و گهگاهی دو خط شعری...

Collapse
X
 
  • زمان
  • نمایش
Clear All
new posts
  • عابد - زاهد
    عضو فعال
    • Sep 2020
    • 357

    #76
    شهر شیراز تا مرا یاد آمد ...... می و مطرب و ساغر به فریاد آمد
    سعدیا حافظ از باده بسی کام گرفت .....موسمِ عاشقی و کار به بنیاد آمد

    نظر

    • عابد - زاهد
      عضو فعال
      • Sep 2020
      • 357

      #77
      مشکلِ خویش بَرِ پیرِ مُغان بُردم دوش ..... گفت مشکل بورس زیاداست اینم روش

      نظر

      • طيب
        عضو فعال
        • Nov 2010
        • 3301

        #78
        جمیله‌ایست عروس جهان ولی هش دار
        که این مخدره در عقد کس نمی‌آید

        نظر

        • Dexterous
          ستاره‌دار(35)
          • May 2012
          • 731

          #79


          بدو گفتم تو صورت را نکو‌ گیر
          که من صورت دهم کار خود از زیر










          Dexter is to kill killers
          DEXTEROUS too
          من خار به چشمان یک عده قرمساقم

          نظر

          • pournikdast
            ستاره‌دار(2)
            • Oct 2020
            • 575

            #80
            دروغ و راست، قطعا دو چیز مختلفند

            و من همیشه به این اختلاف شک دارم

            تو باورت نشود، شاید این حقیقت نیست

            و راستش به همین اعتراف شک دارم


            به خاطر نرِ خود، از بهشت، رانده شوی

            شبیه حفره درون زمین دمانده شوی

            وبعد، مادّه ای در هوا رهانده شوی

            و بعد از آن، سرِ هر انحراف شک دارم



            سکوت کردم و تسلیم مرگ حرف شدم

            به پای لب به لبی ات، زنانه ظرف شدم

            تمام-وقت، درون گذشته صرف شدم

            به حالِ کاملِ لای لحاف شک دارم


            به تار بستنِ آغوز خشک، در پستان

            عقیم ماندن یک بوسه زیر زخم زبان

            همیشگی شدنت در زمان یخ بندان

            وشال گردن قبل از کلاف شک دارم



            درون دور، دردی به نام فاصله است

            و جبر، جمله‌ی مجهول این معادله است

            زنی که یک سرِ بالای دار حامله است..

            به سقط کردن یک اکتشاف شک دارم


            شکوفه می زند از من جریده ای، رج رج

            و روده راستی ام کسر میشود کج کج

            نتیجه می دهم از صورتی ترین مخرج

            به احتمال شفادر شیاف شک دارم..



            وغالبا به تو برمی خوریم، غول چراغ !

            برات، باز، بز آورده ایم، مای الاغ

            که مرغ، لاشه‌ی افسانه ایست، بار اجاق

            کدام قله ؟! به املای قاف، شک دارم


            (دوات، ریخت، بر طرح اولیّۀ بال

            کسی که فرض نمیکردمش در امر محال

            به چندحالت ممکن رسیده شکل سوال

            به مختصات جدید شکاف شک دارم)



            بمان که پیرهن از پشت پاره ام باشی

            نه حال رفته، که حال مضارعم باشی

            به من اضافه شوی، در گزاره ام،باشی

            به نقش گم شده ای درمضاف شک دارم


            به پوستم که ترک خورده ماسک، ماسیده

            بیا خیار بزن، سیب ها پلاسیده

            به کودکی که در آزادی ام حماسیده

            بگو به وا شدن از بند ناف شک دارم



            از مهسا ناجی

            نظر

            • e_abrishamchi
              عضو عادی
              • Dec 2010
              • 135

              #81
              ز من مپرس کیَم،یا کجا دیارِ من است
              ز شهرِ عشقم و دیوانگی شعارِ من است!

              منم ستارهٔ شام و تویی سپیدهٔ صبح،
              همیشه سویِ رهت! چشم انتظار من است



              ❣️🌿
              #سیمین_بهبهانی

              نظر

              در حال کار...
              X