستند از طریق ماهنامه ها و سایتها اتفاق افتاده و همان طور که پیشبینی می شد پس از تعطیلات نوروزی فروش روزانه "جدایی نادر از سیمین" به شدت افزایش پیدا کرده و در بعضی روزها از "اخراجی ها 3" پیشی گرفته است.

*موفقیت سینمای متفاوت در جذب مخاطب

در ادوار مختلف تاریخی سینماگران متعددی باعث پیوند سینمای متفاوت با مردم شده اند، مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی مهمترین این چهرهها از نسل اول سینماگران هستند که فیلم هایشان در دهه 50 مردمی را که با فیلمفارسی میانه ای نداشتند به فیلم دیدن و سینما رفتن ترغیب کرد.

ابراهیم حاتمی کیا و کمال تبریزی در دهه 70 این توانایی را داشتند که با فیلم هایشان اقشار تحصیل کرده را به سینماها دعوت کنند، نام آنها هنوز هم می تواند برای جذب مخاطب مهم باشد، حتی اگر از دوران اوجشان فاصله داشته باشند، اصغر فرهادی سینماگری است که با "چهارشنبه سوری" توانست این اتفاق را رقم بزند.

فروش بیشتر از یک میلیارد تومانی برای فیلم تلخی مانند "جدایی نادر از سیمین" نشان می دهد میتوان برای سینمای اندیشه هم سهمی در جدول فروش در نظر گرفت.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۱/۱۸, ۱۳:۱۴
آوریل (18 فروردین) مصادف با تولد فرانسیس فورد کوپولا کارگردان مشهور سهگانه «پدرخوانده» و برنده پنج جایزه اسکار است.

در این عکس کوپولا در کنار جرج لوکاس، کارگردان «جنگ ستارگان» و مایکل جکسون نشسته است. کوپولا در سال 1986 برای مجموعه تفریحی دیسنیلند کلیپی به نام «کاپیتان ای.او.» ساخت. لوکاس مدیرتولید این پروژه 23 میلیون دلاری و جکسون خواننده و بازیگر آن بود.



«پدرخوانده»، «مکالمه»، «اینک آخرالزمان»، «دراکولای برام استوکر» و «جوانی بدون جوانی» از فیلمهای مهم این کارگردان 72 ساله هستند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۱/۲۸, ۰۰:۲۲
6 1آوریل (26 فروردین) مصادف با تولد چارلی چاپلین کارگردان، فیلمنامه نویس، بازیگر، آهنگساز و تدوین گر بزرگ سینما و سازنده فیلم هایی چون «روشنایی های شهر» «عصر جدید» و «دیکتاتور بزرگ» بود.



http://forums.boursy.com/imported/2011/04/chaplin-1.jpg

در این عکس چارلی چاپلین سالخورده در کنار همسرش اونا (سمت چپ) و فرزندانش یوجین، جین، جوزفین و ویکتوریا ایستاده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۱/۲۹, ۰۳:۳۴
عکس یادگاری مهران مدیری، سیامک انصاری و علیرضا عصار در کنار ناصر حجازی و پسرش آتیلا

http://forums.boursy.com/imported/2011/04/Midiri-1.jpg

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۲/۰۹, ۲۰:۰۹
پژمان بازغی (بازیگر) ---- مستانه مهاجر (تدوینگر)
رخشان بنیاعتماد (کارگردان) ---- جهانگیر کوثری (تهیهکننده، مجری)

کمند امیرسلیمانی (بازیگر) ---- ورقا عامری (عکاس)

تهمینه میلانی (کارگردان) ---- محمد نیکبین (تهیهکننده)<
لادن طباطبایی (بازیگر) ---- سعید تهرانی (بازیگر، تهیهکننده)

مهناز افضلی (بازیگر) ---- حسن پورشیرازی (بازیگر)

حمید سمندریان (کارگردان) ---- هما روستا (بازیگر)

بهزاد فراهانی (بازیگر)---- فهمیه رحیمنیا (نویسنده)

افسر اسدی (بازیگر) ---- اصغر همت (بازیگر)

محمد رحمانیان (کارگردان) ---- مهتاب نصیرپور (بازیگر)

امین تارخ (بازیگر) ---- منصوره شادمنش (نویسنده)

مینا جعفرزاده (بازیگر)---- بهمن زرینپور (کارگردان)

جمشید آهنگرانی (نویسنده)---- منیژه حکمت (کارگردان)

حسن جوهرچی (بازیگر) ---- مهناز بیات (منشی صحنه)

لادن مستوفی (بازیگر ) ---- شهرام اسدی (کارگردان)

الهام چرخنده (بازیگر) ---- فرشید نوابی (بازیگر)

شاهرخ فروتنیان (بازیگر) ---- افسانه چهرهآزاد (بازیگر)

آتیلا پسیانی (بازیگر) ---- فاطمه نقوی (بازیگر)

کامبوزیا پرتویی (کارگردان) ---- فرشته صدرعرفانی (بازیگر)

مائده طهماسبی (بازیگر) ---- فرهاد آئیش (بازیگر)

داریوش مهرجویی(کارگردان) ---- وحیده محمدیفر (فیلمنامه نویس و منشی صحنه)

نادر مقدس (کارگردان) ---- افسانه منادی (کارگردان)

علیرضا امینی (کارگردان) ---- فرناز جمشیدی مقدم (منشی صحنه)

محمود پاک نیت (بازیگر) ---- مهوش صبرکن (بازیگر)

محمدرضا شریفینیا (بازیگر) ---- آزیتا حاجیان (بازیگر)

هومن حاجی عبدالهی (مجری، بازیگر) ---- سلیمه قطبی (بازیگر رادیو)

محسن قاضیمرادی (بازیگر) ---- مهوش وقاری (بازیگر)

داود رشیدی (بازیگر) ---- احترام برومند (مجری، بازیگر)

بهروز افخمی (کارگردان) ---- مرجان شیرمحمدی (بازیگر، نویسنده)

بهاره رهنما (بازیگر) ---- پیمان قاسمخانی (فیلمنامهنویس)

شهرام شکیبا (مجری، شاعر) ---- مهسا ملک مرزبان (مجری)

مهرداد شکرآبی (بازیگر) ---- عاطفه رضوی (بازیگر)

احمد حامد (تهیهکننده) ---- فاطمه معتمدآریا (بازیگر)

ابوالفضل جلیلی (بازیگر) ---- مریم اشرفی (عکاس)

کتایون ریاحی (بازیگر) ---- فرشید رحیمیان (مدیرتولید)

محمدرضا فروتن (بازیگر)---- سحر ابراهیمی (فیلمبردار پشت صحنه)

سارا خوئینیها (بازیگر ) – سابق – یوسف مرادیان (بازیگر)

محسن مخملباف (کارگردان) ---- مرضیه مشکینی (طراح صحنه، کارگردان
شقایق دهقان (بازیگر) ---- محراب قاسمخانی (طراح صحنه، نویسنده)

فریال بهزاد (کارگردان)---- رضا آزادی (فیلمبردار)

علی دهکردی (بازیگر) –-- آفرین چیت ساز (طراح لباس)

محمد اصفهانی (خواننده) ---- لیدا جوادی (بازیگر)

رویا تیموریان (بازیگر) ---- مسعود رایگان (بازیگر)

اصغر فرهاد (کارگردان) ---- پریسا بختآور (کارگردان)
زیبا بروفه (بازیگر) ---- پیام صابری (گریمور)

لیلا حاتمی (بازیگر) ---- علی مصفا (بازیگر)

گلاب آدینه (بازیگر) ---- مهدی هاشمی (بازیگر)

داریوش فرهنگ (بازیگر) – سابق – سوسن تسلیمی (بازیگر)

سیما تیرانداز (بازیگر) ---- ناصرهاشمی(بازیگر)

لیلی رشیدی (بازیگر) – سابق – نیما بانکی (بازیگر)

امین حیایی (بازیگر) ---- نیلوفر خوش خلق (بازیگر)

ابوالفضل پور عرب (بازیگر) – سابق – آناهیتا نعمتی (بازیگر)

حسین عرفانی (دوبلر) --- شهلا ناظریان (دوبلر)

کوروش تهامی (بازیگر) – سابق – شبنم طلوعی (بازیگر)
گوهر خیراندیش (بازیگر) ----- مرحوم جمشید اسماعیل خانی (بازیگر)

سحر ولدبیگی (بازیگر) ---- نیما فلاح (بازیگر)

فریبرز عربنیا (بازیگر) – سابق – عسل بدیعی (بازیگر)

افسانه بایگان (بازیگر) ---- مرتضی شایسته (تهیهکننده)

فرزانه کابلی (بازیگر) ---- هادی مرزبان (کارگردان)

امیر جعفری (بازیگر) ---- ریما رامینفر (فیلمنامه نویس)

خسرو شکیبایی (بازیگر) – سابق – تانیا جوهری (بازیگر)

رضا رشیدپور (مجری) ---- نغمه مهرپاک (مجری)

مهتاب کرامتی (بازیگر) – سابق – بابک ریاحیپور (گیتاریست)

حمیرا ریاضی (بازیگر) ---- علی اوسیوند (بازیگر)

گلشیفته فراهانی (بازیگر) ---- امین مهدوی (عکاس)

هدیه تهرانی (بازیگر) – سابق – هومن بهمنش (دستیار فیلمبردار)

یغما گلروئی (ترانهسرا) ---- آزاده خواجه نصیر (نقاش)

کاوه یغمایی (خواننده) ---- نیلوفر فرزند شاد (پیانیست)

مسعود کیمیایی (کارگردان) – سابق – فائقه آتشین (خواننده)

جمشید مشایخی (بازیگر) ---- گیتی رئوفی (آشنا به هنر موسیقی)

امید زندگانی (بازیگر) – سابق – مینا لاکانی (بازیگر)

بهرام بیضایی (کارگردان) ---- مژده شمسایی (بازیگر)

علیرضا کنگرلو (مجری) ---- راحله امینیان (مجری)

علیرضا عصار (خواننده) ---- نسترن پاکباز (عکاس)

بهروز بقائی (بازیگر) – سابق – پرستو گلستانی (بازیگر)

ماهور
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۰۰:۲۰
نمایش «گلن گری گلن راس» اثردیوید مامت به کارگردانی پارسا پیرو فر از اول خرداد در تالار شماره یک ایرانشهر به صحنه می رود.

این اثر که یکی ازآثاربرگزیده مامت است که توسط امید روشن ضمیرترجمه شده و با بازی هومن برق نورد،رضا بهبودی، سیاوش چراغی پور،مسعود میر طاهری، پوریا میاندهی و پارسا پیروزفراجرا می شود.

کیمیاگر
۱۳۹۰/۰۲/۱۶, ۰۰:۱۹
معرفی فیلم سورس کد Source Code سال 2011

وقتی یک سرباز مدال گرفته در بدن مرد دیگری به هوش می آید می فهمد که او بخشی از یک ماموریت برای پیدا کردن بمبگذار یک قطار پر رفت و آمد شیکاگوست.در فیلم Source Code این سرباز در ماموریتی است که مثل آن را قبلا ندیده است. او متوجه می شود که قسمتی از یک آزمایش از طرف دولت به نام Source Code است.این فیلم شما را در جای خود میخکوب می کند وقتی که سرباز تن به برنامه ای می دهد که باعث می شود او هشت دقیقه ی آخر زندگی اش را با هویت مرد دیگری بگذراند.Source Code که قرار است اول آوریل امسال در سینماها اکران شود به خاطر بعضی صحنه های ناراحت کننده در رده ی PG 13 (غیر مناسب برای کودکان زیر 13 سال) رتبه بندی شده است.
وقتی که یک هدف بزرگتر تهدید می کند که میلیون ها نفر را در مرکز شهر شیکاگو به قتل می رساند،سرباز ماجرا های پیش آمده را چندین و چند بار در ذهنش مرور می کند تا اطلاعات و سرنخ هایی به دست آورد.او هر چه از دستش بر می آید انجام می دهد تا معما را حل کند و بفهمد چه کسی پشت قضیه ی بمبگذاری است و همچنین از حمله ی بعدی جلوگیری کند.این فیلم سرشار از پیچیدگی های حیرت آور و صحنه های دلهره آوراست و قرار است وقتی اکران شود تبدیل به یک پدیده شود.Source Code یک فیلم اکشنی است که برای کسانی که هیجان واقعی را در یک فیلم سینمایی دوست دارند بسیار مناسب است.

اطلاعات فیلم
تاریخ اکران : 1 اپریل 2011
ژانر : اکشن / تریلر
بازیگران :جک جلینهال - میچائیل مونوگان - ورا فارمیگا - جفری رایت - مایکل اردن
کارگردان : دونکان جونس

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۰۰:۳۰
پس از اعزام تعدادی از بازیگران سینما به حج عمره و حضور آنان در مسجد الحرام، برخی زائران با مشاهده آنان به بحث ها و گفتگوهایی درباره دیدگاه های آنان پرداختند.

بر اساس این گزارش، مهناز افشار، رز رضوی، الهام حمیدی و روناک یونسی حوالی ساعت 1 نیمه شب در مسجدالنبی با تعدادی از زائران ایرانی مواجه شدند که مورد سوال های متعددی قرار گرفتند.

یکی از حضار در این جمع به خبرنگار مشرق گفت: یکی از زائران از مهناز افشار پرسید: درست است که مشایی شما را به حج عمره فرستاده است؟

مهناز افشار پاسخ داد: نه! این سهمیه عمره دولت بوده که لطف کردند و در اختیار ما قرار دادند و ربطی به شخص آقای مشایی یا آقای احمدی نژاد ندارد.

این زائر پرسید: پس چرا تکذیب نمی کنید؟
افشار پاسخ داد: چه چیزی را باید تکذیب کنیم؟ همه دارند از سهمیه و امکانات حکومت استفاده می کنند، خب ما هم جزئی از افرادی هستیم که در حال استفاده از این امکانات هستند؛ ضمنا، اینقدر هم به آقای مشایی بدبین نباشید، ایشان یکی از مومن ترین و روشن ترین افرادی است که من تا حالا دیدم.

یکی دیگر از زائرین به این جمع اضافه شد و به وضعیت حجاب خانم های بازیگر در فیلم ها اعتراض کرد و گفت: وضعیت شما در بعضی از فیلم ها به گونه ای است که نمی توان آن فیلم ها را با خانواده دید.

مهناز افشار در پاسخ به این زائر وضعیت قوانین و حجاب در مالزی را مثال زد و گفت که خوب است همان آزادی و قانون مالزی درباره حجاب در ایران هم پیاده شود.
در همین هنگام رز رضوی نیز وارد بحث شد و گفت: شما یک آیه از قرآن بیاورید که در آن با نمایان بودن بدن زن مخالفت شده باشد!

این زائر گفت: نظر همه مراجع مبنی بر ممنوعیت نمایان بودن برجستگی های بدن زنان است.

رز رضوی پاسخ داد: برای ما قرآن مهم است، نه ....

رز رضوی همچنین تاکید کرد: در ایران هم وضعیت حجاب باید مثل کشورهایی مانند سوریه، مالزی و لبنان باشد!

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۱۸:۲۷
آل پاچینو در کنار جان تراولتا در درام جنایی «گوتی: سه نسل» که از روی داستانی واقعی ساخته میشود، نقشآفرینی میکند.

به گزارش خبرآنلاین، پاچینو که پیش از این در سهگانه جنایی «پدرخوانده» بازی کرده، در «گوتی: سه نسل» نقش نیل دلاکروس، همکار و مشاور جان گوتی پدر، رئیس خانواده تبهکار گامبینو یکی از بزرگترین خانوادههای مافیایی ایتالیا در نیویورک را بازی میکند.

تراولتا در نقش جان گوتی پدر ظاهر میشود. «گوتی: سه نسل» را بری لوینسن کارگردانی میکند و جیمز توباک هم قرار است فیلمنامه لئو روسی را بازنویسی کند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۱۲:۴۴
فیلم سینمایی «دزدان دریایی کارائیب: روی امواج بیگانه» اولین بار در دنیادر بخش خارج از مسابقه شصت و چهارمین جشنواره فیلم کن روی پرده رفت.

جانی دپ در چهارمین فیلم مجموعه سینمایی پولساز «دزدان دریایی کارائیب» بار دیگر به نقش کاپیتان جک اسپارو ظاهر شده است.

اسپارو سه سال پس از «دزدان دریایی کارائیب: در انتهای دنیا» به دنبال سرچشمه جوانی است و در همین حال میکوشد با احساسات خود نسبت به زنی به نام آنجلیکا (با بازی پنهلوپه کروز) که از مدتها قبل او را میشناسد، کنار بیاید.

دپ پس از نمایش «دزدان دریایی کارائیب: روی امواج بیگانه» در گفتوگو با خبرنگاران با اشاره به کارتونهایی که به او در خلق و تکامل شخصیت اسپارو کمک کرد، گفت: «برای شاخصهای کارتونی و شخصیتهای آن احترام زیادی قائل هستم. آنها خیلی فراتر از آنچه ما در فیلمهای زنده میتوانیم، حرکت میکنند.»

او افزود: «حس میکنم با کاپیتان جک میتوان این راه را همچنان ادامه داد. تا وقتی داستانها و فیلمنامهها عالی هستند و کارگردانهایی مانند راب مارشال داریم، همه چیز خوب است.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۱۵:۴۷
محمدرضا شریفی نیا برای اجرای یک برنامه تلویزیونی با شبکه جهانی جام جم قرارداد بسته است.

این برنامه تلویزیونی به صورت زنده روی آنتن می رود و در هر برنامه شریفی نیا میزبان مهمانانی در حوزه های مختلف خواهد بود.

این برنامه جدید تا 20 روز آینده روی آنتن شبکه جهانی جام جم می رود و مخاطبان اصلی آن ایرانیان مقیم خارج از ایران خواهند بود.

http://www.javanonline.ir/Images/News/Larg_Pic/27-1-1390%5CIMAGE634385867891718750.jpg

شریفی نیا که به تازگی از سفر حج عمره برگشته، در فیلم ها و سریالهای بسیاری حضور داشته که از جمله آنها فیلم سینمایی «اخراجیها 3» و مجموعه تلویزیونی «کلاه پهلوی» است که این سریال هنوز روی آنتن نرفته است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۲/۲۹, ۲۱:۴۹
ميرباقري درباره پرچم سه رنگي كه شبيه پرچم ايران بود و روي قبر همسر و فرزند كيان انداخته شده بود، نيز توضيح داد: پرچم مختار سه رنگ سبز، سفيد و قرمز را داشت كه حاصل اتحاد قبايل عرب بود.
ما براي كيان كه بازوي راست مختار بود ترجيح داديم كه پرچم قيام مختار را روي قبر عزيزانش بيندازيم در روايات داريم كه چون ايرانيان كمك بسياري به مختار و قيامش كردند پرچم قيام متأثر از پرچم ايران بوده است ضمن اينكه ما در جايي در سريال نگفتيم كه اين پرچم، پرچم ايران است و مخاطب پيش از اين پرچم را در جاهاي ديگر نيز و در قسمتهاي قبلي ديده بود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۲/۲۹, ۲۱:۵۱
هاردویک که در این سریال مقابل جرمی برت بازیگر نقش شرلوک هولمز بازی می کرد، روز دوشنبه در بیمارستانی در چیچستر در جنوب انگلیس، درگذشت.
ادوارد هاردویک که نقش دکتر جان واتسون را در سریال تلویزیونی شرلوک هولمز در دهه های هشتاد و نود میلادی بازی می کرد، بر اثر ابتلا به سرطان در سن هفتاد و هشت سالگی درگذشت.

به گزارش آسوشیتدپرس از لندن ، هاردویک که در این سریال مقابل جرمی برت بازیگر نقش شرلوک هولمز بازی می کرد، روز دوشنبه در بیمارستانی در چیچستر در جنوب انگلیس، درگذشت.

کیمیاگر
۱۳۹۰/۰۲/۳۰, ۲۲:۳۱
این فیلم نیست کار جعفر پناهی، فیلمساز ایرانی در فستیوال بین المللی فیلم کن بنمایش درآمده است.

این فیلم نیست تازه ترین کار جعفر پناهی که برای نخستین بار عصر پنجشنبه در فستیوال کن بنمایش درآمد، یکروز از زندگی پناهی را به تصویر میکشد که وی در انتظار تجدیدنظر در مورد حکم حبس و نیز بیست سال ممنوعیت فیلمسازی و ممنوع الخروجی خود است.

جعفر پناهی ماههاست که در انتظار روشن شدن وضعیت محکومیت خود از سوی دادگاه تجدیدنظر به سر میبرد.

او و دیگر سینماگر ایرانی، مجتبی میرتهماسب، تلاش می کنند تا از طریق به تصویر کشیدن یک روز از زندگی جعفر پناهی، شرایط امروز سینمای ایران را نشان دهند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۱۷:۵۰
جمعه شب در برنامه «هفت»، حضور فریبرز عرب نیا بازیگر نقش مختار در مجموعه «مختارنامه» و گفتوگوی فریدون جیرانی با او لحظات جالبی را رقم زد
یکی از بخشهای جالب توجه این برنامه اشاره عرب نیا به دستمزد خود در مجموعه «مختارنامه» بود. وی با اشاره به اینکه مشکلی بابت صحبت راجع به این قضیه ندارد، میانگین دریافتی خود از سریال مورد نظر را ماهی 10 میلیون تومان ذکر کرد. او با بیان اینکه طی پنج سال کار مداوم در «مختارنامه» چیزی در حدود 600 میلیون تومان دریافت کرده است، به مقایسه این رقم با دستمزد یک فصل مربیان فوتبال پرداخت.

عرب نیا با اشاره به اینکه طی فیلمبرداری «مختارنامه» دو بار تا آستانه مرگ پیش رفته است، پنج سال کار سخت و طاقت فرسا زیر آفتاب و باد و باران را غیرقابل مقایسه با کار یک مربی فوتبال که طی یک فصل 9 ماهه 600 میلیون تومان درآمد دارد، خواند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۰۱, ۱۱:۲۰
فیلم داستان زن وکیلی است که فضای کشور را غم انگیز احساس میکند و راهی جز ترک آن برای خود نمیبیند

فیلم به امید دیدار ساخته محمد رسول اف که در بخش نوعی نگاه شصت و چهارمین دوره جشنواره کن شرکت داشت، موفق شد جایزه ویژه فرانسوا شاله را به عنوان بهترین فیلم دریافت کند.

این جایزه که از بیست سال قبل و به یاد فرانسوا شاله منتقد فیلم سرشناس فرانسوی بنیان نهاده شد، همه ساله به بهترین فیلم بخش نوعی نگاه جشنواره کن تعلق می گیرد.

پیش از این بهمن قبادی دو بار در سال های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۹ این جایزه را به خاطر فیلم های آوازهای سرزمین مادریام و گربه های ایرانی دریافت کرده بود.

فیلم به امید دیدار را محمد رسول اف، در سکوت خبری، با مجوز وزارت ارشاد در تهران ساخت و به جشنواره کن فرستاد که در آخرین لحظات، در بخش نوعی نگاه جشنواره پذیرفته شد.

با این که این فیلم با مجوز دولتی ساخته شده است، اما ظاهرا به دلیل تغییراتی که رسول اف در فیلمنامه داده، تا کنون وزارت ارشاد پروانه نمایش آن را صادر نکرده است.

این فیلم داستان زن وکیلی است که باردار است و پروندههای وکالتش از او گرفته شده است. شوهرش نیز از کار اصلی اش یعنی روزنامه نگاری بازمانده و برای کار در پروژهای عمرانی به جنوب سفر کرده است اما مخفیانه به نوشتن مقاله ادامه می دهد و برای همین منظور تحت تعقیب قرار می گیرد.

زن فضای کشور را غم انگیز و مثل زندان احساس می کند و راهی جز ترک آن برای خود نمی بیند.

بیشتر فیلم در فضاهای کم نور و تیره داخلی می گذرد. در تمام طول فیلم جز صدای آژیر پلیس و صدای هواپیمایی که نمادی از فرار زن از کشور است و برای او آزار دهنده است، موسیقیای شنیده نمیشود.

گفته میشود که فیلم رسول اف، از نامزدهای احتمالی دریافت جایزه اصلی یا جایزه ویژه هئیت داوران بخش نوعی نگاه نیز خواهد بود که قرار است شنبه شب (۲۱ می) به وسیله امیر کاستاریکا رئیس هیئت داوران بخش نوعی نگاه اهدا شود.

عباس کیارستمی، تنها سینماگر ایرانی است که قبل از این جایزه اصلی بخش نوعی نگاه جشنواره کن را در سال ۱۹۹۲ برای فیلم زندگی ادامه دارد، دریافت کرد.

محمد رسولاف در اسفندماه ۱۳۸۸ به اتهام ساخت فیلمی درباره اعتراض های خیابانی پس انتخابات ریاست جمهوری همراه با جعفر پناهی دستگیر شد که هر دو به تحمل شش سال حبس قطعی محکوم شدند.

جزیره آهنی، گاگومان و کشتزارهای سپید از دیگر ساخته های محمد رسول اف است

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۰۵, ۰۰:۱۲
حاشیه های مراسم قرعه کشی «قهوه تلخ» / از جوشکاری که شوکه شد تا دروغی که برزو ارجمند گفت

دومین مراسم قرعه کشی آپارتمانهای «قهوه تلخ» که روز سه شنبه سوم خرداد برگزار شد، حاشیه های جالبی داشت.

این مراسم با حضور عوامل این سریال و تعدادی از هنرمندان سینما و تلویزیون در هتل هما برگزار شد.

درابتدای این مراسم که اجرای آن را برزو ارجمند و علی لک گویان برعهده داشتند ، این دو بازیگر از حضور عزت الله انتظامی، علی نصیریان و داوود رشیدی در سالن خبر دادند که این مسئله موجب شگفتی حاضرینی شد که این بازیگران در سالن نمیدیدند، اما در همان لحظه سیامک انصاری به روی سن آمد و گفت: «این دو مجری قرار است امروز زیاد دروغ بگویند.»

در این مراسم علاوه بر بازیگران و عوامل سریال، هنرمندانی چون داریوش اسدزاده، سیروس الوند، ماهایا پطروسیان، محمدرضا گلزار و... حضور داشتند که هر کدام بخشی از انجام مراسم قرعه کشی و بیرون آوردن گوی شماره ها را برعهده داشتند.
بیرون آوردن آخرین شماره از هر دو قرعه کشی آپارتمانها را خود مدیری برعهده داشت و بعد از اعلام شماره ها نیز با برندگان تماس گرفت.

دستگاه تلفن اولین برنده خاموش بود که این مسئله با خنده حضار همراه شد. مدیری البته چند بار دیگر نیز تلاش کرد، اما نتوانست با این برنده تماس بگیرد و تلفن برنده اول تا پایان مراسم همچنان خاموش ماند.

برنده دوم، یک جوشکار اهل شهرکرد بود که به نظر میرسید با شنیدن صدای مهران مدیری و اعلام برنده شدن یک دستگاه آپارتمان کاملا شوکه شده است. او گفت که در منزل پدریاش زندگی می کند و خانه ندارد. همسرش هم حسابی از شنیدن این خبر خوشحال شد.

برزو ارجمند گفت که 80 هزار نفر از هنگام ساخت تا توزیع محصول، در این پروژه فعالیت دارند.

به مناسبت روز زن به بانوانی که در مراسم حضور داشتند و نامشان فاطمه یا زهرا بود هدیهای اهدا شد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۰۷, ۲۲:۱۸
فریبرز عرب​نیا:فردین و بهروز وثوقی لات نبودند

فریبرز عرب​نیا بازیگر سینما که برای دومین هفته متوالی مهمان برنامه «هفت » بود، به نقد​های صورت گرفته روی صحبت​های هفته گذشته​اش پاسخ داد.

این بازیگر سینمای ایران کوشید مواضع​اش را در مورد مسائل سیاسی و جناح​هایی که او را منتسب به آن می​کنند، روشن کند.

بازیگر فیلم سلطان گفت که به هیچ جناحی تعلق ندارد و اصولا شان هنرمند را بالاتر از سیاست و فعالیت​های سیاسی می​داند.
او افزود: «متاسفانه ته نارسیسم به اینجا می​رسد که ما می​آییم و به میراث فرهنگی یک مملکت یعنی آقای کیمیایی توهین می​کنیم.»

اشاره عرب​نیا به یکی از برنامه​های «هفت بود که در آن مسعود فراستی از الفاظی برای توصیف فیلم کیمیایی استفاده کرد که انتقاد بسیاری از هنرمندان را برانگیخت.

عرب​نیا در ادامه به گزارشی که در هفته گذشته و در برنامه هفت در مورد بازیگران سینمای ایران پخش شده بود اشاره کرد و گفت که در این گزارش بار​ها از فردین و بهروز وثوقی به عنوان لات کلاه مخملی نام برده شد که اینگونه نبود.

به گفته بازیگر سریال «مختارنامه»، با حضور فردین بود که سلطه فیلم​های هندی بر سینمای ایران پایان یافت. او بهروز وثوقی را هم بازیگری توانا نامید.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۰۹, ۰۱:۴۶
روایت جالب آزیتاحاجیان ازمادرشدنش

بیست و سه سالم بود یعنی یك سال بعد از ازدواجم، من عاشق بچه بودم. به همین انگیزه هم ازدواج كردم و خوشبختانه خیلی زود هم بچهدار شدم.
هفته نامه سلامت: آزیتا حاجیان مادر مهراوه و ملیكا شریفی نیا است. او كه خود دختر سركشی بوده است از دغدغه های مادر بودن می گوید.

چند سالتان بود كه ازدواج كردید؟

من بیست و دو سالم تازه تمام شده بود كه ازدواج كردم، سال ۱۳۵۸. آن زمان سن ازدواج خیلی پایین بود، بعد از انقلاب معمولا همه در سنهای پایینتر از بیست سال ازدواج میكردند چون آن زمان ارزشها عوض شده بود، مردم همهچیز را در سطح نمیدیدند، چشم و همچشمیهای گمراهكننده مطلقا وجود نداشت. مردم زندگی را سخت نمیگرفتند. بحث جهاز آنچنانی، لباس عروس فلان مدلی، جشن عروسی پر از تجملات و... به جرأت میتوانم بگویم كه نبود. یعنی مردم ارزشهایی را پیدا كرده بودند كه خیلی عمیقتر و درستتر بود. تفكر مردم بهتر شده و زندگی خیلی راحت شده بود. مردم خیلی عمیقتر به اطراف و جامعه نگاه میكردند. این نگاه سطحی كه الان و شاید روزهای قبل از آن تاریخ وجود داشت، در آن سالها از بین رفته بود. جوانها در سن پایین خیلی راحت ازدواج میكردند؛ با هم میرفتند محضر و بدون برگزاری عروسیهای آنچنانی، با دو حلقه ساده، میرفتند سر زندگی مشتركشان، من خیلی آن شرایط را دوست داشتم.

ازدواج شما هم ساده بود؟

بله، من هم خیلی ساده زندگیام را شروع كردم، با میل خودمان عروسی نگرفتیم، مادرم خیلی اصرار داشت حتما جشن عروسی بگیریم اما ما با این قضیه مخالفت كردیم، لباس عروسی نپوشیدم و مهریهام دوازده سكه بود كه تازه خود من گفته بودم پنج سكه اما عاقد گفت: «خانم جان پنج سكه خیلی كم است، حداقل بگو دوازده سكه.» آن موقع سكه خیلی ارزان بود.

چند سالتان بود كه اولین فرزندتان یعنی مهرآوه به دنیا آمد؟

بیست و سه سالم بود یعنی یك سال بعد از ازدواجم، من عاشق بچه بودم. به همین انگیزه هم ازدواج كردم و خوشبختانه خیلی زود هم بچهدار شدم. البته اولش یك خرده میترسیدم چون مهرآوه خیلی كوچولو بود و فقط دو كیلو و هفتصد و پنجاه گرم وزن داشت. یك فسقلی به تمام معنا! نگهداری از بچه خیلی كار سختی است. مادرم در مراقبت و نگهداری از مهرآوه به من خیلی كمك كرد و او خیلی شیرین بود. وقتی ملیكا به دنیا آمد، بزرگتر شده بودم، تجربه بزرگ كردن مهرآوه را داشتم و شرایط زندگیمان هم بهتر شده بود، در نتیجه بزرگ شدن او را بیشتر لمس كردم اما نه به اندازه بعضی از مامانها و الان خیلی دلم میخواهد نوهدار شوم چون نوه سختیهای نگهداریاش با مامانش است و شیرینیهایش برای مامان بزرگش (با خنده).

شما در ازدواج ملیكا چقدر دخالت كردید؟

خدا را شكر داماد خوبی نصیبم شده، او پسر با مسوولیتی است و نسبت به همسن و سالهایش با مطالعه و باسواد. هنگام ازدواج آنها من تا آنجا كه میتوانستم همراهیشان كردم ولی در یك مورد خیلی دخالت كردم كه به خاطر این كار مهرآوه و ملیكا من را متهم میكنند كه من هم میپذیرم و میگویم باشه، قبول و هنوز هم به كاری كه كردم، اعتقاد دارم.

شما به استقلال مالی زن اعتقاد دارید؟

صددرصد. یادم است قبل از ازدواجم، هر وقت در جمعهای دخترانه صحبت از ازدواج میشد، همیشه میگفتم فكر اینكه یك مردی با اسب سفید بیاید و شما را ببرد و شما بنشینید در خانه و او برود كار كند، از ذهنتان بیرون كنید. در این زمانه زن همان تواناییهایی را دارد كه مرد دارد، منظورم تواناییهای جسمی نیست، قابلیتهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و... را میگویم كه در بعضی موارد زنها حتی از مردها پیشی گرفتهاند. اینكه یك زن فكر كند كه مرد بیاید خرجش را بدهد و او برای خودش در خانه بنشیند و غذا درست كند و... در جامعه كنونی اصلا معنا ندارد. زن و مرد باید شانهبهشانه هم كار كنند و پول دربیاورند و مراقب زندگیشان باشند. گذشت آن روزهایی كه مرد به تنهایی یك خانواده را اداره میكرد. الان خیلی از زنها درآمدشان بهتر از مردهاست.

در دوره شما خانمها كمتر شاغل بودند، اما شما كار كردید، آن هم در سینما، اطرافیانتان با این موضوع مشكلی نداشتند؟

البته زن خانه بودن بیشتر مال دوران مادر من بود، دوره من این موضوع كمی تعدیل شده بود. اوایل كه رفتم دانشكده و تئاتر خواندم، اصلا به بازیگری سینما فكر نمیكردم فقط در كارهای دانشجویی دوستانه كار میكردم. من تئاتر را خیلی دوست داشتم چون خیلی با اصالت است و اصلا به این قضیه كه یك روزی بازیگر شوم اهمیت نمیدادم. بعدها به طور خیلی اتفاقی یكی از دوستان ما كه كارگردان بود، فیلمنامهای داد كه بخوانم و نقش مادر آن فیلم را به من پیشنهاد كرد. من آن را خواندم و دیدم نقش عجوزه خیلی جذابتر است. گفتم كه این نقش را بیشتر دوست دارم اما این دوست كارگردان گفت این نقش را خانم مهینترابی قرار است بازی كند. بعدا پوست خانم مهینترابی به لاتكس حساسیت نشان داد و قرار شد هر دو نقش را من بازی كنم. (فیلم دزد عروسكها). مهرآوه هم خیلی تصادفی برای بازی در آن فیلم انتخاب و اولین كار حرفهای من در كنار مهرآوه شروع شد.

رابطه شما با مادرتان چطور بود؟

من فوقالعاده دختر مستقل و سركشی بودم و مادرم خیلی دوست داشت مرا مثل خودش بار بیاورد اما من میخواستم خودم باشم. نمیخواستم مثل مادرم باشم. به خاطر همین ما همیشه در این مورد كشمكش داشتیم. او میخواست من خیلی شیك و خانمانه رفتار كنم و من بیشتر شبیه پسرها رفتار میكردم چون یك برادر هم داشتم كه دو سال از من بزرگتر بود ورفتارهایش در من خیلی تاثیر میگذاشت. حوصله نداشتم مثل مادرم شیك و خانمانه رفتار كنم. همیشه به او میگفتم مادرجان من خودم هستم لطفا شما هم خودت باش و كاری به كار من نداشته باش.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۱۸, ۱۶:۰۴
چرا مهران مدیری جلو دوربین کیمیایی نرفت؟

ماهنامه صنعت سینما نوشت:

پولاد کیمیایی در مصاحبه با ماهنامه​ صنعت سینما گفته که قرار بوده نقشی را که حامد بهداد در فیلم «جرم» کیمیایی ایفاء کرده، مهران مدیری بازی کند.

او گفته : « اول قرار نبود حامد بهداد نقشی را که در فیلم جرم بازی کرده بازی کند. مهران مدیری برای این نقش در نظر گرفته شده بود و در واقع نقش آدم دیگری بود و فضای دیگری را در فیلم به وجود می آورد.»

پسر مسعود کیمیایی کارگردان فیلم «جرم»، دلیل بازی نکردن مدیری در این فیلم را درگیر بودن این بازیگر و کارگردان در پروژه​های شخصی​اش مثل قهوه تلخ عنوان کرده​است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۲۰, ۱۹:۲۶
ماجرای تعارفی که 37 سال پیش مهدی هاشمی به یک بازیگر زد

علیرضا خمسه می​گوید که کار جدی اش را در زمینه بازیگری​ با تعارفی که مهدی هاشمی به او زده شروع کرده​است.

او ، گفت:«من رشته روانشناسی را انتخاب کرده بودم و در دانشگاه ملی یعنی دانشگاه شهید بهشتی فعلی درس می​خواندم. مهدی هاشمی مربی تئاتر آن دانشگاه بود و گروهی را به عنوان علاقه​مندان تئاتر در آنجا دور هم جمع کرده بود . خب من هم رفتم سمت آن​ها و گفتم می​خواهم با شما کار کنم.»

خمسه افزود:«حدود سالهای 53 و 54 بود. در آن گروه گلاب آدینه و مدیا کاشیگر و تعداد دیگری از بچه​ها بودند. مهدی هاشمی از من تست گرفت و به من گفت تو به درد یک گروه دانشجویی نمی​خوری، بیا و توی گروه تئاتر ما (پیاده) که یک گروه حرفه​ای بود، کار کن.»

این بازیگر اظهار داشت:« خب، این تعارف خیلی خوبی بود و همان سال داشتند نمایش «داستانی نه تازه» را کار می​کردند که خانم سوسن تسلیمی هم در آن بازی می​کرد. یک نقش کوچکی هم به من دادند. شاید نقدهایش را هنوز داشته باشم. در آن نقش من هیچ کلامی نداشتم. جوان چلاقی بود که عاشق سوسن تسلیمی بود و همه جا دنبال او راه می​افتاد. هیچ چیزی هم نمیگفت، ولی جالب بود خیلیها به من می گفتند چقدر خوب بازی می​کنی و من فکر می​کردم من که اصلا بازی نمی​کنم. چون آن وقتها فکر می​کردند بازیگرهای خوب بازیگرهایی هستند که مونولوگ بلند بگویند.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۲۹, ۲۳:۱۷
خاطرات رضا کیانیان از دکتر علی شریعتی / به نظر من سهراب سپهری انقلابی آن زمان بود
تاریخ - ویژه نامه خبرآنلاین در سالگرد مرحوم دکتر علی شریعتی /

خاطرات رضا کیانیان به

"سابقه آشنایی من با مرحوم شریعتی به دوران دبیرستان در مشهد بازمی گردد. آن زمان که عضو گروه تئاتر پارت بودم. مسوول این گروه برادر بزرگ تر من داوود کیانیان (پژوهشگر و نمایشنامه نویس کودکان) بود و برای هر نمایش از دکتر شریعتی دعوت می کردند و ایشان نیز حضور می یافتند و نمایش های گروه را مورد بررسی قرار می دادند.

حضور قابل توجه دکتر شریعتی در جلسات نقد و بررسی نمایش ها برای اکثر دست اندرکاران گروه موجب دلگرمی بود، چرا که بنا به سنت گروه، بعد از سی شب اجرا، افراد مختلفی که نمایش را دیده بودند در جلسه نقد و بررسی شرکت و نظرات خود را در آن برنامه مطرح می کردند تا در برنامه ها و اجراهای بعدی آن نظرات لحاظ شوند. من برای اولین بار با دکتر شریعتی در این جلسات آشنا شدم و دوستش داشتم. بسیار دوست داشتنی بود. بعد از آنکه به تهران آمدم، این ارتباط ادامه یافت و در اکثر کلاس ها و جلسات حسینیه ارشاد هم شرکت می کردم. در این مقطع من با تغییر رشته به دانشگاه هنرهای زیبا آمده بودم و در کلاس ها و کارگاه های نقاشی حسینیه ارشاد به عنوان مربی شرکت می کردم. خاطرم هست یک بار دکتر شریعتی به این کارگاه ها که در زیرزمین حسینیه بود، آمد و نقاشی بچه ها را نیز تماشا کرد که به من گفت به بچه ها بگو از رنگ سرخ در نقاشی ها استفاده کنند. ما نیز متاثر از شرایط انقلابی آن زمان دست به سرخ کردن مان خوب بود.

یکی دیگر از فعالیت های من در حسینیه ارشاد مربوط به تئاترهای آنجا بود. در تئاتر سربداران به کارگردانی آقای محمدعلی نجفی نیز حضور داشتم و پوستر این نمایش را من طراحی کردم. در این نوع برنامه ها با آقایان سیدمحمد بهشتی و میرحسین موسوی نیز ارتباط داشتم. از آخرین ملاقات های من با دکتر شریعتی، در زندان کمیته مشترک بود که به جهت یک سلام و احوالپرسی کوتاه هم کتک مفصلی خوردیم.

اما امروز مدت ها از آن دوران می گذرد و می توان با احاطه بیشتری به آثار و آرای شریعتی نگریست. در مجموع او بیشتر از آنکه یک جامعه شناس و تحلیلگر مسائل دینی باشد، یک شاعر بود و جادویی در کلامش وجود داشت که مخاطبان را سحر می کرد. این وجه شاعرانه شریعتی در آثار مکتوب او نیز مشهود است و بنا به مقتضیات این نوع تفکرات و شرایط آن زمان می توان به غلبه تفکر تخریبی اشاره کرد که در همه انقلابیون آن زمان مشترک بود.

تقریباً تمام آنان بدون آنکه حرف جدیدی ارائه دهند همه چیز را نابود می کردند، بدون آنکه بگویند چه می خواهند جایگزین آن کنند. این نقص بزرگ اندیشه های انقلابی است که بدون برنامه فقط نکات آرمانی و ایده آل ها را مطرح می کرد. معمولاً انقلابیون تنها برای خراب کردن برنامه دارند و برای ساختن فقط آرمان دارند ولی به هر حال از اندیشه های او در دوران جوانی و ایام دانشجویی ام بهره بردم، بدون آنکه رابطه مرید و مرادی با ایشان داشته باشم. خوشبختانه ایشان نیز این نوع روابط را نمی پسندیدند و با شاگردان خود بی هیچ تکلفی به بحث و گفت وگو می نشستند.

فکر می کنم با تفکرات شاعرانه و زیباپسندانه یی که ایشان داشتند اگر تا امروز زنده بودند منتقد اندیشه های آن زمان شان می شدند. انقلابی بودن در آن زمان یک رسم بود، یعنی سنت روشنفکری آن زمان بود. انقلابی در آن زمان به نظر من سهراب سپهری بود که تسلیم سنت ها و جو روشنفکری نشد و حرف خودش را زد و کار خودش را کرد و خلاف جریان رود شنا کرد."

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۳/۳۰, ۰۳:۱۲
چاپلین چگونه عاشق همسرش شد؟

کارگردانان مشهور و به نامی هستند که زندگی واقعی و ماجرای آشنا شدن با همسرشان ، عشق و ازدواج شان را به جلوی دوربین برده اند.
پیرنگ: کارگردانان مشهور و به نامی هستند که زندگی واقعی و ماجرای آشنا شدن با همسرشان ، عشق و ازدواج شان را به جلوی دوربین برده اند و لحظات خوب و بدی را که برای با هم بودن گذرانده اند به تصویر کشیده اند .

۱. گیوم کانت :
گیوم کانت تاکنون دو بار ازدواج کرده و هر دو ازدواج خود را به تصویر کشیده است .
وی یکی از کارگردانان به نامی است که ماجرای زندگی و عشقی که به ازدواج با دیان کروگر انجامید را در فیلمی به نام " معبود من " کارگردانی کرده است .
گیوم کانت فردی بسیار هنری است و ازدواج دومش با ماریون کوتیلارد را در فیلمی با نام " دستمال کوچک " به تصویر کشید . این فیلم دارای سکانس های زیادی است اما گیوم هیچ یک از این سکانس ها را حذف نکرد یا یکی را جایگزین دیگری کند بلکه تمام انها را با جزئیات جلوی دوربین برد .

۲. شان پن :

شان پن در فیلمی به کارگردانی نیک کاساوتس ایفای نقش می کرد و باید یک جمله را مداما در برابر خانومی به نام روبین رایت تکرار می کرد . این جمله یک عبارت احساسی و عاشقانه بود : " تو بسیار دوست داشتنی هستی " . شان پن اینقدر این جمله را در فیلم تکرار کرد تا براستی شیفته روبین شد . شان با روبین ازدواج کرد . داستان عشق این دو زوج هنری در فیلمی با نام " تعهد " کار شده است و نقش اول زن این فیلم " لوری " را روبین بازی می کند .
در دسامبر سال ۲۰۰۷ خبرهای مبنی بر جدایی این دو نفر از یکدیگر شنیده می شد اما به طور رسمی اعلام نشده بود تا در نهایت در این اواخر این خبر به طور کامل تائید شد و این زوج هنری از یکدیگر جدا شدند .

۳. وودی آلن :

وودی الن معتقد است اگر با دایان کیتن آشنا نشده بود ، به جایگاه الان نمی رسید .
وودی می گوید :
" اگر دایان نبود من فیلم هایی مانند آنی هال ، منهتن را نداشتم " .
فیلم آنی هال ، فیلمی کمدی است که برنده جایزه اسکار شد . دایان کیتن نیز یک بازیگر حرفه ای است و در سال ۱۹۷۷ جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را برای فیلم آنی هال از آن خود کرد .
وودی راجع به دایان توضیح می دهد :
" دایان در زندگی شخصی اش به حضور خداوند بسیار معتقد است و این موضوع برای من قابل تقدیر و ستایش است " .

۴. رومن پولانسکی :

کارگردان و بازیگر فرانسوی لهستانی است . وی در سال ۱۹۸۹ با هنرپیشه فرانسوی به نام امانوئل سیگنر ازدواج کرد .
وی در سال۲۰۰۲ به خاطر فیلم " پیانیست " جایزه اسکار بهترین کارگردانی را دریافت کرد .
همسر وی در فیلم هایی مانند ماه تلخ ، دروازه نهم و .. نیز بازی کرده است .


۵. سام مندس :

سام مندس با کیت وینسلت در سال ۲۰۰۳ ازدواج کرد . فیلمی با نام زیبای امریکائی توانست جایزه اسکار بهترین کارگردانی را از آن خود کند .
سام زندگی خود و همسرش را در فیلمی به نام جاده انقلابی به تصویر کشیده است . نقش اول زن این فیلم را کیت وینسلت ایفا می کند و نقش مقابل وی را لئوناردو دی کاپریو . کیت بخاطر نقش زیبایی که در این فیلم اجرا کرده بود در سال ۲۰۰۹ جایزه بهترین بازیگر زن را از گلدن کلاب را از آن خود کرد .
این زوج هنری در سال ۲۰۱۰ به زندگی هنری خود پایان دادند و از یکدیگر جدا شدند .


۶. آندری زولاوسکی :

ملاقات و آشنایی با آندری زولاوسکی و در ادامه ازدواج با این کارگردان ، زندگی سوفی مارسو را تغییر داد . آندری زولاوسکی کارگردان لهستانی است که بیشتر به ساخته های کمدی مشهور است .
وی شانزده سال است که به این حرفه هنری اشتغال دارد . آندری زولاوسکی با فیلمی با نام " حتی شبهای زندگیم از روزهای شما زیباتر است " را با بازی سوفی مارسو و با همین مضمون پیش برد .


۷. دانیل دی – لیوایز :

ربکا میلر همسر دانیل دی – لیوایز است . ربکا میلر دختر درام نویس مشهور آرتور میلر است . ربکا به همسرش پیشنهاد می دهد که یک فیلم با مضمون یک پدر را به تصویر بکشد .
دانیل نیز در فیلمی یک پدر را به تصویر می کشد که حمایت همه جانبه از فرزندانش دارد و نام این فیلم را " تصنیفی برای جک و رز " انتخاب کرد . وی در این فیلم عشق خود به همسر ، پدر را به نمایش می گذارد .

۸. چارلی چاپلین :

چارلی چاپلین به دلیل شغلش با زن های زیادی هم بازی شده بود . اما در سال ۱۹۳۲ با زنی به نام پولت گودارد ملاقات کرد و با همان زن نیز ازدواج کرد . در فیلمی با نام " عصر مدرن " نحوه دلبری و طنازی های این زن را توصیف می کند .
زندگی این دو زوج مانند بسیاری از زوج های هالیوودی دوام زیادی نداشت و ده سال بعد یعنی در سال ۱۹۴۲ از یکدیگر جدا شدند.

۹. راب زامبی :

شری مون با راب زامبی ازدواج کرد ، پس از این ازدواج نام شری به شری مون زامبی شهرت پیدا کرد .
شری در فیلم هایی با کارگردانی همسرش مانند : پس مانده شیطان ، هالووین و ... بازی کرده است .
این کارگردان فیلم هایی با ژانر کلاسیک ترسناک در کارنامه هنری خود دارد . شری با بازی در فیلم های ترسناک همسرش تبدیل به اولین زن برجسته تاریخ سینما در بازی در فیلم هایی با سبک ترسناک شده است .

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۱, ۰۱:۳۵
دستمزد علی نصیریان در سریال «سربداران» چقدر بود؟

بازیگر نقش قاضی شارح در سریال «سربداران» با حضور در کافه خبر از نوع بازی در این سریال و اتفاقات پشت صحنه آن سخن گفت.

در این نشست که با مشارکت سایت خبری سیما فیلم برگزار شد، محمد علی نجفی کارگردان سریال هم حضور داشت.

در بخشی از این نشست بحث دستمزد بازیگران سریال به میان آمد که علی نصیریان گفت:« من برای بازی در سریال سربداران ماهی 15هزار تومان حقوق می​گرفتم که از این مبلغ 750 تومان بابت مالیات کم می​شد.»

محمد علی نجفی کارگردان سریال هم گفت که بالاترین رقم دستمزد ما در آن موقع 15 هزار تومان بود و همین طور رقم​ها پایین می​آمد تا می​رسید به 2 هزار تومان.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۲, ۱۴:۳۴
جدیدترین فیلم پرویز پرستویی به خاطر برادر شمقدری اکران نمیشود


ادامه اکران عمومی فیلم «پایان نامه» به تهیه کنندگی روح الله شمقدری، اکران فیلم سینمایی «سیزده 59» با بازی پرویز پرستویی رابه تعویق انداخت.

روند اکران فیلم سینمایی پایان نامه، همچون نمایش آن در جشنواره بین المللی فیلم فجر، همراه با فراز و نشیب های بسیاربوده و هست؛ و دستاندرکاران سینما در تلاشاند به هر نحوی شده ـ از جمله بلیتهای نیمبها، قرعهکشی ماشین ـ فروش این فیلم را در حدی نگهدارند که از اکران برداشته نشود.

سرداربورسی
۱۳۹۰/۰۴/۰۴, ۰۲:۱۳
در برنامه هفت امشب:
مسعود ده نمکی در جواب به منتقد که فیلم اخراجی های3 رو نوعی بی احترامی به گروهی از مردم میدونه, خودش رو با امام حسین مقایسه میکنه و از شریعتی مایه میذاره...
منتقد میگه رفتار بازیگر نقش اول فیلم توهین به مردمه و ده نمکی میگه که 3 میلیون مخاطب که همه راضی بودن نشون از این موضوع نداره...
ده نمکی که بر خلاف دفعات پیش برافروخته و عصبی شده خودش رو با امام حسین مقایسه میکنه...
امیدوارم دوستان کلیپ این قطغه از برنامه هفت رو گیر بیارن و ببینن...

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۴, ۱۱:۳۳
فراستی: دکتر شریعتی هم اگر به مردم توهین کرده، بیخود کرده !

در بخشی از برنامه «هفت» که جمعه شب گذشته از شبکه سه سیما پخش شد، هنگام بررسی فیلمهای اکران بهار، نقد فیلم «اخراجیها 3» بار دیگر خبرساز شد.

در این بخش که با حضور مسعود فراستی و رضا درستکار به عنوان منتقدان مهمان به روی آنتن رفت، برای لحظاتی به نظر میرسید این دو بر خلاف همه اختلاف نظرهای پیشین بر روی ضعفهای «اخراجیها 3» به توافقی نسبی رسیده اند؛ اما ناگهان برخلاف برنامه هفته قبل که نقد فیلم «جدایی نادر از سیمین» بدون حضور و جوابگویی صاحب اثر انجام شد، فریدون جیرانی با لبخند همیشگی و معروف خود خبر از حضور مسعود دهنمکی روی خط داد و شد آنچه انتظارش میرفت.

دهنمکی بی توجه به این واقعیت که بر خلاف رویه دو برنامه اخیر «هفت» در نقد فیلمهای اکران بهار، فقط به او اجازه داده شده روی خط بیاید و جواب منتقدان را بدهد، از رویه نقد یک سویه و بدون حضور صاحب اثر در این برنامه انتقاد کرد.

در ادامه بحثهای صورت گرفته چیزی بیش از آنچه دو ماه قبل در نقد «اخراجیها 3» روی آنتن شبکه سه و برنامه «هفت» رفت نبود به جز آنجایی که مسعود فراستی بار دیگر با مطرح کردن قضیه توهین شخصیت مثبت فیلم «اخراجیها 3» به مردم، به نکوهش آن پرداخت.

اما دهنمکی ضمن رد این برداشت فراستی، شائبه توهین شخصیت مثبت فیلم به مردم را کاملا نادرست خوانده و با ذکر نقل قولهایی از امام حسین (ع) و دکتر شریعتی که در آن رفتار برخی مردمان مورد نکوهش قرار گرفته استفاده از این نوع ادبیات را امری عادی خواند.

و درست اینجا بود که لحظه مناقشه برانگیز اولین برنامه «هفت» فصل تابستان شکل گرفت. مسعود فراستی با رد سخنان دهنمکی گفتار بزرگانی چون امام حسین (ع) و دکتر شریعتی را همواره در راستای تکریم مردم خوانده و در برابر اصرار دهنمکی که عقیده داشت دکتر شریعتی جمله مورد نظر را گفته است، تاکید کرد حتی اگر دکتر شریعتی هم بر ضد مردم حرف زده و به آنها توهین کرده، بیخود کرده​است.

این جمله فراستی، دهنمکی عصبانی کرد و اگر جیرانی طبق معمول سر و ته قضیه را هم نمیآورد، معلوم نبود ادامه این جدال به کجا بیانجامد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۷, ۱۵:۰۱
داریوش ارجمند در آرزوی ایفای نقش چه کسی است؟

داریوش ارجمند بازیگر نقش حشمت فردوس در سریال "ستایش" به سایت روزنامه قدس گفت:

*من با حشمت فردوس بسیار متفاوت هستم چون من از دو جای متفاوت با دو دیدگاه متفاوت میآیم. من فردی هستم که به مشورت و به شور گذاشتن موضوعات در خانواده بسیار اهمیت میدهم و به شدت به این مسئله اعتقاد دارم که چند فکر بهتر از یک فکر کار میکنند و من برعکس او بسیار دختر دوست هستم. نوه دختر را هم بسیار دوست دارم اما وقتی یک بازیگر در قالب یک نقش قرار میگیرد هنرش این است که آنچنان این نقش را باور کند و باورپذیر ارائه دهد که هیچکس در تفاوت دیدگاه و قالب آن دو شک نکند

* خیلی دوست دارم نقش حضرت ابوالفضل(ع) را بازی کنم. من ارادت ویژهای به این حضرت دارم و دلم میخواهد که این ارادت را با ایفای نقش حضرت ابوالفضل ادا کنم.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۱:۰۴
خداداد عزیزی آرتیست می شود

خداداد آرتیست می شود. « غزال تیزپای ملبورن» قرار است در اولین فیلم سینمایی کارگردان همشهری اش بازی کند.

رضا عطاران که بزودی اولین فیلم سینمایی اش را فیلمبرداری می کند درباره فیلمش می گوید:« اسم فیلمم قرار است هیچ کس فرشته نیست باشد.»

او می گوید خیلی از فوتبال سر در نمی آورد و برای مان مثالی می زند از رفتن سر تمرین تیم ملی قبل از اعزام به جام جهانی 2006 آلمان؛« با پژمان بازغی رفته بودیم تمرین تیم ملی . جالب بود که پژمان با همه رفیق بود اما من هیچ کس را نمی شناختم. راستش خیلی اهل فوتبال دیدن نیستم و چیزی هم از فوتبال سر در نمی آورم. البته با علی انصاریان رفیق هستم. یک خرده رفاقتی هم با علی کریمی و آرش برهانی دارم چون چند باری با آنها تلفنی صحبت کردم.»

او این ها را می گوید از این اتفاق خبر می دهد که در اولین فیلم سینمایی اش قرار است یک فوتبالیست حرفه ای بازی کند؛« ما یک پلان داشتیم که باید طبق فیلمنامه نقش آن را یک فوتبالیست بازی می کرد. خودم تصمیم گرفتم برای این نقش از یک بازیکن حرفه ای استفاده کنم. با چند نفری در این باره حرف زدیم. مثلا با علی کریمی حرف زدم. اما این شرایط فراهم نبود. گپی هم زدم با آرش برهانی که آن هم نتیجه بخش نبود تا اینکه...»

عطاران از این به بعدش سکوت می کند. تلاش مان برای دانستن نام هنرپیشه مورد نظر او به جایی نمی رسد و فقط می گوید یک چهره سرشناس است که همشهری ام بوده. او می گوید چون قراردادی میان شان منعقد نشده ، نمی تواند اسمی از این دوست معروف و فوتبالیست بیاورد.

اصرار های مان بی نتیجه است اما با کدهایی که عطاران داده خیلی سخت نیست تا گزینه مورد نظرش را بتوان شناسایی کرد. او دست روی خداداد گذاشته. خداداد عزیزی که هم چهره ای سرشناس است و هم چهره ای فتوژنیک دارد. خداداد که قدیمی تر های تیم ملی در تیم 98 گاهی سر به سرش می گذاشتند و جکی چان صدایش می زدند. او که تا قبل از این هیچ وقت جلوی دوربین سینما نرفته تجربه ای جدید خواهد داشت تا شاید از این پس بتواند جکی چان سینمای ایران باشد.

قبل از خداداد ، فوتبالیست های مطرحی چون نیکبخت واحدی و علی انصاریان در طنزهای 90 شبی جلوی دوربین رفتند یا علی پروین و حمید استیلی در فیلمی سینمایی بازی کردند که خود استیلی در باره بازی اش در آن فیلم می گوید:« خیلی بد بودم. فهمیدم بازیگری چه کار سختی است و من برایش ساخته نشدم. » قبل از این هم باشگاه استقلال فیلمی را با بازی جوادزرینچه و محمد صالح اعلاء ساخته بود که باز هم تجربه ای ناموفق بود . ماه رمضان سال قبل هم بود که سریالی با محوریت فوتبال به اسم در مسیر زاینده رود ساخته شد که تعدادی از بازیکنان سرشناس چون کریم باقری ، آرش برهانی ، اسماعیل فرهادی ، فرشید طالبی و سید محمد حسینی در آن برای لحظاتی جلوی دوربین رفته بودند .

در میان تمام این تجارب سینمایی ، تنها شاید نقش کوتاه علی انصاریان در فیلم پاداش سکوت بود که با انتقاد اهالی سینما مواجه نشد.

حالا تجربه خداد که به نظر می رسد خیلی هم کوتاه باشد ، باید دید فتح بابی می شود تا شاید خداداد هم مثل بیک ایمان وردی و شادروان محمد علی فردین ، در پایان ورزش قهرمانی اش ، هنرپیشه شود؟

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۱:۴۹
راز خوش​پوشی در گفت و گو با محمدرضا گلزار

فرهنگ > چهرهها - ماهنامه زندگی ایرانی نوشت:

محمدرضا گلزار همیشه مورد توجه بوده، دلایل مختلفی هم برای این موضوع وجود دارد. اگر بخواهیم از توانایی او برای کشاندن مخاطب به سینما به عوان یکی از این عوامل یاد کنیم در کنارش باید چهره و تیپ او را هم قرار دهیم. خیلی ها با این جمله موافقند، در میان تمام هنرپیشههای جوان ایرانی رضا گلزار یک استثنا است. او همیشه به ظاهرش اهمیت میدهد و در ابتدای گفتوگو خودش هم به این موضوع اشاره میکند. ناگفته نماند او اولین ایرانی بعد از انقلاب است که توانسته به عنوان مدل برای یک برند لباس روی بیلبورد برود. گلزار سال گذشته هم به عنوان مرد شایسته ایرانی به انتخاب مجله پوشش برگزیده شده.

اولین مدل ایرانی بعد از انقلاب

همیشه سعی کردم دقت زیادی در انتخاب لباسهایی که میپوشم. به نظر من سه عامل مهم است در خوش تیپ و خوش پوش بودن فرد تأثیر دارد، یکی خوش اندامی است ، دیگری خوش سلیقگی فرد در انتخاب لباس و عامل دیگر هم اینکه بدانیم در چه مکان و مراسمی از چه پوشش استفاده کنیم.

تناسب اندام هم در خوشتیپی مؤثر است

من در طول هفته خیلی ورزش میکنم و سعی میکنم از این طریق تناسب اندام خودم را حفظ کنم. با وجود اینکه مشغلههایم زیاد است اما هیچوقت ورزش کردن را ترک نکردم و سعی دارم با برنامهریزی که دارم ورزش را در لیست کارهای هر روز قرار دهم. به نظر من علاوه بر لباس که در خوش تیپ بودن یک فرد تأثیر زیادی دارد اندام و فیزیک او هم عامل مهم دیگری است که باید به آن توجه شود. به عقده من مهم است که افراد علاوه برلباس مناسبی که انتخاب میکنند، اندام متناسب و خوش فرمی هم داشته باشند تا خوش تیپتر به نظر برسند.

برخلاف عرف هرگز

شاید من بخواهم مدل موی خاصی را برای خودم انتخاب کنم اما خیلی وقتها این تصمیمگیری برعهده من نیست و به دلیل اینکه من را کورد فیلمی را دارم که مشغول بازی در آن هستم، بایددر برخی مراسمی که شرکت می کنم با همان ظاهر و مدل و مو حاضر شوم. ولی اگر در حال بازی در فیلم نباشم خودم مدل مویم را انتخاب میکنم. معمولاً ترجیح میدهم مدل مویی را برای خودم انتخاب کنم که به چهرهام بیاید. همیشه هم سعی میکنم مدل مو یا لباسی را برگزینم که برخلاف شرایط و عرف جامعه نباشد.

مد باید برازنده باشد
من پیروی از مد را ایراد نمیدانم البته در صورتی که برازنده افراد باشد. خودم هم دوست دارم مد را به صورت حرفهای دنبال کنم و از مدجهانی مطلع باشم. البته پیروی از مد هم به نظر من قواعدی دارد. مثلاً ممکن است مدل موی خاصی به نظر یک نفر جالب باشد اما باید دید آن مدل به صورت و چهرهاش میآیدیا نه. برای مثال یک پزشک اگر قرار است از مد خاصی پیروی از مد خاصی پیوری کند باید این نکته را درنظر بگیرد که تیپی که انتخاب می کند به شخصیت اجتماعی و مخصوصاً موقعیت و شغل او بیاید. اگر قرار باشداو نوع پوشش یا مدل مویی را انتخاب کند که به ارتباطهای او در جامعه لطمه وارد کند نباید پیروی صرف از مد داشته باشد. جوانهای ما هم تازه اندازهای که آن مد بهخصوص را زندهاشان باید ازآن دنباله روی کنند. قرار نیست همیشه و همهجا تابع مد بود.

خوشپوشی گران پوشیدن نیست

شاید خیلی فکر کنند لازمه خوشپوشی گران پوشیدن است اما به نظر من این تصور درست نیست و به آن اعتقاد ندارم. اگر متناسب با شرایط بپوشی حتماً خوشپوش به نظر میرسی پس لازم نیست که حتماًهزینه زیادی را برای خرید لباس صرف کنی. شاید لباس گران خریدن باعث خوشتیپی شود، ولی لازمهاش نیست، ممکن است یک لباس ساده که به درستی انتخاب شده بتواند همان تیپی را برای شما به همراه داشته باشد که باکلی هزینه برای خرید لباس گران آن اتفاق نیفتد.

جوانهای ایرانی خوش تیپاند

به نظر من الان چند سال است که جوانهای ایرانی بسیار خوش تیپاند و در مقایسه با کشورهایی که من سفر کردم دقت و حساسیت بیشتری نسبت به جوانهایی آنها در انتخاب لباسشان دارند. من فکر میکنم این موضوع را میتوان از این زاویه که اهمیت دادن به ظاهر مرتب بسیار پسندیده است را مثبت ارزیابی کرد و خوشحال بود که جوانهای ایرانی به خودشان و ظاهر مرتب اهمیت میدهند.

نمیگویم برندپوش نیستم

وقتی صحبت از برند میشود و من میگویم تأکیدی روی آن ندارم شاید خیلیها بگویند خودت هم به حرفی که میزنی اعتقاد داری؟ من نمیگویم برندپوش نیستم، من هم برخی از لباسهایم را از براساس سلیقهام از برند معتبر میخرم اما این موضوع را لازمه خوشپوشی نمیدانم. گاهی اوقات برای خودم اتفاق افتاده که از برندی ناشناس و با قیمتی ارزانتر لباسی را خریدهام، اما سعی کردهام انتخابم درست باشد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۱:۵۰
سعید راد: عربنیا و فروتن را دوست دارم / گلزار سرمایه سینمای ایران است

فرهنگ > چهره ها - ویژهنامه بانی فیلم نوشت:

وقتی پس از نزدیک به دو دهه به ایران آمد، خیلی، چشم انتظار تماشای دوبارهاش در سینما بودند. وقتی «زنگی و رومی» تقوایی به جایی نرسید، «دوئل» درویش نقطه خوبی برای آغاز دوران تازهای از حضور سعید راد در سینمای ایران شد.

پس از «دوئل» اما سالهای بازی نکرد و این جمله را هم مرتب تکرار کرد که میخواهم از خودم مراقبت کنم. امروز می گوید از فیلم هایی که رد کرده پیشیمان نیست، چون تقریباً هیچ کدامشان آثار قابل قبولی نشدند.

وقتی پس از سالها به ایران آمدید انتظار می رفت شما حضور پررنگی در سینما داشته باشید. به هر حال در دهه 50 و اوایل دهه 60 شما بازیگر موفق و البته پرکاری بودید. منتها در طول هشت سال فقط در «دوئل » درویش بازی کردید و البته اخیراً بعد از سریال در «در چشم باد»، 2 فیلم سینمایی هم کار کردید. علت کم کاریتان صرفاً این بوده که پیشنهادهای مناسبی نداشته اید؟

من قبل از اینکه برگردم سینمای ایران را دنبال میکردم. فیلمها را میدیدم که بینشان کارهای تحسین آمیزی هم بود. چه از فیلمسازانی که استادان من بودند مثل تقوایی و کیمیایی و چه کارگردانهای جوانی که پس از انقلاب وارد این عرصه شده بودند. منتها وقتی برگشتم شاهد یک ریزش تأسف بار شدم. دیدم جای عمیق تر شدن همه چیز سطحی تری شده در حالی که نسبت به دورهای که من فیلم بازی میکردم امکانات بهتری آمده بود، ولی تکنولوژی کمکی به رشد فکری سینما نکرده بود.

البته همان اوایل بازگشتم یک پیشنهاد فوق العاده از استاد تقوایی داشتم. رل خالو حسین در «زنگی و رومی» که استاد تقوایی به من داد باعث افتخار من بود، اما دیدید که آن فیلم با پشتوانه آن همه سواد و دانش و شور چه سرانجامی پیدا کرد. ما دو ماه و نیم ایستادگی کردیم و فیلم به سرانجام نرسید.

وقتی دیدم شرایط به گونهآی است که مؤلف بزرگی مثل تقوایی نمی تواند فیلم دلخواهش را بسازد افسرده شدم. حتی می خواستم برگردم که با پیشنهاد یک مؤلف دیگر مواجه شدم. احمدرضا درویش یک رل بی نظیر و چند لایه برایم در نظر گرفته بود که نمی شد ردش کنم. اسکندر را نمی شد رد کرد. از آن فرصت هایی بود که زیاد گیر یک بازیگر نمی آید. بعد از «دوئل» به هر حال متر و معیارهای داشتم که خیلی با معیارهای سینمای ایران همخوانی نداشت. من بازیگرم و دوست دارم بازی کنم، اما نه در هر فیلمی و با هر کیفیتی.

حتماً قبل و بعد از «دوئل» پیشنهاد زیاد داشته اید، یعنی واقعاً همهشان بد بودند؟

نمی خواهم بگویم همه بد بودند، ولی یادم نمیآید از رد کردن هیچ کدام از این پیشنهادها پشیمان شده باشم. فیلمهایی که من بازی نکردم به هر حال ساخته شدند، هر کدام را که دیدم پیش خودم گفتم خوب شد بازی نکردم. چون اغلب رلهای پیشنهادی در سطح بودند. به اسم من ابزاری نگاه میکردند.

نقش کوتاهی در سریال «در چشم باد» بازی کردید که در نوع خود جالب توجه بود. نقششان با وجود کوتاهی مؤثر بود و دیده هم شد. چه شد که بازی در تلویزیون را قبول کردید؟

نقش را که مطالعه کردم دیدم که جای بازیگری تکنیکال را دارد. تألیف مسعود جعفری جوزانی این امکان را فراهم میکرد. نقش رضا شاه هم درست نوشته شده بود. جوزانی بهترین استفاده را از قابلیتهایم کرد و این نکته کلیدی است، هر جا حس کنم که از من به عنوان بازیگر با ویژگی و خصائصم قرار است بهره گرفته شود میروم. امتناع کردنم در بازی در فیلم ها از سرلجبازی نیست از روی آگاهی و شناخت است.

از نسل بعد از خودتان کار چه کسانی را پسندیده اید؟

فریبرز عرب نیا یک جنس بازی در صورت و فرم دارد که کارش را متمایز کرده، جنم هم دارد. در «مختارنامه» کارش را پسندیدم و البته از داستان خوب و امکانی که کارگردان در اختیارش گذاشته خوب استفاده کرده، چیزی که از قهرمان و حماسه سالهاست درسینما نمیبینیم در «مختارنامه» هست و عرب نیا هم در نقش درستش نشسته و بازیاش چشمگیر است.

محمدرضا فروتن را در سه کار خیلی پسندیدم؛ «زیر پوست شهر»، «شب یلدا» و تئاتر «رمئو و ژولیت». نمیدانم چرا او هم که واقعاً دوستش دارم، صبر نمیکند و مثلاً سر از «نوک برج» در میآورد که اصلاً از جنسش نیست.

جز عربنیا و فروتن کار بازیگر جوان دیگر برایتان جالب نبوده؟

یک فیلم از امین حیایی دیدم به نام «شب» کار صدرعاملی. در نقش یک سرباز شمالی فوقالعاده بود. باهاش تماش گرفتم و تبریک گفتم. تیپ فیلمهایی که حیایی بازی میکند اجازه نمیدهد استعدادش بروز پیدا کند. «شب» نشان داد اگر جز سینمایی که دنبال هندی بازی و لودگی است در سینمایی با هویت و قاعدهمند حضور بیابد میتواند بازیگر خوبی باشد.

من دشمن سینمای تجارتی نیستم. سینما بایدگیشهاش شلوغ باشد، اما به شکل درستش. یک بازیگر در سینمای ایران داریم که سرمایه است ولی از او هم درست استفاده نمیشود، چون فیلم تجاری ما استاندارد ساخته نمی شود.

محمدرضا گلزار ذاتاً ویژگی هایی دارد که اگر از آنها درست استفاده شود خیلی هم خوب است. آناتومی صورتش مشخصاتی دارد که تماشاگر از دیدنش خسته نمی شود. یک جنس بازی صورت دارد که دلنشین است و البته از یک حدی نباید فراتر برود چون کمدی ناخواسته می شود. گلزار یک قابلیت است برای سینمای ایران ولی از او هم ابزاری استفاده می شود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۱۱, ۱۱:۲۸
رضا کیانیان :من در عروسی هم شلوار جین پوشیدم

ماهنامه زندگی ایرانی نوشت:

از 40 سالگی وارد سینما شده، از همان موقع هم مورد توجه قرار گرفته، میگویند دلیل انتخاب مردم را نمیداند، اما اگر بخواهد خودش در این باره اظهارنظر کند میگوید حتماً برای اینکه خودم هستم مورد توجه قرار گرفتم. از آنجا که خودش هم طرح لباس و صحنه بوده از اصول اولیه خوشپوشی و جذاب به نظر رسیدن آگاه است. البته علاقه به این موضوع فکر میکنم در خانواده کیانیان موروثی است، چون خواهر رضا کیانیان ملیحه کیانیان از خیاطان حرفهای است که سالهاست در این زمینه فعالیت میکند.

مد از زبان رضا کیانیان

در تاریخ لباس معاصر دو انفجار مد وجود داشته، یکی سال 1930 است و دیگری سال 1960 که اولی دوران بحران اقتصادی بود و 1960 هم داوران شکوفایی اقتصادی. هنوز هم که هنوز است هر مدی که به وجود میآید برگفته از آن دو دوره است و در واقع تحول اساسی دیگری رخ نداده و همان دو سبک ادامه پیدا میکند. البته مدلها به روزتر میشوند، یک دوره برمیگردد به 1930 و یک دوره هم 1960، گاهی هم تلفیقی از این دو دوره میشوند، بعضی وقتها هم یکی بر دیگری غالب میشود. وقتی کسی این دو دوره مد را بشناسد نگاهش خیلی بازتر میشود.

لباس کارگران مد شد

مد دوره 1930 در واقع همان شکل کلاسیکی است که در مد وجود دارد، چه سبک اسپورت و چه رسمی، مدل کتوشلوار، پیراهنها و کفشها و حتی مدل موهای خانمها و آقایان در آن دوره رسمیتر بوده. اصلاً بهطور کلی سبک زندگیها در آن دوره رسمیتر و محترمانهتر بوده و کمتر از پوششهای اسپورت استفاده میشده، اما استفاده از پوشش راحت و کار بین کاشاورزان و کارگرها رایج بوده، بعد از آن لباس کارگران به مدی تبدیل میشود که در واقع پایه همین لباس اسپورتی است که ما الان داریم، اما در 1960 زمانی که هیپیها متولد شدند و جنبشهای ضدنظام موجود به وجود آمد، لباسهایی که بیشتر مورد توجه قرار گرفتند که اعتراض به وضع موجود بودند، مثل شلوار پاره که این روزها دوباره مد شده یا تیشرتهای کثیف و نقاشی شده و گشاد، اما لباسهای رسمی آن دوره به سمت روز آمدی و استفاده از دستاوردهای تکنولوژی روز بود. مثلاً استفاده از پارچههایی با الیاف پلاستیکی که اصطلاحاً به آنها بشورو بپوش میگفتند یکی از اتفاقهای آن دوران بوده. البته شکلهای دیگری از روزآمدی تکنولوژی هم وارد عرصه مد شده و بعدها هم ادامه پیدا کرده است.

طرفدار کلاسیسم هستم

من خودم بیشتر دوران 1930 را میپسندم، البته شکل غیررسمی آن را. در واقع همان لباس کشاورزان و کارگران که تبدیل به مد شد. مثلاً شلوار جین که بعدها طراحان لباس در خیلی از طرحیهایشان از آن استفاده میکردند یکی از آن پوششهاست. شلوار جین آن زمان شلوار کار کشاورزان بوده که به مد تبدیر شده یا کتهایی که با شلوار ست نیست. پیراهنهای چارخونه که چند وقتی است دوباره مد شده هم از پوششهای رایج آن موقع بوده که کارگران و کشاورزان به تن میکردند. گاهی اوغات هم یک تیشرت با شلوار میپوشیدند و یک پیراهن روی آن میپوشیدند. در 1960 هم این نوع پوشش رواج داشت، اما به شکل دیگر، مثلاً جینهای پاچه گشاد یا آنهایی که ملیلهدوزی شده بودند. اما من خودم طرفدار همان سبک کلاسیک هستم شلوارهای راسته با فاق بلند و رنگ بلک بلو.

در عروسی هم شلوار جین پوشیدم

من در مراسم عروسی هم شلوار جین پوشیدم. هیچ وقت تصمیم نمی گیرم که متفاوت باشم، همیشه تصمیم میگیرم خودم باشم. به همین خاطر همان کاری را انجام میدهم که خودم دوست دارم و راحتم.

یک بار آقای مسجد جامعی (وزیر سابق فرهنگ و ارشاد) تعریف میکردند وسط چله تابستان قرار بوده که به وزارتخانهای بروند، نگهبانی جلویشان را میگیرد و میگوید شما؟ ایشان در پاسخ میگوید کدام آدمی هست که در این گرمای تابستان کتوشلوار بپوشد بجز یک وزیر. من وزیرم که کتوشلوار پوشیدهام! من میگویم کتوشلواری که خیلیها به تن میکنند جبراً آن را میپوشند. برای اینکه خیلیها مجبورند رسمی به نظر برسند و به همین خاطر هم کتوشلوار میپوشند. من دوست ندارم جبرا لباسی را که دوست ندارم بپوشم.

کتوشلوار رسمی ندارم

هیچ وقت کتوشلوار نمیپوشم. من اصلا کت و شلوار رسمی ندارم. در مراسم عروسی هم همین لباسهایم را میپوشم. البته از کت در پوششم استفاده میکنم، کتهای تکی که با شلوارهایم میپوشم، اما همه آنها غیررسمیاند. اما به نظرخودم چون سلیقهای پشت این انتخابها وجود دارد، مناسب به نظر میرسد به هرحال این سلیقه همینطور به وجود نیامده. من در سینمای ایران هم طراح لباس بودم و هم طراح صحنه، البته سالهای اخیر به خاطر اینکه کمتر فرصتش پیش آمده خیلی سراغش نرفتم، الان هم دوست دارم اگر فرصتش پیش بیاید این کار را ادامه دهم.

برای مزونها طراحی لباس کردم
علاوه بر طراحی لباس در فیلم و تئاتر برای چند مزون هم طراحی لباس کردم. وقتی از مد و طراحی لباس بیخبر نباشی، دارای سلیقهای میشوی که در انتخاب لباسهای خودت هم حتماً کمک میکند. ضمن اینکه من غیر از بازیگری، عکاسی، مجسمهسازی و کارهای گرافیکی میکنم و همه اینها به من در بیشتر شناختن جنس و رنگ و ترکیب رنگها کمک میکند. خیلی از مواقع من دنبال انتخاب کردن خیلی چیزها نیستم، چون از آنها شناخت دارم، ناخودآگاه میبینمشان.

لباس نشاندهنده شخصیت است
به نظر من وظیفه یک طراح لباس فیلم یا تئاتر فقط این نیست که لباس زیبا طراحی کند، لباسی که او طراحی میکند در واقع باید بیانکننده شخصیت نقشها باشد. مثلاً در یک فیلم وقتی یک نفر لباسی میپوشد حتماً بر اساس شخصیتی است که در قصه دارد. وقتی کسی را در خیابان میبینی میتوانی از نوع پوشش حدس بزنی که چه شخصیتی دارد، طبقه اجتماعیاش چیست یا چه شغلی دارد. شاید هم به همین خاطر باشد که در برخورد اول از بعضیها خوشمان میآید و برخی هم به دلمان نمینشینند.

در فیلمها به خوشتیپی فکر نمیکنم

به نظر من بازیگرها دو دستهاند؛ یک دسته آنهایی که میخواهند خودشان را نشان بدهند و یک دسته آنهایی که میخواهند شخصیتی که بازی میکنند به تصویر بکشند. آنهایی که میخواهند خودشان را نشان دهند همیشه به فکر این هستند که خودشان را خوب و خوشگل نشان دهند، اما من وقتی بازی میکنم میخواهم شخصیتی را که بازی میکنم به درستی به تصویر بکشم. خیلی از شخصیتها زشتاند و من از این موضوع ناراحت نمیشوم.

arak_bourse
۱۳۹۰/۰۴/۱۱, ۱۶:۲۰
احمد خاتمی: برنامههای علمی ماهواره هم سکسی است (+فیلم)
فیلمهای ماهوارهای برنامههای علمیشان هم با جاذبه سکس است، برنامههای ورزشیشان هم با جاذبه سکس است اصلاً آنها رسالت خراب کردن بینندگان را دارند نه تنها ایرانی و یا کشورهای عربی، رسالت تخریب را دارند.

حجتالاسلام والمسلیمن سید احمد خاتمی با بیان اینکه حتی برنامههای ورزشی و علمی ماهواره هم با جاذبه سکس است تأکید کرد: زنها حق ندارند به تماشای مسابقات شنا و کشتی که از سیمای ملی پخش میشود بنشینند.

به گزارش آفتاب، متن کامل این بخش از سخنان حجتالاسلام خاتمی که اخیراً از یکی از برنامههای مذهبی شبکه اول سیما پخش شده، به شرح زیر است:

«نگاه آلوده بذر شهوت را در قلب مینشاند و همین عامل فتنه است. این آنتن ماهوارهای با دین و اخلاق بچههایتان میانه ندارد. چشم باز میکنید میبینید بچه بیدین توی خانه تربیت شد دختر و پسر بیدین تربیت شد.

فیلمهای ماهوارهای برنامههای علمیشان هم با جاذبه سکس است، برنامههای ورزشیشان هم با جاذبه سکس است اصلاً آنها رسالت خراب کردن بینندگان را دارند نه تنها ایرانی و یا کشورهای عربی، رسالت تخریب را دارند.



بنابراین این آنتنهای ماهوارهای و برنامههای ماهوارهای بدانید جز تخریب دین، تخریب اخلاق بچههایتان هیچچیز دیگری ندارد.

گاهی وقتها میگویند ما میخواهیم برنامههای ورزشیشان را ببینیم برنامههای علمیشان را ببینیم، اینها بهانه است بحمدالله تلویزیون ما پیشرفتهترین پیشرفتهای علمی فیلمهای علمی فیلمهای ورزشی را تدارک میبیند برای جوانها.

یک نگاه به یک فیلم آلوده سبب میشود که دیگر از مسجد فاصله بگیرد از حسینیه فاصله بگیرد.
اینجا میخواهم تأکید کنم بر زنان هم حرام است که نگاه آلوده به نامحرم داشته باشند. زنها حق ندارند که فیلم کشتی که در تلویزیون گذاشته میشود ببینند این تصریح فتوای مراجع است. حق ندارند فیلم شنا که در تلویزیون گذاشته میشود در تلویزیون، شناگران مرد شنا میکنند، زنها ببینند این حرام است. تصریح کردهاند مراجع عالیقدر تقلید.

نفرمایید خب چرا تلویزیون میگذارد! تلویزیون فیلمهای ورزشی را میگذارد و قرار هم نیست که هر برنامهای را هر کسی ببیند. البته همین جا تأکید میکنم که تلویزیون باید موازین شرعی را در برنامههایش رعایت کند. ما هیچگاه توجیهگر نیستیم. اما سخن این است تکلیف این خانمی که پای تلویزیون نشسته این است که وقتی فیلم کشتی جوانان و غیر جوانان را میگذارند نگاه نکند».

کیمیاگر
۱۳۹۰/۰۴/۱۲, ۲۲:۴۳
اینجا هرچه شود ..... هر چه باشد ....هنوز ایران است
سلام کردن گاه رسمیتی میدهد که نمیشود از دل حرف زد .

بگذارید آخرین ردیف سینما نشسته باشم و خیره به نقش آرایی شما روی پرده هایی که روزگاری نه چندان دور پاره اش میکردید حرف بزنم .

...ما نه گوسفندیم و نه خود را به خریت زده ایم.

تنها تفاوتمان اینست که بلندگو ها را به شما داده اند و تماشاچیگری را به ما پیش فروش کرده اند . شما میتازید و گرد و خاک میکنید ...

ما چشمهایمان از غبار ِشما و اشک هایمان گِل میشود اما چیزی نمی توانیم بگوییم . نه اینکه آزادی بیان نداریم .... چرا داریم ، مشکل اینجاست که آزادی پس از بیان نداریم .

روی سخنم با شماست که گیشه ها را در دست گرفته اید و آنقدر عوامل پشت صحنه دارید که سالی یک فیلم را ساخته تدوین و میکس کنید تا عید ها کنار سفره هفت سین برای فرزندانتان از خستگی های یکسال زحمت بگویید و آنها به شما

افتخار کنند که چه مردانه دم از حقیقت میزنید .

دلم از روزگاری میگیرد که " آدم برفی" ، جرم بود .

" مارمولک" به زیر پا ها خزید ، گربه های اشرافی ایرانی در زیرزمین ها بایگانی شد ." دایره" را دو سال دور زدید و دم از سینمای خلاق زدید.

ناصر تقوایی این روز ها خاک میخورد... مخملباف پای ماندن نداشت ...

بهرام بیضایی با تمام دنیا قهر است.

مسعودکیمیایی هنوز خواب اسطوره هایش را میبیند ...

پرویز فنی زاده که در خاک باشد ، بهروز وثوق که ممنوعه و فاطمه معتمد آریا مفقود الاثر ..

باید پرچمدار سینمای ما حامد کمیلی شود ...

باید مسعود دهنمکی اپرای مجلل در گیشه ها به راه بیندازد...

باید فریدون جیرانی یک هفته شب نخوابی بکشد تا برنامه ترور شخصیت بازیگر های ما را بکشد .

بگذار این فریاد نصفه ای باشد که از گلوی یک نسل بیرون پریده است .

نسل ما را ببخشید ... ما خواستیم نفهم بمانیم ... نشد ... به خدا نشد ...

وقتی "داش آکل" به غیرتمان زد ...

وقتی "قیصر" به پاشنه های خوابیده ی ما خندید ...

وقتی "مسافران" را نفس کشیدیم ..

وقتی "هامون" را به جان نا خود آگاهمان انداختند

...

دست ما که نبود . ما "گاو ِ " مهرجویی را دیده ایم که گاو نمانیم....


ندانستیم از" باشو" هم غریبه ای کوچکتر میشویم.


ما را ببخشید که طعم سینمای خوب را چشیده ایم ....

ما را ببخشید اگر دستهای لرزان اکبر عبدی در "مادر" از یادمان نرفت ...

اگر کمر خمیده معتمد آریای "گیلانه" را تا خوردیم ..

اگر با حاج کاظم " آژانس شیشه ای" ، عذاب وجدان گرفته ایم ...

اگر در" مهاجر" ، جبهه هایمان را دید زده ایم .اگر طعم ناب گیلاس را چشیده ایم .

اگر پای " بایسیکلران" ، خوابمان گرفت و به خود فحش دادیم.

اگر فریماه فرجامی را خندیدید و ما خاطراتمان آتشمان زد ....

شما اهل به خود آمدن نیستید ، نبودید ... اما بدانید سکوت ما از سر بی کسییست ...

مارا در این بی کسی گِل گرفته اید و دل این نسل برای " ناخدا خورشید" ها تنگ است ...

ما خون دل میخوریم و بزرگان این سینما سکوت میکنند ....

شما هم میتازید ....

آقای اخراجیها

آقای پایان نامه

آقای ضد سینما

اینجا هرچه شود ..... هر چه باشد ....هنوز ایران است

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۱۳, ۱۴:۳۸
تشویق ممتد جعفر پناهی در تالار وحدت

مراسم بزرگداشت مرحوم محمد نوری شب گذشته با حاشیه هایی در تالار وحدت برگزار شد.

مراسم بزرگداشت محمد نوری یکشنبه شب با حضور حمید شاه آبادی معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از نویسندگان و هنرمندان موسیقی، سینما،تئاتر و تلوزیون در تالار وحدت برگزار شدکه همراه با حاشیه هایی بود.
در این مراسم زمانی که مجری از بزرگان موسیقی ایران یاد می کرد؛ وقتی نام محمدرضا شجریان را برد؛ تمام سالن یکپارچه او را تشویق کردند و تا دقایقی حضار در سالن، به صورت ممتد استاد آواز ایران را تشویق می کردند.

همچنین بنابر گزارش خبرنگار ما، حضور یکباره «جعفر پناهی» که در میان برنامه وارد تالار وحدت شد نیز با تشویق بی نظیر مردم همراه شد به طوری که عده ای یکپارچه او را صدا می کردند «پناهی...پناهی...» جعفر پناهی نیز در میان تشویق مردم که با کوبیدن پاهایشان به کف سالن همراه بود؛ کنار فرزند پروفسور حسابی نشست.

در این مراسم که چهره های مختلفی از هنرمندان موسیقی و سینما نیز حضور داشتند، مانی رهنما، رضا یزدانی و خشایار اعتمادی برنامه اجرا کردند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۱۳, ۲۳:۱۳
ثروتمندان هالیوودی پول خود را کجا خرج میکنند؟!!




سینماگران و خوانندههای ثروتمند بسته به علایق خود دستمزدهای میلیونی خود را خرج خرید ملک یا کادوی تولد میکنند.



دانیل رادکلیف

بازیگر مجموعه فیلمهای «هری پاتر» چندان اهل ولخرجی نیست، اما او که برای فیلم آخر خود 25 میلیون دلار دستمزد گرفته سال 2007 برای خرید پتویی مارک «Savior» که اختصاصی برای او طراحی شده بود، 17 هزار دلار پول خرج کرد.

بیانسه

این خواننده برای شرکت در جوایز BET سال 2007 حدود 100 هزار دلار خرج خرید لباس خود کرد. او سال 2010 برای هدیه تولد 41 سالگی همسرش جی-زی دو میلیون دلار خرج کرد و اتوموبیل بوگاتی ویرون گرند اسپورت را که سریعترین خودرو جهان است برای او خرید



استیون اسپیلبرگ

کارگردان معروف سال 1982 برای خریدن «رُزباد»، سورتمه معروف فیلم «همشهری کین» اورسن ولز 60 هزار و 500 دلار پول خرج کرد. اسپیلبرگ در این مورد گفته است: «همشهری کین کلاسیکترین فیلم تاریخ است و این سورتمه نماد کیفیت در صنعت سینماست.»

جاستین بیبر

این خواننده جوان که خیلی سریع به پول و شهرت رسید، برای هر دفعه آرایش موی خود مبلغ 750 دلار به آرایشگرش میپرداخت.



مایک تایسون

مایک تایسون که در فیلم «خماری» حضور داشت به جمعآوری و نگهداری ببر بنگال شهرت دارد. قیمت هر ببر بنگال 140 هزار دلار و هزینه نگهداری هر عدد در سال 125 هزار دلار است. او حتی برای خرید یک وان حمام مبلغ دو میلیون دلار هزینه کرده بود. چند وقت پیش او اعلام ورشکستگی کرد، اما چندی است وضع مالیاش رو به بهبودی گذاشته.

سلین دیون

این خواننده برای اجرای موسیقی در سالن قصر سزار مبلغ دو میلیون دلار خرج قرار دادن دستگاههای مرطوبکننده در سالن کرد تا آب و هوای گرم لاسوگاس به تارهای صوتیاش صدمه نزند. این دستگاه در محل ایستادن خواننده رطوبت 55 درصد تولید میکرد.



پی. دیدی

این خواننده برای تولد 16 سالگی پسرش در سال 2010 یک اتوموبیل مایباخ به قیمت 360 هزار دلار خرید. علاوه بر این یک چک به مبلغ 10 هزار دلار هم به او داد که پسرش آن را به زلزلهزدگان هائیتی اهدا کرد.

آنجلینا جولی

بازیگر معروف فیلمهای «گردشگر» و «آقا و خانم اسمیت» سال 2007 برای دختر دو نیم ساله خود یک کیف چرم مارک والنتینو خرید. این کیف حدودا هزار و 800 دلار قیمت دارد، اما کیفی که جولی به دخترش هدیه داد بطور اختصاصی برای او طراحی شده بود و قیمت بالاتری داشت.



کیم بیسینگر

بازیگر پردرآمد دهه 1980 و 1990 و برنده جایزه اسکار برای «محرمانه لسآنجلس» در سال 1989 در ایالت جورجیا هزار و 751 هکتار از شهر بارسلتون را خرید. گفته میشود این خرید 10 میلیون دلار برای او آب خورده است. او دلیل این خرید را مناسب بودن بارسلتون برای فیلمبرداری عنوان کرده بود.



نیکلاس کیج

قبل از اینکه این بازیگر دچار مشکلات متعدد خانوادگی و مالی شود یکی از ولخرجترین اهالی هالیوود بود. او صاحب یک جمجمه دایناسور به قدمت 65 میلیون سال است، علاوه بر این صاحب یک هواپیمای جت، دو کشتی تفریحی، سه قصر، دو جزیره در باهاماس، 15 عمارت در سراسر دنیا و 50 اتوموبیل اسپورت است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۱۴, ۲۲:۲۶
فرزاد حسنی:
همه مدیران کشور، یک مدل مو بیشتر ندارند؛ فرق از بغل!


فرزاد حسنی بامداد امروز سهشنبه 14 تیرماه، در برنامه رادیویی «چه فرصتی...چه شبی» با اشاره به پوشش زیبا و تاکید اسلام بر زیبایی، به موضوع پوشش مدیریتی در کشور اشاره کرد و گفت: «متاسفانه در کشور ما همه مدیران یک مدل مو بیشتر ندارند، فرق از بغل و اصلا اگر کسی شکل دیگری موهایش را آرایش کند؛ انگار مدیر نیست.»

حسنی همچنین درباره پوشش خانمها گفت: «خانمها هم باید شیک و زیبا بیرون بیایند، حالا آرایشهای آنچنانی را ما قبول نداریم اما بالاخره لباس خوب، روسری مناسب و خوشرنگی که با چهرهشان هماهنگ باشد و چهره را زیباتر نشان بدهد.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۱۶, ۱۴:۳۲
آنجلینا جولی پردرآمدترین بازیگر زن هالیوود شد

برابر با تازهترین فهرست نشریه فوربس، آنجلینا جولی و سارا جسیکا پارکر پارسال در میان بازیگران زن بیشترین درآمد را داشتند.

در سال 2010 این دو بازیگر هر یک 30 میلیون دلار به دست آوردهاند.

بخش زیادی از درآمد آنجلینا جولی به خاطر دو فیلم «سالت» و «گردشگر» بود. تریلر «سالت» در دنیا 300 میلیون دلار فروخت و «گردشگر» با بازی جانی دپ هم با وجود واکنشهای متفاوت منتقدان 280 میلیون دلار فروش داشت.

بخش زیادی از دریافتی سارا جسیکا پارکر به خاطر باقیمانده درآمد او از سریال «جنسیت و شهر» تولید شبکه اچبیاو بود که به عنوان تهیهکننده نیز با آن همکاری داشت. پارکر از فیلم سینمایی «جنسیت و شهر» هم که در سطح بینالمللی 290 میلیون دلار فروخت، دریافتی داشت.

او 18 میلیون دلار نیز از شرکت عطر خود درآمد داشت. جنیفر آنیستن و ریس ویدرسپون هر یک با 28 میلیون دلار پس از جولی و پارکر در رده بعدی قرار گرفتهاند.

کمدی رومانتیک «شکارچی مجرم» با بازی آنیستن که با بودجهای 40 میلیون دلاری ساخته شد، شروعی ناامیدکننده داشت، اما در نهایت با 136 میلیون دلار به کار خود پایان داد و کمدی «فقط انتخاب کن» او نیز 214 میلیون دلار فروخت.

«از کجا میدانی» ویدرسپون که با بودجهای درحدود 120 میلیون دلار ساخته شد، تنها 50 میلیون دلار فروخت، اما «آب برای فیلها» با بازی او 115 میلیون دلار به دست آورد.

جولیا رابرتز و کریستن استیوارت، ستاره «گرگ و میش» هر یک با 20 میلیون دلار در رده بعدی قرار گرفتند. کاترین هیگل 19 میلیون دلار، کامرون دیاز 18 میلیون دلار، ساندرا بولاک 15 میلیون دلار و مریل استریپ نیز 10 میلیون دلار درآمد داشتند.

در فهرست پارسال مجله فوربس، ساندرا بولاک با حدود 56 میلیون دلار پردرآمدترین بازیگر زن هالیوود شناخته شده بود.

فوربس برای محاسبه میزان درآمد بازیگران زن هالیوود با کارگزارها، مدیران برنامه، تهیهکنندگان و وکلا صحبت کرده است. درآمد احتمالی حاصل از حضور در فیلمهای تبلیغاتی و تبلیغات عطر و لباس نیز در محاسبات فوربس منظور میشود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۲۵, ۱۱:۱۱
حامد حدادی هفته بعد به جنگ مختار می​رود

حامد حدادی بازیکن ملی پوش بسکتبال هفته آینده در سریال مختارنامه حضور پیدا می​کند و به جنگ مختار می​رود.

این بازیکن که در لیگ حرفه​ای بسکتبال آمریکا و در تیم ممفیس بازی می​کرد، در این سریال نقش یکی از سرداران سپاه آل زبیر را ایفا کرده است.

نام این شخصیت «یحیی بن زمزم» است و حدادی نقش او را اردیبهشت​ماه سال 1385 ایفاء کرده​است.
شخصیتی که حدادی نقش او را بازی کرده وجود تاریخی دارد و در روایت های مختلف درباره او به این مساله اشاره شده که به دلیل قامت بسیار بلند هنگام سوار شدن بر اسب ، پاهایش به زمین می​رسیده است .



حدادی با قد 2 مترو 18 سانتی​متری از نظر میرباقری مناسب​ترین گزینه برای ایفای این نقش بوده​است. او با گریم سنگینی در این سریال بازی می​کند.

حدادی چند روز قبل مجددا به ایران بازگشت و احتمالا به امریکا برنمی گردد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۲۵, ۱۱:۱۸
خاطره معتمدآریا از نامگذاری کپل و پشت صحنه «مدرسه موشها»

فاطمه معتمدآریا از صداپیشگان مجموعه «مدرسه موشها» تاکید کرد نظارتها زمان ساخت آن کار به گونهای بود که حتی امکان خطاب نامی نامناسب به شخصیتهای عروسکی نمیداد.
این بازیگر سرشناس سینمای ایران که در نشستی در جمع خبرنگاران درباره وضعیت کنونی سینما و کارهای اخیرش سخن میگفت، با اشاره به خاطرهای از مجموعه «مدرسه موشها» اظهار داشت: «به خاطر دارم وقتی در تلویزیون کار میکردیم برای کلمه کوچک «شکمو» که در «مدرسه موشها» به کپل میگفتیم مدتها متن ما را نگه داشتند و روی آن نوشته بودند، لقب دادن کار درستی نیست. این فقط برای شکمو گفتن به کپل بود که بعدها ثابت کردیم شکمو گفتن به معنای مسخره کردن او نیست و خاصیت اوست و در نهایت پذیرفتند.»

او ادامه داد: «الان نه تنهاد در تلویزیون حتی در سینما هم گویش بسیار مبتذل و بسیار سطحی بین انسانها به وجود آمده که این مرا رنج میدهد.»

متن کامل سخنان معتمدآریا را درباره فیلم تازهاش «اینجا بدون من» به کارگردانی بهرام توکلی که این روزها در سینماها روی پرده است اینجا و اینجا بخوانید.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۲۶, ۱۸:۲۳
صداوسیما برای اجرای مراسم و جشن ها چقدر دستمزد می گیرند؟

دعوت از مجریان سیما و یا چهرههای رادیویی شناختهشده برای حضور در مراسم و همایشهای مختلف در کشور، تقریبا به یک شغل تبدیل شده و مانند حضور ستارهها در برنامههای مختلف، قلقهای خاص خودش را دارد.

هماهنگی برخی از این آقایان و خانمها، با مبالغ نجومی همراه است بویژه در برنامههایی که قرار است با مشارکت نهادهای دولتی برگزار شود. نکته جالبتر اینکه در بسیاری از این برنامهها، قرار است مجریان درباره «نیکوکاری، کمک به همنوع، صدقه، ایثار و گذشت و...» سخنرانی کنند و مجلس را گرم کنند!

نرخ اجرای جشن ها و سمینارها از 2 میلیون تومان (مجری های درجه 2 یا کمتر سرشناس) آغاز میشود و گاه به 8 تا 10 میلیون تومان برای یک برنامه نیز میرسد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۲۶, ۱۸:۳۰
مهران مدیری از خاطره حضور مرحوم شکیبایی در پاورچین می گوید

مهران مدیری در یادداشتی در شماره جدید مجله چلچراغ ناگفته هایی درباره خسرو شکیبایی را به رشته تحریر درآورده است.

مهران مدیری در این یادداشت می نویسد:

از روزی که او را شناختم و از اولین باری که او را دیدم ، حالش خوب نبود.اصلا هیچ وقت حالش خوب نبود . منظورم بدحالی جسمانی اش نیست . احساس خوشبختی دورنی نداشت . از آن آدمهای غمگینی بود که ذاتا اندوه را در خود داشت . این در صدایش بود . در لحن گفتارش بود ، در چشمانش بود و در حرکت دستانش . شاید با همین اندوه درون ، احساس شادی داشت و با همین دلمشغولی ها درون ، خودش را زنده نگه می داشت .


دوست داشت تنها باشد . دوست داشت خلوت باشد . دیگران را به خود راه نمی داد . هرگز نفهمیدم چه چیزی خوشحالش می کند و چه زمانی حالش خوب است .

برای بازی در پاورچین به اوتلفن زدم . رفته خانه اش و نشستم به درد دل . در همه جای خانه بود . مجسمه اش ، عکس هایش ، نقاشی هایی که ازچهره او کشیده بودند .و نقطه درخشان کارنامه اش ، هامون . همه جا پر از او بود و او غمگین ، مثل کودکی بود که توسط خداوند تنبیه شده باشد . یک بغض نهفته در گلویش بود و نمی دانم چرا .

گفت که می آید و در پاورچین بازی می کند . فردا به محل فیلمبرداری ما آمد وحرف زدیم . می دانستم که نمی آید . حوصله نداشت . حقیقت را نمی گفت که دل من نشکند . حوصله نداشت و رفت . نزدیک در خروجی برگشت ، مرا بوسید و گفت : " من همیشه یک بازی به تو بدهکارم .، و رفت ، برای همیشه رفت . "

روزی که برای خاکسپاری رفتم ، و هزاران نفر آمده بودند تا این پیکر غمگین را به خاک بسپارند و مردم فراوانی که دوستش داشتند و می گریستند . و مردم فراوان دیگری که آمده بودن با هنرمندان مورد علاقه شان عکس بگیرند و عده فراوان هنرمندانی که سعی داشتند به دیگران بفهمانند که ما بیشتر از شما با ایشان دوست بودیم ، در این هییاهوی عظیم ، آخرین جمله او را دوباره شنیدم که می گفت : "من همیشه یک بازی به تو بدهکارم ........ مطمئنم در بهشت ، روزی با او کار خواهم کرد . احتمالا در یک تئاتر مشترک که انجا دیگر حوصله دارد ، حالش خوب است و غمگین نیست .

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۲۷, ۱۲:۰۵
یک اسرائیلی ادامه فیلم ضدایرانی «300» را میسازد

فرهنگ > سینما - استودیو برادران وارنر نوام مورو را برای کارگردانی «300: نبرد آرتمیزیا» انتخاب کرد که ادامهای بر فیلم «300» است.

این کارگردان متولد اسرائیل که سال 2008 فیلم «آدمهای باهوش» را کارگردانی کرد، برای ساخت «300: نبرد آرتمیزیا» (با نام قبلی «خشایارشا») با جام کولت-سرا (کارگردان فیلم «ناشناس» با بازی لیام نیسن) رقابت داشت.

اما استودیو برادران وارنر که به هر دو فیلمساز علاقه دارد، این دو را برای کارگردانی دو فیلم مختلف انتخاب کرده است. کولت-سرا قرار است اقتباسی از «آکیرا» را کارگردانی کند و نوام مورو هم روی صندلی کارگردانی «300: نبرد آرتمیزیا» مینشیند. انتظار میرود هفته آینده این خبر به طور رسمی اعلام شود.

«300: نبرد آرتمیزیا» بر مبنای تازهترین رمان گرافیکی فرانک میلر ساخته میشود. خشایارشا پادشاه ایران و ضدقهرمان فیلم «300» شخصیت اصلی این رمان است، هرچند اینبار شخصیت او به مراتب محوری است.

او که پس از مرگ پدرش داریوش در جستجوی جایگاه خدایگان است، با تمیستوکل سردار آتنی وارد جنگ میشود. داستان چند سال را دربرمیگیرد، اما مرکز داستان نبرد آرتمیزیوم است که سال 480 پیش از میلاد روی داد.

زاک اسنایدر که «300» را کارگردانی کرد فیلمنامه «300: نبرد آرتمیزیا» را با همکاری کرت یانستاد نوشته است. قرار است این فیلم به لحاظ تکنیکی مشابه «300» باشد.

به گزارش خبرآنلاین، «300» سال 2006 با بودجهای 65 میلیون دلاری ساخته شد و در دنیا حدود 456 میلیون دلار فروخت.

داستان فیلم سال 480 پیش از میلاد روی میدهد. خشایارشا پادشاه ایران برای انتقام شکست پدرش داریوش تصمیم به فتح یونان میگیرد. او با لشگری انبوه به این کشور حمله میکند، اما در تنگه ترموپیل 300 سرباز اسپارتی با آنها روبهرو میشوند.

«300» به خاطر تحریف آشکار تاریخ و ارائه تصویر غیرواقعی از ایرانیان مورد انتقاد قرار گرفت.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۴/۲۷, ۱۴:۵۱
مرضیه وفامهر، همسر ناصر تقوایی بازداشت شد
نمرضیه وفامهر، همسر ناصر تقوایی، بازیگر فیلم "تهران من حراج" بازداشت شد.
...‎

مرضیه وفامهر، همسر ناصر تقوایی، بازیگر فیلم "تهران من حراج" بازداشت شد.

به گزارش ندای سبز آزادی، مرضیه وفامهر، همسر ناصر تقوایی و بازیگر سینما، بیش از دو هفته هست که در بازداشت نیروهای امنیتی به سر میبرد.

تا کنون دلیل این بازداشت به خانواده و یا نزدیکان وی اعلام نشده است، اما به نظر می رسد، دلیل بازداشت وی پخش فیلم "تهران من حراج" ساخته گرناز موسوی است، که وی در سکانسی از این فیلم بدون حجاب در فیلم نشان داده شده است.

فیلم "تهران من حراج" به صورت غیر قانونی در سطح شهر منتشر شده است.

ماهور
۱۳۹۰/۰۴/۳۰, ۱۲:۴۷
تقوايي: «تهران من حراج» مجوز داشت

ديروز «مرضيه وفامهر» مستندساز و بازيگر سينماي ايران در دادسرا حاضر شد و حكم بازداشتش براي انجام تحقيقات ميداني به مدت يكماه تمديد شد.

ناصر تقوايي، كارگردان مطرح سينماي ايران كه بيش از 20 روز است درگير بازداشت همسرش، به دليل بازي در فيلم «تهران من، حراج» است، به شرق ميگويد: «قرار شده اطلاعات بيشتر از اعضاي اصلي ساخت اين فيلم يعني تهيهكننده و كارگردان دريافت شود، اما آنها هركدام در كشوري زندگي ميكنند.»

اين كارگردان سينما تاكيد ميكند: «من پيش آقاي شمقدري هم رفتهام. ايشان در ابتدا تصور ميكرد كه فيلم مجوز ندارد، اما بعد مجوز آن پيدا شد كه متعلق به سال 1387 است. اين فيلم در زمستان آن سال ساخته شد. گراناز موسوي، كارگردان اين فيلم قراردادهاي آن را با يك شركت ايراني براي من فرستاده است. فيلمبردار و بازيگر ديگر فيلم با ويزاي كار از استراليا به ايران آمدند و با مجوز خانه اجاره كرده بودند و با سينه موبيل تمام صحنهها در تهران فيلمبرداري شده است.»

تقوايي، كارگردان نامدار سينماي ايران كه خاطره فيلمهاي او همچون «ناخدا خورشيد» در يادها مانده است، با اشاره به 10سال فيلم نساختن خود ميگويد: «يك بازيگر بايد كاري كه كارگردان از او ميخواهد را انجام دهد در اين صورت بايد از اين حرفه خداحافظي كند.»

يكي ديگر از نكتههاي كه تقوايي ميگويد اين است که «اين يك فيلم سينمايي نيست تنها يك فيلم 60 دقيقهاي بوده كه براي پاياننامه ساخته شده است.»

تابهحال بارها شده كه سينماگران به دادگاه رفتوآمد داشتهاند از نمونههاي آن ميتوان به بازداشت تهمينه ميلاني براي فيلم «نيمهپنهان» و دادگاهي شدن مسعود كيميايي براي فيلم «سربازهاي جمعه» اشاره كرد.

پيگيري خبرنگار شرق براي گفتوگو با جواد شمقدري به نتيجه نرسيد و مديركل نظارت و ارزشيابي عليرضا سجادپور بر اين نكته تاكيد كرد كه اين فيلم مجوز ندارد اما همچنان اين سوال مطرح است كه آيا اين شيوه برخورد راهحل درستي است؟

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۰۲, ۰۰:۴۴
باجگیری یکی از بازیگران سریال «نابرده رنج»


علیرضا بذرافشان کارگردان سریال «نابرده رنج» روایت جالبی از درخواست عجیب یک بازیگر این مجوعه بازگو کرده است.

بذر افشان گفته: «در این کار هم ما نقشی را به بازیگری دادیم که تلاشی برای آن نکرده بود تا رسیدیم به فینال سریال. او پیغام داد اسم من در تیتراژ باید فلان جا باشد وگرنه در فینال بازی نمیکنم. حضور او هم برای ما مهم بود، اما من یاد گرفتم به کسی باج ندهم، برای همین فینال را تغییر دادیم و بدون او فیلمبرداری کردیم. هرچند به کار ضربه خورد، اما یاد گرفتم شخصیتم از کارم مهمتر باشد. به هر حال شناخت جایگاه برای آدمها خیلی مهم است.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۰۲, ۰۰:۴۶
دستمزد فیلمنامهنویس «مختارنامه» چقدر بود؟


محمد بیرانوند، یکی از نویسندگان فیلمنامه «مختار نامه» که گفته میشود همه فیلمنامه را او نوشته و شخص دیگری با او همکاری نداشته، در سال 83، 5میلیون تومان برای این کار دریافت کرده است. او در این باره میگوید: من مختارنامه را به خاطر اینکه به من اعتماد شده بود، نوشتم و اعتراضی هم ندارم. من 23 ساله حاضر بودم پول هم بدهم و با میرباقری کار کنم.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۰۲, ۱۰:۱۶
ورود رضا صادقی به عرصه بازیگری

فرهنگی - فیلم سینمایی «بیخداحافظی» به کارگردانی احمد امینی و با حضور رضا صادقی در تهران کلید میخورد.

به گزارش عصر امروز، فیلم سینمایی «بیخداحافظی» به کارگردانی احمد امینی و تهیهکنندگی محمد نشاط اوایل مرداد در تهران کلید میخورد. این فیلم داستان زندگی رضا صادقی است که با عزیمتش از بندرعباس به تهران شروع می‎شود.

براساس این گزارش در فیلم «بی خداحافظی» رضا صادقی، محمدرضا فروتن، افشین هاشمی، پیام دهکردی و ... به ایفای نقش خواهند پرداخت. پیش از این کیومرث پوراحمد قرار بود فیلمی درباره زندگی این خواننده ایرانی بسازد که ساخت آن منتفی شد.

احمد امینی فیلمهای سینمایی «سایههای هجوم»، «غریبانه»، «چتری برای دو نفر» و این زن حرف نمیزند را در کارنامه هنری خود دارد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۰۲, ۱۰:۲۰
تولید سیاسی ترین فیلم تاریخ ایران متوقف شد

فرهنگی - فیلم سینمایی «قلادههای طلا» به کارگردانی «ابوالقاسم طالبی» که پس از چهارماه پیشتولید، از اول خرداد ماه سال جاری در تهران کار خود را آغاز کرده بود، امروز صبح پس از تصویر برداری از سکانس های اغتشاشات خیابانی و تجمعات غیرقانونی پس از انتخابات در میدان هفت تیر، به دلایل نامعلومی فعلا متوقف شد.

به گزارش «تابناک»، این فیلم سینمایی که لقب سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای بعد از انقلاب را به خود اختصاص داده و بنا دارد به تحولات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری از زاویه نگاه هر چهار نامزد این انتخابات بپردازد، پس از فیلم برداری در لوکیشنهای شهرک آزمایش، باغ فردوس، خیابان قزوین، شهرک غرب، گیشا، چهار راه استانبول، بیمارستان بهمن، افسریه و فرمانیه امروز صبح بخشی از سکانس های مربوط به اغتشاشات خیابانی را در میدان هفت تیر تهران فیلمبرداری کرد.

گزارش خبرنگار «تابناک» حاکی است صحنه های مربوط به اغتشاشات امروز با نقش آفرینی حدود 800 هنرور و حدود 200 تن گارد ویژه فیلمبرداری شده است.

بنابر این گزارش، در «قلاده های طلا» که با جملاتی چون «هر ایرانی یک رأی، ما یک ملتایم به مثابه یک تن و چو ایران نباشد تن ما مباد» آغاز میشود، بازیگرانی چون، «امین حیایی، محمدرضا شریفینیا، حمیدرضا پگاه، علیرام نورایی، نیلوفر خوشخلق، دکتر محمود عزیزی، حسین سحرخیز، اکبر سنگی، مهدی صبایی، کیانوش گرامی، داریوش اسدزاده، پوراندخت مهیمن، پردیس افکاری، مریم سلطانی، آزیتا ترکاشوند» و... به ایفای نقش می پردازند و بر خلاف برخی اخبار که مریلا زارعی را از بازیگران این فیلم اعلام کرده اند، وی در این فیلم نقشی ندارد.

گفتنی است این فیلم که به تهیه کنندگی «محمد خزاعی» و مدیریت تولید «حسین هادیان فر» در حال تولید بود، امروز پس از فیلمبرداری سکانس های ذکر شده، فعلا متوقف شد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۰۲, ۱۰:۲۰
«مهران مدیری» دکترای افتخاری گرفت

فرهنگی - «مهران مدیری» کارگردان و بازیگر مجموعه های طنز به پاس انجام فعالیت های هنری و انسانی دکترای افتخاری گرفت.

به گزارش فارس، دانشگاه لیبرتی آمریکا (American Liberty University) به مهران مدیری مدرک دکترای افتخاری اهدا کرد.

بنا بر این گزارش، مراسم اهدای دکترا به مدیری در تاریخ 21 تیرماه (12 June 2011) در دانشگاه لیبرتی واقع در لس آنجلس برگزار شد که مهران مدیری به دلیل ضبط ادامه مجموعه قهوه تلخ نتوانست در این مراسم حضور پیدا کند.

در این مراسم دکتر رونالد برینر به نمایندگی از مهران مدیری این مدرک را دریافت کرد و حمید سلطانی آن را در ایران به مهران مدیری رساند.

این مدرک به پاس فعالیت های هنری و انسانی مهران مدیری به او اهدا شده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۰۳, ۱۵:۴۷
مهران مدیری 20 میلیون تومان مجسمه خرید

اکسپوی مجسمه 90 پس از نزدیک به 25 روز برپایی و فروش حدود 140 میلیون تومان در گالری شیرین به کار خود پایان داد


شیرین پرتوی، مدیر گالری شیرین و مدیر اجرایی اکسپوی 90 با اعلام این خبر، گفت: «بیش از 90 میلیون تومان از این فروش مربوط به خریدهای بخش خصوصی است و حدود 50 میلیون تومان نیز مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد اسلامی از این رویداد مجسمه خریداری کرد.»

پرتوی گفت: «یکی از خریداران اکسپوی 90 مهران مدیری کارگردان و بازیگر سینما و تلویزیون بود. او پس از بازدید دو ساعته از نمایشگاه مجسمهها، آثار لیلا خرازی، گیتی سیف، عادله فرزیندر و آذر شیخ بهاالدینزاده را در مجموع به مبلغ 20 میلیون تومان خریداری کرد.»

اکسپوی مجسمه 90 سوم تا 28 تیرماه با حضور 135 مجسمهساز در گالری شیرین برپا بود که در آن گالریهای اثر، آران، اعتماد، آن، پردیس ملت، حنا، خاک، سیحون، شیرازی، شیرین، طاحان آزاد، فروهر، کارگاه هنر، ماه، ماه مهر، محسن، والی، هما و هور مشارکت داشتند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۰۳, ۱۵:۵۳
پگاه آهنگرانی به زودی آزاد می شود

محسنی اژه ای همچنین اعلام کرد که پگاه آهنگرانی و مرضیه وفایی مهر به درخواست یک نهاد امنیتی بازداشت شدند

سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری امروز خود گفت:در پرونده های خشن امسال 54 نفر به اشد مجازات محکوم و تاکنون 45 نفراعدام شدند ،سخنگوی قوه قضاییه همچنین اعلام کرد که کیفر خواست متهم به قتل داداشی صادر شده و پرونده به دادگاه رفته است.

محسنی اژه ای همچنین اعلام کرد که پگاه آهنگرانی و مرضیه وفایی مهر به درخواست یک نهاد امنیتی بازداشت شدند ،او همچنین اعلام کرد که تحقیقات مقدماتی تکمیل شده و این دو نفر به زودی آزاد می شوند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۰۵, ۰۰:۴۵
نظر دختر اکبرعبدی درباره اخراجیها ۳


المیرا عبدی دختر اکبر عبدی بازیگر مطرح سینما در گفت وگویی با یکی از نشریات نظرخود را درباره سه گانه اخراجیها گفته است .

به گزارش پارس توریسم اودراین باره گفته : فیلم اخراجیها ۱را خیلی دوست داشتم ولی به نظرم اخراجیها ۲سطح پایین تری داشت .اخراجیها ۳را هم نمی خواهم بگویم ضعیف بود ولی من شخصا آن را خیلی نپسندیدم .

وی درادامه گفته :بیشتر لحظه هایی که بابا اکبر در آن حضور داشت را پسندیدم .فکر نمی کنم بازیگری وجودداشته باشد که بتواند جای اکبر عبدی را در سه گانه اخراجیها پر کند .

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۰۵, ۰۱:۲۱
معتمد آریا:من به واسطه هنرمند بودن بايد معترض باشم

من 14 سالم بود كه نخواستم جلو يك فرد دولتي تئاتر اجرا كنم. اولين كاري كه كردم اين بود كه جلو هيچ مقام دولتياي تئاتر اجرا نكنم. هيچ وقت تئاتر مناسبتي كار نكردم. اين اتفاق بعدها هم افتاده است. هنگامي كه به كانادا رفته بودم وقتي يك فرد سلطنتي ميخواست تماشاگر باشد، روي صحنه نرفتم و نمايش يك شب تعطيل شد. اين شيوه نه در آن دوران و نه اكنون برايم فرقي نكرده، اين ديدگاه من است.
قرار نيست چيزي را بپذيرم. من به واسطه هنرمند بودن بايد معترض باشم، اگر غير از اين باشد آدم نيستم. براي خودم ارزش قايل هستم. كسي حق ندارد به من جهت سياسي بدهد. من ارزشهاي فكري خودم را دارم كه هيچكدام نه عليه مردمم است و نه عليه مملكتم. من به خاطر كاري كه انجام ميدهم معروف ميشوم، نه به خاطر زيباييام، نه به خاطر هيجانهايي كه در مملكت ايجاد ميشود. من به خاطر اعتقادي كه به كارم دارم، معروف شدهام.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۰۵, ۱۵:۳۸
شمقدري:


زندانهاي ايران مانند هتل است...


معاون سينمايي گفت؛ زندانهاي ايران مانند هتل است. او حضور سجادپور در اوين را در راستاي پيگيريهاي وي براي آزادي آهنگراني و وفامهر عنوان كرد و گفت: بايد شرايطي را فراهم كنيم تا براي هنرمندان از قوانين ساده تر استفاده شود.


جواد شمقدري در جمع خبرنگاران به موضوعات مهمي اشاره كرد. او اطمينان داد كه زندانهاي ايران مانند هتل است و وضعيت بازداشتي ها در زندانها خوب است. وي همچنين پيشنهاد داد كه روزنامه نگاران از زندانها بازديد كنند. وي امكان ساخت فيلم براي زندانيان و نمايش فيلم براي آنها را دو پيشنهاد وزارت ارشاد براي زندانهاي كشور عنوان كرد.
معاون سينمايي وزارت ارشاد با تاكيد بر نبود هيچ مشكلي براي عليرضا سجادپور، تاكيد كرد: آقاي سجادپور در اين مدت پيگير آزادي هنرمندان بازداشتي(پگاه آهنگراني و مرضيه وفامهر) بوده است. منتها اشكال او اين است كه موبايلش هميشه باز است. لذا وقتي موبايل او خاموش است؛ همه تعجب مي كنند.

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۰۵/۰۵, ۱۷:۱۲
شمقدري:


زندانهاي ايران مانند هتل است...


معاون سينمايي گفت؛ زندانهاي ايران مانند هتل است. او حضور سجادپور در اوين را در راستاي پيگيريهاي وي براي آزادي آهنگراني و وفامهر عنوان كرد و گفت: بايد شرايطي را فراهم كنيم تا براي هنرمندان از قوانين ساده تر استفاده شود.


جواد شمقدري در جمع خبرنگاران به موضوعات مهمي اشاره كرد. او اطمينان داد كه زندانهاي ايران مانند هتل است و وضعيت بازداشتي ها در زندانها خوب است. وي همچنين پيشنهاد داد كه روزنامه نگاران از زندانها بازديد كنند. وي امكان ساخت فيلم براي زندانيان و نمايش فيلم براي آنها را دو پيشنهاد وزارت ارشاد براي زندانهاي كشور عنوان كرد.
معاون سينمايي وزارت ارشاد با تاكيد بر نبود هيچ مشكلي براي عليرضا سجادپور، تاكيد كرد: آقاي سجادپور در اين مدت پيگير آزادي هنرمندان بازداشتي(پگاه آهنگراني و مرضيه وفامهر) بوده است. منتها اشكال او اين است كه موبايلش هميشه باز است. لذا وقتي موبايل او خاموش است؛ همه تعجب مي كنند.

4 امتیاز منفی به سرکار خانم آمن ، بدلیل انتشار مطلب فوق در تاپیک نامربوط !

تاپیک مربوطه: جک بگیم،..... بخندیم :d:d:d

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۱۳, ۰۰:۱۵
تازه ترین حرفهای آزیتا حاجیان در باره دو دخترش و همسر دومش


آزیتا حاجیان در گفت وگو با مجله زندگی ایرانی مسائلی را درباره سینمای ایران،دو فرزند و همسرکنونی اش مطرح کرده است.

بخشهایی از سخنان آزیتا حاجیان را که سایت پارسینه آن راتلخیص کرده است بخوانید:

*متاسفانه الان در سینما دچار جمال گرایی مطلق شده ایم.این کار سینما را کم کم به ورطه نابودی می کشاند .

* شروع جمال گرایی در فیلم عروس بود که با توفیقی چشمگیر روبرو شد.فکرش را بکنید آن زمان یک نفر بود که فقط و فقط به خاطر زیبایی خانم کریمی 15 بار این فیلم را در سینما به تماشا نشسته بود.من منکر زیبایی ستاره های سینما نیستم اما این دلیل نمی شود آن بازیگری که زیبا نیست به سینما راه پیدا نکند.

*عاطفه نوری بازیگر بسیار خوبی است و بازی اش در سریال آقای تبریزی خیره کننده بود،یا خانم بادران که بازی قوی او را در فیلم آژانس شیشه ای در ذهن داریم.خوب اینها مگر بازیگران بدی بودند؟ نه! اما به خاطر موج جمال گرایی سینما مجبور شدند دست به عمل های زیبایی بزنند تا در سینما بمانند.البته وقتی فیلم هایی مثل جدایی نادر از سیمین ساخته می شود مشخص است که سینما کم کم به سمت جمال گرایی عمقی پیش می رود و این بسیار خوب است.

* واقعا دیگر انرژی کار کردن ندارم. در ممالک دیگر برای کار فرهنگی مثل تئاتر ارزش زیادی قائل اند و با کسانی که در این حوزه فعالیت می کنند بسیار با احترام برخورد می شود اما متاسفانه در کشور ما این طور نیست و برای به صحنه بردن هر نمایش باید از صد نفر اجازه بگیری و ناز صد نفر را بخری تا بتوانی کار کنی!

*دخترم مهراوه در دوران کودکی خیلی بچه آرامی بود و کارهایش را خودش انجام می داد و به اصطلاح از کودکی به نوعی روی پای خودش بود. آنقدر خوب درس می خواند که من از کلاس سوم نمی فهمیدم چه زمانی امتحان دارد، همیشه نمره هایش در اکثر درس ها بیست بود و هر وقت هم به مدرسه مراجعه می کردم اولیای مدرسه مرتب از او تمجید می کردند.

*اما دختر دیگرم ملیکا بر عکس مهراوه، دوران کودکی پرجنب و جوشی داشت و به اصطلاح شیطون بود . در چهار چوب کلاس قرار نمی گرفت و در نتیجه بعضی اوقات با معلم ها بحث می کرد .یک بار رفتم مدرسه برای رسیدگی به امور تحصیلی ملیکا که یکی از معلم ها داشت از دست او گریه می کرد و می گفت ملیکا سر کلاس از من ایراد می گیرد که:خانم شما دارید شعر را اشتباه می خوانید ،چهار چوب های مو جود در مدرسه ملیکا را اذیت می کرد و مدام دوست داشت از این چهار چوب ها خارج شود،الان هم که با هم صحبت می کنیم به من می گوید اگر بچه دار شوم خودم بهش درس می دهم .

*همسرم آقای هراتی در سال 1356 هم دانشگاهی من در دانشگده هنرهای دراماتیک بودند،ایشان طراح صحنه تئاتر هستند و در یکی از نمایش ها که من نقش ژاندارک را بر عهده داشتم به عنوان طراح صحنه در کنار گروه حضور داشتند.ایشان با یکی از دوستان خوب من که هم دانشگاهی ما بود ازدواج کردند و به خارج از کشور مهاجرت کردند،اما متاسفانه همسر ایشان بر اثر بیماری از دنیا رفتند و ایشان دوباره چند سال پیش به ایران بازگشتند.آقای هراتی علاوه بر اینکه رشته طراحی داخلی را در کانادا خوانده اند،فارغ التحصیل رشته معماری نیز هستند و به طور حرفه ای نقاشی می کنند.

* روحیات مهراوه و ملیکا با هم خیلی متفاوت است.بخشی از این تفاوت روحیات به تقسیم ژن برمی گردد، ملیکا یک سری از ژن ها را گرفته و مهراوه هم ژن های دیگری را، نمی توان گفت که ملیکا یا مهراوه صد درصد به من یا کاملا به پدرشان شبیه هستند.فکر می کنم این دو هم از من و هم از پدرشان خصوصیاتی در خود دارند و در اصل مخلوطی از ما دو هستند.البته روحیات انسان اکتسابی هم هست، مهراوه در دوره دیگری بزرگ شد، از یک سالگی تا هفت سالگی اش را در شرایط سخت تری سپری کرد، اما ملیکا دوره یک سالگی تا هفت سالگی اش را در شرایط آسوده تری گذراند بنابر این شاید ملیکا نسبت به دنیای پیرامونش خیلی احساس امنیت می کند و مهراوه سختی های دنیا را از همان بچگی تجربه کرده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۱۳, ۰۱:۵۱
رضا کیانیان از طلبگی پیش آقای خامنه ای تا...

به گزارش «24»، رضا کیانیان که علاوه بر بازیگری، دستی بر قلم و دوربین عکاسی هم دارد، خاطرات تلخ و شیرین بسیاری را در زندگی خود ثبت کرده و گاهی آنها را مکتوب هم کرده است. با این حال خاطره زیر که از دوران حضور او در مشهد است، تا کنون شاید کمتر منتشر یا بازخوانی شده باشد.
«آن شب تا صبح نخوابیدم و با خودم عوالمی داشتم. صبح که شد، رفتم پیش آقای ابطحی و گفتم من نمیتوانم این کار را بکنم.»

به گزارش «24»، رضا کیانیان که علاوه بر بازیگری، دستی بر قلم و دوربین عکاسی هم دارد، خاطرات تلخ و شیرین بسیاری را در زندگی خود ثبت کرده و گاهی آنها را مکتوب هم کرده است. با این حال خاطره زیر که از دوران حضور او در مشهد است، تا کنون شاید کمتر منتشر یا بازخوانی شده باشد.

بنابراین گزارش وی درباره سالهای طلبگی در مشهد میگوید: «من یک دورهای درس طلبگی هم خواندهام. در مشهد میرفتم حوزه علمیه و پیش آقای ابطحی، آقای هاشمینژاد و آقای خامنهای درس میخواندم. درسهای مختلفی هم بود؛ مثلا درس تفسیر قرآن، در کنار این درسها کار تئاتر هم میکردم. مثلا یادم هست تئاتری اجرا کردیم به اسم «باران» درباره روحانیای که وقتی باران نمیبارد به صحرا میرود و دست به دعا بر میدارد و از خدا میخواهد که باران بفرستد. بعد هم باران میبارد. این از آن تئاترهایی بود که حتی آدمهای مذهبی مشهد هم برای دیدنش آمدند. متن این نمایشها را برادرم، داوود کیانیان، مینوشت. یادم هست برای دیدن این تئاتر همیشه سالن شیر و خورشید مشهد شلوغ بود. همهجور آدمی برای دیدن این تئاتر آمده بودند. حتی طلبهها هم آمده بودند که این تئاتر را ببینند و خب، آن روزها برای یک طلبه رفتن به سالن تئاتر واقعا سنتشکنی بود. من هم تا وقتی که آقای ابطحی گفت فقط یک روز به مراسم عمامهگذاریات مانده، به این فکر نکرده بودم که بعدا باید چه کار بکنم.»

بنابراین گزارش، وی ادامه می دهد: « آن شب تا صبح نخوابیدم و با خودم عوالمی داشتم. صبح که شد، رفتم پیش آقای ابطحی و گفتم من نمیتوانم این کار را بکنم. گفت چرا؟ گفتم چون اگر عمامه روی سرم بگذارم، دیگر نمیتوانم بروم تئاتر ببینم، چه رسد به این که در تئاتر بازی کنم. سینما هم نمیتوانم بروم. آن روزها «جامع المقدمات» را تمام کرده بودم و داشتم کتابهای بعدی را میخواندم. تشخیص داده بودند که درسهایم را خوب میخوانم و به این نتیجه رسیده بودند که طلبه کوچکی هستم و اگر عمامه بگذارم خوب است. دلیلش هم این بود که جزء بهترین شاگردهای آقای ابطحی بودم. یادم هست که تقریبا همه هم دورههای ما عمامه گذاشتند؛ مثلا آقای راستگو که سالهای سال در تلویزیون برنامه اجرا میکردند. یعنی همزمان با این که درسهای دبیرستان را میخواندم، طلبه حوزه علمیه هم بودم و تازه در گروه تئاتر برادرم هم کار میکردم. خطابه را هم یاد گرفته بودم، بلد بودم روی منبر بروم و حرف بزنم؛ حتی قبل از این که درس را شروع کنم، بهخاطر کار تئاتر حرف زدن، یا درستترش را بگویم خوب حرف زدن را یاد گرفته بودم.»

به گزارش «24»، کیانیان که در سال چهارم دبیرستان با گریم خود با پنبه و پوشیدن عبا و دشداشه، به جای روضهخوان جلسه ماهانه مادر، روی منبر هم نشسته درباره، روضه خوانی میگوید: «همیشه از بخش روضه خواندن ناتوان بودهام، روضهخواندن نیاز دارد به آشنایی با موسیقی و روضهخوانهای حرفهای معمولا در دستگاههای موسیقی میخوانند. مشکل اینجاست که من هیچوقت موسیقی را یاد نگرفتهام و کسی که میخواهد روضه بخواند، باید سررشتهای از موسیقی هم داشت باشد. این را هم بگویم که خیلی از روضهخوانها شاید به طور جدی با موسیقی آشنا نباشند و حتی ممکن است ظاهرا دستگاههای موسیقی را هم نشناسد، ولی سالهای سال است که دارند در دستگاههای موسیقی و گوشههای مختلفش میخوانند.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۱۵, ۲۰:۳۲
8 فیلم میلیارد دلاری تاریخ سینما....



تاکنون تنها هشت فیلم توانستهاند در بازار جهانی از مرز یک میلیارد دلار فروش عبور کنند و «دزدان دریایی کارائیب: روی امواج بیگانه» عضو تازه باشگاه میلیارد دلاریها است.



«آواتار» (2.8 میلیارد دلار)

در ماهها و هفتههای منتهی به اکران «آواتار» خیلیها میگفتند امکان ندارد فیلم استودیو فاکس بتواند همه رکوردها را بکشند، اما هیچ وقت جیمز کامرون را دست کم نگیرید. «آواتار» در بازار بینالمللی به فروش خیرهکننده 2.02 میلیارد دلار دست پیدا کرد و در آمریکای شمالی هم 760.5 میلیون دلار فروخت و رکوردهای قبلی را که در اختیار «تایتانیک» به کارگردانی خود کامرون بود، جابجا کرد.

«تایتانیک» (1.8 میلیارد دلار)

مانند «آواتار» خیلیها به «تایتانیک» امیدوار نبودند. حتی خود استودیو فاکس آنقدر نگران سرنوشت تجاری فیلم بود که برای ساخت آن با پارامونت شریک شد. «تایتانیک» دسامبر 1997 اکران شد، بعد چند جایزه اسکار گرفت و 9 ماه هم در آمریکای شمالی روی پرده بود. فیلم در نهایت در ایالات متحده و کانادا 600.8 میلیون دلار و در سطح بینالمللی 1.2 میلیارد دلار به دست آورد.



«ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه» (1.12 میلیارد دلار)

سومین فیلم سهگانه محبوب «ارباب حلقهها» برگ برنده پیتر جکسون و استودیو نیولاین شد. «بازگشت پادشاه» سال 2003 اکران شد و 377 میلیون دلار در بازار داخلی و 742.1 میلیون دلار در سطح بینالمللی فروخت و بعد هم کلی جایزه اسکار گرفت. برای همین عجیب نیست جکسون با ساخت دو فیلم «هابیت» این مجموعه را ادامه میدهد.

«دزدان دریایی کارائیب: سینه مرد مرده» (1.07 میلیارد دلار)

دومین فیلم مجموعه موفق استودیو دیسنی سال 2006 اکران شد و 423.3 میلیون دلار در آمریکای شمالی و 642.9 میلیون دلار در سطح بینالمللی فروش داشت. منتقدان فیلم را کوبیدند، اما تماشاگران توجهی نکردند و همچنان به جانی دپ و گور وربینسکی کارگردان این سری فیلمها وفادار ماندند.

«داستان اسباببازی 3» (1.06 میلیارد دلار)

سومین فیلم مجموعه انیمیشن موفق استودیو دیسنی و پیکسار ژوئن 2010 به سینماها آمد و 415 میلیون دلار در ایالات متحده و کانادا و 648.2 میلیون دلار در سطح بینالمللی به دست آورد. «داستان اسباببازی 3» هم اسکار بهترین فیلم بلند انیمیشن را گرفت و هم جایزه گلدن گلوب را دریافت کرد.



«آلیس در سرزمین عجایب» (1.02 میلیارد دلار)

همکاری جدید تیم برتن، جانی دپ و هلنا بونهام کارتر در آمریکای شمالی 334.2 میلیون دلار و در بازار بینالمللی 690.1 میلیون دلار فروخت. میا واسیکووسکا و آن هاتاوی دیگر بازیگران این فیلم هستند.

«دزدان دریایی کارائیب: روی امواج بیگانه» (1.01 میلیارد دلار)

فیلم جدید مجموعه موفق «دزدان دریایی کارائیب» از 20 مه اکران شده و هنوز روی پرده سینماهاست. «روی امواج بیگانه» تا هفتم ژوئیه در آمریکا 235.2 میلیون دلار و در بازار بینالمللی 778.9 میلیون دلار فروش داشته و فعلا هفتمین فیلم پرفروش تاریخ سینما در سطح جهانی است.



«شوالیه تاریکی» (1.002 میلیارد دلار)

فیلم کریستوفر نولان تنها فیلم ابرقهرمانی باشگاه میلیارد دلاریهاست. «شوالیه تاریکی» با بازی کریستین بیل و هیث لجر 533.3 میلیون دلار در ایالات متحده و کانادا و 468.6 میلیون دلار در بازار بینالمللی فروخت.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۱۸, ۰۰:۵۹
براي حمايت از فيلم اينجا بدون من؛

معتمد آريا به سينما آفريقا مي رود


معتمد آريا روز پنجشنبه 20 مرداد ماه با حضور در بين مخاطبان سينما آفريقا، فيلم اينجا بدون من را همراه با آنها تماشا ميكند.

ایلنا: فاطمه معتمدآريا بازيگر فيلم اينجا بدون من براي حمايت از اين فيلم روز پنجشنبه 20 مرداد ماه به سينما آفريقا ميرود.
سعيد خاني مدير پخش فيلم اينجا بدون من به كار گرداني بهرام توكلي؛ با اعلام اين مطلب افزود: معتمد آريا روز پنجشنبه 20 مرداد ماه با حضور در بين مخاطبان سينما آفريقا فيلم را همراه با آنها تماشا ميكند.

http://ilna.ir/uploads/1390-5-17/motamed01art.jpg

وي ادامه داد: همچنين مراسم افطار با تماشگران روزهدار ماه رمضان هر روز و همزمان با زمان افطار در سينما آفريقا برگزار ميشود و به احتمال فراوان معتمدآريا در روز پنجشنبه در اين مراسم افطار حضور پيدا ميكند.
فيلم اينجا بدون من به كارگرداني بهرام توكلي و با حضور پارسا پيروزفر، نگار جواهريان، صابر ابر و فاطمه معتمدآريا در سينماهاي سراسر كشور به نمايش درآمده و با استقبال خوبي مواجه شده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۱۸, ۰۱:۰۵
گلایه اکبر عبدی از ده نمکی

فرهنگی - عبدی میگوید: در «اخراجیها۳» نیز دیدم چه من باشم و چه نباشم از صحنهها و اضافات «اخراجیها۱» استفاده میکنند و یک «بایرام لودر» میسازند. من نیز گفتم میروم تا چندرغاز بگیرم. فقط به خاطر پول رفتم و در کل طی چهار جلسه فیلمبرداری در این فیلم حضور داشتم.


به گزارش شبکه ایران اکبر عبدی کمدین دوست داشتنی ایرانی که در سطحی ترین آثار سینمایی هم حد بالایی از توانایی های خود در ارائه تیپیک شخصیتهای طناز را ارائه می دهد به تازگی در گفت گویی صحبتهای صریحی درباره سری «اخراجی ها» بیان کرده و از این مساله سخن گفته که از قسمت دوم این سری به بعد باندبازی یکی از بازیگران و مافیایی که وی در پشت صحنه به وجود آورده بود باعث ناراحتی عبدی و دیگر بازیگرانی شده است که در باند بازیگر معروف حضور نداشتهاند! هرچند عبدی نامی از بازیگر موردنظر نبرده است اما کیست که نداند منظور وی همان بازیگری است که به کارچاقکن سینمای ایران معروف شده و حتی برنامه «خنده بازار» هم تیپی کاریکاتوری از وی را به مخاطبان ارائه داده است. بخشهایی از گفته های عبدی را به نقل از مجله خانه آرمانی میخوانید:


از اواسط قسمت دوم همه چیز عوض شد

شروع کار من با «اخراجی ها» به واسطه آقای کاسه ساز تهیه کننده کار بود. ایشان لطف کردند و فیلمنامه را پیشنهاد دادند و من نیز بازی کردم. همه چیز خوب بود و از حضورم در این گروه راضی بودم. برای همین در «اخراجی ها۲» هم حضور یافتم ولی از اواسط این قسمت همه چیز عوض شد و آقای دهنمکی تحتتاثیر یکی از بازیگران قرار گرفت. اتفاقات دیگری افتاد و همه چیز شد مافیابازی که اصلا دوست ندارم راجع به آن صحبت کنم چون خاطرات خوبی را برایم یادآوری نمیکند.

رفتم تا چندرغاز گیرم بیاید

در «اخراجیها۳» نیز دیدم چه من باشم و چه نباشم از صحنه ها و اضافات «اخراجیها۱» استفاده میکنند و یک «بایرام لودر» میسازند. من نیز گفتم میروم تا چندرغاز بگیرم. فقط به خاطر پول رفتم و در کل طی چهار جلسه فیلمبرداری در این فیلم حضور داشتم.

سوژه هواپیماربایی از من بود!

در «اخراجیها۲» وقتی فیلمنامه را با دهنمکی مرور میکردیم به او پیشنهاد دادم که برای جذاب شدن داستان بخش خانوادگی آن را پررنگ کند و سوژه هواپیماربایی را به او دادم ولی ایشان هیچ وقت به این موضوع اشاره نکرد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۱۸, ۲۲:۳۸
کدام کشورها مشتری سریالهای ایرانی هستند؟


برنامه های مذکور به صورت دوبله یا زیرنویس انگلیسی در ماههای خرداد و تیر سال جاری فرستاده شدهاند. فهرست اسامی برنامههای ارسالی به شبکه های تلویزیونی این شش کشور به این شرح است: دانمارک: 8 فیلم سینمایی چهره به چهره، مانگرو، پشت پرده مه، اتوبوس شب، اشک و سرما، آفتاب بر همه یکسان میتابد، مریم مقدس، ساعت 25 و مستندهای ایران، ایران امروز و از پرسپولیس تا آکروپلیس.

گرجستان: سریالهای یوسف پیامبر، مریم مقدس و فیلمهای سینمایی پشت پرده مه، ساعت 25 و مستند ایران.

ارمنستان: سریال بشارت منجی، مستند ایران و فیلمهای سینمایی مانگرو، مکافات، تنهایی، آفتاب بر همه یکسان میتابد.

روسیه: فیلمهای سینمایی: ناشناس، پازل، اتوبوس شب، ماه منیر، به نام گل سرخ و هندوانه شب یلدا.

واتیکان: امین امام و یاران امام، زندگینامه امام خمینی (ره)، اندیشه یادگار، صحیفه سماحه الامامالخمینی.

مجارستان: سریالهای مریم مقدس، آشپزباشی و فیلمهای سینمایی اتوبوس شب، پشت پرده مه، قتل آنلاین و مستندهای ایران، ایران امروز، از پرسپولیس تا آکروپلیس.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۰۰:۰۹
«یک چهارشنبه معمولی» با هدیه تهرانی در پاریس

هدیه تهرانی در تازهترین فیلم حسن فتحی با عنوان «یک چهارشنبه معمولی» که در لوکیشنهایی واقع در فرانسه فیلمبرداری میشود، بازی خواهد کرد.

به گزارش سایت روزنامه ایران، هدیه تهرانی در تازهترین فیلم حسن فتحی با عنوان «یک چهارشنبه معمولی» که در لوکیشنهایی واقع در فرانسه فیلمبرداری میشود، بازی خواهد کرد.
حسن فتحی فیلمسازی که بیش از هر چیز به واسطه توانایی فراوانی که در دیالوگنویسی دارد، شهره است بعد از ساخت سریال «در مسیر زایندهرود» مترصد این بود که فیلم سینمایی مرتبط با ماجرای دزدان دریای عدن را بسازد، اما عدم دریافت حمایت مالی برای ساخت این پروژه موجب شد او به سراغ ساخت فیلمی دیگر با عنوان «یک چهارشنبه معمولی» برود.

فیلمی که بخش عمده فیلمبرداری آن بناست در کشور فرانسه انجام شده و فتحی بیشتر بازیگران خود را هم از میان بازیگران غیرایرانی انتخاب کرده است.

در این میان فتحی به انتخاب یک بازیگر زن ایرانی هم برای حضور در این پروژه علاقه نشان داده که این بازیگر هم کسی نیست بجز هدیه تهرانی که به تازگی نیز خبر حضورش در «پل چوبی» مطرح شد.

این فیلم در سه روز آینده در پاریس کلید خواهد خورد در حالی که محمود کلاری مدیریت فیلمبرداری این اثر را برعهده خواهد داشت.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۰۰:۰۹
هالیوود فیلم "آمنه" را می سازد

آمنه بهرامی قربانی اسیدپاشی از برنامه های آیندهاش برای زندگی، نقاشی و گرافیک و حتی بازی در هالیوود گفت.

به گزارش آفتاب، آمنه بهرامی که گفتوگوی مفصلی با سایت قانون داشت از همه رسانه ها و خبرنگاران به دلیل یاری رساندن به او در رسیدن به آنچه حق خود می دانست تشکر کرد و گفت: «وکیل واقعی من خبرنگاران بودند.»

آمنه بهرامی گفت: «بر اساس کتابم به نام «چشم در برابر چشم» که به آلمانی چاپ شده است پیشنهاد ساخت فیلمی از هالیوود دارم که به زودی در مورد آن با تهیه کننده آمریکایی مذاکره خواهم کردم.»

آمنه از کاندیدا شدنش برای دریافت جایزه بردباری و عدم خشونتِ یونسکو خبر داد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۰۰:۱۱
نیکی کریمی مهمان این هفته "هفت"

نیکی کریمی جمعه شب برای نقد و بررسی فیلم سینمایی "سوت پایان" به برنامه زنده "هفت" میرود.

به گزارش مهر، در برنامه جمعه 21 مردادماه آتیلا پسیانی بازیگر فیلم تازه کریمی، همراه این بازیگر و کارگردان به "هفت" میرود تا در حضور مسعود فراستی منتقد برنامه "سوت پایان" نقد و بررسی شود.

برنامه "هفت" این هفته ساعت 12:30 و با یک ساعت و نیم تاخیر روی آنتن شبکه سه میرود. فیلم سینمایی "سوت پایان" با بازی شهاب حسینی، نیکی کریمی، هستی مهدویفر، اشکان خطیبی، غزاله رشیدی و... داستان دختری است که مادرش محکوم به اعدام شده و....

نیکی کریمی فیلمهای سینمایی "یک شب" و "چند روز بعد" را کارگردانی کرده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۲۲, ۰۰:۱۷
«ورود آقایان ممنوع» 4 و نیم میلیارد را رد کرد

«ورود آقایان ممنوع» تا به امروز ـ21 مرداد ماه ـ به فروش 4 میلیارد و 60 میلیون تومانی دست یافته است.


به گزارش ایسنا، علی سرتیپی مدیر عامل فیلمیران، ضمن این که استقبال مردم از «ورود آقایان ممنوع» در طرح ویژه اکران ماه مبارک رمضان را کم سابقه دانست، توضیح داد: «ورود آقایان ممنوع» به کارگردانی رامبد جوان اکنون در تهران به فروش 2 میلیارد و 540 میلیون تومان رسیده است.

همچنین این فیلم در شهرستانها فروش معادل 1 میلیارد و 520 میلیون تومان داشته است.

سرتیپی همچنین دربارهی فروش «سیزده 59» که در تهران 6 سینما در اختیار دارد گفت: این فیلم به فروش 195 میلیون تومان رسیده و در شهرستانها فروش 110 میلیون تومانی داشته است.

مدیر عالم فیلمیران از استقبال بینظیر از اکران دوم «جدایی نادر از سیمین» نیز خبر داد و افزود:«جدایی نادر از سیمین» که بر پردهی سینماهای «عصر جدید » و «ایران » رفته است هر شب فروش 900 هزار تومان را تجربه کرده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۲۲, ۰۰:۲۱
گلایه اکبر عبدی از ده نمکی

فرهنگی - عبدی میگوید: در «اخراجیها۳» نیز دیدم چه من باشم و چه نباشم از صحنهها و اضافات «اخراجیها۱» استفاده میکنند و یک «بایرام لودر» میسازند. من نیز گفتم میروم تا چندرغاز بگیرم. فقط به خاطر پول رفتم و در کل طی چهار جلسه فیلمبرداری در این فیلم حضور داشتم.


به گزارش شبکه ایران اکبر عبدی کمدین دوست داشتنی ایرانی که در سطحی ترین آثار سینمایی هم حد بالایی از توانایی های خود در ارائه تیپیک شخصیتهای طناز را ارائه می دهد به تازگی در گفت گویی صحبتهای صریحی درباره سری «اخراجی ها» بیان کرده و از این مساله سخن گفته که از قسمت دوم این سری به بعد باندبازی یکی از بازیگران و مافیایی که وی در پشت صحنه به وجود آورده بود باعث ناراحتی عبدی و دیگر بازیگرانی شده است که در باند بازیگر معروف حضور نداشتهاند! هرچند عبدی نامی از بازیگر موردنظر نبرده است اما کیست که نداند منظور وی همان بازیگری است که به کارچاقکن سینمای ایران معروف شده و حتی برنامه «خنده بازار» هم تیپی کاریکاتوری از وی را به مخاطبان ارائه داده است. بخشهایی از گفته های عبدی را به نقل از مجله خانه آرمانی میخوانید:


از اواسط قسمت دوم همه چیز عوض شد

شروع کار من با «اخراجی ها» به واسطه آقای کاسه ساز تهیه کننده کار بود. ایشان لطف کردند و فیلمنامه را پیشنهاد دادند و من نیز بازی کردم. همه چیز خوب بود و از حضورم در این گروه راضی بودم. برای همین در «اخراجی ها۲» هم حضور یافتم ولی از اواسط این قسمت همه چیز عوض شد و آقای دهنمکی تحتتاثیر یکی از بازیگران قرار گرفت. اتفاقات دیگری افتاد و همه چیز شد مافیابازی که اصلا دوست ندارم راجع به آن صحبت کنم چون خاطرات خوبی را برایم یادآوری نمیکند.

رفتم تا چندرغاز گیرم بیاید

در «اخراجیها۳» نیز دیدم چه من باشم و چه نباشم از صحنه ها و اضافات «اخراجیها۱» استفاده میکنند و یک «بایرام لودر» میسازند. من نیز گفتم میروم تا چندرغاز بگیرم. فقط به خاطر پول رفتم و در کل طی چهار جلسه فیلمبرداری در این فیلم حضور داشتم.

سوژه هواپیماربایی از من بود!

در «اخراجیها۲» وقتی فیلمنامه را با دهنمکی مرور میکردیم به او پیشنهاد دادم که برای جذاب شدن داستان بخش خانوادگی آن را پررنگ کند و سوژه هواپیماربایی را به او دادم ولی ایشان هیچ وقت به این موضوع اشاره نکرد.

ده نمکی به انتقادات اخیر اکبر عبدی واکنش نشان داد

مسعود ده نمکی در بخشهایی از گفت وگوی خود با روزنامه تماشا به انتقادات اخیر اکبر عبدی پاسخ داد .

ده نمکی گفت : به نفع اکبر عبدی نیست که بخواهم به اظهارات او جواب بدهم وبهتراست دراین زمینه چیزی نگویم .

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۲۹, ۱۱:۴۵
واکنش مهناز افشار به بخشش آمنه

فرهنگ > چهرهها - سایت روزنامه ایران نوشت:

به دنبال بخشش آمنه بهرامی، مهناز افشار بازیگر سینمای ایران با انتشار یادداشتی اقدام توأم با عفو وی را تبریک گفت.

افشار که پیش از این در دیدار با آمنه، او را ترغیب به اتخاذ چنین تصمیمی کرده بود، با اذعان به این نکته که از شنیدن این خبر غمگین شده، توضیحاتی در این خصوص ارائه کرده است که آن را به نقل از نسل امروز در ادامه میخوانید:

این نظر کاملا شخصی من است
با احترام فراوان به همه حسها و نظرات. این نظر کاملا شخصی من هست...وقتی رفتم دیدن آمنه و حرفاشو شنیدم... او از قصاص گفت و من با حس سخت از بخشش..

مهناز اگر تو بودی...
وقتی آمدم بیرون از منزلشون...با خودم گفتم...مهناز اگر تو بودی... میبخشیدی؟ نمیتونستم جواب خودمو بدم...فکر کردم روح بزرگ داشتن سخته و سختتر از اون، این هست که اگر دوباره و دوباره اتفاق بیفته و درس عبرت نشه چی؟

حس الانم اینه که غمگینم
تا گذشت و شنیدم آمنه بخشید، حس الانم اینه که غمگینم. بانویی زندگیش تباه شد و ممکنه خیلیهای دیگه باز خودخواهانه و بیرحمانه زندگی خیلیهای دیگرو تباه کنند.

بخشش درس بزرگتری برای خود من هست
ولی بخشش درس بزرگتری برای خود من هست بین بهتر و بهترین و آمنه از نظر من بهترین را در بدترین حال زندگیش انتخاب کرد، که شاید من نتوانم...

من یکی کم آوردم به این بزرگیت
خاتون ایرانی «آمنه» تبریک میگم بهت برای تربیت روحت... من یکی کم آوردم به این بزرگیت...خدایا دریابش به حرمت بزرگیش...

ماهور
۱۳۹۰/۰۵/۲۹, ۱۸:۱۹
ستارگان زن سینما در زمین والیبال

تیم والیبال هنرمندان برای برگزاری یک دیدار خیریه جمعه به مصاف تیم ملی والیبال می رود.
تیم والیبال باشگاه هنرمندان ایران در نظر دارد برای برگزاری یک دیدار خیریه در ماه مبارک رمضان به مصاف تیم ملی والیبال بانوان کشورمان برود.این برای نخستین بار است که هنرمندان ایران تیم تشکیل می دهند و در آینده نیز در نظر دارند تا تیم فوتسال را دایر کنند.منصوره افشار، معاون ورزش بانوان باشگاه هنرمندان، با اعلام این خبر گفت:« درآمدهای حاصل از این دیدار برای کودکان بی سرپرست و دختران زندانی در نظر گرفته شده است.این دیدار ساعت 22 روز جمعه در خانه والیبال واقع در خیابان حجاب برگزار خواهد شد.»

مهری خرازی امروز برای قبول هدایت ملی پوشان دیداری با حسین یاریار، بازیگر و کارگردان سینما خواهد داشت.فاطمه گودرزی، رویا تیموریان، شهره سلطانی، فقیه سلطانی، لیلا بلوکات، المیرا عبدی، پوران درخشنده، لادن مستوفی، زهرا سعیدی، بهنوش بختیاری، فخری کاشانی، روشنک عجمیان، فاطمه هاشمی، مژگان غلامی، الهام طهماسب، نرگس محمدی، فریبا نادری، شهرزاد کمالزاده، افسانه ناصری، شیرین بینا، سپیده خدابندهلو، پانتهآ بقایی، الهام اصغری و الناز حبیبی در تیم هنرمندان حضور دارند.

hamed89
۱۳۹۰/۰۵/۳۰, ۰۴:۰۴
ستارگان زن سینما در زمین والیبال

تیم والیبال هنرمندان برای برگزاری یک دیدار خیریه جمعه به مصاف تیم ملی والیبال می رود.
تیم والیبال باشگاه هنرمندان ایران در نظر دارد برای برگزاری یک دیدار خیریه در ماه مبارک رمضان به مصاف تیم ملی والیبال بانوان کشورمان برود.این برای نخستین بار است که هنرمندان ایران تیم تشکیل می دهند و در آینده نیز در نظر دارند تا تیم فوتسال را دایر کنند.منصوره افشار، معاون ورزش بانوان باشگاه هنرمندان، با اعلام این خبر گفت:« درآمدهای حاصل از این دیدار برای کودکان بی سرپرست و دختران زندانی در نظر گرفته شده است.این دیدار ساعت 22 روز جمعه در خانه والیبال واقع در خیابان حجاب برگزار خواهد شد.»

مهری خرازی امروز برای قبول هدایت ملی پوشان دیداری با حسین یاریار، بازیگر و کارگردان سینما خواهد داشت.فاطمه گودرزی، رویا تیموریان، شهره سلطانی، فقیه سلطانی، لیلا بلوکات، المیرا عبدی، پوران درخشنده، لادن مستوفی، زهرا سعیدی، بهنوش بختیاری، فخری کاشانی، روشنک عجمیان، فاطمه هاشمی، مژگان غلامی، الهام طهماسب، نرگس محمدی، فریبا نادری، شهرزاد کمالزاده، افسانه ناصری، شیرین بینا، سپیده خدابندهلو، پانتهآ بقایی، الهام اصغری و الناز حبیبی در تیم هنرمندان حضور دارند.
ما رو هم راه میدند؟جدی بود سوالم!

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۳۰, ۱۲:۳۰
به خاطر یک مشت دلار؛ عضویت ایران در یک انجمن جهانی لغو شد!

فرهنگ > تئاتر - 24آنلاین نوشت:

به دلیل عدم پرداخت حق عضویت در انستیتوی جهانی تئاتر ( iti)، این امکان بسیار مهم بین المللی از هنرمندان کشور سلب شد.

مسافر آستانه، مدیر کل هنرهای نمایشی با تایید این خبر گفت که به دلیل تعویق در واریز مبلغ حق عضویت کرسی ایران در این مرکز بین المللی زیر نظر یونسکو حذف شد. بنا بر اطلاعات خبرنگار ما مبلغ این حق عضویت، هزار دلار است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۱۳:۵۹
محمد علي كشاورز همچنان ملاقات ممنوع

محمدعلي كشاورز ـ بازيگر سينما،تئاتر و تلويزيون ايران ـ كه از حدود 15 روز قبل به دليل شكستگي پا در بخش «آي سي يو» بيمارستان «آتيه» بستري شده بود، همچنان ملاقات ممنوع است.

يكي از همراهان اين هنرمند در بيمارستان امروز ـ 31 شهريور ماه ـ به خبرنگار بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: حال آقاي كشاورز هم اكنون خوب است و ميتوانم بگويم رو به بهبود هستند اما به تشخيص پزشك بايد همچنان در «آي سي يو» بمانند.

وي درباره زمان منتقل شدن محمدعلي كشاورز به بخش عمومي بيمارستان پاسخ داد: در اين زمينه اطلاعات دقيقي ندارم ولي به احتمال زياد تا سه روز ديگر زمان انتقال ايشان به بخش مشخص ميشود و تا زماني كه آقاي كشاورز در بخش مراقبتهاي ويژه نگهداري ميشوند، ممنوع الملاقات هستند.

به گزارش ايسنا، محمدعلي كشاورز ـ متولد 26 فروردين 1309 در اصفهان است و از سال 1327 با نمايش «هياهوي بسيار براي هيچ» فعاليت بازيگريش را آغاز كرد و در سال 43 با فيلم «شب قوزي» وارد سينما شد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۱۴:۰۰
اولين نمايش «برف روي كاجها» در جشنوارهي فيلم فجر


اولين نمايش فيلم «برف روي كاجها» به نويسندگي و كارگرداني پيمان معادي در جشنوارهي فيلم فجر خواهد بود.

سيد جمال ساداتيان تهيهكننده اين فيلم در گفتوگويي با خبرنگار بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با اعلام اين مطلب،گفت: صداگذاري و تدوين اين فيلم به پايان رسيده است و پس از پايان ساخت موسيقي توسط كارن همايونفر، اين فيلم وارد مرحله ميكس خواهيم شد.

http://isna.ir/ISNA/PicView.aspx?Pic=Pic-1831338-1&Lang=P

به گزارش ايسنا، اين فيلم سينمايي با بازي مهناز افشار، ويشكا آسايش، صابر ابر، حسين پاکدل، حسن معجوني، آناهيتا افشار، الهام كردا و با حضور شيرين يزدانبخش روايت ميشود.

«برف روي كاجها» اولين تجربه كارگرداني پيمان معادي است.

ماهور
۱۳۹۰/۰۵/۳۱, ۱۸:۲۱
بلیط فروشی نیکی کریمی در سینما​ها ادامه دارد


نیکی کریمی بازیگر و کارگردان فیلم سینمایی «سوت پایان» برای بلیت فروشی به پردیس سینمایی ملت و سینما اریکه ایرانیان میرود.

از فردا سهشنبه اول شهریورماه تعطیلی سینماها به پایان میرسد و نیکی کریمی برای بلیت فروشی به سینماهای اریکه ایرانیان و پردیس ملت میرود.

در مدتی که کریمی در سینما آزادی بلیت فروشی داشت استقبال از فیلم بالا رفت و گوهر خیراندیش، هستی مهدویفر و بهنوش بختیاری در کنار این بازیگر به بلیت فروشی پرداختند، فیلم "سوت پایان" پیش از شروع تعطیلات ایام عزاداری در 12 سینمای تهران 110 میلیون تومان فروش داشته است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۱, ۱۶:۴۶
حميد فرخ نژاد «ابوسفيان» سينما مي شود

فرخ نژاد قرار است در يكي از اصلي ترين نقش هاي فيلم مجيد مجيدي اواخر آبان ماه مقابل دوربين اين پروژه در لوكشين شهر مكه برود.
حميد فرخ نژاد براي ايفاي نقش «ابوسفيان» با پروژهي سينمايي «حضرت محمد(ص)» قرارداد بست.

فرخ نژاد قرار است در يكي از اصلي ترين نقشهاي فيلم مجيد مجيدي اواخر آبان ماه مقابل دوربين اين پروژه در لوكشين شهر مكه برود.

فرخ نژاد كه پيش از اين براي بازي در نقش «مختار ثقفي» كانديد بود، اولين نقش آفريني در يك پروژهي تاريخي را تجربه ميكند.

سرداربورسی
۱۳۹۰/۰۶/۰۲, ۱۷:۳۸
"الیور توئیست" مرد

فرهنگی - «جان هاوارد دیویس» بازیگر نقش «الیور تویست» که طی سالهای اخیر وارد عرصه فیلمسازی شده بود، در سن 72 سالگی درگذشت.

سایت خبری اسکای نیوز نوشت، «جان هاوارد دیویس»، بازیگر جوانی که در نسخه مشهور از فیلم «الیور تویست»، نقش اول را به عهده داشت، براثر ابتلا به بیماری سرطان، در 72 سالگی درگذشت.

«دیویس» زمانی به شهرت دست یافت که سال 1948، زمانیکه تنها 8 سال داشت، در اقتباسی از رمان «الیور تویست» اثر مشهور «چارلز دیکنز» در کنار «الک گینس» (بازیگر نقش فاگین) ایفای نقش کرد و بعدها این فیلم به عنوان برجستهترین اقتباس از رمان «الیور تویست»، ماندگار شد.

«هاوارد دیویس»، بعدها نیز وارد عرصه فیلمسازی شد و با کارگردانی فیلمهای کمدی تلویزیونی و سینمایی موفقیتهای زیادی کسب کرد.

به گفته «ویلیام دیویس»، پسر «هاوارد دیویس»، او پس از ماهها مبارزه با بیماری سرطان، سرانجام صبح روز دوشنبه در خانهاش در آکسفوردشایر انگلستان در حالیکه همسر و خانوادهاش در کنارش بودند، درگذشت.

بنا براین گزارش، «جان هاوارد دیویس»، 9 مارس سال 1939 در لندن متولد شد، پدر او، «جک دیویس»، فیلمنامهنویس نامزد اسکار بود و همین مسئله راه او را برای ورود به سینما هموار کرد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۴, ۲۲:۱۹
انتقاد تند کیانیان از اکران نشدن فیلم حاتمی کیا

فرهنگی - رضا کیانیان در بخشهایی از گفت وگوی مفصل خود با روزنامه تماشا به شدت از اکران نشدن فیلم گزارش یک جشن انتقاد کرده است .

به گزارش "پارس توریسم" ، کیانیایان دربخشهایی از این مصاحبه مفصل در پاسخ به سوالی درباره فیلم گزارش یک جشن گفته است :حقیقتابی جهت این فیلم را سیاسی کرده اند .در حال حاضر فیلمهایی که رسما سیاسی هستند وموافق نظر خودشان است را اکران می کنند .اما تا یک فیلمی مخالف نظر آنان باشد متهم به سیاسی بازی می شودو اجازه اکران به آن نمی دهند .در صورتی که وقتی آن فیلم نشان داده می شود باید این فیلم هم نمایش داده شود .ضمن اینکه حاتمی کیا خط و خطوط خاصی ندارد و یک فیلمساز مستقل است و هیچ وقت خودش را وارد این جبهه گیری های سیاسی نکرده است . اما فیلمسازانی هستند که به طور مشخص موضع خودشان را مشخص کردندو فیلمهایشان هم اکران می شود

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۴, ۲۲:۲۴
اظهار نظر جالب مسعود کیمیایی درباره واقعه 11سپتامبر و برجهای دوقلو



مسعود کیمیایی در بخشهایی از گفت وگوی خود با علی معلم وجواد طوسی در ماهنامه دنیای تصویر حرفهای جالبی درباره واقعه 11سیتامبر و برجهای دوقلو زده است .
به گزارش پارس توریسم ،آقای کیمایی گفته :به نظرم دراین ده سال گذشته جهان آرام آرام وارد بحرانهای تازه ای شده،در بازار اروپا وفرهنگ آن و به طور کلی جهان این موضوع را می بینیم .مثلا به جایزه نوبل بارگاس یوسا نگاه بیاندازیم چه اتفاقاتی بعد از اهدای این جایزه رخ داد. بحران تا این حد که می خواهند جایزه را از حلقوم یک نویسنده دربیاورند .حتی نویسنده ای نوشت که او به نوبل پول داده واین کاریکاتور است . جهان عرب هم به در حال حاضر به شکلی دیگر در گیر بحران است و اطراف خودمان هم می بینیم بحران جنگ با خود چه بحران هایی را آورده است .ساده انگاری است که فکر کنیم برج های دوقلو آنگونه از بین رفت .بعد آمریکا به افغانستان و بعد تر به عراق حمله کند و بعد از آن قصه نفت دزدی ها و حال جالب است که دزدان دریایی به وجود آمده است .

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۴, ۲۲:۲۶
ماجرای حضور عجیب شهاب حسینی در فیلم شبانه روز


شاید خیلی ها ندانند در فیلم پر هنر پیشه شبانه روز که این روزها بر پرده اکران سینماها قرار دارد شهاب حسینی نیز حضوری عجیب و غریب دراین فیلم داشته که شاید کمتر کسی متوجه آن شده باشد .

به گزارش پارس توریسم ،شهاب حسینی در فیلم شبانه روز تنها دیالوگی در حد یک دقیقه با مهتاب کرامتی از پشت تلفن دارد آن هم بدون تصویر!

ماهور
۱۳۹۰/۰۶/۰۵, ۱۱:۲۸
ستارگان زن سینما در زمین والیبال

تیم والیبال هنرمندان برای برگزاری یک دیدار خیریه جمعه به مصاف تیم ملی والیبال می رود.
تیم والیبال باشگاه هنرمندان ایران در نظر دارد برای برگزاری یک دیدار خیریه در ماه مبارک رمضان به مصاف تیم ملی والیبال بانوان کشورمان برود.این برای نخستین بار است که هنرمندان ایران تیم تشکیل می دهند و در آینده نیز در نظر دارند تا تیم فوتسال را دایر کنند.منصوره افشار، معاون ورزش بانوان باشگاه هنرمندان، با اعلام این خبر گفت:« درآمدهای حاصل از این دیدار برای کودکان بی سرپرست و دختران زندانی در نظر گرفته شده است.این دیدار ساعت 22 روز جمعه در خانه والیبال واقع در خیابان حجاب برگزار خواهد شد.»

مهری خرازی امروز برای قبول هدایت ملی پوشان دیداری با حسین یاریار، بازیگر و کارگردان سینما خواهد داشت.فاطمه گودرزی، رویا تیموریان، شهره سلطانی، فقیه سلطانی، لیلا بلوکات، المیرا عبدی، پوران درخشنده، لادن مستوفی، زهرا سعیدی، بهنوش بختیاری، فخری کاشانی، روشنک عجمیان، فاطمه هاشمی، مژگان غلامی، الهام طهماسب، نرگس محمدی، فریبا نادری، شهرزاد کمالزاده، افسانه ناصری، شیرین بینا، سپیده خدابندهلو، پانتهآ بقایی، الهام اصغری و الناز حبیبی در تیم هنرمندان حضور دارند.

بانوان هنرمند از تیم ملی والیبال بانوان شکست خوردند
ورزشی - تیم ملی والیبال بانوان و تیم والیبال بانوان هنرمندان در مسابقهای دوستانه به مصاف هم رفتند.

به گزارش خبرآنلاین، تیم ملی والیبال بانوان ایران مقابل تیم والیبال بانوان هنرمندان به پیروزی رسید. دختر اکبر عبدی، شهره سلطانی، فاطمه گودرزی، رویا تیموریان، فخری سلطانی، لیلا بلوکات و شیرین بینا اعضای تیم والیبال بانوان هنرمندان بودند که در این مسابقه شرکت کردند. این مسابقه برای کمک به زندانیان برگزار شد و در طول آن مراسم گلریزان به نفع زندانیان انجام شد. همچنین همسر احمد عابدزاده هم در سالن حضور داشت و در مراسم گلریزان شرکت کرد.

ماهور
۱۳۹۰/۰۶/۰۵, ۱۱:۳۰
«کلاه قرمزی 3» در انتظار بازگشت ایرج طهماسب به ایران
سایت روزنامه ایران نوشت:

در حالی که حدودا اواخر سال گذشته بود که خبر ساخت فیلمی جدید از سری فیلمهای «کلاهقرمزی» توسط صحرافیلم اعلام شد، تازهترین شنیدهها حکایت از آن دارند که کار پیشتولید این فیلم به زودی آغاز خواهد شد.

فیلمنامه فیلم جدید «کلاهقرمزی» با همکاری مشترک ایرج طهماسب و حمید جبلی نوشته شده ولی به علت مسافرت طهماسب به ایالات متحده فیلمبرداری این فیلم به تعویق افتاده و به محض حضور طهماسب در ایران این پروژه سینمایی کلید خواهد خورد.

فیلم جدید «کلاهقرمزی» که بعد از «کلاه قرمزی و پسرخاله» و «کلاه قرمزی و سرو ناز» سومین اثر سینمایی از این سری به شمار میرود به احتمال زیاد در نیمه دوم امسال فیلمبرداری شده و کارگردانی آن نیز برعهده طهماسب خواهد بود.

جبلی به مانند همیشه صداپیشگی کاراکترهای عروسکی اصلی فیلم را برعهده خواهد داشت و در کنار آن طهماسب نیز به ایفای نقش در فیلم خواهد پرداخت. فاطمه معتمدآریا نیز نقش مقابل طهماسب در فیلم را ایفا خواهد کرد.

به خاطر وجهه تجاری فیلمهای سری کلاهقرمزی قسمت جدید این فیلم به احتمال زیاد در جشنواره فیلم فجر به نمایش درنیامده و مستقیما راهی اکران عمومی خواهد شد.

تهیه این فیلم برعهده دفتر تولید صحرافیلم بوده و کارهای تولید آن را برادران مدرسی انجام خواهند داد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۶, ۱۴:۰۸
بهرام بیضایی از بیمارستان مرخص شد
بهرام بیضایی نمایشنامه و فیلمنامهنویس و کارگردان سینما و تئاتر به تازگی از بیمارستان مرخص شد.

به گزارش خبرآنلاین، یکسال قبل، تابستان سال 1389 در خبرها آمد: «بهرام بیضایی از ایران رفت»؛ خبری که بسیاری را غافلگیر کرد.

در حالی که بیش از یکسال از مهاجرت بیضایی و خانوادهاش به آمریکا میگذرد، این هنرمند در روزهای اخیر به بیمارستان رفت و بعد از مدتی بستری بودن روز جمعه مرخص شد.

سرداربورسی
۱۳۹۰/۰۶/۰۸, ۱۴:۴۹
چه کسی استعداد «مستر بین» را کشف کرد؟

برای اولین بار رادنی اتکینسن، برادر بزرگتر روآن اتکینسن یا همان «مستر بین» معروف استعداد طنز او را کشف کرد.

موفقیت عظیم در شبکههای تلویزیونی سراسر دنیا، جوایز مختلف و دو فیلم سینمایی و یک سریال کارتونی نشان میدهد «مستر بین» یکی از موفقترین شخصیتهای دنیای کمدی است.

تا امروز همه این موفقیت را حاصل همکاری روآن اتکینسن و ریچارد کرتیس، نویسنده متنهای «مستر بین» می​دانستند اما رادنی اتکینسن، برادر بزرگتر روآن در گفتوگویی اعلام کرده که او برای اولین بار پتانسیلهای برادرش را کشف میکند.

رادنی گفت: «سالها زحمت کشیدم تا روآن شخصیت بین را جدی گرفت، مردی که روی نیمکت پارک غذا میخورد و پتانسل تبدیل شدن به یک شخصیت جهانی را داشت.»

او افزود: «اوایل دهه 1970 بود و من آن موقع به عنوان استاد به دانشجویان دانشگاه ماینز در آلمان کمدی بریتانیا را درس میدادم. آن زمان به نظرم رسید که استفاده از کمدی بیکلام می تواند شیوه کمک آموزشی خوبی برای دانشجویان باشد. آنها باید برای نمایش کمدی نقد مینوشتند و اجرای بیکلام نیاز آنها به دانش زبان انگلیسی را رفع میکرد. نتیجه این کار یک موفقیت بزرگ در آموزش بود.»

برادر بزرگ «مستر بین» در ادامه گفت: «سرشت جهانی کمدی بیکلام و جذابیت جهانی آن امری مسلم بوده و هست و روآن همان سالها چنین شخصیتی خلق کرده بود.» اما روآن اتکینسن چندان به شخصیت مخلوق خود اعتماد نداشت. رادنی درمورد پتانسیلهای این شخصیت بارها با او صحبت میکند اما پاسخ روآن «غرولندهای زیرلبی» معروف مستر بین بود.


رادنی اتکینسن، برادر بزرگ مستر بین

در هر حال به نظر میرسد صحبتهای برادر بزرگتر روی روآن تاثیر میگذارد، اولین قسمت سریال «مستر بین» سال 1990 پخش شد و پخش آن تا سال 1995 ادامه داشت و هرقسمت آن را 18 میلیون نفر تماشا میکردند.

رادنی اتکینسن که استاد دانشگاه است و مقالات گستردهای در زمینه اقتصاد و سیاست منتشر کرده متولد 1948 است و روآن پنج سال از او کوچکتر است. او در خاتمه گفت: «نمیدانم نتیجه نصایح من بود یا تصمیم خود روآن اما بالاخره این شخصیت را جدی گرفت. در هر حال او که تشکری از من نکرد!»

ماهور
۱۳۹۰/۰۶/۰۹, ۰۰:۳۱
بازیگر سریال «لاست» دستگیر شد

متیو فاکس بازیگر نقش جک شپرد در سریال «لاست» روز دوشنبه صبح به اتهام ضرب و شتم یک راننده زن اتوبوس بازداشت شد.
فاکس برای فیلمبرداری «من، الکس کراس» براساس رمانی از جیمز پترسن در کلیولند به سر میبرد.

او صبح دوشنبه قصد داشت سوار اتوبوسی شود که با مخالفت راننده مواجه میشود. اتوبوس کرایه شده و فاکس جز مسافران آن نبوده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۰۹, ۱۸:۵۰
«تایتانیک» دیگری در راه است

سریال کوتاه «تایتانیک: خون و فولاد» با بودجه 30 میلیون دلار تولید میشود و درک جاکوبی به جمع بازیگران آن اضافه شده است.

کریس ناث و نو کمپل هم برای بازی در این مجموعه وارد مذاکره شدهاند که کمپانی دِآنجلیس در ایتالیا تولید میکند.

جاکوبی که آخرین بار در فیلم موفق «گفتار پادشاه» دیده شده در «تایتانیک: خون و فولاد» نقش لرد ویلیام پیری را بازی میکند. او رئیس شرکت کشتیسازی هارلند و وولف است، کمپانی که کشتی نفرینشده تایتانیک را ساخت.

اگر ناث با تهیهکنندگان به توافق برسد در «تایتانیک: خون و فولاد» نقش جی.پی. مورگان را بازی میکند که بخشی از سرمایه ساخت کشتی را تامین میکند. نو کمپل هم در صورت موافقت نقش خبرنگاری را بازی میکند که اولین سفر کشتی را پوشش میدهد، سفری که دلایل پنهانی متعددی دارد.

این سریال کوتاه به ماجراهای پیش از به آب افتادن تایتانیک و غرق شدن آن میپردازد. گفته میشود «تایتانیک: خون و فولاد» ترکیبی از «داونتن اَبی» (با موضوع اختلاف طبقاتی) و «امپراتوری پیادهرو تختهکوب» (با موضوع زدوبندهای سیاستمداران و خلافکاران) است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۱۰, ۱۵:۱۷
چرا «زندگی با چشمان بسته» مجوز اکران در شهرستان ندارد؟

سایت روزنامه ایران نوشت:

در حالی که اکران تازهترین فیلم رسول صدرعاملی از چهارشنبه در تهران آغاز شد، اما مسئله اینجاست که مجوز اکران این فیلم فقط و فقط برای سینماهای تهران صادر شده و پخش کننده این فیلم اجازه این کار را ندارد که آن را در شهرستانها اکران کند!

در سینماهای دنیا مرسوم است که برای فیلمهای مختلف درجه نمایش تعیین کرده و مثلا تماشای فیلمی را برای افراد زیر سیزده سال بدون همراهی والدین آنها ممنوع میکنند وگرنه سابقه نداشته که اجازه نمایش فیلمی را در یک شهر خاص صادر کرده و برای شهری دیگر آن را غیرقابل نمایش بدانند.

اینکه «زندگی با چشمان بسته» بعد از دو سال توقیفی اجازه نمایش پیدا میکند، هرچند از حسن نیت مسئولان اداره نظارت و ارزشیابی و به ویژه جناب علیرضا سجادپور حکایت دارد، اما اینکه برای فیلم تنها مجوز پخش در تهران صادر میشود هم از آن عجایبی است که احتمالا فقط در ایران روی می دهد.

به هر حال فیلمی که در داخل اکران می شود چه اکرانش سراسری باشد چه محدود بعد از مدتی رایت ویدیویی خود را به یکی از شرکتهای شبکه خانگی فروخته و دیویدی باکیفیت آن در اختیار مخاطبان قرار میگیرد و در اینجاست که تمام مخاطبان فارغ از اینکه در کدام شهر یا روستا زندگی میکنند قادر خواهند بود به تماشای فیلم بنشینند!

پس اینکه مجوز اکران فیلمی را محدود به شهرستان کنیم نه تنها باعث کاهش مخاطبان آن نخواهد شد که احتمالا حساسیتها را نسبت به آن بالاتر برده و باعث میشود نه فقط هنگام اکران فیلم در تهران ساکنان بسیاری از شهرهای دیگر برای تماشای آن به تهران بیایند که به نوبه خود موجب این میشود که استقبال مخاطبان از آن در هنگام پخش در شبکه نمایش خانگی نیز فوقالعاده باشد!

تازه در روزگار اخیر تهران به کلانشهری تبدیل شده که تنها درصد پایینی از ساکنان آن تهرانیان اصیل هستند و مابقی مهاجرانی هستند که از شهرهای دیگر به تهران آمده و در آن ساکن شده اند؛ چطور است که نمایش فیلمی برای ساکنان شهری بجز تهران ممنوع است اما آن دسته از مهاجرانی که از شهری دیگر برای کار یا تفریح به تهران آمده اند، میتوانند این فیلم را ببینند؟!

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۱۱, ۱۶:۱۱
آنجلینا جولی برای تربیت فرزندانش از مادرش الهام می گیرد

مادر آنجلینا جولی به او آموخته است که چگونه با فرزندانش دوست باشد.


مادر این بازیگر مشهور هالیوود، مارچلاین که درسال ۲۰۰۷ درسن ۵۶ سالگی در گذشت ، به تنهایی آنجلینا و برادرش جیمز را بزرگ کرد. وقتی که آنجلینا فقط ۵ سال داشت ، پدرش جان ویت که یک بازیگر بود ، از مادر آنجلینا جدا شد و از آن پس این زوج رابطه بسیار تیره و تاری با هم داشتند.


آنجلینا که به همراه همسرش ، براد پیت شش فرزند دارد ، می گوید مادرش به او آموخته است که داشتن یک کانون خانوادگی گرم و صمیمی و والدین قابل اعتماد چقدر برای فرزندان مهم و ارزشمند است.




آنجلینا به روزنامه انگلیسی " سان" گفت:" مادرم همیشه با من طوری رفتار می کرد که من حس می کردم ، دوست او هستم . این درس بزرگی است که من از مادرم آموختم و برای بزرگ کردن فرزندانم از آن استفاده می کنم. وقتی که با مادرم صحبت می کردم ، کاملا" احساس می کردم که حرفهای من را درک می کند و از شنیدن حرفهای من لذت می برد . من هم احساس می کنم از شنیدن حرفهای فرزندانم لذت می برم."


"ما باهم بازی می کنیم و می رقصیم . اگرچه هر کدام از فرزندان من گذشته بسیار متفاوتی با یکدیگر دارند اما همه آنها با تمام وجود احساس می کنند که عضو یک خانوده گرم و صمیمی هستند. مادرم ، قهرمان زندگی من بود. او یک انسان سخاوتمند و مهربان بود."




"اسم او مارچلاین بود اما ما به شوخی او را مارش مالو صدا می کردیم زیرا او مهربانترین و آرامترین انسان روی زمین بود.


"اما وقتی می خواست از فرزندانش در مقابل دیگران حمایت و محافظت کند ، واقعا" خشن و قوی می شد.

کیمیاگر
۱۳۹۰/۰۶/۱۱, ۲۲:۳۵
دوستانی که جشنواره های جهانی رو دنبال میکنند این لینک رو ببینند. خلاصه کوتاهی هست از جشنواره ونیز که چهارشنبه ای که گذشت کار خودش رو شروع کرد
* لینک باید با ///شکن دیده شود

http://www.dw-world.de/flashcms/filmfestivalvenedig/fa/fa_filmfestivalvenedig_popup.htm


از ویژگی های این جشنواره حضور داران آرونوفسکی (کاگردان فیلم پی و مرثیه ای برای یک رویا) در نقش رئیس هیات داوران هست

در این جشنواره فیلم "مرغ و خورشت آلو" به کارگردانی مرجانه ستراپی و ونسان پارونو. با بازی ایزابلا روسلینی، گلشیفته فراهانی، ماتیو آمارلیک، چیرا ماسترویانی، و ... حضور دارند.

امیر نادری، کارگردان ایرانی ساکن در آمریکا با فیلم "کات" به جشنواره امسال آمده است. وی در تازهترین اثرش سرگذشتی ژاپنی را دستمایه کار قرار داده و زندگی آخرین بازماندگان سامورائیها را به تصویر کشیده است.

رومن پولانسکی، کارگردان مطرح لهستانی با فیلم "کشتار" که از نمایشنامه "خدای کشت و کشتار" اثر یاسمینا رضا نویسنده ایرانی فرانسوی اقتباس شده، در این دوره از جشنواره ونیز حضور دارد. در این فیلم کیت وینسلت، جودی فاستر، کریستوف والتز و جان سی ریلی ایفای نقش کردهاند.

و همچنین فیلم "روش خطرناک" به کارگردانی دیوید کرانبرگ در بخش مسابقه شرکت کرده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۱۵, ۱۶:۲۷
پسر کارگردان سرشناس هالیوود در ایران

شان استون، پسر الیور استون کارگردان معترض آمریکایی فیلمهای «متولد چهارم ژوئیه» و «وال استریت» به ایران آمد​ه است.

به گزارش خبرآنلاین، شان استون که مستندساز هم هست، برای آماده کردن مقدمات فیلمسازی پدرش در ایران و پیدا کردن لوکیشنهای مناسب برای ساخت مستند خودش به تهران آمده​است.

الیور استون که پیشتر به ساخت فیلم مستند در ایران و با موضوع سیاسی ابراز علاقه کرده بود این بار قصد دارد فیلمی داستانی در ایران بسازد، فعلا جزئیات این پروژه اعلام نشده است.

الیور استون سازنده فیلمهای «جوخه»، «ال سالوادور»، «آسمان و زمین»، «قاتلین مادرزاد»، «وال استریت»، «جیافکی»، «نیکسن»، «پیچ تند»، «متولد چهار ژوئیه»، «هر یکشنبه موعود»، «دبیلو» و این اواخر «وال استریت: پول هرگز نمیخوابد» است. او در فیلمهایش همیشه رویکردی انتقادی نسبت به سیاستهای دولت آمریکا داشته و مستندهایی در مورد فیدل کاسترو و هوگو چاوز ساخته است.

شان استون 27 ساله که در اغلب فیلمهای پدرش بازی کرده است تاکنون چند مستند کوتاه ساخته و در حال حاضر مشغول ساخت فیلم سینمایی «سنگ خاکستری» است.

چهارشنبه 16 شهریور قرار است او در یک نشست مطبوعاتی در مورد حضور پدرش در ایران و برنامه​هایش صحبت کند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۱۶, ۱۰:۴۶
ادی مرفی مجری جوایز اسکار 84 شد

بازیگر و کمدین آمریکایی اجرای هشتاد و چهارمین دوره جوایز اسکار را به عهده خواهد داشت که 26 فوریه 2012 برگزار میشود.

به گزارش خبرآنلاین، خبر انتخاب ادی مرفی به عنوان مجری این دوره جوایز اسکار از چند روز پیش در رسانهها مطرح بود.

در نهایت، برت رتنر و دان میشر تهیهکنندگان پخش تلویزیونی جوایز اسکار 2012 روز سهشنبه او را به عنوان انتخاب خود برای اجرای مراسم به آکادمی علوم و هنرهای سینمایی معرفی کردند.

این اولین حضور مرفی به عنوان مجری مراسم اسکار خواهد بود. او که متولد سال 1961 در نیویورک است، در دهه 1980 ابتدا با برنامه «زنده شنبهشبها» و سپس فیلمهایی چون «48 ساعت» و «پلیس بورلی هیلز» به شهرت رسید.

مرفی در چند برنامه زنده به عنوان مجری حضور داشته و آخرین بار سال 2009 جایزه انساندوستانه جین هرشولت را به جری لوییس اعطاء کرد. او همچنین سال 2007 برای بازی در موزیکال «دختران رویایی» نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل شد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۱۷, ۰۱:۳۵
اعتراض جمشید مشایخی به سوء استفاده از نامش



جمشید مشایخی در اعتراض به استفاده از نامش در تبلیغات یکی از آموزشگاههای سینمایی گفت: «در هیچ آموزشگاهی نبوده و نخواهم بود.»

این بازیگر سینما وتئاتر و تلویزیون با اظهار تاسف از چنین اتفاقی اظهار کرد: «متاسفانه در تماس یکی از هنرجویان این آموزشگاه با منزلم متوجه شدم آموزشگاهی از نام و عکس من جهت جذب هنرجو سوء استفاده کرده است که اگر این کار زشت ادامه داشته باشد قطعا پیگیری فضایی خواهم کرد.»

وی افزود: «باید برای چنین آموزشگاههایی تاسف خورد که با زشت ترین کارها در پی کسب درآمد هستند وامیدوارم مسئولین سینمایی فکری به حل این مشکل بکنند تا شاهد چنین سوءاستفادههایی نباشیم.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۱۹, ۱۳:۵۲
شان استون: پدرم به ايران نمی آید مگر..
شان استون كه پسر اليور استون ـ كارگردان هاليوودي ـ است دربارهي شايعات مطرح شده براي حضور پدرش در ايران گفت: پدرمن به دنبال آمدن به ايران نيست وآمدن ايران اشتباه اعلام شد كه البته اگر دعوتي صورت پذيرد، ميآيد.
شان استون ـ بازيگر، تهيه كننده و كارگردان هاليوودي ـ بعد از يك هفته اقامت در تهران در نشستي خبري جزييات حضورش در ايران را تشريح كرد.

به گزارش ايسنا شان استون كه پسر اليور استون ـ كارگردان هاليوودي ـ است دربارهي شايعات مطرح شده براي حضور پدرش در ايران گفت: پدرمن به دنبال آمدن به ايران نيست وآمدن ايران اشتباه اعلام شد كه البته اگر دعوتي صورت پذيرد، ميآيد.

وي افزود: من به دعوت شركت «ريل نايتز» در ايران هستم و اين حضور برايم جذابيت دارد و برايم بسيار مهم است كه غرب با ايران ديالوگ داشته باشد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۱۹, ۱۷:۵۴
آقاجری: معلوم نیست اطلاعات جناب جیرانی از چه کانالی به ایشان رسیده است؟

شبکه ایران نوشت:

در حالی که فریدون جیرانی در برنامه «هفت» ادعا کرده بود هیچکدام از شبکههای ماهواره ای فارسی زبان، مجوز فعالیت از ارشاد ندارند، صبح روز شنبه مدیر کل مطبوعات و رسانه های خارجی وزارت ارشاد در گفتوگویی کوتاه اعلام کرد تعدادی از شبکههای فارسی زبان ماهوارهای مجوز فعالیت کسب کردهاند.

محمدجواد آقاجری با نادرست خواندن اظهارات جیرانی گفت: «سند حرفهای جیرانی مشخص نیست. معلوم نیست اطلاعات جناب جیرانی از چه کانالی به ایشان رسیده است. محض اطلاع ایشان به استحضار میرساند تعدادی از شبکههای ماهوارهای فارسی زبان پس از طی مراحل قانونی، مجوز فعالیت از وزارت ارشاد دریافت کردهاند.»

آقاجری همچنین درباره مدت زمان مجوز این شبکهها افزود: «فعلا یک مجوز موقت شش ماهه برای آنها صادر شده و پس از پایان این مدت، درباره ادامه فعالیت آنها تصمیمگیری خواهد شد.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۱۶:۳۷
اکران نیم بهای فیلم در روز ملی سینما

پردیس های سینمایی شهرداری تهران در سالگرد روز ملی سینما - 21 شهریورماه- به صورت نیم بها میزبان علاقه مندان است.


به گزارش ایرنا به نقل از روابط عمومی موسسه تصویر شهر،ابراهیم داروغه زاده مدیرعامل این موسسه بارامیداشت روز ملی سینما و تبریک به هنرمندان و علاقه مندان به هنر هفتم گفت که به مناسبت این روز تمامی علاقه مندان می توانند از تسهیلات پردیس های سینمایی شهرداری تهران به صورت نیم بها استفاده کنند.
وی یادآورشد: موسسه تصویرشهر پیشتر در ایام ماه مبارک رمضان و در جهت فرهنگ سازی و تشویق شهروندان تهرانی به استفاده مناسب از حمل و نقل عمومی، به تمامی شهروندان تهرانی که از بلیت الکترونیک اتوبوس استفاده می کردند تسهیلات نیم بهای پردیس های شهرداری ارایه کرده است.
بر اساس این گزارش، در روز دوشنبه 21 شهریورماه، تمامی علاقه مندان می توانند با 50 درصد تخفیف به تماشای فیلم های سینمایی در حال اکران در پردیس های ملت، تماشا، راگا و رازی بنشینند.

ماهور
۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۲۰:۲۶
ازدواج ستاره سینمای ایران با یک تاجر ایرانی مقیم لندن

مجله پردیس نوشت:

ترانه سینمای ایران این روزها بعد از گذشت 10 سال از اکران «من ترانه 15 سال دارم» دوباره با فیلمی از رسول صدر عاملی «زندگی با چشمان بسته» روی پرده سینماها خودنمایی میکند.

اما زندگی او برخلاف آخرین فیلمش، غمگین نیست؛ بلکه شاد و پر از خنده، شادی، نقل و نبات است. ترانه علیدوستی اواخر تیرماه جشن نامزدیاش را برگزار کرد و ترانه عشق و شادی را نواخت. او تابستان پر از جشن و شادی را میگذراند.

شادی جشن نامزدی به همراه شادی اکران «زندگی با چشمان بسته» که سه سال در انتظار مجوز نمایش بود، حضور دوباره در فیلم پدر سینماییاش رسول صدرعاملی و شادی برگزاری جشن بزرگداشت برای «ترانه» از سوی فیلمیران و... همه و همه تابستان داغ و خاطرهانگیزی را برای عروسخانم ما رغم زده است.

هر چند این روزها برای اینکه در کنار نامزدش علی منصور باشد، ایران نیست و به انگلستان رفته. عروس 28 ساله ما شش هفت سالی از آقا داماد کوچکتر است. امیدواریم سکونت این businessman موفق در لندن باعث دوری ترانه از سینمای ایران نشود.

این زوج جوان مراسم نامزدیشان را در خانه مادر داماد در ولنجک برگزار کردند و مشغول سپری کردن روزهای تکرارنشدنی دوران نامزدی هستند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۲۵, ۱۴:۰۱
«جدایی نادر از سیمین» نماینده ایران در اسکار 84 شد

فرهنگ > سینما - فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی به نمایندگی از ایران در بخش بهترین فیلم خارجیزبان هشتاد و چهارمین دوره جوایز اسکار رقابت میکند.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، امیر اسفندیاری سخنگوی هیئت انتخاب فیلم ایرانی اسکار در سال جاری، ضمن اشاره به پایان مذاکرات اعضای این هیات و انجام تمامی بررسیها بر اساس ساز و کارهای موجود که فیلمهای واجد شرایط را با توجه به کلیه جوانب از ابعاد صنعتی، فرهنگی، انتقادی، موفقیتهای بینالمللی، پخش جهانی و ... بر مبنای مدارک و اسناد گردآوریشده ارزیابی میکند، بیانیه نهایی هیئت مزبور را جهت اطلاعرسانی در اختیار رسانهها قرار داد.

متن این بیانیه به شرح زیر است: «با پایان بررسیهای هیئت انتخاب فیلم ایرانی برای معرفی به فرهنگستان علوم و هنرهای سینمایی در خصوص کلیه عناوین واجد شرایط که در فاصله زمانی 9/7/1389 تا 8/7/1390 در کشورمان برای نخستین بار حداقل به مدت هفت روز متوالی اکران شدهاند، اعضاء این هیئت ضمن تقدیر از سازندگان فیلمهای «آلزایمر»، «اینجا بدون من»، «مرهم» و «ورود آقایان ممنوع» با توجه به جمیع جهات و به اتفاق آراء، فیلم «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی را در مقام نماینده سینمای ایران در رقابت بهترین فیلم خارجی زبان در هشتاد و چهارمین مراسم اسکار (سال 2012) معرفی مینماید.»

اعضاء هیئت انتخاب نماینده سینمای ایران در اسکار رویا تیموریان، پوران درخشنده، محمد بزرگنیا، شهرام جعفری نژاد، محمد داودی، علیرضا شجاع نوری، مهدی صباغزاده، رسول صدرعاملی و امیر اسفندیاری بودند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۲۶, ۰۰:۵۸
پخش هفتگی "خنده بازار" از پاییز

فرهنگی - مدیر گروه اجتماعی شبکه سه از تولید سری جدید برنامه "خنده بازار" خبر داد که در ایام پائیز به صورت هفتگی روی آنتن شبکه سه میرود.

فضلالله شریعتپناهی مدیر گروه اجتماعی شبکه سه در این باره به مهر گفت: سری جدید برنامه "خنده بازار" در فصل پائیز به صورت هفتگی روی آنتن شبکه سه می رود و در واقع گروه خودشان را برای ضبط سری جدید آماده میکنند.

وی در ادامه افزود: همچنین این گروه قرار است برای ایام نوروز ۹۱ یک برنامه متنوع دیگری هم تهیه کنند. در سری جدید آیتمهای این برنامه تغییرات زیادی خواهد داشت.

مدیر گروه اجتماعی شبکه سه بیان کرد: در سری جدید سعی میکنیم بیشتر به موضوعهای اجتماعی بپردازیم تا برنامههای تلویزیون. برنامه "خنده بازار" نسبت به ماه رمضان تنوع بیشتری خواهد داشت.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۲۶, ۰۱:۱۶
راسل کرو بازرس ژاور «بینوایان» میشود

بازیگر برنده اسکار در تازهترین اقتباس سینمایی از رمان معروف ویکتور هوگو با هیو جکمن همبازی میشود.
به گزارش خبرآنلاین، این اقتباس موزیکال از «بینوایان» را تام هوپر برای استودیو یونیورسال کارگردانی خواهد کرد و فیلم قرار است از هفتم دسامبر 2012 روانه سینماها شود.
فیلمنامه را ویلیام نیکلسن بر مبنای نمایشی موزیکال به تهیهکنندگی کامرون مکینتاش نوشته که به عنوان تهیهکننده با این پروژه سینمایی نیز همکاری میکند.
داستان «بینوایان» در دوران انقلاب فرانسه روی میدهد و درباره ژان والژان زندانی سابق است که تحت تاثیر یک کشیش راهی جدید در زندگی در پیش میگیرد. او شهردار شهری کوچک و شهروندی محترم میشود، در حالی که ژاور، زندانبان سابق و بازرس فعلی به هویت واقعی او شک کرده است.




هیو جکمن نقش والژان را بازی میکند و راسل کرو به نقش دشمن او بازرس ژاور ظاهر میشود. «بینوایان» اولین فیلم هوپر بعد از فیلم برنده اسکار «گفتار پادشاه» خواهد بود.
لیام نیسن، جفری راش و اوما تورمن سال 1998 در یکی از دهها اقتباس سینمایی از رمان «بینوایان» بازی کردند، اما فیلم در گیشههای فروش تنها 14 میلیون دلار به دست آورد.


کرو این روزها مشغول بازی در فیلم «مردی با مشتهای آهنین» تولید استودیو یونیورسال است و بعد در «مرد فولادین» برادران وارنر به نقش جور-ال، پدر واقعی سوپرمن مقابل دوربین میرود.
این بازیگر 47 ساله در سال 2001 برای «گلادیاتور» برنده اسکار بهترین بازیگر مرد شد. از فیلمهای اخیر کرو میتوان به «مرد سیندرلایی»، «گانگستر آمریکایی»، «مجموعه دروغها»، «شرایط موجود»، «رابین هود» و «سه روز آینده» اشاره کرد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۶/۲۹, ۰۱:۴۶
ماجرای جالب ازدواج لیلا حاتمی و علی مصفا

خیلیها معتقدند رابطه عاشقانه شخصیتهای فیلم "لیلا" با توجه به واقعی بودن آن در بین بازیگرانش برای تماشاگران خاص و عام، بسیار باورپذیر درآمده است.

به گزارش سینمای ما، لیلا حاتمی به تازگی در گفتوگویی مشترک با هانیه توسلی که در تازهترین شماره ماهنامه فیلم به مناسبت روز ملی سینما انتشار یافته از همسرش علی مصفا در کنار شکیبایی، حامد بهداد، مهناز افشار، آتیلا پسیانی، حمید فرخنژاد، شهاب حسینی و بهرام رادان به عنوان بهترین همبازیهای خود در دوران بازیگری نام برده است. لیلا حاتمی میگوید: آقای مهرجویی اول من و علی مصفا را به هم علاقمند کرد و بعد فیلمش را ساخت.

آن حسها همهاش واقعی است

خیلیها معتقدند رابطه عاشقانه شخصیتهای فیلم "لیلا" با توجه به واقعی بودن آن در بین بازیگرانش برای تماشاگران خاص و عام، بسیار باورپذیر درآمده است. وی در پاسخ به این سوال که چقدر از ارتباط عاشقانه فیلم واقعی بوده و آیا حس علاقمندی این زوج هنرمند سینما در طول همین کار شکل گرفته، گفته است: اتفاقا دوست دارم به این سوال جواب بدهم. آن حسها همهاش واقعی است. قبل از شروع فیلمبرداری حسهایمان به هم شروع شده بود. اصلا آقای مهرجویی اول ما را به هم علاقمند کرد و بعد فیلمش را ساخت.

همیشه به ضرر علی تمام میشد

لیلا حاتمی پس از ازدواج با علی مصفا یک بار دیگر با او در فیلم "میکس" داریوش مهرجویی همبازی شد. یک بار نیز به عنوان بازیگر در فیلم "سیمای زنی در دوردست" به کارگردانی همسرش علی مصفا حضور یافت. وی در بخش دیگر این مصاحبه با اشاره به سرریز شدن پیشنهادی مشابه پس از موفقیت این فیلم گفته است: همیشه سعی کردیم تکراری نشود. همین جور با سیل پیشنهادهای دوتایی مواجه میشدیم اما از آنها فرار میکردیم. یا هیچکداممان نمیرفتیم یا فقط من میرفتم و این همیشه به ضرر علی تمام میشد.

علی مصفا برای خواستگاری لیلا حاتمی پیش داود رشیدی رفت

گفتنی است چندی پیش داود رشیدی بازیگر مطرح سینما تئاتر وتلویزیون در گفتوگویی با مجله پردیس روایت جالبی از آشنایی با خانواده حاتمی و ماجرای این ازدواج تعریف کرده بود: صمیمیت من و علی حاتمی به سالهای قبل برمیگردد. ما با هم دوست بودیم و رفت و آمد خانوادگی داشتیم . لیلی و لیلا با هم بزرگ شدند . من و علی حاتمی واقعا مثل دو برادر بودیم و رفت و آمد ما و خانواده او هنوز هم ادامه دارد تا جایی که آقای مصفا برای خواستگاری از لیلا (حاتمی) پیش من آمد چون علی (حاتمی) دیگر فوت کرده بود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۰۱, ۲۲:۳۰
رضا رویگری به خاطر بازی در اخراجیها از مردم عذرخواهی کرد؟

فرهنگی - اگر من نقشی بازی کردم و در کاری بودم که مردم و یا عدهای آن را دوست نداشتند یا اینکه دوست نداشتند آن نقش را من بازی کنم، فقط یک جمله میگویم: انسان جائز الخطاست و من هم یک انسانم.

به گزارش «24»، دیروز 5شنبه، ویدئویی از رضا رویگری، بازیگر کهنهکار سینما، تئاتر و تلویزیون در شبکههای اینترنتی منتشر شد که عذرخواهی این بازیگر در خصوص برخی نقشها و کارهایش را شامل میشد.

وی در این ویدئو عنوان میکند: «من همیشه دوست دارم کارهایی بکنم که مردم ایران دوست داشته باشند اما طبیعی است که در حرفه بازیگری، ما نقشها و فیلمهایی را بازی کنیم که توقع مردم نیست و نبوده است. حتی اگر خوب هم بازی کنیم، مضمون و قصه را نمیپسندند.»

وی ادامه داده است: «حتی مارلون براندو هم فیلمهایی را بازی کرده که خودش گفته دوستنداشته است، ما که جای خود دارد!»

رویگری که به تازگی فیلم اخراجیها3 او بر پرده سینماها رفته است، در ادامه توضیح داده که: «اگر من نقشی بازی کردم و در کاری بودم که مردم و یا عدهای آن را دوست نداشتند یا اینکه دوست نداشتند آن نقش را من بازی کنم، فقط یک جمله میگویم: انسان جائز الخطاست و من هم یک انسانم. من از مردم میخواهم مرا به «کیان ایرانی» ببخشند.»

بنابر این گزارش، رویگری در توضیح انتشار این فیلم اینترنتی البته اینگونه گفته است: «هر کاری که کردم و شما دوست نداشتید، اگر اخراجیها بوده، صدایم بوده، راه رفتنم بوده یا رانندگیم بوده که شما دوست نداشتید من برای آن عذرخواهی میکنم. کلی میگویم، هرکسی هر کار من را که دوست ندارد من را ببخشد. فردا شاید بمیرم، دارم میگویم که بدیهایم را ببخشید.

شایان ذکر است این ویدئو در سایتهای اینترنتی، با عنوان «عذرخواهی رویگری به خاطر بازی در اخراجیها3» منتشر شده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۰۳, ۰۱:۴۳
بازخواني يك مصاحبه قديمي با مهران مديري

مدیری: دو چیز مرا خیلی عصبانی میکند...

کجا به دنیا اومدی ؟

میدان بروجردی . سر آسیاب دولاب.

جایی گفته بودی که طعم فقر را چشیده ای ؟

این مورد استثنایی نیست. خیلی از آدم​های همسن و سال من این طعم را چشیده​اند. بافت خانواده​ها یا کارگری بود یا کارمندی.

الان نسبت به فقر چه حسی داری ؟

الان تفسیرم با دوران کودکی و نوجوانی فرق دارد.

بعد از نوجوانی همه ما یک دوران بی پولی را طی کردیم. الان هم هر لحظه ممکن است بی پول شویم.

اما این فقر خیلی سینمایی نیست که گاهی پول توی جیبمان نباشد. ولی از آن موقع خیلی از چیزهایی که دوست داشتیم داشته باشیم نداشتیم. خیلی از استعدادها مسیرش عوض می​شد. در عین حال کمک می​کند به رشد بعضی از استعدادها. مثلا ممکن است داشتن یک ساز برای آدم تبدیل شود به یک آرزوی دست نیافتنی.

کدام بخش از آرزوهایت بخاطر فقر از دست رفت ؟

من در کودکی هیچ وقت آرزوی مشخصی نداشتم.

یعنی هیچ آرزویی نداشتی ؟

چرا. منتها خیلی از نوجوانان هستند که قاطعانه می​دانند چه می​خواهند. مثلا خیلی​ها می​خواهند خلبان شوند و این را از 12 تا 20 سالگی می​گویند. ولی من آرزوی طولانی​ای نداشتم که به آن نرسیده باشم.

یعنی آرزوهایت زیاد و کوتاه مدت بودند ؟

بله . دمدمی بودم.

مثلا ؟

دوست داشتم زیست شناس شوم. هنوز هم دوست دارم.

تئاتر خواندی؟

بله. ولی از بچگی با کتاب​های برادرم که زیست شناسی خوانده بود ورمی​رفتم. شاید طولانی​ترین آرزویم این بود. کارهای تحقیقی درباره زندگی حیوانات. هنوز هم خیلی علاقه​مندم. فیلم​های مورد علاقه​ام فیلم​های مستند است.

الان هم آرزوهای دمدمی داری؟

نه این مساله مربوط به ناپختگی​های دوران نوجوانی است.

الان آرزوهایت چیست؟

زود رسیدیم به اینجا. این مساله مال آخربحث بود.

آخر می​خواهیم زود تمامش کنیم. راستش نمی​خواهیم خیلی زمانی جلو برویم حرفهای​مان را می​زنیم. چون خیلی هم خود شیفته​ایم فکر می​کنیم همه از حرف​های ما خوششان می​آید.

طبیعتا یک بخشی از آرزوها مربوط به حرفه ماست. این که می​خواهیم به کجا برسیم راجع به این حرفه توضیح واضحات است و معلوم.

یعنی چه معلوم است؟ اغلب سینماگران آرزوهای بلندی در این حرفه دارند. مثلا خیلی​ها دوست دارند که جایزه اسکار بگیرند. هیچ بد هم نیست. یا مثلا در فیلم​های بین​المللی ظاهر شوند. تو چه آرزویی داری؟

من یک چیزی که نمی​دانم آرزوست یا نه. فیلمسازی است آن هم در نوع جدی تا طنز.

چرا؟

چون به کار جدی بیشتر از طنز علاقه دارم. اصلا اتفاقی وارد کار طنز شدم. طی یک اتفاق علی عمرانی پیشنهاد همکاری در نوروز 72 را داد. این طوری کار طنز شروع شد. در واقع پیشنهاد علی عمرانی بود. او با داریوش کاردان و مرحوم خسروی ارتباط داشت و قرار بود با یک مجموعه طنز برای شروع سال 72 همکاری کند. گفتم من چه کار باید بکنم، گفت نمی​دانم هیچ طرحی ندارم. آن نوع کار ترکیبی هم تا حالا در تلویزیون انجام نشده بود. بعد هم هرکسی هر کاری توانست کرد. از آنجا قضیه طنزپردازی ما شروع شد. قبل از آن هم دوتا کار تئاتر داشتم که طنز بود. یکی از آنها «پانسیون» بود که در تالار مولوی سال 66 اجرا شد.

چند تا کار صحنه ای کردی؟

18 ،19 تا که به غیر از یکی که به عنوان آهنگساز همکاری کردم ، بقیه اش بازیگر بودم. مثل سیمرغ و هملت با دکتر صادقی، کیسه بوکس کار علی مؤذنی و ... .

در عرض چند سال این کارها را کردی ؟

از زمان انقلاب تا سال 71. بعد چند کار تلویزیونی داشتم ، یکی با خانم ثریا قاسمی و چند کار مذهبی با مجتبی یاسینی، قبل تر از آن هم کار رادیو می​کردم.

چه سالی وارد دانشگاه شدی؟

سال 1365 .

بعد از خدمت سربازی؟

نه قبل از آن.

قبل از آن؟

ماجرای تحصیل من پیچیده است، اصلا واردش نشویم. سربازی، دانشگاه نصفه، بعد سربازی و ...

زمان جنگ جبهه هم بودی؟

بله خیلی جبهه ها بودم. ، مرصاد، حلبچه .

چرا نمیخواهی توضیح بدهی؟

اولا از ساعت هفت صبح سر کار بودم و خیلی خسته​ام و نمی​توانم تاریخ​ها را بیاد بیاورم. ثانیا، بیوگرافی من نهایتا به چه درد می​خورد؟

خب آدم​ها از یک جایی شروع میکنند و به یک جایی می​رسند. قطعا تجربه​های جوانی و نوع تحصیل روی کارهای آنها تاثیر می​گذارد. جان فورد بوکسور بوده، در بندر کار می​کرده و ... .

یک بخشی بیوگرافی آدم​هاست.

بله ما هم یک بخشی از حرفهای​مان درباره زندگی خصوصی توست. گفتی اتفاقی وارد کار طنز شدی. قبل از آن فکر نمی​کردی آدم خوشمزه​ای هستی؟

نه اصلا بازیگری برایم تعریف دیگری داشت. ولی نوروز 72 که ضبط شد دیدم جزییاتی در کار طنز وجود دارد که جالب است. در همین فکرها بودم که پیشنهادهای بعدی شروع شد و قضیه ادامه پیدا کرد.

به نظر می​رسد که هر جایی دوست داری می​توانی سرک بکشی؟

منظورت موسیقی و آواز است؟

نه کاملا. تو گفتی که به کار طنز فکر نکرده بودی و وقتی پیش آمد دیدی خوب است. بعد می​روی جلو. خب پس ظاهرا روحیه سرک کشی و تجربه را داری؟

سراغ خیلی چیزها نرفتم به چند دلیل. شاید هم استعدادش را نداشته باشم ، مثل نقاشی.

منظور استفاده از فرصت​هاست نه کار.

بله اگر فرصتی باشد تجربه می​کنم. البته در مورد کارهایی که فکر می​کنم می​توانم حتی یک درصد انجام دهم. مثل همین آواز. البته من صدای خودم را دوست ندارم. اما حس و حال خواندنم را دوست دارم. وقتی که می​خوانم خودم خیلی لذت می​برم ، اشتباهی فکر می​کنم دیگران هم همین لذت را می​برند !

نوارت ظاهرا پر فروش هم شده؟

بد نبوده.

نوارت را تقدیم کردی به محمد نوری؟

بله بدلیل علاقه​ای که به صدای محمد نوری دارم. وقتی کار شروع شد فکر کردیم جنس کار خیلی نزدیک است به آواز او. البته این پیشنهاد فردین خلعتبری بود که سریع پذیرفتم. حتی شعرها هم خیلی نزدیک به نوع کارهای نوری بود.

باز هم نوار بیرون می​دهی؟

مشغول یک کاست مشترک هستیم با هومن نبوی.

تحصیلات آکادمیک در زمینه موسیقی که نداری؟

نه ، برادرم پیانیست بوده و هست، و همیشه موسیقی کلاسیک در خانه ما شنیده می​شد.

و با گام​های مختلف و دیگر مسائل موسیقی آشنا شدی؟

حداقل ریتم را به لحاظ شنیداری خیلی خوب شناختم و در استودیو بدون آزار کسی خواندم. ریتم و سر ضرب​ها و... درست بود.

فالش هم نخواندی؟

نه. چند نفری هم تعجب کردند که با یک​بار تمرین ، اجرا صورت می​گرفت. شنیدن زیاد موسیقی این حسن را داشت.

در واقع موسیقی را با شنیدن آموختی؟

نه فقط شنیدن. تحصیلات آکادمیک نداشتم، سلفژ به صورت علمی نخواندم ، اما می​دانم چایکوفسکی در شنبه سال فلان از کنسرواتور که بیرون آمد کجا رفت و به مادام فون مک چی گفت و باعث خلق چه اثری شد. شاید تاریخ موسیقی کلاسیک را به خوبی بدانم. شروع هر اثری را که برایم بگذارید می​گویم مال کیست ، چه سالی است ، چه سبک و چه دورانی است و تحلیلش چیست.

پس چطور به سمت موسیقی نرفتی؟

امکانش پیش نیامد. به دلایل مختلف ، خودم هم تنبلی کردم. برادرم خیلی اصرار داشت که شروع کنم. یادم نیست چرا ولی می​دانم که بالاخره نشد. الان به این فکر افتادم، و به کلاس گیتار میروم.

ش: در نوجوانی و جوانی پر شر و شور بودی که گوش نکردی؟

م: عموما نه. اما یکی دو سال چند تا دوست مرا خیلی شر کردند. اما از بچگی دوست داشتم یک گوشه بنشینم و موسیقی گوش کنم و کتاب بخوانم. خیلی به معنای عام کودکی نکردم. وقتی بچه​ها در کوچه بودند من عمدتا نبودم. از جمع گریزان بودم. الان هم این خصلت​ها را دارم. تنهایی موسیقی گوش کردن را خیلی دوست دارم و فکر کردن زیاد در ساعات طولانی. خیلی آدم اجتماعی نیستم.

حتما به تو گفته اند که صورت تلخی داری؟

بله، خیلی​ها از این هم فراتر می​روند و می​گویند آدم غمگینی هستی. خیلی وقت​ها درست است. در طول روز غمگینی​ام به شادی​هایم می​چربد. زود هم خودش را نشان می​دهد. به قول یکی از دوستان غم اگر به جاهای ناجور نکشه، چیز خیلی بدی نیست. می​تواند منشا خلاقیت هم باشد. ظاهرا در شرق برای غم اصالت بیشتری نسبت به شادی قائلند.

چطور شد آدمی که خلوت را دوست دارد ناخواسته بعد از ساعت خوش یک​دفعه اینقدر حاشیه برایش درست می​شود - که بخش عمده​ای از آنها دروغ بود - و سه سال و نیم نمی گذارند کار کند و بیکار می​ماند؟

خیلی به شخصیت من ربط پیدا نمی​کرد. ما در دورانی «ساعت خوش» را ساختیم که جای این نوع کار بسیار خالی بود. شاید یک بخش از موفقیت آن به خلاقیت فردی و همکاری خوب گروهی برمی​گشت. اما بخش دیگر موفقیت آن به خاطر خلا این نوع کارها و این شکل از شادی در آن دوران بود.

شاید هم یک جور واکنش بخاطر نبود خیلی از همین شادی​ها بود.

بله، بعد این مساله آنقدر درشت شد که خیلی از مسائل جامعه را مثل آموزش وپرورش و جوان​ها را تحت تاثیر قرار داد. شنیدم آموزش و پرورش رسما از صدا و سیما شکایت کرد، چون آن سال افت تحصیلی وحشتناکی بروز کرد و آن​ها علتش را «ساعت خوش» می​دانستند. حتما همه بچه​ها سر کلاس از برنامه دیشب حرف می​زدند. به جایی رسید که عکس من پشت تی شرت و آدامس چاپ شد. تلویزیون وقتی این وضعیت را دید ترجیح داد اول جلوی برنامه را بگیرد. چرا که میزان عواقب آن راحدس نمی​زد. من اصلا نمی​گویم این عواقب خوب بود یا بد، ولی وجود داشت. بعد از آن هم حرف حدیث​ها در جامعه وجود داشت. ما هنوز در جامعه بودیم.

و می​توانستید سوژه باشید؟

بله این​هایی که می​گویم کسی به من نگفته. من فکر می​کنم این​ها دلایل آن مسائل بود. بعد از قطع برنامه هم خود ما حذف شدیم.

آن دوران تا چند ماه روزی نبود که نشریات زرد به آدم​های گروه ساعت خوش به سخیف​ترین شکل ممکن نپردازند.

بله بعد هم تصمیم گرفته شد ما هیچ کاری نکنیم و این تصمیم به درازا کشید.

یعنی تلویزیون بدون هیچ دلیلی فقط به خاطر جنجال​هایی که به​وجود آمد، تصمیم گرفت کار نکنید ؟

بله. و گفتند این آدمها دیده نشوند تا خود ما اعلام کنیم کی وقتش است. فکر نمی​کردیم اینقدر طولانی بشود. خب ممنوع الکاری هم تجربه می​خواهد و ما هم تجربه نداشتیم. فکر می​کردیم فقط 2، 3 ماه بیکار باشیم. تا این که از اواخر 76 من کاری را با محمد صالح علا شروع کردم که تازه گفتند فقط می​تواند بسازد و نه بازیگری. تا 6 ماه گذشت و به برنامه 77 رسیدیم.

این ممنوع الکاری چرا به تئاتر و سینما هم کشید؟ تو که اهل تئاتر بودی؟

نمی​دانم چرا در تمام زمینه​های هنری ممنوع الکار شدم.

یعنی به این نتیجه رسیدند که خود شما هم در این جنجال​ها و مسایلی که پیش آمده مقصر هستید؟

بله شاید نوع شمایل کلی ما از نظر شکل کار، طنز ، روحیه و ارتباط با بیننده ، شکل معقولی نداشت.

خیلی سنگین نبود؟

از نظر بعضی بله و باعث شد خیلی​ها مخالفت کنند.

کار سینمایی هم بعد از ساعت خوش پیشنهاد شد؟

بعد از ساعت خوش و بعد از کنار رفتن از تلویزیون چندین کار خوب سینمایی پیشنهاد شد. قرار بود «ضیافت» را من بازی کنم تا پای کلید زدن هم رفتیم. روز آغاز آمدند و گفتند فلانی نباشد. سر فیلم «سلطان» هم عین همین اتفاق افتاد. خیلی کارهای خوب سینمایی و تئاتر را در آن سه سال و نیم از دست دادم. ضربه بزرگی بود.

در این سه سال و نیم چه کار می​کردی؟

کار. کار تجارت در حد متوسط برای گذراندن زندگی. اما سعی کردم به تمریناتم برای بازی ادامه بدهم و بنویسم، زیاد بنویسم. طرح​های مختلف می​زدم برای روزی که بتوانم دوباره کار کنم و کار طنز بسازم.

این افکار سراغت نمی​آمد که اگر نتوانم دوباره کار کنم چه خواهد شد ؟

چرا، همیشه، ولی فکر می​کردم بالاخره یک روزی دوباره کار خواهم کرد. برای این که فکر می​کردم چندان جرم سنگینی نیست. برای خودم تحلیل می​کردم یک دوره​ای این اتفاق افتاده. برای اینکه دوباره کار کنی باید مدتی نباشی. خلاصه سعی می​کردم خودم را حفظ کنم. چون کار طنز به روحیه محکم برای روحیه آفرینی و تسلط به موضوع احتیاج دارد. تا اتفاقات ریز را اطرافتان ببینید و به نمایش برگردانید. برای همین فکر کردم اگر آسیب جدی ببینم به لحاظ روحی ممکن است هرگز نتوانم کار طنز بکنم.

گفتی حاصل آن نوشته​ها در برنامه 77 بروز کرد ؟

متن 77 را بچه​ها می​نوشتند. در دوران بیکاری بیشتر به طراحی نوع کار فکر می​کردم تا کار به شکل آیتم نباشد. در واقع در دوران بیکاری به طراحی و فرم جدید یک برنامه طنز فکر می​کردم. که این اتفاق در 77 افتاد. البته پس از سه ماه اول پخش، یعنی دقیقا از شهریور سال 77 کار اصلا عوض شد. در 77 سعی کردیم فاصله را با بیننده کم کنیم و حتی از روبه​رو با او صحبت کنیم. این بزرگترین ویژگی آن برنامه بود. خیلی از حرفه​ای​ها به ما می​گفتند ما می​دانیم شما برشت و فاصله گذاری و... می​شناسید. اما آن کارها را خیلی نمی​توان به برشت چسباند. من فکر کردم بهتر است بیننده هر آنچه را روبه​رو و پشت صحنه اتفاق می​افتد ببیند. کارهای دیگر ما در آن برنامه ادغام پلاتوها و نمایش با هم بود. ارتباط متفاوت خود ما با بیننده بود. ویژگی دیگر این که بازیگران به هیچ عنوان بازی نکنند. اصلا انتخاب​هایم بر این اساس بود.

یعنی آدم​هایی را انتخاب کردی که عین شخصیت​ها باشند ؟

دنبال آدم​هایی می​گشتم که می​خواستم، کاری هم نداشتم که بازیگرند یا نه؟ که خودشان را جلوی دوربین بیاورند. این تاکید همیشگی من به بازیگران بود. با خیلی از آن ها هم به صورت اتفاقی آشنا شدم.

خودت هم جلوی دوربین خودت بودی ؟

کاملا. مگر در مواقع تیپ​سازی که یک بحث دیگر است. این خود بودن، این ارتباط بدون پوشش در پلاتوها، بر خلاف قواعد اصلی کار در تلویزیون بود که مردم به آن عادت داشتند. حتما آبروریزی می​کردیم. چون واقعیت بود وقتی بوم می​آید در تصویر اگر بیننده هم ببیند چه اشکالی دارد؟ شاید این یک فکر روانشناسانه پشتش باشد. برداشتن استانداردهای موجود در تلویزیون از کارهای ما در 77 بود و باعث شد کار خودش را نشان دهد.

احتمالا فکرهای فراوان در دوران بیکاری باعث شد که 77 - به نظر من - قوام یافته​ترین کار شما باشد.

خیلی از دلایل همین​ها بود. مردم گفت و گوها و درگیری​های زن و شوهرها را خیلی دوست دارند. چون هر کس خودش را جای آن کاراکترها می​گذارد و همذات پنداری می​کند. خیلی درباره خودم حرف نزنم بهتر است.

اما مصاحبه با توست؟
بله، ولی گروه، گروه قوی و خوبی بود. آدم​هایی مثل سروش صحت، آرش عرفانی که نویسنده بودند. مثل رضا کاظمی​نژاد و بقیه که حضور ذهن ندارم نام ببرم. این​ها واقعا همین جوری فکر می​کردند و متن​هایی که می​دادند خیلی وقت​ها من را حیرت زده می​کرد. یعنی دقیقا فهمیده بودند، نبض موفقیت کار چیست و همان​ها را درشت نمایی می​کردند. به قول سروش صحت هیچ کس باور نمی​کند که 77 همین جوری 10 ماه روی آنتن بود، و شب وقتی خداحافظی می​کردیم برای فردا صبح، هیچ چیز وجود نداشت. نه قصه، نه طرح؛ نه متن.

یعنی صبح می​آمدید و بسم الله. نویسنده​ها شب متن​ها را می​نوشتند؟

خیلی وقت​ها با متن می​آمدند خیلی وقت​ها بدون متن موضوع گفته می​شد. تا من می​رفتم نور و جای دوربین​ها را تنظیم کنم، آکسسوار را مشخص می​کردم و بچه​ها می​نوشتند. این بچه​ها واقعا یک سال آن​چنان شرافتمندانه و دلسوزانه کار کردند، که این برنامه هر شب 45 دقیقه روی آنتن بود. با این درصد از موفقیت.

بهترین و موفقترین برنامه​هایت کدام بودند ؟

باید دید از چه نظر . 77 پر بیننده​ترین برنامه تاریخ تلویزیون شناخته شده است. اما الان که خودم نگاه می​کنم دیگر آن نوع طنز را دوست ندارم.

الان چه شکل طنز را دوست داری ؟

بحثش مفصل است.

خوب درباره همان برنامه​ها بگو.



نمی​توانم بگویم آن​ها را دوست ندارم. اما به نظرم خیلی از لحظات 72 ضعیف است و خیلی از لحظات خوب است. ساعت خوش خیلی از قسمت​هایش ضعیف است و خیلی از لحظاتش جاودانه. بعضی از صحنه​های 77 را دوست دارم، خیلی​اش را هم نمی​پسندم.

خب این که طبیعی است. تو که فیلم سینمایی یکپارچه نساختی. اما در کل کدام یک را ترجیح می​دهی؟

در کل نمی​توانم بگویم. هر کدام ویژگی​های خاص خود را داشتند. از نظر خیلی​ها «ببخشید شما» که گفت و گو با مشاغل بود درخشان است. در حالی که آیتم​های طنزش اصلا خوب نبود.

چه چیز «ببخشید شما» جذاب بود ؟

همان قسمت پته​ رو آب ریختن آن! رسما یک کسی می​آمد می​نشست و می​گفت از کارم نمی​زنم و درآمدم روزی هزار تومان است. می​گفتم دروغ می​گویی. جلوی 50 میلیون آدم.

این آدم​ها چطور انتخاب می​شدند ؟

خیلی​ها خودشان می​آمدند و خیلی​ها توسط مدیر تولید انتخاب می​شدند.

یعنی این آدم​ها متوجه نمی​شدند شما جلوی تمام مردم ایران به آن ها می​گویید داری دروغ می​گویی؟

چرا.

پس برای چی می آمدند؟

چون برخوردها آنقدر واقعی بود و غیر تصنعی که یک گپ خصوصی تلقی می​شد.

گپ جلو 60 میلیون آدم؟

بله ، ولی به دلیل همین برخورد واقعی و صمیمی قضیه برایشان دوست داشتنی شده بود. مثلا آدمی که از شغلش دو میلیون در می​آورد. وقتی می​گفت من آب باریکه دارم می​گفتم تو دروغ می​گویی بهش برنمی​خورد.

یعنی هیچ کس راست نمی​گفت ؟



به غیر از مشاغل هنری فقط یک نفر در مشاغل آزاد راست گفت. ایشان تولیدی داشت. پرسیدم شما تولیدی دارید، گفت بله. گفتم جزو آن دسته از آدم​ها هستید که مثلا در باب همایون یک انبار دارند. لباس​ها را می​دوزند و بعد از این مارک​های 5 ریالی خارجی دسته دسته می​خرند و می​چسبانند روی لباس. گفت بله. و خیلی​ها فکر می​کنند جنس​هایش خارجی است.

بعد او بدبخت و ورشکست نشد؟

خبرندارم ولی معمولا کسی که حقیقت را می​گوید خوشبخت می​شود. این رک گویی​ها باعث شیرینی شد که در بطنش خیلی تلخ بود.

خب حالا بگو چه نوع طنزی را دوست داری ؟

آن مساله​ای که گفتم فقط به نوع بازیگری و ارایه مربوط می​شود. سوژه ها همیشه ثابتند، پرداخت​ها متفاوت است. به لحاظ ساختار همان نوع طنز را می​پسندم و ادامه می​دهم فقط کار جدیدم پر از فانتزی است. آنقدر زیاد که گاهی به انیمیشن نزدیک می​شود. اما سعی می​کنیم باور کردنی باشد.

یعنی الان فانتزی را بیشتر کردید ؟

بله. ما نوع طنزی را که در کارهای​مان تا حالا انتخاب کرده بودیم کاملا بی منطق و پیش زمینه بود. مثل​ هات شات. هنوز هم همین کار را می​کنم. ولی فکر کردم درست تر این است جنس بازی فانتزی را حذف کنم. به نظرم طنزی بسیار قوی است که شما فانتزی قوی برایش ساخته باشی. سوژه​های موضوعات انسانی و اجتماعی باشد و اما بازیگرها فانتزی نباشند.

در واقع می​خواهی کنتراست ایجاد کنی بین فضا ، اتفاقات و نحوه بازیگری ؟

بله. میخواهم از بازیگران به شدت جدی استفاده کنم و برویم به سمت کمدی اتفاق.

شما می​گویی در «ببخشید شما» رسما به طرف می​گفتی دروغ می​گویی، در واقع همان پته رو آب ریختن اما به شکل صمیمانه. این کار در برنامه طنز 80 هم به شکل دیگری دیده می​شد. اغلب این حس وجود داشت که به بیشتر مهمانان از بالا نگاه می​کنی به جز چند مثلا مصاحبه با مهدی سجاده چی و چند نفر دیگر. انگار یک جوری ضعف​هایشان را به رخشان می​کشیدی. مثل این​که از پته روی آب ریختن خیلی بدت نمی​آد ؟



این مساله را خیلی​ها گفتند و من بابت آن واقعا ناراحت شدم. قسم می​خورم هرگز دلم نمی​خواست این اتفاق بیفتد. نمی​دانم چرا این جوری شد. شاید هرگز فکر نمی​کردم بچه​ها این طور پاسخ بدهند یا فکر نمی​کردم نوع نشستن، میزانسن و نوع گفت و گو این توهم را ایجاد کند، که من می​خواهم کسی را خراب کنم یا چیزی را به رخ بکشم. این خیلی غیر انسانی است. آن هم با بچه​هایی که خودم یک جوری وارد این حرفه کردم، کسانی که در طول کارهایی که با هم کردیم خیلی زحمت کشیدند. تمام کارهای ما حاصل خلاقیت گروهی این بچه​ها بوده. شاید وقتی برنامه پخش شد خودم هم دیدم که من از یک موضع خیلی بالاتر سوال می​کنم و وقتی او در جواب دچار اشکال می​شود، این حس را القا می​کند که عمدا این کار را کردم. اما واقعا اینجور نبود. آن هم درباره کسانی که خیلی من به آن ها مدیونم. من هیچوقت تنها به این نقطه فعلی نمی​رسیدم . این شعار نیست. اگر الان من دارم گفت و گو می​کنم یک گروه باعث این اتفاقات بود که من به این نقطه برسم و من باعث شدم بچه​ها به آن نقطه برسند.

شاید با همان حس کار کردید که انگار پشت صحنه است و خیلی راحت حرف بزنید.

شاید این کار مصطلح نبوده. نمی​دانم.

شاید بجای اینکه در جایگاه پرسشگر باشی بیشتر در همان حس مدیر برنامه بودی ؟

این حس تداعی می​شد. در صورتی که من همان ارتباط عادی را با بچه​ها را داشتم. اما من اصلا مجری نیستم و کما این که در یک برنامه سینمایی جدی افتضاح کردم.

آن برنامه چگونه کار شد؟

یک روز در شبکه 5 داشتم می​رفتم دیدم کسی، یک آقایی آمد جلو. گفت آقای مدیری یک لحظه بیا، گفتم من کار دارم. گفت: یک دقیقه. بعد رفتیم . گفت: الان داریم می​رویم استودیو. بعد گفتند هر شب باید 4 برنامه سینمایی ضبط کنیم. گفتم خیلی خب من دوست دارم برنامه سینمایی اجرا کنم اما یک لحظه بگویید موضوع چیست. بعد رفتم داخل استودیو دیدم خانم درخشنده و مجید مظفری نشسته اند و باید سوال کنم. اصلا نمی​دانستم چی باید بگم.

یعنی ما باور کنیم که مهران مدیری آنقدر خجالتی است که یقه اش را بگیری ببری داخل استودیو و برنامه ضبط کنی ؟

خجالتی نیستم. کسی که من را صدا زد، برد پیش تهیه کننده ای که دوست من بود و او گفت اگر امشب این برنامه ضبط نشود حیثیت من بر باد رفته. گفتم باشد فقط همین امشب. چون کار من نیست.

خود کسانی که در طنز 80 با آنها گفت و گو کردی این حس را نداشتند که از بالا با آنها برخورد می​شود. نگفتند مهران دستت درد نکند که ما را خراب کردی ؟

نه. آنهایی که نیامدند مصاحبه کنند این حس را داشتند و به همین دلیل شرکت نکردند، شاید آنها که سری اول بودند بدشانس بودند.

در اغلب برنامه هایت ساختمان اصلی بر مبنای نقش خودت است. حتی در برنامه 77 که شما یک زوج بودید و داخل پلاتو آیتمهای مختلف قبل یا بعد از کارها پخش میشد اگر خودت را حذف کنیم ساختمان میریزد.

چرا می​گویید اگر حذف کنیم ساختمان می​ریزد؟

مثلا در همین 77 اگر نقش خودت و خانم صبوری را حذف کنیم اصلا حلقه ارتباطی از بین میرود و اتفاقا جذابترین قسمت 77 اغلب همان قسمت میانی تو و خانم صبوری بود.

آگاهانه نبود. دو دلیل داشت که باعث شد این وضعیت ادامه داشته باشد و شدیدتر شود. یکی اعتقاد خود شبکه است. من بارها از شبکه 3 خواستم بازی نکنم و فقط کارگردانی کنم به شدت مخالفت شد.چیزی که شبکه میگوید مردم است. دلیل دیگرش این است که نویسنده ها این کار را نمیکنند. بارها گفتم بنویسید فلانی رفته مسافرت. در نود شب آنقدر التماس کردم که چندبار این کار را کردند. اما نویسنده ها هم میگفتند نمیشود، چی بنویسیم !

گفتی که به شدت مایلی به سمت کارگردانی سینما بروی. چطور شد که تا حالا نرفتی ؟

فرصتی پیش نیامد. چند بار این موقعیت پیش آمده ولی بدلیل (شاید اشتباه کردم ) درگیر بودن با تلویزیون نتوانسته ام. این تصمیم برای امسال دیگر جدی است.از بس قرارداد پشت قرارداد و کار پشت کار آمده فرصت نکردم. دلم میخواهد که با یک فیلمنامهء طنز فوق العاده که جایش در سینما به شدت خالی است، و با سبک و فانتزی مورد نظرم وارد سینما بشوم. شاید یکی دیگر از دلایلی که تا کنون چنین تجربه ای نکردم همین وسواسم در انتخاب یا نگارش یک فیلمنامه فوق العاده باشد.



این فیلمنامه الان آماده است؟

در حد طرح آماده است و باید نوشته شود.حتی دلم نمیخواهد کار متوسطی از آب درآید، دلم میخواهد عالی باشد. باید امکانات را هم در نظر گرفت، تا این ایده ای که در ذهن دارم - و خیلی هم محیرالعقول نیست - را بتوانم عملی کنم.

به عنوان یک هنرمند تلویزیونی، فکر نمیکنی بهتر است پیش از اقدام به فیلمسازی، مراحل دیگر سینما را تجربه کنی ؟

به همء اینها فکر کردم، به اینکه با تجربهء بازیگری میتوانم به شناخت بیشتری در مورد سینما برسم. همهء این فکرهاست که باعث شده تا وضعیت موجود ادامه یابد و نتوانم تصمیم قاطعی برای اینکار بگیرم. ولی فکر میکنم که الان وقتش است . نه به این دلیل که سینما را ساده میبینم، به این معنی که با پیش زمینه های فکری ، شرایط را برای این کار مساعد میبینم.

گفتی که اوایل اصلا به طنز فکر نمیکردی و دوست داشتی باریگر جدی ای باشی در سینمای جدی. ولی الان باز به فکر ساختن یک طنزی.

نه، برای اولین کار سینمایی، باید سراغ موضوعی بروم که روی آن تسلط دارم ، وگرنه درنهایت علاقه ام ساخت یک فیلم جدی است. به خاطر تجربه ای که در طنز دارم، فکر میکنم ریسکش کمتر است.

این علاقه ای که به سینمای جدی داری ، در عمل منجر به ساخت چه فیلمهایی خواهد شد. در سینمای جدی میخواهی به چه چیزهایی اشاره کنی ؟

الان نمیتوانم بگویم. اولا که این محدودیت وجود ندارد که من راجع به یک مقولهء مشخص تصمیم گرفته باشم از طریق سینما حرفم را بزنم. سینما میتواند بستر خیلی از حرفها باشد.

میخواهم سلیقهء مهران مدیری در سینمای غیر طنز را بدانم. مثلا الگویی از سینمای خارجی داری که بدانیم میخواهی در آن راستا حرکت کنی ؟

مثالی که میزنم نه به خاطر شکل ایده آل سینما، بلکه بعنوان سینمایی است که دوست دارم. مثلا کارهای هال اشبی در اروپاست، فیلمهایی مثل کراسینگار یا در ایران فیلم هامون علاقهء شخصی من ، سینمایی است که به روابط انسانی میپردازد، به طراحی آدمها، به عشق، به احترام و به خیلی چیزهای دیگر میپردازد.

بعد از 77 به نظر میرسد وسواست کمتر شده ، کارهایت تولیدی تر شده ، موافقی ؟

حرف شما را قبول دارم . اگر خودمانی تر بگوییم افت کرده. قبول دارمولی نه به دلیل اینکه وسواسم کمتر شده ، بلکه به این دلیل که ادامه دادن این کار خیلی سخت است. محدودیتها و ضوابط تلویزین از یک طرف و برنامه هایی که باید هرشب روی آنتن برود ، کار ما را سخت میکند . فکر کردم راه نجات - شاید - این باشد که از برنامه های روتین هرشب به سمت سریال برویم . یعنی چند قسمت شسته رفته ، با فیلمنامه ای از قبل نوشته شده که دکوپاژ شده اند بسازیم . طوری که کار را ضبط کنیم و کنار بگذاریم و سپس پخش کنیم . این راه نجاتی بود که به فکرم رسید . ولی شبکه بشدت اصرار در پر کردن برنامه نود شب داشت. این نود شب برنامه ای مثل 77 بود . یعنی یک خانه محدود و بسته ای که یک زن و شوهر در آن ساکنند .و دقیقا با همان موضوعات ، فقط یک کمی جنس بازیهایش عوض شده بود . بازیگر مقابل من عوض شده بود و خیلی چیزهای جزیی . تغییر اساسی نکرده بود . اما به خودم گفتم که یا دیگر این کار را نکن و یا اگر میکنی باید خیلی متفاوت باشد ، به لحاظ طراحی ، به لحاظ بازی ، به لحاظ هر چیزی . کار جدبدم را با این فکر شروع کردم .

در زندگی آدم خود محوری هستی یا نه ؟!

بله ، ولی سعی میکنم منعطف باشم. تصمیمی که میگیرم معمولا درست است ، مگر اینکه قانع شوم که اشتباه کرده ام . این را البته خیلی نمیشود به برنامه سازی ربط داد . دلیل خودمحوری من در زندگی ، خود محوریم در برنامه نیست . چرا که اصلا خود محوری نیست و ما گروهی کار میکنیم .

منظورم ارتباط متقابل زندگی و شغل است ؟

معمولا در طول کار ، به حرف بچه ها گوش میدهم . یکی از تصویربردارها یکروز گفت : « تو خیلی خوب گوش میدهی و با مهربانی پیشنهادات را میپذیری ، ولی بعد کار خودت را میکنی . » البته همیشه اینگونه نیست . نمیدانم شاید درست میگوید ، ولی زاویه ای که من نگاه میکنم ، یک زاویه دیگر است . به این معنی نیست که او اشتباه میکند . میل و علاقه شخصی است . درست و غلط اصلا معنا ندارد .

گفتی که در برنامه ببخشید شما ، فردی را می آوردی که وضع مالی خوبی داشت ولی جلوی 50 میلیون نفر به دروغ اظهار تنگدستی میکرد . تو خودت مگر در زندگی دروغ نمیگویی ؟

چرا . ببین من در همین مصاحبه ، تا حالا سعی کردم دروغ نگویم . میگویی خودمحوری ، میگویم آره . یعنی دلیلی ندارد جلب ترحم کنم . یک واقعیاتی درباره خصلت آدمها وجود دارد . بعضی دروغها پنهان بود و من از آنها میگذشتم . مثلا از دبیر آموزش پرورش پرسیدم که شما در کارتان دزدی هم میکنید ؟ میگفت: « دزدی یعنی چی ؟ » ، میگفتم دزدی یعنی کم کاری ، یعنی کم درس دادن و کم دلسوزی کردن . میگفت: « نه » . من به این دلیل ادامه ندادم که او شغل فرهنگی داشت . وگرنه میتوانستم بگویم مثلا نشده که ساعت ده صبح بیایی سر کلاس ؟ ، نشده پرسش شاگردی را بی جواب بگذاری ؟ اینها همه به نظر من سرقت است . ولی از کسی که لوازم یدکی اتومبیل میفروشد ، نمیگذرم . ان هم یکی از شغلهای جامعه است و قابل احترام ، ولی دروغش آنقدر گنده است - که میگوید درآمد من یک آب باریکه است - که هر بچه ای میفهمد .اگر من نگویم دروغ است چه کسی بگوید ؟ البته من خودم هم دروغ میگویم ، اما تنها زمانی که احساس کنم راست گفتنم باعث آزار مخاطب میشود ، یا به ضرر خودم تمام شود . تا آنجایی که از دستم بر می آید سعی میکنم در این مواقع نیز دروغ نگویم . یعنع از راهی بروم که نه جوابش را داده باشم و نه جوابش را نداده باشم .انتخاب تمهیدی که « حال » اش را خراب نکنم . سعیم را میکنم ولی دروغ هم میگویم .

چطور شد که پس از این همه کار طنز یکهو وارد مجموعه جدی دردسر والدین شدید ؟

به خاطر علاقه ام به کار جدی . فرصتی پیش آمد تا در مجموعه ای کار کنم که بازیگران خوبی داشت ، از فیلمنامه محکمی برخوردار بود و این که از مسئولیت خسته شده بودم. دوست داشتم در یک کار جدی بازیگر باشم که بعد از انجام کار به من بگویند خداحافظ . در حالیکه اشتباه میکردم .یعنی سنگینی این مجموعه به قدری بود که مثلا خودم 2 تا کار بسازم . تقریبا در تمام سکانسها هستم و آنقدر وقت کاری فشرده است و ما استراحت نداریم که باعث خستگی مضاعف شد .ولی به دلایل مختلف از کاری که کردم پشیمان نیستم .

از چه مواردی عصبانی میشوی ؟ بعضی وقتها از کوره در میروی ؟

آره ، در این نقشی هم که بازی میکنم خیلی عصبانی میشوم . دو مقوله است که من را خیلی عصبانی میکند و در واقع به سرحد جنون میرساند ، یکی آدمهایی که به کاری که به آنها مربوط نیست دخالت کنند و خارج از حیطه خودشان قدم بگذارند ، هرکسی آن کاری را که « باید » انجام ندهد و « نباید » انجام بدهد . به تعبیر برنارد شاو ، 80% آدمها ، انرژیشان صرف کارهایی میشود که به آنها مربوط نیست. دومین مقوله خیلی شخصی است ، اینکه من راجع به یک مساله جدی و مهم که ناراحتم کرده حرف بزنم و بعد ببینم که طرفم باور نکرده و لبخند بزند ، یعنی پوزخند بزند . این میتواند من را بکشد . دیوانه میشوم .

عصبانی که میشوی چه کار میکنی ؟

آن موقعیت را ترک میکنم . عکس العمل بدی نشان نمیدهم . آن محیط را ترک میکنم . سوار ماشین میشوم و رانندگی میکنم . رانندگی با سرعت زیاد در اتوبانهای تهران آرامم میکند . این دو مورد نقاط ضعف من است . دوست دارم کاری را که به کسی محول میکنم ، آن را به درستی انجام دهد.

به نظرم اینجا هیچ کس کارش را به درستی انجام نمیدهد . بخاطر همین است که در این وضعیت به سر میبریم.

اصلا جهان سوم همین شکلی است. شاید پیشرفت اروپا یا خاور دور به این دلیل است که انجام مسئولیت به جانشان بسته است و تمام انرژیشان روانیشان صرف کاری میشود که انجام میدهند .جهان سوم متاسفانه فاقد این است. به قول شما هر آدمی از صبح تا شب مشغول عصبانی شدن است. خود ما هم شامل این حکم هستیم ، همه ما .ولی چون پرسیدی تورا چه چیزی عصبانی میکند ، گفتم.

در خلوتت چه کار میکنی ؟

مشغول سکوت میشوم . از آن سکوتهایی که شنیده میشود. فکر میکنم . نمیتوانم بگویم به چه چیزی . و مهمتر از همه موسیقی است ، موسیقی کلاسیک با صدای بلند .

چه کتابهایی میخوانی ؟

خیلی وقت است که به خاطر این مشغله ها از کتاب دور شده ام ، ولی طی سالهایی به شدت کتاب میخوردم ! بیشتر از همه نمایشنامه و رمان میخواندم . نویسندگان محبوبم مارکز ، تولستوی و تورگنیف هستند . به شعر هم علاقه خیلی زیادی دارم . شاعر اولم لورکا است، بعد شاملوست ، بعد مارگوت بیکل ، بعد حافظ ... در موسیقی هم کنسرتهای ابوای ویوالدی مرا به حالت جنون ، به حالت پوچی میرساند .خیلی از آثار باخ هم روی من چنین تاثیری دارند . چیزی که بیشتر غمگینم میکند شعر است .

نگفتی که چطور رشد کردی و به اینجا رسیدی ؟

من در دبیرستان دلگشا درس خواندم . در دوران تحصیل شاگرد خیلی خوبی بودم . سه برادر دارم . برادر بزرگترم در ایران است و سالهاست در ادبیات و موسیقی فعالیت میکند . دو برادر دیگرم مدت 20 سال است که در سوئد زندگی میکنند . همیشه نمرات زیست شناسی و ادبیاتم عالی بود . گاهی اوقات معلم ادبیات کلاس را در اختیار من میگذاشت و میرفت . در ریاضیات همیشه خنگ بودم . من هنوز که هنوز است علت ریاضیات در جهان را نمیدانم .یعنی بنظرم بیهوده ترین و پوچ ترین درس است و هیچ وقت نمره ای بالاتر از 2 در این درس نگرفتم ! در درسهایی هم که به ریاضی مربوط است مثل جبر ، فیزیک و غیره ، هیچ وقت موفق نبودم . از ریاضی متنفرم . فقط در حد جمع و تفریق مفید فایده است. بیشتر از جمع و تفریق ، نه اینکه به درد نمیخورد ، من آن را درک نمیکنم .

فکر میکنی چقدر توانایی داری ؟ هم مجری گری کردی ، هم کارگردانی ، هم نوشتی ، هم بازی کردی ، هم آواز خواندی ... فکر میکنی همه این کارها را خوب انجام دادی ؟

نه ، ولی فکر میکنم خیلی هم بد نیست . شاید هر کس که کار هنری میکند این فکر را کرده باشد ، ولی من با صدای بلند فکر میکنم که توانایی من خیلی بیشتر از آنی است که عمل شده . آن چیزی - از هنر - که در ذهنم میگذرد ، خیلی گنده است . دنبال پیدا کردن راههایی هستم برای گفتن تا تواناییم را اثبات کنم . هنوز دارم تمرین میکنم تا روزی آن چیزهایی را که میخواهم ، بگویم . خیلی دور نیست .

این احتمال را میدهی که آن چیزهایی که به زعم تو گنده است ، برای دیگران کوچک باشد ؟

هر احتمالی در جهان وجود دارد . (می خندد)

گرفتاریهای شهرت باعث آزارت نمیشود ؟

چرا ، تو دیگر زندگی شخصی نداری ، آزاد نیستی ، راحت نیستی و محدود میشوی و همراهانت را هم محدود میکنی. شهرت سرطان است. وقتی هر روز در تلویزیون نشان داده میشوی ، طبیعی است که مشهور میشوی . اما آن چیزی که تو را از دیگران متفاوت میکند چیست ؟ آن آگاهی و تفکر پشت قضیه است و کسی که متفکرانه نگاه میکند ، دیگر شهرت برایش مهم نیست .

سوال آخر کلیشه ای است ! چه بازیگرانی را دوست داری ؟

نمیشود بین دنیرو و دوپاردیو یکی را انتخاب کرد . بازیگران مورد علاقه ام یک لیست بیست نفرهء درجه یک را شامل میشود .

5 تا از این بیست تا را بگو .

رابرت دنیرو ، ژرار دوپاردیو ، آنتونی کوئین ، مریل استریپ ... کلارک گیبل را دوست ندارم ، همفری بوگارت را دوست ندارم ...

فیلمهایی که دوست داری کدامها هستند ؟

م: « هملت » کوزینتسف را چهل دفعه دیدم و ممکن است هشتاد دفعه دیگر هم ببینم . « باراباس » یکی از فیلمهای محبوب من است ، « پاپیون » ، « فیلم کوتاهی درباره عشق » و ... .

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۰۷, ۱۸:۵۱
درخواست حاتمی کیا برای رافت با مستندسازان بازداشت شده

فرهنگی - ابراهیم حاتمی کیا در مراسم جایزه شهیدآوینی در باره چند مستندساز بازداشت شده اخیر سخن گفت.

ابراهیم حاتمیکیا گفت: همه موضع من را نسبت به بیبیسی و جشنوارههای خارجی میدانند ولی به نظرم باید نگاه مهربانانهای به مستندسازان داشت. من برخی از این مستندسازان را میشناسم و مطمئنم آقا جواد شمقدری هم همین نظر را دارند. اگر مستندسازان بازداشت شده رفتار به عمدی علیه امینت ملی کشور داشتهاند، باید تنبیه شوند ولی به نظرم باید با یک رأفتی با این دوستان برخورد کنیم.

ماهور
۱۳۹۰/۰۷/۰۸, ۱۹:۰۷
احمدزاده: دیگر با شهریاری برنامه مشترک اجرا نمی کنم

بالاخره انتقادات تند و تیز برخی رسانهها از اجرای مشترک کاظم احمدزاده و محمود شهریاری کار دست این دو زوج هنری داد و گویا قرار است این دو مجری تلویزیونی پس از سال ها از هم جدا شوند.

پارس توریسم نوشت:از مدتی قبل موج انتقاد رسانهها از برنامههایی با اجرای مشترک محمود شهریاری و کاظم احمدزاده بالا گرفت. از هفتهنامه چلچراغ گرقته که پروندهای انتقادی از این برنامه منتشر کرد تا خبرگزاری فارس که مطالب تندی در انتقاد از این برنامه مطرح کرد.
فارس پس از اجرای مشترک احمدزاده وشهریاری در برنامه ویژه نیمه شعبان در انتقادی تندوتیزی نوشت: «شبکه تهران زمان پخش این برنامه آنتن خود را به طور کامل در اختیار کاظم احمدزاده، محمود شهریاری و هومن حاجی عبداللهی مجریان این برنامه به همراه مسعود روشنپژوه همان مجری که نیم ساعت قبل در شبکه یک سیما برنامه اجرا میکرد و دو مجری دیگر قرار داد تا از هر کاری برای جلب مخاطب فرو نگذارند و خلاصه این که محمود شهریاری هم هرچه قر در این سالها در کمرش مانده بود، در این برنامه خالی کرد.»

کاظم احمدزاده در تازه ترین مصاحبه خود با یکی از هفتهنامهها گفت: «خیلیها می خواهند به هر طریق و بهانه ای جلوی اجراهای مشترک مارا بگیرند و مطمئنم موفق هم خواهند شد، چون شخصا تصمیم گرفتم دیگر با آقای شهریاری اجرای مشترک نداشته باشم. البته سوءتفاهم نشود، چون بدون هر گونه مبالغه و اغراق یکی از بزرگترین افتخاراتم در تاریخ اجراهایم، کارهای مشترکی بوده که با آقای شهریاری انجام دادهام، ولی این فشاری که روی ما آمده، واقعا ارزش این همه استرس و دغدغه را ندارد.»

احمدزاده که با هفتهنامه یکشنبه مصاحبه کرده در ادامه گفت: «به اندازه دادن شاهرگم حاضرم از برنامه دفاع کنم و بگویم تمام شوخیهای ما کاملا هدفمند و برنامهریزی شده بود. در پشت تمام این شوخیها، آیات قرآن و احادیث پیامبر و ائمه نهفته و تمام شوخیهای ما در نهایت دارای پیام اخلاقی بسیار مثبت و مهم بوده است.»
این مجری شناختهشده تلویزیون در ادامه توضیح داد: «تمام این هیاهوهای دوماه اخیر فقط به خاطر آن 10 دقیقه ویژه برنامه نیمهشعبان بود که در آن فقط کمی کنترل برنامه از دست ما خارج شد، ولی بازهم در آن چند دقیقه هیچ اتفاقی که به اساس جامعه ضربه بزند به وجود نیامد.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۰۹, ۰۱:۵۵
سلام
تاپیک انتخابی این هفته"سینما؛صدا-دوربین- حرکت"هست..منتظر مطالب سینمایی شما هستم

لازم است از دوستان فعال یعنی حامد 89،پاشا،بابی چارلتون ،yusef_sbm12،hssan که در تاپیک قبلی یعنی "کامپیوتر و تکنولوژی" تشکر کنم...@};-@};-@};-@};-@};-@};-

فرزاد
۱۳۹۰/۰۷/۰۹, ۰۸:۵۴
گفت و گو با گلشیفته فراهانی؛ دختری به نام ایران
اخبار سینمائی | گفت و گو با گلشیفته فراهانی؛ دختری به نام ایران گلشیفته فراهانی که در چهارده سالگی با بازی در فیلم "درخت گلابی" داریوش مهرجویی وارد سینما شد، چند سالی می شود که مقیم پاریس شده و در این مدت در فیلم های مختلفی نقش آفرینی کرده است.


آخرین بازی او در فیلم "خورش مرغ و آلو" است؛ ساخته مرجان ساتراپی و ونسان پارانو که اخیراً در جشنواره های ونیز و تورنتو به نمایش در آمد و به زودی در جشنواره لندن نمایش داده خواهد شد، ضمن این که به زودی در کشورهای مختلف اروپا اکران عمومی می شود.

او در این فیلم نقش دختری به نام "ایران" را بازی می کند.

گفت و گو با گلشیفته فراهانی را درباره این فیلم بخوانید.

در دو سه سال اخیر، بعد از تجریه کار با چند فیلمساز فرانسوی، حالا با مرجان ساتراپی کار کردی، یک فیلمساز ایرانی- فرانسوی. چطور شد که در این فیلم بازی کردی؟

راستش مرجان [ساتراپی] از من خواست و من هم خیلی با میل و خوشحالی بیش از حد قبول کردم... به همین سادگی! [می خندد]

کار با مرجان ساتراپی چطور بود و چه تفاوتی با تجربه های قبلی ات داشت؟

هر کارگردانی با هر کارگردان دیگری فرق می کند و این طور نبود که چون ساتراپی ایرانی است با بقیه کارگردان ها فرق داشته باشد. کار کردن با مرجان فوق العاده بود. او تا به حال با بازیگر کار نکرده بود، ولی من این حس را داشتم که او تمام عمرش این کار را کرده، یعنی اینقدر خوب هدایت می کرد و اینقدر درست می دانست که چه می خواهد که اصلاً برای من تعجب آور بود و فکر می کردم اصلاً ژنی است. او تجربه این کار را نداشت، اما انگار سال هاست که کارش همین بوده. فوق العاده بود.

اسم ونسان پارانو در کنار ساتراپی آمده. رابطه این دو نفر در کارگردانی چطور بود؟ هر دو با هم با بازیگران کار می کردند؟

مثل دو بال یک پرنده بودند واقعاً... آنقدر هارمونی و هماهنگی کامل با هم داشتند و کارها را تقسیم کرده بودند که فوق العاده بود. برای من فرقی نداشت که با یک کارگردان یا دو کارگردان کار کنم، اما مرجان بیشتر با بازیگرها کار می کرد، شاید چون به این خاطر که آن دنیا را زندگی کرده بود و داستان درباره ایران بود و او این دنیا را بیشتر می شناخت. اما خیلی چیزها را هم با هم کار می کردند.

در این فیلم، نقش یک دختر ایرانی را بازی کردی. آیا این برای تو نوستالژیک بود؟

بیشتر به شکل یک نقش به آن نگاه کردم. همه بازیگران در این فیلم نقش ایرانی ها را بازی می کردند منتها به زبان فرانسوی. بودن در آن دکور که مربوط به سال های 1930 و 1940 تهران و شیراز بود، برای من هم یک چیز جدید بود. این یک ایران جدیدی بود که من هیچ وقت در آن نبوده ام و زندگی نکرده ام. اما به هر حال وقتی برای اولین بار دکور را دیدیم گریه ام گرفت چون این حیاط و این کوچه ها که هنوز در ایران وجود دارند، خیلی تاثیرگذار بودند.

راجع به شخصیتی که نقش اش را بازی می کنی، یعنی دختری به نام "ایران" چه فکر می کنی؟

فیلم در زمان مصدق می گذرد و او دارد برای ملی کردن صنعت نفت تلاش می کند. شخصیت اصلی فیلم عاشق "ایران" است اما دو بار او را از دست می دهد، یک بار به خاطر مخالفت پدرش و یک بار به خاطر جبر روزگار، انگار این "ایرانی" است که از دست ما رفت، یعنی در زمان مصدق بخاطر کودتایی که آمریکایی ها بر سر ما در آوردند و ما هیچ وقت نتوانستیم ایرانی آزاد داشته باشیم. شاید به همین خاطر اسم این دختر ایران است.

فکر نمی کنی که این بیان استعاری که فیلم درباره این کاراکتر به کار برده و نام او را "ایران" گذاشته، یک مقدار بارهای نمادین به فیلم اضافه می کند که با بقیه فضای فیلم نمی خواند، و در واقع یک مقدار زیادی است؟

نه، ما این چیزها را درباره ایران می گوئیم، اما در عین حال او یک شخصیت، یک دختری است که عاشق یک پسری می شود و هیچ معنی دیگری هم پشت خودش نمی آورد. یک عشق کاملاً زمینی است که بین این دو شخصیت وجود دارد. با مرجان هم که صحبت می کردیم می گفتیم عشق این دو نفر کاملاً عشقی فیزیکی و زمینی است و پر از هوس و خواستن است، برعکس رابطه ناصرعلی با همسرش. این داستان، یک داستان عاشقانه است مثل تمام افسانه هایی که دخترها و پسرها در آن به هم نمی رسند. به همین دلیل عشق شان جاودان می شود، مثل شیرین و فرهاد یا رومئو و ژولیت. بخاطر نرسیدن آنها به هم است که ما از آنها یاد می کنیم. اگر به هم می رسیدند، به قول مرجان اگر ایران دو تا بچه هم می آورد، ما که نمی توانستیم داستان آنها را بگوئیم.

در فیلم با بازیگران سرشناس فرانسوی بازی کردی. همبازی شدن با متیو آمارلیک چطور بود؟

فوق العاده بود. یکی از بهترین تجربه های من در زمینه پینگ پونگ بین دو بازیگر بود. این بده بستانی که بین ما به عنوان بازیگر وجود داشت و چیزی که او به عنوان همکار بازیگر به من می داد، یک چیز عظیم و فوق العاده بود. یک انرژی باور نکردنی بود و واقعاً لذت بردم.

صحنه مشترکی با چیارا ماسترویانی و ایزابلا روسلینی نداشتی، اما به هر حال درباره آنها چه فکر می کنی؟

ایزابلا و چیارا را جدای از این فیلم می شناسم، اما در طول فیلمبرداری ندیدمشان. فقط یک بار ایزابلا را دیدم که روزی بود که خیلی گریمش کرده بودند بخاطر مرگ ناصرعلی.... آدم های دوست داشتنی و فوق العاده ای هستند.

حسی از پدر و مادرشان یعنی مارچلو ماسترویانی یا اینگرید برگمن در آنها هست؟

نمی دانم... سوال سختی است... من بیشتر خودشان را به عنوان آدمی که وجود دارند می بینم. سعی می کنم همیشه خودشان را ببینم، شاید چون در بچگی، همه هر وقت مرا می دیدند یاد پدرم می افتادند.

عکس العمل ها در جشنواره های ونیز و تورنتو چطور بود؟

در تورنتو خیلی در جریان نیستم، چون در روزهایی که فیلم را نشان دادند، من آنجا نبودم. ولی در ونیز منتقدان انگلیسی زبان بیشتر از فیلم خوششان آمد. در سالن سینما هم کسی از سالن بیرون نرفت و آخر فیلم هم مدت زیادی دست زدند. این حس خوبی است، هر چند به هر حال دلیل نمی شود که مردم خیلی هم فیلم را دوست داشته باشند. به نظرم ماندگاری یک فیلم این را نشان خواهد داد. جز این هیچ وقت نمی شود فهمید که مردم فیلم را دوست داشتند یا نه.

فکر می کنی عکس العمل تماشاگران فرانسوی چه خواهد بود؟

نمی دانم... باید دید... فکر می کنم فیلمی است که خیلی فیلم روشنفکرانه ای نیست و به هر حال گیشه خواهد داشت. فیلم زیبایی است که داستانی افسانه ای دارد که بچه ها داستانش را برای هم تعریف می کنند. برای همین ممکن است در گیشه بسیار موفق شود، هر چند در این دوره و زمانه هیچ چیز معلوم نیست. خیلی مواقع آدم ها فکر می کنند فیلمی در گیشه موفق می شود، اما نمی شود، یا برعکس.

و کار بعدی؟

الان دارم در فیلمی بازی می کنم که اسمش هست «سنگ صبور» و عتیق رحیمی آن را کارگردانی می کند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۰۹, ۱۲:۵۴
«کوروش کبیر» در انتظار پاسخ وزارت ارشاد است

ایسنا نوشت:

با پایان نگارش فیلمنامه پروژه ملی ـ سینمایی «کوروش کبیر» توسط مسعود جعفری جوزانی درخواست پروانه ساخت فیلم به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه شد.
علی معلم تهیهکننده فیلم سینمایی «کوروش کبیر» با اعلام این خبر، گفت: «همانگونه که در خبرهای گذشته ذکر شد، پس از یک سال تحقیق و پژوهش بر روی زندگانی کوروش، اکنون با پایان یافتن نگارش کتاب اول این فیلم، مراحل ساخت آن آغاز خواهد شد.»
به گفته معلم، «داستان فیلم از کاخ اکباتان و دربار آستیاگ آغاز میشود و زندگی کوروش از تولد تا بنیانگذاری تمدن هخامنشی و حکومت پارسیان را تا مرگ او دنبال خواهد کرد.»
وی در ادامه این خبر افزود: «با صدور رسمی پروانه ساخت فیلم طی یک کنفرانس مطبوعاتی شرایط همکاری هنری و نحوه مشارکت در سرمایهگذاری فیلم برای علاقهمندان تشریح خواهد شد.»

فرزاد
۱۳۹۰/۰۷/۰۹, ۲۱:۵۰
محمدرضا گلزار: خودم هم فکر نمی کردم سوپراستار شوم چند وقتی می شد خبری از محمدرضا گلزار نبود اما این روزها با فیلم «شیش و بش» دوباره به پرده سینماهای ایران آمده و با زوج همیشگی اش «امین حیایی» گیشه سینماها را تسخیر کرده است. به نظر شما آیا این فیلم می تواند توفیق فیلم های خوب اخیر سینمای ایران مثل «ورود آقایان ممنوع» را به دست بیاورد؟ گزیده ای از حرف های اخیر محمدرضا گلزار در مورد این فیلم و حضورش در سینما، موسیقی و ورزش را بخوانید.


در زندگی شخصی ام همیشه سرمربی ام
همیشه بیننده خوبى براى فوتبال بوده ام اما هیچ وقت بازیکن حرفه ای ام نبوده ام. شاید اگر وارد فوتبال می شدم و آن را به عنوان حرفه ام انتخاب می کردم، به اندازه امروز در سینما به موفقیت می رسیدم. مسلما اگر فوتبالیست مى شدم دوست داشتم در تیم ملی کشورم بازی کنم اما همواره اولویت ورزشى ام والیبال بوده است. در زندگی شخصی ام نه دروازه بان بوده ام و نه فوروارد بلکه همیشه سرمربی ام! هیچ وقت هم به کسی پنالتی نداده ام چون یاد گرفته ام در 18 قدم با احتیاط عمل کنم. این که چرا فوتبال ایران تا این حد دچار ضعف شده، یک بحث تخصصى است.

محمدرضا گلزار: خودم هم فکر نمی کردم سوپراستار شوم

فقط 5 دقیقه خودشان را جای من قرار دهند
این که خیلی ها می گویند گلزار حاضر نیست چهره و ظاهرش را تغییر بدهد را اصلا قبول ندارم چون اگر از من بخواهند در فیلمی بازی کنم و البته مطمئن باشم اثر، کاری قابل دفاع است و من باید موهایم را از ته بتراشم، قبول می کنم، مطمئن باشید. روزی که قرار شد با مازیار فلاحی کنسرت بگذاریم، خیلی ها گفتند «گلزار» بازیگر خوش چهره سینمای ایران می خواهد کنسرت برگزار کند و جاز بزند! درامز زدن که دیگر براساس خوشگلی نیست! آیا چوب درامز، این استیک جاز را می توانید در دست تان بگیرید و 5 دقیقه تکانش بدهید؟ فقط 5 دقیقه. این حرف های غرض ورزانه دیگر جای بحث و گفت و گو ندارد.

محمدرضا گلزار: خودم هم فکر نمی کردم سوپراستار شوم

آرامش می خواستم، رفتم سراغ موسیقی
درباره علاقه ام به موسیقی باید بگویم ابتدا پیانو می نواختم؛ پیانو را به شکل حرفه ای ادامه دادم و در کنار آن گیتار هم می زدم و در چند سال اخیر هم نواختن پرکاشن را آغاز کردم و زمان زیادی را برای تمرین اختصاص دادم. البته اگر به یاد داشته باشید گاهی اوقات در کنسرت های گروه آریان، پرکاشن هم می نواختم اما باید بگویم علاقه من به موسیقی از جایی آغاز شد که به دنبال آرامش بودم؛ موسیقی به من آرامش لذت بخشی می دهد و تاثیر عجیبی بر روحیه ام می گذارد.

می خواستم دندان پزشک شوم، مکانیک شدم!
از بچگی به فکر درس و مشق و در کنار آن، موسیقی و البته ورزش به ویژه شنا و اسکی بودم. در دهه 60 پدرم در مقطعی سرپرست باشگاه پاس بود و به همین دلیل، من هم با او به تمرینات تیم پاس می رفتم. ضمن این که در محله اندیشه تهران حوالی خیابان شریعتی بزرگ شدم. آن زمان مشغولیت ذهنی من تنها درس بود و ورزش می کردم. یعنی وضعیت خانوادگی مان این طور اقتضا می کرد؛ از آن دست بچه هایی بودم که درس و مشق برایم اولویت داشت، پدرم علاقه داشت در رشته تحصیلی خودش مکانیک، تحصیلاتم را ادامه بدهم اما من عاشق دندان پزشکی بودم. در مدرسه جزو بچه های درسخوان بودم، پیش از دیپلم، چند بار در کنکور شرکت کردم و در 2 رشته مترجمی زبان و مهندسی مکانیک شاخه سیالات قبول شدم. آن زمان رشته ریاضی می خواندم اما سال آخر دبیرستان تغییر رشته دادم و به رشته تجربی رفتم تا در کنکور تجربی شرکت کنم و بتوانم در دندان پزشکی قبول شوم ولی آن سال مصادف شد با تغییر ساختار آموزشی و ضرایب خاصی که در نظر گرفتند، به همین دلیل نتوانستم در رشته دندان پزشکی قبول شوم، به ناچار برگشتم به سراغ مهندسی مکانیک که یک سال قبل از دیپلم قبول شده بودم، یعنی همان رشته ای که پدرم دوست داشت. سینما را دنبال می کردم اما فکر نمی کردم روزی به این دنیا کشیده شوم؛ آن زمان از بازی مرحوم خسرو شکیبایی بسیار خوشم می آمد، کم و بیش هم به سینما می رفتم اما نگاهم جدی نبود.

محمدرضا گلزار: خودم هم فکر نمی کردم سوپراستار شوم

اشکالی دارد به خاطر چهره ام، سینمای ایران را متحول کرده ام؟!
تهیه کننده ای نیست که دوست نداشته باشد تماشاگران را به سالن سینما بکشاند، فکر نمی کنم اگر چنین مسئله ای البته با یک رویکرد مثبت اتفاق بیفتد، اشکالی داشته باشد! اگر نتیجه فروش فیلم است و این مسئله به چرخه اقتصادی سینمای ایران در شرایط حاضر کمک می کند، باید آن را به فال نیک گرفت، زیرا این سود اقتصادی می تواند بــه تولید فیلم های جدید کمک کند، حال چه ایرادی دارد که من هم با توجه به توانایی هایم که به قول منتقدان، به خاطر چهره ام است در چنین شرایطی کمک حال اقتصاد بیمار سینمای ایران برای فروش فیلم ها باشم؟ به نظر شما این اشکالی دارد؟ آیا وقتی تهیه کننده از فروش میلیاردی فیلم هایی که من در آن بازی می کنم سود می برد و آن را با قیمت 500 میلیون تومان به رسانه های تصویری می فروشد، نباید به دستمزد بازیگران و سایر عوامل فیلم که در تولید زحمت کشیده اند مبلغی اضافه کند؟ تهیه کننده با بازیگر توافق می کند و هیچ اجباری در کار نیست. بسیار پیش آمده خودشان مبلغی پیشنهاد می کنند و می گویند ما این بودجه را برای تو کنار گذاشته ایم و این مبلغ الان هم آماده است. من تنها سالی یک فیلم کار می کنم و مثل بازیگران دیگر نیستم که همزمان در چند فیلم حضور داشته باشم. سینمای ما رشد اقتصادی داشته؛ تهیه کننده از افزایش قیمت بلیت نفع می برد و این سود سهم همه اهالی سینماست.

فیلمی که فروش بالایی دارد، باید همه عوامل به خصوص افراد گروه فنی و تدارکات که دوبرابر سایرین فعالیت می کنند از آن بهره مند شوند. این پیشنهاد را همیشه و همه جا مطرح کرده ام اما هیچ وقت به آن اهمیتی داده نشده و همه فقط به سراغ حاشیه ها می روند! متاسفانه گاهی دیده می شود بعضی برنامه های تلویزیونی به جای این که سینما را آن طور که هست تحلیل کنند و به بخش های مهم تر از جمله صحنه، گریم، لباس و... بپردازند، موضوع دستمزد را مطرح می کنند و فقط هم اشاره به یک بازیگر خاص دارند و محکومش می کنند! بدون این که درنظر داشته باشند همین بازیگر توانسته فیلم را به سوددهی برساند و علاوه بر جبران تمام هزینه های تولید، بازدهی کار را هم بالا ببرد.

محمدرضا گلزار: خودم هم فکر نمی کردم سوپراستار شوم

این پیش بینی گلزار در مورد فیلم جدیدش قبل از اکران آن بوده است

2 روز در صف خواهید بود!
مطمئن باشید «شیش و بش» با فروش 3 میلیارد تومانی در تهران رکوردشکن خواهد بود. مردم برای تماشای این فیلم حداقل 3 روز در نوبت خرید بلیت می مانند! پس از گذشت یک هفته از نمایش فیلم، کسانی که در انتهای صف خرید بلیت هستند، باید اول صف را با دوربین شکاری ببینند! مردم در سالن های سینما آنقدر خنده سر می دهند که لحظه ای از این حالت خارج نمی شوند! دیالوگ ها و الفاظ این فیلم هیچ لودگی و الفاظ جلفی ندارد و مطمئن باشید هیچ فیلمی توان رقابت با «شیش و بش» را نخواهد داشت.

برای فرم بدنم خیلی زحمت کشیده ام
این که چرا طناب زدن جزو ورزش های روزانه ام است، دلیل خاصی ندارد، جز چربی سوزی. روزانه 4هزاربار طناب می زنم؛ این کار را در 40 ست 100 تایی انجام می دهم. 4 هزار به زبان آسان است اما بسیار کار سختی است. طناب یکی از اجزا و وسایل اصلی من در مسافرت هایم است و هیچ گاه حتی در سفرها هم از ورزش غافل نمی شوم. در ورزش کاملا جدی ام، خب نتیجه اش هم داشتن بدنی سالم و زیباست که همان طور که گفتم ساده به دست نیامده و انصافا خیلی زحمت کشیده ام. همین دیروز فیلمی را در لپ تاپم به دکتر ساسانی (مربی ام) از اسکی یک ورزشکار در یک پیست اسکی خارجی نشان دادم. او به خاطر مهارت آن اسکی باز گفت احتمالا یکی از قهرمانان جهان است اما وقتی در پایان کار عینکم را از روی صورتم برداشتم، فهمید خودم بودم!

محمدرضا گلزار: خودم هم فکر نمی کردم سوپراستار شوم

از شادابی خودم لذت می برم
ورزش بخش بزرگی از زندگی من را تشکیل می دهد. از وقتی یادم می آید ورزش کرده ام؛ از 4 سالگی با اسکی شروع کردم، بعد والیبال و بعد هم بدنسازی البته نه به صورت مقطعی. مثلا اسکی را از 4 سالگی شروع کرده ام و حتی کارت مربیگری اش را هم دارم و از دوران طفولیت من را در پیست های اسکی می شناسند، تا امروز هم مداوم ادامه داده ام، همین طور والیبال اما بدنسازی را واقعا دوست دارم چون هم باعث شده بدنم همیشه متناسب و سالم باشد و هم چالاکی و شادابی خاصی به من داده که حین فیلمبرداری و سر صحنه های مختلف و برداشت ها از آن لذت می برم. در واقع بدنسازی و متناسب بودن، علاوه بر سلامت، در تمام جنبه های دیگر زندگی معمولی و کاری هم کمکم کرده و جا دارد از دوست عزیزم آقای دکتر ساسانی که در زمینه برنامه های ورزش و رژیم های غذایی راهنمایی می کند تشکر کنم.

PASHA
۱۳۹۰/۰۷/۱۰, ۱۱:۰۶
من خودم هیچ علاقه ای به تماشای فیلم ندارم ازاین سوپراستارها هم اصلا خوشم نمی آید مخصوصا اینکه ایرانی ام باشد .فیلمهای ایرانی اکثرا تقلید ی از فیلم فارسی و جهانی و جنگولک بازی است .
(نظر شخصی )ولی همیشه یکی دوتا فیلم هستند که جالب از آب در می آیند وهمه از آن تعریف می کنند .وآدم توی خاطرش می ماند.
ولی اینجا می خواهم بهترین فیلم ایرانی را که من تا آخرنگاه کردم و خوشم آمده را رابگویم :
*
مارمولک
*
شما بهترین فیلمی که دیدید چیست ؟ دوستان همکاری کنید .

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۱۱, ۰۱:۰۸
اولین شغل براد پیت،جورج کلونی و... چه بود؟



● باراک اوباما

او سال ها قبل از اینکه وارد دنیای سیاست شود، در ساحل بیسکین رابینز هاوایی بستنی می فروخت.


● برادپیت

وی برای تحصیل در رشته روزنامه نگاری وارد دانشگاه شد اما چون رویای بازیگری را در سر می پروراند، دانشگاه را ترک کرد و به لس آنجلس رفت. وی ۷ ماه کارهای پیش پاافتاده انجام می داد. مثلا تبلیغاتچی فست فودها بود و لباس مبدل مرغ به تن می کرد. مدتی هم راننده آژانس شد تا درنهایت توانست بازیگر شود و به فرش قرمز راه یابد.




● دنزل واشینگتن

وی دومین مرد آفریقایی آمریکایی بود که اسکار بهترین بازیگر مرد را به خود اختصاص داد و به قله موفقیت رسید اما از همان ابتدا بازیگر نبود. وی کار خود را از آسایشگاه مادرش شروع کرد و حرفه اش کوتاه کردن موی مردان بود.


● جورج کلونی

او پیش از بازیگر شدن، فروشنده کفش و لباس های مردانه و مدتی هم برش دهنده برگ های سیگار بود و بابت آن ساعتی ۳ دلار دستمزد می گرفت. قبل از آنکه کلونی به عنوان یک هنرپیشه اسم و رسمی به دست بیاورد نیز کار خود را با تمیزکردن زمین تئاتر و به عنوان یک خدمتکار آغاز کرد.


● اپرا وینفری

اپرا وینفری که مردم آمریکا او را به عنوان ملکه تلویزیون میشناسند و یکی از قوی ترین زنان در جهان محسوب می شود، پیش از رسیدن به این جایگاه، به عنوان گوینده در رادیو مشغول به کار بود.


● مورگان فریمن

وی قبل از آنکه به بازیگری برجسته تبدیل شود، مکانیک بود. در سن ۳۲ سالگی اولین کار خود را با نقش های کوچک تلویزیونی آغاز کرد.


● قشری زم

این بازیگر فرانسوی قبل از آنکه به دلیل بازی در فیلم «روزهای افتخار» برنده جایزه در فستیوال کن ۲۰۰۶ شود، فروشنده شلوار جین بود و بعد از آن به تئاتر راه یافت.


● جولیا رابرتز

وی در رشته روزنامه نگاری در دانشگاه آتلانتا تحصیل کرد اما بعد از موفقیت برادرش در هالیوود، تصمیم گرفت شانس خود را برای بازیگر شدن امتحان کند.


● نیکلاس کیج

وی فروشنده پاپ کورن در تئاتر بود اما این شغل دوام چندانی نیافت و او به کمک اطرافیان و خویشاوندانش که همگی در تلویزیون و سینما حضور داشتند، وارد این عرصه شد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۱۱, ۰۱:۱۴
من خودم هیچ علاقه ای به تماشای فیلم ندارم ازاین سوپراستارها هم اصلا خوشم نمی آید مخصوصا اینکه ایرانی ام باشد .فیلمهای ایرانی اکثرا تقلید ی از فیلم فارسی و جهانی و جنگولک بازی است .
(نظر شخصی )ولی همیشه یکی دوتا فیلم هستند که جالب از آب در می آیند وهمه از آن تعریف می کنند .وآدم توی خاطرش می ماند.
ولی اینجا می خواهم بهترین فیلم ایرانی را که من تا آخرنگاه کردم و خوشم آمده را رابگویم :
*
مارمولک
*
شما بهترین فیلمی که دیدید چیست ؟ دوستان همکاری کنید .

فکر می کنم نظر شما درباره سینما ایران کاملا درست نیست؛چرا که تعدادی از کارگردانان خوش فکر هم داریم که رویکرد اجتماعی خوبی به مسائل دارند...اصغر فرهادی یک پدیده نوظهور در ایرانه و فیلم های خوبی مثل "درباره الی" و "جدایی نادر از سیمین" نشانگر مسائل زیر پوستی جامعه است...یا فیلم "تنها دوبار زندگی می کنیم" از بهنام بهزادي بروجني یک فیلم خوبه...فیلم های دیگری مثل سنتوری،میهمان مامان که در چند سال اخیر اکران شده نیز جزو فیلم های خوب سینمای ایران بوده...

بهترین فیلم هم "درباره الی":d

bluetooth
۱۳۹۰/۰۷/۱۱, ۰۲:۰۱
فکر می کنم نظر شما درباره سینما ایران کاملا درست نیست؛چرا که تعدادی از کارگردانان خوش فکر هم داریم که رویکرد اجتماعی خوبی به مسائل دارند...اصغر فرهادی یک پدیده نوظهور در ایرانه و فیلم های خوبی مثل "درباره الی" و "جدایی نادر از سیمین" نشانگر مسائل زیر پوستی جامعه است...یا فیلم "تنها دوبار زندگی می کنیم" از بهنام بهزادي بروجني یک فیلم خوبه...فیلم های دیگری مثل سنتوری،میهمان مامان که در چند سال اخیر اکران شده نیز جزو فیلم های خوب سینمای ایران بوده...

بهترین فیلم هم "درباره الی":d

شب یلدا
فکر کنم بیش از 50 بار نگاه کردم

فرزاد
۱۳۹۰/۰۷/۱۱, ۰۲:۵۰
4 راز زیبایی هالیوودی ها که دوست ندارند دیگران بدانند
آرایش و زیبائی | 4 راز زیبایی هالیوودی ها که دوست ندارند دیگران بدانند ستاره هالیوودی ها معمولا شیوه هایی برای زیبا شدن دارند که به هرکسی نمی گویند؛ غیر از عمل بینی و بوتاکس کارهایی می کنند که دوست ندارند دیگران از آنها با خبر باشند!


متوجه شده اید که "اوا مندس" همیشه جذاب به نظر می رسد؟ ما به این موضوع شک کردیم و تحقیقاتی انجام دادیم، متوجه شدیم آنها رازهای پنهانی دارند.

1- خط چشم سفید
این وسیله آرایشی بین سوپرمدل ها بیشتر رایج است. "خط چشم سفید چشم ها را بازتر و گشوده تر نشان می دهد، باعث می شود چشمان شما درخشندگی و روشنی خاصی پیدا کنند". حالا برای اینکه مانند روح به نظر نرسید گوشه چشم ها را خط چشم مشکی بکشید و قسمت داخلی چشم را خط چشم سفید بکشید.

2- لباس های ساتن
متخصص زیبایی ما می گوید:"من همیشه به مشتریانم می گویم کتان سن شما را بالا می برد!" آنچه که ستاره های هالیوودی می دانند این است که لباس های ساتن و لطیف آنها را جذاب تر و باریک تر از آنچه هستند نشان می دهد، اگر بتوانید کوسن ها و وسایل دیگر پارچه ای را که با آن سر و کار دارید نیز هم از جنس ساتن انتخاب کنید بهتر است. شاید به نظر بی ربط باشد، اما متکاهای ساتن برای موهای شما بهتر است. درست است اینها همه هزینه بر است، اما خوب، هالیوودی ها به اندازه کافی پول دارند!

3- آب میوه قره قات
اکثر ستاره ها و خواننده ها برای درخشندگی، استحکام موها و دوام رنگ آنها از این آب میوه استفاده می کنند.

4- سفید کردن دندان ها
اکثر بازیگران و خواننده ها دندان های خود را سفید می کنند. این کار به آنها زیبایی خاصی می بخشد. البته این کار عوارضی هم دارد که آنها معمولا عوارض آن را به جان می خرند تا زیباتر باشند.

فرزاد
۱۳۹۰/۰۷/۱۱, ۰۹:۰۴
نام: شیش و بش

سال ساخت: 1389

فیلمنامه قدیمی محمد رضا گلزار که سال 86 در برنامه "شب شیشه ای" رضا رشیدپور از ساختنش حرف می زد پس از بازنویسی پیمان قاسم خانی و خشایار الوند و بازنویسی نهایی بهمن گودرزی سرانجام ساخته شد.

هرچند اخیرا پیمان قاسم خانی گفته حضور او در "شیش و بش" در حد مشاوره بوده است.

سازندگان "شیش و بش" شانس آوردند که کمال افخمی روی قاسم خانی اثر نکرده و او خواستار درآوردن اسمش از تیتراژ نشده است.

اگر به خود فیلم برسیم گریم های عجیب و غریب بازیگران می تواند نکته خوبی برای مخاطب باشد.

از چهره گلزار و حیایی بگیرید تا چهره تحریک کننده آنا نعمتی در سکانس کلاه گذاشتن سر رضا رشیدپور و برسید به چهره میرطاهر مظلومی با دست های کاملا رنگی و خال کوبی شده.



داستان دو کلاه بردار به نام های سامی و داود که دست به هر کاری می زنند برای پولدار شدن با بازی محمدرضا گلزار و امین حیایی.

"شیش و بش" به عنوان یک فیلم متوسط، اصلا آزار دهنده نیست و شاد و مفرح هم هست. اما خوب حقیقت اینست که فیلمنامه و کارگردانی واقعا اشکال دارد. دیالوگ های میرطاهر مظلومی در نقش جاعل به نمک فیلم اضافه کرده است. و در نهایت زوج گلزار و حیایی یا همان دو خاطره ساز بار دیگر در کنار هم باز هم جواب می دهد و "شیش و بش" می فروشد.



غافلگیری: سکانس های پایانی فیلم، خلبان شدن گلزار و مامور نیروی انتظامی بودن آنا نعمتی در حالیکه داداشش داود با بازی امین حیایی این رو نمی دونه!!!!

برداشت شخصی: دو خاطره ساز باز هم می فروشند اما ...

دیالوگ برگزیده:
محمدرضا گلزار : بابا به ما نمی خوری آخه ...
میرطاهر مظلومی: اوستام گفت روحم تو روحت حلول کرده پسر ... به من می گن کپی برابر اصل



فی کارگردان: بهمن گودرزی
تله فیلم هایی با نام های "سر سپرده"، "بی ستاره"، "به دنبال خوشبختی" از ساخته های بهمن گودرزی وارد شبکه خانگی شده اند.

اولین کار سینمایی بهمن گودرزی "شیش و بش" است که این روزها فاتح بی چون و چرای گیشه امروز است.

شنیده ها حاکی است بهمن گودرزی دومین فیلم سینمایی خود با نام "جفت شیش" را به زودی کلید می زند.

او قبلا در فیلم "امشب شب مهتابه" (محمد هادی کریمی) دستیار کارگردان بود.




معرفی بازیگران:

محمدرضا گلزار:
خاطره ساز اول فیلم. پولساز ترین بازیگر تاریخ سینمای ایران بی شک اوست.

اول لازم می دانم نکته ای رو بگویم: به قول بدل آقای فراستی در خنده بازار یعنی چشم سبز نمی تونه بازیگر شه؟ مگه دل نداره؟

به هر حال گلزار از اول چشم سبز بوده اما فیلم هایی چون سام و نرگس - زمانه - بالای شهر پایین شهر با بازی او نه تنها نفروختند بلکه اتفاق جدیدی در کارنامه او رقم نزدند.

اولین جرقه محبوبت گلزار با "شام آخر" فریدون جیرانی زده شد. جایی که اتفاقا بازی او پسندیده شد اما کمتر تکرار شد. مسیر بازی گلزار با "کما" عوض شد. فیلمی که گلزار و حیایی در کنار هم به قول دوستان خاطره ساز شدند.

"کما" معرف نوع کمدی جدیدی در سینمای ایران بود و فروخت. گلزار در "بوتیک" نشان داد اگر نقش خوب بهش داده بشه از پسش برمیاد. بازی او در "بوتیک" انصافا چشم نواز بود و تحسین منتقدان را برانگیخت.

اما "سیزده گربه روی شیروانی" و "زهر عسل" در همان سال فروش متوسطی داشتند. با اینکه "سیزده گربه روی شیروانی" یکی از پر بازیگرترین فیلم های دهه 80 بود در گیشه موفق نبود.

اما گلزار که بازیگر پر فروش محسوب می شد سال های بعد آتش بس - توفیق اجباری و دو خواهر رو داشت که هر 3 میلیاردی شدند. "تله" سیرو الوند که باز هم گلزار و حیایی رو کنار هم داشت شکست خورد همچنین "گل یخ" ... تا نشان داده شود گلزار هم فیلم شکست خورده دارد.

اما سال 89 که سال شکست سینمای ایران بود "دموکراسی تو روز روشن" که به هدف فروش 2 میلیاردی ساخته شده بود شکست خورد. خیلی زود لو رفت گلزار در نقش عزراییل فقط 3 دقیقه بازی داشته. و برای همین 3 دقیقه 90 میلیون دستمزد گرفته. حجت الله زم (تهیه کننده فیلم) هم این دستمزد را در جشنواره بیست و هشتم فیلم فجر تایید کرد.

اما گلزار نشان داده حداقل برای گیشه نعمت بوده و توانایی هم داشته است. "در امتداد شهر" که نام قبلی اش "شش نفر زیر باران" بود، با بازی او پاییز امسال اکران خواهد شد.

گلزار در "شیش و بش" چیز جدیدی ارائه نکرده است و همان کاراکتر (تیپ) قبلی است.



امین حیایی:
خاطره ساز دوم. بازیگر پولساز سال های قبل سینمای ایران زمانی در فیلم هایی چون مزاحم - رز زرد - دست های آلوده و ... می درخشید دقیقا از "کما" به بعد رو به فیلم های کمدی آورد.

شارلاتان - عروس فراری - شام عروسی - 3گانه اخراجی ها - یک اشتباه کوچولو - سن پطرزبورگ تا شیش و بش ...

او سرانجام برای "شب" به کارگردانی رسول صدرعاملی سیمرغ بلورین رو به دست آورد و در "نقاب" بازی درخشانی از خود ارائه داد.

فیلم های خوب و بد داشت اما رفته رفته بازی های حیایی عوض شد.او همینک از بازیگران "قلب یخی" است که نقش مرموزی هم در سریال دارد.

امسال حیایی که در "اخراجی ها 1" انصافا خاطره ساز شد با "اخراجی ها 3" روی پرده بود و اخیرا بازی در "قلاده های طلا" را به پایان برده است.

"زنان ونوسی مردان مریخی" نیز با بازی او روی پرده است و فروش خوبی هم دارد.



آنا نعمتی:
"شیش و بش" سومین فیلم امسال آنا نعمتی است که پس از "یکی از ما دو نفر" و "برف روی شیروانی داغ" اکران می شود. اواخر سال گذشته نیز "برخورد خیلی نزدیک" با بازی او روی پرده بود.

او برای بازی در "برف روی شیروانی داغ" کاندیدای بهترین بازیگر نقش مکمل زن از جشنواره بیست و نهم شد.

نعمتی در فیلم "در امتداد شهر" نیز با گلزار هم بازی است فیلمی که آذرماه روی پرده می رود.



بیتا فرهی:
بازیگر درخشان سال های گذشته سینمای ایران این روزها کم کار شده است و "شیش و بش" زمانی روی پرده رفته است که مدت هاست از وی فیلم جدیدی ندیده ایم.

اما این کجا و "کیمیا"، "بانو"، "خون بازی" و "هامون" کجا؟

این نقش از پس هرکسی به جز او نیز بر می آمد.

سایر بازیگران:
میرطاهر مظلومی، شهنام شهابی، تانیا جوهری و رضا رشیدپور.



وضعیت اکران:
تاریخ اکران: 16 شهریور 1390
گروه سینمایی: قدس
پیش بینی فروش: حداقل 1.5 میلیارد فروش برای این فیلم پیش بینی می شود که شاید به 2 میلیارد هم برسد.


رقیب اصلی:
رقیب این فیلم در اکران عید فطر "زنان ونوسی مردان مریخی" بود که فروش روزانه اش حدود نصف این فیلم بوده است. با اکران "سعادت آباد" ممکن است "شیش و بش" افت فروش داشته باشد.



فیلم های پرفروش محمدرضا گلزار (بالای پانصد میلیون تومان):
- توفیق اجباری (1386) - 1.065.000.000 تومان
- آتش بس (1385) - 1.050.000.000 تومان
- دو خواهر (1388) - 965.000.000 تومان
- دموکراسی (1389) - 630.000.000 تومان
- کما (1383) - 610.000.000 تومان
- مجنون لیلی (1387) - 605.000.000 تومان
- شام عروسی (1385) - 512.000.000 تومان

فیلم های پرفروش امین حیایی (بالای پانصد میلیون تومان):
- اخراجی های 2 (1388) - 3.757.000.000 تومان
- اخراجی های 3 (1390) - 2.272.000.000 تومان
- اخراجی ها (1386) - 1.318.000.000 تومان
- دایره زنگی (1387) - 1.128.000.000 تومان
- پسر تهرانی (1388) - 938.000.000 تومان
- پوپک و مش ماشاءالله (1389) - 907.000.000 تومان
- زن ها فرشته اند (1387) - 744.000.000 تومان
- سن پطرزبورگ (1389) - 730.000.000 تومان
- زنان ونوسی مردان مریخی (1390) - 544.000.000 تومان (اکران ادامه دارد)
- شام عروسی (1385) - 512.000.000 تومان

فیلم های مشترک امین حیایی و محمدرضا گلزار:
کما (آرش معیریان) - 1382
شام عروسی (بازی افتخاری گلزار در نقش خودش در چند دقیقه) (ابراهیم وحیدزاده) - 1384
تله (سیروس الوند) - 1385
شیش و بش (بهمن گودرزی) - 1389

ماهور
۱۳۹۰/۰۷/۱۱, ۱۳:۲۷
شهاب حسینی:بروم سیمرغ وخرس وپلنگ بگیرم به چه قیمتی؟به قیمت بیگانه شدن باخانواده ام؟

شهاب حسینی هنرپیشهای علاقهمند به خانواده است و حتی خداحافظی او از سینما بیشتر برای این بوده که مدت بیشتری در خدمت خانواده خود باشد.

به گزارش کافه سینما شهاب حسینی در این باره میگوید: «گاهی وقتها هنرمندان ناچار میشوند دور خود و خانوادهشان حصار یا گارد دفاعی بکشند. چون همواره افرادی هستند که قصد دارند وارد حریم خصوصی ان شوند و آرامش را از آنها بربایند.»

شهاب حسینی در ادامه حرفهای خود ضمن اشاره به این نکته که زندگی هنری هنرمندان با زندگی خانوادگی آنها از اساس با هم ناهمخوانیهایی دارند میگوید: «انتخاب راهی میانه برای اینکه هم زندگی خانوادگی و هم زندگی هنریات را حفظ کنی با وجود اینکه سختیهای بسیاری دارد غیر ممکن نیست. در حال حاضر به خاطر این شرایط دشوار من تصمیم گرفتم راه میانهای را انتخاب کنم که پیش از من هم بازیگرانی این راه پیمودهاند و موفق هم بودهاند مثل جناب مهدی هاشمی که همچنان با همسر محترمشان سرکار خانم گلاب آدینه زندگی بسیار خوبی دارند و در عین حال کارشان را هم هر روز بهتر از روز قبل انجام میدهند.

او می گوید:بازیگرانی که راه میانه را انتخاب نمیکنند دو دسته میشوند یک دسته بازیگرانی هستند که کارشان را بر هر چیزی مقدم میدانند و میخواهند به هر قیمتی که شده سیمرغ و خرس و تمشک و اسکار بگیرند و به نوعی بر این باور هستند که زن و فرزند جلوی دست و پای آنها را میگیرد و دوست دارند زودتر از دستشان خلاص شوند یک دسته از بازیگران هم هستند که میگویند حرفه دوست داشتنی من خداحافظ. چون خانواده را به هر چیزی ترجیح میدهند.» شهاب حسینی با اشاره به اینکه خود او جزو بازیگران دسته دوم است گفته که مدتی است به این نتیجه رسیدهام که لااقل برای مدتی با حرفهام خداحافظی کنم.

۱۵ سال وقف کار ۵ سال وقف همسر و فرزند و والدین
شهاب حسینی از نظر خودش ۱۵ سال را وقف کارش کرده و حالا تصمیم دارد حداقل ۵ سال از عمرش را وقف همسر و فرزندش کند. از سویی دیگر شهاب حسینی در همه این سال پدر و مادرش را میدیده اما متوجه نمیشده که چه تغییراتی کردهاند. خود او در این باره با لحنی توام با حسرتی گفته: «یک روز به خودم آمدم دیدم چقدر پیر شدند و به خودم گفتم شهاب اگر یک روز چشمانت را باز کنی و ببینی که آنها دیگر... چیکار میکنی؟ آن وقت جواب خودت را چی دهی؟

میخواستی مرغ و سیمرغ و خرس و پلنگ بگیری! به چه قیمتی؟! به قیمت اینکه فردا پسرم بیست سالش بشود و بگوید بابا من و ته به اندازه نوک سوزن همدیگر را نمیشناسیم نه من حرفهای شما را میفهمم و نه شما حرفهای مرا میفهمی. حالا من گنج قارون داشته باشم و خانه من پر شود از سیمرغ و پلنگهای طلایی و نقرهای فستیوالها و جشنوارههای گوناگون! چه ارزشی دارد؟ فرزندم پاره تن من است وقتی من نتوانم با او به اجماع برسم چطور میخواهم با مردم به اجماع برسم؟!»

تولد همبازی محمد امین
همین چند وقت پیش بود که نام شهاب حسینی برای دریافت جایزه ویژه جشن حافظ اعلام شد و او دست در دست پسرش روی صحنه رفت. محمد امین پسر دوست داشتنی شهاب حسینی است که جان پدر برایش در میرود. خبر خوش اما دوباره پدر شدن شهاب حسینی است. بیش از هر چیز تولد دومین فرزندش را به او تبریک میگوییم.

بازیگر با معرفتی که از گلزار حمایت کرد
شهاب حسینی اما بازیگر با معرفتی است که حتی دفاع از محمد رضا گلزار که شاید به نوعی او را رقیب بازیگریاش باید قلمداد کنیم پرداخته است: «بازیگری چون محمد رضا گلزار در حوزه کاری خود جزو افراد شماره یک محسوب میشود و دغدغههای برخی بازیگران را ندارد. این بازیگر توانایی کشاندن تعداد بسیاری از تماشاگران را به سینما دارد و حقیقتا من هوش تجاری او را ندارم. دستمزد من مشخص است و این در حالی است که حضور من در هر اثری فروش آن را تضمین نمیکند.

من بازیگر پرفروشی نیستم اما وقتی محمد رضا گلزار میتواند در فروش تاثیر گذار باشد میتواند از این موضوع استفاده کند و دلیلی برای ایراد گرفتن به وی وجود ندارد. گرانترین بازیگر سینمای ایران چند درصد یک بازیگر هالیوودی دستمزد میگیرد؟ فرض کنیم به محمد رضا گلزار یک میلیارد تومان معادل یک میلیون دلار پرداخت کردیم این هزینه یک هفتاد و پنجم درآمد بازیگری همچون جانی دپ و درصد ناچیزی از درآمد سوپراستارهای بالیوودی است». به گفته شهاب حسینی این در حالی است که بازیگران ایرانی به لحاظ کیفی به مراتب در سطح بالاتری نسبت به بازیگران بالیوودی قرار دارند.

افراد خانواده دار پختهتر عمل میکنند


شهاب حسینی نظرات جالبی درباره خانواده داشته از نظر او خانواده مانع همه تکرویهای فرد میشود. چون وقتی شما ملزم هستید که غیر از سرنوشت خودتان به سرنوشت دو نفر دیگر هم فکر کنید آهستهتر و پیوستهتر جلو میروید. فکر شدهتر عمل میکنید پختهتر تصیم میگیرید و وقتی همه اینها درست اتفاق بیفتد نتیجهای جز موفقیت نخواهد داشت. همه عدم موفقیتها به خاطر یک طرفه فکر کردنها و آنی تصمیم گرفتنها حاصل میشود.

شهاب حسینی همچنین از جمله بازیگران سینما بوده که منتقد یکنواختی در زندگی است. او در این باره میگوید: «ما دراینجا خیلی سریع تن به یکنواختی و روزمرگی میدهیم. موقعی که برای سریال مدار صفر درجه در لهستان بودم هنرورانی برای بازی در فیلم ما حضور داشتند که این کار شعل دوم و سوم همگیشان بود و شغل اصلیشان مهندسی راه و ساختمان و مهندسی کامپیوتر و... بود.

نکته جالب این بود که هنروری که مهندس بود اگر در نقش یک گارسون بازی میکرد تصور میکردید که سی سال است گارسون است زیرا عاشقانه کارش را انجام میداد و تن به باری به هر جهت و روز مرگی نداده بود و به کارش و در اصل به خودش احترام میگذاشت.»

ماهور
۱۳۹۰/۰۷/۱۱, ۱۳:۴۴
بهترين فيلم :اعتراض به كاگرداني مسعود كيميايي

ماهور
۱۳۹۰/۰۷/۱۱, ۱۳:۴۵
محمدرضا گلزار: نمی دانم چرا وقتی یک فیلم خوب می فروشد، بعضی اهالی سینما حسودی می کنند؟

بسیار آدم سادهای هستم و دوست ندارم از موقعیتم سوءاستفاده کنم.

محمدرضا گلزار در مصاحبه ای با مجله ایده آل با بیان مطلب بالا می گوید:

در مورد اهالی سینما باید بگویم، نمیدانم چرا با اینکه همه، از یک خانواده هستیم، تا میبینیم شخصی یا اشخاصی در این وادی به موفقیت میرسند، بهصورت علنی با او دشمنی میکنیم؟از این دوستان میخواهم، زمانی که فیلمی فروش رفت از حسادت حرص نخورند و بدانند همه عوامل، از فروش آن به سهم خود بهره خواهند برد، من نه در خارج و نه داخل سینما با کسی مشکل ندارم، مخالفانم را هم نمیشناسم، نه نامشان را میدانم، نه هدفشان را. البته جنسشان را میشناسم! هر آدمی یک اشتباهاتی در زندگیاش میکند ولی من وقتی اشتباه میکنم سعی در جبرانش دارم و تلاش میکنم بتوانم آن اشتباه را جبران کنم. متاسفانه در جامعه ما لطمه خوردن یک بازیگر یا یک استار یا سوپراستار از اطرافیان و آدمهایی است که به جای تلاش برای پیشرفت خود، سعی میکنند در آن حیطه حاشیهسازی کنند. این مسئله ابتدا خیلی من را ناراحت می کرد و البته الان هم کمابیش گریبانگیرم هست. یک عده هم که اسم خودشان را گذاشتهاند منتقد، حالا به هر ترتیبی یا از روی حسادت قلم به دست میگیرند یا پول میگیرند و مطلبی را به ناحق مینویسند.

کیمیاگر
۱۳۹۰/۰۷/۱۱, ۱۳:۴۸
محمدرضا گلزار: خودم هم فکر نمی کردم سوپراستار شوم ...

هیچ وقت این فرد را نه به عنوان یک بازیگر و نه به عنوان یک هنرمند قبول نداشته ام. چقدر هم از خودش تعریف میکند!
به نظرم ایشان فقط به درد الگوهای فشن میخورد و بس !
تمامی تهیه کننده هایی که ایشان را در فیلم شان میگذارند فقط فکر گیشه اند و بس ! کدام کارگردان هنری و صاحب سبک را میشناسید در سینمای ایران که یک نقش متفاوت در فیلمش به ایشان داده باشد. چرا که ایشان فقط یک سبک میتواند بازی کند : سبک کلاغ پر !

hamed89
۱۳۹۰/۰۷/۱۱, ۱۵:۲۱
هیچ وقت این فرد را نه به عنوان یک بازیگر و نه به عنوان یک هنرمند قبول نداشته ام. چقدر هم از خودش تعریف میکند!
به نظرم ایشان فقط به درد الگوهای فشن میخورد و بس !
تمامی تهیه کننده هایی که ایشان را در فیلم شان میگذارند فقط فکر گیشه اند و بس ! کدام کارگردان هنری و صاحب سبک را میشناسید در سینمای ایران که یک نقش متفاوت در فیلمش به ایشان داده باشد. چرا که ایشان فقط یک سبک میتواند بازی کند : سبک کلاغ پر !
اقای گلزار وقتی توی گروه اریان بود مورد علاقه من بود..وقتی اومد تو سینما خالم از سینمای ایران به هم خورد! این سوپر استار ماست!؟؟ واقعا سطحش خیلی پایینه!

bluetooth
۱۳۹۰/۰۷/۱۱, ۱۸:۵۳
اقای گلزار وقتی توی گروه اریان بود مورد علاقه من بود..وقتی اومد تو سینما خالم از سینمای ایران به هم خورد! این سوپر استار ماست!؟؟ واقعا سطحش خیلی پایینه!

ای کاش به غیر از لوس بازی یه ذره فکر بازی هم میفتاد (شاید هم میفته و این آخرتواناییشه)
وقتی بازیهای گلزار رو با بازیهای فروتن مقایسه میکنم میفهمم که میان ماه من تا ماه گردون ...

سرداربورسی
۱۳۹۰/۰۷/۱۱, ۲۰:۳۹
فیلمبرداری فیلم زندگی رضا صادقی به پایان رسید

با پایان فیلمبرداری «بی خداحافظی» در لوکیشنهای جنوبی گروه تولید این فیلم از کیش به تهران بازگشتند.
«بیخداحافظی» به کارگردانی احمد امینی مروری بر زندگی رضا صادقی خواننده مشکیپوش است. خود صادقی در فیلم در نقش خودش بازی کرده است.
بخشی از لوکیشنهای این فیلم در مناطق جنوبی کشور قرار داشت و به همین دلیل گروه سازنده برای فیلمبرداری این نماها به جنوب سفر کرده بودند.
گروه تولید «بی خداحافظی» یکشنبه شب به تهران بازگشتند و قصد دارند از هفته آینده کارهای مربوط به تدوین و صداگذاری فیلم را انجام دهند.
هنوز تدوینگر فیلم مشخص نشده، ضمن اینکه معلوم نیست موسیقی فیلم را رضا صادقی میسازد یا آن که یک آهنگساز دیگر برای ساخت موسیقی متن به خدمت گرفته خواهد شد.
صادقی پیش از این چهار آهنگ جدید برای این فیلم ساخته که این قطعات در بخشهای مختلف فیلم مورد استفاده قرار خواهند گرفت.

سرداربورسی
۱۳۹۰/۰۷/۱۱, ۲۰:۴۱
بهترین فیلم / سگ کشی / کارگردان بهرام بیضایی

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۱۲, ۰۲:۲۷
ترانه علیدوستی: همسر من نه تاجر است و نه مقیم لندن

بانی فیلم نوشت:

مدتی است ازدواج ترانه علیدوستی سوژه برخی مطبوعات و رسانهها شده و هر روز اخبار و شایعات تازهای درباره زندگی خصوصی این بازیگر منتشر میشود. او که به تازگی به ایران برگشته، در یادداشتی به این اتفاقات واکنش نشان داده که در ادامه میخوانید.
چند هفتهای در سفر بودم و به تازگی متوجه شدم در غیابم متن بالا بلندی در رابطه با زندگی خصوصی من در رسانهها منتشر شده است.

این متن که به ظاهر از روی حسن نیت است، در باطن سرشار است از تخیلات شرمآور نویسندهاش درباره شخصیترین وجوه زندگی من، از جمله نوحهسرایی در مورد مرگ برادرم و نشر اکاذیب مطلق درباره همسرم. همسر من نه تاجر است و نه مقیم لندن است و نه چند سال از من بزرگتر است. تعجب میکنم از دیگر دوستان مطبوعاتی، که بدون توجه به حریم خصوصی افراد و بدون ذرهای توجه به صحت و سقم این حواشی، با تیترهایی شورتر از متن خبر، به چنین نشریاتی در ترویج فرهنگ دروغ پراکنی و سرک کشیدن در حیطه خصوصی افراد کمک میکنند.
با توجه به آنچه عرف جامعه ما در رعایت حریم افراد اقتضا میکند، در اسرع وقت برخورد لازم را با منبع این خبر - که خانوادهام را بسیار رنجانده است - خواهم کرد.
همین جا از وبسایتها و نشریات معتبر سینمایی صمیمانه خواهش میکنم در انتشار مطالب این نوع مجلات بیشتر دقت کنند. چرا که در شأن آنها و خوانندههایشان نیست که رسانه اخبار دروغ باشند. همچنان که انتشار هر نکتهای درباره زندگی خصوصی هنرمندان بدون اینکه آنها فرصت تایید آن را داشته باشند بسیار غیر اخلاقی است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۱۲, ۱۳:۲۷
آنجلينا جولي به ايران مي آيد


مذاكره با مدير برنامه هاي آنجلينا جولي آغاز شده تا درصورت موافقت اين هنرمند و وزارت ارشاد، آنجلينا جولي به ايران سفر كرده و در يك فيلم ايراني بازي كند.

ایلنا: آنجلينا جولي به احتمال فراوان تا پايان سال به ايران ميآيد تا در يك فيلم ايراني حضور پيدا كند.

علي سرتيپي(تهيهكننده سينما) در گفتگو اختصاصي با خبرنگار ايلنا با اعلام اين موضوع افزود: آنجيلنا جولي در سالهاي اخير به كشورهاي مختلفي همچون پاكستان سفر كرده است. او در گفتگويي با يك نشريهي خارجي از علاقهي خود براي سفر به ايران سخن گفته و تاكيد كرده بود كه به فرهنگ ايراني و اسلامي علاقه دارد.
سرتيپي ادامه داد: درحال مذاكره با مدير برنامههاي آنجلينا جولي هستيم تا درصورت انجام توافقات نهايي با اين هنرمند و همچنين هماهنگي با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و تاييد اين وزارتخانه، آنجلينا جولي به ايران سفر كند و در يك فيلم ايراني حضور پيدا كند.

سرتيپي بدون اشاره به جزئيات بيشتر اين فيلم گفت: از دو هفته پيش اين مذاكرات آغاز شده است و بعداز انجام توافقات اوليه با مدير برنامهها و تاييد وزارت ارشاد، جزئيات بيشتري از اين فيلم اعلام ميشود.

hamed89
۱۳۹۰/۰۷/۱۲, ۱۶:۰۱
به نظر منم بهترین فیلم ایرانی که دیدم " جدایی نادر از سیمین بود" که فوق العاده بود/.یعنی محشر بود..هنوز تو کف فیلمنامم..
فیلم اواز قو رو هم خیلی از قدیم دوست داشتم که بهرام رادان بازی میکرد....
--------
بهترین بازیگر ایرانیمم امین خیایی بود که از وقتی تو اخراجی ها 2 و 3 بازی کرد دیگه دوسش ندارم

hamed89
۱۳۹۰/۰۷/۱۲, ۱۶:۰۴
آنجلينا جولي به ايران مي آيد


مذاكره با مدير برنامه هاي آنجلينا جولي آغاز شده تا درصورت موافقت اين هنرمند و وزارت ارشاد، آنجلينا جولي به ايران سفر كرده و در يك فيلم ايراني بازي كند.

ایلنا: آنجلينا جولي به احتمال فراوان تا پايان سال به ايران ميآيد تا در يك فيلم ايراني حضور پيدا كند.

علي سرتيپي(تهيهكننده سينما) در گفتگو اختصاصي با خبرنگار ايلنا با اعلام اين موضوع افزود: آنجيلنا جولي در سالهاي اخير به كشورهاي مختلفي همچون پاكستان سفر كرده است. او در گفتگويي با يك نشريهي خارجي از علاقهي خود براي سفر به ايران سخن گفته و تاكيد كرده بود كه به فرهنگ ايراني و اسلامي علاقه دارد.
سرتيپي ادامه داد: درحال مذاكره با مدير برنامههاي آنجلينا جولي هستيم تا درصورت انجام توافقات نهايي با اين هنرمند و همچنين هماهنگي با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و تاييد اين وزارتخانه، آنجلينا جولي به ايران سفر كند و در يك فيلم ايراني حضور پيدا كند.

سرتيپي بدون اشاره به جزئيات بيشتر اين فيلم گفت: از دو هفته پيش اين مذاكرات آغاز شده است و بعداز انجام توافقات اوليه با مدير برنامهها و تاييد وزارت ارشاد، جزئيات بيشتري از اين فيلم اعلام ميشود.

بدون براد؟
ایول بریم فرودگاه

سپه
۱۳۹۰/۰۷/۱۲, ۱۶:۵۳
ای کاش به غیر از لوس بازی یه ذره فکر بازی هم میفتاد (شاید هم میفته و این آخرتواناییشه)
وقتی بازیهای گلزار رو با بازیهای فروتن مقایسه میکنم میفهمم که میان ماه من تا ماه گردون ...

این یکی ام یه نقش معتاد بهش بدن بازی کنه ( خوشتیپم که هست ) تو جشنواره

فجر یه مقامی چیزی میگیره ومیشه بازیگر طلایی ایران
( راستی تا حالا به غیر خودم تو این سایت دو نفر کار این بازیگر رو دوس نداشتن

دقت کردین مذکر بودن این نفرات:d( احتمال زیاد جناب بلوتوث مذکری دیگه نه :d ))

سپه
۱۳۹۰/۰۷/۱۲, ۱۶:۵۷
بهترین فیلم ایرانی را که من تا آخرنگاه کردم و خوشم آمده را رابگویم :
*
مارمولک
*
شما بهترین فیلمی که دیدید چیست ؟ دوستان همکاری کنید .

نمیشه انتخاب کرد نوع فیلم ها با هم فرق داره اما اگه فقط یکی باشه منم

مارمولک وبعد از بچه های اسمون

hamed89
۱۳۹۰/۰۷/۱۲, ۱۷:۵۲
این یکی ام یه نقش معتاد بهش بدن بازی کنه ( خوشتیپم که هست ) تو جشنواره

فجر یه مقامی چیزی میگیره ومیشه بازیگر طلایی ایران
( راستی تا حالا به غیر خودم تو این سایت دو نفر کار این بازیگر رو دوس نداشتن

دقت کردین مذکر بودن این نفرات:d( احتمال زیاد جناب بلوتوث مذکری دیگه نه :d ))

فروتن رو خیلی دوست دارم! صداش که ته دختر کشه :دی

سپه
۱۳۹۰/۰۷/۱۲, ۱۷:۵۷
منظور من از این یکی ام گلزار بود البته نه فروتن

ماهور
۱۳۹۰/۰۷/۱۲, ۱۸:۵۲
بدل علی دایی فیلم بازی می کند


این روزها بازیگران زیادی به دفتر داریوش مهرجویی رفت و آمد دارند تا در پروژه پربازیگر این کارگردان مطرح سینمای ایران حضور پیدا کنند. اما حضور یک نفر و دیدارش با داریوش مهرجویی می تواند قابل توجه باشد.

سامان گوران بازیگری که با حضور در برنامه خنده بازار و تقلید حرکات عادل فردوسی پور محبوبیت زیادی به دست آورده است در استانه حضور در فیلم نارنجی پوش داریوش مهرجویی قرار دارد. بر اساس خبر رسیده به کافه سینما گوران در روزهای گذشته با مهرجویی دیدار داشته و به اختمال فراوان در یکی از نقش های نارنجی پوش جلوی دوربین خواهد رفت. سامان گوران... متولد ۱۳۶۴ و دانش آموخته رشته بازیگری تئاتر است.نام گوران در خنده بازار با بازی تیپهای مختلف و البته مطرحی همچون مهران مدیری، علی دایی، رضا صادقی، مهدی فخیم زاده و عادل فردوسی پور بر سر زبانها افتاد و صدای برخی مانند علی دایی و رضا صادقی را هم درآورد. تقلید او از علی دایی در جشن باشگاه استقلال تا مدت ها برای او حاشیه ساز شد و مصاحبه های علی دایی و فتح الله زاده را در این مورد در پی داشت. اما حضور گوران در خنده بازار هم نافرجام بود و به دلالیلی که هیچ وقت مشخص نشد او از این برنامه جدا شد. اما همکاری احتمای او با مهرجویی شاید مسیر زندگی او را عوض کند. باید منتظر ماند و دید این بار مهرجویی چه چهره ایی برای معرفی به سینمای ایران کنار گذاشته است

ماهور
۱۳۹۰/۰۷/۱۲, ۱۹:۰۵
توزیع نسخه قاچاق «جدایی نادر از سیمین» در دی وی دی های خالی


سرمایهگذار فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی از ارائه نسخه های قاچاق این فیلم به صورت گسترده در سطح شهر خبر داد.
نگار اسکندرفر درباره عرضه نسخه قاچاق «جدایی نادر از سیمین» توسط یک گروه دیگر در بازار اظهار داشت: «دوشنبه شب یازدهم مهرماه شرکتی با نام جعلی سیمافیلم «جدایی نادر از سیمین» را در دیویدیهایی که یا خالی است یا پرشهای دقیقهای دارد، به صورت گسترده در سوپرمارکتها عرضه کرده است.»

او ادامه داد: «این پخش گسترده در تمامی سوپرمارکتهای لواسان و کرج مشاهده شده و نکته قابل توجه اینکه همه هزینه به صورت نقدی از صاحبان سوپرمارکت دریافت شده است.»

این در شرایطی است که چندی قبل هم نسخه قاچاق فیلم فرهادی با هولوگرامی تقلبی در بازار ارائه شده بود. همه اینها در روزهایی اتفاق میافتد که نسخه قانونی فیلم وارد شبکه نمایش خانگی شده است.

اسکندرفر درباره رایزنیهایی که برای پیگیری این قاچاق گسترده صورت گرفته، گفت: «وکیل ما پیگیر ماجرا است و صحبتهایی با آقای عباسیان در ستاد مبارزه با پاچاق فیلم داشتیم تا هرچه زودتر جلوی این اتفاق ناخوشایند که معضلی فرهنگی و اجتماعی و فراتر از قاچاق یک فیلم است گرفته شود.»

سرمایهگذار «جدایی نادر از سیمین»گفت: «این روزها بیش از هر زمانی یاد زندهیاد فرامرز فرازمند میافتم. او با قاچاق گسترده «سنتوری» روبرو شد و میدانم تحمل چنین اتفاقی بسیار سخت است.»

PASHA
۱۳۹۰/۰۷/۱۲, ۱۹:۳۵
فکر می کنم نظر شما درباره سینما ایران کاملا درست نیست؛چرا که تعدادی از کارگردانان خوش فکر هم داریم که رویکرد اجتماعی خوبی به مسائل دارند...اصغر فرهادی یک پدیده نوظهور در ایرانه و فیلم های خوبی مثل "درباره الی" و "جدایی نادر از سیمین" نشانگر مسائل زیر پوستی جامعه است...یا فیلم "تنها دوبار زندگی می کنیم" از بهنام بهزادي بروجني یک فیلم خوبه...فیلم های دیگری مثل سنتوری،میهمان مامان که در چند سال اخیر اکران شده نیز جزو فیلم های خوب سینمای ایران بوده...

بهترین فیلم هم "درباره الی":d


من فقط می خواستم دوستان قشنگ ترین فیلمهایی راکه دیدندرا بگویند شاید ماهم رفتیم نگاه کردیم .
هم من یک چیزی از شمایادمی گیرم وهم اینکه یک تجدید خاطره ای می شود.
واگرنه فقط اینجا بیاییم وبگوییم که فلان بازیگر چه کار کرد وکج-ا رفت وچی پوشید و....
به هیچ دردی نمی خوره .حتی اگر بازیگرش خارجی باشه .
نمی دانم شاید بچه که بودیم زیادفیلم فارسی نگاه کردم ...

بالاخره سلیقه ها باهم فرق دارد واین یک چیز طبیعی است .
من خودم وقتی فیلم مارمولک رانگاه می کنم کلی خاطره برایم تداعی می شود .
وامادرمورد فیلم ایرانی که الان چه درسینماها و جه تلویزون پخش می شود
به نظر شما چنددرصدشان براساس واقعیت های جامعه واجتماع است ؟ چنددرصدشان دارای یک داستان درست وحسابی است ؟
توی اکثرشان که یک ازدواج وکلانتری حتماهست وبرای اینکه فیلم بفروشه دوتا عاشق ومعشوق راهم که رنگ ولعلبدار برای جلب توجه قرارمی دهند.
خلا صه ازاول داستان آخرش مشخصه .بدون هیچ مفهوم و...
داستان فیلم درایران شبیه فوتبال ماست ؟
که توش سیاسی بازی یک طرفه - سانسورشدید (درباره معضلات اجتماعی)- پارتی بازی و ....
من نمی گویم همه فیلمها می گویم اکثرا
طرف خودش بازیگرو یا کارگردان است تمام فک وفامیلش را آورده ..

حالا ازاینها بگذریم :
بهترین فیلم ایرانی : مارمولک
بهترین فیلم خارجی :
خیلی زیاده - ولی بهترین و به یادماندنی اشان سه گانه ارباب حلقه ها و ماتریکس بود.( یادش بخیر)

سپه
۱۳۹۰/۰۷/۱۳, ۱۹:۵۶
وامادرمورد فیلم ایرانی که الان چه درسینماها و جه تلویزون پخش می شود
به نظر شما چنددرصدشان براساس واقعیت های جامعه واجتماع است ؟ چنددرصدشان دارای یک داستان درست وحسابی است ؟
توی اکثرشان که یک ازدواج وکلانتری حتماهست وبرای اینکه فیلم بفروشه دوتا عاشق ومعشوق راهم که رنگ ولعلبدار برای جلب توجه قرارمی دهند.
خلا صه ازاول داستان آخرش مشخصه .بدون هیچ مفهوم و...
داستان فیلم درایران شبیه فوتبال ماست ؟
که توش سیاسی بازی یک طرفه - سانسورشدید (درباره معضلات اجتماعی)- پارتی بازی و ....


سینما امریکا هم که اکثرفیلماش شده تخ.. تخیلیه ولی با جلوه های ویژه عالی

این یکی رو هم که کاملا از رو دست اونا کپی برداری کردیم

ولی این یکیشون دیگه کلا یه چیز دیگس

در کل پاشا جان فک کنم تنها هنر ( صنعتی) که ایرانیا توش می تونن مشت نه

چندان محکمی تو دهن استکبار بزنن همین فیلمه ( چون همشون:-/ ( هممون) تو زندگی اکتورای عالی هستیم)

PASHA
۱۳۹۰/۰۷/۱۴, ۱۹:۴۱
آشنایی بانیکلاس کیج


http://images.boursy.com/imported/2011/10/15.jpg


مشخصات فردی

نام: نیکلاس کیم کاپولا ( نیکلاس کیج)

زاده: 7 ژانویه 1964 در لانگ بیچ کالیفرنیا

قد:186 سانتیمتر

جوایز: 1 اسکار، 1 گلدن گلاب و دو نامزدی BAFTA

بیوگرافی




نیکلاس کیج
کودکی

نیکلاس کیم کاپولا در 7 ژانویه سال 1964 در لانگ بیچ کالیفرنیا به دنیا آمد او نام خانوادگی بزرگی را به دوش می کشید چراکه آگوست، پدرش، پروفسور ادبیات قیاسی در کال استیت لانگ بیچ ( بعدها رییس دانشکده ی هنرهای خلاق دانشگاه ملی سان فرانسیسکو) و جوی ووگل سانگ، مادرش، رقاص و رهبر گروهی مشهور بود. خانواده ی او افراد بزرگتری را نیز شامل می شد. خاله اش تالیا شایر ستاره ی فیلم های راکی و قسمت پایانی موفق استالونه یعنی «فریاد آدریان آدریان» بود و عمویش فرانسیس فورد کاپولا کارگردان مشهور پدرخوانده و مکاشفه بود.

نیک هدفش بازیگری نبود اما همیشه می توانست به خوبی نقش بازی کند. یکی از صحنه های کودکیش از این قرار بود روزی یکی از هم مدرسه ای هایش در اتوبوس مدرسه قلدربازی درآورده و او خشمگین به خانه برگشته و جین و چکمه های گاوچرانی برادرش پوشیده، موهایش را به عقب شانه کرده بود و به سوی آن هم کلاسی رفته و خود را روی ویلکینسون( پسرخاله ی واقعیش) جا زده و او را تهدید به دعوا کرده بود که اگر نیک کوچک را رها نکند برایش گران تمام خواهد شد او آنقدر خوب بازی کرد که کلکش گرفت!

گرچه گاهی تابستان ها را در سانفرانسیسکو در کنار عمو و عموزاده هایش سوفیا و رومان می گذراند اما تاثیراتش تنها فیلمیک نبودند. مادرش افسرده بود و مدت های درازی را در بیمارستان به سر برده بود اما دید سوررئال و مزاجی او تاثیر بزرگی بر فرزندش گذاشت( او عاشق سروکله زدن با دیگران و شلوغ بازی بود طوریکه گاهی دیگر بازیگران را آزار میداد مثلا دیوید لینچ در موردش گفته او یک موزیسیبن سبک جاز است). چندی بعد در 12 سالگیش پدر و مادرش طلاق گرفته و او با پدرش به سانفرانسیسکو رفت. در آنجا پدرش او را در مدرسه ای ثبت نام کرد که گستره ی زیادی از رشته های هنری همچون فیلم، ادبیات و موزیک کلاسیک را در بر می گرفت.

نیکلاس کیج
بازیگری

اگر اولین نقش ها و کارهای او را در نظر بگیریم باورش سخت است که ببینیم او به اینجا رسیده است. از آنجا که عضو گروه دهه ی هشتادی برت پک بود می بایست راه کسانی همچون چارلی شین، امیلیو استیونز و آندرو مک کارتی را می پیمود. اما با این وجود او هرطور که بود یکی از مهم ترین و محبوب ترین بازیگران نسل خود شد که برنده ی جایزه ی اسکار و یکی از اصلی ترین انتخاب های باکس افیس گردید.

و سرانجام دوران تجلی نیکلاس فرا رسید. او با دیدن شرق ادن، به شخصیت سرکش و عطش انگیزشی جیمز دین گرایش پیدا کرد تا بتواند نظر پدرش را جلب کند. او سینما را مقصد خود دید و بلافاصله در دانشکده ی هنرهای زیبای یانگ( بخشی از تئاتر هنرهای زیبای سانفرانسیسکو) ثبت نام کرد. او تنها یک تابستان در آنجا ماند اما هیچگاه از هدفش روبرنگرداند.
http://images.boursy.com/imported/2011/10/16.jpg


فیلم ها

بوسه به خون آشام
ترک کردن لاس وگاس
تغییر چهره
توافق
رمزگویان باد
زاندالی
ساز کاپیتان کورل
سرقت در ۶۰ ثانیه
شهر فرشتهها
صخره
صخره قرمز غربی
قلباً وحشی
گنجینه ملی
مرد خانواده
مرد چوبکبریتی
ارباب جنگ
موجبات خروج از مرگ
هشت میلیمتری
هواپیمای محکومین
بانگکوک خطرناک
مرد حصیری
مرد آب و هوا (هواشناس)
روح سوار
بعد
پیشگویی
ستوان بد: پاتوق - نیواورلئان (۲۰۱۰)
موسم افسونگر (فیلم) (۲۰۱۱)
رانندگی جنون (فیلم) (۲۰۱۱)


نیکلاس کیج

در فیلم ترک لاس وگاس موفق شد جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد را دریافت کند. در این فیلم او نقش نویسنده ای دائم الخمر را که در روز های آخر عمر خود به سر می برد را به زیبایی اجرا کرد. اما فیلم تغییر چره کارگردان معروف جان وو نام او را بر سر زبان ها انداخت. او برای بازی در این فیلم شش میلیون دلار دستمزد گرفت. اما پس از آن دستمزد های بالایی دریافت می کرد به طوریکه در چند فیلم دستمزد هایی تا بیست میلیون دلار دریافت کرد. نیکلاس کیج هنرپیشه ای است که هر نقشی را می پذیرد به شدت در آن غرق می شود به گونه ای که گاه زندگی روزمره اش تحت تاثیر نقش هایش قرار می گیرد. او بازیگری است که از انجام دادن کار های سخت ابایی ندارد حتی در یک فیلم یک سوسک را بلعید. او بازیگری کلیشه ای نیست و نقش ها و چهره هایی متفاوت از خود به نمایش گذاشته است.

ترجمه: میلاد خراسانیان

PASHA
۱۳۹۰/۰۷/۱۴, ۱۹:۴۷
فيلم و سينما



استوديو هاي فيلم سازي:


Warner Bros. Movies


Twentieth Century Fox
Paramount Pictures
Sony Pictures Entertainment Warner Bros. Animation Universal Studios
Metro Goldwyn Mayer Miramax Films Walt Disney Pictures
New Line Cinema


سايت هاي منحصر به فرد در اين زمينه:

American Film Institute Academy Awards Movieactors.com
The Huge Movie Quiz World Box Office Silver Screen Sirens
Acting Depot Lee's Movie Info What A Character
Mafia Movies


بانك هاي اطلاعاتي سينما و تاريخ اكران آخرين فيلم ها:

Coming Attractions The Internet Movie Database Urban Cinefile
Upcoming Movies Coming Soon! Aint It Cool News


سايتهاي مختلف سينمايي نقد اخبار و غيره:

Cat's Celeb News All Movie Photo The New York Times Movies
Movie Vent Teen Hollywwod Hollywood.Com
Cinescape Killer Movie Reviews Movieweb
Movies.com MovieFan Online Movie Insider
The Fetal Film Report Dark Horizons Rotten Tomatoes
The Movie Page Development CHUD, Cinematic Happenings Under


اشتباهات سينمايي:

Awesome Movie Mistakes Cinematic Slip-Ups The Flubs of Jurassic Park
Movie Bloopers Online movie-mistakes.com The Nitpickers Site


Star Wars Trilogy Blooper Viewers Guide

اخبار سينمايي:

alt.cult-movies alt.movies.independent rec.arts.movies.announce
rec.arts.movies.current-films rec.arts.movies.misc rec.arts.movies.past-films
rec.arts.movies.people rec.arts.movies.production rec.arts.movies.reviews
rec.music.movies rec.arts.movies.tech

hamed89
۱۳۹۰/۰۷/۱۴, ۲۰:۰۵
من فقط می خواستم دوستان قشنگ ترین فیلمهایی راکه دیدندرا بگویند شاید ماهم رفتیم نگاه کردیم .
هم من یک چیزی از شمایادمی گیرم وهم اینکه یک تجدید خاطره ای می شود.
واگرنه فقط اینجا بیاییم وبگوییم که فلان بازیگر چه کار کرد وکج-ا رفت وچی پوشید و....
به هیچ دردی نمی خوره .حتی اگر بازیگرش خارجی باشه .
نمی دانم شاید بچه که بودیم زیادفیلم فارسی نگاه کردم ...

بالاخره سلیقه ها باهم فرق دارد واین یک چیز طبیعی است .
من خودم وقتی فیلم مارمولک رانگاه می کنم کلی خاطره برایم تداعی می شود .
وامادرمورد فیلم ایرانی که الان چه درسینماها و جه تلویزون پخش می شود
به نظر شما چنددرصدشان براساس واقعیت های جامعه واجتماع است ؟ چنددرصدشان دارای یک داستان درست وحسابی است ؟
توی اکثرشان که یک ازدواج وکلانتری حتماهست وبرای اینکه فیلم بفروشه دوتا عاشق ومعشوق راهم که رنگ ولعلبدار برای جلب توجه قرارمی دهند.
خلا صه ازاول داستان آخرش مشخصه .بدون هیچ مفهوم و...
داستان فیلم درایران شبیه فوتبال ماست ؟
که توش سیاسی بازی یک طرفه - سانسورشدید (درباره معضلات اجتماعی)- پارتی بازی و ....
من نمی گویم همه فیلمها می گویم اکثرا
طرف خودش بازیگرو یا کارگردان است تمام فک وفامیلش را آورده ..

حالا ازاینها بگذریم :
بهترین فیلم ایرانی : مارمولک
بهترین فیلم خارجی :
خیلی زیاده - ولی بهترین و به یادماندنی اشان سه گانه ارباب حلقه ها و ماتریکس بود.( یادش بخیر)

سلام پاشا جان
فیلمای ایرانی مذخرف محضه..(90 درصد) واقعا چرنده..واقعا ارزش دیدن نداره. (باور کن از ته دل میگم) همه هم میدونند
ولی وقتی سعید سهیلی کارگردان چخارچنگولی رو اورده بودند تلویزیون بابت یه فیلمش (برنامه هفت) فراستی سوال میکرد ازش موضوع چی بود.؟چی رو میخواستی به مخاطب بگی و ... کارگردان واقعا این ببو ها بود و میگفت: ((ایرانیا واسه موضوع فیلم نمیاند سینما مثلا من (سهیلی میگفت) وقتی خونه نشستم یهو دخترم میگه بابا حوصلم سر میره بریم بیرون..میگم کجا بریم؟ میگه سینما! پس ببینید ایرانی های واسه تفریح میرند سینما و همین فیلمی که ما ساختیم هم چند تا خنده رو لب تماشاگر میاره)) ..
این نظرات یه کارگردان ایران که فیلمش پر فروش هم بود!!!
مارمولک از نظر من فیلم خیلی خنده داری بود ولی یه زمامی از این فیلما خوشم میومد الان بیشتر موضوع برام مهمه
ولی همه این فیلم های ایرانی کنار: فیلم درباره الی و جدایی نادر از سیمین جدا...پاشا نمیدونم این فیلم رو دیدی! اولش که هیچی اخرش رو هم ببینی نمیتونی حدس بزنی چی شد..دقیقا من رو یاد فیلم های استنلی کوبریک میندازه (ایز واید شات) ...این فیلم رو ندیدی نصف عمرت فناست.ابروی سینمای ماست..پر نکته هم هست که وقتی نقدش رو بخونی دو زاری میفته چی به چی بوده×!

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۱۴, ۲۳:۲۶
واکنش جالب مهران مدیری به «خنده بازار»

حاضرم بیایم شیشه های دفترتان رو تمیز کنم اما نظر نمی دهم.

برنامه رادیویی کارنامه که هر هفته از رادیو نمایش پخش می شود دربرنامه هفته اخیر خود به سراغ مهران مدیری رفت وهرچی سعی کرد نتوانست اظهار نظری درباره برنامه خنده بازار بیرد.

به گزارش پارس توریسم، در برنامه کارنامه رادیو نمایش که گویا به شکل جالبی همه اظهار نظرهای مهمانانش را پخش می کند(حتی اگر نخواهند مصاحبه کنند) با مهران مدیری تماس گرفته و نظراورا راجع به خنده بازار می پرسد . مدیری هم در جواب می گوید من نظر نمی دهم و اظهار نظر هم نمی کنم.

گزارشگر رادیو گیر سه پیج می دهد ومدیری درادامه می گوید من کلا خودداری می کنم از اظهار نظر درباره هر برنامه ای. بعدش هم می گوید حاضرم بیایم شیشه های دفترتان رو تمیز کنم اما نظر نمی دهم.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۱۴, ۲۳:۴۰
ایوُن: دیشب کجا بودی؟
ریک: خیلی وقته ازش گذشته، یادم نمیآد؟
ایوُن: امشب میبینمت؟
ریک: اصولاً هیچوقت واسه آینده به این دوری برنامه ریزی نمیکنم!

کازابلانکا (Casablanca) – محصول 1942
کارگردان: مایکل کورتیز
دیالوگ گویان: مادلین لبو (ایوُن) / همفری بوگارت (ریک بلین)

میسون
۱۳۹۰/۰۷/۱۴, ۲۳:۴۱
اواتار خیلی قشنگ بود جیمز کامرون این صحنه های فیلم رو کجا دیده بود چه خلاقیتی چه جلوه های وی/ه ای
چه مضمونی پیروزی دنیای ساده عشق و ایمان بر تکنولو+ی من خیلی این فیلم رو دوست دارم تو ایرانیها هم لیلی با من است در زمان خودش خیلی حظ وافری داشت

سقراط
۱۳۹۰/۰۷/۱۵, ۰۱:۳۷
سلام پاشا جان
فیلمای ایرانی مذخرف محضه..(90 درصد) واقعا چرنده..واقعا ارزش دیدن نداره. (باور کن از ته دل میگم) همه هم میدونند
ولی وقتی سعید سهیلی کارگردان چخارچنگولی رو اورده بودند تلویزیون بابت یه فیلمش (برنامه هفت) فراستی سوال میکرد ازش موضوع چی بود.؟چی رو میخواستی به مخاطب بگی و ... کارگردان واقعا این ببو ها بود و میگفت: ((ایرانیا واسه موضوع فیلم نمیاند سینما مثلا من (سهیلی میگفت) وقتی خونه نشستم یهو دخترم میگه بابا حوصلم سر میره بریم بیرون..میگم کجا بریم؟ میگه سینما! پس ببینید ایرانی های واسه تفریح میرند سینما و همین فیلمی که ما ساختیم هم چند تا خنده رو لب تماشاگر میاره)) ..
این نظرات یه کارگردان ایران که فیلمش پر فروش هم بود!!!
مارمولک از نظر من فیلم خیلی خنده داری بود ولی یه زمامی از این فیلما خوشم میومد الان بیشتر موضوع برام مهمه
ولی همه این فیلم های ایرانی کنار: فیلم درباره الی و جدایی نادر از سیمین جدا...پاشا نمیدونم این فیلم رو دیدی! اولش که هیچی اخرش رو هم ببینی نمیتونی حدس بزنی چی شد..دقیقا من رو یاد فیلم های استنلی کوبریک میندازه (ایز واید شات) ...این فیلم رو ندیدی نصف عمرت فناست.ابروی سینمای ماست..پر نکته هم هست که وقتی نقدش رو بخونی دو زاری میفته چی به چی بوده×!

امشب فیلم جدایی نادر از سیمین رو دیدم

تنها حرفی که می تونم درباره اش بگم اینه که بهترین فیلمی هست که تا حالا دیدم...

اینکه میگم بهترین فیلم این نیست که یه چند تا فیلم دیده باشم و از بین اونا میگم بهترین .

یه زمانی( تا دو سه سال پیش ) حداقل روزی یه فیلم میدیم. به جرات میتونم بگم همه بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران و بیشتر جهان رو دیدم.

از چهارراه حوادث تا حمله مغولها( از اون فیلمهایی که کمتر کسی دیدتش ساخته کیمیاوی هست) گوزنها تا غریبه و مه . چشمه و رگبار و مسافران و باشو غریبه کوچک و خیلی فیلمهای دیگه.

از خارجی ها هم بیشتر فیلهایی برتر رو دیدم که لیست نمی کنم.

اما این جدایی نادر از سیمین یه چیز دیگه است.

جدایی نادر از سیمین اسم انتخابی کارگردان هست . منم برا این فیلم اسم خط نازک رو انتخاب میکنم.

سقراط
۱۳۹۰/۰۷/۱۵, ۰۱:۵۲
هیچ وقت این فرد را نه به عنوان یک بازیگر و نه به عنوان یک هنرمند قبول نداشته ام. چقدر هم از خودش تعریف میکند!
به نظرم ایشان فقط به درد الگوهای فشن میخورد و بس !
تمامی تهیه کننده هایی که ایشان را در فیلم شان میگذارند فقط فکر گیشه اند و بس ! کدام کارگردان هنری و صاحب سبک را میشناسید در سینمای ایران که یک نقش متفاوت در فیلمش به ایشان داده باشد. چرا که ایشان فقط یک سبک میتواند بازی کند : سبک کلاغ پر !

یه مثال نقض برای گفته تان میارم. بازی ایشون در فیلم بوتیک حمید نعمت اله خیلی خوبه. هرچند قبول دارم که بازی گرفتن کارگردان از بازیگر و فیلم نامه نقش زیادی در خوب شدن بازی ایشان داشته اما همین نشون میده اگه کارگردان کاربلد باشه و فیلنامه خوب باشه و صد البته بازیگر خودش هم بخواد( که بنظرم ایراد گلزار همینه که نمی خواد تو فیلم خوب بازی بکنه و بیشتر پول درآوردن براش مهمه) همین گلزار هم می تونه هنرمند خوبی باشه.

roohe-khashen
۱۳۹۰/۰۷/۱۵, ۱۲:۵۷
بنظر من برترین فیلم تاریخ دنیا ارباب حلقه ها میباشد فوق العاده بود تو تاریخ سینمایی خودمون هم فکر کنم اخراجیها واقعا علی بود البته الان به خاطر پول فیلمهایی از بعضی از ازیگران مطرح دنیا دیده ام که واقعا تاسف خوردم مثل فیلم ماچته که به فارسی یعنی قمه که یک اسطوره دنیای رزمی به نام استیون سیگال توش بازی میکرد اما به خاطر مسائل مالی سکانسهای جنسی بسیار نامناسبی داشت که شخصا هیچ گاه فکر نمیکردن این بازیگر حاضر شود این سکانسها رو بازی کند برای یک بازیگر حرفه ای شاید بازی در این سکانسها مشکلی نداشته باشد اما برای یک استاد به تمام معنا واقعا شرم اور بود

سپه
۱۳۹۰/۰۷/۱۵, ۱۳:۰۲
..دقیقا من رو یاد فیلم های استنلی کوبریک میندازه (ایز واید شات) ...

دوستان کسی راجع به این فیلم کوبریکک اطلاعاتی داره؟

منظورم داستان فلم وبازیگران و این چیزا نیس .
منظورم اینه که غیراون چیزی نشون می داد حرف دگه ای داشت یا نه.

مثلا جاده مانهالند یا شاتر ایلند رو می بینی بعدش می بینی خود کارگردان هم هنوز تو فکره چی به چی شد

ماهور
۱۳۹۰/۰۷/۱۵, ۱۳:۱۲
رئیسیان: نمی گویم آنجلینا جولی چه نقشی را در فیلم من بازی می کند

در حالی که گمانه زنی ها درباره آمدن یا نیامدن آنجلینا جولی همچنان ادامه دارد به تازگی علی سرتیپی مدیرعامل شرکت فیلمیران از این مساله سخن گفت که آمدن آنجلینا به ایران صحت دارد و قرار است مدیر برنامه های این بازیگر در هفته پیش رو برای رایزنی در این باره به ایران سفر کند.

به گزارش سایت روزنامه ایران،سرتیپی همچنین با تاکید بر اینکه فیلمنامه ترجمه شده «لطفا بدون گناه» برای وی ارسال شده از ابراز آمادگی آنجلینا جولی برای بازی در این فیلم صحبت کرد.

پیرو صحبتهای سرتیپی، علیرضا رئیسیان که کارگردانی فیلم «لطفا بدون گناه» برعهده وی است، نیر با تایید ماجرای انتخاب آنجلینا جولی برای بازی در این فیلم از این مساله صحبت کرد که هرچند آمدن آنجلینا جولی به ایران قطعی است اما تاریخ آمدن این بازیگر مشخص نیست.

رئیسیان همچنین پاسخ به این پرسش که آنجلینا در چه نقشی از فیلم «لطفا بدون گناه» بازی خواهد کرد را محرمانه دانست و درباره محتوای داستانی فیلم «لطفا بدون گناه» هم اطلاعات دقیقی ارائه نکرد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۱۵, ۱۹:۱۶
ویشکا آسایش: پسرم را این جوری آرام می کنم

فرهنگی -سلامت کودک، فرزندپروری مثبت و جامعه ایمن گفتگویی صمیمانه داشت که هنرمندان به برخی رفتارهای خود با کودکانشان اشاره کردند.

در این دیدار ویشکا آسایش در باره رفتار با فرزندش گفت:

وقتی "گیو" عصبانی میشه و جیغ میزنه جای اینکه عصبانی بشم و دعواش بکنم، اول کنارش مینشینم یا اون رو تو بغلم میگیرم و بعد آروم و شمرده ازش میپرسم " از چی ناراحتی، بجای جیغ زدن برام تعریف کن چی شده " با این کار بهش یاد میدهم چطور راجع به احساسات و ناراحتیاش حرف بزنه.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۱۵, ۱۹:۱۸
احمدپورمخبر:بیشترین دستمزدم زبر20میلیون تومان بوده/ رضا عطاران آدم هیزی نیست

احمد پورمخبر نابازیگر مسن سینمای ایران در گفتگویی که با رضا رشیدپور در برنامه زنده این مجری در شبکه ماهواره ای مجوزدار ایرانیان انجام داده اطلاعات جالبی درباره زندگی اش ارائه داد.

سایت روزنامه ایران به نقل از وی نوشت:


*بیشترین حقوقی که برای بازی در یک کار سینمایی گرفته ام زیر 20 میلیون تومان بوده است؛ حقوقم عموما بین 10 تا 20 میلیون تومان متغیر بوده است و اصلا نمیدانم این شایعاتی که درباره دستمزد 100 میلیونی من رواج یافته از کجا آمده است.


*بهترین فیلمی که در آن بازی کرده ام «خروس جنگی» بوده است شاید به خاطر حضور رضا عطاران در این کار. عطاران را خیلی دوست دارم و همیشه دوست داشته ام با او همکاری کنم. عطاران از آن بازیگرانی است که چشم پاک است و اصلا هیز نیست!


*عباس قادری(خواننده کوچه بازاری) باجناق من است اما به هر حال باجناق فامیل نمی شود چراکه میان دو باجناق هیچ ارتباط خونی وجود ندارد.

*تا سوم راهنمایی بیشتر درس نخوانده ام و مدتی را به عنوان معلم کلاس سوم دبستان مشغول کار بودم. بعد از آن به میوه فروشی روی آورده و مدتی هم در چهارراه گلوبندک گردو فروشی میکردم!

*قرار است یک آلبوم موسیقی را به بازار عرضه کنم. البته در ابتدا بنا بود که یغما گلرویی ترانه های این آلبوم را بخواند اما به دلایلی این امر محقق نشد و حالا تصمیم گرفته ام که با ترانه هایی از خودم این آلبوم را پر کنم.


*من به نسبت دورانی که در آن زندگی میکردم، خیلی دیر ازدواج کردم یعنی حدودا 40 سالم بود که ازدواج کردم. اکنون چهار فرزند دارم؛ دو فرزند پسر و دو فرزند دختر! همسرم آدم بیسوادی است و بنده خدا حتی فرق صد میلیون و پنج هزار تومان را نمیداند و فکر میکند پانصد هزار تومان بیشتر از یک میلیون تومان است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۱۷, ۱۸:۱۵
نامه ی سرگشاده پیمان معادی (بازیگر فیلم هایي چون جدایي نادر از سیمین، درباره الی... و ...) در مورد وضعيت امروز سینماي ما
اینجا هرچه شود ..... هر چه باشد ....هنوز ایران است
سلام کردن گاه رسمیتی میدهد که نمیشود از دل حرف زد .
بگذارید آخرین ردیف سینما نشسته باشم و خیره به نقش آرایی شما روی پرده هایی که روزگاری نه چندان دور پاره اش میکردید حرف بزنم .
ما نه گوسفندیم و نه خود را به خریت زده ایم.
تنها تفاوتمان اینست که بلندگو ها را به شما داده اند و تماشاچیگری را به ما پیش فروش کرده اند . شما میتازید و گرد و خاک میکنید ...
ما چشمهایمان از غبار ِشما و اشک هایمان گِل میشود اما چیزی نمی توانیم بگوییم . نه اینکه آزادی بیان نداریم .... چرا داریم ، مشکل اینجاست که آزادی پس از بیان نداریم !
روی سخنم با شماست که گیشه ها را در دست گرفته اید و آنقدر عوامل پشت صحنه دارید که سالی یک فیلم را ساخته تدوین و میکس کنید تا عید ها کنار سفره هفت سین برای فرزندانتان از خستگی های یکسال زحمت بگویید و آنها به شما
افتخار کنند که چه مردانه دم از حقیقت می زنید .
دلم از روزگاری میگیرد که " آدم برفی" ، جرم بود .
" مارمولک" به زیر پا ها خزید ، گربه های اشرافی ایرانی در زیرزمین ها بایگانی شد ." دایره" را دو سال دور زدید و دم از سینمای خلاق زدید.
ناصر تقوایی این روز ها خاک میخورد... مخملباف پای ماندن نداشت ...
بهرام بیضایی با تمام دنیا قهر است.
مسعودکیمیایی هنوز خواب اسطوره هایش را می بیند ...
پرویز فنی زاده که در خاک باشد ، بهروز وثوق که ممنوعه و فاطمه معتمد آریا مفقود الاثر ..
باید پرچمدار سینمای ما حامد کمیلی شود ...
باید مسعود ده نمکی اپرای مجلل در گیشه ها به راه بیندازد...
باید فریدون جیرانی یک هفته شب نخوابی بکشد تا برنامه ترور شخصیت بازیگر های ما را بکشد .
بگذار این فریاد نصفه ای باشد که از گلوی یک نسل بیرون پریده است .
نسل ما را ببخشید ... ما خواستیم نفهم بمانیم ... نشد ... به خدا نشد ...
وقتی "داش آکل" به غیرتمان زد ...
وقتی "قیصر" به پاشنه های خوابیده ی ما خندید ...
وقتی "مسافران" را نفس کشیدیم ..
وقتی "هامون" را به جان نا خود آگاهمان انداختند...
دست ما که نبود . ما "گاو ِ " مهرجویی را دیده ایم که گاو نمانیم....
ندانستیم از" باشو" هم غریبه ای کوچکتر می شویم.
ما را ببخشید که طعم سینمای خوب را چشیده ایم ....
ما را ببخشید اگر دستهای لرزان اکبر عبدی در "مادر" از یادمان نرفت ...
اگر کمر خمیده معتمد آریای "گیلانه" را تا خوردیم ..
اگر با حاج کاظم " آژانس شیشه ای" ، عذاب وجدان گرفته ایم ...
اگر در" مهاجر" ، جبهه هایمان را دید زده ایم .اگر طعم ناب گیلاس را چشیده ایم .
اگر پای " بایسیکلران" ، خوابمان گرفت و به خود فحش دادیم.
اگر فریماه فرجامی را خندیدید و ما خاطراتمان آتشمان زد ....
شما اهل به خود آمدن نیستید ، نبودید ... اما بدانید سکوت ما از سر بی کسی یست ...
مارا در این بی کسی گِل گرفته اید و دل این نسل برای " ناخدا خورشید" ها تنگ است ...
ما خون دل میخوریم و بزرگان این سینما سکوت می کنند ....
شما هم می تازید ....
آقای اخراجیها
آقای پایان نامه
آقای ضد سینما
اینجا هرچه شود ..... هر چه باشد ....هنوز ایران است
کاش این نسل آنقدر غیرت داشته باشد تا گوش همیشه طلبکار شما را ، به این نوشته برساند ...


پيمان معادی

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۳۱
مملکت رو تعطیل کنید دارالایتام دایر کنید ، درست تره!
مردم نان شب ندارند ، قحطی است ، مرض بیداد می کند ، نفوس حق النَفَس می دهند. باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است؛ سیل و زلزله از معصیت مردم! میرغضب بیشتر داریم تا سلمانی؛ سربریدن از ختنه سهل تر !
ریخت مردم از آدمیزاد برگشته. سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده. چشم ها خمار از تراخم است، چهره ها تکیده از تریاک.
ملیجک در گلدان نقره می شاشد! چه انتظاری از این دودمان با آن سرسلسله ی اخته؟!
خلق خدا به چه روزی افتاده اند از تدبیر ما! دلال، فاحشه، لوطی، یله، قاب باز، کف زن، رمال، معرکه گیر،... گدایی که خودش شغلی است! ...

حاجی واشنگتن ... علی حاتمی

مهربان
۱۳۹۰/۰۷/۲۰, ۰۰:۰۹
دوستان کسی راجع به این فیلم کوبریکک اطلاعاتی داره؟

منظورم داستان فلم وبازیگران و این چیزا نیس .
منظورم اینه که غیراون چیزی نشون می داد حرف دگه ای داشت یا نه.

مثلا جاده مانهالند یا شاتر ایلند رو می بینی بعدش می بینی خود کارگردان هم هنوز تو فکره چی به چی شد
.....فیلم ایز واید شات رو بنده چند بار از نسخه اوریجینالش دیدم و بنظر من یکی از شاهکارهای سینمای دهه 90 هست....فیلمی که بگفته تام کروز از شدت استرس و حجم کار و نکته سنجی و ریز بینی کوبریک مبتلا به زخم معده شد....البته عمر خود کوبریک به دیدن این فیلم وفا نکرد و جان سپرد....کوبریک یکی از نوابغ عالم سینماست که مثل وودی الن مهارت خاصی در نشاندادن جنبه های اروتیک زندگی انسانها و روابط نهفته و چالش برانگیز زندگی خصوصی انسانها بخصوص همسران داره....نوع دیدش به خلا ها و دیدگاههای این زوج جوان در برخورد به پدیده چالش برانگیزی همچون خیانت و رفتارها و واکنشهایی که هر کدام از اونها دربرخورد با این مساله و صد البته در تغییر پذیری و انعطاف هر کدام از اونها برای برگشتن به مسیر عادی و روزمره زندگی خیلی جالب توجهه....فیلمهایی در همین راستا ولی البته نه با این کیفیت مثل پلهای مدیسن کانتی وپیشنهاد بی شرمانه بابازی بازیگر محبوب من دمی مور و البته فیلم جالب بی وفا با بازی ریچار گر وجود داره که دیدنش خالی از لطف نیست...کلا پدیده خیانت در زندگی زوجین و البته نوع برخورد نمونه های اروپای با فرهنگ شرقی در نوع خودش جالب و بخوبی در این فیلمها به تصویر کشیده شده...

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۲۱, ۱۸:۱۲
حضور آنجلینا جولی در ایران منتفی شد

در هفتههای گذشته اخباری پیرامون حضور آنجلینا جولی در ایران و بازی وی در یک فیلم ایرانی مطرح شد اما تازهترین خبر در اینباره از عدم حضور این بازیگر هالیود در ایران حکایت دارد.

علی سرتیپی(مدیرعامل فیلم ایران و تهیهکننده) به خبرنگار ایلنا درباره آخرین وضعیت حضور آنجلیا جولی در ایران گفت: باتوجه به تمایلات ایشان و علاقه وی به فرهنگ ایران و اسلام و همچنین تمایل یک شرکت تجاری جهت تقبل کلیه هزینههای حضور آنجلینا جولی درایران، مذاکرات جهت حضور وی در فیلم رسوایی آغاز شد و توافقات اولیه با مدیر برنامه های آنجلینا جولی نیز انجام شد. اما بعداز بررسی تمامی شرایط و جوانب موجود، بنده بهعنوان مدیرعامل فیلم ایران و نیز دستاندرکاران فیلم به این نتیجه رسیدیم که درحال حاضر امکان همکاری با آنجلینا جولی وجود ندارد لذا درخواست اسپانسر پذیرفته نشد و مذاکرات متوقف شد.

در بین اخبار سینمایی از فیلم رسوایی به نام تازهترین فیلم دهنمکی نام برده شده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۲۱, ۱۸:۳۹
چاق و لاغر شدن ستاره ها!

هنرپیشه های درجه یک جهان برای بازی در نقش بالرین، گلادیاتور، قاتل زنجیره ای و... باید تغییراتی در ظاهرشان بدهند و به شدت چاق یا لاغر شوند اما استفاده مکرر از رژیم های چاق و لاغر کننده به شدت سلامت ستارگان سینما را به خطر می اندازد، سیستم ایمنی بدنشان را ضعیف و قلب و مفاصل آنها را بیمار می کند...



در ادامه به تغییر حیرت آور وزن ستارگان هالیوود نگاهی می اندازیم.

• جنیفر هادسن: برنده ۲۹ ساله جوایز گرمی و اسکار در آگوست سال ۲۰۰۹، برای بازی در نقش همسر «نلسون ماندلا» مجبور شد ۵۰ کیلوگرم وزن کم کند. او با کمک متخصص تغذیه اش «هارلی پاسترنیک» توانست به وزن ایده آل برسد.





• کریستین بیل: کریستین، هنرپیشه ای که پس از ایفای نقش در فیلم «بتمن» به شهرت رسید، برای بازی در نقش فردی مبتلا به بی خوابی مزمن در فیلم The Machinist ۲۹ کیلوگرم وزن کم کرد. بیل ۳۷ ساله مکمل های ویتامین و موادمعدنی مصرف می کرد و به سختی غذا می خورد و ورزش می کردتا وزنش به ۵۵ کیلوگرم برسد. او در ماه های اخیر هم ۲۰ کیلوگرم وزن کرده تا نقش بوکسوری قدیمی را در فیلم The Fighter بازی کند.



• اپرا وینفری: وزن اپرا وینفری مدت ها به شدت در نوسان بود و سوژه مطبوعات عامه پسند جهان. کاهش و افزایش شدید وزن او یکی از نشانه های ابتلایش به یک اختلال تیروییدی است. او می گوید همه خوراکی ها به نظرم خوشمزه بود و وقتی پشت میز ناهارخوری رستوران می نشستم به اندازه ای می خوردم که دل درد می گرفتم. ابتدای سال ۲۰۰۰، برنامه ساز ۵۷ ساله تلویزیون آمریکا با کاهش مصرف غذای روزانه، توانست مشکل اضافه وزنش را حل کند اما در سال ۲۰۰۸، وزن او دوباره افزایش یافت و به ۱۰۹ کیلوگرم رسید. در سال ۲۰۱۰، اپرا در برنامه تلویزیونی اش اعلام کرد دیگر رژیم غذایی نخواهد گرفت.





• درو کری: برای درو کری، کمدین ۵۲ ساله آمریکایی، چاقی و اضافه وزن معضل بزرگی بود. پس از آنکه در ژانویه سال ۲۰۱۰، توانست ۳۶ کیلوگرم وزن کم کند، به مجله (پی پل) گفت برای کنترل بیماری دیابتش به درمان نیازی ندارد. این کمدین آمریکایی برای کاهش وزن، از رژیم غذایی سرشار از پروتئین، میوه و سبزی استفاده می کند.



• جان گلدمن: جان گلدمن که نقش «دن کانر فربه» را در سریالی تلویزیونی بازی کرد و به شهرت رسید، در سال ۲۰۰۷، ۱۰۰ کیلوگرم وزن کم کرد. از آن هنگام، گلدمن ۵۸ ساله نوشابه الکلی نمی نوشد و شکر را از رژیم غذایی اش حذف کرده است. او ۶ روز در هفته کار می کند و ۴۵ کیلوگرم از وزنش کاسته است.





• کوین فدرلاین: کوین فدرلاین، همسر سابق بریتنی اسپیرز، در تولد ۳۰ سالگی اش ۱۰۸ کیلوگرم چاق شد. کوین فدرلاین ۳۲ ساله پس از مدت ها با حضور در سالن بزرگی نشان داد تلاش های شبانه روزی پزشک و متخصص تغذیه نتیجه داده و اندامش متناسب شده است. پزشکان او در تلاش هستند با ارائه رژیم غذایی مناسب وزنش را ثابت نگه دارند.



• کلی آزبورن: پس از آنکه کلی آزبورن در یک میهمانی بزرگ به عنوان چاق ترین فرد انتخاب شد، تصمیم گرفت با تغییر رژیم غذایی و کاهش مصرف موادغذایی ۲۳ کیلوگرم وزن کم کند. این هنرپیشه ۲۶ ساله در سال ۲۰۱۰ میلادی توانست با تمرین های ورزشی و حرکات موزون به وزن ایده آل برسد و پیشنهادهای فراوانی برای نقش آفرینی در فیلم ها و سریال های مختلف دریافت کند. آزبورن در گفت و گو با مجله هلث گفت: «احساس می کنم سبک شده ام و می توانم پرواز کنم. وقتی چاق هستی، انگار تکه سنگ بزرگی روی سینه ات گذاشته اند تا زجر بکشی.»





• جارد لتو: جارد ۲۷ کیلوگرم به وزنش افزود تا بتواند در نقش «قاتل جان لنون» ایفای نقش کند ولی این افزایش شدید وزن، باعث شد به بیماری نقرس و پادردهای شدید مبتلا شود. لتو ۳۸ ساله در گفت و گو با روزنامه نیویورک دیلی نیوز گفت: «مصرف بیش از حد غذاهای چرب و پرکالری باعث شد به بیماری نقرس مبتلا شوم. برای کاهش وزن باید یک سال ورزش کنم و رژیم غذایی ام را تغییر دهم.» او افزود: « رسما اعلام می کنم دیگر نقش هایی که به سلامتم لطمه بزند نمی پذیرم.»



• چارلیز ترون: چارلیز ترون، هنرپیشه متولد آفریقای جنوبی، برای آنکه بتواند در نقش قاتلی سریالی ایفای نقش کند، ۱۴ کیلوگرم وزن کم کرد. متخصصان تغذیه پس از آنکه شرایط جسمی او را بررسی کردند، پی بردند مقدار ویتامین ها و موادمعدنی ای که برای سلامت بدن ضروری هستند، در بدن این ستاره هالیوود کاهش یافته است. چارلیز تورن ۳۵ ساله با رژیم غذایی سرشار از ماهی، سبزی و میوه تازه، نان سبوس د ار، حبوبات و پروتئین توانست به شرایط طبیعی بازگردد.





• جونز رینولدز: جونز رینولدز، برنامه ساز سابق تلویزیون به دلیل وزن زیاد و گرفتگی رگ های قلب تن به جراحی بای پس معده داد و در مدت ۳ سال، ۷۳ کیلوگرم وزن کم کرد. در سال ۲۰۰۷، جونز ۴۸ ساله با اندامی متناسب و لاغر در انظار عمومی ظاهر شد. البته تنها دلیل کاهش وزن رینولدز جراحی بای پس معده نبود. یکی از دلایل مهم کاهش وزن برنامه ساز آمریکایی، کنار گذاشتن رژیم غذایی ناسالم و مصرف نمک، شکر، فست فود، بستنی، چیپس و غذاهای سرخ کردنی چرب بود. با وجود این متخصصان تغذیه و پزشکان معتقدند عمل جراحی بای پس معده می تواند گزینه مناسبی برای افراد مبتلا به چاقی حاد باشد.



• مایکل مور: کارگردان مشهور و جنجالی فیلم های مستند با حذف نمک و آرد سفید از رژیم غذایی و روزانه ۴۰ دقیقه ورزش توانست ۳۱ کیلوگرم وزن کم کند. به گزارش روزنامه های چاپ ایالت فلوریدا، مایکل مور ۵۶ ساله با سفر به این ایالت و پیاده روی و دویدن و رژیم غذایی مدیترانه ای توانسته باز هم از وزنش بکاهد.





• جانت جکسون: کاهش و افزایش شدید وزن «جانت جکسون»، نام او را همیشه درصدر اخبار رسانه های ایالات متحده آمریکا و اروپا قرار داده بود. این خواننده و هنرپیشه سیه چرده آمریکایی در دسامبر سال ۲۰۱۰ تلاش کرد با خوردن روزانه یک سیب و حذف چیپس از رژیم غذایی اش، وزن کم کند که نتیجه نداد. ادوارد برینچیک، متخصص تغذیه که جکسون ۴۴ ساله به او مراجعه کرد، می گوید: «من رژیم غذایی ای سرشار از فیبر، میوه و سبزی را برای جانت تنظیم کردم تا در کنار پیاده روی و شنا بتواند به وزن ایده آل برسد.»



• پاریس هیلتون: پاریس هیلتون با انتشار یادداشتی در وبلاگ شخصی اش اعلام کرد با استفاده از رژیم غذایی سالم و ورزش توانسته در ۳ سال ۲۸ کیلوگرم وزن کم کند. هیلتون ۳۲ ساله کاهش وزن را با روزانه ۵۰ دقیقه پیاده روی و آرام دویدن آغاز کرد و سرانجام به وزن ایده آل رسید. او در اکتبر سال ۲۰۱۰ سایتی به نام «تناسب اندام پرز» تاسیس کرد. این سایت بر تناسب اندام و عادت های سالم متمرکز است.





• نیکول ریچی: در سال ۲۰۰۶، نیکول ریچی توانست ۴۰ کیلوگرم وزن کم کند که با توجه به استانداردهای هالیوود خطرناک بود. بیشتر متخصصان معتقد بودند نیکول از نارسایی در غذا خوردن رنج می برد اما او هرگز در این مورد با رسانه ها گفت و گو نکرد. ریچی ۲۹ ساله که صاحب ۲ فرزند بود، همان طور لاغر ماند اما توانست در مقایسه با گذشته وزنش را افزایش دهد. پزشکان معتقدند افراد مبتلا به نارسایی در غذا خوردن باید به پزشک مراجعه و بیماری شان را درمان کنند. اگر این نارسایی به موقع درمان نشود، صدمه های جبران ناپذیری بر جسم و روح فرد مبتلا می زند.



• ست روژین: ست روژین، هنرپیشه جوان آمریکایی که از اضافه وزن شدید رنج می برد و در معرض ابتلا به دیابت قرار داشت، با کمک «هارلی پسترنیک» معلم ورزشش ۱۴ کیلوگرم وزن کم کرد. این هنرپیشه ۲۸ ساله روزانه یک پیتزا، ۳ عدد دونات شکلاتی و غذاهای چرب می خورد و نوشابه گازدار می نوشید.





• رنه زلوگر: رنه زلوگر، هنرپیشه ۴۱ ساله آمریکایی که در فیلم مشهورش نقش زنی دست و پا چلفتی را بازی کرد، توانست با استفاده از پودرهای پروتئین و مصرف غذاهای پرکالری و چرب ۱۰ کیلوگرم چاق شود. خبر تعجب آور آن است که او برای بازی در فیلمی دیگر دوباره وزن کم کرد و پس از پایان فیلمبرداری نیز به آن کار ادامه داد. به گفته پزشکان کاهش و افزایش وزن می تواند تندرستی فرد را به خطر بیندازد.



• والری برتینلی: در سال۲۰۰۷ والری برتینلی پس از آنکه وزنش به ۸۰ کیلوگرم رسید، از دکتر «جنی کرینج»، متخصص تغذیه، کمک گرفت و ۲۳ کیلوگرم وزن کم کرد. برتینلی ۵۰ ساله روزانه ۴۰ دقیقه ورزش می کند و وزنش را در حدود ۵۷ کیلوگرم حفظ کرده است.





• مو نیکیئو: مو نیکیتو مانند دیگر کمدین ها و هنرپیشه های زن به تناسب اندامش توجه نشان داد و تصمیم گرفت پس از مبتلا شدن به فشارخون و رسیدن وزنش به ۱۱۸ کیلوگرم، وزن کم کند. نیکیئوی ۴۳ ساله در سال ۲۰۰۹ با رژیم غذایی سالم و حذف گوشت قرمز، تنقلات و سرخ کردنی ها از رژیم غذایی اش، ۲۰ کیلوگرم وزن کم کرد.



• رون لیستر: وزن لیستر ۴۰ ساله که به دلیل بازی در نقش بیلی باب در فیلم Varsity Blues جایزه برده بود، در سال ۲۰۰۰ به ۱۹۰ کیلوگرم رسید. در ماه دسامبر سال ۲۰۰۰ او باید در چند فیلم سینمایی ایفای نقش می کرد اما وزن بالایش اجازه این کار را نمی داد. او به جراحی بای پس معده تن داد و توانست ۱۰۳ کیلوگرم وزن کم کند.





• آل روکر: آل روکر، گوینده اخبار هواشناسی تلویزیون ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۲ به علت افزایش وزنش به ۱۵۰ کیلوگرم که تاثیر مخربی بر زندگی اش گذاشت، مجبور شد تن به جراحی بای پس معده دهد. او پس از این جراحی ۶۴ کیلوگرم وزن کم کرد. روکر پس از جراحی بای پس معده گفت: «مهم ترین هدف من مبارزه برای حفظ وزن ایده آل است.»



• کریستی اِلی: کریستی اِلی، هنرپیشه ۶۰ ساله آمریکایی، یکی از هنرمندانی است که به علت کاهش و افزایش شدید وزنش از «جنی کرینج» کمک خواست. او با استفاده از رژیم غذایی جنی کرینج ۳۴ کیلوگرم وزن کم کرد، اما در مدت کوتاهی باز هم وزنش افزایش یافت. وزن کریستی در اواسط سال ۲۰۰۰ میلادی به ۹۱ کیلوگرم رسید. ولی در سال ۲۰۰۸، ۳۸ کیلوگرم وزن کم کرد تا خطر ابتلا به دیابت در او کاهش یابد.





• ریکی لیک: ریکی لیک، هنرپیشه مشهور هالیوود که در فیلم های مختلفی در دهه ۱۹۸۰ نقش آفرینی کرد، با مشکل افزایش شدید وزن روبرو بود. این افزایش وزن تا اندازه ای آزاردهنده بود که فعالیت های او را مختل می کرد. لیک ۴۲ ساله تا سال ۲۰۰۰ با روش گرسنگی دادن به خود و مصرف غذاهای کم کالری، میوه، سبزی و ورزش توانست ۴۶ کیلوگرم وزن کم کند.



• رندی جکسون: در سال ۲۰۰۲، وزن رندی جکسون داور مسابقه امریکن آیدل (ستاره آمریکایی) به ۱۳۵ کیلوگرم افزایش یافت. داور ۵۴ ساله مسابقه های موسیقی در سال ۲۰۰۳ برای کنترل وزن و بیماری دیابتش تن به جراحی بای پس معده داد. او با حذف غذاهای فرآوری شده و شکر از رژیم غذایی و پیاده روی روی تردمیل و تنیس توانست ۴۵ کیلوگرم وزن کم کند.


• سارا ریئو: این هنرپیشه ۳۲ ساله پس از آنکه از «جنی کارینگ» برای کاهش وزن کمک خواست، توانست ۲۳ کیلوگرم وزن کم کند.

ماهور
۱۳۹۰/۰۷/۲۴, ۱۱:۲۳
لیلا حاتمی جایگزین آنجلینا جولی شد!

لیلا حاتمی در تازهترین ساخته علیرضا رئیسیان با عنوان «لطفا بدون گناه» بازی خواهد کرد.

به گزارش سایت روزنامه ایران، لیلا حاتمی که پیش از این در فیلمهای سینمایی «چهل سالگی» و «ایستگاه متروک» ساخته علیرضا رئیسیان ایفای نقش کرده بود، در تازهترین ساخته این کارگردان با عنوان «لطفا بدون گناه» هم بازی خواهد کرد.

این در حالی است که هفته گذشته اعلام شده بود آنجلینا جولی نقش اول فیلم تازه رئیسیان را بازی خواهد کرد، اما فشارهای وارده به تیم تولید «لطفا بدون گناه» باعث شد آنها قید حضور آنجلینا را زده و به جای وی حاتمی را به عنوان بازیگر نقش اول خود برگزینند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۲۸, ۱۰:۵۵
شکایت مهناز افشار از یک روزنامه صبح

بازیگر فیلمهای «آتشبس»، «رئیس» و «سعادتآباد» از یک روزنامه صبح تهران شکایت کرد.
دلیل این شکایت انتشار تیتری غیراخلاقی علیه مهناز افشار بوده که وکیل او را وادار به اقدامی قانونی کرده است.

به گفته وکیل افشار این بازیگر نسبت به فعالیتهای مطبوعاتی موضعگیری خاصی نمیکند، اما در این مورد ویژه به جهت سوءاستفاده نابخردانه برخلاف میل باطنیاش تصمیم به طرح این شکایت گرفته است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۷/۲۸, ۱۰:۵۵
واکنش جالب حاتمی کیا به «یه حبه قند»

ابراهیم حاتمیکیا دربارهی «یه حبه قند»، جدیدترین ساختهی رضا میرکریمی، متنی نوشت.

این کارگردان سینما در این یادداشت که در اختیار ایسنا، قرار داده، نوشته است:

«یا لطیف

خیر ببینی آقا سیدرضای میرکریمی.

کامات شیرین. اگر این حَبّه قندت نبود، یادمان میرفت کجایی هستیم و با کامِ تلخ در صفِ سفارتِ خرسنشان ایستاده بودیم تا از سرزمین همیشه آفتابمان به جبرِ همکار تلخمزاج، همه مهر دروغ بر پیشانی، متقاضی پناه به سرزمین همیشه ابری بگیریم.

خیر ببینی برادر. تو با حَبّه قندی کام دودگرفتهمان را شُستی و به یادمان آوردی که ایرانی هستیم. نامی داریم و نشانی. ادبی داریم و آدابی، که به وقت شادمانی بدانیم چه باید کنیم و به وقت عزا چه باید باشیم.

سیّد عزیز، متوقع نباش که با این حَبّه قندت قادر به شیرین کردن کامِ جفامسلکان باشی. این تلخی به بلندای نسلِ این نهضت همچنان ادامهدار است، ولی بدان، این بارانِ سیاهِ جفایِ غریبههایِ دوستنما، پایانی دارد. تو حوصله کن و مباد که شکایت به غریبه بری. تو شاگردِ مکتبِ فردوسی و حافظی که نه کوچیدند و نه شوقِ ترکِ سرزمین به فرزندانشان دادند. این عصر وارونگی پایانی دارد برادر!»

برادرت ابراهیم حاتمیکیا

برگریزان یکهزاروسیصدونود

سپه
۱۳۹۰/۰۷/۲۹, ۱۳:۵۶
خاطراتی از کیانیان

- خيابان بهار

بولتن: خيابان بهار يك طرفه است رو به شمال. پر از بقالى و ميوه‏فروشى و لوازم شوفاژ است. به همين دليل هميشه چند كاميون نوشابه، شير يا آب معدنى دوبله پارك كرده‏اند و دارند جنس به بقالى‏ها مى‏رسانند و يا چند وانت دوبله پارك كرده‏اند و دارند ميوه خالى مى‏كنند و يا وسايل شوفاژ بار مى‏زنند. مردمى هم كه مى‏خواهند چيزى بخرند دوبله پارك مى‏كنند و براى خريد مى‏روند.

راننده‏گى در خيابان بهار مثل گذشتن از ميدان موانع است. در ضمن هميشه افرادى پياده دارند از خيابان مى‏گذرند. كه پيرزن و پيرمرد و كودك هم جزوشان هستند. و قوز بالاقوز آن است كه تعدادى موتورسوار دارند خلاف جهت مى‏آيند كه جزو لاينفك خيابان بهارند. چون يك ايستگاه پيك موتورى آن‏جاست.

در نتيجه راننده‏گى در خيابان بهار چيزى فراتر از ميدان موانع است. بيشتر به يك بازى پرتحرك كامپيوترى شبيه است. تنها فرقش با بازى كامپيوترى اين است: كه كامپيوتر يك فضاى مجازى‏ست و نابودكردن موتورى‏هايى كه خلاف مى‏آيند و افراد پياده امتياز دارد. اما خيابان بهار مجازى نيست؛ و امتيازهايش برعكس است!

يك‏بار كه طبق معمول از آن‏جا مى‏گذشتم و داشتم به زور و شعبده، اتومبيلم را از كنار يك كاميون شير و ماست كه دوبله پارك كرده بود مى‏گذراندم، يك موتورى از روبرو آمد. با سرعت هم مى‏آمد. و خواست از بين اتومبيل من و كاميون بگذرد. جا نبود. به من اشاره كرد كه راه بدهم. امكان راه دادن نبود. گفتم: تو خلاف مى‏آيى بگير كنار رد بشم.

به حركتم ادامه دادم. موتورى مجبور شد عقب بكشد. من رد شدم. صداى فحش‏هايش را شنيدم. مثل هميشه، سعى كردم نشنيده بگيرم. وقتى به انتهاى بهار رسيدم و خواستم وارد بهار شيراز بشوم، طبق معمول يك گره ترافيكى بود. مجبور بودم بايستم تا گره باز شود. كه ديدم آينه بغل اتومبيلم خرد شد.

ديدم همان موتورى دنبالم آمده و براى انتقام آينه بغلم را شكسته. بلافاصله پياده شدم. او كه دستپاچه شده بود نتوانست بگريزد. در پيچشى كه مى‏خواست انجام بدهد، زمين خورد. موتورش را رها كرد و خودش فرار كرد و كمى آن طرف‏تر ايستاد. گره ترافيكى انتهاى بهار شُل شد. چند اتومبيل رفتند. اتومبيل‏هاى پشت سر من شروع كردند به بوق‏زدن. تا مرا ديدند، شناختند و پياده شدند و به سمت من آمدند كه ببينند چى شده. در اين هيرو وير سلام‏عليك مى‏كردند و بعضى‏هاشان هم روبوسى.

موتورى جلو آمد و گفت: ببخشيد. من تازه شما رو شناختم. اگه از اول خودتونو معرفى كرده بوديد اين مكافاتها پيش نمى‏اومد.

روز - خارجى - كوچه‏اى در تهران‏

كوچه‏ى يك‏طرفه‏اى هست كه گذرگاه هميشگى من است. حوالى ميدان هفت‏تير. براى آمدن به خانه، از آن مى‏گذرم؛ و هميشه اتومبيلى و حتماً چند تا موتورى از روبرو مى‏آيند. خلاف مى‏آيند. بيشتر وقت‏ها، به آن‏ها راه مى‏دهم كه بگذرند. چون معتقدم از كنار شَر بايد گذشت. يا بهتر بگويم بايد ليز خورد و رد شد. گاهى هم كه عصبانى باشم بهشان راه نمى‏دهم تا دنده عقب بگيرند و رد شوم و البته تعدادى فحش هم بدرقه راهم مى‏شوند!

همين چند روز پيش كه باز هم از همان كوچه مى‏گذشتم، يكباره از سرِ پيچ يك فرعى چند موتورسوار با سرعت به كوچه يك‏طرفه پيچيدند. با اينكه هميشه مواظب هستم، اما جاخوردم و بوق ممتدى برايشان زدم. بدون توجه به من و بوق من گذشتند. فقط يكيشان ايستاد. به كنار او رفتم و پرسيدم: مى‏دانى اين كوچه يك‏طرفه است؟

گفت : معلومه كه مى‏دونم.

پيرمردى بود كه موهاى سپيدش زير كلاه كاسكت پنهان شده بود. من حرفى نداشتم كه ادامه بدهم. اما او گفت : آقا رضا حالت چطوره؟ هنوز خونت همون جاست؟

و ادامه داد : منو يادت نمى‏ياد؟ كلى برات عشق‏اله فرستادم.

پشت سرم يك اتومبيل بوق زد كه بگذرم. تا راه را باز كنم.

من حركت كردم. پيرمرد داد زد : خيلى قيافه مى‏گيرى. دارم دو كلمه باهات حرف مى‏زنم…

من رد شده بودم. از آينه نگاهش كردم. او هم رد شده بود.

روز - خارجى - خيابانى در تهران‏

در اتومبيلى بودم كه هر روز صبح مرا به سرِ صحنه فيلمبردارى مى‏برد. مرد مؤدبى بود. گفته بود كه چند سالى در ژاپن بوده. پول و پله‏اى جمع كرده و به ايران برگشته، با اتومبيلش در خدمت فيلم بود.

از خانه تا محل فيلمبردارى تعريف مى‏كرد و يا مى‏پرسيد. از همه چيز و همه جا و همه كس. به مردم خودمان هم خيلى انتقاد داشت. كه همديگر را رعايت نمى‏كنند. نزديكى‏هاى محلى فيلمبردارى به يك ترافيك برخورديم. كمى صبر كرد. كمى به اين طرف و آن طرف نگاه كرد. و كشيد به سمت چپ، يعنى سمتى كه اتومبيل‏هايش از روبرو مى‏آمدند. كه ترافيك را رد كند. كار او باعث شد كه در مسير مقابل هم يك گره ترافيكى ايجاد شود. سعى كرد گره را رد كند ولى ديگر دير شده بود. هر دو طرف خيابان بند آمد. من فقط او را نگاه مى‏كردم. گفت : مى‏بينين، يك ذره فداكارى وجود ندارد.

از همه دلخور بود.

گفتم : طرف ما ترافيك بود. اون طرفى‏ها كه داشتند راهشونو مى‏رفتند. شما خلاف رفتى و راهشونو بستى.

گفت : من كار دارم مثل اونا كه بيكار نيستم!

روز - خارجى - خيابانى در تهران‏

پشت چراغ قرمز ايستاده بودم. هوا زيادى گرم بود. كنار من يك مينى‏بوس بود كه دود اگزوزش مستقيم توى پنجره من مى‏زد.

نه راه پس داشتم، نه راه پيش. شيشه پنجره را بالا كشيدم. هواى داخل ماشين آنقدر گرم شد كه بلافاصله چكه‏هاى عرق را پشت گوشم احساس كردم كه از گردنم پايين مى‏آمدند. پشتم كه به صندلى چسبيده بود خيس شد. به سمت فرمان خم شدم تا خيسى پيراهنم باد بخورد و خنك شود. يادم آمد شيشه پنجره را بالا كشيده‏ام. به چراغ نگاه كردم هنوز قرمز بود. شماره نداشت كه بفهمم كى سبز مى‏شود.

اگزوز مينى‏بوس دود مى‏كرد. راننده مينى‏بوس گاه به گاه گاز مى‏داد. نمى‏دانم براى چى. فقط دود بيشترى را به هوا مى‏فرستاد. با چند بوق از اتومبيل‏هاى پشت سرم، متوجه شدم چراغ سبز شده است.

دنده يك گذاشتم و منتظر بودم تا جلويى‏ها بروند. بالاخره نوبت من رسيد. به محض اينكه وارد چهارراه شدم يك موتورسوار كه چراغ قرمز را رد كرده بود، از جلوى من رد شد. نزديك بود تصادف كنم. بوق زدم و موتورسوار لاى ماشين‏ها گم شد.

نگاه كردم. يك پليس جوان آن‏طرف‏تر زير سايه ايستاده بود و با كسى حرف مى‏زد. به تنها چيزى كه توجه نداشت ترافيك و آمدوشد اتومبيل‏ها و موتورى‏ها بود. از چهارراه كه رد شدم كنار كشيدم و ايستادم.

پياده شدم و رفتم به سمت پليس. كسى كه با او حرف مى‏زد تا مرا ديد خوشحال شد و سلام كرد. پليس هم برگشت. او هم مرا شناخت و به سمت من آمد و سلام كرد. جواب دادم و پرسيدم : شما براى چى اينجا ايستادى؟

پرسيد : چطور مگه؟

به چهارراه اشاره كردم، در همان لحظه دوتا موتورى داشتند چراغ قرمز را رد مى‏كردند.

گفتم : اينا چين؟ چرا بهشون چيزى نمى‏گى. الان نزديك بود تصادف كنم.

كسى كه با پليس حرف مى‏زد گفت : شما هم حوصله دارين ها. چرا خون خودتو كثيف مى‏كنى. برو فيلمت رو بازى كن، تا ما كِيف كنيم.

پليس هم گفت : اونارو ولشون كن. حال خودت چطوره؟

گفتم : شما براى چى اينجا وايسادى؟ چرا گذاشتنت اينجا؟

گفت : هيچى، مترسك! به من كه برگ جريمه نمى‏دن. باز كلاغ‏ها از مترسك يه حسابى مى‏برن. اينا از ما هيچ حسابى نمى‏برن!

روز - خارجى - يكى از فرعى‏هاى خيابان بهار

در خيابان بهار يك فرعى هست كه به خيابان شريعتى راه دارد. اين كوچه يك‏طرفه است. اما طبق معمول از طرف مقابل هم به اندازه كافى و وافى اتومبيل و موتور مى‏آيند.

متخلفين با انصاف وقتى مى‏بينند، اتومبيلى از روبرو مى‏آيد، كنار مى‏كشند و راه مى‏دهند تا اتومبيلى كه راه از آنِ اوست بگذرد و بعد به خلافشان ادامه مى‏دهند.

اما متخلفين بى‏انصاف از دور چراغ مى‏زنند. يعنى من دارم خلاف مى‏آيم. بكش كنار!

اما متخلفين بى‏انصاف و به قول خودشان «با حال»! چراغ مى‏زنند و عشق‏اله مى‏رسانند و با لبخند - كه معنى‏اش اينست كه چكار كنيم، چاره‏اى نداريم. مملكت نيست كه…. - اشاره مى‏كنند بكش كنار تا رد بشيم!

يكبار كه از اين فرعى و در جهت درست، مى‏گذشتم، يكى از اين متخلفين بى‏انصاف و با حال! از روبرو چراغ زد من به راهم ادامه دادم. او مى‏آمد و چراغ مى‏زد. تا رسيد شاخ به شاخ من. چند اتومبيل كنار كوچه پارك كرده بودند و فقط براى گذر يك اتومبيل راه بود.

با پررويى و لبخند حاكى از با حالى! چراغ زد و اشاره كرد كه برو عقب تا به جايى برسيم كه من رد بشم! من فقط ايستاده بودم. خورشيد به شيشه‏ى او مى‏تابيد و من در تاريك‏روشنى بودم. چند بار ديگر چراغ زد و بالاخره طلبكارانه پياده شد و عصبى به سمت من آمد كه يقه‏گيرى كند. وقتى كنار پنجره من رسيد، مرا شناخت.

كمى خودش را جمع كرد. لبخند حاكى از با حالى‏اش دوباره روى لبانش نشست و گفت : شما ديگه چرا؟ شما كه آدم بافرهنگى هستى. شما الگوى جامعه‏اى. ما بى‏فرهنگيم. حالا دنده عقب بگيرد تا رد شيم. رفت و سوار اتومبيلش شد و دنده يك گذاشت و اشاره كرد كه برو عقب!

سپه
۱۳۹۰/۰۸/۰۸, ۱۳:۴۶
فیلم جدید کمال تبریزی مجوز ساخت دارد!!!
این فیلم مجوز اکران هم دارد!!!
اما این فیلم اجازه تبلیغات ندارد!!!!!!!!:d
مملکته داریم به خدا

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۱۱, ۱۲:۲۷
ایفای نقش مهدی هاشمی و گلاب آدينه در فیلم دامادشان!

مهدی هاشمی در فیلم سینمایی «جیب بر خیابان جنوبی» ساخته سیاوش اسعدیان ایفای نقش خواهد کرد.

به گزارش شبکه ایران مهدی هاشمی که تابستان امسال دو فیلم سینمایی «آلزایمر» و «آقا یوسف» را روی پرده داشت در تازه ترین پروژه خود در فیلم سینمایی «جیب بر خیابان جنوبی» نقش ایفا خواهد کرد.

کارگردانی این فیلم برعهده سیاوش اسعدیان داماد هاشمی و همسر نورا هاشمی می باشد؛ اسعدیان پیش از این فیلم سینمایی «حوالی اتوبان» را ساخته بود.
گلاب آدینه نیز به عنوان مشاور امور بازیگران در این پروژه حضور دارد. مدیریت فیلمبرداری این کار برعهده علیرضا برازنده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۱۱, ۲۳:۴۳
نصب بیلبوردهای "راه آبی ابریشم" در مشهد غیرقانونی اعلام شد

تهیه کننده فیلم راه آبی ابریشم گفت: نمیدانم چطور میشود بیلبوردهای «راه آبی ابریشم» بدون هیچ مشکلی در تهران نصب شده اند اما در مشهد نصب آنها با مشکل مواجه شده است.
فیلم سینمایی «راه آبی ابریشم» در حالی وارد هفته سوم نمایش خود شد که بنا به گفته حسن بشکوفه تهیه کننده این کار حمایتهای تبلیغی از این فیلم بسیار کم بوده است. بشکوفه در گفتگو با شبکه ایران با اظهار این مطلب که در برخی شهرها و از جمله مشهد اجازه نصب بیلبورد این فیلم به تهیه کننده داده نشده از اینکه با یک پروژه فاخر چنین برخورد میشود، گلایه کرد. بخشهایی از گفته های بشکوفه را در ادامه میخوانید:

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۱۵, ۰۰:۱۱
«ملوان زبل» به سینما می آید

پس از سی سال از آخرین حضور شخصیت کارتونی «پاپای» یا همان «ملوان زبل»، این شخصیت کارتونی به صورت سه بعدی در فیلمی سینمایی حاضر میشود.

به گزارش فارس، دو شرکت «سونی پیکچرز» و «آراد پروداکشنز» اعلام کردند فیلم کارتونی «پاپای مرد دریاها» یا همان «ملوان زبل» را به صورت سه بعدی تولید خواهند کرد.

بنابر این گزارش داستان این فیلم انیمیشن را «جای شرک» و «دیوید رون» که پیش از این و در تابستان 2011 فیلم «اسناور» را ساختهاند، خواهند نوشت.

پاپا اوشر مدیر شرکت «سونی پیکچرز» در اینباره گفت: این دو نویسنده به ویژگیهای جاودانی این شخصیت کارتونی توجه خواهند داشت و قصهای که تماشاچیان روز سینما را جذب کند، خواهند نوشت.

ماهور
۱۳۹۰/۰۸/۱۷, ۱۲:۵۴
"رابرت دنیرو" هم اختلاس کرد!
رابرت دنیرو ـ بازیگر سرشناس هالیوود ـ در فیلم زندگی «برنی مادوف»، متهم به کلاهبرداری چند میلیاردی بازی خواهد کرد.

به گزارش انتخاب، این فیلم که تهیه کنندگی آن را نیز رابرت دنیرو برعهده خواهد داشت، درباره «برنی مادوف» است که پس از کلاهبرداری 41 میلیارد دلاری از هزاران سرمایهگذار در آمریکا، اکنون در زندان به سر میبرد.

به گزارش روزنامه لس آنجلس تایمز، این فیلم بر اساس کتابی با نام «جادوی دروغ؛ برنی مادوف و مرگ حقیقت» مقابل دوربین خواهد رفت.

ماهور
۱۳۹۰/۰۸/۲۲, ۱۴:۰۰
بازیگری که پس از مصدومیت در یک فیلم تصمیم به خودکشی گرفت

«جرج کلونی»، بازیگر نامدار سینمای آمریکا اعتراف کرد، پس از جراحتی که هنگام بازی در فیلم «سیریانا» در سال 2005 برایش بوجود آمد، تصمیم گرفته بود به زندگیاش پایان دهد.
جرج کلونی در سال 2005 هنگام بازی در فیلم «سیریانا» که برای آن نامزد جایزه اسکار نقش مکمل مرد شد، در یک صحنه دچار مصدومیتی شد که وی را دچار ضایعه نخاعی جدی کرد و پس از آن بود که کلونی قصد خودکشی گرفته بود.

کلونی در گفتوگو با شماره جدید نشریه "رولینگ استونز" گفت: «در آن زمان به این نتیجه رسیده بودم که دیگر امکان زندگی در چنین شرایطی وجود ندارد و واقعا نمیتوانستم زندگی کنم. در بیمارستان روی تخت بودم و قادر به هیچ حرکتی نبودم.»

ماهور
۱۳۹۰/۰۸/۲۲, ۱۴:۵۱
لغو روادید بازیگر «شکارچی شنبه»

یک تهیه کننده سینما گفت: این که چه کشوری روادید به هنرپیشه این فیلم نداده بسیار حائز اهمیت است، چون این یک عمل در تاریخ سینما کم سابقه است.

سیروس تسلیمی در گفت و گو با خبرنگار سینما پرس درباره لغو روادید بازیگر فیلم سینمایی «شکارچی شنبه»،گفت: البته من فیلم «شکارچی شنبه» را ندیدم و نمیدانم چه کشورهایی آن را محروم کردند اما مطمئنم که مشکل عدم دادن روادید به هنرپیشه فیلم «شکارچی شنبه» مسلما مشکل آن کشورها با هنرپیشه نبوده بلکه با خود فیلم و داستان فیلم بوده است. وقتی فیلمی با سلیقه سیاسی غرب هماهنگ نباشد، معمولا آن را تحریم می کنند و با فضا سازی غیر مستقیم سعی می کند که ساختن این گونه فیلمها را در کشورها دیگر محدود کند.

تسلیمی در ادامه سخنان خود افزود: این که چه کشوری روادید به هنرپیشه این فیلم نداده بسیار حائز اهمیت است، چون این یک عمل کم سابقه در تاریخ سینما ست. معمولا به کارگردانان و تهیه کنندگان از این نوع سختگیریها می شود ولی به هنرپیشه ها نه، چرا که هنرپیشه فقط نقشی را که به او پیشنهاد شده است را بازی می کند و در شکل گیری داستان فیلم نقشی ندارد.

سیروس تسلیمی با تاکید بر این نکته که همیشه این نوع تحریم ها درباره بلوک شرق وجود داشته، اظهار داشت: قبلا از این نوع تحریمها برای فیلمهایی که در بلوک شرق تولید می شد، استفاده می شد پس این کار سابقه دارد، مخصوصا در باره فیلم هایی که در شوروی سابق تولید می شد، ولی در حال حاضر این تحریم ها برای کشور های اسلامی هم در حال اجرا است و این نشان دهنده سیاستگذاری های غربیان برای محدود کردن آثار هنری ما و به نوعی ضربه زدن به آن است. در واقع این ادعای غربیان را در مورد آزادی تفکر و اندیشه زیر سوال می برد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۲۵, ۱۸:۳۳
نمایش نسخه اصلی «یه حبه قند» در سینما استقلال

نسخه اصلی فیلم سینمایی «یه حبه قند» ساخته رضا میر کریمی از شنبه 28 آبانماه در سینما استقلال به نمایش در میآید.

نسخه اصلی «یه حبه قند» شامل سکانسهای حذفشده نسخهای است که این روزها اکران عمومی میشود.

این نسخه پیش از این در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده بود.

فروش «یه حبه قند» در تهران از مرز 600 میلیون تومان عبور کرده است. این فیلم از 20 مهرماه در سینماهای تهران اکران عمومی شده است.

سپه
۱۳۹۰/۰۸/۲۶, ۱۱:۱۲
اینم از همشهری مسلمون ما

فیلم شیش و بش مروج همجنس بازی است


حجت الاسلام علم الهدی، امام جمعه مشهد چهره ای نام آشنا در عالم سیاست و رسانه است. اظهارات او معمولا با بازتاب های رسانه ای گسترده ای رو به رو می شود. در تازه ترین اظهارنظرهای علم الهدی، سویه های منتقدانه او بازهم حوزه سینما را نشانه رفته وی با توصیف سینما به عنوان هنری در خدمت براندازی، از روند نظارت بر فیلم های اکران شده در سینماها به شدت گلاهی کرد و گفت: متاسفانه یا کسانی بر این فیلم هایی که دارد روز به روز می آید، نظارت نمی کنند و متولیان فرهنگی چشم و گوش شان را بسته اند یا اگر نظارت می شود، خود آنها هم از جنس همین مفسدین هستند که صدای شان درنمی آید.
ما مخالف خنده و شادی مردم نیستیم، اما عزیزان! هنر چیزی است در کنار علم، مگر می شود همه مولود و بازده هنر فقط خنداندن و رقاصی و طنز باشد؟ مردم به چه قیمت بخندند؟ شما فیلم شیش و بش درست کنید، مردم را بخوانید و هم جنس بازی را ترویج کنید؟ این فیلم برخلاف عفت عمومی روی پرده سینما بیاید و یک متولی فرهنگی دردش نیاید؟ و بعد وقتی حمله ها زیاد و افتضاح می شود فیلم پایین کشیده شود؟ اصلا چرا باید این فیلم اکران بشود؟ یعنی این درست است که وقتی هالیوود دارد فیلم می سازد که دین و ایمان ما را ریشه کن کند، در داخل کشور هم فیلم بسازند برای اینکه جوانان را بی عفت کنند؟ این واقعا وضعیتی است که ما داریم؟

امام جمعه مشهد برخی فیلمسازان را استخدام شده هالیوود دانست و خاطرنشان کرد: در کشوری که استعداد جوانان برجسته اش، آنان را دانشمند هسته ای کرده است و عظمت این جامعه و امت را را بر دنیا اثبات کرده، در کشوری که دارد ماهواره اختراع می کند و صنایع موشکی در مقابله با کفر، دنیا را مبهوت کرده است؛ آن وقت فیلمساز، هنرمند و هنرشناس این چنین جمعه ای باید بیاید فیلم بسازد و دست به دست آمریکا بدهد و ریشه مبانی اعتقادی و فکری جوانان را از بین ببرد؟ این واقعا درست است؟ کسی هم صدایش درنیاید و با کمال بی باکی بگذارند این فیلم کثیف و مضر برود روی پرده و اکران شود.
منبع روزنامه هفت صبح

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۸/۲۹, ۰۰:۰۱
جورج کلونی نقش "استیو جابز" را ایفا می کند

«جورج کلونی»، بازیگر برنده اسکار در حال رایزنی با کمپانی «سونی» است تا در صورت توافق در نقش «استیو جابز » ایفای نقش کند.

به گزارش انتخاب، کمپانی سونی از مدتها پیش امتیاز مربوط به ساخت فیلم درباره زندگینامه «استیو جابز» را کسب کرده و در حال جستجوی بازیگر مناسب برای نقش رییس سابق کمپانی اپل است که چند ماهی بیشتر از مرگش نمیگذرد.

این کمپانی هماکنون «جورج کلونی»۵۰ ساله و «نوح وایل» را به عنوان دو گزینه مطرح برای این نقش در نظر دارد و هماکنون در حال رایزنی با ایندو است.

ماهور
۱۳۹۰/۰۹/۰۵, ۰۰:۰۸
تایتانیک پس از پانزده سال روی پرده

نسخه سه بعدی فیلم «تایتانیک» ، پانزده سال پس از اکران نسخه اصلی آن، ۶ آوریل ۲۰۱۲ در سینماهای آمریکا به نمایش درخواهد آمد.
به گزارش سایت سینمایی مووی وب، فیلم «تایتانیک» به کارگردانی «جیمز کامرون» ۱۹ دسامبر سال ۱۹۹۷ اکران شد و به پرفروشترین فیلم تاریخ سینما تبدیل شد. اکنون پس از قریب به ۱۵ سال، «کامرون»، خبر از اکران نسخه سه بعدی این فیلم در تاریخ ۶ آوریل سال ۲۰۱۲ میلادی میدهد. در این فیلم بازیگرانی چون «لئوناردو دیکاپریو»، «کیت وینسلت»، «فرانسیس فیشر» و «برنارد هیل» ایفای نقش کردهاند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۹/۰۶, ۰۰:۴۰
بهرام رادان تهیه کننده سینما می شود

بهرام رادان پس از بازیگری در سینما و انتشار آلبوم موسیقی و خوانندگی، آخرین ساخته کیومرث پوراحمد را تهیه کنندگی می کند .

به گزارش پانا، بهرام رادان بازیگر سینما که آلبوم موسیقی او پس از ماه محرم و صفر منتشر میشود، تهیه کنندگی فیلم «پرونده باز است» به کارگردانی کیومرث پوراحمد را بر عهده گرفت.
بر اساس این گزارش، این فیلم که تاکنون پروانه ساخت خود را دریافت نکرده است در حال حاضر دوران پیش تولید خود را سپری میکند و پس از دریافت پروانه ساخت فیلمبرداری آن آغاز میشود.
فیلمنامه «پرونده باز است» توسط کیومرث پوراحمد نوشته شده و این فیلم از داستانی اجتماعی برخوردار است که در یک لوکیشن فیلمبرداری خواهد شد.
براساس این گزارش کیومرث پوراحمد از سال ۸۵ تاکنون فیلمی را کارگردانی نکرده است و آخرین ساخته این کارگردان فیلم سینمایی «اتوبوس شب» بوده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۹/۱۰, ۱۳:۰۲
بازیگران زن سالم سینما از دیدگاه سلحشورB-)b-)

فرهنگی - فرج الله سلحشور در گفت و گو با خبرآنلاین تعدادی از بازیگران سالم زن سینمای ایران را نام برد.

وی گفت: «قریب به اتفاق بازیگران زن ما در سریال «حضرت یوسف» مثل خانم معصومی، خانم ریاحی، خانم حمیدی، خانم بلوکات، خانم سرمدی، خانم مرتضوی، خانم ثمری و همهشان انصافا بازیگرانی بودند که از آنان راضی بودیم و خطایی یا بگو بخند با آقایان یا بگو بخند با خودشان جلوی آقایان از آنها ندیدیم.»

او در مورد دیگر بازیگران زن سالم سینما گفت: «خانم تیموریان، خانم گلاب آدینه و خیلی خانمهای دیگر... زیادند. من آنها را خانمهای خوب و محترمه و با ارزشی برای سینما میدانم.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۹/۱۸, ۰۰:۳۱
شغل جدید نیوشا ضیغمی و دفتری که هنوز اسم ندارد

نیوشا ضیغمی که تاکنون در تولید دو فیلم «پرتقال خونی» و «چهارسو» به عنوان سرمایه گذار حضور داشته کافی است سرمایه گذاری یک فیلم دیگر را هم برعهده گیرد تا مجوز تهیه کنندگی اش صادر شود!

به گزارش شبکه ایران نیوشا ضیغمی که اغلب او را در آثار تجاری سینمای بدنه دیده ایم یکی دو سالی است که میکوشد به اندازه بازیگری در عرصه پشت صحنه سینما و از جمله تهیه کنندگی هم فعالیتهایی داشته باشد.

وی که سال قبل به همراه همسرش آرش پولادخان به عنوان سرمایه گذار در تولید فیلم سینمایی «پرتقال خونی» که این روزها روی پرده است، فعالیت داشت امسال دو فیلم سینمایی «گشت ارشاد» و «چهارسو» را به عنوان بازیگر در جشنواره خواهد داشت. «گشت ارشاد» که باز هم یک کمدی است در مایه های آثار قبلی سعید سهیلی اما «چهارسو» که ضیغمی باز هم به عنوان سرمایه گذار در تولید آن نقش داشته با فیلمنامه ای از حمید سلیمی روزنامه نگار خوش ذوق سینمایی، از جمله پروژه هایی است که امید زیادی به موفقیت آن در جشنواره فجر میرود.

«چهارسو» توسط فرهاد نجفی کارگردانی شده و ضیغمی هم نجفی را کارگردانی جوان و مستعد دانسته که خیلی خوب ابزار کار در سینما را میشناسد. «چهارسو» دومین فیلمی است که سرمایه آن توسط دفتر تولید فیلم نیوشا ضیغمی-آرش پولادخان تامین میشود و این زوج سینمایی کافی است در تولید یک فیلم دیگر سرمایه گذاری کنند تا مجوز تهیه کنندگی آنها صادر شود.

ضیغمی هنوز برای دفتر تولید فیلم خود نامی را انتخاب نکرده اما بعد از تولید فیلم بعدی و دریافت مجوز تهیه کنندگی حتما یک عنوان سینمایی هم برای شرکت سینمایی خود برمیگزیند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۹/۲۴, ۱۲:۳۵
دردسرهای ساخت «اسب حیوان نجیبی است»+سکانس​های حذف شده و برخورد جالب ناجا

یک شب مدیر تولید ما با سرمایهگذاری قرار داشت و قرار بود پول برگردد. اما هر چه صبر کردیم نیامد تا نگرانش شدیم. وقتی از راه رسید تعریف کرد که گرفتار نیروی انتظامی شده و ماموران برای آزاد کردنش پول خواستهاند که چون همراه نداشته او را سوار اتومبیل کرده و به خانه دوستهایش بردهاند تا پول جور کنند...

«عبدالرضا کاهانی» کارگردان جوان سینمای ایران در گفت و گویی که با «صنعت سینما» انجام داده است، حرف های جالبی را در خصوص فیلمش (اسب حیوان نجیبی است) زده که در ادامه قسمت هایی از آن را می خوانید:

- من به آقای سجادپور پیشنهاد دادم که اعلام کنید فیلم های من برای خانواده ها مناسب نیست، ولی اگر خانواده ای به تماشای فیلم رفت به خودش مربوط است و قول می دهم دوباره بیاییند و فیلم را ببینند.

- معتقدم آدم ها وقتی کار داشته باشند فحش نمی دهند و می روند دنبال کارشان، ولی وقتی ایستا باشند و هدف نداشته باشند، شروع می کنند به حرف مفت زدن و فحش دادن. آده های این فیلم، بی کار هستند و به همین خاطر ناسزا می گویند.

- وقتی فیلمبرداری تمام شد و عکس عطاران در لباس نیروی انتظامی چاپ شد با ما تماس گرفتند و از ما شکایت شد در حالی که فیلم را ندیده بودند. بعد فیلم را دیدند و کارشناسان نیروی انتظامی به این نتیجه رسیدند که باید رئیس کل نیروی انتظامی نظر بدهد. در این جلسه که همه فرماندهان حضور داشتند با هم فیلم را دیدیم. ابتدا موضع گیری داشتند، شانس من این بود که همان روز آدمی را دستگیر کرده بودند که در لباس رئیس نیروی انتظامی از بازیگران و ورزشکاران اخاذی کرده و در بازداشتگاه بود. سردار کارگر ک در آن جلسه بود از این اتفاق به شدت عصبانی بود و به دفاع از فیلم پرداخت و گفت خوب است چنین فیلم هایی ساخته شود و مردم ببینند و آگاه شوند. این جلسه در نیمه شب بود و در حالی که نمایش های فیلمم در جشنواره فجر لغو می شد، فیلم ما توانست مجوز بگیرد و شب بعد اولین نمایش را در جشنواره فجر داشت.

- من در آن جلسه همین حرف را زدم! خود ما دو دست لباس را با باتوم برای عطاران به قیمت هشتاد هزار تومان از گمرک خریدیم. چون اگر می خواستیم از نیروی انتظامی لباس بگیریم باید فیلم نامه را می خواندند و ماموری را سر فیلمبرداری می فرستاند تا بر همه چیز نظارت کند. اما ما میخواستیم فیلم خودمان را بسازیم.

- دیدم آدمهایی از این حرفها میزنند که اصلا به ظاهرشان نمیآید، اما بعد همین آدمها وقتی فیلم را میبینند، مرا نصیحت میکنند که نشان دادن این رفتار خوب نیست! اگر خوب نیست چرا خودتان میگویید! و وقتی میگویید چرا ما نگوییم؟ این حرفهایی که در فیلم گفته میشود من نمیگویم، بلکه آدمهایی مثل شما میگویند. وا الله من اصلا فحش نمیدهم و کسانی که مرا میشناسند میدانند آدم مودبی هستم. ضمن آنکه قرار نیست هر چیزی که فیلم میگوید درست باشد. این فقط یک فیلم است.

- قبل از «اسب...» میخواستم فیلمنامهای را که به طور مشترک با پیمان معادی نوشتهبودم بسازم که یک فیلم کاملا زنانه بود. اما مجوز ساخت به من ندادند. آقای سجادپور به من گفت: «چون فیلمهای تو رئال است بهتر است فیلم زنانه نسازی.» به همین دلیل فکر کردم یک فیلم کاملا مردانه بسازم.

- «اسب...» متاثر از یک ماجرای واقعیست که قبلا شنیدهبودم. سر «بیست» شرایطی پیش آمد که سرمایهگذار کار را از دست دادیم و 10 روز به شروع فیلمبرداری نمیدانستیم چه کنیم. یک شب مدیر تولید ما با سرمایهگذاری قرار داشت و قرار بود پول برگردد. اما هر چه صبر کردیم نیامد تا نگرانش شدیم. وقتی از راه رسید تعریف کرد که گرفتار نیروی انتظامی شده و ماموران برای آزاد کردنش پول خواستهاند که چون همراه نداشته او را سوار اتومبیل کرده و به خانه دوستهایش بردهاند تا پول جور کنند. این داستان در ذهنم ماند تا اینکه سوژه فیلم جدیدم شد.

- گاهی فیلم ها را خیلی جدی می گیریم و یادمان می رود که فقط یک فیلم است چون مسئولان ما خیلی جدی می گیرند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۹/۲۵, ۰۱:۲۴
حامد بهداد بازی در فیلم رومن پولانسکی را قبول نکرد

حامد بهداد از همکاری با رمان پولانسکی و مونیکا بلوچی انصراف داد.


به گزارش پارس توریسم،این بازیگر که در روزهای قبل به ترکیه سفر نموده بود،در شهر استامبول دیداری رسمی با رمان پولانسکی و مونیکا بلوچی داشت ،اما پس از تست زبان(ایتالیایی و فرانسه )و طرح کلی قصه توسط این کارگردان سرشناس حامد بهداد از همکاری با این پروژه پرهیز نمود و به نوشته سینمای ما استامبول را به مقصد تورنتو کانادا ترک کرد،

حامد بهداد در پاسخ در خصوص عدم همکاری با رمان پولانسکی گفت:متاسفانه با تمام علاقهای که به سینمای اروپا دارم نتوانستم به دلیل مغایرت با شئونات اجتماعی ایران در این فیلم حضور داشته باشم .

گفتنی است این فیلم محصول مشترک ایتالیا و فرانسه است و به زودی مقابل دوربین خواهد رفت .

آمن خادمی
۱۳۹۰/۰۹/۲۷, ۰۰:۴۰
یک مجری دیگر صداوسیما بازیگر شد

«احسان علیخانی» مجری تلویزیون احتمال دارد یکی از نقشهای اصلی پروژه «هیس !دخترها فریاد نمی زنند» به کارگردانی پوران درخشنده را بازی کند.

احسان علیخانی مجری برنامه های تلویزیونی چون ماه عسل که همیشه اجرای اش مورد توجه بینندگان صدا و سیما قرار گرفته است، احتمال دارد یکی از نقشهای اصلی پروژه «هیس !دخترها فریاد نمی زنند» به کارگردانی پوران درخشنده را بازی کند.

شنیده ها حاکی از این است که علیخانی با پوران درخشنده مذاکره کرده و احتمال دارد یکی از نقشهای اصلی این پروژه را بازی کند.

به غیر از این پروژه سینمایی، علیخانی برای حضور در یک پروژه تلویریونی با پیشنهاداتی مواجه شده که ظاهرا اولویت او حضور در سینماست.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۰۲, ۲۰:۲۸
واکنش وزیر ارشاد به موفقیت های جدایی نادر از سیمین

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه با اصل برنامه های تئاتر مخالفتی وجود ندارد، گفت: متون بعضی از تئاترها زمانی که مجوز میگیرند با زمانی که اجرا می شوند، تفاوت دارند.


سیدمحمد حسینی در گفتوگو با ایسنا، درباره مسائلی که اخیرا برای نمایش هایی مثل «خشکسالی و دروغ» و «افسانه ببر» پیش آمد و توقیف آنها، گفت: مدتی مسافرت بودم و از توقیف این دو کار اطلاعی ندارم. بعضی از کارهای تئاتر زمانی که مجوز میگیرند، با زمانی که روی صحنه اجرا میشوند، خیلی تفاوت دارند و طبیعی است که به اینگونه کارها تذکر داده شود.

او همچنین متذکر شد: قسمتهایی از اینگونه تئاترها به اصلاح احتیاج دارند و اگر این اصلاحات به سرعت انجام شود، خب کار میتواند ادامه پیدا کند. اما ممکن است به دلیل اصلاحات در آن وقفه ایجاد شود و دوباره به روی صحنه برود. با تعاملی که وجود دارد، جای هیچگونه نگرانی نیست.

وزیر ارشاد همچنین دربارهی موفقیت های بینالمللی فیلم «جدایی نادر از سیمین» و معرفی این فیلم از سوی ایران به آکادمی اسکار، گفت: باید صبر کنیم و ببینیم داوران چه ارزیابی هایی در مورد این فیلم میکنند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۰۲, ۲۰:۳۹
انتقاد تند محمد رضا فروتن ازشبکه فارسی وان

برنامه تقدیر از عوامل سریال از یاد رفته به کار گردانی فریدون حسن پور باعث شد تا در حاشیه این برنامه ،دوربین های صدا وسیما به سراغ محمد رضا فروتن بروند و اظهار نظر جالبی رااز این بازیگر سینما و تلویزیون بشنوند .

به گزارش پارس توریسم ،محمد رضا فروتن در صحبتهای خود که از شبکه خبر پخش می شد با تمجید از سریال از یاد رفته ،این سریال را سریال ارزشمندی خواند وبه بهانه ستایش از سریال از یاد رفته به شدت از سریالهایی که آن ها را سریالهای سخیف شبکه های ماهواره ای می خواند انتقاد کرد .

او در ادامه خطاب به خبرنگاران صداو سیما گفت :من می خواهم با صراحت ازاین برنامه های سخیف شیکه های ماهواره ای نام ببرم وامیدوارم شما حتما آن را پخش کنید .

وی درادامه باانتقاد شدید از سریالهای فارسی وان گفت :این سریالها باعث فروپاشی بسیاری از خانواده ها شده و تاثیرات بسیار منفی دارند .

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۰۲, ۲۰:۴۸
واکنش مهران مدیری به شایعه تصادفش

امسال برای هفتمین بار،شایعه تصادف کردن من به گوش ها رسیده که خوشبختانه حال من خوب است.

مهران مدیری کارگردان سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار حوزه تلویزیون باشگاه خبرنگاران گفت:حال من خوب است و خبر تصادف من جز یک شایعه،چیزی بیشتر نیست.

وی افزود: امسال شاید این شایعه به 7 یا 8 بار می رسد که هدف از آن برای من مشخص نیست.

وی خاطرنشان کرد:برای افراد شایعه پراکن بسیار متاسفم !چون حال من بسیار خوب است

ماهور
۱۳۹۰/۱۰/۰۶, ۰۱:۲۸
پیمان معادی بالاتر از برادپیت و جرج کلونی

در نظرسنجی از 95 منتقد آمریکایی، پیمان معادی به عنوان چهارمین بازیگر برتر سال انتخاب شده و «جدایی نادر از سیمین» عنوان دومین فیلم و فیلمنامه برتر را به خود اختصاص داده است.

به گزارش هفت صبح، درحالی که موفقیت های پی در پی و فراتر از انتظار «جدایی نادر از سیمین» این روزها ادامه دارد و ما را ناگزیر می کند هر روز درباره فرهادی و موفقیت های فیلمش بنویسیم، انتشار نتایج نظرسنجی از 95 منتقد آمریکایی که دیروز منتشر شد، نشان می دهد استقبال از فیلم اصغر فرهادی فقط توجه به کلیت فیلم نیست و اجزای فیلم هم به شدت موردتوجه منتقدان آمریکایی قرار گرفته است. مهم ترین شاهد این مدعا آن است که در این نظرسنجی، پیمان معادی به عنوان چهارمین بازیگر برتر سال از منتقدان سخت گیر رای گرفته است.

این اتفاق وقتی مهمتر می شود که بدانیم او بالاتر از براد پیت، جرج کلونی، جین دویاردین (بازیگر فیلم خبرساز «هنرمند» و برنده جایزه بهترین بازیگر جشنواره کن)، رایان گاسلینگ، رالف فاینس، لئوناردو دی کاپریو و دیگران ایستاده است. نتایج نظرسنجی، مایکل شانون، بازیگر فیلم «پناه بگیر» را به عنوان بهترین بازیگر مرد سال معرفی کرده که با 81 رای اول است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۱۰, ۱۹:۴۶
وقتی آنجلینا جولی از مادرش میگوید

جولی پس از بازیگری، کارگردانی و فعالیت به عنوان سفیر حسن نیت سازمان ملل، حالا نویسندگی را نیز تجربه خواهد کرد.
«آنجلینا جولی»، بازیگر و کارگردان سینمای هالیوود در حال نگارش داستانی بر اساس زندگی مادرش است. جولی این داستان را با الهام از زندگی مادرش، مینویسد که در سال 2007 درگذشت.

بر اساس این گزارش، جولی تاکید کرده که تا زمان تکمیل داستان، قصدی برای ارائه آن به عموم ندارد.
وی که به تازگی فیلم «در سرزمین خون و عسل» را در نوبت اکران دارد و در میان نامزدهای بهترین فیلم خارجی زبان در جایزه گلدن کلوب نیز انتخاب شده، پس از بازیگری و کارگردانی و فعالیت به عنوان سفیر حسن نیت سازمان ملل، نویسندگی را تجربه خواهد کرد.
جولی درباره نگارش این داستان گفته است که این داستان را درباره زندگی مادرم پس از درگذشت وی نوشته ام. این متون، چیزهایی هستند که نمی توانم به دیگران ارائه کنم ولی زندگی با شخصیت ها و آدم ها در این دنیای خصوصی برای من دلپذیر بوده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۱۳, ۰۰:۴۰
گزارش هالیوود ریپورتر از فیلم "جدایی نادر از سیمین"


درام «جدایی نادر از سیمین» در هشتاد و چهارمین دوره جوایز اسکار در بخشهای بهترین فیلمنامه، کارگردانی و فیلم خارجیزبان یک رقیب است.

به گزارش خبرآنلاین، نشریه هالیوود ریپورتر در شماره ویژه جوایز خود در ماه دسامبر به بهانه اکران «جدایی نادر از سیمین» در آمریکا گزارشی مشروح از این فیلم منتشر کرده که در ادامه بخشهایی از آن را میخوانید.

سینمای ایران سالهاست مورد تحسین تماشاگران فیلمهای هنری است. از 30 دسامبر با اکران «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی - که یک درام دادگاهی مهیج درباره طلاق و پرونده یک قتل است - در سینماهای آمریکا این امکان ایجاد شده که سینمای ایران تماشاگران بیشتری پیدا کند.

بوف کور
۱۳۹۰/۱۰/۱۳, ۰۹:۲۱
الناز شاکردوست بازیگر موفق سینمای ایران در فیلم اینجا تاریک نیست گریمی بسیار جالبی را تجربه کرده است که برای اولین بار عکس آن را منتشر می کنیم.
الناز شاکردوست در قسمت هایی از این فیلم باید با گریم سنگین و خیلی متفاوت بازی می کرد.
فیلم سینمایی اینجا تاریک نیست اثری متفاوت از محمدرضا خاکی می باشد که به زودی اکران عمومی خواهد شد.

http://images.boursy.com/imported/2012/01/6.jpg

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۱۳, ۱۵:۵۳
زندگی هنری محمد علی کشاورز در بازار کتاب زندگینامه شخصی و هنری محمدعلی کشاورز در 5بخش به بررسی و نقد این بازیگر و کارگردان پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون در قبل و بعد از انقلاب می​پردازد.

به گزارش خبرآنلاین، کتاب «اکسیر نقش» زندگی هنری محمدعلی کشاورز از مجموعه تئاتر ایران در گذر ایام منتشرشد. این کتاب که چهارمین عنوان از این مجموعه در انتشارات افراز است به همت «اعظم کیانافراز و یاسین محمدی» تهیه و تدوین شده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۱۵, ۲۱:۲۴
فیلم اکران نشده گلشیفته فراهانی در شبکه خانگی

نخستین فیلم سینمایی فرزاد موتمن در مقام کارگردان با عنوان «هفت پرده» که حدودا ده سال قبل یعنی در سال 79 تولید شده بود ولی به دلیل مضمون صریح اجتماعی اش هیچ گاه فرصت اکران عمومی نیافته بود، به شبکه نمایش خانگی عرضه شد.

به گزارش شبکه ایران، یکی از نقشهای اصلی این فیلم را گلشیفته فراهانی بازیگر مهاجر ایرانی بازی میکند و «هفت پرده» در زمان خود دومین تجربه بازیگری فراهانی بعد از «درخت گلابی» بود!

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۱۶, ۲۳:۰۲
توضیح داریوش مهرجویی درباره یک شایعه

پیرو درج اخبار و شایعاتی مبنی بر تاسیس موسسه فیلمسازی تحت عنوان «آغازگران و اندیشهسازان» و استودیویی به نام «استودیو آوا» توسط داریوش مهرجویی، این کارگردان سینمای ایران گفت: «متاسفانه شنیدهام دفتری تحت این عنوان فعالیت میکند.

به گزارش ایسنا، این در حالی است که من اصلا شرکت یا دفتری تحت این عنوان ندارم.»

ماهور
۱۳۹۰/۱۰/۱۷, ۱۰:۵۸
محسن تنابنده سریال پایتخت 2 را کنسل کرد
حضور محسن تنابنده در فیلم سینمایی محمد(ص)، تولید قسمت دوم سریال نوروزوی «پایتخت» را منتفی کرد.

در حالی که پیش از این مدیر شبکه یک سیما از قطعی بودن ساخت سری دوم سریال پرمخاطب «پایتخت» به عنوان سریال نوروزی سال 91 خبر داده بود اما زمزمههای قطعی از توقف ساخت این پروژه تلویزیونی شنیده میشود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۱۸:۳۱
آقای وزیر اشتباه نشسته اید اینجا عرصه فرهنگ است و این خانه چند روزی میزبان شماست

9 نفر از سینماگران مطرح انقلاب و دفاع مقدس باانتشار بیانیه ای به شدت به انحلال خانه سینما اعتراض کردند .

این بیانیه که نسخهای از آن عصر روز شنبه در اختیار پارس توریسم قرار گرفت به امضای مجید مجیدی، منوچهر محمدی، کمال تبریزی، محمدرضا هنرمند، ابراهیم حاتمیکیا، مجتبی راعی، حسن برزیده، سیدرضا میرکریمی و احمدرضا درویش رسیده است.
متن بیانیه به این شرح است:
«یا حافظ یا رافع

ماهی این آب گل آلود کجاست؟

عقل و عقلاء که حیرانند.

قانون و قانوندانان هم که تایید نمیکنند.

مصلحت این ایام سخت هم که اقتضاء نمیکند.

با شان و فرهنگ هم که تناسبی ندارد.

پس چرا این فرمان چند خطی «انحلال»، چنین آشوبی بپا کرده است؟

عزیزان؛ ما یقین کردیم که این میل مرموز، قصدی جز بالا بردن هزینه برای نظام اسلامی ندارد.

این آب گل آلود شده، حاصل طراحی مهندسانی است که با وعده ریلگذاری سینمای آرمانی، ریل قطارِ شتابانِ سینما را بیهراس از واژگونی برمی چینند.

آیا سه سال سکانداری سینما نتیجهاش چنین افتخاریست که مقام محترم وزارت فرهنگ در مقابل دیدگان مردم، با لحنی امنیتی خبر از کشف و ضبط و توقیف خانهای را بدهد که دو دهه مامن اهالی سینما بوده است؟

آیا در این مدت بقیه ارکان نظام خواب بودهاند؟

آقای وزیر اشتباه نشستهاید. اینجا عرصه فرهنگ است و این خانه چند روزی میزبان شماست. براستی این ادب مهمانی را از کجا آوردهاید؟

سخن ما نه خانه سینماست و نه عملکرد آن، که هر چه هست از همه ماست؛ ولی اگر ذرهای انصاف و معرفت باشد، میداند که غالب این سینمای نجیب، مولود فرزندان نهضتی است که در پاسداری آن جان و مال و آبرو گذاشتهاند و حاضر نیستند تن به اراده نامیمون و فراقانونی بدهند که هدفش سرکوب استقلال و حریت کسانی است که خود را ملتزم به ارزشهای آرمانی نظام و قانون اساسی میدانند.

باشد که بزرگان و دلسوزان کشور بشنوند و چارهای بیندیشند.

فتوکل علی الله

هفدهم دی ماه یکهزار و سیصد و نود

مجید مجیدی، منوچهر محمدی، کمال تبریزی، محمدرضا هنرمند، ابراهیم حاتمیکیا، مجتبی راعی، حسن برزیده، سیدرضا میرکریمی و احمدرضا درویش.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۱۸:۵۹
توضیح اداره کل حقوقی ارشاد در مورد خانه سینما

مدیرکل حقوقی و امور مالکیت معنوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در مورد صدور دستور انحلال خانه سینما توضیحاتی ارائه کرد.
به گزارش پایگاه خبری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مدیرکل حقوقی و امور مالکیت معنوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد: «چون اقدام به طرح دعوی توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مدتی قبل صورت گرفته بود و متعاقبا شورای فرهنگ عمومی اعلام کرد که تشکل موسوم به خانه سینما غیرقانونی بود و هیئت نظارت نیز هیچگونه مجوزی برای تشکیل خانه سینما صادر نکرده است، لذا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دستور انحلال این تشکل را صادر کرد که اکنون این دستور مراحل اجرایی خود را طی میکند.»

او اظهار داشت: «بنابراین دیگر نیازی به رسیدگی در دادگاه عمومی وجود نداشته و دادخواست مسترد شد.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۱, ۲۳:۰۹
ایرج طهماسب در پشت صحنه «کلاه قرمزی و بچه ننه»


این روزها ایرج طهماسب و حمید جبلی به شدت درگیر فیلمبرداری «کلاه قرمزی و بچه ننه» هستند و میثم مولایی هم تدوین کار را برعهده دارد تا نسخهای کامل از فیلم به جشنواره فجر برسد.

ماهور
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۳:۰۸
احتمال انصراف مهران مدیری ازساخت قهوه تلخ

شنیده میشود که «مهران مدیری» از ساخت ادامه «قهوه تلخ» منصرف شده است.

به گزارش فارس، سازندگان مجموعه قهوه تلخ حدود 2 ماه و نیم است که ادامه تصویربرداری سریال را متوقف کرده اند و گویا با منحل شدن گروه سازندگان و وقفه طولانی در ارائه قسمتهای جدید، تهیه کنندگان از ادامه ساخت این مجموعه منصرف شده اند.

همچنین با آمدن نسخه قاچاق سه قسمت آخر سریال، شایعاتی مطرح شد که وزارت ارشاد از ارائه پروانه نمایش به قسمتهای جدید قهوه تلخ سر باز زده است و بازار این شایعه داغ است که وزارت ارشاد به صورت ضمنی آب پاکی را بر دستان مهران مدیری ریخته و قرار است دیگر ادامه سریال قهوه تلخ ساخته نشود. البته سازندگان مجموعه «قهوه تلخ» تا به حال در مقابل این سخنان سکوت کرده اند و هیچ واکنشی نشان نداده اند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۸:۴۲
زمان پیش فروش بلیتهای فیلم فجر

پیش فروش اینترنتی بلیتهای سی اُمین جشنواره فیلم فجر از سه شنبه 27 دی ماه به صورت اینترنتی آغازخواهد شد.

به گزارش مهر، سیمون سیمونیان مسئول پیش فروش بلیتهای سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر با اعلام این خبر افزود: پیش فروش اینترنتی بلیتهای جشنواره از سه شنبه 27 دی ماه آغاز میشود و به مدت سه روز ادامه پیدا میکند. قیمت هر سری ده تایی بلیت مسابقه سینمای ایران، مسابقه فیلمهای اول و آیینه سینمای ایران 40 هزارتومان خواهد بود. همچنین، مسابقه سینمای بین الملل 30 هزار تومان است و سایر بخشهای خارجی شامل جشنواره جشنوارهها، جلوهگاه شرق، سینمای سعادت و مرور سینمای بین الملل 20 هزار تومان خواهد بود.

وی ادامه داد: علاوه برمسابقه سینمای ایران، فیلمهای بخشهای "نگاه نو" (فیلمسازان اول) و "آینه سینمای ایران" (خارج ازمسابقه)، سینمای حقیقت( فیلم های مستند بلند)؛ بخش بینالملل شامل "جام جهاننما"(مسابقه بینالملل)، "جلوه گاه شرق"(مسابقه سینمای آسیا)، "سینمای سعادت"(کشورهای جهان اسلام) و "جشنواره جشنوارهها" نیز به صورت اینترنتی به فروش خواهد رسید.

به گفته وی پیش فروش بلیتها به مانند سالیان قبل ازطریق وب سایت های fajrticket.irو fajrticket.comصورت خواهد گرفت. مخاطبان پس از خرید، برای دریافت بلیتهای خود در تاریخهای 29 و 30 دی ماه و اول بهمن ماه با در دست داشتن کد رهگیری و کارت شناسایی معتبر به پردیس سینمایی ملت ( تهران - خیابان ولیعصر- بزرگراه نیایش - مقابل بزرگراه کردستان) مراجعه کنند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۱۸:۴۵
حمید فرخ نژاد از بازی در "محمد(ص)" انصراف داد

حمید فرخنژاد در فیلم «محمد» (ص) مجید مجیدی مقابل دوربین نمیرود.

این بازیگر که پیش از این اعلام شده بود در فیلم مجیدی نقش ابوسفیان را بازی میکند، خودش میگوید؛ به دلیل تقارن با فیلم «استرداد» در آن پروژه حضور نخواهد داشت.
فیلمبرداری «استرداد» به کارگردانی علی غفاری و تهیهکنندگی محسن علیاکبری از اوایل بهمن در مسکو آغاز میشود.

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۰/۲۶, ۲۱:۳۲
فیلم لحظه گرفتن جایزه گلدن گلوب توسط اصغر فرهادی:



http://www.parsvi.com/video/7350/فیلم-لحظه-گرفتن-جایزه-گلدن-گلوب-توسط-اصغر-فرهادی

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۰/۲۸, ۱۴:۴۵
خانه قاجاری هدیه تهرانی در شیراز

خانه قاجاری هدیه تهرانی در شیراز با مشارکت مردم و بی آنکه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در کار دخیل باشد، مراحل احیا را تا حدودی پشت سر گذاشته است. در حالی که صحبتهایی مبنی بر حمایت مالی از آن مطرح شده بود.

به گزارش ایسنا، خانه «کشمیری» در سال 1379 در فهرست آثار ملی ثبت شد و حدود سه سال پیش به تملک هدیه تهرانی بازیگر سینما درآمد.

کیارش اقتصادی نظریهپرداز خوشهسار بومی که در احیای این خانه مشارکت داشته است، درباره آخرین وضعیت آن توضیح داد: «این خانه با مشارکت مردم در حد آبرومندی احیا شده است؛ ولی اقامتگاه مسافران بهشمار نمیآید، بلکه یک «احیاخانه» است.»

او ادامه داد: «جنس «احیاخانه»ها از نوع اقامتگاههای بومی نیست؛ ولی علاقه مندان به احیا یا زندگی در فضاهای تاریخی برای مدتی میتوانند به این خانه ها وارد شوند و ضمن زندگی کردن در آنها، برای احیای این خانه های قدیمی کمک کنند.»

سرداربورسی
۱۳۹۰/۱۰/۲۹, ۱۵:۰۰
حذف تصویر گلشیفته فراهانی از وبسایت مجله فرانسوی

در پی واکنش منفی امروز افکار عمومی و رسانه ها در خصوص انتشار تصویر عریان هنرپیشه سابق سینمای ایران در وبسایت یک نشریه فرانسوی، تصویر گلشیفته فراهانی به دلایلی نامشخص از سایت این مجله حذف گردید.

به گزارش فارس، این اقدام گلشیفته به قدری ناباورانه بود که حتی حامیان وی نیز در ابتدا این تصویر را غیرقابل باور و ساختگی عنوان کردند؛ اما منبع انتشار خبر به اندازهای موثق بوده است که جای هر شک و شبههای را درباره تصویر این زن از بین میبرد.

انتشار عکس نیمه برهنه «گلشیفته فراهانی» در فیسبوک و پس از آن دیگر سایتهای اینترنتی واکنش بسیاری از سینما دوستان را برانگیخت که چرا بازیگری که یک روز خوش درخشیده بود، با پناه بردن به سینمای غرب، امروز افتخارش این است تا به حراج گذاشتن نجابتش، عکسش بر جلد یک مجله فرانسوی منتشر شده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۹:۴۰
پیشنهادافروغ درباره ماجرای گلشیفته فراهانی

یکی از موضوعاتی که در روزهای اخیر باعث وهن سینمای ایران شده و تاسف بسیاری از اهالی فرهنگ و سینما را برانگیخته است مسئله ی گلشیفته فراهانی و عمل مستهجن اوست. جدا از اینکه این اتفاق اصلا به نفع گلشیفته فراهانی نبوده اما باید دید که چرا ماجرا به اینجا کشیده می شود و یک بازیگر که با امکانات کشور به اینجا رسیده است اینگونه به فرهنگ ملی و دینی خود پشت می کند.

به گزارش آوینی فیلم در این باره گفتگو کردیم با دکتر عماد افروغ، جامعه شناس و نظر ایشان را جویا شدیم.

افروغ در شروع از مصاحبه کردن امتناع ورزیده و علت آن را اینطور بیان کرد: من در موضوعی که در برنامه ی پارک ملت مطرح کرده و بحث مردم سالاری دینی و حقوق مردم را از دیدگاه امیرالمومنین گفتم با سیلی از تهمت ها و فضاسازی ها مواجه شدم و به نظر بنده فضای نقد آزاد در کشور ما خیلی مناسب نیست و من می ترسم سر این موضوع دوباره قصه ای مثل برنامه ی پارک ملت ایجاد شود.

وی در ادامه گفت: من در اینجا می توانم فقط به چند نکته ی کوتاه اشاره کنم. اعتقاد من است که ماجرا می توانست به اینجا کشیده نشود اگر فضا آزاد بود من حرف هایم را راحت تر می زنم.

این استاد جامعه شناسی کشور افزود: خدا رحمت کند مرحوم ملاقلی پور را. وقتی که من فیلم میم مثل مادر را تماشا کردم ایشان را به کمیسیون فرهنگی مجلس دعوت کردیم و از ایشان تشکر کردیم. این کارگردان به ما می گفت که فیلم من فروش نمی کند و نیاز به حمایت دارد. ما هم نامه ای زدیم به صدا و سیما و از آن ها خواستیم که شرایط اکران در سیما فراهم شود. آن فیلم یکی از دلایل تاثیرگذاریش بازی خانم گلشیفته فراهانی بوده است.

عماد افروغ ادامه داد: حال چه می شود که کار به اینجا می رسد. به نظر بنده باید ساعت ها روی این موضوع کار کرد و حرف زد. این سوال برای همه ایجاد می شود که چرا یک بازیگر با این توانایی و این همه سرمایه گذاری به کشور و ملت و فرهنگ خود پشت می کند. آیا این کار او از سر لجبازی با ما نیست؟ ایا این کار او فقط دلیل شخصی دارد؟آیا برای مسائل مالی است؟ ما چه می توانستیم انجام دهیم که چنین اتفاقی نیفتد.

این نماینده ی سابق در مجلس شورای اسلامی در پایان این مصاحبه کوتاه به خبرنگار آوینی فیلم اینگونه پیشنهاد داد: به نظر بنده ما یک میزگردی از اهالی فرهنگ و سینما برگزار کرده و با تفکر شهید آوینی این مسئله را بررسی نماییم.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۱/۰۶, ۱۴:۳۸
دلیل سانسور "تا ثریا" از زبان ضرغامی

رییس سازمان صداوسیما ـ در پاسخ به پرسش خبرنگار ایسنا مبنی بر اینکه گفته میشود سریال «تا ثریا» با حذفیاتی روبهرو بوده، با تایید تلویحی این موضوع، از سریال «تا ثریا» و همچنین «شیدایی» و اهدافی که قصد انتقال آن را داشتند، دفاع کرد و آنها را سریال موفقی دانست.

به گزارش ایسنا، ضرغامی در پاسخ به پرسش ذکر شده در حاشیهی جلسه هیات دولت گفت: جزئیات مربوط به مجموعهی سریالها و مباحث اینچنینی را مسؤولان مربوطه در معاونت سیما باید پاسخ دهند اما مجموعههای اشاره شده با هدفگذاری مشخصی تولید و پخش شدهاند و هدفهایی را دنبال میکردند؛ مثلا در سریال «شیدایی» بحث در مورد مزمت دروغ بود که این موضوع به خوبی منعکس شد. اثرات دروغ گفتن و همچنین در مورد اهمیت انسجام خانواده مسائلی را مطرح کرد که به خوبی منتقل شد و من از آقای عسگرپور به خاطر تولید این سریال تشکر میکنم و در مجموع این کار موفقی بود.

رییس سازمان صداوسیما همچنین با اشاره به پخش سریال «تا ثریا» از شبکه اول سیما و با اشاره به اهداف این سریال در مزمت ربا و شرکتهای هرمی گفت: در واقع در این سریال نشان داده شد که اگر افراد وارد این مقولات شوند به خاک سیاه کشیده میشوند و پیام خود را به درستی منتقل کرد و سریال آموزندهای بود.

ضرغامی در ادامه صحبتهای خود گفت: اگر یک سریال در مجموع فضای دراماتیکش به گونهای باشد که حالت غم و اندوه را زیاد کند ممکن است سریال توسط مسؤولان مربوطه مورد جرح و تعدیل قرار گیرد.

وی گفت: در مجموع دو سریال ذکر شده بر اساس هدفگذاریهای انجام شده تمام شد و اگر این مجموعه یا هر مجموعه دیگری به همین دلیل که عرض کردم یعنی در واقع فشردهتر شود به خاطر اینکه پیامش بهتر و درستتر منتقل شود، یک مساله عادی است و چیز جدیدی نیست.

البته در این بین یکی از خبرنگاران نیز به ضرغامی انتقاد وارد کرد که چرا روز گذشته در هنگام پخش سریال «شوق پرواز» و در موقعی که خبر شهادت یکی از خلبانان در این سریال داده شد، سریال قطع شد و در وسط آن آگهی در ارتباط با پوشک بچه و چیپس پخش شد که ضرغامی انتقاد این خبرنگار را پذیرفت و گفت که اگر چنین کاری انجام شده بدسلیقگی بوده است.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۱/۰۶, ۱۵:۱۵
اکران "روز رستاخیز" با سه نام و سه زبان در سال آينده

فيلم سينمايي 'روز رستاخيز' ساخته احمدرضا درويش با سه نام و سه زبان مختلف در سال آينده اکران ميشود/ فيلم مقطع تاريخي مرگ معاويه تا شهادت امام حسين(ع) را روايت ميکند
نسیم: تدوين فيلم سينمايي «روز رستاخيز» توسط «طريق انور» تدوينگر معروف و نامزد دريافت اسکار (براي فيلم سينمايي سخنراني پادشاه) در لندن در حال انجام است و درويش ظرف 25 روز آينده براي فاينکات نهايي عازم انگليس خواهد شد. زبان اصلي فيلم سينمايي «روز رستاخيز» فارسي خواهد بود و به زبانهاي عربي و انگليسي دوبله و اکران خواهد شد. يوم الحُرّيه (روز آزادي) نام عربي فيلم و He who said no (آنکه گفت نه) نام انگليسي فيلم خواهد بود.

سرداربورسی
۱۳۹۰/۱۱/۰۸, ۲۱:۰۳
«قهوه تلخ» چند میلیارد تومان فروخت؟



به گزارش شبکه ایران خشایارالوند نویسنده «قهوه تلخ» با انتقاد از اینکه تهیه کننده دستمزدهای عوامل این مجموعه را پرداخت نمی کند در گفت و گو با همشهر جوان در آمد حاصل از فروش این مجموعه را 42 میلیارد تومان عنوان کرده است.

ناهید
۱۳۹۰/۱۱/۱۰, ۱۲:۱۵
http://up1.iranblog.com/images/79942571403697786711.jpg

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۲:۵۱
ناهید جونم خواجه امیری روز اول دو سانس برنامه داره توی برج میلاد ،تو هستی که ؟!!!
http://images.boursy.com/imported/2011/06/6.gifhttp://images.boursy.com/imported/2011/06/6.gifhttp://images.boursy.com/imported/2011/06/6.gif

ناهید
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۲:۵۳
http://images.boursy.com/

آمن جونم قرار شد کدوم ساعت باشیم و چندتا از کنسرتها رو من باید نظارت کنم ;;):d

ناهید
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۲:۵۶
ناهید جونم خواجه امیری روز اول دو سانس برنامه داره توی برج میلاد ،تو هستی که ؟!!!
http://images.boursy.com/imported/2011/06/6.gifhttp://images.boursy.com/imported/2011/06/6.gifhttp://images.boursy.com/imported/2011/06/6.gif

با سانس دو موافقم عزیزم ولی محسن یگانه رو بیشتر ترجیج میدم >:d<;;)

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۲:۵۷
من می گم خواجه امیری،یگانه،فلاحی،ارکستر ملی،گروه ژیوار،مازیار فلاخی،گروه لیان خیلی عالیه ...یه جور برنامه بریزیم که با هم هماهنگ کنیم برج هم بریم...وای ناهید گروه ژیوار باید دستمال هم با خودمون ببریم ....:d:d:d:d:d

ناهید
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۲:۵۹
راستی آمن جونم آب معدنی کمیاب شده نکنه احتکار کردن برای اون شب که دیگه ......؟:d ولی برج میلاد با تالار وحدت فرق داره دیگه بهانه ایی نیست:-> البته فک کنم بهانه ایی نیست

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۲:۵۹
با سانس دو موافقم عزیزم ولی محسن یگانه رو بیشتر ترجیج میدم >:d<;;)
ناهید جونم من می گم دوتاش رو هم بریم ...خوش می گذره ...کلی می خندیم ..مخصوصا ادای کلافه شدن خواجه امیری روی سن دیدنیه .....=))=))=))=))=))

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۳:۰۰
راستی آمن جونم آب معدنی کمیاب شده نکنه احتکار کردن برای اون شب که دیگه ......؟:d ولی برج میلاد با تالار وحدت فرق داره دیگه بهانه ایی نیست:-> البته فک کنم بهانه ایی نیست

ناهید جونم تازه اون سری شانس آوردیم سه تا مونده بود...وگرنه از تشنگی می مردیم تو اون تابستون...این سری می گیم از سوپر مارکت تهیه کنند....;):d;):))

ناهید
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۳:۰۷
ناهید جونم تازه اون سری شانس آوردیم سه تا مونده بود...وگرنه از تشنگی می مردیم تو اون تابستون...این سری می گیم از سوپر مارکت تهیه کنند....;):d;):))

نه دیگه ایندفعه قرار شد من توی کیفم رانی بذارم تازه میخوام بیسکویت هم بیارم که دیگه اون خانمه به بعضیا تغذیه نده :d;;)

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۳:۰۹
نه دیگه ایندفعه قرار شد من توی کیفم رانی بذارم تازه میخوام بیسکویت هم بیارم که دیگه اون خانمه به بعضیا تغذیه نده :d;;)


ناهید اون همیشه تغدیه داره....تو نگران نباش...همیشه کیفش پر از خوراکیه....:d:d:d:d

ناهید
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۳:۰۹
ناهید جونم من می گم دوتاش رو هم بریم ...خوش می گذره ...کلی می خندیم ..مخصوصا ادای کلافه شدن خواجه امیری روی سن دیدنیه .....=))=))=))=))=))
باووووشه از صدای خواجه امیری هم خوشم میاید آمن جونم ;;)

ناهید
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۳:۱۱
ناهید اون همیشه تغدیه داره....تو نگران نباش...همیشه کیفش پر از خوراکیه....:d:d:d:d
اون دفعه که به ما نداد فقط به یک نفرمون داد یادم نمیاد که اون یک نفر به ما هم تعارف کرد یا خودش تنها خورد b-):->

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۳:۱۵
باووووشه از صدای خواجه امیری هم خوشم میاید آمن جونم ;;)

ناهید جونم رستاک هم هست اااااااااااااااااا....رعنا تی تومان گِله کِشه ،رعنا تی غصه آخر مَره کوشه ،رعنا دیل دَبَسی کُردآجانه،رعنا حنا بَنَی تی دَستانه،رعنا ...آی رو سیا ،رعنا !برگرد بیا رعنای......http://images.boursy.com/imported/2011/06/6.gifhttp://images.boursy.com/imported/2011/06/6.gifhttp://images.boursy.com/imported/2011/06/6.gif

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۳:۴۲
سلام

با توجه به اینکه در این ایام تا پایان بهمن ماه سه جشنواره یعنی موسیقی،فیلم و تئاتر فجر برگزار می شود؛این تاپیک برای اطلاع دوستان به بخش اصلی آورده شد

منتظر خبرهای شما در این زمینه هستیم...<:-p<:-p<:-p<:-p<:-p

ناهید
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۳:۵۳
سلام

با توجه به اینکه در این ایام تا پایان بهمن ماه سه جشنواره یعنی موسیقی،فیلم و تئاتر فجر برگزار می شود؛این تاپیک برای اطلاع دوستان به بخش اصلی آورده شد

منتظر خبرهای شما در این زمینه هستیم...<:-p<:-p<:-p<:-p<:-p

ممنون آمن عزیزم:x:x:x
ضمنا" دوستان عزیز این سایت رو هم بد نیست مشاهده کنید

http://www.sigozar.com/ticketing/concertList.sigozar

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۱/۱۱, ۲۳:۵۹
برنامه نمایش فیلم ها در سینما های سی امین جشنواره فیلم فجر...ویژه پردیس سینما ملت


http://cinematicket.ir/images/fajr/pardismellat1.jpg


http://cinematicket.ir/images/fajr/pardismellat2.jpg


http://cinematicket.ir/images/fajr/pardismellat3.jpg


http://cinematicket.ir/images/fajr/pardismellat4.jpg

ماهور
۱۳۹۰/۱۱/۱۲, ۱۱:۲۴
بوسیدن روی ماه و خوابم می اد(رضا عطاران) رو توصیه می کنم همه برن ببینند؛محشره:-&:x

مجيد رادمنش
۱۳۹۰/۱۱/۱۲, ۱۳:۱۴
معتمدآریا جایزه لانگ لوا را گرفت


فاطمه معتمد آریا، بازیگر سینمای ایران دوشنبه شب در پاریس جایزه جهانی و معتبر هانری لانگ لوا فرانسه را دریافت کرد.


به گزارش خبرنگار مهر، فاطمه معتمدآریا بازیگر نامدار سینمای ایران برای مجموعه فعالیت های سینمایی توانست این جایزه را دریافت کند.


در بیانیه اعلام اهدای جایزه به فاطمه معتمدآریا آمده است: این جایزه به پاس تلاشهای فاطمه معتمدآریا در راستای ارتقای حرفه سینما، تعهد و حفظ حرمت هنر و تلاشهای فرهنگی به این بازیگر سینمای ایران تقدیم میشود.


معتمدآریا پس از دریافت جایزه اش گفت: همه ما امشب دلیلی مشترک برای با هم بودن داریم. بی آنکه بیندیشیم به چه زبانی حرف می زنیم و در کدام کشور زندگی می کنیم و از کجای جهان به اینجا آمده ایم.


وی افزود: ما صلح، آرامش و زیبایی را بین خودمان تقسیم می کنیم و سهم خودمان را هم بر میداریم.


معتمدآریا گفت: سینما به ما عشق ورزیدن را آموخته، محبت کردن را و تقسیم این عشق را. برای اینکه یادمان نرود ما انسان ها یکدیگر را دوست داریم با هر زبان و با هر رنگ و هر مذهبی که داریم و ما به این دوستی مفتخریم.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۱/۱۳, ۰۰:۴۷
جشنواره فیلم فجر از امروز یعنی 13 بهمن آغاز می شود...<:-p<:-p<:-p

برنامه های سینما آزادی و سالن های وابسته به آن تا پایان جشنواره...;;).



http://cinematicket.ir/images/fajr/azadi.jpg


http://cinematicket.ir/images/fajr/shahreghesseh.jpg


http://cinematicket.ir/images/fajr/shahrhaftom.jpg


http://cinematicket.ir/images/fajr/shahrehonar.jpg


http://cinematicket.ir/images/fajr/shahrfarang.jpg

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۱/۱۳, ۰۰:۵۵
معرفی فیلم های جشنواره فجر....8->8->8->
در لینک های زیر ببینید ...:bz:bz:bz:bz:bz:bz


http://cinematicket.ir/?p=fajrfilm&fajrid=13

http://cinematicket.ir/?p=fajrfilm&fajrid=14

http://cinematicket.ir/?p=fajrfilm&fajrid=15

http://cinematicket.ir/?p=fajrfilm&fajrid=16

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۱/۱۳, ۰۱:۳۰
جدول سی امین جشنواره تئاتر فجر...<:-p<:-p<:-p<:-p<:-p

زمان برگزاری 12 تا 22 بهمن 1390..&[]&[]&[]&[]


http://images.boursy.com/imported/2012/02/38.jpg

ماهور
۱۳۹۰/۱۱/۱۵, ۱۶:۴۴
فیلم های خوب دیگری که می توانید در جشنواره فیلم فجر ببنید:


* خرس به کارگردانی خسرو معصومی

* نارنجی پور به کارگردانی داریوش مهرجویی

* بی خداحافظی به کارگردانی احمد امینی

*یک عاشقانه ساده به کارگردانی سامان مقدم

ماهور
۱۳۹۰/۱۱/۲۵, ۱۱:۵۹
این تاپیک رفته بود به قهقرای صفحه بعد و معلومه صاحب خونه هاش یعنی ناهید جان و آمن جان نیستن:)]:-w
ای نامرداااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااا =(( همه کنسرت خوبا رو خودتون برید :(:( بلیت درجه پنجاش رو هم بدین من برم X-(X-(X-(X-(

ماهور
۱۳۹۰/۱۱/۲۷, ۱۲:۰۳
شهدای فیلم «بوسیدن روی ماه» دخترباز بودند

یکی از اعضای هیئت داوران سی امین جشنواره فیلم فجر تاکید کرد متاسف هستم برای این کارگردان و تهیه کنندهای که خودشان را منتسب به نظام نشان می دهند، اما در فیلم شان در خانه مادر شهید عکس رهبر و امام نیست.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۲/۰۷, ۱۵:۴۶
اکبر عبدی: گفتم من عمه همسر آقای عبدی هستم!

اکبر عبدی با بازی درخشانی که در اولین ساخته سینمایی رضا عطاران یعنی «خوابم میآد» از خود به نمایش گذاشت هیات داوران بخش سینمای ایران این دوره از جشنواره را مجاب کرد که بدون هیچ شک و تردیدی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به او اهدا کنند، سیمرغی که به گفته عبدی حکم زنگوله پای تابوت را برایش دارد و او باید خیلی زودتر از اینها و برای فیلمهایی مثل «ای ایران» به کسب سیمرغ نائل میشد.

به گزارش شبکه ایران، اکبر عبدی در گفتوگویی با «نسل امروز» اعلام کرده که این سیمرغ را به همراه جایزه مالی جشنواره به تنها فرزندش المیرا، اهدا کرده است. بخشهای برگزیده این گفتوگو را در ادامه میخوانید.

گفتم من عمه همسر آقای عبدی هستم

از ابتدا هم قدرت ریسک بالایی که رضا عطاران داشت باعث شد این اتفاق بیافتد. روزی که رضا به خانه ما آمد به من گفت که میخواهم بشوی مادر من! دوست دارم طوری نقش را در بیاوری که اگر اسمت را به عنوان بازیگر این نقش نزنیم، تماشاگر متوجه نشود یک مرد نقش مادرم را بازی کرده است. ما رفتیم و آقای امیدواری و دوستانشان خیلی زحمت کشیدند و تست گریم من را اجرا کردند. من آن روز با همان چادر نمازیس که در فیلم دیدید و گریم ایمام امیدواری به خیابان آمدم و هیچکس حتی شک هم نکرد که من زن باشم. با همان لباس و گریم به منزلم رفتم و نگهبان ساختمان از من پرسید با کی کار دارید؟ گفتم با آقای عبدی، گفت شما؟ گفتم من عمه همسر آقای عبدی هستم اما نمیدانم منزل ایشان کدام طبقه است. نگهبان ساختمان من را تا دم در خانه همراهی کرد(خنده) به نظر من رضا خیلی خوب استانداردهای کمدی را میشناسد.

مادر رضا به خانم ودادیان و البته مادر خودم شباهتهایی داشت

ما نمیخواستیم اما در نهایت این اتفاق افتاد که مادر رضا به خانم ودادیان و البته مادر خودم شباهتهایی داشت.

گیتی جاه کارمند بانک بود و من در بازار تهران شاگردی می کردم

من اینقدر که به جایزه گرفتن ایشان(گیتیجاه) خوشحال شدم برای خودم شاد نشدم.آقای گیتی جاه بیش از سی سال کارمند بانک بودند. آن زمان من در بازار تهران شاگردی میکردم و سریال مراد برقی هم پخش میشد و ناصر یکی از نقش های محوری آن را به عهده داشت. من آن ایام هر روز به بانک سپه میرفتم و ایشان را از دور نگاه میکردم و با خودم میگفتم خدایا یعنی میشود من هم مثل ایشان روزی در تلویزیون باشم.

قاضیانی یک هنرمند تمام عیار است

بازی خانم قاضیانی را در «روزهای زندگی» دیدم و فکر میکنم ایشان سزاوار سزاوار کسب سیمرغ بودند. خانم قاضیانی در هر کاری که حضور داشتند بازی خوبی از خودشان به نمایش گذاشتند. نکتهای که فکر میکنم از ویژگیهای این خانم هست این است که خانم قاضیانی خیلی باشعور و فکر بالا کارهایشان را انتخاب میکنند. نه من با ایشان فامیل هستم و نه برخورد زیادی با ایشان داشتم اما به نظرم واقعا یک هنرمند تمام عیار است.

از فرهاد(اصلانی) دلخور هستم

بازی فرهاد(اصلانی) را ندیده بودم چون یک مقدار از سر سریال «امام علی(ع)» دلخور هستم چون ایشان با نقشه آقای شریفی نیا رفتند و جای من صحبت کردند، اگر یک گوینده حرفهای بود من دلخور نمی شدم اما حرف زدن فرهاد اصلانی به جای نقش من نه تنها کمکی به من نکرد بلکه شاید به من لطمه هم زد. آقای اصلانی شما باید با من هماهنگ می شدید و از من سوال میکردید که چرا نقش را خودتان دوبله نکردید؟ بازی خانم یکتا ناصر را هم متاسفانه ندیدم و نمیتوانم نظری در مورد ایشان داشته باشم.

عذاب وجدان گرفتم که خودم را جای بازیگر امیرو جا زده بودم

نقش امیرو در «ساز دهنی» امیر نادری نقش بود که دوست داشتم بازیاش کنم! حتی با شیطنت چند جا گفتم که بازیگر آن نقش من هستم. البته بعد از مدتی که بزرگتر و بالغ تر شدم دیدم بازیگری که این نقش را بازی کرده بود عالی و شاهکار نقش را در آورده بود و شاید اگر من این نقش را بازی میکردم این اثر را روی مخاطب نمیگذاشت و بعد عذاب وجدان گرفتم که خودم را جای بازیگر امیرو جا زده بودم.

در فیلم جیرانی نقش یک شخصیت دوجنسه را بازی خواهم کرد

من دوست دارم نقش یک شخصیت دوجنسه را بازی کنم که فکر میکنم یک نوع کمدی تلخ و سیاه هم هست. انشالله آقای جیرانی این طرح را خواهند نوشت و کارگردانیاش خواهند کرد و من هم در آن بازی خواهم کرد. یک طرح قصه هم دارم که انشالله تا چند وقت دیگر یکی از دوستان زحمت نوشتن اش را خواهد کشید. این طرح داستان یک پسر است که یکجورهایی دچار عقب ماندگی ذهنی است و در ویلایی در شمال سرایدار است و اتفاقاتی بین او و دختر صاحب ویلا می افتد که خط اصلی داستان را تشکیل میدهد. دوست دارم این قصه را در سینما کارگردانی کنم.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۲/۰۸, ۱۱:۲۴
آل پاچینو نامزد بدترین بازیگر سال شد

«آل پاچینو»، بازیگر سرشناس هالیوود نامزد جایزه «تمشک طلایی» بدترین بازیگر سال هالیوود شد.

نامزدهای جوایز «تمشک طلایی» که هرسال به بدترینهای هالیوود اعطا میشود درحالی معرفی شدند که در بخش بدترین بازیگران مرد، حضور «آل پاچینو» تعجببرانگیز است.

«آل پاچینو» برای بازی در فیلم «جک و جیل» نامزد عنوان بدترین بازیگر مرد هالیوود شده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز، در بخش بدترین بازیگران هالیوود همچنین نام «نیکول کیدمن» در کنار «آدام سندلر» به چشم میخورد.

«آدام سندلر»، بازیگر و تهیهکننده سرشناس هالیوود با فیلم «جک و جیل» در 11 بخش نامزد دریافت جایزه «تمشک طلایی» شده است که از این لحاظ رکورددار به حساب آید.

«نیکول کیدمن» برای بازی در فیلم «فقط با او برو» و «نیکلاس کیج » هم برای بازی در سه فیلم «فصل ساحره»، «عصبانی راندن» و «تعدی» نامزد دریافت این جایزه هستند.

«نیکول کیدمن» درحالی نامزد عنوان بدترین بازیگر زن هالیوود شده است که در کارنامه افتخارات او جایزه اسکار و خرس نقرهای جشنواره برلین برای فیلم «ساعتها»به چشم میخورد.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۲/۰۸, ۱۱:۲۷
سیاست ضد اسرائیلی دامن اصغر فرهادی رو گرفت

اصغر فرهادی پس از دریافت جایزه گفت: هم اکنون بسیاری از ایران در سراسر جهان در حال تماشای ما هستند و من تصور می کنم که انها خیلی شاد باشند.

به گزارش انتخاب، وی افزود: ایرانیان فقط به خاطر یک جایزهى مهم یا یک فیلم یا یک فیلمساز خوشحال نیستند انها خوشحالند، چون در روزهایى که سخن از جنگ، تهدید، و خشونت میان سیاستمداران در تبادل است نام کشورشان ایران از دریچهى باشکوه فرهنگ به زبان مىآید. فرهنگ غنى و کهنی که زیرگرد و غبار سیاست پنهان مانده است.

فرهادی گفت: من با افتخار این جایزه را تقدیم به مردم کشورم می کنم، مردمی که به تمام تمدن ها و فرهنگ ها احترام می گذارند و از دشمنی متنفر هستند.

واشنگتن پست نوشت: در حالی که فرهادی بر روی صحنه در حال سنخرانی بود، دوربین سریعا استیون اسپیلبرگ حامی سرسحت اسرائیل را نشان داد. این اقدام نشان تنده تنشی بود که اوایل هفته پیش آمد. فرهادی در رویدادی که مربوط به اسکار بود شرکت نکرد.
در ان جلسه، کارگردان های بهترین فیلمنامه غیرانگلیسی زبان از جمله جوزف سدار، کارگردان اسرائیلی حضور داشتند. فرهادی عدم حضور در آن جلسه را کسالت عنوان کرده بود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۲/۰۸, ۱۲:۳۲
نوه امام خميني (ره)موفقيت فرهادي در مراسم اسكار را به وي تبريك گفت


در متن پيام تبريك مرتضي اشراقي خطاب به فرهادي آمده است :هنر و هنرمندی که در خدمت فرهنگ و مردمش باشد و پیام انسان دوستی آنان را به گوش جهانیان برساند لیاقت دریافت چنین جوایزی را داراست.

ایلنا: مرتضي اشراقي نوه بنيانگذاركبير انقلاب اسلامي موفقيت اصغر فرهادي در مراسم اسكار 2012 را تبريك گفت .

به گزارش خبرنگار ايلنا متن پيام تبريك مرتضي اشراقي بدين شرح است :

جناب آقای اصغر فرهادی

هنر و هنرمندی که در خدمت فرهنگ و مردمش باشد و پیام انسان دوستی آنان را به گوش جهانیان برساند لیاقت دریافت چنین جوایزی را داراست. اینجانب این پیروزی را صمیمانه به شما و دیگر دوستان و همکاران هنرمندتان و تمام اهالی فرهنگ و هنر ایران، تبریک عرض می نمایم. امیدوارم در تمام مراحل زندگی و در ادامه فعالیتهای هنریتان پیروز و سربلند افتخار آفرین باشید.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۲/۱۳, ۱۶:۳۰
تهمینه میلانی تهدید به قتل شد


تهمینه میلانی تهدید به قتل شده است؟! این کارگردان و تهیه کننده سرشناس نمیداند به کدامین گناه و کینه در شرایط خطرناکی قرار گرفته است!؟ زندگی این زن هنرمند از چندی پیش توفانی شده است چرا که گروهی ناشناس و نامرئی با روشهای مختلفی وی را تهدید به مرگ میکنند و سعی دارند به وی ضربه بزنند.

به گزارش روزنامه ایران، پیامک های تهدیدآمیز، نخستین گام مزاحمان تهمینه میلانی، برای به وحشت انداختن وی بود و در حالیکه تصور میشد تهدیدها در همان حد sms بماند اما شکستن شیشه های خودروی این کارگردان سرشناس نشان داد که خطر بر سر وی و خانواده اش سایه افکنده است.
این هنرمند هر بار شیشه خودرویش را تعویض میکرد باز با حمله گروه ناشناس مواجه میشد به گونه ای که مشخص بود تهدیدکنندگان وی را تعقیب میکنند و در جاهای مختلف شیشه خودرویش را میشکنند. در پیامک ها آشکارا نوشته شده بود که «تو را خواهیم کشت!» و تهمینه میلانی که میدید تهدیدها جدی هستند چارهای ندید جز مراجعه به پلیس و طرح شکایت تا از این فضای وحشتناک نجات یابد. میلانی که گفتار جسورانه ای دارد این بار وقتی پای در کلانتری 101 تجریش گذاشت پریشان و نگران بود. وی به مأموران گفت که با هیچ کس اختلافی ندارد و نمیتواند مظنون را معرفی کند.
پلیس با دستور بازپرس پرونده از دادسرای شمیرانات تهران، دست به تجسس های اطلاعاتی ویژه ای زد و در حالیکه پی برده بود عامل تهدیدات آشنایی کاملی به محل زندگی تهمینه میلانی دارد، رفتارهای وی را تحت نظر گرفت و توانست ردپایی از یک مرد را به دست آورد. با وجود این سرنخ قوی، مأموران نتوانستند عامل تهدیدها را دستگیر کنند و پرونده پس از صدور کیفرخواست در اختیار قاضی شعبه 1054 دادگاه جزایی و عمومی تهران قرار گرفت.
عامل تهدید با عدم حضور در جلسه دادگاه باز ناشناس ماند تا این که قاضی در حکمی غیابی وی را بخاطر توهین و تهدید به تحمل 91 روز زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کرد. این پرونده پس از صدور حکم در اختیار شعبه چهارم اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه تهران و محکوم تحت تعقیب قضایی قرار گرفت.
بنابراین گزارش در حال حاضر تلاشها برای شناسایی خانه و مخفیگاه مرد مزاحم ادامه دارد تا پس از دستگیری، این مرد روانه زندان شود. بر اساس آنچه از پیامهای تهدیدآمیز مشخص است، انگیزه مرموز وی است. این مرد در پیامهای تهدیدش انگیزه های مرموزی را مطرح میکند که عجیب به نظر میرسد.


سکوت تهمینه میلانی
وقتی خبرنگار شوک با تهمینه میلانی تماس گرفت، وی که بشدت مشوش به نظر میرسید با بیان اینکه وی و خانواده اش چند ماهی تحت تأثیر این مزاحمتها و تهدیدها قرار داشتند از بیان توضیحات بیشتر خودداری کرد و گفت: فقط امیدوارم قوه قضائیه و پلیس برای دستگیری این مرد یا افراد جدیت نشان دهند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۲/۱۴, ۱۵:۰۸
لیلا حاتمی: لباسم را خودم انتخاب کردم / هیچکس نمی توانست از کنار ما بی تفاوت عبور کند

سینما - شرق نوشت:

لیلا حاتمی که هفته پیش روی فرش قرمز «کداک تیهتر» لس آنجلس برای فیلم «جدایی نادر از سیمین» حاضر بود، چند روزی است به ایران بازگشته است. او در این گفتوگوی کوتاه درباره موفقیت فیلم اصغر فرهادی در بخش اسکار بهترین فیلم خارجیزبان صحبت کرده که بخشهایی از آن را میخوانید.

- منتظر بودم اسم فیلم را اعلام کنند و بعد دیگر راحت شدم!

- وقتی ساعت برگزاری مراسم نزدیک شد، مضطرب شدیم و بعدش فکر میکنم به دلیل رهایی آنقدر خسته شدیم که حتی حس شادی کردن را هم نداشتیم.

- فرش قرمزهای دیگر به دلیل جشنواره بود و حالت جشن و شادی را داشت. ولی من روی فرش قرمز کداک تیهتر بیشتر حس ورود به یک محیط آکادمیک را داشتم.

- لباس من در فرش قرمز همهاش با سلیقه خودم درست شده بود. از انتخاب پارچه تا رنگ و مدلی که برای دوخت انتخاب شده بود. همهاش سرتاسر سلیقه و انتخاب خودم است.

- تمام مهمانان جوایز اسکار عاشق فیلم «جدایی نادر از سیمین» بودند و هیچکس نمیتوانست بیتفاوت از کنار گروه «اصغر فرهادی» رد شود.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۲/۱۴, ۱۵:۱۰
سریال محمدرضا گلزار رونمایی شد

مجموعه «ساخت ایران» به کارگردانی محمد حسین لطیفی جمعه 12 اسفند در سینما آزادی رونمایی شد.
به گزارش خبرآنلاين، در اين مراسم دو قسمت ابتدایی مجموعه «ساخت ايران» قبل از توزیع در شبکه نمایش خانگی ، پخش شد.
مجموعه «ساخت ایران» به کارگردانی محمدحسین لطیفی با بازی محمدرضا گلزار، امین حیایی، فرهاد اصلانی، گوهر خیراندیش، بهنام تشکر و... برای شبکه نمایش خانگی تولید شده است.
در اين مراسم كه مجري آن مهران رجبي بود، گوهر خیر اندیش بازيگر سينما و تلويزيون، ضمن تبریک به اصغر فرهادی برای دریافت جایزه اسکار گفت: «به دلیل اینکه همیشه سخت انتخاب می کنم در کمتر مجموعهای حاضر میشوم اما قصه این مجموعه را بسیار دوست داشتم و اگر در این سریال کمتر مقابل چشمان شما هستم به دلیل شرایط فیلمنامه است.»

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۲/۱۵, ۱۵:۲۹
پرفروش ترین فیلم سال سینمای ایران


فیلم سینمایی «اخراجیها ۳» ساخته مسعود دهنمکی با فروش پنج میلیارد و 900 میلیون تومانی در سینماهای تهران و شهرستانها صدرنشین اکران سال ۹۰ است.

به گزارش فارس، با نزدیک شدن به پایان سال 90، هشت فیلم میلیاردی اکران سال معرفی شدند.

* اخراجیها ۳

بنابراین گزارش، در صدر این فهرست که آمار آن بر اساس فروش در سینماهای تهران و شهرستانهاست، فیلم سینمایی «اخراجیها ۳» ساخته مسعود دهنمکی قرار دارد. این فیلم که از تاریخ ۲۶ اسفندماه ۸۹ به نمایش عمومی درآمد، در سینماهای تهران به فروش دو میلیارد و 300 میلیون تومان دست پیدا کرد و در شهرستانها نیز 3 میلیارد و 600 میلیون تومان فروخت. این فیلم در مجموع در سینماهای تهران و شهرستان توانست به فروش 5 میلیارد و 900 میلیون تومان دست پیدا کند.

* ورود آقایان ممنوع

در رده دوم این فهرست، فیلم سینمایی فیلم سینمایی «ورود آقایان ممنوع» ساخته رامبد جوان قرار دارد. این فیلم نیز که در تاریخ ۲۵ خردادماه به نمایش عمومی درآمد، در تهران به فروش دو میلیارد و 410 میلیون تومان دست پیدا کرد و در شهرستانها هم یک میلیارد و 450 میلیون تومان فروخت.

کمدی رامبد جوان در مجموع در سینماهای تهران و شهرستان به فروش 3 میلیارد و 860 میلیون تومان رسید.

* جدایی نادر از سیمین

بر پایه این گزارش، «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی در رده سوم فیلمهای میلیاردی سال قرار دارد. این فیلم هم همزمان با «اخراجیها3» از ۲۶ اسفندماه سال ۱۳۸۹ به نمایش عمومی درآمد و در سینماهای تهران به فروش دو میلیارد و 100 میلیون تومانی دست پیدا کرد و در سینماهای شهرستانها هم توانست یک میلیارد تومان بفروشد.

فیلم اسکاری اصغر فرهادی در مجموع تهران و شهرستان توانست به فروش سه میلیارد و 100 میلیونی دست پیدا کند.

* شیش و بش
در رده چهارم این فهرست، فیلم سینمایی «شیش و بش» ساخته بهمن گودرزی قرار دارد. این فیلم که ۱۷ شهریورماه به اکران عمومی درآمد، در سینماهای تهران به فروش یک میلیارد و سیصد میلیون تومان دست پیدا کرد و در سینماهای شهرستانها هم به فروش 700 میلیون تومانی دست پیدا کرد. فیلم بهمن گودرزی در مجموع سینماها تهران و شهرستانها توانست به فروش دو میلیارد تومان فروش کند.

* سعادت آباد

فیلم سینمایی «سعادتآباد» ساخته مازیار میری هم که ۲۰ مهرماه به اکران عمومی درآمد، در سینماهای تهران به فروش یک میلیارد و 50 میلیون تومان دست پیدا کرد و در شهرستانها هم توانست ۳۵۰ میلیون تومان بفروشد.

فیلم میری در مجموع تهران و شهرستان توانست به فروش یک میلیارد و 400 میلیون تومانی دست یابد و در رده پنچم قرار گرفت.

* یه حبه قند

«یه حبه قند» ساخته رضا میرکریمی که همزمان با فیلم میری از 20 مهرماه اکران شد، در تهران به فروش 970 میلیون تومانی دست پیدا کرد و در شهرستانها هم 280 میلیون تومان فروخت. فیلم میرکریمی توانست در مجموع یک میلیارد و 250 میلیون تومان بفروشد و در رده ششم قرار گرفت.

* مردان مریخی، زنان ونوسی

در رده هفتم، فیلم سینمایی «مردان مریخی، زنان ونوسی» ساخته کاظم راستگفتار قرار دارد. این فیلم دوم شهریورماه به نمایش عمومی درآمد و در سینماهای تهران به فروش 788 میلیون تومانی دست پیدا کرد و در شهرستانها هم 300 میلیون تومان فروخت.

فیلم کاظم راستگفتار در مجموع تهران و شهرستانها به فروش یک میلیارد و 88 میلیون تومان دست پیدا کرد.

* اخلاقتو خوب کن

فیلم سینمایی «اخلاقتو خوب کن» ساخته مسعود اطیابی در رده هشتم قرار داد و آخرین فیلم میلیاردی سال به حساب میآید. این فیلم که ۲۳ آذرماه نمایش عمومی خود را در سینماها آغاز کرد، در تهران به فروش 700 میلیون تومانی دست پیدا کرد و در شهرستانها هم توانست 350 میلیون تومان بفروشد.

فیلم مسعود اطیابی در مجموع سینماهای تهران و شهرستانها به فروش یک میلیارد و 50 میلیون تومانی دست یافت.

ماهور
۱۳۹۰/۱۲/۱۶, ۱۱:۰۱
«قهوه تلخ» رفع توقیف شد
فرهنگی - با رفع مشکلات پیشآمده برای سریال «قهوه تلخ»، سازندگان این سریال ادامه آن را در همان زمان نامعلوم تاریخی میسازند.

به گزارش فارس، پس از انتشار نسخه قاچاق سری 26 مجموعه «قهوه تلخ»، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ساخت ادامه این سریال را به حالت تعلیق درآورد تا تکلیف نسخه قاچاق روشن شود.
پس از گذشت چند ماه سرانجام تکلیف مجموعه «قهوه تلخ» روشن شد و تهیهکنندگان مجموعه قصد دارند قسمتهای جدید این سریال را بسازند. علیرغم برخی اخبار منتشر شده مبنی بر پایان «قهوه تلخ» در دو قسمت اخیر، سازندگان آن قصد دارند داستان را به روال قبل ادامه دهند.

همچنین سازندگان این مجموعه، از رفتن به آینده پشیمان شدند و قرار است در سری 26 و 27فقط داستان در زمان حال روایت شود و دوباره اهالی «قهوه تلخ» به دربار خودشان برگردند.

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۲۳:۴۱
سلحشور : دخترم مجذوب بت هالیوود شده که به اصغر فرهادی تبریک گفته

فرج الله سلحشور در گفت وگو با یک سایت سینمایی در باره تبریک دخترش به اصغر فرهادی واکنش نشان داد.

بخشی از این گفت وگو را باسایت سینمانگار می خوانید:

دختر شما نیز با پیامی افتخار آفرینی فرهادی را تبریک گفت،آیا شما از این اقدام با خبر هستید ؟

بله در جریان این تبریک هستم.

این حرکت را تایید می کنید ؟

خیر بنده به هیچ عنوان این اقدام فرزندم را تایید نمی کنم واز این کار متاثر هستم واعتقاد دارم وی مانند سینماگرانی که هالیوود برای آنها تبدیل به بت شده است ،او نیز به این درد و مشکل دچار شده است وبرای همین باید دنبال چاره بگردم.

پس با این اوصاف شما برای آزادی فکر ارزش قائل هستید وبه نظر وی احترام می گذارید؟

خیر،بنده برای هر فکر وآزادی فکری ارزش قائل نیستم و من فقط برای آزادی های فکری که دارای ارزش باشند ودر راستای انقلاب و دین قرار داده شده باشند ارزش قائل هستم و به نظر بنده نام واصطلاح آزادی فکر فقط در ظاهر قشنگ است.

نظر شما درباره بازگشت وتجلیل از فرهادی چگونه است؟

بنده نظر خود را زمان گلدن گلوب دادم ولی یک سئوال دارم که چرا اصغر فرهادی مانند ورزشکاران ودیگر مردم هنگامی که نام رژیم صهیونیستی در میدان رقابتی و دیگر میادین به زبان آمد صحنه را ترک نکرد وانصراف نداد؟آیا این نشان از حمایت وی از اسرائیل نیست؟به نظر بنده وی اصلا نباید اجازه می داد فیلمش در اسکار حضور یابد چون تمام سینمای هالیوود و اسکارمتعلق به رژیم صهیونیستی است .

آمن خادمی
۱۳۹۰/۱۲/۲۵, ۱۳:۳۸
جنجال نمایش فیلم فرهادی در مصر به بهانه تبلیغ شیعه

نمایش فیلم جدایی نادر از سیمین در مصر جنجال ساز شد .

به گزارش عصر ایران همزمان با لغو نمایش این فیلم اسکاری ایران در دانشگاه قاهره هنرمندان مصری به این اقدام دانشگاه اعتراض کردند.

گفته می شود این تصمیم دانشگاه قاهره در پی اعتراضات برخی دانشجویان سلفی صورت گرفته که معتقدند این فیلم تبلیغ تشیع می باشد !

"جبهه خلاقیت " یک نهاد مدافع آزادی بیان و هنر در مصر با محکوم کردن این اقدام دانشگاه قاهره اعلام کرده است که تصمیم به لغو نمایش این فیلم یک فاجعه است که نشان می دهد تا چه حد افراط گرایی توسط برخی دانشجویان به دانشگاه های مصر رسیده است.

این نهاد مدافع آزادی هنر در بیانیه ای افزوده است : " دانشجویان اسلامگرایی که خواستار لغو نمایش این فیلم شده اند باید بدانند که بلند شدن صدای آنها در امروز نتیجه انقلابی است که خواستار آزادی است و این شرم آور است که آنها این آزادی را سرکوب می کنند.

بر اساس قوانین مصر هر فیلمی برای اکران شدن باید مجوز کتبی دولتی داشته باشد و درغیر این صورت اکران فیلم های بی مجوز مجازات زندان دارد .

گفتنی است هنرمندان مصری برای جلوگیری از لغو نمایش این فیلم در دانشگاه قاهره قرار است با رییس این دانشگاه و نیز دانشجویان مخالف پخش این فیلم نشستی را برگزار کنند.

هنوز معلوم نیست که وقتی سلفی ها اکران محدود فیلم اصغر فرهادی را در دانشگاه قاهره بر نمی تابند در قبال اکران عمومی این فیلم در سینماهای مصر چه واکنشی خواهند داشت .

آمن خادمی
۱۳۹۱/۰۱/۰۹, ۱۰:۵۱
هدیه تهرانی و مهنار افشار چگونه بازیگر شدند؟

دانستن درباره چگونگی ورود ستاره​های سینما به حرفه بازیگری برای خیلی ها جالب و خواندنی است بویژه آنهایی که عشق سینما هستند!

به گزارش «24آنلاین»، بعضی استعدادهای سینمایی قبل از هرگونه عرض اندامی نیاز به دیده شدند دارند اما گاهی ستاره​ها به طور کاملا اتفاقی وارد عرصه سینما شده​اند. «هدیه تهرانی» بازیگر محبوب و شناخته شده سینما درباره چگونگی ورودش به عرصه بازیگری اینچنین می گوید:​«در فروشگاه در حال قدم زدن بودم و می خواستم برای کارهای دکوراسیونم حصیر بخرم که سنگینی نگاه دو نفر را لابه​لای قفسه​ها روی خودم احساس کردم؛ ازیتا حاجیان و محمدرضا شریفی​نیا که آنها هم برای خرید به فروشگاه آمده بودند. من در ابتدا به پیشنهاد حاجیان برای بازی جواب «نه» دادم اما حاجیان و شریفی​نیا شماره تماس مادرم را گرفتند و تماس شان با ما قطع نشد. رفتن به دفتر سینمایی هدایت فیلم و عکس «رضا رخشان» برای تست گریم کافی بود تا وارد حرفه بازیگری شوم. من هم مانند خیلی​های دیگر با مسعود کیمیایی شروع کردم. «سلطان» نخستین فیلمم با قرارداد 600 هزار تومانی بود.»



براساس این گزارش و آنطور که جام​جم نوشته، مهناز افشار دیگر بازیگر محبوب زن سینمای ایران نیز درباره چگونگی ورودش به سینما می​گوید: «3سال پیش از ورود به سینما، در موسسه​ای غیرانتفاعی، کار تدوین را زیر نظر مجید میرفخرایی دنبال می کردم و همان جا«علی شاه حاتمی» را که برای کاری آمده بود، دیدم و هم برای فیلم «دوستان» او انتخاب شدم.

آمن خادمی
۱۳۹۱/۰۱/۱۰, ۲۳:۱۵
دعوا ادامه دارد/ حوزه هنری و شهرداری باید خسارت بدهند/ گشت ارشاد و خصوصی از اکران حذف شدند

در حالی که مدیر کل نظارت و ارزشیابی بر آثار سینمایی از جایگزین شدن دو اثر «بوسیدن روی ماه» و «نارنجی پوش» به جای فیلم​های جنجالی نوروز خبرداده، رییس شورای صنفی می​گوید: فشارهای جانبی خارج از اراده ما به هر قیمت می​خواهند دو فیلم «خصوصی» و «گشت ارشاد» را توقیف کنند.

به گزارش «24 آنلاین»، دعوا بر سر اکران دو فیلم جنجالی گشت ارشاد و خصوصی همچنان ادامه دارد و بعد از توقف اکران این دو فیلم در سینماهای حوزه هنری، سینماهای شهرداری تهران نیز اکران این فیلم ها را متوقف کردند.

با این حال علیرضا سجاد پور، مدیر کل نظارت و ارزشیابی بر آثار سینمایی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفته است: دو فیلم "بوسیدن روی ماه" و "نارنجی پوش "جایگزین دو فیلم "گشت ارشاد" و "خصوصی" شد.
وی درخصوص دو فیلم انتخاب شده گفت:دو "فیلم بوسیدن روی ماه" و" نارنجی پوش "از گزینه های اکران بعد از نوروز بودند. بر اساس بیانیه،هر گونه جابجایی درخصوص این فیلم ها تحت نظارت سازمان سینمایی است.


وی در پایان تاکید کرد:در صورت آماده شدن کپی نهایی دو فیلم "بوسیدن روی ماه" و "نارنجی پوش "جایگزینی صورت خواهد گرفت.

این در حالی است که حبیب کاوش،رئیس شورای صنفی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران درخصوص تشکیل جلسه شورای صنفی که شب گذشته تا صبح امروز ادامه داشت،گفت:با توجه به فشارهای جانبی که به هر قیمت می خواهند دو فیلم" خصوصی" و "گشت ارشاد" را توقیف کنند،این عملکرد خارج از اراده ی ما است.


وی افزود: موسسات هنرهای تبلیغاتی را باید آماده کنند،اما چون در تعطیلات هستند فیلمی که آمادگی اکران را داشته باشد،وجود ندارد. کاوش افزود:باتوجه به اینکه دو فیلم "نارنجی پوش" و "بوسیدن روی ماه" پیش ازاین اعلام آمادگی؛تبلیغات خیابانی خود را انجام داده بودند شورای صنفی پیشنهاد اکران را به این دو فیلم داده است که در صورت رد این پیشنهاد،هیچ فیلمی اکران نخواهد شد.


رئیس شورای صنفی خاطرنشان کرد:حوزه هنری و سینماهای شهرداری تهران به دلیل عدم هماهنگی جهت توقیف دو فیلم "خصوصی" و "گشت ارشاد"به قانون عمل نکردند و طبق قرارداد باید خسارت آن فیلم ها را بدهند.

آمن خادمی
۱۳۹۱/۰۱/۱۳, ۲۲:۵۵
ایرج قادری از بیمارستان مرخص شد

«ایرج قادری» بازیگر و کارگردان سینمای ایران که چند روزی به دلیل بیماری در بیمارستان مهراد بستری بود، با بهبود وضعیت جسمی مرخص شد.

به گزارش فارس، «ایرج قادری» بازیگر و کارگردان سینمای ایران که سه روز گذشته در بیمارستان مهراد تهران به دلیل بیماری مثانه بستری شده بود، شب گذشته با بهبود وضعیت جسمی از بیمارستان مرخص شد.

بنا بر این گزارش، وی مدتهاست از بیماری مثانه رنج میبرد و به همین دلیل هر ازچند گاهی در بیمارستان بستری میشود.

آمن خادمی
۱۳۹۱/۰۱/۱۴, ۱۵:۲۴
مریلا زارعی به خاطر فشار سیاسی از "قلاده های طلا" انصراف داد؟

ابوالقاسم طالبی کارگردان "قلاده های طلا" در گفت وگو با رجانیوز گفت:

خانم مریلا زارعی بعد از خواندن سناریو، با ما قرارداد بست و چند ماهی هم سر قراردادش بود و حتی بخشی از مبلغ قرارداد را هم گرفت. در این میان سفر انگلیس رفت و ... خب نتوانست فشار فاشیستها را تحمل کند و آمد و گفت که من انگیزهی شما را ندارم و نمیتوانم که در مقابل این فشارها مقاومت کنم.

به همه (بقیه عوامل فیلم) فشار آوردند. چون فاشیستها فکر میکنند که هر کاری که دلخواه آنان است، دیگران هم باید انجام دهند و هر فیلمی که آنها میخواهند باید ساختهشود و برعکس. البته خیلی از آدمهای معروفشان هم جلو نمیآمد و مثلاً یکی از کسانی که ما را اذیت میکرد یک دائم الخمر بود که انتظار داشت ما با او برخورد بکنیم. من هم به دستیارانم گفتم که به او کاری نداشته باشید تا اینها متوجه شوند که هیچی نیستند.

وحید 20
۱۳۹۱/۰۱/۱۵, ۱۲:۳۴
افشاگری پرستو صالحی ازفساداخلاقی درسینما
پرستو صالحی بازیگر سینما تاتر و تلویزیون ظهر امروز در صفحه فیس بوک مطالب مهمی را در ارتباط با فساد اخلاقی حاکم بر سینما نوشت.




به گزارش وبگردي باشگاه خبرنگاران (http://yjc.ir/) به نقل از افكارنيوز؛ پرستو صالحی بازیگر سینما تاتر و تلویزیون ظهر امروز در صفحه فیس بوک مطالب مهمی را در ارتباط با فساد اخلاقی حاکم بر سینما نوشت.

متن نوشته صالحي به شرح ذيل است:

"اگه نگم دق می کنم!!!
همش میگن چرا کم کاری ؟ چرا نیستی ؟ چرا مثله سابق پر کار نیستی ؟چرا؟ چرا ؟چرا ؟
من چه می دونم !

کدوم بازیگریه که دلش نخواد بازی کنه ؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد تو کارهای خوب ظاهر بشه ؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد با آدم های حرفه ای و درست درمون کار کنه ؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد دیده بشه ؟"

پرستو صالحی در ادامه نوشته است: "دور از جون تهیه کنندگان و کارگردانان و هنرمندان فرهیخته کشورم که هممون می دونیم چه کسانی هستند و چه کسانی نیستند و فقط ادعا و اداشو دارن ،به یک تهیه کننده سر شناسی از سره درد دل گفتم :دلم یه کار طولانی می خواد گفت : اونی ام که بهت کار طولانی بده حال طولانی می خواد ... به قول مرحوم شکیبایی :وای...


ولی من هنوز ایمان دارم که تو هنر مقدس هفتم ،هستند انسان هایی که بی درخواست و نیاز و ... فقط و فقط به کارشون فکر می کنن و بس و متاسفم از وجود کسانی که هنر پاک آریایی را رو با ناحیه ۱۰قدیم تهران اشتباه گرفتن ..."

پرستو صالحی بازیگر تائر سینما و تلویزیون است که اولين فعاليت او در حرفه ي تئاتر با نام نغمه هاي خورشيد است و بعد از اين کار در سريالي با نام محاکمه بازي کرده که يک کار تاريخي به کارگرداني حسن هدايت و بعد از آن در سه فيلم نود دقيقه اي که توسط سيما فيلم ساخته شده با نام هاي يک روز طولاني آبي و بعد از آن در سريال هاي عشق سالهاي جنگ در کنار فرها جم ،تب ، مهر پنهان، همسفر، اين زميني ها، چشم هايش و در سري دوم زير آسمان شهر ايفاي نقش کرده است.

آمن خادمی
۱۳۹۱/۰۱/۱۵, ۱۳:۳۵
پرونده شکایت از اکبر عبدی و جیرانی راهی دادگاه شد

فرهنگی - پرونده شکایت «محمد کمالی پور» از اکبر عبدی و عوامل برنامه هفت به شعبه جرایم رسانهای و هنر کاخ دادگستری ارایه و ثبت شد.

به گزارش فارس، «محمد کمالی پور» گفت: پرونده شکایت از اکبر عبدی و عوامل برنامه تلویزیونی هفت (فریدون جیرانی و حمید پنداشته) به شعبه جرایم رسانه ای و هنر کاخ دادگستری ارایه و امروز به ثبت رسید و تا اعلام حکم قضایی، این پرونده را دنبال خواهم کرد.

وی درباره شکایت از برنامه سازان هفت گفت: در زمان نقد فیلم اجازه ندادند من روی خط برنامه بیایم و در آخرین برنامه سال گذشته «هفت» پس از صحبتهای اکبر عبدی که مرا در رسانه ملی کلاهبردار خواند، بارها خواستم روی خط برنامه بیایم که این اجازه و امکان را در اختیار من نگذاشتند و اکبر عبدی یک طرفه در مورد من صحبت کرد و مردم هم به قضاوت نشستند؛ درحالی که من دلایل منطقی و محکمهپسندی دارم که در دادگاه ارایه خواهم کرد.

وی در ادامه توضیح داد: صحبت های عبدی تهمت، افترا و جوسازی بیش نبود و من در شکایتم اعاده حیثیت کردم. آنچه روی آنتن رفت، کذب محض بود و برنامه سازان برنامه هفت هم اجازه ندادند من از خودم دفاع کنم. آقای عبدی سه بار مبلغ قرارداد خود را با عناوین مختلف تغییر داد، ابتدا مبلغ ۴۵ میلیون تومان بود که در نهایت به ۷۵ میلیون تومان افزایش یافت اما ایشان بارها کار را به دلایل مختلف تعطیل کردند و سر ساعت حاضر نشدند و خسارت زیادی به پروژه وارد کردند.

وی در ادامه گفت: پیش از این نیز شکایتی به هیئت داوری خانه سینما و اداره کل نظارت و ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارایه دادم و در هر دو محکوم شده است.

تهیهکننده شرط اول در خاتمه افزود: متاسفم که برخی از هنرمندان که سالهاست در این عرصه فعالیت میکنند، حاشیههای بسیاری دارند و متاسفانه با رعایت نکردن حقوق دیگران به کارها لطمه میزنند.

پیش از این وکلای محمد کمالیپور در دادسرای ناحیه سه ونک شکایت خود را از نامبردگادن ارایه داده بودند.

آمن خادمی
۱۳۹۱/۰۱/۱۵, ۱۳:۳۶
پناهندگی «امین حیایی» تکذیب شد

فرهنگی - خبر پناهندگی «امین حیایی» بازیگر سینما به کشور انگلستان تکذیب شد.

به گزارش فارس به نقل از روابط عمومی مجموعه «ساخت ایران»، چند روزی است در برخی محافل و سایتهای ضد نظام جمهوری اسلامی ایران خبری مبنی بر پناهندگی امین حیایی به کشور انگلستان شایع شده است. از این جهت روابط عمومی سریال «ساخت ایران» بر آن شد تا اذهان عمومی را نسبت به کذب بودن این خبر روشن سازد.

امین حیایی در حال حاضر در خارج از کشور مشغول بازی در ادامه مجموعه «ساخت ایران» است و هیچگونه تصمیمی مبنی بر ترک وطن ندارد.

این چندمین بار است که پس از شروع تولید این مجموعه شایعاتی دامنگیر اعضا میشود. با این اوصاف سریال به قوت خود ادامه دارد و سری سوم مجموعه نیز تا اواخر فروردین به بازار عرضه خواهد شد.

این مجموعه توسط محمد حسین لطیفی ساخته و در شبکه خانگی نمایش توزیع گردیده است.

بابک 52
۱۳۹۱/۰۱/۱۵, ۲۲:۱۷
اظهارنظر تکاندهنده ی پرستو صالحی از فساد در سینما؛ آن تهیه کننده گفت...
http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/04/03/026/zimg_001_24.jpg پرستو صالحی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ظهر امروز در صفحه فیس بوک خود، نکته ی تکاندهنده از اظهار نظر غیراخلاقی یک تهیه کننده سینما سخن گفته است.
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر "انتخاب" ، وی که بیشتر مردم او را با سریال طنز "زیر آسمان شهر (2)" (ساخته مهران غفوریان) می شناسند، در صفحه فیس بوک خود نوشت:
«اگه نگم دق میکنم!!!
همش میگن چرا کم کاری؟ چرا نیستی؟ چرا مثله سابق پر کار نیستی؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟
من چه میدونم!
کدوم بازیگریه که دلش نخواد بازی کنه؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد تو کارهای خوب ظاهر بشه؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد با آدمهای حرفه ای و درست درمون کار کنه؟ کدوم بازیگریه که دلش نخواد دیده بشه؟»
پرستو صالحی در ادامه نوشته است: «دور از جون تهیه کنندگان و کارگردانان و هنرمندان فرهیخته کشورم که هممون میدونیم چه کسانی هستند و چه کسانی نیستند و فقط ادعا و اداشو دارن، به یک تهیه کننده سرشناسی از سره درد دل گفتم: دلم یه کار طولانی میخواد گفت: اونی ام که بهت کار طولانی بده حال طولانی میخواد، به قول مرحوم شکیبایی: وای...
ولی من هنوز ایمان دارم که تو هنر مقدس هفتم، هستند انسانهایی که بی درخواست و نیاز و... فقط و فقط به کارشون فکر میکنن و بس و متاسفم از وجود کسانی که هنر پاک آریایی را رو با ناحیه ۱۰قدیم تهران اشتباه گرفتن...»

پرستو صالحی که متولد نهم آبان ماه ۱۳۵۶ است، اولین فعالیتش در حرفه ی تئاتر با نام نغمه های خورشید است و بعد از این کار در سریالی با نام محاکمه بازی کرده که یک کار تاریخی به کارگردانی حسن هدایت و بعد از آن در سه فیلم نود دقیقه ای که توسط سیما فیلم ساخته شده با نام های یک روز طولانی آبی و بعد از آن در سریال های عشق سالهای جنگ در کنار فرها جم ،تب ، مهر پنهان، همسفر، این زمینی ها، چشم هایش و در سری دوم زیر آسمان شهر ایفای نقش کرده . در فیلم سینمایی خانه ای بر روی آپ هم بازی کوتاهی ارائه کرده است.

وحید 20
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۱۵:۳۹
واکنش وزیر ارشاد به حواشی اکران نوروزی: فیلم مستهجن در جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد (http://www.asriran.com/fa/news/207756/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%AC%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF)
وی در عین حال خاطرنشان کرد: این فیلمها در تهران هنوز اکران میشود، البته یکسری اصلاحات در آنها صورت گرفته است.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در اولین اظهارنظر درباره حواشی اکران نوروزی، اظهار داشت: فیلم مستهجن در جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد.

به گزارش سینماپرس، سیدمحمد حسینی صبح امروز ـ 16 فروردین ماه ـ در حاشیه جلسه هیات دولت، در ارتباط با حاشیههای ایجاد شده در پی اکران دو فیلم «خصوصی» و «گشت ارشاد» با اشاره به مطالبی که درباره این فیلم مطرح شده است، گفت: به نظر میرسد در مورد این دو فیلم، مقداری اغراق شده است و برای برخی با توجه به صحبتهایی که مطرح شده است در مورد این دو فیلم برداشتهای نادرستی به وجود آمده بود.

وزیر ارشاد که در جمع خبرنگاران سخن میگفت ادامه داد: برخی با توجه به صحبتهایی که مطرح شده بود برداشتهای نادرستی داشتند و عنوان فیلم مستهجن را به کار برده بودند در حالی که فیلم مستهجن در جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد.

وی در عین حال خاطرنشان کرد: این فیلمها در تهران هنوز اکران میشود، البته یکسری اصلاحات در آنها صورت گرفته است.

سید محمد حسینی با اشاره به فیلمهای که حواشی برای آنها بوجود آمده است، گفت: اینگونه نیست که بگوییم مشکلی نبوده است و مشکلی در آنها نیست ولی یکباره در مورد آنها سروصداهایی ایجاد شد و مبالغه صورت گرفت این در حالی است که در گذشته ما فیلمهایی را داشتهایم که از این دو فیلم هم مشکل بیشتری داشتند.

وزیر ارشاد در عین حال گفت: برخی حساسیتهایی دارند و ما بنا نداریم که مقابله کنیم بنابراین سکوت کردیم و گذاشتیم که برخی از افراد خود این دو فیلم را ببینند بنابراین روزی هم که عدهای در برابر وزارت ارشاد در مخالفت با این دو فیلم تجمع کردند، گفتیم که درها را باز بگذارید که این افراد بیایند داخل صحبت کنند و حتی اگر فیلم را ندیدهاند فیلم را ببینند.

وحید 20
۱۳۹۱/۰۱/۲۲, ۲۱:۰۹
کشاورز: دوست ندارم به دنیای بازیگری برگردم/روابط نامشروع در سینما زیاد شده است

خبرگزاری فارس: محمدعلی کشاورز گفت: پیشنهاد بازی زیاد دارم اما دوست ندارم به دنیای بازیگری برگردم، به دلیل اینکه سناریوها خیلی بد شده و روابط نامشروع هم در آن خیلی زیاد شده است. نمیخواهم آبروی 80 سالهام از بین برود.
http://images.boursy.com/imported/2012/04/514.jpg
● گزارش تصويري مرتبط (http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=13910121001395)
-------------------------------
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، عصر روز گذشته در بیمارستان آتیه تهران به ملاقات «محمدعلی کشاورز» بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون رفتیم تا از وضعیت و حال وی جویا شویم.
کشاورز بعد از عمل جراحی فمور (استخوان ران) در بخش سیسییو تحت مراقبت پزشکان است و حال عمومی وی هم رو به بهبود است.
در طول مدت کوتاهی که در اتاق این بازیگر بودیم، گفتوگوی کوتاهی با وی انجام دادیم که از نظر میگذرد:


* ۸ ماه است که درگیر بیماری هستم


** استاد حالتان چطور است؟

- پا و لگن خاصرهام شکسته است و ۸ ماه است که درگیر این بیماری هستم و مدام از خانه به بیمارستان میروم.


* بیشتر اوقات کتاب ادبی مملکتمان را مطالعه میکنم


** با توجه به خانهنشینی، روزها را چگونه سپری میکنید؟

- بیشتر اوقات کتابهای ادبی مملکتمان را مطالعه میکنم. اگر بچههای ما ادبیات این مملکت را خوب بشناسند، میتوانند سوژههای بسیار خوبی را دستمایه کار خود قرار دهند، ما سوژههای عالی زیادی داریم.


* دوست ندارم به دنیای بازیگری برگردم


** آقای کشاورز این روزها پیشنهاد بازیگری هم دارید؟ آیا دوست دارید دوباره در صحنه تئاتر یا جلوی دوربین سینما و تلویزیون قرار بگیرید؟

- پیشنهاد بازی زیاد دارم اما دوست ندارم به دنیای بازیگری برگردم، اول به دلیل اینکه سناریوها خیلی بد است و ثانیاً روابط نامشروع هم در آن خیلی زیاد شده است و من که هشتاد سال سالم زندگی و آبرو کسب کردم، نمیخواهم آبرویی که در سینما دارم، از بین برود.


* خاطرات بسیار خوبی از «پدرسالار» دارم


** آقای کشاورز در حال حاضر سریال «پدر سالار» در حال پخش است، خاطرهای از این سریال دارید؟

- خاطرات بسیار خوبی از این سریال دارم، «اکبر خواجویی» خیلی کارگردان خوب و بچه نجیب و نازنینی بود و در نهایت حق همه بازیگران را هم داد اما این روزها هرکسی سناریویی دارد، پول و حقشان را نمیدهند.


* اکبر عبدی حق خود را از سینما میگیرد!


** آقای «اکبر عبدی» هم در این زمینه خیلی گلایه داشت، نظر شما چیست؟

- «اکبر عبدی» حق خود را از سینما میگیرد (خنده)، یک مقدار تقصیر خودش است. خیلی از جوانها هم دودی شدهاند، در صورتی که زمان قدیم خیلیها سیگار هم نمیکشیدند.


* امیدوارم باندبازی در جامعه کمتر شود

** استاد پیامی برای مردم دارید؟

- امیدوارم مردم دروغ نگویند و باندبازی هم نکنند.


* قبل از انقلاب با آنتونی کوئین در تهران بازی کردم که کلی سر و صدا کرد


** آقای کشاورز تاکنون با کدام کارگردان کار نکردهاید و دوست داشتید کار کنید؟

- نه، خوشبختانه با اکثر کارگردانها کار کردم. قبل از انقلاب در تهران با آنتونی کوئین کار کردم که خیلی سر و صدا کرد و در کنار آن با عباس کیارستمی و سایرین هم کار کردهام که همگی خوب بودند.

* امیدوارم مردم باسواد، بانشاط، سرافراز و سربلند باشند

** استاد کشاورز مردم خیلی جویای احوال شما هستند، برای آنها صحبتی دارید؟

- آرزو دارم مردم ما همیشه سرافراز، سربلند، باسواد و بانشاط باشند. مردم ما بهترین مردمان دنیا هستند. باور کنید مردمی به خوبی مردم ما نیست، هیچ جا مثل این مردم را نداریم.

** استاد امیدواریم زودتر بهتر شوید و شما را در صحنه تئاتر و جلوی دوربین ببینیم. سینما به پیشکسوتانی مثل شما احتیاج دارد.

- ما دیگر رفتیم، دنیا برای شما جوانهاست...

آمن خادمی
۱۳۹۱/۰۱/۲۹, ۰۱:۴۴
بستری شدن یک بازیگر به دلیل رژیم غذایی سنگین

بانی فیلم نوشت:
رضا داودنژاد بازیگر سینما و تلویزیون شنبه شب هفته جاری به دلیل ضعف ناشی از رژیم سنگین غذایی در بیمارستان لاله بستری شده است.

با توجه به مشکل پیش آمده برای این بازیگر و به تشخیص دکتر متخصص، داودنژاد چند روزی را در این بیمارستان تحت نظر خواهد بود.مجموعه تلویزیونی «فراموشی» با بازی این بازیگر چندی پیش از شبکه تهران در حال پخش بود.

داودنژاد همچنین اواخر سال گذشته در مقابل دوربین «کلاس هنرپیشگی» به کارگردانی پدرش ایفای نقش کرد که این فیلم نیز قرار است در سال جاری به نمایش عمومی درآید.