بازار ساز
یک روز تاجر اومد به یکی از روستاهای هندوستان که پر از گونه خاصی از میمون بود و گفت هر میمون را 10 سکه میخره ، (براحتی میشد با یک روز کار 2 تا میمون شکار کرد ، در صورتی که یک روز کار کشاورزی فقط 5 سکه درامد داشت ) همه کم کم رو اوردن به شکار میمون و فروشش به تاجر ، تاجر هم هر میمون را 10 سکه می خرید
تا اینکه بخاطر شکار بی رویه تعداد میمون ها کم شد ! تاجر برای اینکه بازار نخوابه گفت هر میمون را 100 سکه میخرم ولی خب دیگه شکار میمون راحت نبود
خدمتکار تاجر شبانه اومد تو کافه روستا گفت من حاضرم به تاجر خیانت کنم و از قفسی ک تاجر جمع کرده هر میمون را 80 سکه بفروشم و مردم روستا شب میمودن از خدمتکار هر میمون را 80 سکه می خریدن و صبح 100 سکه به تاجر می فروختن ، کم کم مردم روستا فرش زیر پاشون را هم فروختن و یک شب کل میمون ها را خریدن که فردا صبح بفروشنش ، ولی صبح تاجر از روستا رفت و دیگه میمونی نخرید و مردم روستا موندن و میمون هایی که 80 سکه خریده بودن و فرش زیر پاشون را که فروخته بودن
:))
میمون به چه درد می خوره ؟ اونم میمون 80 سکه ای !!!
یک روز تاجر اومد به یکی از روستاهای هندوستان که پر از گونه خاصی از میمون بود و گفت هر میمون را 10 سکه میخره ، (براحتی میشد با یک روز کار 2 تا میمون شکار کرد ، در صورتی که یک روز کار کشاورزی فقط 5 سکه درامد داشت ) همه کم کم رو اوردن به شکار میمون و فروشش به تاجر ، تاجر هم هر میمون را 10 سکه می خرید
تا اینکه بخاطر شکار بی رویه تعداد میمون ها کم شد ! تاجر برای اینکه بازار نخوابه گفت هر میمون را 100 سکه میخرم ولی خب دیگه شکار میمون راحت نبود
خدمتکار تاجر شبانه اومد تو کافه روستا گفت من حاضرم به تاجر خیانت کنم و از قفسی ک تاجر جمع کرده هر میمون را 80 سکه بفروشم و مردم روستا شب میمودن از خدمتکار هر میمون را 80 سکه می خریدن و صبح 100 سکه به تاجر می فروختن ، کم کم مردم روستا فرش زیر پاشون را هم فروختن و یک شب کل میمون ها را خریدن که فردا صبح بفروشنش ، ولی صبح تاجر از روستا رفت و دیگه میمونی نخرید و مردم روستا موندن و میمون هایی که 80 سکه خریده بودن و فرش زیر پاشون را که فروخته بودن
:))
میمون به چه درد می خوره ؟ اونم میمون 80 سکه ای !!!

نظر