حرکت در بازار سرمایه با مهربان

Collapse
X
 
  • زمان
  • نمایش
Clear All
new posts
  • تازه کار
    كاربر فعال
    • Aug 2025
    • 121

    #676
    در اصل توسط مهربان پست شده است View Post

    ...محمد رضا...اگر اين همكار در پيتت :(مختصر آبرويي به نزد تو داره تنهاش نزار....اگر تا جمعه با دوستان ناظر و مدير صحبت كردم واقعا در حد يه سو تفاهم بود كه هيچ ...وگرنه تو مختاري كه هر فعلي بخواي ازت صادر بشه...اگر بري نه ميبخشمت نه حلالت ميكنم هر شب ختم 40 لعن ميگيرم با ممد خدا سال 4 بندازتت...بابا تازه من پيدات كردم...ميخوام هرچي طبيبه اينجا جمع كنم....يه كلوني درست كنيم...:d
    ..اگر في الواقع مساله عدم اطمينان و سو ظن دوستان به ما حاضرين اين تاپيك بود عليرغم ارادت وعلاقه اي كه من به اين فروم و اين تاپيك دارم همه باهم گود باي پارتي ميگيريم....
    ...زن عموم مريضه اورژانسي بايد برم بر بالينش ...قطعا بعد از بازگشتم خبري از زن عمو نخواهد بود...:d:->...اين اخر شبي حال ادمو نگيريد...
    سلام و درود بر دوست و همکار نادیده, مهرداد عزیز

    شما چنان مرا شرمنده میکنی و لطف داری که رویم نمیشود حتی پاسخ بدهم.

    مهرداد جان میدانم حرفت از سر دلسوزی و دوستی و صداقت است ولی باور بفرمایید بحث اصلا بر سر یک سوءتفاهم نیست.
    ببینید بنده خودم را در دهر بینظیر و ایمانم را محکمتر از هر ایمانی نمیدانم ولی بکسری اصول اخلاقی دارم که شدیدا به آنها پایبندم, از جمله این اصول بد دانستن دزدی و اهمیت رعایت حق الناس است.
    بحث بنده هم الان همین است. پستی توسط یکی از کاربران نوشته شده و در آن اصطلاحاتی متعلق به سایت دیگری نوشته شده با این عنوان: "باید به سایت همسایه بروید تا با این اصطلاحات آشنا شوید" . ناظر سایت آمده و پست را جراحی کرده و تبدیلش کرده به "با این اصطلاحات آشنا شوید".
    قانون حفظ حق نویسنده (همان کپی رایت) از فدیم در کشور ما بوده.... میگویند انوری شاعر در جایی حاضر شد و دید فردی اشعار او را به نام خود میخواند. به او گفت این اشعار از انوری است. جواب شنید که درست است, چون من خود انوری هستم. انوری در تعجب ماند و گفت شعر دزدی دیده بودیم, شاعر دزدی ندیده بودیم!
    وقتی اصطلاحاتی در جایی متداول است و شما آنها را ذکر میکنید باید منبع را هم ذکر کنید. حالا ذکر منبع مغایر با قوانین سایت است, باید کلا نقل قول را حذف کنید نه اینکه آنرا به نفع خودتان مصادره به مطلوب کنید. به اینکار میگویند دزدی ... در تمام دنیا اینکار نکوهیده است و افرادی که چنین کاری کنند مورد سرزنش قرار میگیرند.
    تمام بحث بنده همین بود ولی متاسفانه با حذف پست و بستن آیدی و ... مواجه شدم.

    وفتی هم آیدی ام باز شد و آمدم گلایه کردم, ابتدا پاسخ شنیدم که "اصلا چنین نبوده و چنان بوده" .... توجیه کار بد گاهی از خود کار بدتر است.
    جناب مختاری (که بنده برای ادب و البته صداقتشان احترام قائلم) میگویند ایمانشان محکمتر از هر ایمانی است ولی ابتدا حذف پست از بنده را انکار میکنند و برایشان جالب است و عمیفا خواستار آن میشوند که بدانند چه نوشته ام ولی پس از اینکه کلی دلیل و برهان میاورم, تنها در خصوصی میپذیرند که پست را دیده بودند. خب این باعث میشود که بنده احساس ناخوشایندی پیدا کنم به سایر صحبتهای ایشان... بنده نمیگویم ایشان ابتدائا دروغ میگفتند, از نظر من ایشان اصلا پست مرا (که جوابیه برایش نوشته بودند) درست نخوانده بودند و هیچ تحقیقی هم نکرده بودند. احساسی و مدیریتی وارد شده بودند و با ادعای اینکه "تهمت میزنم" سعی در انحراف بحث داشتند.

    البته ناگفته نماند جناب جمالی پیام خصوصی مودبانه و کاملی (هر چند غیر قانع کننده) برای بنده فرستادند. صمنا از زمانیکه ایشان و جناب مختاری وارد قضیه شده اند, حداقل پستی از بنده حذف نشده است (که دلالت بر این دارد سطوح بالاتر مدیریت سایت حداقل تحمل شنیدن نظر مخالف را دارند).

    متاسفانه در برخی نوشته ها این تصور وجود دارد که چون حرفهایم تلخ است پس دشمنم!... بر فرض محال هم که چنین باشد, بپذیریم که "دشمن دانا که غم جان بود .... بهتر از آن دوست که نادان بود"

    وقتی میگویم چرا پستهایم حذف شده, یعنی اعتراض دارم.... وقتی میگویم جراحی پست و حذف منبع برابر است با دزدی ادبی, یعنی اعتراض دارم... آنوقت جوابم را با بستن آیدی میدهند...
    این راه حلش نیست.... آیینه چون نقش تو بنمود راست,,,, خود شکن آن روز آیینه شکستن خطاست.

    دکتز جان بنده دست شما و سایر دوستانی که با لطف و مهربانی (چه در این سایت و چه آن سایت) قصد پادرمیانی دارند را میبوسم و عاجزانه درخواست میکنم اجازه دهید بر اعتقاداتم پایدار بمانم. بنده بحث خوبی را با جناب مختاری و جناب جمالی داشتم. هیچگونه بی احترامی هم از این بزرگواران ندیدم (هر چند هنوز پاسخ کامل هم دریافت نکردم). از ایشان خواهش کرده ام که پستهایم حذف نشوند که خوشبختانه تا کنون چنین بوده (امیدوارم ادامه یابد). البته پیام خصوصی ام همچنان غیرفعال است و این کمی بحث را دشوار میکند چون این عزیزان میتوانند از پیام خصوصی استفاده کنند و بنده به ناچار باید علنی جواب دهم.

    از دوستانی هم که در سایت همسایه قصد پادرمیانی داشتند بسیار سپاسگذارم. این بحث مربوط به اینجاست و ترجیح میدهم همینجا و در آرامش ادامه یابد. خود بنده هم اگر آیدی ام در اینجا بسته نمیشد, در آنجا دست به دامان کاپیتان نمیشدم. پستهای عمومی دوستان در آنجا را پاک کرده ام (و البته دلیل کاملش را برایشان در خصوصی فرستادم)

    نظر

    • مهربان
      عضو فعال
      • Mar 2011
      • 1675

      #677
      ....محمد رضای عزیز...در این باب...اگر اجازه بدی...در پیام خصوصی یه سری مسایل رو با هم صحبت کنیم و یه دردو دل دوستانه و همقطاری با هم داشته باشیم....
      [B]....ای امید لحظه های ناگزیر.....ساقی بی دست دستم رابگیر....

      نظر

      • مهربان
        عضو فعال
        • Mar 2011
        • 1675

        #678
        [QUOTE=خودشکوفائی;262491][B][I]1- به حق چیزای نادیده و ناشنیده.. این ممرضا واسه دقایقی اومد و مطلبی زد و بر ناحق خروشید و مطلبش غیب شد و رفت...
        ممرضا چون ستاره در این ظلام درخشید و رفت...
        ما دلمون سیت تنگ آویده بید...:( اومدی و رفتی و یادی از ما نکردی؟ حالا من قابل نبودم, مهرداد که قابل بود !!!;;)
        بازم پیش ما بیا جوون.. کم و کاستیای اون تالار و این تالارو به بزرگی دل آدمهاش میشه تحمل کرد... به قول شاعر:
        در کلبه ما روغن اگر نیست صفا هست...
        تفسیر: اگه غبشهر نداریم که خوبشو هم داریم, صف فروش سهاممون تا دلت بخواد هست!!

        2- خوب محمدحسن خان تا اینجا یه سوم آیدیت رمز گشایی شده... میمونه ک ز 44 ...
        من که قشنگ می دونم اینها چی چین. دوست دارم ببینم خودت یادت میاد یا نه:-B

        3- آلمان جون دلم خیلی گرفته بود و تو هم با شعرت تشم زدی عاموآآآ...
        قرار نبود زندگی سخت باشه انقد... کدوم نامردی زد زیر قولش؟؟؟8-|

        4- می گم اینجا همه ی دوستان -یعنی تشکر پای پست مردم بزنان - روزی به حرف میان و معلوم میشه چه جواهراتی هستن و این مهرداد رو از خجالت آب می کنن... پس چرا این بار نوبت satyr نباشه... بله خود خود شما جانم :-? هیچ مترس.. خوف مکن و بگو کیستی... بخت همنشین توست..
        خدای را پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی...
        ...سلام بر محمد...دوست عزيز و شريك من در اين تاپيك...البته رييس منم:D...ممد منو تو مثل جولزو جولي ميمونيم...:O
        ....ممد داغونم...خوردم...اصاب مصابم تعطيله...شيشه آرزوهام ترك برداشته.....ديدي داره چه به روزمون مياد...ديدي يتيم شديم...ديدي دوستامون ميخوان بزارن برن....ممد...ممد رضا ميخواد بره...چراما انسانها در اين صفحه پر نقطه افكارمون و خلقياتي كه داريم اجازه نميديم كه حتي در حد يه سطح تماس كوچولو اشتراك عقيده و نقطه تفاهم پيدا كنيم و درك متقابلي از شرايط و انتظارات هم داشته باشيم...ممد داغونم....الان اومدم خونه اين روز سومه كه اين خوراك گوشت رو ميدن من بخورم...خوب من به كي بدم اين پاتيل دردمو هم بزنه....كاشك ها زياده ممد...ممد نبود ببيني...تالار چيه...فروم كيه....حالا گيرم ميخواي از اين فروم بري...ديگه از پيش ما كجا ممد رضا...اينجا چيك تو چيك هم بوديم...دل و قلوه تركونديم...به هم معرفي شديم...منو ميخواي بزاري بري ممدو ديگه چرا ميخواي ول كني...اگه من يه general physicianپشمم....اگر يه دكتر سرماخوردگي و بيرون رويم...پس اين بچه ها كه اينجا بهت دل بستن چي...تازه ميخواستيم عيد بريم سر ممد يه هفته خراب شيم...:-s...اين سيل اشك از چشمان شهلام جاري شد اومدم با زبونم جمش كنم زبونم گرفت گوشه دندونم بريد...ممد رضا...اسم تالار چيه....مرزهاي ما دلهاي ما انسانهاست....بورسي و بوركس و تالار و سرمايه در برابر عشق و برادري و كشش و جذبه ما انسانها به هم نامهاي بزرگي نيستند...چرا خودمونو ....و محبتي كه در اين عمر كوتاه به هم داريم...و ميلمون به بودن...و نفس كشيدن كنار هم...سهم كوچكي كه از هم داريم ديدن عكس بچه هامون و مختصري دونستن بيوگرافي همديگه و بعد در مشكلات اين به جنبش دراومدن وجه خدايي و ميل به كمك و برطرف كردن غبار غمي...
        ...بعد ممد رضا تو ميگي ...سرمايه نوشتم پاك كرد بابااا وولل كننن...خوب كردي گفتي...ولي ...ببين...بيخيال...بعدا تو پي ام با هم گپ ميزنيم..امروز از عليرضا ميخوام كه پي ام رو باز كنه با هم يه گپي بزنيم...اين برو بچ مديرو ناظرم يه سري محذورات و ملاحظه ها و ...خودت كه بهتر از من ميدوني همقطار....نميزارم بري...بري نه من نه تو...
        ....ممددد...يه تشكر خالصانه ويژه دارم از رفيق گلم آلمان كه با شعرهاي آتشينش ميره كه با شعله ور كردن هميت و غيرت بچه هاي اين تاپيك يه انقلابي رو در فضاي سايبري بوجود بياره...منكه همشونو في الفور mail(برا ما زبون دونا چقدر كار كردن با كلمات فارسي سخته):Dميكنم برا عيالات متحده و كلي عزيز ميشم...خدا حفظت كنه كه پايه هاي يه خانواده رو داري سفت ميكني...عروسيم دعوتي...البته ببخشيد هزينه داره شاهد عقد تو محضر...عروسي و اينا مال قديماا بود...دوباره حس هزينه منو گرفت اعصابم ريخت به هم...
        ...ممد اين داش ساتيرو من از نزديك سياحت كردم...اسمش مهرداده و بچه مشت بيشترم تك سهم ميپره...داش satyrغير از اينه...شفاف سازي كن...
        ....ممد جون...تو اين وادي تنها رندو خراباتيش خودمو خودتيم....بنويس كه من بهتر از خودت ميدونم از كجاها ميان ميخونن....فقط
        ..جان خودم و خودت و ممد رضا كه برام عزيزه...اين تاپيك بي دلي و شيدايي خوراك بچه هاي سازمان هم هست...گفتم جان سه تامون اگه دروغ بگم منبعشم خواستي تو پيام خصوصيت كه خوشبحتانه بستم عرض ميكنم...
        ...لا يوم كيومك با حسين....رفع الله رايت العباس...

        [B]....ای امید لحظه های ناگزیر.....ساقی بی دست دستم رابگیر....

        نظر

        • خودشکوفا
          عضو فعال
          • Aug 2025
          • 1134

          #679
          درود به یاران بورسی به ویژه ممرضا و مهرداد مهربان و آلمان شرقی و علی کرمی و مهرداد ساتیر و ممدسن و یاسر و کاپیتان و محسن و و و...:x

          1- 8 سال پیش در همین روزها هنوز مقام ریاست جمهوری در دستان سید مهربان بود...
          وی که در خرداد 76 با اکثریت قاطع و برخلاف علاقه و انتظارات جناح تمامیت خواه به این مسند رسیده بود در طول سالیان خدمتش نه به کسی فحش داد, نه اقتصاد رو به عرصه نابودی رساند و نه در عرصه بین المللی انواع بدنامی ها و تحریم ها و خطرات رو به مردم کشورش تحمیل کرد... با ملایمت و به آرامی کشتی کشور را به پیش می راند..
          .با این حال مرد بزرگ زمانه و جناحش, پایگاه اجتماعی خود را از دست داده بودند و جناح مقابل با قدرت و سرعت صف آرایی می کرد...چرا؟
          یکی از دلایل آن بود که دانشگاهیان و طبقات متوسط جامعه که اصلی ترین حامیانش بودند دچار سرخوردگی شده بودند. زیرا بنا به قانون ازلی نانوشته ملی, ما ایرانیان بین نمرات از 0 تا 100, یا 100 رو می خواهیم یا اصلا هیچ چیز نمی خواهیم. او هم که هرگز نمی شد تمام رویاها رو به واقعیت تبدیل کنه 100 نگرفت و ناجرم یه 0 گنده به پاش نوشته شد...
          در نتیجه میدان خالی ماند و در انتخابات بعدی شد آنچه شد... کسی بر جای سید ممد نشست و جریانی بر سر کار آمد که عوامفریبی و دانش ستیزی و توهم و لجاجتشان خود سرفصل جدیدی بر تاریخ پردرد این سرزمین گشود...آنها که در نهایت دستانی که پرورانده بودشان را هم گاز گرفتند...
          نمی خواهم نتیجه بگیرم که فقط چون مردم به میدان نیامدند کسی چون او و از جناح او بالا نیامد... اما می خوام بگم که حتما یکی از اصلی ترین ها همانا کنار کشیدن مردم بود. چون انتظاراتشان با واقعیات و اختیارات افراد, همخوانی نداشت...[-(

          2- حال برگردیم به داستان فروم خودمان... قطعا کسی پیدا نمی شه که ادعا کنه این سایت هیچ ایرادی نداره و بهترینه.. اما حتما برای ما جذابیت ها و امتیازاتی داره که بین رقبای چندگانه اینجا را انتخاب می نماییم... در این بین مطمئنا ایرادات و اشکالاتی هم هست.. خلاصه بگویم که در موقعیت نه آنچنان پیچیده پیش آمده من معتقدم بایست ماند و اصلاح کرد اما دوستم ممرضا معتقد هست باید خروشید و رفت...
          دوستش دارم و به نظرش احترام می ذارم...;;)
          از فردای بهمن 57 گروه کثیری رفتند و گروه کثیری نیز ماندند... نمی دانم آنها که رفتند به چه ها رسیدند اما آنها که ماندند هنوز صاحب ایرانند....

          3- یقین دارم دوست خوبم ممرضا هم دلش برای تاپیک مهربان و یاسر و کاپیتان تنگ خواهد شد و به زودی به ما سر خواهد زد...
          دیر یا زودش رو نمی دونم کی هست اما چنین خواهد شد... دلیلم هم استناد به حرف عباس کیارستمی کارگردان مشهور کشورمان است . ایشان پس از دریافت جایزه جشنواره معتبر کن اعلام نموده بودند دیگر در هیچ جشنواره رقابتی فیلمی را شرکت نخواهد داد.
          به این موضوع هم چند سال پابند ماند و بعد هم از تصمیمش صرف نظر کرد .. هنگامی که خبرنگاران از او پرسیدند چه شد که تصمیمتان عوض شد؟
          پاسخ داد: تنها احمق ها تصمیم خود رو تغییر نمی دهند...
          با شناختی که از ممرضا دارم و درایتی که در ذهنش خوانده ام و انصافی که از او سراغ گرفته ام و شجاعتی که از کلامش می بارد چنین می پندارم حتی ممکن است بعد از ظهر همین امروز تصمیمش رو عوض کنه...:-?

          4- اما خودم همچنان هستم و تلاش می کنم چراغ این تاپیک وزین رو روشن نگاه دارم...خانه امنی که مهرداد مهربان با دل کوچولوش و چهار تا چشای شهلاش!! مرا به نگارش در آن دعوت کرد و من نیز اجابت کردم...
          خودم رو متعهد می بینم با مطالبم فضای این تاپیک رو با اهدافی دو گانه زینت دهم.
          A- رشد و یادگیری خوانندگان که الزاما مطالب بورسی نباشه و جنبه های دیگر زندگی رو هم در بر بگیره... B- لذت و تفریح و ایجاد آرامش در مخاطبان
          0:-)

          5- هنوز هستیم... >:D<
          "سياستمدار انسانها را به دو دسته تقسيم مي كند: ابزار و دشمن؛ يعني تنها يك طبقه را مي شناسند و آن هم دشمن است."
          (نيچه)

          نظر

          • خودشکوفا
            عضو فعال
            • Aug 2025
            • 1134

            #680
            در اصل توسط مهربان پست شده است View Post
            ...سلام بر محمد...دوست عزيز و شريك من در اين تاپيك...البته رييس منم:D...ممد منو تو مثل جولزو جولي ميمونيم...:O
            ....ممد داغونم...خوردم...اصاب مصابم تعطيله...شيشه آرزوهام ترك برداشته.....ديدي داره چه به روزمون مياد...ديدي يتيم شديم...ديدي دوستامون ميخوان بزارن برن....ممد...ممد رضا ميخواد بره...چراما انسانها در اين صفحه پر نقطه افكارمون و خلقياتي كه داريم اجازه نميديم كه حتي در حد يه سطح تماس كوچولو اشتراك عقيده و نقطه تفاهم پيدا كنيم و درك متقابلي از شرايط و انتظارات هم داشته باشيم...ممد داغونم....الان اومدم خونه اين روز سومه كه اين خوراك گوشت رو ميدن من بخورم...خوب من به كي بدم اين پاتيل دردمو هم بزنه....كاشك ها زياده ممد...ممد نبود ببيني...تالار چيه...فروم كيه....حالا گيرم ميخواي از اين فروم بري...ديگه از پيش ما كجا ممد رضا...اينجا چيك تو چيك هم بوديم...دل و قلوه تركونديم...به هم معرفي شديم...منو ميخواي بزاري بري ممدو ديگه چرا ميخواي ول كني...اگه من يه general physicianپشمم....اگر يه دكتر سرماخوردگي و بيرون رويم...پس اين بچه ها كه اينجا بهت دل بستن چي...تازه ميخواستيم عيد بريم سر ممد يه هفته خراب شيم...:-s...اين سيل اشك از چشمان شهلام جاري شد اومدم با زبونم جمش كنم زبونم گرفت گوشه دندونم بريد...ممد رضا...اسم تالار چيه....مرزهاي ما دلهاي ما انسانهاست....بورسي و بوركس و تالار و سرمايه در برابر عشق و برادري و كشش و جذبه ما انسانها به هم نامهاي بزرگي نيستند...چرا خودمونو ....و محبتي كه در اين عمر كوتاه به هم داريم...و ميلمون به بودن...و نفس كشيدن كنار هم...سهم كوچكي كه از هم داريم ديدن عكس بچه هامون و مختصري دونستن بيوگرافي همديگه و بعد در مشكلات اين به جنبش دراومدن وجه خدايي و ميل به كمك و برطرف كردن غبار غمي...
            ...بعد ممد رضا تو ميگي ...سرمايه نوشتم پاك كرد بابااا وولل كننن...خوب كردي گفتي...ولي ...ببين...بيخيال...بعدا تو پي ام با هم گپ ميزنيم..امروز از عليرضا ميخوام كه پي ام رو باز كنه با هم يه گپي بزنيم...اين برو بچ مديرو ناظرم يه سري محذورات و ملاحظه ها و ...خودت كه بهتر از من ميدوني همقطار....نميزارم بري...بري نه من نه تو...
            ....ممددد...يه تشكر خالصانه ويژه دارم از رفيق گلم آلمان كه با شعرهاي آتشينش ميره كه با شعله ور كردن هميت و غيرت بچه هاي اين تاپيك يه انقلابي رو در فضاي سايبري بوجود بياره...منكه همشونو في الفور mail(برا ما زبون دونا چقدر كار كردن با كلمات فارسي سخته):Dميكنم برا عيالات متحده و كلي عزيز ميشم...خدا حفظت كنه كه پايه هاي يه خانواده رو داري سفت ميكني...عروسيم دعوتي...البته ببخشيد هزينه داره شاهد عقد تو محضر...عروسي و اينا مال قديماا بود...دوباره حس هزينه منو گرفت اعصابم ريخت به هم...
            ...ممد اين داش ساتيرو من از نزديك سياحت كردم...اسمش مهرداده و بچه مشت بيشترم تك سهم ميپره...داش satyrغير از اينه...شفاف سازي كن...
            ....ممد جون...تو اين وادي تنها رندو خراباتيش خودمو خودتيم....بنويس كه من بهتر از خودت ميدونم از كجاها ميان ميخونن....فقط
            ..جان خودم و خودت و ممد رضا كه برام عزيزه...اين تاپيك بي دلي و شيدايي خوراك بچه هاي سازمان هم هست...گفتم جان سه تامون اگه دروغ بگم منبعشم خواستي تو پيام خصوصيت كه خوشبحتانه بستم عرض ميكنم...
            ...لا يوم كيومك با حسين....رفع الله رايت العباس...

            1. جولز و جولی؟؟=)) این خیلی باحال بود کلی خندیدم وقتی خوندمش... نه داداش اشتب گفتی.. من و تو مثه بلفی و لیلی بیت هستیم!!!:))

            2. عید سر من خراب شی؟!! اینو که دیگه کور خوندی.. حاجیت خودش چترباز نمونه ی ارتش انگلستانه... عمرا بتونی بهم رکب بزنی.. چشم به هم بزنی می بینی عید با خانوم بچه ها سرت خرابیم>:)

            3. عیالات متحده؟؟!!:-? نه باریک الله.. آفرین.. جدا خوشم اومد که انقد رو موضوع مسلطی... مرد حسابی مردم زیر یکیش هم زاییدن اون وخت تو چند تا چند تا... دیدم یاسر هم بله:p... نگو استادش تویی..;)

            4. نه بابا.. سازمان!!! همینه که انقد اوضاع خرابه.. کارمندان محترم جایی که به امورات اداری برسن میان شرح دلاوری ها و گند زنی های بنده و جناب آلو رو می خونن..:D

            5. یه مشاوره خانوادگی می خوام از متاهلان و متجردان : عیال همیشه به این اضافه وزن بنده گیر می داد...یه ماه پیش قول دادم این بار که از ماموریت برگردم وزنم تغییر کرده باشه... البته خدا رو شکر موفق هم شدما...
            منتها تغییر به این صورته که چند کیلو چاق شده ام!!! آخه در این مدت چند مدل روش پخت جدید سوسیس بندری یاد گرفتم و یه مدل همبرگر همراه قارچ و پنیر پیتزا و و و ... خلاصه هر شب عروسی بود طرف ما...=P~
            ولی خب هفته دیگه که نوبت بازگشت می رسه و شب های عیاشی به سر می رسه...#:-S
            گمان ندارم زنده بمونم:-SS
            حالا شما بگین من چه خاکی به سرم بریزم:((
            آخرین ویرایش توسط خودشکوفا؛ 2013/01/08, 17:45.
            "سياستمدار انسانها را به دو دسته تقسيم مي كند: ابزار و دشمن؛ يعني تنها يك طبقه را مي شناسند و آن هم دشمن است."
            (نيچه)

            نظر

            • خودشکوفا
              عضو فعال
              • Aug 2025
              • 1134

              #681
              در اصل توسط mhkz44 پست شده است View Post
              اوه اوه یه مطلب خوندم شاخ درآوردم گفتم برا عوض شدن جو اینجا بزارم

              یه بنده خدایی از بچه های شهرستان لار استان فارس هست تاجره و ساکن قطر

              اخیرا فقط چند روز دهه اول محرم میاد لار . اولین باری که بعد از بیست سال بر میگرده به ایران و میاد لار اوضاع نابسامان لار را که میبینه و وضعیت نا هنجار عزاداری و حسینیه های در و داغون را میبینه بعد یه منطقه بزرگ بین چهار تا چهار راه وسط شهر لار را میخره (محله مرکزی لار ) حدود مساحتش 40 هزار متر مربعه. و کل این منطقه را میکوبه و حسینیه دو طبقه میسازه.

              طبقه زیر زمین را هم آشپزخانه حضرت میکنه . و کل سه دهه محرم و دهه آخر صفر را نذری میده.

              چند روزی که میاد ایران حدودا به پنجاه شصت تا خانواده کمک میکنه و مایحتاج یکسالشون را تامین میکنه.

              یکی هست اینجوری پولش را خرج میکنه یکی هم هست تاجره اصفهانی چند وقت پیش مرد به خاطر اینکه پول بیمارستانش را نداده بود و از بیمارستان رفته بود خونه به خاطر هفت میلیون تومن. بعد از مرگش حساب بانکیش را آمار در آورده بودن فقط هزار میلیارد تومن سپرده بلند مدت داشته به غیر از هفت تا کارخونه سنگبری و چندین کارخونه دیگه و معادن سنگ و کلی مال و اموال به خصوص اینکه 700 کیلو شمش طلا هم با دوستش که توی کار طلاست شریک بوده که به خاطر نداشتن ورثه همش به فنا رفت.

              عجب انسان هایی هستند این ملت ایران. یکی اونجوری خرج میکنه یکی اینجوری میمیره.

              راستی یه مطلب را یادم رفت بگم . این بنده خدا که مرده چند ماه پیش چند تا معدن سنگ از آستان قدس رضوی را توی مزایده برنده شده با یک چک به مبلغ 900 میلیارد تومن بانک ملی مبلغ را پرداخت کرده. الانم زیره هزار هزار کیلو خاکه.

              از حسین به ممد ومهرداد
              حاجی تو اصفهان آشنا ندارین اینو بشناسه ظاهراً وارث نداشته
              مهرداد نکنه چند روزه نیستی رفتی اصفهان :d تنها تنها داشتیم

              ممدسن جون من که آشنا زیاد دارم اما به دلیل جنسیتشون از معرفی بهت معذورم... برو سرپاهای خودت وایسا...بیبینیم چی می کنی!!
              شما جوونا هم پاک ما رو هالو گیر آوردینا...:D
              عزییییز مگه خر مخمو گاز گرفته که بیام آشناهامو بت معرفی کنم؟!! اول تو بیا آشناهات رو به من معرفی کن بعد!!!
              مهربان رو هم ولش کن.. اون تازه زن گرفته نیازی به این آشنابازیا نداره... :p
              "سياستمدار انسانها را به دو دسته تقسيم مي كند: ابزار و دشمن؛ يعني تنها يك طبقه را مي شناسند و آن هم دشمن است."
              (نيچه)

              نظر

              • مهربان
                عضو فعال
                • Mar 2011
                • 1675

                #682
                در اصل توسط خودشکوفائی پست شده است View Post
                درود به یاران بورسی به ویژه ممرضا و مهرداد مهربان و آلمان شرقی و علی کرمی و مهرداد ساتیر و ممدسن و یاسر و کاپیتان و محسن و و و...:x

                1- 8 سال پیش در همین روزها هنوز مقام ریاست جمهوری در دستان سید مهربان بود...
                وی که در خرداد 76 با اکثریت قاطع و برخلاف علاقه و انتظارات جناح تمامیت خواه به این مسند رسیده بود در طول سالیان خدمتش نه به کسی فحش داد, نه اقتصاد رو به عرصه نابودی رساند و نه در عرصه بین المللی انواع بدنامی ها و تحریم ها و خطرات رو به مردم کشورش تحمیل کرد... با ملایمت و به آرامی کشتی کشور را به پیش می راند..
                .با این حال مرد بزرگ زمانه و جناحش, پایگاه اجتماعی خود را از دست داده بودند و جناح مقابل با قدرت و سرعت صف آرایی می کرد...چرا؟
                یکی از دلایل آن بود که دانشگاهیان و طبقات متوسط جامعه که اصلی ترین حامیانش بودند دچار سرخوردگی شده بودند. زیرا بنا به قانون ازلی نانوشته ملی, ما ایرانیان بین نمرات از 0 تا 100, یا 100 رو می خواهیم یا اصلا هیچ چیز نمی خواهیم. او هم که هرگز نمی شد تمام رویاها رو به واقعیت تبدیل کنه 100 نگرفت و ناجرم یه 0 گنده به پاش نوشته شد...
                در نتیجه میدان خالی ماند و در انتخابات بعدی شد آنچه شد... کسی بر جای سید ممد نشست و جریانی بر سر کار آمد که عوامفریبی و دانش ستیزی و توهم و لجاجتشان خود سرفصل جدیدی بر تاریخ پردرد این سرزمین گشود...آنها که در نهایت دستانی که پرورانده بودشان را هم گاز گرفتند...
                نمی خواهم نتیجه بگیرم که فقط چون مردم به میدان نیامدند کسی چون او و از جناح او بالا نیامد... اما می خوام بگم که حتما یکی از اصلی ترین ها همانا کنار کشیدن مردم بود. چون انتظاراتشان با واقعیات و اختیارات افراد, همخوانی نداشت...[-(

                2- حال برگردیم به داستان فروم خودمان... قطعا کسی پیدا نمی شه که ادعا کنه این سایت هیچ ایرادی نداره و بهترینه.. اما حتما برای ما جذابیت ها و امتیازاتی داره که بین رقبای چندگانه اینجا را انتخاب می نماییم... در این بین مطمئنا ایرادات و اشکالاتی هم هست.. خلاصه بگویم که در موقعیت نه آنچنان پیچیده پیش آمده من معتقدم بایست ماند و اصلاح کرد اما دوستم ممرضا معتقد هست باید خروشید و رفت...
                دوستش دارم و به نظرش احترام می ذارم...;;)
                از فردای بهمن 57 گروه کثیری رفتند و گروه کثیری نیز ماندند... نمی دانم آنها که رفتند به چه ها رسیدند اما آنها که ماندند هنوز صاحب ایرانند....

                3- یقین دارم دوست خوبم ممرضا هم دلش برای تاپیک مهربان و یاسر و کاپیتان تنگ خواهد شد و به زودی به ما سر خواهد زد...
                دیر یا زودش رو نمی دونم کی هست اما چنین خواهد شد... دلیلم هم استناد به حرف عباس کیارستمی کارگردان مشهور کشورمان است . ایشان پس از دریافت جایزه جشنواره معتبر کن اعلام نموده بودند دیگر در هیچ جشنواره رقابتی فیلمی را شرکت نخواهد داد.
                به این موضوع هم چند سال پابند ماند و بعد هم از تصمیمش صرف نظر کرد .. هنگامی که خبرنگاران از او پرسیدند چه شد که تصمیمتان عوض شد؟
                پاسخ داد: تنها احمق ها تصمیم خود رو تغییر نمی دهند...
                با شناختی که از ممرضا دارم و درایتی که در ذهنش خوانده ام و انصافی که از او سراغ گرفته ام و شجاعتی که از کلامش می بارد چنین می پندارم حتی ممکن است بعد از ظهر همین امروز تصمیمش رو عوض کنه...:-?

                4- اما خودم همچنان هستم و تلاش می کنم چراغ این تاپیک وزین رو روشن نگاه دارم...خانه امنی که مهرداد مهربان با دل کوچولوش و چهار تا چشای شهلاش!! مرا به نگارش در آن دعوت کرد و من نیز اجابت کردم...
                خودم رو متعهد می بینم با مطالبم فضای این تاپیک رو با اهدافی دو گانه زینت دهم.
                A- رشد و یادگیری خوانندگان که الزاما مطالب بورسی نباشه و جنبه های دیگر زندگی رو هم در بر بگیره... B- لذت و تفریح و ایجاد آرامش در مخاطبان
                0:-)

                5- هنوز هستیم... >:D<

                ...1.بی نظیر بود....چه تحلیل کاملو جالبی....اینا همه اثرات ماهی کپوره....وقتی امگا -3 با کاپا -8 قاطی میشه این تراوشاتو داره...ممد..تحلیل 20 بود....میدونی ولی من یه چیز دیگه هم به ذهنم میرسه....یه مشکلی که جریان دوم خرداد و همون نسل نواندیش و اصلاح طلب داشت بنظر من اینه که هیچوقت نتونست پیام خودشو از طبقه نخبه و قشر دانشگاهی و متوسط جامعه به لایه های زیرین که همون عوام و اتفاقا توده های فشرده و تاثیر گذار انقلاب بودن انتقال بده....مردمی که بخاطر قلت اگاهی...نه اگاهی عمومی...بلکه ادراک جدیدی از مفهوم آزادی و انقلاب و همه لوازم همراهش به راحتی و بسرعت و باحداقل هزینه گول میخوردن و دنباله رو فردی میشن که عنان احساسات اونارو بدست بگیره....همین گسست و فاصله عمیق به طرف مقابل که اتفاقا پایگاه اجتماعی قوی در بین همین توده ها داره این امکان رو داد تا با آرایش جدید نیروها و شعارهای جدید و پوپولیستی عنان اختیار قدرت رو دوباره بدست بگیرن...برژینسکی هستم...17 ساله از تهران...:D
                ..2...نمیدونم چی بگم....ولی حرفا بنظرم درسته....هرچند باطنا دل شکسته هستم...
                ...3...حرفی ندارم...یعنی خیلی حرف دارم ولی طرف مقابل من فردیه که به درجه ای از تعالی علمی و ذهنی رسیده که اجازه نمیدم این مطلبو برش بدمو راجع بهش صحبت کنم...ولی ممد رضا...دلتنگت میشیم و منتظرتیم...این حرف و حسابا نیست...برا من لحظه ها مهمه...همین لحظه هایی که سالیان دراز برا هممون خاطره ساز میشه...
                ...4..هستی و باید باشی و شادمان هستم از حضورت و درس میگیرم از مطالب غنی و پربارت در هر عرصه ای...و خوشحالم از داشتن رفیقی مثل تو...
                ...بابا ممد جون این دل کوچولو و چشم شهلا ....الان اینایی که دارن تاپیکو میخونن فکر میکنن من سرندی پی تی ام....:D:D:D;);););)...تو فکر میکنی چرا من یه عکس از خودم نمیزارم تو تاپیک...بزارم که دیگه کسی پست نمیزنه اینجا...:->
                ...
                ..5...like
                [B]....ای امید لحظه های ناگزیر.....ساقی بی دست دستم رابگیر....

                نظر

                • satyr
                  عضو فعال
                  • Dec 2012
                  • 1229

                  #683
                  مخلص اقای دکتر و خودشکوفایی گرامی هم هستیم
                  البته ما جسارت کردیم با مدرک سیکل وارد تاپیک دکترها شدیم
                  و صد البته باعث افتخار هست که هم نام دکتر هم هستیم
                  در باب تک سهمی باید خدمتتون عرض کنم که بعضی مواقع و زمانها میطلبه ولی نه همیشه
                  الان هم سهم تاپی پیدا بشه ابایی نداریم از تک سهم شدن و استقبال هم میکنیم این از سهام.. این تاپیک رو دوست دارم چون فارغ از سهم و سهامداری هست و به یادمون میندازه تو زندگیمون غیر از سهام و سهامداری چیزای دیگری هم هست
                  آخرین ویرایش توسط satyr؛ 2013/01/08, 18:46.

                  نظر

                  • satyr
                    عضو فعال
                    • Dec 2012
                    • 1229

                    #684
                    البته نمیدونم چرا تو هر سایتی من میام از چیزی غیر از سهام بگم به پست سوم نمیکشه ومسدود میشم

                    نظر

                    • مهربان
                      عضو فعال
                      • Mar 2011
                      • 1675

                      #685
                      .....ای بابا....این پست ما تایید نشد...؟؟؟...:(
                      [B]....ای امید لحظه های ناگزیر.....ساقی بی دست دستم رابگیر....

                      نظر

                      • مندی
                        عضو فعال
                        • Oct 2011
                        • 522

                        #686
                        در اصل توسط مهربان پست شده است View Post
                        .....ای بابا....این پست ما تایید نشد...؟؟؟...:(
                        مهرداد پستت تو چشم b-) .... جورابت توحلقم :))...... فرق نشیمن گزت رو فرق سرم 0:-) عزیزمی
                        مهرداد راستی یه جا گفتی صد میلیون ضرر کردی اولاً این به ریاله یا تومن یا دلار یا دینار بعدش هم تقصیر خودته چقدر گفتم یه تومن کارت به کارت کن نکردی اینم نتیجش حالا هنوز هم دیر نشده
                        من خاک بر سر هفته دیگه امتحان دارم هیچی هم بلد نیستم همش تو تالارا هستم دنبال چند تا سهم واسه سفته بازی مهرداد کمکم کن تو که درسخونی بگو چطوری بخونم عزا گرفتم بخدا
                        دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ..... ای هیچ تر از هیچ ، تو بر هیچ مپیچ

                        نظر

                        • Captain Nemo
                          مدیر
                          • Dec 2010
                          • 2934

                          #687
                          دکتر مهرداد

                          مشکل از سایته به خدا ....
                          الان اینجا دوباره صحرای کربلا میشه ... :d
                          یاری اندر کس نمی​بینیم یاران را چه شد
                          دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

                          شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
                          مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

                          نظر

                          • مندی
                            عضو فعال
                            • Oct 2011
                            • 522

                            #688
                            در اصل توسط خودشکوفائی پست شده است View Post

                            ممدسن جون من که آشنا زیاد دارم اما به دلیل جنسیتشون از معرفی بهت معذورم... برو سرپاهای خودت وایسا...بیبینیم چی می کنی!!
                            شما جوونا هم پاک ما رو هالو گیر آوردینا...:D
                            عزییییز مگه خر مخمو گاز گرفته که بیام آشناهامو بت معرفی کنم؟!! اول تو بیا آشناهات رو به من معرفی کن بعد!!!
                            مهربان رو هم ولش کن.. اون تازه زن گرفته نیازی به این آشنابازیا نداره... :p
                            اول تشکر ویژه از محسن (محسن خان آی کیو رو حال میکنی ):x

                            ممد بابا دست مریزاد هنوز حاجیتو نشناختی باور کن این درویش در برخورد با جنس چه موافق وچه مخالف اینطوریم x_x بعدشم من همیشه تو اتوبوس سرپا وامیستم گفتم سر نخ این یارو رو گیر بیارم برم عرض تسلیت بنده خدا شاید دینی به گردن ما داشته باشه بریم ازش بگیریم چون دستش چاره کوتاس ونمیتونه کارت به کارت کنه:D حالا این وسط با چندتا مخالف وموافق هم روبرو شدیم یه احوال پرسی میکنیم اگه مشکلی داشتند کمکشون میکنیم اگرم نداشتند حداقل یه شماره کارت بهشون میدیم:">
                            دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ..... ای هیچ تر از هیچ ، تو بر هیچ مپیچ

                            نظر

                            • عليرضا جمالی
                              مدیر (ستاره‌دار 20)
                              • Oct 2010
                              • 1296

                              #689
                              در اصل توسط تازه کار پست شده است
                              برای انسانیت و جوانمردی متاسفم.
                              دستانم بسته است و پیام خصوصی یکطرفه...

                              به کاپیتان قول دادم که بحث را پیگیری نکنم ولی واقعا عده ای ناجوانمردند.
                              شما با بنده مشکل دارید به همسر و خانواده ام چکار دارید...

                              بنده بر سر قولم بودم و فردا شب برای همیشه میرفتم.
                              آقای مشکل فنی, لطفا یا پیام خصوصی مرا باز کنید یا آنرا کامل ببندید که کسی نتواند چیزی بفرستد....
                              این آخرین ارسال من در این تالار بود.
                              خداحافظ همگی
                              -------------------------------

                              خدایا ما را به خودمان وامگذار
                              با احترام
                              دوست گرامی طبق تنظیمات ویبولتین یک طرفه کردن صندوق پیام خصوصی مقدور نیست و برای اینکه ادعای جنابعالی درست باشد تنها میتوان قبل از ارسال هر پیام تنظیمات گروه کاربری مربوطه را تغییر داده و بعد از ارسال پیام نیز مجددا تغییرات دیگری اعمال کرد که بعید میدونم ادمین سایت با ارسال کنندگان پیام به شما انقدر هماهنگ باشد که برای ارسال پیام ایشان دسترسی گروه کاربری شما را به تعداد این پیام ها تغییر دهد!!!

                              بنابراین در ادامه نوشته های شما که ویرایش مطلب جناب "بابی چارلتون" را دست آویز نوشته های دور از انتظار خود قرار داده اید , به حرمت بزرگوارانی چون جناب کاپیتان نمو و جناب مهربان, بدون نیاز به حذف مطلب اخیر شما, ضروری دیدم به مطلب کذب اخیر جواب بدهم.

                              موفق باشید
                              از ادمها بت نسازید, این خیانت است ؛ هم به خودتان, هم به خودشان! خدایی میشوند که خدایی کردن نمیدانند وشما در اخر میشوید سر تا پا کافر خدای خود ساخته...

                              نظر

                              • تازه کار
                                كاربر فعال
                                • Aug 2025
                                • 121

                                #690
                                در اصل توسط عليرضا جمالي پست شده است View Post
                                با احترام
                                دوست گرامی طبق تنظیمات ویبولتین یک طرفه کردن صندوق پیام خصوصی مقدور نیست و برای اینکه ادعای جنابعالی درست باشد تنها میتوان قبل از ارسال هر پیام تنظیمات گروه کاربری مربوطه را تغییر داده و بعد از ارسال پیام نیز مجددا تغییرات دیگری اعمال کرد که بعید میدونم ادمین سایت با ارسال کنندگان پیام به شما انقدر هماهنگ باشد که برای ارسال پیام ایشان دسترسی گروه کاربری شما را به تعداد این پیام ها تغییر دهد!!!

                                بنابراین در ادامه نوشته های شما که ویرایش مطلب جناب "بابی چارلتون" را دست آویز نوشته های دور از انتظار خود قرار داده اید , به حرمت بزرگوارانی چون جناب کاپیتان نمو و جناب مهربان, بدون نیاز به حذف مطلب اخیر شما, ضروری دیدم به مطلب کذب اخیر جواب بدهم.

                                موفق باشید
                                سلام
                                بنده این پست را در حین عصبانیت زده بودم. توهین به خانواده ام چند لحظه تمرکزم را برهم ریخته بود و گمان میکردم این توهینها با هماهنگی شما یا جناب مختاری صورت میگیرد.
                                با فاصله چند دقیقه, و پس از صحبت با دوست بزرگوارم محمد(خودشکوفایی) متوجه شدم که برداشتم اشتباه بوده و پستها را حذف کردم.
                                متاسفانه ظاهرا در این فاصله شما آن را نقل قول کردید.
                                خواستم عذرخواهی کنم که تاپیک بسته شده بود.

                                علی ایحال از شما و جناب مختاری بابت صحبتهای اخیر عذرخواهی میکنم.
                                اگر صلاح میدانید هر دو پست را پاک کنید, اگر هم نه, بنده از اینکه بابت اشتباهاتم عذرخواهی کنم ترسی ندارم.

                                در مورد نحوه ویرایش پست بابی چارلتون, هنوز بر سر عقیده ام هستم و آن را معادل دزدی ادبی میدانم و ...
                                بنده منبعد در این تالار حضور نخواهم داشت.

                                نظر

                                در حال کار...
                                X