در اصل توسط Comprehension of Markets پست شده است
View Post
نقل قول:
پتروشیمی... رو از شمع کوبی بودم تا بهرهبرداری.
روزیکه محصول داد، انگار پدر شدم. همونقدر ذوق داشتم. گرانولای محصول رو گرفتم و تا کنترل روم دوویدم. ریختم رو میز و بعدش تازه فهمیدم کف دستم تاول زده.
پل پتروشیمی، نماد غرورم بود. از روش که رد میشدیمکل سایت ۴ و ۵ ویو داشت.
حس میکردم دنیا و آینده مال ماس.
اشکم بند نمیاد. الان همهاش به معنای واقعی و ملموس : خاکستر.
-----
برای نصب کولینگ تاور پتروشیمی، یه جرثقیل 2300 تن از ماموت آوردن.برای نصب همون جرثقیل سه تا کراولر با اپراتورهاش (هر سه خانم) از یوگسلاوی آوردن.یکماه نصب جرثقیل ماموت طول کشیدو پروسۀ پراسترس لیفت قطعات اصلی.نمیدونید با هر باد، چه تنشی به همه وارد میشد. دو تا سرپرست کارگاه سکتۀ قلبی کردن. ولی بالاخره شد.
اون روزِ اتمام کار پدر مدیر پروژه فوت کرد. ولی نرفت تهران و با ما پای کولینگ تاور رقصید.
الان به یه موشک ... وتمام.
بقول دوستی:
اونیکه تا حالا نساخته، میگه دوباره میسازیم.
اونیکه ساخته میدونه که خراب کردن چقدر درد داره.

نظر